آمارکرونا(COVID-19) درآخرین  روز سال۱۳۹۹

آمارکرونا تاساعات پایانی سال ۱۳۹۹(تحویل سال۱۴۰۰

تعداد مبتلایان به  ویروس(COVID-19) کووید-۱۹درجهان : ۱۲۲,۸۹۸,۸۹۸نفر 

فوتی‌های : ۲,۷۱۳,۵۸۵ نفر 

آمار بهبود یافتگان : ۹۹,۰۵۵,۹۳۷ نفر

بیماران تحت درمان مبتلابه ویروس کرونا : ۲۱,۱۳۰,۰۰۰نفر

«ایران »نیز از نظر تعداد مبتلایان  در رده پانزدهم قرار  وازنظرتعدادجان باختگان درردیف دوازدهم  قراردارد.

نامکشورمبتلایانفوتیابتلادر۱میلیونفوتیهادر ۱میلیونمبتلایان یک روزتوضیحات
۱امریکا۳۰ میلیون نفر۵۵۵ هزار۹۱,۵۳۷نفر۱,۶۶۷نفر۶۶ هزارنفر 
۲برزیل۱۲میلیون۲۹۱هزار۵۵,۵۹۴۱,۳۶۰نفر۵هزار 
۳مکزیک۲میلیون و۲۰۰هزار۱۹۷هزار۱۶,۸۴۳۱,۵۱۸نفر۶هزار 
۴هند۱۲میلیون ۱۶۰نفر۸,۳۱۵۱۱۵نفر۹۰هزار 
۵انگلیس۴میلیون و۳۰۰هزار۱۲۶هزار۶۲,۸۹۵۱,۸۴۹نفر۵هزار 
۶ایتالیا۳میلیون و۳۰۰هزار۹۵هزار۵۵,۱۷۴۱,۷۲۶نفر۲۶هزار 
۷فرانسه۴میلیون و۲۰۰هزار۹۲ هزار۶۳,۹۶۲۱,۴۰۲نفر۲۵ هزار 
۸روسیه۴میلیون و۵۰۰هزار۹۴ هزار۳۰,۴۰۱۶۴۶نفر۱۰هزار 
۹آلمان۲میلیون و۷۰۰هزار۷۵ هزار۳۱,۴۹۹۸۹۴نفر۱۷هزار 
۱۰اسپانیا۳میلیون و۲۰۰هزار۷۳ هزار۶۸,۶۸۷۱,۵۵۹نفر۱۰هزار 
۱۱ترکیه۳میلیون۳۰هزار۳۴,۹۶۶۳۵۱نفر۲۱هزار 
۱۲کلمبیا۲میلیون و۳۰۰هزار۶۲ هزار۴۵,۳۳۷۱,۲۰۵نفر  
۱۳آرژانتین۲میلیون و۲۰۰هزار۵۵هزار۴۹,۱۲۸۱,۱۹۷نفر  
۱۴لهستان۲میلیون نفر۴۹هزار۵۳,۱۵۷۱,۲۹۱نفر۲۶هزار 
۱۵ایران۱میلیون و۸۰۰هزار۶۲ هزار۲۱,۰۷۵۷۲۷نفر  
۱۶افریقا.ج۱میلیون و۵۰۰هزار۵۲ هزار۲۵,۶۵۸۸۷۰نفر  
۱۷.........    
۱۸عراق۷۸۴,۷۱۶۱۳,۹۳۷    
۱۹عربستان۳۸۴,۲۷۱۶,۵۹۶    

جان باختگان در۲۴ساعت گذشته:

۱- آمریکا  :۲ هزار و ۵۳۷ نفر

۲- برزیل :هزار و ۱۹۵ نفر

۳- مکزیک :هزار و ۷۵ نفر

۴- هند : ۸۹ نفر

۵- انگلیس :۷۳۸ نفر

۶- ایتالیا :۳۶۹ نفر

۷- فرانسه :۳۱۰ نفر

۸- روسیه :۴۶۷ نفر

۹- آلمان : ۵۳۸ نفر

۱۰- اسپانیا :۳۳۷ نفر

۱۱-ایران : ۷۵ نفر 

توضیح نگارنده-پیراسته فر:درآمارجدول تعدادرا «گرد»کرده ام وردیف ۱۸و۱۹مشمول ترتیب نیستند.

جمعیت جهان۷میلیاردو۸۵۳میلیون نفر

آمارآنلاین  مبتلایان وجان باختگان کرونا درجهان رابه بتفکیک کشورهادراین لینک ببینید:

آخرین وضعیت ویروس کرونا (کووید -19) | TRT Persian

بعدازکلیک روی لینک رنگ سبز-بازشدن سایت «موس درلپتاپ» ویا«انگشت درگوشی» راروی نقشه بگذارید-برروی هرکشوری نگه دارید«آمار»آن کشور رامشاهده می کنید.

این لینک هم مفیداست:

https://www.trt.net.tr/espanol/covid19

مسجدالحرام"کعبه" درایام کرونا

مسجدالحرام درایام کرونا

عربستان سعودی برای محافظت از مکه و مدینه در برابر انتشار ویروس کرونا استفاده اقداماتی انجام داده، همه دستگاه‌های توزیع آب زمزم را بسته و ورود مواد غذایی را در مساجد مقدس ممنوع کرد.

مسجدالحرام

مسجدالحرام

قوانین جدید شامل تعطیلی هر دو مسجد (مسجدالحرام و مسجد النبی) بین نماز عشاء و نماز صبح و ممنوعیت ورود مواد غذایی به این دو مجتمع است.

مسجدالنبی

مسجدالحرام

کوه صفا و کوه مروه در داخل مسجدالحرام نیز تا زمان برداشته شدن ممنوعیت عمره بسته می‌شوند. دستگاه‌های توزیع آب زمزم در هر دو مسجد نیز خاموش خواهد بود.

مسجدالحرام درایام کرونا

مسجدالحرام

تصاویرمکه و مسجدالنبی(ص) از فضا+ عکس

مسجدالحرام -قبل ازکرونا

کعبه

کرونادرعربستان

مبتلایان:384,271 نفر

جانباختگان : 6,596نفر

بهبودیافتگان : 373,864 نفر

تست شدگان :14,547,879نفر

مبتلایان در یک میلیون نفر:10,917

جان باختگان درهریک میلیون نفر:187نفر

عفونت "واژن"درمانهای خانگی

علت خارش واژن ودرمان

خارش واژن (Vaginal itching)

درمانی خانگی

درمان باماست

ماست حاوی نوعی باکتری به نام لاکتوباسیلوس است که در دستگاه تناسلی نیز زندگی می کند. برخی استفاده از مخلوطی از ماست و عسل در قسمت بیرونی یا داخل واژن می تواند به درمان عفونت قارچی کمک کند که ممکن است علت خارش واژن باشد.

یک تامبون آغشته به ماست رالای شیارآلت تناسلی-واژن- قرار دهید تا خارش وازن بهبودیابد. 

درمان باسرکه سیب

یکی از خصوصیات بالقوه سرکه سیب، خاصیت ضدباکتریایی آن است که با قارچ ها و باکتری ها مبارزه می کند. استفاده از این روش درمانی خانگی، از گذشته تا به حال مورد استفاده قرار می گرفته است. فقط کافی است حدودا ۲ قاشق غذا خوری از سرکه سیب را با کمی آب گرم مخلوط کرده و روزی ۲ بار، واژنتان را با آن شستشو دهید.

سرکه سیب درمان مناسبی برای خارش واژن است ، برای رفع سوزش و خارش مفیداست.

۲ قاشق از سرکه سیب خالص  را داخل یک لیوان آب گرم مخلوط کنید و روزانه ۲ بار واژن را با آن شستشو دهید.

یا-یک قاشق سرکه سیب را به همراه یک قاشق عسل داخل یک لیوان آن گرم حل کنید و مثل نسخه ی قبل روزانه ۲ مرتبه واژن را با این محلول شستشو دهید.

درمان باعسل 

عسل طبیعی را به عنوان یک پماد در منطقه آسیب دیده اعمال کنید . آن را حدود ۳۰ دقیقه بگذارید بماند ، سپس حمام آب گرم بگیرید . این کار را حداقل دو بار در روز تکرار کنید تا علائم بهبود پیدا کنند . همچنین ، دو بار در روز یک قاشق غذا خوری عسل همراه با یک لیوان آب گرم بخورید.

برای استفاده از عسل به منظور درمان خارش، کافی است  به مدت ۱۵ دقیقه، کمی از عسل را بر روی واژن بزنید. پس از گذشتن زمان لازم، واژن خود را با آب گرم بشویید.

درمان با روغن نارگیل

این روغن نارگیل  دارای خاصیت ضدباکتریایی و ضد قارچی بوده و در درمان خارش واژن موثر واقع شده است. برای اینکه از این روش خانگی بتوانید بیماری خود را درمان کنید، فقط کافی است کمی از این روغن را بر روی واژن خود بزنید. اجازه دهید تا کاملا خورد پوستتان برود.

درمان موثر و سریع خارش واژن با آب و نمک

*برای درمان خارش واژن با آب نمک بایستی یک قاشق غذاخوری نمک را داخل یک لیوان آن حل کنید و برای شستشوی واژن از ان استفاده کنید. این روش به سرعت خارش وازن را تسکین می بخشد.

*یک ونیم فنجان (۵۰گرم)نمک را داخل وان پر از آب گرم حل کنید و به مدت ۱۰ الی ۱۵ دقیقه داخل آن بنشینید. این کار را دوبار در روز تکرار کنید که به سرعت خارش واژن متوقف و درمان می شود.

درمان موقت باکمپرسور سرد

تکه ای یخ را داخل یک پارچه ی تمیز بپیچید. برای چند دقیقه آن را روی واژن قرار دهید. بعد از دقیقه ای آن را برداشته و بعد از گذشت ۳۰ ثانیه دوباره تکرار کنید.این روش یک روش برای درمان سریع خارش واژن است.

دارو/پماد

برای عفونت قارچی  : ۳ عدد قرص فلوکونازول ۱۵۰ را  هر ۷۲ ساعت یک عدد مصرف کنید.

پماد«تریامسینولون» و «کلوتریمازول» رابصورت موضعی روی قسمت بیرونی ناحیه تناسلی بمالید.

توضیح مدیریت وبلاگ-پیراسته فر:برای اطلاعات بیشتربه این لینک مراجعه کنید:

عفونت واژن+درمانهای خانگی،سنتی

پیشنهادامام جمعه برای نجات از"آقازادگی وآقازاده ها"مدیران کشور فاقدفرزندباشند

پروژه های دولت بصورت ناتمام« افتتاح »می شود!

آخرین نمازجمعه رشت درسال۱۳۹۹: بعضی آقازاده ها بلای کشور هستند و این آتشی محسوب می شود که دامن جامعه اسلامی را گرفته است..هرکس به مقام وموقعیتی می رسد،چندنفرازبستگانش دوروبرش هستند...آنقدراین مسئله ناراحت کننده است که پیشنهادمی شودکسانی درپُستهای مدیریتی باشندکه «زاده ای»نداشته باشندتا«آقازاده»ای هم  نباشد!.

آیت الله رسول فلاحتی امروز (۲۹ اسفند ۱۳۹۹)در خطبه های نمازجمعه رشت با توصیه همگان به رعایت تقوای الهی و اجتناب از گناهان گفت: امروز پنجم ماه شعبان (١٤٤٢)مصادف با سالروز ولادت با سعادت امام سجاد(ع) است و امیدواریم خدای متعال در سایه اشک های امام زین العابدین(ع) ما را با آن حضرت محشور کند.


امام جمعه رشت بااشاره به یازدهم شعبان«روز جوان»  سالروز ولادت حضرت علی اکبر(ع) گفت: 
علی اکبر(ع)از حیث اخلاق شبیه ترین مردم به پیامبر(ص) بود، در راه حق استقامت داشت، به نیازمندان و فقرا کمک می کرد و از بصیرت لازم برخوردار بود.

مسائل ومصائب دولت
نماینده ولی فقیه در گیلان، سال ۱۳۹۹ را پر نوسان و دارای فراز و نشیب های بسیار به ویژه در مسائل اقتصادی دانست و خاطرنشان کرد: در سال جاری دستگاه اجرایی کشور عزم و اراده ای برای رفع مشکلات اقتصادی مردم نداشت.
آیت الله فلاحتی با بیان اینکه متاسفانه نظارت و کنترلی در بخش های ارز، طلا، مسکن و خودرو صورت نگرفته است،نتیجه به توجهی به مسائل اقتصادی در سال جهش تولید، تاثیر منفی در تولید بوده است.
نخستین آسیب نابسمانی های اقتصادی در طبقه ضعیف جامعه تاثیر می گذارد و بخش های آسیب پذیر جامعه ضعیف تر می شوند... دلالی در عرصه ارز، طلا، مسکن و خودرو به طور کامل مشهود است..بعضی از نابسمانی های اقتصادی مانند بیابان سوخته برای کسانی به جا می ماند که در آینده می آیند،،گرانی در همه بخش ها به مردم آسیب می رساند.

امام جمعه رشت گفت:گفته می شودکه «دولت عزم برعدم کنترل نابسامانی داشته!» ودرادامه گفت :خیلی ازپروژه هایی که دولت افتتاح می کند،بصورت ناتمام افتتاح می شود!

 امام جمعه رشت درادامه گفت:البته ما به دنبال سیاه نمایی نیستیم ،دولت، اقداماتی هم انجام داده است!.

دولت جوان انقلابی مشکلات راحل می کند
آیت الله رسول فلاحتی درباره انتخابات سال آینده گفت:امیدواریم با شکل گیری دولت جوان انقلابی آسیبهای وارد شده به کشور ترمیم شود،دولتی می خواهیم که با مردمانش مهربان باشد و در برابر دشمنان مانند شیر بتازد.

دستگیری یک عضوشورای شهررشت

توضیح نگارنده-پیراسته فر:هفته قبل یک عضو شورای شهر رشت(دوره پنجم) در یک خانه فساد دریکی ازروستاهای  صومعه‌سرا  بازداشت شدکه در محل دستگیری این عضو شورای شهر رشت، مشروبات الکلی نیز موجودبوده است،شخص دستگیرشده که زمانی خودرادرکرسی بلدیه رشت می دید،درجلسه استیضاح آخرین شهرداری که حکم براخراجش دادندگفته بود:بنده دو نفر را به شهردار معرفی کردم اما شهردار گفت که با انها نمی توانم کار کنم...آقای ..!تاریخ مصرفتان گذشته است یا باید بروید و یا باید با دوستان کنار بیاید.

نماینده ولی فقیه در گیلان، به انتخابات شورای شهر و روستا که همزمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزارخواهدشد گفت : شوراها جزو اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است اما در دوره ای از تاریخ انقلاب اسلامی بعضی ها برای خوش نمایی این قانون را عملیاتی کردند و آسیب هایی متوجه شهرها و روستاها شده است،نامزد تصدی شورا باید مومن، انقلابی، کاربلد و دارای طرح و ایده باشد ضمن اینکه دور از زدوبندهای سیاسی عمل کند.
وی با بیان اینکه برخی شوراها را سکوی پرش برای خود درست کردند،به بنده خبر رسیده بعضی از اعضای شوراها بی نماز هستند.
نماینده ولی فقیه در گیلان، خواستار ارائه طرح توسط نمایندگان مجلس برای اصلاح قانون شوراها شد.

توضیح نگارنده :خطبه اول درساعت ۲۴ : ۱۲شروع ودرساعت ۳۴ : ۱۲پایان رسید(ده دقیقه)

خطبه دوم درساعت ۳۴ : ۱۲ شروع ودرساعت  ۱۳به پایان رسید(۲۶دقیقه)

مجموع دوخطبه: ۳۶دقیقه درحالیکه تاقبل ازکرونا مجموع ۲خطبه حدود ۲۵دقیقه زمان می برد،بندرت تانیم ساعت هم بطول می انجامید.

اولین نمازجمعه رشت به امامت آیت الله رسول  فلاحتی

جمعه ۱۷ فروردین ۱۳۹۷(١٩رجب ١۴٣٩)اولین نمازجمعه به  امامت آیت الله رسول فلاحتی -درمصلی رشت-اقامه شد

بترتیب،ازراست:سردارحاتمی،آیت الله احمدمروی-دفتررهبری(تولیت آستان قدس رضوی)،فلاحتی،رئیس دفتر مقام معظم رهبری(آیت الله محمد محمدی گلپایگانی‌)..روبروی آیت گلپایگانی،استاندارگیلان(مصطفی سالاری)

دراولین نمازجمعه آیت الله فلاحتی : خطبه اول درساعت۱۳:۳۳شروع و درساعت۱۳:۴۳دقیقه تمام شد یعنی خطبه ۱۰دقیقه زمان برد.

مصلی رشت​

 

خطبه دوم درساعت۱۳:۴۴شروع شدودرساعت۱۴:۰۵به اتمام رسید یعنی خطبه دوم ۲۱دقیقه بطول انجامید.

تاچندماه دیگر"اینترنت ماهواره ای"پروژه استارلینک درایران

۱۲میلیون تومان تجهیزات اولیه+۲۴۰۰۰۰۰تومان هزینه اشتراک ماهانه.

تاچندماه دیگر«اینترنت ماهواره ای»پروژه استارلینک درایران

پروژه استارلینک که در ایران به عنوان اینترنت ماهواره‌ای شناخته می‌شودباسرعت بین ۵۰ مگابیت بر ثانیه تا ۱۵۰ مگابیت بر ثانیه و تأخیر آن بین ۲۰ الی ۴۰ میلی‌ثانیه است.

هزینه اشتراک ماهانه«اینترنت ماهواره ای» بسیار بیشتر از هزینه  دریافت اینترنت فعلی است. طوری که یک‌بار باید ۵۰۰ دلار برای سخت‌افزارهای زمینی(تجهیزات) لازم هزینه کرد و سپس ماهانه ۱۰۰ دلار برای خود سرویس اینترنت پرداخت کرد.

 پروژه اینترنت فضایی «ایلان ماسک» بنیان گذار شرکت «اسپیس ایکس» است.

«خدمات استارلینک» ابتدا در سال گذشته در آمریکای شمالی ارائه شد و به افراد این امکان را داد تا از شبکه پرسرعتی که از صورت فلکی ماهواره‌ای اسپیس ایکس ارسال می‌شد استفاده کنند.

بیش از ۱۰۰۰ ماهواره استارلینک در حال حاضر در مدار هستند و طرحی در دست است که طی چند سال آینده ده‌ها هزار ماهواره دیگر نیز به آنها اضافه شود.

درآمد اینترنت ماهواره‌ای صرف استقرار انسان در مریخ می‌شود

امید رهبر در مصاحبه با ایسنا، با بیان اینکه استارلینک یک پروژه خصوصی است، گفت: اما آقای ماسک که اخیراً به‌عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته شد، اعلام کرده که با دستیابی به رشد پایدار سوددهی، می‌تواند عمومی شود. هر ثروتی که از این راه تولید شود می‌تواند به سرمایه‌گذاری در رویای جاه‌طلبانه او یعنی استقرار انسان در مریخ به کار گرفته شود.

وی در ادامه افزود:« ایلان ماسک» و «اسپیس‌ایکس» امیدوارند که فناوری استارلینک در پر کردن شکاف اتصال به اینترنت، بین مناطق روستایی و شهری کارآمد باشد.

ماهواره‌های استارلینک سیگنال اینترنت را مستقیماً به یک گیت‌وی(Gateway)یا «کامپیوتر کاربر» ارسال می‌کنند. این یعنی زیرساخت بسیاری کمتری برای دریافت سیگنال اینترنت در خانه‌های روستایی مورد نیاز است.

« اسپیس‌ایکس» می‌گوید که اینترنت استارلینک، سریعتر و با تأخیرکمتر از اینترنت‌های ماهواره‌ای کنونی ارائه خواهد شد.

 اینترنت ماهواره‌ای تا چند ماه دیگر به ایران می‌رسد

این کارشناس حوزه فناوری در خصوص اینکه تأخیر در اینترنت استارلینک کمتر از سایر اینترنت‌های ماهواره‌ای است، توضیح داد: تاخیر مدت زمانی است که برای ارسال داده‌ها از یک نقطه به نقطه دیگه لازم است. هنگامی که ماهواره‌ها از زمین دور هستند، تأخیر زیاد است در نتیجه عملکرد ضعیفی برای فعالیت‌هایی مثل تماس‌های تصویری یا بازی‌های آنلاین وجود دارد اما ماهواره‌های استارلینک ۷۰ تا ۱۰۰ برابر از ماهواره‌های مخابراتی متداول به‌زمین نزدیک‌تر هستند و به همین دلیل اینترنت استارلینک با تأخیر کمتری مواجه خواهد بود.

همه تجهیزات مورد نیاز برای دریافت اینترنت استارلینک

چرا دنیا بی صبرانه منتظر اینترنت استارلینک است؟

«امیدرهبر» در ادامه با بیان اینکه اینترنت ماهواره‌ای پدیده‌ی جدیدی نیست و همین حالا نیز شرکت‌هایی وجود دارند که خدمات اینترنت ماهواره‌ای ارائه می‌دهند گفت: بزرگ‌ترین ارائه‌دهنده‌های اینترنت ماهواره‌ای درحال‌حاضر ۲ شرکت ویاست (ViaSat) و هیوزنت (HughesNet) هستند.

هر ۲ این شرکت‌ها برای اولین‌بار در سال ۲۰۱۲ سرویس اینترنت ماهواره‌ای خود را ارائه دادند و هیوزنت یک میلیون و ۳۰۰ هزار مشترک در آمریکا دارد.

وی در پاسخ به اینکه چرا با وجود اینکه اینترنت ماهواره‌ای از حدود یک دهه پیش ارائه شده ولی اکنون بسیاری از مردم دنیا با اشتیاق فراوان اخبار پروژه‌ استارلینک را دنبال می‌کنند و بی‌صبرانه منتظر عرضه‌ اینترنت ماهواره‌ای اسپیس ایکس هستند هم اظهار کرد: یکی  از دلایل این است که استارلینک سرعت بسیار بیشتر و تأخیر یا Latency بسیار کم‌تری نسبت به دیگر اینترنت‌های ماهواره‌ای دارد.

استارلینک قرار است جهانی باشد و از لحاظ تئوری قابلیت سرویس‌دهی آن مختص منطقه‌ جغرافیایی خاصی نخواهد بود. استارلینک باتوجه‌به تعداد بیشتر ماهواره، پهنای باند بسیار بیشتری خواهد داشت و درنتیجه به کاربران بسیار بیشتری سرویس خواهد داد.

«امیدرهبر»در خصوص آخرین وضعیت پروژه استارلینک هم گفت: «استارلینک» تاکنون بیش از ۱۰ هزار کاربر در کشورهای استرالیا، نیوزلند، مکزیک و بخش‌هایی از آمریکا و کانادا داشته است. هدف این است که دیگر نقاط جهان نیز در سال ۲۰۲۱ مورد پشتیبانی قرار بگیرند.

این کمپانی نخستین ماهواره‌های آزمایشی خود را در سال ۲۰۱۸ به فضا پرتاب کرد. بعد از این هم شاهد ارسال ۶۰ ماهواره رسمی استارلینک در سال ۲۰۱۹ بودیم.

«اسپیس ایکس »حدوداً ۱۰۰۰ ماهواره به مدار زمین فرستاده است. به مرور زمان، اسپیس ایکس می‌خواهد هر سه ماه یک‌بار حداقل یک موشک فالکون به مدار زمین بفرستد که ۶۰ ماهواره در هر کدام تعبیه شده است.

رهبر در خصوص سرعت اینترنت استارلینک هم گفت: بنا به اعلام وبسایت رسمی پروژه استارلینک، سرعت بین ۵۰ مگابیت بر ثانیه تا ۱۵۰ مگابیت بر ثانیه و تأخیر آن بین ۲۰ الی ۴۰ میلی‌ثانیه است.

سرنوشت اینترنت ماهواره‌ای در ایران چه می‌شود؟

«امیدرهبر» در پاسخ به اینکه اینترنت استارلینک چه زمانی به ایران خواهد رسید و بهترین سیاست در قبال این موضوع چه باید باشد، هم گفت: اینترنت استارلینک خیلی سریعتر از آنچه فکر می‌کنیم در ایران هم در دسترس خواهد بود و تا چند ماه آینده در آسمان ایران ظاهر می‌شود اما باید صبر کرد تا دید شرایط ارائه سرویس اینترنت ماهواره‌ای اسپیس ایکس در ایران چگونه خواهد بود.

رهبر افزود: علاوه بر این سوال اینجاست که آیا وزارت ارتباطات ایران مجوز استفاده از این نوع اینترنت را صادر می‌کند. از آنجا که «اسپیس ایکس یک شرکت آمریکایی است ملزم به رعایت قوانین دولت آمریکاست» بنابراین ارائه این سرویس مانند سایر سرویس‌های دیگر شرکت‌ها دستخوش برخی جهت گیری‌های سیاسی خواهد بود. مواضعی که در همین ابتدای کار دیده می‌شود بدون شک بر کیفیت و کمیت ارائه سرویس اینترنت موثر خواهد بود.

وی ادامه داد: جدای از بحث مشکلات گرفتن مجوزها واقعیت امر این است که هزینه اشتراک ماهانه برای دریافت سرویس اینترنت ماهواره‌ای بسیار بیشتر از هزینه دیگر راه‌های دریافت اینترنت است. طوری که یک‌بار باید ۴۹۹ دلار برای سخت‌افزارهای زمینی لازم هزینه کرد و سپس ماهانه ۹۹ دلار برای خود سرویس اینترنت پرداخت به همین دلیل استفاده از اینترنت ماهواره‌ای نه تنها در ایران بلکه در کل دنیا در حال حاضر یک روش رایج نیست.

اینترنت ماهواره‌ای را نمی‌توان محدود کرد

این کارشناس حوزه فناری در پاسخ به اینکه آیا امکان اختلال در اینترنت ماهواره‌ای استارلینک به وسیله پارازیت وجود دارد یا خیر هم گفت:  شرکت اسپیس ایکس اعلام کرده قطر هر دیش که در پک خریداری شده موجود است، ۷۰ سانتی متر است. دیش را در هر جا که قرار دهید از غرب به شرق به ازای هر ۱۰ سانتیمتر یک سیگنال ماهواره اسپیس ایکس دریافت می‌کند. با این حساب تا امروز هر دیش در هر جایی که قرار بگیرد از سه ماهواره سیگنال دریافت خواهد کرد. دیش‌ها دارای سیستمی هستند که  به صورت کاملا ًهوشمند چرخیده و قویترین سیگنال از بین سه سیگنال را تشخیص داده و روی بهترین و قویترین آنها متمرکز می‌شوند. اوج تکنولوژی اینجاست که با جابجا کردن محل دیش، مثلاً ۷۰ سانتیمتر، کاربر  سیگنال را از سه ماهواره دیگر دریافت خواهد کرد. قرار است تا دو سال دیگر سه سیگنال تبدیل به ۱۰ سیگنال شود. بنابراین جلوگیری رسیدن سیگنال به دیش کاری بسیار دشوار است.

وی اضافه کرد: همچنین کسانی که به دنبال مقابله با اینترنت ماهواره‌ای هستند  به اندازه کافی با استار لینک آشنا نیستند چون  شبکه جی پی اس موقعیت یابی در دنیا دارای ۶۰ ماهواره است. در آینده جی پی اس روی ماهواره‌های استار لینک می‌رود. این اتفاق ابعاد عجیب و غریبی دارد و مقابله با آن با طرح‌های خنده‌دار ممکن نیست.

اینترنت استارلینک خواه ناخواه در ایران فراگیر خواهد شد

وی افزود: رهبر در پایان با اشاره به توییت ایلان ماسک در خصوص توسعه اینترنت ماهواره‌ای و امکان استفاده مردم ایران از آن، تصریح کرد: تاکنون حدود ۴۰ درصد از ماهواره‌های این شرکت در مدار قرار گرفته و طی چند سال آینده خواه ناخواه اینترنت استارلینک در دنیا و ایران فراگیر خواهد شد

بنابراین در چنین شرایطی به جای سیاست مقابله، همکاری شرکت اسپیس ایکس منطقی‌تر خواهد بود. البته با توجه به تحریم‌ها این همکاری می‌تواند غیر رسمی باشد. ضمن اینکه تکنولوژی‌ هیچ مرزی ندارد و امکان دریافت مستقیم در آینده دور از ذهن نخواهد بود و در بحث هزینه اینترنت ماهواره‌ای ایلان ماسک نوید کاهش هزینه‌ها را در آینده داده است./۲۶ اسفند ۱۳۹۹

توضیح مدیریت وبلاگ-پیراسته فر:یورونیوز(۰۵ مهر ۱۳۹۹)نوشت:

ارسال ماهواره‌ای اینترنت فضایی استارلینک جهان ارتباطات را متحول خواهد کرد اما آیا این ماهواره‌ها می‌توانند فیلترینگ را دور بزنند؟

پروژه استارلینک یکی از پروژه‌های بلند پروازانه اسپیس ایکس است. در این طرح اسپیس ایکس در هر پرتاب حدود ۶۰ ماهواره را در مدار قرار می‌دهد.

تا کنون ۶۵۰ ماهواره در مدار قرار گرفته‌ است و برای پوشش حداقلی باید حدود ۸۰۰ ماهواره در مدار قرار گیرند. برای رسیدن به بهترین حالت پوشش در فازهای نهایی این تعداد باید به ۱۲ هزار عدد برسند.

فاصله استقرارماهواره های مخابراتی

ماهواره‌های کنونی مخابراتی در مدار ۳۶ هزار کیلومتری زمین قرار دارند، این فاصله زیاد باعث می شود تا استفاده از اینترنت‌های ماهواره‌های کنونی با تاخیر قابل ملاحظه، خدمات ضعیفی را عرضه کنند این خدمات با تاخیری که حدود ۲۴۰ میلی ثانیه است کار می‌کند. برای آنکه اینترنت برقرار باشد امواج باید فاصله ۳۶ هزار کیلومتری از زمین را که با سرعت نور طی می‌شود چندین بار طی کنند.

اما قرار گرفتن در مدار ۵۰۰ کیلومتری از سطح زمین این تاخیر را عملا از بین می برد.

«ماهواره‌های استارلینک» در مدار نزدیک زمین قرارمی‌گیرند که تقریبا ۷۲ برابر نزدیک‌تر از ماهواره‌‌های مخابراتی دیگر به زمین است. این نزدیک‌تر بودن کیفیت بیشتر اینترنت را ایجاد می‌کند.

برای دریافت امواج ماهواره استارلینک به یک سیستم کوچک دریافت و ارسال امواج نیاز است که توسط استارلینک عرضه می شود. سرعت این شبکه در گام اول ۱۰۰ مگابیت در ثانیه و در فاز نهایی به بیش از یک گیگ در ثانیه می رسد.

قیمت اینترنت ماهواره ای؟

قیمت استفاده از اینترنت استارلینک ۱۰۰ دلار به صورت ماهانه اعلام شده است شاید دیگر نتوان آن را ارزان دانست. علاوه بر اینکه باید تجهیزاتی به قیمت ۵۰۰ دلار نیز تهیه نمایید. البته باید بدانیم اینترنت ماهواره استارلینک اگر مطابق با وعده های داده شده پیش برود، یقینا جایگزین اینترنت ADSL و اینترنت همراه خواهد شد. 

توضح نگارنده-پیراسته فر:خودروی «آشغالی »درفضاجمع آوری اشغالات فضایی وماهواره‌های غیرفعال

فضاپیمایی برای جمع‌آوری زباله‌های فضایی ساخته می‌شود

شرکتی به نام کورس اوربیتال(Kurs Orbital) قصددارد با فراهم کردن فضاپیماهای در مدار به گسترش فعالیت‌های انسانی در فضا کمک خواهد کرد. این شرکت می‌گوید: فضاپیماهای چندبار مصرف ما که در مدارهای مختلف قرار دارند به افزایش عمر ماهواره‌ها و انجام ماموریت‌های جمع‌آوری زباله فضایی کمک می‌کنند.

ولادیمر اوسوف(Volodymyr Usov) رئیس سابق آژانس فضایی اوکراین، این شرکت جالب توجه را که به شدت به آن نیاز داریم هدایت می‌کند. این شرکت قصد دارد اوایل سال ۲۰۲۳ یک فضاپیما به صورت نمایشی به فضا بفرستد.

اوسوف به اسپیس‌نیوز گفت که این شرکت از فناوری‌های مورد استفاده‌ی شوروی در دهه‌ی ۱۹۸۰ استفاده خواهد کرد.

او ادامه داد: اما ما به این سیستم اکتفا نمی‌کنیم. کورس اوربیتال در حال ساخت ماژول‌های جدید است که دارای دید ماشینی، رادار و ربات هستند که امکان اتصال کاملا خودکار به اجسام را فراهم می‌کند. این موضوع باعث صرفه‌جویی میلیاردها دلار می‌شود. "کورس اوربیتال" اکنون در حال جمع‌آوری ۶.۵ میلیون دلار برای اولین سفرش است.

اوسوف گفت: من فکر می‌کنم در سال ۲۰۲۳ طبق برنامه ماموریتی نمایشی داشته باشیم.

این تازه شروع کار است و این شرکت قصد دارد تا سال ۲۰۲۵ چهار فضاپیما برای خدمت رسانی به ایستگاه‌های فضایی داشته باشد. آن‌ها سرمایه‌ی این ماموریت‌ها را در طول سال‌های آینده جمع‌آوری خواهند کرد./۲۶ اسفند ۱۳۹۹ایسنا

توضیح نگارنده-پیراسته فر:برای اطلاع ازآمارماهواره ها،ناکا ،ناسا،سازمان فضایی بین المللی،ماهواره های مستعمل ومعلق درفضا،زباله های فضایی وفضانوردان ایرانی به این لینک مراجعه کنید:

آمار«ماهواره ها»درفضا+ماهواره های مستعمل،زباله هادرفضا 

حیواناتی که در"کشتی نوح" بودند"جودی"کجاست؟

حیواناتی که سوارکشتی نوح شدند

 «طوفان نوح »در سرزمینی رخ داد که آن پیامبر در آن سکونت داشت.

۲زمین شناس امریکا واقعه فاجعه بار«سیل» دریای سیاه  را کشف کردند که ۷ میلیون و۶۰۰ سال پیش اتفاق افتاده است.

توضیح پژوهشگر-پیراسته فر:کشتی نوح چیست،آیات وروایات چه می گویند،اکتشافات دانشمندان برروی کشتی نوح رابررسی می کنیم.

*طوفان حضرت نوح «فرا منطقه ای» بوده ؛واما مقصود از فرا منطقه ای همه دنیا مقصود نیست، زیرا آن زمان مثل حالا نبود که جمعیت زیادی در سراسر عالم باشند، بلکه آن زمان بیش تر سرزمین ها، خالی از سکنه بوده اند، و پوشش جمعيتي كره زمين بسيار محدود و در مناطق خاصي بوده است،بطورمثال قاره امریکا ۵۳۰سال پیش کشف شد(۱۴۹۲میلادی).

*طوفان نوح که به عنوان بلا و عذاب نازل شد تنها شامل حال کسانی می شود که در طول سالها دعوت نوح حجت بر آن ها تمام شده بود و دیگر امیدی به هدایتشان نبود اما مردم دیگر مناطق زمین که دعوت نوح به گوش آن ها نخورده بود مستحق عذاب نبودند.

حیواناتی که درکشتی نوح بودند: گاو، شتر، بز و گوسفند که اگر از هر کدام اینها، نوع وحشی اش را هم در نظر بگیریم می شود ، هشت زوج می شود، علاوه براین،تعدادی پرندگان از وحشی و اهلی سوار کشتی شدند.

نخستین جنبنده‌ای که به کشتی وارد شد، «مورچه» بود و آخر همه« اُلاغ» بود.

ابعادکشتی نوح: طول ۶۰۰متر و عرض ۳۰۰ بود. 

ازکُتب مقدس چنین استخراج کرده اند :

مدت ساخت کشتی: یک قرن سال.

سن نوح زمان وقوع طوفان: در ۶۰۰ سالگی.

مدت بارندگی: ۴۰ روز و ۴۰ شب.

مدت شناور بودن کشتی: ۱سال و ۳ ماه 

ابعادکشتی نوح : ارتفاع ۱۳ متر، طول ۱۳۷ متر، عرض ۲۲ متر 

 موجوداتی که سوارکشتی نوح شدند:«حشره»۲ میلیون عدد، «پرنده»۱۷ هزار  قطعه ،«خزنده»۱۲ هزار عدد ،«پستاندار»۹ هزار عدد ، «دوزیستان»۵ هزار عدد ، و۷  نفر «انسان».

 

 کشتی  از طبقات مختلفی تشکیل شده بود، طبقه ای برای انسانها، طبقه ای برای چهارپایان و طبقه ای نیز برای حیوانات درنده.

طبقه بالا کشتی، حضرت نوح علیه السلام و مؤمنان به آنحضرت حضورداشتند.

جانوران وحشی و درنده در طبقه زیرین قرار داشتند.

قسمت «وسط کشتی» چهارپایان بودند.

تمام مأکولات ومشروبات لازم( آذوقه های مورد نیاز) در  طبقه بالا قرارداشت.

تحقیقات دانشمندان

در سال ۲۰۱۶میلادی(۱۳۹۴شمسی) در ساحل «شهر نسبار» بلغارستان ،۶۰ کشتی غرق شده  که قدمت آنها به ۴۰۰ سال قبل از میلاد باز می گردد. لاشه های کشتی رادر اعماق بین ۳۰۰مترتا۱۸۳۰متر ی یافتند ، جایی که اکسیژن آنقدر کم است که روند پوسیدگی بسیار طولانی تر می شود. اکنون ، کارشناسان معتقدند که غرق شدن کشتی می تواند به حل یک نظریه دیرینه کمک کند که مربوط به کشتی نوح است.

«ویلیام رایان» و «والتر پیتمن» ، زمین شناسان دریایی می گویند که شواهدی یافتند که «دریای سیاه»  ۲۰،۰۰۰ سال پیش ، یک دریاچه کوچک بود نه جسمی عظیم به اندازه ۴۳۶،۰۰۰ کیلومتر مربع که امروزه وجود دارد. با این حال ، در اواخر آخرین عصر یخبندان ، که حدود ۱۲۰۰۰ سال پیش به پایان رسید ، یخچال های طبیعی شروع به ذوب شدن کردند ، که باعث افزایش چشمگیر سطح دریا می شود و دریاچه نسبتاً کوچک را به دریای اژه متصل می کند.

زوج زمین شناسان دریایی معتقد بودند که شواهدی از مسکن در اعماق «دریای سیاه» پیدا کرده اند که ثابت می کند زمانی زمین خشک بوده است. آنها ادعا می کنند که این می تواند داستان اصلی کشتی نوح باشد.

«ویلیام رایان» و «والتر پیتمن» با استفاده از امواج صوتی و دستگاه های مهاركننده در بستر دریا ، شواهد روشنی را نشان دادند كه این توده داخلی آب زمانی دریاچه وسیعی از آب شیرین بوده است كه صدها فوت زیر سطح اقیانوس های در حال ظهور جهان قرار داشته است، که ۷میلیون و ۶۰۰سال پیش دریاهای در حال پیشروی از دره باریک «بوسفروس»-نزدیک استانبول- عبور کرده و آب نمک مدیترانه با نیرویی غیر قابل تصور به دریاچه ریخته ، بر فراز سواحل و رودخانه ها بالا رفته و تمام زندگی قبل از آن را نابود یا تعقیب کرده است. لبه دریاچه که به عنوان واحه ای ، باغ «عدن» برای مزارع و روستاها در منطقه وسیعی از نیمه بیابانی عمل کرده بود ، به دریای مرگ تبدیل شد. 

این دو زمین‌شناس امریکایی (ویلیام رایان و والتر پیتمندر سال ۱۹۹۸میلادی(۱۳۷۶شمسی) شواهد جدیدی کشف و منتشر کردند مبنی بر این‌که دریای سرخ در ابتدا یک دریاچه کوچک‌تر از اندازه فعلی و با آب شیرین بوده‌است.

در حدود ۷۵۰۰ سال پیش به دنبال آخرین دوره یخ‌بندان و با گرم شدن ناگهانی زمین سطح جهانی آب دریاها به حدی می‌رسد که دریای مدیترانه سر ریز شده و کانالی با سرعت چندین برابر آبشار نیاگارا به دریای سیاه ایجاد می‌شود که باعث بالا آمدن آب دریای سیاه با سرعت ۱۵ سانتیمتر در روز ـ کل بالا آمدن ۱۵۵ متر ـ و آب‌گرفتگی ۲۰ کیلومتر از ساحل دریای سیاه ـ به مساحت ۱۵۰٬۰۰۰ کیلومترمربع ـ و از بین بردن تمدن اطراف دریای سیاه می‌گردد. این دو، این اتفاق را همان طوفان نوح دانسته کتابی در این مورد نوشته‌اند.

زمین شناسان امریکا( رابرت شوارتز و مارگارت دیهوف) در سال ۱۹۷۸ حدس می‌زنند، در این دنیا ۱۰ میلیون نوع حشره وجود دارد. آیا بردن و جای دادن ۱۰ میلیون حشره در کشتی نوح امکان پذیر بوده‌است؟ درست است که حشره جای زیادی اشغال نمی‌کنند، ولی حیوانات بزرگتر که چنین نیستند. بهتر است به این بحث نظری بیفکنیم.

«مارگارت و شوارتس» تخمین زده‌اند که در دنیا ۵۰۰۰ نوع خزنده، ۹۰۰۰ نوع پرنده، ۴۵۰۰ نوع پستاندار وجود دارد. آیا می‌توان در خیال به پندار نوعی کشتی پرداخت که بتواند ۴۵۰۰ نوع حیوان گوناگو را در خود جای دهند؟ هر زوج از هر حیوانی، از مارها گرفته تا فیل‌ها، از پرنده‌ها گرفته تا اسب‌ها، از اسب‌های آبی گرفته تا گرگدن‌ها، در حدود ۹۰۰۰۰ حیوان را تشکیل می‌دهند.

طوفان حضرت نوح «فرا منطقه ای » بوده ؛ اولا مقصود از فرا منطقه ای همه دنیا مقصود نیست، زیرا آن زمان مثل این زمان نبود که جمعیت زیادی در سراسر عالم باشند، بلکه آن زمان بیش تر سرزمین ها، خالی از سکنه بوده اند. و پوشش جمعيتي كره زمين بسيار محدود و در مناطق خاصي بوده است.

منظور از زوجین، همان ازواج هشتگانه ای هستند که در آیاتی از سوره انعام (ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ)آمده است و عبارتند از: گاو، شتر، بز و گوسفند که اگر از هر کدام اینها، نوع وحشی اش را هم در نظر بگیریم می شود سر جمع هشت زوج می شود.

حضرت نوح این حیوانات را که در حقیقت اشرف چهارپایان به حساب می آیند و انسان برای بقاء خود به آنها نیاز دارد، به علاوه تعدادی پرندگان از وحشی و اهلی سوار کشتی خود نمودند.

 طوفان نوح گرچه اختصاص به قوم نوح نداشته ولي مربوط به يكي از چندين منطقه مسكوني بشر بوده است. از اين رو، حضرت نوح تنها موظف به جمع آوري حيواناتي بوده است كه اختصاص به اين منطقه داشته اند. در ضمن باید به این موضوع هم توجه داشته باشیم که این همه تنوع در جانوران خشکی در آن زمان وجود نداشته است. باید توجه داشت که نیاز نیست که تمام انواع میمون ها و گربه سانان و سگ سانان و ... در درون کشتی قرار گیرد؛ بلکه تنها یک جفت سگ و یک جفت گربه و یک جفت میمون و ... که در منطقه ای که نوح زندگی می کرده است در درون کشتی قرار گرفته است.

 جانوران آبزی

جانوران آبزی از گونه‌ های جانداران جدا می‌ شوند، چون طوفان مشکلی برای حیات آن ها ایجاد نمی‌ کند. جانواران خشک زی؛ در مورد جانوران خشک زی نیز اختلاف است. در تفسیر عیاشی، ذیل آیه‌ی ۱۴۳ سوره انعام حدیثی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که:

هشت جفت از جانوران در کشتی حضرت نوح جا داده شدند.

این هشت جفت چهار نژاد اهلی هستند که عبارتند از نژاد:

گوسفند، گاو، شتر و بُز.

چهار نژاد وحشی نیز«جفت»بودند،هر کدام نر و ماده و اهلی و وحشی.

در روایت دیگر سگ و خوک نیز نقل شده است.

برخی نقل کرده‌ اند که: فقط گونه‌ هایی از جانوران نر و ماده‌ ای که منافعی از آن ها متصور باشد، در کشتی حضرت نوح حمل شده‌ اند.

برخی گفته‌ اند: در زمان حضرت نوح چند قسم بیشتر از جانوران در روی زمین پیدا نشده بودند، و نوح فقط نسل آن ها را حفظ کرده است، و بقیه حیوانات بعدا پیدا شده‌ اند. عده‌ ای گفته‌ اند: طوفان حضرت نوح منطقه‌ ای محدود بوده است، و گونه‌ های جانداران نیز محدود بوده است.

داستان کشتی، طوفان، گستره و اندازه‌ی کشتی، همه آیت و معجزه‌ی الهی بوده است.
از ابن عباس روایت شده است: «اولین پرنده‌ای که وارد کشتی نوح شد، طوطی بود و آخرین حیوانی که داخل کشتی شد، الاغ بود و ابلیس نیز همراه دُم الاغ وارد کشتی شد

نخستین جنبنده‌ای که به کشتی وارد شد، مورچه بود و آخر همه الاغ بود. وقتی حضرت نوح، الاغ را آورد و سینه‌اش به درون کشتی داخل شد(هنوزبطورکامل داخل کشتی نشده بود) ابلیس دُم آن ‌را گرفت و نگذاشت تا پاهایش داخل کشتی شود،  نوح گفت: «وای بر تو! داخل کشتی شو، حتی اگرچه شیطان با تو باشد» و چون این کلمه بر زبان او جاری شد، شیطان الاغ را رها کرد و الاغ سوار کشتی شد و شیطان نیز با او به درون کشتی داخل شد.

طوفان نوح که به عنوان بلا و عذاب نازل شد تنها شامل حال کسانی می شود که در طول سالها دعوت نوح حجت بر آن ها تمام شده بود و دیگر امیدی به هدایتشان نبود اما مردم دیگر مناطق زمین که دعوت نوح به گوش آن ها نخورده بود مستحق عذاب نبودند چرا که ان ها از دعوت نوح بی اطلاع بودند برای همین با آن ها تمام حجت نشده بود تا در نتیحه مخالفتشان با دعوت پیامبر الهی مستحق عذاب باشند. پس طوفان نوح به عنوان مجازات آن قوم سرکش اتفاق افتاده است.

محل طوفان نوح

«طوفان نوح» تنها منطقه ای از زمین مانند غرب آسیا یا همان منطقه «عراق »فعلی را در بر گرفته که دعوت نوح  در آن  انجام شده است. در چنین صورتی هدف از حمل حیوانات هم، حفظ نسلی از آن ها در منطقه مورد نظر برای ادامه زندگی بعد از طوفان بوده است. چون مردمی که سوار کشتی شده بودند بعد از طوفان، برای ادامه زندگی، نیازمند این بودند که نسلی از حیوانات اهلی را داشته باشند.

وقوع طوفان در بخشی از کره زمین و سوار شدن عده محدودی از حیوانات به کشتی بوده است.

(کافی،ج ۸، ص۲۸۳)  به هشت جفت از چهارپایان و تعدادی پرنده اشاره می کند. 

 تعداد انسان های مؤمن که سوار بر کشتی شده اند ۷۰ نفر بودند. و تعداد روزهایی که این عده در کشتی بوده اند، تا سیل فروکش کند،  ۷ روز بوده است.(بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۳۳۳)

وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ ۚ قَالَ إِن تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ﴿٣٨﴾ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ﴿٣٩﴾ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلَّا مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ ۚ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ ﴿٤٠﴾ وَقَالَ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّـهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا ۚ إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٤١﴾ وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَىٰ نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلَا تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ ﴿٤٢﴾ قَالَ سَآوِي إِلَىٰ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ ۚ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّـهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ ۚ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِين﴿٤٣هود﴾ 

درطول مدتی که نوح درحال ساختن کشتی بود،هرکسی به می رسیدیک متلکی می گقت(مسخره می کردند)..ازتنورِآتش،آب جوشید...دستورسوارشدن آمد(بسم الله)...

 وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ ۖ وَقِيلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ﴿٤٤هود)

وقتی «آب» سراسرسرزمینهارافراگرفت،همه کافران غرق شدند،فرمان رسیدکه بارش باران ،چشمه های زمینی قطع شودوآنگاه زمین خشک شدوکشتی برسینه کوه جودی آرام گرفت.

«کوه جودی» کجاست؟

«جودی»در نزدیکی موصل است. بعضی دیگر آن را کوهی در حدود شام  دانسته اند.

مفردات راغب:جودی کوهی در میان الوصل و الجزیره (منطقه ای در شمال عراق) است. بعید نیست که این نظرات به یک معنی بازگردد؛ زیرا موصل و آمد و جزیره از مناطق شمالی عراق و نزدیک شام می باشند.

شاید منظور از «جودی» کوه و زمین محکم است، یعنی کشتی نوح بر یک زمین محکم که برای پیاده شدن سرنشینانش آماده بود پهلو گرفت.

کوه « آرارات » از دو مخروط بزرگ آتشفشانی تشکیل شده است: آرارات بزرگ با ارتفاع  ۵۱۳۷ و آرارات کوچک با ارتفاع ۳۸۹۶ متر.
قله آرارات حدود ۳۵ کیلومتر  در پایه زمینی عرض دارد. 

«کوه آرارات »بین ترکیه ، ارمنستان ، آذربایجان و ایران است.  قله آن در حدود ۱۶ کیلومتری  غرب هر دو مرز ایران و مرز سرگردی نخجوان آذربایجان و ۳۲ کیلومتری  جنوب مرز ارمنستان واقع شده است. گذرگاه های ترکی-ارمنستانی-آذربایجانی-ایرانی- در فاصله ۸ کیلومتری از هم قرار دارند که توسط یک نوار باریک از خاک ترکیه حاوی جاده ای  که وارد نخجوان می شود ، جدا شده اند.

ازامیرالمؤ منین (علیه السلام) نقل شده که وقتی نوح (ع) از ساختن کشتی فارغ شد، معیاد و وعده عذابی که بین او و پروردگارش معین شده بود تا قوم او با آن عذاب هلاک شوند، فرا رسید و آن تنور معین که بر حسب آن میعاد می بایست در خانه آن زن فوران کند، فوران کرد. زن به نوح خبر داد که تنور به فوران درآمده است. نوح (علیه السلام) برخاست و با مهر مخصوص خود آن را مهر کرد. آنگاه آب بالا آمد و به برکت آن مهر روی هم ایستاد و گسترده نشد و نوح هر کسی را که می خواست بر کشتی سوار کرد و هر کسی را که می خواست بیرون کرد. آنگاه به سراغ آن تنور رفت و مهر را از آن تنور کند که ناگهان ریزش آسمان و جوشش زمین شروع شد و خدای تعالی در این باره فرمود: «ما درهای آسمان را به آبی پرپشت گشودیم و زمین را به چشمه هایی جوشان شکافتیم، پس آب بالا و پایین به هم پیوست تا امر تقدیر شده محقق شود و ما نوح را بر تخته چوب ها که به وسیله میخ به هم متصل شده بود سوار کردیم». 

فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُّنْهَمِرٍ ﴿١١﴾ وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَىٰ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ ﴿١٢﴾ وَحَمَلْنَاهُ عَلَىٰ ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ﴿١٣﴾ تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاءً لِّمَن كَانَ كُفِرَ ﴿١٤قمر﴾ 

بعدازاتمام ساخت کشتی وسوارکردن موجودات ،نوح کشتی را به حال خود رها کرد و خداوند به کوه ها وحی کرد که من کشتی بنده ام نوح را بر روی یکی از شما می نهم. کوه ها در مقابل فرمان الهی گردن کشیده و سرافرازی کردند، ولی کوه جودی تواضع کرد، از این رو کشتی بر سینه آن کوه نشست. در این هنگام نوح عرض کرد: (خدایا! کار کشتی و ما را سامان بخش (اصول کافی، ج ۲، ص ۱۲۴)

امیرالمؤمنین (ع) فرمود: نجاری نوح و ساختن کشتی در وسط مسجد کوفه واقع شد و مساحت مسجد شما از مساحتی که در زمان نوح داشته، هفتصد ذراع کاسته شده است(بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۳۳۱)

از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که : حضرت نوح همراه هشتاد نفر از کسانی که به او ایمان آورده بودند از کوه جودی پایین آمدند. آنان در سرزمین موصل برای خود خانه هایی ساختند و در آن جا شهری ساختند که به نام مدینه الثمانین (شهر هشتاد نفر) معروف شد (بحارالانوار، ج ۷۱۱، ص ۳۱۳).

در روایتی دیگر آمده است که حضرت نوح (علیه السلام) بر فراز کوه جودی عبادتگاهی ساخت و در آن با پیروانش به عبادت خدای یکتا و بی همتا می پرداخت

 داستان حضرت نوح(ع) مربوط به بخشی از کره زمین بوده است و تنها بخشی از حیوانات آن منطقه که جایگزینی آنها بعداً با مشکل مواجه می شده است و می بایست از آن سوی دریاها آورده شوند وارد کشتی حضرت نوح شده اند، کاوشهای زمین شناسی دلالت دارند که روزی کوههای دست کم این منطقه را آب فراگرفته است و امروزه تقریباً دانشمندان جریانی مانند طوفان نوح  را تأیید می کنند البته لازم نبوده است که حضرت نوح تمام آغازیون و تک سلولها را هم به کشتی منتقل کند بلکه حیوانات مفید و لازم برای بشر که با طوفان نابود می شدند، آن هم در منطقه محدودی بر کشتی چند طبقه خود سوار کرده است.

وَلَقَد تَّرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ ﴿١٥قمر﴾

بایدبقایا وآثاراین کشتی تاسالهای دراز،بلکه قرنها، وجودداشته باشدتا«آیت ونشانه ای»باشددرعظمت خدا.

کشتی« شبیه سازی شده»حضرت نوح

توضیحات نگارنده:یک نجار خوش ذوق و خلاق هلندی«یوهان هوبرز» بااقتباس ازکتب تورات وانجیل ،وقت و هزینه زیادی درقالب تیمی متشکل از ۵۰ مهندس و کارگر ، کشتی حضرت نوح را مشابه سازی کرد.


این کشتی که از سال ۲۰۰۸کار ساخت آن آغاز شد و تقریباً به طور کامل در سال ۲۰۱۲ به پایان رسید 
نجار هلندی مدعی است کشتی مدرن ۲۰۰۰ تنی که ۱۲۵ متر طول، ۲۹ متر عرض و ۲۳ متر ارتفاع دارد، بر اساس شیوه هایی ساخته شده است که نوح از آن برای ساختن کشتی اش استفاده کرده است.
یک نجار هالندی(یوهان هیوبرز) توانست طی ۳ سال و با هزینه تقریبی ۴ میلیون یورو یک کشتی بزرگ چوبی مشابه با کشتی نوح طراحی کند.
این کشتی بزرگتر از یک زمین فوتبال و دارای پنج طبقه است و می تواند بیش از ۵۰۰۰ نفر را همزمان حمل کند. این کشتی هم اکنون در جنوب آمستردام قرار دارد و به عنوان یک جاذبه توریستی از آن استفاده می شود.  
«یوهان هاپرز»پس از اتمام ساخت کشتی(نوح) مجسمه هایی از حیوانات مختلف ساخته شده از پلاستیک ، که از فیلیپین آورده بود  در آن قرار داد.

تنها اختلاف سازه کشتی «یوهان هاپرز»باکشتی «نوح»دراین است که حضرت نوح کشتی را از درخت  درخت گوفر (سرو )  ساخته واما «یوهان هاپرز»توسط کاج اسکاندیناوی ساخته است. 
وی کشتی عظیم را همانطور که در کتاب مقدس شرح داده شد ، ۵۰ ذراع عرض ، ۳۰ ذراع بلند و ۳۰۰ ذراع طول ساخت.
یوهان هاپرز(Johan Hubers)نجارهلندی ، ماکت کامل کشتی نوح را در مقیاس کامل ساخت. بااقتباس ازکتاب مقدس ساخته است.

درآیاتی در سوره هودبه داستان حضرت نوح اشاره شده:

وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ (۳۷)

وَیَصْنَعُ الْفُلْکَ وَکُلَّمَا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ (۳۸)

فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذَابٌ یُخْزِیهِ وَیَحِلُّ عَلَیْهِ عَذَابٌ مُقِیمٌ (۳۹)

حَتَّی إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهَا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَأَهْلَکَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آَمَنَ وَمَا آَمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیلٌ(۴۰هود)

وَقَالَ ارْکَبُوا فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّی لَغَفُورٌ رَحِیمٌ(۴۱)

وَهِیَ تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبَالِ وَنَادَی نُوحٌ ابْنَهُ وَکَانَ فِی مَعْزِلٍ یَا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنَا وَلَا تَکُنْ مَعَ الْکَافِرِینَ(۴۲)

قَالَ سَآَوِی إِلَی جَبَلٍ یَعْصِمُنِی مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَحَالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکَانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ(۴۳)

وَقِیلَ یَا أَرْضُ ابْلَعِی مَاءَکِ وَیَا سَمَاءُ أَقْلِعِی وَغِیضَ الْمَاءُ وَقُضِیَ الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَی الْجُودِیِّ وَقِیلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ(۴۴)

درسوره نوح:

قَالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلًا وَنَهَارًا (۵)

فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعَائِی إِلَّا فِرَارًا (۶)

وَإِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آَذَانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِیَابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَارًا (۷)

ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا (۸)

ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا (۹)

وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا (۲۶)

إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَکَ وَلَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًا (۲۷)

آیات دیگری که خداوندبه حضرت نوح پرداخته : اعراف (۵۹ تا ۶۴) ، مؤمنون (۲۳ تا ۳۰)،شعراء (۱۰۵ تا ۱۲۱)،قمر (۹ تا ۱۶).

«كوه جودی»کجاست؟کشف بقای کشتی نوح

توضیج نگارنده-پیراسته فر:جودی در«کوه آرارات» است.علامه طباطبایی وآیت الله مکارم شیرازی براین مکان صحه گذاشته اند.

 

«كوه جودی»رادر مناطق  موصل عراق ،در شام، در ميان موصل و الجزيره ، در عربستان ، در سلسله جبال آرارات  تركيه گفته اند.
در روايات و تورات كه به كوه آرارات اشاره شده است 
علامه طباطبائی در تفسير «جودی» مي‌فرمايند: «الجودی مطلق الجبل و الارض الصلبه»«جودی »همان مطلق «كوه سخت» است ،چند تن از دانشمندان آمريكا، به راهنمايي عده‌ای از ارتشيان تركيه، در قسمتی از قله‌های كوه آرارات، واقع در قسمت شرقی در تركيه ارتفاع ۱۴۰۰ پايی به چوب‌هايي دست يافتند كه طبق محاسبات و قرائن قطعات متلاشی شده‌ی يك كشتی قديمی است كه در اين محل وجود داشته است. .
بنابر اين نظر كوه «جودی» مي‌تواند همان «كوه آرارات» باشد و بين روايات و تورات كه به كوه آرارات اشاره كرده‌اند با معنای مطلق «جودی» كه به معناي مطلق كوه سخت را گويند قابل جمع باشد و هيچ تنافی با اين دو معنا وجود نداشته باشد. پس «جودی» يعنی «كوه» و« آن كوه آرارات است».(المیزان.ج۱۰وتفسير نمونه .ج۹)

ایسنادر(۳۰ آبان ۱۳۹۷)نوشت:محققان موسسه باستان‌شناسی، جست‌وجو و کاوش کتاب مقدس مدعی شدند که شواهد بسیار قوی وجود دارد که بر اساس آن بقایای کشتی حضرت نوح (ع) در بالای کوه تخت سلیمان در شمال ایران قرار دارد.

