نام شاه درامریکا"دیوید نیوسام"بود/ماجرای تحقیرشاه درامریکا

درامریکا«شاه» را به نام «دیوید نیوسام» در بیمارستان بستری کردند و در تمام پرونده‌های پزشکی نام ایشان دیوید نیوسام درج شده بود.پاسوردش هم باهمین نام صادرشده بود!
ما در نیویورک در یک فرودگاه دورافتاده و متروک نظامی به نام پایگاه «لادردیل» فرود آمدیم که حالا از آن برای نشستن و برخاستن هواپیماهای کشاورزی سمپاشی استفاده می‌کنند.
«اردشیر زاهدی،دامادشاه»می گوید:در فرودگاه یک مأمور گمرک و یک مأمور اداره کشاورزی آمریکا سراغمان آمدند تا مطمئن شوند کالای قاچاق یا گل و گیاه و نباتات دیگر همراه نداریم.

شاه: کارتر خیلی عاقل‌تر شده و تمام حرف‌های مزخرف تبلیغاتی خودش را فراموش کرده
برخورد ‌آنها بسیار زشت بود و حتی بلااستثنا ما را تفتیش بدنی کردند. اعلیحضرت که از این برخورد بسیار عصبی بود خطاب به آنها گفت: «من شاه هستم» که یک سال قبل رئیس جمهور «کارتر» جلوی پایم فرش قرمز پهن می‌کرد!.

ما را بر عکس انتظار به بیمارستان مموریال نیویورک نبردند بلکه به بیمارستان دانشگاه کورنل که مخصوص تعلیم و تربیت نوپزشکان و مبتدیان است بردند. این بیمارستان که به مرکز پزشکی کورنل معروف است از بیمارستانهای درجه سوم نیویورک و بسیار کثیف و پرازدحام بود.


نام «شاه »درامریکا
شاه را به نام «دیوید نیوسام» در بیمارستان بستری کردند و در تمام پرونده‌های پزشکی نام ایشان دیوید نیوسام درج شده بود.

سفیرسابق ایران درامریکامی گوید:من با آنکه ۲۵ سال تمام در کنار پادشاه بودم تا آن لحظه اطلاع نداشتم که اسم آمریکایی اعلیحضرت و نام ایشان در گذرنامه آمریکایی ایشان دیوید «نیوسام» است! اتاق شاه در طبقه هفدهم بیمارستان بود و اتاقی هم در کنار آن برای شهبانو در نظر گرفته بودند.


 در بیمارستان دانشگاه کورنل مدیران بیمارستان و پزشکان و حتی پرستاران مانند کفتارو لاشخور به دور شاه ریختند و در حالیکه به شاه به چشم یک طعمه پولدار نگاه می‌کردند هر یک کوشیدند تا از این مریض در حال موت سودی نصیب خود سازند!


اول از همه مدیر بیمارستان مراجعه کرد و ضمن آرزوی بهبودی برای شاه اظهار داشت بیمارستان کورنل برای تجهیز بخش سرطان خود نیاز به یک میلیون دلار کمک اعلیحضرت دارد. معنای این حرف اشکار بود و آنها برای شروع معالجات شاه یک میلیون دلار می‌خواستند. این یک باج‌گیری آشکار از پیرمردی در حال مرگ بود.
شاه که با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد چاره‌ای جز پرداخت این پول نداشت. تعدادی از پزشکان نظیر دکتر «کولمن» هم که برای شیمی درمانی اطراف شاه جمع شده بودند به بهانه‌های مختلف اعلیحضرت را تیغ می‌زدند.


هر چند دقیقه یک بار پزشک جدیدی در حالیکه پرونده‌ای در زیر بغل داشت وارد اتاق شاه می‌شد و چند سئوال پزشکی از او می‌کرد و دستی به سر و روی شاه می‌کشید و نبض او را می‌گرفت و می‌رفت.
ما بعداً دلیل مراجعه این همه پزشک را فهمیدیم. هر یک از آنها برای معالجه چند دقیقه‌ای به شاه و احوالپرسی از او – که اسم این کار را ویزیت و معاینه می‌گذاشتند – چند هزار دلار طلب می‌کردند!

پس از رفتن نخست‌وزیر، اعلیحضرت(شاه) که کمی روحیه‌شان بهتر شده بود به عنوان شوخی گفتند:

این هم نخست‌وزیر است، «هویدا »هم نخست‌وزیر بود! نخست‌وزیر باهاما دختران زیبا را اطراف خود جمع کرده است در حالی که « هویدا» مردان گردن کلفت را دور خود گرد می‌آورد

همه از این شوخی به خنده افتادیم. (اشاره شاه به سوءاخلاق جنسی هویدا بود).

اما خانم فریده دیبا (مادر فرح) ناراحت شدند و گفتند: اعلیحضرت در حالی که سگ‌های خود را با هواپیمای اختصاصی به خارج آورده‌اند نباید اجازه می‌دادند هویدا و سایرین در ایران بمانند و به دست انقلابیون بیفتند.

شهبانو در«باهاما» عاشق یک مردی شده بود

در مدت اقامت در باهاما دعوای سختی میان شاه و شهبانو پیش آمد و علت آن هم توجه زیاد شهبانو به «رابرت آرمائو» بود.

«رابرت آرمائو» که جوان خوش قیافه و بلندبالایی بود شب‌ها شهبانو را به خارج از اقامتگاه می‌برد تا ایشان را به نمایش‌های شبانه گوناگون ببرد و از اندوه و افسردگی نجات دهد.

 آرمائو ۲۸ سال داشت و پرتغالی تبار بود. او از زمانی که راکفلر فرماندار نیویورک شد با او آشنا شده و به خدمت بنیاد راکفلر درآمده بود.

 عشق «رابرت آرمائو»به فرج بعدازمرگ شاه بیشترشد

«رابرت آرمائو» همچنان به فرح عشق می ورزید، پس از مرگ شاه هم مدت دو سال تمام در کنار شهبانو و فرزندان شاه باقی ماند تا به اوضاع زندگی آنها در آمریکا و اروپا سر و سامان بدهد.

باید بگویم که بدون اقامت «آرمائو» سلامت شاه و همه ما در معرض خطر قرار داشت.

قاضی دادگاه انقلاب (آیت‌الله) خلخالی برای سر شاه و شهبانو جایزه تعیین کرده بود و حفظ جان ما در آن شرایط در باهاما (سرزمینی که در آن مافیا حاکم بود) از شاهکارهای آرمائو محسوب می‌گردید.

آرمائو یک سرباز سابق نیروی دریایی آمریکا به نام «مارک مرس» را استخدام کرده بود تا سایه به سایه شاه راه برود و به طور ۲۴ ساعته همراه او باشد.«مارک مرس» از مأموران نابغه (FBI) بود که در گروهان ویژه پلیس به نام «جان پاس‌ها» مأموریتش حفظ جان شخصیت‌های عمده سیاسی بود.

او تا پایان عمر اعلیحضرت مثل یک دوقلوی به هم چسبیده همراه شاه بود و آن طور که شنیدم قبلاً بادی‌گارد پرزیدنت نیکسون و پرزیدنت جانسون بوده است.

«مارک مرس» علاوه بر سلاح بغلی یک مسلسل کوچک دستی از گردن ‌آویخته بود و دور کمرش هم یک قطار فشنگ داشت و در جیب‌هایش هم نارنجک و بعضی سلاح‌های کوچک را نگه می‌داشت و آن طور که خودش می‌گفت: «یک زرادخانه متحرک بود!»

رابرت آرمائو خیلی از قابلیت‌های وی تعریف می‌کرد و می‌گفت او می‌تواند به تنهایی یک لشکر را از پای دربیاورد!مارک مرس وقتی با آن بازوان ستبر و درهم پیچیده و آن هیکل قوی و چهارشانه و قدبلند در کنار شاه که به علت بیماری بسیار لاغر و تکیده شده بود قرار می‌گرفت مثل پدری به نظر می‌رسید که با کودک خود راه می‌رود.

«مارک مرس» به قدری تنومند و «شاه» به قدری نحیف(لاغر) بود که«مارک مرس» می‌توانست شاه را در بغل خود بگیرد و پنهان کند!

مارک مرس خیلی مأموریت خود را جدی گرفته بود و حتی شب‌ها در پشت در اتاق محمدرضا شاه می‌خوابید و هرکس ولو شهبانو می‌خواست با شاه ملاقات کند باید از سد مارک مرس می‌گذشت!

مارک مرس مأموری وظیفه‌شناس و بسیار با حس مسئولیت بود و نسبت به خانواده پهلوی چنان تعصب نشان می‌داد که وقتی در پاناما بودیم و فرزندان اعلیحضرت برای دیدار خانواده به آنجا آمده بودند،

یک سرباز پانامایی از شاهزاده فرحناز خواهش بی‌‌ادبانه‌ای کرده بود مارک مرس آن سرباز را حسابی کتک زد و باعث درگیری زیادی شد.حتی  «مانوئل نوریه‌گا »رئیس گارد ملی پاناما به این کار اعتراض کرد و همه سربازان خود را از اطراف اقامتگاه شاه جمع‌آوری کرد و به شاه گفت:

این سرباز حرف بدی نزده، بلکه مؤدبانه از دختر شما دعوت همخوابگی نموده است و این امر در بعضی از کشورها معمول و مرسوم است!

البته دستمزد چنین شخصی (مارک مرس) بسیار بالا بود و شاه و شهبانو علاوه بر دستمزد کلان مخارج او را هم می‌پرداختند. تعدادهمراهان شاه درباهاماتعداد همراهان اعلیحضرت در «باهاما »مجموعاً  ۲۰ نفر بود و هزینه اقامت این افراد در باهاما به شبی ۱۰ هزار دلار می‌رسید.

خانم فریده دیبا با این افراد بسیارمخالف بود و مرتباً به اعلیحضرت شکایت می‌کرد که چرا ما باید این افراد را نزد خود نگه داریم و مخارج آنها را بدهیم؟!

باج خواهی ازشاه درباهاما

در این موقع ماجرایی پیش آمد که موجب گردید مخارج حفاظت از جان شاه افزایش پیدا کرد.هر اتفاقی که روی می‌داد مسئولان باهاما – که عده‌ای مافیایی بودند – آن را بهانه قرار داده و از شاه تقاضای پول می‌کردند.در اطراف شاه علاوه بر «مارک مرس» چند بادی گارد دیگر آمریکایی هم بودند که توسط آرمائو استخدام شده بودند.اما بعد از آنکه یاسر عرفات رهبر چریک‌های فلسطینی برای تبریک پیروزی انقلاب اسلامی و دریافت کمک‌های مالی به تهران رفت و با (آیت‌الله) خمینی ملاقات کرد روزنامه‌های ایران نوشتند که «یاسر عرفات» در مذاکرات تهران قول داده است تا عده‌ای را برای ترور شاه و خانواده‌اش به باهاما بفرستد!

انتشار این خبر موجب نگرانی شاه شد و از نخست‌وزیر باهاما تقاضای کمک کرد. سر «پیندلینگ» فوراً ۳۰ نفر از مأموران زبده پلیس محلی باهاما را مسئول مراقبت از اطراف اقامتگاه شاه و همراهان ایشان کرد، ولی به آرمائو گفته بودند که «نمی‌توان این عده را با یک شام و غذای معمولی راضی نگه داشت، و باید حقوق آنها را پرداخت(اضافه شود)!»

شاه یک روز با عصبانیت به« سرهنگ نویسی» و «سرهنگ جهانبانی» توپید و به درستی به آنها گفت: «شما مسئول حفظ جان من هستید، در حالی که در اینجا باید برای حفظ جان شماها هم پول بپردازم!» و بعد خواستار رفتن آنها از باهاما شد.

اعلیحضرت یک روز متوجه شد که مسئولان باهاما برای مدت کوتاه اقامت ما در باهاما و مخارج سربازان محافظ اقامتگاه و سایر خدمات یک میلیون دلار پول طلب می‌کنند!

معلوم بود که شاه و همراهان ایشان به منبع درآمدی برای مجمع‌الجزایر باهاما تبدیل شده‌اند و رهبران مافیایی باهاما قصد سرکیسه کردن شاه را دارند.

شاه که از سرکیسه شدن خود توسط مسئولان باهاما عصبانی بود به آرمائو دستور داد تا عذر همه اطرافیان را بخواهد.

آرمائو همانطور که عادت همه آمریکاییان است و حتی با پدر و مادر خوشان هم تعارف ندارند به همه گفت که فقط کسانی می‌‌توانند همراه شاه بمانند که خودشان قادر به تأمین مخارجشان باشند!بدین ترتیب بقیه بازماندگان از سفر مراکش یعنی لوسی پیرنیا و سرهنگ نویسی و سرهنگ جهان‌بینی هم ما را ترک کردند.

به جای کسانیکه از باهاما رفتند فرزندان شاه برای دیدن پدر و مادرشان از آمریکا به باهاما آمدند. فرزندان شاه (رضا، فرحناز، علیرضا و لیلا) در آمریکا تحصیل می‌کردند. موقعی که فرزندان شاه به باهاما آمدند پسر «پیندلینگ»نخست‌وزیر باهاما اطلاع داد که مجبور است اقدامات تأمینی و حفاظتی را افزایش دهد و بر تعداد مأموران امنیتی بیفزاید.

این حرف به معنای آن بود که نخست‌وزیر باهاما خواب جدیدی برای جیب شاه دیده است و شاه باید پول بیشتری بپردازد.

کم کم صورتحساب شاه از مرزیک یک میلیون دلار گذشت و شاه متوجه شد که نمی‌تواند در باهاما بماند.

مارک مرس که فردی متخصص و آگاه بود به شاه اطلاع داد مقامات باهاما از وضع خوب مالی شاه مطلع هستند و ممکن است حتی با ترتیب دادن یک حادثه ساختگی گروگانگیری پول‌های هنگفت را مطالبه کنند و با مافیای باهاما بر سر تحویل دادن شاه به معامله بپردازد!

در باهاما برای یک گیلاس آب خالی هم تقاضای پول می‌کردند درگیرلفظی شاه با محافظش در«باهاما»سر «پیندلینگ» یک کلاهبردار واقعی بود و معلوم بود این پولها را با شرکای خود در دولت تقسیم می‌کند.

او یک روز شخصاً به اعلیحضرت مراجعه کرد و گفت یک مشکل شخصی برایش پیش آمده و نیاز به دویست هزار دلار پول نقد دارد و مطمئن است اعلیحضرت این پول را به او خواهد داد اعلیحضرت که متوجه شده بود «پیندلینگ» قصد سرکیسه کردن ایشان را دارد به نخست‌وزیر باهاما گفت:

«رفتار شما شبیه یک جنتلمن نیست!» و سر «پیندلینگ» هم با وقاحت و بی‌ادبی به اعلیحضرت گفت:

«شما هم که افسران و نظامیان خود را با بی‌رحمی رها کرده و به خارج گریخته‌اید یک جنتلمن نیستید

این اتفاق موجب بروز کدورت در روابط اعلیحضرت و نخست‌وزیر باهاما گردید و دیگر ماندن ما در باهاما به صلاح نبود.

مصاحبه  «آیت الله خلخالی» موجب وحشت «شاه» شد وهزینه حفاظت رابالابرد.

در این میان اخبار منتشر شده در مطبوعات بین‌المللی روز به روز شاه و شهبانو را بیشتر مضطرب می‌کرد. از تهران خبر می‌رسید که قاضی دادگاه انقلاب دستور ترور شاه، شهبانو، فرزندان شاه و والاحضرت اشرف را صادر کرده است.شاه و افراد خانواده‌اش در دادگاه انقلاب تهران غیاباً به مرگ محکوم شده بودند و قاضی دادگاه از همه انقلابیون در سراسر جهان خواسته بود که برای کشتن این افراد اقدام کنند و در قبال کشتن هر یک از آنها یک میلیون دلار جایزه دریافت کنند!

این خبر شاه و شهبانو را به وحشت انداخت و شاه به درستی می‌گفت:

«هر یک از محافظین ما در واقع یک خطر بالقوه هستند و ممکن است به خاطر این پول زیاد ما را بکشند تا از قاضی دادگاه تهران جایزه بگیرند!» هر خبری که منتشر می‌شد ناراحت کننده بود.

شکوه شاه ازرئیس جمهورفرانسه

ژیسکاردستن رئیس‌جمهوری فرانسه که از زمان شروع کارش در وزارت دارایی فرانسه با ایران مرتبط بود و از سفارت ایران در پاریس هدیه می‌گرفت و موقعی که وزیر دارایی فرانسه شد برای عقد قراردادهای اقتصادی میان تهران و پاریس چاپلوسی اعلیحضرت را می‌کرد و ساعت‌ها پشت در اتاق کار اعلیحضرت می‌ایستاد تا او را به داخل راه بدهند حالا در اظهارات جدیدش به دولت انقلابی ایران تبریک می‌گفت و شاه را محکوم و از همه بدتر متهم به زیر پا گذاشتن حقوق مردم ایران می‌کرد.

رؤسای جمهوری و پادشاهان کشورهایی که برای سالهای طولانی جزو دوستان صمیمی شاه بودند و از ایشان قالیچه‌های نفیس و خاویار دریای مازندران هدیه می‌گرفتند حالا در اظهارات رسمی شاه را محکوم کرده و مورد انتقاد قرار می‌دادند. آری! حقیقت این است که دنیای سیاست فوق‌العاده بی‌رحم است و بی‌رحمی خود را در روزهای آخر سلطنت به شاه ایران نشان داد.

خاندان پهلوی"رضاشاه"همسران وفرزندان

اسامی خاندان پهلوی 

رضاخان ۱۲ فرزند داشت که نخستین پسرش ، محمدرضا بعد ازپدر به سلطنت رسید.

سرنوشت«شهنازپهلوی» راهم درادامه خواهیدخواند،تاج الملوک کیست..ملکه توران (قمرالملوک)کیست؟..عصمت الملوک کیست؟..کدام دخترشاه با حاکم عراق(ملک فیصل)ازدواج کرد؟ راخواهیم آورد.

فرزندان رضاشاه  از چپ: محمودرضا پهلوی (عصمت‌الملوک)، غلامرضا پهلوی (توران امیرسلیمانی)، غلامرضا رشیدیاسمی، احمدرضا پهلوی ( عصمت‌الملوک) و عبدالرضا پهلوی (عصمت‌الملوک)

اسامی خاندان پهلوی 

نامنام پدرنام مادرتوضیحات
۱-فاطمه پهلویرضاتاج ماه 
۲-شمس (‌خدیجه) پهلویرضاتاج‌الملوک 
۳-تاج‌الملوک پهلویتیمورملک‌السلطان 
۴-اشرف (‌زهرا) پهلویرضاتاج‌الملوک 
۵-میررضا آتابایهادیفاطمه 
۶-ملکه اقدس(‌سیمین‌دخت)‌پهلویهادیفاطمه 
۷-سیروس آتابایهادیفاطمه 
۸-مهناز (‌زهرا) زاهدیاردشیرشهناز 
۹-کیوان پهلوی‌نیاعلیهیلر فاطمه 
۱۰-کامبیز خاتمیمحمدفاطمه 
۱۱-فرحناز(‌معصومه) پهلویمحمدرضافرح 
۱۲-علیرضا پهلویرضاتاج‌الملوک 
۱۳-غلامرضا پهلویرضاتوران 
۱۴-عبدالرضا پهلویرضاعصمت‌الملوک 
۱۵-احمد رضا پهلویرضاعصمت‌الملوک 
۱۶-محمود رضا پهلویرضاعصمت‌الملوک 
۱۷-فاطمه پهلویرضاعصمت‌الملوک 
۱۸-حمیدرضا پهلویرضاعصمت‌الملوک 
۱۹-مهرناز پهلویغلامرضاهما 
۲۰-بهمن پهلویغلامرضاهما 
۲۱-شهناز پهلویمحمدرضافوزیه 
۲۲-بهزاد رضا پهلویحمیدرضاهما 
۲۳-نازک پهلویحمیدرضاهما 
۲۴-شاهرخ پهلویاحمدرضاسیمین‌تاج 
۲۵-شهلا پهلویاحمدرضاسیمین‌تاج 
۲۶-شهریار شفق‌نیااحمداشرف‌الملوک 
۲۷-آزاده شفق‌نیااحمداشرف‌الملوک 
۲۸-نیلوفر پهلویحمیدرضامینوآشتیانی
۲۹-شهرام پهلوی‌نیاعلی قواماشرف 
۳۰-داریوش پهلوی‌نیاعلیهیلر فاطمه 
۳۱-سیروس پهلوی‌نیاشهرامنیلوفر 
۳۲-سونیا ماریا (‌مریم) پهلویوالتررزا 
۳۳-کیخسرو جهانبانیخسروشهناز 
۳۴-جعفر رضا پهلویحمیدرضاحوریه خامنه 
۳۵-کامران عباس وحیدفرشادآزاده 
۳۶-آذردخت (‌خدیجه) پهلویغلامرضامنیژه 
۳۷-مریم (‌زهرا) پهلویغلامرضامنیژه 
۳۸-بهرام پهلویغلامرضامنیژه 
۳۹-کامیار پهلویعبدالرضاپری‌سیما 
۴۰-سروناز پهلویعبدالرضاپری‌سیما 
۴۱-شاهین پهلویاحمدرضارزا 
۴۲-شهرناز پهلویاحمدرضارزا 
۴۳-پری‌ناز پهلویاحمدرضارزا 
۴۴-رضا پهلویمحمدرضافرح 
۴۵-علیرضا پهلویمحمدرضافرح 
۴۶-لیلا(‌فاطمه)‌پهلویمحمدرضافرح 
۴۷-رامین خاتمیمحمدفاطمه 
۴۸-یونس (‌محمد)‌پهلویعلیسونیاماریا(‌مریم)اسلامی اصل
۴۹-داوید پهلویعلیسونیاماریا(‌مریم) 
۵۰-هود پهلویعلیسونیاماریا(‌مریم) 
۵۱-آناهیتا پهلبدشهبازبئاتریس 
۵۲-دارا شفیقشهریارمریم 
۵۳-فوزیه جهانبانیخسروشهباز 
۵۴-فرح دیباسهرابفریده 
۵۵-شهباز پهلبدشهبازبئاتریس 
۵۶-شهریار پهلبدشهبازبئاتریس 
۵۷-رضا پهلویداداش‌بکنوش‌آفرین 

«فرزندان رضاشاه» در آستانه سفر به اروپا جهت تحصیل (۱۳۱۲ش). از چپ: محمودرضا پهلوی (فرزند عصمت‌الملوک)، غلامرضا پهلوی (فرزند توران امیرسلیمانی)، غلامرضا رشیدیاسمی، احمدرضا پهلوی (فرزند عصمت‌الملوک) و عبدالرضا پهلوی (فرزند عصمت‌الملوک)

۱- علیرضا پهلوی دومین پسر و پنجمین فرزند رضا خان و برادر تنی محمدرضا بود. او در سال ۱۳۰۱ به دنیا آمد.مدتی در تهران و لوزان سویس تحصیل کرد و در سال ۱۳۱۵ به ایران بازگشت و وارد دانشکده افسری شد. در سال ۱۳۲۰ از این دانشکده فارغ التحصیل شد و به همراه پدر به تبعیدگاهش در سن موریس رفت و تا زمان مرگ در کنار او بود.

علیرضادر سال ۱۳۲۳ وارد ارتش فرانسه شد و تا سال ۱۳۲۶ در آنجا خدمت کرد و سپس به ایران بازگشت. علیرضا در ایام خدمت در فرانسه با دختری لهستانی تبار ازدواج کرد و از او صاحب پسری شد، ولی دربار ایران این ازدواج را به رسمیت نشناخت و بنابراین همسر و فرزند شاهپور علیرضا در پاریس زندگی می‌کردند.

علیرضا پهلوی در ۶ آبان ۱۳۳۳ درست در زمانی که شایعه ولیعهدی او (به دلیل بچه دار نشدن محمدرضاشاه و ثریا اسفندیاری ) بر سر زبان‌ها بود، در یک سانحهٔ هوایی کشته شد. جنازه او در کنار جسد مومیایی پدرش رضا شاه که از آفریقا آورده شده بود، در در شهر ری به خاک سپرده شد.

۲- اشرف پهلوی خواهر همزاد محمدرضا پهلوی است. نام وی در زمان تولد «زهرا» بود که بعدها به «اشرف‌الملوک» و «اشرف» تغییر یافت. او پس اتمام تحصیلات رایج آن زمان ،بنا به توصیه پدرش با علی قوام پسر قوام‌الملک شیرازی ازدواج کرد که بعد از ۲۰شهریور این امر به طلاق انجامید. وقتی رضا شاه مجبور به ترک ایران شد، اشرف در آخرین دیدار با پدر مأموریت یافت تا یاور و همدم برادرش محمدرضا پهلوی باشد.
دومین ازدواج او با احمد شفیق، خواهر زاده ملک فاروق پادشاه مصر بود . وی در دوران نخست وزیری مصدق بخاطر دخالت در سیاست و حمایت از مخالفان دولت از کشور تبعید شد و به فرانسه رفت. قبل از کودتای ۲۸مرداد وارد تهران شد.

بعد از مدتی ازدواج او با شفیق به طلاق انجامید .اشرف بعد از سال ۴۰با جوان تحصیل کرده‌ای به نام مهدی بوشهری پور در پاریس ازدواج کرد .اشرف بخاطر نوع شخصیت و دخالتش در سیاست ایران و دست داشتن در معاملات مالی و اقتصادی و نیز زندگی خصوصی جنجال‌برانگیز و مفاسد اخلاقی گسترده، مورد انتقادشدید مخالفان حکومت پهلوی قرار داشت.

فساد مالی و اخلاقی اشرف پهلوی به حدی بود که حتی ساواک را به واکنش واداشت و رفتارهای او را مغایر شئون سلطنت گزارش کرد. خبرهای متعدد از دخالت او در قاچاق مواد مخدر در کنار عیاشی و ولخرجی، در همه محافل بر سر زبانها بود.

اشرف در سالهای پس از انقلاب در امریکا زندگی می کرد و درحال حاضر از سرنوشت او خبری در دست نیست. یکی دو سال پیش، جسته و گریخته، خبرهایی از ابتلای او به آلزایمر شدید حکایت می کرد.
۳- غلامرضا پهلوی ششمین فرزند و سومین پسر رضا شاه بود.مادرش پس مدت کوتاهی بر اثر ناسازگاری از رضا شاه جدا شد و در خانه‌ای که برای وی در نظر گرفته شده بود با تنها فرزندش زندگی می‌کرد. غلامرضا پس از تحصیلات ابتدایی به همراه سه تن از برادران ناتنی‌اش (عبدالرضا پهلوی، احمدرضا پهلوی و محمودرضا پهلوی) برای ادامه تحصیل به مدرسه انستیتو لو روزه سوییس فرستاده شد و پس از اتمام تحصیل، در سال ۱۳۱۵ به همراه سایر برادران به ایران بازگشت و همگی به خواست پدرشان وارد دبیرستان نظام شدند.

غلامرضا در سال ۱۳۲۰ و پس از کنار رفتن رضاخان از سلطنت به همراه پدر مجبور به ترک ایران و اقامت در آفریقای جنوبی شد. پس از مرگ پدرنیز اجازه بازگشت به او داده نشد و ناچار برای ادامه تحصیل به دانشگاه پرینستون آمریکا رفت ولی پس از یک سال با اجازه برادرش محمدرضا شاه پهلوی به ایران بازگشت و وارد دانشکده افسری شد و در مهر ماه ۱۳۲۷ دوره دانشکده افسری را به پایان برد و به تدریج مدارج نظامی را تا اخذ درجه سرتیپی در سال ۱۳۵۰ طی کرد.
ریاست کمیته ملی المپیک،ریاست باشگاه سوارکاران،آجودانی ویژهٔ شاه،عضویت در شورای نیابت سلطنت از جمله مشاغل وی بود.او همچنین در بسیاری از مجامع و محافل به نمایندگی از شاه شرکت می‌کرد. فعالیتهای اقتصادی گسترده و نامشروع او، زبانزد خاص و عام بود.
او در سال۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و کسی از سرنوشت او خبر ندارد.

۴ - عبدالرضا پهلوی درمهرماه ۱۳۰۳ به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و مقدمات نظام را در تهران سپری کرد. سپس به همراه برادرش محمدرضا برای تحصیل به مدرسه «انستیتو لو روزه» سوییس فرستاده شد. پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۱۵ وارد مدرسه نظام و دانشکده افسری شد. او پس از برکناری و تبعید پدرش با او به آفریقای جنوبی رفت و پس از مرگ رضا خان در سال ۱۳۲۳ برای ادامه تحصیل در رشته اقتصاد در دانشگاه هاروارد به آمریکا رفت.
پس از اتمام تحصیلات در سال ۱۳۲۶به ایران بازگشت و علی رغم داشتن تحصیلات عالیه در رشته اقتصاد تنها سمت تشریفاتی ریاست افتخاری برنامه هفت ساله دولت به او سپرده شد.
اودر سال ۱۳۲۹ ازدواج کرد اما به دلیل مسایل خانوادگی و شخصی و اختلاف همسرش با محمدرضا پهلوی از دربار دوری می‌جست و بیشتر وقت خود را صرف شکار و تاکسیدرمی حیوانات و کشاورزی و رسیدگی به زمین‌های کشاورزی ۳۷۰۰هکتاری خود در دشت ناز ساری می‌کرد. وی همچنین چندین دوره ریاست مجمع جهانی حفاظت از حیات وحش را به عهده گرفت.
نامبرده پس از انقلاب در سال ۱۳۵۷ به اتفاق خانواده‌اش کشور را ترک کرد و هیچکس از محل زندگی او اطلاعی ندارد و گفته می شودکه نام خانوادگی خود را هم تغییر داده است .


۵-احمدرضاپهلوی هشتمین فرزند و پنجمین پسر رضا شاه بود. او در سال ۱۳۰۴به دنیا آمد و پس از تحصیلات ابتدایی مشغول تحصیل در مدرسه نظام بود که پس از برکناری و تبعید پدرش در سال ۱۳۲۰با او به آفریقای جنوبی و در سال ۱۳۲۳برای ادامه تحصیل به بیروت رفت.
پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۲۵ با سیمین تاج بهرامی دختر دکتر حسین احیاءالسلطنه بهرامی (همان کسی که در صحن مجلس شورای ملی به گوش سید حسن مدرس سیلی زد) ازدواج کرد .این پیوند در سال ۱۳۳۳به جدایی انجامید .احمدرضا در سال ۱۳۳۷ دوباره ازدواج کرد.


«اجمدرضا» در امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دخالتی نمی‌کرد و کمتر در دربار حاضر می‌شد . پس از انقلاب اسلامی درسال ۱۳۵۷به اتفاق خانواده‌اش ایران را ترک کرد و در سال ۱۳۶۱با بیماری سرطان خون در فرانسه درگذشت.

۶-محمودرضا پهلوی نهمین فرزند و ششمین پسر رضا خان در مهرماه ۱۳۰۵به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و مقدمات نظام را در تهران سپری کرد. او پس از برکناری و تبعید پدرش با او به آفریقای جنوبی رفت و پس از مرگ رضا شاه به ایران بازگشت و چندی بعد برای ادامه تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی و صنعتی در دانشگاه کالیفرنیا و میشیگان به آمریکا رفت.
او پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۳۳ ازدواج کرد که این ازدواج پس از سه سال به جدایی انجامید . محمودرضا در سال ۱۳۴۳ با مریم اقبال دختر دکتر منوچهر اقبال ازدواج کرد ولی نامبرده نیز پس از مدتی از او جدا شد .
وی در سال ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و در سال ۲۰۱۰ در کالیفرنیادرگذشت.

۷- حمیدرضا پهلوی یازدهمین فرزند رضا خان وهفتمین پسر وی در ۱۳تیر ماه ۱۳۱۱به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در تهران سپری کرد.
او پس از برکناری و تبعید پدرش با او به آفریقای جنوبی رفت و پس از مرگ رضا شاه در سال ۱۳۲۳برای ادامه تحصیل به بیروت فرستاده شد ولی پیشرفتی در این زمینه نداشت و در عوض اهل خوشگذرانی بود.به همین خاطر در سن ۱۹سالگی مقدمات ازدواج او را فراهم کردند و در سال ۱۳۳۰با دخترعموی مادرش ازدواج کرد و صاحب یک فرزند شد ولی این ازدواج اندکی بعد منتهی به جدایی گردید.
او سپس با زنی دیگرازدواج کرد واز او هم صاحب دو فرزند شد. این ازدواج هم دوامی نیافت . حمیدرضا پهلوی از سوی خاندان سلطنت متهم بودد که در مجامع و محافل موجبات آبروریزی خانواذه سلطنتی رافراهم می‌آورد تا اینکه در سال ۱۳۴۰به طور کامل از دربار طرد شد و عنوان شاهزادگی از او سلب گردید.
او به علت عدم ارتباط با خاندان پهلوی، پس از انقلاب ، ایران را ترک نکرد و در سال ۱۳۷۱درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد.

۸- فاطمه پهلوی دهمین فرزند رضاخان درسال۱۳۰۷ متولد شد .تحصیلات متوسطه اش را نیمه تمام گذاشت و سپس در بیروت، اروپا و آمریکا ادامه تحصیل داد. در زمان رضا شاه، دربار ایران طرحی برای ازدواج فاطمه با خسرو خان قشقایی در دست داشت که با شکست مواجه شد.پس از مرگ پدرش، ابتدا در مرداد ۱۳۲۷با یک روزنامه‌نگار آمریکایی ازدواج کردو از او صاحب یک دختر دو پسر شد. این ازدواج موجب اعتراضاتی در ایران گردید. چرا که ازدواج زن مسلمان با مرد غیر مسلمان ممنوع و ازدواج زن ایرانی با تبعه سایر کشورها نیاز به کسب اجازه قبلی از دولت ایران داشت. نادیده گرفتن این دو مورد موجب شد تا فاطمه پهلوی از امتیازات خود محروم گردد.

از سوی دیگر دربار نیز نسبت به این ازدواج روی خوشی نشان نداد. چرا که فاطمه پهلوی جشن ازدواج خود را در پاریس و درست در روزی برگزار نمود که دربار ایران به مناسبت خاکسپاری رضا شاه عزای عمومی اعلام کرده بود. اخبار این ازدواج و همزمانی آن با عزاداری به صورت بسیار پر سر و صدا در مطبوعات انعکاس یافت.
سرانجام دربار در سال ۱۳۳۲به فاطمه پهلوی و شوهرش اجازه بازگشت به کشور را داد . در مرداد ۱۳۳۸فاطمه از شوهرامریکایی اش طلاق گرفت و در آبان همان سال با سپهبد محمد خاتمی ازدواج نمود. خاتمی در سال ۱۳۵۴در حال کایت‌سواری در حوالی سد دز با کوه برخورد کرد و کشته شد.

فاطمه پهلوی از جمله اعضای خاندان پهلوی بود که به فعالیت‌های اقتصادی روی آورد و یکی از سهامداران اصلی «شرکت سی.آر.سی» بود که در سال ۱۳۴۳باشگاه پرسپولیس را راه‌اندازی نمود. اندکی پیش از انقلاب اسلامی، او روانه خارج از کشور شد. مدتی ساکن پاریس بود و سپس به لندن رفت و در سال ۱۳۶۶ در آنجادرگذشت. وی کاخهای متعددی در تهران و شمال ایران داشت.

۹-شمس (خدیجه) پهلوی در سال ۱۲۹۶ به دنیا آمد. او پس از سپری کردن تحصیلات رایج در آن زمان،به اصرار پدرش با فریدون جم فرزند مدیرالملک جم (وزیر و نخست وزیر دوره قاجار و پهلوی) ازدواج کرد. لیکن پس از کناره‌گیری رضا شاه از سلطنت، از همسرش جدا شد و چندی بعد در سال ۱۳۲۲با عزت‌الله مین‌باشیان که هنرمند بود آشنا شد و در سال ۱۳۲۴در قاهره با او ازدواج کرد. همسر جدید او نام و نام خانوادگی خود را به مهرداد پهلبد تغییر داد. مهرداد پهلبد در سال ۱۳۴۳به وزارت فرهنگ و هنر منصوب گردید و تا ۱۳۵۷در این سمت باقی ماند.
او در کاخی در مهرشهر کرج به نام کاخ مروارید زندگی می‌کرد. این کاخ توسط موسسه رایت آمریکا ساخته شده است.
وی ریاست کانون بانوان ایران را که در اردیبهشت سال ۱۳۱۴ توسط رضاشاه برای پیشبرد و اجرای اهداف خود درخصوص کشف حجاب ایجاد شده بود، بر عهده داشت.
شمس و خانواده‌اش در شهریور ماه سال ۱۳۵۷کشور را ترک کردند و چندی بعد در کشور ترینیداد و توباگو در منطقه کارائیب ساکن شدند.
شمس پهلوی در اسفند ۱۳۷۴در سن ۷۸سالگی درگذشت و در ایالت کالیفرنیا به خاک سپرده شد.

۱۰- همدم‌السلطنه نخستین فرزند رضاخان بود. در زمان سلطنت پدرش در مجالس و محافل مطرح نبود و بیشتر اوقات را با نامادری‌اش ملکه تاج‌الملوک می‌گذراند و همدم و مصاحب او بود. او با ابوالفتح آتابای ازدواج کرد.

برخی، همدم السلطنه را فرزند صفیه همدانی دانسته‌اند. صفیه همدانی زنی بود که در زمان خدمت رضاخان در همدان به ازدواج موقت او در آمد.به نقل برخی منابع، او فرزند مریم سوادکوهی بود و مادرش در جوانی درگذشت.همدم السلطنه که نام اصلی اش فاطمه بود در سال ۱۳۵۷ در تهران درگذشت.

۱۱- صدیقه پهلوی متولد ۱۲۹۶فرزند یکی از ۴همسر رضاشاه یعنی زهرا سوادکوهی بود و مادرش را در شیرخوارگی به علت بیماری سل از دست داد. صدیقه پهلوی تا زمان انقلاب ایران با نام خانوادگی پدرخوانده اش، کدویی، شناخته می شد و لذا هرگز به خاندان سلطنتی راه نیافت. او در دی ماه ۱۳۶۸در سن ۷۲سالگی در تهران درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

رضاخان هنگامی که هجده سال بیشتر نداشت، با «مریم سوادکوهی» دخترعموی خود ازدواج کرد که حاصل آن دختری به نام «همدم السلطنه پهلوی» بود.

پس از چهارده سال زندگی مشترک، همسر نخست رضاخان درگذشت. وی یک سال بعد و در سال 1291 برای ادامه خدمت راهی همدان شد. او در همدان با زنی به نام «صفیه(زهرا) همدانی» ازدواج کرد که نتیجه آن تولد «صدیقه» بود.

 صدیقه مادر خود را در شیرخوارگی به علت بیماری (یا طلاق) از دست داد و رضاخان سرپرستی او را به یکی از زیردستان امین خود به نام علی‌اکبر کدویی سپرد. وی صدیقه را به عنوان فرزند خویش بزرگ کرد و در سال 1296 با نام خانوادگی خود برای او شناسنامه گرفت.

​توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درخیلی ازنوشته ها(خاندان شاه)اسمی ازشهنازپهلوی نبوده،بنده سعی کردم بیوگرافی برای این دخترهم بنویسم.

۱۲- شهنازپهلوی.

فوزیه در ۱۴ آبان سال ۱۳۰۰ در شهر اسکندریه مصر به دنیا آمده بود و در سال ۱۹۳۹ میلادی با محمدرضا پهلوی ازدواج کرده بود.

«شهنازپهلوی»،متولد ۵ آبان ۱۳۱۹، اولین فرزند محمدرضا پهلوی و تنها فرزند فوزیه از محمدرضا پهلوی است. وی، نوه دختری ملک فواد اول پادشاه پیشین مصر و رضاشاه است.

تولد شهناز پهلوی با ناراحتی خاندان پهلوی توأم شد. چرا که این خانواده برای به دنیا آمدن فرزند پسری که جانشین و ولیعهد محمدرضا پهلوی باشد نقشه‌ها کشیده بودند.

 او در جایی شنیده بود که ولادت اولین نوزاد دختر در خانواده سلطنتی شگون ندارد و شوم است. سال ها پیش به او گفته بودند، اگر اولین نوزاد سلطنتی دختر باشد آن پادشاه کشته و یا تبعید می‌شود و عجیب اینکه این پیشگویی عوامانه در سال ۱۳۲۰ به تحقق پیوست. دربار پهلوی انتظار تولد بچه پسر را داشتند و برای او نقشه ها کشیده بودند. بعد از تولد شهناز اوضاع و رفتار دربار نسبت به فوزیه تغییر پیدا کرد و روابط کاملا سرد و بی توجهی را نسبت به او داشتند. این رفتار ها باعث شد حالات روحی فوزیه هر روز بدتر بشود. حتی شوهر فوزیه هم نسبت به او بی توجه شده بود و رفتاری سرد با او داشت.

فوزیه ایران را ترک نمود و سال بعد به دلیل پافشاری فوزیه، دربار ایران ناچار شد طلاق او را صادر کند. از این پس شهناز که از یک سو از محبت مادر جدا شده بود و از سوی دیگر پدر را به دلیل مشغله و خوش گذرانی در کنار خود نداشت تنها شد
روابط او با عمه‌ها و مادربزرگش چندان گرم نبود. چرا که از یک طرف آنها را برای رفتن مادرش مقصر می‌دانست و از طرف دیگر از همان ابتدای تولد از آنها محبتی ندیده بود. در نهایت به دلیل دلتنگی‌های شهناز قرار شد که جهت تحصیل به یک مدرسه و سپس کالجی در اروپا فرستاده شود.

او از سن ده سالگی با ثریا به عنوان نامادری روبه رو گشت، با تمام تلاش های ثریا هرگز با او از در دوستی درنیامد ، تنها پس از کودتای ۱۳۳۲ حاضر به بازگشت به ایران شد.

ازداوج شهنازپهلوی باملک فیصل

شاه خیلی تمایل داشت دخترش شهناز با پادشاه جوان عراق ملک فیصل دوم(که از خواستگاران شهناز بود) ازدواج کند و به این ترتیب پیوندی بین ایران و عراق برقرار شود.شهناز۱۵سال داشت و ملک فیصل۲۰ سال،ملکه ثریا بهمراه شهناز به دعوت ملک فیصل به کشتی تفریحی اش رفتند.یک شب هم ملکه ثریا برای آشنایی بیشتر شامی ترتیب داد ولی به گفته ی ثریا هر دو در این مراسم بسیار ساکت و رسمی بودند و فردای آنروز شهناز به ثریا می گوید که اصلا از شاه جوان عراق خوشش نیامده!دو سال بعد شهناز به همسری اردشیر زاهدی درآمد و ملک فیصل با فاضله سلطان پرنسس عثمانی نامزد کرد.ملک فیصل جوان در کودتای عراق در ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸(۲۴ خرداد ۱۳۳۷) در سن۲۳ سالگی به همراه تمام اعضای خانواده اش کشته شد!و پرنسس فاضله در دوران نامزدیش بیوه شد!

خسرو معتضد: مگر بیکارم من به جنیفر لوپز نامه بنویسم؟
خسرو معتضد در کتاب شهناز پهلوی نقل کرده:سرانجام شاهزاده خانم فاضله که به مراتب خیلی از شهناز زیباتر بود!به نامزدی ملک فیصل درآمد.

اردشیرزاهدی درسال ۱۳۳۶ با شهناز پهلوی، دختر فوزیه و محمدرضا ازدواج کرد و از همان سال به‌عنوان نماینده شاه در امور دانشجویان خارج از کشور به اروپا رفت.

 

شهنازپهلوی ازاردشیرزاهدی طلاق گرفت.

نتیجه این ازدواج دختری به نام مهناز زاهدی است. این ازدواج پس از هفت سال به جدائی انجامید.

 پس از جدایی از اردشیر زاهدی‌، مدتها شایعه ازدواج شهناز با محمود زنگنه مطرح بود، و حتی با او نامزد کرد و مدتی باهم رفت و آمد داشتند؛ ولی ناگهان او را رها کرد و به سوئیس رفت و در آنجا با جوان معتاد و بی بندوباری به اسم خسرو جهانبانی که در رشته نقاشی مشغول تحصیل بود، دلبستگی پیدا کرد.
در این میان رضاشاه، بزرگ خانواده پهلوی، کسی که در تمام مدت حضور ملکه فوزیه در ایران سعی کرده بود با توجهات ویژه دل او را به دست آورد، پس از شنیدن این خبر خشمگین شد و از فرط عصبانیت تمام وسایل روی میز دفترش را با عصا به پایین پرت کرد! او از آن زمان کمتر به فوزیه توجه کرد و اعضای خانواده پهلوی علی‌الخصوص تاج‌الملوک از در ناسازگاری با فوزیه برآمدند.

ازدواج «رضاخان» بامریم سوادکوهی

رضاخان هنگامی که هجده سال بیشتر نداشت، با «مریم سوادکوهی» دخترعموی خود ازدواج کرد که حاصل آن دختری به نام «همدم السلطنه پهلوی» بود.

پس از چهارده سال زندگی مشترک، همسر نخست رضاخان درگذشت. وی یک سال بعد و در سال ۱۲۹۱ برای ادامه خدمت راهی همدان شد. او در همدان با زنی به نام «صفیه(زهرا) همدانی» ازدواج کرد که نتیجه آن تولد «صدیقه» بود. صدیقه مادر خود را در شیرخوارگی به علت بیماری (یا طلاق) از دست داد و رضاخان سرپرستی او را به یکی از زیردستان امین خود به نام علی‌اکبر کدویی سپرد. وی صدیقه را به عنوان فرزند خویش بزرگ کرد و در سال ۱۲۹۶ با نام خانوادگی خود برای او شناسنامه گرفت.

سومین ازدواج رضاخان در سال ۱۲۹۵ با «تاج‌الملوک آیرملو» بود که چهار فرزند ـ از جمله محمدرضا پهلوی ـ را برای او به دنیا آورد.