ادعای پیدا شدن بقایای کشتی نوح (ع) در ایران

این گروه از محققان اعلام کرده‌اند که تکه‌هایی از چوب سنگ‌شده را در ارتفاع ۴۵۰۰ متری پیدا کرده‌اند و پس از بررسی، شواهدی از  زندگی موجودات آبزی را در این تکه چوب‌های سنگ‌شده کشف کرده‌اند که به طور معمول در کف دریا زندگی می‌کنند. 

این موضوع در حالی مطرح شده است که تاکنون ادعاها و گمانه‌زنی‌های بسیاری درباره محل کشف کشتی حضرت نوح در کشورهایی چون جمهوری آذربایجان، ترکیه و ایران مطرح شده است.

پیش از این در ترکیه عکس‌های هوایی از آثار شبیه به یک کشتی بر کوه‌های آرارات گرفته شد و بعد از تحقیقات ادعا شد نمونه فسیل حیوانات به گل نشسته را نیز پیدا کرده‌اند. این ادعا موجب شد تا تحقیقات بسیاری از سوی پیروان ادیان ابراهیمی برای پیدا کردن بقایای کشتی نوح، در منطقه مورد نظر انجام شود. سال ۲۰۰۷ تیمی که از سوی کلیسای مسیحیت حمایت می‌شد، تکه چوب‌هایی در ارتفاعات قله آرارات در ترکیه پیدا کرد. هرچند تیم جست‌وجوگر مدعی شد اطمینان دارد کشتی نوح را یافته است اما باستان‌شناسان این ادعا را با توجه به شواهد علمی موجود مورد تردید فراوان دانستند. ادعاهایی مشابه نیز در این باره در کشورهای یمن، عراق، سوریه و آذربایجان مطرح شده است. 

محلی در «کوه آرارات» که به عنوان مکان فرونشست کشتی نوح معرفی می‌شود.

ارسال ۳۳۵ میلیون "اسپرم و تخمک" به ماه

ارسال ۳۳۵ میلیون نمونه «اسپرم و تخمک» به کره ماه!

دانشمندان با الهام از «کشتی نوح» در طرح پیشنهادی جدیدی به نام «سیاست بیمه‌ای جهانی»قصد دارند تا محموله‌ای ۳۳۵ میلیونی از اسپرم و تخمک به فضا بفرستند تا در صورت بروز فاجعه‌ای در زمین بتوان گونه‌ها را حفظ کرد.

این کشتی ماه که با انرژی خورشیدی کار می‌کند به جای بردن یک جفت از حیوانات، دانه، تخمک، اسپرم و هاگ حدود ۶.۷ میلیون گونه در زمین را با خود به ماه خواهد برد.

جکان ثانگا(Jekan Thanga) محقق دانشگاه« آریزونا» و گروهی از دانشجویانش این پیشنهاد را در یک مقاله طی کنفرانس هوافضای مؤسسه مهندسان برق و الکترونیک ارائه کردند.

 «جکان ثانگا» می‌گوید: محیط زمین ناپایدار است و با توجه به آتش‌فشانی که ۷۵ هزار سال پیش باعث از بین رفتن تنوع گونه‌ی انسان‌ها شد و ۱۰۰۰ سال سرد شدن آن طول کشید و از آن‌جا که تمدن انسان‌ها تاثیر زیادی بر زمین دارد نابودی انسان‌ها می‌تواند تاثیر منفی بر سیاره بگذارد.

 

ثانگا با اشاره به اهمیت تغییرات جوی و افزایش سطح آب دریاها بیان کرد که این تغییرات نگرانی اصلی ماست. همچنین یک همه‌گیری مرگبار و جنگ‌های هسته‌ای دو فاجعه‌ی دیگری هستند که امکان وقوع دارند.

خزانه جهانی بذر سوالبارد(Svalbard)که ازاسفند ۱۳۸۶اًدرکشورنروژشروع به فعالیت کرده، در حال حاضر هزاران نمونه دانه نگهداری می‌کند تا از بقای تنوع‌زیستی زمین اطمینان حاصل شود. اما تیم ثانگا معتقدند نگهداری چنین نمونه‌های ارزشمندی بر روی زمین کار خطرناکی است.

واماباتوجه به فاصله نه چندان دور زمین- ماه ،مشکلی وجودنخواهدداشت.

کره «ماه »در فاصله‌ی ۲۳۸۸۵۵ مایلی(۳۸۴۳۹۹ کیلومتر) زمین قراردارد،البته ۲۳ آبان حدود حدود ۳۰ هزار کیلومتر نزدیک‌تر است.

استفاده از دالان گدازه برای محافظت از نمونه‌ها

این ماموریت شامل ارسال ۶.۷ میلیون نمونه به ماه در چند محموله و ذخیره‌ی آن‌ها در زیر سطح ماه است تا در امان بمانند.

محققان قصد دارند این نمونه‌ها در شبکه‌ی دالان‌های گدازه‌ی زیر ماه که حدود ۲۰۰ عدد از آن‌ها در سال ۲۰۱۳ کشف شد قرار دهند. این دالان‌ها میلیاردها سال پیش به وجود آمدند. و برای ۳ تا ۴ میلیارد سال دست نخورده باقی‌ماندند. دانشمندان معتقدند آن‌ها محافظت کافی در برابر تشعشعات خورشیدی، شهاب سنگ و تغییرات دمایی ایجاد می‌کنند.

 

اگرچه ماه مکان مناسبی برای انسان‌ها نیست اما ویژگی‌های آن برای ذخیره‌ی نمونه‌هایی که باید برای صدها سال در محیطی سرد بمانند مناسب است.

کشتی مدرن نوح

طی یک محاسبات سریع ثانگا گفت که انتقال حدود ۵۰ نمونه از هر یک از ۶.۷ میلیون گونه یعنی در مجموع ۳۳۵ میلیون نمونه حدود ۲۵۰ پرتاب موشک نیاز خواهد داشت. این تعداد شش برابر بیشتر از زمان ساخت ایستگاه فضایی بین المللی است که به ۴۰ پرتاب موشک نیاز داشت.

پیشنهاد این گروه قرار دادن صفحات خورشیدی روی سطح ماه برای ایجاد برق و قرار دادن ظرف‌های آزمایشگاهی درون ماژول‌های فوق سرد است.

«دانه‌ها» باید تا منفی ۲۹۲ (-۱۴۴ درجه سانتیگراد) درجه‌ی فارنهایت سرد شوند.

«سلول‌ها» باید تا منفی ۳۲۰(-۱۹۵ درجه سانتیگراد) سرد شوند.

برای مقایسه واکسن‌ فایزر(کرونا) در دمای منفی ۹۴ (-۷۰ درجه سانتیگراد) درجه فارنهایت قرار می‌گیرد.

چنین دمای سردی می‌تواند باعث یخ زدن «فلز »شود.

 

بنابراین این گروه پیشنهاد ساخت «قفسه‌ای شناور فوق رسانا» دادند که با فرآیند تعلیق «کوانتومی» به وسیله‌ی یک آهن‌ربای‌ قوی شناور می‌ماند.

آن‌ها همچنین پیشنهاد کردند که ربات‌ها برای جابجایی وسایل مورد استفاده قرارگیرند. بدیهی است هنوز تحقیقات زیادی لازم است از جمله تاثیر جاذبه‌ی کم بر روی دانه‌ها و ارتباط آن‌ها با زمین./ایسنا (۲۴ اسفند ۱۳۹۹ )بنقل ازCBC

ارسال ۳۳۵ میلیون نمونه اسپرم و تخمک به ماه!

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یکی ازسایتهای امریکااینگونه نوشت:در سال ۲۰۰۸میلادی(۱۳۸۶شمسی) خزانه جهانی بذر(Global Seed Vault )در نروژ ساخته شد. این فریزر غول پیکر میلیون ها دانه از گونه های مختلف را که برای محافظت حداکثر از انواع گیاهان ارائه شده در این سیاره ذخیره می شود ، جمع می کند. بدون شک ، این دانشمندان از این پروژه عظیم الهام گرفته اند که هدف آن ارسال تقریباً  ۳۳۵  میلیون نمونه اسپرم و تخمک به کره ماه است. در صورت بروز یک فاجعه در زمین ، این باید "بیمه نامه جهانی" باشد. بر خلاف کشتی نوح ، که طبق کتاب مقدس ، شامل دو نمونه از هر یک از گونه های زنده مانده است ، این پروژه قصد دارد نمونه هایی از بذرها ، دروازه ها ، اسپرم و تخمک ها را از حدود ۶.۷ میلیون گونه زمین ذخیره کند. این نمونه ها با استفاده از مواد برودتی ذخیره می شوند و ساختمان از انرژی خورشیدی تأمین می شود.

مفهوم ابتکاری این هفته توسط محققی از دانشگاه آریزونا و گروهی از دانشجویان وی ارائه شد. 

«جکان تانگو » استاد هوا فضا و مهندسی در کالج مهندسی آریزونا ، در بیانیه مطبوعاتی گفت: زمین به طور طبیعی یک محیط فرار است،  تقریباً ۷۵۰۰۰ سال پیش با انفجار فوق العاده «آتشفشان توبا » که باعث یک دوره خنک سازی ۱۰۰۰ ساله شد،بخاطرارزش تنوع انسانی «تمدن بشری »در هنگام  اتفاقات اینچنینی زمین ، برای حفظ گونه های زمینی،«ماه» می تواند مکانی ایده آل برای ذخیره نمونه هایی باشد که باید صدها سال بسیار سرد و بدون مزاحمت باقی بمانند.

دانشجویان دانشگاه آریزونا ماهواره های کوچکی ساخته اند که می تواند با صرف ۱۰۰۰ دلار ، صدها برابر ارزان تر از ماهواره های سنتی در فضا پرتاب شود. وسایلی به عرض ۳ سانتی متر که SunCube FemtoSats نامیده می شوند ، می توانند مشکلات مالی تحقیقات فضایی راخیلی کاهش دهد.

«جکان تانگو » تخمین می زند که انتقال حدود ۵۰ نمونه از هر یک از ۶.۷ میلیون گونه یعنی در مجموع ۳۳۵ میلیون نمونه حدود ۲۵۰ پرتاب موشک نیاز خواهد داشت.

استاددانشگاه آریزونا گفت: «این دیوانه وار بزرگ نیست»،ما تعجب کردیم! این تعداد شش برابر بیشتر از زمان ساخت ایستگاه فضایی بین المللی است که به ۴۰ پرتاب موشک نیاز داشت.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:«آتشفشان توبا »چیست؟
 «آتش‌فشان توبا» در اندونزی با فوران شديدش ، منطقه را با خاک یکسان کرد. 

آتشفشان «توبا»  یک سوپر آتشفشان است که فوران آن حدود۷۰ هزار سال پیش در دریاچهٔ توبا، سوماترا، اندونزی رخ داده است. این فوران به عنوان یکی از بزرگترین فوران های آتشفشانی بر روی کرهٔ زمین شناخته شد. نظریهٔ فوران آتشفشان «توبا» که به این فوران مربوط است عنوان می کند که این رخداد سیارهٔ زمین را در یک زمستان آتشفشانی ۶ تا ۱۰ ساله و احتمالاً یک دورهٔ سرمای یک هزار ساله فرو برد. این تغییر دما باعث شد تا جمعیت انسان‌های کرهٔ زمین به حدود ده هزار و حتی یک هزار  جفت کاهش یابد و یک جغرافیای انسانی جمعیت در فرگشت «دگرگونی» انسان ایجاد شود.

فوران توبا، بزرگترین فوران آتش‌فشانی در طول تاریخ بشر به شمار می‌رود که ۲.۸۰۰ کیلومتر مربع از محیط پیرامون را در خاکستر آتش‌فشانی فرو برد. این پدیده زمینه‌ساز حجم فراوانی از بارش خاکستر در اندونزی و هند گردید.


بزرگی توبا حداقل یک تا دو برابر بیشتر و ده برابر قدرتمندتر از «آتش ‌فشان تامبورا» بوده است؛ تامبورا عظیم ترین فوران آتشفشانی محسوب می شود که انسان در تاریخ مدرن شاهد وقوع آن بوده است.

پس از فوران تامبورا در سال ۱۸۱۵میلادی(۱۱۹۳شمسی) آب و هوای غیرعادی و نامطلوبی بر اروپا، آسیا و آمریکا حاکم گردید زیرا خاکستر های آتشفشانی باعث اختلال در حرکت اتمسفر زمین شد.

«آتشفشان توبا» خاکستر بیشتری به اتمسفر زمین وارد کرد.

محققان گفته اند: که «فوران ابر آتشفشان توبا» و زمستان آتشفشانی حاصله زمینه ساز نابودی گونه های ما شد. شواهد ژنتیکی گویای آن است که تقریبا هفتاد هزار سال قبل جمعیت انسان که عمدتا در قاره آفریقا پراکنده‌ شده بود، با کاهش ناگهانی روبرو گشت.

برای آشنایی با«کشتی حضرت نوح» وموجودات داخل آن به این لینک مراجعه کنید:

حیواناتی که در"کشتی نوح" بودند

متن کامل نامه امام خمینی به گورباچف 

متن کامل نامه امام خمینی به گورباچف 

بسم‌الله الرحم‌الرحیم

جناب آقای گورباچف؛ صدر هیأت‌رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی

به امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی

از آن‌جا که پس از روی کار آمدن شما چنین احساس می‌شود که جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان خصوصا در رابطه با مسائل شوروی در دور جدید از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفته و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاکم بر جهان گردد، لازم دیدم نکاتی را یادآور شوم:

هرچند ممکن است حیطه تفکر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در کنار آن، حل پاره‌ای از مشکلات مردم‌تان باشد؛ ولی به همین اندازه هم شهامت تجدید نظر در مورد مکتبی که سالیان سال فرزندان انقلاب جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است، و اگر به فراتر از این مقدار فکر می‌کنید اولین مسئله‌ای که مطمئنا باعث موفقیت شما خواهد شد این است که در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دین‌زدایی» از جامعه که تحقیقا بزرگ‌ترین و بالاترین ضربه را بر پیکر مردم و کشور شوروی وارد کرده است، تجدید نظر نمایید و بدانید که برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست. البته ممکن است از شیوه‌های ناصحیح و عملکرد غلط قدرتمندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید، ولی حقیقت جای دیگری است.

شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره‌های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه‌داری غرب حل کنید نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکرده‌اید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند، چراکه امروز اگر مارکسیسم در روش‌های اقتصادی و اجتماعی به بن‌بست رسیده است دنیای غرب هم در همین مسائل، البته به شکل دیگر، و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.

جناب آقای گورباچف!

باید به حقیقت رو آورد، مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست، مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهد کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.

جناب آقای گورباچف!

برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جست‌وجو کرد. چراکه «مارکسیسم »جواب‌گوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست، چراکه مکتبی است مادی و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت که اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به درآورد.

حضرت آقای گورباچف!

ممکن است شما اثباتا در بعضی جهات به مارکسیسم پشت نکرده باشید و از این پس هم در مصاحبه‌ها اعتقاد کامل خودتان را به آن ابراز کنید، ولی خود می‌دانید که ثبوتا این‌گونه نیست.

«رهبر چین اولین ضربه را به کمونیسم زد» و شما دومین و علی‌الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید.

امروز دیگر چیزی به نام «کمونیسم» در جهان نداریم.

ولی از شما جدا می‌خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم «گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید».

فروپاشی حکومت ۷۰سال کمونیسم

امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا کنید که آخرین لایه‌های پوسیده هفتاد سال کژی جهان کمونیسم را از چهره تاریخ و کشور خود بزدایید.

صدای شکستن استخوانهای کمونیسم

امروز دیگر دولت‌های هم‌سو با شما که دل‌شان برای وطن و مردم‌شان می‌تپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمین و روزمینی کشورشان را برای اثبات موفقیت کمونیست که صدای شکستن استخوان‌هایش هم به گوش فرزندان‌شان رسیده است مصرف کنند.

آقای گورباچف!

صدای« اذان» ازمأذنه های حکومت کمونیستی

وقتی از گلدسته‌های مساجد بعضی از جمهوری‌های شما پس از هفتاد سال بانگ «الله اکبر» و شهادت و رسالت حضرت ختمی مرتبت «صلی‌الله علیه و آله و سلم» به گوش رسید تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی «ص» را از شوق به گریه انداخت. لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد کنم که بار دیگر به دو جهان‌بینی مادی و الهی بیندیشید.

مادیون معیار شناخت در جهان‌بینی خویش را «حس» دانسته و چیزی را که محسوس نباشد از قلمروی علم بیرون می‌دانند و هستی را همتای ماده دانسته و چیزی را که ماده ندارد موجود نمی‌دانند. قهرا جهان غیب مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت را یک‌سره افسانه می‌دانند.

معیار شناخت در جهان‌بینی الهی ۲عنصر«حس و عقل»می باشد

در حالی که معیار شناخت در جهان‌بینی الهی اعم از «حس و عقل» می‌باشد و چیزی که معقول باشد داخل قلمروی علم می‌باشد گرچه محسوس نباشد، لذا هستی اعم از غیب و شهادت است و چیزی که ماده ندارد، می‌تواند موجود باشد. و همان‌طور که موجود مادی به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متکی است.

قرآن مجید اساس تفکر مادی را نقد می‌کند و به آنان که بر این پندارند که خدا نیست وگرنه دیده می‌شد « لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً » می‌فرماید: «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ»

از قرآن عزیز و کریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم که از نظر شما اول بحث است و اصولا میل نداشتم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه به‌خصوص فلاسفه اسلامی بیندازم، فقط به یکی دو مثال ساده و فطری و وجدانی که سیاسیون هم می‌توانند از آن بهره‌ای ببرند بسنده می‌کنم:

این از بدیهیات است که ماده و جسم، هرچه باشد از خود بی‌خبر است. یک مجسمه سنگی یا مجسمه مادی از انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی که به عیان می‌بینیم که انسان و حیوان، از همه اطراف خود آگاه است، می‌داند کجاست، در محیطش چه می‌گذرد، در جهان چه غوغایی است، پس در حیوان و انسان چیز دیگری است که «فوق ماده» است و از عالم ماده جداست و با مُردن ماده نمی‌میرد و باقی است.

انسان در فطرت خود هر کمالی را به طور مطلق می‌خواهد، و شما خوب می‌دانید که انسان می‌خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی که ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود: جهان دیگر هم هست، فطرتا مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد.

انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتا مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد.

آن خداوند متعال است که همه به آن متوجهیم گرچه خود ندانیم. انسان می‌خواهد به «حق مطلق» برسد تا فانی در خدا شود. اصولا اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه‌ها تحقیق کنید می‌توانید دستور دهید که صاحبان این‌گونه علوم، علاوه بر کتب فلاسفه غرب، در این زمینه به نوشته‌های فارابی و بوعلی‌سینا «رحمه‌الله علیهما» در حکت مشاء مراجعه کنند تا روشن شود که: قانون علیت و معلولیت که هرگونه شناختی بر آن استوار است معقول است نه محسوس، و ادارک معانی کلی و نیز قوانین کلی که هرگونه استدلال بر آن تکیه دارد معقول است نه محسوس. و نیز به کتاب‌های سهروردی «رحمه‌الله علی» در حکمت اشراق مراجعه نموده و برای جنابعالی شرح کنند که: جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف که منزه از حس می‌باشد، نیازمند است و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش، مبرا از پدیده حسی است.

حرکت جوهری ملاصدرا

امام خمینی خطاب به گورباچف : از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدرالمتالهین «رضوان‌الله تعالی علیه و حشره‌الله مع‌النببین و الصالحین» مراجعه نمایند تا معلوم گردد که حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد.

دانشمندان روسی را به «قم »بفرستید

امام خمینی می نویسد: آقای گورباچف!دیگر شما را خسته نمی‌کنم و از کتب عرفا به‌خصوص محی‌الدین بن عربی نام نمی‌برم که اگر خواستید از مباحث این بزرگ‌مرد مطلع گردید تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در این‌گونه مسائل قویا دست دارند راهی قم گردانید تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریک‌تر از موی منازل معرفت آگاه گردند که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.

جناب آقای گورباچف!

اکنون بعد از ذکر این مسائل و مقدمات از شما می‌خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص کنید و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، که به جهت ارزش‌های والا و جهان‌شمول اسلام است که می‌تواند وسیله راحتی و نجات همه ملت‌ها باشد و گره مشکلات اساسی بشریت را باز نماید.

نگرش جدی به اسلام ممکن است شما را برای همیشه از مسئله «افغانستان» و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد.

ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان کشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریک می‌دانیم.

حضرت آقای گورباچف!با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوری‌های شوروی نشان دادید که دیگر این‌گونه فکر نمی‌کنید که «مذهب مخدر جامعه» است.

تذکرامام مسلمین به رهبرکمونیست

امام خمینی:راستی، مذهبی که ایران را در مقابل ابرقدرت‌ها چون کوه استوار کرده است مخدر جامعه است!؟

آیا مذهبی که طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است، مخدر جامعه است!؟

کدام مذهب مخدر جامعه است؟

امام خمینی درنامه به گورباچف:آری مذهبی که وسیله شود تا سرمایه‌های مادی و معنوی کشورهای اسلامی و غیراسلامی، در اختیار ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد کشود که دین از سیاست جداست، مخدر جامعه است.

مذهب امریکایی چیست؟

امام خمینی:ولی این(مذهبی که ازسیاست جداست،مخدر) دیگر، مذهب واقعی نیست بلکه مذهبی است که مردم ما آن را مذهب آمریکایی می‌نامند.(مخدرجامعه است)

فرازپایانی نامه  امام خمینی: در خاتمه صریحا اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگ‌ترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پُر نماید و در هر صورت کشور ما همچون گذشته به حسن هم‌جواری و روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می‌شمارد.

والسلام علی‌ من‌التبع‌الهدی/روح‌الله الموسی الخمینی

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:تیترها وکلمات داخل پرانتزازاینجانب است.

شواردنادزه و امام

ملاصدرا کیست؟
«صدرالدین محمدبن ابراهیم شیرازی قوامی» معروف به«ملاصدرا»(۹۸۰-۱۰۵۱هجری قمری) فیلسوف نامدار و عارف بزرگ که با ابداع مکتب حکمت متعالیه ، تحولی شگرف را در عرصه تفکر فلسفی و عرفانی بوجود آورد. مکتبی که ۸۰۰سال فلسفه اسلامی قبل از خود را، به کناری زده و مبدا دوره ای جدید گشت . صدرالمتالهین شیرازی فصل الخطاب نزاع ۲۰ قرنی ارسطو و افلاطون(نزاع سنتی مشاء و اشراق) دانسته ند و نظام فلسفی اش را حیات بخش فلسفه اسلامی قلمداد می نمایند .
 تحصیلات ملاصدرا درحوزه های اصفهان بوده است و ۱۵ سال از عمر خویش را با گوشه نشینی در روستای کهک قم مشغول عبادت و مجاهده و ریاضت بوده است . بعد از آن و اقبال بعد از ادبار مردم، او مشغول نگاشتن آثار خویش شده است.

«ملاصدرا» هم عصر بزرگانی چون شیخ بهایی، میرفندرسکی و میرداماد بوده است،« الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه العقلیه »( سفرهای چهارگانه عقلیه) ازمهمترین آثارش می باشد .
 در اسفار از« طبیعت وجود و عوارض آن ، علم طبیعی،علم و حکمت الهی و علم النفس» سخن رانده ،که جامع ترین دانشنامه فلسفی مسلمانان را بوجود آورده است .

 

آمارشهدای ایران

آمارشهدای ایران،قبل ازانقلاب+جنگ+مدافع حرم 

بنیاد شهید تا کنون آمارهای متعددی از تعداد شهدای انقلاب و وقایع پس از آن منتشر کرده است. این آمارها به مرور زمان تغییر می‌کند و تکمیل می‌شوند؛ چراکه فی‌المثل اگر در سال ۱۳۸۰، آمار جامع بنیاد شهید خبر از شهادت چیزی در حدود ۲۱۷ نفر از هموطنانمان در وقایع مختلف می‌داد، بعدها این آمار در حوادث و رویدادها مختلف تغییرات بسیاری یافت.

به عنوان نمونه در سال ۱۳۸۷ اعلام شد تمامی افرادی که تا کنون اسم آن‌ها در لیست مفقودین قرار داشت، از نظر نهادهای رسمی همگی شهید محسوب می‌شوند. با این اعلام رسمی، حداقل ۱۰ هزار نفر به آمار شهدای دفاع مقدس افزوده شد یا طی سال‌های بعد در فجایعی که گروه‌های مختلف تروریستی رقم زدند یا بحث فاجعه منا در سال ۱۳۹۴ یا جبهه دفاع از حرم و... هر کدام آمار شهدا را تغییرات قابل توجهی دادند.

شهدای انقلاب

در خصوص شهدای انقلاب (مبارزه با رژیم طاغوت از سال ۱۳۴۲ تا زمان پیروزی آن در بهمن ۱۳۵۷) پیش‌تر بنیاد شهید عدد ۲۸۰۰ شهید را اعلام کرده بود که قاعدتاً این آمار تغییر خاصی نمی‌کند. اما همانطور که اواسط دهه ۹۰ رسماً توسط خود بنیاد شهید اعلام شد، تحقیقات بعدی نشان داده که شهدای انقلاب تا سال ۵۷ بسیار بیشتر از ۲۸۰۰ نفر بود. (رئیس وقت بنیاد شهید در سال ۹۵ اعلام کرد که طبق برخی از آمارها، بیش از ۱۰ هزار ایرانی تا سال ۱۳۵۷ به شهادت رسیده‌اند.)

شهدای دفاع مقدس

اما در مورد دفاع مقدس چنانچه در بحث مفقودین دیدیم، آمار شهدای جنگ به مرور زمان تغییرات قابل توجهی پیدا کرد. اگر در سال ۱۳۸۰ اعلام شده بود که آمار شهدای جنگ ۱۸۸ هزار نفر است، اکنون تازه‌ترین آمارها خبر از شهادت ۱۹۶هزارو۸۳۷ نفر از هموطنانمان در دفاع مقدس می‌دهند. اما همین آمار ۱۹۶ هزار نفری نیز از سوی برخی دیگر از نهادهای فرهنگی مورد تردید قرار می‌گیرد و برخی از همین نهادها رقم ۲۱۳ هزار شهید دفاع مقدس را درست‌تر می‌دانند.

شهدای ترور

در بحث شهدای ترور، قول معروفی در فضای فرهنگی کشور از سال‌ها پیش مشهور بود به این مضمون که ایران در حدود ۱۶ هزار شهید ترور دارد.

بعدها این آمار در جریان اقدامات شرورانه گروهک‌هایی مثل جندشیطان، پژاک، منافقین، اغتشاشات مقطعی در نواحی مرزی و... افزایش پیدا کرد و به بیش از ۱۷ هزار نفر رسید. (حتی در مقطعی از ۱۸ هزار شهید ترور نیز یاد می‌شد.)

از اواسط دهه ۹۰ با تفکیک‌های خوبی که در حوزه شهدا و نحوه شهادتشان شکل گرفت، اکنون همان رقم ۱۷ هزار شهید ترور گویا به صحت نزدیک‌تر است. اکنون بنیاد هابیلیان که در زمینه شهدای ترور فعالیت می‌کند، اسامی تمامی ۱۷ هزار شهید ترور کشور را در سایت خود منتشر کرده است که این آمار به‌روزرسانی می‌شود.

شهدای مدافع حرم

در خصوص شهدای مدافع حرم در سال ۱۳۹۵ از سوی رئیس وقت بنیاد شهید مرحوم حجت‌الاسلام شهیدی اعلام شد که ایران ۲۱۰۰ شهید مدافع حرم دارد. البته خود شهیدی همان زمان اعلام کرد که در شهادت در این جبهه همچنان مفتوح است و این آمار تغییر خواهد کرد. چنانکه بعدها شاهد بودیم پس از سال ۹۵ نیز جبهه دفاع از حرم شهدای دیگری داد.

مصداق بارز این شهدا، سردار حاج قاسم سلیمانی بود که نحوه ترور ناجوانمردانه ایشان توسط امریکایی‌ها، به نوعی در تداوم بحث دفاع از حرم و حریم اسلام و مسلمین صورت گرفت؛ بنابراین می‌توانیم آمار شهدای مدافع حرم پس از سال ۱۳۹۵ را حداقل ده‌ها نفر دیگر بیفزایم و آن را بین ۲۱۰۰ نفر تا ۲۵۰۰ نفر تخمین بزنیم. (این آمار دقیق نیست.)

همچنین در وقایع دیگری، چون فاجعه منا که بیش از ۴۷۰ نفر از هموطنانمان جان باختند، بنیاد شهید همگی آن‌ها را به عنوان شهید پذیرفت.

آمار کلی

در یک نگاه کلی اگر حد پایین شهدای انقلاب، مدافع حرم، شهدای ترور و... را جمع بزنیم، تقریباً ۲۲۰ هزار نفر ایرانی در عمر ۴۲ ساله نظام اسلامی به شهادت رسیده‌اند. اما اگر حداکثر این آمارها را یک جمع و تفریق ساده کنیم، به آمار ۲۳۰ الی ۲۵۰ هزار نفری نیز می‌رسیم./ایسنا،بنقل ازروزنامه جوان/۲۲ اسفند ۱۳۹۹

توضیح مدیریت وبلاگ-پیراسته فر:برای اطلاعات بیشتربه این لینک مراجعه کنید:

آمار"بسیجی ها"ی شرکت کننده درجنگ ۸ساله+آمارشهداء۸۰۰ هزار

دیداروزیر خارجه شوروی"شواردنادزه"امام خمینی

حدود۲ماه بعداز ارسال پیام امام خمینی به میخائیل گورباچف «ادوارد شوارنادزه »وزیر خارجه شوروی ۷اسفند ۱۳۶۷ به دیدار امام خمینی آمد وپاسخ گورباچف به این نامه را تقدیم امام کرد.

امام خمینی در ۱۱ دی ماه ۱۳۶۷ پیامی به گورباچف فرستاد و ضمن تبیین برخی مسائل و پیش بینی شکست کمونیسم ، رهبر اتحاد جماهیر شوروی را به پذیرش اسلام دعوت کرد.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:خلاصه ای ازنامه امام:احساس می شودکه در درحال بازنگری وحوادث شوروی هستید..صدای شکستن استخوانهای کمونیسم می آید...از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جست‌وجو کرد...رهبر چین اولین ضربه را به کمونیسم زد» و شما دومین و علی‌الظاهر آخرین ضربه را بر پیکر آن نواختید.
امروز دیگر چیزی به نام «کمونیسم» در جهان نداریم.
حضرت آقای گورباچف!با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوری‌های شوروی نشان دادید که دیگر این‌گونه فکر نمی‌کنید که «مذهب مخدر جامعه» است.
ولی از شما جدا می‌خواهم که در شکستن دیوارهای خیالات مارکسیسم «گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید».
مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست، مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست همان مشکلی که غرب را هم به ابتذال و بن‌بست کشیده و یا خواهد کشید. مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.
محققین روس رابه قم بفرستید تاازنطرات علما وعرفای اسلام( محی‌الدین بن عربی،فارابی و بوعلی‌سینا ،سهروردی،ملاصدرا) آگاه شوند.
جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگ‌ترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پُر نماید.

هفتم اسفند ۱۳۶۷ وزیر خارجه و نماینده ویژه بزرگ ترین ابرقدرت شرق در راس هیات بلندمرتبه ای در جماران حاضر شده بود تا پیام گورباچف را که در پاسخ به پیام امام خمینی بود در اختیار رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران قرار دهد...

هفتم اسفند ۱۳۶۷، «ادوارد شواردنادزه» وزیر امور خارجه شوروی پاسخ «میخاییل گورباچف» رییس‌جمهوری کشورش به نامه یازدهم دی ۱۳۶۷ هجری خورشیدی امام خمینی را در حسینیه جماران خواند. امام در نامه خود گورباچف را از فروپاشی نظام کمونیستی در شوروی آگاه کرده بود.

پیام امام‌خمینی سیزدهم دی ۱۳۶۷ توسط هیات منتخب ایشان مرکب از آیت‌الله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و خانم مرضیه حدید‌چی‌ دباغ، در مسکو به گورباچف تحویل شد.

روایت آیت‌الله جوادی آملی از نامه امام به گورباچف

گورباچف نیز هشت هفته بعد پاسخ رسمی خود را توسط «ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی، در تهران تقدیم حضرت امام‌خمینی کرد.

گورباچف در این پاسخ، برای نامه امام ارج فراوان قائل شده بود ولی از متن جوابیه وی پیدا بود که ابعاد معنوی پیام را درک نکرده است. زیرا صرفاً تلاش کرده بود تا از یکسو اقدامات خود در جهت ترویج آزادی‌های سیاسی در شوروی را تشریح کند و ازسوی دیگر دستاوردهای اقتصادی کمونیسم را از ۱۹۱۷میلادی(۱۲۹۵شمسی) به بعد توصیف کند.

در دیدار ادوارد شواردنادزه وزیر امورخارجه وقت شوروی با حضرت امام خمینی :

۱-علی اکبرولایتی، وزیر امورخارجه.

۲-«محمدجواد لاریجانی» معاون وزیر خارجه و عضوهیات منتخب امام .

۳- «ناصر نوبری» سفیر جمهوری اسلامی ایران در شوروی حضور داشتند .

در آن زمان، وزیر امور خارجه ایران «دکتر علی اکبر ولایتی» بود. وی جریان دیدار وزیر خارجه شوروی «ادوارد شواردنادزه» با امام خمینی را چنین شرح می دهد:

دکترولایتی:امام خمینی قبل از این که نامه تاریخی خود را به آقای گورباچف بنویسند، مشورت هایی با وزارت امور خارجه انجام دادند. امام خمینی در مسائل کلان و مهم کشور اهل مشورت بودند. تصمیم اولیه کار از جانب خود امام خمینی بود اما مشورت هایی هم انجام شد و من در جریان مشورت ها بودم.


دکترولایتی:بالاخره امام به این تصمیم رسیدند و نامه ای خطاب به آقای گورباچف نوشتند. آقای گورباچف به نامه امام خمینی پاسخ دادند. پاسخ آقای گورباچف را آقای ادوارد شواردنادزه به تهران آورد. به ما خبر دادند و ما خدمت امام منتقل کردیم، قول و قرارها گذاشته شد و به اتفاق آقای شواردنادزه رفتیم منزل امام؛ همان منزلی که امام در آن سکونت داشتند. از حیاط پشت حسینیه جماران که وارد اتاق امام شدیم، آقای شواردنادزه ننشست.


رسم مقامات روس دردیداربامقامات کشورها.
وزیرخارجه وقت می گوید: اصولا پروتکل روس ها و اروپای شرقی این بود که اگر وارد می شدند در اتاقی یا سالنی واگر کسی قرار بود از آنها استقبال کند، اینها نمی نشستند تا میزبان وارد شود. معمول این است که می نشینند تا میزبان وارد شود، اما پروتکل روس ها و اروپای شرقی خلاف این آداب بود. آقای شواردنادزه و همراهان وقتی وارد اتاق امام شدند، ننشستند و ایستادند. ایستاده منتظر ماندند تا امام بیاید. در همین حین حاج عیسی که چای می آورد، یک سینی چای آورد. آقای شواردنادزه و هیات همراه همین طور ایستاده و سرپا چای را از سینی برداشتند و نوشیدند.

در این فاصله امام وارد شدند.

امام لباس رسمی روحانیت به تنشان نبود. شب کلاه به سر داشتند. تصویر تلویزیونی اش وجود دارد. رسم امام این بود که در اتاق خودشان بدون عبا وارد می شدند. آن روز هم بدون عبا و عمامه وارد شدند و یک سره رفتند روی کاناپه نشستند. به هیچ وجه هم به آقای شواردنادزه و دیگران نگاه نکردند. این کار امام برای آقای شواردنادزه خیلی جدید و بدیع(عجیب) بود.

بازتاب اظهارات دکتر ولایتی در رسانه های صهیونیستی

امام نشستند. حاج احمد آقا به من اشاره کردند که بگویید بنشینند و مطلبشان را بگویند یا بخوانند. من به آقای شواردنادزه موضوع را انتقال دادم. آقای شواردنادزه شروع کرد به خواندن نامه.البته بعد از مختصر تعارفات.



هنوز نامه آقای گورباچف به امام خمینی به پایان نرسیده بود که امام فرمودند: ایشان (آقای گورباچف) جواب من را ندادند. (بلندشدند،جلسه راترک کردند)

شواردنادزه و امام

دکترولایتی می گوید:بعدامام هم تشریف بردند. آقای شواردنادزه همه آن صحنه (هم کلیتش و هم اجزایش) برایش عجیب و غریب بود. با هیچ پروتکل مرسوم آن روز دیپلمات ها سنخیت نداشت.
شواردنادزه و امام
دکترعلی اکبرولایتی :به نظر من امام خمینی خیلی حساب شده این برخورد را کردند. به هیچ عنوان به آقای شواردنادزه نگاه نکردند، هیچ اعتنایی نکردند. سر به پایین آمدند و رفتند. آقای ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه یکی از ابرقدرت های آن روز جهان بود. اما امام خمینی جوری برخورد کرد که گویی ما ابرقدرت هستیم و آنها یک کشور جهان سومی هستند. این تحلیل برخورد امام از نظر من بود. آن متانت و سناریوی برخورد با آقای شواردنادزه که خیلی حساب شده و دقیق و ظریف بود. من این توضیحات را می دهم تا خواننده تصور نکند که امام با تکبر برخورد کرد.

برخورد امام طوری بود که آقای شواردنادزه را به تکریم و احترام و کرنش و تواضع وادار کرد.

دکترولایتی:مثال می زنم شما وقتی به حضور یک عارف یا سالک می رسید، خود به خود به او احترام و تکریم می کنید. ادوارد شواردنادزه نیز چنین مساله ای برایش پدید آمد. امام واقعا یک عنصر عارف و سیاستمدار بودند.


امام از زمان مشروطه تا انقلاب اسلامی کاملا در سیاست غوطه ور بود و شاهد بسیاری از جریانات تلخ و شیرین حکومت های مختلف و مسائل اجتماعی سیاسی مردم بود و یک آدمی بود با مقام معرفتی و عرفانی و حکمی بالا و با هوشمندی فوق العاده و آشنا به زیر و بم مسائل سیاسی کشور. آقای ادوارد شواردنادزه بعد از رفتن امام واقعا مدت طولانی بهت زده بود و نمی دانست چه کار بکند و انسجام رفتاری خودش را از دست داده بود. گاردش باز شده بود. چون رفتار امام را پیش بینی نکرده بود، بنابراین تا مدتی واکنش او واکنش وزیرخارجه ابرقدرت اتحاد جماهیر شوروی نبود....

اصل سخنان امام خمینی در پاسخ به سخنان وزیر خارجه شوروی و پیام گورباچف، چنین است:

به ایشان (گورباچف) بگویید که من می خواستم جلوی شما یک فضای بزرگ تری باز کنم.
من می خواستم دریچه ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محوراصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.

گورباچف در پیام خود نوشت:«ملت ما نیز انتخاب خود را به عمل آورده و این در سال ۱۹۱۷میلادی(۱۲۹۵شمسی) بود. در رهگذر ما، هم مشکلات بزرگی بود و هم موفقیت های چشمگیری بوده. هم اشتباهات وخیمی بوده است و هم نقض حقوق بشر بوده که ما با این اشتباهات خود را اصلاح می کنیم و آن را محکوم می کنیم. علیرغم تمامی مشکلات، ما از دستاوردهای خود توانستیم دفاع کنیم چون انتخاب مردم راست بوده است. می خواستم به استحضارتان برسانم که مسأله آزادی انتخاب در دستور روز زندگی بین المللی کنونی نیز هست. تحولات عظیمی در جهان، اخیراً پدید آمده و فکر می کنیم می شود گفت که ما در آستانه یک نظام جدید اقتصادی و سیاسی قرار داریم. دورنمای خوبی برای از بین بردن سلاح شیمیایی باز شده است و همین طور دورنمای خوبی برای جلوگیری از تقابل نظامی دولتها، اما این هدیه امپریالیستها نیست، این اراده ملتهاست و اراده زمان است. چاره دیگری وجود ندارد، مسابقه تسلیحاتی و آوردن آن به فضا منجر به فاجعه بشریت خواهد بود. در مناطق مختلف دنیا مناقشات خونین دارند به پایان می رسند»

«ناصر نوبری» سفیر وقت ایران در مسکو می‌گوید: « ساعت هشت صبح در دفتر امام در جماران وقت ملاقات بود. ‌شواردنادزه به من گفت: «لطفاً در صورت امکان نیم ساعت زود‌تر بیایید» که بفهمیم چه کار باید بکنیم. خیلی دلهره داشت. می‌گفت: «من به عنوان وزیر امور خارجه ملاقات‌های زیادی با سران کشور‌ها داشته‌ام، ولی در مورد هیچ‌کدام این قدر دلهره نداشته‌ام و نمی‌دانم چه می‌شود.» همه دلهره‌اش این بود که کار به بگومگو نکشد و امام چیزی بگوید و او نتواند درست جواب دهد.»...

شواردنادزه از من پرسید: «چه کنم؟ بروم جلو و با امام دست بدهم؟» گفتم: «اگر می‌خواهی اشتباه نکنی، هیچ حرکتی زود‌تر از امام نکن و هر کاری امام کرد، از او تبعیت کن، بایست ببین چه کار می‌کند.» همین‌طور هم شد. امام آمدند و یکراست رفتند و روی کاناپه نشستند و شواردنادزه هم رفت و روی صندلی نشست.

«محمدجواد لاریجانی» در توضیح آماده‌سازی شرایط دیدار امام با شواردنادزه می‌گوید:

لزوم ترویج حقوق بشر اسلامی/گام هسته ای باید برگشت ناپذیر باشد

شب قبل از آمدن «شواردنادزه» خدمت حاج احمد آقا رفتم تا درباره جلسه فردا حرفها و كارهایمان را هماهنگ كنیم. سر یک مسئله خیلی بحث كردیم. امام می‌گفتند: «به پای شواردنادزه بلند نمی‌شوم» اصرار داشتم همان‌طور كه آن‎ها به ما احترام گذاشتند و «فول پروتكل» برخورد كردند، همانطور با آن‎ها برخورد كنیم. این كار در دیپلماسی جهانی هم یک عرف بود. اگر ما آن‎ها را تحویل نمی گرفتیم، تبعات این كارمان را در سفرهای بعد می دیدیم. هر كار كردیم، امام راضی نشد به پای شواردنادزه بلند شود. آخر قرار شد شواردنادزه با آیت الله جوادی آملی وارد جلسه شوند كه بهانه بلند شدن و احترام گذاشتن آیت الله جوادی آملی باشد، نه شواردنادزه. باز هم دیدیم این كار ممكن است در آن جلسه عملی نباشد. درنهایت به این نتیجه رسیدیم كه در اتاقی از میهمانان پذیرایی كنیم و بعد امام داخل شوند. با این كار همه به احترام ایشان بلند می‌شدند و قضیه حل می‌شد.

محمدجوادلاریجانی می گوید:جلسه قرائت پیام گورباچف در پاسخ به امام، جلسه سختی بود و فضای سنگینی داشت، كه امام با یك عرقچین و شمد وارد جلسه شدند و همه متعجب شدیم. لباس رسمی هم نپوشیده بودند. امام چند دقیقه بیشتر در جلسه نماند و به نشانه اعتراض وسط حرف های شواردنادزه كه پیام گورباچف را می‌خواند، بلند شد.

گورباچف

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:گورباچف هشدار امام خمینی را جدی نگرفت و در نتیجه عواقب ناشی از این بی توجهی همانگونه که در پیام ایشان پیش بینی شده بود، تحقق یافت و دهه ۱۹۹۰ قدرت وی به نقطه پایان خود رسید. درها باز شدند و همه دولتهای کمونیستی از میان رفتند. گورباچف با مشکلاتی که خود در پی اصلاحات به وجود آورده بود، مواجه شد. اتحاد شوری در پی تغییرات قطعی، معلق بود و اما مردی که میراث استالین و لنین را واژگون ساخته بود، در سال ۱۹۳۱ در دهکده کوچک پریولنوی واقع در جنوب جمهوری فدراسیون روسیه چشم به جهان گشود.

ادوارد شواردنادزه، از سال ۱۹۸۵ تا زمان فروپاشی شوروی وزیر امور خارجه بود و نقشی مهم در پایان دادن به دوره جنگ سرد و فروریختن دیوار برلین ایفا کرد. او در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۵ به عنوان اولین رئیس‌جمهور کشور تازه‌استقلال‌یافته گرجستان انتخاب شد، اما دولتش در ۲۳ نوامبر ۲۰۰۳ در قیامی که «انقلاب گل سرخ» نام گرفت سرنگون شد. او در خرداد ۱۳۸۹، در ديدار با سفير ایران در گرجستان با يادآوری ديدار تاريخی خود با حضرت امام خمينی تاکيد کرد که همواره به خود می‌بالد که تنها مقام عالی‌رتبه خارجی بود که افتخار ملاقات با امام را داشته است.

ادوارد شواردنادزه، رئیس‌جمهور سابق گرجستان و آخرین وزیر امور خارجه شوروی سابق روز دوشنبه (۷ ژوئیه۲۰۱۴) در سن ۸۶ سالگی درگذشت.

شواردنادزه، بعد از یک دوره طولانی بیماری در۱۶ تیر ۱۳۹۳ گذشته است.

ادوارد شواردنادزه از سال ۱۹۸۵ تا زمان فروپاشی شوروی وزیر امور خارجه بود و نقشی مهم در پایان دادن به دوره جنگ سرد و فروریختن دیوار برلین ایفا کرد.

او در سال ۱۹۹۲ به عنوان اولین رئیس‌جمهور کشور تازه‌استقلال‌یافته گرجستان انتخاب شد.

او گرجستان را در مسیر پایان دادن به بی‌ثباتی و جنگ داخلی رهبری کرد، اما دولتش در سال ۲۰۰۳ در قیامی مردمی که "انقلاب گل سرخ" نام گرفت سرنگون شد.

جرقه این انقلاب با ادعای مخالفان مبنی بر تخلف و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری گرجستان زده شد.

ادوارد شواردنادزه در سال ۱۹۲۸ در شهر لانچخوتی در غرب گرجستان به دنیا آمد و در سن ۱۸ سالگی به شاخه جوانان حزب کمونیست پیوست.

او در سال ۱۹۷۲ به عنوان دبیر اول حزب کمونیست انتخاب شد.

ادوارد شواردنادزه در سال ۱۹۹۰ برای مدت کوتاهی از مقام وزارت خارجه کناره گرفت اما در سال ۱۹۹۱ و در آستانه فروپاشی شوروی دوباره به این پست بازگشت.

وی در جریان انقلاب گل سرخ سال 2003 از قدرت ساقط شد و در سال‌های پایانی عمرش در اقامتگاه خود زندگی می‌کرد و مسافرت نمی‌رفت.

رییس جمهور پیشین گرجستان، تحت فشار مخالفان حکومتش که مجلس و اکثر ساختمان های دولتی را به تصرف خود در آورده بودند، در ۲۳ نوامبر ۲۰۰۳ از مقام خود کناره گیری کرد. سرنگونی وی که بدون خونریزی توصیف شده، به انقلاب گل سرخ معروف شده است.

شواردنادزه از ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰ وزیر خارجه اتحاد شوروی بود. وی در ۱۹۴۶ به حزب کمونیست پیوست و در ۱۹۷۲ رهبر حزب کمونیست گرجستان شد.

«میخائیل گورباچف» آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی درشامگاه سه شنبه ۳۰ آگوست ۲۰۲۲ (۰۸ شهریور ۱۴۰۱) در سن ۹۱ سالگی در روسیه فوت کرد.

گورباچف ۹۱ ساله در فاصله سال‌های ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۱ رهبر اتحاد جماهیر شوروی سابق بود.

خداوند"مدافع مؤمنان" است"شر"را دفع می کند

خداوند«مدافع مؤمنان» است«شر»را دفع می کند.

 إِنَّ اللَّـهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا  ﴿٣٨حج﴾

كلمه«يدافع» از مدافعه است و «مُبالغه در دفع» را افاده مى كند.

دفاع درغیاب

يَنصُرُهُ ...بِالْغَيْبِ.﴿٢٥حدید)

أَلَيْسَ اللَّـهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ ﴿٣٦زمر﴾ آیاخدابرایتان کافی نیست!؟

إِنَّ اللَّـهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ ﴿٣١رعد﴾خداوندخلف وعده نمی کند،وعده خدا حتمی است.

کدام مؤمنان؟

همان كسانى كه اگر در زمين استقرارشان دهيم «نماز» به پا كنند و «زكات» دهند و به امربه معروف می کنندونهی ازمنکرمی کنند.

الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ ﴿٤١حج)

علامه طباطبایی-المیزان:اين آيه توصيف مؤمنين است و مراد از تمكين آنان در زمين اين است كه ايشان را در زمين نيرومند كند، به طورى كه هر كارى را كه بخواهند بتوانند انجام دهند، و هيچ مانعى يا مزاحمى نتواند سد راه آنان شود.

 يكى از صفات این مؤمنان اين است كه اگر در زمين تمكنى پيدا كنند و در اختيار هر قسم زندگى كه بخواهند حريتى داده شوند، در ميان همه انواع و انحاء زندگى يك زندگى صالح را اختيار مى كنند و جامعه اى صالح به وجود مى آورند كه در آن جامعه نماز به پا داشته، و زكات داده مى شود، امر به معروف و نهى از منكر انجام مى گيرد.

چراتأکیدروی ۳ محور؟(نماز،زکات،امربه معروف ونهی ازمنکر)

علامه طباطبایی می نویسد: اگر از ميان همه جهات عبادى، نماز و از ميان همه جهات مالى، زكات را نام برد، بدين جهت است كه اين دو در باب خود (عبادات ) عمده هستند.

و وقتى صفت مؤمنين مذكور در صدر آيات اين باشد، و مراد از اين صفت نيز آن باشد كه در صورت داشتن قدرت و اختيار، اجتماعى صالح به وجود مى آورند، و از سوى ديگر حكم جهاد هم مخصوص به يك طايفه معينى نباشد نتيجه مى گيريم كه پس «مراد ازمؤمنين » عموم مؤمنين آن روز، بلكه عامه مسلمين تا روز قيامت است، و اين خصيصه و طبع هر مسلمانى است، هر چند كه قرنها بعد به وجود آيد. پس طبع مسلمان از آن جهت كه مسلمان است صلاح و سداد است هر چند كه احيانا بر خلاف طبعش كارى بر خلاف صلاح انجام دهد. بنابراين، ديگر نبايد توهم كرد كه مراد از اين صفت، صفت خصوص مهاجرين زمان رسول خدا (ص) است، حال چه اين آيات را مكى بدانيم، و چه مدنى گو اينكه مسأله اخراج از ديار و مظلوميت، مخصوص آنان است، زيرا مسأله اخراج از وطن و مظلوميت، سوژه بحث است، و خلاصه، مورد مخصص نيست، چون مخصص بودن مورد با عموم موصوفين در صدر آيات و عموميت حكم جهاد منافات دارد.

مؤلف المیزان تأکیدمی کند:جامعه ای که  نماز به پا مى شود، زكات داده مى شود، امر به معروف و نهى از منكر مى شود، و اين جامعه به طور قطع سمبل و مصداق بارز اين آيه است .

حجت الاسلام قرائتی:قطعاً خداوند از مؤمنان دفاع مى‏ کند.

« از وعده‏ ها و سنّت‏هاى الهى، نُصرت و دفاع از مؤمنین است» و خداوند این دفاع و حمایت را به عنوان یک حقّ، بر خود لازم فرموده است: «و کان حَقّاً علینا نَصرالمؤمنین» البتّه معناى دفاع و نصرت الهى، همیشه دفاع و نصرت فورى و کوتاه مدّت نیست، بلکه دفاع دراز مدّت را نیز شامل مى‏ شود، زیرا در آیات دیگر مى ‏فرماید: «والعاقبة للمتّقین» آرى، ممکن است در یک درگیرى و جنگ، مؤمنین به ظاهر شکست بخورند ولى اهداف و تفّکر آنان پیروز شود.
آقای قرائتی اینگونه نتیجه می گیرد:
*تحقّق وعده‏ الهى در دفاع از مؤمنان، حتمى است. «اِنَّ»
مؤمنان،  بى‏ مدافع نیستند. «اِنّ اللّه یُدافع عن الّذین آمنوا»
* مؤمنان، از حریم خدا دفاع مى‏کنند وخدا از حریم مؤمنان. «یُدافع»، نه «یدفع»
* عنصرى که نصرت و دفاع خدا را جلب مى‏کند، ایمان است. «عن الّذین آمنوا» «و کان حقّاً عَلینا نَصرالمؤمنین»/پایان.

فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ ﴿١٥٢بقره﴾یادم کنید،یادتان میکنم.

آیت الله خامنه ای:خداوند وعده داده است که اگر برای من، برای پیشبرد دین من، برای احیای ارزشها، اقدام کنید، من به شما کمک میکنم.

«الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا»، وعده‌ی تخلف‌پذیری است. آن وقت خدای متعال در سوره‌ی فتح میفرماید: «و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظّانّین بالله ظنّ السّوء»؛ خصوصیت مشرکین و مشرکات و منافقین و منافقات این است که به خدا سوءظن دارند. بعد میفرماید: «علیهم دائرة السّوء و غضب الله علیهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصیرا». نباید به خدا سوءظن داشت. خدای متعال گفته است: اگر برای من، برای پیشبرد دین من، برای احیای ارزشهای مورد قبول من حرکت کنید، اقدام کنید، من به شما کمک میکنم. این راست است، این وعده‌ی الهی است. فرموده است: «انّ الله یدافع عن الّذین ءامنوا» هر کسی که مؤمن به خداست، خدا از او دفاع میکند.

رهبرانقلاب یک سئوال مطرح می کند؟خداوندازکدام مؤمنین دفاع می کند؟

آیت الله خامنه ای:خُب، خیلی از مؤمنین در دنیا هستند، خدا از آنها دفاع نکرده - مؤمنینی که زیر لگد مستکبرین دارند له میشوند - چرا؟

جواب رهبرانقلاب:این به خاطر این است که به سُنتهای دیگر الهی عمل نشده است؛ به خاطر این است که حرکت نشده، قیام نشده، اقدام نشده. بنابراین مجاهدت لازم است، تلاش لازم است. یک ملتی اگر مؤمن به خدا بود، اما تلاش نکرد، مجاهدت نکرد، البته لگدمال میشود؛ آن «یدافع عن الّذین ءامنوا» دیگر اینجا را نمیگیرد. این ایمان باید با مجاهدت همراه باشد، آن وقت خدای متعال آن وعده را عملی خواهد کرد. معنای «و الّذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل‌الله» این است که باید حرکت کرد، باید اقدام کرد، باید تصمیم گرفت. این همان مبارزه‌ی مقدسی است که یک مؤمن عمر خود را وقف آن میکند. خب، نقطه‌ی مقابلش هم میل به راحت‌طلبی است. مبارزه دردسر دارد؛ شکی نیست. هر حرکت دشواری در راه هر آرمان بلندی، نفس راحت‌طلبِ عافیت‌جوی انسان را می‌آزارد. انسان میل به راحت‌طلبی دارد. اگر بر این میل فائق آمدیم، اگر توانستیم همت خود را، نیروی خود را در راه این آرمانها بسیج کنیم، البته سختی‌هائی دارد، اما رسیدن به قله، موفقیت را هم دارد.

رهبرمعظم انقلاب ،نمونه های دفاع ازانقلاب-دوام وبقاعلیرغم توطئه های سنگین فدرتهای استکباری چهان- راا ینگونه می گوید:

«و الّذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا» اینها معنایش همان «انّ الله یدافع عن الّذین ءامنوا» است، اینها تفسیر و ترجمه«لینصرنّ الله من ینصره» است. ما توی واقعیت زندگی‌مان داریم تفسیر این آیات را مشاهده میکنیم. واقعیتهای زندگی دارد این را به ما نشان میدهد.

بیانات رهبرانقلاب در دیدار سفرا و رؤسای نمایندگی‌های سیاسی ایران در خارج از کشور۷دی۱۳۹۰

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اولین بارمن این آیه رااززبان آیت الله شهیدبهشتی شنیدم،خیلی برام جالب بود وکارسازوراهگشا:

 شهید بهشتی  درمواجهه باشایعات ، تهمت‌ها ی سنگین منافقین ومخالفین به این آیه تمسک می جست «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا » می‎گفت: من برای خدمت و تلاش در راه خدا برگزیده شده‌ام ، خدا همان گونه که من وظیفه را انجام می دهم ،وظیفه خودش را در قبال مظلومان انجام خواهد داد.

«....نامه هایی به دستم رسیده بود که تماما حرف های رکیک و ناسزا به آیت الله بهشتی بود. او را آمریکایی خوانده بودند و گفته بودند خانه ۱۵  طبقه ای و زن اروپایی و ... دارد. ...يك روز در مجلس خبرگان به دكتر گفتم شما چرا در مقابل اين همه توهين از خودتان دفاع نمي كنيد؟ در جواب آيه «إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا» را خواند و گفت فلاني! من نبايد از خودم دفاع كنم، بلكه بايد آنقدر ايمان خودم را قوي كنم كه خداوند از من دفاع كند و جواب اينها را بدهد و چون وعده خدا حق است من به اين وعده اعتقاد دارم.»

نگارنده-پیراسته فر:ناقل نامعلم است،ذکرنکرده اند ولی بنظرمی رسدکه راوی،رهبرانقلاب (آیت الله خامنه ای)باشد.

دوچرخه سواری "رانندگی"زنان  عربستان 

 زنان عربستان در۳ تیر۱۳۹۷ بطوررسمی حق «رانندگی خودرو» گرفتند

از سال ۲۰۱۳میلادی(۱۳۹۲شمسی) زنان عربستان اجازه  دوچرخه سواری گرفتند.

در سال ۲۰۱۹میلادی(۱۳۹۸شمسی) تعدادی از زنان  عربستان  با هدف عادی سازی این ورزش برای زنان باراه اندازی  تشکیلاتی ،اقدام به برگزاری تور‌های گردشگری برای زنان دوچرخه سوار کردند.

۲۶ سپتامبر۲۰۱۷( ۴مهر ۱۳۹۶ ) پادشاه سعودی ، پادشاه سلمان بن عبدالعزیز ، دستور تاریخی صادر کرد که به زنان در کشورسعودی«اجازه رانندگی با خودرو» را دارند وامااین قانون تااجرایی شدنش (۳ تیر۱۳۹۷)حدود۹ماه بطول انجامید.

تاقبل ازاین، زنانی که گواهینامه بین المللی داشتند،اگردرعربستان رانندگی می کردند،بیش از۲ماه زندانی داشت.

دوچرخه سواری  زنان در عربستان 

رانندگی  زنان در عربستان 

دوچرخه سواری  زنان در عربستان 

رانندگی  زنان در عربستان 

 دوچرخه سواری  زنان در عربستان 

رانندگی  زنان در عربستان 

دوچرخه سواری  زنان در عربستان 

رانندگی  زنان در عربستان 

دوچرخه سواری  زنان در عربستان 

رانندگی  زنان در عربستان 

دوچرخه سواری  زنان در عربستان 

 دوچرخه سواری زنان در عربستان 

رانندگی  زنان در عربستان 

تورهای دوچرخه سواری زنان در عربستان

رانندگی  زنان در عربستان

تلاش زنان و دختران دوچرخه سوار در عربستان به عادی سازی این ورزش بین زنان.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یورونیوزنوشت:در (فروردین۱۳۹۷)  مقامات عربستان نخستین آموزشگاه رانندگی ویژه زنان را در ریاض، پایتخت این کشور بنیانگذاری کردند.

تنها چند آموزشگاه رانندگی ویژه زنان در این کشور وجود دارد اما مقامات سعودی اعلام کرده‌اند که می‌خواهند چنین مراکزی را در سراسر کشور و به‌ویژه در شهرهای بزرگ توسعه دهند.

زنان عربستان به سوی آموزشگاه‌های رانندگی هجوم برده‌اند تا در اولین فرصت گواهینامه‌ خود را دریافت کنند.

از روز یکشنبه ۲۴ مه۲۰۱۸( ۳ تیر۱۳۹۷) زنان به شکل رسمی حق رانندگی در این کشور را دارند.

ممنوعیت رانندگی برای زنان که برای ده‌ها در عربستان سعودی پا برجا بود، در سطح بین‌المللی برای این کشور چالشی بزرگ به شمار می‌رفت.

دو زن جوان در عربستان نخستین رانندگی رسمی خود را جشن گرفته‌اند

به گفته مسئول آموزشگاهی که به تازگی در ریاض به روی علاقمندان گشوده شده، تاکنون ۸۵ هزار زن برای دریافت گواهی‌نامه خود ثبت نام کرده‌اند و دوره آموزش آیین‌نامه و رانندگی را گذرانده‌اند و از این میان ۷۰۰ نفر گواهینامه خود را گرفته‌اند.

حرکت اخیر بخشی از برنامه اصلاحاتی است که محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی برای توسعه این کشور اجرا کرده است.

از آنجا که ۷۰ درصد از جمعیت عربستان در بخش خدمات عمومی کار می‌کنند و به نوعی از دولت حقوق می‌گیرند، مقامات این کشور امیدوارند با چنین اقداماتی زنان بتوانند در اجتماع نقش فعالتری پیدا کنند و به ایجاد شغل و رواج کسب و کارهای شخصی در جامعه کمک کنند.

سعید محمد"قرارگاه خاتم" سردار سید حسین هوشی سادات

برای اماده شدن درانتخابات ریاست جمهوری« استعفاداد»

سردارسعیدمحمد"قرارگاه خاتم الانبیاء» رفت، سردار سید حسین هوشی سادات آمد.

جدِ فرمانده جدیدخاتم سپاه «سیدآقامیر هوشی‌سادات»ازبنیانگذاران «هیأت بنی‌فاطمه» است.

سردارمحمد:با توجه به برخی شایعات و بروز برخی شائبه‌های سیاسی- انتخاباتی و در راستای صیانت از قرارگاه انقلابی- جهادی خاتم الانبیاء، از سمت خود استعفاء می‌دهم

«سردار هوشی سادات» فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا(ص) شد

سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حکمی سردار سرتیپ دوم پاسدار سید حسین هوشی سادات را به سمت فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) سپاه منصوب کرد.

سعید محمد از قرارگاه خاتم رفتب

فرمانده کل سپاه همچنین با قدردانی از زحمات و تلاش‌های سردار سرتیپ دوم پاسدار سعید محمد طی دوره تصدی فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) وی را به عنوان مشاور فرمانده کل سپاه منصوب کرد.

نصب 2 سکوی صدرا در پارس جنوبی در آینده نزدیک/ قرارگاه برنامه‌‌ای برای خرید هپکو ندارد

گفتنی است سردار هوشی سادات پیش از این معاون مهندسی و پدافند غیر عامل سپاه را عهده دار بوده است.

متن استعفای سعید محمد

سردار سعید محمد ساعتی پس از انتصاب سردار هوشی سادات به عنوان فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا، متن استعفای خود

را منتشر کرد. او نوشت: با توجه به برخی شایعات و بروز برخی شائبه‌های سیاسی- انتخاباتی و در راستای صیانت از قرارگاه انقلابی- جهادی خاتم الانبیاء، از سمت خود استعفاء می‌دهم. امید است این قرارگاه در جهت ادامه ماموریت‌های خود بیش از پیش موفق بوده و برگ‌های زرین دیگری به دفتر خدمات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بیفزاید.

وی افزود: بنده نیز بعنوان سرباز رهبر معظم انقلاب همواره در خدمت نظام مقدس جمهوری اسلامی و در خط نورانی امام ، رهبری و شهدای گرانقدر انقلاب، خدمتگزار مردم عزیز ایران سرافراز خواهم بود.

سعید محمد «فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا  سپاه» پس از استعفا از این سمت در توییتی با تأیید حضور خود در انتخابات ریاست جمهوری، نوشت:

‏از آنجا که احتمال دارد بدلیل حضور اینجانب در فضای انتخاباتی شائبه هایی متوجه نهاد مقدس سپاه شود در راستای صیانت از سپاه و قرارگاه انقلابی-جهادی خاتم الانبیاء، از سمت خود استعفاء می دهم.

سردار سرتیپ دوم پاسدار سعید محمد طی دوره تصدی فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) وی را به عنوان مشاور فرمانده کل سپاه منصوب کرد./۱۷ اسفند ۱۳۹۹

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر::اعلام کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری

۲روزبعدسعید محمد» بارفیقش رفت برای مشهد،درحرم امام رضا-ظهر۱۹ اسفند ۱۳۹۹با انتشار فیلمی ،استارت فعالیتهای انتخاباتی رازد،،رفیق تبلیغاتیش با این جمله شروع کرد:درمعیت سردارسعیدمحمدهستیم،انشاءالله رئیس جمهورآینده.سردارمحمد،دستی برصورتش کشیدواینگونه شروع کرد:شب عزیزیه،درکنارمرقدمنورحضرت علی بن موسی الرضاهستیم،شب شهادت موسی بن جعفر«راه سختی پیش داریم و اما محکم انشاءالله ایستاده ایم  ازهمه التماس دعاداریم

نگارنده -پیراسته فر:واما چرااین سردارعزیز۲روزپیش هنگام استعفاءنوشت:« با توجه به برخی شایعات و بروز برخی شائبه‌های سیاسی- انتخاباتی  برای صیانت ازسپاه استعفامی دهم!»،اینکه نه شایعه بودونه شائبه،بلکه واقیتی بودوحقیقت.

برای اطلاع از «اولین مصاحبه انتخاباتی» سردارسعیدمحمد ..کابینه سردار ...به این لینک مراجعه کنید:

سردارسعیدمحمد:اَنارجُلاً..من صاحب سبکم،بیش از ۸ سال جایگاه سرلشکری دارم

خبرگزاری فارس درمعرفی سردارهوشی نوشت:سردار هوشی‌سادات از یک خانواده مشهور و قدیمی تهران است که سابقه بسیاری نیز در هیأت‌داری و تاسیس هیأت‌های مذهبی دارند. جد آن‌ها «سیدآقامیر هوشی‌سادات» است که از موسسین اولیه «هیأت بنی‌فاطمه »محسوب می‌شود.


تصویری از اعضای هیأت بنی‌فاطمه که در دهه ۲۰ شمسی ثبت شده است

این سردار، فرزند« سیدمجتبی هوشی‌سادات» از مدیران و فعالان هیأت بنی‌فاطمه در تهران است. این هیأت در سال ۱۲۹۲ توسط ۷ یا ۸ نفر از سادات تهران در بازارچه نایب‌السلطنه تاسیس می‌شود که یکی از بنیان‌گذاران آن سیدآقامیر هوشی‌سادات بوده است که به نام بنی‌فاطمه نام گرفته است.

آشنایی با «حاج مرزوق» درکربلا۱۳۰سال پیش«هیئت بزازهای بازار تهران»

اعضای هیأت بنی‌ فاطمه،  ۲۰ نفر از اعضای « هیأت بنی‌فاطمه»برای اولین بار در سفری که به کربلا داشتندبا «حاج مرزوق »که به سبک خاص، درآنجاسینه‌زنی و نوحه‌خوانی می‌کرد، آشنا می‌شوند. اعضای هیأت بنی‌فاطمه  هنگام بازگشت ازعتبات، از حاج مرزوق دعوت می‌کنند تا به تهران بیاید و در هیأت بنی‌فاطمه (س) مداحی کند. وی پس از رویای صادقه‌ای و بنا به دستور اباعبدالله علیه‌السلام، دعوت آنان را قبول کرده و با خانواده خود به تهران می‌آید.

نگارنده-پیراسته فر:مشرق می نویسد:هیئت دعوت کننده از حاج مرزوف «هیئت بزازان طهران »بود

حاج محمد مرزوق« طلبه اهل کربلا» بود که از عراق به ایران آمد و شیوه سینه زنی سُنتی را در ایران بنیان کرد.

در حدود۱۳۰ سال پیش «هیئت بزازهای بازار تهران» از «حاج مرزوق» دعوت می‌کنند تا به ایران بیایند ولی او قبول نمی‌کند اما در پی دعوت دوم که از سوی هیئت بنی فاطمه صورت می‌گیرد، در سال ۱۲۷۰هجری شمسی، حاج محمد مرزوق عرب حائری از کربلا راهی ایران می‌شود.

حاج مرزوق به اعضای هیأت، نوحه‌خوانی و سینه‌زنی به سبک جدید را آموزش می‌دهد. نوحه‌خوان‌های دیگر هیأت عبارت بودند از: سیداحمد آقا لب‌شکری، سیداسماعیل ناظری، استاد محمد نجاد، حاج محمد نقاش معروف به «آقا محمد کوچیکه».

در زمان‌های گذشته، مداحان در هیأت‌ «بنی فاطمه» به «چهارپایه‌خوانی» می‌پرداختند و در انتها نیز «واحد دوست» (واحد نوس) می‌خواندند و شور می‌گرفتند. یکی از این اشعار «ای برادر همه اهل حرم منتظرند» بود.

این هیأت در دوران مبارزات سیاسی از جمله مراکز فعال تهران بود؛ طوری که یکی از اشعاری که در سال ۵۷ در این هیأت می‌خواندند، این بود: «برگو به ظالم اسب کین بتازد/ بر قدرت یک ـ دو روز خود ننازد/ او بداند/ بد نماند/ حق بر باطل پیروز است».

«سید هاشم هوشی‌سادات» نویسنده کتاب «بنی‌فاطمه، مبانی و اهداف عزاداری امام حسین و سیر تاریخی آن در ایران»می گوید:حاج مرزوق، حاج اکبر ناظم، حاج شاه‌حسین بهاری، حاج سیدعباس زریباف که ذاکر اصلی هیئت بنی‌فاطمه بود و حاج محمدعلی اسلامی میان‌دار بودند.

یکی از چهارپایه‌خوان‌ها که ۰۲ تير درگذشت هم «حاج حسین خلج »بود.

نویسنده کتاب «بنی‌فاطمه»می نویسد:هیئت بنی‌فاطمه در حدود سال ۱۲۹۲ هجری شمسی شکل گرفته است و بنیان‌گذاران هیئت که یکی‌شان هم جد پدری من «آقامیر هوشی‌السادات »بوده است همه سید بوده‌اند.

سیدهاشم هوشی سادات می نویسد:تا آن زمان رسم بر این بوده است که هیئات مذهبی به نام اصناف شناخته شوند. دلیل هم این بوده که مرکز ثقل عزاداری‌های تهران در زمان قاجاریه در بازار بوده و اصناف مختلف در آنجا هیئت داشته‌اند. تصمیم موسسین بنی‌فاطمه این بود که یک هیئت مرکزی در تهران تاسیس کنند که محل مراجعه مشترک همه اصناف و اقشار و گروه‌ها باشد. موسسین تمام لوازم شکل‌گیری هیئت را فراهم کرده بودند ولی این هیئت هنوز نامی نداشت.

چرااسم هیت را«بنی‌فاطمه»گذاشتند؟

انتخاب نام هیئت بر پایه نوعی عنایت الهی شکل گرفت. ماجرا هم این بود که نزدیک به محرم بنیان‌گذاران هیئت در خانه یکی از خودشان که در «بازارچه نایب‌السلطنه» در خیابان ری واقع شده بوده است جمع شده بوده‌اند. نزدیک ظهر یکی از آنها برای آوردن آب به نهری که از وسط بازارچه رد می‌شده رفته و بر سر آن نهر سید معمم زیباروئی را می‌بیند. جذب آن سید می‌شود و از او درباره انتخاب نام هیئت راهنمایی می‌خواهد. آن آقا می‌پرسد موسسین هیئت سید هستند یا عام؟

وقتی پاسخ می‌شنود که موسسین همه سید هستند می‌گوید «شما فرزندان فاطمه هستید» اسم هیئت را «بنی‌فاطمه» بگذارید.

این هیأت ابتدا به صورت سیار برگزار می‌شد و بعد در زمان پهلوی دوم، حسینیه بنی‌فاطمه را تاسیس کردند و امروز نیز همچنان در این حسینیه به عزاداری می‌پردازند. هیأت بنی‌فاطمه البته پیش از ایام کرونا در ۶۰ روز محرم و صفر، ۳۰ شب ماه رمضان، ۱۵ شب اول محرم، ۷۵ روز ایام فاطمیه، ۱۰ روز دهه‌ شهادت امام‌صادق (ع) و ۱۳ روز ماه رجب به نام امام موسی کاظم (ع) یعنی ۲۵۰ روز از سال مجالس عزاداری برپا می‌کرد. مجالس صبح این هیأت همچون ۹۰ و اندی سال گذشته از ۶:۳۰ صبح آغاز و بعد از سخنرانی و مداحی در ساعت ۹:۳۰ صبح به پایان می‌رسد. حسینیه این هیأت قدیمی تهران در خیابان امیرکبیر، نرسیده به چهارراه سرچشمه واقع است.

شاگردانِ«حاج مرزوق»

عتیق نوشت:اکثریت مداحان قدیمی شاگردان حاج مرزوق بودند:حاج اکبر ناظم،مرحوم شاه حسین،حاج محمد علامه و حاج محمد علی اسلامی  نمونه هایی از دست پرورده های سبکهاو اشعار و سلوک حاج مرزوق عرب (حائری) هستند. 

۱۳۰ سال پيش، پارچه فروشي هاي بازار تهران، بعد از چند سال مقدمه چيني، هيأت خودشان را به اسم هيأت جان نثاران حسيني صنف بزاز تهران راه انداختند. محل هيأت هم «مسجد ميرزا موسي» نزديك مسجد جامع بازار بود.براي اين كه مداحي و سينه زني هيأت از همان ابتدا، اصيل باشد، طلبه اي از كربلا به نامحاج مرزوق وارد جمع هيأتي ها شد.

سینه زنی تهرانی های قدیم تا قبل از نقل مکان «حاج مرزوق حائری» از کربلا به تهران، اینگونه بود که اصطلاحا سه ضرب و بی وقفه سینه می زدند. بدین ترتیب اساسا « دم سرپا » و « زمینه خوانی »، در تهران رایج نبود. مرحوم حاج مرزوق بنیانگذار سینه زنی سنتی در تهران بوده است. اوج تکامل این سبک، در دوره مرحوم شاه حسین و مرحوم ناظم شکل گرفت. ایشان از بنیانگذاران سنت "چهارپایه" در شبهای مسلمیه حرم عبدالعظیم حسنی(ع)بودند.

«آقای سازگار» نقل می کردند:  یک روز حاج مرزوق به یکی از دوستانش، به نام «سیدحسن »پیغام می دهد، که بیا حاج مرزوق با شما کار دارد، آن موقع حاج مرزوق در بستر بیماری بود.سیدحسن می گوید: رفتم دیدم به هم ریخته فرمود: من آخر عمرم است سید حسن ! می خواهم یه رازی را با شما در میان بگذارم ، دیروز مادرت زهرا (سلام الله علیها) را دیدم، در تب داشتم می سوختم، تو بیداری دیدم نه خواب. گفت: تشنگی بر من غالب شد. سه تا دختر داشتم؛ راضیه ، مرضیه و فاطمه . دختر اول را صدا زدم، راضیه مقداری آب به من بده، دیدم یک بانوی مجلله با روبند سبز پدیدار شد، حیا کردم، آب نخواستم. دختر دومم را صدا زدم: مرضیه ! دوباره دیدم بی بی بلند شد آمد طرف من. دختر سومم را صدا زدم: فاطمه؛ بار سوم که شد خانم فرمود: حاج مرزوق سه بار من را صدا کردی؟ چی می خواهی ؟ گفتم بی بی جان ! من حیا کردم حرف بزنم، فرمود: حاج مرزوق عمری نوکری کردی، حالا وقتش است ما جواب بدهیم، سرم را پایین انداختم، فرمود: تشنه هستی؟، از زیر چادر  ظرف آبی بیرون آورد، نوشیدم، به گوارایی این آب، تا حالا نخورده بودم، طبق عادت بچگی، گفتم: صلّی الله علیک یا ابا عبدالله ... ، دیدم صدای گریه ی بی بی بلند شد، فرمود: حاج مرزوق ! دلم گرفته برایم روضه بخوان، گفتم خانم، دکترها منعم کردند از روضه خواندن، ولی چون شما می فرمایید چشم. چه روضه ای بخوانم؟ فرمود: روضه ی علی اصغرِ حسین را بخوان ... 

یکی از اهل معنا در خصوص برزخ ایشان می فرمود: حاج مرزوق را در جوار آقا بزرگ تهرانی دفن کردند. یکی از مؤمنان در عالم رویا آقا بزرگ را مشاهده می کند و به وی می گوید: چقدر خوب است که حاجی مرزوق را نزد شما دفن کرده اند! آقا بزرگ در پاسخ می فرماید: این گونه هم که فکر می کنی، نیست. به محض آنکه حاج مرزوق را اینجا دفن کردند، آقا امام حسین علیه السلام او را برداشتند و با خود بردند.

شعری سروده حاج مرزوق است ؛

پيمان وفـــــــا با نگه مســت تو بستيـم       بســـــتيم در ميكده پيمانه شكستيم

يك دم نسپرديم ره عقـــل و خـــــــرد را       ديـوانـــه تو مســــت تو از روز الستيم

نـاز تـو خـريـديم بـه مـحـــراب عـبــــادت       قامت چو به قد قامت زيباي تو بستيم

شب بود و من و دل به هواي سـر زلفت      ديوانه صفت سلسله ها را بگسستيم

رفــتـيم به ســر مـنزل عشــاق بلا كش       در حـلــقـه ســودا زدگان تو نشستيم

وقت است كني جلوه به خلوتگه عشاق      هرچند كه خواريم گل روي تو خستيم

دیدار"پاپ فرانسیس"آیت الله سیستانی۱۶ اسفند ۱۳۹۹

این اولین سفر خارجی پاپ از زمان شیوع  ویروس کرونا است

«پاپ فرانسیس» در جریان سفر به عراق ، صبح امروز شنبه۶مارس۲۰۲۱(۱۶ اسفند ۱۳۹۹ ) به منزل «آیت الله سید علی سیستانی» مرجع عالیقدر شیعیان عراق در نجف اشرف رفت و با وی ملاقات کرد.

سُنی ها ۹۰ درصد مسلمانان جهان را تشکیل می دهند در حالی که شیعیان ۱۰ درصد مسلمانان را تشکیل می دهند و بیشتر آنها در عراق و ایران متمرکز هستند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رسانه های عراق اینگونه نوشتند:

این اولین سفر خارجی پاپ از زمان شیوع  ویروس کرونا است

پاپ فرانسیس با رهبر معظم شیعیان عراق ، آیت الله العظمی علی  سیستانی در دفتر خود در شهر قدیمی نجف دیدار می کند پیام های متعددی که در سفر تاریخی پاپ به عراق انجام شد ، که از روز جمعه۵مارس۲۰۲۱( ۱۵ اسفند ۱۳۹۹) آغاز شد و به مدت سه روز ادامه خواهد یافت ، چه در سطح سیاسی و چه انسانی ، و مفهوم نمادین حاوی مسیر پاپ ، که از طریق شهر نجف عبور می کند ، دارای مقام معنوی بالایی برای مسلمانان شیعه در عراق و جهان است.

پاپ فرانسیس با روحانی اعظم شیعه ، آیت الله العظمی علی ال سیستانی ، در دفتر خود در شهر قدیمی نجف دیدار خواهد کرد و هنوز مشخص نیست که آیا امضای سند "برادری انسان در برابر افراط گرایی" مشابه موردی که دو سال پیش در جریان سفر پاپ به امارات با شیخ الازهر امضا شد.

در بیانیه دفتر آیت الله سیستانی درباره این دیدار که حدود یک ساعت به طول انجامید، آمده است:« آیت الله سیستانی بر اهمیت زندگی در امنیت و صلح شهروندان مسیحی به عنوان بخشی از جامعه عراق تاکید کرد... وی همچنین بر اهمیت نقش رهبران جهانی در متوقف ساختن رنج ها  تاکید کرد

اماناظران معتقدند که دیدار پاپ-سیستانی پیامدهایی دارد که یکی از آنها برای عراقی ها به طور کلی و مسیحیان به طور خاص و دیگری ملاقات های خارجی برای رهبران ایران است.

موید عبدالصدا ، محقق امور شیعیان ، می گوید سفر پاپ به مقام سیستانی اهمیت موقعیت معنوی عراق و نجف به ویژه را تأیید می کند. عبدالصدا در مصاحبه ای با الحرا added افزود: "از نظر سیاسی ، پاپ می خواهد بگوید كه عراق مانند گذشته ، قدرتمند و مركز پیشرو برای جهان باز خواهد گشت و نجف در آن نقش خواهد داشت." در مورد بشریت ،

عبدالصدا انتظار دارد که "دیدار این دو شخصیت برجسته شاهد تمرکز بر رنج مسیحیان در عراق و نقش شیعیان به عنوان اکثریت حاکم در کشور در حمایت از اقلیت های مذهبی و کمک به آنها برای ادغام مجدد در مناطق خود. "

روحانی مسیحی عماد یوهانا توما معتقد است که دیدار پاپ با سیستانی تداوم "سفر اخوت که رهبر مذهبی مسیحی سالها پیش در امارات با مشارکت بین ادیان آغاز کرد" را تقویت می کند. توما در مصاحبه خود با الحراra ، انتظار دارد که این دیدار ابعاد زیادی داشته باشد ، با توجه به اینکه شیعیان اکثریت عراق را تشکیل می دهند و آنها کسانی هستند که مهار قدرت را در دست دارند و باید به گفتگوهای بین ادیان و صلح در عراق کمک کنند. کشورهای دیگر. این نشست مستقیم که انتظار می رود پاپ واتیکان و سیستانی گرد هم بیایند ، یک رویداد مهم برای مسلمانان عراق است.

این واقعه دو سال پس از یک نشست تاریخی مشابه در ابوظبی رخ داد که پاپ با شیخ الازهر شیخ احمد الطیب ، شخصیت معنوی جامعه اهل سنت در داخل و خارج مصر گرد هم آمد و شاهد امضای یک تاریخ تاریخی بود. سندی که خواستار آزادی دین است.

سُنی ها ۹۰ درصد مسلمانان جهان را تشکیل می دهند در حالی که شیعیان ۱۰ درصد مسلمانان را تشکیل می دهند و بیشتر آنها در عراق و ایران متمرکز هستند. بنابراین ، پاپ در سفر خود به نجف ، دست خود را به سوی دیگر مکتب اصلی اسلامی دراز می کند. اما تاکنون ، کسانی که با جزئیات این دیدار آشنا هستند ، از جمله پدرسالار کلدانی ، بزرگترین اقلیت کاتولیک در عراق ، لوئی ساکو ، تأیید نکرده اند که آیا یک امضای مشترک در سندی بین سیستانی و پاپ مشابه ابو انجام می شود سند ذهبی که توسط بغداد نیز اعلام نشده است. ساکو در ژانویه گذشته به خبرگزاری فرانسه گفت كه پاپ امیدوار است كه سیستانی از پیام "ابوظبی" امضا شده توسط الطیب حمایت كند ، اما به گفته این آژانس ، منابع مذهبی در نجف امضای سیستانی را به شدت انكار كردند.

آیت الله سیستانی یکی از برجسته ترین جریانات شیعی فعلی جهان را مجسم می کند ، زیرا او نماینده اقتدار نجف است که می خواهد از سیاست فاصله بگیرد ، در حالی که صاحبان جریان دوم ، به نمایندگی از ولایت فقیه در ایران ، نیاز به روحانیون برای نقش آفرینی در دولت ، مانند راهنمای ایرانی علی خامنه ای را ببینید. برخی از جناح های مسلح شیعه وفادار به ایران از دیدار پاپ استقبال نکردند و آن را دخالت غربی ها در امور عراق دانستند.

در این زمینه ، داگلاس سلیمان ، سفیر پیشین آمریکا در عراق می گوید که "برای اکثر عراقی ها و شیعیان جهان ، نجف مرکز اسلام شیعی در جهان است ، و سیستانی رهبر اسلام شیعه است."

وی در مصاحبه ای با الحرا added افزود: "ایران می خواهد همه شیعیان جهان را رهبری کند ، اما واقعیت ها می گوید نجف و کربلا خانه شیعیان عراق است که مهد تشیع محسوب می شود." سلیمان معتقد است که "سفر پاپ به نجف و به ویژه از سیستانی به تقویت و تقویت موقعیت عراق و ال سیستانی کمک می کند تا ببیند که وی از پیام بین المللی صلح ، گشودگی و ایجاد یک حمایت بین المللی برخوردار است. عراق قدرتمند. " سفیر اسبق آمریکا در عراق تأیید می کند که "آمدن پاپ به عراق باعث افتخار عراقی ها برای کشورشان خواهد شد و آرزو می کنند استقلال خود را حفظ کنند و راه خود را در جهان باز کنند."

جلسه ادیان پاپ بامسیحیان عراق

پاپ فرانسیس در یک نشست بین ادیان در محل شهر اور شرکت کرد پاپ فرانسیس در یک سفر تاریخی به عراق ، جایی که درباره وضعیت اقلیت مسیحی در این کشور صحبت کرد ، افراط گرایی را به نام دین محکوم کرد. و پاپ واتیکان در یک دعای مشترک بین ادیان گفت: خصومت ، افراط گرایی و خشونت ... اینها چیزهایی است که در قلب مذهبی رشد نمی کند ، آنها چیزهایی هستند که دین داری را باطل می کنند.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:شهر«اور» زادگاه حضرت ابراهیم علیه السلام است

شهر«اور» در استان «ذی قار» در جنوب عراق و در ۱۷ کیلومتری «ناصریه» مرکز استان، واقع شده است.

شهر«اور» یکی از چهار شهر باستانی سومری است که در کنار ایریدو، گیرسو و لاگاش در این منطقه قرار دارد.

سرزمین بین‌النهرین خانه اول و محل نزول آدم بود و پس از او انبیا و اولیای متعددی از جمله نوح، ابراهیم، یونس و بر اساس برخی نقل‌ها خضر علیهم‌السلام نیز در این سرزمین سکنی داشتند و شاید همین تاریخ قدیم و اصیل مسمای نام عِراق، به معنای ساکن باشد.

***

پاپ فرانسیس روز شنبه ، در دومین روز سفر تاریخی خود به عراق ، در نجف ، مرجع عالیقدر شیعیان ، علی الستانی ، دیدار کرد نخست وزیر عراق ، مصطفی الکاظمی ، روز شنبه تصمیم گرفت که ششم مارس هر سال را به مناسبت دیدار مرجع مذهبی شیعه ، علی ال سیستانی ، با معظم له ، پاپ ، به یک روز ملی برای تحمل و همزیستی تبدیل کند. فرانسیس الكاظمی در توئیتی گفت: "به مناسبت دیدار تاریخی دو قطب صلح و مدارا ، معظم له ، مقام معظم رهبری ، علی ال سیستانی و معظم له ، پاپ فرانسیس ، و دیدار ادیان در شهر تاریخی Ur ، ما تعیین 6 مارس هر سال به عنوان روز ملی برای تحمل و همزیستی در عراق. "

روز شنبه ، در دومین روز سفر تاریخی خود به عراق ، پاپ فرانسیس در نجف ، عالی ترین مقام شیعه ، علی ال سیستانی ، که "علاقه" خود را به "امنیت و صلح" مسیحیان عراق اعلام کرد ، دیدار کرد. پس از نجف ، که در آن دیدار با سیستانی برجسته ترین دیدار پاپ بود ، پاپ فرانسیس در Ur ، محل نمادین از نظر معنوی ، فرود آمد ، جایی که او در سخنرانی "تروریسم که دین را آزار می دهد" را نکوهش کرد. پاپ در سخنرانی خود ، که مقدم بر نماز با نمایندگان شیعه ، سنی ، یزیدی ، صابئین ، کاکائیان و زرتشتیان بود ، گفت: "خصومت ، افراط گرایی و خشونت از یک روح دینی ناشی نمی شود: بلکه اینها همه خیانت به دین است.

بازدید از اور ، محوطه باستانی در جنوب عراق که گمان می رود محل تولد حضرت ابراهیم ، پدر ادیان توحیدی است ، برای پاپ سابق جان پل دوم در سال ۲۰۰۰ رویایی بود ، قبل از آنکه رئیس جمهور وقت صدام حسین مانع بازدید شود. پاپ فرانسیس روز جمعه وارد عراق شد و با هدف تقویت درخواست خود برای برادری بیشتر در بین همه مردم ، در اولین سفر پاپ به این کشور با مقامات ارشد دولت دیدار کرد. همچنین این اولین پرواز بین المللی وی از زمان ابتلا به بیماری همه گیر ویروس کرونا است.

رئیس جمهور جمهوری عراق ، برهم صالح ، در ژانویه ۲۰۲۰(دی ۱۳۹۸) در یک دیدار خصوصی در واتیکان از پاپ فرانسیس پذیرایی می کند.

در مورد چالش های بزرگی که بشریت در این عصر با آن روبرو است و نقش ایمان به خدا و پیام ها و تعهد او به ارزش های والای اخلاقی در غلبه بر آنها" ، گفتگو بین پاپ فرانسیس و آیت الله علی ال سیستانی انجام شد بیانیه صادر شده توسط دفتر دومی. در این جلسه "فرصتی فراهم شد تا پاپ از آیت الله برای بلند كردن صدای خود با جامعه شیعه در مورد خشونت ها و دشواری های بزرگی كه در سال های اخیر در دفاع از ضعیف و تحت آزار و شكنجه رخ داده تشكر كند" مطبوعات دفتر مقدس مقدس ، در بیانیه ای که پس از جلسه صادر شد. جلسه ای که نجف صبح روز شنبه ، در دومین روز سفر فرانسیس به عراق برگزار کرد ، از نظر تاریخی اولین دیدار پاپ کلیسای کاتولیک و مرجع بزرگ شیعیان در عراق بود.

پاپ فرانسیس دراقلیم کردستان عراق

امروز ، یکشنبه ۷ مارس ۲۰۲۱(۱۷ اسفند ۱۳۹۹) ، پاپ فرانسیس در دسته جمعی شرکت کرد که در آن حدود ۱۰ هزار شهروند در ورزشگاه فرانسوا حریری در اربیل ، مرکز اقلیم کردستان عراق شرکت کردند. خیابانهای شهر اربیل مملو از دهها هزار شهروند برای پذیرایی از موکب پاپ فرانسیس بود که از طریق جاده نینوا از طریق جاده به این شهر رسید و در میان جمعیتی که پرچمهای عراق را حمل می کردند به سختی از شهر عبور کرد ، واتیکان و اقلیم کردستان و سرودهایی را برای ابراز خوشحالی و شادی خود از دیدار پاپ سر دادند. با مشارکت هلی کوپترهای ارتش عراق اقدامات شدید امنیتی انجام و تعدادی از خیابان ها در اربیل بسته شد. پاپ فرانسیس پس از ورود به ماس پلاس در استادیوم فرانسوا حریری ، از طریق یک ماشین باز به استقبال حضار رفت و در حالی که محاصره تدابیر شدید امنیتی بود ، دست خود را تکان داد.

بر اساس گزارش رسانه ها ، صلیبی که به احترام پاپ در موصل در موصل برپا شده بود ، از بقایای صندلی هایی ساخته شده بود که از کلیساهای تخریب شده منطقه نجات یافتند. در شهر قره قوش در نزدیکی ، پاپ با مسیحیان در یک کلیسای تاریخی دیدار کرد که پس از سوزاندن توسط داعش مرمت شد. یوسرا مبارک ، ۳۳ ساله ، قبل از دیدار پاپ گفت: "من نمی توانم خوشحالی خود را ابراز کنم ، این یک واقعه تاریخی است که دیگر تکرار نخواهد شد." یوسرا در ماه سوم بارداری بود که هفت سال پیش برای فرار از خشونت با شوهرش خانه اش را ترک کرد. وی در بیانیه ای به رویترز افزود: "روزهای سختی بود. ما با لباس فرار کردیم و هیچ چیز دیگری. وقتی برگشتیم چیزی پیدا نکردیم. اما امید ما این بود که به اینجا برگردیم ، اینجا هستیم و پاپ در حال دیدار ما است. "

شهر قره قوش ، مرکز منطقه حمدانیه ، شرق موصل 

پس از سه روز پر از حمل و نقل با هواپیما ، هلی کوپتر و یک ماشین زرهی در کشوری که تنها سه سال پیش صفحه سازمان خونین دولت اسلامی را ورق زد و هنوز شاهد تنش های امنیتی ناشی از حضور جناح های مسلح خارج از کنترل است ، پاپ در پایان جمع گفت: "اکنون ، لحظه بازگشت به رم نزدیک است. اما عراق همیشه با من و در قلب من خواهد بود."

پاپ دیدار خود را با پیام امید به پایان رساند و گفت: "در این روزهایی که در میان شما گذراندم ، صدای درد و پریشانی شنیدم ، اما همچنین صدای امید و دلداری را شنیدم" ، قبل از اینکه به حاضران سلام کنید ، صلح ، صلح. متشکرم! خدا همه شما را رحمت کند! خدا عراق را بیامرزد! به عربی. پاپ با همراهی یک مأمور امنیتی عالی با اتومبیل معروف "Papamobili" به استادیوم رسید و از آنجا به جمعیتی که برای استقبال از او و شرکت در مراسم جمع شده بودند سلام کرد. استادیوم فرانسو حریری ، که نام سیاستمدار آشوری عراقی را که 20 سال پیش در اربیل ترور شد ، یدک می کشد ، می تواند بیست هزار نفر را در خود جای دهد ، اما تعداد شرکت کنندگان بسیار کمتر بود.

صلیبی که به افتخار پاپ در موصل  برپا شده بود ، از بقایای صندلی هایی که از کلیساهای تخریب شده منطقه نجات داده شده بود ، ساخته شده است.

واتیکان روزجمعه ۲۹ ژانویه ۲۰۲۱(۱۰ بهمن ۱۳۹۹)

نشست ابوظبی در سال ۲۰۱۹ بین پاپ واتیکان و شیخ الازهر ، که منجر به امضای سند برادری انسان شد.
امام اعظم ، دکتر احمد الطیب ، شیخ الازهر ، رئیس شورای بزرگان مسلمان ، فردا ، یکشنبه۳فوریه۲۰۱۹(۱۴ بهمن ۱۳۹۷ ) ، به ابوظبی ، پایتخت امارات می رود تا یک نشست تاریخی با معظم له پاپ فرانسیس برگزار کند ، پاپ کلیسای کاتولیک ، به عنوان بخشی از فعالیت های مختلف در سفر مشترک شیخ الازهر و معظم له پاپ به امارات متحده عربی ، که وی سال ۲۰۱۹ را به عنوان سال مدارا اعلام کرد.
شیخ الازهر ، امام اعظم ، دکتر احمد الطیب ، رئیس شورای بزرگان مسلمان ، روز یکشنبه به ابوظبی ، پایتخت امارات ، برای برگزاری اجلاس با پاپ فرانسیس ، پاپ واتیکان.

پاپ فرانسیس ، "پاپ کلیسای کاتولیک" در بازه زمانی ۳ فوریه تا ۵ فوریه۲۰۱۹ (۱۴ تا۱۶بهمن ۱۳۹۷ )در ابوظبی ، پایتخت امارات متحده عربی ، برای یک سفر رسمی سه روزه بود.
دیدار دکتر احمد الطیب ، شیخ الازهر  وپاپ فرانسیس ، پاپ کلیسای کاتولیک و مشارکت آنها در کنفرانس بین المللی برادری 

دیدار شیخ الازهر در پاسخ به دعوت رسمی دریافت شده از ولیعهد ابوظبی ، اعلیحضرت شیخ محمد بن زاید آل نهیان ، به عنوان بخشی از چندین فعالیت موجود در سفر مشترک شیخ آل ازهر و پاپ واتیکان به امارات متحده عربی ، که ۲۰۱۹ را سال تحمل اعلام کرد.
این اولین سفر پاپ واتیكان به شبه جزیره عربستان است.
ولیعهد ابوظبی ، شیخ محمد بن زاید گفت که "سند برادری انسان" که  یک سال پیش توسط شیخ الازهر شیخ احمد الطیب و پاپ فرانسیس ، پاپ واتیکان امضا شد ، یک دعوت جهانی برای برادری و تحمل است.
دیدارپاپ فرانسیس بارئیس الازهر،احمدطبیب ۱۷ اکتبر۲۰۱۸ (۹ مهر ۱۳۹۷ )

اولین دیدار شیخ الازهرباپاپ بعداز۵ سال تیرگی 

رهبر مسیحیان کاتولیک جهان روز دوشنبه۲۳مه۲۰۱۶(۳ خرداد ۱۳۹۵) با شیخ الازهر در واتیکان دیدار کرد و وی را در آغوش گرفت.

از سال ۱۹۹۸ تبادل اطلاعات علوم الهیات میان واتیکان و دانشگاه الازهر مصر آغاز شد. اما این رابطه‌ منظم در سال ۲۰۱۱ از طرف مصر قطع شد. دلیل تیرگی روابط، اعتراض پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر مستعفی کاتولیک‌های جهان نسبت به ترور و خشونت با مسیحیان قبطی در مصر بود.
پس از سخنرانی پاپ بندیکت شانزدهم در شهر رگنسبورگ در سال ۲۰۱۰ میلادی، رابطه واتیکان و جهان اسلام رو به تیرگی نهاد. پاپ بندیکت شانزدهم در این سخنرانی از یکی از امپراتورهای بیزانس در قرن چهاردهم میلادی نقل کرد که ارمغان اسلام تنها نکات منفی و اعمال غیرانسانی بوده است. پس از این سخنان بود که اعتراض‌های فراوانی علیه پاپ در جهان اسلام آغاز شد.
این دیدار پنج سال بعد از آن انجام شده که الازهر روابطش را با واتیکان در اعتراض به اظهارات همراه با گلایه پاپ بندیکت شانزدهم به حال تعلیق درآورد. در آن زمان پاپ بندیکت شانزدهم در پی بمب‌گذاری علیه یک کلیسای مسیحیان قبطی در اسکندریه مصر و کشته شدن ۲۱ تن در این حادثه، خواهان حفظ جان مسیحیان در مصر شد. از آن زمان به بعد حملات علیه مسیحیان در منطقه افزایش یافته اما واتیکان و مسجد الازهر مصر به عنوان دو نهاد مذهبی برجسته دنیای مسیحیت و دنیای اسلام روابط خود را از سر گرفته اند. در ماه فوریه یک هیئت از واتیکان عازم قاهره شد و دعوت رسمی از شیخ الازهر برای سفر به واتیکان را تحویل مقامات الازهر داد.


در دیدار امروز پاپ فرانسیس با شیخ احمد الطیب، پاپ به او یک نسخه از منشور زیست محیطی خود و یک مدال صلح داد.

این دیدار در واتیکان صورت گرفت و آنها به مدت ۲۵ دقیقه در کتابخانه خصوصی پاپ فرانچسکو با یکدیگر به گفتگو پرداختند.

احمد محمد طیب گفت:پاپ فرانسیس، فردی است که در قلب خود به ادیان دیگر احترام می‌گزارد و دلش برای فقرا می‌تپد.

شیخ الازهر پس از این سفر خود عازم پاریس می‌شود تا در کنفرانس امسال گفت‌وگوی ادیان و فرهنگ‌ها شرکت کند.

آیت الله علم‌الهدی :پاپ یک ماموریت آمریکایی داشت و فکر می‌کرد مسئله مقابله با آمریکا، منشا و مبدا مرجعیت شیعه دارد و می‌تواند آیت‌الله سیستانی را وادار کند که از مردم عراق و حشدالشعبی عراق بخواهد به جنگ با آمریکا نروند./ جمعه ۲۲ اسفند ۱۳۹۹  در نماز جمعه مشهد.

آیت الله فلاحتی ،امام جمعه رشت :پاپ فرانسیس فقط برای ۲منظورآمده بود،یکی برای تشکرازآیت الله سیستانی برای مدیریت ودیگر دلجویی ازمسیحیان اقلیسیحیم کردستان امده بود،چون داعشی هاحدودشصت مسیحی رازنده زنده درکلیساسوزانده بودند

آمام جمعه رشت گغت:هرکس غیرازاین می گوید،سخن باطلی است!

البته ایشان سفرپاپ را به منزل آیت الله سیستانی  باسفرشواردنادزه مقایسه کرد،گفت همانطورکه پاپ خانه محقر آیت الله سیستانی را دیدمتعجب شد،وزیرامورخارجه شوروی هم وقتی بیت محقرامام خمینی رادیده بودخیلی متعجب شده بود واین راهم اضافه کردکه هنوزهم شواردنازه ازآن خاطره به نیکی یادمی کند!

جهت اطلاع امام جمعه محترم رشت بایدعرض کنم: «ادوارد شواردنادزه»در۱۶ تیر ۱۳۹۳فوت کرده اند.

مسجدالنبی "صفاری"رشت

آشنایی« مسجدالنبی »صفاری -رشت

این مسجد درخیابان طالقانی-کوی صفاری -کنارپارک نیکمرام واقع شده

«حجت الاسلام  محمدباقری »(متولد۱۳۱۷)امام جماعت مسجد می گوید:

 

کلنگ این مسجددرسال۱۳۵۷توسط مرحوم آیت الله احسانبخش زده شد ودرسال۱۳۶۰آماده شد ،وقتی درباره ائمیه جماعت قبلی ازایشان سئوال کردم،آقای باقری گفتند:ازهمان سال اول من امام جماعت این مسجدبوده ام تاکنون که هستم.

بانی وعامل اصلی  بنای این مسجد«حجت الاسلام باقری»می باشد/سه شنبه، ۱۱ فروردین ۱۳۹۴

اسامی هیئت امنای مسجدالنبی

۱-حاجت حاجتی

۲-فخرالدین سادات

۳-سرهنگ سرعتی

۴-حاج کاظم منزوی

۵-حاج عیسی قاسمی زاده

۶-حاج فرهاددانشمند

۷-حاج اسدالله پوراسدی

 کمترمسجدی است که یک امام جماعت ۳۴سال مستمر دریک مسجدی بتواند دوام بیاورد

شایددررشت آیت الله رودباری«امام جماعت مسجدصفی» رابشودنام برد،اما یک تفاوت وجوددارد که منحصربفرد است وآن این است که "مسجدالنبی"هیچ امام جماعت دیگریندارد.

یعنی جانشین ندارد،نبودن حاج آقا باقری مساوی است با محروم شدن ازجماعت که البته  حاج آقاباقری کمترین غیبت رادارد وهمیشه شاخ وشمشاد دراین مسجدحضوردارد .

 

ولی درمساجددیگر حداقل یک پیش نمازموقت هم دارد،همین "مسجدصفی "چندتا امام جماعت موقت دارد.

این ساختمان "مقبره"بی بی رقیه می باشد که درجلوی دیوارمسجدالنبی قراردارد که درگذشته یک درخت قدیمی خشکیده هم درکناراین بقعه بود که مردم به آن دخیل می بستند که توسط مدیرکل وقت اوقاف حجت الاسلام اشکوری ریشه کن شد/سه شنبه، ۱۱ فروردین ۱۳۹۴

۵ سال بعد

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این گزارش مربوط به چهارشنبه، ۱۳ اسفند ۱۳۹۹

سقوط دانشجویان"بالکن طبقه چهارم" دانشگاه بولیوی

سقوط دانشجویان  بولیویایی ازبالکن طبقه چهارم دانشگاه 

بالکن ظرفیت این همه جمعیت رانداشت،لحظاتی قبل ازشکستن نرده ها،بین ۲دانشجوی دختردعواشده بود،همدیگرراهُل می دادند(درآن ازدحام)،نرده های بالکن فروریخت ۸دانشجوسقوط کردند.

 دانشجویان  بولیویایی که برای برگزاری جشنی در دانشگاه عمومی« آل آلتو »تجمع کرده بودند بر اثر ازدحام جمعیت از بالکن طبقه چهارم ساختمان ۸نفرسقوط کردند ۵ تفر مُردند

این حادثه در صبح روزسه شنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۹۹در ساختمان علوم مالی دانشگاه بولیوی رخ داد

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یکی ازرسانه های بولیوی نوشت: یکی ازدختری که شاهدصحنه بود می گوید:  پس از فرو ریختن نرده بالکن ،  هفت دانشجو سقوط  کردند.

دانشگاه عمومی ال آلتو

این فاجعه در دانشگاه عمومی ال آلتو نزدیک لاپاز اتفاق افتاد.

یک دانشجوی دختردر حالی که از بالکن دانشگاه به صورت وارونه آویزان است ، فریاد می زند

وزیر کشور بولیوی «ادواردو دل کاستیلو »در توییتر خود نوشت: هشت نفرسقوط کردند،آنچه تاکنون گزارشی شده از پنج کشته وجراحت  سه نفردیگراست که بعلت جراحات شدید،تحت  در مراقبت های شدیدهستند.

این حادثه در صبح روزسه شنبه، ۱۲ اسفند ۱۳۹۹در ساختمان علوم مالی دانشگاه رخ داد ، جایی که دانشجویان برای شرکت در یک مجلس جمع شده بودند. مشخص نیست که چرا باتوجه به شیوع  همه گیری Covid-19 به بسیاری از دانشجویان اجازه داده شده در خارج از کلاس درس جمع شوند.

این فاجعه روز سه شنبه در طبقه چهارم ساختمانی در دانشگاه عمومی ال آلتو در حوالی لاپاز اتفاق افتاد. مقامات گفتند که حداقل هفت دانشجو با سه زخمی دیگر در پاییز جان خود را از دست دادند. تصاویر ویدئویی دراماتیک نشان می دهد که گروه بزرگی از دانشجویان قبل از اینکه نرده جای خود را بگیرد در بالکن شلوغ موقعیت می گیرند. گزارش شده است ،

فرمانده کل پلیس بولیاری ، جونی آگیلرا مونتسینوس ، اکنون گفته است زن جوانی که در درگیری با دیگری در بالکن فیلمبرداری شده است ، برای بازجویی احضار می شود.

وی افزود: سه استاد راهنما احضار خواهند شد و آنها بیانیه خود را برای همکاری در ایجاد علل ایجاد کننده تمرکز گسترده دانشجویان دانشگاه ارائه می دهند

"پس از اطلاع از شرایط ، به افرادی که فیلم دوربین های امنیتی را شناسایی می کنند که از قبل توسط دانشگاه به ما ارائه شده است ، اطلاع داده می شود."

در بیانیه ای از این دانشگاه آمده است: "این دانشگاه به دلیل حوادث ناگوار به مدت هفت روز در دانشگاه دولتی ال آلتو عزاداری می کند."

مردم پس از حادثه در بیرون دانشکده جمع شدند.

کشور»بولیوی» با ۲۸ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارای ۱۰ میلیون نفر جمعیت می باشد.

 پایتخت بولیوی شهر «سوکره» با ۱۴ هزارنفر  جمعیت است.

شهر«لاپاس» نیز که مقر غیر رسمی حکومت محسوب می‌شود بدون احتساب حومه ۸۰۰هزار نفر جمعیت دارد که باساکنان غیرشهری اطراف یک میلیون وششصدهزار نفر جمعیت دارد.

اکثر قریب به اتفاق جمعیت بولیوی را سرخپوستان تشکیل می‌دهند. در این میان اعضای قبایل آیمارا ، کچوا و گوارانی با ۶۵ درصد اکثر جمعیت و دورگه‌ها نیز با ۳۵ درصد دومین گروه‌ عمده جمعیتی بولیوی هستند.

مردم بولیوی به سه زبان رسمی اسپانیایی، کچوا و آیمارا تکلم می‌کنند. در کنار این زبان‌های رسمی تعداد زیادی از زبان‌های غیر رسمی و محلی سرخپوستی نیز از سوی مردم در گفت‌وگو‌های روزمره استفاده می‌شود.

۹۵ درصد مردم بولیوی پیرو مذهب کاتولیک، و سایر اتباع این کشور پروتستان هستند.

استاندار اسبق خوزستان بازداشت شد

استاندار اسبق خوزستان در ارتباط با پرونده اقتصادی(هفت‌تپه) بازداشت شد./۱۴ اسفند ۱۳۹۹فارس

۱۲ اسفند ۱۳۹۹-پرونده نیشکر هفت‌تپه ،استاندار سابق(شریعتی) را به دادسرا کشاند.

غلامرضاشریعتی۲۶ بهمن ۱۳۹۹ازاستانداری عزل شد وشد«رئیس استاندارد» کشور.

خبرگزاری فارس ۱۰ساعت بعدازانتشارخبردستگیری استانداراسبق نوشت: استانداربازداشتی «غلامرضا شریعتی نیست»اتهامات وارده در یک پرونده اقتصادی مربوط به  استاندار پیش از شریعتی(عبدالحسن مقتدایی) است.

زمستان ۱۳۹۹-«امید اسد بیگی» شرکت نیشکر هفت‌تپه را با پیش‌پرداخت «شش میلیارد تومان»  خریداری کرد.

خرداد ۱۳۹۹-«امید‌‌‌‌ اسد‌‌‌‌ بیگی» دردادگاه: (۲۰۰ هزار دلار) بابت  سفر استاند‌‌‌‌ار و خانواد‌‌‌‌ه اش را به خارج از کشور هزینه کرد‌‌‌‌ه ام.

توضیحات استانداردررابطه با ادعای مدیرعامل نیشکر هفت‌تپه:ماه پشت ابرپنهان نمی ماند.

همسر استاند‌‌‌‌ار ( مریم محبی):هزینه بلیط‌ها و تور ۲۵ هزار دلار شده است.

دی ۱۳۹۷-قربانعلی فرخزاد(سهامدار  کارخانه ماشین‌سازی تبریز)که درخریدشرکت هفت‌تپه نقش مهمی دارد)گفت:مدیرعامل نیشکر هفت‌تپه«امید اسدبیگی»حدود۳۰ درصد ( ۱۰ میلیارد تومان به من  پرداخت کرد، درحالیکه سود حاصل از ارز دولتی بیش از ۳۵ میلیارد تومان است ،بقیه راخودش برداشته که حالا هم فراری است.

تیر ۱۳۹۹-کیفرخواست (محسن صالحی و رسول سجاد)،  مدیران  سابق بانک مرکزی، در دادگاه خوانده شد، این دو رشوه‌هایی در قالب صدها سکه و خودرو بی‌ام‌دبیلو گرفته‌اند« امید اسدبیگی» ارتباط بسیار نزدیکی با دو نفر از مدیران سابق اداره اموال بین‌الملل بانک مرکزی داشته است.

۱۰ خرداد ۱۳۹۹-نماینده دادستان گفت: یکی از مدیران ارشد بانک مرکزی(رسول سجاد) ۸۰۰ سکه بهار آزادی از «اسدبیگی» رشوه دریافت می کند تا روند تخصیص ارز دولتی تسریع شود.

پرونده نیشکر هفت‌تپه پای استاندار سابق خوزستان را به دادسرا کشاند

۱۲ اسفند ۱۳۹۹«احمد نادری» نماینده مردم تهران:پرونده شریعتی استاندار سابق خوزستان به اتهام اعمال نفوذ در پرونده ابر متهم ارزی و مالک ‎هفت‌تپه (اسد بیگیاین هفته در دستگاه قضائی به جریان افتاد.

توضیح نگارند-پیراسته فر:«فارس» ۱۰ساعت بعدازانتشارخبردستگیری استانداراسبق نوشت: استانداربازداشتی «غلامرضا شریعتی نیست»اتهامات وارده در یک پرونده اقتصادی مربوط به یکی از استانداران پیش از شریعتی(عبدالحسن مقتدایی) است.۱۴ اسفند ۱۳۹۹

این خبرگزاری درادامه نوشت:غلامرضا شریعتی استدار سابق نیز با اتهاماتی در زمینه حمایت از متهمان فساد ارزی مواجه است و در روزهای اخیر دو نماینده تهران در مجلس از حضور او در دادسرا خبر دادند.

نادری نماینده تهران در هفته جاری گفت: خبرها حاکی از آن است که پرونده شریعتی استاندار سابق خوزستان به اتهام اعمال نفوذ در پرونده ابرمتهم ارزی و مالک ‎هفت تپه (اسدبیگی)، این هفته در دستگاه قضایی به جریان افتاد. ایشان در راهروهای دادسرا و پشت درب اتاق بازپرس مشاهده شده است./پایان.

معارفه استاندار جدید خوزستان

آئین تودیع و معارفه استانداران قدیم و جدید خوزستان که صبح روز(۰۲ تير ۱۳۹۵) در سالن شهید هاشمی استانداری خوزستان  برگزار شد ، از زحمات دکتر مقتدایی تقدیرشد وغلامرضا شریعتی بعنوان استاندار جدید معرفی شد

موضع‌گیری «احمدی بی‌غش»در مباحث سیاست خارجی احساسی است

مالکان این شرکت در دادگاه در حال دفاع از اتهامات خود در زمینه مسائل ارزی هستند و در همان زمان پای استاندار خوزستان به این پرونده کلان باز شد.

غلامرضا شریعتی در مقام دفاع از اتهام وارده صرفاً به جمله «ماه پشت ابر نمی ماند» بسنده کرد ولی همان‌گونه که این خبرگزاری پیش از این هم عنوان کرده بود، شریعتی در صورت خروج از استانداری خوزستان احتمالاً باید در دادگاه پاسخگوی اتهامات خود باشد.

در همین زمینه و در جدیدترین اتفاق پرونده شرکت نیشکر هفت‌تپه، «احمد نادری »نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «خبرها حاکی از آن است که پرونده شریعتی استاندار سابق خوزستان به اتهام اعمال نفوذ در پرونده ابر متهم ارزی و مالک ‎هفت‌تپه (اسد بیگی)؛ این هفته در دستگاه قضائی به جریان افتاد. ایشان در راهروهای دادسرا و پشت در اتاق بازپرس مشاهده شده است»./۱۲ اسفند ۱۳۹۹خبرگزاری مهر.

مدیرعامل نیشکر هفت‌تپه متهم به پرداخت صدها سکه رشوه شد

دادگاه رسیدگی به اتهامات «امید اسدبیگی»مدیرعامل کارخانه نیشکر هفت تپه به اتهام پرداخت رشوه و تخلفات ارزی برگزار شد.

۲۱تیر۱۳۹۹- پرونده آقای اسدبیگی در دادگاه ویژه جرایم اقتصادی بررسی می‌شود و او به همراه ۲۳ متهم دیگر به تخلفات ارزی گسترده در قالب یک شبکه ارتشا متهم شده است.

آقای اسدبیگی بر اساس کیفرخواست نماینده دادستان متهم شده است که برای «کارگزاری بانک مرکزی و تخصیص نوع ارزهای دولتی برای واردات خط تولید شرکت» به یکی از کارمندان بانک مرکزی رشوه پرداخت کرده است.

نماینده دادستان در جلسه اول دادگاه گفت: «اسد بیگی امروز متهم به یک میلیارد و ۴۰۰ و اندی میلیون دلار اخلال ارزی است. او ارز می‌گرفت و کالا نمی‌آورد.»

به گفته نماینده دادستان، آقای اسدبیگی در چند مورد دیگر بیش از هزار سکه بهار آزادی به کارمندان بانک مرکزی، وزارت کشاوزی و وزارت صنعت رشوه داده است.

علاوه بر این دادستان او را متهم کرد که در چند مورد دیگر یک و نیم میلیارد تومان پول نقد و ۱۱۲ هزار دلار دیگر رشوه داده است.

آقای اسدبیگی در دفاع از خودش گفت که فعالیت‌هایش مجرمانه نبوده و به عنوان کارگزار بانک مرکزی به دنبال یافتن راهی برای وارد کردن «منابع مسدود شده ارزی کشور» بوده و به کسی رشوه نداده است.

او همچنین در جلسه دادگاه ۲۰ نفر از کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه را متهم کرد که برای وی مشکل درست می‌کنند و «شرکت هفت‌تپه دارد از هم می‌پاشد».

امید اسدبیگی «شرکت نیشکر هفت‌تپه »را با پیش‌پرداختی شش میلیارد تومانی در زمستان سال ۹۴ خریداری کرد.

مردم از تنوع قیمت‌ها و گران‌فروشی اقلام اساسی گلایه‌ دارند

آبان سال ۹۷ عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان وقت عمومی و انقلاب تهران گفت: «فردی در خوزستان شرکتی را خریداری کرده(اسدبیگی) و از سال ۹۴ تا ۹۶ حدود ۸۰۰ میلیون دلار گرفته و تاکنون تعهدات ارزی خود را انجام نداده است

این واگذاری به دلیل به وجود آمدن مشکلات فراوان، انتقاد هزاران کارگر نیشکر هفت‌‌تپه و شماری از اقتصاددانان و حتی برخی از نمایندگان مجلس را به همراه داشته است.

شرکت نیشکر هفت‌تپه در طول مدیریت او دچار مشکلات فراوانی شد و بارها شاهد اعتصاب کارگرانش بود و برخی فعالان کارگری به جرم اعتراض به وضعیت این شرکت حکم زندان دریافت کردند.

کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه که در روزهای اخیر بارها تجمعات اعتراضی برگزار کرده‌اند، می‌گویند امید اسدبیگی در جریان رسیدگی به پرونده‌اش به این شرط آزاد شد تا دستمزد کارگران را بپردازد اما این کار را انجام نداده است.

این کارگران خواستار دریافت دستمزد معوقه خود، تمدید دفترچه‌های بیمه، بازگشت به کار همکاران اخراجی، لغو خصوصی‌سازی شرکت و بازداشت امید اسدبیگی هستند.‎/

امید اسدبیگی متهم ردیف اول یک پرونده اخلال در نظام ارزی و پولی است که در کیفرخواست او عنوان اتهامی سردستگی سازمان یافته اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز و معاملات غیرمجاز ارزهای دولتی به چشم می‌خورد.

امید اسدبیگی

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از تسنیم، رسیدگی به پرونده ۱۸ جلدی تخلفات ارزهای دولتی که از روز گذشته در شعبه سوم دادگاه ویژه رسیدگی به جرایم اخلالگران و مفسدان اقتصادی به ریاست قاضی مسعودی مقام آغاز شده است، صبح امروز (سه شنبه ۳۰ اردیبهشت) نیز دنبال شد.

بر اساس اعلام نماینده دادستان در اولین جلسه دادگاه امید اسدبیگی متهم ردیف اول این پرونده است که در کیفرخواست او عنوان اتهامی سردستگی سازمان یافته اخلال در نظام ارزی و پولی کشور از طریق قاچاق عمده ارز و معاملات غیرمجاز ارزهای دولتی به چشم می‌خورد.

مهرداد رستمی چگینی، مجتبی کحال زاده، جواد بصیرانی، علی اکبر میرزایی حسین زاده متهمان ردیف دوم تا پنجم این پرونده هستند که به همراه ۱۶ متهم دیگر در دادگاه از اتهامات انتسابی دفاع خواهند کرد که محسن صالحی و رسول سجاد دو نفر از مدیران کل ستادی بانک مرکزی نیز در زمره این متهمان قرار دارند.

نماینده دادستان در این جلسه دادگاه گفت: دادستانی در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده است که بر اساس اسناد گمرک تاکنون هیچ کالایی وارد نشده و متهمان تمامی ارزهای دریافتی از طریق بانک‌های مختلف را در بازار آزاد فروخته‌اند و در زمان رفع تعهد شش ماهه و یکساله با جعل اسناد، رشوه و کلاهبرداری قصد رفع تعهد ارزی را داشته‌اند.

 

بر اساس اعلام نماینده دادستان در اولین جلسه دادگاه در یک نمونه از تخلفات این پرونده کلان ارزی، متهمان اسدبیگی و رستمی با همکاری کحال زاده و شرکت معتمد پارسه، حدود ۶۰۰ میلیون دلار ارز برای راه اندازی خط تولید ۱۸ هزار تنی شکر اخذ می‌کنند اما قراردادی ۱۴ میلیون دلاری را برای خرید یک خط تولید دست دوم منعقد کرده‌اند که حتی خط تولید ۱۴ میلیون دلاری هم هرگز وارد کشور نشده است.