پنج سال بعد رضاخان با ملکه توران (قمرالملوک) ازدواج کرد. رضاشاه از وی صاحب یک فرزند پسر شد. 

برخی منابع می‌گویند این ازدواج به دور از چشم تاج‌الملوک صورت گرفته بود و به همین دلیل به طلاق انجامید. اما تاج‌‏الملوک در خاطرات خود مدعی است که رضاخان با اجازه او تجدید فراش کرد. در این مورد می‏گوید: «بعداً که رضا با اجازه من تجدیدفراش کرد، من اجازه ندادم عصمت و توران را به سعدآباد بیاورد.»

تاج‌‏الملوک در خاطرات خود مدعی است که رضاخان با اجازه او تجدید فراش کرد. در این مورد می‏گوید: « بعداً که رضا با اجازه من تجدید فراش کرد من اجازه ندادم عصمت و توران را به سعدآباد بیاورد

آخرین همسر رضاشاه در سال ۱۳۰۲، «عصمت‌الملوک» و در واقع سوگلی او بود. عصمت‌الملوک پنج فرزند به دنیا آورد. او پس از انقلاب اسلامی در ایران ماند و در سال ۱۳۷۴ شمسی در سن ۹۰ سالگی در تهران درگذشت.

ازعزل تامرگ رضاشاه

باشروع جنگ جهانی دوم ( زمان قدرت‌گیری هیتلر) رضاشاه به شدت به آلمانِ هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد،ازطرفی،دولت آلمان نیز چون به دنبال جذب متحدان بیشتری بود، توسعه روابط سیاسی و تجاری خویش را با ایران مؤثر می‌دانست واما این امر، اسباب نگرانی انگلیس را فراهم کرد. شوروی هم از این امر ناخشنود بودونهایتاً ارباب رضاشاه(همان قدرتی که اورا در۲۴ اسفند ۱۲۵۶به شاهی رسانده بود)دستورعزلش راصادرکرد.

در۲۵ شهریور ۱۳۲۰با ورود نیروهای بیگانه به خاک ایران(جنگ جهانی دوم)، رضا شاه مجبور به استعفا از سلطنت شد. و به جای او فرزندش «محمدرضا پهلوی» بر تخت سلطنت جلوس نمود. سپس رضاشاه مجبور به ترک تهران و عزیمت به سوی اصفهان شد، پس از آن از طریق یزد و کرمان وارد بندر عباس شد و روز پنجم مهرماه با کشتی محقر پستی به نام «بندرا» به اتفاق خانواده، عده‌ای خدمه و منشی مخصوص خود، علی ایزدی خاک ایران را ترک کرد.

روز دهم مهر ماه به ساحل بمبئی نزدیک شد ولی به دستور دولت انگلستان به جای توقف در بمبئی با کشتی دیگری به نام «برمه» عازم «موریس» شد، پس از ده روز دریاپیمایی کشتی در بندر «لویی » لنگر انداخت.

سپس رضاخان به اتفاق همراهان با چندین دستگاه اتومبیل به محلی که برای آنان درنظر گرفته شده بود به « مُکا» انتقال یافت. آب و هوای گرم و شرجی جزیره«موریس» روز به روز رضاخان را ناراحت و بیمارتر می‌کرد، رضاخان درخواست سفر به امریکای جنوبی و سپس به کانادا را نمود ولی انگلیسیها از خیال فرستادن او به کانادا منصرف شده و تنها موافقت کردند به «آفریقای جنوبی» و بندر «دوربان» یا «ژوهانسبورگ» سفر کند.

 پس از مدتی اقامت در دوربان عازم ژوهانسبورگ شدند. رضاخان پادشاه مستعفی، در «ژوهانسبورگ» آخرین ماههای زندگی خود را با اندوه و تلخکامی سپری کرد و با بیماری قلبی که عارض او شده بود بالاخره در ۴ مرداد ماه ۱۳۲۳ درگذشت.

حکایت دختر رضاخان و نامه‌اش به امام خمینی

صدیقه که حاصل دومین ازدواج رضاخان بود، پس از مرگ رضاشاه از هویت حقیقی خویش آگاه شد. او با همسر و فرزندانش به تهران آمده و در صدد اعاده هویت برآمد، ولی دربار به بهانه بی‌سوادی او و مصدقی بودن شوهرش حاضر به پذیرش وی به عنوان فرزند رضاخان نشد و نزدیک به 20 سال دوندگی صدیقه در دادگستری برای اثبات رسمی هویت خود با نام پدر یا مادر واقعی‌اش ناکام ماند.

با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، صدیقه شرح ماجرای خود را طی نامه‌ای خطاب به امام خمینی(ره) نوشت که با توجه به اسناد موثق، نهایتاً توانست در 63 سالگی هویت واقعی خویش را در مراجع قانونی اثبات کند.

صدیقه 6 سال با نام خانوادگی «پهلوی» زندگی کرد و در سن 72 سالگی در تهران درگذشت. او در 22 دی 1368 در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

متن نامه به امام خمینی

در نامه صدیقه که روزنامه اطلاعات متن آن را منتشر کرده، آمده است: اینجانب صدیقه دختر رضاخان (رضاشاه سابق) و زهرا سوادکوهی می‌باشم که با انگیزه تلفن مورخه سه‌شنبه اول اسفند 57 خانمی که خود را از کمیته آن امام به من معرفی کرد و گویا من بی نام و نشان را که از مردم طبقه سوم اجتماع نیز محروم‌ترم، با شاهزاده خانم‌های معروف پهلوی اشتباه گرفتند و به کمیته احضارم کردند. لذا مصدع اوقات گرانبهای شما شدم در حالی که اکنون مجال رسیدگی به این امور نیست.

اینجانب بنا به وظیفه شرعی خود در روز ششم تشریف‌فرمایی آن حضرت موفق به زیارت شدم ولی حال که احضار گردیدم چه بهتر که این سعادت از نزدیک دست دهد تا جریان 20 سال مبارزه حق‌طلبانه از دستگاه بی‌عدالت دربار و طبقه حاکمه نخست وزیری هویدا را به عرض برسانم. پرونده دادخواهی در مورد اثبات نسب و احقاق حق خود را که بنا بر امر مرجع تقلید شیعیان آن زمان مرحوم حضرت آیت‌ الله بروجردی به جریان انداخته‌ام در تمام مراجع صلاحیت دار کشور نظیر اداره معاضدت قضایی شعبه اول دادگاه‌های شهرستان تهران، شعبه 6 دادگاه استان مرکزی و شعبه هفتم دیوان عالی کشور و دادگاههای کرمانشاه، همدان، مازندران، وزارت دربار، کمیسیون عرایض دربار، سازمان امنیت و... سابقه طولانی دارد.

ضمنا چون مرحوم آیت‌الله بروجردی به من فرمودند در نهایت سیدی شما را یاری خواهد کرد من ابتدا فکر کردم منظورشان امام جمعه سابق تهران است. پس از ملاحظه منزل و دم و دستگاه درباری و بریز و بپاش ایشان متوجه شدم او نیست و با تلفن پریروز دستگیرم شد آن سید یاری‌کننده زعیم و مرجع عالیقدر شیعیان فعلی می‌باشد. علی هذا من فاقد شناسنامه هستم به جهت اینکه وزارت دربار گفتند که شوهرش مصدقی است و اشرف پهلوی هم گفت ما این خواهر بی‌سواد که با لهجه صحبت می‌نماید را نمی‌توانیم شناسنامه پهلوی دهیم ناچار تقاضا کردم شناسنامه پهلوی نمی‌خواهم با شناسنامه مادرم که سوادکوه است به من شناسنامه بدهید آن هم پس از تشریفات اداری از دربار به وزارت دادگستری سپس به اداره ثبت احوال ارسال کردم که آنها هم اظهار داشتند باید یک مقام صلاحیت دار دستور بدهد.

به علت پیگیری 20 ساله نه تنها چیزی دست مرا نگرفت بلکه بیش از 40 هزار تومان قرض و از دست دادن درآمد روزانه شوهرم نصیبم گردید و فقط نزدیک به 700 متر زمین از ارثیه مادری که در مازندران است. بنابراین پس از تحقیق کافی از ادارات فوق و محل های سکونت من استدعای رسیدگی و احضارم را می‌نمایم تا با مدارک موجود بتوان حق مظلومی را از ظالمان اخذ و ضمناً به وصیت مرحوم آیت‌الله بروجردی نیز عمل شود.

​شاه وفرح

سارق رئیس کنگره امریکا"رایلی جون ویلیامز"آشوبگران قوم ترامپ

آشوبگران قوم ترامپ «لپتاپ رئیس مجلس امریکا»رابه سرقت بردند

«رایلی جون ویلیامز»۲۲ساله از «هریسبورگ» که هدایت آشوبگران (حمله به کُنگره)بعهده داشته آنهارا از راه پله به دفتر رئیس مجلس نانسی پلوسی هدایت می کند.۶ژانویه ۲۰۲۱

«ویلیامز» تصویر یک اسلحه بزرگ را در ماه های قبل از حادثه در دست گرفته است. اعتبار: ITV در دادخواست دادگاه که جزئیات این ادعاها را شرح می داد.

اتاق رئیس مجلس

«جان لوند» مأمور FBI گفت كه یك شرك سابق عاشقانه ویلیامز - كه فقط W1 نامیده می شود - به آژانس گفته است كه در جریان آشوب ها ، ویلیامز یا لپ تاپ یا یك هارد دیسک را از دفتر Pelosi گرفته است.

W1 همچنین گفت که آنها توسط همکاران دیگر ویلیامز ویدیویی پخش شده اند که نشان می دهد او در حال گرفتن این آیتم است. تصاویر بعد از شورش ها نشان داد که تعدادی از دفاتر داخل پایتخت - از جمله پلوسی - مورد هجوم قرار گرفته اند.

این زن، که «رایلی جُن ویلیامز» نام دارد و اهل ایالت پنسلوانیا است، در تصاویر دوربینی که از حادثه چهارشنبه دو هفته گذشته در کنگره ثبت شده در نزدیکی دفتر کار پلوسی دیده شده است.

اداره تحقیقات فدرال (اف‌بی‌آی) مدعی شده زنی که در میان حمله‌کنندگان به ساختمان کنگره حضور داشته و به دفتر کار «نانسی پلوسی»، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا نزدیک شده، لپ تاپ وی را به سرقت برده و قصد داشته آن را به روسیه بفروشد.

«رایلی جون ویلیامز»۲۲ساله ساله ، از هریسبورگ،ایالت پنسلوانیا

به گزارش پولیتیکو ، W1 ادعا کرد «ویلیامز» قصد دارد دستگاه را برای دوست خود در «روسیه» بفرستد و سپس آن دوست آن را به (SVR )«سرویس اطلاعات خارجی روسیه» بفروشد.

نکته عجیب  دراطلاعیه FBI  این استه که خانم ویلیامز به بی اعتنایی به حکومت نظامی(منع تردد)متهم است، به دزدیدن لپتاپ خانم پلوسی !

لوند می نویسد: انتقال دستگاه رایانه به روسیه به دلایل نامعلومی منتفی شده واماهنوزمعلوم نیست که خانم «ویلیامز»  دستگاه رایانه را در اختیار دارد یا آن را نابود کرده است.

 

«ویلیامز »تصویر یک اسلحه بزرگ را در ماه های قبل از حادثه در دست گرفته است. اعتبار: ITV در دادخواست دادگاه که جزئیات این ادعاها را شرح می داد ،

تصاویر همچنین ویلیامز را در مقطعی قبل از شورش نشان می دهد که یک تفنگ بزرگ در دست دارد و ماسک صورت با مضمون جمجمه بر سر دارد. مادر ویلیامز که در صحبت با بازرسان گزارش شده بود ، وی را در این کلیپ شناسایی کرد و گفت که وی اخیراً به سیاست MAGA علاقه مند شده و استفاده از "تابلوهای پیام راست افراطی" را آغاز کرده است. 

بازجویی از«مادرِویلیامز»در تاریخ ۱۱ ژانویه(۲۲ دی ۱۳۹۹)  تنظیم شده است.

پلیس امریکامی گوید:دست کم ۱۲۵ نفر تاکنون به دلیل نقش آنها در شورش در ساختمان کاپیتول درروزچهارشنبه ، ۶ژانویه ۲۰۲۱(۱۷ دی ۱۳۹۹) دستگیر وتفهیم متهم شده اند.

وزارت دادگستری آمریکا درعصرروز سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹ گفت: زنی که در جریان حمله هواداران ترامپ به ساختمان کنگره، به سرقت لپ‌تاپ «نانسی پلوسی» رئیس مجلس نمایندگان این کشور و تلاش برای فروش آن به روسیه متهم شده بود، روز دوشنبه باز‌داشت شد.

از جمله یک مرد در حالی که پاهای خود را روی میز «نانسی» پلوسی بالا گرفته است(لم داده). دستگیر شدگان به اتهام نقض قانون منع رفت و آمد و ورود به یک ساختمان محدود تا سرقت و اسلحه گرم غیر مجاز روبرو هستند.

«ریچارد بارنت» ، یکی از هواداران رئیس جمهور ترامپ ، پس از نقض تظاهرات معترضین به حكومت كامپیتول آمریكا در واشنگتن دی سی ، در ۶ژانویه ۲۰۲۱ ، هنگام نشسته در داخل دفتر رئیس مجلس نانسی پلوسی ، نامه ای را در دست دارد.

تریبون رئیس مجلس رابه غارت بردند

زنی در میزکاررئیس مجلس.

سرخ پوستان درکنگره

​درگیری آشوبگران باپلیس

ازحال رفتن نمایندگان مجلس

تخریب وسائل نمایندگان مجلس

«اندی کیم»نماینده دمکرات کنگره  اهل نیوجرسی-رئیس شورای امنیت امریکا درزمان بارک اوباما

درحال جمع کردن وسائل واشنگتن ، دی سی - معترضانی که امروز به پایتخت کشور حمله کردند و وارد ساختمان کاپیتول ایالات متحده شدند ، به اتاق های نانسی پلوسی یورش بردند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مأموران امنیتی هشدارداده بودند که آشوبگران آماده حمله هستند.

مردی که خود را به عنوان الیاس-الیجا- شفر نشان می داد وارد دفتر شد و با به اشتراک گذاشتن عکسی از یکی از لپ تاپ های Pelosi ، ادعا کرد که یک ایمیل نشان دهنده هشدار فدرال(FBI) به اعضای کنگره درباره "انقلاب" است

الیجا شفر گزارشگر گزارش Blaze در گزارش امروز توییتر لپ تاپ نشان داده شده متعلق به Pelosi’s Press Advisor میا ارنبرگ است. کارمندان دفتر را تخلیه کردند و دستگاه های الکترونیکی را که دارای اطلاعات بالقوه حساس در دفتر بودند ، باقی گذاشتند. عکس لپ تاپ ارنبرگ را با آخرین ایمیل دریافت شده در ساعت 2:05 بعد از ظهر امروز ET نشان می دهد.

آشوبگران درداخل صحن_تفتیش جایگان نمایندگان

شکرگزاری آشوبگران از تسخیرکنگره

 

نمایندگان آماده شلیک بسوی مهاجمان کنگره

نمایندگان مجلس درحال فرار.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته:هواداران دونالد ترامپ(قوم ترامپ)، عصر روزچهارشنبه،۶ژانویه۲۰۲۱ (۱۷ دی ۱۳۹۹) وارد ساختمان کُنگره شدند و حصار امنیتی آن را شکستند.۴نفر ازجمله یک زن باگلوله کشته،ده هانفر نفرزخمی شدند.

 

«چهارساعت» کنگره دراشغال مهاجمان بود،نمایندگان  مجلس،حدود ۲۰ دقیقه لحظات دلهره آوری راشاهدبودندکه بعدمأموران آنهاراازطریق «تونل»اضطراری به منظقه امن هدایت کردند.

برای اطلاع بیشتربه این لینک مراجعه کنید:

برنامه مهاجمین"اشغال پایتخت" بعداز تسخیرکنگره،اعلام حکومت نظامی بود

استعلام "مالکیت سیمکارت "خودتان بوسیله پیامک

اطلاع ازمالکیت سیمکارت

آمارسیمکارتهای فعال کشور+اولین سالی که درایران«مویایل» آمد؟چه تعدادبود؟

مالکیت سیمکارت خود را با پیامک چگونه استعلام کنید؟

یکی از آسان ترین این روش ها پیامک می باشد. افراد می توانند مالکیت سیمکارت خود را از این طریق استعلام کنند. به این صورت که بنا به گفته ی معاون نظارت و اعمال مقررات رگولاتوری مشترکان می توانند با ارسال شماره «کد ملی» خود به سرشماره ۳۰۰۰۵۰۴۹۰۱ یا به سرشماره ۳۰۰۰۱۵۰ به اطلاعات اپراتوری خود دست یابند.

هم چنین دریافت استعلام مالکیت سیمکارت توسط مشترکان با پیامک هر ۱۰روز یک بار امکان دارد. اگر مغایرتی در اطلاعات به دست آمده به وجود بیاید مشترکان می توانند با کارت ملی خود به دفاتر اپراتور های تلفن همراه مراجعه و اطلاع یابند. در صورتی که تعداد سیم کارت های اعلام شده بیشتر از آن باشد که فرد خریداری کرده است، امکان دارد بدون رعایت مقررات تغییر نام به افراد دیگر واگذار کرده باشد یا حتی بدون اطلاع خود فرد چندین سیمکارت به نام وی در بانک اطلاعاتی اپراتور ها ثبت گردیده باشد. اگر تعداد سیم کارت کمتر از انتطار وی باشد، امکان دارد مالکیت سیم کارت های خریداری شده، به نام وی ثبت نگردیده باشد.

 مالکیت سیمکارت از طریق کدام سامانه استعلام می گردد؟

این سامانه که برای استعلام تعداد سیمکارت مشترکین تلفن همراه روی پورتال سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی شروع به فعالیت کرده  از مهر سال ۱۳۹۴  دایرمی باشد.

 استعلام پیامکی سیم کارت امکان‌پذیر شد

مشترکین می توانند با مراجعه کردن به سایت cra.ir.http://mobilecount از تعداد سیم کارت هایی که با شماره ملی آن ها ثبت شده است اطلاع یابند. همچنین تمامی مشترکین چهار اپراتور اصلی کشور می توانند در این سامانه به این اطلاعات خود دسترسی داشته باشند. 

دریافت استعلام مالکیت سیمکارت از این سامانه مانند پیامک، هر ۱۰روز یک بار امکانپذیراست.

روشهای دیگراستعلام

جهت استعلام سیم کارت و اطلاع از تعداد خطوط ثبت شده به نام شما به نشانی اینترنتی mobilecount.cra.ir مراجعه و از تعداد سیم کارت هایی که با کد ملی شما ثبت ‌شده آگاه شوید و نسبت به غیرفعال کردن خطوطی که از آن‌ها استفاده نمی‌کنید، اقدام نمایید.

 استعلام سیم کارت ایرانسل، همراه اول و رایتل با اپلیکیشن و کد دستوری

۱- مشترکین ایرانسل می توانند با ورود به اپلیکیشن ایرانسل من، نام مالک اصلی سیم کارت فعال روی گوشی خود را مشاهده نمایند و یا از کد دستوری #۸۰* استفاده کنند.
۲- مشترکین همراه اول می توانند با ورود به اپلیکیشن همراه من، نام مالک اصلی سیم کارت فعال روی گوشی خود را مشاهده نمایند.
۳- مشترکین رایتل جهت استعلام سیم کارت می توانند کد دستوری #۲۱۱* را شماره گیری نمایند.

هرشخص میتواندتا ۹عدد سیم کارت بنام خودش داشته باشد،بیش ازآن درسامنه ثبت نمی شود.

روش لغو مالکیت سیمکارت‌هایی که بدون کد ملی می‌باشند چگونه است؟

ازسال ۱۳۹۴خطوطی را که کد ملی صاحبشان در پرونده موجود نباشد را سلب مالکیت می شود؛ بنابراین مالکیت سیمکارت اشخاص بدون وجود شماره کد ملی امکان ندارد. به این صورت که افراد برای جلوگیری از سلب مالکیت سیم کارت خود، سیم کارت‌های همراه اول، شماره کد ملی خود را می‌توانند به ۸۹۸۰ و صاحبان سیم‌های ایرانسل کد ملی خود را به ۲۷۲ پیامک کنند، که این طرح لغو مالکیت سیمکارت در بهمن ماه سال ۱۳۹۳ راه اندازی شد و مالکیت سیم کارت‌های بدون کد ملی به طور کامل سلب شد.

آمارسیمکارتهای فعال درکشور 

۱۱۳۰۰۰۰۰۰ سیمکارت

افزايش تعداد سيم كارت‌هاي تلفن همراه از هفت ميليون به ۱۱۳ ميليون 
تعداد سيم كارت‌هاي تلفن همراه در كشور طي هشت سال اخير ۱۶ برابر شده و از هفت ميليون سيم كارت در سال ۱۳۸۴ به ۱۱۳ ميليون در سال ۱۳۹۱ رسيده است.

بررسي نقش دولت‌ها در توسعه شبكه تلفن همراه نشان مي‌دهد سهم دولت‌هاي نهم و دهم دراين توسعه ۹۴ درصد بوده است. 
هم‌اكنون در ايران به ازاي هر شهروند بيش از يك خط تلفن همراه وجود دارد. ضريب نفوذ تلفن همراه كشور حدود ۱۱۰ درصد است، در حالي كه در اكثر كشورها ضريب نفوذ تلفن همراه زير ۸۰ درصد است. /منبع:روزنامه ایران ۱۱تیر۱۳۹۲
ضريب نفوذ ۶۰ درصدي تلفن همراه در آغاز دولت نهم 

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«موبایل» ازچه سالی درایران رواج پیداکرد؟سیمکارت
تلفن همراه(موبایل) از سال ۱۳۷۳ وارد كشور شد.

درآن سال(۱۳۷۳) قیمت سیمکارت، بالای یک میلیون تومان بود ولی گوشی ارزان بود،قیمت ارز(دلار)۲۶۵تومان بود.

در اين سال(۱۳۷۳) فقط ۹ هزار و ۲۰۰ سيم كارت آن هم به برخي مديران و مسئولان تحويل داده شد،

 

در سال۱۳۷۶ تعداد سيم كارت‌ها در كشور به ۱۵۰ هزاررسید.

تعدادسیمکارت درسال ۱۳۷۹ به ۹۶۰ هزاررسید. 

و در سال ۱۳۸۴ ، هفت ميليون ایرانی صاحب موبایل  بودند. 
با روي كار آمدن دولت نهم، مشتركان تلفن همراه از ۷ ميليون در سال ۱۳۸۴

ودر سال ۱۳۸۷به ۴۵ ميليون  رسيد.

و ضريب نفوذ تلفن همراه به ۶۰ درصد ارتقا يافت. 
بر اساس آمارهاي سال ۲۰۱۲ ميلادي،ايران در اين زمينه از نظر ضريب نفوذ تلفن همراه، رتبه ۸۵ را در ميان كشورهاي جهان به خود اختصاص داده است. جالب آن‌كه كشوري مانند ايالات متحده امريكا با ضريب نفوذ ۹/۸۹ درصد در اين فهرست به جايگاه ۸۷ بسنده كرده است. 

ارتباط رومينگ با ۱۲۰ كشور جهان 

هم‌اكنون ايران با ۱۲۰ كشور جهان داراي ارتباط رومينگ است كه تمام افراد با سفر به اين كشورها ديگر نيازي به خريد سيم‌كارت‌هاي جديد نخواهند داشت. 

حسن رضوانی :معاون سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی در گفتگو با مهر  ۱۷تیر۱۳۹۲           

هم اکنون بالغ بر ۱۶ میلیون نفر در کشور مشترک سیم کارت دائمی و ۲۵ میلیون نفر مشترک تلفن ثابت دائمی هستند/همرا اول:۴۱میلیون/بقیه ایرانسل ودیگرشرکتهاست

روش جلوگیری از ارسال پیامک‌های تبلیغاتی

برای جلوگیری از ارسال پیامک‌های تبلیغاتی، راه‌های مختلفی از جمله استفاده از سامانه #۸۰۰* که برای ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی که از طریق سامانه‌های ارسال پیام کوتاه و با سرشماره‌های مختلف برای مشترکان تلفن همراه ارسال می‌شد، ایجاد شد؛ سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی (رگولاتوری) نیز سامانه ۱۹۵ را برای ساماندهی پیامک‌های تبلیغاتی که با شماره‌های شخصی ارسال می‌شدند، راه‌اندازی کرد که تا کنون ۱۴۱ هزار و ۷۷۵ سیم‌کارت از ابتدای راه‌اندازی این سامانه مسدود شده است.

در این راستا پیمان قره‌داغی -مدیر کل حفاظت از حقوق مصرف‌کننده رگولاتوری- در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به سامانه ۱۹۵ اظهار کرد: این سامانه از سال ۹۵ شروع به کار کرده و در هنگام آغاز به کار، برخی از اپراتورها عملکردشان خوب نبوده اما رفته‌رفته بهتر شده است، البته آنچه اهمیت دارد عملکرد کنونی اپراتورهاست. بععضی اپراتورها عملکرد خیلی خوبی داشتند و خودشان سامانه کشف تخلف دارند و شناسایی و قطع سرویس می‌کنند، بعضی از اپراتورها هم سامانه دارند اما هنوز به آن شکلی که مد نظر ما است، نرسیده‌اند.

دو روش شناسایی سیم‌کارت‌های مزاحم

وی با بیان این‌که سیم‌کارت‌های ارسال‌کننده پیامک به دو روش شناسایی می‌شوند، توضیح داد: یکی سامانه کشف تخلف رگولاتوری و دیگر گزارش‌های مردمی که به سرشماره ۱۹۵ ارسال می‌شود. البته بخش اعظمی از این پیامک‌ها را خودمان با سامانه کشف تخلف شناسایی می‌کنیم،‌ اما این فرصت برای مردم وجود دارد که اگر شماره‌ای برایشان پیامک مزاحم ارسال می‌کند به سرشماره ۱۹۵ بفرستند.

قره‌داغی درباره آمار مسدود کردن هریک از اپراتورها گفت: از تاریخ ۶ مهر ماه تا ۱۲ مهرماه سال جاری، در مجموع ۴۳۷۶ سیم‌کارت ارسال‌کننده پیامک مزاحم شناسایی شده است. از این تعداد بالغ بر ۶۵ درصد یعنی ۲۸۳۴ سیم‌کارت برای شرکت خدمات ارتباطی ایرانسل، رتبه بعدی رایتل با ۲۴ درصد یا ۱۰۵۷ سیم‌کارت، رتبه بعدی همراه اول با ۳۰۸ مورد یا هفت درصد، رتبه بعدی شاتل موبایل با ۹۳ مورد یا دو درصد، کیش سل‌پارس با ۸۱ سیم‌کارت یا دو درصد و در نهایت کیش موبایل که سه مورد شماره شناسایی و مسدود شده است و دیگر امکان ارسال پیامک ندارند.

مدیر کل حفاظت از حقوق مصرف‌کننده رگولاتوری خاطرنشان کرد: بخشی از سیم‌کارت‌های مزاحم ممکن است مربوط به موضوع احراز هویت باشد که خیلی سفت و سخت گرفته نشده،‌ اما این موضوع در دستور کار اپراتورها قرار دارد و انتظار داریم که عدد و ارقام خیلی کمتر  از اینها باشد که ظرف هفته‌های آتی خیلی کمتر خواهد شد. همانطور که همراه اول در مقایسه با تعداد مشترکانی که دارد، این موضوع را مدیریت کرده و تعداد پیامک‌های مزاحم از این اپراتور بسیار کاهش یافته است.

قره‌داغی پیش از این از مسدودسازی خدمات هشت دفتر فروش متخلف اپراتورها و قطع ۲۵۴۸ سیم‌کارت ارسال‌کننده پیامک تبلیغاتی مزاحم از ۲۹ شهریور تا دوم مهر خبر داده بود که براساس پایش و نظارت انجام‌شده در سامانه مدیریت کشف تخلف رگولاتوری (FMS) ، ۶۷ درصد از سیم‌کارت‌های کشف‌شده مربوط به تخلف در حوزه پیامک‌های انبوه تبلیغاتی مزاحم مربوط به سیم‌کارت‌های اپراتور ایرانسل، ۲۲ درصد اپراتور رایتل، ۹ درصد اپراتور همراه اول و دو درصد به اپراتورهای مجازی تلفن همراه بوده است.

وی با بیان این‌که اولویت رگولاتوری ساماندهی مبادی صدور سیم‌کارت در اپراتورها و دفاتر پیشخوان خدمات دولت است، گفته بود: دفاتر متخلف در استان‌های سیستان و بلوچستان، مازندران، ایلام، تهران، قم و اصفهان بدون رعایت کردن الزامات احراز هویت متقاضیان، سیم‌کارت‌هائی را فعال کرده و فروخته‌اند که متخلفین از آنها برای ارسال پیامک‌های تبلیغاتی مزاحم به مردم استفاده کرده‌اند. در راستای حمایت از حقوق مشترکین تمامی دفاتر فروش یا پیشخوان خدمات دولت متخلف در این حوزه بسته شده و سیم‌کارتهائی که از این روش واگذار شده‌اند، مسدود می‌شوند.

قره‌داغی با اشاره به ابراز نارضایتی مشترکین تلفن همراه از دریافت پیامک‌های انبوه تبلیغاتی گفت: سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیوئی به منظور جلوگیری از ادامه تخلف و سوءاستفاده از حقوق مردم بر نحوه سرویس‌دهی اپراتورها نظارت کرده و شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی لازم را در این زمینه انجام می‌دهد تا مشترکین نیز متناسب با تعهد اپراتورها به حفظ حقوق آن‌ها، برای انتخاب اپراتور و سرویس خود اقدام کنند.

همچنین تمامی مشترکان تلفن همراه درصورت دریافت پیامک تبلیغاتی مزاحم، می‌توانند شماره سیم‌کارت ارسال‌کننده پیامک را به سرشماره ۱۹۵ ارسال کنند تا این شماره‌ها در شبکه مسدود شوند.

زندگینامه"نیوتن"جاذبه زمین ودیگراکتشافات

زندگینامه«نیوتن»کاشف جاذبه زمین وکشفیات دیگر

نیوتن علاوه برکشف «جاذبه زمین»، اولین تلسکوپ بازتابی کاربردی را ساخت و نظریه پیشرفته‌ای از نور مبنی بر مشاهده تجزیه نور سفید در منشور به طیف‌های مرئی، ایجاد کردوتغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان به دست آورد.

ایزاک(اسحق)نیوتن سال ۱۶۸۹ به نمایندگی مجلس بریتانیا برگزیده شد. در سال ۱۷۰۰ به عنوان خزانه دار کل انگلیس منصوب شد.

بامرگ مادر«نیوتن» فعالیتهای عملی این نابغه به رکودکشیده شدومدتی هم دچار افسردگی شد واما  پس از شش سال وقفه،باحمایتهای مادی ومعنوی « ادموندهالی» ازسال ۱۶۸۵مجدداً به تدوین اکتشافات خویش در نجوم و علم ادامه داد که توانست سال بعدش( ۱۶۸۶میلادی)در آستانه ۴۵ سالگی با پشتیبانی مالی «هالی» شاهکار خود «اصول ریاضی فلسفه طبیعی» را منتشر کرد.

jpg

درخت سیبی که میوه اش در مقابل نیوتن به زمین افتاد و باعث کشف جاذبه زمین شد.

درخت-نیوتن

درخت سیبی که«نیوتن» در زیر آن مشغول استراحت بود و پس از افتادن سیبی در مقابلش بصورت اتفاقی جاذبه را کشف کرد در شهر «گرانتام» انگلیس قرار دارد.
«آیزاک نیوتن»  در زیر یک درخت سیب نشسته بود و یک سیب از درختی که در این بخش در موردش توضیح خواهیم داد

روی سرش افتاد پس از آن او چند لحظه کوتاهی آه گفت ،اما بلافاصله سکوت کرد و گرانش زمین را با افتادن سیب بر روی زمین کشف کرد.

قلمه های «درختِ سیبِ نیوتن» در سراسر انگلیس و حتی فراتر از آن توزیع شده است که یک نمونه از آنها در باغ دانشکده فیزیک در دانشگاه یورک قرار دارد و دیگری در خارج از دروازه اصلی کالج کمبریج زیر اتاقی که نیوتن در آن زندگی میکرد و آنجا درس میخواند، کاشته شده است.

«نیوتن» در این کتاب کلیه قوانین «جاذبه» را که در سال ۱۶۶۵میلادی(۱۰۴۳شمسی) کشف نموده بود با کمک ریاضیات اثبات و ارائه نمود. نیوتن با به کار بردن قوانین علم حرکت و قانون جاذبه عمومی فرورفتگی زمین را در دو قطب آن که نتیجه دوران روزانه زمین به دور محورش می باشد محاسبه کرد و به کمک این محاسبه ، سیر تکامل تدریجی زمین را مورد مطالعه قرار داد.
نیوتن تغییرات وزن اجسام را برحسب تغییر عرض جغرافیایی مکان به دست آورد.

نیوتن در برهه‌ای ریاست ضرابخانه سلطنتی انگلستان را بر عهده داشت و پروژه طراحی پول غیرقابل جعل را دنبال می‌کرد.

حقایقی جالب از پشت پرده زندگی اسطوره دنیای علم/اسحاق نیوتن که بود؟

حدودا در همین دوران بود که نیوتن موفقیت دیگری را کسب کرد. نیوتن به سمت ریاست ضرابخانه سلطنتی منصوب شد

در سال ۱۶۸۹ به نمایندگی مجلس بریتانیا برگزیده شد. در سال ۱۷۰۰ به عنوان خزانه دار کل انگلیس منصوب شد و تا پایان عمرش بر این مسند بود. نیوتن در همان سال به عضویت آکادمی علمی فرانسه نیز انتخاب شد در سال ۱۷۰۵ ملکه انگلستان به او عنوان «سِر »مفتخر نمود.

حقایقی جالب از پشت پرده زندگی اسطوره دنیای علم/اسحاق نیوتن که بود؟

کتاب وی شاهکار اصول ریاضی فلسفه طبیعی که برای اولین بار در سال ۱۶۸۷ منتشر شد، مبانی مکانیک کلاسیک را بنا نهاد. همچنین او سهم بزرگی در نورشناسی ایفا کرد.

نیوتن و گوتفرید لایبنیتس، به‌طور همزمان و مستقل حساب دیفرانسیل و انتگرال را ایجاد کردند.

نیوتن فرمولی برای قوانین حرکت و گرانش جهان وضع کرد که دیدگاه غالب علمی را تا پیش از ارائه نظریه نسبیت تشکیل می‌داد. نیوتن از برهان‌های ریاضی پیرامون گرانش برای اثبات قوانین حرکت سیاره‌ای کپلر استفاده کرد. او با بررسی و تشریح جزر و مد، مسیر پرواز دنباله‌دارها، پیش‌روی محوری و سایر پدیده‌ها، تردید در مورد درستی خورشیدمرکزی بودن منظومه شمسی را از بین برد. او نشان داد که حرکت اشیا روی زمین و اجرام آسمانی می‌تواند با اصول مشابهی محاسبه شوند. استنباط نیوتن مبنی بر اینکه زمین کروی با حالت تخت (شعاع قطبی کمتر از شعاع استوایی) است، با اندازه‌گیری‌های هندسی توسط موپرتوئی، لا کانداماین و سایرین تأیید شد و اکثر دانشمندان اروپایی را بر برتری مکانیک نیوتنی بر سیستم‌های قدیمی متقاعد ساخت.

نیوتن اولین تلسکوپ بازتابی کاربردی را ساخت و نظریه پیشرفته‌ای از نور مبنی بر مشاهده تجزیه نور سفید در منشور به طیف‌های مرئی، ایجاد کرد.

بررسی‌های او در مورد نور در کتاب مؤثرش اپتیکس جمع‌آوری و در سال ۱۷۰۴ منشر شد. او همچنین قانون تجربی سرد شدن را فرمول بندی کرد.

نیوتن در پاییز سال ۱۶۹۲ در آستانه پنجاه سالگی به سختی بیمار و بستری گردید او دچار خوابی کامل شد خبر کسالت شدید نیوتن در تمام اروپا انتشار یافت مدتی بعد اوضاع سلامتی او دوباره رو به بهبودی نهاد.

ایزاک(اسحق)نیوتن در۲۵ دسامبر ۱۶۴۲ (همان سالی که گالیله فوت کرد) متولد شد

وی پس از سه سال بیماری در لندن در ۲۰ مارس ۱۷۲۷ در سن ۸۴ سالگی در گذشت.

مسلمانان بیش از سیصد سال قبل از کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کردند

رئیس جمهور ترکیه : مسلمانان ۳۰۰سال قبل از کریستف کلمب قاره آمریکا را کشف کردند.

اطلاعات آقای «اردوغان» ازکتاب«دکتریوسف مروج» وآقای مروح هم این افسانه راازکتاب یک باستان شناس استرالیایی«دکتر باری فل»اقتباس کردکه که محققین دانشگاهی این یافته هارا«بافته ها»وتوهمات وتخیلات ذهنش دانسته اند که هیچ مبنای علمی ندارد.

۵۲۸ سال پیش امریکاکشف شد.

پیدایش قاره امریکا :۲۱ اکتبر ۱۴۹۲(۲۹مهر ۸۷۱)کشف  امریکا وامااعلام استقلال امریکا:(۲۸۴سال بعدازکشف)،امریکا ۲۸۴سال مستعمره بریتانیا( انگلیس)بود.

کنفرانس رهبران مسلمان آمریکای لاتین در استانبول۲۴ آبان ۱۳۹۳

آقارجب!این ادعا را هنگام کنفرانس رهبران مسلمان آمریکای لاتین در استانبول مطرح کرد و با اشاره به یک دفتر خاطرات که در آن کلمبوس(کریستف کلمب) از مسجدی در تپه ای در کوبا نام برد.

آقای اردوغان همچنین گفت:ملوانان مسلمان در سال ۱۱۷۸میلادی(۵۵۶شمسی) وارد آمریکا شدند. وی گفت که مایل است در محلی که کلمبوس شناسایی کرده مسجدی بسازد.

یوسف مروح ، مورخ در مقاله ای مورد اختلاف که در سال ۱۹۹۶میلادی(۱۳۷۴شمسی) منتشر شد ، اظهار داشت که ورود کلمبوس(Columbus) اثبات این است که مسلمانان ابتدا به قاره آمریکا رسیده اند و "دین اسلام گسترده است". با این حال بسیاری از محققان معتقدند که این مرجع استعاره ای است و جنبه ای از کوه را شبیه بخشی از مسجد توصیف می کند. هیچ ساختار اسلامی در کلمب قبل از قدمت یافت نشده است. آقای اردوغان گفت که او فکر می کند "امروز یک مسجد کاملاً روی تپه خواهد رفت" و او دوست دارد درباره ساخت این مسئله با کوبا بحث کند. اولین افرادی که به قاره آمریکا رسیدند از آسیا آمدند. اعتقاد بر این است که آنها حدود ۱۵۰۰ سال پیش از تنگه برینگ عبور کرده اند. تصور می شود اولین بازدید کنندگان اروپایی از آمریکای شمالی ، حدود ۵۰۰ سال قبل از کلمب ، کاوشگران نورس بوده اند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آقارجب درصدداحیای سلطنت عثمانی است،خیلی دست وپامی زند،البته اکثریت مردم ترکیه نیز مثل رئیسشان فکرمی کنند،

درهمین پست(اجلاس)،یک کاربرترکیه این کامنت راگذاشته:بسیاری از مردم فکر می کنند که اولین ماشین پرواز توسط برادران رایت ساخته شده است اما در واقع اولین شخصی که ماشین پرنده ساخت ترک عثمانی به نام هزارفن احمد چلبی ... که بال عقاب درست کرد و با شدت باد پرواز کرد.

ترکیه براین باوراست که مردان ترکی قاره امریکاراکشف کردند،همانطورکه درایران هم عده ای براین باورندکه کاشف امریکا«ایرانی»است!

لازم به ذکراست که جمعیت بومیان رادرهنگام کشف قاره امریکا(توسط کریستف کلمب)حدود۲میلیون نفر تخمین زده اند.

نکته:«کلمبوس»همان کریستف کلمب است که «کریستوفر کولومبوس»نیزگفته می شود.

«حاج محمود» قاره آمریکا را کشف کرد!

دکتر مروح(مروه)اولین بار ادعا کرد که پیش از ورود کریستف کلمب به قاره جدید، مسجدی در کوبا وجود داشت. او در برخی از مقالات خود نوشته است: « دریادادداشتهای کریستف کلمب آمده است : روز دوشنبه، ۲۱ اکتبر ۱۴۹۲، وقتی کشتی ام در نزدیکی «گیبارا »در ساحل شمال شرقی کوبا، حرکت می‌کرد، مسجدی را بالای یک کوه زیبا دیدم

دکتر « یوسف مروه » از پژوهشگران لبنانی می نویسد:غرب در همه امور به ویژه علم و دانش از مسلمانان تاثیر گرفته است.

خبرگزاری مهر»می نویسد: مروه در نوشته ها و پژوهش هایش به ایرانیان روی خوش نشان نداده و اصرار دارد ابوریحان بیرونی و  محمد بن عیسی مهانی و غیاث الدین کاشی را دانشمندانی عربی معرفی کند و گسترش دانش را در ممالک اسلامی به اسم اعراب جا بزند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فردکتر مروح(مروه)کیست؟منابع ومأخذآقای دکتریوسف مروح کجاست؟

دکتر « یوسف مروح » (Youssef Mroueh)در ۷ نوامبر ۱۹۳۴ (۱۶ آبان ۱۳۱۳)در نباتیه لبنان متولد شد . مدرک فیزیک از دانشگاه جکسون درسال۱۹۷۳(۱۳۵۲شمسی) دریافت کرد.

اما کتاب یوسف مروج موردتأییددانشمندان(محققین) نیست،نوشته ها(منابع ومأخذاین دکتر،افسانه های یک باستان شناس استرالیایی بنام «دکتر باری فل» که دررشته زیست شناس دریایی تحصیل کرد است.

 ادعاهای «دکتر باری فل» توسط باستان شناسان حرفه ای مورد تمسخر قرار گرفته است. آنها با ادعاهای او خشمگین شدند ، نه تنها یافته های او ، بلکه نوع نگارش ، هیچ سنخیتی بایک محقق  دانشگاهی ندارد ، به همین علت قابل اعتنانیست.

البته دکترمروح  پاراازاین فراترگذاشته،درمقدمه کتابش می نویسد:شواهد زیادی نشان می دهد که مسلمانان اسپانیا و آفریقای غربی حداقل پنج قرن قبل از کلمبوس(least five centuries before Columbus) به قاره آمریکا رسیده اند!که این قسمت را رئیس جمهورترکیه ندیده وگرنه بیشترمأنورمی داد.علیرغم اختلاف نظرها بر سر یادداشت های کریستف کلمب، اردوغان ۲۴ آبان ۱۳۹۳ به کاشفان قاره آمریکا اشاره کرد و از علاقه آنکارا به ساخت یک مسجد در کوبا خبرداد. اردوغان  هیئتی  به  منطقه ای که ادعاشده،مسجدی دیده شده تا درباره پروژه ساخت مسجد رایزنی هایی انجام دهند اما کوبااینهارا توهم دانسته است واجازه هیچ اقدامی را به ترکیه نداده است

رئیس جمهور ترکیه ادعای خود را بر اساس مقاله ای بسیار مناقشه برانگیز منتشر کرد که در سال ۱۹۹۶میلادی(۱۳۷۴شمسی) توسط یکی از دکتر یوسف مروح از بنیاد الصنعه آمریکا منتشر شد. مروح نوشت كه "كلمب در مقاله های خود اعتراف كرد كه روز دوشنبه ۲۱ اكتبر ۱۴۹۲ (۲۹ مهر ۸۷۱شمسی) در حالی كه كشتی اش در نزدیكی جیبارا در ساحل شمال شرقی كوبا در حرکت بود ، مسجدی را در بالای كوه زیبا دید."اصرار دارد كه با وجود امتناع این شهر از اعطای پروانه ساخت ، باید یک مسجد عظیم در هاوانا برپا كند.

نمونه مسجدهاوانا-کوبا/مسجد اورتاکوی در استانبول

رئیس جمهور ترکیه در اولین اجلاس رهبران مسلمان آمریکای لاتین در استانبول به حاضران در اولین اجلاس رهبران مسلمان آمریکای لاتین گفت:دین اسلام قبل از کلمبوس گسترده بود. ملوانان مسلمان در سال۱۱۷۸میلادی(۵۵۶شمسی) به سواحل آمریكا رسیده بودند. كریستف کلمب در دفتر خاطرات خود به وجود مسجدی در بالای کوه کوبا اشاره کرده است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آقارجب درصدداحیای سلطنت عثمانی است،خیلی دست وپامی زند،البته اکثریت مردم ترکیه نیز مثل رئیسشان فکرمی کنند،

نکته مهم:فرق است بین «اقامت» داشتن و«کشف»

باتوجه به جمعیت دومیلیونی بومیان در زمان کشف قاره امریکا،ازاینکه درمناطق اکتشافی، آقای کلمب «مسجد»ی رامشاهدکرده باشد،قابل درک است وباتوجه به سفرتجارمناطق مختلف کشورهای مترقی آن زمان که ایرانی هاا متمکن ومتدین به اقصی نقاط جهان سفرمی کردند واینکه ایرانیان درهرجابودنددرترویج وتبلیغ دیشنشان اهتمام می ورزیدندومسجدساخته باشندمحتمل ومعقول است واما مقیم بودن ویاعبورکردن به معنای «کشف»بگیریم معقول نیست.