 

بر اساس کیفرخواست خوانده شده در جلسه دادگاه امید اسدبیگی به منظور ایجاد تسهیلاتی در دریافت ارزهای دولتی، مبالغی بالغ بر مبلغ ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار درهم امارات و ۵۰ هزار دلار را به متهم رضا انصاری که در آن زمان در بانک مرکزی صاحب پست بوده رشوه داده است.

در ادامه این جلسه دادگاه متهم اسدبیگی در جایگاه اتهام قرار گرفت و گفت: اتهام‌های وارده در کیفرخواست را قبول ندارم و تمام آن را رد می‌کنم.

وی افزود: اگر جرمی کرده‌ام مرا اعدام کنید؛ اما من در این مدت دو سال در حالی که می‌توانستم از کشور خارج شوم در اینجا مانده‌ام، چون به این کشور تعلق دارم.

در ادامه جلسه نیز وکیل متهم اسد بیگی در جایگاه حاضر شد و گفت: کیفرخواست واجد ایراداتی است در کیفرخواست نظر کارشناس امور مالی اخذ نشده و پرونده شخصیت موکلم ناقص است.

دومین جلسه رسیدگی به متهمان دادگاه ارزی نیز صبح امروز به ریاست قاضی مسعودی مقام تشکیل شد.

در ابتدای این جلسه نماینده دادستان با اشاره به ورود ضابط به موضوع و تحقیقات به عمل آمده مغز متفکر گروه در اخذ ارزهای دولتی را متهم ردیف دوم معرفی کرد.

 

نماینده دادستان به دفاع از کیفرخواست صادر شده از سوی دادسرا پرداخت و در خلال برگزاری جلسه متهم ردیف اول، وکیل او و متهم کحالی زاده به دفاع از خود پرداختند.

متهم اسدبیگی در بخشی از دفاعیات خود گفت: بنده هیچ گونه تسهیلات ریالی و ارزی نگرفته‌ام و این باید در کیفرخواست اصلاح شود چرا که آنچه انجام شده بحث تعهدات است نه تسهیلات ارزی.

وکیل متهم اسدبیگی پیشنهاد برگزاری جلسه مشترکی با دادستانی تهران به رفع تناقضات را مطرح کرد و گفت: درباره کارخانه MDF که بحث هایی در مورد آن مطرح شده است، تصاویر آن را تقدیم دادگاه می کنم.

در ادامه متهم کحالی زاده در دفاع از اتهامات انتسابی گفت: روندی که ما در مورد ارز انجام می دادیم از سال ٨٩ صورت می گرفت و چیز عجیبی نبود تا اینکه موضوع ارز ۴۲۰۰ تومانی مطرح شد و در واقع ارزی که باید در دو سال مدیریت می شد طی دو ماه آن را به تولیدکننده ارایه دادند.

 

قاضی مسعودی مقام با اعلام ختم جلسه دادگاه گفت: جلسه بعدی دادگاه مورخ ۳ خرداد راس ساعت ۹ صبح برگزار می شود./سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹-روزنامه همشهری

همسر استاند‌‌‌‌ار خوزستان( مریم محبی)درفعالیتهای اجتماعی وخیریه هاشرکت داشته ، د‌‌‌‌ر افتتاح بعضی مراکز سلامت حضور می ‌یافت و با مرد‌‌‌‌م و به‌ خصوص زنان فعال جلساتی برگزار می ‌کرد‌‌‌‌. معروف ‌ترین خاطره مرد‌‌‌‌م از مریم محبی زمانی بود‌‌‌‌ که ماجرای چند‌‌‌‌ کود‌‌‌‌ک آسیب ‌د‌‌‌‌ید‌‌‌‌ه ماهشهری (مورد‌‌‌‌ اذیت و آزار خانواد‌‌‌‌ه) رسانه‌ ای شد‌‌‌‌ و مریم محبی اعلام کرد‌‌‌‌ یکی از کود‌‌‌‌کان را تحت تکفل خود‌‌‌‌ و یک نفر را تحت تکفل همسر خود‌‌‌‌ قرار د‌‌‌‌اد‌‌‌‌ه است. 

د‌‌‌‌ر جریان د‌‌‌‌اد‌‌‌‌گاه «امید‌‌‌‌ اسد‌‌‌‌ بیگی» متهم  اصلی پروند‌‌‌‌ه نیشکر هفت تپه و مد‌‌‌‌یر این مجموعه، او اعتراف کرد‌‌‌‌ه هزینه سفر استاند‌‌‌‌ار و خانواد‌‌‌‌ه وی به خارج از کشور را تقبل کرد‌‌‌‌ه است.

فعالان حقوق کارگران از (اسماعیل بخشی و علی نجاتی و محمد‌‌‌‌ خنیفر) از کارشکنی‌های متعد‌‌‌‌د‌‌‌‌ شریعتی د‌‌‌‌ر زمان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه خاطرات فراوانی د‌‌‌‌ارند‌‌‌‌!

خبرجنوب نوشت:البته همسر استاندار خوزستان اذعان کرده که هزینه سفر استاندار و خانواده وی (چندین خانواده و وابستگان) را اسدبیگی داده؛ هزینه بلیط‌ها و تور ۲۵ هزار دلار شده است!

فعلا فاصله بین آنچه اسدبیگی می‌گوید (۲۰۰ هزار دلار) و آنچه همسر شریعتی می‌گوید (۲۵ هزار دلار) رقمی معادل ۱۷۵ هزار دلار است. آنچه مهم است فاصله میان این دو رقم نیست. بلکه در عالم واقعیت، شریعتی فقط به خاطر همین اتهام باید از کار برکنار شده و قوه قضاییه ریال به ریال دارایی‌های او را زیر ذره‌بین قرار دهد و دادستان هر سه شرکتی که پس از استانداری خوزستان تاسیس کرده را تحت نظارت خود می‌گرفت و صورت وضعیت‌ها و اسناد مالی را بررسی می‌کرد تا مشخص شود آیا به جز این اتفاق، فساد دیگری رخ داده یا خیر. اما اینجا ایران است و غلامرضا شریعتی همچنان پر قدرت بر صندلی استانداری‌اش تکیه زده است.

غلامرضا شریعتی رییس سازمان ملی استاندارد شد

«شریعتی »مد‌‌‌‌یر عامل موسسه انتفاعی غیر تجاری مجمع پیشگیری بزرگ مهر پرد‌‌‌‌یس، عضو هیأت مد‌‌‌‌یره خیریه توانمند‌‌‌‌ سازان خوزستان و رئیس هیأت مد‌‌‌‌یره «موسسه انتفاعی غیر تجاری آتی مهر کسری» است که د‌‌‌‌ر شرکت مجمع پیشگیری بزرگمهر پرد‌‌‌‌یس، «مریم محبی» نیز عضو هیأت مد‌‌‌‌یره است‌‌‌‌.

این شرکت د‌‌‌‌ر آذر سال ۹۶ تاسیس شد‌‌‌‌ه است. خیریه توانمند‌‌‌‌سازان خوزستان د‌‌‌‌ر ارد‌‌‌‌یبهشت ۹۶ تاسیس شد‌‌‌‌ه و شرکت انتفاعی غیر تجاری آتی مهر کسری نیز د‌‌‌‌ر د‌‌‌‌ی ۹۵. د‌‌‌‌ر واقع هر سه شرکت بعد‌‌‌‌ از زمانی که «شریعتی» به عنوان استاند‌‌‌‌ار خوزستان انتخاب شد‌‌‌‌ تاسیس شد‌‌‌‌ه‌ اند‌‌‌‌./ ۳خرداد ۱۳۹۹خبرجنوب.

مدیرعامل شرکت نیشکر هفت‌تپه «امید اسد بیگی» فراری است

به گفته نماینده دادستان، «امید اسدبیگی» از متهمین تحت تعقیب دادسرا، با تهیه پروفرم‌های جعلی به نام قربانعلی فرخزاد، سهامدار اصلی کارخانه ماشین‌سازی تبریز، اقدام به ثبت سفارش برای خط تولید نوشابه‌های گازدار و ورق خام"ام‌دی‌اف" کرد و طبق وکالتی که از وی داشت، به تخصیص ارز دولتی و دریافت ارز از بانک اقتصاد نوین اقدام کرد، در بازار آزاد فروخت و سهم قربانعلی فرخزاد را پرداخت کرد».

نماینده دادستان گفت: «متهم «قربانعلی فرخزاد» در اقاریر خود می‌گوید :

«امید اسدبیگی» مبلغ هفت تا ۱۰ میلیارد تومان به وی پرداخت و طبق بررسی سازمان سپاه، سود حاصل از ارز دولتی بیش از ۳۵۶ میلیارد ریال است که متهم حدود ۳۰ درصد را دریافت کرد و بقیه در اختیار امید اسدبیگی است که به علت پرونده‌های اقتصادی متواری است».

امید اسد بیگی شرکت نیشکر هفت‌تپه را با پیش‌پرداختی شش میلیارد تومانی در زمستان سال ۹۴ خریداری کرد. این خرید در شرایطی انجام شد که اهلیت و توانایی مالی خریدار باید از سوی سازمان خصوصی‌سازی تایید می‌شد.

عجیب‌ترین متخلف ارزی در ایران: فردی با پنج کلاس سواد که ۴۴۶ میلیون دلار ارز دولتی دریافت کرد!

عجیب‌ترین متخلف ارزی در ایران، مالک ماشین سازی تبریز(قربانعلی فرخزاد)پنج کلاس بیشتر سواد ندارد؛ با این همه ۴۴۶ میلیون دلار ارز با نرخ دولتی دریافته کرده که با احتساب دلار ۱۰ هزار و ۷۰۰ تومانی، ارزش آن بیش از ۴.۷ هزار میلیارد تومان است.

من، فرخزاد کل دولت را دور زده‌ام !

«قربانعلی فرخزاد» همین امسال(۱۳۹۷) ماشین‌‌سازی تبریز را خریداری کرده و طبق کیفرخواست صادره، با همکاری صرافی عامری که متعلق به تیمور عامری، یکی از مدیران بازنشسته حراست بانک مرکزی است، با پیش فاکتورهای جعلی، صدها میلیون دلار ارز دولتی دریافت کرده، هیچ وارداتی انجام نداده و ارزها را در بازار آزاد با نرخ‌های بسیار بالا فروخته است. این «اعجوبه» که مدعی است تازه چندسالی است که فارسی یاد گرفته، قربانعلی فرخزاد است.

در این میان، نام امید اسدبیگی به ویژه در جریان اعتصاب حدودا یک ماهه کارگران نیشکر هفت‌تپه مطرح شد؛‌ عباس جعفری دولت آبادی،‌ دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز اول آبان به خبرگزاری میزان گفت: ‌«فردی در خوزستان شرکتی را خریداری کرده و از سال ۹۴ تا ۹۶ حدود ۸۰۰ میلیون دلار گرفته و تاکنون تعهدات ارزی خود را انجام نداده و در حال حاضر نیز متواری است»./ ۱۲دی ۱۳۹۷جماران

اولین جلسه دادگاه مدیران بانک مرکزی که با پرونده فساد ارزی گره خورده و قرار است یکی از بزرگترین پرونده‌های فساد مالی در جمهوری اسلامی را بررسی کند، برگزار شد.

 این پرونده البته از جهتی دیگر نیز جنجال‌آفرین بوده است؛ دو نفر از مدیران بانک مرکزی متهم هستند که رشوه‌های کلان از «امید اسدبیگی»، مدیر عامل جوان کارخانه هفت‌تپه خوزستان، گرفته‌اند، و آن رشوه‌ها گویا به این مدیرعامل و شرکایش کمک می‌کرده تا کارهاشان اصطلاحا «روی غلطک» بیفتد. آن رشوه‌ها البته فقط به جیب این مدیران بانک مرکزی نمی‌رفته است و برخی در وزارت صنعت و معدن نیز از رشوه‌های اسدبیگی‌ها و دوستانش بی‌نصیب نمی‌ماندند. 

 کیفرخواست محسن صالحی و رسول سجاد، دو مدیر سابق بانک مرکزی، در دادگاه خوانده شد. به گفته نماینده دادستان، این دو رشوه‌هایی در قالب صدها سکه و خودرو بی‌ام‌دبیلو گرفته‌اند.

نماینده دادستان با اشاره به آن که «امید اسدبیگی» ارتباط بسیار نزدیکی با دو نفر از مدیران سابق اداره اموال بین‌الملل بانک مرکزی داشته است، گفت: «گزارش سازمان اطلاعات سپاه استان تهران نشان‌دهنده ارتباطات غیرمتعارف متهم امید اسدبیگی با «سیدرسول سجاد» است و جهت کارگزاری بانک مرکزی و تخصیص نوع ارزهای دولتی برای واردات خط تولید شرکت، رشوه‌هایی را به متهم رسول سجاد پرداخت کرده است.»

به گفته دادستان، محسن صالحی هم یک ماه قبل از بازداشت، از یکی از کارگزاران بانک مرکزی یک دستگاه خودرو بی‌ام‌دبلیو به ارزش یک ‌میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان دریافت کرده است که سند آن خودرو به نام شوهرخواهرش تنظیم شده است.

«محسن صالحی» متهم است که در زمان مسئولیت در بانک مرکزی و با استفاده از ضعف نظارت سیستم بانکی، مبالغ نامشروعی را به ‌صورت وجوه نقد و وجوه ارزی و دلاری و سکه‌های تمام‌بهار آزادی، املاک متعدد و ماشین‌های مدل‌بالا، برای خود تحصیل می‌کرده است.

نماینده دادستان در بخش دوم کیفرخواست با بیان این نکته که امید اسدبیگی متهم است به پرداخت رشوه‌های متعدد به مدیران بانک مرکزی، بانک کشاورزی و وزارت صمت، در توضیح این «رشوه‌پاشی» گفت: «یک‌ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان وجه نقد، صد سکه تمام‌بهار آزادی و ۱۲ هزار دلار آمریکا به متهم محسن صالحی و ۸۰۰ سکه تمام‌بهار آزادی به متهم سیدرسول سجاد پرداخت شده است و همچنین یک ‌میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان وجه نقد و ۵۰ هزار دلار آمریکا به فرشاد طالبی رشوه داده شده است.»

این مدیرعامل متولد سال ۱۳۶۶ اما هیچ‌یک از اتهامات خود را نمی‌پذیرد و به گفته کارگران هفت‌تپه، از آنها سپر دفاعی ساخته است که به بهانه تامین حقوق کارگران، در زندان نباشد؛ همان زندانی که اسماعیل بخشی، کارگر هفت‌تپه، نتها به جرم حق‌خواهی کارگران در آن متحمل شکنجه شد و ناچار به اعتراف اجباری.

به گزارش خبرگزاری میزان، در این جلسه از دادگاه هم بار دیگر امید اسدبیگی با پیش کشیدن حرف کارگران سعی در استفاده از موقعیت خود به عنوان مدیرعامل هفت‌تپه داشت که البته واکنش نماینده دادستان را بر انگیخت. 

اسدبیگی که هیچ‌یک از اتهامات خود را نپذیرفته است، مدعی شد که «من روزانه ۸۰۰ میلیون حقوق می‌دهم، درحالی‌که سرکار نمی‌روم. اگر یکی دو ماه دیگر نیز سر کار نروم، شرکت هفت‌تپه از بین می‌رود. اگر نماینده دادستان دلش برای کشور می‌سوزد، من هم دلم برای کشور می‌سوزد. ۲۰ نفر می‌خواهند شرکت را دولتی کنند.»

نماینده دادستان با اشاره به تلاش‌های اسدبیگی برای حضور در رسانه‌ها در قالب مصاحبه، گفته است: «شما در رسانه‌ها نیز فعال بوده و به‌دنبال حاشیه‌سازی برای پرونده خود هستید. پرونده شما شفاف است. شما گفتید باید مدال افتخار به من بدهند، درحالی‌که دادسرای تهران به کسی که ارز دولتی را در بازار آزاد می‌فروشد و رشوه داده و جعل می‌کند، مدال افتخار نمی‌دهد بلکه برای او کیفرخواست صادر می‌کند.»

«امید اسدبیگی»، متهم ردیف اول پرونده شرکت هفت تپه است. جوانی ا‌ست متولد سال ۱۳۶۶ شمسی‌ که در سیاهه اتهامات مالی او در دوران مدیریتش بر یکی از بزرگترین مجموعه‌های صنعتی کشور، موارد عجیب و غریبی دیده می‌شود. فساد اقتصادی این مدیرعامل جوان که درواقع عامل اصلی تمام مشکلات و اعتراضات کارگران هفت‌تپه بوده است و اتهاماتی نظیر فروش «یک ونیم میلیارد دلار» ارز دولتی در «بازار آزاد»، در حالی متوجه این مدیرعامل است که مطالبات حداقلی کارگران این مجموعه مانند «حقوق‌های عقب‌مانده» یا «هزینه‌های بیمه درمانی» در دوران مدیریت امید اسدبیگی، هیچ‌گاه مورد توجه قرار نگرفت.

 حدود یک سال پیش و هم‌زمان با اوج‌گیری اعتراضات کارگران در هفت‌تپه، امید اسدبیگی، مدیرعامل این مجموعه، خواستار محاکمه برخی کارگران شده بود./۲۳ تیر ۱۳۹۹ایلنا

چهارمین جلسه رسیدگی به بزرگترین پرونده فساد ارزی که روز گذشته برگزار شد، با باز شدن نام مقام‌های دولتی و جلسات ویژه برای اعطای ارز دولتی به امید اسدبیگی همراه بود.

۱۰ خرداد ۱۳۹۹چهارمین جلسه رسیدگی به بزرگترین پرونده فساد ارزی  برگزار شد،معلوم شد مدیران بانک مرکزی -بارشوه-ارز دولتی به امید اسدبیگی داند.

«امید اسدبیگی» مدیرعامل شرکت نیشکر هفت تپه و ۲۰ متهم دیگر در یک پرونده ۱۸ جلدی تخلفات ارزی، متهم هستند ۱,۵ میلیارد دلار ارز دولتی را به بهانه واردات تجهیزات صنعتی دریافت کرده ولی به جای واردات کارخانه، آن را در بازار آزاد به فروش رساندند که این رقم با نرخ دلار امروز بازار، بیش از ۲۵ هزار میلیارد تومان برآورد می شود.

نماینده دادستان گفت: یکی از مدیران ارشد بانک مرکزی( سید رسول سجاد) ۸۰۰ سکه بهار آزادی از «اسدبیگی» رشوه دریافت می کند تا روند تخصیص ارز دولتی تسریع شود.

در نمونه دیگری از فساد ارزی صورت گرفته، متهمان حدود ۶۰۰ میلیون دلار ارز برای راهاندازی خط تولید ۱۸ هزار تنی شکر اخذ می‌کنند که ارزش این قرارداد فقط ۱۴ میلیون دلار بوده است!

در سه جلسه نخست دادگاه، نام افراد بسیاری در دادگاه مطرح شده است که از جمله آنها غلامرضا شریعتی بود. در جلسه روز گذشته اما یکی از مدیران بانک کشاورزی در پاسخ به این پرسش نماینده دادستان که چه کسی دستور داده ارز دولتی به اسدبیگی پرداخت شود دست به افشاگری زد./مشرق.

محکومیت «امید اسدبیگی» و «مهرداد رستمی» به بیست سال حبس

ذبیح‌الله خداییان سخنگوی قوه قضاییه، امروز چهارشنبه(۲۱ مهر ۱۴۰۰) در جریان نشست خبری خود به سؤالات خبرنگاران رسانه‌های مختلف پاسخ داد.

سخنگوی قوه قضاییه در مورد آخرین وضعیت پرونده هفت تپه گفت: در ارتباط با کسانی که شرکت به آنها واگذار شده و سوء استفاده هایی کرده و مرتکب جرایمی شده بودند؛ اخیرا حکم قطعی پرونده صادر شده است.

«امید اسد بیگی» به ۲۰ سال حبس و رد اموال و جزای نقدی و انفصال از خدمات دولتی محکوم شد.

سخنگوی قوه قضاییه ادامه داد: مهرداد رستمی به بیست سال حبس، رد مال و جزای نقدی محکوم شد.

اتهام «اسدبیگی »مشارکت در قاچاق یک میلیارد و ۳۹۶ میلیون یورو و مباشرت در قاچاق دو میلیون و ۸۹۴ هزار یورو بوده است.

سخنگوی قوه قضاییه ادامه داد: ۲ نفر از متهمان هر کدام به ۱۵ سال حبس، سه نفر دیگر هر کدام به ۱۰ سال و بیش از ۱۷ نفر هر کدام به ۵ سال حبس محکوم شدند./پایان.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:غلامرضاشریعتی (متولد۱۳۵۱بهبهان)از خرداد سال۱۳۹۵ تا بهمن سال۱۳۹۹استاندارخوزستان بود.

مراسم تودیع(شریعتی)معارفه (قاسم سلیمانی دشتکی )صبح امروز با حضور عرف معاون وزیر کشور در محل سالن اجتماعات امام رضا(ع) نفت برگزار شد./۳۰ بهمن ۱۳۹۹

استاندار جدید خوزستان معارفه شد

در این مراسم که غیبت وزیر کشور همراه  بود، به گونه‌ای که حتی علی حسین حسین‌زاده معاون اجتماعی سیاسی استانداری خوزستان در اعتراضی  اظهار داشت: عدم حضور وزیر کشور در این جلسه هیچ توجیهی ندارد.

آیین تکریم و معارفه استاندار خوزستان صبح امروز(۳۰ بهمن ۱۳۹۹،) با حضور «جمال عرف» معاون سیاسی وزیر کشور و مسئولان استانی برگزار شد.

مراسم تکریم و معارفه استاندار خوزستان

در این مراسم حجت الاسلام سید عبدالنبی موسوی‌فرد(نماینده ولی‌فقیه در استان خوزستان)گفت: به استاندار جدید توصیه می‌کنم که هر دو تا سه هفته یک بار برای دریافت نصایح و نکات الهی و برای استفاده از معارف قرآنی جلسه‌ای داشته باشد چون همه ما به این گونه جلسات نیاز داریم.

مراسم تکریم و معارفه استاندار خوزستان

نماینده ولی‌فقیه در استان خوزستان خطاب به مسئولان حاضر در این آیین بیان کرد: اگر به عنوان یک مسئول در نظام مقدس توفیق خدمت‌رسانی پیدا کردید باید در میان عبودیت و بندگی حق‌تعالی حرکت کنید.

پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، رئیس‌جمهور در حکمی غلامرضا شریعتی را برای یک دوره چهار ساله به عنوان «رئیس سازمان ملی استاندارد ایران» منصوب کرد.

«غلامرضا شریعتی » برای یک دوره چهار ساله به عنوان «رئیس سازمان ملی استاندارد ایران» منصوب شد۲۶ بهمن ۱۳۹۹
متن حکم حجت الاسلام حسن روحانی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر غلامرضا شریعتی
در اجرای ماده (۳۶) قانون تقویت و توسعه نظام استاندارد مصوب ۱۳۹۶.۷.۱۱ مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای عالی استاندارد؛ نظر به تعهد و شایستگی جناب‌عالی، به موجب این حکم برای مدت چهار سال به عنوان «رئیس سازمان ملی استاندارد ایران» منصوب می‌شوید./۲۶ بهمن ۱۳۹۹

زندگینامه"علامه امینی"صاحب الغدیر

زندگینامه علامه امینی 

«عبدالحسین » متولد۱۳۲۰قمری(۱۲۸۱شمسی) روستای «سردها«شهرستان سراب (آذربایجان شرفی)است،جد وی «امین‌الشرع»(واثق) از روحانیان خوشنام شهرش بودکه در۱۶ دی ۱۳۰۰درگذشت وقبرش دروادی السلام نجف است.

 علامه امینی(ره)

«پدرِ علامه امینی»آیت الله شیخ احمد امینی ،متولد۱۲۴۹ش. روستای« سَردها »سراب است  که درسال ۱۲۶۵ شمسی به تبریز مهاجرت کرد و دروس مقدماتی را نزد پدرش خواندآنگاه نزد بزرگان تبریز ازجمله علامه میرزا اسد الله بن حاج محسن تبریزی به تحصیل وتهذیب پرداخت ،وی دارای تألیفاتی( تعلیقات بر مکاسب شیخ انصاری، تعلیقات بر لمعه شهید ثانی)می باشد،مدتی پیشنماز یکی از مساجد تبریزبود، در۱۸ دی ۱۳۲۹درتهران فوت کردوامادر«قبرستان نو»شهرقم مدفون است.
«مادرِ علامه امینی» از زنان مؤمن و صالح بود. فرزندش شیخ محمدهادی امینی می‌گوید:مادربزرگم که رحمت خدا بر او باد، مادر پدرم، می‌فرمودند: هر گاه می‌خواستم به فرزندم میرزا عبدالحسین شیر بدهم احساس می‌کردم که چیزی مرا به وضو گرفتن دعوت می‌کند و من هیچ گاه به او، بدون وضو شیر نداده‌ام.

برادران علامه امینی

«غلامحسین»  پسر دوم  بود، سه برادر داشت، بزرگترین ایشان میرزا محمود امینی بود که پانزده سال از علامه بزرگتر بود،برادردیگرش «میرزا محسن امینی» بود که  کتاب هفت جلدی«آینه هدایت در اثبات ولایت» ازخودبرجای گذاشته واما در جوانی،سال ۱۳۶۳ فوت کردند.

فرزندان علامه امینی

علامه امینی دو بار ازدواج کرد. از همسر اول خود چند دختر و سه پسر داشت:
شيخ محمدهادی امينی

حجة الإسلام والمسلمین دکتر شیخ محمدهادی امینی (متولد۱۲۶۶) نویسنده و محققی بود که سراسر عمر خود را در تألیف و تحقیق گذراند.  و در سال۱۳۴۹ از عراق به ایران مهاجرت کرد و در تهران سکونت یافت و در سال۱۳۸۶ درگذشت و در قبرستان باغ بهشت قم به خاک سپرده شد.

شيخ محمدرضا امينی

«حجت الاسلام  محمدرضا امینی نجفی» دومین پسر علامه امینی بود که در نجف اشرف به دنیا آمد ، مقدمات و سطوح را در حوزه نجف تحصیل نمود،وی در میان فرزندان او، بیش از همه ملازم و همراه پدر بود و این همراهی و خدمت، تا آخر عمر پدر ادامه یافت. هنگامی که علامه کتابخانه بزرگ امیر المؤمنین علیه السلام را در نجف تأسیس کرد مدیریت آن را به فرزندش مرحوم شیخ رضا امینی سپرد. او نیز با نظم و دقت مدیریت این نهاد علمی را به انجام رسانده در سفر و حضر، در نجف و هند و سوریه و ترکیه و.. نیز همچون سایه همراه او و در خدمت او بود و در تهیه منابع پژوهشی به او خدمت بسیار کرد.
مرحوم شیخ رضا امینی در سال۱۳۸۸ در تهران از دنیا رفت و در محل کتابخانه  به خاک سپرده شد.
محمدصادق امينی
پسر سوم علامه، در بازار به تجرات چای در نجف اشرف می‌پرداخت و پیش از برداران بزرگترش از دنیا رفت.
همسر دوم علامه، فرزند آیة الله سید علی خلخالی بود و علامه از او دو پسر داشت:
شیخ أحمد امينی

«حجت الاسلام  شیخ احمد امینی نجفی» را علامه به نام پدرش «احمد» نامگذاری کرد.

« احمد »متولد ۱۳۳۶ در تهران است، ‌دوران کودکی و نوجوانی‌اش را در خیابان ایران گذارنده است ، مدرسه علوی تحصیل کرد ۱۴بودکه پدرش را از دست داد.

شیخ احمد امینی

برای تحصیلات حوزوی به قم مهاجرت کرد و سالها نزد علمای قم به تحصیل علوم دینی پرداخت. شرح مفصلی بر اصول الفقه شیخ محمدرضا مظفر در بیست جلد و شرحی بر تجرید علامه حلی نوشت و با همراهان علامه از جمله مرحوم محقق طباطبائی انس یافت. حلقاتی برای تدریس و تدقیق در کتاب الغدیر تشکیل داد و در تدریس الغدیر اهتمام کرد. سالها به پژوهش در منابع کلامی و خصوصاً مباحث امامت پرداخت و به محققان خدمات پژوهشی ارائه کرد. پس از سقوط رژیم بعث در عراق، به احیاء کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام در نجف پرداخت و به شناساندن الغدیر و مباحث آن همت گماشت.

دکتر محمد امينی
«دکتر محمد امینی »متولد ۱۳۴۱ ، تهران است واما در کانادا تحصیل کرد و در علوم قرآن و علوم حدیث به درجه دکتری رسید. بخشی از سخنرانی‌های علامه را درباره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تحقیق و تدوین کرد و در کتابی مستقل منتشر کرد. وی همچنین خلاصه‌ای از کتاب الغدیر را به زبان فارسی با عنوان «سیری در الغدیر» تألیف و منتشر ساخت. وی در تهران ساکن شد و در دانشگاه‌ها به تدریس پرداخت. پس از سقوط رژیم بعث در عراق، برای احیاء کتابخانه امیر المؤمنین علیه السلام با برادرانش مرحوم شیخ محمدرضا و شیخ احمد امینی به نجف مهاجرت کرد و در سامان دادن به کتابخانه تلاش بسیار نمود. او همچنین کتابی تاریخی و مفصل درباره ازدواج ام کلثوم با عمر تألیف کرد.

اوّلین معلم علامه امینی ، پدرش« میرزا احمد امینی تبریزی» بوده است. وی که خود اهل فضل و در زهد و تقوا و علم در بین اقران معروف بود، مقدمات خواندن و نوشتن و برخی از کتاب های رایج را در خانه به او آموخت.

 

وقتی پدرش متوجّه استعداد فوق العاده و هوش سرشار فرزندشان شدند او را برای تکمیل تحصیلات به معروف ترین مدرسه علمیه آن روز تبریز برده و از آن پس علامّه امینی نزد استادان ممتازی چون سیدمحمد موسوی معروف به «مولانا» و آیة اللّه سیدمرتضی خسروشاهی و آیة اللّه حسن توتونچی به آموختن دانش پرداخت.
«عبدالحسین»بنابه توصیه اساتید،راهی نجف شدتااز حوزه علمیه نجف که آن زمان رونفش زبانزدخاص وعام بود بهره مندشود.

علامه امینی  از محضر استادان مبرزی چون آیة اللّه سیدابوالحسن اصفهانی و آیة اللّه میرزا محمد نائینی و مرحوم آیة اللّه شیخ محمدحسین کمپانی و شیخ محمدحسین کاشف الغطا،کسب فیض نمود،همچنین  از برکات بی پایان معنوی بارگاه مولی الموحدین علی بن ابی طالب علیه السلام برخوردار شد.

آثاروتألیفات علامه امینی


۱۳- الغدیر ، مجموعه «الغدیر»از معروفترین وشاخص ترین آثار  علامه امینی  است که برای تألیفش سختی های زیادی رامتحمل شد.

۲-  تفسیر سوره فاتحه.

۳- شهدای فضیلت : به شرح حال دانشمندان شیعه که از قرن چهارم تا عصر حاضر به شهادت رسیده اندمی پردازد.

۴- سیرتنا و سنّتنا :در پاسخ به علّت محبّت فراوان شیعه به اهل بیت علیهم السلام و مذمت غلات است.

۵- تحقیق و تصحیح کامل الزیارات ابن قولویه.

۶- ادب الزائر در آداب زیارت امام حسین علیه السلام.، 

۷-ریاض الانس

۸- تعلیقه بر مکاسب و رسائل شیخ انصاری

۹- العترة الطاهرة فی الکتاب العزیز

۱۰- ثمرات الاسفار

۱۱- رجال آذربایجان 
الغدیر
علامه امینی رحمه الله بیشتر عمر خود را صرف تدوین و نگارش کتاب الغدیر کرد. وی حدود چهل سال و هر روز شانزده ساعت در تهیه مطالب این دائرة المعارف بزرگ اسلامی زحمت کشید. این اثر مشتمل بر بیست جلد است که تاکنون یازده جلد آن چاپ و منتشر شده است. وی در تبیین هدف خود از نگارش الغدیر گفته است «الغدیر ملل اسلامی را در یک صف واحد متحد و متشکل می سازد. مجموعه مطالب این اثر اتحادی را که در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در سایه همدلی اسلامی بین صفوف مسلمین بود دوباره به جوامع اسلامی برمی گرداند». در یک نگاه تمامی مطالب الغدیر در دو موضوع کلی خلاصه می شود: اثبات ولایت مطلقه ائمه معصوم علیهم السلام از طریق اثبات خلافت بلافصل امیر المؤمنین علیه السلام ؛ نفی ولایت غیر معصوم در اسلام.

کتابخانه علامه امینی


یکی از کارهای مهمّ علاّمه امینی احداث کتابخانه بزرگی در نجف اشرف است. وی پس از زحمات فراوانی که در جمع آوری الغدیر متحمل شده بود، به فکر احداث کتابخانه ای در نجف اشرف می افتد. وی در زمان تدوین الغدیر تقریبا به اغلب کتابخانه های معتبر جهان که احتمال می داد در آنها مطالبی مفید یافت شود سر زد و بدین منظور سفرهای زیادی به کشورهای مختلف جهان چون پاکستان، هند، سوریه و ترکیه کرد. وقتی کتابخانه های مجهز دنیا را دید که دارای صدها هزار جلد کتاب نفیس هستند از این که حوزه نجف به عنوان مهم ترین حوزه اسلامی فاقد این گونه کتابخانه ها بود که پاسخ گوی محققان و طالبان علم باشد بسیار ناراحت شد.

آن گاه در صدد برآمد کتابخانه مجهزی بنا نماید و پس از تلاش های پی گیر در روز عید غدیر سال ۱۳۷۹ کتابخانه امیرالمؤمنین علیه السلام را راه اندازی کرد. این کتابخانه در ابتدای افتتاح دارای حدود چهل و دو هزار جلد کتاب بوده است و همه ساله به مقدار کتاب های آن افزوده شده است. نقل می کنند صاحب الذریعه، مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی، وقتی آن کتابخانه را دیدند فرمودند: «اگر از مردم پروا نمی کردم بر درگاه کتابخانه سجده می کردم».

نشانی کتابخانه

هنگامی که از «باب قبله »حرم امیرالمؤمنین در نجف خارج می‌شوید، به خیابان «شارع الرسول» می‌رسید که در این خیابان گنجینه‌های عظیمی از جمله کتابخانه علامه امینی و مزار ایشان را در خود جای داده است.


علامه امینی رحمه الله در کنار کارهای تحقیقاتی و خدمات فرهنگی بزرگ، از تبلیغ و منبر که از مؤثّرترین شیوه های ترویج معارف اسلامی بود غافل نبودند. ایشان در زمان خود یکی از مبلغان وارسته به حساب می آمدند. در مجموعه سخنرانی هایشان جز رضایت خداوند و تبیین معارف اهل بیت علیهم السلام هدف دیگری نداشتند. در کنار مسافرت های علمی و تحقیقی که داشتند به هر شهر یا کشوری که وارد می شدند، بخشی از وقت خود را صرف ایراد سخنرانی های روشنگرانه علمی می کردند و بذر محبّت و مودّت اهل بیت علیهم السلام را در سرزمین دل های عاشقان می پاشیدند.

نقل می کنند وقتی از ولایت اهل بیت علیهم السلام و مظلومیت امیرالمؤمنین علیه السلام سخن می راندند همیشه اشک از چشمانشان جاری می شد و مستمعان را بی اختیار به گریه وا می داشتند. بعدها برخی از مجموعه سخنرانی های ایشان به صورت کتاب منتشر شد، از جمله آن ها زندگی نامه حضرت زهرا علیهاالسلام است.

۲۰۱۵۰۹۲۰_۱۸۳۹۳۹_2

آیت الله صافی گلپایگانی درکتابخانه علامه امینی،توضیحات متولی کتابخانه(شیخ احمد)

وفات علامه امینی


در سال های پایان زندگی دچار کسالت و ناراحتی جسمی شده و در نهایت به دنبال شدّت یافتن کسالت در عصرروزجمعه ۲۸ ربیع الثانی ۱۳۹۰ (۱۲ تیر ۱۳۴۹) به هنگام اذان ظهر دعوت حقّ را لبیک گفتند(۶۸سالگی)

در آخرین ساعات زندگی به  فرزندش(محمدهادی) می‌گوید با آبی که به تربت امام حسین علیه السلام ممزوج است لب های مرا مرطوب کنید و دعاهای صحیفه سجادیه امام زین العابدین علیه السلام را برایم بخوانید. آن گاه خود نیز به همراه فرزند «مناجات متوسّلین» و «مناجات معتصمین» را با صدای حزین زیر لب زمزمه می کنند. ناگهان در لحظات نزدیک به اذان ظهر درحالی که عبارت: «اللهمّ اِنّ هذِهِ سکراتُ الموت قد حلّت فاقبل اِلیّ بوجهک الکریم» را زمزمه می کردند، جان به جان آفرین دادند و به دیار باقی منتقل شدند.

محل دفن علامه امینی، خانه‌ای بود که در کنار کتابخانه متعلق به سادات اخوی بود و مالک خانه از ایشان درخواست نمود که وصیت کند تا در این خانه در کنار کتابخانه‌ای که خود آن را تأسیس کرده و به نام امیرالمؤمنین علیه السلام نامگذاری کرده دفن شود. علامه نیز پذیرفت و سرانجام در همان مکان به خاک سپرده شد.

سفارش عجیب علامه امینی به فرزند/ مزار مؤلف الغدیر+تصاویر

«محمدهادی امینی» فرزند علامه امینی می‌نویسد: پس از گذشت چهار سال از فوت پدر، در شب جمعه‌ای قبل از اذان صبح، پدرم را در خواب دیدم،‌او بسیار شاداب و خرسند بود، جلو رفتم و پس از سلام و دست‌بوسی گفتم: پدر جان! در آنجا چه عاملی باعث سعادت و نجات شما شد؟
پدرم گفت: چه می‌گویی؟
دوباره عرض کردم:آقاجان! در آنجا که اقامت دارید، کدام یک از اعمالتان موجب نجات شما شد؟ کتاب الغدیر یا سایر تألیفات شما یا تأسیس بنیاد و کتابخانه امیرالمؤمنین(ع)؟!
او اندک تأملی کرد و سپس گفت: فقط زیارت اباعبدالله الحسین(ع)!
عرض کردم: شما می‌دانید اکنون روابط ایران و عراق تیره شده و راه کربلا بسته است، برای زیارت چه کنیم؟
فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین(ع) بر پا می‌شود، شرکت کنید تا ثواب زیارت امام حسین(ع) را به شما بدهند.
سپس فرمود: پسرجان! در گذشته بارها به تو یادآور شدم و اکنون نیز توصیه می‌کنم که« زیارت عاشورا را به هیچ عنوان ترک مکن» زیارت عاشورا بخوان و آن را وظیفه خودت بدان، این زیارت دارای آثار، برکات و فواید بسیاری  است که موجب نجات و سعادتمندی تو در دنیا و آخرت می‌شود.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:علامه «عبدالحسین امینی» درعصرروزجمعه ۱۲ تیر ۱۳۴۹ درمنزلش «تهران »فوت کردند، پس از تشییع باشکوه در تهران، با هواپیما به بغداد برده شد و در شهرهاى مقدس کاظمین و کربلا تشییع گردید و سرانجام به نجف اشرف منتقل شد و پس از تجدیددیداروتفدیرازتوفیقات  مولایش، درهمان شهر(نجف)دریکی ازاتاقهای  کتابخانه اش  به خاک سپرده شد.

برای آشنایی بااقدامات وزحمات علامه امینی درتألیف،به این لینک مراجعه کنید:

حواله ۲ امام "کتاب"علامه امینی،ماجرایی عجیب ازحاجت گرفتن

اخراج خانم مجری"آرایش هنگام پخش زنده"مصر

آرایش روی آنتن«مجری خانم»أمیمة تمام«رُژ لب»

«گوینده خبر مصری» پس از آن‌که مقابل دوربین‌های تلویزیون به استفاده از لوازم آرایش اقدام کرد، از تلویزیون این کشور کنار گذاشته شد.

این گوینده قبل از این‌که دوربین به طور کامل تصویر او را قطع کند، مقابل چشم مخاطبان از لوازم آرایش استفاده کرد.

 سازمان رسانه ملی مصر تمام اعضای تیم خبری ساعت ۹ تلویزیون مصر را به جرم بی‌احترامی به مخاطبان برای پاسخگویی احضار کرده است.

«حسین زین»رئیس صداوسیمای کشورمصر که در رأس تحقیقات مربوط به این تیم خبری قرار دارد، می‌گوید این قبیل اشتباه‌ها در برنامه‌های زنده خبری وجود دارد اما تا پایان بررسی‌های لازم، فعالیت این تیم خبری متوقف شده است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این خانم مجری کیست؟

«أمیمة تمام»،عضو شورای ملی زنان و دخترِ« دکتر تمام حسن»  رئیس دانشکده دارالعلوم  مصراست.

خانم مجری«أمیمة تمام» همسر دوم  «دکتر اسامه الباز »مدیر دفتر رئیس جمهور مصر« حسنی مبارک» بودکه در سال 1998 ازدواج کردندویک  دختر«مریم» دارند(الباز)2013فوت کرد.

رئیس سازمان رسانه ملی مصر«حسین زین » گفت:تیم خبرنامه نهم که روز جمعه(۸ اسفند ۱۳۹۹) پخش شد ، تا زمان تکمیل تحقیقات از کار تعلیق شده است.

حواله امام حسین"کتاب"به علامه امینی

ماجرای عجیب «حواله امیرالمؤمنین وامام حسین»به یک عراقی برای «تهیه کتاب» موردنیازعلامه امینی .

به این مسائل پرداخته می شود-مستقیم باغیرمستقیم:

سختیهایی که علامه امینی درتهیه کتابهای موردنیاز،درتألیف«الغدیر»کشید...

امامان چگونه حاجت زائرخودبرآورده می کنند؟..

امام چگونه ازهمه احوال واموال مردم خبردارد که چه کسی چه چیزی درخانه اش دارد!..حواله امام ،به منزل یک شخص برای گرفتن«حاجت مطالبه شده»...چگونه شخص میزبان(صاحبخانه)اقدام به ارائه حواله داده شده امام می کند-حتی اگرشیعه نباشد.

خانه امام «مُختلف الملائکه»است،محل تردُّدملائکه،هرکدام ازفرشتگان بایدبیایندگزارش کاربدهند،اعمال مابندگان هفته ای ۲بار(دوشنبه وپنجشنبه) به «امام زمان»ارائه می شود....همه عالم فرمانبرخدایندازجمادات تانباتات(طوعاً اوکرهاً)..عالم همه هشیارندوخموش...هیچ برگی بدون اذن خدانمی افتد،همه اتفاقات روی محاسبات دقیق(حکمت)خدای حکیم است،...

گاهی یک امام، برای دادن حاجت زائرش ،به امام دیگری حواله می دهد وامام ازطریق -امورجاری(افراد)حاجت رابرآورده می کند...دراین مقاله متوجه خواهیدشدکه اگرزائری مطلبی راازامام(حرم ائمه)بخواهد،محال است که -ازصدق دل باشد-برآورده نشود....امام(به اذن الله)شنوای حاجات-درخواستهای-زائرین خودهست.

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی...برای  رسیدن به حاجت،بایدمتحمل سختی هاشد وامانهایتاً«مُرادحاصل می شود»..  حضرت مریم(ُامِّ موسی)وقتی دردزایمان گرفت،ازخداطلب خوردنی-غذا-کرد،نداآمد«یامریم»بایدیکم به خودت زحمت بدهید-درخت رابه اندازه وسعت-تکان بدهیدتاهمین درخت خشکیده،رُطب هایش بریزد،بخورید،درحالی که خداوندبدون زحمت هم میتوانست،خرمارابه دست حضرت مریم برساند-وقتی درخت خشکیده،میتواند«میوه دارشود»به مراتب برای خداآسانتراست از انداختن میوه اش به پایین.

فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِيًّا ﴿٢٢﴾ فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَـٰذَا وَكُنتُ نَسْيًا مَّنسِيًّا ﴿٢٣﴾ فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا ﴿٢٤﴾ وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا ﴿٢٥﴾فَكُلِي وَاشْرَبِي..﴿٢٦مریم)

«تنه درخت را به سوی خود تکان بده که خرمای تازه بر تو بیفکند، بخور و بنوش »

آیت الله حاج سید عباس كاشانی، از عالمان مطلع و آشنای به تاریخ و تراجم، كه در قم ساكنند، نقل میكند: روزی در معیت آیت الله سید مصطفی كشمیری، علامه امینی را در خانه اش در نجف زیارت كردیم.

 

آیت الله شیخ محمد علی سنقری نیز آنجا بود. امینی برایمان تعریف كرد: زمانی كه در جریان نگارش الغدیر، به تالیف جلد ششم رسیدم، نیاز به برخی از احادیث و روایات مهم یافتم كه در كتاب «ربیع الا برار» زمخشری (دانشمند مشهور اهل سنت) آمده بود.

این كتاب، پیش از آنكه طبع و نشر شود،خطی و كمیاب بود و جز سه نسخه مخطوط از آن یافت نمی شد، كه یكی از آنها نزد امام یحیی (پیشوای زیدیان) در یمن بود، دیگری در كتابخانه ظاهریه دمشق و سومی نزد یكی از آیات عظام نجف كه پس از مرگش، كتابخانه وی به فرزندش رسید.

امینی می گفت: شخصا نزد فرد مزبور رفته و از وی خواستم كه ربیع الابرار را برای سه روز به من عاریه دهد و او از قبول خواهش من امتناع جست.

به او گفتم دو روز كتاب را نزد من به امانت بگذار، باز نپذیرفت و حتی از قبول پیشنهاد من مبنی بر اینكه: ربیع الابرار را یك روز یا حتی سه ساعت به من عاریت دهد خودداری كرد.

دست آخر گفتم: لااقل بگذار كتاب را در حضور خودت مطالعه كنم، كه آن را نیز نپذیرفت و من متحیر شدم كه چه باید بكنم و نزد چه كسی بروم؟! پس از آن، كوشیدم دو تن از مراجع بزرگ تقلید را واسطه گرفتن كتاب سازم، ولی آنان نیز با امتناعشان از این امر، شگفتی مرا بر انگیختند.

مسیرهای پیاده روی اربعین کدامند؟ + نقشه

پس از یاس و نومیدی از دستیابی به كتاب عازم حرم مطهر امیر مومنان علی علیه السلام شدم و شكایت خود را نزد آن حضرت بردم، سپس غمگین و افسرده به خانه باز گشتم.

شب را تا دیر هنگام بیدار بودم، آنگاه مرا چرتی فرا گرفت و در خواب، امام علیه السلام را دیده و ضمن گزارش ماجرا به محضر ایشان از آنچه پیش آمده بود اظهار ناراحتی و شكایت كردم.

امام فرمود:بایدبروی پیش فرزندم

-پاسخ در خواست تو نزد فرزندم حسین (ع) است!

از خواب بیدار شدم . هنوز سپیده ندمیده بود. از بستر برخاسته وضو گرفتم و لباس پوشیدم و به عزم حرم حضرت سید الشهداء علیه السلام از خانه بیرون زدم.

راز ضریح شش گوشه امام حسین (ع)

ماشینی كرایه كرده (ازنجف)به كربلا رفتم و در آنجا مستقیماً وارد حرم مطهر شده، نماز صبح را خواندم  و آداب زیارت به جای آوردم و در خلال آن، شكایت حال خود را همان گونه كه مولا (ع) فرموده بود به حضرت باز گفتم .

سپس از آنجا خارج شده به حرم حضرت ابوالفضل علیه السلام رفتم و پس از زیارت آن حضرت، شكایت خود را نزد ایشان نیز تكرار كردم، باشد كه نشانی از گمشده خویش باز یابم. بعد از آن به صحن شریف رفتم و در جایی نشستم.

اینك آفتاب دمیده بود. در آن اثنا كه نشسته وبا خود، حدیث نفس می كردم ناگهان «شیخ محسن ابوالحب» برجسته ترین خطیب آن روز كربلا، به سویم آمد و ضمن سلام و احوال پرسی، از من دعوت كرد كه برای استراحت و صرف صبحانه، به منزلش روم كه در نزدیكی حرم قرار داشت.

همراه شیخ محسن به خانه اش رفتیم و در مكانی كه برای ما در باغچه خانه اش تهیه دیده بود نشستیم. پس از استراحتی كوتاه، به وی گفتم: كتاب خانه ات را به من نشان بده.

گفت: ان شاء الله بعد از اینكه صبحانه را با هم صرف كردیم نشانت خواهم داد.

علامه امینی(ره)

گفتم: من به كتاب و كتاب خانه، بیش از باغ و شكوفه های آن انس دارم!

شیخ پذیرفت و مرا به سمت كتابخانه اش هدایت كرد. به راستی، كتابخانه ای بود كماً وكیفاً آباد!

من بین كتاب ها جولان می دادم: این را پشت و رو می كردم، آن را ورق می زدم و سومی را مطالعه می كردم… تا آن كه به گمشده ام رسیدم؛ به«ربیع الابرار» زمخشری.

امیرالمؤمنین گفت: بروحاجتت راازفرزندم(کربلا)بگیر

زمانی كه كتاب را در دست گرفتم، «سرِ فرمان امام علیه السلام »را دریافتم.

«گریه »راه گلویم را گرفت و با صدای بلند شروع به گریستن كردم.

صاحب خانه شگفت زده به سراغم آمد و از راز گریه ام پرسید.

«امام حسین»مشکل علامه امینی راحواله دادبه «شیخ محسن»حواله کرد

ماجرا را مفصلاً برایش شرح دادم و گفتم كه: امیر االمومنین علیه السلام به من فرمان داد و كارم را به فرزندش ابی عبد الله الحسین علیه السلام حواله كرد

و آن امام بزرگوار(سیدالشهداء) نیز حل مشكلم را نیز به دست تو حواله فرمود.

زمانی كه شیخ محسن ابو الحب(صاحبخانه) ماجرا را شنید، از شدت شوق به گریه افتاد، سپس كتاب را گرفته و به من گفت:

مراسم سالگرد ارتحال آیت الله سیدعباس کاشانی برگزار می‌شود

-ای شیخ بزرگوار، این كتاب خطی، از كتب كمیاب شمرده می شود و قاسم محمد رجب ۱۰۰۰ دینار به من داد كه كتاب را برای چاپ به او بدهم و من ندادم!

(قاسم محمد رجب، فرد ثروتمند و سنی مذهب عراق بود كه بزرگترین كتابخانه بغداد: مكتبه المثنی، به وی تعلق داشت).

حواله ۲ امام به یک نفر

آنگاه قلم را از جیبش در آورده و در ابتدای كتاب نوشت: این كتاب به علامه امینی اهدا می شود و افزود : این جواب حواله دو آقا و امام من امیر المومنین علی و حسین علیهما السلام است. چندی بعد كه امینی، كتابخانه عمومی امام امیر المومنین علیه السلام را در نجف بنیان نهاد، آن كتاب را به اسم صاحب نخستینش: شیخ محسن ابو الحب، وقف كتابخانه كرد.

ماجرای کتاب«نوادر الاثر فی علم عمر»که به علامه امینی رسید

 صاحب كتاب،ناصبی بسیار متعصبی است!

حسین شاكری، دوست و دست پروده علامه امینی، داستان شگفت زیر را از خود علامه شنیده است. وی می نویسد:

علامه امینی قدس سره مشغول تالیف كتاب گرانسنگ الغدیر بود و به فصلی مهم از فصول این كتاب به گمانم: فصل «نوادر الاثر فی علم عمر» یا غیر آن از فصل های مهم الغدیر رسیده بود.

او در پی گرد آوری احادیث در موضوع مورد نظر و پیوند آنها با یكدیگر بود ولی اكنون به بن بست رسیده بود. چون كتابی كه مواد و مصالح لازم برای تكمیل بحث وی را در بر داشت، در دسترس نبود و بحث به علت فقدان حلقه ای كه سلسله برخی از احادیث را به یكدیگر پیوند می داد، معطل مانده بود.

حرم‌های متبرکه سوریه و عراق در ایام فاطمیه +عکس و فیلم

امینی، زمانی كه از حل مشكل عاجز ماند عزم حرم امیر المومنین علیه السلام كرد. روبروی ضریح مطهر ایستاد، رنج و آزاری را كه جهت تحصیل آن كتاب بر وی وارد شده بود ببا حضرت در میان نهاد و به زبان حال گفت: مولای من، الغدیر، كتاب شما است و من از دستیابی به ماخذ و منبع مطلوب، آن فرو مانده ام.

چنانچه حاجتی به نگارش این كتاب می بینید، ماخذش را برای من فراهم كنید. گفتگوی امینی با مولا (ع) گفتگویی خاص بود و با گفتگوی افراد عادی با یگدیگر تفاوت داشت.

روز بعد علما و فضلا، طبق معمول، برای دیدار با امینی به خانه وی آمده بودند و امینی از آنها سراغ كتاب مفقود را می گرفت.

یكی از آنان گفت: كتابی كه از آن بحث می كنید در اعظمیه نزد یكی از علمای اهل سنت یافت می شود.

امینی نام آن عالم سنی را نیز برای من (حسین شاكری) گفت اما من فراموش كرده ام.

گمان می كنم یكی از این سه تن بود: نجم الدین واعظ یا عبد الجبار اعظمی یا فردی از خاندان آلوسی.

به هر روی،شخص یاد شده افزود: آن كه نسخه ای از این كتاب نزد او است فردی بسیار متعصب و ناصبی است. علاوه، نسبت به كتاب خویش، بسیار بخیل و ممسك است و حتی از عاریه دادن آن به نزدیكان خویش خودداری می كند. چگونه خواهید توانست بدان كتاب دست یابید؟!

امینی گفت:

-از خداوند، برای این كار مدد می خواهم!

حرم کاظمین در قاب دوربین شهروندخبرنگار

امینی تعریف كرد: عزم سفر به كاظمین (ع) كردم . ماه رمضان بود و فصل تابستان و هوا بسیار گرم از نجف، سپیده دمان، به قصد زیارت سالار شهیدان علیه السلام خارج شدم و به كربلا رفتم.

روزه بودم و تنها با آب افطار كردم. از كربلا عازم بارگاه ملكوتی دو امام همام امام كاظم و امام جواد علیهما السلام شدم و پس از انجام مراسم زیارت، به سمت اعظمیه راه افتادم تا نشانی از گمشده خود و آن كس كه آن را در اختیار داشت بگیرم.

ظهر هنگام به اعظمیه رسیدم. سراغ خانه شیخ را گرفتم و یكی از افراد محل را به خانه او هدایت كرد. زمانی كه كوبه در را كوبیدم، شیخ شخصا دم در آمد. با او سلام و احوالپرسی كردم، دست دادم و معانقه نمودم. بهت زده شد. فردی لاغر اندام و كوتاه قد بود (بر خلاف خود علامه كه بلند قامت بود و قیافه ای پر هیبت و با جذبه داشت).

به او گفتم كه: می دانم در كتابخانه تو فلان كتاب هست، از نجف برای مطالعه و خواندن آن آمده ام.

شیخ(صاحبخانه) مبهوت شده بود و نتوانست جوابی دهد(که من این موضوع راازکجابدست آورده ام). هیمنه من نیز او را گرفته بود و نمی توانست عذرم را بخواهد یا از در براندم.

پس گفت: بفرمایید تو، جناب شیخ! و تشریف ببرید طبقه بالا در كتابخانه، تا كتابی را كه می خواهید ببینید.

داخل كتابخانه شدم. دیدم گرد و غبار چهره تمامی اجزای كتابخانه را پوشانده و كتابها اینجا و آنجا روی هم ریخته شده اند.

گویی از زمانی دور كسی به سراغ آنها نرفته و چند ماه، بلكه چندین سال است كسی به آنها دست نزده است!

صاحب خانه مرا تنها  گذاشت و خود پایین رفت. من فرصت را از دست نداده، لباس هایم را از عامه و قبا و … كندم و درون پارچه ای كه به همراه داشتم نهادم تا از گرد و خاك مصون بماند، سپس شروع به ستردن غبار از سر و روی كتابها كردم.

از شدت گرما، عرق از بدنم سرازیر بود و فضا سخت دم داشت. نه پنكه یا باد زنی در كار بود و نه آب و نه حتی غذایی.

گرد و خاک محیط ، همراه عرق، بر سر و روی و اطراف بدنم نشسته بود و من مشغول مطالعه و رونویسی از كتب بودم تا اینكه عصر شد و خستگی شدید مرا فرا گرفت.

نماز ظهر و عصرم را نخوانده بودم و كسی نیز به من سر نزده بود و این در حالی بود كه شدیدا نیاز به آب داشتم تا از آن بیاشامم و با آن وضو بگیرم.

لاجرم، درب اندرونی را كوبیدم و شیخ در حالی كه چرت زده می نمود، نردم آمد و ازاینكه مرا به آن حال دید جا خورد!.

سپس گفت: تو پیوسته آنجا بودی؟!

این گرد و خاك چیست كه از سر رویت بالا می رود؟!

به خدا قسم فراموش كردم كه تو در این هوای گرم، آنجا هستی، اصلا پاك تو را از یاد بردم.

ما ناهار خورده ایم و جز اندكی از طعام، چیزی برای پذیرایی از تو باقی نمانده است.

علامه به وی گفت: اشكالی ندارد.

آبی بیاور تا بیاشامم و وضو سازم.

صاحب خانه شتابان رفت و آب آورد و پس از آنكه امینی نمازش را خواند، مقداری غذا برای او آورده و گفت: ببخشید اگر كم است، این ته مانده ناهار ما است!

به هر روی، علامه (پس از تحمل مشقات و سختی های بسیار) به مقصود خویش دست یافت و آنچه می خواست رونویسی كرد و این نمونه ای بود از سختی هایی كه امینی برای اثبات حقیقت و حقانیت مذهب اهل بیت علیهم السلام بر خود هموار ساخت.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:برای سهولت دردرک ماجرا،اصلاحاتی انجام داده ام+تیتروعکس

محکومیت رئیس جمهورفرانسه"سارکوزی"اعمال نفوذ

«کرت ولکر» نماینده سابق آمریکا در ناتو: همه کشورها«شنود»می کنند.

درادامه خواهیدخواند:شنودرئیس جمهورفرانسه،انگلیس،امریکا،شنودمکالمات صدراعظم آلمان.

رئیس جمهور -سابق-فرانسه بجُرم اعمال نفوذ«رشوه»محکوم به زندان شد.

دادگاهی در شهر پاریس روز دوشنبه ۱مارس۲۰۲۱(۱۱اسفند ۱۳۹۹) نیکلا سرکوزی، رئیس‌جمهوری سابق فرانسه، را به اتهام فساد و اعمال نفوذ به یک سال زندان و دو سال حبس تعلیقی محکوم کرد.

سرکوزی ۶۶ ساله که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ ( ۱۳۸۵تا ۱۳۹۰شمسی)رئیس‌جمهوری فرانسه بود به اتهام تلاش برای دریافت غیرقانونی اطلاعات از یک قاضی در مورد پرونده قضایی مربوط به خود در سال ۲۰۱۴ محکوم شناخته شد.

نیکولا سارکوزی، رئیس‌جمهوری پیشین فرانسه

بادستبند-الکترونیکی-کنترل می شود/ زندان درخانه

دادگاه اعلام کرد که آقای سرکوزی حق دارد حبس در منزل را مشروط به استفاده از یک دستبند رهگیری الکترونیکی (Electronic interception bracelet)درخواست کند.

 نصب پابند الکترونیکی برای  نظارت بر زندانیان  در کرمان

این اولین بار در تاریخ معاصر فرانسه است که یک رئیس‌جمهوری سابق به اتهام فساد و اعمال نفوذ محکوم می‌شود.