برای اثبات این موضوع مثالی می زنم،نیوتن د  ۱۶۶۵میلادی(۱۰۴۳شمسی) جاذبه زمین راکشف کردواما حالاعده ای بیایندبگویند:«کاشف جاذبه زمین نیوتن نیست!»اجدادما این راکشف کرده بودند!چون هم درخت سیب اززمان خلقت بوده،افتادن سیب هم همیشه درهنگام برداشت محصول اتفاق می افتاده ...نیوتن ا ینجاچه کاره است!؟اجدادماهزاران سال پیش زیردرخت سیب می خوابیدند وسیب هاهم به سرشان میخورده... که ادعای بی معنی وتمسخرآمیزی است،چون که خودِنیوتن تا۲۳سالگی متوجه قانون گرانشی نبوده.

دلیل دیگر(اینکه اقامت داشتن بمعنای کشف کردن نیست)هنگامیکه برای اولین بارکاروان اکتشافی-دریایی کریستف کلمب به «باهاما»وجزائردیگررسیدند،خیال کردن آن منطقه سرزمینهای هنداست.

درهمین پست(اجلاس)،یک کاربرترکیه این کامنت راگذاشته:بسیاری از مردم فکر می کنند که اولین ماشین پرواز توسط برادران رایت ساخته شده است اما در واقع اولین شخصی که ماشین پرنده ساخت ترک عثمانی به نام هزارفن احمد چلبی ... که بال عقاب درست کرد و با شدت باد پرواز کرد.

ترکیه براین باوراست که مردان ترکی قاره امریکاراکشف کردند،همانطورکه درایران هم عده ای براین باورندکه کاشف امریکا«ایرانی»است!

لازم به ذکراست که جمعیت بومیان رادرهنگام کشف قاره امریکا(توسط کریستف کلمب)حدود۲میلیون نفر تخمین زده اند.

«دکتریوسف مروح» کیست؟

نام آقایان دکتر یوسف ا. م مروح است. او یک فیزیکدان مهندسی ، محقق NDE ، معلم ، نویسنده ، مدرس و نویسنده است.

دکتر مروح(مروه) در ۷ نوامبر ۱۹۳۴ (۱۶ آبان ۱۳۱۳)در نباتیه لبنان متولد شد . مدرک فیزیک از دانشگاه جکسون درسال۱۹۷۳(۱۳۵۲شمسی) دریافت کرد.

اما کتاب یوسف مروج(Youssef Mroueh):

مسلمانان پركولومبيايي در آمريكا توسط: دکتر یوسف مروح کمیته مقدماتی جشنواره های بین المللی برای بزرگداشت هزاره ورود مسلمانان به قاره آمریکا (۹۹۶-۱۹۹۶میلادی)

دکترمروح درمقدمه کتابش می نویسد:شواهد زیادی نشان می دهد که مسلمانان اسپانیا و آفریقای غربی حداقل پنج قرن قبل از کلمبوس(least five centuries before Columbus) به قاره آمریکا رسیده اند. به عنوان مثال ، ثبت شده است که در اواسط قرن دهم ، در زمان حکومت خلیفه اموی عبدالرحمن سوم (۹۲۹-۹۶۱ م.) ، مسلمانان آفریقایی تبار از بندر DELBA (پالوس) اسپانیا به غرب رفتند و به "اقیانوس تاریکی و مه". آنها پس از مدتها غیبت با غنیمت زیادی از "سرزمین عجیب و کنجکاو" بازگشتند. بدیهی است که مشهور است مردم مسلمان مسلمان کلمبوس و کاوشگران بعدی اسپانیایی را به دنیای جدید همراهی کرده اند.

آخرین سنگر مسلمانان در اسپانیا ، گرانادا ، درست قبل از راه اندازی تفتیش عقاید اسپانیا در ۱۴۹۲ م به دست مسیحیان افتاد. برای فرار از آزار و شکنجه ، بسیاری از غیر مسیحیان گریختند و یا از کاتولیک پذیرفتند. حداقل دو سند دلالت بر حضور مسلمانان در آمریکای اسپانیا قبل از سال ۱۵۵۰میلادی دارد. علیرغم این واقعیت که فرمانی در سال ۱۵۳۹ م توسط چارلز پنجم پادشاه اسپانیا صادر شد ، نوه های مسلمانانی را که در آتش سوزانده بودند ممنوع کرد که به هند غربی مهاجرت کنند. این فرمان در سال ۱۵۴۳ م تصویب شد و متعاقباً دستور اخراج همه مسلمانان از سرزمینهای خارج از اسپانیا منتشر شد. منابع بسیاری در مورد ورود مسلمانان به قاره آمریکا موجود است. در زیر خلاصه می شود.

دکترمروح این اسنادراارائه می دهد:

۱-یک مورخ و جغرافی دان مسلمان ABUL-HASSAN ALI IBN AL-HUSSAIN AL-MASUDI (871-957 م.) در کتاب خود Muruj adh-dhahab wa maadin aljawhar (مراتع طلا و معادن جواهرات) نوشت که در زمان حکومت خلیفه مسلمان اسپانیا عبدالله بن محمد (9128 888 م) ، یک ناو مسلمان ، خاشکش ابن سعید بن اسود ، از کورتوبا ، اسپانیا در سال 889 م از دلبا (پالوس) حرکت کرد ، از اقیانوس اطلس عبور کرد ، به یک سرزمین ناشناخته (ard majhoola) رسید و با گنجینه های خارق العاده بازگشت. در نقشه الماسودی از جهان ، منطقه وسیعی در اقیانوس تاریکی و مه وجود دارد که وی از آن به عنوان قلمرو ناشناخته (قاره آمریکا) یاد کرد. 

۲- یك مورخ مسلمان ABU BAKR IBN UMAR AL-GUTIYYA نقل كرده است كه در زمان خلیفه مسلمان اسپانیا ، هشام دوم (976-1009 پ. م.) ، یك مسلمان دیگر ، ابن فرخ ، از گرانادا ، از كادش (فوریه 999 م) به داخل اقیانوس اطلس ، در Gando (جزایر بزرگ قناری) به دیدار پادشاه Guanariga فرود آمد ، و به سمت غرب ادامه داد و در آنجا دو جزیره ، Capraria و Pluitana را دید و نامگذاری کرد. وی در ماه مه۹۹۹ به اسپانیا بازگشت.

۳- کلمبوس از پالوس (دلبا) اسپانیا حرکت کرد. او مقصد GOMERA (جزایر قناری) بود - Gomera یک کلمه عربی است و به معنای "آتشین کوچک" است - در آنجا او عاشق Beatriz BOBADILLA ، دختر اولین ناخدا عمومی جزیره شد (نام خانوادگی BOBADILLA از عرب اسلامی گرفته شده با وجود این ، نادیده گرفتن قبیله BOBADILLA کار آسانی نبود. بعداً یکی دیگر از بوبادیلا (فرانسیسکو) ، به عنوان کمیسر سلطنتی ، کلمبوس را به زنجیر انداخت و او را از سانتو دومنیگو به عقب منتقل کرد اسپانیا (نوامبر 1500 میلادی). خانواده BOBADILLA با سلسله ABBADID سویل (1031-1091 م) در ارتباط بودند. در 12 اکتبر 1492 م ، کلمب در جزیره کوچکی در باهاما فرود آمد که بومیان آن را GUANAHANI می نامیدند. کلمبوس به SAN SALVADOR تغییر نام داد. GUANAHANI از Mandinka گرفته شده و کلمات عربی اصلاح شده است. گوانا (IKHWANA) به معنای 'برادران' است و HANI یک نام عربی است. بنابراین نام اصلی جزیره 'HANI BROTHERS' بود.

فردیناند کلمبوس ، پسر کریستوفر ، در مورد سیاه پوستان دیده شده توسط پدرش در هندوراس نوشت: "مردمی که در شرق شرق پوئنت کاویناس ، تا کیپ گراسیوس یک دیوس زندگی می کنند ، تقریباً رنگ سیاه دارند." در همان زمان ، در همین منطقه قبیله ای از بومیان مسلمان زندگی می کردند که به ALMAMY معروف بودند. در زبانهای ماندینکا و عربی ، ALMAMY تعیین "AL-IMAM" یا "AL-IMAMU" ، رهبر نماز ، یا در بعضی موارد ، رئیس جامعه و / یا عضوی از جامعه مسلمانان امامیه بود. 

۴- یک مورخ و زبان شناس مشهور آمریکایی ، لئو وینر از دانشگاه هاروارد ، در کتاب خود ، آفریقا و کشف آمریکا (1920) نوشت که کلمبوس به خوبی از وجود ماندینکا در جهان جدید و گسترش مسلمانان آفریقای غربی آگاه بود. در سرتاسر مناطق کارائیب ، آمریکای مرکزی ، جنوبی و آمریکای شمالی ، از جمله کانادا ، جایی که آنها در حال تجارت و ازدواج با سرخپوستان Iroquois و Algonquin بودند.

1. جغرافی دان و نقشه بردار مشهور مسلمان الشریف ال-ایدریسی (1099- 1166 پ. م.) در کتاب معروف خود نزهت المشتاق فی اجتارق الافاق (سفر مشتاق در افق های عبور) نوشت که گروهی از دریانوردان (از آفریقای شمالی) از لیسبون (پرتغال) به دریای تاریکی و مه (اقیانوس اطلس) رفت تا کشف کند که در آن چیست و حدود آن چقدر است. آنها سرانجام به جزیره ای رسیدند که مردم و زراعت داشت ... در روز چهارم ، یک مترجم با آنها به زبان عربی صحبت کرد.

2. كتابهای مرجع مسلمان توصیف مستندی از سفر در دریای مه و تاریکی توسط شیخ ZAYN EDDINE ALI BEN FADHEL AL-MAZANDARANI ذکر كرده اند. سفر وی از تارفایا (مراکش جنوبی) در زمان سلطنت پادشاه ابو یعقوب سیدی یوسف (1307 م. 1286 م.) ششم سلطنت مارینید ، به جزیره سبز در دریای کارائیب در سال 1291 م (690 هجری شمسی) آغاز شد. جزئیات سفر اقیانوس وی در منابع اسلامی ذکر شده است و بسیاری از دانشمندان مسلمان از این تاریخ ثبت شده آگاهی دارند.

3. مورخ مسلمان CHIHAB AD-DINE ABU-L-ABBAS AHMAD BEN FADHL AL-UMARI (1300-1384CE / 700-786HE) اکتشافات جغرافیایی آن سوی دریای مه و تاریکی سلاطین مالی را در کتاب معروف خود Massaalik شرح داده است. al-absaar fi mamaalik al-amsaar (مسیرهای دیدنی در استان های پادشاهی)

4. سلطان منصو کانکان موزه (1312-1337 م) پادشاه مشهور جهان ماندینکا در امپراتوری اسلامی آفریقای غربی مالی ، بود. وی در حین سفر معروف خود به مکه در سال 1324 م ، به دانشمندان دربار سلطان مملوک بحری (النصر نصیر ادین محمد سوم - 1309-1340 م) در قاهره خبر داد که برادرش سلطان ابوبکاری اول (1285- 1312 پ. م) دو سفر به اقیانوس اطلس انجام داده بود. هنگامی که سلطان از سفر دوم 1311 م به تیمبوکتو برنگشت ، منسا موسی سلطان امپراتوری شد. 

5. كلمبوس و كاشفان اولیه اسپانیایی و پرتغالی به لطف اطلاعات جغرافیایی و دریانوردی مسلمانان توانستند از طریق اقیانوس اطلس (فاصله 2400 كیلومتر) سفر كنند. به ویژه نقشه های ساخته شده توسط تجار مسلمان ، از جمله AL-MASUDI (871-957CE) در کتاب اخبار الزمان (تاریخ جهان) که بر اساس مطالب جمع آوری شده در آفریقا و آسیا تهیه شده است.

در حقیقت ، کلمبوس در اولین سفر خود در ماوراlantالنهر دو کاپیتان مسلمان داشت: مارتین آلونسو پینزون کاپیتان PINTA بود و برادرش ویسنته یانز پینزون کاپیتان NINA بود. آنها لباسهای ثروتمند و خبره کشتی بودند که به سازماندهی سفر کلمبوس کمک کردند و گل سرسبد ، SANTA MARIA را آماده کردند. آنها این کار را با هزینه شخصی خود به دو دلیل تجاری و سیاسی انجام دادند. خانواده PINZON با ABUZAYAN MUHAMMAD III (1362-66 م) سلطان مراکش از خاندان مارینید خویشاوند بودند.

1. مردم شناسان ثابت کرده اند که Mandinkos تحت دستورالعمل های Mansa Musa در بسیاری از مناطق آمریکای شمالی از طریق می سی سی پی و دیگر سیستم های رودخانه ها کشف کرده است. در Four Corners ، آریزونا ، نوشته ها نشان می دهد که آنها حتی فیلها را از آفریقا به آنجا آورده اند منطقه.

2. کلمبوس در مقالات خود اعتراف کرد که روز دوشنبه 21 اکتبر 1492 م در حالی که کشتی او در نزدیکی جیبارا در سواحل شمال شرقی کوبا در حرکت بود ، مسجدی را در بالای کوه زیبا دید. ویرانه های مساجد و مناره ها با کتیبه هایی از آیات قرآن در کوبا ، مکزیک ، تگزاس و نوادا کشف شده است.

3- سرخپوستان ESPANOLA (هائیتی) در جریان سفر دوم خود به کلمبوس گفتند که افراد سیاه پوست قبل از ورود وی به این جزیره رفته اند. آنها برای اثبات ، نیزه های این مسلمانان آفریقایی را به کلمب اهدا کردند. این سلاح ها دارای فلزی زرد رنگ بودند که هندی ها آن را GUANIN می نامیدند ، كلمه ای از مشتقات آفریقای غربی به معنی "آلیاژ طلا". به اندازه کافی عجیب و غریب ، آن را به کلمه عربی "GHINAA" که به معنی "ثروت" است. کلمبوس برخی از گوانین ها را به اسپانیا آورد و آزمایش کرد. او آموخت که این فلز 18 قسمت طلا (56.25٪) ، 6 قسمت نقره (18.75٪) و 8 قسمت مس (25٪) بود ، همین نسبت فلز تولید شده در فلزی فروشی های آفریقای گینه. 4- در سال 1498 م ، در سومین سفر خود به جهان جدید ، کلمبوس در ترینیداد فرود آمد. بعداً ، او قاره آمریکای جنوبی را دید ، جایی که برخی از خدمه او به ساحل رفتند و بومیان را با استفاده از دستمال های رنگارنگ پنبه بافته شده متقارن یافت. کلمب متوجه شد که این دستمال ها از نظر رنگ ، سبک و عملکرد شباهت زیادی به روسری ها و لباس های نخی گینه دارند. او به آنها ALMAYZARS اشاره کرد. ALMAYZAR یک کلمه عربی برای "پوشاندن" ، "پوشش" ، "پیش بند" و / یا "دامن" است که پارچه ای بود که مورها (مسلمانان اسپانیایی یا آفریقای شمالی) از غرب آفریقا (گینه) به مراکش ، اسپانیا و پرتغال وارد می کردند. در طول این سفر ، کلمبوس از اینکه زنان متاهل شلوار پنبه ای (براگا) پوشیدند متعجب شد و او تعجب کرد که این بومیان عفت خود را از کجا آموخته اند. هرنان کورتس ، فاتح اسپانیایی ، لباس زنان هندی را "حجاب های بلند" و لباس مردان هندی را "پارچه تزیینی به سبک پارچه های موروشی" توصیف کرد. فردیناند کلمبوس لباسهای پنبه ای بومی را "لباس های زیر با طرح و پارچه های مشابه با روسری هایی که زنان موروئید گرانادا می پوشیدند" می نامید. حتی شباهت چنگال بچه ها به آنهایی که در آفریقای شمالی یافت می شود غیرعادی بود.

5- دکتر باری فل (دانشگاه هاروارد) در کتاب خود "Saga America-1980" شواهد علمی محکمی راجع به ورود قرن ها قبل از کلمبوس به مسلمانان شمال و غرب آفریقا معرفی کرد. دکتر فل به وجود مدارس مسلمانان در دره آتش ، آلان اسپرینگز ، لوگومارسینو ، کیهول ، کانیون ، واشو و اجلاس اجلاس هیکیسون (نوادا) ، مسا ورد (کلرادو) ، دره میمبرس (نیومکزیکو) و قایق بادبانی (ایندیانا) پی برد. ) قدمت آن به 700-800 سال م. وی که بر روی صخره ها در غرب خشک ایالات متحده آمریکا حک شده بود ، متون ، نمودارها و نمودارهایی را یافت که نشان دهنده آخرین قطعات باقی مانده از آنچه در گذشته یک سیستم مدارس بود - در سطح ابتدایی و بالاتر. زبان آموزش آن عربی شمال آفریقا بود که با خطوط عربی کوفی قدیمی نوشته شده بود. مباحث آموزشی شامل نوشتن ، خواندن ، حساب ، دین ، ​​تاریخ ، جغرافیا ، ریاضیات ، نجوم و دریانوردی بود. فرزندان مهمانان مسلمان آمریکای شمالی اعضای بومی ایروکوئیس ، آلگون کوین ، آنازازی ، هووکام و اولمک هستند.

6. 565 نام مکان (روستا ، شهر ، شهر ، کوه ، دریاچه ، رودخانه و ...) در ایالات متحده آمریکا (484) و کانادا  وجود دارد که از ریشه های اسلامی و عربی گرفته شده است. این مکانها در ابتدا توسط بومیان در دوره های پیش از کلمبیا نامگذاری می شده اند. برخی از این نام ها دارای معانی مقدس مانند: مکه - 720 نفر از ساکنان (ایندیانا) ، قبیله هند مکه (واشنگتن) ، مدینه -2100 (آیداهو) ، مدینه -8500 (NY) ، مدینه -1100 ، هازن-5000 (داکوتای شمالی) هستند ، Medina-17000 / Medina-120000 (اوهایو) ، Medina-1100 (تنسی) ، Medina-26000 (تگزاس) ، Medina-1200 (انتاریو) ، Mahomet-3200 (ایلینوی) ، Mona-1000 (یوتا) ، Arva-700 (انتاریو)… و غیره با مطالعه دقیق نام اقوام بومی هند مشخص شد که بسیاری از نام ها از ریشه و ریشه های عربی و اسلامی گرفته شده اند ، یعنی Anasazi ، Apache ، Arawak ، Arikana ، Chavin ، Cherokee ، Cree ، Hohokam ، Hupa ، Hopi ، Makkah ، Mahigan ، موهاک ، نازکا ، زولو ، زونی ... و غیره

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منابع ومأخذآقای دکتریوسف مروه کجاست؟

مروح  به یک باستان شناس استرالیایی ، «دکتر باری فل» ، یک زیست شناس دریایی اشاره کرد که ادعا می کرد در کتاب خود ، Saga America ، شواهد گسترده ای از باستان شناسی حضور مسلمانان در دنیای جدید را پیدا کرده است. فلل قرابتی را بین مردم آفریقای غربی و بومیان آمریکا در جنوب غربی ترسیم کرد.

درحالیکه ادعاهای «دکتر باری فل» توسط باستان شناسان حرفه ای مورد تمسخر قرار گرفته است. آنها با ادعاهای او خشمگین شدند ، نه تنها یافته های او ، بلکه نوع نگارش ، هیچ سنخیتی بایک محقق  دانشگاهی ندارد ، به همین علت قابل اعتنانیست.

دیوید یگلی ، استاد دانشگاه اوکلاهما نوشت: نویسندگان به سادگی یک« داستان هندی » به عنوان واقعیت منتشر کرده اند. 

یگلی معتقد بود این افسامه سرایان در تلاشند تا مقبولیت اعراب را بدست آورند ، و آنها را با فرهنگ "بومی" در فرهنگ آمریكایی بیشتر ادغام كنند.

نکته:«کلمبوس»همان کریستف کلمب است که «کریستوفر کولومبوس»نیزگفته می شود.

پدرکریستوفرتاجرفرش ومادرش ،دختریک تاجرپشم بود،کریستوفرایتالیایی واسپانیایی است وی مدتی مقیم پرتغال بود.

کلیسای جامع سبیا؛ میراثی ماندگار در حافظه یونسکو

ماجرای دفن کاشف قاره امریکا:

کریستف کلمب سرانجام در ۲۰ مه ۱۵۰۶(۳۱ اردیبهشت ۸۸۵) در اسپانیا درگذشت واما وصیت کرده بود که درمنطقه اولین اکتشافش دفن شود، ولی در آن زمان  کلیسای مناسبی در آمریکا برای این کار یافت نشد. از این رو وی را در شهر والادولید اسپانیا دفن کردند و بعدها به صومعه‌ای در سویل منتقل شد. اما جسد او را در سال ۱۵۴۲ مجدداًنبش قبرش کردند و به هیسپانیولا منتقل کرده و در سانتو دومینگو (پایتخت جمهوری دومینیکن) دفن کردند. در پایان قرن هفدهم، اسپانیا قسمت غربی هیسپانیولا را به فرانسه واگذار کرد و جسد کلمب به کوبا منتقل شد. 

بعدها هنگامی که کوبا به استقلال دست یافت، در سال ۱۸۹۸، برای بارچهارم نبش قبرشدوبقایای جسدکلمب را به اسپانیامنتقل کردندودر کلیسای جامع سبیا اسپانیا مدفون شد.

برای اطلاع ازکشف امریکا به این لینک مراجعه کنید:

کاشف امریکا"کریستف کلمب"مدعیان دیگر؟حاجی محمود،ژنگ هی

آیت الله حیدرقلی"سردارکابلی" کیست؟

«آیت الله حیدرقلی» مشهور به «سردار کابُلی»،در ۱۸ محرم ۱۲۹۳( ۲۵ بهمن ۱۲۵۴) در «چنداول» کابُل متولد شد.

​یادگیری درسن پیری ،آموزش نجوم آیت الله سیدحسین قمی ازسردارکابلی-عالم کرمانشاه-خاطره آیت الله خامنه ای.

 پدرِ حیدرقلی«نورمحمدخان افغانی» سردار عالی‌رتبه ارتش هند بود،(افغانستان مستعمره هندبود) مادر وی به نام مریم ملقب«چوریشاه »دختر یکی از رجال اُزبک(علی مرادخان) که پیرو مذهب حنفی بوده که پس از ازدواج به مذهب تشیع اختیارکرد.

افغانستان دستخوش تحولات شد، یکی ازافسران ارتش« عبدالرحمن‌خان» با حمایت انگلستان به پادشاهی افغانستان رسید و «سردارنور محمد خان» که ازنظامیان عالیرتبه ارتش بود،مغضوب پادشاه جدیدشدوچاره ای جز،مهاجرت نداشت،فلذا همراه با خانواده‌اش به لاهور مهاجرت کردند.

دراین زمان«حیدرقلی» ۴ ساله بود ودرطول  هفت سال (۱۲۹۷–۱۳۰۴ ق)اقامت در لاهور ،درکنارتحصیل علوم دینی وریاضیات،به یادگیری زبان‌های هندی، سانسکریت، فارسی و انگلیسی، و  ریاضیات پرداخت.

«سردارنور محمد خان»،خانواده رادر سال ۱۳۰۴ق(۱۲۶۵شمسی) به عراق کوچاند و در بغداد سُکنی گزیدند.

 

 «حیدرقلی»که درکاظمین ونجف، پای درس استادان علوم دینی بود، ۶ سال در حلقه درس میرزا حسین نوری و سید صدرالدین حسن بن هادی کاظمی حضور یافت.

واماپس از ۶ سال اقامت درعراق،«سردارنور محمد خان» در سال ۱۳۱۰ق(۱۲۷۱شمسی)تصمیم به مهاجرت به ایران گرفت ودرکرمانشاه مسکن گزیدند.

بافوت «سردارنور محمد خان»درسال ۱۳۲۴ق(۱۲۸۴شمسی)، طبق آداب ورسوم مردم زادگاهش،لقب«سرداری»به حیدر۳۱ساله رسیدوازاین ببعدبودکه به«سردار کابُلی»شهرت یافت.
آیت الله حیدرقلی «سردار کابلی» درطول اقامت درکرمانشاه باعلمای شهرهای ایران وعراق و وهندوستان ،مراودات وملاقات داشته است.
«آیت الله سردارکابلی» سه‌شنبه ۴ جمادی‌الاول ۱۳۷۲(۳۰ دی ۱۳۳۱)، در ۷۹ سالگی در کرمانشاه فوت کردند.

جنازه این عالم مهاجررا پس از ۵ روز به نجف منتقل کردندودر ۱۰ جمادی‌الاول ۱۳۷۲،  علما و مراجع نجف ، عراق مراسم  تشیع جنازه باشکوهی  برایش ترتیب دادندو در کنار پدرش، روبروی غسالخانه قدیم نجف در وادی السلام به خاک سپرده شد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رهبرانقلاب درمهرماه ۱۳۹۰درجمع علمای کرمانشاه،نام چندعالم برجسته کرمانشاه رامی برد،که یکی ازآنها«سردارکابلی»است.


آیت الله خامنه ای: سردار کابلی ، شخصیت برجسته‌ی علمی در فنون مختلف. این کتابی که درباره‌ی ایشان نوشتند، کتاب بسیار پرمغز و خوبی است؛ بنده سالها پیش این کتاب را دیدم. ایشان حدود شصت سال در کرمانشاه بوده است. بزرگان از او استفاده‌ها کردند.

این مرد، کابُلی بود، اهل کابل بود، بزرگ‌شده‌ی هند بود، بعد نجف بود، به اینجا آمد، کرمانشاه از او پذیرائی کرد، او را در آغوش گرفت.

من در آن کتاب خواندم که مرحوم حاج آقا حسین قمی (رضوان اللَّه تعالی علیه) در سفر به عتبات یا در برگشت از عتبات، به کرمانشاه می‌آیند و با مرحوم سردار کابلی دیدار میکنند.

در یک مسئله‌ای درباره‌ی قبله و این حرفها بین این دو نفر بحث شد و مرحوم سردار کابلی مطالبی گفت که حاج آقا حسین(آیت الله سیدحسین طباطبایی قمی) گفت شما بیا اینها را به من یاد بده.

آموزش(یادگیری) درسن ۸۰ سالگی

رهبرانقلاب می گویند:نویسنده‌ی کتاب میگوید من خودم دو جلسه دیدم که( آیت الله)حاج آقا حسین قمی، مرجع تقلید، شخصیت علمی برجسته، جلوی سردار کابلی می‌نشست و سردار کابلی آن بحث علمی را به ایشان یاد میداد.

آیت الله خامنه ای:این هم خودش درس است؛ یادگیری در سنین هشتاد سالگیِ مرحوم حاج آقا حسین و در رتبه‌ی مرجعیت تقلید.

آموزش درسن پیری-همچون سکاکی

آیت الله خامنه ای می گویند:برای یک عالم، این کار(یادگیری درسن پیری) نه فقط ننگ نیست، عیب نیست، بلکه افتخار است.

رهبرمعظم انقلاب می گویند:ما طلبه‌ها باید اینها را یاد بگیریم. شما جوانها باید با این روشها حرکت کنید و پیش بروید.

۲۰مهر۱۳۹۰بیانات آیت الله خامنه ای در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت کرمانشاه‌.

اولین روزهای ورودامام خمینی به عراق-دوران تبعید

​اولین ایام تبعید امام خمینی درعراق کجاهارفتند؟

بعد از سخنرانی ۴ آبان ۱۳۴۳امام خمینی در واکنش به تصویب کاپیتولاسیون:
قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانونْ اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین؛... تمام مستشاران نظامی امریکا با خانواده‏هایشان، با کارمندهای فنی ‏شان، با کارمندان اداری‏شان، با خدمه‏ شان... ازهر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند...
برسید،عزت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.
آقا، من اعلام خطر می‏کنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر می‏کنم! ای سیاسیون ایران، من اعلام خطر می‏کنم... واللّه‏، گناهکار است کسی که داد نزند؛ واللّه‏، مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند.
ای سران اسلام، به داد اسلام برسید،ای علمای نجف، به داد اسلام برسید،ای علمای قم، به داد اسلام برسید....
بعد از این سخنرانی امام خمینی ، اعتراضات‌ گسترده‌ای‌ در میان مردم شکل گرفت. این وقایع منصور(نخست وزیر) را سخت‌ به‌ وحشت‌ انداخت‌. بعدازهماهنگی باشاه،شب‌ ۱۳ آبان ۱۳۴۳ به‌ «سرهنگ‌ علی اکبر مولوی» رئیس‌ ساواک تهران‌ مأموریت‌ دادندکه امام خمینی رادستگیروبه‌ ترکیه ‌تبعید نمایند.
ساعت‌ ۱۴عصر چهارشنبه، ۱۳ آبان ۱۳۴۳(٢٩ جمادی الثانیه ١٣٨٤) رادیو ایران‌ اعلام‌ کرد: «طبق‌ اطلاع‌ موثق‌ و شواهد و دلایل‌ کافی‌ چون‌ رویه‌ آقای‌ خمینی‌ و تحریکات‌ مشارالیه‌ بر علیه‌ منافع‌ ملت‌ و امنیت‌ و استقلال‌ و تمامیت‌ ارضی‌ کشور تشخیص‌ داده‌ شد؛ لذا در تاریخ‌ ۱۳ آبان‌ ۱۳۴۳ از ایران‌ تبعید گردید».

هواپیمای ‌نظامی‌ حامل‌ رهبر نهضت‌ مردم‌ مسلمان‌ ایران‌ ساعت‌ ۸ صبح‌ ۱۳ آبان‌ ۱۳۴۳از فرودگاه‌ تهران‌ به‌ مقصد ترکیه‌ پرواز کرد. اولین‌ کلام‌ امام‌‌خمینی خطاب‌ به‌ افسر مأمور، سرهنگ‌ افضلی این‌ بود: «من‌ برای دفاع‌ از وطنم‌ تبعید شدم‌».

بعداز۱۱ ماه تبعید درترکیه ،در۱۳مهر۱۳۴۴ امام خمینی به عراق«نجف»تبعیدشدند.

امام خمینی در روز سه‌شنبه سیزدهم مهر ۱۳۴۴( ۹ جمادی‌الثانی ۱۳۸۵) به اتفاق فرزندش مصطفی خمینی وارد بغداد شد و خبر آن را آیت‌الله شریعتمداری طی تلگرافی در ۱۴ مهر به روحانیون شهرهای مختلف از جمله شیراز به عنوان شیخ بهاءالدین محلاتی و سید عبدالحسین دستغیب مخابره نمود.

در هنگام ورود آیت‌الله خمینی به کاظمین، ایشان از سوی «دکتر موسی آیت‌الله‌زاده اصفهانی» فرزندان مرحوم عبدالهادی شیرازی و فرزندان آقای خویی مورد استقبال قرار گرفت.

پس از ورود امام خمینی به عراق، «شیخ نصرالله خلخالی»نخستین فردی بود که توسط «حاج آقا مصطفی خمینی» از ورود امام به عراق مطلع شده و علاوه بر این که خود به استقبال معظم له شتافت، زمینه استقبال گسترده علما و روحانیون نجف از امام خمینی را فراهم کرد.

نجف، آیت الله صادقی تهرانی در کنار امام خمینی. در تصویر آیات شیخ مجتبی لنکرانی و شیخ نصرالله خلخالی نیز دیده می‌شوند.

بترتیب ازراست:«آیت الله دکترمحمد صادقی تهرانی»،شیخ مجتبی لنکرانی و «شیخ نصرالله خلخالی» وامام خمینی-نجف،امام خمینی پس از ورود به نجف اشرف در «منزل شیخ نصرالله» ساکن شد.

در عصر روز پنجشنبه ۱۵ مهر۱۳۴۴ آیت‌الله خمینی به طرف سامرا حرکت کردند و در مدرسه شیرازی سامرا از او جهت صرف چای دعوت به‌عمل آمد که در آن عده‌ای از طلاب و مردم سامرا نیز شرکت داشتند.

در عصر جمعه ۱۶ مهر۱۳۴۴ آیت‌الله خمینی راهی کربلا شد

و در ۳۵ کیلومتری شهر کربلا در قصبه‌ای به نام« مسیب» مورد استقبال «آیت الله سید محمد شیرازی» و اهل علم مدرسه هندیه و قریب پانصد نفر از طلاب علوم دینی نجف و کربلا قرار گرفت.

امام خمینی پس از ورود به کربلا در حرم حضرت سیدالشهداء و در محل خاص «آیت الله عبدالهادی شیرازی»(متولد۱۳۰۵-متوفی۱۳۸۲ق) نماز گذارد.

پس از اقامت یک هفته‌ای در کربلا

امام خمینی در بعد از ظهر روز جمعه ۲۳ مهر۱۳۴۴ (۱۹ جمادی الثانی) با بدرقه قریب چهل ماشین که آقایان علما( سید محمد شیرازی و سید مرتضی قزوینی و سید حسین ناصرالدین) نیز جزء مشایعت‌کنندگان بودند راهی «نجف» شد .

درنجف از سوی چند اتومبیل حامل طلاب که به وسیله «سید عبدالله شیرازی» و «شیخ علی کاشف‌الغطاء »تدارک دیده شده بود مورد استقبال قرار گرفت.

دستور امام برای قطع شهریه 90 طلبه ساواکی/ نظر «تنها وصی زنده امام» درباره آیت‌الله خامنه‌ای + تصاویر و فیلم

«آیت‌الله سید جعفر کریمی» (متولد ۱۳۰۹ بابل -متوفی۹ فروردین ۱۳۹۹) در باره جزئیات این واقعه می‌گوید: «من روزها طرف عصر، یک بحث کفایه در مدرسه مرحوم آقای بروجردی داشتم، که یک روز رفتم مدرسه، هنوز بحث شروع نشده بود که،

دیدم «آقاشیخ نصرالله خلخالی» در آن وقت روز و در هوای گرم، سراسیمه به مدرسه آمد، گفتم: آقا شیخ(نصرالله) خیر است! چه شده است؟

گفت: هیچی، خوب شد شما را دیدم، یک تلفنی به من زدند که «آقای خمینی آمده کاظمین»، ولی نمی‌دانم مرا سر کار گذاشتند یا واقعیت دارد؟.

به او گفتم که از اداره مخابرات نجف سوال کن! تلفن آن وقت نجف از این تلفن‌های «هندلی» بود، گفتم بپرس این تلفنی را که ساعت فلان شده است، از کجا بود. گفت: خوب گفتی!

گفتند: این تلفن از کاظمین، از «مسافرخانه عبدالامیر جمالی »بود.

گفتم: بسیار خوب! حالا با آن مسافرخانه تماس بگیر. با مسافرخانه تماس گرفت؛

«حاج آقا مصطفی خمینی» که هنوز در دفتر مسافرخانه نشسته بود، گوشی را برداشت

و«آقاشیخ نصرالله خلخالی» حال و احوال با ایشان کردند و گفتند: شما واقعاً به عراق آمدید؟

گفت: بله ما حدود« نیم ساعتی است که وارد کاظمین شدیم».

بعد از این خبر پرسیدیم: آقا(امام خمینی) کجاست؟

گفتند: آقا وضو گرفته و به حرم مشرف شده است.

«آقاشیخ نصرالله خلخالی» گفت ببین صاحب مسافرخانه هست یا نه؟

صاحب مسافرخانه رفیق و آشنای مرحوم حاج آقا شیخ نصرالله خلخالی بود.

گفت اتفاقاً او هم حضور داشت.

گفتند گوشی را به او بدهید.

وقتی گوشی را به صاحب مسافرخانه دادند به او گفت:

«می‌دانید چه شخصیتی به مسافر خانه شما آمده است؟! »

برای او(امام خمینی) مناسب نیست جایش در مسافرخانه باشد. یک منزلی تهیه کنید آنجا تشریف ببرند. مقدمات کار را فراهم کنید، تا فردا صبح که ما می‌آییم.

ما ( سیدجعفر کریمی)با آقا شیخ نصرالله در‌صدد این شدیم که حضور امام در کاظمین را به دیگران اطلاع دهیم.

استقبال ازامام خمینی(باگذاشتن سرویس ایاب وذهاب)توسط شیخ نصرالله

ماشین‌هایی را در نظر گرفتیم که طلبه‌ها اگر خواستند، برای دیدار امام به کاظمین بروند. شب تا ساعت ده یازده شب، مشغول تنظیم این گونه امور بودیم.

بعد از نماز صبح من و آقا شیخ نصرالله به طرف کاظمین حرکت کردیم.

امام خمینی در منزل« عبدالامیر» تشریف داشتند.(کاظمین)

سر سفره صبحانه نشسته بودند، که ما وارد شدیم

و سلام عرض کردیم و در کنارشان نشستیم. و آشنایی نزدیک من با امام از این جا شروع شد.

امام خمینی بعداز۲زوزاقامت درکاظمین به«سامرا»رفتند

امام ۲ روزی در کاظمین بودند و بعد یک سفر مختصری مشرّف سامرا شدند.

واز «سامرا» به کربلا رفتند،

دو روزی هم در کربلا بودند، و بعد عازم نجف شدند.

استقبال ازامام خمینی درمسیرکربلا-نجف

و در برگشت از کربلا به طرف نجف ما یک عده‌ای را دعوت کردیم برای استقبال امام،

مستقبلین تا «خان نُص»(شهرحیدریه) که نصف راه بین کربلا و نجف است، آمدند و امام از آن جا راهی نجف شد،

و شب را در منزلی که در نجف تهیه کرده بودند، خدمتشان رسیدیم،

و از آن به بعد هم ما در منزل امام، حضور داشتیم و تقریباً جزء خصیصین افرادی بودیم که با امام تماس داشتند.».

به هرحال باسعی‌ و تلاش‌ ایشان‌ استقبال‌ خوبی‌ از امام‌ در شهرهای‌ عراق به‌ عمل‌ آمد و در نجف‌منزلی‌ برای‌ امام‌ در نظر گرفت‌ و به‌ اصرار ایشان‌، امام‌،‌ درس‌ خود را شروع‌ وشهریه‌ پرداخت‌ کردند.

«شیخ نصرالله »وکیل امام خمینی ومسئول امورمالی
پس از استقرار امام خمینی در نجف وی وکیل امام در امور مالی شد و از طرف‌ امام‌ پرداخت‌شهریه طلاب‌ را متقبل‌ شد و به‌ سبب‌ تمکن‌ مالی‌ که‌ داشت کاملاً از عهده آن بر می‌آمد. چنان که اموال شرعی رسیده از ایران با سرپرستی او به مصارف آموزشی و عمرانی و… می‌رسید. همچنین در این مقطع، به عنوان واسطه و رابط مراجع عظام تقلید در ایران با امام خمینی بود و مراجع تقلید در ایران نامه‌های خود را خطاب به امام خمینی به ایشان ارسال می‌کردند که این امر نشان از جایگاه ویژه او نزد امام دارد.

همه این عوامل باعث شد همواره تحت نظر رژیم بعث قرار گیرد و به خاطر تداوم این اقدامات، توسط رژیم بعث دستگیر و به لبنان تبعید شد. پس از بازگشت از تبعید به حمایت خود از امام خمینی ادامه داد و به این دلیل مدتی بازداشت شد. وی در عین حال تمام امور اقتصادی و پرداخت شهریه امام را در نجف، تقبل کرد. در آن زمان که امکان ارسال پول به امام از ایران وجود نداشت، او کمک شایانی به تامین هزینه‌های مورد نیاز حضرت امام می‌نمود. طرفداران علما تلاش‌های بسیاری کردند که« شیخ نصرالله» را جذب خودشان کنند، ولی در این راه توفیقی نیافتند.

بعدها از مناطق اطراف خلیج فارس و دیگر جاها، سهم امام برای حضرت امام می‌آمد و ایشان هم تمام آن را در اختیار آقای خلخالی قرار می‌داد و او هم آنها را برای شهریه طلاب و نیز استمرار مبارزه صرف می‌کرد.

ایشان« شیخ نصرالله» با استفاده از این سهم امام، به روحانیون مبارز و مشتاقان دیدار امام خمینی که به نجف اشرف می‌رفتند، مساعدت مالی می‌کرد.

او مروج مرجعیت امام خمینی نیز بود و در این راه بسیار کوشید که این امر باعث ناراحتی طرفداران برخی از مراجع شده بود.

علاوه بر آن، از معتمدین امام خمینی بود و در صدور اجازه دخالت در امور حسبیه و شرعیه به روحانیون، امام به وی اعتماد داشت.

پس از اخراج جمعی از علما و روحانیون ایرانی مقیم عراق توسط رژیم بعث عراق، بیوت آنان را خریداری کرد تا مانع از توقیف آنها توسط رژیم بعث گردد.

« شیخ نصرالله» همزمان مدیریت مدارس آیت‌الله العظمی بروجردی در دو شهر نجف و کربلا را برعهده داشت و مدرسه بزرگ آیت‌الله بروجردی در نجف را به پاتوق اصلی طرفداران امام و محل سکونت آنان تبدیل کرد

و نماز جماعت امام در مغرب‌ها در این مدرسه برگزار شود و هم چنین در مناسبت‌های زیارت مخصوصه امام حسین علیه السلام که امام به کربلا مشرف می‌شد،

نماز جماعت امام در حسینیه آیت ه‌الله بروجردی در کربلا که تحت مدیریت ایشان بود، اقامه می‌شد.

شیخ نصرالله خلخالی از ابتدا به فعالیت‌های دینی همانند گسترش بناها، به‌خصوص مشاهد شیعی، اهتمام ویژه‌ای داشت و از طرف آیت‌الله العظمی بروجردی مامور مرمت بنای حرم مطهره حضرت رقیه دخت امام حسین و توسعه مقبره و حرم برآمد.

لذا خانه‌های اطراف را با کمک مردم خیر محل خریداری می‌کرد که در این میان عده‌ای راضی نشدند. وی طی سالهای طولانی پس از آن اهتمام می‌ورزید این مهم را به سامان برساند و بدین منظور تعداد زیادی از خانه‌های اطراف حرم حضرت رقیه را خریداری کرد و قصد داشت حرم مزبور را توسعه دهدکه اجل مهلت نداد.فوت شیخ نصرالله :۱۳ اسفند ۱۳۵۶

این مردخیر در ۱۳ اسفند ۱۳۵۶(٢٤ ربیع الاول ١٣٩٨) در منزل خود در شهر دمشق در سوریه درگذشت. پیکرش به نجف اشرف منتقل و در آن شهر به خاک سپرده شد. متعاقب آن مراسم و مجالس ختم به این مناسبت برگزار شد و نام و یاد امام در آن مجالس مطرح گردید.

دیدارآیت الله سیدمحمدشیرازی باامام خمینی درروزسوم اقامت درقم ۱۳اسفند۱۳۵۷

آیت‌الله حاج سید میرزا مهدی شیرازی در کنار آیت‌الله العظمی حاج آقا حسین طباطبایی قمی هنگام سفر ایشان به ایران پس از شهریور۱۳۲۰

آیت‌الله حاج سید میرزا مهدی شیرازی از مراجع تقلید مقیم کربلا پدر آیت‌الله سید محمد شیرازی بود.

آیت الله سید محمد حسینی شیرازی در سال ۱۳۰۷ در نجف متولد شد. او فرزند میرزا مهدی شیرازی از خاندان حسینی شیرازی و برادر سید صادق حسینی شیرازی و دایی محمدتقی مدرسی است. خانواده «شیرازی‌ها» از جمله خاندان‌های علمی شهر کربلا بودند.

م/شبهه در مرجعیت

مراسم ترحیم آیت‌الله حاج سید میرزا مهدی شیرازی در بهمن 1339 در کربلا در تصویر آقایان: سید محمد شیرازی، سید حسن شیرازی، سید صادق شیرازی، سید کاظم قزوینی و سید محمد کاظم مدرسی دیده می شوند.

امام خمینی پس از زیارت مرقد امام علی (ع) به منزلی که جهت اقامت وی در نظر گرفته شده بود و بعد از نماز مغرب آقایان خویی، شیخ علی کاشف الغطاء، سید عبدالله شیرازی، فرزندان مرحوم عبدالهادی شیرازی، هادی و رضا امینی و سید موسی آیت‌الله زاده(حجت‌الاسلام سیدموسی موسوی) از وی دیدن کردند.

«حاج آقا مصطفی» گفت: «یک دفعه ما را سوار هواپیما کردند. نگفتند کجا می رویم. آمدیم در فرودگاه بغداد. گفتند: این جا بغداد است. خداحافظ شما.

شهر«بورسا»در۳۲۵کیلومتری آنکارا-پایتخت-قراردارد.

نه یک قران در جیب من بود نه یک قران در جیب امام.

«حاج آقا مصطفی»می گوید:تاکسی گرفتیم گفتیم ما را ببرید دم صحن حضرت امام موسی ابن جعفرعلیه السلام . ما را آورد آن جا. پول نداشتیم. ساعتم را دادم به راننده

گفتم: این پیشت باشد، الان برایت پول می آورم. امام رفت حرم. من در صحن گشتم آقایی را دیدم گفتم: یک دینار به من بده. بعد حرف می زنیم. فعلا یک دینار بده. گرفتم یک دینار را و به تاکسی دادم. ساعتم را گرفتم. کنار صحن کاظمین یک مسافرخانه ای بود.

امام به آن جا رفت. بعد تلفن کردیم نجف به« آشیخ نصرالله خلخالی» و بعد سیل جمعیت و طلبه ها آمدند.»

کربلا استقبال خیلی خوبی ازامام شد. آسید محمد شیرازی و دیگران خیلی تلاش کردند. ایشان در صحن سید الشهدا نماز می خواند. به جای او امام به نماز ایستاد. آن دو سه شبی که امام کربلا بود تقریباً تمام صحن با ایشان نماز می خواند.

ود آسید محمد شیرازی هم پشت سر ایشان بود. بنا شد این ها بیایند نجف. از نجف تا کربلا چهارده فرسخ است.

آن جا در نیمه راه یک مکانی است که عرب ها به آن خان النص می گویند. یعنی نصفه راه. ما از طرف پدرمان با برادرم و دیگران، در سه چهار ماشین رفتیم «خان النص». بعد دیدیم امام آمد.