درصدداعمال نفوذبود

سارکوزی به 3 سال زندان محکوم شد

متهمان دیگر این پرونده تییری هرزوگ، دوست قدیمی و وکیل آقای سرکوزی و یک قاضی بازنشسته به نام گیلبرت آزیبرت نیز مجرم شناخته شده و به مجازات مشابهی محکوم شده‌اند.

دادگاه در حکم خود گفت که «براساس شواهد کافی و قانع‌کننده به این نتیجه رسیده که آقای سرکوزی و دو متهم دیگر آگاهانه در مورد فساد و اقدامات غیرقانونی دیگر توافق کرده بودند».

استخدام یک قاضی برای اعمال نفوذ

دادگاه افزود این تخلفات «بسیار شدید» هستند چون یک رئیس‌جمهوری سابق با استفاده از موقعیت ویژه خود برای پیشبرد منافع شخصی‌اش از یک قاضی کمک گرفته است. علاوه بر این، آقای سرکوزی که در رشته حقوق تحصیل کرده به خوبی از ارتکاب جرم آگاه بوده است.

دسامبر ۲۰۰۷؛ قذافی و سارکوزی در کاخ الیزه

نیکلا سرکوزی در جریان دادرسی ده روزه که اواخر سال ۲۰۲۰ برگزار شد تمامی اتهامات را رد کرد.

موضوع اصلی تحقیقات مربوط به فساد و اعمال نفوذ از طریق یک مکالمه تلفنی در ماه فوریه ۲۰۱۴ است. دادستانی فرانسه که در پرونده جداگانه‌ای مشغول تحقیق در مورد منابع مالی کارزار انتخاباتی آقای سرکوزی در سال ۲۰۰۷ بود تصادفا کشف کرد که او و وکیلش بوسیله تلفن‌های همراه محرمانه‌ای که با مشخصات جعلی ثبت شده است در تماس هستند.

«مکالمات» رئیس جمهورفرانسه«شنود»شد

شنود این مکالمات پنهانی نشان داد آقای سرکوزی و وکیلش به قاضی آزیبرت وعده داده‌اند که در ازای برملا کردن جزئیات یک پرونده قضایی دیگر، مربوط به وارث شرکت اورئال و ثروتمندترین زن فرانسوی، برای او در موناکو شغلی پیدا خواهند کرد.

«تطمیع »رئیس جمهورفرانسه برای« اعمال نفوذ»

دادستانی استدلال کرد که هر چند این وعده عملی نشد ولی طبق قانون «تطمیع» محسوب می‌شود.

آقای سرکوزی در جریان دادرسی هرگونه سوءنیتی را تکذیب و ادعا کرد که در تمام دوران فعالیت سیاسی هدفش کمک به مردم بوده و «این مورد هم چیزی نبوده جز دادن یک کمک کوچک».

رئیس‌جمهوری سابق فرانسه به «شنود مکالمات» خود اعتراض کرد و گفت دادستانی بیش از سه هزار و ۷۰۰ مورد از مکالمات خصوصی او را «شنود» کرده است.

شنودقانونی

اما قضات دادگاه گفتند «اگر شنود مکالمات تلفنی به کشف جرم بینجامد کاملا قانونی است

نیکلا سارکوزی پس از شکست در انتخابات درونی حزب محافظه‌کار فرانسه برای تعیین نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۷، از سیاست کناره‌گیری کرد.

با این همه به نظر می‌رسد که او در پشت پرده سیاست هنوز نقش فعالی ایفا می‌کند و امانوئل مکرون، رئيس‌جمهوری فرانسه، در مورد بعضی از موضوعات با او مشورت می‌کند.

 

آقای سرکوزی با یک اتهام دیگر روبروست که دادرسی آن از اواخر امسال آغاز خواهد شد. او و حزب محافظه‌کار متهم شده‌اند که در کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۲ حدود ۵۰ میلیون یورو که دو برابر میزان قانونی است هزینه کرده و با جعل اسناد این تخلف قانونی را پنهان کرده‌اند.

در تحقیقات قضایی دیگری که از سال ۲۰۱۳ آغاز شده است آقای سرکوزی متهم شده که برای کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۰۷ از معمر قذافی، دیکتاتور سابق لیبی، میلیونها دلار کمک گرفته است.

رادیوفردا(۱۱ اسفند ۱۳۹۹)به نقل ازخبرگزاری آسوشیتدپرس.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یکی ازاتهامات سارکوزی «رشوه»به معمرقذافی بوده است.

چادر مشهور معمر قذافی رهبر پیشین لیبی که در آن با سران جهان در لیبی دیدار می‌کردو

اودرمسافرتهاهم «چادر»جادویی راباخودش می برد.

معمرقذافی،معمولاًدرسفرهای خارجی ازرفتن به کاخ هااجتناب می کرد،درسفر پنج روزه به فرانسه(۱۹ آذر ۱۳۵۲) به دیداررفیق صمیمی اش(سارکوزی)رفته بود

 که نخستین سفرش به فرانسه بود،چادری در نزدیکی ساختمانی دولتی در کاخ الیزه بر پا کرده و در آنجا اقامت دارد و بیش از چهل نفر از محافظان خود را که همگی دختران جوان بودندامورات خصوصی! وعمومی وی راعهده داربودند.

تونی بلر(نخست وزیرانگلیس)ومعمرقذافی

در بسیاری از سفرها«قذافی»علاوه بر« چادر» شترهایش را با خود می‌برد یا هنگام استقبال از مقامات دیگر کشورها از آنها در چادری بیابانی و در کنار شترهایش استقبال می‌‌کرد.

ناهماهنگی دشمن درحادثه بمب گذاری مصلی تهران

ناهماهنگی دشمن درحادثه بمب گذاری مصلی تهران!قراربودبمباران هوایی وانفجار بمب لای فرش مصلی همزمان صورت بگیردکه هواپیماهای عراقی نیم ساعت دیررسیدند.

 حمله موشکی صدام«انفجارنمازجمعه" تهران ۲۴ اسفند۱۳۶۳..انفجاردرساعت ۲۹ :۱۲  رُخ داد

مرتضایی فرمی گوید:«آخرین جمعه سال ۶۳ بود۲۴ اسفند ۱۳۶۳(۲۲ جمادی‌الثانی ۱۴۰۵)،در روز پنجشنبه(۲۳اسفند) صدام اعلام کرده بود فردا نماز جمعه تهران را منفجر می کنیم برخلاف معمول که جمعه آخر سال به علت گرفتاری‌های مردم خلوت‌تراست؛ جمعیت زیادی آمده بود. حضرت آیت الله خامنه ای در حال ایراد خطبه بودند که انفجار شد. موج و حرارت انفجار تا جایگاه هم رسید.

سریع در جایگاه قرار گرفتم و ۳ بار این جمله را بیان کردم: «لطفا توجه کنید! رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران ، هم اکنون به خطبه های عالمانه خود ادامه می دهند»

وزیرشعاردرادامه می گوید:در واقع به امام  هم این پیام را رساندم که« آقا سالم هستند» جمعیت نیز آرام شد. چیزی که آن روز برایم خیلی جالب است این بود که چنین حادثه ای ، حتی در صدای آقا هم تاثیری بر جای نگذاشت و با همان عظمت ادامه خطبه ها را ایراد کردند، به گونه ای که ظاهرا هیچ اتفاقی نیفتاده است. در این حادثه ۱۴ نفر به شهادت رسیدند(و۸۸نفر زخمی)»خاطره محمود مرتضایی فر-مکبرنمازجمعه.

روزنامه کیهان درروزشنبه  ۲۵ اسفند ۱۳۶۳ نوشت: بر اثر انفجار یک بمب دستی در محل برگزاری نماز جمعه تهران که در ساعت ۲۹ : ۱۲ دقیقه روز گذشته(جمعه) صورت گرفت، چند تن از نمازگزاران شهید و مجروح شدند. رژیم عراق که قبلاً اصابت موشک‌های دور برد ایران به شهرهای کرکوک و بغداد را انفجار بمب توصیف کرده بود، در یک هماهنگی ناموفق با عوامل ضد انقلاب داخلی، قصد داشت به هنگام انفجار بمب در صفوف نمازگزاران تهران در دانشگاه تهران، هواپیمایش را در ارتفاع بالا به حریم هوایی تهران اعزام داشته و ادعا کند که صدای انفجار، ناشی از بمباران تهران بوده است.

اما با تاخیر ورود هواپیمای عراقی به آسمان تهران و انفجار بمب، نیم ساعت قبل از آمدن هواپیماها، این توطئه تبلیغاتی با شکست مواجه شد و هواپیماهای عراقی نیز با آتش به موقع و قدرتمند پدافند هوایی متواری شدند.

ناطق نوری در جلسات تعیین كابینه روحانی شركت نداشت

«حجت الاسلام ناطق نوری» وزیر کشور وقت، با شرکت در یک مصاحبه مطبوعاتی در مورد بمب گذاری در نماز جمعه تهران توضیحاتی ارائه می‌کند.

ناطق نوری گفت: قبلاً صدام تهدید کرده بود نماز جمعه تهران، تبریز و اصفهان را مورد حمله هوایی قرار خواهد داد و این تهدید به گوش مردم رسیده بود از طرف دیگر با وجودی که تهدید فوق را می‌دانستیم و اطلاع داده بودیم آقای خامنه‌ای رئیس جمهور کشورمان خودشان در نماز جمعه حاضر شدند.

ناطق نوری افزود: شما می‌دانید که آقای خامنه‌ای کمتر دیده شده است که به طور متوالی در نماز جمعه شرکت کنند، ولی این بار با این که هفته پیش هم ایشان تشریف داشتند این هفته نیز در نماز جمعه حاضر شدند.

وزیر کشور ادامه داد: ضدانقلاب نیز در هماهنگی با رژیم عراق ماموریت خود را وقیحانه انجام داد و در بین نمازگزاران بمبی را منفجر کرد ۱۴ نفر را شهید و ۸۸ نفر را زخمی کرد؛ که ۴۵ تن از آن‌ها به طور سرپایی معالجه و مرخص شدند. جالب این که مردم نه تنها صحنه را ترک نکردند بلکه شور و هیجان فوق العاده نیز در مردم ایجاد شد؛ و در تاریخ سراغ نداریم که در میان انبوه جمعیت بمبی منفجر شود و مردم باقی بمانند و خطیب هم به صحبت خود ادامه دهد.

وزیر کشور در پایان این مصاحبه گفت: در محل انفجار مسئولین انتظامی افراد مشکوکی را دستگیر کرده‌اند که گویا بعضی از آن‌ها سابقه هواداری تشکیلاتی و سیاسی از منافقین را دارند و مسئله در دست تحقیق است.

تکه های جداشده شهدا به آسمان پرتاب شد و به اطراف پخش می‌شد

«حاج فضل الله فرخ» از اعضای ستاد اقامه نماز جمعه در این باره می‌گوید: «آن هفته‌ای که انفجار پیش آمد، از همان هفته‌هایی بود که صدام گفته بود نمازجمعه را می‌زنیم. که ما هم البته منتظر بمباران بودیم. احتمال ۸۰% و ۹۰% هم می‌دادیم که موشک بزند. چون او که ترسی از این چیزها نداشت. بارها هم شده بود که هواپیماهایش هم اطراف نمازجمعه می‌آمد و ضدهوایی روی پشت بام‌ها و در میدان فلسطین و اطراف میدان انقلاب از نماز جمعه مراقبت می‌کرد. روز حادثه، روزی بود که صدام خیلی جدی گفته بود که ما نمازجمعه را می‌زنیم.

«حاج فضل الله فرخ» می گوید:من پشت جایگاه نشسته بودم یک دفعه صدای یک انفجار مهیب آمد. بلند شدم بالا را نگاه کردم دیدم که چیزهایی از بالا پایین می‌ریزد.

اول خوشحال شدم. حدس زدم که قطعات هواپیمای دشمن است که پایین می‌ریزد.

ولی وقتی روی زمین آمد، دیدم قطعات بدن انسان است و بمب چنان به شدت این بدن‌ها را هوا برده بودکه به اطراف پخش می‌شد.

این عضوستادنمازجمعه  می گوید:« بمب» از طریق جاسازی در جانماز وارد نماز جمعه شده است.

«حاج فضل الله فرخ»می گوید:البته سعی بمب گذار بر این بود که بمب را نزدیک جایگاه، که عده‌ای از مسئولین یا خود امام جمعه بود بگذارد که همگی صدمه ببینید. اتفاقاً امام جمعه آن هفته خود آیت الله خامنه‌ای بودند. ایشان غالباً از جبهه یکسره به نمازجمعه می‌آمدند. چون بمب‌گذار از بازرسی دوم نتوانسته بود عبور کند و فاصله‌اش با جایگاه زیاد بود بمب را در قسمت انتهایی زمین چمن گذاشته بود. جالب است که آن روز کسی فرار نکرد.

مراسم ختم شهدای نمازجمعه«آیت الله فلسفی»بیاید.

آقای «فضل الله فرخ»درپایان می گوید:آيت الله خامنه­ اي فرمودند براي ختم شهدا «حجت الاسلام فلسفی» را دعوت كنيد، كه از طرف ايشان مجلس ختمي در «مسجد ارگ» برگزار شد.

موضوع خطبه چه بود؟

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:تحلیل راجع به نهضت ملی شدن صنعت نفت ارائه کردند

خطیب جمعه تهران، با برشمردن ابعاد روحی آیت‌الله کاشانی گفت: سالیان درازی این شخصیت روحانی مورد توطئه سکوت قرار گرفت و عمدا از او سخنی به میان نیاوردند. یکی از مسائل زندگی آیت‌الله کاشانی نقش وی در نهضت ملی و ملی شدن صنعت نفت و بالاخره حوادث ۳۰ تیر ۱۳۳۱ بود که برای خاورمیانه یک حرکت عظیم محسوب می‌شد. آن روز انگلیسی‌ها تودهنی سختی از این حرکت خوردند که توانست ملت‌های عرب را یکی پس از دیگری بیدار نماید.

ریشه ی اختلافات دکتر مصدق و آیت الله کاشانی

آیت الله خامنه‌ای گفت: اصولا آن سال‌ها، سال‌های حادثه‌سازی بود و نقش آیت‌الله کاشانی نقش اول بود. کسانی که به خاطر دارند می‌دانند که حرکت مردم در آن روز تنها به عهده آیت‌الله کاشانی بود و بدین ترتیب ملی شدن صنعت نفت پشتوانه مردمی پیدا کرد. آن بعدی که می‌بایست به آن اشاره شود، جدایی وی از دکتر مصدق بود که یکی از مسائل مهم تاریخی محسوب می‌شود.

امام جمعه تهران: هیچ‌کدام از این دو شخصیت را به عنوان رهبر تلقی نمی‌کردند، امروز گروهی از انسان‌های تنگ‌نظر وجود دارند که هرگاه از نام آیت‌الله کاشانی به نیکی یاد شود، خشمگین می‌شوند و این‌طور تلقی می‌کنند که نیک‌گویی از شخصیت روحانی به معنی بدگویی از مصدق تلقی می‌شود. دو مساله در اینجا وجود داشت که این دو چهره معروف را از یکدیگر جدا می‌کند. یکی از آن دو مساله شخصیت‌های این دو بود که هیچ شباهتی با یکدیگر نداشتند. کاشانی یک روحانی بود که تمام عمر به مبارزه گذارنیده بود. وی مدت‌ها با انگلیسی‌ها جنگیده بود و با روحانیت عراق به رهبری میرزا محمدتقی شیرازی همکاری داشت و زمانی که علی‌الظاهر دولت آن روز از ایشان روی‌ گرداند، این شخصیت روحانی هیچ چیزی در بساط نداشت و مدت‌ها با فقر و تنگدستی گذراند و از هیچ چیزی هراسی نداشت. در واقع او یک روحانی به تمام معنی بود.

آیت الله خامنه‌ای افزود: مصدق چنین کسی نبود. یک اشراف‌زاده سیاستمدار بود که البته در همان وضعیت بسیار آزاده بود و سعی داشت کشور را از یوغ انگلیسی‌ها نجات دهد. نکته دیگری که در این دو چهره قابل توجه می‌باشد هدف‌ها و آرمان‌ها بود. مصدق یک انسان ملی‌گرا بود. وی معتقد بود که نفت کشور از یوغ انگلیسی‌ها خارج شود و یک دولت ملی و مستقلی به وجود آورد. البته شاه هم اگر بود، باشد، منتها همان‌طور که مریدها و شاگردان او تا آخر می‌گفتند شاه سلطنت کند، نه حکومت؛ یعنی فقط یک مقام تشریفاتی باشد. این نظرش بود، در همین حد. حالا بعد از آنکه انگلیسی‌ها رفتند و ملت مستقل شد چه اخلاقی، چه رفتاری، چه نظام زندگی بر مردم حاکم باشد، نه دیگر این در محدوده فکر و بلندپروازی ذهنی دکتر مصدق نبود. یک انسان لیبرال و آزادی‌خواهی که معتقد بود جامعه با همین نظام زندگی کند، منتها انگلیسی‌ها یا مثلا قدرت‌های خارجی بر آنها حکومت نداشته باشد. مرحوم آیت‌الله کاشانی چطور؟ مرحوم آیت‌الله کاشانی یک فرد مکتبی بود.. در این هنگام صدای انفجاری شنیده شد.

اسامي شهداي نمازجمعه تهران

۱- محمد غفاري – معلم امور تربيتي تولد 1/7/40 

۲- عباسعلي رايگان – كارمند بانك ملت تولد 6/8/31 

۳- ذكريا قورچي بيگي – كارمند بانك ملت تولد1318 

۴- محمد برجسته –كارگر چاپخانه تولد 3/11/31 

۵- سيد مهدي رضوي – بازنشسته آموزش و پرورش،تولد : 1302 

۶- مهدي ابراهيمي –معلم حق التدريس تولد21/3/34

۷- محسن حاجي هاشم – سرهمافر نيروي هوايي،تولد :11/4/1327 

۸- محسن ظهيري – كارمند بانك ملت تولد :19/4/1339 

۹- غلامعلي حاجي هاشم – خياط،تولد 16/5/1310 

۱۰- رجبعلي تليكاني – شغل آزاد تولد : 20/2/1319 

۱۱- علي احمد پور فيروز آبادي- كارمند بانك ملت،تولد : 1/7/34

۱۲- پرويز شعباني – دانشجو، تولد:16/6/1340 

۱۳- حاج مجتبي توانگر دهقان – تولد :1324 

۱۴- مجهول الهويه

توضیح مدیریت وبلاگ-پیراسته فر:برای اطلاعات بیشتردرباره«حادثه بمب گذاری نمازجمعه تهران»+معرفی وزیرشعار(مرتضایی فر)به این لینک مراجعه کنید:

بمب گذاری" انفجارنمازجمعه" تهران۲۴ اسفند۱۳۶۳

طراح"کنترل جمعیت"دکترمرندی

ناگفته «کنترل جمعیت» اززبان طراح آن«دکترمرندی»

طراح..فرزندکمتر=زندگی بهتر...«دکترمرندی» از رایزنی ومُخ زنی های طرحش می گویدکه چگونه توانسته نظرمخالفین «کنترل موالید»راتغییربدهد-فریبشان -بدهد!

سیاست‌های «کنترل جمعیت »در ایران در واقع از سال ۱۳۶۸و با تصویب برنامه‌ای با عنوان تنظیم خانواده از سوی دولت و ابلاغ آن به دستگاه‌های مختلف شروع شد و در سال ۱۳۶۹ شورایی به نام «شورای تحدید موالید» به ریاست وزیر بهداشت وقت(سیدعلیرضامرندی) تشکیل شد و یک سال بعد در سال ۱۳۷۰ هم اداره کل جمعیت و تنظیم خانواده در این وزارتخانه شروع به‌کار کرد؛ همه این اتفاقات بستری شدبرای «تصویب قانون تنظیم خانواده» در سال ۱۳۷۲ دانست.

 فرزند کمتر، زندگی بهتر!

در مصوبه مجلس در آن زمان که البته با تغییر سیاستگذاری‌های کشور روی کنترل جمعیت در سال‌های گذشته، به شکل کلی عوض شده است، برنامه‌های تشویقی و تنبیهی برای کنترل جمعیت پیش‌بینی شد؛ از جمله عدم‌پرداخت حق عائله ‌مندی به فرزندان چهارم به بعد هرخانواده، آموزش و ترویج روش‌های مختلف پیشگیری از بارداری، توزیع رایگان قرص ضد‌بارداری در روستاها، وازتکومی رایگان و... . در آن زمان حتی کمیته امداد اعلام کرده بود خانواده‌های کم‌بضاعت دارای 3فرزند را در شرایطی تحت پوشش خود قرار می‌دهد که مرد یا زن خانواده اقدام به وازکتومی یا توبکتومی کنند و مدارکی از سوی وزارت بهداشت ارائه دهند. 

سیدعلیرضا مرندی -وزیر بهداشت وقت- که یکی از اصلی‌ترین متولیان سیاست و قانون کنترل جمعیت در دهه 70 است، سال 93 و در اوج چرخش سیاست‌های کنترل جمعیت به سمت افزایش جمعیت، در گفت‌وگو با ایسنا درباره چرایی اجرای سیاست کنترل جمعیت گفته است: «با افزایش جمعیت دیدم نه می‌توان به مردم نان و غذا داد و نه می‌توان در آموزش، بهداشت و... ارائه خدمت کرد. درنهایت به فکر راه‌چاره افتادم. در آن زمان از عهده ارائه خدمات با این رشد جمعیت برنمی‌آمدیم. مدارس یک‌شیفته ما دوشیفته و سه‌شیفته و بیشتر شد، فرزند ما که برای ادامه تحصیل به مدرسه می‌رفت امکان داشت به تحصیلاتش لطمه وارد شود، معلم باید چند شیفت آموزش می‌داد، به جای اینکه یک دوره را پوشش دهد؛ در نتیجه معلم فرسوده می‌شد و دانش‌آموز زمان کمتری برای درس می‌گذاشت. آموزش عالی ما در آن زمان گسترشی پیدا نمی‌کرد، تغذیه افراد کوپنی بود و مسئله اشتغال افراد وجود داشت. وقتی جوانان ما نمی‌توانستند شغل داشته باشند طبیعتا وقتی جمعیت دوبرابر می‌شد این امکان سخت‌تر می‌شد، درحالی‌که مملکت در حال جنگ هم بود

**
دکترمرندی:ببینید الان رئیس جمهور می گوید کنترل جمعیت کار اسرائیل و آمریکاست. در حالیکه امام (ره) این کار را تایید کرده بود. یکی از آقایان به من گفته بودند که آقای خامنه ای در مخالفت با کنترل جمعیت جایی صحبت کرده اند. من آن روزها به شدت بیمار بودم و عمل قلب انجام داده بودم. یک روز در صف نماز زمانیکه منتظر بودیم اذان تمام شود به آقای خامنه ای گفتم: "من پایم لب گور است. به من بگویید اگر شما از کار من ناراضی بودید من همین الان می روم و فتیله این برنامه را پایین می کشم". آقای خامنه ای گفتند:"نه شما برو کار خودت را بکن". من بدون تایید آقای خامنه ای آب نخوردم. این را هم در مصاحبه هایم گفته ام. اتفاقا یکبار چند ماه پیش به ایشان گفتم در مورد تنظیم خانواده من مصاحبه و صحبت می کنم، نمی خواهم مخالف نظر شما باشد. ایشان گفتند: من مصاحبه های تو را خوانده ام و همه این حرفهایت قبول است. اگر یادتان باشد چند روز پیش آن شبی هم که ایشان با مسئولین نظام ملاقات داشتند گفتند: آن کاری که آن روز انجام می شد کار درستی بود. من بعد از جلسه خدمتشان رسیدم و گفتم: این اظهار شما برای من خیلی خرسند کننده بود. گفتند: چطور؟ گفتم: همین امروز بعداز ظهر در کمیسیون ما یک روحانی محترم جوانی از قم آمده بود و می گفت شما نگذاشتید میلیون ها بچه به دنیا بیاید و این مثل قتل می ماند. ایشان گفتند: اگر آن کار را آن زمان نمی دادیم، شاید کشور از دست می رفت - چیزی شبیه به این جمله گفتند- مگر تو یادت نمیاید که من برای این کار چقدر کمکت کردم.

که با آن دستور محرمانه هم نمی شد کاری از پیش برد. لذا من با روسای محترم سه قوه آن زمان مکاتبه کردم و جوابی نگرفتم. حضوری رفتم نزد آقای موسوی اردبیلی رئیس قوه قضائیه وقت صحبت کردم. ایشان بعد از صحبت های طولانی گفتند: "حرف تو درست است ولی من تنها قولی که می توانم بدهم این است که در خطبه های نمازجمعه در مورد افزایش نسل صحبت و تبلیغ نکنم و کاری بیشتر از این از دستم بر نمی آید". با آقای هاشمی هم بحثمان به جایی نرسید. یک روز با آقای خامنه ای که آن زمان رئیس جمهور بودند، رفتیم شعبه انستیتو پاستور را در جاده کرج افتتاح کنیم، من رفت و برگشت در ماشین ایشان نشستم و در مورد این موضوع با ایشان صحبت کردم. اول به شدت نظر منفی داشتند ولی وقتی ادله خودم را آوردم و همین نکاتی را که برای شما گفتم با شرح و تفصیل بیشتر برای ایشان گفتم،

دکترمرندی می گوید:نهایتاً هنگام پیاده شدن از ماشین  رئیس جمهور(آیت الله خامنه ای)گفتند: تو بدون مشورت روحانیت کاری نکن و بعد هم کاری نکن که شعارهای زمان شاه مثل دو تا بچه کافیه زنده بشود.

 

طراح کنترل جمعیت می گوید:این نشان می داد که ایشان نسبت به کنترل جمعیت نظر متفاوتی پیدا کرده اند، هرچند موافقت خود را هم اعلام نکردند. رفتم پیش آقای منتظری که آن زمان قائم مقام رهبری بود و همین مطالب را به ایشان نیز گفتم. بحث طولانی ای هم با هم داشتیم که اول ایشان نظر منفی داشتند ولی در آخر گفتند:" درست است ولی من تنها کاری که می توانم انجام بدهم این است که در مورد افزایش نسل در خطبه های نمازجمعه قم صحبت نکنم.

دکترمرندی« قرائتی» راهم فریب داد

دکترمرندی می گوید:حتی با آقای قرائتی به خاطر اینکه در تلویزیون خیلی در مورد توالد و تناسل صحبت می کردند، وارد مذاکره و بحث شدم. ایشان از همه مخالف تر بود. و چندین جلسه با هم حرف زدیم و در نهایت ایشان هم گفتند:دیگر در مورد افزایش نسل در برنامه«درسهایی ازقرآن» صحبت نمی کنم.

دکترمرندی درادامه می گوید:ولی ایشان هم نظر موافقی نداشت. با همه این کارها مشکلم حل نشد. لذا وقتی دیدم هیچ راهی نیست نامه ای نوشتم خدمت امام خمینی . آن زمان با امام خمینی مکاتبه زیاد می شد. ایشان هر چند مدت یکبار جواب هر چند موضوع را در یک نامه می دادند. یکی از جواب ها جواب نامه من بود که نوشته بودند: "تنظیم خانواده و کنترل جمعیت مطلب بسیار مهمی است و بایستی راجع به آن در رسانه ها و دانشگاه ها بحث شود". این دیگر چراغ سبزی بود برای ورود به این مباحث. اکثریت عظیم مسئولین هم موافق بودند اما می ترسیدند خلاف شرع باشد و لذا مطرح نمی کردند، که با این جواب امام (ره) فرصت و جسارت پیدا کردند نظر خود را اعلام کنند. حتی برخی از مراجع وارد صحنه شدند و در موافقت با کنترل جمعیت سخنرانی کردند. و خلاصه به سهولت لایحه ای نوشته شد. در دولت و مجلس تصویب شد، شورای نگهبان تایید کرد و بودجه قابل توجهی هم برای در اختیار گذاشتن وسایل جلوگیری از بارداری برای آن درنظر گرفته شد و وارد مرحله اجرا شد./مصاحبه مشرق با دکترمرندی ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ +خبرآنلاین۱۴ مرداد ۱۳۹۱

دکترمرندی:با یک یک سران سه قوه بحث کردم، با آقای منتظری صحبت کردم و به عبارتی با هر کسی که می‌توانست در این کار نقش داشته باشد صحبت کردم. در نهایت خدمت حضرت امام  از نگرانی‌های خود نوشتم و حضرت امام پاسخ دادند که مطلب مهمی است و باید در رسانه‌ها و دانشگاه‌ها مطرح شود و مورد بررسی قرار گیرد. این امر با مجوز حضرت امام  بود.

 

* از مراجع تقلید هم گویا اجازه گرفتید. اسامی آنها را به خاطر دارید؟

افراد مخالف بسیار نادر بودند. وقتی طرح گفته شد، افراد بسیاری بر اهمیت کار صحه گذاشتند. امکان دارد الان افرادی اظهار مخالفت کنند اما در آن زمان مخالف اجرای طرح کنترل جمعیت نبودند. آیت‌الله موسوی اردبیلی که در نماز جمعه بیان می‌کردند باید نسل را زیاد کرد، وقتی دلایل اجرای سیاست‌های کنترلی را شنیدند قانع شدند نباید در خطبه‌ها بر افزایش نسل تاکید کنند. همه نگران بودند تنظیم خانواده کار خلاف شرع است و نمی‌خواستند ورود پیدا کنند. آقای منتظری و بسیاری قبول کردند که در سخنرانی‌ها و خطبه‌های خود مسئله افزایش نسل را مطرح نکنند. نگرانی همه از بعد شرعی بود. وقتی حضرت امام  ابراز داشتند این مطلب قابل بحث است، نگرانی‌ها از لحاظ غیر شرعی بودن بر طرف شد و لذا قبل از قانونی شدن آن، والدین امر تنظیم خانواده را شروع کردند. الان که منحنی‌های رشد جمعیت را بررسی می‌کنید می‌بینید که خیلی پیش‌تر از اینکه قانون در مجلس تصویب شود، رشد جمعیت شروع به کاهش کرد چرا که مردم تنها نگران نظر حضرت امام  در مورد حرمت تنظیم خانواده بودند.

 هزینه 100 میلیونی یک نماینده مجلس برای عروسی فرزندش

عده‌ای از مردم از لحاظ مذهبی نگران بودند که کار خلاف شرع نباشد و عده دیگر از جهت جنگ و کاهش تعداد جوانان، در نتیجه شهادت و جنگ نگران بودند و می‌خواستند این کمبود جبران شود. وقتی مردم دیدند حضرت امام  نگران این مسائل نیستند بنابراین نگرانی مردم هم از این جهات برطرف شد.

بنابراین کنترل جمعیت خیلی قبل‌تر از تصویب قانون، توسط خود مردم عملیاتی شد. قانون ما همانند قوانین چین تنبیهی نبود. چین می‌گوید یک بچه بیشتر جریمه نقدی و غیره دارد. قانون ما این‌گونه بود که از بچه چهارم به بعد بیمه فرزند بر عهده خود والدین است.

* عده‌ای معتقدند این تصمیمات تحت تاثیر علوم غرب و یا حتی تعهدات بین‌المللی انجام شده. در این‌باره چه اظهارنظری دارید؟

این ادعا باید بر اساس منطق و یک مسئله عقلی مطرح بشود. تعهدات بین‌المللی یعنی چه؟

* برای مثال خواست کسانی که خارج از خاک کشور تمایل داشتند جمعیت ایران و کشورهای خاص دیگر کاهش پیدا کند. حالا چه خواسته و از روی آگاهی این را پذیرفته باشید، چه تحت تاثیر قرار گرفته باشید.

مثلا کجا؟

* به طور مثال سازمان ملل.

سازمان ملل باید به طریقی این امر را به ما ابلاغ می‌کرد. نمایندگان سازمان ملل در زمینه بهداشت در آن زمان اصلا در ایران حضور نداشتند. در اوایل انقلاب حتی با دفتر سازمان جهانی بهداشت نیز قطع رابطه بودیم. سال‌های بعد ارتباط مجدد با سازمان جهانی بهداشت را من برقرار کردم.

دفتر شرق مدیترانه سازمان جهانی بهداشت که ما تابع آن بودیم و با آن کار می‌کردیم، رئیس آن تا سه سال قبل برای 30 سال فردی از عربستان سعودی بود که مخالف سرسخت سیاست‌های تنظیم خانواده بود و همواره من را زیر سوال می‌برد که برای چه سیاست‌های تنظیم خانواده را اجرا می‌کنید. تنها اختلافی که با این آدم داشتم در زمینه سیاست‌های کنترل جمعیت بود و در زمینه‌های دیگر بهداشتی اتفاق نظر داشتیم. کدام وزیر می‌آید ببیند سازمان ملل در مورد مسئله‌ای چه می‌گوید و بخواهد آن را اجرا کند؟ وقتی من به عنوان معاون وزیر در روستاها و مناطق محروم از عهده ارائه خدمات برنمی‌آمدم و می‌دیدم روز به روز جمعیت ما افزایش می‌یابد در حالی که امکانات و خدمات ما اندک و محدود بود، به این فکر افتادم که چه کنیم. این طرح و پیشنهاد از فردی بود که خود مشاهداتی داشت و دلسوزی داشت. بنده قبل از اینکه وارد مسئولیت‌های انقلاب اسلامی بشوم اصلا نمی‌دانستم سازمان بهداشت جهانی کجاست. من استاد دانشگاهی در آمریکا بودم، وقتی به ایران آمدم و وارد جامعه شدم و مشکلات را دیدم در صدد حل مشکل برآمدم. یکی از راه حل‌هایی که برای حل مشکلات بهداشتی به ذهنم رسید تاسیس شبکه بهداشت و درمانی بود تا به مردم ارائه خدمت بدهیم.

با افزایش جمعیت دیدم نه می‌توان به مردم نان و غذا داد و نه می‌توان در آموزش، بهداشت و ... ارائه خدمت کرد. در نهایت به فکر راه چاره افتادم. اگر طرح سیاست‌های کنترلی بد بود، بعد از 30 سال داریم به این امر اذعان می‌کنیم؟ اگر طرح بدی بود چرا دولت تصویب کرد؟ اگر بد بود چرا مورد تصویب مجلس قرار گرفت؟ اگر بد بود چرا شورای نگهبان این طرح را تصویب کرد؟

* هرگونه تاثیر عوامل بین المللی را در ارائه این طرح تکذیب می‌کنید؟

بله، کاملا. برای من دردناک است که به من اتهام بزنند که گویی تابعیت از ولایت امر ندارم در حالی که تمام تلاشم را کرده‌ام که از ولی امر خود تبعیت داشته باشم و همواره حرف و سخن ولی امر را بر هر مطلب دیگری ترجیح می‌دهم.

* یکی از عواملی که باعث شده این شائبه قوی شود این است که شما پس از بازگشت از آمریکا این طرح را ارائه دادید.

مگر فقط من در آمریکا حضور داشتم؟ بعد هم این مسئله مربوط به چندین سال بعد از بازگشت من از آمریکاست.

در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی، در بیت رهبری دو مورد پیش آمد که به من گفتند که مقام معظم رهبری درباره مسئله تنظیم خانواده اظهار نارضایتی کرده‌اند؛ یک بار با آقای هاشمی رفسنجانی سر جانماز نشسته بودند و هنوز اذان ظهر را نگفته بودند که من خدمت ایشان رفتم و بار دیگر هم ایشان تنها بودند.

به مقام معظم رهبری عرض کردم سنی از من گذشته است و نمی‌خواهم کار خلاف شرعی انجام دهم یا کاری کنم که شما موافق آن نیستید. اگر شما ذره‌ای نسبت به این مطلب اشکال می‌بینید من کار را تعطیل کنم. هر دو بزرگوار اظهار داشتند که کار خود را ادامه دهم.

* این مربوط به چه سالی است؟

به خاطر ندارم در چه سالی بود ولی همواره معتقد هستم حتی اگر نظر من عکس نظر مقام معظم رهبری باشد نظر ایشان را باید پذیرفت ولی در آن زمان ایشان در مورد توقف، کار نداشتند.

قانونی که توسط دولت، مجلس و شورای نگهبان تصویب شد و حضرت امام (ره) در آن زمان این کار را تایید کردند، حتی مقام معظم رهبری اکنون هم به درست بودن این طرح در آن زمان اذعان دارند و تنها مشکل را در عدم رصد می‌دانند، حالا نباید موجب اتهام‌زنی شود.

اگر این طرح بدی بود چرا سال‌ها کسی اعتراض و گفت‌وگویی نداشته؟ حالا حتی وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند این مطلب در زمان خود کار خوبی بود باز هم معدود افرادی حرف متفاوت می‌زنند.

* در هر حال از سه سال پیش به کنترل جمعیت انتقاد شد و رهبری نیز در 14 سخنرانی خود تاکید کردند که می‌بایست سیاست‌های کنترلی از بین برود و حتی فتوا دادند که هرگونه هزینه از بیت‌المال برای کنترل جمعیت حرام است. اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که اداره باروری سالم وزارت بهداشت همچنان سیاست‌های کنترل جمعیت را اعمال می‌کند.

من در وزارت بهداشت کار نمی‌کنم اما هر بار در این چند سال که عنوان شده، نه‌تنها از طریق مسئولان تهران (ستاد مرکزی) بلکه از طریق شهرستان‌ها و مسئولانی که می‌شناختم، تحقیق می‌کردم به این نتیجه نرسیدم بلکه به نتیجه عکس این مسئله رسیدم.

* نه آقای دکتر! هنوز در خانه‌های بهداشت و در تشریح وظایف بهورزان، سیاست‌های کنترلی دیده می‌شود و خیلی از خانه‌های بهداشت به پخش و تجویز داروهای ضد بارداری و تشویق به کنترل جمعیت مبادرت می‌ورزند. در صورتی که فرمایش مقام معظم رهبری این بود که هرگونه هزینه از بیت‌المال برای کنترل جمعیت حرام است.

برای چه کاری؟

* برای سیاست‌های کنترلی.

فرمودند اگر برای کنترل جمعیت هزینه شود ولی اگر خانم روستایی که مشکلات قاعدگی دارد و با قرص تنظیم می‌شود، باید چه کند؟ خانمی می‌خواهد به مکه مشرف شود و قاعدگی وی وسط سفر می‌افتد باید چه کند؟ این قرص ماده مخدر و قاچاق نیست، بلکه یک داروست. اشکال این قرص‌ها آن است که استفاده‌های گوناگون دارد که یکی از آنها برای تنظیم خانواده است.

* حرف شما را قبول دارم، بحث استفاده از این قرص نیست بلکه بحث سر هزینه شدن بیت‌المال است.

فرق شما که پولدار و گردن‌کلفت هستید با کسی که فقیر است برای تهیه دارو چیست؟ کسی که توانایی خرید دارو را ندارد باید بمیرد؟ برخی از این افراد که معترض هستند چرا خود تنها یک بچه دارند؟ مردم متمکن قادر به خرید و تامین داروهای خود هستند ولی مردم محروم روستایی و غیرروستایی را هم باید در نظر داشت.

چرا باید تمام امکانات برای قشری باشد که از نظر مالی در سطح بالایی قرار دارند؟ من پول دارم و می‌توانم قرص را تهیه کنم ... مگر نباید عدالت برقرار شود؟ چرا می‌خواهیم مردم هر چه ما می‌خواهیم انجام دهند و خود حاضر نیستیم آن را انجام دهیم؟

حرف من این است که اگر سلامت مادر در خطر است باید این امکان را داشته باشد که الان باردار نشود. مادری که از نظر مالی در سطح ضعیفی است و باید بچه خود را شیر دهد، اگر خیلی زود باردار شود در حالی که بدن او توانایی حمل دوباره را ندارد، باید امکان این را داشته باشد که بارداری خود را به تاخیر بیندازد؛ چرا که اگر به او صدمه‌ای وارد شود بچه او هم دچار خسران می‌شود.

* درباره طرح چهار ماده‌ای �افزایش نرخ باروری� نیز توضیح می‌دهید؟

درباره نحوه تشکیل این طرح اطلاع خاصی ندارم. بالاخره تمام نمایندگان می‌خواهند کاری که مقام معظم رهبری خواستند انجام دهند؛ چه این کار اقتصاد مقاومتی باشد، چه اصلاح الگوی مصرف، چه جمعیت و ... . عده‌ای بر اساس دلسوزی طرحی تهیه کردند که خواستند به صورت دوفوریتی در مجلس مطرح شود، یک فوریت آن رای آورد.

* اخیرا یکی دو بند این ماده ایجاد سوال برای عموم کرده است. در این‌باره نظری ندارید؟

در جریان کلیات طرح هستم. من نمی‌دانم؛ باید از طراح مسئله سوال شود. من با هر چیزی که کمک کند فرمایش مقام معظم رهبری را عملیاتی کند موافق هستم لیکن نمی‌خواهم ما به گونه‌ای عمل کنیم که فرمایش ایشان زیر سوال برود و یا در رسانه‌های خارجی مسئله به گونه‌ای مطرح شود که آبروی جمهوری اسلامی را ببرد. به همین علت زیر این طرح را امضاء نکردم.

توضیحاتی که برای شما گفتم را برای طراحان این طرح نیز شرح دادم لیکن افاقه نکرد؛ البته علی‌رغم مخالفت با بعضی نکات طرح مزبور، شخصا در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس از آن دفاع کردم تا به تصویب رسید و در صحن علنی مجلس هم به کلیات آن رای دادم. حال قرار است مجددا در کمیسیون مطرح شود.

* به عنوان سوال آخر، بزرگ‌ترین راهکار برای بیرون آمدن از اوضاع فعلی جمعیت چیست؟

من معتقدم که ما اصل قضیه را رها کردیم. چرا هنوز ازدواج‌ها تا این اندازه مجلل است؟ چند هفته قبل فرزند یکی از نمایندگان مجلس ازدواج کرد، رفتم که برای عدم حضورم عذرخواهی کنم چرا که همزمان جایی دیگر دعوت بودم. دیدم هنگامه‌ای از دعوت و هزینه است، نماینده ای اظهار داشت 100 میلیون تومان هزینه شده است.

چند جوان با این هزینه می‌توانستند ازدواج کنند؟ چرا به مسئله ازدواج رسیدگی نمی‌کنند؟ وقتی وزیر بودم در زمان ازدواج فرزند خود من کسی از همسایه‌ها و محافظان من نفهمیدند در منزل من مجلس عروسی برپاست.

نوه من دو سال قبل ازدواج کرد در حالی که دانشجو بود و عروس خود را به اتاقی آورد که سال‌ها خود در آن زندگی می‌کرد. دو سال در این اتاق زندگی کردند و به تازگی آپارتمانی تهیه کرده‌اند؛ بنابراین ازدواج آسان و زندگی آسان عملی است. میلیون‌ها جوان ازدواج‌نکرده داریم. ازدواج آنان را تسهیل کنیم. هم جمعیت اضافه می‌شود، هم گناه و مفاسد اجتماعی کاهش می‌یابد./۱۷ تیر ۱۳۹۳ایسنا

دکتر ملک افضلی و دکتر مرندی؛ برندگان جایزه جمعیت سازمان ملل

آقای دکتر مرندی! مسئولیت سوء عملکردتان در موضوع جمعیت را بپذیرید!

نسیم آنلاین (۱۳۹۵/۱۲/۰۹)نوشت: 

۱- آقای دکتر مرندی در مصاحبه‌ی اخیر خود با خبرگزاری فارس، طوری تاریخچه‌ی اتخاذ سیاست تحدید نسل را بیان کرده‌اند که گویا تنها ایشان و هم‌فکرانشان در دولت، خواهان اجرای این سیاست بوده‌اند: «این طرح به ذهن من رسید و دولت در نهایت آن را به عنوان یک طرح تصویب کرد و در مجلس به قانون تبدیل شد و شورای نگهبان نیز بر آن صحه گذاشت».

اما برخی از اسناد نشان می‌دهد که صندوق جمعیت سازمان ملل هم در اتخاذ تصمیم تحدید نسل سهیم بوده است. مثلاً نفیس صدیق، معاون دبیر کل و رئیس وقت صندوق جمعیت سازمان ملل در سفر خود به ایران می‌گوید: «گفتگوهایی که متعاقب سرشماری سال ۱۳۶۵ در سال ۱۹۸۸ با دولت ایران صورت گرفت به آن منجر شد که دولت در برنامه نخست توسعه، کنترل جمعیت را در نظر بگیرد». پس علی‌القاعده به غیر از اراده‌ی مسئولین دولتی وقت، اراده‌های دیگری نیز بوده‌اند که اسباب اتخاذ این سیاست را فراهم آورده‌اند.

دکتر نفیس صدیق، با اصالت پاکستانی و تفکر آمریکایی، نخستین زنی بود که به معاونت دبیر کل سازمان ملل منصوب شد. این زن فمینیست که درس‌خوانده آمریکا بود، نقش مهمی در تحدید نسل کشورهای اسلامی ایفا کرد.

2- دکتر مرندی دلیل اتخاذ سیاست تحدید نسل را رشد بالای جمعیت عنوان کرده است: «به‌هرحال بر اساس رشد ۳.۹ درصدی باید هر ۱۷ سال جمعیت کشور دو برابر می‌شد، اگر این روال ادامه پیدا می‌کرد جمعیت کشور ما امروز چند برابر بود» اما ایشان نمی‌گویند که هشت‌دهم از این رشد مربوط به ورود مهاجرین افغانستانی و معاودین عراقی بوده است که اگر از آن رشد جمعیت کسر شود، ۳.۱۱ درصد رشد می‌ماند که همین عدد در سرشماری سال ۱۳۴۵ نیز به‌دست‌آمده بود[۳]؛ یعنی اگر صرفاً فرزندآوری مادران ایرانی را در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که خبری از بمب یا انفجار جمعیتی نبوده است. مقام معظم رهبری درباره‌ی تاریخچه‌ی اتخاذ سیاست تحدید نسل به نکته‌ی لطیفی اشاره کرده‌اند: «اول کار از سال ۶۶ شروع شد. پیش من آمدند و تصویر هولناکی را ارائه کردند و ما معتقد شدیم که باید کنترل کرد»

۳- دکتر مرندی گفته‌اند: «امام که ولی امر بودند هرگز نگفتند که این کار انجام نشود. امام مکتوب جواب دادند که مطلب جمعیت مهم است و کنترل جمعیت باید در رسانه‌ها و دانشگاه‌ها مطرح شود. نگفتند مخالف هستم» ایشان در ادامه هم مدعی می‌شوند که مردم در آن زمان گمان می‌کرده‌اند، ممانعت از بارداری حرام بوده و بعد از این صحبت حضرت امام  خیالشان راحت شده که این مسئله حرام نیست و به تحدید نسل روی آورده‌اند؛ اما در کجای این متن که آقای دکتر نقل کرده‌اند بحث حلال و حرام بودن ممانعت از بارداری مطرح شده؟ آیا سند و شاهدی برای این ادعا وجود دارد که مردم ممانعت از بارداری را حرام می‌دانسته‌اند؟ چرا دکتر مرندی متن این نامه را تاکنون با الفاظ متفاوت نقل کرده‌اند؟ چرا اثری از این نامه در صحیفه‌ی نور وجود ندارد؟ بر فرض که حضرت امام خمینی که از مطلوبیت جمعیت دویست میلیونی ایران سخن گفته بودند، (صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۹۳) نوشته باشند «در زمینه‌ی کنترل جمعیت در رسانه‌ها و دانشگاه‌ها بحث شود» حال از کجای این جمله می‌توان مطلوب بودن حرکت در مسیر تحدید نسل را برداشت کرد؟ آیا به صرف این که «امام … هرگز نگفتند که این کار انجام نشود» و «نگفتند مخالف هستم» یک فرد ولایت‌مدار تصمیمی به این مهمی اتخاذ می‌کند؟ (ضمناً موضوع جواز امام  در مسئله‌ی ممانعت از بارداری به سال ۱۳۵۸ برمی‌گردد که ایشان در پاسخ به نامه‌ی دکتر سامی - وزیر بهداری دکتر بازرگان - مرقوم داشتند: «استفاده از این روش‌ها چنانچه زنان را در معرض مشکلات سلامت (آسیب) قرار نمی‌دهد و همچنین همسر با آن موافق است، برای حل مشکلات مندرج در گزارش شرعاً جایز است» البته که بعد از این مرقومه نیز، نه تنها هیچ کاهشی در فرزندآوری مادران ایرانی صورت نگرفت؛ بلکه این میزان، رشد نیز داشت).

۴- آقای مرندی در صحبت‌های خود مکرر به این کلام مقام معظم رهبری اشاره می‌کنند که فرموده‌اند: «سیاست تحدید نسل در یک برهه‌ای از زمان درست بود» و از این معبر سعی می‌کنند خود را از پذیرش مسئولیت بحران کنونی جمعیت، تبرئه کنند؛ اما مقام معظم رهبری در ادامه‌ی همان فرمایش خود، حد درست بودن این سیاست را هم مشخص کرده‌اند: «… آن‌طوری که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمیِ این قسمت تحقیق و بررسی کردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر می‌دادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم» حال آیا با توجه به آن که آقای مرندی در فاصله‌ی سال‌های ۷۲ تا ۷۶۶ وزیر بهداشت بوده، احیاناً نباید اجرای این سیاست را متوقف می‌کرد؟!

۵- دکتر مرندی در مصاحبه‌ی خود، اطلاع از وضع آماری کشور و این که می‌دانسته اهداف جمعیتی نظام محقق شده است را کتمان نمی‌کند (صد البته وقتی که نفر دوم اجرای سیاست تحدید نسل« دکترحسین  ملک افضلی » متخصص آمار حیاتی باشد، عدم اطلاع از آمارهای جمعیتی باورپذیر هم نخواهد بود) ولی درعین‌حال می‌گویند: «به طور مرتب تا ما آمار می‌دادیم، مرکز آمار هم اعلام می‌کرد که وزارت بهداشت بی‌ربط می‌گوید. تا اینکه موقع سرشماری ۱۰ ساله رسید و مسئولین مرکز آمار متوجه شدند که نه تنها آمارهای ما درست بوده، بلکه رشد جمعیت کم‌تر هم شده»

اما نکته‌ی مهمی که باید مدنظر داشت این است که با وجود این اختلافات، سرشماری سال ۱۳۷۵ که توسط مرکز آمار صورت گرفت، به وضوح نشان داد که اهداف جمعیتی نظام که در برنامه‌ی نخست توسعه آمده بود، محقق شده است (نرخ رشد جمعیت ۱.۹۶ به دست آمد، درحالی‌که می‌بایست با رسیدن به نرخ رشد ۲.۳ اجرای تحدید نسل متوقف می‌شد). حال این سؤال پیش می‌آید که اگر آقای مرندی بر اساس آمار وزارت خودش عمل نکرده و معطل آمار سرشماری بوده است، چرا لااقل در سال پایانی مسئولیتش اجرای سیاست تحدید نسل را متوقف نکرده؟ اگر ایشان در این زمینه کوتاهی نکرده بود، فرهنگ لیبرال «فرزند کمتر؛ زندگی بهتر» جزء محکمات عقاید عموم مردم نمی‌شد و وضع جمعیت کشور نیز اکنون این‌گونه بحرانی نبود که ایران یکی از سه کشور دنیا شود که با بیشترین سرعت در حال پیر شدن است. (و البته لااقل سه میلیون نفر از چهار میلیون نفری که برای تحدید نسل عقیم شدند، نیز عقیم نمی‌شدند)

۶- دکتر مرندی در مصاحبه‌ی خود به خاطره‌ای از مقام معظم رهبری اشاره می‌کنند که در دوران ریاست‌جمهوری‌شان به دکتر مرندی گفته‌اند: «نگذار شعارهای زمان شاه که دو فرزند کافی است زنده شود» بعد از آن هم می‌گویند: «شنیدم در زمان وزیر دیگری این شعار نوشته شد، اما مسئولیت آن با من نیست!» این که مخالفت با این شعار وظیفه‌ی ایشان نبوده را با تسامح می‌پذیریم و به ایشان حق می‌دهیم که حتی در حد یک مصاحبه نیز با درج این شعار بر روی در و دیوار شهر، قبض برق و بسته‌ی پفک مخالفت نکرده باشند، اما از ایشان می‌پرسیم: چرا در سال ۱۳۸۹؛ یعنی ۱۸ سال بعد از زمانی که باید سیاست تحدید نسل متوقف می‌شد و درست فردای آن روز که آقای احمدی‌نژاد گفت: «به چه حقی قانون می‌گذارید که دو بچه کافی است و بیش از سه بچه نیاورید؟» در مخالفت با ایشان احساس وظیفه کرده، تمام‌عیار به میدان آمدید و در مصاحبه‌ای گفتید: «افزایش تعداد فرزندان که هنر نیست، حیوانات هم می‌توانند این کار را بکنند!‌» آیا در سال ۱۳۸۹۹ وزیر بودید و مسئولیتی داشتید؟!

۷- اما خوب است که فلسفه‌ی اتخاذ سیاست تحدید نسل را هم از منظر دکتر مرندی مورد بحث قرار دهیم. دکتر مرندی در صحبت‌های خود اشاره می‌کند که اگر سیاست تحدید نسل اتخاذ نمی‌شد «الآن باید ده‌ها میلیون بیکار دیگر و نان‌خور بیشتر در کشور می‌داشتیم! با مشکلات امنیتی مواجه می‌شدیم. سوءتغذیه در کشور به وجود می‌آمد و فقر بیداد می‌کرد» اما آیا راهکار اسلام برای از بین بردن فقر یا مبتلا نشدن به آن، تحدید نسل است؟

بر اساس متون دینی، در حیطه‌ی فردی قطعاً نمی‌توان توصیه کرد که: فرزند نیاور تا فقیر یا فقیرتر نشوی. چنان که «بکر بن صالح» می‌گوید به امام کاظم علیه السلام نامه‌ای نوشتم که: من مدت پنج سال است که از بچه‌دار شدن جلوگیری می‌کنم و این به خاطر آن است که همسرم فرزند نمی‌خواهد و می‌گوید: تربیت و اداره‌ی فرزندان برایم دشوار است؛ زیرا فقیر هستیم و از امکانات زیادی برخوردار نیستیم. نظر حضرتعالی چیست؟ امام علیه‌السلام در پاسخ مرقوم می‌فرمایند: «اطْلُبِ الْوَلَدَ فَإِنَّ اللَّهَ یرْزُقُهُم» فرزند طلب کن! همانا خدا روزی آن‌ها را می‌دهد.

در سطح حکومت نیز، این که آیا برای مقابله با فقر باید تحدید نسل انجام داد یا نه، بسته به نحوه‌ی تعریف مسئله دارد؛ چنان‌که پیامبر اکرم (ص) در اوج مشکلات و فقر امت اسلام، مکرر مسلمانان را به فرزندآوری بیشتر توصیه و ترغیب کرده‌اند و فرموده‌اند «اُطلُبوا الوَلَد». در واقع، می‌توان تصویری هولناک از رشد جمعیت و فقر و قحطی ناشی از آن ارائه کرد و حکم ثانویه‌ی به صلاح بودن تحدید نسل را به دست آورد و هم می‌توان «سالخورده شدن جمعیت در صورت تحدید نسل و خطر دشمنان» را مدنظر قرار داد و با تحدید نسل مخالفت کرد.

به هر صورت نسخه‌ی اصلی اسلام برای رفع فقر، این است که عدالت حاکم شود. به عنوان نمونه پزشکان حقوق چند صد میلیونی نگیرند و مسئولان دولتی این ظلم‌ها را مشروع جلوه ندهند. اگر این‌گونه بی‌عدالتی‌ها وجود داشته باشد، چه جمعیت یک میلیون نفر باشد چه دویست میلیون، کشور فقیر خواهد داشت.

هم‌چنین اگر حلقه‌ی بسته‌ی مدیران مرفه، بی‌کفایت و فسیل شده، برای همیشه متولی امور اجرایی مردم باشند، قطعاً فقر پابرجا خواهد بود؛ چه جمعیت یک میلیون نفر باشد و چه دویست میلیون. اما اگر به مدیران ساده‌زیست، لایق و جوان فضا داده شود، ایران با منابع عظیمی که دارد ابداً با جمعیت زیاد، دچار فقر نخواهد شد. به نظر می‌آید که دکتر مرندی وجود سوء مدیریت در کشور را مفروض گرفته بودند که برای مبتلا نشدن به فقر همه‌گیر، نسخه‌ی تحدید نسل پیچیده‌اند.

ضمناً انسانی که به دنیا می‌آید صرفاً دهان، مری، معده و روده ندارد که کارش فقط خوردن باشد، بلکه بازو، اندیشه و دل نیز دارد. عمده هراس دشمنان کشور نیز از این است که جمعیت جوان ایران اسلامی به تعدادی برسد که صرفاً خودِ ایرانی‌ها از منابع زیرزمینی کشورشان استفاده کنند و از خام‌فروشی و مفت‌فروشی منابع به مستکبران دست بکشند.

* اقتصاددانی آمریکایی به نام کنت آرو (Kenneth Arrow) که در سال ۱۹۷۲ برنده‌ی نوبل اقتصاد شد می‌گوید: «جمعیت شکلی از سرمایه است. با کنترل جمعیت، رشد اقتصادی کنترل و محدود می‌شود. برنامه‌ریز اقتصادی، باید اقتصاد را متناسب با جمعیت تنظیم کند، نه عکس آن»

۸- دکتر مرندی در جای جای مصاحبه‌اش یک مضمون را تکرار کرده است: «اطمینان دارم که به خاطر این اقدام (تحدید نسل) در روز قیامت اجر خواهم داشت، من وجدانم در برابر خدا راحت است، از نظر خودم تردید ندارم که در آن دنیا اجر خودم را می‌گیرم، اشکالی ندارد از نظر من که این اتفاقات را به گردن من بیندازند. وجدان من راحت است»

اما این صحبت‌ها در تضاد کامل با سخنان پیشین ایشان است که اتفاقاً آن هم در خبرگزاری فارس منتشر شده بود. دکتر مرندی در اسفند ماه سال ۱۳۹۳ گفته بود: «من در حدی که عقلم می‌رسید این کار را انجام دادم. هنوز هم احساس عذاب وجدان می‌کنم؛ شاید اصلاً نباید وارد مسئله کنترل جمعیت می‌شدم! درباره جایزه جمعیت سازمان ملل هم باید بگویم من جوایز متعددی را برده‌ام؛ شاید از بدشانسی به من جایزه دادند»

نسیم آنلاین می نویسد:ضمناً خوب است که دکتر مرندی بفرمایند که منظور از واژه‌ی «مسئولین» در این جمله‌ی مقام معظم رهبری چه کسانی هستند؟ «این را (سیاست تحدید نسل) متوقف نکردیم؛ این اشتباه بود. عرض کردم؛ مسئولین کشور در این اشتباه سهیم‌اند، خود بنده‌ی حقیر هم در این اشتباه سهیمم. این را خدای متعال و تاریخ باید بر ما ببخشد» احیاناً آقای دکتر مرندی، یک نفر از این «مسئولین» هم نبوده است؟!

۹- خوب است آقای دکتر مرندی یک‌بار برای همیشه ناگفته‌های پروژه‌ی تحدید نسل را نیز بگویند. مثلاً بفرمایند در سال ۱۳۷۳ (در دوران وزارت ایشان) چه کسانی به قاهره رفتند و در کنفرانس جمعیت و توسعه (ICPD) از طرف دولت ایران تعهد دادند که رشد جمعیت ایران را به صفر برسانند؟

«دکتر حسین ملک افضلی» در کنار «محمدباقر نمازی»اعضای هیئت مدیره‌ی همیاران بودند. وقتی روزنامه کیهان، «دکتر ملک افضلی» را به عنوان دست راست «محمدباقر نمازی» افشا کردو

طولی نکشید که «دکتر ملک افضلی» به برنامه‌ی تلویزیونی «امضا» دعوت شد و به عنوان یکی از مفاخر جامعه پزشکی مورد تقدیر قرار گرفت! از تک تک مسئولیت‌هایش به جز همکاری با باقر نمازی حرف زد و اشاره‌ای هم به کارنامه‌ی خود در انجمن سلامت خانواده - تنظیم خانواده سابق- نکرد! 