«آسید محمد شیرازی» جلو نشسته بود. امام و «حاج آقا مصطفی »هم پیش هم بودند.

سیدمحمد، سیدصادق شیرازی(برادران)

یک توقفی کردند و سلام و احوالپرسی کردیم و رفت و ما هم دنبالشان رفتیم. امام یکسره رفت حرم مشرف شد.​

​«ساواک» رودست خورد. عرب ها ریخته بودند دوروبر امام و دست ایشان را بوس می کردند. امام شب دست هایش درد می کرد. با چه تشریفاتی امام رفت حرم.

تمام مردم استقبال عظیمی از ایشان کردند. خیلی دست پاچه شدند.

خیال کردند امام را می فرستند نجف و مستهلک می شود.

دیدند نه، آمد نجف و تمام عرب ها و مردم و عوام استقبال می کنند. طلبه ها هم همان طور.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:آیت الله سیدمحمدموسوی بجنوردی می گوید:شب با پدرم (آیت الله میرزاحسن موسوی بجنوردی)رفتیم دیدن امام، همان جا پدرم به امام گفت: «فردا درس شروع کن. همین فردا که می گویم درس را شروع بکن.» آیت الله میرزاحسن موسوی بجنوردی دلیل این تعجیل رااینگونه می گوید:چون چو(شابعه) انداخته بودند که ایشان سواد ندارد. گفت درس شروع کند که(توانمندیهایش را) نمایش دهد کیست)

سیدمحمدموسوی بجنوردی می گوید:امام البته پس فردا شروع کرد. چون دید و بازدید بود. درس که شروع کرد «من هم از همان اول تا آخر رفتم. »چهارده سال به درس ایشان رفتم. امام که درس شروع کرد خیلی درسش گرفت.

«درس امام »همین کتاب بیع و این ها بود که چاپ شده. همه اش حرف های تازه و حمله و اشکال به شیخ انصاری و میرزای نایینی و همین هایی بود که نجفی ها می پرستیدند.

درس امام خمینی خیلی رونق گرفت. نقشه آن ها روی آب رفت. به خیال خودشان ایشان را می فرستند نجف و مستهلک می شود که عکس شد. یک مرتبه صد پله بالاتر آمد. درسش گرفت.

امام خمینی پس از زیارت مرقد امام علی (ع) به منزلی که جهت اقامت وی در نظر گرفته شده بود و بعد از نماز مغرب آقایان خویی، شیخ علی کاشف الغطاء، سید عبدالله شیرازی، فرزندان مرحوم عبدالهادی شیرازی، هادی و رضا امینی و سید موسی آیت‌الله زاده از وی دیدن کردند.

آیت الله سیدمحمدموسوی می گوید:امام هر شب به حرم می آمد. مراجع نجف مثلا هر ده روز می رفتند حرم. پدرم از آن دسته ای بود که هر روز عصر می رفت حرم. بعد از این که درس تمام می شد برای مغرب می رفت که نماز جماعت بخواند. امام همیشه سه ساعت بعد از غروب می رفت.

به قدری آمدنش منظم بود که می توانستید ساعتتان را با آمدن ایشان به حرم درست بکنید.

باور کنید می شد آدم ساعتش را درست بکند. حتی بعضی شب ها باران و طوفان بود اما امام سه ساعت بعد از مغرب در حرم بود. هر شب در تمام این مدت.

«ساواک»به قدری پشیمان شده بود که چرا این را فرستادند این جا. دیدند آقای خمینی صدبرابر بالاتر آمد. هم در عوام هم در طلبه ها و هم در دنیا. چون نجف بین المللی است و از همه جا به آن جا می روند.

آیت الله سیدمحمدباقرموسوی بجنوردی می گوید:اجازه اجتهادم پدرم راپیش امام خمینی هم بردم.

امام اینگونه نوشت:«آنچه حضرت آیت الله العظمی بجنوردی مرقوم فرموده اند راجع به فرزند گرامیشان مورد تایید اینجانب است

امام خمینی دهم اسفند ۱۳۵۷ به شهر «قم» عزیمت و تا دوم بهمن ۱۳۵۸ در این شهر سکنی گزیدند.

واما دردوم بهمن ۱۳۵۸، به سبب بیمارى قلبى به بیمارستان قلب تهران منتقل شدند.

دیدارآیت الله سیدمحمدشیرازی باامام خمینی درروزسوم اقامت درقم ۱۳اسفند۱۳۵۷

آیت الله قمی در ۲۲ سالگی عازم مکه و مدینه شد. در بازگشت از سرزمین وحی، وارد نجف اشرف گردید و پس از زیارت راهی سامرا شد. وی در جلسه درس آیت الله میرزا محمدحسن شیرازی شرکت کرد و پس از دو سال اقامت در سال ۱۳۰۶ قمری بار دیگر به تهران بازگشت.

«آیت الله محمدحسن اختری» (دبیرکل-سابق- مجمع جهانی اهل بیت)می گوید:من به محض ورود به نجف در ساعت ۱۰ صبح به مدرسه آیت‏‏‌‏‏الله العظمی ‏‎ ‎‏بروجردی نزد یکی از دوستانم که در آنجا تحصیل می‏‏‌‏‏کردند رفتم و در حجره ایشان ‏‎ ‎‏مهمان شدم. همان طور که نشسته بودم دیدم که بیرون از حجره یک عده‏‏‌‏‏ای از آقایان و ‏‎ ‎‏طلبه‏‏‌‏‏ها نشسته‏‏‌‏‏اند و در مورد ورود امام به نجف صحبت می‏‏‌‏‏کنند. تعجب کردم که این ‏‎ ‎‏صحبت‏‏‌‏‏ها چیست؟ آمدم بیرون همان آقایی که داشت صحبت می‏‏‌‏‏کرد رو به من کرد و ‏‎ ‎‏گفت شما از قم آمدید؟ در قم چه خبر بود؟ من اخبار قم و شایعاتی که در آنجا بود به ‏‎ ‎‏ایشان گفتم.‏

توهین رسانه سعودی به آیت الله سیستانی اقدامی خبیثانه است

آیت الله اختری می گوید:‏‏اما او گفت که الآن از بغداد به منزل آقای خویی تلفن شده مبنی بر این‌که من حاج ‏‎ ‎‏آقا مصطفی هستم و به اتفاق پدرم وارد بغداد شدیم. همان جا یکی از اساتید حدود ‏‎ ‎‏ساعت ۴ بعدازظهر منزل آقای خویی زنگ زد و آن‌ها هم گفتند بله آقای خویی ‏‎ ‎‏فرمودند من خودم تلفن را جواب دادم و ایشان اظهار داشت که من حاج آقا مصطفی ‏‎ ‎‏هستم و الآن با پدرم وارد بغداد شدیم.‏

‏‏متولی مدرسه بروجردی «حاج شیخ نصرالله خلخالی» که در آن روز در بغداد ‏‎ ‎‏بود به ایشان خبر دادند که چنین است و شما در کاظمین و بغداد به جستجوی امام ‏‎ ‎‏بگردید و ما را از سرنوشت ایشان مطلع سازید.‏

امام در منزل آقای «شیخ محمد حسین مؤید نجفی» بودند. گویا ابتدا به مسافرخانه ‏‎ ‎‏ایشان می‏‏‌‏‏روند یعنی آقای مؤید نجفی خودشان مسافرخانه داشتند.

«آیت الله محمدحسن اختری» می گوید: امام دو روز و نصفی در کاظمین بودند و از آنجا به سمت سامرا ‏‎ ‎‏جهت زیارت حرکت کردند و دو ـ سه شب در سامرا ساکن شدند. در آنجا هم منزلی ‏‎ ‎‏برای امام گرفتند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«استقبال علمای سُنّی از امام خمینی در سامرا»۵ روز بعدازورودبه عراق


شیخ محمد سمامی حائری ازیاران امام خمینی درزمان تبعیددرعراق بود ودرسامراهم یکی ازهمراهان امام بود
پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی نوشت؛ ۱۲ مهر ۱۳۴۴ امام خمینی از ترکیه به عراق منتقل شدند. ایشان پس از زیارت کاظمین، در ۱۷ مهر ۱۳۴۴ قصد زیارت سامرا کردند.

«حجت‌الاسلام محمد سمامی» می‌گوید: «پس از زیارت کاظمین، شيخ نصرالله خلخالی از امام سؤال كرد كه برنامه‌تان چيست؟ قصد داريد كجا ساكن شويد تا ما آن را آماده كنيم؟

امام فرمودند: «برنامه‌ خاصى ندارم، لكن در اولين فرصت مى‌خواهم به زيارت سامرا بروم و از آن‌جا به كربلا و سپس در نجف ساكن شوم». امام پس از زيارت دو امام در كاظمين به سامرا رفت و در سامرا با استقبال گرم عده‌اى از دوست‌دارانش روبه‌رو گرديد.»

«حجت الاسلام محمد سمامی حائری»(متوفی ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸)گفت:در سامرا استقبال بی‌نظیری از امام خمینی صورت گرفت. به طوری که فرماندار سامرا، رئیس پلیس، علمای شیعه و سنی و برخی شیوخ قبایل و شخصیت‌های سرشناس شهر سامرا به استقبال آمده بودند. حتی اهل تسنن نیز در سامرا از امام استقبال کردند.

امام خمینی با جمعی از طلاب و فضلای نجف وارد سامرا شده و ابتدا به زیارت امامین عسگرین مشرف شدند. آیت‌الله شیخ مجتبی لنکرانی، آقای شیخ نصرالله خلخالی و دکتر صادقی ازجمله همراهان امام بودند. امام بعد از زیارت به مدرسه آیت‌الله شیرازی وارد شدند و در مدتی که آنجا بودند، همراهان ایشان نیز در همان مدرسه حضور داشتند. امام خمینی پس از زیارت مزار مقدس امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) به کربلا عزیمت کرد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:همه مستقبلین امام خمینی ازاهل سنت بودند،درزمستان ۱۳۹۴ بنده درقالب یک تیم (یک مهندس اهل بغداد ویک مترجم به شهرسامرارفتیم وبرای اقامه نمازجماعت اول وقت به «مسجداولادالحسن» رفتیم وبعدازآن با شیوخ سامرا وامام جماعت مسجد مارابه یکی ازانجمن هایشان دعوت کردند،درآنجاضمن مقدمات ومعرفی هم،من مصاحبه ای به شیوخ(بزرگان)سامراداشتم،سئوالاتی زیادی پرسیدم،ازجمله ماجرای لبیک اهالی سامرا به داعش درجریان حمله به حرم عسکریین و..(که بماندبرای پُست دیگر) که دراینجا فقط به استقبال ازامام خمینی اشاره می کنم.

درآن جمع که حدود۱۰ نفرازشیوخ بودند،گفتند:ما برای پذرایی ازخمینی ۲۰ گوسفندکشتیم.

یکی ازآنهاگفت:مهمانی درمنزل مابود.

سامرا اسفند ۱۳۸۴ عکس سمت چپ، بهمن ۱۳۸۴(قبل ازتخریب)

وبرای ارادتشان به حرم عسکریین(ع)اشاره داشتندبه بقایای تخریب حرم درسالهای ۱۳۸۴ و۱۳۸۶ که تکه هایی ازگنبدحرم درآنجابود.

ازترکیب اهل تسنن وشیعی پرسیدم،آنهاگفتند،تمامی اهالی سامرا اراهل سنت هستند(۱۰۰%).

پرسیدم:اگرفرزندان شما بایک شیعه ازدواج کند،چه اتفاقی می افتد؟زندگی وسکونتشان چه می شود؟

شیوخ سامرا:درصورت ازدواج فرزندانمان بایدسامراراترک کنند(چه دامادباشد ویاعروس)بایدبرونددریک منطقه شیعه نشین.

لازم به ذکراست،نزدیک ترین منطقه سیعه نشین به سامرا،شهربلد(امامزاده سیدمحمد)است که خیلی ازمردم بلد شیعی هستند،فاصله بلدتاسامرا حدود۴۵ کیلومترمی باشد.

قبورائمه مدفون درسامرا

بترتیب-ازچپ:امام هادی+امام حسن عسکری+مادرامام زمان(نرجس خاتون)+تک قبرجلویی:معلم نرجس خاتون(حکیمه خاتون)دخترامام جواد./پایان توضیحات مدیریت سایت.

خاطرات آیت الله عمیدزنجانی ازورودامام خمینی به عراق

آیت الله دکترعمیدزنجانی(متوفی۸ آبان ۱۳۹۰) می گوید:خبرورودامام به عراق راشنیدیم«باورنکردیم...

در روز ۱۵ مهر سال ۱۳۴۴ حضرت امام خمینی به همراه فرزندش آقا مصطفی با انبوهی از استقبال کنندگان از کاظمین به سمت سامرا حرکت کردند. علمای بزرگ شیعه و سنی در سامرا از ایشان استقبال کردند.

« آیت الله عباسعلی عمید زنجانی»می گوید:ساعت ۱۱ شب بود که خبر رسید. این خبر به مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی که اخبار اول به آنجا می‌رسید و تقریبا مثل فیضیه قم بود ، رسید. ما آنجا بودیم وقتی خبردار شدیم ، اول شگفت زده شدیم و باورمان نشد. چون شایعات زیاد در نجف پخش می‌شد و پس از یک هفته معلوم می‌شد که دروغ است. لذا آن خبر را هم از شایعات تلقی کردیم ولاکن مسئله آنقدر مهم بود که خودمان را راضی نکردیم به اینکه این شایعه است.

در مدرسه تلفنی بود که بوسیله آن به منزل مرحوم آقا شیخ نصرالله خلخالی که از دوستان قدیمی دوران جوانی امام بود و علاقه زیادی به امام داشت، زنگ زدیم و ایشان هم مسئله را تأیید کرد. گفتند بله ایشان وارد کاظمین شدند.

ما بی‌درنگ، سر از پا نشناخته مینی‌بوسی اجاره کردیم. حدود ۱۵ نفر بودیم که متاسفانه من اشخاص آن الان یادم نیست، فقط می‌دانم به نظرم آقای رضوانی، آقای دعایی، آقای روحانی و... بودند. شبانه راه افتادیم با مینی‌بوس آمدیم به کاظمین. پرس و جو کردیم معلوم شد که امام و حاج آقا مصطفی به هتلی بنام "فُندق الجوادین" وارد شدند. به آنجا رفتیم گفتند که بله آقایان به اینجا آمده بودند اما صاحب هتل آنها را شناخت و ایشان را به خانه‌اش برد وبه امام گفت که اینجا مناسب شما نیست. ساعت از 12 شب گذشته بود؛ رفتیم خانه صاحب هتل. در زدیم و رفتیم داخل. دیدم مرحوم حاج آقا مصطفی بیدار است. خیلی خوشحال شدیم وبا حاج آقا مصطفی مصافحه کردیم. سراغ امام را گرفتیم گفتند که ایشان خسته بودند، خوابیدند. گفتند فردا صبح بیائید امام را ببینید.

وقتی حاج آقا مصطفی را سرحال و خوشحال دیدیم ما هم خیلی خوشحال شدیم. همه از سلامتی امام در تبعید نگران بودیم. آن شب حاج آقا مصطفی تعریف کردند که امام در ترکیه کارهای علمی انجام دادند. یکدوره وسیله النجاه مرحوم سید را تکمیل کردند به نام تحریرالوسیله؛ یک دوره فقه هم در عرض ۱۱ ماه نوشتند که زمان پربرکتی برای امام بود. حسینه‌ای بود که ما آن شب آنجا اقامت کردیم که متعلق به یکی از تجار یزد بود. بعد از نماز صبح، از شدت اشتیاق رفتیم به محل اقامت حضرت امام، نشستیم و حضرت امام وارد شدند. وقتی ایشان را دیدیم حالتی پیدا کردیم که توصیف ناپذیر بود.

خب ما سالها در قم شاگرد ایشان (امام خمینی)بودیم اما این دیدار، دیدار خاصی بود. قابل توصیف با زبان و بیان نیست. اکثر دوستان اشک شوق می‌ریختند.

امام با خوشرویی با دوستان احوالپرسی کردند. اکثر دوستان برای امام شناخته شده بودند. کم کم دیدارها شروع شد. ما هم چون فضا، فضای بزرگی نبود می‌ایستادیم و یا پذیرایی می‌کردیم که جا را اشغال نکنیم. از گروه مهمی که اولین بار به دیدار امام آمدند ما بودیم. سپس یک گروه دیگرکه از طرف ریاست جمهوری عراق بودند، آمد. این گروه به ریاست یکی از وزراء که شیعه و در واقع وزیر "وحده" عراق بود و کمی هم تحصیلات نجف داشت ، بود. در زمان حسن البکر این اتفاق افتاد. او صحبت‌های خوبی کرد وگفت که شما تصور نکنید که اینجا تبعید هستید ما شما را با این شرط پذیرفتیم که شما آزاد باشید و مثل شهروندی که میهمان ما هستید ، تمام امکانات برای فعالیت شما (البته منظور او سیاسی نبود بلکه علمی و مذهبی بود) فراهم است. شما تحت الحفظ نیستید. فقط ما دو نفر را گمارده‌ایم برای حفظ جان شما. آنها پشت سر شما نیستند بلکه دورادور مواظب شما هستند. سلام رئیس جمهور را رساند و بسیار اظهار خوشحالی کرد که امام میهمان آنها هستند و سخنان امیدوار کننده‌ای مطرح کردند. امام چیزی نمی‌گفتند فقط نگاه می‌کردند و تأیید می‌کردند. و گاه هم سرشان پایین بود و فقط گوش می‌دادند. در این دیدار من حضور داشتم. ای کاش صحبت‌ها ضبط می‌شد. اول کار بود. ما بی‌تجربه بودیم

وقتی آقای حکیم به دیدار امام آمد اینجا همه دوستان منفعل شدند که این یک حادثه خیلی مهمی است اگر این موضوع در ایران منعکس شود برای نهضت بسیار مفید است. به احتمال زیاد این هم سیاست حاج آقا مصطفی بود. من سند و مدرکی ندارم ولی می‌دانم ماها هیچکدام عقلمان نمی‌رسید و این تجربه را نداشتیم که ضبط کنیم، عکس بگیریم.

البته ضبط صوت و گرفتن عکس در عراق خیلی متعارف‌تر از ایران بود ولکن این فکر در ماها نبود. حاج آقا مصطفی یکی از دوستان را مأمور کرد که برود عکاس بیاورد و عکس‌های حرفه‌ای بگیرد و قابل تکثیر باشد. جوانی را آوردند و عکس‌های زیادی از حرکات مختلف حضرت امام و آقای حکیم گرفت.

متأسفانه صبح که رفتند سراغ عکس‌ها گفتند همان دیشب از بیت آقای حکیم آمدند وهمه فیلم‌ها را بردند که دیگر هیچ وقت منتشر نشد. پس از آن دیگر ما از دیدار آقای خویی و آقای شاهرودی عکس‌هایی تهیه شد. البته من از بغداد به نجف برگشتم و عرض کنم که دیدار آقای حکیم در نجف اتفاق افتاد. در بغداد هیچ عکس و تصویری باقی نماند.(کتاب امید اسلام ، ص ۱۷۵)

«آیت الله دکتر عباسعلی عمیدزنجانی»(رئیس سابق دانشگاه تهران) می نویسد:پس از آن در روز در ۱۶مهر۱۳۴۴ حضرت امام و همراهان وارد کربلا شدند و مورد استقبال بی‌سابقه مردم، علما و طلاب آنجا قرار گرفتند. حضرت امام خمینی بعد از توقف یک هفته‌ای در کربلا که عمدتاً به زیارت و دید و بازدید گذشت، در بعد از ظهر روز جمعه ۲۳مهر۱۳۴۴ به همراهی بدرقه کنندگان از کربلا به سوی نجف حرکت کردند..پایان.

نامه امام خمینی به شیخ نصرالله

امام خمینی پس از تبعید به ترکیه با ارسال نامه‌ای به ایشان، ورودشان را به آن کشور به اطلاع وی رسانید و در آن می‌نویسد: «حضرت حجت الاسلام آقاى خلخالى- دامت افاضاته‏؛ به عرض عالى مى‏رساند، ان شاء‌الله مزاج شریف خالى از نقاهت است. از قرار مسموع، مکه مشرّف شده بودید. ان شاء‌الله زیارات شما مقبول است. حالت این جانب بحمد‌الله سلامت است. و چند روزى است در اسلامبول هستم. امروز حرکت مى‏کنم به بورسا. جنابعالى و سایر دوستان نگران نباشید. آنچه خداوند تعالى مقرر فرموده صلاح است، و از آن متشکرم. خدمت حضرت حجت الاسلام آقاى لواسانى اگر تا رسیدن مکتوب، عتبات هستند سلام مى‏رسانم. از جنابعالى تقاضاى دعاى خیر براى حُسن عاقبت دارم.».

پس از ورود امام خمینی به عراق، نخستین فردی بود که توسط حاج آقا مصطفی خمینی از ورود امام به عراق مطلع شده و علاوه بر این که خود به استقبال معظم له شتافت، زمینه استقبال گسترده علما و روحانیون نجف از امام خمینی را فراهم کرد و

امام خمینی پس از ورود به نجف(عراق) در «منزل شیخ نصرالله» ساکن شد.

یازده ماه ترکیه+۱۳سال عراق+۴ماه فرانسه

۱۳آبان۱۳۴۳–تیعیدامام خمینی به ترکیه

۱۳سال اقامت درنجف

۱۳مهر۱۳۴۴تبعیدازترکیه به عراق"نجف"

۱۲مهر۱۳۵۷تبعید-اخراج-ازنجف به کویت

کویت اجازه حضوربه خاکش رانداد،بناچارامام چندساعت بعدبه عراق(بصره)برگشت وروزبعد۱۳مهر۵۷ازطریق فرودگاه بغدادبه «فرانسه»منتقل شد.

۱۴مهر۱۳۵۷وارد"پاریس"شد.

امام خمینی بمدت ۲ روزدرمحله کشان(آپارتمان احمدغضنفرپور)اقامت داشتند.

دو۲روزبعد(۱۶مهر)به حومه پاریس(نوفل لوشاتو)منتقل شد

۱۲بهمن۱۳۵۷واردکشورایران شد.

۱۰روز(دهه فجر)هنوزتفاله های شاه (بختیار)حکومت متزلزلی داشتند.

۲۲بهمن حکومت شاه به زانودرآمد وحکومت بدست عاشقان خمینی درآمد.پیروزی انقلاب

ساعت۲۲:۲۳ شنبه ۱۳خرداد۱۳۶۸(٢٨ شوال ١۴٠٩)روح خدا به خدا پیوست.

مسجدسوخته تکیه" رشت"فاطمیه دوم

ایام فاطمیه مسجدسوخته تکیه

امروز،سه شنبه، ۲۳ دی ۱۳۹۹مصادف با ٢٨ جمادي الاولي ١٤٤٢ «فاطمیه دوم»است.

بعدازنمازجماعت صبح+تعقیبات نماز،مراسم برگزارشد،باصبحانه ازعزاداران پذیرایی شد.

بانی این دهه «سردارحاج احمدعسگری» است.

سخنران مجلس حجت الاسلام سیدحسین گلمیرزاده(معاونت پیشین سازمان تبلیغات استان گیلان)وامام جماعت مسجدسوخته تکیه بود.

مراسم«فاطمیه دوم»مسجدسوخته تکیه

مداح:حاج اسماعیل گوهری

زندگینامه «فاطمه زهرا» سلام الله علیهامختصرومفید

تولد :۲۰ جمادی‌الثانی سال پنجم بعد از بعثت-شهرمکه/ سال دوم بعثت هم گفته اند(شیخ مفید و کفعمی)

کُنیه : امُّ‏ ابیها

القاب : صدیقه ، مبارکه ، طاهره ، راضیه ، مرضیه ، زکیّه ، محدّثه و بتول

پدر : حضرت محمد(ص)پیامبراسلام

مادر : خدیجه بنت خویلد

همسر : حضرت علی

فرزندان : ۳پسر حسن و حسین (ع)+محس سقط شده-و۲ دختر( ام‌کلثوم وزینب)

مدت زندگی مشترک با حضرت علی : ۹ سال (از سال دوم هجرى تا سال یازدهم هجری)

شهادت : روز سوم جمادی‌الثانی سال ۱۱ هجری قمری ( ۹۵ روز پس از رحلت پیامبر)

قبر : گمنام (مفقودالاثر)

علت اینکه ۲ فاطمیه داریم چیست؟

اختلاف درتاریخ شهادت حضرت زهرا(س) اشتباه درخوانش خط کوفی بوده است.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:ساختار ویژه خط کوفی و فقدان وجود «نقطه» و «اعراب» در آن باعث شد تا تاریخ‌نگاران مختلف در سده‌های پس از شهادت حضرت زهرا(س)، در خواندن تاریخ شهادت از منابع قدیم‌تر دچار مشکل شوند.

در صدر اسلام آیات قرآن علائمی نداشتند(فاقدنقطه گذاری واعراب گذاری بود)واعراب ،درقرائت قرآن مشکلی نداشتند، اما بعد از فتوحات كه قلمرو حكومت اسلامی گسترش پیدا كرد و قدرت اسلام به دو امپراطوری ایران و روم كشیده شد و بسیاری از غیر عرب زبانان به اسلام رو آوردند، زبان عربی در اثر اختلاط با زبان های دیگر کارقرائت برای تازه مسلمان،بلکه برای اعراب اصیل هم بی مشکل نبود،دراینجابودکه احساس شدباید این نقیصه رفع شود.


امام علی (ع)و برای حفظ و نگهداری قرآن تصمیم به پایه ریزی قواعدی کردند. حضرت این قواعد را به شاگردش ابوالاسود دُوئلی آموزش داد. ابوالاسود نیز تصمیم گرفت برای تصحیح قرائت مردم، قرآن را علامت گذاری کندزیاد بن (ابیه)
بنا به روایتی، «زیاد بن سمیه(ابیه)» (متوفی۵۳ ق) والی بصره وقتی دید مسلمانان غیرعرب قرآن را نادرست می‌خوانند از ابوالأسود خواست تا قرآن را اعراب گذاری کند ابوالاسودو از او خواست تا چندنویسنده‌ ماهر در اختیار وی قرار دهد،حاکم بصره ۳۰ نفر را نزد او فرستاد و او تنها یک نفر را که از قبیله عبد القیس و نویسنده‌ای بسیار هوشمند بود برگزید. سپس اِعراب گذاری قرآن را به شیوه نقطه‌گذاری با رنگی مخالف رنگ متن قرآن آغاز کرد.

پژوهشگر حوزه علمیه قم«حجت‌الاسلام محمدجواد مروجی طبسی»می گوید: روز شهادت حضرت زهرا(س) دو روایت معتبرتر است. در یکی از این دو روایت تاریخ دقیق شهادت را ۷۵ روز پس از رحلت پیامبر(ص) و در دیگری ۹۵ روز پس از رحلت ذکر شده است.

زندگینامه آیت‌الله سید علی سیستانی منتشر شد

حال کدامیک از این دو روایت به حقیقت نزدیکتر است؟ حضرت زهرای مرضیه ۷۵ روز پس از شهادت پدر به ایشان پیوستند یا ۹۵ روز؟ به‌یقین ائمه معصومان(ع) پس از شهادت حضرت زهرا(س) تاریخ دقیق را بیان کرده و یک نقل قول بیشتر ندارند، اما به‌نظر من منشا این اختلاف ساختار خط کوفی قدیم است. این خط فاقد «نقطه» بود، بنابراین هیچ بعید نیست که در سده‌های پس از شهادت «سبعین» را «تسعین» خوانده باشند.علمای شیعه هر دو روایت ۷۵ روز و یا ۹۵ روز را معتبر می‌دانند.

رحلت پیامبر اکرم(ص) در ۲۸ صفر سال۱۱هجری است.

«وَ تُوُفِّیَتْ وَ لَهَا ثَمَانَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ خَمْسَةٌ وَ سَبْعُونَ یَوْماً»

۷۵ روز پس از رحلت پیامبریا ۹۵ روزخمسه سبعون» با «خمسه تسعون»)

اگر(سَبْعُونَ خوانده شود)۷۵ روز پس از رحلت می شود۱۳ جمادی الاولی.

اگر(تَسعُونَ خوانده شود)۹۵روز پس از رحلت می شود۳ جمادی الثانی.

بر همین اساس است که ایام عزای حضرت زهرا را هم ۱۳ جمادی الاولی ۱۱هجری گفته ­اند و هم ۳ جمادی الثانی سال۱۱هجری گفته ­اند که ۲۰ روز بعد از وفات اول است.​

علت۲ایام فاطمیه چیست؟

ایام فاطمیه جمعا ۶ روز می باشد، ۳ روز در ماه جمادی الاول و ۳ روز در ماه جمادی الثانی. فاطمیه اول از ۱۳ تا ۱۵جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی است.

ابهام در تاریخ قطعی شهادت حضرت زهرا(س) اشتباه درخوانش خط کوفی بوده است.

ساختار ویژه خط کوفی و فقدان وجود «نقطه» و «اعراب» در آن باعث شد تا تاریخ‌نگاران مختلف در سده‌های پس از شهادت حضرت زهرا(س)، در خواندن تاریخ شهادت از منابع قدیم‌تر دچار مشکل شوند.

شهادت حضرت زهرای اطهر(س) در سال ۱۱ پس از هجرت رخ داده است، اما فقط روز و ماه آن اختلاف است.

۷۵ روز پس از رحلت پیامبریا ۹۵ روز(«سبعین» یا «تسعین» )«خمسه سبعون» با «خمسه تسعون»

دلیل اختلاف رایج نبودن نقطه گذاری بر کلمات در زمان صدور روایات است.
توجه به شباهت «خمسه و سبعون» با «خمسة تسعون» مؤید این معناست. به عنوان مثال در کتاب کافی در مورد زمان شهادت حضرت زهرا (س) چنین آمده است: «وَ تُوُفِّیَتْ وَ لَهَا ثَمَانَ عَشْرَةَ سَنَةً وَ خَمْسَةٌ وَ سَبْعُونَ یَوْماً».همان گونه که در این روایت دیده می شود شباهت «خمسه و سبعون» به «خمسه تسعون» خیلی نزدیک است و‌اشتباه نسّاخ، تاریخ نویسان یا راویان حدیث می تواند موجب پدید آمدن دو تاریخ متفاوت در رابطه با روز شهادت حضرت زهرا(س) باشد.

کلینی، اصول کافی،ج۱، ص۴۵۷/ مجلسی، بحارالانوار، ج۴۳، ص۷.

دیدگاه رهبرانقلاب درموردایام فاطمیه:

«حجت الاسلام ادیب یزدی» در خصوص نظر رهبر انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(س) می گوید: یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب بودم یکی از آقایان سوال کرد:

درباره شهادت حضرت فاطمه(س) بالاخره ۷۵ روز بعد از رحلت صحیح است یا ۹۵؟

رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند و فرمودند: برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند. وی افزوده بود: دقیقا همین نکته ای که حضرت آقا فرمودندمدنظر است.ایام فاطمیه نسبتا طولانی است به جهت این که فضائل حضرت زهرا(س) هم بی حد و حصر و بی اندازه است. فاطمه زهرا(س) ریشه، اصل و اساس ولایت و عصمت و حقیقت امامت است. هر قدر فضائل ایشان گفته شود اولا تمام شدنی نیست و ثانیا برکات بسیاری بر بیان فضائل فاطمی آمده است./پایان

ایام عزای حضرت زهرا را هم ۱۳ جمادی الاولی ۱۱هجری گفته ­اند و هم ۳ جمادی الثانی سال۱۱هجری گفته ­اند که ۲۰ روز بعد از وفات اول است.

رحلت پیامبر اکرم(ص) در ۲۸ صفر سال۱۱هجری است.

اگر(سَبْعُونَ خوانده شود)۷۵ روز پس از رحلت ۱۳ جمادی الاولی می شود.

اگر(تَسعُونَ خوانده شود)۹۵روز پس از رحلت می شود۳ جمادی الثانی می شود.

بر همین اساس است که ایام عزای حضرت زهرا را هم ۱۳ جمادی الاولی ۱۱هجری گفته ­اند و هم ۳ جمادی الثانی سال۱۱هجری گفته ­اند که ۲۰ روز بعد از وفات اول است.

امام باقر علیه السلام میفرمود: فاطمه دختر محمد( صلى اللّٰه علیه و آله) پنج سال بعد از مبعث متولد شد و چون وفات کرد ۱۸ سال و ۷۵ روز داشت.

«حاج احمد عسگری»کیست؟

سردار«حاج احمد عسگری» پیشکسوت سپاه و نیروهای انقلاب در گیلان ،مسئول ستاد جذب کمکهای مردمی استان گیلان در دوران دفاع مقدس، جانشین اسبق مرکزمطالعات لجستیک در دانشگاه امام حسین(ع)،مسئول اسبق بازرسی لجستیک کل سپاه ،مسئول اسبق نگهداری و تعمیرات در قرب خاتم الاانبیا(ص)، مشاورعالی لجستیک کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

زمان بازنشستگی نیزبه گیلان بازگشته و بعنوان مسئول پایلوت کانون بازنشستگان سپاه ، رییس سازمان قائمین و نیز مسئول قرارگاه اقتصادمقاومتی پیامبراعظم (ص)درگیلان

حضرت علی رامیتوان اول مظلوم جهان نامید.

علی بعد از نیمه شب از دنیا رفته است تا علی از دینا می‌رود فورا همان شبانه فرزندان علی (امام حسن،‌حسین، محمدبن حنیفه، ابوالفضل االعباس) و عده‌ای از شیعیان خاص که شاید از شش هفت نفر تجاوز نمی‌کردند. محرمانه علی را غسل دادند و کفن کردند و در نقطه‌ای که ظاهرا خود علی قبلا معین فرموده بود که همین مدفن شریف آن حضرت است و طبق روایات بعضی از انبیای عظام نیز در همین سرزمین مدفون هستند.

در همان تاریکی شب دفن کردند و احدی نفهمید. بعد محل قبر را هم مخفی کردند و به کسی نگفتند فردا مردم فهمیدند که دیشب علی دفن شده محل دفن علی کجاست؟ گفتند لازم نیست کسی بداند و حتی بعضی نوشته‌اند :

«امام حسن (ع) صورت جنازه‌ای را تشکیل دادند و به مدینه فرستادند. که مردم خیال کنند که علی را بردند مدینه دفن کنند»

«چرا امام علی رامخفیانه دفن کردند؟»

به خاطر همین «خوارج» برای اینکه اگر خوارج می‌دانستند علی (ع) را کجا دفن کرده‌اند. به مدفن علی(ع) جسارت کردند.

«اگرخوارج میدانستندکه قبرعلی کجاست می‌رفتند نبش قبر می‌کردند و جنازه علی را از قبرش بیرون می‌کشیدند».

تا خوارج در دنیا بودند و حکومت می‌کردند. غیر از فرزندان علی(ع) (ائمه اطهار) کسی نمی‌دانست علی کجا دفن شده است

چگونگی کشف قبر على(ع)بعداز۱۰۰سال

شیخ مفیدبنقل از عبدالله بن حازم می نویسد: روزى با «هارون الرشید» براى شکار از کوفه بیرون رفتیم و در پشت کوفه به غریین رسیدیم، در آنجا "آهو"هایى را دیدیم و براى شکار آنها سگ‌هاى شکارى و بازها را به سوى آنها رها نمودیم،آنها ساعتى دنبال آهوان دویدند اما نتوانستند کارى بکنند و «آهوان به تپه ‏اى در آن حوالی(نجف) پناه برده و بالاى آن ایستادند و ما دیدیم که بازها به کنار تپه فرود آمدند و سگها نیز برگشتند».

هارون از این حادثه تعجب کرد و وقتی آهوان از تپه فرود آمدند دوباره بازها به سوى آنها پرواز کرده و سگها هم به طرف آنها دویدند آهوان مجددا به فراز تپه رفته و بازها و سگها نیز باز گشتند و این واقعه سه بار تکرار شد!صحن حضرت زهرا(س) در نجف اشرف تا بهمن ماه افتتاح می‌شود
هارون گفت زود بروید و هر که را در این حوالى پیدا کردید نزد من آورید، و ما رفتیم و «پیرمردى از قبیله بنى‌اسد را پیدا کردیم و او را نزد هارون آوردیم، هارون گفت اى شیخ مرا خبر ده که این تپه چیست؟»

آن مرد گفت اگر امانم دهى ترا از آن آگاه سازم! هارون گفت من با خدا عهد می‌کنم به تو آزاری نرسانم.

آن پیرمرد(بنی اسد) گفت: «پدرم از پدرانش به من خبر داده است که قبر على بن ابیطالب در این تپه است و خداى تعالى آن را حرم امن قرار داده است چیزى آنجا پناهنده نشود جز این که ایمن گردد(درامان باشد)»

هارون که این را شنید پیاده شد و آبى خواست و وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و خود را به خاک آن مالید و گریست و دستور داد گنبدی بر آن تربت پاک بنا کردند

«اولین بارگاه و ساختمان مرقد امام علی درسال۱۷۱هجری بدستورهارون الرشید بوده است»

دربعضی ازروایات است که «هارون الرشید تا۳شبانه روزانجااقامت کرد ،روزهابزیارت امیرالمؤمنین،علی (ع)می رفت»

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: اگرچه مدفن امیرالمؤمنین تاسال ۱۴۸ هجری پنهان بود واما ائمه اطهار(ع) مطلع بودند وعده ای از اصحاب خاص آن بزرگواران از محل دفن آگاه بودند، و در فرصتهایی که دست می ‏داد، دور از چشم دشمنان، بزیارت حضرت علی می رفتند./ارشاد مفید جلد ۱ باب ۱ فصل ۶ حدیث ۴

استاد«شهیدمرتضی مطهری» می نویسد:امام صادق‌(ع) برای اولین بار محل قبر علی (ع) را آشکار فرمود. همین صفوان معروفی که شما در زیارت عاشورا دعایی می‌خوانید که در سند آن نام او آمده است می‌گوید من خدمت امام صادق در کوفه بودم ایشان ما را آورد سر قبر علی‌(ع) و فرمود قبر علی(ع) اینجاست،«تا صد سال بعد از وفات علی هم قبر علی از ترس خوارج مخفی بود»

«مدت امامت حضرت علی»:۳۰ سال

«مدت خلافت حضرت علی»:۴ سال و ۹ ماه

شهادت : (۶ ۳سالگی)سال چهل هجری روز ۲۱ ماه مبارک رمضان، در مسجد کوفه ، توسط ابن ملجم مرادی (یکی از خوارج)

رنج های فاطمه زهرا سلام الله علیها

سیزده جمادی الاولی به روایتی مصادف با شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بانوی دو عالم است؛ واقعه‌ای که تحمل روزگار را برای حضرت علی (ع) به مراتب دشوارتر از پیش ساخت؛ اما روایت مولاعلی از آن دوران و مظلومیت فاطمه چه بود؟

فاطمه علیها السلام در روزهای آخر زندگی، «اسماء بنت عمیس» را فراخواند و فرمود: «دوست ندارم بر پیکر زن پارچه ای بیفکنند و اندام وی زیر آن نمایان باشد.» اسماء پاسخ داد: «نه من چیزی به تو نشان خواهم داد که در حبشه دیدم» سپس چند شاخه تر خواست، آنها را خم کرد و پارچه ای بر روی آن کشید و تابوت گونه ساخت.

فاطمه (ع) فرمود: «چه چیز خوبی است پیکر زن و مرد قابل تشخیص نست. ای اسماء! هنگامی که جان دادم تو مرا غسل بده و نگذار کسی نزد جنازه من بیابد.» این اولین تابوتی بود که در اسلام ساخته شد و هنگامی که فاطمه ( ع) آن را دید تبسمی کرد که تنها تبسم او بعد از وفات پدرش رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.

بیماری فاطمه (ع) روز بروز سخت تر می شد، فرزندان زهرا سلام الله علیها بخاطر مادرشان بشدت نگران بودند و دل پاک علی (ع از اندوه فاطمه سلام الله علیها در خون نشسته بود. روز جدایی، زهرا (ع) وصایای خود را به علی علیه اسلام بیان فرمود و او به شدت گریست. فاطمه (ع) ضمن سفارش فرزندانش به علی (ع) فرمود: «یا علی! مرا شبانه غسل بده، کفن کن و به خاک بسپار، آن هنگام که چشمها در خواب است. دوست ندارم کسانی که حقم را غصب کردند به تشییع جنازه من حاضر شوند و یا بر من نماز بخوانند. »

هنگامی که شهادت فاطمه سلام الله علیها نزدیک شد، به «سلمی» فرمود تا مقداری آب آورد. زهرا سلام الله علیها غسل کرد و به خوبی بدن خود را شستشو داد، لباس های نوی خود را خواست و آنها را پوشید؛ سپس از سلمی خواست تا رختخوابش را وسط حجره بگستراند آنگاه رو به قبله دراز کشید؛ دست ها را زیر صورت نهاد و فرمود: «من هم اکنون قبض روح خواهم شد. خود را پاکیزه کرده ام کسی مرا برهنه نکند. »

پس از شهادت فاطمه (ع) حسن و حسین (ع) وارد خانه شدند و سراغ مادرشان را گرفتند، گفتند اکنون هنگام استراحت مادر ما نیست اسماء به آنان گفت: «عزیزانم! مادرتان از دنیا رفت

حسن و حسین (ع) روی جنازه مادر افتادند و آن را می بوسیدند و گریه می کردند. حسن (ع) می گفت مادرجان با من سخن بگو. حسین (ع) می گفت مادر جان من حسین توام، قبل از آنکه بخاطر غم فراقت روح از بدنم جدا شود با من سخن بگو.

یتیمان زهرا (س) به جانب مسجد شتافتند تا پدرشان را از مرگ غم انگیز مادر با خبر کنند. وقتی خبر وفات زهرا (س) به علی (ع) رسید از شدت غم و اندوه بیتاب شد و فرمود ای دختر پیامبر (ص) تو تسلی بخش من بودی بعد از تو از که تسلیت بجویم.

صدای شیون یتیمان زهرا (س) آوای جانسوز عزا بود که بگوش مردم مدینه رسید. «عده ای ازخواص بنی هاشم به درون خانه رفتند،» مردم مدینه نیز بیرون خانه اجتماع کردند و در حالی که بشدت می گریستند منتظر بودند جنازه زهرا (س) را از خانه بیرون آورند تا در تشییع جنازه شرکت کنند ناگاه ابوذر از خانه خارج شد و گفت پراکنده شوید چون تشییع جنازه به تأخیر افتاد.

شبانگاه علی علیه السلام پیکر پاک فاطمه (س) را غسل داد. در هنگام غسل فاطمه، اسماء نیز با علی (ع) همراه بود.

تنی چند از پاک مردان و رازداران اهل بیت چون سلمان فارسی، مقداد، ابوذر، عمار و حذیفه، عبدالله بن مسعود ، عباس و عقیل همراه حسن و حسین و علی (س) نماز گزاردند.

شبانه فاطمه (س) رادفن کردند، علی (ع) او را بخاک سپرد و اجازه نداد تا ابوبکر بر جنازه او حاضر شود علی علیه السلام جایگاه زهرا (ع) را با زمین یکسان ساخت تا مزارش شناخته نشود و به روایتی صورت چند قبر بنا کرد تا مزار واقعی مخفی بماند.

علی و فاطمه علیهما السلام از زبان یکدیگر

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پس از ازدواج حضرت علی و فاطمه علیهما السلام و سپری شدن مراسم عروسی، ابتدا از علی علیه السلام پرسیدند: همسرت فاطمه علیها السلام را چگونه یافتی؟ امام پاسخ داد: «نعم العون علی طاعة الله; در اطاعت کردن از خدا خوب یار و یاوری است.» سپس از دختر خود، فاطمه علیها السلام پرسیدند: شوهرت را چگونه یافتی؟ آن حضرت پاسخ داد: «خیر بعل؛ بهترین شوهراست. »

زحمات فاطمه علیها السلام در منزل

به دنبال تقسیم کار پیامبر صلی الله علیه و آله بین حضرت زهرا علیها السلام و علی علیه السلام و واگذاری کارهای داخل منزل به فاطمه علیها السلام، گرچه علی علیه السلام نیز در کمک به همسرش از هیچ کوششی دریغ نمی کرد، اما در عین حال انجام تمام کارهای منزل برای فاطمه علیها السلام باری گران بود. برای کاهش زحمت های منزل، علی علیه السلام راه حلی به فاطمه پیشنهاد می کند.

آن حضرت بعدها این ماجرا را چنین نقل فرمود: «فاطمه زهرا علیها السلام، عزیزترین عزیزان رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه من بود. فاطمه علیها السلام آنقدر با آسیاب آرد کرد تا دست هایش پینه بست و آنقدر از چاه آب کشید که اثر آن بر سینه اش باقی مانده بود و به اندازه‌ای خانه را روبید تا اینکه لباس هایش غبار آلود شد، و آن قدر زیر دیگ آتش بر افروخت تا لباسش کثیف و گرد آلود گردید و به همین علت، به سختی و زحمت افتاد. روزی شنیدم چند غلام خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آورده اند. به فاطمه گفتم: وقتی خدمت پدر رفتی از او خادمی بخواه تا در کارها مدد رسان تو باشد و از این همه رنج و محنت آسوده شوی.

فاطمه زهرا علیها السلام خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت. ملاحظه کرد که گروهی با ایشان مشغول بحث و گفت و گو هستند. لذا بدون اینکه با پدر سخنی بگوید از شرم و حیا بازگشت. چون رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانست که فاطمه علیها السلام برای حاجت و نیازی مراجعه کرده است، خود به منزل ما آمد. ما در بستر استراحت بودیم، وی بالای سر فاطمه علیها السلام نشست و فاطمه علیها السلام از جهت شرم و حیا سر خود را زیر رخت خواب کرد.

حضرت فرمود: فاطمه جان! برای چه منظوری نزد من آمدی؟ او دو مرتبه سؤال فرمود و فاطمه ساکت بود.

عرض کردم: ای رسول خدا! من علت را برای شما عرض می کنم . فاطمه آن قدر سنگ آسیاب را چرخانده که دستش پینه بسته و آن قدر آب کشیده که بر سینه اش اثر آن باقی مانده و آن قدر خانه را جاروب کرده که لباسش خاک آلود شده، و آن قدر آتش در زیر دیگ افروخته که پیراهن او کثیف شده و بوی دود گرفته است. شنیدیم که غلامان و خادمان چندی را خدمت شما آوردند، به فاطمه علیها السلام گفتم: به سراغ پدر خود رفته، از ایشان خدمت کاری بخواه تا تو را کمک کند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «الا ادلکما علی خیر مما سالتما. اذا اخذتما مضاجعکما تکبرا اربعا وثلاثین وتسبحا ثلاثا وثلاثین وتحمدا ثلاثا وثلاثین فهو خیر لکما من خادم یخدمکما؛ شما را از مطلبی آگاه کنم که برای شما از خادمی که خواستید بهتر است . وقتی از خواب برخاستید (دربعضی روایات است وقتی به رختخواب رفتید) سی و چهار مرتبه «الله اکبر»، سی و سه بار «سبحان الله » و سی و سه بار «الحمد لله » بگویید، این برای شما از خادمی که به شما خدمت کند بهتر است.»

آنگاه فاطمه سر خود را بیرون آورد و سه بار فرمود: «رضیت عن الله ورسوله؛ از خدا و رسول او راضی و خشنود شدم. »

عیادت ناتمام

وقتی عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله برای عیادت فاطمه علیها السلام به منزل علی علیه السلام آمد، به دلیل سالت شدید آن حضرت و ممنوع الملاقات بودن ایشان، موفق به عیادت آن عزیز نشد. به منزل خود بازگشت و پیکی روانه منزل علی علیه السلام کرد، تا به علی علیه السلام این پیغام را برساند: «آن گونه که من احساس می کنم، فاطمه علیها السلام روزهای پایان عمر خود را می گذراند و اول کسی است که به پیامبر صلی الله علیه و آله ملحق می شود. من پیشنهاد می کنم در صورت رحلت ایشان، مهاجرین و انصار را خبر کنید تا در مراسم نماز و دفن آن حضرت شرکت کنند، که این کار، هم باعث فیض معنوی و ثواب حاضران است، و هم باعث تقویت شعائر دینی.»

علی علیه السلام در پاسخ به پیشنهاد عمویش عباس بن عبد المطلب، فرستاده ای به نزد او روانه کرد تا این پیام را برساند: «ابلغ عمی السلام وقل لا عدمت اشفاقک وتحیتک وقد عرفت مشورتک ولرایک فضله. ان فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله لم تزل مظلومة من حقها ممنوعة وعن میراثها مدفوعة. لم تحفظ فیها وصیة رسول الله صلی الله علیه و آله ولا رعی فیها حقه ولا حق الله عزوجل وکفی بالله حاکما ومن الظالمین منتقما وانا اسالک یا عم ان تسمح لی بترک ما اشرت به فانها وصتنی بستر امرها; سلام مرا به عمویم برسان و بگو: خیر خواهی شما را فراموش نمی کنم.

نظر شما را به خوبی دریافتم و البته احترام آن - در جای خود - محفوظ است . فاطمه علیها السلام همیشه مظلوم واقع شده، و از حق خود بازداشته شد و از ارث خود بی بهره گردید. سفارش رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد او عمل نشد و حقی که خدا و رسول او در مورد فاطمه علیها السلام داشتند، رعایت نگردید و خداوند برای حکمرانی و انتقام از ظالمین [ما را] بس است.

عموی گرامی! از شما می خواهم به من رخصت دهید که به نظر شما عمل نکنم، چرا که فاطمه علیها السلام خودش به من وصیت کرده است که امر [کفن و دفن] او مخفی باشد.»

وقتی که فرستاده عباس با این پیام به سوی او بازگشت، عباس گفت: غفران الهی نثار فرزند برادرم که البته او آمرزیده است. به راستی که نظر او بدون اشکال و صحیح است. برای عبد المطلب فرزندی با برکت تر از علی علیه السلام زاده نشد، مگر پیامبر صلی الله علیه و آله...

غزل جدایی

آن گاه که فاطمه زهرا علیها السلام احساس کرد زمان رحلتش فرا رسیده است، در حالی که در بستر بیماری آرمیده بود خطاب به علی علیه السلام فرمود: «یا ابن عم، انه قد نعیت الی نفسی واننی لا اری ما بی الا اننی لاحق بابی ساعة بعد ساعة وانا اوصیک باشیاء فی قلبی; ای پسر عمو! خبر مرگ به من رسیده و آنگونه که در می یابم پس از اندک زمانی، به پدرم ملحق می شوم، آنچه را در دل دارم به تو وصیت می کنم.»

علی علیه السلام به فاطمه علیها السلام فرمود: «اوصینی بما احببت یا بنت رسول الله؛ ای دخت رسول خدا! آنچه دوست داری وصیت کن.»

آنگاه علی علیه السلام کنار سر فاطمه علیها السلام نشست و به آنان که در اتاق بودند فرمود بیرون روند. سپس فاطمه علیها السلام به علی علیه السلام فرمود: «یا ابن عم!، ما عهدتنی کاذبة ولاخائنة ولا خالفتک منذ عاشرتنی؛ ای پسر عمو! از روزی که با من زندگی کردی، از من دروغ و خیانت ندیدی و هیچ گاه با تو مخالفت ننمودم.»

و علی علیه السلام در پاسخش چنین گفت: «معاذ الله انت اعلم بالله وابر واتقی واکرم واشد خوفا من الله [من] ان اوبخک بمخالفتی . قد عز علی مفارقتک وتفقدک، الا انه امر لابد منه. والله جددت علی مصیبة رسول الله وقد عظمت وفاتک وفقدک فانا لله وانا الیه راجعون من مصیبة ما افجعها وآلمها وامضها واحزنها، هذه والله مصیبة لا عزاءلها ورزیة لا خلف لها؛ نه، هرگز! تو نسبت به خداوند آگاه تر، نیکوکارتر، پرهیزگارتر، گرامی تر، و خائف تر از آن هستی که تو را به عنوان مخالفت با من سرزنش کنم . جدایی و فقدان تو برای من بسیار سخت است. ولی چه باید کرد که چاره ای برای مرگ نیست. سوگند به خدا، مصیبت رسول خدا برای من تازه شد و وفات و فقدان تو، [برای من] بسیار بزرگ [و دشوار] است.

پس «انا لله وانا الیه راجعون » از مصیبتی که بسیار دلخراش و دردناک و دشوار و اندوه آور است. به خدا قسم! این مصیبتی است که تسلیت [و آرامش] ندارد و حادثه جانسوزی است که جبران ناپذیر است.»

سپس مدتی با هم گریستند و علی علیه السلام سر فاطمه علیها السلام را به سینه چسبانید و فرمود: «اوصینی بما شئت فانک تجدنی فیما امضی کما امرتنی به واختار امرک علی امری؛ آنچه می خواهی وصیت کن، همانا مرا آن گونه خواهی یافت که به وصیت تو بخوبی عمل کنم و امر تو را بر امر خودم مقدم می دارم.»

سپس فاطمه علیها السلام به بیان وصایای خود پرداخت .

فراق

پس از شهادت حضرت زهرا علیها السلام، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام از شهادت مادر خود با خبر شدند، اسماء به حسنین علیهما السلام گفت: به نزد پدرتان علی علیه السلام روید و خبر شهادت فاطمه علیها السلام را به او رسانید. حسنین علیهما السلام از خانه بیرون آمدند و در حالی که فریاد می زدند: «یا محمداه! یا احمداه! الیوم جدد لنا موتک اذ ماتت امنا»، وارد مسجد شدند و علی علیه السلام را که در مسجد بود، از شهادت فاطمه علیها السلام آگاه نمودند.

علی علیه السلام با شنیدن این خبر، آنچنان دگرگون شد که بی حال افتاد. آب به صورتش پاشیدند و به حال آمد. با سوز و گداز فرمود: «بمن العزاء یا بنت محمد کنت بک اتعزی ففیم العزاء من بعدک؛ ای دختر محمد صلی الله علیه و آله! به چه کسی خود را تسلیت دهم. [تا زنده بودی] مصیبتم را به تو تسلیت می دادم، اکنون پس از تو چگونه آرام و قرار گیرم؟ »

سوگ علی برفراق زهرا

علی علیه السلام پس از به خاک سپاری یار دیرینه و همراه روزگار خوشی ها و تلخی های خود، در کنار تربت آن عزیز، با رسول خدا چنین درد دل کرد: «السلام علیک یا رسول الله عنی. والسلام علیک عن ابنتک و زائرتک والبائتة فی الثری ببقعتک والمختار الله لها سرعة اللحاق بک. قل یا رسول الله عن صفیتک صبری وعفا عن سیدة نساء العالمین تجلدی. الا ان لی فی التاسی بسنتک فی فرقتک موضع تعز فلقد وسدتک فی ملحودة قبرک وماضت نفسک بین نحری وصدری. بلی وفی کتاب الله [لی] انعم القبول «انا لله وانا الیه راجعون» قد استرجعت الودیعة واخذت الرهینة واخلست الزهراء فما اقبح الخضراء والغبراء، اما حزنی فسرمد واما لیلی فمسهد.

و هم لا یبرح من قلبی او یختار الله لی دارک التی انت فیها مقیم. کمد مقیح و هم مهیج. سرعان ما فرق بیننا والی الله اشکو وستنبئک ابنتک بتظافر امتک علی هضمها. فاحفها السؤال والستخبرها الحال. فکم من غلیل معتلج بصدرها لم تجد الی بثه سبیلا . وستقول ویحکم الله وهو خیر الحاکمین. سلام مودع لا قال ولا سئم. فان انصرف فلا عن ملالة وان اقم فلا عن سوء ظن بما وعد الله الصابرین . واها واها والصبر ایمن و اجمل.

ولولا غلبة المستولین لجعلت المقام واللبث لزاما معکوفا ولاعولت اعوال الثکلی علی جلیل الرزیة. فبعین الله تدفن ابنتک سرا وتهضم حقها وتمنع ارثها ولم یتباعد العهد ولم یخلف منک الذکر والی الله یا رسول الله المشتکی و فیک یا رسول الله احسن العزاء. صلی الله علیک و علیها السلام والرضوان.

ای پیغمبر خدا! از من و از دخترت که به دیدن تو آمده و در کنار تو زیر خاک خفته است، بر تو درود باد! همان که خداوند سرعت ملحق شدنش به تو را اختیار کرد. ای رسول خدا! پس از دختر برگزیده ات شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن داری من به خاطر سیده زنان جهان از دست رفته است. اما برای من پیروی از سنت تو [که همان صبر باشد] در جدایی تو موجب تسلیت است. [ای پیامبر خدا!] تو را به دست خود در دل خاک سپردم! و تو بر روی سینه من جان دادی! آری، قرآن خبر داده است که همه از خدائیم و به سوی او باز می گردیم. اکنون امانت به صاحبش رسید، و آنچه در گرو بود گرفته شد و زهرا از دست رفت. [پس از او] آسمان و زمین زشت می نماید و هیچگاه اندوه دلم نمی گشاید و شبم بی خواب است و غم از دلم نمی رود، تا خدا مرا در جوار تو ساکن گرداند.

[مرگ زهرا] ضربتی بود که دل را خسته و غصه را پیوسته گردانید، چه زود جمع ما به پریشانی کشیده شد . شکایت [خود را] به خدا می برم و دخترت خواهد گفت که امتت پس از تو با وی چه ستم ها کردند. آنچه خواهی از او بپرس و احوال را از او جویا شو. تا سر دل بر تو گشاید و خونی که خورده است بیرون آید . او به زودی خواهد گفت و خدا که بهترین داور است [میان او و ستمکاران داوری] نماید.

[سلامی که به تو می دهم] سلام وداع کننده است نه از روی ملالت و کسالت . اگر می ورم ملول [و خسته جان] نیستم و اگر می مانم به وعده خدا بد گمان نیستم، به خاطر وعده ای که خداوند به شکیبایان داده است. در انتظار پاداش می مانم که شکیبایی نیکوتر است.

اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود برای همیشه در کنار قبرت می ماندم و در این مصیبت بزرگ چون فرزند مرده جوی اشک از دیدگانم می راندم.

خدا گواه است که دخترت پنهانی به خاک می رود و در حالی که هنوز روزی چند از مرگ تو نگذشته، و نام تو از زبان ها نرفته، حق او برده می شود و از میراث او منع می شود.

ای رسول خدا! شکایت را به سوی خدا می برم و دل را به یاد تو خوش می دارم، که درود خدا بر تو باد و سلام و رضوان خدا بر فاطمه. »/بنقل ازتابناک.

قبرفاطمه زهرکجاست؟

قوال مختلف درباره محل دفن حضرت فاطمه(س)

۱-خانه خودش

عده‌ای گفته‌ اند: فاطمه را در خانه‌اش دفن کردند

ودلیلش را سلام امیرالمؤمنین(ع) می دانند که حضرت پس از دفن بدن فاطمه، از جای برخاست و رو به قبر پیامبر گفت: درود من و دخترت بر تو باد ای فرستاده الهی که اکنون دخترت در جوار تو فرود آمده است./نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام، ص۶۵۲، خطبه۱۹۵

شیخ صدوق می‌نویسد: برایم ثابت شده که فاطمه را در خانه‌اش به خاک سپرده‌اند و پس از آنکه مسجد را توسعه دادند، قبر آن بانو در مسجد واقع شد. من سالی که به سفر حج رفتم، در مدینه رو به سوی خانه فاطمه ـ که از استوانه رو به روی باب جبرئیل تا پشت خظیره مرقد نبوی است ـ کردم و در آنجا زیارت فاطمه را به جای آوردم./من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۲، ص۴۶۹ و ۹۰۶

شیخ طوسی یادآور می‌شود: قبر فاطمه را در خانه پیامبر می‌توانی زیارت کنی و برخی او را در خانه‌اش مدفون می‌دانند. این دو قول از نظر من، به هم نزدیک‌اند و بهتر است حضرت در هر دو مکان زیارت شوند، ولی روایت دفن فاطمه در بقیع از صحت دور است./بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۱۹۶ ـ ۱۹۷/ فاطمه زهرا، علامه سید محمد حسین فضل الله، ص۹۶

«خانه فاطمه» در مجاورت روضه پیامبر است.

۲-روضه رسول الله

بعضی گفته‌اند آن پیکر دخترپیامبر(فاطمه)در روضه رسول خدا دفن است. مجلسی از محمد بن همام نقل کرده که وی گفت: حضرت علی، فاطمه را در روضه پیامبر مدفون ساخت، ولی آثار قبر را از بین برد.

مجلسی بنقل از «فضه»کنیز آنحضرت می نویسد: در روضه پیامبر بر فاطمه نماز خواندند و در همانجا دفن شد.

قبررسول الله

شیخ طوسی می‌گوید: از جمله شواهدی که می‌توان برای این احتمال اقامه کرد، حدیثی است که از رسول خدا(ص) نقل شده است :بین قبر من و منبرم، روضه‌ای از روضه‌های بهشت وجود دارد.

حضرت علی در روضه نبی اکرم(ص) بر فاطمه نماز خواند، سپس پیامبر را مخاطب ساخت و فرمود: سلام من بر تو و دخترت باد یا رسول الله که در جوارت دفن است./بحارالانوار، ج ۴۳، ص۱۸۵

۳-بقیع

برخی مزارش را در بقیع می‌دانند؛ از جمله اربلی در کشف الغمه و سیدمرتضی در عیون المعجزات. اهل سنت نیز بر این باورند. آنان مزاری را که در کنار مرقد چهار امام قرار دارد، مدفن فاطمه زهرا(س) می‌دانند. علامه مجلسی می‌نویسد: چون علی، فاطمه را به مصلّا آورد و نماز خواند، دست‌ها را به سوی آسمان بلند کرد و گفت پروردگارا! اینک فاطمه دختر پیامبر توست که او را از ظلمات دنیا به سوی نورانیّت آخرت حمل کردم. در این وقت، منادی ندا در داد که بقعه بقیع، محل دفن است و به سوی آن بروید. وقتی امیرالمؤمنین به آنجا رسید، دید قبری ساخته و لحدی پرداخته‌اند. پس پیکر فاطمه را آنجا به خاک سپرد.

ابن جوزی هم می‌نویسد: فاطمه در بقیع مدفون است و این مطلب را شاید از آنجا استفاده کرده‌اند که علی بن ابی‌طالب صورت چهل قبر جدید را در بقیع احداث کرد و چون مخالفان خواستند قبور جدید را مورد تعرّض قرار دهند، آن حضرت عصبانی شد وآنها را تهدید به قتل کرد و با این وصف مشخص می‌شود که یکی از مزار‌ها به فاطمه(س) تعلق دارد.

علامه نور الدین سمهودی می‌گوید: ارجح آن است که تربت شریفش در بقیع است، ولی گفته‌اند قبری که در بقیع وجود دارد، قبر فاطمه بنت اسد(مادرحضرت علی) است نه حضرت فاطمه(س)./ اخبار مدینه-خلاصه الوفاء باخبار دار المصطفی- ص۲۹۱٫

۴-خانه عقیل

عده‌ای چون ابن سعد، صاحب طبقات، خاطرنشان کرده‌اند که فاطمه در خانه عقیل دفن شده ‌است.(طبقات، ابن سعد، ج ۸، ص ۲۰؛ اخبار مدینه، ص ۲۹۰)

***

دیدگاه علامه حسن زاده آملی درباره قبرفاطمه زهرا

شیعیان و دوستداران فاطمه زهرا(س) همواره مشتاق بوده‎ اند که بدانند مزار آن حضرت کجاست و هر محبی که پای به مدینه الرسول می‎نهد، شیدا و سرگردان بین بقیع و قبر رسول طواف می‎کند براستی چه کسی است که پرده از این راز سربه مهر برکشد؟ علامه حسن‎زاده آملی با استفاده از علوم خاصه نظراتی جالب در این زمینه دارد.

در کلمه ۳۴۵ از جلد سوم کتاب هزار ویک کلمه اثرحضرت علامه حسن زاده آملی نکته جالبی درباره محل قبر حضرت فاطمه(درود خدا بر او باد) آمده است.

علامه حسن زاده در این اثر عرفانی و اخلاقی، نوشته اند:«حق این است که قبر حضرت فاطمه بنت رسول‎الله (صلوات الله علیهما ) در مدینه در بقعه رسو ل الله و در جوار آن حضرت است.

«بقیع»قبرکدام فاطمه؟

و آن قبری که در بقیع به نام فاطمه شهرت دارد قبر فاطمه بنت اسد مادر امام امیرالمومنین علی (علیه السلام) است. بعضی از صاحبدلان به طریق خاصی از علم جفر نیز جواب گرفته‎اند که (جای قبر، خانه شفیع جمیع امت است) و صورت لوح آن این است: یا علیم قبر فاطمه زهراء -علیها السلام-مختار دویست نهج البلاغه این است: «و من کلام له (علیه السلام) عند دفن سیده النساء فاطمه علیهاالسلام: السلام علیک یا رسول الله عنی و عن ابنتک النازله فی جوارک ….»به چند سطری که در صحیفه مصادر نهج البلاغه نگاشته ایم،التفات بفرمایید….

***

علت مخفی ماندن قبر فاطمه زهرا(س)

بر اساس روایات متعدد ، خود حضرت فاطمه تصمیم گرفته بودند که قبرشان مخفی بماند و از همین رهگذر بود که علی بن ابی طالب علیه السلام فاطمه را در تاریکی شب به خاک سپرد و قبرش را مخفی نمود. و برای اینکه دشمنان نتوانند موضع حقیقی قبر را تشخیص دهند صورت چهل قبر تازه در مدینه احداث کرد تا کاملا در اشتباه واقع شوند. گر چه خود حضرت علی (ع) و فرزندان حضرت زهرا علیهاسلام ، جایگاه دفن حضرت زهرا (س) را می دانستند ولی سفارش های فاطمه (س) در مورد اخفاء قبر به طوری جدی و مؤکد بود که هیچ یک از آنان حاضر نشدند آن را معرفی کنند حتی کاری نکردند که از آثار و قرائن موضع قبر شناخته شود. ائمه اطهار هم یقینا از موضع قبر مطلع بودند ولی اجازه نداشتند که این سر الهی را آشکار سازند.۱

ولی در عین حال اهل تحقیق از آن صرف نظر نکردند؛ و بعضی از نقاط را به عنوان محل دفن حضرت زهرا سلام الله علیها (با توجه به قرائن و شواهد) معرفی نموده اند.

۱ـ بعضی گفته اند در روضه رسول خدا (یعنی ما بین بیت پیامبر رسول خدا (ص) تا منبر ایشان) مدفون است.

مجلسی از محمد بن همام نقل کرده که گفت: علی (علیه السلام) فاطمه را در روضه پیامبر مدفون ساخت ولی آثار قبر را بکلی از بین برد. باز مجلسی از فضه کنیز زهرا (س) روایت کرده که در روضه رسول خدا (ص) بر فاطمه نماز خواندند و همانجا مدفون شد.

شیخ طوسی می فرماید: ظاهرا فاطمه (س) را در روضه پیغمبر دفن کرده اند و از جمله شواهدی که می توان برای این احتمال اقامه کرد حدیثی است که از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود بین قبر من و منبرم روضه ای است از روضه های بهشت. و امام صادق فرمود چون قبر فاطمه صلوات الله علیها بین قبر و منبر پیغمبر است و قبر حضرت فاطمه باغی است از باغهای بهشت. ۲

شاهد دوم اینکه نوشتند علی علیه السلام در روضه پیغمبر بر فاطمه نماز خواند سپس پیغمبر را مخاطب ساخت و فرمود: « سلام من و دخترت که در جوارت مدفون گشته است بر تو باد یا رسول الله » .

۲ـ احتمال دوم: مجلسی، از ابن بابویه نقل کرده که فرمود: نزد من به صحت رسیده که فاطمه (س) را در خانه اش مدفون نمودند بعد از آنکه بنی امیه مسجد را توسعه دادند قبر فاطمه در مسجد واقع شد. در این زمینه روایات زیادی هم داریم ۳

۳ـ احتمال سوم: صاحب کشف الغمه می نویسد: « مشهور آن ا ست که فاطمه علیها سلام را در بقیع دفن کردند ». ۴

در میان سه احتمال، احتمال اول و دوم دارای قرائن بیشتری است.

در هر حال آن حضرت وصیت کردند تا قبرشان مخفی بماند و این کار را به عنوان اظهار مخالفت و نشان دادن مظلومیت خود در برابر خلفاء انجام دادند./حوزه

پاورقی

چرا امام علی(ع) با آن همه شجاعت از حضرت فاطمه(س) دفاع نکرد؟

اینکه در هنگام حمله مهاجمان به درِ خانه امام علی(ع) جهت گرفتن بیعت با خلیفه پس از پیامبر گرامی اسلام(ص) از ایشان، چرا آن حضرت از همسرشان حضرت زهرا(س) حمایت نکردند از جمله سوالات مطرح در اذهان بسیاری از افراد است که با مراجعه به اسناد تاریخی می‌توان به دلایل مختلف آن دست یافت.

مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم با ارسال پرسش و پاسخی در این رابطه به برخی از دلایل این موضوع اشاره کرده است که در ادامه متن آنها می‌آید:

چرا امام علی با آن همه شجاعت از حضرت فاطمه دفاع نکرد؟

بحث درباره دفاع از مظلومیت حضرت زهرا(س) توسط امام علی(ع) مبتنی بر این است که رویکرد و سکوت امیرالمومنین(ع) در برابر خلفا را مورد برسی قرار دهیم، زیرا این امر بخشی از همان سیاست است.

سکوت امام علی(ع) در برابر خلفا در راستای حفظ دین و وحدت اسلامی و فراهم نبودن شرایط قیام بود. از این رو آن حضرت بارها از وضع موجود و ظلم‌هایی که بر خاندان ایشان روا داشته شد، شکایت کردند.

حضرت علی(ع)، در خطبه «شقشقیه» از کتاب نهج البلاغه، خود علل سکوتشان در برابر خلفا را بیان کرده‌اند:

«من ردای خلافت را رها ساختم، دامن خود را از آن در پیچیدم (کنار رفتم)، در حالی که در این اندیشه فرو رفته بودم که آیا با دست تنها (بدون یاور) به پاخیزم (و حق خود و مردم را بگیرم) و یا در این محیط پرخفقان و ظلمتی که پدید آورده‌اند، صبر کنم؟ محیطی که پیران را فرسوده، جوانان را پیر و مردان با ایمان را مانند واپسین دم زندگی به رنج وا می‌دارد. (عاقبت) دیدم بردباری و صبر، به عقل و خِرَد نزدیک‌تر است، شکیبایی ورزیدم، ولی به کسی می‌ماندم که خار در چشم و استخوان در گلو دارد، با چشم خود می‌دیدم میراثم را به غارت می‌برند».(۱)

این سخنان را امام در وضعی بیان کردند که دین اسلام در خطر بود و جهان اسلام نیز نیاز به وحدت داشت، زیرا هم در حوزه اسلام عواملی تهدید کننده وجود داشت و هم دشمن خارجی جهان اسلام را تهدید می‌کرد.

خطرها را می‌توان به این ترتیب دسته بندی کرد:

۱- اگر حضرت علی‌(ع) با توسل به قدرت و قیام مسلحانه درصدد قبضه حکومت و خلافت بر می‌آمدند، بسیاری از عزیزانی را که از جان و دل به امامت و رهبری ایشان معتقد بودند، از دست می‌دادند.

۲- از آن جا که بسیاری از گروه‌ها و قبایلی که در سال‌های آخر عمر پیامبر(ص) مسلمان شده بودند، هنوز آموزش‌های لازم اسلامی را ندیده بودند، پرچم «ارتداد» و بازگشت به بت پرستی را برمی‌افراشتند و بنابراین عملا با حکومت اسلامی مخالفت می‌کردند و این خطری جدی بود.

۳- علاوه بر خطر مرتدین، مدعیان نبوت و پیامبران دروغین مانند «مسلیمه کذاب»، «طلیحه» و «سجاح» نیز در صحنه ظاهر شده و هر کدام طرفداران و نیروهایی دور خود گرد آوردند و قصد حمله به مدینه را داشتند که با همکاری و اتحاد مسلمانان پس از زحماتی نیروهای آنان شکست خوردند.

۴- خطر حمله احتمالی رومیان نیز می‌توانست مایه نگرانی دیگری برای جبهه مسلمانان باشد؛ زیرا تا آن زمان مسلمانان سه بار با رومیان رو در رو درگیر شده بودند و آنان مسلمانان را خطری جدی تلقی می‌کردند و در پی فرصتی بودند که به مرکز اسلام حمله کنند. در چنین وضعی بود که امام علی‌(ع) در جای دیگر از حفظ دین و وحدت اسلامی سخن گفتند:

«به خدا سوگند، هرگز فکر نمی‏‌کردم که عرب خلافت را از خاندان پیامبر (ص) بگیرد یا مرا از آن باز دارد. مرا به تعجب وانداشت جز توجه مردم به دیگری که دست او را به عنوان بیعت می‏‌فشردند. از این رو، دست نگاه داشتم. دیدم که گروهی از مردم از اسلام بازگشته‏‌اند و می‏‌خواهند آیین محمد(ص) را محو کنند. ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمانان نشتابم، رخنه و ویرانی در پیکر آن مشاهده کنم که مصیبت و اندوه آن بر من بالاتر و بزرگ‌تر از حکومت چند روزه‏‌ای است که به زودی مانند سراب یا ابر از میان می‏‌رود. پس به مقابله با این حوادث برخاستم. مسلمانان را یاری کردم تا آن که باطل محو شد و آرامش به آغوش اسلام بازگشت.(۲)

با در نظر گرفتن نکات یاد شده، روشن می‌شود که چرا امام(ع) بعد از آن که مکرر حق خود را درخواست کرد و شدیدا بر غاصبان حقش اعتراض کرد، اما صبر را بر قیام ترجیح داد و با صبر، تحمل، تدبیر و دوراندیشی، جامعه اسلامی را از خطرهای بزرگ نجات داد. اگر علاقه‌ای به اتحاد مسلمانان نداشت و از عواقب وخیم اختلاف و دودستگی نمی‌ترسید، هرگز اجازه نمی‌داد رهبری مسلمانان از دست اوصیا و خلفای راستین پیامبر خارج شود و به دست دیگران افتد.

سکوت امام علی(ع) در برابر شکنجه حضرت زهرا(س) نیز در راستای سکوت ۲۵ ساله امام شکل گرفته است. عدم دفاع امام مبتنی بر ترس از مرگ و یا بی اعتنایی در برابر شکنجه حضرت زهرا(س) نبود، بلکه سکوت امام بدان جهت بود که شرایط دفاع فراهم نبود. امام قدرت لازم برای احقاق حقوق از نظر اجتماعی و یاران را نداشت. نحوه بیعت گرفت از امام و هجوم افراد حکومت به خانه علی(ع) نشان می‌دهد که علی(ع) قدرت دفاع از حضرت زهرا(س) را نداشت. حضرت نمی‌توانست در برابر ظلمی که به حضرت فاطمه(س) روا داشتند، اقدامی کند.

آیت‌الله جعفر سبحانی در کتاب «فروغ ولایت»می نویسد:بعد از شکل‌گیری سقیفه، «عمر» به همراه برخی افراد دیگر به دستور ابابکر به خانه علی(ع) هجوم بردند تا از حضرت و تعداد کمی که متحصن شده بودند، بیعت گیرند.

مأموران خلیفه خطاب به متحصنان گفتند:«هرچه زودتر خانه را ترک کنند، ولی آنان از خانه بیرون نیامدند. در این هنگام مأمور خلیفه هیزم خواست تا خانه را بسوزاند»

ابن عبد ربه اندلسی می‌نویسد:«خلیفه به عمر مأموریت داد که متحصنان را از خانه بیرون کند و اگر مقاومت کردند، با آنان بجنگد. از این رو، عمر آتشی آورد که خانه را بسوزاند

در این موقع با فاطمه(س) روبرو شد. دخت پیامبر(ص) به او گفت:« فرزند خطاب! آمده‌ای خانه ما را به آتش بکشی!؟»

عمرخطاب گفت: آری، مگر این که همچون دیگران با خلیفه بیعت کنید. مأمور خلیفه آتشی بر افروخت و پس فشاری به در آورد و وارد خانه شد، ولی با مقاومت فاطمه(س) رو به رو شد.

برخی از مورخان شیعی نوشته‌اند که متأسفانه عوامل حکومت با وضعی دلخراش و دردناک حضرت علی(ع) را به مسجد بردند، که ۴۰ سال بعد، معاویه آن را به صورت طعن و انتقاد نقل می‌کند.

معاویه خطاب به علی(ع) گفت:«دستگاه خلافت تو رابرای بیعت به طرف مسجد کشاندند»

یعنی نه تنها در مورد حضرت فاطمه(س) بلکه حتی نسبت به خودش هم قدرت دفاع از حضرت سلب شده بود.(۳)

شکنجه حضرت زهرا(س) آن چنان بر امام سخت گذشت که امام علی(ع) بارها اظهار ناراحتی کرد تا آن جا که فرمود:بدترین درد آن است که همسر کسی شکنجه شود و شوهرش نتواند دفاع کند.

پی نوشتها:

۱- نهج البلاغه، خطبه شقشقیه.

۲- نهج‏‌البلاغه‏ عبده، نامه‏‌ی ۶۲٫

۳- فروغ ولایت، جعفر سبحانی، قم، انتشارات صحیفه، ۱۳۶۸، ص۱۸۲ ۱۸۷٫

۴-عزالدین حسینی زنجانی، شرح خطبه حضرت زهرا(س)، قم، ناشر موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۳ ج ۲، ص ۳۳۲٫

۵- همان، ص ۳۳۳، ۳۳۴٫/منبع: فروردین ۱۳۹۲ایسنا

«حاج احمد عسگری» پیشکسوت سپاه و نیروهای انقلاب در گیلان ،مسئول ستاد جذب کمکهای مردمی استان گیلان در دوران دفاع مقدس، جانشین اسبق مرکزمطالعات لجستیک در دانشگاه امام حسین(ع)،مسئول اسبق بازرسی لجستیک کل سپاه ،مسئول اسبق نگهداری و تعمیرات در قرب خاتم الاانبیا(ص)، مشاورعالی لجستیک کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اخیراً نیزبه گیلان بازگشته و بعنوان مسئول پایلوت کانون بازنشستگان سپاه ، رییس سازمان قائمین و نیز مسئول قرارگاه اقتصادمقاومتی پیامبراعظم (ص)درگیلان

دستگیری یک "مبلغ اسلام "بخاطر مخالفت بانظریه تکامل داروین

یک دانشمندمسلمان ترکیه بخاط مخالفت بانظریه تکامل داروین بازداشت شد

عدنان اوکتار«هارون یحیی» کتابی در زمینه تبلیغ آفرینش و مخالفت با نظریه تکامل چارلز داروین  منتشر کرده است.

دادگاهی در ترکیه روز دوشنبه ۲۲ دی، عدنان اوکتار، مبلغ و رهبر مذهبی یک فرقه اسلامی را به اتهام‌های مختلف از جمله سازماندهی یک گروه تبهکاری و سوءاستفاده جنسی از کودکان به حبس ابد محکوم کرد.

به گزارش خبرگزاری دولتی آناتولی، عدنان اوکتار که از طریق شبکه تلویزیونی خصوصی خود برنامه‌هایی در مورد تعالیم اسلامی پخش می‌کرد، به دلیل ارتکاب ده فقره جرم شامل رهبری یک گروه تبهکار، جاسوسی سیاسی و نظامی، سوءاستفاده جنسی از کودکان ، تجاوز و باجگیری در مجموع به هزار و ۷۵ سال و سه ماه زندان محکوم شد.

از دیگر جرایم آقای اوکتار، همکاری با شبکه فتح‌الله گولن عنوان شده است؛ روحانی مقیم آمریکا و مخالف حکومت اردوغان، که از سوی دولت ترکیه به رهبری کودتای نافرجام تابستان ۲۰۱۶ متهم است.

او اتهام هرگونه همکاری و یا وابستگی به شبکه «فتح‌الله گولن »را رد کرده است.

بر اساس این گزارش، ۱۲ تن از همکاران عدنان اوکتار نیز به دلیل ارتکاب جرایمی مشابه به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شده‌اند.

عدنان اوکتار ۶۴ ساله، تمامی اتهامات مزبور را تکذیب کرده است و قصد دارد به حکم دادگاه اعتراض کند.

او می‌گوید که قربانی توطئه شده است.

آقای اوکتار در سال ۲۰۱۸ در جریان حمله ماموران پلیس به املاک او در استانبول و دیگر شهرهای ترکیه، همراه با تعدادی از پیروانش بازداشت شد.

پیش از بازداشت او و پیروانش، نهاد ناظر بر فعالیت رسانه‌ها پخش برنامه‌های شبکه تلویزيونی «اوکتار تی‌وی» را قطع کرد.

خبرگزاری آسوشيتدپرس نیز، عدنان اوکتار را مبلغ تفسیر‌های «محافظه‌کارانه» از اسلام توصیف کرده است.

به گزارش خبرگزاری آناتولی، متهمان این پرونده در مجموع ۲۳۶ نفر هستند و از این تعداد تاکنون ۷۸ نفر بازداشت شده‌اند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:همانطورکه شاه ایران مسلمان انقلابی رامیخواست بازداشت کندازعناوین تحریک کننده احساسات مذهبی(کمونیست،خرابکار،رابطه با زنان)استفاده می کرد،دولت عثمانی صغیر(اردوغان)هم ازچنین حربه ای استفاده می کند ،مخصوصاًرابطه با«فتح‌الله گولن »ذنب لایغفردرترکیه محسوب می شود که صدهانفربه همین جرم درزندانهامحبوسند:

پیروان زن یک مبلغ اسلامی=دوست دختر.  داروهای  درمانی بعنوان داروهایی نامشروع ضدباردای و..

آقای اوکتار در جریان دادگاهی که سپتامبر گذشته برگزار شد، ادعا کرد که حدود هزار دوست دختر(فالوئر) دارد.

 

البته درتصاویری که دراینترنت جستجوکردم،تصاویری ازاین آقای مبلغ(عدنان اوکتار)بازنان بود،حالا آیا واقعاً جرمش کدام است،باتوجه به اینکه تیتررسانه های امریکایی(روی نظریه داروین )تمرکزکرده اند و اردوغان هم  الرژی عجیبی روی فتح الله گولن دارد.

رادیوفردادرادامه می نویسد:اوکترمی گوید: «قلب من سرشار از عشق است. عشق یک خصوصیت انسانی و یک صفت اسلامی است».

عدنان اوکتار در سال‌های دهه ۹۰ میلادی و پس از برملا شدن مواردی از رسوایی‌های جنسی او، زبانزد خاص و عام شد.

برنامه‌های تلویزیونی او که از سال ۲۰۱۱ روی آنتن رفت، با انتقادهای شدید و محکومیت از سوی رهبران مسلمان ترکیه روبه‌رو شد.

یکی از متهمان زن در این پرونده به دادگاه گفت که آقای اوکتار بارها از او و زنان دیگر سوءاستفاده جنسی کرده است.

این متهم افزود تعدادی از زنانی که هدف تجاوز او قرار گرفته‌اند، مجبور بودند داروی ضد بارداری مصرف کنند.

ماموران پلیس حدود ۷۰ هزار قرص ضدبارداری در منزل عدنان اوکتار کشف و ضبط کردند.

آقای اوکتار ادعا کرد که داروهای کشف‌شده صرفا برای درمان عوارض پوستی و بی‌نظمی قاعدگی زنان به کار می‌رفت.

عدنان اوکتار که از نام ادبی «هارون یحیی» استفاده می‌کند، یک مجموعه کتاب در زمینه تبلیغ آفرینش و مخالفت با نظریه تکامل چارلز داروین نیز منتشر کرده است./منبع:دوشنبه، ۲۲ دی ۱۳۹۹رادیوفردا.

توضیح نگارنده-پیراسته فر:عدنان اوکتاردر۲۰ تير ۱۳۹۷نیزبازداشته شده بود

خبرگزاری فرانسه از آنکارا؛ پلیس ترکیه چهارشنبه یک مبلغ و ستاره یک شبکه تلویزیونی اینترنتی به نام عدنان اکتار و حدود 10 تن از پیروان او را به ظن کلاهبرداری، فساد و تجاوز جنسی دستگیر کردند.بازداشت مبلغي جنجالی در ترکیه
اکتار، چهره جنجالی در ترکیه که با نام مستعار هارون یحیی معروف است، با برنامه اش در شبکه اینترنتی «ای 9» خود را به افکار عمومی شناساند. او این برنامه را در حالی اجرا می کرد که دور تا دور او را زنانی که عمدتا آرایش های غلیظ و لباس نامناسب به تن دارند، احاطه کرده اند.
اکتار پس از انتشار 235 حکم بازداشت، در چارچوب تحقیقات واحد جرائم مالی پلیس در استانبول بازداشت شد.دارایی های او و دارایی های اشخاص دیگر که حکم بازداشت آنها صادر شده است، توقیف شد.
در بین این احکام، 106 حکم بازداشت بر ضد زنان است که در استان های استانبول، آنکارا همچنین موغله و آنتالیا صادر شده است و احتمالا برخی از آنها زنانی هستند که در برنامه های اکتار حضور دارند.در حالی که عملیات پلیس برای دستگیری این افراد ادامه دارد، دادستان استانبول در بیانیه ای اعلام کرد اکتار پس از آنکه تلاش کرد فرار کند بازداشت شد.­
به نوشته روزنامه حریت، پلیس با پشتیبانی چند فروند بالگرد، تاکنون 79 نفر را در پنج استان دستگیر کرده است.
اکتار 62 ساله در خارج پس از انتشار کتاب «اطلس خلقت»، کتابی 770 صفحه ای که در آن نظریه های تکامل را رد می کند، شناخته شد.
در سال های 90 که او سرکرده یک فرقه بود، رسوایی های جنسی زیادی که او در آنها دست داشت، به تیتر اول روزنامه ها تبدیل شد و نخستین بدنامی را برای او به همراه داشت.او به اتهام همدستی با تبهکاران تحت پیگرد قرار گرفت اما پس از بیش از 10 سال روند دادرسی تبرئه شد.
ماه فوریه، جنگ لفظی بین او و علی ارباش رئیس امور مذهبی در ترکیه درگرفت. این جنگ لفظی پس از آن بود که ارباش گفت اکتار تعادل روانی خود را از دست داده است.همان ماه، مقامات رادیو تلویزیون ترکیه، آر تی یو کی، پنج بار دستور توقف انتشار یکی از برنامه های اکتار را به علت «نقض برابری زنان و مردان و پایین آوردن زنان»، صادر و او را جریمه کردند./منبع:خبرگزاری صداوسیما.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«فتح الله گولن» کیست؟

ترکیه خواستار استرداد  ۸۰۷ عضو وابسته به جریان گولن شد

گولن که از سال ۱۹۹۹ در ایالات متحده آمریکا در تبعید به سر می‌برد٬ پیش از این متحد رجب طیب اردوغان به شمار می‌رفت و در سال ۲۰۰۲ به وی در رسیدن به قدرت کمک کرده بود. با این حال اتحاد میان آن‌ها بدلیل آنچه اختلاف بر سر تقسیم قدرت و شیوه خاص اردوغان در رهبری گزارش شده٬ از هم پاشید. این اختلاف‌ها به اندازه‌ای رسیده که در ماه مه سال جاری٬ «جنبش خدمت» گولن در ترکیه به عنوان یک گروه تروریستی شناخته شد.

فتح‌الله گولن٬ روحانی و متخصص الهیات که نامش در ۱۹۶۰ با امامت جمعه مسجد اصلی ازمیر بر سر زبان‌ها افتاد٬ از سال ۱۹۹۹ پس از آنکه به تضعیف سکولاریسم در ترکیه متهم شد٬ در تبعیدی خودخواسته در آمریکا زندگی می‌کند.

با آنکه وی اندکی بعد به صورت غیابی رفع اتهام شد٬ اما در ایالات متحده ماند و به رهبری یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های مذهبی مدنی جهان اسلام در این کشور ادامه داد. «جنبش خدمت» گولن٬ دارای هزاران هوادار و حامی مالی و بیش از هزار مرکز آموزشی است که به دانش‌آموزان برای ورود به دانشگاه‌ها کمک می‌کنند.

این جنبش که به ارائه خدمات اجتماعی همراه با ارزش‌های دینی محافظه‌کارانه شهرت دارد٬ به طور کلی طرفدار اسلام میانه‌رو است. با این حال این جنبش بدلیل شبکه قدرتمند و نفوذی که میان تاجران ثروتمند و مراکز آموزشی دارد٬ از سوی برخی از حکومت‌ها به عنوان یک تهدید تلقی می‌شود.

مراکز آموزشی مورد حمایت جنبش خدمت از سوی تجار و بازرگانان حمایت می‌شود و دانش‌آموزانی که در این مراکز به تحصیل مشغولند٬ معمولا از اقشار فقیر هستند. منتقدان گولن را متهم می‌کنند که این افراد را به آسانی به خدمت می‌گیرد٬ در حالی که سازمانش فاقد ساختار رسمی بین‌المللی و یا فهرستی متشکل از اعضای رسمی است. اعضای این سازمان می‌گویند تنها از آن رو که تحت تاثیر پیام خدمات اجتماعی گولن قرار گرفته‌اند٬ در این سازمان در کنار یکدیگر به فعالیت مشغولند.

مدارس گولن که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در آسیای مرکزی مورد استقبال قرار گرفته بود٬ بعد‌ها با این اتهام که در آن‌ها فعالیت‌های اسلام‌گرایانه ترویج می‌شد٬ از سوی دولت‌های این مناطق از دست جنبش گولن خارج شد. با این حال این جنبش در هیچ کجا به اندازه ترکیه مورد غضب قرار نگرفته است. دولت اردوغان به طور مکرر پیروان گولن را به سواستفاده از موقعیت خود در ساختار دولتی برای تضعیف و غصب دولت محکوم کرده است.

اردوغان چندین بار گولن را به تلاش‌های پشت پرده برای مخدوش کردن دولت خود محکوم کرده است٬ از جمله در سال ۲۰۱۳ و در جریان بررسی یک رسوایی از سوی پلیس که چند تن از نزدیکان اردوغان به دست داشتن در این رسوایی مالی محکوم شدند. این رسوایی همچنین مقام‌های دولت را متهم می‌کرد با استفاده از منابع مالی دولت و خرید طلا و ارسال آن به ایران٬ نه تنها به تهران برای دور زدن تحریم‌های بین‌المللی علیه برنامه هسته‌ای این کشور کمک کرده‌اند٬ بلکه از این طریق ثروت‌اندوزی هم کرده‌اند.

این رسوایی پس از برکناری چندین دادستان‌ و شماری از مقام‌های ارشد دولتی که در روند بررسی پرونده این فساد دخیل بودند٬ علنی شد. اتفاقی که اردوغان درباره آن به افکار عمومی گفته بود برای حفاظت از ترکیه و «نیروهای سیاهی» که در حال نابودی کشور هستند٬ انجام آن ضروری بود. اردوغان در سال گذشته نیز موفق شد مدارس گولن را با انتصاب یک هیات امنای دولتی٬ از زیر نظر «جنبش خدمت» خارج کند.

بعد از کودتای نافرجام اخیر در ترکیه٬ همه نشانه‌ها حاکی از آن است که اردوغان قصد دارد جنبش گولن را در داخل کشور از میان ببرد.