۱۰- مقام معظم رهبری در ۲۷ تیر ۱۳۹۱ در دیدار خود با اعضای دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد بحث جمعیت فرمودند:«الآن به سراغ کمیسیون‌های مجلس بروید و به دکتر مرندی و خانم دستجردی توصیه کنید که پیگیری کنند» حال از دکتر مرندی باید پرسید که بعد از این فرمایش ولی فقیه، چه گامی برای جبران خطاهایش در زمینه‌ی تحدید نسل برداشته است؟ لااقل ایشان باید بگوید چرا پس‌ازاین فرمایش و در سال ۱۳۹۳ در سمینار ضدجمعیتی «پویایی جمعیت در کشورهای مسلمان» شرکت کرده و تمهیدات آن را فراهم آوردند؟ (این سمینار توسط یک «عنصر نامطلوب»، صندوق جمعیت سازمان ملل و سفارت سوییس در دانشکده مطالعات جهان - در دوران ریاست فرزند دکتر مرندی بر این دانشکده - برگزار شد و علناً در آن فرزندآوری کمتر مادران و افزایش سن ازدواج در کشورهای مسلمان مورد توصیه قرار گرفت) لااقل دکتر مرندی باید بگوید چرا هم‌چنان از عناصر ضدجمعیتی که بیش از دو دهه است در وزارت بهداشت جا خوش کرده‌اند، حمایت می‌کند؟ لااقل…

این متن شاید سبب دلخوری بزرگواران و دلسوزان در جبهه‌ی مردمی نیروهای انقلاب اسلامی شود، اما آموخته‌ایم که موضوعات استراتژیک (از جمله جمعیت) را فدای سیاست‌ورزی‌های چندروزه نکنیم.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:

 

در سال 2002 ، NIAC 25000 دلار کمک مالی برای سازماندهی کارگاه 2 روزه برای سازمانهای غیردولتی ایرانی در تهران دریافت کرد. این کارگاه در سال 2004 برگزار شد. در سال 2005 ، NIAC دومین کمک مالی خود (64000 دلار) را از NED دریافت کرد "برای ایجاد و راه اندازی یک وب سایت ، مرکز منابع آنلاین NGO ، به منظور تقویت ظرفیت سازمانی گروه های محلی در ایران و تقویت همکاری بین NGO های ایرانی ، NGO های بین المللی و م NGOسسات مالی خارجی." این پروژه در آوریل 2005 آغاز شد.

یک سال بعد ، 107000 دلار دیگر به NIAC اعطا شد تا ارتباط خود را با سازمان های غیردولتی ایرانی از طریق وب سایت فارسی ادامه دهد و همچنین یک کارگاه آموزشی 12 روزه برای 7 سازمان غیردولتی ایرانی در ترکیه ترتیب دهد. در همان زمان ، NIAC 71.500 دلار دیگر از بنیاد اوراسیا برای وب سایت فارسی دریافت کرد. بخشی از این پروژه (کارگاه آموزشی در ترکیه) لغو شد و 20000 دلار بودجه به NED بازگردانده شد. به طور کلی ، 220،000 دلار برای NIAC برای وب سایت فارسی و دسترسی آن به سازمانهای غیردولتی ایرانی پرداخت شد. در اواخر سال 2007 ، NIAC خواستار بودجه اضافی برای تمدید پروژه خود شد اما NED تقاضای آنها را رد كرد.

«دکترهادی قائمی »در تهران ، ژانویه 2004(۱۳۸۲)

کارگاه 2004 توسط NIAC و همیاران در تهران برگزار شد. هادی قائمی و دوخی فصیحیان نماینده NIAC بودند. بررسی اسناد نشان می دهد که پروژه های 2005-2007 توسط یک فرد مجرد ، محمد منصوری ، استخدام شده توسط NIAC انجام شده است. وی به اقامت در کالیفرنیا ادامه داد و بیشتر اوقات در سازمان دیگری (بنیاد HAND) کار می کرد. او یک بار به ایران سفر کرد. تنها نتیجه استخدام وی (و 220.000 دلار پول کنگره) راه اندازی یک وب سایت فارسی در مدت زمان کوتاه و ترجمه کتاب انگلیسی به فارسی بود که به تدریج در این وب سایت قرار گرفت. تریتا پارسی گزارش های سه ماهه منصوری را دریافت کرد و آنها را به روش مثبت تری بازنویسی کرد. برای این فعالیت ماهیانه هزینه های مشاوره به پارسی پرداخت می شد.در سال 1998 دولت ایران ویترین چندین سازمان غیردولتی (NGO) را تحت یک چتر سازمان به نام همیاران ایجاد کرد. همیاران ، نتیجه یک کنفرانس از سه بخش بود. بر اساس گزارش نتایج کنفرانس ، اولین بخش معاونان وزیران و نمایندگان چندین وزارتخانه و پارلمان ایران بودند. بخش دوم "سازمانهای غیردولتی" ایرانی به ریاست حسین ملک افضلی (معاون وزیر با نفوذ خود بود!) گروه سوم ، بر اساس این گزارش ، نمایندگان سازمانهای بین المللی (از جمله سازمان ملل) بودند. در این کنفرانس که عمدتاً کارگزاران دولت ایران بودند تصمیم گرفته شد که یک سازمان غیردولتی چتر جدید سازمان های غیر دولتی ایرانی را مدیریت ، هماهنگی و نمایندگی کند. این سازمان چتري "Iran NGO Initiative" (INI) نام داشت كه از سال 2000 همياران نام دارد. باقر نمازی و دکتر حسین ملک افضلی (معاون وزیر) این سازمان را رهبری كرده اند.

رهبرانقلابکنترل جمعیت»یکی از خطاهائی که خود ما کردیم،بایدجبران کنیم

آیت الله خامنه ای:یکی از خطاهائی که خود ما کردیم - بنده خودم هم در این خطا سهیمم - این مسئله‌ی تحدید نسل از اواسط دهه‌ی ۷۰ به این طرف باید متوقف میشد. البته اوّلی که سیاست تحدید نسل اتخاذ شد، خوب بود، لازم بود، لیکن از اواسط دهه‌ی ۷۰ باید متوقف میشد. این را متوقف نکردیم؛ این اشتباه بود. عرض کردم؛ مسئولین کشور در این اشتباه سهیمند، خود بنده‌ی حقیر هم در این اشتباه سهیمم. این را خدای متعال و تاریخ باید بر ما ببخشد. نسل جوان را باید حفظ کرد.
با این روند کنونی اگر ما پیش برویم - من چندی پیش هم در ماه رمضان در سخنرانی گفتم - کشور پیر خواهد شد. خانواده‌ها، جوانها باید تولید مثل را زیاد کنند؛ نسل را افزایش دهند. این محدود کردن فرزندان در خانه‌ها، به این شکلی که امروز هست، خطاست.
این نسل جوانی که امروز ما داریم، اگر در ده سال آینده، بیست سال آینده و در دوره‌ها و مرحله‌های آینده‌ی این کشور بتوانیم آن را حفظ کنیم، همه‌ی مشکلات کشور را اینها حل میکنند؛ با آن آمادگی، با آن نشاط، با آن شوقی که در نسل جوان هست، و با استعدادی که در ایرانی وجود دارد. پس ما مشکل اساسی برای پیشرفت نداریم.۱۳۹۱/۰۷/۱۹

ما باید در سیاست تحدید نسل تجدیدنظر کنیم. سیاست تحدید نسل در یک برهه‌ای از زمان درست بود؛ یک اهدافی هم برایش معین کردند. آنطوری که افراد متخصص و عالم و کارشناسان علمىِ این قسمت تحقیق و بررسی کردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی که از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر میدادیم؛ خطا کردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران کنیم. کشور باید نگذارد که غلبه‌ی نسل جوان و نمای زیبای جوانی در کشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطوری که کارشناسها بررسی علمی و دقیق کردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها کارهای علمی و دقیقِ کارشناسیشده است.۱۳۹۱/۰۵/۰۳منبع:khamenei.ir

از لحاظ نیروی انسانی، ما هفتاد و پنج میلیون نفر جمعیت داریم؛ این جمعیت عامل خیلی مهمی است.
من این را همین جا عرض بكنم؛ جمعیت جوان و بانشاط و تحصیلكرده و باسواد كشور، امروز یكی از عاملهای مهم پیشرفت كشور است. در همین آمارهائی كه داده میشود، نقش جوانهای تحصیلكرده و آگاه و پرنشاط و پرنیرو را می‌بینید. ما باید در سیاست تحدید نسل تجدیدنظر كنیم. سیاست تحدید نسل در یك برهه‌ای از زمان درست بود؛ یك اهدافی هم برایش معین كردند. آنطوری كه افراد متخصص و عالم و كارشناسان علمیِ این قسمت تحقیق و بررسی كردند و گزارش دادند، ما در سال ۷۱ به همان مقاصدی كه از تحدید نسل وجود داشت، رسیدیم. از سال ۷۱ به این طرف، باید سیاست را تغییر میدادیم؛ خطا كردیم، تغییر ندادیم. امروز باید این خطا را جبران كنیم. كشور باید نگذارد كه غلبه‌ی نسل جوان و نمای زیبای جوانی در كشور از بین برود؛ و از بین خواهد رفت اگر به همین ترتیب پیش برویم؛ آنطوری كه كارشناسها بررسی علمی و دقیق كردند. اینها خطابیات نیست؛ اینها كارهای علمی و دقیقِ كارشناسی‌شده است. اگر چنانچه با همین وضع پیش برویم، تا چند سال دیگر نسل جوان ما كم خواهد شد - كه امروز قاعده‌ی جمعیتی ما جوان است - و بتدریج دچار پیری خواهیم شد؛ بعد از گذشت چند سال، جمعیت كشور هم كاهش پیدا خواهد كرد؛ چون پیری جمعیت با كاهش زاد و ولد همراه است. یك زمانی را مشخص كردند و به من نشان دادند، كه در آن زمان، ما از جمعیت فعلی‌مان كمتر جمعیت خواهیم داشت. اینها چیزهای خطرناكی است؛ اینها را بایستی مسئولین كشور بجد نگاه كنند و دنبال كنند. در این سیاست تحدید نسل حتماً بایستی تجدیدنظر شود و كار درستی باید انجام بگیرد. این مسئله‌ی افزایش نسل و اینها جزو مباحث مهمی است كه واقعاً همه‌ی مسئولین كشور - نه فقط مسئولین اداری - روحانیون، كسانی كه منبرهای تبلیغی دارند، باید در جامعه درباره‌ی آن فرهنگ‌سازی كنند؛ از این حالتی كه امروز وجود دارد - یك بچه، دو بچه - باید كشور را خارج كنند. رقم صد و پنجاه میلیون و دویست میلیون را اول امام گفتند - و درست هم هست - ما باید به آن رقمها برسیم./۱۳۹۱/۰۵/۰۳بیانات رهبرانقلاب دیدار کارگزاران نظام/منبع:khamenei.ir

تجاوز مربی ژیمناستیک زنان امریکا"آقای گدرت"به ۱۵۰زن

آقای ​مربی« تیم ملی زنان امریکا»به ۱۵۰زن ورزشکارتجاوزکرد،هنگامیکه جنایتش آشکارشد«خودکشی»کرد...

 آقایان تحلیگران وطنی نگویند..درایران چون محدودیتهای «حجاب»است،مردان به دنبال چشم چرانی «سوءاستفاده جنسی» هستند،درغرب واروپا ازاین حرفها وازاین کارها خبری نیست!

خودکشی مربی تیم ملی زنان امریکا«بعدازلورفتن روابط جنسی» بازنان ورزشکار

 

«جان گدرت» مربی سابق ژیمناستیک زنان امریکا در بازیهای المپیک که روز پنجشنبه(۷ اسفند ۱۳۹۹) به  تجاوز جنسی زنان ورزشکارامریکا دادگاهی شده بود، ساعاتی بعدازبازجویی، خودکشی کرد و فوت کرد.

به گزارش روزنامه لانزینگ استیت ژورنال و ESPN ، ژیمناستیک ایالات متحده آمریکا ، جان گدرت ، مربی سابق تیم ملی ژیمناستیک زنان ایالات متحده را که ازادامه فعالیتش ممانعت شده بود.

آقای گدرت دو سالن ورزشی را اداره کرد که با مربی «لاری ناسار»(دکترناصر) کار می کردند ، که متهم شده است در طول دهه ها بیش از ۱۵۰ زن را که با USAG و دانشگاه ایالتی میشیگان ارتباط داشتند ، مورد تعرض جنسی قرار داده است.

 

ناصر به جرم ۱۰ فقره رفتار جنسی درجه یک جنایتکار محکوم شد. USAG روز دوشنبه به دلیل ادامه شهادت در جلسه صدور حکم برای نصار شامل اظهارات تصویری تأثیر قربانی ، گدرت را به حالت تعلیق درآورد. آماندا اسمیت ، ژیمناستیکی که مربی گدرت در باشگاه ژیمناستیک Twistars USA است ، توضیح داد که چگونه او و ناصر سالن ورزشی را با فرهنگ ترس در مصاحبه ها پس از اظهارات روز دوشنبه کنترل کردند.

«دکتر لری ناصر»(ناسار) درقسمت پشت دفتر یک اتاق  داشت و [گدرت] اتاق تعویض لباس(رختکن) داشت. ما از رفتن به آنجا وحشت داشتیم. حتی اگر شما نمی دانستید چه اتفاقی در آنجا افتاده است ، بسیار واضح بود که دختران بیرون می آمدند و به دلیل ترس بسیار از تهویه هوا استفاده می کردند. /Jan 23, 2018

31 ژوئیه: مربی ژیمناستیک زنان ایالات متحده ، جان گدرت ، در جریان چرخش نهایی در فینال تیم زنان ژیمناستیک هنری در روز 4 بازی های المپیک 2012 لندن در ناحیه گرینویچ آرنا در 31 ژوئیه 2012 در لندن ، انگلیس جشن می گیرد

«ژوردین ویبر» ژیمناست آمریکایی پس از پیروزی در مسابقات جهانی ژیمناستیک هنری در توکیو ،۱۳اکتبر ۲۰۱۱، سرمربی جان گدرت را در آغوش گرفت.

«خانم بازیکن درآغوش آقای مربی» وقتی تیمشان پیروزاعلام شد ۱۳اکتبر ۲۰۱۱بازیهای «توکیو»

راشل دنهولندر ، ژیمناست سابق تیم ملی در توییتر خود نوشت: "سو'sاستفاده از گدرت ، مانند بسیاری از موارد ، هرگز مخفی نبود،اونه اینکه تحت تعقیب نگرفت بلکه   ارتقا یافت و به او قدرت بیشتری دارد.

به گفته کلی روسمن مک‌کینی، سخنگوی دادستان کل میشیگان، جسد گدرت در نزدیکی خانه خود کشف شد. او درباره این موضوع گفت: به دفتر من اطلاع داده شده است که جسد جان گدرت بعد از ظهر امروز پیدا شده است. این یک پایان غم‌انگیز برای یک داستان غم انگیزی بود که برای همه افراد درگیر رخ داد.

 

گدرت سرمربی تیم ژیمناستیک زنان المپیک ۲۰۱۲ آمریکا بود که در بازی‌های لندن به مدال طلای تیمی دست یافت و گابی داگلاس و آلی ریسمن نیز در آن تیم حضور داشتند.

مربی تجاوزکار(جان گدرت) همچنین «باشگاه ورزشی ژیمناستیک تیستارس» را در «دیمونداله» اداره کرد،

جایی که مدتی قبل چندین زن در موردی مشابهی شهادت دادند که دکتر تیم، «لری ناسار» از آنها سواستفاده جنسی کرده است. در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۸، «ناسار »پزشک تیم  ژیمناستیک به دلیل سواستفاده جنسی از ورزشکاران به ۴۰ تا ۱۷۵ سال زندان محکوم شد.

گدرت ادعاهای مربوط به اینکه می‌دانسته «ناسار »در مرکز کار خود چه می‌کرد را رد کرد. فعالیت‌های وی اندکی پس از صدور حکم ناسار  توسط ژیمناستیک ایالات متحده به حالت تعلیق درآمد. 

«لیندسی لمکه» یکی از قربانیان «لری ناسار» در جلسه دادگاه این حرف را زده بود: جان گدرت بهترین دوست برای لری ناسار بود که به او آزادی کامل داد که در آن به راحتی می‌توانست از آن سوءاستفاده کند. شما، جان گدرت، نیز لیاقت این را دارید که پشت میله‌های زندان کنار لری بنشینید.  

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:سایت رادیوصدای امریکا درروزجمعه ۲۴نوامبر  ۲۰۱۷(۳ آذر ۱۳۹۶) نوشت:پزشک سابق تیم ملی ژیمناستیک ایالات متحده آمریکا که به جرایم خود مبنی بر آزار جنسی کودکان و نوجوانانی که با او کار می کردند، اعتراف کرد.

VOAباگذاشتن عکس فوف،اینگونه ماجراراگزارش داد:«لری ناصر» ۵۴ ساله، یک پزشک متخصص بیماری های ورزشی است که اهل میشیگان است.

«دکترناصر»متهم است وقتی برای تیم ژیمناستیک آمریکا و و دانشگاه ایالتی میشیگان کار می کرده، دست کم به ۱۲۵دختر و زن جوان تعرض جنسی کرد.

«آقای ناصر» که خود زن و بچه دارد، در اعترافاتش به طور مشخص از هفت زن جوان نام برد که در کلینیک دانشگاهی مورد تجاوزقرار داده است. او گفت این رویدادها بین سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۵میلادی(۱۳۷۶تا۱۳۹۳شمسی) روی داد.(درطول ۱۷سال)

حمله والدین قربانیت جنسی به پزشک تیم ملی-ژیمناستیک زنان امریکا

پدری که هر سه دخترش قربانی آزارجنسی پزشک تیم ژیمناستیک آمریکا بودند در جلسه دادگاه به سوی لری نصار حمله‌ور شد اما سه مامور انتظامات او را متوقف کردند.
پدر این سه قربانی«رندال مرگریوز» پیش از این کار از قاضی دادگاه خواست در رای خود به او اجازه بدهد ۵ دقیقه در یک اتاق بسته با این شیطان(آقای ناصر ) تنها باشد.
قاضی جنیس کانینگهام که دادرسی در این جلسه دادگاه در میشیگان را برعهده دارد به آقای مرگریوز گفت نمی‌تواند چنین کاری انجام دهد.


پدر این سه قربانی یک بار دیگر از قاضی خواست در رای خود اجازه بدهد او یک دقیقه را با آقای نصار بگذراند که با خنده غریبی از میان حاضران در دادگاه و مخالفت دوباره قاضی روبرو شد./۱۳ بهمن ۱۳۹۶ (۲ فوریه ۲۰۱۸)

توضیح نگارنده-پیراسته فر:دکترناصر،قبل ازانتخاب درتیم ملی،درباشگاهای مختلف کارکرده که یکی ازآنهاتیم خردسالان بوده است،یکی ازشاکیان دردادگاه گفته:من ۶ ساله بودم که او بامن رابطه جنسی برقرارکرد،وقتی موضوع رابه مادرم گفتم،باورنکرد،دردفاع ازدکترگفت،اوآدم مطمئنی است!

ادامه گزارش VOA:پزشک تیم بعد از این اعترافات، از قربانیان عذرخواهی کرد و خواست که او را ببخشند. اما برخی از این قربانیان از اظهارات او خشمگین شدند و گفتند او را نمی بخشند.

این  رسانه درادامه نوشت: اتهامات آزار جنسی توسط دکتر «ناصر» سال گذشته(۱۳۹۵) نخستین بار در روزنامه «ایندیانا پولیس استار» فاش شد. 

اسم پزشک تیم ملی امریکا:«لری ناصر،لری ناسار،لاری ناصر،لاری ناسار»دررسانه های مختلف خارجی نوشته اند.

اتهامات سرمربی تیم

آقای«جان گدرت» ​مربی« تیم ملی زنان امریکا»متهم به تجاوز به۱۵۰زن ورزشکارشد،هنگامیکه جنایتش آشکارشد«خودکشی»کرد...

 آقایان تحلیگران وطنی نگویند..درایران چون محدودیتهای «حجاب»است،مردان به دنبال چشم چرانی «سوءاستفاده جنسی» هستند،درغرب واروپا ازاین حرفها وازاین کارها خبری نیست!

بخاطرشیوع تجاوز جنسی مربیان خانواده ها رغبتی به فرستادن دخترانشان نیستند

اخیراً نیز «سیمون بایلز» پرافتخارترین ژیمناست آمریکا گفت به خاطر فضای حاکم، اجازه نمی‌دهد دخترش در آمریکا سراغ این رشته برود.

«سیمون بیلز» اولین زنی درامریکااست که سه قهرمانی متوالی را به دست آورد. او یک عضو برتر ژیمناستیک تیم ایالات متحده است/تاسال۲۰۱۵


بازیکنان.ازچپ به راست:گابریل داگلاس ، مک کایلا مارونی ، الکساندرا رایسمن ، جوردین وایبر و کیلا راس
مربیان .سمت چپ.جنی ژانگ ، جلو - میهای برستیان ، عقب، جان گدرت ، وسط- و لیانگ چو ، سمت راست
درست پس از کسب مدال طلا برای فینال تیم زنان ژیمناستیک هنری در مسابقات ، جشن گرفتند المپیک تابستانی ۲۰۱۲ ، سه شنبه ، ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۲ ، در لندن.

هر۵ نفر زنان ورزشکار می گویند:پزشک تیم بماتجاوزکرده است.

این گروه پس از پیروزی در لندن به عنوان "Fab Five" شناخته می شد. اما در سال۲۰۱۷ ، هر پنج نفر اعلام کردند که توسط لری ناصر ، پزشک تیم ، مورد تجاوز قرار گرفته اند.

این  مدال آوران درداگاه گفته اند که تجاوز پزشک تیم با هماهنگی ،مربي تیم( گدرت) بوده است،مربی درجریان این تجاوزیوده است.

این خانمهای قهرمان می گویند:  بیش از ۲۰۰نفر قربانی  این پزشک  شده اند

اما«لری ناسار» در سال ۲۰۱۷ فقط  به هفت فقره رفتار جنسی درجه یک جنایی محکوم شد و ۴۰ تا ۱۷۵ سال زندان محکوم شد.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:ازانتشارعکسهاعذرخواهی میکنم واما لازم بود که مدعیان آزادی جنسی -وطنی-ببینند وبدانندکه آزادی جنسی وحجاب وبی حجابی  مانعی برای هرزگی نیست ومردان وقتی بازنان ،راحت تعامل داشته باشند،امکان مفسده هست.

امام  صادق علیه السلام  یکی از آقایان حافظ قران را مأموریت داده بود که مربی آموزش قرآن زنان باشد،بعدازیک مدتی به امام خبرآوردندکه این معلم قرآن خیلی با خانمهای کلاسش خودمانی شده،که امام صادق(ع) بلاقاصله فرمان عزلش رادرآن کلاس لغوکردند.(ازمربیگیری برای ان خانمهامنعش کردند)

آیت الله سیدجوادخامنه ای"پدر"رهبرانقلاب+خاطرات مادر

رهبرانقلاب درکنار«والدین»آیت الله خامنه ای

مطالبی که خواهیدخواند:زندگی پدرِرهبرانقلاب،مصاحبه مادرِرهبرانقلاب(خدیجه میردامادی)خاطرات جالبی از مبارزات فرزندان،مخصوصاً از«آسیدعلی» بیان کرده،خاطرات رهبرانقلاب ازمدیریت واقتدارِمادروخاطرات رهبرانقلاب ازپدر.اطلاعاتی از فرزندان ودامادهای رهبرانقلاب..خاطرات برادرکوچک(غیرروحانی)رهبرانقلاب-سیدمحمدحسن خامنه ای و...

 رهبر انقلاب در خاطره ای از پدر بزرگوارشان نوشته‌اند: «من کمتر پدری را دیدم که ‌این‌قدر نسبت به فرزندانش محبت داشته باشد. من چهارده پانزده سالم بود. من و برادرم «محمدآقا» از پدرم اجازه می‌گرفتیم و می‌رفتیم ییلاق برای گردش و تفریح‌. با دوستان طلبه می‌رفتیم وکیل‌آباد... یک روز صبح تا عصر نبودیم. شب که برمی‌گشتیم، خسته و کوفته می‌خوابیدیم. پدرم که از نماز بر می‌گشت، ماها را توی خواب می‌بوسید. طاقت نمی‌آورد. از صبح ما را ندیده بود.‌ اینقدر دلش تنگ شده بود

زندگینامه آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای به روایت فرزندش +سند

 پدر رهبر معظم انقلاب « آیت الله سید جواد خامنه‌ای »(۲۰جمادی‌الثانی ۱۳۱۳نجف، ۱۶ آذر۱۲۷۴/۱۴ تیر ۱۳۶۵) از علما و مجتهدان عصر خود بود که در نجف متولد شد و در کودکی همراه خانواده‌اش به تبریز آمد.
پس از اتمام دوره‌ی سطح، در حدود ۱۳۳۶ق به مشهد مهاجرت کرد  در فقه و اصول از محضر بزرگانی، چون حاج آقا حسین قمی، میرزا محمد آقازاده خراسانی (کفائی)، میرزا مهدی اصفهانی و حاج فاضل خراسانی و در فلسفه از محضر آقابزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله یزدی بهره‌مند شد.

 
 
« آیت الله سید جواد خامنه‌ای » در ۱۳۴۵ق(۱۳۰۵شمسی) به نجف رفت و از حوزه‌ی درس میرزا محمدحسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و آقاضیاءالدین عراقی کسب فیض کرد و از سه نفر مذکور اجازه‌ی اجتهاد گرفت. او در پی تصمیم بازگشت به ایران راهی مشهد شد و برای همیشه در آن شهر اقامت گزید و ضمن تدریس، امامت مسجد صدیقی‌های بازار مشهد (مسجد آذربایجانیها) را عهده‌دار شد.

رهبرانقلاب:پدرم آیت‌الله حاج سیدجواد خامنه‌ای و مادرم ‌‌‌‌‌‌‌‌«سیده خدیجه خانم» معروف به «آقازاده خانم» دخترِ « آیت‌الله حاج سید‌هاشم نجف‌آبادی میردامادی »بودند.

آیت الله خامنه ای:طبق نسب نامه­ موجود، که توسط علمای بزرگی همچون علامه محمدحسین طباطبایی و آیت‌الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی ارائه گردیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌،

‌‌‌‌‌‌‌‌«نسب خانواده‌ ما با کمتر از ‌‌‌‌‌‌‌‌سی واسطه به حضرت سجاد و امام حسین علیهماالسلام می‌رسد» و به همین دلیل ما از سلسله‌ی «سادات حسینی» هستیم.

رهبرانقلاب:پدرم «آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای» فرزندِ« آیت‌الله حاج سیدحسین خامنه‌ای» و متولد سال ۱۲۷۴شمسی در شهر نجف است.

«آیت الله سیدحسین خامنه ای»امام جماعت راتب«مسجد جامع تبریز »بودند. 

رهبرانقلاب:پدربزرگم« آیت‌الله سیدحسین خامنه‌ای» از علمای منحصربه‌فرد تبریز در دوران مشروطه به شمار می‌آمد و در تاریخ مشروطیت نامی از وی برده شده است. ایشان امام جماعت مسجد جامع تبریز بودند.

«شیخ محمد خیابانی»امام جماعت «مسجد جامع تبریز »بودند. 

«شیخ محمد خیابانی» مرد سیاسی معروف صدر مشروطیت گاهی به جای پدربزرگ من در مسجد جامع نماز می‌خوانده است. شیخ محمد خیابانی، که او هم خامنه‌‌‌‌‌ای است.

رهبرانقلاب:داماد جدّ ما «آیت­ الله آقا سیدحسین خامنه‌­ای» و شوهرخواهر پدرم و شوهر عمه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ماست.

میرزا اسماعیل نوبری هم از منسوبین نزدیک آیت‌الله سیدحسین خامنه‌ای بود. نوبری از مبارزان انقلاب مشروطیت در تبریز بود و یک دوره هم به نمایندگی مجلس رسید.

آیت الله خامنه ای:ما هشت خواهر و برادر از دو مادر بودیم؛ یعنى پدرم از خانمى، سه فرزند داشت که هر سه هم دختر بودند. بعد، آن خانم فوت کرده بودند و پدرم با خانم دیگرى - که مادر ما باشند - ازدواج کرده بودند. ما بچه‌هاى این خانم دوم، پنج نفر بودیم؛ چهار برادر و یک خواهر، و در این پنج نفر، من دومى بودم. البته در این بین، دو بچه هم از بین رفته بودند؛ با آن حساب، من چهارمى مى‌شوم؛ اما چون واسطه‌ها کم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم. البته خواهرهاى بزرگ ما از خانم اوّل بودند؛ آنها از ما خیلى بزرگتر بودند.
پدر و مادرم، پدر و مادر خیلى خوبى بودند. مادرم یک خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، داراى ذوق شعرى و هنرى، حافظ شناس - البته حافظ شناس که مى‌گویم، نه به معناى علمى و اینها، به معناى مأنوس بودن با دیوان حافظ - و با قرآن کاملاً آشنا بود و صداى خوشى هم داشت.
ما وقتى بچه بودیم، همه مى‌نشستیم و مادرم قرآن مى‌خواند؛ خیلى هم قرآن را شیرین و قشنگ مى‌خواند. ما بچه‌ها دورش جمع مى‌شدیم و برایمان به مناسبت، آیه‌هایى را که در مورد زندگى پیامبران است، مى‌گفت. من خودم اوّلین بار، زندگى حضرت موسى، زندگى حضرت ابراهیم و بعضى پیامبران دیگر را از مادرم - به این مناسبت - شنیدم. قرآن که مى‌خواند، به آیاتى که نام پیامبران در آن است مى‌رسید، بنا مى‌کرد به شرح دادن.


بعضى از شعرهاى حافظ که هنوز - بعد از سنین نزدیکِ شصت سالگى - یادم است، از شعرهایى است که آن وقت از مادرم شنیدم. از جمله، این دو بیت یادم است:
سحر چون خسرو خاور عَلَم در کوهساران زد به دست مرحمت یارم در امّیدواران زد
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
رهبرانقلاب درجمع جوانان تعریف می کند:غرض-مادرم- خانمى بود خیلى مهربان، خیلى فهمیده و فرزندانش را هم دوست مى‌داشت و رعایت آنها را مى‌کرد.

پدرم عالِم دینى و ملّاى بزرگى بود.

آیت الله خامنه ای:برخلاف مادرم که خیلى گیرا و حرّاف و خوش برخورد بود، پدرم مردى ساکت، آرام و کم حرف بود؛ که این تأثیرات دوران طولانى طلبگى و تنهایى در گوشه حجره بود. البته پدرم تُرک زبان بود - ما اصالتاً «تبریزى» هستیم؛ یعنى پدرم اهل خامنه تبریز است - و مادرم «فارس زبان». ما به این ترتیب از بچگى، هم با زبان فارسى و هم با زبان ترکى آشنا شدیم و محیط خانه محیط خوبى بود. البته محیط شلوغى بود؛ منزل ما هم منزل کوچکى بود. شرایط زندگى، شرایط باز و راحتى نبود و طبعاً اینها در وضع کار ما اثر مى‌گذاشت.۱۳۷۶/۱۱/۱۴گفت و شنود صمیمانه رهبر انقلاب با جمعی از جوانان و نوجوانان.

انتخاب شغل

آیت الله خامنه ای می گوید:این‌که درآینده زندگى خودم، بنا بود چه شغلى را انتخاب کنم، از اوّل براى خود من و براى خانواده‌ام معلوم بود. همه مى‌دانستند که من بناست طلبه و روحانى شوم. این چیزى بود که پدرم مى‌خواست و مادرم به شدّت دوست مى‌داشت. خود من هم علاقه‌مند بودم؛ یعنى هیچ بى‌علاقه به این مسأله نبودم.
اما این‌که لباس ما را از اوّل، این لباس قرار دادند، به این نیّت نبود؛ به خاطر این بود که پدرم با هر کارى که رضاخان پهلوى کرده بود، مخالف بود - از جمله، اتّحاد شکل از لحاظ لباس - و دوست نمى‌داشت همان لباسى را که رضاخان به زور مى‌گوید، بپوشیم.

رهبرانقلاب:مى‌دانید که «رضاخان»(رضاشاه) لباس فعلى مردم را که آن زمان لباس فرنگى بود و از اروپا آمده بود، به زور بر مردم تحمیل کرد. ایرانیها لباس خاصى داشتند و همان لباس را مى‌پوشیدند. او اجبار کرد که بایستى این‌طور لباس بپوشید؛ این کلاه را سرتان بگذارید!
آیت الله خامنه ای:پدرم این را دوست نمى‌داشت، از این جهت بود که لباس ما را همان لباس معمولى خودش که لباس طلبگى بود، قرار داده بود؛ اما نیّت طلبه شدن و روحانى شدن من در ذهنشان بود. هم پدرم مى‌خواست، هم مادرم مى‌خواست، خود من هم مى‌خواستم. من دوست مى‌داشتم و از کلاس پنجم دبستان، عملاً درس طلبگى را در داخل مدرسه شروع کردم.
معلّمى داشتیم که خودش طلبه بود و سالهاى پنجم یا ششم دبستان - به نظرم هر دو سال - معلم کلاس ما بود. او پیشنهاد کرد که به ما درس «جامع‌المقّدمات» بدهد. مى‌دید که من و یکى، دو نفر از بچه‌ها علاقه‌مندیم و استعدادمان هم خوب بود؛ فکر کرد که به ما درس بدهد، ما هم قبول کردیم.
«جامع‌المقّدمات» اوّلین کتابى است که طلبه‌ها مى‌خواندند، - هنوز هم معمول است - و مجموعه‌اى از جزوات، یعنى چند کتاب کوچک است. من چند تا از آن کتابهاى کوچک را در دبستان خواندم؛ بعد هم که بیرون آمدم، به شدّت و با جدّیت و علاقه دنبال کردم.
من بعد از دبستان به دبیرستان نرفتم؛ یعنى دوره دبیرستان را به طور داوطلبانه و به صورت شبانه، خودم مى‌خواندم. درس معمولى من طلبگى بود و بعد از دوره دبستان، مدرسه طلبگى رفتم - یعنى از دوازده سالگى به بعد - بنابراین از همان وقتها دیگر من به فکر آینده - به این معنا - بودم؛ یعنى معلوم بود که دیگر بناست طلبه شوم.
البته طلبگى و لباس طلبگى، به‌هیچ‌وجه مانع از کارهاى کودکانه آن زمان نبود؛ یعنى هم عمامه سرمان مى‌گذاشتیم، هم وقتى مى‌خواستیم بازى کنیم، عمامه را در خانه مى‌گذاشتیم، به کوچه مى‌آمدیم و با همان قبا مى‌دویدیم و بازى مى‌کردیم - کارهایى که بچه‌ها مى‌کنند - وقتى مى‌خواستیم با پدرمان به مسجد برویم، باز عمامه را سرمان مى‌گذاشتیم و عبا را به دوش مى‌انداختیم و با همان وضع و حال و چهره کودکانه به مدرسه مى‌رفتیم و مى‌آمدیم./۱۳۷۶/۱۱/۱۴گفت و شنود صمیمانه رهبر انقلاب با جمعی از جوانان و نوجوانان.

«سید‌محمد پیغمبر»کیست؟

رهبرانقلاب:والد ما دو برادر داشت: سیدمحمد و سید‌مهدی. سید‌محمد خامنه‌ای(عموی رهبرانقلاب) به سبب حسن خلق و نیکوکاری به «سید‌محمد پیغمبر» معروف بود. وی از مادر دیگر و مُسن­تر از والد و مقیم نجف بوده و با مراجع معروفی همچون آیت‌الله سید‌ابوالحسن اصفهانی و دیگر همسالان رفاقت و مناسباتی داشته است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رهبرانقلاب نقل می کند:عمویم«سید‌محمد پیغمبر» در جریان ترور آیت‌الله سیدحسن اصفهانی، فرزند مرحوم اصفهانی، در هنگام امامت نماز جماعت، ایشان(عمو) هم مجروح شده بود. ایشان اواخر عمر به آذربایجان برگشت و در تحولات سیاسی فعال بوده و به سبب احترام اجتماعی و دولتی خدماتی انجام داده است. برخی نامه‌های ایشان به مقامات ایران نشان‌دهنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ این مطلب است. ‌‌‌‌‌‌‌‌سید حسن تقی‌زاده که در آن زمان معمم و طلبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ جوان و فعال بود از اطرافیان ایشان بوده و عکسی هم از عده‌‌‌‌‌‌ای از مریدان ایشان باقی مانده است.

رهبرانقلاب:والد ما در نوجوانی تحصیلات ابتدایی خود را طبق مرسوم آن زمان در مکتب‌خانه‌‌‌‌‌‌ای در تبریز شروع می‌کند و پس از طی مقدمات علوم حوزوی، بعد از فوت پدرش به مشهد و سپس به عراق می‌رود و تحصیلاتش را در حوزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نجف ادامه می‌دهد. در حدود سال‌های ۱۳۳۷ـ ۱۳۳۶ق(۱۲۹۷-۱۲۹۶) دوباره سفری برای زیارت به مشهد می‌رود و حال و هوای علمی مشهد و حوزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ علمیه را بررسی می‌کند. حوزه علمیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مشهد در آن ایام حوزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بسیار پر رونقی بوده و علمای بزرگی در آنجا درس فقه و حکمت می‌گفتند مثل میرزا محمد معروف به آقازاده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خراسانی(پسر آخوند خراسانی) و حاج‌آقا حسین قمی در فقه و اصول و حاج‌آقا بزرگ حکیم شهیدی در حکمت و علوم عقلی. از این رو والد ما علاقه‌مند به ماندن در این شهر می‌شود.

رهبرانقلاب:والدمان،بعد از مدتی، با شنیدن خبر فوت مادرشان در شهر تبریز، به آن شهر برمی­‌گردد و چون متأهل شده بود همسر اول خود و فرزندانش را از تبریز به مشهد مقدس انتقال می‌دهد.

آیت الله سیدعلی خامنه ای:ابوی تا حدود سال ۱۳۴۶ق(۱۳۰۶شمسی) به همراه خانواده در شهر مشهد اقامت می‌کند و همان سال ‌‌‌‌‌‌‌‌برای ادامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ تحصیل دوباره راهی عراق و شهر نجف می‌شود. در نجف عمدتاً به درس میرزا محمدحسین نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی می‌رود ‌‌‌‌‌‌‌‌و تا سال ۱۳۵۱ق(۱۳۱۱شمسی) نیز در نجف می‌ماند که در این سال با گرفتن اجازه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اجتهاد از آیات نائینی و سید ابوالحسن اصفهانی و غروی معروف به «کُمپانی» به ایران برگشته و ‌‌‌‌‌‌‌‌به شهر مشهد می‌رود.

آیت الله خامنه ای:در همین سال عیال(همسر) اول ایشان(پدر) فوت می‌کند و ایشان با همسر دومشان که مادر ما باشد ازدواج می‌کند. ‌‌‌‌‌‌‌‌

رهبرمعظم انقلاب:والد ما از جمله علمای باسواد امّا گوشه ­گیر مشهد به شمار می‌رفت و چون فصاحت و بلاغت کمی در گفتار داشت درس عمومی نمی‌گفت، امّا در جلسات خصوصی ایشان شاگردان فاضل معروفی مثل آقا میرزا حسین عبایی و حاج شیخ نصرالله شبستری تربیت یافتند.

«آیت الله سیدجوادخامنه ای»پیشنمازمسجد«گوهرشاد+صدیقی ها+مسجدترک ها»

ایشان(پدر) در مسجد جامع گوهرشاد و مسجد صدیقی‌ها نماز می‌خواند. مسجد صدیقی‌ها چون دسته‌ها و مجالس ترک‌های مقیم مشهد در آنجا برگزار می‌شد به نام «مسجد تُرک‌ها» معروف شده بود و گاهی دو ماه، محرم و صفر، یعنی شصت شب آنجا مجلس عزاداری بود. بسیاری از علما و فضلای شهرستان‌ها وقتی برای زیارت به مشهد می‌آمدند در این مسجد با ایشان نماز می‌خواندند.

آیت الله سیدعلی خامنه ای: والد ما از آن عالمانی ‌‌‌‌‌‌‌‌بود که هیچکس با او دشمنی نداشت، لذا با او دوستی و احترام و محبت می‌کردند و محبوبیت و احترام عام داشت.

ایشان(پدر) با بسیاری از معارف علمای ایران و عراق از جمله آیت‌الله میلانی، علامه طباطبایی، حاج شیخ ‌هاشم قزوینی، امام خمینی و بیشتر علمای معروف آذربایجان روابط نزدیک و دوستانه‌‌‌‌‌‌ای داشت و بسیاری از این علما به خانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ما رفت و آمد داشتند.

رهبرانقلاب می گوید:آیت‌الله میلانی خودش می‌گفت: ما و پدرتان هم ­مکتب بودیم و باهم درس می‌خواندیم و بازی می‌کردیم.

آن دو خیلی به هم نزدیک بودند و ایشان در اوایل اقامت در مشهد تقریباً هفته‌‌‌‌‌‌ای یکبار به منزل ما می‌آمدند. علامه طباطبایی، آیت‌الله میلانی و پدرم در شهر نجف هم سه یار دبستانی بودند و این ارتباط و دوستی همچنان میان ایشان تا سال‌ها و تا اواخر عمرشان پابرجا بود.

آیت الله سیدعلی خامنه ای:علامه طباطبایی بعضی از سال‌ها با خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خود به مشهد مشرف می‌شدند و یکی دو ماه می‌ماندند .

«علامه »بیشتر اوقات، صبح‌ها برای دیدن ابوی به منزل ما می‌آمدند و ساعتی با هم می‌نشستند و باهم از هر دری صحبت می‌کردند: گاه بحث‌های علمی داشتند، گاهی کتاب‌هایی مثل تحریر اقلیدس در علم هندسه را جلوی خودشان می‌گذاشتند و دو فقیه می‌نشستند و درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ قضایای هندسی باهم بحث می‌کردند. احتمال می‌دهم پدر من سؤال می‌کرد و مرحوم علامه، که قوی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و استادتر بود، جواب می‌داد.

رهبرانقلاب:آقای طباطبایی با ما روابط خانوادگی هم داشت و در دوران اقامت خود در مشهد، هر دفعه که می‌آمدند خانواده و فرزندانشان را هم می‌آوردند.

آیت الله خامنه ای: خانم‌ها با هم دوستی و مراوده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نزدیک داشتند، بچه‌های دو خانواده ‌‌‌‌‌‌‌‌هم با هم بازی می‌کردند و روابط نزدیک و صمیمانه‌‌‌‌‌‌ای برقرار بود.

رهبرانقلاب:همین روابط نزدیک باعث شد که خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ من در قم پس از ازدواج، با خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ایشان و خود من با شخص علامه و فرزندانشان روابط خانوادگی داشته باشیم و منزل ما هم شاید کمتر از صد متر با منزل ایشان فاصله داشت.

یکی از خصوصیات اخلاقی پدرم کم­رویی و گوشه‌گیری ایشان بود و از این رو اهل منبر رفتن رسمی نبود، امّا به واسطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اصرار دوستانش، گاهی بعد از نماز خود به منبر می‌رفت که اتفاقاً این منبرها به دلیل مطالعات شبانه‌روز ایشان و احاطه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وسیع بر موضوعات دینی و اخلاقی بسیار مفید بود و مردم به آن علاقه نشان می‌دادند. علمای مشهد نیز به اطلاعات علمی والد پی برده بودند و گاهی از او استفاده می‌کردند.

آیت الله خامنه ای:ایشان(پدر) یک جلسه مباحثه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ روزانه به نام جلسه «مباحثه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ فقهی» برگزار می‌کرد. درمجموع در این جلسات آیات حاج میرزا حبیب‌الله ملکی تبریزی، آقا میرزا باقر تبریزی، حاج شیخ غلامحسین تبریزی معروف به عبدخدایی تبریزی، علم‌الهدی و آقای آسید علی رضوی و همچنین گاهی آیات حاج میرزا جواد آقای تهرانی و حاج شیخ حسنعلی مروارید حضور داشتند.

نگارنده-پیراسته فر:مأخداین فرازازمقاله تحقیقی«تسنیم»۱۶ تير ۱۳۹۸است

علمای مبارزمشهددرتبعید

شخصیت‌های «ایستاده» ، از راست به چپ عبارتند از:

۱- آیت الله زین العابدین سیستانی که احتمالا برادر جد حضرت آیت الله سیستانی است

۲- آیت الله سید علی اکبر خویی پدر مرحوم آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی

۳- آیت الله العظمی سید یونس اردبیلی از مراجع وقت حوزه مشهد و از شاگردان مهم آخوند ملا قربانعلی زنجانی و آخوند محمد کاظم خراسانی

۴- آیت الله سید هاشم میردامادی نجف آبادی پدر بزرگ مادری آیت الله خامنه ای

۵- مرحوم سید محمد سیستانی احتمالا عموی دیگر حضرت آیت‌الله سید علی سیستانی

شخصیت‌های«نشسته» از راست به چپ عبارتند از:

۱- واعظ معروف وقت مشهد سید العراقین

۲- آیت الله شیخ آقا بزرگ شاهرودی

۳- آیت الله شیخ هاشم قزوینی

۴- مرحوم عنایت که میزبان علمای تبعیدی مشهد در تهران بوده است

 توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:تصویراحتمالاً ایام تبعید علمای مبارز مشهد درماجرای »مسجد گوهرشاد مشهد»در سال ۱۳۱۴ هجری شمسی باشد.
 
« آیت الله سید جواد خامنه‌ای » از امامان جماعت «مسجد جامع گوهرشاد »نیز بود. وی علاقه‌ی زیادی به مطالعه داشت. مباحثات علمی روزانه وی با هم‌ردیفان از جمله حاج میرزا حسین عبائی، حاج سید علی‌اکبر خوئی، حاج میرزا حبیب ملکی و ... تا ده‌ها سال ادامه داشت. همچنین فردی پرهیزگار و بی‌توجه به امور دنیوی بود و زندگی زاهدانه‌ای داشت.

 پدر  رهبر انقلاب،آیت الله سیدجوادخامنه ای

رهبرانقلاب(سیدعلی خامنه ای درکنارپدر(آیت الله سیدجوادخامنه ای)

مصاحبه بامادرِ رهبرانقلاب(خدیجه میردامادی)
بانو خدیجه میردامادی تنها فرزند آیت‌الله سید هاشم نجف‌آبادی از همسر اول بود؛ وی در ۱۶ اردیبهشت ۱۲۹۳ در نجف اشرف به دنیا آمد. مادرش بی بی سکینه زود از دنیا رفت و این کودک در آستان فقدان محبت مادر از چشمه مهر مادر بزرگ سیراب شد. به احتمال زیاد خدیجه خانم در 15 سال نخست زندگی از محضر علمی پدر بهره برده و غیر از سواد معمول با برخی متون نیز آشنایی یافت.
امام به «سیدعلی» گفتند تو یوسف می‌شوی/ توصیه پیامبر و حضرت علی به «سیدعلی» در خواب
وی همراه پدر به ایران مهاجرت کرد و در ۲۰ سالگی به عقد سید جواد خامنه‌ای در آمد. او زبان عربی و فارسی را به موالات هم آموخته بود و رفته رفته زبان ترکی را نیز فرا گرفت. اندوخته علمی بانو خدیجه با مطالعات در تفاسیر قرآن و کتب تاریخی چون "روضه الصفا" به جایی رسید که زندگی انبیا معصوم و شخصیت های قرآن را در قالب داستان ها و روایت های شنیدنی برای فرزندانش باز می گفت.

بانو خدیجه با دعا و مستحبات مانوس بود از اعمالی چون ام داوود، ادعیه‌ای مانند عرفه و نمازهایی چون جعفر طیار غفلت نمی‌ورزید. او فرزندان خود را نیز در این مناسک شریک می‌کرد.  ایشان قرآن را با صدایی خوش تلاوت می کرد، به ویژه در دوران جوانی گوش فرزندانش را از این نوا حظ می‌برد.

بانو خدیجه در گفتار و رفتار عوام گریز بود. حشر و نشری گزیده داشت و ترجیح می داد با زنانی نشست و برخاست کند که شبیه او باشند. وقتی قرآن می‌خواند لهجه‌ای از گویش اهالی نجف داشت.

ناگفته‌های برادر کمتر شناخته‌شده رهبر انقلاب

«سید محمد حسن خامنه ای» کوچک‌ترین فرزندش می‌گوید: «مادرم تنها یک نفر را با تمام وجود «خانم» خطاب کرد و او همسر امام خمینی بود.»

فرزندانش در وصف او می‌گویند که زنی خوش‌سخن، سخته‌گو، حافظ آیاتی از قرآن، صریح‌اللهجه، بدخط، بسیار تأثیرگذار در تربیت و بالندگی فرزندان بود.

حاجیه خانم به دیوان حافظ تسلط داشت و ضمیر خود و کودکانش را با اشعار خواجه صیقل می‌داد. خدیجه جوان، وقتی به خانه سید جواد خامنه‌ای آمد، در میان جهیزیه خود یک دیوان حافظ، چاپ بمبئی، آورد. این کتاب از آن حاج سیدهاشم، پدرش بود که او نیز انسی دیرین با این دیوان داشت و آن را در سفرهای دور و نزدیک همراه می‌برد و حاشیه‌هایش با یادداشت‌ها و دل نوشته‌های او پر شده بود.

بانو خدیجه زنی شجاع بود و این خصلت در همه امور زندگی او نمود می‌یافت. «در منزل ما معروف بود که اگر پدرم مرد محجوب و دور از غوغایی هست، مادرم زنی است که در آنجایی که لازم باشد در مسائل غوغایی وارد می‌شود، اظهارنظر می‌کند.»

این ویژگی در دوره مبارزه پسرانش با حکومت پهلوی، بارها، چه در برخورد با مأموران دستگاه امنیتی و چه در ملاقات با پسران زندانی‌اش بروز داشت. می‌گویند در این موارد دیده نشد که زبان التماس به کار برد و در برابر اهانت یا درشت‌گویی‌های مأموران کوتاه بیاید.

کسی یاد ندارد «بانو خدیجه »در میان خانواده یا نشست‌های خویشاوندی از زندان رفتن فرزندان خود شکوه کرده باشد.

او در برابر اظهار ترحم دیگران می‌ایستاد و به آنان گوشزد می‌کرد که این اقدام دلسوزی ندارد؛ مبارزه کرده، در راه خدا زندان رفته؛ اگر افتخار نمی‌کنید، به ترحم شما هم نیازی نیست.

رهبر انقلاب درباره این رفتار مادر می‌گویند: «هر بار از زندان می‌آمدم بیرون، می‌شنیدم که مادرم برخوردهایش این‌طوری بوده، مقدار زیادی از خستگی من درمی‌آمد

«خانم میردامادی »وقتی برای دیدار پسرانش به زندان می‌رفت، مادرانه حرف نمی‌زد و از رنجی که می‌کشید واگویه نمی‌کرد. آنان را به کوتاه آمدن در فعالیت‌های سیاسی تشویق نمی‌نمود. کلمه‌ای نمی‌گفت که روحیه پسرانش را بلرزاند.

با مأموران زندان در بیرون یا درون اتاق ملاقات بی‌اعتنا رفتار می‌کرد و زبانش تند و تیز بود. پسر کوچکش، «سید محمد حسن»می‌گوید: «شیری که مادرمان به ما داد با نفرت از پهلوی عجین بود

بانو خدیجه در قبال پدیده‌های سیاسی، منشی روشن‌بینانه داشت؛ زمانی که پسرش(سیدعلی خامنه‌ای) مباحثی را در سخنرانی‌های خود آغاز کرد که طرفداران زیادی از جوانان، روشنفکران و دیگر طبقات مردم پیدا کرد، بانو خدیجه نیز به پای سخنان پسر می‌نشست و با چشم قبول به آن می‌نگریست. بی آنکه از حضور هزاران نفر در پای منبر فرزندش هیجان‌زده شود، حرف‌های او را تصدیق می‌کرد و از این بابت تشویقش می‌کرد.

«خدیجه میردامادی »چندین بار به عتبات سفر کرد که همگی آنها پیش از کودتای ۱۳۳۷ش عبدالکریم قاسم بود.

در آخرین سفر (۱۳۳۶ش) سیدعلی و سیدمحمدحسن نیز همراه او بودند.

«کربلایی خانم میردامادی» دو بار به سفر حج رفت. بار نخست، با ارثیه‌ای که از ماترک پدر دریافت کرد (حدود ۳۵۰۰ تومان) در اواسط دهه چهل راهی خانه خدا شد. دیگر بار، پس از انقلاب در ۱۳۶۱ش همراه پسر و عروسش (همسر سیدهادی) به مدینه و مکه مشرف گردید.

«حاجیه خدیجه میردامادی» مرجع برخی از زنان محل یا شهر بود. برای حل اختلاف تا پرسش از مسائل شرعی، و طلب استخاره تا درخواست دعا برای گشایش مشکلات به او مراجعه می‌کردند. وی با گشاده‌رویی آنان را می‌پذیرفت. این مراجعات پس از انقلاب بیشتر شد. زن‌ها با این امید که پسران خانم میردامادی توان حل مشکلات آنان را دارند، پیش او می‌آمدند. وی نیز با تماس‌های تلفنی، گاه به زبان خوش و گاه با عتاب از پسران دست‌اندرکارش خواستار گشایش امور مراجعین می‌شد.

«حاجیه خدیجه میردامادی »در۱۵ مرداد ۱۳۶۸ بر اثر سکته قلبی درگذشت وقبرش در حرم امام رضا(ع)، کنار همسرش واقع است.

سئوال خبرگزاری فارس:در مورد نقش بانوان در پیروزی انقلاب اسلامی توضیح بفرمایید؟

بانو میردامادینقش زنان بسیار مهم بود، تا حدی که در مشهد ناظر بودیم که بسیاری از تظاهرات و راهپیمایی‌های اقصی نقاط مشهد تئسط زنان برگزار می شد که بسیار باشکوه و امیدوارکننده بود اگر پایم درد نمی‌کرد ما نیز گاهی می‌رفتیم دعا و گریه می‌کردیم تا انشاءالله زودتر این حکومت [جمهوری اسلامی] سر پا شود.

8172965_645

خانم‌هایی بودند که به خاطر انقلاب از خانه، شوهر و زندگی خود دست کشیدند چرا که ۶ ماه یا یک سال در تظاهرات بودند البته در برخی موارد شوهران آنها راضی نمی‌شدند و می‌گفتند شوهرمان به ما سیلی زده است،  اما برای خدا آن را قبول می‌کنیم تا به تظاهرات برویم. [چون] امام فرمودند که زن‌ها هم باید بروند و جایز است شما اگر اجازه نمی‌دهید، ندهید.

الان هم چند سال است که در تحرک، کار و خدمت هستند و اشخاص زیادی مانند این زنان هستند که به انقلاب خدمت کرده‌اند، برخی همان روزها دستگیر شده و دو، سه روز آنها را زندان نگه داشتند اما بچه‌ها و فرزندان‌ آنها رویه مادرانشان را پیش گرفتند و شوهرانشان برگشتند و متدین و متنبه شدند. 

*۳۰ سال از خدا خواسته بودم حکومت پهلوی را سرنگون کند

ما خودمان ۳۰ و ۲۰ سال دعا می‌کردیم و از خدا می‌خواستیم که این حکومت پهلوی را سرنگون کند و کسی را برساند که به داد ما برسد.

*دیدار «مادرِرهبرانقلاب»با «همسر امام خمینی» در مشهد

امام که به ترکیه تبعید شدند، خانمشان به منزل ما در مشهد آمدند من گریه کرده و گفتم: از حضرت رضا بخواهید که خدا آقا را نجات دهد. گفتند: برای همین کار به مشهد آمده‌ام . گفتم: برای این کار نذری کنید و ختمی بگیرید که گفتند: همه این کارها را کرده‌ام.

مادرِرهبرانقلاب می گوید:من خودم در این ۲۰ سال مدام گریه می‌کردم، جوان‌ها را به زندان می‌بردند اگر بچه‌های خودمان را به زندان می‌بردند کارم دعا بود و به هیچ‌کس هیچ چیز اظهار نمی‌کردم

- از وظایف مهم بانوان تربیت فرزند صالح و مؤمن و متقی است در این باره نظر خود را بفرمایید؟

بانو میردامادی: رابطه زن با اولادش خیلی مهم است، تابستان سال گذشته ۲۰۰ خانم از کرمان و رفسنجان به برای دیدن ما به اینجا آمدند و بچه‌های خود را زیر آفتاب و روی زمین گذاشته بودند آنها را موعظه کرده و گفتم به فرزند خود ظلم نکنید تا فرزندتان ظالم نشوند، رحم کنید تا فرزندانتان رحم‌دل شوند، به فرزندان خود دروغ نگویید تا آنها هم دروغ نگویند، مال حرام به فرزندان خود ندهید، غذای نجس به بچه‌های خود ندهید، بچه‌ها را فقط تشویق به درس خواندن نکنید بلکه به امور دین هم تشویق کنید، ما از کوچکی برای فرزندانم  قصه انبیا و قصص قرآنی می‌گفتیم.

*مادر در اولاد تأثیر بسیاری دارد

البته مراقب بودیم تغییر و تبدیل در آن ندهیم و واقع آن را بگوییم، نصیحت، موعظه، ظلم نکردن و دروغ نگفتن بسیار مهم است و مادر در اولاد تأثیر بسیاری دارد.

من هم بچه‌های خود را همین‌طور بزرگ کردم و همیشه [به فرزندانم] می‌گفتم که رحم داشته باشید و کسی را اذیت نکنید، در کوچه بچه‌ای را اذیت نکنید، درِ خانه مردم را نزنید و به مردم اذیت نرسانید. 

-اگر در رابطه با خاطرات انقلاب و فعالیت‌های آقای خامنه‌ای در انقلاب خاطره‌ای دارید، بفرمایید؟

بانو میردامادیبچه‌های ما در انقلاب خیلی فعالیت کردند، قبل از آنهم زندان بودند، «آسیدعلی ۵، ۶ بار  در زاهدان، تهران و مشهد به زندان رفت»

[از ساواک] می‌آمدند و در خانه و جلوی ما او(آسیدعلی) را می‌گرفتند و می‌بردند و مدت‌ها از آنها بی‌خبر بودیم، این بچه‌هایمان در زندان خیلی صدمه کشیدند و بعد از آن هم الحمدالله انقلاب شد.

[زمان] تظاهرات آنها مدتی از خانه بیرون رفتند و خانواده‌های خود را هم از خانه‌های خود بیرون بردند و در جاهایی مخفی شدند، شب‌ها مخفی بودند و روزها به مجامع و مجالس و بیمارستان‌ها و حسینیه‌ها می‌آمدند و سخنرانی می‌کردند بعد هم که الحمدالله پیروزی آمد.

* فرزندانم برای وجود امام عزیزمان کار می‌کردند

[بعد از انقلاب] فعالیت آنها شروع و بیشتر شد، همه آنها به تهران رفتند و الحمدالله برای وجود امام عزیزمان و برای آمدنشان [کار کردند].

روزی که شاه از ایران رفت مردم جشن گرفتند و شیرینی و نقل پخش کرده و تبریک می‌گفتند و روزی هم که امام تشریف آوردند همین‌طور بود، در مشهد مجالس زنانه و مردانه و تظاهرات خوبی گرفتند.

در ۲۲ بهمن آقای خامنه‌ای کجا بودند؟
بانو میردامادی: تهران بودند؛ آنجا با مرحوم شهید بهشتی و آقایان دیگر به صورت مخفیانه کمیته و حزب را تشکیل داده بودند و دیگر الحمدالله همه چیز مرتب شد.