اومیت دوندار٬ رئیس جدید ستاد مشترک ارتش ترکیه٬ ۱۶ جولای در بیانیه‌ای اعلام کرد که این نیرو قصد دارد اعضای «دولت موازی» را از ساختار خود حذف کند.

بن‌علی ییلدیریم٬ نخست‌وزیر ترکیه هم در‌‌ همان روز به خبرنگاران گفت هر کشوری که فتح‌الله گولن را پناه دهد٬ در زمره دوستان ترکیه قرار ندارد. با این حال وی از اشاره به نام ایالات متحده که گولن در آن کشور زندگی می‌کند خودداری کرد. آنکارا پیش‌تر اعلام امیدواری کرده بود که واشینگتن اجازه استرداد گولن به آنکارا را صادر کند.

ییلدیریم همچنین به صورت غیرمستقیم از آمریکا به خاطر بی‌اعتنایی به نگرانی‌های قبلی آنکارا در مورد گولن انتقاد کرد و گفت «این موضوع باعث شد که ما بهای زیادی بپردازیم.»

در پی کودتای نافرجام ۱۵ جولای سال ۲۰۱۶ در ترکیه آنکارا بارها تقاضای استرداد «فتح الله گولن» را به اتهام ساماندهی این کودتا به واشنگتن ارائه کرده است.

دولت ترکیه «فتح الله گولن» که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا به سر می‌برد را مغز متفکر کودتای جولای سال ۲۰۱۶ در این کشور دانسته و تلاش‌های بسیاری را برای استرداد وی از آمریکا به انجام رسانده؛ اقداماتی که تاکنون نتیجه‌ای دربر نداشته است.

وزارت دادگستری ترکیه از ۱۰۵ کشور شامل آمریکا، آلمان، رومانی و بلژیک درخواست کرد تا ۸۰۷ عضو وابسته به جریان گولن را به این کشور بازگرداند.

بر اساس اعلام خبرگزاری دولتی ترکیه، آنکارا ۸۵۶ درخواست استرداد را در ارتباط با این ۸۰۷ نفر ارسال کرده است. در این میان، درخواست استرداد ۱۵۶ عضو فتو برای آمریکا و ۲۵۷ درخواست به اروپا فرستاده شده است.

گفتنی است در پی کودتای نافرجام ۱۵ جولای سال ۲۰۱۶ در ترکیه آنکارا بارها تقاضای استرداد «فتح الله گولن» را به اتهام ساماندهی این کودتا به واشنگتن ارائه کرده است.

دولت ترکیه «فتح الله گولن» که هم اکنون در پنسیلوانیای آمریکا به سر می‌برد را مغز متفکر کودتای جولای سال ۲۰۱۶ در این کشور دانسته و تلاش‌های بسیاری را برای استرداد وی از آمریکا به انجام رسانده؛ اقداماتی که تاکنون نتیجه‌ای دربر نداشته است.

وزیراتریشی بخاطرافشای "مدرک تقلبی "مجبوربه استعفاشد

«سباستین کورز »(Sebastian Kurz )، «صدراعظم اتریش» عصر شنبه(۱۷ مهر ۱۴۰۰)  در مقابل فشار فزاینده بر سر پرونده فسادمالی -سیاسی-مجبوربه استعفاشد.

به این لینک «صدراعظم اتریش استعفا کرد »مراجعه کنید.

«استعفای وزیر»بعلت تقلب درارائه پایان نامه(مدرک تقلبی)/نه درایران

خانم«کریستین آشباخر»شنبه، ۲۰ دی ۱۳۹۹ استعفاداد وروز یکشنبه(۲۱ دی ۱۳۹۹) ، اقتصاددان غیر حزبی «مارتین کوچر» ۴۷ساله به عنوان جانشین وی معرفی شد.

«آشباخر»پایان نامه را دراردیبهشت ۱۳۹۹ در دانشگاه علمی کاربردی «وینر نوستاد»ارائه داده بودکه تقلبی شناخته شد.​

شنبه استعفاداد وروز یکشنبه ، اقتصاددان غیر حزبی ، «مارتین کوچر» 47ساله به عنوان جانشین وی معرفی شد.

توضیح مدیریت ساست-پیراسته فر:کریستین آشباخر(۳۷ساله) وزیر کار اتریش پس از آن که به تقلب در نگارش رساله دکترایش متهم شد، از سمت خود استعفا داد.

البته خانم وزیرمی گوید:من خودم رساله ام رانوشتنم ،ازجایی برنداشتم واما کناره‌گیری از وزارت  برای این است که میخواهم بروم به خانواده ام برسم.!

« استفان وبر» کارشناس مدارک دانشگاهی تقلبی می گوید:آشباخر(خانم وزیر) دست کم یک پنجم تز دکترای خود را از منابع دیگر کپی کرده و همچنین بخش‌هایی از یک پایان‌نامه دانشگاهی دیگر خود را نیز از جای دیگری دزدیده(کپی کرده) است.

کریستین آشباخر

«Christine Ashbakher» که عضو حزب محافظه کار مردم، دارای رهبری ائتلاف در دولت اتریش است، گفته که رساله و پایان‌نامه خود را «به بهترین وجهی بر اساس دانش و باور خود» نگاشته است. وی طرح اتهام تقلب را به رقیبانش نسبت داد گفت: «متأسفانه این دشمنی‌ها، تحریک‌های سیاسی و توهین‌ها نه تنها علیه من، بلکه حتی علیه فرزندانم با شدت و حدت مطرح می‌شود.»

خانم آشباخر گفت: «اجازه نمی‌دهم این امر ادامه یابد و من باید از خانواده‌ام محافظت کنم. به همین دلیل از سمت خود استعفا می‌دهم.»

«سباستین کورتس» صدر اعظم اتریش، ضمن قدردانی از کار کریستین آشباخر گفته است که جانشین او روز دوشنبه معرفی می‌شود.

رئیس جمهور _الکساندر ون در بلن_صدراعظم سباستین کورز_اتریش  و معاون رئیس دانشگاه ورنر کوگلر

صدراعظم(نخست وزیر) سباستین کورز

در جلو از چپ به راست: مشاور امور اقتصادی الیزابت ریسانک ، وزیر مارگارت شرامباک ، سفیر اتریش ولفگانگ والدنر ، مشاور اقتصادی الکساندر ارلیش آدام.

 

کابینه شامل ۱۳ وزیر ، دو وزیر امور خارجه است که از نظر فنی جزئی از دولت نیستند و همچنین رئیس و معاون وزیر.

۹ نفر از ۱۷ عضو کابینه جدید زن هستند ، اگرچه هر دو سمت ریاست و معاون آن توسط مردان انجام می شود.

معاون صدراعظم اتریش در پی نشر ویدیو و رسوایی استعفا کرد

پس از نشر ویدیوی محرمانه ای، معاون صدراعظم اتریش از مقامش استعفا کرد. وی در این ویدیو به یک نفر در بدل کمک به پیروزی حزبش در انتخابات، قراردادهای بزرگ دولتی را وعده داده است.

رسوایی صدراعظم اتریش-فیلم

صدراعظم سباستین کورز بعدازرسوایی صدراعظم(قبلی)برگزیده شد./خرداد ۱۳۹۸

دو چهره برجسته راست افراطی در این فیلم مخفی گرفتار شدند ، از جمله رهبر حزب ، هاینز-کریستین استراچ ، که روز شنبه از سمت معاون آموزشی استعفا داد.

معاون صدراعظم اتریش در جریان کنفرانس خبری برای استعفایش در وین پایتخت این کشور

هاینس کریستین اشتراخه، روز شنبه در یک کنفرانس خبری در ویانا اعلام کرد که همچنان از ریاست حزب عوامگرای دست راستی "آزادی اتریش" نیز کنار رفته و معاونش نوربرت هوفر جایش را خواهد گرفت.

سباستین کورتس، صدراعظم اتریش استغفای معاونش را در پی این رسوایی فساد پذیرفته است. اشتراخه در یک اعلامیه که از دفترش نشر شده و در آن عصبانی به نظر می رسد، گفته که به خاطر حفاظت از کار حکومت از وظیفه اش کنار می رود. او تاکید کرده که قربانی یک فیلمبرداری غیرقانونی شده است.

ویدیویی که به رسانه ها درز کرده، چند ماه پیش از انتخابات پارلمانی در اتریش مخفیانه تصویربرداری شده است؛ انتخاباتی که حزب اشتراخه در آن سومین حزب قوی بود و ۲۶ درصد آرا را از خود ساخت و وارد حکومت شد. رسانه های "اشپیگل" و "زود دویچه سایتونگ" آلمان روز جمعه در مورد این ویدیو گزارش دادند.

در این ویدیو اشتراخه و رفیق حزبی اش یوهان گودینوس، رئیس فراکسیون حزب آزادی اتریش در جزیره ابیزا در اسپانیا با یک زن اولیگارش احتمالا روسی مذاکره می کند و به وی وعده می دهد که اگر به پیروزی حزبش کمک کند، قراردادهای دولتی کلانی نصیبش خواهد شد.

 یک هفته قبل از برگزاری انتخابات اروپا، حکومت اتریش درگیر یک بحران عمیق گردیده است. هنوز معلوم نیست که ائتلاف حاکم حزب خلق اتریش و حزب آزادی اتریش باقی می ماند و یا از هم می پاشد.

این ائتلاف به رهبری سباستین کورتس از حزب محافظه کار خلق اتریش در حال حاضر بر این کشور حکومت می کند. اپوزیسیون اتریش پس از نشر این ویدو خواهان انحلال این ائتلاف و برگزاری انتخابات زودهنگام گردیده است. انتظار می رود که صدراعظم اتریش به زودی در این مورد رسما واکنش نشان داده و موضعش را اعلام کند.

رسانه های اتریش به فایل ویدیویی ضبط شده از طریق دوربین مخفی دست پیدا کرده‌اند که بر اساس محتوای آن، معاون صدراعظم اتریش در سال ۲۰۱۷ چند ماه قبل از برگزاری انتخابات پارلمانی به دیدار یک تاجر زن روس رفته و در این دیدار به او پیشنهاد معاملات و قراردادهای تجاری پرمنفعت را در ازای کمک این تبعه روس به پیروزی او و حزبش در انتخابات را می‌دهد.

 دو نشریه آلمانی اشپیگل و زوددویچه زایتونگ نوشتند، در این ویدیو که اصل آن هفت ساعت بوده، نشان داده می‌شود هاینتس کریستین اشتراخه، معاون صدراعظم اتریش به همراه همسرش در جزیره ایبیزای اسپانیا به دیدار با این زن روس با هویت "آلیونا ماکارووا" به همراه یک مرد دیگر رفته است و همچنین در این دیدار یوهان گودنوس، یک سیاستمدار حزب راستگرای متعلق به اشتراخه یعنی حزب آزادی اتریش (FPO) حضور دارد و طبق این گزارش این دیدار در ژوئیه ۲۰۱۷، چند ماه قبل از برگزاری انتخابات سراسری اتریش که به موجب آن حزب اشتراخه به عنوان شریک حزب محافظه‌کار سباستین کورتز صدراعظم اتریش وارد دولت شد برگزار شده هاست. این دو رسانه آلمانی منبع این ویدئو را به منظور حفاظت از هویت از او فاش نکردند.

 

هاینتس کریستیان اشتراخه، معاون صدراعظم اتریش روز شنبه ۱۸ مه (۲۸ اردیبهشت) به دنبال انتشار ویدئویی جنجالی از مقام خود کناره‌گیری کرد.

رسانه های اتریش از انتشار ویدئوی دو سال پیش هاینتس کریستیان اشتراخه به عنوان تهدیدی بالقوه برای ائتلاف حاکم یاد کرده اند.

کناره گیری هاینتس کریستیان اشتراخه از معاونت صدراعظم اتریش و رهبری حزب آزادی ضربه ای به این حزب در آستانه برگزاری انتخابات پارلمان اروپا محسوب می شود.

حزب آزادی اتریش متحد حزب راست افراطی لگا به رهبری ماتئو سالوینی، وزیر کشور ایتالیا و حزب اتحاد ملی (جبهه ملی سابق) در فرانسه به رهبری مارین لوپن است.

در ویلای ایبیزا چه گذشت؟

«ویلایی در جزیره ایبیزای اسپانیا »

در ویدئویی که با دوربین مخفی گرفته شده و دو رسانه آلمانی به نام زودویچه زایتونگ و اشپیگل روز جمعه آن را منتشر کردند، هاینتس کریستیان اشتراخه، معاون پیشین صدراعظم اتریش به همراه عده‌ای دیگر در ویلایی در جزیره ایبیزای اسپانیا دیده می‌شود. هنوز معلوم نیست این ویدئو را چه کسی گرفته و چه کسی آن را در اختیار رسانه‌های آلمانی قرار داده است، اما در سندیت آن تردیدی نیست.

ماجرا در ژوئیه سال ۲۰۱۷ اتفاق افتاده و آن‌ها در «ویلایی در جزیره ایبیزای اسپانیا »هستند. به همین دلیل هم این رسوایی در رسانه‌های اتریش «ایبیزا گیت» نام گرفته است. اشتراخه در این ویدئو آمادگی خود را برای وساطت به نفع یک سرمایه گذار روسی در نزد مقام‌های اتریشی اعلام می‌کند. روزنامه‌های آلمانی گفته‌اند که این ویدئو شش ساعت است و آن‌ها تنها بخشی از آن را منتشر کرده‌اند.

در این ویدئو آقای اشتراخه به صورت نیم رخ دیده می‌شود و به نظر می‌رسد که کمی مست است. زنی که در اتاق است خود را «آلیونا ماکارووا» خواهرزاده ایگور ماکاروف، سرمایه دار الیگارش روسی معرفی می‌کند. این در حالی است که ماکاروف با تکذیب ادعای این زن گفته است که اصلاً خواهرزاده ندارد. دولت روسیه نیز روز دوشنبه رسما ادعای نقش داشتن در این ماجرا را تکذیب کرد.

فضای مهمانی به یک شب نشینی با مشروبات الکلی شبیه است و بطری‌های مشروب روی میز عسلی وسط اتاق دیده می‌شوند.

مرد دیگری که در فیلم حاضر است «یوهان گودنوس »نام دارد که افسر آقای اشتراخه است و برای او نقش «مترجم زن روس» را ایفا می‌کند.

اشتراخه چه گفت؟

اشتراخه در این ویدئو به زن روس می‌گوید که اگر «کرونن زایتونگ»، پر فروش‌ترین روزنامه اتریش را سه هفته پیش از انتخابات بخرد و حزب او را به پیروزی برساند، او حاضر است هرگونه گفتگویی را با طرف روسی بپذیرد. او همچنین می‌گوید اگر چنین شود تمام قراردادها در تمام بخش‌ها را که اکنون در اختیار شرکت اتریشی اشتراباگ است به آن‌ها می‌دهد.

تغییرات بعدازرسوایی:

 

قاضی سابق دادگاه عالی اكارت راتز كه وزیر كشور شد

والری هکل ، که رئیس کنترل ترافیک هوایی بود ، اداره حمل و نقل را بر عهده دارد

ژنرال دوم ژوهان لوئیف که معاون رئیس ستاد بود و وزیر دفاع شد

والتر پالتنر ، کارمند ارشد سابق امور اجتماعی و امور کار در همان بخش وزیر شد

کابینه صدراعظم سباستین كورز

 

مراسم تحلیف دولت ائتلاف جدید-الكساندر ون در بلن رئیس جمهور اتریش ، سباستین كورز صدراعظم اتریش (C) و رهبر حزب سبز اتریش ورنر كوگلر (CL)  با اعضای كابینه جدید .سه شنبه ، ۱۷ دی ۱۳۹۸در دفتر رئیس جمهور در وین ، اتریش.

اولین جلسه کابینه نخست وزیر اتریش سباستین کورز و معاون نخست وزیر ورنر کوگلر و وزرا - وین /چهارشنبه ، ۱۸ دی ۱۳۹۸

جمعیت کشور اتریش : ۸،۹۰۰،۰۰۰نفراست.

از ۸۳۸۷۱ کیلومترمربع «مساحت اتریش» ۸۲۴۴۵ کیلومتر مربع آن را خشکی ها و ۱۴۲۶کیلومتر مربع را آب ها پوشش می دهند.

شهرهای مهم اتریش+جمعیت

وین : یک میلیون وهفتصدهزارنفر

گراتس : ۲۲۵هزارنفر

لینتس : ۱۸۲هزازنفر

سالزبورگ : ۱۵۰هزارنفر

اینسبروک : ۱۱۳هزارنفر

کلاگن‌فورت : ۹۲هزارنفر

فیلاخ: ۶۰هزارنفر

ولز : ۵۸هزارنفر

نماینده مجلسی که دربین مهاجمین کنگره بود+بمپ گذاری در۲حزب امریکا

نماینده مجلس ویرجینیا  یکی از مهاجمین کنگره بوده است.

افسرپلیس دردرگیری بامهاجمان فوم ترامپ کشته شد

یک قانونگذار ویرجینیای غربی از خود و دیگر طرفداران دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا که پس از نقض محیط امنیتی ، به هجوم به پایتخت ایالات متحده آمریکا فیلم گرفتند. در ویدئو توسط جمهوری خواه « دریک ایوانز» که بعداً از صفحه رسانه های اجتماعی خود حذف شد ، نشان داده شده است.

«دریک ایوانز»روز چهارشنبه کلاه ایمنی پوشیده و در درب را صدا می کند تا ساختمان در واشنگتن دی سی را نقض کند. "ما هستیم! آن را به حرکت خود ادامه ده ، عزیزم! " وی در درب بسته ای در میان پیروان ترامپ که پرچم در دست داشتند و از پاشیدن فلفل شکایت داشتند ، گفت. پس از ورود ، اوانز را می توان در آسیاب ویدئویی در اطراف Capitol Rotunda ، جایی که نقاشی های تاریخی تاسیس جمهوری را به تصویر می کشد ، مشاهده کرد و فریاد زد: "هیچ تخریبی نیست!"

«راجر هانشاو » رئیس مجلس نمایندگان ایالت گفت: «ایوانز» باید در مورد حضورفعالش در آنچه امروز اتفاق افتاده است(هجوم به کنگره) ، به رای دهندگان و همكاران خود(نمایندگان) پاسخ دهد..

نماینده ویرجینیای غربی گفت هنوز با ایوانز در مورد مشارکتش درآن شورش  صحبت نکرده ام.

نماینده ای از وین کانتی در بیانیه ای بعداً در فیس بوک گفت که او در حال بازگشت به ویرجینیای غربی است و "به عنوان یک عضو مستقل رسانه برای فیلمبرداری از تاریخ در آنجا بود."

قانونگذار ایالتی ویرجینیای غربی ، جمهوری خواه ، پس از ورود مستقیم به جریان اصلی خود که با جمعیتی از طرفداران دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا وارد ساختمان شده بود ،

به دلیل ورود به منطقه ای محدود از پایتخت ایالات متحده متهم شد. کن کوه ، معاون ارشد دادستان فدرال در واشنگتن ، در تماس تلفنی با صدور ده ها اتهام جدید علیه اعضای جمعیتی که روز چهارشنبه به خشونت به پایتخت حمله کردند ، پرونده را علیه دل ایریک اوانز اعلام کرد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یکی ازسایتهای امریکا می نویسد:مهاجمان کاپیتول(ساختمان کنگره) یک افسر پلیس خونین را در یک درب محکم کوبیدند ، چهره پیچ خورده و فریادهای ضبط شده در فیلم. آنها یک افسر دیگر را با سلاح بلانت زخمی کردند و پلیس سوم را از نرده داخل جمعیت کوبیدند.

مهاجمین  شعارمی دادند«مایک پنس را اعدام کن

شورشیان با فشار دادن آنها به داخل ، با ضرب و شتم پلیس با لوله(میله فلزی پرچم) ،خواستار محل نگهداری نانسی پلوسی ، رئیس مجلس نمایندگان شدند. آنها قصدحمله به همه نمایندگان مجلس راداشتد.

مهاجمان می گفتند: آنها کجا هستند؟

آنهادر بیرون ، روی داربست ایستاده بود ، کامل با پله های چوبی محکم و طناب. اسلحه و بمب های لوله ای در مجاورت منجمد شده بودند.
تنها چند روز بعد ،صحنه های حمله خودبه کنگره رادرمصاحبه هاآشکارکردند شورشیان علاوه بر اشغال  کنگره ،خواستار سرنگونی رهبران  امریکا- معاون رئیس جمهور ترامپ و رئیس مجلس (نانسی پلوسی)بودند.

هماهنگی نمایندگان مجلس وپلیس درشلیک به مهاجمین

 «جیم مک گاورن »نماینده ماساچوست،روز یکشنبه به آسوشیتدپرس گفت: من دیدم که این جمعیت از مردم در حال فریاد زدن روی آن شیشه هستند.

به چهره های آنها نگاه کردم ، به ذهنم رسید ، اینها معترض نیستند. اینها تخریب گرند.

نماینده ماساچوست گفت: آنچه در مقابل خود دیدم ، اساساً فاشیسم خانگی و خارج از كنترل است.

«نانسی پلوسی» روز یکشنبه۱۰ژانویه (۲۱ دی ۱۳۹۹) گفت: شواهد نشان می دهد که این یک گروه کاملاً برنامه ریزی شده و سازمان یافته با رهبری و هدایت و هدایت بوده است. و هدف این بود که برویم مردم را بیاوریم دراین صحنه ها.

صحنه های وحشتناکی بود!

رئیس کنگره ایالت متحده  در این مورد در مصاحبه «60 دقیقه» گفت:صحنه های خشم ، خشونت و عذاب چنان گسترده است که ممکن است کل آن هنوز هم قابل درک نباشد. اما با بیرون آمدن فیلم های بیشمار تلفن های هوشمند از صحنه ، بیشتر فیلم های ناشی از خود شورشیان شورشیان منتشرشده و نمایندگان بیشتر که هرج و مرج پیرامون خود را بازگو می کنند ، خطوط قیام به طور فزاینده ای تسکین می یابد.

ایوانز ۳۵ ساله بعد از دستگیری بعد از ظهر جمعه بعد از ظهر روز جمعه در مقابل قاضی فدرال در هانتینگتون ، ویرجینیای غربی ظاهر شد. اگر مجرم شناخته شود ، به دلیل دو تخلف: یک سال و نیم در زندان فدرال قرار دارد: ورود به یک منطقه ممنوع و رفتارهای بی نظم.

مرگ افسر پلیس در حمله به کنگره ایالات متحده

پلیس ساختمان کنگره ایالات متحده اعلام کرد «برایان دی. سینیک» افسر پلیس، در شورش چهارشنبه «هنگام درگیری فیزیکی با معترضان» مجروح شده بود. او پنجمین فردی است که در اثر این زد و خوردها جان باخته است.

سه مقام مسئول حفظ امنیت ساختمان کنگره به دلیل ناتوانی در توقف این رخنه استعفا دادند. قانونگذاران خواهان بازبینی عملیات پلیس و گزارش اف بی آی درباره آن چه یک «حمله تروریستی» خواندند شده اند.

یک معترض، زنی سفیدپوست، در اثر شلیک پلیس، کشته شد و شماری دستگیر شدند. سه نفر دیگر پس از «امور اضطراری درمانی» مرتبط با رخنه به کنگره جان باختند.

هجوم هواداران ترامپ

قانونگذاران تا روز مراسم تحلیف ریاست جمهوری جو بایدن در بیستم ژانویه به کنگره برنمی گردند.

پلیس کنگره تظاهرکنندگان را که تلاش می کردند موانع پلیس را پشت سر بگذراند زیر نظر دارند. واشنگتن، ۶ ژانویه ۲۰۲۱

استیون ساند، رئیس پلیس ساختمان کنگره ایالات متحده، زیر فشار سناتور دموکرات چاک شومر استعفا داد. سناتور جمهوریخواه میچ مک کانل خواستار استعفای فوری مایکل استنگر، رئیس نگهبانان سنا، شد. پال اروینگ، رئیس نگهبانان مجلس نمایندگان، هم کناره گیری کرد./۲۰ دی ۱۳۹۹

«مایکل شروین» سرپرست داستانی واشنگتن :

در جریان تظاهرات طرفداران ترامپ در برابر کنگره، بمب‌های لوله‌ای در نزدیک دفتر حزب جمهوری‌خواه و دموکرات در واشنگتن کار گذاشته شده بود.

بر اساس گفته این مقام آمریکایی، ‌بمب‌های کار گذاشته شده چاشنی‌های انفجاری و تایمر داشتند.

وی گفت کسانی که اقدام به کار گذاشتن بمب در واشنگتن و در نزدیکی دفتر دو حزب اصلی آمریکا کرده‌اند، دستگیر و مجازات خواهند شد.

جائزه برای شناسایی متهمان

شروین گفت که ۵۰ هزار دلار برای کسانی که هویت کسانی که اقدام به بمبگذاری در واشنگتن کرده‌اند پاداش در نظر گرفته شده است.

 

FBI عکسی از شخصی را که مسئول قرار دادن مواد منفجره مشکوک در خارج از کمیته ملی جمهوری خواه و کمیته ملی دموکرات قبل از اعتراضات کاپیتول ایالات متحده است ، به اشتراک گذاشته است. پنجشنبه شب ، FBI با انتشار توئیتی عکسی از فرد مظنون را منتشر کرد و پاداش حداکثر ۵۰۰۰۰ دلاری را برای اطلاعات منتهی به مکان ، دستگیری و محکومیت فرد (های) مسئول قرار دادن بمب های مشکوک به لوله در واشنگتن دی سی ارسال کرد. در۶ژانویه۲۰۲۱. 

استعفای مشاورارشد(معتمد)ترامپ

خانم«هوپ هیکس» مشاور ارشد دونالد ترامپ رئیس جمهور فعلی آمریکا کاخ سفید را ترک کرده است.

شبکه CNN گزارش داد که هیکس در اقدامی از پیش برنامه ریزی شده روز سه شنبه به فعالیت خود در کاخ سفید به عنوان مشاور ترامپ پایان داده است.

گفته می‌شود که هیکس با ادعاهای ترامپ در مورد تقلب در انتخابات ماه نوامبر موافق نبوده و از وی خواسته بود تا وارد چالش حقوقی در مورد انتخابات نشود.

خانم « هیکس»قبلاًمدیرارتباطات کاخ سفیدبوده

«هوپ هیکس» ، یکی از دستیاران با سابقه و مورد اعتماد رئیس جمهور دونالد ترامپ ، از کار خود به عنوان مدیر ارتباطات کاخ سفید استعفا می دهد./۲۵ دی ۱۳۹۹

هفته آخرریاست جمهوری ترامپ:

 روزنامه«واشنگتن پست» ۲۵ دی ۱۳۹۹ در گزارشی به حال و روز دونالد ترامپ، در روزهای آخر ریاست‌جمهوری‌اش پرداخته و نوشته است که دایره نزدیکانش همچنان در حال تنگ‌تر شدن است.

ازکارکنان کاخ سفیددلخوراست

دفاتر مستقر در کاخ سفید در حال خالی شدن است و همزمان ترامپ از کسانی هم که مانده‌اند، عصبانی است. مشاوران و معاونانش می‌گویند که او به شدت از نزدیکانش دلخور است و فکر می‌کند که به اندازه کافی از او در برابر اتهام حمایت از حمله کنندگان به کنگره حمایت نکرده‌اند.

ازوکیل حقوقی کاخ سفید(رودی جولیانی)عصبانی است

به گفته آن‌ها، این روزها ترامپ بیش از پیش منزوی شده و کینه‌توزانه رفتار می‌کند. حتی رابطه او با «رودی جولیانی» وکیل مخصوصش نیز شکرآب است و به معاونانش گفته است که اسناد قانونی را در اختیار جولیانی قرار ندهند و همچنین گفته است که او باید به شخصه با پرداخت حق وکالت جولیانی در جریان اعتراض به نتایج انتخابات در ایالت‌ها موافقت کند و کسی حق پرداخت مبلغی به او را ندارد.

ترامپ:حقوق «جولیانی» کم شود،اوهیچ موفقیتی نداشته

اطرافیان ترامپ همچنین به واشنگتن پست گفتند که ترامپ در جمع‌های محرمانه در خصوص برخی اقدامات جولیانی ابراز نگرانی کرده و گفته است که درخواست جولیانی برای ۲۰ هزار دلار در روز برای تلاش جهت تغییر نتایج انتخابات زیاد است.

از:دامادش+سخنگوی کاخ سفید+مشاوراقتصادی+مشاورامنیت ملی+رئیس کاخ سفید..رضایت ندارد

یک مسئول دولتی آمریکایی دیگر نیز بدون افشای نام خود به این روزنامه گفته است که ترامپ از اینکه روند انزوای وی با این سرعت به پیش می‌رود، خشمگین است. چرا که عملا کسی دیگر از او دفاع نمی‌کند. از جمله «کایلی مک انانی» سخنگوی کاخ سفید، «جرد کوشنر» مشاور و داماد ترامپ، «لاری کودلو» مشاور اقتصادی، «رابرت اوبرایان» مشاور امنیت ملی و «مارک میدوز» رئیس کارکنان کاخ سفید کسانی هستند که ترامپ را تنها گذاشته‌اند.

فقط یک رفیق(لیندسی گراهام) برایش مانده

طبق نوشته واشنگتن پست، سناتور «لیندسی گراهام» جزو معدود افرادی است که دونالد ترامپ، همچنان به آن‌ها اعتماد دارد و از او خواسته تا به همکارانش در مجلس سنا برای تبرئه کردن ترامپ در جریان روند استیضاح فشار آورد. همزمان ترامپ به مشاورانش گفته است که گمان نمی‌کند تا پیش از تاریخ ۲۰ ژانویه از سمت خود عزل شود.

ترامپ منزوی شدهشرکاء »حاضربه ادامه همکاری باترامپ نیستند

«واشنگتن پست»می نویسد:منابع آگاه همچنین گفتند که ترامپ از دیگر مسائلی که ممکن است که برای روزهای پس از ریاست‌جمهوری‌اش تأثیر منفی بگذارد، نگران است. از جمله مسدودشدن حساب «توئیتر»رسانه موردعلاقه وجکومتی ترامپ و تعلیق عضویتش در«باشگاه گلف»  و همچنین اعلامیه بانک «دویچه بانک» مبنی بر اینکه دیگر در طرح‌های ترامپ سرمایه‌گذاری نخواهد کرد.

یک مسئول عالی‌رتبه سابق دولت آمریکا نیز گفته است که کارمندان کاخ سفید عاقلانه رفتار می‌کنند و همزمان نا امید و خشمگین و آماده پایان دولت ترامپ هستند.

یک مقام دیگر به « واشنگتن پُست» گفته : ترامپ نه تنها از «مایک پنس» معاونش و برخی معاونان دیگرش عصبانی است، بلکه از شخصیت‌های رسانه‌ای که برای مدت طولانی از او دفاع می‌کردند و اکنون او را تنها گذاشته‌اند از جمله «کیمبرلی استراسل» خبرنگار وال استریت ژورنال، یا «لورا انگراهام» مجری فاکس نیوز  نیز خمشگین است.

مقام آگاه کاخ سفید گفت: «ترامپ به طور فزاینده‌ای این احساس را دارد که تنها و منزوی شده است و در این روزهای آخر همچون جسدی است که هزاران زخم برداشته است

مجلس نمایندگان آمریکا بامداد پنجشنبه (امروز) طرح استیضاح «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور این کشور را تصویب کرد. قانونگذاران ایالات متحده با ۲۳۲ رأی موافق و ۱۹۷ رأی مخالف، طرح استیضاح مجدد ترامپ را تصویب کردند.

ضرغامی گفت"سردارسلیمانی" همیشه هوای"ظریف"راداشت

عزت الله ضرغامی(رئیس اسبق سازمان صدا و سیما)گفت:حاج قاسم همیشه هوای آقای ظریف را داشت و مراقب بود آقای ظریف در مأموریت هایی که دارد روحیه خود را نبازد، کم نیاورد و عقب نشینی نکند. به همین دلیل حتی اگر لازم بود به محل کار آقای ظریف در وزارت خارجه می رفت و عکس هم می انداخت که معلوم باشد حاج قاسم دارد از -فرماندهی-دیپلماسی کشور پشتیبانی می کند./یکشنبه، ۲۱ دی ۱۳۹۹مصاحبه باجماران.

محمدجواد ظریف :من با حاج قاسم از قبل حضور در وزارت (خارجه) رفیق بودم، گفت: وقتی وزیر شدم تصمیم گرفتیم که در مورد کارهایمان در حوزه منطقه با هم هماهنگی کنیم و احساس کردیم که چنین نیازی وجود دارد.

وزیرامورخارجه:حاج قاسم هیچ وقت در مورد برجام با من صحبت نکرد. ما هر وقت با هم صحبت می‌کردیم در مورد منطقه و حوزه مسئولیتی حاج قاسم رایزنی و گفت‌وگو داشتیم.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یک زمانی هجمه های ناجوانمردانه سنگینی روی «محمدجوادظریف»بودکه ادامه کاررابرایش غیرممکن می ساخت،علاوه برآن سفربشاراسدبه ایران که ظریف هم مطلع نبود،وزیرخارجه گمان برد که دارنداورادورمی زنند!که استعفایش را نوشت وتقدیم رئیس جمهورکرد.

باشگاه خبرنگاران(۰۸ اسفند ۱۳۹۷)نوشت:اقدام ناگهانی دوشنبه شب محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان مبنی بر انتشار خبر استعفایش، موجی از واکنش‌ها را در بین مردم و مسئولین به دنبال داشت و هر فرد با توجه به برداشت خود از این موضوع، واکنش خاص خود را ارائه داد. در این میان واکنش سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است.

آرزوی ضرغامی برای بازگشت احمدی نژاد و اعلام آمادگی وی برای انتخابات 1400

شایان ذکر است به تازگی حسن روحانی رئیس جمهور کشورمان، کتبا استعفای ظریف را رد کرد؛ همچنین حضور محمدجواد ظریف در مراسم رسمی استقبال از نخست وزیر ارمنستان که امروز برگزار شد، حاکی از ادامه حضور وی در وزارت امور خارجه خوهد بود.

در ادامه پستی که صفحه منتسب به فرمانده نیروی قدس سپاه در این رابطه منتشر کرده و شامل واکنش سردار سلیمانی به استفعای محمدجواد ظریف است را مشاهده می‌کنید:

سردار

" برخی ناهماهنگی‌ها در نهاد ریاست جمهوری، منجر به گلایه‌مندی آقای دکتر ظریف شده است/ ایشان، مسئول اصلی در حوزه سیاست خارجی کشور هستند.

سرلشکر قاسم سلیمانی: حتما آقای ظریف مسئول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است و طی مدت مسئولیت در وزارت امور خارجه کشورمان همواره مورد حمایت و تائید مقامات عالی‌رتبه نظام، به ویژه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) بوده و هستند.

ایشان برای تامین منافع ملی کشور پیوسته اقدامات ارزشمندی را در سطوح گوناگون انجام داده و در مسیر مبارزه با دشمنان قسم‌خورده انقلاب اسلامی و ملت ایران نیز همراهی لازم را داشته‌اند. در جریان سفر اخیر آقای بشار اسد به تهران و ملاقات وی با آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم، برخی ناهماهنگی‌ها در نهاد ریاست جمهوری که مطرح هم شده، منجر به عدم حضور وزیر امور خارجه کشورمان در این ملاقات و متعاقبا گلایه‌مندی ایشان شده است.

خشم ادامه دار آمریکا از سردار سلیمانی و ظریف

قرائن نشان می‌دهد هیچگونه تعمدی برای عدم حضور آقای دکتر ظریف در این ملاقات نبوده است و باید تاکید کنم ایشان به عنوان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران مسئول اصلی در حوزه سیاست خارجی کشور هستند.

سردار

ذوق‌زدگی ضد انقلاب و دشمنان ملت ایران و سوارشدن بر موج اتفاقی که ناشی از سهل‌انگاری اداری است هیچ تاثیری بر اراده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در پیشبرد اهداف و منافع ملی و نیز پیروزی درخشان جبهه مقاومت اسلامی نخواهد گذاشت و ملت با عظمت ما تحت زعامت و هدایت‌های مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای عزیز (مدظله العالی) مسیر آینده روشن و تمدن ساز انقلاب و صیانت از امنیت و منافع ملی خود را با وحدت و جدیت دنبال خواهد کرد. ۹۷/۱۲/۸

سفرودیداری که وزیرامورخارجه ایران مطلع نبوددیدارمحرمانه: ناراحتی ظریف وتقدیم استعفابه رئیس جمهور

« قاسمی»سخنگوی وزارت امور خارجه در مورد سفر بشار اسد رییس جمهور سوریه گفت: وزارت امور خارجه در هیچ سطحی از آن اطلاع نداشت و این بی اطلاعی تا پایان سفر حفظ شد...

یکی از دلایل استعفای دکتر ظریف این نوع از ناهماهنگی ها با وزارت امور خارجه بوده و همانگونه که قبلا هم اعلام شده موضوع استعفای وزیر محترم یک موضوع شخصی و فردی نبوده و نیست و هدف و نیت از آن تلاشی مثبت برای ارتقاء و بازگرداندن وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی کشور به جایگاه اصلی خود بوده است./۱۴ اسفند ۱۳۹۷

دیدار سردار «سلیمانی» با «ظریف»

ایسنا(سه‌شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ )اینگونه نوشت:

صبح امروز سه‌شنبه سردار قاسم سلیمانی - طبق روال برنامه هفتگی‌ - با لباس رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در محل وزارت امور خارجه حاضر شد و با ظریف دیدار کرد.

سردار حاج قاسم سلیمانی در این دیدار ضمن خداقوت به دکتر ظریف، اقدام آمریکا در خصوص وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران را جنون آمیز و نشانه شکست قطعی کاخ سفید دانست.

وی در ادامه خطاب به وزیر امور خارجه افزود: این اقدام آمریکا ثابت کرد که جنابعالی بعنوان مسئول سیاست خارجی کشور، تاثیری عمیق بر افکار عمومی و بویژه مردم آمریکا نسبت به جهالت رهبران این کشور دارید.

سردار سلیمانی دفاع از منافع ملی و صداقت در بیان را از خصوصیات ویژه آقای ظریف دانسته و افزود: به شما تبریک می گویم که بدلیل انتساب به رهبر معظم، حکیم و فرزانه عالم اسلام و جهان، مورد غضب و دشمنی آمریکا قرار گرفته اید.

ظریف: حاج قاسم هیچ وقت درباره برجام با من صحبت نکرد.

واکنش سردار سلیمانی به استعفای ظریف

وزیر امور خارجه کشورمان با بیان اینکه سردار قاسم سلیمانی فرماندهی بود که سرباز رهبری بود در حوزه کاری که به او مسئولیت و دستور داده شده بود، اظهار کرد: حاج قاسم هیچ وقت در مورد برجام با من صحبت نکرد. ما هر وقت با هم صحبت می‌کردیم در مورد منطقه و حوزه مسئولیتی حاج قاسم رایزنی و گفت‌وگو داشتیم.

محمدجواد ظریف در گفت‌وگو با برنامه «مرد میدان» :من با حاج قاسم از قبل حضور در وزارت (خارجه) رفیق بودم، گفت: وقتی وزیر شدم تصمیم گرفتیم که در مورد کارهایمان در حوزه منطقه با هم هماهنگی کنیم و احساس کردیم که چنین نیازی وجود دارد.

ظریف ادامه داد: حاج قاسم برخلاف صحبت‌هایی که بعضی از افراد می‌گویند فرماندهی بود که سرباز رهبری بود در حوزه‌ای که به او دستور و ماموریت داده شده بود.

این دیپلمات عالی‌رتبه کشورمان ادامه داد: برخی به من می‌گویند نظر حاج قاسم در مورد برجام چه بود؟ من می‌گویم نمی‌دانم چون هیچ وقت در مورد برجام با من صحبت نکرد و ما در مورد منطقه و حوزه مسئولیتی حاج قاسم صحبت می‌کردیم. نمی‌خواهم بگویم که حاج قاسم طرفدار یا مخالف برجام بود چراکه واقعا نمی‌دانم.

وی همچنین در مورد برخی از صحبت‌ها در مورد برجام دو و سه تصریح کرد: ما قصد برجام دو و سه نداشتیم. اتفاقا برجام دو که من گفتم، برنامه جامع اقتصادی مقاومتی بود. من می‌گفتم که ما باید به سمت برنامه جامع اقتصادی مقاومتی پیش برویم چراکه برای موفقیت برجام به این امر نیاز داشتیم که طرف مقابل احساس کند که ما وابسته به آنها نیستیم.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا شما و حاج قاسم در مورد موضوعی بود که با یکدیگر اختلاف داشته باشید؟ اظهار کرد: من و حاج قاسم الزاما دیدگاهایمان یکسان نبود ولی با یکدیگر گفت‌وگو می‌کردیم و در پس این گفت‌وگوها در نهایت به این توافق می‌رسیدیم که می‌خواهیم چکار کنیم. مثلا طرح چهار ماده‌ای در مورد یمن بدهیم یا طرح چهار ماده‌ای در مورد سوریه. ممکن بود که اولش چهار ماده دیگر در نظر من بود و چهار ماده دیگر در نظر ایشان ولی با هم صحبت می‌کردیم که به یک چیز مشترک برسیم و در اکثر موارد به توافق می‌رسیدیم و اگر به توافق نیز نمی‌رسیدیم بالاخره رهبری بودند یا اینکه موضوع در شورای عالی امنیت ملی مطرح می‌شد و در آنجا بحث و گفت‌وگو می‌کردیم که به نتیجه برسیم.

وی ادامه داد: فکر می‌کنم جز یک مورد که حاج قاسم از دست من یک خورده عصبانی شد بقیه بحث‌ها دوستانه بود. در مورد آن موضوع نیز در دبیرخانه بودیم که دیدم حاج قاسم خیلی عصبانی است. بالای سرش رفتم و او را بوسیدم و به او گفتم ما با هم رفیقیم و اینجا بحث می‌کنیم.

وی در پاسخ به این سوال که مساله مورد بحث چه بود، گفت: فکر می‌کنم در مورد بحث سوریه بود. در آن دوران شرایط سوریه بد شده بود و ما دو نظر متفاوت در مورد موضوع داشتیم.

ظریف گفت: در بسیاری از جلسات وقتی گفت‌وگو و رایزنی‌مان تمام می‌شد همدیگر را در آغوش می‌کشیدیم و عموما من نگران حاج قاسم بودم بخصوص موقعی که ایشان به سفر می‌خواستند بروند و من برای ایشان «فالله خیر الحافظین» را می‌خواندم.

ظریف با بیان اینکه هیچ دو نفری نیستند که در مورد همه مسائل یک دیدگاه داشته باشند،‌گفت: من با همکاران خودم در وزارت خارجه نیز بحث و گفت‌وگو می‌کنم و برخی اوقات داد و بیداد می‌کنیم. دوستان نظر می‌دهند، رایزنی می‌کنیم، بحث و دعوا می‌کنیم و بعد از همفکری تصمیم می‌گیریم.

این دیپلمات عالی‌رتبه کشورمان ادامه داد: من و حاج قاسم در دو حوزه مختلف کار می‌کردیم. حاج قاسم وظیفه‌اش میدان بود و موفقیت در میدان برایشان مهم بود و من وظیفه دیگری داشتم و اینکه موفقیت در میدان و اینکه موفقیت در صحنه بین‌الملل را همسو کنیم بعضی وقت‌ها کار سخت و مشکلی است. باید با هم صحبت می‌کردیم، بحث می‌کردیم تا به نتیجه برسیم. ولی فکر نمی‌کنم که این کلنجارها تاثیری منفی در علاقه‌ای که ما به همدیگر داشتیم گذاشته باشد. خانواده من می‌دانستند که من چقدر حاج قاسم را دوست دارم و خانواده ایشان نیز می‌دانستند که ایشان چقدر به من لطف دارد./ایسنا۱۴ دی ۱۳۹۹

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:ساعت یک بامداد جمعه(۱۳ دی ۱۳۹۸) دو خودرویی که در حال انتقال فرمانده سپاه قدس(سپهبدحاج قاسم سلیمانی) و آقای ابومهدی المهندس(رئیس حشدالشعبی عراق) از فرودگاه بغداد به سمت شهر بغداد بودند، مورد اصابت حملات موشکی نیروهای آمریکایی(بابلگرد وپهبادبمباران شد) قرار گرفتند و تمام سرنشینان آن که ۱۰ نفردر۲خودرو بودنددرمیان آتشبارجنایتکاران امریکایی سوختند.

کاش در نیمه شب دفن حسین/ بوریا چادر زینب می‌شد..


بدن سپهسالار«اِرْباً اِرْباً»شد

شماری از اعضای الحشد الشعبی در حمله به فرودگاه بغداد به شهادت رسیدند

ماشین سردارسلیمانی وابومهدی مهندس

(تصاویر) محل شهادت سردار قاسم سلیمانی

سردارسلیمانی از سوریه با هواپیمایی متعلق به خطوط (اجنحه الشام) که ۱۱ شب در فرودگاه بغداد به زمین نشسته بود، ابومهدی مهندس به استقبال سردارسلیمانی به فرودگاه بغداد آمده بود۲روز قبل ازآن هم درلبنان باسردارحجازی بود.

ناگفته های شب شهادت حاج قاسم از زبان جانشین سپاه قدس

در ساعت ۰۰:۳۱(بامداد) دو خودرو از فرودگاه خارج شده و دو دقیقه بعد سایر مسافران از هواپیما پیاده شدند.

در ساعت ۰۰:۳۷(بامداد) صدای سه انفجار در نزدیکی فرودگاه به گوش رسید و از زمان حرکت دو خودرو تا اصابت موشک به آنها تنها شش دقیقه طول کشید.

سردار سیدمحمدباقرزاده می‌گوید: به آقا(رهبرانقلاب) عرض کردم: دیشب که خواستیم شهداء را کفن کنیم کربلا را دیدیم ، بدن ها اِرْباً اِرْباً» بود، حاج قاسم پنج تکه شده بود، سر در بدن نداشت، بخشی ازکتف و دست راست و ... .«ابومهدی مهندس» هم فقط چند تکه از بدنش بود..

فرازدیگرازمصاحبه عزت الله ضرغامی با سایت جماران:

ضرغامی: حاج قاسم همیشه هوای ظریف را داشت

حاج قاسم کار نظامی و کار مستشاری وسیع می کرد و قدرت انقلاب اسلامی را در ابعاد مختلف به دنیا و آمریکا نشان می داد و بعد شرایطی فراهم می کرد که دستگاه دیپلماسی ما برود و صحبت کند؛ این خیلی مهم است. بنابر این یک بُعد حاج قاسم این بود که از یک نظر «سردار دیپلماسی» و از یک طرف «مرد میدان استراتژی، راهبرد و تاکتیک» بود. وقتی اینها را با هم جمع می کنید می بینید که ارزش خیلی بالایی در این شخصیت هست.»

وی افزود: «من معتقدم آدم های بزرگ باید اسباب بزرگی داشته باشند. اسباب بزرگی مجموعه ای از بزرگواری، جوانمردی، مردانگی، تواضع، گذشت و ضایع نکردن خدمات دیگران است. بسیاری از مسئولین بزرگ ما اخلاق بزرگی ندارند. به آنها می گوییم در این جایگاه کمی منش بزرگی و جوانمردی داشته باش و مثل بچه عمل نکن؛ نمی توانند. من خیلی به این مسأله اعتقاد دارم. آدم های بزرگ اسباب بزرگی می خواهند.»

واما

امروز(جمعه، ۲۶ دی ۱۳۹۹)آیت الله فلاحتی درنمازجمعه رشت گفتند:مذاکره کنندگان بایددادگاهی شوند.

امام جمعه رشت درخطبه دوم ،ضمن پرداختن به قضیه ترامپ وجوبایدن ،گفتندآنهایی که دراین نشستهای برجامی(جلسات مذاکره)شرکت داشتندبایددردادگاه انقلاب محاکمه بشوندکه چرابانماینده امام زمان(عج)به مخالف برخواستند،رهبرمعظم انقلاب برای مذاکره۹شرط گذاشته بود که اینها(مردان دیپلماسی کشور)برخلاف سیاستهای «آقا»،عمل کردند.

برنامه مهاجمین"اشغال پایتخت" بعداز تسخیرکنگره،اعلام حکومت نظامی بود

​قراربودبعدازتسخیرکنکره«پایتخت»امریکا(واشینگتن)رااشغال کنندواعلام حکومت نظامی(کودتا).

خانم «اشلی بابیت» در توییت خود نوشت: «هیچ چیز مانع ما نخواهد شد ...اما طوفان اینجاست در کمتر از۲۴ ساعت واشینگتن DC سقوط می کند ... تاریک تا روشن!»

دراین تهاجم ۵ نفر از جمله یک افسر پلیس کشته و ده‌ها نفر  زخمی وبازداشت شدند.

«اشلی بابیت»زنی که درهنگام حمله کنگره تیرخورد،افسر-سابق-امنیتی ارتش امریکا(نیروی هوایی بود)ازطرفداران سرسخت ترامپ بود.

هجوم« قوم ترامپ »به ساختمان کنگره(مجلس نمایندگان)امریکا

آشوب هواداران ترامپ «حمله به کنگره» اعتراض به نتایج آنتخابات.

همزمان با برگزاری نشست مشترک قانون‌گذاران مجلس نمایندگان و سنای امریکا برای شمارش آرای الکترال نامزدهای انتخابات سوم نوامبر ریاست‌جمهوری، هواداران دونالد ترامپ(قوم ترامپ)، عصر روزچهارشنبه،۶ژانویه۲۰۲۱ (۱۷ دی ۱۳۹۹) وارد ساختمان کُنگره شدند و حصار امنیتی آن را شکستند.

۴نفر ازجمله یک زن باگلوله کشته،ده هانفر نفرزخمی شدند.

مهاجمان قوم ترامپ

لحظاتی  قبل ازحمله مهاجمان

۴نفرکشته درحمله مهاجمان به کنگره

قوم ترامپ،وحشی های امریکا

حمله به کنگره-بارعایت پروتکل ها!

حمله قوم ترامپ به مجلس امریکا

حمله قوم ترامپ به کنگره امریکا

فرارنمایندگان ازحمله قوم ترامپ

درگیری قوم ترامپ باپلیس امریکا

حمله قوم ترامپ به کنگره امریکا

لم دادن یکی ازمهاجمان روی  میزکاررئیس مجلس.

میز کار پلوسی بعد از حمله به کنگره

این مهاجم  پس از خروج از ساختمان کنگره گفته بود: «هنگامی که وارد اتاق پلوسی شدم، هنوز به خاطر آثار گاز اشک‌آور سرفه می‌کردم. یک پوشه روی میز پلوسی بود که روی آن نوشتم ما عقب‌نشینی نمی‌کنیم».

مهاجمان «ریاست  کنگره» راتجربه می کنند!

رابرت کونتی(کنتی)، رئیس پلیس واشنگتن دی سی گفت: علاوه بر زنی که به دلیل شلیک گلوله در بیمارستان جان باخت سه مرگ دیگر در اطراف ساختمان کنگره گزارش شده است.

«کونتی »در کنفرانس خبری گفت: در حال حاضر جسد یک زن و دو مرد دیگر نیز داریم.

رئیس پلیس گفت:دست کم ۱۳ معترض طرفدار ترامپ دردر کپیتول(ساختمان کنگره) دستگیر شده و حداقل پنج سلاح ازمهاجمان توقیف شده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز از واشینگتن دی‌سی، علاوه بر چهار کشته در هجوم به کنگره، تاکنون ۵۲ نفر نیز بازداشت شده‌اند. از این تعداد ۴۷ نفر به دلیل نقض حکم منع عبور و مرور (نقض حکومت نظامی)در شهر دستگیر شده‌اند.

زنی که درکنکره تیرخورد«اشلی بابیت»۳۵افسرسابق نیروی هوایی امریکا- با رتبه عالی امنیتی بود،ساکن سن دیگو(ایالت کالیفرنیا)که ۱۴سال سابق خدمت درارتش داشته است ولی هم اکنون باهمکاری شوهرش تجارت می کردند.

رابرت کونتی(کنتی)، رئیس پلیس واشنگتن دی سی گفت: علاوه بر زنی که به دلیل شلیک گلوله در بیمارستان جان باخت سه مرگ دیگر در اطراف ساختمان کنگره گزارش شده است.

«کونتی »در کنفرانس خبری گفت: در حال حاضر جسد یک زن و دو مرد دیگر نیز داریم(علاوه براشلی بابیت).

رئیس پلیس گفت:دست کم ۱۳ معترض طرفدار ترامپ دردر کپیتول(ساختمان کنگره) دستگیر شده و حداقل پنج سلاح توقیف شده است.

این مهاجم«جیک آنجلی» است بانام مستعار«شمن کیوانان» ۳۲ ساله باتحصیلات دبیرستانی  از شهر فینیکس( ایالت آریزونا)،شغل غیرحرفه ای خوانندگی،تقریباً بیکاره.

دفتررئیس مجلس بعدازحمله مهاجمان

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:زنی که درکنکره تیرخورد«اشلی بابیت»۳۵افسرسابق نیروی هوایی امریکا- با رتبه عالی امنیتی بود،ساکن دیگو(ایالت کالیفرنیا)که ۱۴سال سابق خدمت درارتش داشته است ولی هم اکنون باهمکاری شوهرش تجارت می کردند.

نیروی هوایی کالیفرنیا : نام این مأمورامنیتی «اشلی الیزابت مک آنتی»(Ashli Elizabeth McEntee)-نام شوهرسابق رادارد-یک نیروی هوایی نیروهای امنیتی بود که در حین انجام وظیفه فعال ، به درجه هواپیمابر ارشد یا E-4 رسید.

لحظه شلیک به زن مهاجم

 یک افسر پلیس با لباس شخصی در پشت سنگر گرفته بود «آشلی بابیت» را هدف شلیک گلوله قرار می دهد.

این افسرسابق امنیتی ارتش امریکا(اشلی بابیت) در حالی که پرچم ترامپ را به دور کمر(شبیه شنل) بسته بود ، از پنجره شکسته یکی از درهادرحال بالا رفتن بودکه 

با اصابت گلوله سقوط می کندخونش به کف مرمر مجلس کنگره می ریزدوتاقبل از رسیدن به بیمارستان فوت می کند

روز پنجشنبه(صبح) ، رئیس پلیس کاپیتول« استیون سوند» در بیانیه ای تأیید کرد که «بابیت» زنی است که به ضرب گلوله کشته شد.

سوند گفت :هزاران نفر از افرادی که در اقدامات آشوبگرانه خشونت آمیز شرکت داشتند.

مهاجمان به ساختمان پایتخت ایالات متحده یورش بردند و با لوله های فلزی(که بعنوان چوب پرچم دردست داشتند)  به نیروهای انتظامی حمله کردند ، «مواد محرک شیمیایی» را تخلیه(درمحل تسخیرپاشیدند) و سلاح های دیگر را به دست گرفتند.

پلیس کاپیتول ایالات متحده ، اشلی بابیت ، کهنه سرباز(افسرسابق) ارتش را به عنوان زنی شناسایی کرد که روز چهارشنبه در میان شورش در داخل پایتخت مورد اصابت گلوله قرار گرفت. روز پنجشنبه پلیس در بیانیه ای گفت: «در حالی که معترضین به زور به اتاق مجلسی که اعضای کنگره در آنجا پناه می گرفتند ، می رود ، یک کارمند سوگند یاد شده (پلیس کاپیتول آمریکا) اسلحه خدمت خود را شلیک کرد و به یک زن مهاجم اصابت کرد .»

روی مصدوم فوراً کمک های پزشکی انجام شد و این زن به بیمارستان منتقل شد و امابعداً در اثر جراحات فوت کرد. نام این زن« اشلی بابیت» شناسایی شده است

اسامی ۳ جان باخته دیگر درحادثه هجوم به کنگره:

سه نفر دیگر نیز چهارشنبه ، بر اثر فوریت های پزشکی درگذشت. آنها «بنجامین فیلیپس» ، ۵۰ ساله ، از ری ، پنسیلوانیا بودند. «کوین گریسون» ، ۵۵ ساله ، از آتن ، آلاباما ؛ و «روزان بویلند» ، ۳۴ ساله ، از کنزو ، جورجیا ، رئیس پلیس منطقه کلمبیا ، رابرت کمیته سوم ، روز پنجشنبه در یک کنفرانس خبری گفت.

زن کالیفرنیایی که در جریان شورش کاپیتول کشته شد ، یک جانباز نظامی و از طرفداران سرسخت ترامپ بود.

خبرگزاری رویترز، پلیس در بیانیه‌ای اعلام کرد «برایان سیکنیک» افسر پلیسی که در جریان درگیری‌های روز چهارشنبه ششم ژانویه ۲۰۲۱ زخمی شده بود، پنجشنبه شب (به وقت محلی) جان باخت.

کشته شدن یک پلیس و۶۰نفر زخمی

 شبکه خبری «ان‌بی‌سی» با انتشار پیامی به نقل از «تیم رایان» نماینده دموکرات ایالت اوهایو در مجلس نمایندگان نوشت : «تیم رایان» نماینده کنگره به خبر‌نگاران گفته که حدود ۶۰ مأمور پلیس کاپیتال (کنگره) زخمی شده‌اند، از جمله ۱۵ نفر که در بیمارستان بستری شده و حال یک نفر نیز وخیم گزارش شده است. این نماینده گفت بسیاری از این مأموران با لوله‌های سر‌بی از ناحیه سر، ضربه دیده‌اند.»

توضیح نگارنده-پیراسته فر:آنچه که رسانه های انگلیسی درباره نوشته اند رامیخوانید،بیشتراین اطلاعات را مستقیماً ازرسانه های انگلیس زبان اخذکرده ام واگردرترجمه نواقصی مشاهده کردید،عذرخواهی می کنم.

او برای حمایت از ترامپ روز چهارشنبه در واشنگتن به سر می برد.

«آرون بابیت»(همسرکنونی اشلی بابیت) حدود ۳۰ دقیقه قبل از تیراندازی به همسرش پیامی فرستاد و دیگر هیچ پاسخی نداد.

شغل «زنی ازقوم ترامپ» که درتهاجم به کنگره بدست پلیس ساختمان کنگره(کاپیتول)کُشته شد.

طبق سوابق تجاری وزیر امور خارجه کالیفرنیا ،« اشلی الیزابت مک آنتی »مدیر اجرایی Fowlers Pool Service & Supply Inc. در Spring Valley ، کالیفرنیا ، نزدیک سان دیگو است. مدیر ارشد مالی این «شرکت آرون ریموند بابیت» ، همسرش است.

همسر سابق بابیت«تیموتی مک آنتی» ، در نامه ای به The San Diego Union-Tribune ، او را «زنی فوق العاده با قلبی بزرگ و ذهنی قوی» خواند. مک آنتی گفت که او و بابیت از آوریل 2005 تا مه 2019 ازدواج کردند.

یک حساب فیس بوکی با نام بابیت می گوید: او در 25 ژوئن 2019 با آرون بابیت ازدواج کرد و کارفرمای خود را به عنوان سرویس استخر فاولر معرفی می کند.

نیروی هوایی روز پنجشنبه گفت که اشلی الیزابت مک آنتی از 2004 تا 2008 مشغول انجام وظیفه بود که اخیراً در پایگاه هوایی Dyes در نزدیکی Abilene ، تگزاس بود. وی همچنین از 2008 تا 2010 عضو ذخیره نیروی هوایی و از 2010 تا 2016 عضو گارد ملی هوایی بود.

یکی از هواداران پرشور دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و پیرو و مروج بسیاری از فعالان محافظه کار معروف رادیکال نیز بود. به عنوان رهبران جنبش تئوری توطئه QAnon ، مطابق مشخصات وی در شبکه های اجتماعی.

جاستین جکسون ، شوهرخواهر وی به شبکه تلویزیونی NBC سن دیگو گفت: بابیت 35 ساله برای اعتراض به شکست انتخاباتی ترامپ به واشنگتن آمده بود.

بر اساس سوابق نیروی هوایی ، خانم «بابیت» یک افسرسابق نیروی هوایی بود که یک کنترل کننده نیروهای امنیتی  محسوب می شد و از ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۶میلادی(۱۳۸۲تا۱۳۹۴شمسی) چندین مأموریت در خاورمیانه بعنوان نماینده ارتش امریکا- انجام داده است.

طبق صفحه فیس بود که اکنون پاک شده است.

یکی ازمهاجمان- حامیان ترامپ -که شاهد تیراندازی بود گفت: تعدادی از پلیس و سرویس های مخفی به خانم بابیت می گفتند« برگرد ، برو پایین ، از سر راه خود برو ».امااوتوجهی به این هشدارپلیس نکرد.

تیموتی مک آنتی ، شوهر سابق بابیت ، گفت همسر سابق وی صاحب مشاغل تمیزکاری تزئینات استخر بوده و صریح صحبت می کند. او در توییتر خود را به عنوان آزادیخواه معرفی کرد.

در یک ویدیو ارسال شده در توییتر ، بابیت با صدای بلند در مورد سیاستمداران لیبرال و آنچه که او تأثیر منفی مهاجرت بر اقتصاد ایالات متحده می داند ، تعریف می کند. وی در توئیتی دیگر خواستار استعفا معاون رئیس جمهور پنس شده بود وحتی گفته بودبه دلیل خیانت باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیرد.

خانم اشلی بابیت در توییت خود نوشت: «هیچ چیز مانع ما نخواهد شد ... آنها می توانند تلاش کنند و سعی کنند اما طوفان اینجاست و در کمتر از ۲۴ساعت واشینگتن DC سقوط می کند ... تاریک تا روشن

The day before, she wrote: "Nothing will stop us ... they can try and try and try but the storm is here and it is descending upon DC in less than 24 hours ... dark to light!"

«مارک زاکربرگ» مدیر عامل فیسبوک نوشت: «حوادث تکان دهنده دوازده ساعت گذشته به روشنی نشان داد که دونالد ترامپ، می خواهد از دوره باقی مانده خود در این پست برای جلوگیری از انتقال مسالمت آمیز قدرت به جو بایدن استفاده کند.»


رییس فیسبوک در ادامه تاکید کرد که از این سیستم عامل نباید برای ایجاد شورش‌های خشونت‌آمیز علیه یک دولت منتخب دموکراتیک سوء استفاده شود.


«توییتر» نیز حساب کاربری ترامپ را به دلیل این پست‌ها به طور موقت بست و تهدید کرد، در صورت ادامه نقض قوانین توییتر، ترامپ برای همیشه حق استفاده از این شبکه اجتماعی را نخواهد داشت.
استانداردهای دوگانه پلیس امریکا:اگرمعترض «سفیدپوست» باشد،حق اعمال خشونت وتخریب دارد (بقرماییدتشریف ببریدبیرون)

واما«سیاهپوست»باشدبایدروی گلوی معترض «زانوزد».

مهاجمی که سینه برهنه و کلاه شاخ پشمی بر سر دارد «جیک آنجلی» است بانام مستعار«شمن کیوانان» ۳۲ ساله، اهل آریزونا است که اغلب در خارج از ساختمان پایتخت ایالت ظاهر می شود. آنجلی به خبرنگار روزنامه گلوب و میل گفت که پلیس در ابتدا مانع ورود وی و دیگر هواداران به پایتخت شده است ، قبل از اینکه اجازه ورود به آنها را بدهد. وی گفت که بعداً پلیس از او خواست که آنجا را ترک کند ، و او را بدون دستگیری آزاد کرد.

«اینس پُل» معتقد است که پلیس محافظ کاپیتول(ساختمان مجلس نمایندگان) موفق عمل نکرده است زیرا آشوبگران به راحتی توانستند وارد ساختمان شوند، پنجره ها را بشکنند و حتی دفتر رئیس مجلس نمایندگان، نانسی پلوسی را برای مدت کوتاهی تسخیر کنند.


رئیس دفترنمایندگی دویچه وله پایتخت امریکا می‌نویسد: «این در حالی است که شرکت کنندگان حرکت‌های اعتراضی موسوم به ٬٬جان سیاهان مهم است٬٬ (Black Lets Matter ) که اوایل سال جاری میلادی در واشنگتن راهپیمایی کردند، با گاز اشک آور، باتوم و یک رئیس جمهور خشمگین روبرو شدند که خواستار دستگیری شهروندان صلح طلب شد، شهروندانی که از حقوق اساسی خود استفاده می‌کردند».
«پل» ضمن متهم کردن پلیس به برخورد دوگانه می‌گوید: «اگر معترضان سفید پوست باشند و از ترامپ حمایت کنند، میهن‌پرست به شمار می‌روند، وگرنه آنارشیست‌های خطرناکی هستند که باید با آنها با گاز اشک آور مبارزه کرد و آنها را به زندان انداخت».
اینس پل در پایان تفسیر خود تاکید کرده است: «ما شاهد اقدام نهایی رئیس جمهوری هستیم که هواداران خود را  به اعمال خشونت وادارمی‌کند.»
این رسانه درپایان می نویسد:باید امیدوار بود دونالد ترامپ به عنوان آخرین اقدام و برای ماندن در کاخ سفید، کشورش را به جنگ تازه‌ای سوق ندهد.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:چندساعت بعدازحادثه،اکثررسانه های-شبکه های اجتماعی(ازجمله توئیتروفیس بوک)حسابهای اورا حذف کردند،هرچی نام ایشان بود و ویدئوهایی که ازراهپیمایی وتظاهرات وتهاجم به کنگره  راحذف کردند وحتی ویدئوهایی اشغال کنگررا -قسمت اسم وعکس وصوت اوراحذف کردند(درویدوهای باقیمانده ازحادثه اشغال کنگره،وقتی به اسم وعکس این خانم می رسد،هشدار حذف شنیده می شود.

نکته:امروزجمعه،( ۱۹ دی ۱۳۹۹)دراستانمان-گیلان-یکی ازآقایان محترم ازتریبونی داشت اشاره ای از این خانم کشته شده(اشلی بابیت)می کرد،تحلیلش این بودکه این خانم «مآموراطلاعاتی»امریکابود،وقتی مسئولان کنکره اورادیدند،تعجب کردندکه این چرااینجاهست! واوراتعمداًکشتند!..درادامه گفت :اینهاحامیان ترامپ نبودند،بلکه ناراضیان حکومت امریکابودند!

من نمیدانم که این برادرعزیراین اطلاعات ناصواب راازکجاآورده؟کدام رسانه نامعتبر،منبع اخبارش است که اینگونه بدون سندومدرک افاضه کلام کرده است!

البته این بزرگواردرماجرا«جمال خاشقچی»هم تحیلل نادرست داشت(بیخودی غول های رسانه ای بزرگش کردند..موضوع کوچک بین۲کشورمسلمان است ونیزدرماجرا«جورج فلوید»گفت:یکصدمیلیون سیاهپوست درامریکا تاکنون کشته شده اند!.

اماوقتی حساب کاربری رئیس جمهورامریکاحذف شد:

لیندسی گراهام، سناتور جمهوری‌خواه از رویکرد توییتر در قبال حساب دونالد ترامپ انتقاد کرده و گفته است: آیت الله‌ها می‌توانند توییت کنند، اما دونالد ترامپ نمی‌تواند. این خودش می‌گوید چه کسانی اداره توییتر را به عهده دارند.

ریک اسکات هم نوشته است، این در حالی است که توییتر «به چینی ها اجازه می‌دهد آشکارا در مورد نسل کشی رجز بخوانند و آیت‌الله در مورد پاک کردن اسرائیل از روی نقشه صحبت کند

این در حالی است که توئیتر در همین روز، سخنان  آیت الله خامنه‌ای(رهبر جمهوری اسلامی ایران)، را درباره واکسن‌های کرونای ساخت آمریکا و انگلیس را از حساب‌های کاربری وی در زبان‌های انگلیسی، عربی، اسپانیایی، روسی و فرانسوی حذف کرد.

در حساب‌های کاربری آیت الله خامنه‌ای به چندین زبان، اظهارات روز جمعه وی درباره واکسن تولیدی شرکت‌های آمریکایی با مشارکت نهادهای پژوهشی بریتانیایی بازتاب یافته بود./پایان توضیحات.

ساعاتی پس از بیرون راندن طرفداران دونالد ترامپ از ساختمان کنگره آمریکا، ساعت ۳:۳۲ بامداد روز پنج‌شنبه، ۱۸ دی‌ماه، کنگره امریکا رسماً پیروزی جو بایدن و معاون او کامالا هریس در انتخابات ریاست‌ جمهوری ۲۰۲۰ را تأیید کردند.

در نشست مشترک سنا و مجلس نمایندگان ایالات متحده آرای کالج انتخاباتی خوانده شد و مایک پنس، معاون رئیس جمهوری آمریکا، تاییدیه تمامی ۵۰ ایالت آمریکا را اعلام کرد.

در نشست سنای آمریکا نخست رای‌گیری برای بررسی نخستین اعتراض سناتورهای جمهوری‌خواه به نتیجه انتخابات در ایالت آریزونا برگزار شد. این اعتراض با ۹۳ رای مخالف در مقابل ۶ رای موافق رد شد.

در نهایت در ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه شب نشست مشترک سنا و مجلس نمایندگان با تایید نتیجه مجمع گزینندگان (کالج انتخاباتی) ایالات مختلف آغاز شد.

در مجلس نمایندگان نیز اعتراض سناتورهای جمهوری‌خواه به نتیجه انتخابات در ایالت آریزونا با ۳۰۳ رای مخالف در مقابل ۱۲۱ رای موافق رد شد.

اما نمایندگان جمهوری‌خواه به نتیجه انتخابات در ایالت پنسیلوانیا اعتراض کردند. در ادامه نشست جداگانه دو مجلس آغاز شد تا به این اعتراض رسیدگی کند.

در حالی که برخی از اعضای مجلس نمایندگان به نتیجه انتخابات در جورجیا و نوادا اعتراض داشتند، به دلیل پس گرفتن امضای اعضای سنا، این اعتراض‌ها رد شد.

آیت الله خامنه ای:در سال ۸۸ آمریکا می‌خواست ایران را بی‌ثبات سازد، همان اتفاقی که برای آنان در سال ۹۹ برای خودشان رخ داد و خدای متعال همان وضعیتی را که برای ایران می‌خواستند تا جنگ داخلی راه بیندازند، برای خودشان پیش آورد./۱۹ دی ۱۳۹۹

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:

FBI از مردم درخواست کرده است تا در شناسایی آشوبگران کاپیتول در روز پنجشنبه کمک کنند ، زیرا برخی از اعضای برجسته تر طرفداران ترامپ شروع به نامگذاری آنلاین کردند. از جمله آنها می توان به جیک آنجلی اشاره کرد که کلاه شاخدار و خزهایش چشم بسیاری از تماشاگران در خانه را به خود جلب کرد و ریچارد بارنت که از او در حالیکه در پشت میز نانسی پلوسی نشسته بود عکس گرفته شده بود در حالی که گروهی از طرفداران ترامپ ساختمان کاپیتول را محاصره کردند.

پلیس واشینگتن دی سی گفت: در روز چهارشنبه ۶۸ نفر دستگیر شدند و فقط یکی از آنها محلی در منطقه بود.

وزارت دادگستری آمریکا جمعه (شنبه، ۱۹ دی ۱۳۹۹)اعلام کرد ۱۳ نفر در ارتباط با حمله روز چهارشنبه بازداشت هسند.

 

رئیس مجلس امریکا:ترامپ بایداستعفابدهد وگرنه استیضاحش می کنیم.

 تاکنون ۱۶۰ نفر ازنمایندگان مجلس، از طرح استیضاح دونالد ترامپ حمایت کرده‌اند.

در صورتی که استیضاح دونالد ترامپ دوباره در کنگره مطرح شود، او نخستین رئیس جمهوری آمریکا خواهد بود که دو بار استیضاح می‌شود.

از سوی دیگر، کاخ‌سفید در بیانیه‌ای به گزارش‌ها در خصوص طرح استیضاح مجدد رئیس‌جمهوری واکنش نشان داده و گفته است، چنین اقدامی باعث «تفرقه بیشتر» در کشور خواهد شد.

در حالی که تنها ۱۱ روز به پایان ریاست جمهوری آمریکا(۲۰ژانویه) باقی مانده است، دموکرات به دنبال اقدام فوری در این زمینه هستند نانسی پلوسی تصریح کرده است، ما می‌بایست اقدام کنیم.

«نانسی پلوسی» روز جمعه پس از چهار ساعت مذاکره با اعضای مجلس نمایندگان و همچنین ژنرال«مارک میلی» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا از دونالد ترامپ خواست استعفا تا دهد یا استیضاح خواهد شد.

وی همچنین گفته است که همه گزینه‌ها از جمله استیضاح، اجرای متمم ۲۵ قانون اساسی و استعفای رئیس جمهوری مد نظر هستند./شنبه، ۲۰ دی ۱۳۹۹

پرچم آمریکا در دانشگاه همپشایر که دو روز پس از انتخابات ریاست جمهوری این کشور به آتش کشیده و سوخته شده بود ، به دستور ریاست این دانشکده پایین کشیده شد .

به پایین کشیدن پرچم امریکادرحمله به کنگره 

به آتش کشیدن پرچم امریکا۲روزبعدازانتخابات ریاست جمهوری

رییس این دانشکده این پرچم را « نماد تفرقه » نامید .جاناتان لش ، در ادامه افزود : روسا و مدیران دانشگاه ابتدا این پرچم را با هدف تقویت روحیه ملی و احساسات وطن پرستانه در دانشکده هنر این دانشگاه نصب نمودند اما میله این پرچم بهتر است دست کم تا ترم آتی تحصیلی خالی باقی بماند . ما با پایین کشیدن این پرچم می توانیم به ادامه تلاش های خود در خصوص بررسی وضعیت نژآدپرستی ، اقدامات ضدزن اسلام هراسی ، ضدمهاجرت و شعارها و رفتارهایی از این دست بپردازیم .

نگرانی پاپ از«مرگ دمکراسی» درامریکا

۵روزپس ازحمله وحشیانه قوم ترامپ به کنگره:پس از حمله گروهی از هواداران خشونت‌طلب رئیس‌جمهوری آمریکا به ساختمان کنگره ایالات متحده که باعث کشته شدن پنج نفر شد، «پاپ فرانسیس» رهبر کاتولیک‌های جهان روز یکشنبه۱۰ژانویه (۲۱ دی۱۳۹۹) از آمریکایی‌ها خواست تا از خشونت پرهیز کرده و به دنبال آشتی و محافظت از ارزش‌های دمکراتیک باشند./رادیوفردا

پاپ در یک سخنرانی گفت: «من تکرار می‌کنم که خشونت همیشه به نابودی خود عامل خشونت می‌انجامد. هیچ چیز با خشونت به دست نمی‌آید بلکه بسیاری چیزها هم از دست می‌رود».

این دومین بار طی چند روز اخیر است که پاپ فرانسیس در مورد خشونت در واشینگتن دی‌سی ابراز نگرانی کرده است.

در جریان حمله شماری از خشونت‌طلبان طرفدار دونالد ترامپ به ساختمان کنگره در روز چهارشنبه پنج نفر از جمله یک افسر پلیس کشته و ده‌ها نفر بازداشت شدند.

آشوب هواداران ترامپ"حمله به کنگره"اعتراض به نتایج آنتخابات

«رئیس جمهورمنتخب »(جوبایدن) از ازرئیس جمهور(دونالدترامپ) خواست با حضور در تلویزیون از هواداران خود بخواهد که به خانه بازگردند و ازآشوب دست بردارند.

آشوب هواداران ترامپ «حمله به کنگره» اعتراض به نتایج آنتخابات.

همزمان با برگزاری نشست مشترک قانون‌گذاران مجلس نمایندگان و سنای امریکا برای شمارش آرای الکترال نامزدهای انتخابات سوم نوامبر ریاست‌جمهوری، هواداران دونالد ترامپ، عصر روزچهارشنبه،۶ژانویه۲۰۲۱ (۱۷ دی ۱۳۹۹) وارد ساختمان کنگره شدند و حصار امنیتی آن را شکستند.یک زن باگلوله کشته،۱۵ نفرزخمی شدند.

گزارش رسانه‌های بین‌المللی و تصاویر تلویزیون‌های آمریکایی که تجمع اطراف کنگره را به صورت مستقیم پخش می‌کنند نشان می‌دهد که  مهاجمین هوادار رئیس‌جمهوری آمریکا پس از سخنرانی ترامپ به ساختمان کنگره حمله کردند و با نیروهای پلیس محافظ ساختمان درگیر شده‌اند،۱۵ نفرزخمی شدند.

استقرار گارد ملی در واشینگتن؛ یک زن کشته شد

قوم ترامپ

 یک منبع در کاخ سفید: آشوبگران آمریکایی شب را در ساختمان کنگره می‌مانند+ جزییات

در همین حال، گزارش شبکه‌های خبری آمریکا حاکی است که گارد ملی منطقه واشینگتن دی.سی و ایالت‌های مریلند و ویرجینیا در واشینگتن مستقر خواهند شد.

​توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این حمله وهجوم،ازقبل توسط دونالدترامپ فواخوان شده بود وحمله زمانی آغازشدکه ترامپ سخنرانی خودرابه پایان برد

لم دادن مهاجمین روی صندلی نمایندگان

لطضه ورودمهاجمان به داخل صحن_کنگره.

 

مهاجمان قصد هجوم به داخل اتاقهای نمایندگان رادارند ونمایندگان پناه می گیرند.

نماینده جیسون کرو (D. ، Colo.) نماینده ایالات متحده ، سوزان وایلد (D. ، Pa.) ، در حالی که پوشش خود را آغاز می کند ، آرام می کند ، زیرا آشوبگران جلسه مشترک کنگره را برای تأیید نتایج کالج انتخابات در روز چهارشنبه در واشنگتن مختل می کنند.

نمایندگان ایالات متحده ، مادلین دین (D. ، Pa.) و سایر قانونگذاران در حالی که شورشیان روز چهارشنبه به واشنگتن به واشنگتن حمله کردند ، پوشش خود را تحت پوشش قرار دادند. سوزان وایلد نماینده آمریکا (D. ، Pa.) گفت: مردم بیش از یکدیگر فریاد می زدند ، بنابراین درک آنچه مردم می گویند واقعاً دشوار است.

حامیان دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده در اعتراض به صدور گواهینامه نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 ایالات متحده توسط کنگره آمریکا ، در واشنگتن ، ایالات متحده ، 6 ژانویه 2021 ، بر روی دیوارها در پایتخت ایالات متحده بالا می روندو

اعضای کنگره در حال حاضر در محل Capitol Hill پناه گرفته اند و از طریق شبکه های اجتماعی به روزرسانی هایی درباره ایمنی خود و کشور ارائه می دهند

وزارت دفاع آمریکا، پنتاگون، اعلام کرده است، نیروهای گارد ملی هم اکنون عازم واشینگتن هستند.

گزارش شبکه ان بی سی حاکی است، هزاران نیروی گارد هم اکنون عازم واشینگتن شدند.

اینهانمایندگان مجلس هستند که برای موکلین ،دست به ماشه شده اند.

در همین حال گزارش‌ها حاکی است که یک زن در جریان هجوم طرفداران ترامپ به داخل کنگره زخمی شده که حال وی وخیم است.

اما ساعت ۶ بعداز ظهر ان بی سی گزارش داد که این زن که در داخل ساختمان کنگره گلوله خورده بود، در بیمارستان درگذشت.

پلیس واشینگتن هم پیشتر گفته بود، ۱۵ مورد جراحت گزارش شده است.

به گزارش آسوشیتدپرس، رئیس پلیس واشینگتن هم گفته است معترضان هوادار دونالد ترامپ از نوعی گاز اشک آور و سوزاننده علیه نیروهای محافظ کنگره استفاده کردند و به این طریق توانستند وارد ساختمان کنگره شوند.

واکنش جو بایدن و دونالد ترامپ

«جو بایدن» رئیس جمهوری منتخب آمریکا ساعت ۴:۱۵ بعداز ظهر هجوم به ساختمان کنگره را «حمله بی سابقه» به دموکراسی ایالات متحده خواند و آن را محکوم کرد.

«رئیس جمهورمنتخب » از ازرئیس جمهور-کنونی- خواست با حضور در تلویزیون از هواداران خود بخواهد که به خانه بازگردند و ازآشوب دست بردارند.

«آشوبگر»دستورتوقف آشوبهای خیابانی راصادرکرد

در همین حال همزمان با این اظهارات جو بایدن، دونالد ترامپ در پیامی ویدئویی از هواداران خود خواست به خانه بازگردند.

دونالد ترامپ گفت، می دانم که ناراحت هستید. الان زمان آن است که باید به خانه بروید. در آرامش به خانه بروید.

ساعت ۵ بعداز ظهر به وقت محلی، نیروهای پلیس که در اطراف ساختمان کنگره مستقر شده بودند، بیرون کردن معترضان از ساختمان کنگره را آغاز کردند.

موریل باوزر(بوئرس) «شهردار واشینگتن دی سی» از اعمال مقررات منع تردد از ساعت شش عصر خبر داده است.‎

سناتور جمهوری‌خواه« لیندسی گراهام»یکی از حامیان نزدیک دونالد ترامپ، در توئیتی خواستار محاکمه مهاجمان به ساختمان کنگره شده است.

وی همچنین در توئیتی دیگر خواستار تشکیل نشست کنگره در چهارشنبه برای بررسی تایید نتیجه انتخابات شده است.

به دنبال بیرون راندن هواداران دونالد ترامپ از ساختمان کنگره در واشینگتن، شامگاه چهارشنبه،۶ژانویه۲۰۲۱ (۱۷ دی ۱۳۹۹) نشست مشترک قانون‌گذاران مجلس نمایندگان و سنای ایالات متحده برای شمارش آرای الکترال نامزدهای انتخابات سوم نوامبر ریاست‌جمهوری از سر گرفته شد.

«مایک پنس» معاون اول رئیس جمهوری آمریکا، در آغاز نشست شامگاه چهارشنبه گفت، ما خشونت رخ داده در اینجا را به شدیدترین حالت ممکن محکوم می‌کنیم.

او اضافه کرد، به کسانی که امروز در ساختمان کنگره تخریب به بار آوردند: شما پیروز نشدید. خشونت هرگز پیروز نمی‌شود. آزادی پیروز می‌شود. و این (کنگره) همچنان خانه مردم است.

«میچ مک کانال» رهبر اکثریت سنا هم در سخنانی با محکوم کردن حمله به کنگره گفت، آنچه امروز روی داد «شورش ناکام» بود.

وی در ادامه تصریح کرد کاری را امروز برای تایید انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۰ آغاز کردیم براساس قانون نهایی می‌کنیم.

مهاجمین آشوبگر«تروریست داخلی»هستندو«اوباش»

اتهام جدید دموکرات‌ها به ترامپ، سوء استفاده از قدرت

«چاک شومر »رهبر اقلیت سنا نیز در سخنانی گفت، کسانی که به داخل کنگره هجوم بردند تظاهر کننده و معترض نبودند، بلکه «تروریست داخلی» بودند.

چاک شومر اضافه کرد: این اتفاق خود به خودی روی نداد. بخش مهمی از مسئولیت آن برعهده رئیس جمهور است.

«چاک شومر »در ادامه مهاجمان را «اوباش» خواند و خواستار تعقیب قضایی آنها شد.

تاکنون دو تن از ۱۲ سناتور جمهوری‌خواه در صحن اعلام کردند که بعداز رویدادهای روز چهارشنبه، دیگر اعتراضی به نتیجه انتخابات ندارند.

سناتور جمهوری‌خواه «کلی لافلر» از ایالت جورجیا اعلام کرد که از اعتراض خود صرفنظر کرده است.

سناتور دموکرات «دیک دوربین» از ایلینوی، نیز گفت، مهاجمان به دعوت رئیس جمهوری به واشینگتن آمدند، برای این که در چنین روزی کنگره تایید آرای الکترال را بررسی می‌کرد.

در ادامه، «جاش هالی» سناتور جمهوری‌خواه با محکوم‌کردن خشونت روز چهارشنبه گفت، خشونت جایی در آمریکا ندارد.

نشست مجلس نمایندگان

نشست مجلس نمایندگان آمریکا برای تایید آرای الکترال انتخابات ریاست جمهوری در سوم نوامبر چهارشنبه ساعت ۹ شب به وقت محلی آغاز شد.

«نانسی پلوسی» رئیس مجلس نمایندگان در سخنانی با اشاره به رویدادهای روز چهارشنبه تاکید کرد که این می تواند سرآغاز شروع تازه ای باشد.

هجوم به ساختمان کنگره

بعدازظهر روز چهارشنبه همزمان با آغاز نشست مشترک سنا و مجلس نمایندگان گروهی از هواداران رئیس‌جمهوری آمریکا پس از سخنرانی وی به ساختمان کنگره حمله کرده و با نیروهای پلیس محافظ ساختمان درگیر شدند.

۴نفرکشته درحمله مهاجمان به کنگره

رابرت کونتی(کنتی)، رئیس پلیس واشنگتن دی سی گفت: علاوه بر زنی که به دلیل شلیک گلوله در بیمارستان جان باخت سه مرگ دیگر در اطراف ساختمان کنگره گزارش شده است.

کونتی در کنفرانس خبری گفت: در حال حاضر جسد یک زن و دو مرد دیگر نیز داریم.

رئیس پلیس گفت:دست کم ۱۳ معترض طرفدار ترامپ دردر کپیتول(ساختمان کنگره) دستگیر شده و حداقل پنج سلاح توقیف شده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز از واشینگتن دی‌سی، علاوه بر چهار کشته در هجوم به کنگره، تاکنون ۵۲ نفر نیز بازداشت شده‌اند. از این تعداد ۴۷ نفر به دلیل نقض حکم منع عبور و مرور در شهر دستگیر شده‌اند.

زنی که درکنکره تیرخورد«اشلی بابیت»۳۵افسرسابق نیروی هوایی امریکا- با رتبه عالی امنیتی بود،ساکن دیگو(ایالت کالیفرنیا)که ۱۴سال سابق خدمت درارتش داشته است ولی هم اکنون باهمکاری شوهرش تجارت می کردند

ساعاتی پس از بیرون راندن طرفداران دونالد ترامپ از ساختمان کنگره آمریکا، ساعت ۳:۳۲ بامداد روز پنج‌شنبه، ۱۸ دی‌ماه، کنگره امریکا رسماً پیروزی جو بایدن و معاون او کامالا هریس در انتخابات ریاست‌ جمهوری ۲۰۲۰ را تأیید کردند.

در نشست مشترک سنا و مجلس نمایندگان ایالات متحده آرای کالج انتخاباتی خوانده شد و مایک پنس، معاون رئیس جمهوری آمریکا، تاییدیه تمامی ۵۰ ایالت آمریکا را اعلام کرد.

در نشست سنای آمریکا نخست رای‌گیری برای بررسی نخستین اعتراض سناتورهای جمهوری‌خواه به نتیجه انتخابات در ایالت آریزونا برگزار شد. این اعتراض با ۹۳ رای مخالف در مقابل ۶ رای موافق رد شد.

در نهایت در ساعت ۱۱ و ۴۵ دقیقه شب نشست مشترک سنا و مجلس نمایندگان با تایید نتیجه مجمع گزینندگان (کالج انتخاباتی) ایالات مختلف آغاز شد.

در مجلس نمایندگان نیز اعتراض سناتورهای جمهوری‌خواه به نتیجه انتخابات در ایالت آریزونا با ۳۰۳ رای مخالف در مقابل ۱۲۱ رای موافق رد شد.

اما نمایندگان جمهوری‌خواه به نتیجه انتخابات در ایالت پنسیلوانیا اعتراض کردند. در ادامه نشست جداگانه دو مجلس آغاز شد تا به این اعتراض رسیدگی کند.

در حالی که برخی از اعضای مجلس نمایندگان به نتیجه انتخابات در جورجیا و نوادا اعتراض داشتند، به دلیل پس گرفتن امضای اعضای سنا، این اعتراض‌ها رد شد.

چین به سازمان جهانی بهداشت"تحقیق کرونا"مجوزنداد

چین درمورد«آمارمبتلایان وفوتی های کرونا» اطلاعات درست نمی دهد

«تدروس آدهانوم» دبیرکل سازمان بهداشت جهانی، روز سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۹ از اقدام حکومت پکن در عدم صدور مجوز برای ورود کارشناسان این سازمان به چین برای تحقیق درباره منشا ویروس کرونا ابراز تاسف کرده است.

به گزارش رویترز ، تدروس آدهانوم گفته است، بسیار از خبر اجازه ندادن چین به کارشناسان بین‌المللی که برای یافتن منشا ویروس کرونا عازم این کشور بودند، عمیقا مایوس شدم.

طبق این گزارش قرار بود تیم کارشناسان بین المللی اوایل ماه ژانویه جهت تحقیق در خصوص منشا و آغاز شیوع ویروس کرونا در سال گذشته در ووهان به چین سفر کند.

دبیرکل سازمان بهداشتی جهانی در یک نشست مجازی گفته است، امروز مطلع شدم که مقامات چینی هنوز روند صدور مجوزهای لازم برای اعزام هیئت کارشناس به چین را نهایی نکرده‌اند.

تدروس آدهانوم اضافه کرده است، من با مقامات ارشد چینی در تماس بوده‌ام و بار دیگر به صراحت اعلام کردم که این ماموریت برای سازمان جهانی بهداشت یک اولویت محسوب می‌شود.

به گزارش رویترز، قرار بود این ماموریت با هدایت «پیتر بن امبارک» متخصص ارشد سازمان بهداشت جهانی در زمینه بیماری‌های حیوانی انجام شود. او در ماه ژوئیه سال گذشته در همین زمینه به چین سفر کرده بود.

«مایک رایان» مدیر اجرایی برنامه اضطراری سازمان بهداشت جهانی در این زمینه گفته است، دو کارشناس عضو این تیم بین‌المللی سازمان بهداشت جهانی سفر خود را به چین آغاز کرده بودند. اما یکی از آنها در حال بازگشت است و دیگری نیز در کشور سومی است.

با این حال، مایک رایان ابراز امیدواری کرده است که مشکل پیش آمده فقط یک موضوع لجستیکی و اداری باشد و سریعا حل شود.

دکتر «ماریا فان کرخوو» رییس بخش «برنامه اضطراری» سازمان جهانی بهداشت

دکتر «مایک رایان» مدیر اجرایی بخش برنامه اضطراری سازمان جهانی بهداشت

شیوع ویروس کرونا با انتقاد شدید از چین همراه بوده است. کشورهای مختلف به ویژه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا از رویکرد چین در قبال شیوع ویروس کرونا انتقاد کرده‌اند.

با این حال چین از با رد این انتقادها می‌گوید شیوع ویروس کرونا با منشا مختلف بوده است. اما آمریکا از چین خواسته است که در این زمینه با شفافیت کامل عمل کند.

ماه گذشته سی ان ان در گزارشی اعلام کرد چین در آغاز شروع همه‌گیری کرونا شدت شیوع این ویروس را به‌درستی به جهان گزارش نکرده و تعداد مبتلایان خود را نیز کمتر از نصف رقم واقعی مخابره کرده است.

شبکه خبری سی‌ان‌ان گفته بود، مجموعه‌ای از افشاگری‌ها که در ۱۱۷ صفحه از اسناد داخلی مرکز کنترل و پیشگیری بیماری‌های استان هوبئی چین به دست این شبکه خبری رسیده است، نشان می‌دهد که چگونه حزب کمونیست چین اطلاعات حیاتی لازم برای مهار اولیه شیوع کرونا در جهان را پنهان کرده است.

تاکنون ویروس کرونا در سراسر جهان ۸۵.۸ میلیون نفر را مبتلا کرده و جان یک میلیون و ۸۵۸ هزار نفر را گرفته است.