-خودتان از زمان انقلاب خاطره‌ای دارید؟ قبل از انقلاب چگونه به عنوان یک مادر توانستید این همه مشکلات را تحمل کنید؟

بانو میردامادی: خداوند صبر می‌دهد و البته ما هم به رحمت خدا امیدوار بودیم؛ یک روز به «آسیدعلی »گفتم : مادر جان! مردم مشغول دنیا هستند و به مسافرت‌ مکه، شام و خارج می‌روند و عروسی می‌کنند، راحتی دارند اما بدن ما همه‌اش می‌لرزد که الان می‌آیند و شما را می‌گیرند!.

تلفن می‌کردیم و از منزلشان خبر می‌گرفتیم، دو مرتبه از خانه ما او را بردند، وقتی این حرف‌ها را به پسرم زدم گفت: «مادر همه آنها زندگانی حیوانی است که انسان بخورد و بچرد، زندگانی اشخاص عاقل و متدین این نیست که انسان فقط به فکر این دنیا باشد و باید به فکر دینمان هم باشیم

*فرزندانم از اول تابع، مقلد و پیرو امام خمینی بودند

روز دیگری هم پدرشان گفت این قدر که تردد در منزل شماست و جمعیت می‌آید و می‌رود خطر دارد، گفتند که اگر امام دستور بدهند که خودت را به کشتن بده من این کار را انجام می‌دهم؛  همه آنها از اول تابع، مقلد و پیرو امام بودند.

از آقای خامنه‌ای«آسیدعلی » هم خاطره دارید؟

بانو میردامادی: خیلی خاطره دارم؛ مخصوصا از تهران؛ یک دفعه هر سه آنها -همزمان-در زندان بودند؛ هم سیدعلی، هم سیدهادی و هم حسن در تهران و زندان بودند.

* برای دیدن فرزندانم تنها در خیابان‌های تهران می‌گشتم

من دو ماه یک‌مرتبه، در عرض یک سال تهران می‌رفتم؛ تنها. خیابان‌ها را می‌گشتم. هر جا که نشانی می‌دادند می‌رفتم...

سیدمحمد ما -خدا او را حفظ کند- ماشین داشت. مرا به زندان قصر می‌برد البته برای دیدن بچه هایم به زندان کمیته، باغ مهران، خیابان میکده و جاهای خوفناک می‌رفتم تا شاید آنها  را ببینم. «حسن »مان را دو بار دیدم، اما [سیدعلی و سیدهادی]... را ندیدم.

*سید علی گفت مادر جان! از دعاهای شما بود که زندانم کوتاه شد

«آسیدعلی» ما هشت ماه زندان بود و بعد از اینکه آزاد شد گفتم «مادر! من خیلی دعا کردم و ختم‌ها گرفتم و کارها کردم و خواب عجیبی دیدم؛ حضرت رضا را به خواب دیدم که ایشان دست خود را به روی قلبم کشیدند و قلبم آرام گرفت»؛ گفت: «مادر جان از همین دعاهای شما بود که هشت ماه طول کشید قرار بود من هشت سال در زندان بمانم.» 

۲۰سال انتظاری کشیدم برای پیروزی انقلاب

مادرِرهبرانقلاب می گوید:این جمهوری اسلامی برای هیچکس مثل من عید نشد، هیچ کس به اندازه من نبود که ۲۰ سال ـ یا شاید کم ـ انتظار بکشند و الحمدالله چشمش به این انقلاب و به این پیروزی روشن شود؛ ما دائماً امام خمینی را دعا می‌کنیم و حاضرم از عمر خود به ایشان بدهم؛ خدا انشاءالله امام را حفظ کند.

خوابی که رهبرانقلاب«مادرش» تعریف کرد ،امام گفت«تو یوسف می‌‌شوی»

حاجیه خانم میردامادی می گوید:یک روز «آقا سیدعلی» ما به اینجا آمد و گفت که یک خوابی دیده‌ام، خواب دیده‌ام که امام مرحوم شده‌اند و ما داریم ایشان را می‌بریم و جمعیت زیادی بود که از شهر بیرون رفتیم و بعد جمعیت کم شدند و روی بلندی رفتیم و جنازه را هم به روی بلندی بردیم،دیدم که مردم ساکت هستند اما [من] از علاقه‌ای که به امام داشتم از شدت ناراحتی به پاهای خود دست می‌زنم و راه می‌روم و خودم را می‌زنم؛ آن بالا هم که رسیدیم از آن علاقه‌ای که داشتم گفتم بگذار روی امام را ببینم، وقتی روی امام را پس زدم، امام سرشان را بلند کردند و با انگشت اشاره کردند و دو مرتبه فرمودند «تو یوسف می‌‌شوی».

مادرِرهبرانقلاب:وقتی این خواب را برای من نقل کرد، من یک تعبیر خوبی کردم،گفتم «حضرت یوسف» هم در زندان بود و «تو هم از بس که به زندان می‌روی مانند حضرت یوسف می‌مانی

این خواب مدت‌ها گذشت تا آن سالی که سیدعلی برای ریاست جمهوری انتخاب شد، یکی از علمای تهران این خواب سیدعلی را به یاد آورده بود و به تهران آمده و گفته بود، دیدید تعبیر این خواب چه بود، تعبیرش این بود که وقتی حضرت یوسف هم از زندان درآمد «عزیز مصر »شد.

*ماجرای خدمت آیت‌الله خامنه‌ای در مسجد گوهرشاد

یک بار دیگر هم [سیدعلی] آمد گفت خواب دیده‌ام من در مسجد گوهرشاد یک مشغولیتی دارم و کارهایی مانند تزئین دیوارها و کار خیلی مشکلی انجام می‌دهم؛ بعد گفتند که پیامبر  و حضرت امیر  آمدند و نگاه کردند، من ایستاده بودم و دیدم پیامبر با حضرت امیر وارد شدند و پیامبر خیلی با جلالت بودند و حضرت امیر مانند نوجوانی کنار پیغمبر  بودند، من هم کنار حضرت امیررفتم و گفتم: «یا امیرالمؤمنین به حضرت رسول(ص) بفرمایید که من از این کار خسته شده‌ام و می‌خواهم دست بردارم، حضرت امیر(ع) هم گفتند یا رسول‌الله سیدعلی می‌گوید من خسته شده‌ام، پیامبر فرمودند«نخیر باید مشغول باشند و ادامه بدهد.» 

سیدعلی می‌گفت من در خواب یک قوتی گرفتم و بیدار شدم و دیدم فعالیتم برای همین خدمت به اسلام و تبلیغ و همین است که مردم به منزل من می‌آیند و به آنها راهنمایی می‌کنیم؛ این هم یک خواب ایشان بود. /۲۷خرداد ۱۳۹۳ خبرگزاری فارس.

منصوره خجسته باقرزاده متولد۱۳۲۶– پدر وی، حاج محمداسماعیل خجسته باقرزاده از کاسبان مشهد بود. منصوره توسط خدیجه میردامادی، مادر آقای خامنه ای به وی معرفی شد و در پاییز ۱۳۴۳ در سن ۱۷ سالگی توسط (عاقد)آیت الله سید محمدهادی میلانی به عقد سیدعلی خامنه‌ای درآمد-یعنی آقای خامنه ای درسن۲۵سالگی ازدواج نموده اند-رهبرانقلاب متولد ۱۳۱۸ می باشد.

حاصل ازدواج آن‌ها، ۴ پسر و ۲ دختر است. فرزندان وی سید مجتبی (متولد ۱۳۴۸) سید مسعود(متولد ۱۳۵۳) سید میثم(متولد ۱۳۵۷) سیده بشری (متولد۱۳۵۹) سیده هدی (متولد ۱۳۶۰) هستند.

رهبرانقلاب چهار فرزند پسر دارند که هر چهار نفر، طلبه‌ و معمم هستند و حقیقتاً هم درس می‌خوانند.



از سمت راست : حجج السلام سید میثم و سید مصطفی، آیت الله مجتهدی و حجج السلام سید مجتبی و سید مسعود

سید مصطفی خامنه‌ای، فرزند ارشد رهبری

«سید مصطفی»‌ آقازاده بزرگ آقا‌ همان سال اول ازدواجشان که طلبه‌ قم بودند،‌ الان هم قم هستند‌ خانه‌ای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند – الان هم مستأجرند – ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یک سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماههای اول ازدواج ایشان بود. ما هم یک گلدان معمولی خریدیم و رفتیم که دست خالی نرویم. من واقعاً‌ تعجب کردم که آیا این خانه، خانه‌ یک تازه‌داماد است؟

زندگی‌نامه حجت‌الاسلام احمد مروی، تولیت جدید آستان قدسحجت الاسم احمدمروی(مسئول-سابق- بیت رهبری ،تولیت فعلی حرم امام رضا)می گوید:حالا نه خانه‌ فرزند رهبر انقلاب و مقام اول کشور، حتّی خانه‌ یک تازه‌داماد هم این نیست. یعنی یک خانه‌ تازه‌داماد، بالاخره یک زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق خانه‌ تازه‌داماد و خانه‌ تازه عروس، هست.

من توی خانه‌ اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یک تازه‌داماد و یک تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه‌ در چهار‌ چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه می‌کردم. حواسم بود و تا آنجا که می‌توانستم، رصد می‌کردم اوضاع و احوال خانه را‌. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موکت بود و دو‌ سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی. زندگی ساده و خوبی در آقازاده‌های ایشان سراغ داریم. 

سیدمیثم خامنه‌ای

سیدمیثم خامنه ای
آقازاده‌ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند والان هیچ کدام از آقازاده‌ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و کار طلبگی هستند. درس می‌خوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت کرده‌اند.

مصباح باقری - استاد دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق - فرزند آیت‌الله باقری کنی( برادرزاده آیت‌الله مهدوی کنی) داماد رهبر انقلاب، سیدمیثم خامنه‌ای و فرزند وی

سیدمجتبی خامنه‌ای

سیدمجتبی خامنه‌ای

خود آقا مصطفی که الان سطوح عالیه را در قم تدریس می‌کنند. ایشان مکاسب و کفایه در قم تدریس می‌کنند.”

حجت الاسلام سید مصطفی خامنه ای

حجه الاسلام سید میثم خامنه ای در کنار پدر همسرش آقای لولاچیان

حجه الاسلام سید مسعود خامنه ای در کنار پدر همسرش حضرت  آیت الله خرازی

کوه آبیدر ـ سید مسعود و سید میثم در کنار پدر در سفر مقام معظم رهبری به استان کردستان

خواجه نصیرالدین طوسی "رصدخانه مراغه"بنیان نهاد

​این مطالب راخواهیدخواند: ماجرای «تبعید»خواجه نصیرطوسی به قلعه الموت، اعتدالین(بهاری و پاییزی )چیست؟

آیاواقعیت دارد«سال بهره برداری رصدخانه با فوت خواجه نصیرمصادف بود؟»

امام خمینی:کارهایی که «خواجه» برای مذهب کرد وی را «خواجه نصیرالدین طوسی حکیم» کرد.

امام خمینی:کارهایی که «خواجه » برای مذهب کرد وی را «خواجه نصیرالدین طوسی حکیم» کرد.

«آیت الله خواجه نصیر»ذوالفنون بودعلاوه براینکه «مهندس» ومنجم بود،(دروس سطوح بالای حوزوی راگذرانده بود)

یکی ازفضانوردان روسی،قسمتی از«کُره ماه» رابنام»خواجه نصیرطوسی»نامگذاری کرده است.

نابغه ایران، در سال ۶۳۳شمسی از سوی هلاکو خان مأمور شد تا «رصدخانه مراغه »را تأسیس کند،که ساختش۱۳ سال بطول انجامید.

« رصدخانه» بر روی تپه  ۱۱۰ متری  بناشده است.

«پروفسورخواجه نصیرطوسی» در سال ۶۷۲قمری با جمعی از شاگردانش «بغداد »رفت تا بقایای کتاب‌های تاراج رفته را جمع آوری کند و به مراغه بیاورد، اماتقدیرچنین بودکه  ۱۸ ذیحجه ۶۷۲(۴ تیر ۶۵۳) در کاظمین جان به جان آفرین تسلیم کند «قبر»ش، درقسمت زنانه حرم امامین جوادین(قسمت زنانه) مدفون است.

 «دکتر عبدالسلام‌ »فیزیکدان پاکستانی می گوید: «رصدخانه‌ مراغه‌ با ۲۰منجم‌ از سراسر دنیای‌ اسلام‌ تحت‌ سرپرستی‌ دانشمند بزرگ‌ خواجه‌نصیرالدین‌ طوسی‌ ساخته شده» و  «نخستین‌ رصدخانه‌ جهان»‌  است ،حتی رصدخانه‌  های «استانبول‌، چین‌ و  هند» در قرن‌ دوازدهم‌ نیز همه‌ از جلوه‌های‌ رصدخانه‌ مراغه‌ است‌.

تا آنجا که مهندس رصدخانه«غیاث الدین جمشید کاشانی» که «رصدخانه سمرقند» را در زمان «الغ بیگ» از روی «رصدخانه مراغه» می ساخت، ازبعضی ازقسمتهاسردرنیاورد ومی گفت: در این بنا بخشهایی وجود دارد معلوم نیست برای چه کاری ساخته شده بودند!.

کشفیات ونوآوری‌«خواجه نصیرالدین طوسی»‌ درحوزه علوم نجوم « ستاره‌شناسی»‌ جهان رامتحیرومتحول کرد.

 مردی که با نبوغش اولین رصدخانه جهان را ساخت

«محمدبن‌حسن جهرودی طوسی» مشهور به «خواجه نصیرالدین طوسی» در تاریخ ۱۵ جمادی‌الاول سال ۵۹۸ (۲ اسفند ۵۷۹) در «طوس» خراسان متولد شد.

«خواجه»اصالتاً‌ از جهرود(چاه‌ رود) قم‌ بوده‌ اما‌ نیاکانش‌ به‌ «طوس»‌ مهاجرت کرده‌ بودند وآنجااقامت گزیدند خواجه محمد‌ هم‌ آنجا متولدشد وبه این دلیل به «طوسی» مشهور شد.

خواجه نصیرالدین طوسی علوم دینی و عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت را نزد خالویش «بابا افضل ایوبی کاشانی» آموخت. تحصیلاتش را در« نیشابور» به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت.

«حمله مغولان »

 دوران جوانی «خواجه نصیر» مصادف بودبا «حمله قوم مغول به ایران»،اوائل تولدخواجه بودکه «علاالدین تکش خوارزمشاه» فوت کرده بود و فرزندش «علاالدین محمد» جانشینش شده بود. در دوران سلطنت همین شاه بود که حمله هولناک قوم مغول، ایران را به ویرانه‌ای تبدیل کرد. عوامل گوناگونی در به زانو در آمدن دولت مقتدر خوارزمشاهی در برابر مغول‌ها موثر بود که پرداختن به آن از حوصله این مطلب خارج است.

« اسماعیلیان» از سال ۴۸۳ قمری(۴۶۸شمسی) با تسخیر قلعه الموت (واقع در استان قزوین کنونی) تا سال ۶۵۴ ق(۶۳۴شمسی) حکومت می‌کردند،مرکز فرماندهی اسماعیلیان در کوهستان الموت بود،جنگهای آنها با خلفای عباسی و قبایل مغول بود.

 « خواجه نصیر »در «نیشابور»مشغول به  تحصیل بودکه سرزمین خراسان مورد هجوم مغول‌ها قرار گرفت. مغول‌ها مرتکب قتل وغارت وحشتناک شدند.ومردم برای رهایی ازاین وحشی هابه کوه وصحراپناه بردند ازجمله از امن ترین اماکن «قلعه الموت» بود،که چون دژی مستحکم بود.

خواجه نصیرهم بدنبال مأمنی بود. در این هنگام، «علاالدین محمد» پادشاه اسماعیلیه و«ناصرالدین عبدالرحیم بن ابی منصور»، معروف به «محتشم قهستان »که دارای حشم وقشون بودند، در «قلاع اسماعیلیه» خراسان حکمروایی می کردند و توجه زیادی به فرهیختگان و علما داشت، از خواجه نصیر که نام و آوازه‌اش را شنیده بود دعوت کرد تا به آنجا برود.

درهمین روزگار نوابغ و بزرگان علم و حکمت و تاریخ و نقاشی و شعر ایران چون مولوی بلخی، سعدی، خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، خواجه حافظ شیرازی و.. نیزپا به عرصه هستی نهادند.

«خواجه نصیر»درزمان «مغولان»

خواجه نصیرالدین طوسی در ایام حمله مغولان به ایران تازه کسب علم و دانش در نیشابور را آغاز کرده بود. در آن زمان «ناصرالدین مُحتشم قهستان‌» ناصرالدین عبدالرحیم‌بن‌ابی منصور اسماعیلی، خواجه را به قهستان دعوت کرد و خواجه نیز به آنجا نقل مکان می‌کند.

«اخلاق ناصری»چیست؟

به دستور همین «ناصرالدین محتشم قهستان» بود که خواجه نصیرالدین طوسی کتاب« الطهاره ابن مسکویه رازی» را از عربی به فارسی برگرداند و آن را به نام ناصرالدین اسماعیلی، «اخلاق ناصری» نامید. این کتاب رایج‌ترین کتاب اخلاقی بین مسلمانان هند و ایران بوده است.

ماجرای «تبعید»خواجه نصیر

اما روزگار خوش دیری نپایید و بعد از آنکه خواجه نصیرالدین قصیده‌ای در «مدح مستعصم» آخرین خلیفه عباسی سرود و با نامه به بغداد فرستاد، «مُحتشم» به وی بدگمان شد و او را به «قلعه الموت» قزوین نزد «علاءالدین محمدبن‌حسن» (۶۵۳-۶۱۸) فرستاد و این دانشمند بزرگ در «قلاع اسماعیلیان» همچون یک زندانی سیاسی روزگار می‌گذراند.

«ابو احمد عبد الله مستعصم »متوفی ۶۴۰ق(۶۲۱شمسی)که۱۶ سال دربغداد(بعنوان خلیفه اسلام) سلطنت کرد، درسال ۶۵۶ هجری قمری باهجوم مغولان سلطنتش (حاکمیت خلفای عباسی) برچیده شد.

مأموریت  هلاکوخان به خواجه نصیر

خواجه نصیرالدین طوسی در سال ۶۵۷ قمری(۶۳۷شمسی) از سوی هلاکو خان مأمور شد تا رصدخانه مراغه را تأسیس کند و در این راه تمام اوقاف ممالک ایلخانی را تحت اختیار او قرار داد. گروهی از دانشمندان و منجمان از جمله رکن‌الدین استرآبادی، محی‌الدین مغربی، قطب‌الدین شیرازی، شمس‌الدین شیروانی، کمال‌الدین ایجی، نجم‌الدین اسطرلابی و عده ای دیگر در این کار با خواجه مشارکت داشتند.

علاوه براین،مهندسان و معماران زیادی از کشورهای مختلف از جمله مراکش و دمشق وچین،در ساخت رصدخانه مراغه همکاری کرده اند،بنیانگذاراین مرکزپژوهشی، از اساتید چینی برای ساخت ابزار نجومی کمک گرفته بود.

این رصدخانه که در« آذربایجان شرقی» قرار دارد، روی تپه‌ ای در غرب «شهرستان مراغه» در حوالی ۲ روستا («طالب‌ خان» و «حاجی‌ کرد»)  در ارتفاع ۱۶۲۰ متری از سطح دریا ساخته شده است.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:«هلاکو» هم بودجه کافی دراختیاراین وزیردانشمندش قرارداده بود وهم اختیارات کامل هم به ایشان داده بود،باتوجه به اینکه نوشته اند«خواجه»دراستخدام-چیدمان-دانشمندان(کارکنان رصدخانه نقش داشته)بکارگیری نیروها درچه حوزه هایی باشد واینکه بعدازاماده شدن،این مرکزتحقیقاتی(رصدخانه)به بغدادمی رودکه-کم وکسریها- کتابهای موردنیازاین پژوهشگاه رابه مراغه بیاورد،میتوان گفت که این مرکزپژوهشی در اواخرعمرخواجه نصیر آماده بهره برداری شد(بنای رصدخانه ،حدود۱۳سال بطول انجامید).وفات خواجه نصیر در۱۸ ذیحجه ۶۷۲قمری(۴ تیر ۶۵۳) در بغداد اتفاق افتاد،یعنی این نابغه قرن،حدود ۲سال این مرکزپژوهشی رامدیریت کرد،همه تجهیزات ورتق وفتق امور (اعم ازجانمایی،سازه ها وچیدمان  وبکارگیری نیروها)بانگاه تیزبین این «اعجوبه قرن» انجام گرفته است.

اینکه بعضی هانوشته اند« اتمام رصدخانه مصادف بوده بافوت خواجه نصیر»سخن نادرست است.

در نزدیکی رصد خانه، کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود ۴۰۰ هزار جلد کتاب با ارزش به منظور استفاده دانشمندان و محققان در آن قرار داشت. علاوه بر این، در کنار رصد خانه، یک مکانی برای خواجه و منجمین و یک مدرسه علمیه برای استفاده طلاب دانشجو ساخته شد.

«خواجه نصیرالدین»هر یک از دانشمندان رابدون توجه به ملیت و مذهب به عنوان مسئول بخشی از رصدخانه که در آن تخصص داشتند، بکارگُمارد.

«رصدخانه مراغه» تنها بررسی ستارگان نبود، بلکه یک سازمان علمی عظیمی بود که بیشتر شاخه‌های دانش در آنجا درس داده می‌شد. این رصدخانه در شهر مراغه بر روی تپه ی ۱۱۰ متری صدر داغی مراغه واقع شده است. قرار گیری این رصدخانه در ارتفاعات باعث شده تا از بیشتر مناطق شهر قابل دیدن باشد و چشم انداز زیبایی به دریاچه ارومیه داشته باشد. ساخت این رصدخانه حدود ۱۳ سال طول کشید. در نزدیکی رصد خانه، کتابخانه بزرگی ساخته شده بود که حدود ۴۰۰ هزار جلد کتاب با ارزش به منظور استفاده دانشمندان و محققان در آن قرار داشت. علاوه بر این، در کنار رصد خانه، یک سرای عالی برای خواجه و منجمین و یک مدرسه علمیه برای استفاده طلاب دانشجو ساخته شد.

«نابغه دهر»هر یک از دانشمندان رابدون توجه به ملیت و مذهب به عنوان مسئول بخشی از رصدخانه که در آن تبحر داشتند، قرار داد

  بنیاد بین‌المللی‌ ستاره‌شناسی یا دانشگاه‌ مراغه‌، نامی‌ است‌ که از سوی محققان این حوزه به «رصدخانه مراغه» ساخت دانشمند ایرانی خواجه نصیرالدین طوسی‌ داده شده است‌ و در اهمیت این رصدخانه همین‌ بس‌ که‌ دانشمندان‌ اسلامی و غربی‌ معتقدند نوزایشی‌ که‌ در امر ستاره‌شناسی‌ در دنیای‌ اسلام‌ با ساخت‌ رصدخانه‌ مراغه‌ بوجود آمد، مدیون‌ این‌ نابغه‌ ایرانی است‌ که‌ جامعیت‌ او مورد تحسین‌ همگان‌ است‌.

 «دکتر عبدالسلام‌ »فیزیکدان پاکستانی(متولد ۹ بهمن ۱۳۰۴–متوفی ۱ آذر ۱۳۷۵)می گوید: «رصدخانه‌ مراغه‌ با بیست‌ منجم‌ از سراسر دنیای‌ اسلام‌ تحت‌ سرپرستی‌ دانشمند بزرگ‌ خواجه‌نصیرالدین‌ طوسی‌ ساخته شده» و  «نخستین‌ رصدخانه‌ جهان»‌ به معنی‌ واقعی‌ کلمه‌ بوده‌ است.

«دکترمحمد عبدالسلام‌ » برنده‌ جایزه‌ نوبل‌ فیزیک‌ سال‌ ۱۹۷۹می‌گوید: رصدخانه‌  های «استانبول‌، چین‌ و  هند» در قرن‌ دوازدهم‌ نیز همه‌ از جلوه‌های‌ رصدخانه‌ مراغه‌ است‌.

نامگذاری«رصدخانه مراغه» توسط یونسکو

یونسکو سال ۲۰۰۹ را سال «رصدخانه مراغه» نامگذاری کرد. این بنا در سال ۱۳۶۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و در سال‌های اخیر نیز احیای این بنای تاریخی به منظور ثبت در میراث جهانی مورد توجه قرار گرفته است.

«آیت الله خواجه نصیر»ذوالفنون بود

خواجه نصیرالدین طوسی در بیشتر دانش‌های متداول روزگار خویش به ویژه فقه، حکمت، کلام، منطق، ریاضیات، فلک و نجوم و اخلاق، تألیفات و رساله‌هایی از خود به یادگار گذاشته که بیشتر عربی هستند. از مهمترین آثار خواجه نصیرالدین می‌توان به تجریدالاعتقاد (در علم کلام‌)، شرح اشارات ابوعلی‌سینا (در فلسفه)، التذکرة فی علم الهیاة، اساس الاقتباس (در علم منطق)، جواهرالفرایض (اصول علم فرایض و مواریث)، اخلاق ناصری، اوصاف الاشراف، زیج ایلخانی، شکل القطاع اشاره کرد.

امام خمینی درباره خواجه نصیرالدین طوسی می نویسد: و امّا قضیه خواجه نصیرالدین طوسی حکیم و امثال خواجه نصیرالدین طوسی حکیم شما می دانید این را که خواجه نصیرالدین طوسی حکیم که در این دستگاه وارد می شد، نمی رفت وزارت بکند، می رفت آن ها را آدم بکند، نمی رفت برای این که در تحت نفوذ آن ها باشد می خواست آن ها را مهار کند تا آن اندازه ای که بتواند کارهایی که خواجه نصیرالدین طوسی حکیم برای مذهب کرد آن کارهاست که خواجه نصیر را خواجه نصیرالدین طوسی حکیم کرد.

سبک زندگی امام خمینی(ره)

«امام خمینی» در کتاب سر الصلوة، در بحث «علم الاهی» که بحثی فلسفی-عرفانی- کلامی است، از خواجه با  عناوین و القاب نیکی«شیخ جلیل اشراقی و فیلسوف عظیم الشأن طوسى- قدس سره» یادمی کند و نظر ایشان را «قول اقوی»می داند

در کتاب چهل حدیث می نویسد: «محقق مدقق طوسی و حکیم عظیم قدوسى، عطّر اللّه مرقده» ... «محقق طایفه حقه و مدقق فرقه محقّه، کامل در علم و عمل، نصیر الدین طوسى، قدّس اللّه نفسه القدوسى»... «و جناب افضل المتأخرین و اکمل المتقدمین، خواجه نصیرطوسى، قدّس اللّه سرّه القدّوسى»

«امام خمینی »نظر خواجه در برابر قول بوعلی و سایر فلاسفه ترجیح داده است،در بحث اقسام امکان، امام مؤید قول خواجه است در عدم وجود هرگونه رتبه‌ای بین چیزی که علت ناقصه آن موجود است و چیزی علت ناقصه آن معدوم می‌باشد.

معمارانقلاب اسلامی« امکان استقبالی» را مانند خواجه نفی می‌کندو در بحث علم خدا به مخلوقات، نظر خواجه نصیررا می پسندد و رد شُبهات می نویسد:برهان خواجه ،متین‌تر از برهان شیخ اشراق است.

«استاد مرتضی مطهری» درباره روش فلسفی کلام شیعه می نویسد:، تمام آثار کلامی بعد از« خواجه نصیر»، از کتاب تجرید الاعتقاد تأثیر پذیرفته‌اند.

«شکل القطاع مثلثات»

خواجه در کتاب«شکل القطاع مثلثات» را برای اولین بار به عنوان دانشی مستقل معرفی کرد و به طور کلی یکی از گسترش دهندگان علم مثلثات به شمار می‌آید و کتاب‌های مثلثات او در سده ۱۶ میلادی به زبان فرانسه ترجمه شد. او در ریاضیات همچنین تحریرهایی بر آثار آوتولوکوس، آرستاخوس، اقلیدس، آپولونیوس، ارشمیدس، هوپسیکلس، تئودوسیوس منلائوس و بطلمیوس نوشت.

نامگذاری«خواجه نصیرالدین طوسی»درکُره ماه

یک دهانه آتشفشانی ۶۰ کیلومتری در «نیم‌کره جنوبی ماه »به نام «خواجه نصیرالدین طوسی» نام‌گذاری شده‌است.

یک «خُرده سیاره »که توسط ستاره‌شناس روسی« نیکلای استفانویچ چرنیخ »در ۱۹۷۹ کشف شد نیز به نام ایشان نامیده شده‌است.

اختراعات خواجه نصیر

دستاوردهای دیگر پروفسورخواجه نصیر

وی علاوه بر ساخت رصدخانه مراغه برای دستگاه‌های مورد نیاز رصد ستارگان اقدام کرد و از این رو این رصدخانه با چنان دستگاه‌های پیشرفته و دقیقی تجهیز شد که تا ۳۰۰ سال بعد در غرب مورد استفاده قرار می‌گرفت.

«ساعت آفتابی»

خواجه نصیر روش‌های استفاده از «ساعت آفتابی» را نیز برای رصد  کشف کرد.

«ذات الحق»

«ذات الحق بزرگ»یکی از مهمترین وسایل نجومی قدیمی است که علاوه بر رصد ستارگان و تعیین مختصات آنها، بسیاری از مسائل نجوم از جمله تبدیل مختصات افقی و استوایی و دایرة‌البروجی به یکدیگر را حل می‌کردند. از جمله مهمترین حلقه‌های این وسیله می‌توان به حلقه دایرة‌البروج، حلقه نصف‌النهار، عرض کوچک، عرض بزرگ و حلقه استوا ١٦ اشاره کرد. با چرخاندن و تغییر موضع این حلقه‌ها نسبت به یکدیگر می‌توان مواضع ستارگان را در سیستم‌های مختلف سماوی تعیین کرد.

«ذات الجیب»

«ذات الجیب»ین ابزار در حین رصد ارتفاع ستاره، سینوس (جیب) ستاره را نیز ارائه می‌داد.

«ذات السمت»

«ذات السمت»این دستگاه نیز محصول طراحی‌های وی و شامل دو ربع دایره است که حول یک محور عمودی می‌چرخید و با استفاده از آن می‌توان سمت و ارتفاع دو جسم را در آن واحد تعیین کرد. به عبارت دیگر ابزاری برای تعیین سمت اجرام.

«ربع جداری»

«ربع جداری»:بزرگ‌ترین ابزار نجومی ایران قدیم «ربع جداری» است که به بزرگی یک ساختمان است. یک‌چهارم دایره کامل را به دقت و بر اساس محاسبات با سنگ و آجر می‌ساختند؛ آن را درجه‌بندی کرده و زاویه شعاع آفتاب را بر آن درجه‌بندی می‌خواندند؛ ابزاری شبیه به اُسطرلاب.

جفت طوسی

محاسبات دقیقی برای «اعتدالین سالانه» انجام داده و آلات نجومی خلاقانه‌ای را ابداع کرده است که از این جمله می‌توان به اسطرلاب اشاره کرد.

«اعتدالین» چیست؟

در هر سال ۲ اعتدال (بهاری و پاییزی) رُخ می دهد ،در زمان اعتدال پاییزی در نیمکره شمالی، ساکنان نیمکره جنوبی زمین در آستانه فصل بهار قرار می‌گیرند.

دایره (آبی )استوای سماوی و دایره (زرد) مسیر حرکت خورشید(دائرةالبروج) ،نقطه تلاقی این ۲دائره، اعتدال بهاری یا اعتدال پائیزی راشکل می دهند.

فرارسیدن لحظه اعتدال بهاری و سال نو

دو اعتدال(بهاری و پاییزی) که محل تلاقی دو مدار گردش خورشید به دور زمین و دایره استوای سماوی است و دو انقلاب تابستانی و انقلاب زمستانی که به نظر می رسد خورشید در بیشترین ارتفاع نسبت به استوای سماوی قرار گرفته است.

«اعتدالین»به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از دید ناظر زمینی از صفحه استوای سماوی می‌گذرد که این پدیده در هر سال شمسی دوبار رخ می دهد یکی آغاز فروردین «اعتدال بهاری شمالی»  و دیگری «اعتدال پاییزی جنوبی» تقریباً اول مهر ماه رخ می دهد.

خواجه در کتاب «التذکره فی الهیئه» (تذکره خواجه نصیر)، به ارائه توصیفی پیرامون راه شیری می‌پردازد و چنین می‌نویسد: «راه شیری از تعداد زیادی ستاره کوچک و به شدت خوشه‌بندی شده تشکیل شده است و به دلیل این تراکم و کوچکی آن‌ها، به نظر می‌آید که تکه‌هایی ابر هستند. به همین دلیل است که رنگ آن شبیه به شیر است».

«زیخ ایلخانی»

خواجه نصیر کتاب «زیخ ایلخانی» را هم در این زمان تالیف کرد و تا پایان عمر خواجه یعنی ۱۵ سال اطلاعات در مورد ستارگان را در زیج نوشت.

زیج ایلخانی ثمره‌ مطالعاتی‌ است‌ که‌ درباره‌ رصدخانه‌ مراغه‌ به زبان فارسی صورت‌ گرفت. زیج به معنی تعیین موقعیت و چگونگی حرکات ستارگان است.

خواجه نصیرالدین طوسی

نامگذاری روزی به نام روز مهندس

با توجه به دستاوردهای تاریخی خواجه نصیرالدین طوسی در تقویم ایران روز تولد این نابغه ایرانی (۵ اسفندماه به نام «روز مهندس» نامگذاری شده است.(بامحاسباتی که نگارنده انجام داده تولدخواجه اندکی متفاوت است)

وفات خواجه نصیرطوسی

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«خواجه نصیرالدین طوسی» در سال ۶۷۲ هجری قمری با جمعی از شاگردانش.(علامه حلی، قطب‌الدین شیرازی، کمال‌الدین، سیدرکن‌الدین، کمال‌الدین بغدادی و عمادالدین) به بغداد رفت تا بقایای کتاب‌های تاراج رفته را جمع آوری کند و به رصدخانه بازگرداند، درهمانجا  ۱۸ ذیحجه ۶۷۲(۴ تیر ۶۵۳) در کاظمین درگذشت «قبر»نابغه قرن، درقسمت زنانه حرم امامین  جوادین(زیرپا) مدفون است./کاظمین درفاصله ۸کیلومتری بغدادقرارداد(کاظمین،جزءشهربغدادمحسوب می شود)

این محب اهل البیت، وصیت کرده بود که  درحرم کاظمین دفن شود وروی قبرش بجای استفاده ازالقاب وعناوین  علمی،فقط این آیه: «كَلْبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيْهِ بِالْوَصِيدِ»﴿١٨کهف) بنویسند.

 تألیفات خواجه نصیرالدین طوسی :

تحریراقلیدس/الرسالة الشافیة عن الشک فی الخطوط المتوازیة/تحریر مجسطی/کشف القناع عن اسرار شکل القطاع/تحریر کتاب مانالاوس فی الاشکال الکرویة/تحریراکثرثاوذوسیوس/تحریر کتاب مأخوذات ارشمیدس/تحریرکتاب المناظراقلیدس/تحریر کتاب المساکن ثاوذوسیوس/تحریر کتاب الکرة المترکة اطولوقس/تحریر کتاب فی الایام و اللیالی ثاوذوسیوس/تحریر کتاب ظاهرات الفلک اقلیدس/تحریر کتاب فی الطلوع و الغروب اطولوقس/تحریر کتاب ابسقلاوس فی المطالع/تحریر کتاب المفروضات ارشمیدس/کتاب ارسطرخس فی/جرمی النیرین و بعدیهما/تحریر کتاب معرفة مساحة الاشکال السیطة و الکرویة/تحریر کره و اسطوانه ارشمیدس/تحریر کتاب امعطیات/ترجمه ثمرة الفلک/کتاب انعکاسات الشعاعات/تذکره نصیریه در هیأت/ترجمه صور الکواکب/رساله در شعاع/رساله معینیه در هیأت وذیل آن/زیج ایلخانی/بیست باب درمعرفت اسطر لاب/زبدة الهیئة در هیأت و استکشاف احوال افلاک و اجرام/سی فصل در هیأت و معرفت تقویم/رساله در حساب و جبر و مقابله/زبدة الادراک فی هیأت الافلاک/مدخل فی علم النجوم/کتاب صد باب در معرفت اسطرلاب/استخراج قبلة تبریز/اخلاق ناصری/اوصاف الاشراف/تنسوق نامه ایلخانی در معدن شناسی/جواهرالفرائض در فقه/آداب المتعلمین درتربیت/معیار الاشعار در عروض/اساس الاقتباس/تجرید المنطق/تعدیل المعیار فی نقد تنزیل الافکار/رساله معقولات یا قاطیغوریاس/حل مشکلات اشارات، در فلسفه/رساله اثبات جوهر مفارق یا رساله نفس الامر یا اثبات العقل/رسالة فی العلم و العالم و المعلوم/رساله بقاء النفس بعد فناء الجسد/رساله در کیفیت صدور موجودات/رساله در نفی و اثبات/رساله العلل و المعلولات/تجرید العقاید در کلام/فصول نصیریه/تلخیص المحصل/مصارع المصارع/رساله در جبر و اختیار/رساله اثبات واجب/رساله در امامت

«رصدخانه مراغه» چگونه پایه گذاری شد؟

این رصدخانه که در« آذربایجان شرقی» قرار دارد، روی تپه‌ ای در غرب «شهرستان مراغه» در حوالی ۲ روستا («طالب‌ خوان» و «حاجی‌ کرد») واقع شده است. که مشرف به «دریاچه ارومیه» است.

معمار اصلی این رصدخانه، «فخرالدین احمد بن عثمان مراغی» بود اما مسئولیت احداث واحد‌های علمی و ستاره‌ شناسی و ساخت ابزارآلات نجومی در این ساختمان را «موید الدین عروضی» بر عهده داشت. همچنین «قطب الدین شیرازی» و «نجم الدین دبیران قزوینی» در طرح ریزی این بنا مشارکت داشتند.

طبق اسناد به جا مانده مهندسان و معماران زیادی از کشورهای مختلف از جمله مراکش و سوریه در ساخت رصدخانه مراغه همکاری کرده بودند. همچنین خواجه نصیرالدین طوسی از اساتید چینی برای ساخت ابزار نجومی کمک گرفته بود.

با فروپاشی «حکومت ایلخانیان» رصدخانه مراغه نیز که در اوج قدرت هلاکوخان بنا شده بود رو به ویرانی رفت.

«رصدخانه سمرقند» کپی «رصدخانه مراغه»

تا آنجا که مهندس رصدخانه«غیاث الدین جمشید کاشانی» که «رصدخانه سمرقند» را در زمان «الغ بیگ» از روی «رصدخانه مراغه» می ساخت، ازبعضی ازقسمتهاسردرنیاورد ومی گفت: در این بنا بخشهایی وجود دارد که او نمی داند برای چه کاری ساخته شده بودند!.

مجددا پس از چند صد سال و در زمان شاه عباس صفوی،« شیخ بهایی» و «ملا جلال منجم» برای ترسیم پلان ها و طرح ها به رصد خانه مراغه رفتند.

در زمان ناصرالدین شاه نیز «علی محمد اصفهانی» بهمراهی«اعتضاد السلطنه» وزیر علوم وقت، طرحی را از تپه هایی که رصدخانه بر روی آن بنا شده، تهیه کردند. این طرح قدیمی ترین نقشه موجود از رصدخانه مراغه است.

بیست سال بعد «هوتوم شیندلر» آلمانی و در دوره معاصر «علی اکبر سرفراز» و «پرویز ورجاوند» کاوش های گسترده و ارزشمندی را در این رصدخانه انجام دادند.

«قُطر بیرونی برج مرکزی» رصدخانه مراغه ۲۳/۶ متر و «قُطر داخلی» آن ۲۲ متر است.

این بنا از ۶ واحد مدور متحد المرکز تشکیل شده است. علاوه بر آن، برج دارای «تیغه بندی عمود بر هم» و «دهلیز» است که به واسطه این تقسیم بندی، فضاهای ۱۲ گانه ای در دو طرف آن با عمق های متفاوت ایجاد شده است.

طبق دست نوشته های به جا مانده، این واحد «نورگیر»ی  داشته که نور آفتاب از آنجا بر روی دیوار می تابیده و حرکت روزانه خورشید، اندازه گیری زوایای آفتاب ودیگرموارد به واسطه آن ممکن می شده است.

همچنین ۵ واحد دایره ای شکل و واحدهای چهارگوش دیگری در اطراف برج اصلی بنا شده بودند. واحدهای بیرونی محل نصب دستگاه های رصد یا خود وسیله ای برای رصد بوده اند. در بخش داخلی مصالح قلوه سنگ های رودخانه ای بوده اند.

دیگر رصدخانه فعال  ایران 

رصدخانه نیمروز در سیستان و بلوچستان

رصدخانه شهرگور در فیروز آباد فارس.

رصدخانه خواجه نصیرالدین طوسی (دانشگاه تبریز).

رصدخانه ابوریحان بیرونی (دانشگاه شیراز).

رصدخانه زعفرانیه تهران (کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان).

رصدخانه کاسین خرم آباد (شرکت رصدخانه کاسین).

رصدخانه مهر بوشهر ( آموزش و پرورش).

 

رصدخانه آلاشت مازندران (متعلق به شرکت اخترنمای شیراز و صنایع اپتیک اصفهان).

و رصدخانه های،دانشگاه های تهران،فردوسی مشهد، زنجان و کاشان.

توضیح پژوهشگر-پیراسته فر:رصدخانه تقی الدین(استانبول) در۹۸۵قمری(۹۵۶شمسی).

  «رصدخانه جی سینگ» در شهرجیپور-هند در  ۱۱۲۱شمسی ساخته شد.

ازرصدخانه«تقی الدین راصد» دولت عثمانی،چیزی باقی نمانده واما مسئولین ترکیه،رصدخانه »آناتولی شرقی»راساخته اند.

درترکیه:درزمان حکومت  سلطان مراد سوم(سلطان عثمانی)، تقی الدین منجم(متوفی۹۶۳شمسی)  با توصیه خواجه سعدالدین و محمدپاشا (صدراعظم )، مأموریت یافت «رصدخانه ای» بسازد. این رصدخانه که ساخت آن۲سال طول کشید ، در تپه های مشرف به استانبول ( ارتفاعات توپخانه) بنا گردید.

درهند:رصدخانه جانتار مانتار«رصدخانه جانتر مانتر»، مجموعه‌ای تاریخی در جیپور است که متشکل از نوزده ابزار معماری نجومی ، در سال ۱۱۲۱ شمسی، توسط پادشاه «مهاراجه جی سینگ دوم »ساخته شد.

چراساواک،آیت الله خامنه ای ارااز«ایرانشهر»تبعیدکرد؟

«تبعید»ازبدترین تبعیدگاه 

چرا«ساواک» تصمیم گرفت «آیت الله خامنه ای» راکه دربدترین جای ممکن(ایرانشهر) تبعیدشده بود،جابجاکند؟ ..کدام ساواکی راآیت الله خامنه ای «انورسادات»نامیده بود؟ بازجوها وشکنجه گران رهبرانقلاب درزمان مبارزات قبل ازانقلاب چه کسانی بودند؟ ساواک نام کدام زندانی را«خمینی مشهد»گذاشته بود؟درادامه خواهیدخواند.

مروری برمبارزات وبازداشتهای رهبرانقلاب:

  رهبرمعظم انقلاب:«من بارها بازداشت شدم. مرا شش مرتبه بازداشت کردند؛ یک بار هم زندان بردند، یک بار هم تبعید شدم. مجموعاً این دورانها نزدیک به سه سال طول کشیده است.

 دوره زندگی ما در آن زمانها، برای ایرانیها دوران بسیار بدی بود.» ۱۳۷۶/۱۱/۱۴-سایت رهبری

آیت الله خامنه ای که از هیجده سالگی در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آیت الله العظمی میلانی شروع کرده بودند.

حوزه علمیه قم:آیت الله خامنه‌ای از سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۳ در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالی در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگان چون مرحوم آیت الله العظمی بروجردی، امام خمینی، شیخ مرتضی حائری یزدی وعلـّامه طباطبائی استفاده کردند.

رهبرانقلاب درکنارپدر(حجت الاسلام سیدجوادخامنه ای)

وامادر سال ۱۳۴۳ بعلت بیماری ودلتنگی پدر (آب مروارید- نابینا شده بود) علیرغم وابستگیها وبرنامه ریزهای درحوزه قم به درخواست پدربه مشهدبرگشتند.

به دنبال مبارزات ضدرژیم ستمشاهی ، سخنرانی‌های افشاگرانه ، آیت الله خامنه ای در ۱۲ خرداد ۱۳۴۲ مقارن با هفتم ماه محرم ۱۳۸۳، دستگیر و در مشهد زندانی شد.

در ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ قرار بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای به قرار التزام به عدم خروج از حوزه‌ی قضایی تهران تبدیل و ایشان از زندان آزاد شد، 

در پاییز ۱۳۴۳ از قم به مشهد بازگشت. از این پس تا پیروزی انقلاب اسلامی فعالیتهای وی همواره تحت کنترل مأموران امنیتی قرار داشت.

مأموران ساواک از حضور او در مشهد اطلاع یافته و در ۱۴ فروردین  ۱۳۴۲، در مراسم تشییع جنازه‌ی آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی، وی را دستگیر کنند.  در ۲۶ تیر همان سال آزاد شد. اندکی پس از آزادی، در تهران به ملاقات زندانیان سیاسی رفت.

 

..ساواک مشهد در ۲ مهر ۱۳۴۹ دستگیر و مدتی در زندان لشکر خراسان ـ تنها زندان امنیتی مشهد ـ بازداشت کرد.

 در محرم ۱۳۹۱/ اسفند ۱۳۴۹ با آنکه نام آیت‌الله خامنه‌ای در فهرست واعظان ممنوع‌المنبر ساواک قرار گرفته بود وی سخنرانیهایی در هیئت انصارالحسین تهران ایراد کرد. آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۵۰ به دعوت آیت‌الله طالقانی سخنرانی‌هایی در مسجد هدایت تهران، که کانون توجه دانشجویان و جوانان مبارز بود، ایراد کرد.

علت بازداشت ۱۴ فروردین ۱۳۴۶

بهانه بازداشت سوم در ۱۴ فروردین ۱۳۴۶، فعالیتهای سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای در اعتراض به تبعید آیت‌الله سید حسین قمی (از علمای مبارز مشهد) به خاش بود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:ماجرای آیت الله سیدحسین طباطبایی قمی وفرزندش( سید حسن طباطبائی قمی)  رادرادامه خواهیدخواند.

آیت‌الله خامنه‌ای پس از تحمل ۵۲ روز بازداشت انفرادی و بدون امکان ملاقات در زندان لشکر مشهد، به سه ماه زندان محکوم شد که با تبدیل قرار به وجه‌الکفاله در تاریخ ۲۶ تیر ۴۶ آزاد شد.

افشاگرجشن های ۲۵۰۰ ساله

جنجال‌های ادوار جشن هنر شیراز

 رهبرمعظم انقلاب درششمین مرجله بازداشتش  در سال ۱۳۵۰، در پی تحریم جشنهای ۲۵۰۰ ساله

،درمرداد ۱۳۵۰ به ساواک مشهد احضار و مدتی در زندان لشکر خراسان بازداشت شد.

 او پس از آزادی، فعالیتهای خود را ادامه داد.

در همان سال دو بار دیگر نیز بازداشت شد.

  یکی در آبان ۱۳۵۰ که به بازداشت کوتاه‌مدت وی در زندان لشکر خراسان انجامید. دیگری در ۲۱ آذر همان سال که به اتهام اقدام برضد امنیت داخلی به ۳ ماه حبس محکوم گردید

مبارزات وبازداشتهای آیت الله خامنه ای  ازنگاه آمار

اولین بازداشت

دستگیر شد که این دستگیری منجر به ۱۰ روز بازداشت وی در بازداشتگاهی در مشهد شد

 اولین بار در محرم سال ۱۳۴۲ عازم بیرجند(زادگاه نخست وزیرعلم) بودمسئولان امنیتی بیرجند در شب تاسوعا، ایشان  را بازداشت و پس از یک شب بازداشت، به شرط ترک منبر آزاد کردند.

دومین بازداشت

سه روز بعدازآزادی، واقعه پانزدهم خرداد۱۳۴۲ در شهر قم اتفاق افتاد که ایشان به دلیل فعالیت‌های اعتراضی پس از این واقعه دوباره دستگیر و  ۱۰ روز هم در زندان نظامی محبوس شد.

سومین دستگیری

بهمن ۱۳۴۲ (رمضان ۱۳۸۳ قمری) او با عده‌ای از دوستانش به کرمان رفت و پس از دو سه روز توقف در کرمان و سخنرانی و منبر و دیدار با عالمان و طلاب شهر، عازم زاهدان شد. در آن جا نیز به دلیل سخنرانی‌ها و فعالیت سیاسی بازداشت و راهی زندان قزل قلعه می‌شود. در اسفند همان سال با قرار التزام به عدم خروج از تهران آزاد می‌شود

چهارمین بازداشت

به دنبال دستگیری  یکی ازعلما(آیت الله سید حسین قمی از علمای مبارز مشهد به خاش بود) و اعتراض آیت الله خامنه ای، ساواک در۱۴ فروردین ۱۳۴۶ وی را در مراسم تشییع مجتبی قزوینی دستگیر می‌کند و در ۲۶ تیرماه آزاد می‌شود.سه ماه و۱۰روز

پنجمین دستگیری

در سال ۱۳۴۵(طلبه پرشورآنزمان )دررصدمأموران رژیم شاه بودناگزیر در تهران مخفیانه زندگی می کردند و اما سال بعد ( ۱۳۴۶)دستگیر و محبوس شدند. 

ششمین دستگیری

در دوم مهر ماه ۱۳۴۹، ساواک مشهد(بجرم تلاش بسیاری برای تحکیم مرجعیت سید روح‌الله خمینی) وی را دستگیر ودر زندان لشکر خراسان بازداشت می‌کند.

رهبری  ازمبارزاتش می گوید:

«از سال ۱۳۴۸ زمینهٔ حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاه‌های جاری رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند چنین جریانی نمی‌تواند با افرادی از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال ۵۰ مجدداً  به زندان افتادم. برخوردهای خشونت‌آمیز ساواک در زندان آشکارا نشان می‌داد که دستگاه از پیوستن جریان‌های مبارزهٔ مسلحانه به کانون‌های تفکر اسلامی به‌شدت بیمناک است و نمی‌تواند بپذیرد که فعالیت‌های فکری و تبلیغاتی من در مشهد و تهران از آن جریان‌ها بیگانه و به‌کنار است. پس از آزادی، دایرهٔ درس‌های عمومی تفسیر و کلاس‌های مخفی ایدئولوژی و… گسترش بیشتری پیدا کرد.»

هفتمین بازداشت

به دنبال تحریم جشن‌های ۲۵۰۰ سال از سوی سید روح‌الله خمینی و تشدید مراقبت‌های امنیتی ساواک، آیت الله خامنه‌ای درسال۱۳۵۰،سه بار بازداشت شد

باراول (هفتمین بازداشت)در مرداد ۱۳۵۰ بازداشت شد و در همان زندان لشکر خراسان زندانی شد.

هشتمین  بازداشت

یکی در آبان ماه ۱۳۵۰ که منجر به بازداشت کوتاه‌مدت وی در زندان لشکر خراسان انجامید

نهمین دستگیری 

بازداشت دیگرایشان  در۲۱ آذر۱۳۵۰که جرم وی اقدام علیه امنیت داخلی به سه ماه حبس محکوم گردید

دهمین دستگیری

دی ماه ۱۳۵۳ ساواک به خانه‌اش در مشهد هجوم برده، او را دستگیر و بسیاری از یادداشت‌ها و نوشته‌هایش را ضبط کند

یازدهمین دستگیری(سخت ترین زندان)

این دستگیری ، سخت ترین بازداشت  زندان کمیته مشترک شهربانی که در ۲ شهریور ۱۳۵۴ از زندان آزاد می‌شود. در این مدت در سلولی با سخت ترین شرایط نگه داشته شدند. سختی هایی که ایشان در این بازداشت تحمّل کردند، به تعبیر خودشان «فقط برای آنان که آن شرایط را دیده اند، قابل فهم است».

دوازدهمین -آخرین-دستگیری-سال ۱۳۵۶

مأموران ساواک در ۲۳ آذر ۱۳۵۶ به منزل او یورش برده و او را دستگیر و به ایرانشهر انتقال دادندنیروهای امنیتی وی را دستگیر و به مدت ۲۵۸ روز(هشت ماه ونیم) به ایرانشهر تبعید کرد. در نیمه شهریورسال ۱۳۵۷ با اوج‌گیری مبارزات انقلاب ایران، از تبعیدگاه آزاد شده به مشهد بازگشت

رژیم وقتی محبوبیت وی رادربین این تبعیدگاه مشاهده می کند(که درآن زمان بدترین منطقه بود)وی در ۲۲ مرداد۱۳۵۷ازایرانشهرمنطقه بدتری(جیرفت )منتقل می کند.

(مدت تبعیدایرانشهروجیرفت) درکتاب «برتبعید»۲۵۸ روزاست.

رهبرانقلاب: من در بلوچستان - سالهای قبل از انقلاب هنگامی که آنجا تبعید بودم ،بیست‌وچهار سال داشتم- به مرحوم مولوی شهداد (از علمای معروف بلوچستان بود ؛ مرد فاضلی بود. آن زمان ایشان در سراوان بود و ما در ایرانشهر بودیم) پیغام فرستادم که بیایید فرصتی است بنشینیم و مبانی یک اتحاد عملی، حقیقی و واقعی قلبی بین اهل سنت و شیعه به وجود آوریم. ایشان هم متقابلاً از این قضیه استقبال کرد.۱۳۸۵/۱۰/۲۵

«بر تبعید» ترجمه می‌شود/ روایت 258 روز تبعید آیت‌الله خامنه‌ای به ایرانشهر

توضیح مدیرسایت:محکومیت آیت الله خامنه ای ۳ساله بود که بقیه بخشیده شد.

ایرانشهر بودم، یک بار با لباس بلوچى با ماشین به طور قاچاق از ایرانشهر به زاهدان مى‌رفتم، تا مسافرى را که از خانواده‌ى ما به زاهدان آمده بود، بیاورم. من به طور قاچاق تردد مى‌کردم؛ زیرا مجاز نبودم که این راه را بروم./۱۳۷۰/۰۸/۰۶

(علی‌اصغر پورمحمدی-مدیرشبکه ۳تلویزیون)درخاطراتش می نویسد:در آن سال‌ها به ایرانشهر رفت‌وآمد داشتم ،آیت الله خامنه ای به علت تعامل با اهل تسنن اشتهار و محبوبیتی در میان مردم ایرانشهر یافت و با بهره‌گیری از این فرصتها پیام انقلاب را به مردم دورترین نقاط کشور رساند. سخنرانیهای او در مسجد آل‌رسول ایرانشهر و رفت و آمد علما و روحانیون مبارز، نیروهای انقلابی و اقشار مختلف مردم به منزل او، عوامل امنیتی را بر آن داشت که فعالیتهای او را محدود سازند و از رفت و آمد مردم ممانعت به‌عمل آورند

مبارزات سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای  از همان آغاز ورود به آن شهر با سخنرانی در مسجد جامع به افشاگری علیه حکومت پهلوی پرداخت. یکی از سخنرانیها، که در ۱۵ شهریور ۱۳۵۷ صورت گرفت، به برپایی تظاهرات و سردادن شعارهای انقلابی توسط مردم منجر شد

ساواک: این  طلبه همان کسی است که می‌خواهد «خمینی مشهد »باشد!؟

نصایح ساواک به  یک زندانی (طلبه ناآرام وجسور)اززبان خودش

گفتگوی آیت‌الله خامنه‌ای با ماموران امنتیتی -ساواک : «پرسید: از طرف چه کسی مأمورید؟ گفتم: از جانب خدا... سخت تحت تأثیر قرار گرفت و گفت : این کار خطر دارد؛ مشکلات دارد؛ شما جوانید. گفتم: من فکر نمی‌کنم بالاتر از اعدام کاری باشد؛ شما بالاتر از اعدام ندارید و من خودم را برای اعدام آماده کرده‌ام. همه کارهای شما زیر اعدام است

...مأمورساواک-واقعاً مبهوت شده بود و گفتشما که خود را برای اعدام آماده کرده‌اید، من به شما چه بگویم!»

فرازی از مصاحبه رهبری:یک مأمورساواک به بازجویم درساواک مشهد گفت : این همان کسی است که می‌خواهد خمینی مشهد باشد!؟

رهبرانقلاب(آیت‌الله خامنه‌ای): «مرا به داخل اناق برد و روی صندلی نشاند و گفت: سرت را بردار. یعنی پیراهن را بردار. دیدیم بازجوی پرونده من است. نام او را انورسادات گذاشته بودم. شباهت‌هایی به هم داشتند. روبرویم ایستاد و شروع کرد به سوال: سوال‌های معمولی. من هم جواب می‌دادم. در همین بین در اتاق باز شد، مردی سرش را داد تو و از [انورالسادات] پرسید: چای داری دکتر؟

(دکتر و مهندس، عنوان بازجوها بود که با آنها یکدیگر را صدا می‌کردند؛ و این از عقده حقارت و پس‌ماندگی آنها ناشی می‌شد)

با سوال «چای دارید؟» می‌خواست تظاهر کند که ورودش طبیعی است، [اما اینطور نبود.] داخل شد. در حالی که وانمود می‌کرد از دیدن من تعجب کرده، پرسید: این چیه؟

«این چیه» سوال معروف زندان بود. هرگز ندیدم بازجویی بپرسد: این کیه؟

[انورالسادات] گفت: خامنه‌ای از مشهد.

او گفت: عجب! این همان کسی است که می‌خواهد خمینی مشهد باشد؟!

مرد خطرناکی است!  سپس سرش را تکان داد و گفت: خامنه‌ای! از اینجا خلاصی نداری.

این بازجویی چندساعت بطول می انجامید،بازجوهاتا۷نفرمی شدندو در جلسه‌های بعدی  هم ادامه یافت؛ با ضرب و شتم، کتک و انواع شکنجه.(منبع:سایت رهبرانقلاب ۱۳۹۵/۱۱/۲۱)

آیت الله خامنه ای: هنگامی که زندانی اندک مقاومتی از خود نشان می‌داد، بازجوها و شکنجه‌گران، خیلی زود تکثیر می‌شدند. جمع می‌شدند تا روحیه زندانی را بشکنند و او را زیر فشار تعددشان قرار دهند. احاطه‌اش می‌کردند، فحش‌های رکیک می‌دادند و تا می‌توانستند، روان او را زیر آماج تهاجمات خود می‌گرفتند. بازجوی اصلی یک نفر بود و بقیه با دست‌آویزی وارد اتاق شده، گروهی ادامه می‌دادند.

من در جواب دادن به همه سئوال‌های‌شان کوتاه نمی‌آمدم و سعی می‌کردم، جوابهایم طوری نباشد که بتوانند مرا محکوم کنند.


در یکی از این بازجویی‌ها، احمد معصومی کوچصفهانی، بازجوی متخصص کمیته مشترک ضدخرابکاری، شروع به پرسش کرد. سئوالاتش با اهانت، غرور و تحکم همراه بود.

بازجو(کوچصفهانی):سید! آقای سعیدی را می‌شناختی؟

زندانی(علی خامنه ای)- بله، او دوست من بود.

بازجو: می‌دانی او در زندان مرد؟

زندانی- بله.

بازجو: می‌دانی اتاق بازجویی او همین‌جاست؟

بازجو،سکوتی کرد و ادامه داد: به سعیدی گفتم اطلاعات خود را بگو، اما او گفت که باید به قرآن تفأل بزنم؛ ببینیم کار درستی است یا نه. به او گفتم این فال بد زدن است نه تفأل. ولی او به گوش نگرفت و آمد به سرش آنچه که باید می‌آمد.

آنگاه بطرفم( آقای خامنه‌ای)آمد و با ته خودکاری که در دست داشت به سرم کوبید(شبیهکاری که آموزگاران خودخواه با شاگردان می‌کنند)و گفت: سید! این فال بد زدن است... این فال بد زدن است... «پیش خود بر حماقتش خندیدم. سخنان او کمترین اثری در من نگذاشت.»

سرنوشت بازجوی رهبرانقلاب «کوچصفهانی»

کوچصفهانی در جوانی- موزه عبرت

سید احمد معصومی «کوچصفهانی» معروف به «مؤید »فرزند سید باقر(متولد ۱۳۰۳ رشت) فوق لیسانس مطالعات و تحقیقات اجتماعی.وی در۴اسفند ۱۳۵۷ درمنزلش-تهران-دستگیر و پس از محاکمه، در۲۲ اسفند اعدام گردید.

ماجرای تراشیدن محاسن آیت‌الله خامنه‌ای +عکس

یکباربازجویم « منوچهری» بود.

بازجویی  شکنجه گرساواک(منوچهری)ازآیت الله خامنه ای

بازگویی خاطرات در بازدید(سال سال ۱۳۸۴) مقام معظم رهبری از شکنجه گاه و کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک ( موزه عبرت) 

سلول زندانی «سیدعلی خامنه‌ای»

جمعی از مسئولان رهبر معظم انقلاب را راهروها، سلول‌ها و اتاق‌های شکنجه مخوف موزه عبرت مشایعت می‌کنند تا به سلولی می‌رسند که نام «سیدعلی خامنه‌ای» بر روی آن درج شده است. معظم‌له می‌گوید: این سلول دو متر و ۴۸ سانتیمتر در یک متر و ۶۰ سانتیمتر  است و من ۸ ماه اینجا بودم.

مقام معظم رهبری در ادامه به یکی از شکنجه گران ساواک به نام هوشنگ منوچهری اشاره کرده و می‌گویند: تا آن روز او را ندیده بودم، در را باز کرد و داخل شد؛ یقه‌اش باز بود و به گردنش چیزی آویزان بود. مرا نگاه کرد و گفت: خامنه‌ای تویی؟

شکنجه گر روانی ساواک که بود؟

هوشنگ ازغندی مشهور به منوچهری با همان شمایل نتراشیده؛ یقه باز، سبیل پرپشت آویزان، موهای بلند ریخته بر شانه، گردن کلفت، و زنجیری آویزان از آن گردن.

«منوچهری» پرسید: خامنه‌ای تویی!؟

گفتم: بله.

بار دیگر پرسید: آهان!پس خامنه‌ای که می‌گویند تو هستی!؟ مرا می‌شناسی؟

گفتم: نه.

گفت: من منوچهریم؛ و بعد به چهره من نگاه می‌کرد تا اثر حرف خود را در صورت من ببیند.

من فوراً فهمیدم و شناختمش و با آنکه چیزهای زیادی از او شنیده بودم، اما به روی خودم نیاوردم که میشناسمش. بعد گفت که من تو را خوب میشناسم، توهمون کسی هستی که مثل ماهی لیز می خوری و از دست بازجو خارج می شی! و کارای تو دونه‌دونه‌اش چیزی نیست، اما مجموعش خدا میدونه چیه!

سرنوشت منوچهری

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منوچهری(متولد۱۳۱۹) ازشکنجه گران قهاربود(دکترای شکنجه داشت)،مدالهای زیادی هم ازاین جنایات ازدربارگرفته بود،بعد از پیروزی انقلاب در ۱۶بهمن سال ۱۳۵۷ از ایران فرار(انگلیس رفت) کرد و پس از مدتی در اثر افسردگی خودکشی کرد.

علت اخراج(تبعید)آیت الله خامنه ای، ازبدترین تبعیدگاه؟

حجت الاسلام کاظم راشد یزدی» متولد ١٣١٦ یزد می گوید:من از سنه ۴۵آقا(مقام معظم رهبری) را می‌شناختم و بعدا هم خداوند از عنایاتی که به من داشت در تبعیدم با ایشان بودم. من به چهار شهر تبعید شدم. دو شهر در سنه۵۱و۵۲و۵۳. یک سال در بندرگناوه، یک سال هم گلپایگان.

«راشد یزدی»از چهاردهم فروردین سال۵۷به« ایرانشهر» تبعید شدم(هم‌خانه آقا بودم). روز دهم فروردین در مجلسی در یزد برای چهلم شهدای تبریز منبر رفتم و بعد دستگاه من را گرفت و تبعید کرد آنجا. این افتخار نصیبم شد که تا مهرماه در خدمت ایشان باشم.

حجت الاسلام راشد یزدی:
عالمان دینی طبیبان جامعه هستند

حجت الاسلام راشدیزدی: ایشان(آیت الله خامنه ای) قبل از من تبعید شده بودند به آن نقطه و من به آقا ملحق شدم.البته من قبل تبعید هم به همراه شهید صدوقی خدمت ایشان رسیده بودم.حکم من ۳سال تبعید در ایرانشهر بود. در همان منزلی که آقا سکونت داشتند من هم یک اتاق گرفتم.

آیت الله خامنه که یک تبعیدی بود دربیداری(آگاهی بخشی)مردم  شهرنقش مهمی داشت.

آقایانی که تبعید شدند در بیدار‌کردن مردم خیلی موثر بودند و یکی از کارهایی که دشمن به زعم خودش انجام داد این بود که این آقایان را پراکنده کرده بود! «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» در همین‌جا صدق می‌کند که مردم روشن شدند،آقا یک قسمتی از انقلاب را در ایرانشهر اداره می‌کردند.

«سیل»آمد واماموجب شاخص شدن « آیت الله خامنه ای» شد

حجت الاسلام راشدیزدی می گوید: سیلی پیش آمد که آقا در آن سیل خدمتگزاری به مردم را یاد دادند در ایرانشهر و من هم در خدمتشان بودم،آقا خودشان خیلی کار کردند-بخاطرهمن مردم ایرانشهر،بلکه تمام سیستان‌وبلوچستان به آقا علاقه‌مندشدند.

یکی ازدلائل انتقل ازایرانشهر «تبعیدرهبرانقلاب،ازاین تبعیدگاه» همین مسائل بود.

آقای راشدیزدی می گوید:در مهرماه آقا -ازایرانشهر-تبعید شدند به سبزواران در جیرفت و من هم به ایذه تبعید شدم.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«راشدیزدی» کیست؟

«حجت‌الاسلام‌ کاظم راشد یزدی»در زمان هشت سال دفاع مقدس ریاست بنیاد شهید و امور ایثارگران استان یزد را به عهده داشته است وریاست کمیته امداد امام ورئیس  بنیاد شهید بودند. نیرازجمله ازخدمات اجتماعی این عالم بزرگواراست.

آیت الله سید حسن طباطبائی قمی-متولدنجف- فرزند  آیت حاج آقا سید حسین طباطبائی قمی در دوران سلطنت رضا خان نقش مهمی در مخالفت با اعمال و اقدامات ضد اسلامی و دینی رژیم پهلوی داشت.

سید حسن قمی.jpg

 وی درجوانی به همراه پدرش که به درخواست اهالی خراسان و سفارش میرزا محمد تقی خان شیرازی بود، به مشهد مهاجرت نمود و تحصیلات خویش را در آن شهر آغاز نمود. در وقایع قیام مسجد گوهر شاد در سال ۱۳۱۴ش.در شهر مشهد ..سخنرانی مهیّج شیخ محمدتقی بهلول ..و کشف حجاب خاندان پهلوی روی داد، ایشان به عنوان اعتراض به همراه پدر بزرگوارشان عازم تهران شدند و پس از آنکه به دستور رضا خان به عتبات تبعید گردیدند.

حاج آقاقمی درقیام ۱۵خرداد۱۳۴۲به قیام امام خمینی لبیک گفت وحتی  درطول ۲هفته ای که  امام خمینی در زندان قصر زندانی بود،همبندش بود که بعد به پادگان عشرت آباد منتقل گردید.

وی بعد از مدتی از زندان آزاد و به مشهد بازگشت وبه مبارزه خود علیه رژیم پهلوی ادامه داد.

درماجرای تبعیدامام به ترکیه، علمای مبارزمشهددر منزل آیت الله میلانی اجتماع کردند و تصمیم گرفتند تا به عنوان اعتراض نسبت به اقدام رژیم پهلوی در اخراج امام از ایران، در مسجد گوهر شاد تحصن کنند،آیت الله سید حسن طباطبائی قمی ازصحنه گردانان این اجتماع معترضه بود.

پس از این جریانات رژیم پهلوی تصمیم گرفت که آیت الله قمی را از محل اقامت شان دور کند و  در سال ۱۳۴۶ش. ایشان را از مشهد به زاهدان و خاش تبعید نمودند.

وی بعد از ۱۴ ماه اقامت در خاش، از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی رژیم به خانه ای در کرج منتقل شد ودر حصر بود.

 ولی همچنان بیت ایشان درمشهد یکی از پایگاههای مردمی در پیشبرد نهضت امام خمینی به شمار می رفت.

 آیت الله سید حسن قمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مشهد برگشتند وازمدرسین  حوزه علمیه مشهد بود.اماپس از مدتی ازمخالفین همان  امام ونهضتی شدکه برایش قیام کرده بود! در حصرشد.

علت مخالفت باامام خمینی؟ 

ایشان به دلیل همان رفاقت گذشته باامام خمینی ،چندسال بعدازپیروزی انقلاب می آیدتهران دربیمارستانی که امام بستری بوده،به امام اعتراض میکند که این چه بساطی است که پهن کردید،اینهمه ظلم وجنایت است واز حزب جمهوری اسلامی وگردانندگانش بدگویی می کند وحتی درهمان حال نزارامام،سرش دادمی کشد! ولی کسی چیزی متوجه نمی شود ،فردایش امام به هاشمی می گوید«ببینید که آقای قمی چی می گوید،بررسی کنید»،هاشمی هم بااومجادله می کند که این چه رفتاری بوده که کردیدباامام! امام مشکل قلب داره،شماقبلش را بدردآوردید ...وبعدمی گویدباشدمن رسیدگی میکنم وشما دیگرجایی عنوان نکنید،اما چندروزبعدمصاحبه باکیهان می کند،ازسیرتاپیاز ملاقات امام را می گوید،روزنامه هم منتشرمی شود،یک غوغایی بپامی شود وی ازمخالفان جنگ باعراق-بعدازفتح خرمشهر- بود، اعلامه داده بود«این جنگ دیگرمشروعیت ندارد،هم کشته و هم کشنده، هر دو به جهنم خواهند رفت»!و...که حاکمیت برای مهارش ناچارمی شوندحکم«لامساس»رابرایش اجرابکنند.

بعدازرحلت امام خمینی(رهبریت آیت الله خامنه ای)حصرش لغوشد،ولی همچنان گوشه عزلت گزیدتا..

وفات:آیت الله سیدحسن طباطبایی دربامداد روز دوشنبه ۲۰ خرداد۱۳۸۶سن ۹۶ سالگی درمشهددرگذشت.

تألیفات:کتاب الحج (۳ جلد)،  حاشیه بر عروه الوثقی، تقریرات درس اصول میرزای نائینی.

ماجرای "موسی وخضر"حکمتهاورازهای خلقت

داستان موسی وخضر. آیات ۶۰ تا ۸۲ سوره کهف(مجمع البحرین)کجاست؟

چراخضر،«کشتی»سالم راسوراخ کرد...جوان بی گناه راکشت...بنایی رایگان ساخت(دیوار) که صاحبانش به آنهابی احترامی کرده بودند(رانده بودند)«چراحضرت موسی درساخت دیواربه خضرکمک نکرد؟»...نقش«شیطان»دراین ماجرا...ماهی مُرده ،چگونه راهی دریاشد؟

چرا حضرت موسی درساخت(بنّایی) دیواربه «خضر»کمک نکرد!؟

چرااستاد،شاگرش رااخراج کرد!؟...

*به حضرت موسی وحی شدکه برای فرا گرفتن علومی بایدبه نزد عالمی (مجمع البحرین)بروید.

بعدازیک شبانه روز(پیاده روی)

فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا ﴿٦٥کهف﴾

«یافتند بنده ای از بندگان ما که او را مشمول رحمت خود ساخته و از سوی خود علم فراوانی به او تعلیم داده بودیم. »

حضرت موسی بهمراه یکی ازاصحابش، بار سفر را بست و به سوی اقامتگاه «خضر» به راه افتادند.

هنگامی که به دیدارآن عالم(خضر) رسیدند، موسی پیشنهاد خود را مطرح کرد، خضر گفت: «فکرنمی کنم در برابر تعلیمات من، صبر و شکیبایی داشته باشی! ».

اما موسی علیه السلام «قول شکیبایی داد».

سه حادثه مهم

سوراخ کردن کشتی

نخست سوار بر کشتی شدند و «خضر» اقدام به سوراخ کردن کشتی کرد که بانگ اعتراض موسی بر خاست، و خطر غرق شدن کشتی و اهلش را به خضر گوشزد نمود؛ ولی هنگامی که خضر به او گفت: «من می دانستم تو، توان شکیبائی نداری! موسی از اعتراض خود پشیمان گشت و سکوت اختیار کرد، چرا که قرار گذاشته بود لب به اعتراض نگشاید تا خضر خودش توضیح دهد.

قتل نوجوان

چیزی نگذشت در مسیر خود به نوجوانی برخورد کردند «خضر» بی هیچ بهانه ای، اقدام به قتل او کرد! منظره وحشتناک کشتن این جوانِ گناه نکرده، موسی را سخت از کوره به در برد، و بار دیگر تعهد خود را فراموش کرد و زبان به اعتراض گشود، اعتراض شدیدتر ، که چرا انسان بی گناهی را کشتی!؟ به یقین این کار بسیار زشتی است!وبرای دومین بار، «خضر« پیمان خود را به «شاگردش» یاد آور شد و به او گفت اگر بار سوم تکرار کنی همیشه توراترک میکنم.

دیوارسازی(بنّایی رایگان)

«اُستادو شاگرد» وارد شهری شدند، مردم شهر ،حاضر به پذیرایی حداقلی از آنان نشدند،حتی جسارت هم کردند،اما «خضر» به کنار دیواری که در حال فرو ریختن بود رسید،تصمیم به بازسازی دیوارگرفت ،شروع بکارشدواز موسی نیز کمک خواست تا دیوار را مرمت کند،واماباز، موسی،چنان عصبانی بودکه از«عهد» ش غافل شد و لب به اعتراض گشود که«این چه کاریه!» آیا این دلسوزی در برابر آن بی مهری منطقی است!؟

استاد، شاگردش را اخراج کرد(جواب گفت):هَـٰذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ

خضر«جدایی» از موسی رااعلام کرد، چرا که سه بار تعهدات خودرازیرپاگذاشته بود.

سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ/علت اقدامات خضر

پیش از آن که جدا شوند،«خضر» پرده ازاسرار کارهای ثلاثه برداشت.

تخریب کشتی : پادشاهی ظالم و جبار، کشتیهای سالم را غصب می کرد و من کشتی را معیوب ساختم تا مورد توجه او قرار نگیرد؛ زیرا کشتی تعلق به گروهی از مستضعفان داشت و وسیله ارتزاق آنها را تشکیل می داد.

قتل جوان:جوان مقتول فردی کافر و مرتد و اغواگر بود و مستحق اعدام، و بیم آن می رفت که پدر و مادرش را تحت فشار قرار دهد و از دین خدا بیرون برد.

بنایی رایگان برای بچه هایی که مطرودشان کرده بودند:و اما آن دیوار متعلق به دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، و زیر آن گنجی متعلق به آنهانهفته بود؛ و چون پدرشان مرد صالحی بود، خدا می خواست این گنج را برای آنها حفظ کند؛ سپس به او حالی کرد که من این کارها را خود سرانه نکردم؛ همه به فرمان پروردگاربود!

وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّىٰ أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا ﴿٦٠﴾ فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا ﴿٦١)فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَـٰذَا نَصَبًا ﴿٦٢﴾ قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ ۚ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا ﴿٦٣﴾ قَالَ ذَٰلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ ۚ فَارْتَدَّا عَلَىٰ آثَارِهِمَا قَصَصًا ﴿٦٤﴾ فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا ﴿٦٥﴾ قَالَ لَهُ مُوسَىٰ هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ﴿٦٦﴾ قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿٦٧﴾ وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَىٰ مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا ﴿٦٨﴾ قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّـهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا ﴿٦٩﴾ قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّىٰ أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا ﴿٧٠﴾ فَانطَلَقَا حَتَّىٰ إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا ۖ قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا ﴿٧١﴾ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿٧٢﴾ قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا ﴿٧٣﴾ فَانطَلَقَا حَتَّىٰ إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا ﴿٧٤)

قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿٧٥﴾ قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي ۖ قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا ﴿٧٦﴾ فَانطَلَقَا حَتَّىٰ إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ ۖ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا ﴿٧٧﴾ قَالَ هَـٰذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ ۚ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا ﴿٧٨﴾ أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءَهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا ﴿٧٩﴾ وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا ﴿٨٠﴾ فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا ﴿٨١﴾ وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ ۚ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ۚ ذَٰلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا ﴿٨٢﴾هود.

علت سفر علمی

دربعضی ازروایات آمده که حضرت موسی علیه السلام چنین تصورمی کردکه «خداوند هیچ‌کس را عالم‌تر از من نیافریده است.» در این هنگام خداوند به جبرئیل وحی کرد موسی را دریاب که در وادی هلاکت افتاده است. جبرئیل به دیدار موسی آمد ومأموریتی به اوداد،موسی که طالب علم بود،مشتاقانه پذیرفت.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:حجت الاسلام قرائتی هم چنین مطلبی رادرتفسیرش بیان می کند:

آقای قرائتی می نویسد:در کتاب صحیح بخارى از ابن عباس از اُبىّ‏بن کعب آمده که پیامبر فرمودند: روزى حضرت موسى در حال خطبه خواندن، مورد سؤال بنى ‏اسرائیل قرار گرفت که عالم‏ترین افراد کیست؟ موسى گفت: من هستم. خداوند موسى را مورد عتاب قرار داد که چرا نگفتى: خدا بهتر مى‏ داند. خضر از تو عالم‏تر است. موسى گفت: خضر کجاست؟ خطاب آمد: در منطقه‏ مجمع‏ البحرین است و رمز و نشانه‏ آن این است که یک ماهى در سبدى قرار بده و حرکت کن، هرجا ماهى را نیافتى، وعده ‏گاه ملاقات خضر همان جا مى ‏باشد./پایان.

حضرت موسی(ع) همسفری مؤمن از بنی‎ اسرائیل(یوشع بن نون) داشت.

«حضرت موسي» يک عدد ماهي در ميان زنبيل نهاد و اندكي زاد و توشة راه‎ برداشت و همراه يوشع به سوي تنگة دو دريا(مجمع البحرین) حركت كردند.

هنگامي كه به آنجا رسيدند در كنار صخره‎اي اندكي استراحت كردند، در همان‎جا موسي و يوشع، ماهي‎ اي را به همراه داشتند، فراموش كردند. بعد معلوم شد كه «ماهي» براثر رسيدن قطرات آب به طور معجزه‎آسايي خود را در همان تنگه به دريا افكنده و ناپديد شده است.
موسي و همسفرش از آن محل گذشتند، طولاني بودن راه و سفر موجب خستگي و گرسنگي آنها گرديد، در اين هنگام موسي به خاطرش آمد كه غذايي به همراه خودداشته ند، به يوشع گفت: «غذاي ما را بياور كه از اين سفر سخت خسته شده ‎ايم
يوشع گفت: آيا به خاطر داري هنگامي كه ما به كنار آن صخره پناه برديم، من در آنجا فراموش كردم كه ماجراي ماهي را برایت بگویم، و اين شيطان بود كه ياد آن را از خاطر من ربود، و ماهي راهش را به طرز شگفت ‎انگيز در دريا پيش گرفت و ناپديد شد.

رفتن ماهی به دریا«نشانی»بود
و از آنجا كه اين موضوع به صورت نشانه‎ اي براي موسي در رابطه با پيدا كردن عالِم، بيان شده بود موسي مطلب را دريافت و گفت: اين همان چيزي است كه ما مي‎خواستيم و به دنبال آن مي‎ گشتيم.

در اين هنگام از همانجا بازگشتند و به جستجوي آن عالِم پرداختند، وقتي كه به تنگه رسيدند حضرت خضر را در آنجا ديدند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مأموریت «شیطان» درماجرای خضر،این بودکه، موضوع زنده شدن ماهی را ازیادشان ببرد تا ملاقات موسی باخضر انجام نگیرد.

پس از احوالپرسي، موسي به خضرگفت:آیااجازه می دهیدشاگردیت کنم؟
«آيا من از تو پيروي كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده است و ماية رشد و صلاح است به من بياموزي؟»
خضر: تو هرگز نمي تواني همراه من صبر و تحمّل كني، و چگونه مي‎تواني در مورد رموز و اسراري كه به آن آگاهي نداري شكيبا باشي؟
موسي: انشاءالله که مرا شكيبا خواهي يافت، و در هيچ كاري مخالفت فرمان تو را نخواهم كرد.
خضر: پس اگر مي‎خواهي به دنبال من بيايي از هيچ چيز سؤال نكن، تا خودم به موقع، آن را براي تو بازگو كنم.
موسي مجدّداً اين تعهّد را داد كه با صبر و تحمّل همراه استاد حركت كند و به اين ترتيب همراه خضر به راه افتاد.

سه حادثة عجيب

تخریب کشتی ای که مسافرش بودند

موسي و يوشع و خضر با هم به كنار دريا آمدند و در آنجا سوار كشتي شدند آن كشتي پر از مسافر بود، در عين حال صاحبان كشتي آنها را سوار كردند. پس از آنكه كشتي مقداري حركت كرد، خضر برخاست و گوشه‎اي از كشتي را سوراخ كرد و آن قسمت را شكست و سپس آن قسمت ويران شده را با پارچه و گل محكم نمود كه آب وارد كشتي نشود.
موسي(ع) وقتي اين منظرة نامناسب را كه موجب خطر جان مسافران مي‎شد ديد، بسيار خشمگين شد و به خضر گفت: «آيا كشتي را سوراخ كردي كه اهلش را غرق كني، راستي چه كار بدي انجام دادي؟»
حضرت خضرگفت: «آيا نگفتم كه تو نمي‎تواني همراه من صبر و تحمّل كني؟!»
موسي گفت: مرا به خاطر اين فراموشكاري، بازخواست نكن و بر من به خاطر اين اعتراض سخت نگير.

قتل جوانی که گناه نکرده بود
از آنجا گذشتند و از كشتي پياده شدند به راه خود ادامه دادند، در مسير راه خضر ـ عليه السلام ـ كودكي را ديد كه همراه خردسالان بازي مي‎كرد، خضر به سوي او حمله كرد و او را گرفت و كشت.
موسي ـ عليه السلام ـ با ديدن اين منظرة وحشتناک تاب نياورد و با خشم به خضر ـ عليه السلام ـ گفت: «آيا انسان پاك را بي‎آنكه قتلي كرده باشد كشتي؟ به راستي كار زشتي انجام دادي.» حتّي موسي ـ عليه السلام ـ بر اثر شدّت ناراحتي به خضر متعرض شد كه چرا اين كار را كردي؟
«خضر به موسی» گفت:« به تو نگفتم تو هرگز توانایی نداری با من صبر كنی؟»
موسي گفت: اگر بعد از اين از تو دربارة چيزي سؤال كنم، ديگر با من مصاحبت نكن، چرا كه از ناحية من معذور خواهی بود.

ساخت دیواربرای خانواده ای که بی حُرمتی کرده بودند(بنّایی رایگان)
از آنجا حركت كردند تا اينكه شب به قريه (ناصره) رسيدند، آنها از مردم آنجا غذا و آب خواستند، مردم ناصره، غذايي به آنها ندادند و باجسارت میهمانان راراندند.

«فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ»(۷۷ کهف)دیواریافتندکه درحال تخریب بود واما«يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ»(خضر) آن رابرپاداشت(تعمیرکرد)...درحالیکه همه آمدوشدشان باهم بوده(فَانطَلَقَا).

شاگردواستادبرگشتند واما «خضر »به ديواري كه در حال تخریب شدن بود نگاه كرد و به موسي گفت: به اذن خدا برخيز تا اين ديوار را تعمير و استوار كنيم تا خراب نشود.

«خضر»مشغول تعميردیوار شد.(حرفی ازموسی زده نشده)
موسي ـ عليه السلام ـ كه خسته و كوفته و گرسنه بود، و از همه مهمتر احساس مي‎كرد شخصيت او و استادش به خاطر عمل نامناسب اهل آن آبادی سخت جريحه دار شده و در عين حال خضر ـ عليه السلام ـ به تعمير ديوار آن آبادي می پردازد، بار ديگر تعهّد خود را به كلّي فراموش كرد و زبان به اعتراض گشود، گفت: «چرا در مقابل اين كار مُزدی نگرفتی!؟».

حضرت موسی بعنوان اعتراض ،درتعمیردیواربا «خضر»همکاری نکرد! وهمینجابودکه خضر»،عذرموسی راخواست،«فراق» دراینجااتفاق افتاد.

اينجا بود كه خضر به موسی گفت:«هذا فِراقُ بَينِي وَ بَينِک»...؛ اينک وقت جدایی من و تو است، اما به زودی راز آنچه را كه نتوانستی بر آن صبر كنی، برای تو بازگو مي‎كنم.
موسي سخني نگفت، و دريافت كه نمي‎تواند همراه خضرباشد و دربرابر كارهاي عجيب او صبر و تحمّل داشته باشد.

«حضرت موسی» بعنوان اعتراض ، درساخت «دیوار»به «خضر»کمک نکرد!

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:حجت الاسلام قرائتی(دربرنامه تفسیررادیومعارف)گفت:همه اقدامات موسی وخضرباهمدیگربوده الاساختن(تعمیر) دیوار.

این معلم قرآن رسانه ملی ،دلیل راهم، ذکرقرآن ازضمیر جمع درداستان موسی وخضر اعلام کرد واماخداونددرماجرای ساخت دیوارازضمیرمفرداستفاده کرده است.«يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ»(خضرتعمیرکرد) درحالیکه دردیدن(یافتن)دیوارضمیرمثنی بکاربرده شده است (يُضَيِّفُوهُمَا)

اعتراضش این بود،آنهاکه نه آب وغذایی بمادادند وماراازخودراندند،چرامزدبنّایی نگرفتی!./پایان.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:حضرت خضر،هنجارشکن«مُنکراتی» بود!

شیطونی(پرتحرکی)بچه ها،نشان ازهوش بالاست،اینگونه بچه ها تمایل دارند،همه اشیاء وکاربردآن راتجربه کنند.(کارآفرینند)
ازویژگیهای دیگربچه هایی که IQبالادارند،دست به کارهایی می زنندکه گروه های همسال آنها،کمترچنین کارهایی می کنند.
«شلختگی»وپایبندنبودن به قوانین حاکم ازدیگرویژگیهای «نوابغ»است.
نوابغ ،خالق افعالی هستند،که تاکنون کسی درذهنش خطورنکرده بود،واگرهم کرده بود،جرئتِ اقدامش رانداشتند،به تعبیری می شودگفت«هنجارشکن»...
ادیسون را ازمدرسه اخراج کردند که این بچه مدرسه را سرمان خراب کرده،..خرابگی های ادیسون درایستگاه قطار...واما حوصله ودرک مادرش استعدادهایش راشکوفاکرد.
خیلی ازکاشفان، سرکشفشان، اعضای بدنشان مصدوم شد وحتی جانشان رادر خلق آن اثر(کشفشان)ازدست دادند.
جایگاهشان در «زنگوله نُرمان»خیلی متفاوت ازاکثریت جامعه هستند،کارهایی می کنندکه «متعارف»نیست
تاحدی کارهایشان متعارف است که «منکراتی»محسوب می شودند«لَّقَدْ جِئْتَ شَیْئًا نُّکْرًا ﴿٧٤هود)،

توضيحات «خضر » در مورد سه حادثة غیرمتعارف :

چرا«کشتی» راسوراخ کردم؟«أَمَّا السَّفِينَة»
اما آن كشتي مال گروهي از مستمندان(فَکَانَتْ لِمَسَاکِینَ ،اعضای شرکت تعاونی که وضعیت مالی خوبی نداشتند) بود كه با آن در دريا كار مي‎كردند، و من خواستم آن را معيوب كنم و به اين وسيله آن كشتي را از غصب ستمگر زمان برهانم. چرا كه درآن منطقه پادشاه ستمگري بود كه هر كشتي سالمي را به زور مي‎گرفت،معيوب كردن من، براي نگهداري كشتي براي صاحبانش بود.

«وَأَمَّا الْغُلَامُ»علت قتل جوان
خضردرموردعلت جوان گفت: پدر و مادرش با ايمان بودند خضر به دستور خدا آن کودک کافر را(که اگر می‎ ماند موجب کفر و انحراف پدر و مادر می‎ شد)کشت، ولی به جای آن کودک، خداوند دختری به آن پدر و مادر مرحمت فرمود که ازهرنظربهترازآن پسربودند که از نسل او هفتاد پیامبر، زاده شد.

«وَأَمَّا الْجِدَارُ»چرا«دیوار»راساختم؟
و امّا آن ديوار از آنِ دو نوجوان يتيم در آن شهر بود، گنجي متعلّق به آن يتيمان در زير ديوار وجد داشت،

«وَکَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا»آنهابچه شهید(یتیم)بودکه پدرشان آدم صالحی بود، و پروردگار تو مي‎خواست آنها به حدّ بلوغ برسند و گنجشان را استخراج كنند. اين رحمتي از پروردگار تو بود، من آن كارها را انجام دادم تا زير ديوار محفوظ بماند و آن گنج خارج نشود و به دست بيگانه نيفتد، من اين كارها را خودسرانه انجام ندادم(وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی)اين بود راز كارهايي كه نتوانستي در برابر آنها تحمّل كني.

راسحون چندنکته رامتذکرشده است:نظام تشریع وتکوین

*كارهاي خضر به خصوص كشتن نوجوان گرچه ظاهري بسيار زننده داشت، ولي بايد توجّه داشت كه فرق است بين نظام تشريع و تكوين، خداوند حاكم بر هر دو نظام است، در اين صورت هيچ مانعي ندارد كه خداوند گروهي مانند حضرت موسي(ع) را مأمور اجراي نظام تشريع كند، و گروهي يا شخصي (مانند خضر) را مأمور اجراي نظام تكوين.

از نظر نظام تكوين، هيچ مانعي ندارد كه خداوند حتّي كودك نابالغي را دچار حادثه‎ اي كند كه جان بسپارد، چرا كه وجودش ممكن است در آينده موجب خطرهاي عظيم گردد، مانند اينكه پزشك دست يا پاي كسي را قطع مي‎كند تا ميكرب سرطان از آن به ساير اعضاء سرايت ننمايد.
كارهاي حضرت خضر(ع)در ماجراي فوق در محدودة نظام تكوين بوده، ولي حضرت موسي(ع) مأمور كارها در محدودة تشريع بود، از اين رو مقام موسي در اين راستا از خضربالاتر بود، اگرچه در محدودة نظام تكوين، مقام خضر بالاتر بود.
از سوي ديگر اين كار خضراز نشانه ‎هاي رحمت الهي و پاداش او به پدر و مادر با ايمان بود، خضر به دستور خدا آن كودك كافر را(كه اگر مي‎ ماند موجب كفر و انحراف پدر و مادر مي‎ شد)كشت، ولي به جاي آن كودك، خداوند دختري به آن پدر و مادر مرحمت فرمود، كه كانون ايمان و تقوا بود و به فرمودة امام صادق(ع)از نسل او هفتاد پيامبر، به وجود آمد. (تفسير نورالثقلين، ج ۳، ص ۲۸۶).

در حديثي از پيامبر اسلام(ع)نقل شده فرمود: هنگامي كه موسي با خضردر كنار دريا ملاقات كرد، پرنده ‎اي در برابر آن دو ظاهر شد، قطره‎اي آب دريا با منقارش برداشت، خضر به موسي گفت: «آيا مي‎داني اين پرنده چه مي‎گويد؟ موسي گفت: چه مي‎گويد؟
خضر گفت: مي‎گويد «وَ رَبِّ السَّماواتِ و الاَرضِ وَ رَبِّ الْبَحْرِ ما عِلْمُكُما مِنْ عِلْمِ اللهِ اِلّا قَدْرَ ما اَخَذْتُ بِمِنْقارِي مِنْ هذَا الْبَحْرِ؛ و سوگند به پروردگار آسمانها و زمين و پروردگار دريا، دانش شما دو نفر (موسي و خضر) در مقايسه با علم خدا نيست مگر به اندازة آنچه از آب در منقارم گرفته‎ام نسبت به اين دريا» (بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۳۰۲).
و در روايت ديگر آمده: «اين پرنده كوچكتر از گنجشك بود و از نوع پرستو بود و گفت: «علم شما در مقابل علم محمّد و آل محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ به اندازة مقدار آبي است كه به منقار گرفته‎ ام نسبت به دريا.

بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۲۸۰. روايت شده: حضرت محمد(ص) فرمود: «خدا برادرم موسي را رحمت كند، اگر تحمّل مي‎كرد، عجيبترين شگفتيها را (ازخضر)می آموخت.

آنحضرت درادامه فرمود: اگر صبر مي‎كرد، هزار شگفتي مي‎ديد. (نورالثقلين، ج ۳، ص ۲۸۲) و از امام باقر(يا امام صادق )عليهما السلام ـ نقل شده فرمود: «لَوْ صَبَرَ مُوسي لَاَراهُ الْعالِمُ سَبْعِينَ اُعْجُوبَةٍ؛ اگر موسي صبر و تحمّل مي‎كرد، آن عالِم (خضر) هفتاد حادثة عجيب به موسي ـ عليه السلام ـ نشان مي‎داد.» (بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۲۸۴ و ۳۰۱).
نيز روايت شده: از موسي (ع) پرسيدند: سخت‎ترين حادثة زندگي تو چه بود؟

موسي پاسخ داد: «هيچيك از آن همه مشكلات (عصر فرعون و عصر حكومت بني ‎اسرائيل با آن همه رنجها) همانند گفتار خضر ـ عليه السلام ـ برايم رنج ‎آور نبود كه خبر از فراق و جدايي خود از من داد و مرا از علوم خود محروم ساخت.» (تفسير ابوالفتوح رازي، ذيل آية ۷۸ كهف).

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:در این قسمت ازمقاله تحقیقی ،ازسایت«راسخون » هم بهره برده ام.

«مجمع البحرین» کجاست؟

دکتروهبه زحیلی (۱۹۳۲متولد_متوفی ۲۰۱۵)رئیس گروه فقه مذاهب اسلامی در دانشگاه دمشق،در تفسیر المنیر(۱۶جلدی) می گوید:« مجمع البحرین» محل اتصال دو دریای فارس و روم ( محل تلاقی اقیانوس هند و دریای سرخ )در تنگه ی باب المندب،بود.

«باب‌المندب» تنگه آبی در قسمت جنوبی دریای سرخ به اقیانوس هند می باشد. «تنگهٔ باب‌المندب» آبراه مهمی بود که راه عبور کشتی‌ها «دوران قدیم»بود، از خلیج عدن و اقیانوس هند به درون دریای سرخ.

«دکترزحیلی» احتمال دومی را هم می گوید: محل تلاقی دریای روم و اقیانوس اطلس نزدیک تنگه ی جبل الطارق و رو به روی «طنجه»(Tangier یا Tangiers)سومین شهر مهم مراکش و شهری در نزدیکی جبل‌الطارق بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس در مراکش با جمعیت ۹۴۷٬۹۵۲ در سال ۲۰۱۴ میلادی).

«محمد طاهرابن عاشور» در تفسیر التحریر و التنویر (۳۰جلدی اش)می گوید: مکانی است در سرزمین فلسطین ، «محل اتصال رود اردن به دریاچه طبریه» رود بزرگی است که نزد اسرائیلی ها «بحر الجلیل» معروف است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مؤلف «تفسیر التحریر و التنویر»می گوید:حضرت موسی وهمراهش، بعد از یک شبانه روز پیاده روی به آنجا می رسند که از محل زندگی بنی اسرائیل(موسی) زیاد دورننوده است.

کلمه التقاء درآیه:کلمه« التقاء» درآیه:مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ(دو دریا را در کنار هم روان کرده و مجاور یکدیگر قرارداده ) برخورد دو دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس نزدیک تنگه جبل الطارق یا برخورد خلیج بحرین و خلیج فارس رامی گویند.

این جمع شدن ، همچون برخورد دو دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس نزدیک تنگه جبل الطارق یا برخورد خلیج بحرین و خلیج فارس اینها دو خلیج هستند که با هم برخورد می کنند اما در یک دریا یا یک اقیانوس جمع نمی شوند چنان که خلیج عقبه و خلیج سویس در دریای سرخ جمع شده اند.

زمخشری(کشّاف): «۲دریا»را محل ملاقات موسی وخضرمی داند.

علامه طباطبایی(المیزان) می نویسد:« بعضی گفته اند: منتهی الیه دریای روم (مدیترانه) از ناحیه شرقی و منتهی الیه خلیج فارس از ناحیه غربی است، بنا بر این مقصود از «مجمع البحرین» آن قسمت از زمین است که به یک اعتبار در آخر شرقی مدیترانه و به اعتبار دیگر در آخر غربی خلیج فارس قرار دارد و به نوعی مجاز آن را محل اجتماع دو دریا خوانده اند.»

«آیت الله هاشمی رفسنجانی» در یکی از خطبه های نماز جمعه سال ۱۳۷۸ می گوید: در قرآن و در سوره کهف از دریایی نام برده شده است که محل دیدار حضرت موسی(ع) با حضرت خضر(ع) است و آن مجمع البحرین نام گرفته است. اما این «مجمع البحرین» کجاست؟ ۹۵ درصد تفسیر ها از قرن اول تا ۱۴ می گویند که این دو دریا، دریای فارس و دریای روم است.

الخائنُ خائف"خائن"ترسی دردلش است

الخائنُ خائف «خائن ترسواست»

امام حسن(ع):راستگودر امنیت  وآسایش دارد ، بی گناه(انسان صادق) «جسور» است(به راحتی حرفش رامی زند) ، خائن می ترسد و مجرم متوحش است(وحشت دارد).

قال الحسنُ بنُ عليّ علیه السلام: «الأمينُ آمِنٌ، والبرِيءُ جرِيءٌ، والخائِنُ خائِفٌ، والمسيءُ مُستوحِش».

خیانتکار،دائما،ترس دارد،همیشه درانتظاریک اتفاق است،ازاینکه رازش افشاشود.

 الخائنُ خائفٌ دائمًا ومُفْرِطٌ في التَّوقِّي والتحسُّب والحذر.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«البرِيءُ جرِي » میتواندمصداقی ازسخن شهیدمدرس باشد.

آیت الله سیدحسن مدرس می گفت:اینکه من زبانم درازاست-درانتقادوگفتن حقایق-بخاطراین است که من دست نیازبه سوی دولتمردان درازنکردم-دندان طمع راکنده ام-که می توانم خیلی باصراحت اعتراض کنم.

آنکسی که وامدار،یک سلطان ویاحاکم ویاهرمقام وشخصیتی باشد،اگرتخلف ومفسده ویاظلمی دید،زبانش الکن است.(انسان صادق وصالح) «جسور» است(به راحتی حرفش رامی زند).

برای اطلاعات بیشتر وآشنایی بازندگی بزرگ مردآزاده به این لینک مراجعه کنید:

مجلس شورای ملی"دناپلاس"مدرس

عصبانیت اسرائیل"برجام" تریبونهای جمعه ایران

هشدارنخست وزیراسرائیل به امریکا «بازگشت به برجام »خطرناک است.

امام جمعه رشت : اینکه اگر آمریکا به برجام برگردد ما هم بر می گردیم، حماقت است.

اسرائیل سرسختانه «مخالف برگشت امریکابه برجام است».

جمله مشترک خطیبان جمعه بانخست وزیراسرائیل:بازگشت  به برجام، حماقت است.

نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان رهبری:اینطوری هم نیست که تحریمهابی اثرباشد،بایدمشکلاتمان رابادنیاحل کنیم.

بنیامین نتانیاهو حتی در آخرین دیدار خداحافظی با استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری دولت دونالد ترامپ و دیوید فریدمن، سفیر ترامپ در اسرائیل، به صراحت گفت، بازگشت  به برجام، «حماقتی است که نباید اتفاق بیفتد».

رسانه های اسرائیل وامریکا نوشتند:اسرائیل، سرسخت‌ترین مخالف برجام، به تصمیمات اولیه پنج‌شنبه شب(۳۰ بهمن ۱۳۹۹) دولت جدید آمریکا در قبال ایران واکنش خشمگینانه نشان داده و آن را به صورت غیرمستقیم، «کمک به ایران برای تولید بمب اتمی» نامید.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بازگشت  به برجام، حماقت است،نبایداتفاق بیفتد!

کمتر از دو هفته به آغاز کار جو بایدن، رئیس جمهوری جدید آمریکا، بنیامین نتانیاهو خواهان آن شده که تعیین سیاست‌گذاری، شیوه‌های راهبردی و اقدامات عملی اسرائیل در قبال ایران، تنها در دست او باشد.

به گزارش سایت خبری اکسیوس در روزدوشنبه،هفتم ژانویه ۲۰۲۱(۱۸ دی۱۳۹۹) مقامات ارشد اسرائیلی گفته‌اند که دلیل درخواست نخست وزیر اسرائیل برای داشتن کنترل کامل و انحصاری سیاست و عملکرد در ارتباط با ایران، احتمال زیاد بروز درگیری شدید میان او با جو بایدن بر سر ایران است.

رادیوامریکا به نقل از«گزارش اکسیوس» افزوده است که برخلاف رویکرد معتدل‌تر بنی گانتز، وزیر دفاع، و گابی اشکنازی، وزیر خارجه، که از سران حزب آبی- سفید بودند، بنیامین نتانیاهو تاکید دارد که از همان آغاز روی کار آمدن دولت جو بایدن، اسرائیل باید بدون مماشات و قاطعانه با احتمال بازگشت آمریکا به برجام مخالفت کند.

همزمان مجموعه‌ای از اظهارات سیاستمداران، مقامات و تحلیلگران اسرائیلی در مصاحبه با رسانه‌های کشورشان در روز جمعه ۱۹فوریه۲۰۲۱،( اول اسفند۱۳۹۹) نشان می‌دهد که اسرائیل از این نخستین گام‌های دولت جو بایدن در قبال ایران، غافلگیر شده است.

نخست وزیر اسرائیل در بیانیه رسمی خود گفت که کشورش «ایمان دارد که بازگشت به توافق پیشین (برجام)، تنها راه ایران را برای برخورداری از زرادخانه هسته‌ای» هموار می‌کند.

بنیامین نتانیاهو در این بیانیه که ظهر جمعه منتشر شد، افزود: «اسرائیل مصمم است تا نگذارد  ایران به سلاح هسته‌ای دسترسی یابد، و موضع اسرائیل در قبال توافق هسته‌ای (با ایران) تغییر نکرده است

نتانیاهو با عصبانیت جلسه کابینه را ترک کرد

دفتر نخست وزیری اسرائیل این را نیز گفته است: «دولت بنیامین نتانیاهو به مذاکرات مستمر با آمریکا در خصوص این موضوع-عدم بازگشت به برجام- ادامه خواهد داد».

به گزارش رسانه‌های اسرائیل، بیانیه بنیامین نتانیاهو واکنشی به بیانیه پنج‌شنبه شب دولت آمریکا است که گفته است آماده پیوستن به مذاکرات با ایران و قدرت‌های جهانی بر سر توافق هسته‌ای است و از فعال کردن دوباره «مکانیسم ماشه» در خصوص تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران می‌گذرد.

بیانیه وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده بود که دولت جو بایدن پیشنهاد طرف اروپایی را برای مشارکت در نشست کمیسیون برجام جهت گفت‌وگو درباره بازگشت به توافق هسته‌ای می‌پذیرد.

اما به نظر می‌رسد، امری که بیشتر باعث خشم اسرائیل شده است، اقدام آمریکا در خصوص بازپس گرفتن فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» از شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

«ریچارد میلز»نماینده موقت آمریکا در سازمان ملل پنج‌شنبه شب با ارائه نامه‌ای به رئیس شورای امنیت، درخواست دولت پیشین آمریکا درباره «مکانیسم ماشه» برای برگرداندن همه تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را پس گرفت.

به نوشته خبرگزاری رویترز، هرچند جو بایدن این هفته با بنیامین نتانیاهو تلفنی سخن گفت اما او را از جزئیات گام‌های آمریکا آگاه نکرد.

با این حال، رویترز افزود که دولت آمریکا پیش از اعلام تصمیمات پنج‌شنبه شب خود، اسرائیل را در جریان قرار داد تا تل‌آویو غافلگیر نشود.

بنیامین نتانیاهو در حالی بلافاصله علیه گام اولیه دولت واشینگتن در قبال ایران موضع صریح و آشکار گرفته که از گفت‌وگوی تلفنی جو بایدن با او که نخستین مکالمه آن‌ دو، بعد از تغییر دولت در آمریکا بود، هنوز دو روز سپری نشده است.

بنیامین نتانیاهو بعد از مکالمه تلفنی چهارشنبه شب در بیانیه‌ای، از گفت‌وگوی یک‌ساعته «در فضای بسیار دوستانه و گرم» در خصوص «تهدیدات ایران، پیمان‌های صلح ابراهیم و مناسبات دو جانبه اسرائیل و آمریکا» خبر داده بود.

نخست وزیر اسرائیل از بعد از آن‌که شکست دونالد ترامپ، دوست و حامی نزدیکش در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و ورود جو بایدن به کاخ سفید قطعی شد، بارها علیه احتمال بازگشت دولت جدید آمریکا به برجام، هشدار داده است.

بنیامین نتانیاهو حتی در آخرین دیدار خداحافظی با استیون منوچین، وزیر خزانه‌داری دولت دونالد ترامپ و دیوید فریدمن، سفیر ترامپ در اسرائیل، به صراحت گفت، بازگشت (آمریکا) به برجام، «حماقتی است که نباید اتفاق بیفتد».

زمانی نیز که ژنرال« آویو کوخاوی» رئیس ستاد ارتش اسرائیل، سه هفته پیش از صدور دستور خود به سران ارتش برای آماده کردن طرح‌های حمله نظامی به ایران سخن گفت، رسانه‌های اسرائیل تاکید کردند که مخاطب او آمریکا بوده تا «پیام دهد» که اگر واشینگتن برجام را احیا کند، حمله نظامی اسرائیل به ایران، گویا امری قطعی خواهد بود که پای آمریکا نیز به آن کشیده خواهد شد.

جو بایدن و دیگر مقامات دولت جدید آمریکا مستقیما به مخالفت‌های صریح و پر سر و صدای بنیامین نتانیاهو و رئیس ستاد ارتش اسرائیل در خصوص بازگشت احتمالی واشینگتن به برجام یا احتمال کاهش یا رفع تحریم‌ها علیه ایران، واکنش نشان نداده‌اند.

مقامات، سیاستمداران و تحلیلگران اسرائیلی در واکنش‌های خود نسبت به اقدامات اولیه پنجشنبه شب آمریکا در قبال ایران، پنهان نکردند که از این تصمیم آمریکا غافلگیر شده‌اند.

بسیاری از این تحلیلگران اسرائیلی تاکید دارند که رویکرد دولت جدید آمریکا، نخستین نشان از بروز اختلاف با اسرائیل در ارتباط با ایران است و این امر ممکن است به زودی به تنش میان دو کشور مبدل شود.

برخی رسانه‌های اسرائیل گزارش داده بودند که دولت بنیامین نتانیاهو پنج‌شنبه شب یک نشست طولانی با وزیران، فرماندهان ارتش و مقامات نهادهای اطلاعاتی و امنیتی، با هدف بررسی راهکارهای اسرائیل در برابر احتمال بازگشت آمریکا به برجام، برگزار کرده است. دولت اسرائیل ترتیب یافتن چنین نشستی را تایید یا رد نکرد.

بنیامین نتانیاهو، مشوق بزرگ دونالد ترامپ در تصمیم او در اردیبهشت سال ۱۳۹۷ برای خارج کردن آمریکا از برجام بود. واولین تبریک رابه ترامپ همین شخص گفت.

نخست وزیر اسرائیل گفته بود که اسناد آرشیو هسته‌ای ایران که به دست موساد افتاد و به اسرائیل برده شد، در «قانع کردن» دونالد ترامپ به خروج از برجام، نقش داشت و او برای همین «اقناع» کردن رئیس جمهور آمریکا بود که دستور انتقال آن آرشیو را داد.

رهبر جمهوری اسلامی ایران و حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، این هفته تکرار کردند که بازگشت آمریکا به برجام هدف اصلی ایران نیست، بلکه رفع تحریم‌های آمریکا علیه ایران اهمیت دارد.

مقامات ارشد ایران افزوده‌اند که آمریکا باید در عمل تحریم‌های ایران را لغو کند و ایران این امر را «راستی‌آزمایی» خواهد کرد.

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، روز جمعه، اول اسفندماه، تاکید کرد که با اقدام آمریکا در خصوص مکانیسم ماشه، موافق است و در صورت لغو تحریم‌ها، ایران نیز «فورا» تمامی گام‌های کاهش تعهدات برجامی خود را به حالت پیشین برخواهد گرداند.

بایدن: آماده تعامل بر سر برنامه هسته‌ای ایران هستیم

بایدن: آماده تعامل بر سر برنامه هسته‌ای ایران هستیم

جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا روز جمعه(۱ اسفند ۱۳۹۹) در کنفرانس امنیتی مونیخ از عزم خود برای تعامل دوباره بر سر برنامه هسته‌ای ایران در قالب ۱+۵ سخن گفت.

سناتورامریکایی:«برجام»فاجعه بود برای امریکا

سناتور تد کروز که روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۹ در جریان جلسه‌ای با بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها سخن می‌گفت، با انتقاد شدید از «توافق فاجعه‌بار هسته‌ای» دولت قبل آمریکا(اوباما) با ایران، از جمله تحویل ۱.۷ میلیارد دلار پول نقد به ایران،

از تصمیم دولت پرزیدنت ترامپ در خروج از برجام و در پی آن اعمال تحریم‌های مختلف بر ایران حمایت کرد.

خروج امریکاازبرجام

ترامپ

درساعت ۲۲:۳۰سه شنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷(۸ می ۲۰۱۸) فرمان اجرایی خروج از برجام را امضا کرد.

یک روزبعدازخروج امریکاازبرجام:اولین باری که آن مرد(ظریف) را دیدم، او را در یک برنامه(تلویزیونی) دیدم من به او  نگاه کردم و بعد از سه دقیقه تماشا گفتم :

ترامپ با خروج از برجام «کاملا اشتباه» کرد

امکان ندارد «جان کری» بتواند از پس مذاکره با این مرد(محمدجوادظریف) برآید.

بعداً دیدیم که همین‌طور هم شد.

این یک توافق کاملا یک‌طرفه بود و ما برای رسیدن به آن ۱۵۰ میلیارد دلار، از جمله ۱.۸ میلیارد دلار نقد، هزینه کردیم. این توافق خوب و متناسب نبود

ما یک توافق بسیار وحشتناک را لغو کردیم که هرگز نباید منعقد می‌شد. برخی از قدرتمندترین تحریم‌هایی را که تاکنون علیه یک کشور اعمال کرده‌ایم، اعمال خواهیم کرد،این تحریم‌ها خیلی زود اجرایی خواهند شد.

نتانیاهو و ترامپ

رئیس‌جمهور آمریکا با بیان اینکه این تحریم‌ها آماده اعمال هستند، گفت:نمی‌توانیم اجازه دهیم که یک توافق به جهان لطمه بزند. این توافقی است که به جهان لطمه می‌زند، نه ایالات متحده؛ و قطعا دیروز دیدید که «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی-برخاست و در حمایت از آنچه انجام دادیم صحبت کرد.(تأییدکرد)

جان بولتون:ازشادترین روزهای زندگیم:قتل سردارسلیمان وخروج ازبرجام

جان بولتون کتاب تازه ای منتشر می کند

«جان بولتون»، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در مصاحبه‌ای با یک رسانه هندی بار دیگر از خروج از توافق هسته‌ای برجام به عنوان «روزی خوشحال‌کننده» در دولت «دونالد ترامپ» یاد کرده است. 

«جان بولتون» در مصاحبه‌ای با شبکه تلویزیونی«DD India» از شهادت سردار «قاسم سلیمانی»، فرمانده شهید نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یکی از «لحظه‌های خوشحال‌کننده‌‌ای» نام برده که هنگام خروج او از دولت ترامپ اتفاق افتاده است.

امام جمعه رشت : بازگشت به «برجام» حماقت است.

امام جمعه رشت با بیان اینکه اگر آمریکا به برجام برگردد ما هم بر می گردیم، حماقت است، تصریح کرد: همه بدانند و بشنوند که تا دستورات رهبر معظم انقلاب انجام نشود و دنیا آن را عملی نکند، هر کسی به برجام برگردد خائن به این مملکت است.

آیت الله رسول فلاحتی به شعار «مرگ بر آمریکا» ملت ایران در مدت ۴۰ سال گذشته اشاره کرد و افزود: ملت ایران تمام سختی ها را تحمل کرده است تا بگوید زیر بار ذلت آمریکا نمی رویم./۲۴بهمن ۱۳۹۹

البته امام جمعه محترم رشت درهفته بعد(اول اسفند ۱۳۹۹)همین سخنان راباغلظت بیشتری تکرارکرد وگفت :«مانیازی به برجام نداریم».

آیت الله فلاحتی: چرا بعضی ها اینقدر اصرار دارند که آمریکای بدعهد و خائن به برجام بازگردد.

فرمانده کل سپاه: هیچ نیازی به «برجام» نداریم

سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی امروز در همایش سراسری مدیران حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس:امروز به هیچ وجه به برجام احساس نیاز نمی‌کنیم، زیرا براساس نبود آن شرایط را اداره کرده و کار‌های خود را پیش برده ایم.

امروز آمریکا در شرایطی است که حتی نمی‌تواند از پس تامین نیاز‌های ملت خود برآید و شکم گرسنگان خود را سیر کند و میلیون‌ها نفر در آمریکا از سوء تغذیه رنج می‌برند./۳۰ دی ۱۳۹۹خبرگزاری صداوسیما

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درسخنان بزرگان دین است که اگردیدیددشمنان هم همان حرف شماراتکرارمی کنندبایددربیان آن تأمل کنید،دربیانات امام ورهبری هم آمده که اگردیدید،امریکاواسرائیل ازسخنان شماخوشحال است،بایدبازنگری کنیددردیدگاهتان(نقل به مضمون)که نکند،اهداف آنهااززبان ماجاری شود.

دیدگاه رهبرانقلاب درموردبرجام:همه تحریمهارابرداریدتابه برجام برگردیم

رهبری معظم اظهار داشتند: اگر تحریم ها برداشته شد برگشت آمریکا به برجام معنایی خواهد داشت. مساله خسارت ها هم وجود دارد که در مراحل بعدی دنبال خواهد شد.

 حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب در بخشی از بیانات امروزشان به مناسبت حماسه ۱۹ دی، به موضوع برجام اشاره کردند و فرمودند: می گویند آمریکا به برجام برگردد یا برنگردد، ما هیچ اصرار و عجله ای نداریم که آمریکا به برجام بازگردد. مساله ما برگشتن یا برنگشتن آمریکا نیست. مطالبه منطقی و عقلانی ما رفع تحریم هاست. /۱۹ دی ۱۳۹۹

رهبرانقلاب: اگر می‌خواهند ایران به تعهدات برجامی برگردد باید آمریکا تحریم‌ها ا کلا لغو بکند؛ آن هم نه به زبان و روی کاغذ که بگوید لغو کردیم؛ نه، بایستی در عمل تحریم‌ها را لغو کنند و ما راستی آزمایی کنیم که درست تحریم‌ها لغو شده، آن وقت ما هم به این تعهدات برجامی برمی گردیم/سایت رهبر انقلاب درباره برجام در پستی اینستاگرامی نوشت۰۱ اسفند ۱۳۹۹

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رهبرانقلاب نگفتند که مابه برجام نیازنداریم بلکه چون تاحالا امریکادربرجام صداقت نداشته،گفتند که همه تحریمهارابرداریدتابه برجام برکردیم.البته بخاطرهمین فریبکاری ها(مخصوصاً دراینستکس)فرمودندکه باید(راستی آزمایی بکنیم )مطمئن بشویم که لغوشدند.

وقتی ماهیچ معامله ای(نه صدورکالا ونه خریداقلام ضروری) نمیتوانیم درجهان-ازکشورها- بکنیم،چرابه برجام نیازی نیست!؟ خیلی ازگرانیها ناشی ازتحریمهاست،اما حرف منطقی ومستدل رهبرانقلاب این است که ماالتماس نمی کنیم،صداقتتان رانشان دهیم تاماهم به تعهدات خودپایبندباشیم.

بالاخره باید مشکلاتمان را با دنیا حل کنیم.تحریم هابی اثرنیست

نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان رهبری:رهبر معظم انقلاب هم بیان کردند که شرط مراجعه ما به برجام این است که تحریم‌ها را بردارند. آن‌ها تحریم را ایجاد کردند، آن‌ها مشکلات را ایجاد کردند. وقتی این مشکل را بردارند مسائل حل می‌شود.

باید مشکلاتمان را با دنیا حل کنیم

اما اینکه بگوییم تحریم ها اثر ندارد، درست نیست،می‌خواهند چشم خود را بر واقعیت ببندندتحریم ها انصافاً اثر دارد و می گوییم تحریم را دور می زنیم و این دور زدن برای ما خرج و هزینه دارد. این دور زدن آسان نیست و برای ما دردسرساز است؛ چون جلوی دور زدن را هم می‌گیرند.

و اما اینکه «ضعف مدیریت هم وجود دارد» و وقتی از این صحبت می‌کنیم،« دولت» تنها در این امر مقصر نیست. همین که هماهنگ نباشند، همین که همه به جان هم بیفتند، قوا با هم درگیر باشند ضعف مدیریت است.

آیت الله سید علی حسینی اشکوری :یک تبلیغاتی برای این وجود دارد که همدیگر را از صحنه به در ببریم و یک زمانی هم مرد میدان هستیم. من به سهم خودم مدیریت را آنچنان که وانمود می‌کنند و سیاهنمایی می‌شود، نمی‌بینم. بالاخره باید مشکلاتمان را با دنیا حل کنیم.

کاسبان تحریم

البته آن کسانی که گرفتاری‌های مردم و سختی مردم برای آن‌ها درآمدزاست و کاسب این راه هستند، باید از خدا بترسند و درد و رنج مردم و گرفتاری مردم را ببینند.

نماینده مردم گیلان در مجلس خبرگان رهبری در برنامه برنامه تلویزیونی دستخط ۰۱ اسفند ۱۳۹۹

«برجام» تصمیم نظام بود،نه روحانی وظریف.

انتقاد نادران از زین کردن اسب انتخابات ۱۴۰۰ توسط عده‌ای از نمایندگان

برجام چیزی نبود که کسی با آن مخالفت کند. برجام اراده نظام بود که نوع تعامل‌اش را در بحث هسته‌ای در حد مقدورات خود به جایی برساند. ممکن است من نسبت به نوع رفتار دولت به برجام انتقاد داشته باشم و بگویم در مقابل امتیازاتی که دادید چه گرفته‌اید، ولی اصل مساله مورد وفاق بود اما در شورای امنیت ملی بحث شده بود و قرار بود رویکردی اعمال و نوع تعامل تعریف شود اما این‌که در عمل ممکن بود کاستی و ضعفی وجود داشته باشد اینها صفر و صدی نیست، ولی طرحی که نوشته شد باید پشتوانه برجام می‌شد و آن را به توافق قدرتمندی به نفع مردم ایران تبدیل می‌کرد نقایص آن را می‌گرفت و کمک کار دولت می‌شد که اینطور نشد./مصاحبه با الیاس نادران،رئیس پژوهشهای مجلس۲ اسفند ۱۳۹۹