با استفاده از رویترز و رادیو فردا۱۷ دی ۱۳۹۹

تونل عشق" بین ۲خانه" برای راوبط نامشروع

تونلی بین ۲خانه برای راوبط نامشروع -مکزیک

«تونل عشق»مرد متاهل تونلی در مکزیک ساخت که او را به خانه معشوقه متأهلش متصل می کرد.

مرد مکزیکی (آلبرتو )تونلی طولانی باآجر ازخانه خودش حفرکرده بودکه بتوانددرغیاب مردهمسایه ،بازنش روابط جنسی داشته باشد وامادریک اتفاق غیرمنتظره لورفت.

« آلبرتو»که مهندس ساختمان بود،تونلی راطوری طراحی کرده بودکه اورابه پشت کاناپه، خانه دوست دخترش هدایت کند.

آلبرتو و دوست دخترش از محله «تیجوآنا در ویلاس دل پرادو ۱» هستند.

وقتی شوهرزن(خورخه) سرکارمی رفت ، آلبرتو و دوست دخترش مرتباً ملاقات می کردند.

او با این زن رابطه داشت و توسط شوهرش گرفتار شد.

وقتی «خورخه» یک روز بطورغیرمعمول(زودتر)به خانه برگشته بود،مردهمسایه«آلبرتو»رادرخانه اش(هال-حال!)دیدکه بازنش«پاملا» است وامابه ناگاه از پشت کاناپه ناپدید شد.

سوء ظن خورخه بیشتر شد.

شوهر(خورخه)،به پشت کاناپه رفت که دریچه ای درکف پشت کاناپه را مشاهده کرد.

خورخه تصمیم گرفت با رفتن به داخل تونل به ته این تونل برسد.

خورخه را به تونل "عاشقان" هدایت کرد که آلبرتو از آن برای ملاقات با «پاملا» استفاده می کرد.

این باعث خشم خورخه شد که وقتی وارد خانه آلبرتو شد شروع به داد زدن کرد و همسرِآلبرتو در خواب بود. شوهر خلافکار برای افتضاح بیشترسعی کرد خورخه راازخانه اش بیرون کند، زیرا نمی خواست همسرش از رابطه اش با پاملا باخبر شود.

با این حال ، خورخه عصبانی از ترک خانه آلبرتو خودداری کرد و همسرآلبرتو«لوبیا»ازخواب بیدارشدوازماجراباخبرشد را در مقابل همسر او ریخت.

این منجر به درگیری بین دو مرد در خانه آلبرتو شد. سرانجام ، پلیس مجبور شد وارد عمل شود و با بردن آلبرتو ، دعوا را متوقف کند.

این رسانه مکزیکی می نویسد: مکزیک معمولاً به خاطر تونل هایش شناخته می شود.مخصوصاً تونل قاچاقچیان.

ماموران پلیس فدرال آمریکا در ایالت آریزونا و در حوالی شهر نوگالس در نزدیکی مرز مکزیک یک تونل بزرگ را کشف کردند که حدود ۵۰۰ متر طول داشت و نقطه ای از خاک مکزیک را به خاک آمریکا متصل میکرد.

مشرق( ۶ آبان ۱۳۹۸)نوشت:این تونل متعلق به مافیای بزرگ مواد مخدر بود که از آن برای انتقال مواد مخدر و یا تردد آزادانه در دو کشور و یا قاچاق انسان و ... استفاده میشد. پلیس آمریکا از سال ۱۹۹۰ تاکنون تعداد ۱۲۳ تونل که توسط گروه های مافیایی در مرز بین مکزیک و ایالات متحده ایجاد شده بودند را کشف کرده است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این خبرراتلویزیون مکزیک(۱۱ دی ۱۳۹۹) هم بصورت مصورپوشش خبری داد.

برای اطلاع ازتونل های قاچاقچیان مکزیک به این لینک مراجعه کنید:

تونل مخفی"مرزمکزیک"امریکا۱۳۰۰متر

عملیات آزادسازی۲شهرسوریه "نبل و الزهرا"توسط رزمندگان گیلانی بارمزرشتی

عملیات آزادسازی۲شهرسوریه «نبل و الزهرا»توسط رزمندگان گیلانی

رمزعملیات:واژگان رشتی.

درادامه مصاحبه تلویزیونی «سردار عبدالله عراقی» رئیس اداره امنیت ستاد کل نیروهای مسلح  دربرنامه «مُلک سلیمان» شب ،شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۸بمناسبت چهلمین شب شهادت سردارسلیمانی راخواهیددید.

درسوریه، ازسال ۱۳۹۴ ازفازمستشاری واردفازنظامی شدیم..سردارسلیمانی ازرهبرانقلاب درخواست کردندکه درسوریه باداعش واردجنگ باداعش بشویم که فرمانده کل قواهم اجازه دادند.

درقسمتی ازاین مصاحبه مجری(دلاوری)می پرسد:مادرسوریه نیروهایمان درفاز مستشاری هستندو یاعملیات رزمی؟

تسنیم می نویسد:«سردار محمدعلی حق‌بین» فرمانده سابق لشکر عملیاتی سپاه قدس گیلان و مشاور عالی فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ وی یکی از فرماندهان دلیر جبهه مقاومت بوده و نقشی بسزا در آزادسازی شهر «نبل و الزهرا» در سوریه داشته است.

پس از شکسته شدن محاصره ۴ساله «نُبُّل و اَلزَّهرا» توسط نیروهای تحت امر وی، حاج قاسم به محل استقرار رزمندگان گیلانی رفت، شکسته‌شدن محاصره نبل و الزهرا را کندن «درب خیبر» تعبیر کرد و بر دستان سردار حق‌بین بوسه زد.

 مشروح گفت‌وگوی خبرنگار تسنیم با «سردار محمد حق‌بین» فرمانده قرارگاه مرکزی امام حسین(ع) سپاه پاسداران است.

تسنیم: با توجه به اینکه حضرت‌عالی از فرماندهان جبهه مقاومت بوده و زمان زیادی را به‌ویژه در جبهه سوریه علیه داعش حضور مستقیم و مستمر داشتید، بحث جبهه مقاومت، حضور و رشادت‌های نیروهای گیلانی و همچنین قدردانی ویژه سردار سلیمانی از شما را به‌واسطه آزادسازی نبل و الزهرا  تشریح بفرمایید.

ـ سردار حق‌بین: داستان جبهه مقاومت از آنجا شروع شد که ابرقدرت‌ها و آمریکایی‌ها اگر توان داشتند هرگز نائب نمی‌گرفتند و به‌نیابت از خود افرادی را از سراسر جهان در سوریه، عراق و لیبی با هزینه‌های کلان سازماندهی نمی‌کردند، جمهوری اسلامی ایران، انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری کاری انجام دادند که قدرت آمریکایی‌ها را شکست.

سردار حق‌بین: ارتش سوریه امروز چندین لشکر مقتدر پیدا کرده که در کنار ما جنگیدند و اکنون اسرائیلی‌ها از ترس آن‌ها نمی‌توانند آب بخورند علاوه بر این نیاز بود که در بخش‌هایی نیز ما وارد عمل شویم به‌عنوان مثال  ۲ شهر نبل و الزهرا که ۲ شهر شیعه‌نشین سوریه هستند که تحت محاصره داعش بودند.

 مردم این شهرها تلفات زیادی در سال‌های ابتدایی جنگ دادند اما بعدها توانستند از شهر بیرون آمده و با فاصله تقریباً ۳ کیلومتر خاکریزهایی زدند و خیلی جاها نیز خاکریز نداشته از خانه‌ها استفاده کردند و جنگ‌هایی را رقم زدند تا توانستند شهر را تا سال ۹۴ نگه دارند و ما سال ۹۴ وارد منطقه شده و شناسایی‌هایی انجام دادیم.

با نیروها مشورت کردیم و در آخرین روز قبل عملیات به نیروها اعلام کردم که فردا همین موقع از این جمع که حدوداً ۱۵۰ نفر است نصف نفرات ممکن است که شهید شوند و قطعاً ۲ برابر تعداد شهدا تلفات نیز داریم که همه اعلام آمادگی کردند همچنین تعدادی از نیروها شب قبل برای شناسایی رفته بودند که من در آن جلسه این را هم گفتم که اگر مسیر ما را ببندند قطعاً از ۱۵۰ نفر کمتر از ۵۰ نفر باقی می‌ماند که در آنجا نیز آمادگی خود را اعلام کردند.

کمااینکه تصمیم‌گیری این کار بسیار سخت بود و بنده با خود می‌گفتم اگر پیروز شویم قطعاً خیلی از افراد می‌آیند و ادعا می‌کنند که طراح این کار، آن‌ها بوده و آن‌ها این کار بزرگ را انجام داده‌اند اما اگر شکست خوردیم قطعاً باید پاسخگوی این کار می‌بودم.

نیروهای ما شب ۱۱ بهمن‌ سال ۱۳۹۴ برای شناسایی رفتند و شب  ۱۲ بهمن‌ ۱۳۹۴ عملیات آغاز شد؛ جبهه شمال حلب نیز بسته شده بود یعنی در شمال شهر حلب جاده‌ای باز می‌شد و ما به منطقه وسیعی که منطقه تفریحی مردم حلب بود رفتیم لذا این منطقه خط مقدم مردم نبل بود و  فرمانده قبلی که در آنجا عملیات کرده بود گفت ما ۶  بار در این منطقه عملیات کرده و هربار ناموفق بودیم.

دشمن در اینجا خط مستحکمی را ایجاد کرده بود زیرا ساختمان‌های بلندی روبه‌روی ما بود و دشمن از این ساختمان‌ها  به‌عنوان سنگر استفاده می‌کرد همچنین فردا صبح وقتی از محل بازدید کردیم متوجه شدیم که زیر زمین را نیز کنده بودند و جنگ اصلی در زیر زمین بود که این قضیه توسط دوربین‌های هوایی ما مشخص نبود.

 دشمن در اکثر مواقع دست ما را در عملیات‌ها خوانده بود اول اینکه صبح‌دم عملیات می‌کردیم و دوم با استفاده از آتش، پیغام داده و نیروها را می‌فرستادیم بنابراین در این عملیات نقشه را عوض کردیم اولاً اینکه آتش نریختیم و ثانیاً زمان عملیات را به نیمه‌شب تغییر دادیم.

«در شب عملیات»، ماه ساعت ۱۲ و ۳۰ بیرون می‌آمد و هوا کاملاً روشن می‌شد و ما نیز طوری برنامه‌ریزی کرده بودیم که همزمان از این تاریکی استفاده کنیم برویم و سپس با بالا آمدن ماه بزنیم که در همان زمان که قصد آغاز عملیات را داشتیم ناگهان ابر سیاهی جلوی روشنی ماه را گرفت و ما راه را گم کردیم.

دقیقاً در زمانی که قصد آغاز عملیات را داشتیم ابر از جلوی ماه کنار رفت که این نیز از الطاف خداوند بود و نیروهایی که در کنار بنده بودند از این لطف خداوند اشک می‌ریختند؛ در این زمان درگیری شروع شد و برنامه ما این بود که ۲ گردان از پشت و یک گردان نیز از روبه‌رو بزنند که در نهایت با لطف خداوند و طراحی پیچیده‌ای که داشتیم این عملیات با نتیجه خوبی به پایان رسید.

در عملیات‌های سابق برای اینکه نیروها همدیگر را بشناسند از قبل هماهنگ می‌کردند که این طرف مثلاً می‌گویند «یا زینب» طرف مقابل بگوید «یا علی» که داعشی‌ها این رمزها را فوری یاد می‌گرفتند و آن‌ها نیز تکرار می‌کردند؛ ما در این عملیات شعارهای جالبی را می‌دادیم و هماهنگ کردیم که طرف مقابل هر شعاری می‌دهند نیروهای این طرف در پایان جمله یک کلمه گیلکی بگوید که دیگر داعشی‌ها نمی‌توانستند تکرار کنند.

 زمانی که درگیری آغاز شد ما ۳  ساعت و ۱۰ دقیقه جنگیدیم؛ سعی کردیم راهی را باز بگذاریم که دشمن فرار کند چون جنگ بسیار سختی بود و دشمن هنوز در ساختمان‌ها کمین کرده بود و اینطور نبود که وقتی ما می‌گفتیم «الله اکبر» پا به فرار بگذارند بلکه آن‌ها نیز با «الله اکبر» اعلام آمادگی می‌کردند.

وقتی جنگ آغاز شد نزدیکی‌های صبح مه غلیظی در هوا بود طوری‌که در فاصله ۵۰ متری دیگر چیزی دیده نمی‌شد و ما با نیروهای حزب الله خاکریز خط مقدم خودمان را شکافتیم؛ بین این خاکریز تا خاکریز بعدی تقریباً ۲۰۰ متر فاصله بود، وقتی بیرون می‌آمدیم به‌سمت ما شلیک می‌کردند که ما در چند مغازه‌ای که در آنجا بود پناه می‌گرفتیم.

وقتی خاکریز را باز کردیم پشت آن نیز کانالی بود، کانال را پر کردیم، ماشین‌ها و جمعیت نیز آمدند و در این فاصله داعشی‌ها مجبور شدند که از آن مهلکه خارج شوند و پا به فرار بگذارند لذا در این عملیات، دشمن تلفات زیادی داشت و چند تن از نیروهای آن‌ها نیز اسیر شدند.

این عملیات برای باز کردن جبهه شمال بود لذا طی عملیات‌های بعدی این محور کاملاً و در حدود ۷۰ کیلومتر باز شد تا به نقطه هم‌مرز ترکیه رسیدیم؛ ۲ روز در آن‌جا مانده و روز سوم برگشتیم و صبح روز پانزدهم وارد نبل و الزهرا شدیم و لذا نخستین گروهی بودیم که وارد شهر شدیم.

 سردار سلیمانی از شنیدن آزادسازی نبل و الزهرا بسیار خوشحال شدند؛ ملاقات ایشان با نیروهای گیلانی و قدردانیشان از نیروها را تشریح بفرمایید.   

another sample image

– سردار حق بین: سردار سلیمانی این خبر را شنیدند و صبح روز بعد مستقیماً خودشان پیش ما آمدند؛ ایشان تشکر کردند و گفتند خیلی جرئت و شجاعت داشتید که این کار را کردید، ما ۴ سال پشت این در مانده بودیم لذا گفتند این در خیبر را شما گیلانی‌ها کندید و مردم مظلوم را آزاد کردید و ما با این حرف بسیار خوشحال شدیم.

ایشان  بسیار خوشحال بودند و قرار شد بعدازظهر با نیروها نیز ملاقات داشته باشند که آمدند و از بچه‌ها تشکر کردند؛ در آن‌جا حدود ۳۰ نفر از نیروهای شجاع فاطمیون نیز همراه ما بودند که در این محفل سردار سلیمانی ضمن قدردانی از تمامی نیروها انگشتر خود را نیز به بنده دادند.

 روز اول که وارد شهر شدیم مردم نمی‌دانستند که ما قرار است برویم لذا مردم این شهرها برنج و خوراکی نداشته و غذاهایشان جیره‌بندی بود ولی آنقدر که آن روز خوشحال بودند بنا بر سنتی که داشتند از شدت  خوشحالی بر روی سر ما برنج می‌ریختند.

 بیش از ۱۰ هزار مردم شهر الزهرا از شدت خوشحالی گریه می‌کردند و ما نیز با آن‌ها اشک می‌ریختیم سپس به مزار شهدای الزهرا رفته و همینطور بین مردم قدم زدیم و وارد مزار شهدای نبل شدیم و در همانجا ماندیم و قرار بود عملیاتی را در یکی از روستاها داشته باشیم.

این روستا مرکز مستشاران غربی و عربی و در کنار اتوبان بود که ما طی عملیاتی آن روستا را گرفتیم البته این روستاها وسعت بزرگی دارند؛ پس از آزادسازی این روستا مردم بسیار خوشحال شدند و می‌گفتند وقتی بچه‌های ما در کوچه بازی می‌کردند از همین روستا به‌سمت آن‌ها گلوله شلیک می‌شد.

لذا مردم خیلی از دست آن‌ها عصبانی بوده و می‌گفتند هرگز آن‌ها را نمی بخشیم، این افراد همان مستشاران خارجی بودند که در این روستا مستقر شده بودند؛ ما به هر شکل بعد از آزادسازی این روستا روستای دیگری را نیز آزاد کردیم.

لذا از جبهه شمال، نبل و الزهرا را از تیررس دشمن خارج کردیم و پس از آن دیگر مردم به‌راحتی در آن مناطق تردد کرده و مانند سابق به کسب و کار خود پرداختند و نیز  می‌دانند که گیلانی‌ها این مناطق را آزاد کردند اما گذشته از آن دشمن می‌خواهد بلای فرهنگی که دارد  بر سر مردم ما می‌آورد را در سوریه نیز پیاده کند.

 در عملیات آزادسازی نبل و الزهرا چه تعداد شهید گیلانی داشتیم؟

– سردار حق بین: کار بزرگ دیگری که در این عملیات انجام شد تعداد کم شهدا بود لذا در این عملیات یک شهید گیلانی حامد کوچکی‌نژاد و یک شهید سمنانی داشتیم که از یگان دیگری به ما اضافه شده بود و چند تن از نیروهای اهواز نیز در مسیر کانال همراه ما بودند که در آنجا تعدادی از آن‌ها شهید شدند لذا در این عملیات تنها یک شهید گیلانی داشتیم./۱۶ دی ۱۳۹۹ تسنیم.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:«نبل و الزهرا»کجاست؟

«نبل و الزهرا» دو شهر مهم شیعه نشین در سوریه‌اند که در ۲۰ کیلومتری شمال غربی شهر حلب و ۲۵ کیلومتری مرز ترکیه، در کنار اتوبان بین المللی حلب ـ ترکیه واقع شده‌اند.

‌این دو شهر بیش از ۶۵ هزار نفر شیعه ۱۲ امامی دارند که پس از شروع ناآرامی‌ها در سوریه، میزبان نزدیک به ۱۵ هزار پناهنده شیعی و سنی هوادار حکومت بشار اسد شده و جمعیتش به ۸۰ هزار نفر رسیده است.

به لحاظ تقسیمات کشوری، شهر «نبل» مرکز بخش «نبل» از شهرستان اعزاز از توابع استان حلب سوریه است. بخش «نبل» با مساحتی در حدود ۱۷۵ کیلومتر مربع متشکل از باشمره، زوق الکبیر، برج القاص، بیانون، حردتنین، کفین، معرسة الخان، میاسه، مایر، نُبل، رتیان و الزهراء است.


شهر الزهراء که به لحاظ اداری زیر مجموعه بخش «نبل» است، با فاصله کمی در کنار شهر «نبل» قرار گرفته است. براساس گزارش رسانه ها دراواخر سال ۱۳۹۴

ازمجموع مساحت ۱۸۱هزارکیلومترمربعی سوریه،حدود۴۰درصددرکنترل ارتش ودفاع وطنی است وهمین اندازه درکنترل تروریستهابوده وبقیه کنترل کردهاوتروریستهای حامی کشورهای منطقه بوده است

سوریه ۱۳۹۵

این دو شهر در شمال استان حلب واقع شده اند و در بزرگراهی که شهر حلب را با مناطق «عزاز» و «عفرین»متصل می کند ، که خیابان «غازي عنتاب» نام دارد ، که یک جاده بین المللی دو طرفه است ، حدود ۲۰ کیلومتر با آن فاصله دارند. شهر نبل ، بزرگراهی با درخت روشن و روشن ، از جاده اصلی به طول ۳ کیلومتر به سمت غرب منشعب شده است.

ما از ۱۳۹۴ درسوریه ازفاز مستشاری وارد فازنظامی شدیم

سردار عراقی - ملک سلیمان

چهارمین قسمت برنامه تلویزیونی «ملک سلیمان» شب گذشته شنبه ۲۶ بهمن با حضور سردار عبدالله عراقی رئیس اداره امنیت ستاد کل نیروهای مسلح با محوریت بررسی ابعاد ناگفته شخصیتی و فعالیتی سردار سلیمانی به روی آنتن رفت.

سردار عراقی در بخش ابتدایی صحبت‌های خود ضمن اشاره به آشنایی خود با سردار سلیمانی گفت: بعد از پایان جنگ ارتباط کاری من و حاج قاسم تقریبا قطع شد و این دوری ادامه داشت تا این که موضوع سوریه در سال ۱۳۹۴ آغاز شد. ایشان از حضرت آقا درخواست داشتند که به صورت رسمی از ایران برای کمک به مردم سوریه در جنگ با داعش برویم. در حقیقت بعد از سال ۹۴ که درگیری‌ها در حلب اوج گرفت، مقام معظم رهبری به ایشان اجازه دادند و سردار سلیمانی بخش‌هایی از نیروی زمینی را به کار گرفتند. من در آن زمان جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه بودم.

نیروی داوطلب ایرانی داشتیم اما حاج قاسم به همسبتگی جبهه مقاومت فکر می‌کرد

او با اشاره به همبستگی ۶ کشور در جبهه مقاومت و مقابله با داعش گفت: حاج قاسم هنری داشت و آن هم این بود که می‌خواست جبهه مقاومت را در یک نقطه کنار هم جمع کند و آنان در کنار یکدیگر با زبان‌ و فرهنگ‌های مختلف برای رسیدن به هدفی واحد بجنگند. برادران فاطمیون از افغانستان، برادران حیدریون از عراق، نیروهای داوطلب از پاکستان، ایران، لبنان و ... در کنار هم حضور داشتند و در برابر دشمنی به نام داعش می‌جنگیدند. جالب است بدانید که اگر اجازه داده می‌شد چند برابر تمام نیروهای حاضر از کشورهای دیگر می‌توانستیم نیروی ایرانی داوطلب اعزام کنیم؛ منظورم نیروهای موظفی نیست و از نیروهای داوطلب مردمی بسیج صحبت می‌کنم. حتی در ابتدا اجازه داده نمی‌شد که نیروهای بازنشسته را ببریم اما وقتی که تعدادی از آنان را با خود به آنجا بردیم دیدیم که آنان عجب انرژی دارند و هر کدام از آنان ۳۰۰ نفر را رهبری می‌کردند.

وقتی هدف مقدس است، حلبچه با شلمچه فرقی ندارد

سردار عراقی گفت: اکنون در شمال غرب و جنوب شرق نیروهای ما علیه تکفیری‌ها می‌جنگند اما به صورت مشخص بعد از عملیات کربلای ۵ و والفجر ۱۰ جنگ سختی نداشتیم. خودم در دلم می‌گفتم که اگر روزی جنگی آغاز شود باز هم می‌توانیم همانند شملچه بجنگیم. خاطرم هست در یکی از عملیات‌ها در جنوب سوریه همه داشتیم می‌جنگیدیم و بدون نام و نشان جلو می‌رفتیم. باید اشاره کنم که داعش از نظر قدرت نظامی خیلی قوی بود و تجهیزات نظامی زیادی داشت. خاطرم هست که در یکی از همین عملیات‌ها کار گره خورده بود و نمی‌توانستیم جلو برویم. در این بین چند نفر داوطلب شدند که خط را بشکنند. در آن جا بود که یاد عملیات‌های هشت سال دفاع مقدس و شلمچه افتادم. در آنجا بود که به من اثبات شد اگر هدف مقدس باشد و دفاع از اسلام و قرآن و اهداف مقدس اسلام باشد شلمچه با حلبچه فرقی ندارد و یکی است. حتی دیدم که بچه‌ها خیلی باانگیزه‌تر از روزهای هشت سال دفاع مقدس در حال جنگیدن بودند.

داعش تا ۱۵ کیلومتری قصر شیرین آمده بود/ با ۴۰۰ ماشین مجهز در مسیر خراسان بودند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر: مجری(دلاوری)می پرسد:مادرسوریه نیروهایمان درفاز مستشاری هستندو یاعملیات رزمی؟

این مقام نظامی با اشاره به حضور مستشاری و نظامی ایران در سوریه گفت: تا مقطعی حضور ما واقعا مستشاری بود و فقط به آنان در مسائل نظامی کمک می‌کردیم. اما از مقطعی به بعد نظام جمهوری اسلامی احساس کرد که ماجرا در حال خطرناک شدن است. این ماجرا زمانی اتفاق افتاد که در سال ۹۴ به مرز قصر شیرین ما نزدیک شده بودند. ایران یکی از اهداف اصلی آنان بود و اگر پرچم‌های آنان را نگاه کنید می‌بینید که خراسان هم جزئی از نقشه آنان بوده است. آنان عملیات روانی سنگینی انجام دادند که ما می‌خواهیم خانقین را بگیریم و با ۴۰۰ ماشین پر در مسیر هستیم. خیلی هم با خشونت رفتار می‌کردند و سر می‌بریدند و وحشت ایجاد کرده بودند. ما دیدیم که خانقین عراق در ۱۵ کیلومتری قصر شیرین ما است. بر همین اساس بود که نظام جمهوری اسلامی تصمیم گرفت که جلو برود و دفاع کند. مسئولیت این کار با حاج قاسم است و ایشان بود که تصمیم می‌گرفت ما چه کنیم؟ قرارگاه نجف نیروی زمینی سپاه وارد عمل شد و حتی وارد خاک عراق شدیم و توپخانه‌های خود را مستقر کردیم. قبل از این که داعش از سه راه سعدیه به خانقین برود، سازمان آنان را به هم ریختیم. جالب است بدانید که شاید تعداد ماشین‌های آنان ۴۰ عدد هم نبود اما آن چنان عملیات روانی راه انداخته بودند که موصل را بدون تیراندازی و فقط با عملیت روانی تسخیر کردند.

به جای جنگیدن با داعش در کرمانشاه به لانه‌شان رفتیم/ داعش سر می‌برید و به هیچ اصولی پایبند نبود

وی ادامه داد: بر همین اساس و به جای این که با داعش در کرمانشاه بجنگیم به لانه‌شان رفتیم و با داعش جنگیدیم. از آن زمان به بعد بود که تصمیم قطعی بر این شد که نیروی توانمندی را در کنار سایر نیروها سازماندهی کنیم و وارد عراق شویم. دقت داشته باشید که همه این اقدامات با فرماندهی و مدیریت حاج قاسم انجام می‌شد. ایشان جلساتی با رهبری داشتند و تصمیم می‌گرفتند و برهمان اساس عمل می‌کردند. باید بگویم که ارتش سوریه توان خوبی داشت و ما آنان را به روز می‌کردیم و توپ‌خانه‌هایشان، ادوات‌شان، مهندسی و ... را سازماندهی می‌کردیم.

دقت داشته باشید که حضور ما در سوریه برای امنیت خودمان بود و ممکن بود که ما درگیر داعش خطرناکی شویم که به هیچ اصول و دینی پایبند نبود. خاطرم هست که در جنوب حلب به منطقه‌ای با نام خانات وارد شدیم. یکی از خانواده‌های ساکن در آن منطقه تعریف می‌کرد که ۱۲ مرد ما را از ۵ ساله تا ۷۰ ساله جلوی چشمان‌مان سر بریدند. ما با چنین دشمن بی‌رحمی طرف بودیم که به هیچ اصولی پایبند نبود و اگر در آنجا با آنان نمی‌جنگیدیم باید در کشور خودمان با آنان مقابله می‌کردیم.

نیروهای آمریکایی در جنگیدن ناهمتراز با حاج قاسم کم آورده بودند.

هر کس به ارزش‌ها و سپاه حمله کند با جواب قاطع روبرو خواهد شد

عراقی به ظرفیت بالای سردار سلیمانی برای اداره امور نظامی و غیرنظامی اشاره کرد و گفت: به نظرم حاج قاسم تمام ویژگی‌های یک انسان کامل را داشت، ضمن اینکه در صحنه تصمیم‌گیری و عملیات بسیار سختگیر بود، در اجرای آن تصمیم اصلا خستگی‌پذیر نبود. شاید خیلی‌ها به دلیل همین سخت‌گیری ایشان نمی‌توانستند با ایشان کار کنند و خسته می‌شدند. حاج قاسم بارها به من گفته بود که بسیاری از آمریکایی‌ها، روس‌ها و ... در جنگیدن به شیوه ناهمتراز با آنان کم آورده‌اند. برای مثال باید بگویم که در مواجهه ارتش سوریه با جبهه‌النصره و داعش،

ارتش سوریه بسیار قوی بود اما آنان آنچنان با شیوه‌های متنوع کار می‌کردند که جنگیدن در برابرشان سخت می‌شد. مثلا از یک خانه سرپا یک آجر درمی‌آوردند، یک تک تیرانداز ساعت‌ها آن‌جا می‌نشست تا یک هدف را بزند. شیوه‌های جنگیدن آنان بسیار سخت بود و حاج قاسم شیوه‌های همتراز و ناهمتراز جنگیدن را با همدیگر ترکیب کرد و سطح جنگ را بالا برد. دقت داشته باشید که این شیوه از جنگیدن بسیار سخت است و شاید نیاز به ساعت‌ها تمرین داشته باشد اما ما نیروهایی از ۶ کشور داشتیم که با کمترین تمرینی این شیوه از جنگیدن را پیش بردیم.

ماجرای اختلاف‌نظر سردار عراقی و حاج قاسم

وی در پاسخ به سوال دیگر «محمد دلاوری» مبنی بر وجود شایعاتی درخصوص اختلاف بین سردار عراقی و شهید سلیمانی گفت: ایشان فرمانده ما بود و ما نیروهایش بودیم. در حقیقت به ایشان عشق می‌ورزیدیم و دوست‌شان داشتیم. می‌دانستیم که نماینده فرمانده کل قوا است. می‌دانستیم که اگر ایشان حرفی می‌زند عمق کار را می‌بیند. خاطرم هست در جنوب غرب حلب می‌خواستیم عملیاتی انجام بدهیم. حاج قاسم به من دستور داد که برو فلان منطقه را بگیر. به ایشان گفتم که هیچ شناسایی از این نقطه ندارم؛ در جواب گفت هیچ‌کس این‌جا نیست و بروید و بگیرید. به حاج قاسم گفتم که ۲۴ ساعت به من زمان بدهید که شناسایی کنم و با چشم‌باز جلو بروم. ایشان باز هم تاکید کرد که کسی این‌جا نیست و بروید. باید بگویم که ایشان درست می‌گفت. ویژگی داعش و جبهه‌النصره سیال‌بودن آنان بود. وقتی احساس خطر می‌کردند در عرض ۲ ساعت هزار نفر را بسیج می‌کردند و بلافاصله منطقه‌شان خالی می‌شد. من تجربه عملیات رمضان را داشتم و گفتم که هر ۳۰۰ متر باید یک خاکریز هلالی بزنم. حاج قاسم به من می‌گفت که برو؛ نیاز به این کارها نیست. درپاسخ به ایشان گفتم که این مساله راهبردی است. اجازه بدهید که تاکتیک‌ها را خودمان جلو ببریم. علیرغم این که دوست داشت ما با سرعت زیادی پیش برویم اما قبول کرد. باید بگویم که با همین تاکتیک تا ۱۵۰۰ متری دشمن رفتیم و هیچ خبری نبود. ناگهان در ۱۵۰۰ متری بولدوزر ما را زدند، نفربر ما را زدند و ... این خاکریزها خیلی به ما کمک می‌کرد. البته شاید اگر بنا به گفته ایشان سریع جلو می‌رفتیم اصلا دشمن ما را نمی‌دید. نگرانی من این بود که برویم و گیر بفتیم. با این حال ایشان در جلسه‌ای در مورد ساخت آن خاکریزها گفتند که کار بسیار با تدبیری انجام دادید.

 پرتاب محموله های تسلیحاتی ارتش آمریکا برای داعش در عراق و سوریه

حاج قاسم همیشه می‌گفت اولویت من حفظ جان نیروهایم است

رئیس اداره امنیت ستاد کل نیروهای مسلح بیان داشت: حاج قاسم روی تصمیم‌گیری‌هایش بسیار دقت می‌کرد و بررسی اطلاعاتی و امنیتی می‌نمود که بدون هیچ تلفاتی جلو برود. ایشان همیشه می‌فرمود که اولویت من حفظ جان نیروهایم است. اصلا این‌گونه نبود که بدون شناخت ریسک کند و جلو برود و جان بقیه را به خطر بیندازد. ایشان به شدت روی تلفات حساس بود اگر چه خودش بسیار ریسک می‌کرد. خاطرم هست که در پادگانی محصور بودیم و در حال مقاومت کردن. اطراف پادگان تماما دشمنان بودند اما ایشان با هلی‌کوپتر وسط پادگان نشستند. درست است که ریسک داشت اما در موارد ضروری این ریسک را برای خودش می‌پذیرفت. حضور ایشان در همان پادگان و سازماندهی‌کردن نیروها باعث شد که بتوانیم خط را بشکنیم و راه باز شود. این اتفاقات را کسی برای ما تعریف نکرده است بلکه خودمان با چشمان خودمان دیدیم.

حاج قاسم زنده است و شهادت ماموریت او بود

این یار دیرین سردار سلیمانی در بخش پایانی صحبت‌ها خود نبود حاج قاسم را این‌گونه توصیف کرد: ما هنوز رفتنش را باور نکردیم. البته او مانند سایر شهیدان راه حق به گواه قرآن زنده است، اما دیدم که بعد از شهادتش کشور را بسیج کرد، دل‌ها را به هم نزدیک کرد و همه را پای کار آورد. حاج قاسم زنده است. او باید شهید می‌شد و اگر به شهادت نمی‌رسید ماموریتش به پایان نمی‌رسید. با این حال ما دوست داشتیم که ایشان بماند و خدمت کند. ایشان از زمان هشت سال دفاع مقدس عهد و پیمانی را بسته بود و همواره به دنبال شهادت بود. من این مساله را بعد از شهادت حاج احمد کاظمی فهمیدم. به من خبر دادند که حاج قاسم شب‌های جمعه سر قبر حاج احمد می‌آید. پیش ایشان رفتیم و به من گفت که نیا چون می‌خواهم خالص برای ایشان باشم. چندین هفته می‌آمد و بدون همراه سر قبر ایشان می‌رفت. دعایی می‌خواند و می‌رفت. حاج قاسم خیلی وابسته به شهید کاظمی بود. شهادت، حاج قاسم را ماندگار کرد./۲۷ بهمن ۱۳۹۸مشرق.

شهیداحمد کاظمی در ۲۹ مرداد ۱۳۸۴ به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد و ۱۹ دی ۱۳۸۴ در سانحه هوایی سقوط هواپیمای داسو فالکن ۲۰ در نزدیکی ارومیه به درجه رفیع شهادت نائل شد.

تونل یک کیلومتری شبکه مخوف"تبهکاران خنجر به دست"مشهد

تونلی که ۲خیابان رابهم متصل می کرد

تونل یک کیلومتریتبهکاران « خنجر به دست»مشهد

سرکردگان خنجر به دست این شبکه مخوف، تونلی یک کیلومتری را از مخفیگاه خودشان تا خیابانی دیگر حفر کرده بودندک زن هم همدست تبهکاران بود.

اعضای این «باند خنجر به‌دست» به اموال مسافران خودروهای سواری دستبرد می‌زنند یا خودرو و لوازم همراه رانندگان مسافرکش را با تهدید به مرگ می‌ربودند.

از مدتی قبل پلیس مشهد با پرونده‌های متعدد زورگیری‌های خشن روبه‌رو شده بود.

کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی در حالی شبکه گسترده زورگیری‌های خونبار از مسافران و رانندگان شهری را در مشهد متلاشی کردند  

تحقیقات در این‌باره آغاز شده بود که ماموران دریافتند مرد ۳۷ ساله‌ای سه جوان را از مقابل بیمارستان رضوی به عنوان مسافر سوار خودروی سمند کرده و به طرف بلوار توس به راه افتاده است

اما زمانی که راننده به مکان خلوتی رسیده ناگهان مسافران زورگیر خنجرها را بیرون کشیده‌اند و از پشت سر، راننده  را هدف ضربات خنجر قرار داده‌اند

آنها پیکر خون‌آلود راننده را پایین انداخته و خودروی سمند او را به سرقت برده بودند.

رهگذران با دیدن مردی که آخرین نفس‌هایش را می‌کشید با اورژانس تماس گرفتند و به این ترتیب راننده مال‌باخته در حالی به «بیمارستان طالقانی» انتقال یافت که بر اثر شدت خونریزی به کما رفته بود.

در پی این حادثه و پس از ردزنی‌های مقدماتی و بازبینی محل وقوع حادثه، تصاویر فرضی از سارقان به دست آمد اما کنکاش‌های اطلاعاتی نشان می‌داد که پلیس با یک «شبکه گسترده و حرفه‌ای خشن» روبه‌روست.

در جریان بررسی‌ها، سرنخ هایی از یک زورگیر سابقه‌دار به دست آمد که نشان می‌داد در ماجرای سرقت سمند نقش دارد. به این ترتیب چند عضو دیگر باند نیز شناسایی شدند و با صدور دستور قضایی، عملیات دستگیری آنان آغاز شد.

در همین حال گروهی از مأموران، چند مخفیگاه زورگیران را در حاشیه شهر و «بلوار توس» به محاصره درآوردند و موفق شدند سه سرکرده اصلی باند را دستگیر کنند.

در بازرسی از مخفیگاه زورگیران مشخص شد که آنها تونلی مخفی به طول حدود یک کیلومتر را زیر زمین حفر کرده‌اند که به آن سوی یک خیابان دیگر می‌رسید.

«این تونل از طریق دریچه کوچکی که در یک منزل مسکونی» بود مورد استفاده سارقان خشن قرار می‌گرفت. در بازرسی از این مخفیگاه، مقادیری لوازم سرقتی، مدارک شناسایی و ... نیز کشف و ضبط شد.

بازجویی از متهمان بیانگر آن بود که پلیس وارد یک شبکه گسترده سرقت شده است که در قالب چندین باند زورگیری و تبهکاری به اقدامات مجرمانه خود ادامه می‌دهند.

با شناسایی حدود ۷۵ نفر از مال‌باختگان و شاکیان مشخص شد:

«یک زن نیز برای به دام‌انداختن طعمه‌ها با اعضای باند تبهکاران زورگیر همکاری می‌کرد»

چرا که یکی از شاکیان زن که در تاکسی‌های اینترنتی فعالیت داشت در اظهارات خود به پلیس گفت:

یک زن جوان تقاضای تاکسی کرد. وقتی او را سوار کردم به من گفت همسرش کنار داروخانه منتظر است. وقتی آن مرد را نیز سوار کردم به مسیر ادامه دادم اما ناگهان با دیدن قمه از شدت ترس میخکوب شدم. آنها مرا به زور پیاده کردند و خودروام را ربودند.

 

براساس این گزارش، ادامه تحقیقات کارآگاهان نشان داد که اعضای این شبکه با استفاده از خودروهای سرقتی و پلاک‌های جعلی، مسافرانی را نیز سوار کرده و اموال آنها را با تهدید به مرگ ربوده‌اند!

کارآگاهان در چند عملیات جداگانه تاکنون ۱۶ عضو این شبکه گسترده را به دام انداخته‌اند و دو خودروی سرقتی را به همراه مقادیری لوازم و مدارک و کارت بانکی کشف کرده‌اند.

اعضای این شبکه تاکنون به ارتکاب بیش از ۱۵۰ فقره سرقت و زورگیری که بیشتر آنها در مناطق قاسم‌آباد و الهیه مشهد بوده است، اعتراف کرده‌اند.

تحقیقات بیشتر درباره این پرونده همچنان ادامه دارد و هر روز مال‌باختگان دیگری متهمان را در دایره جرایم خشن پلیس آگاهی خراسان رضوی شناسایی می‌کنند.

گروه های ویژه نامحسوس و شاخه های اطلاعاتی کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی که از مدت ها قبل با تدابیر ابلاغی از سوی سردار محمد کاظم تقوی (فرمانده انتظامی خراسان رضوی) مناطق جرم خیز در جغرافیای حاشیه ای شهر مشهد را به قرق خود درآورده اند، در مدت کوتاهی با پرونده های متعدد زورگیری های خشن روبه رو شدند که بررسی ها نشان می داد اعضای یک باند مخوف خنجر به دست به اموال مسافران خودروهای سواری دستبرد می زنند یا خودرو و لوازم همراه رانندگان مسافرکش را با تهدید به مرگ می ربایند. بنابراین ماجرای سرقت های مذکور زیر ذره‌بین کنکاش های علمی قرار گرفت.

در حالی که گروه ویژه‌ای از کارآگاهان دایره مبارزه با جرایم خشن با استفاده از تجربیات ارزنده «سرهنگ جواد شفیع زاده» (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) تحلیل محتوایی و بررسی های میدانی را آغاز کرده بودند ناگهان حادثه هولناک دیگری پازل زورگیری های وحشتناک را به هم ریخت.

محتویات این پرونده زورگیری حکایت از آن داشت که مرد ۳۷ ساله ای سه جوان را از مقابل بیمارستان رضوی به عنوان مسافر سوار خودروی سمند کرده و به طرف بلوار توس به راه افتاده است اما زمانی که راننده به مکان خلوتی رسید ناگهان مسافران زورگیر خنجرها را بیرون کشیدند و از پشت سر راننده  را هدف ضربات هولناک خنجر قرار دادند. آن ها پیکر خون آلود راننده را پایین انداختند و خودروی سمند او را به سرقت بردند. رهگذران با دیدن مردی که آخرین نفس هایش را می کشید با اورژانس تماس گرفتند و به این ترتیب راننده مال باخته درحالی به بیمارستان طالقانی انتقال یافت که بر اثر شدت خونریزی به کما رفته بود.

اجرای طرح عملیاتی مبارزه با سرقت‌های خشن در ۲۴ استان کشور

به دنبال وقوع این حادثه، بلافاصله «سردار محمد قنبری» (رئیس اداره سرقت پلیس آگاهی خراسان رضوی) فرماندهی مستقیم عملیات شناسایی باند سارقان زورگیر را به عهده گرفت و کارآگاهان در چند شاخه اطلاعاتی و عملیاتی وارد عمل شدند.

 خراسان نوشت: با صدور دستور قضایی عملیات دستگیری آنان آغاز شد،گروهی از کارآگاهان ورزیده به سرپرستی «سرهنگ جواد میش مست» چند مخفیگاه زورگیران را در حاشیه شهر و بلوار توس به محاصره درآوردند و در یک عملیات ضربتی و غافلگیرانه، موفق شدند ۳ سرکرده اصلی باند را دستگیر کنند. در بازرسی از مخفیگاه زورگیران مشخص شد که آنها تونلی مخفی به طول حدود یک کیلومتر را زیر زمین حفر کرده اند که به آن سوی یک خیابان دیگر می‌رسید.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منابع مأخوذه :«ایسنا» (۱۵ دی ۱۳۹۹)+جام جم+روزنامه «خراسان»+دیگررسانه های استان خراسان.

ناکامی امریکادر بازگشت تحریم های سازمان ملل علیه ایران "محصول برجام"است

دولت الکاظمی«رأی ممتنع عراق»بازگشت تحریمهای  ایران،انتقادنخست وزیرپیشین عراق

شکست امریکادر بازگشت تحریم های سازمان ملل علیه ایران«محصول برجام»

درآخرین روزسال میلادی۲۰۲۰ تلاش آمریکا برای اضافه کردن دو بند جدید در بودجه ۲۰۲۱ سازمان ملل متحد ـ که منجر به احیای کمیته تحریم‌ها علیه ایران می‌شد ـ با ۱۰ رای مثبت و ۱۱۰ رای منفی اعضای مجمع عمومی سازمان، شکست خورد/عراق ممتنع

آرای پانزده کشور همسایه ایران قابل تأمل است: روسیه، ترکیه، پاکستان، قزاقستان، آذربایجان، ارمنستان (مخالف)، عربستان و بحرین (موافق)، عراق، عمان، قطر، امارات، کویت (ممتنع)، افغانستان و ترکمنستان (غایب) 

نخست وزیر پیشین عراق به رای ممتنع این کشور در رابطه با بازگشت تحریم‌ها علیه تهران واکنش نشان داد.

حیدر العبادی(نخست وزیر پیشین عراق) در واکنش به رأی ممتع این کشور در جلسه رای گیری روز چهارشنبه مجمع عمومی سازمان ملل درباره به بازگشت تحریمها علیه ایران در صفحه توییتر(۱۴ دی ۱۳۹۹ )  نوشت:  رای ممتنع عراق درباره وضع تحریم علیه ایران در راستای سیاست بیطرفی عراق در محوربندیها است اما در حمایت از مسائل عادلانه ملتها نباید بی طرف بود بلکه به منظور ایجاد صلح باید از حق دفاع کرد.

نخست‌وزیر عراق چگونه دشمن ایران شد؟

العبادی همچنین نوشت: ما تلاش می کنیم که عراق خود محور و مرکز باشد نه اینکه تابع دیگران شود.

واکنش گروه‌های مقاومت عراق به دیدار الکاظمی و ترامپ

دیدارمصطفی الکاظمی با دونالدترامپ(۳۰ مرداد ۱۳۹۹) نخست‌وزیرعراق با رئیس جمهوری آمریکا 

نخست وزیر پیشین عراق گفت: ما خواهان بیطرفی عراق در محوربندیها ‌هستیم اما همزمان خواهان حمایت از مسائل به حق ملتها هم هستیم.

نوری مالكی و حیدرالعبادی با دكتر روحانی دیدار كردند

در نشست کمیته اداری و مالی مجمع عمومی سازمان ملل که چهارشنبه۳۰دسامبر۲۰۲۰(۱۰ دی ۱۳۹۹) برگزار شد، آمریکا پیشنهاداتی را برای درج در قطعنامه برنامه و بودجه این سازمان در سال مالی ۲۰۲۱ مطرح کرد.

شکست سنگین آمریکا در احیای کمیته تحریم‌ های سازمان ملل علیه ایران/ 110 رای منفی در برابر 10 رای مثبت!

اولین پیشنهاد آمریکا درباره اختصاص بودجه برای ایجاد یک کمیته و یک گروه کارشناسی برای تحریم ایران بود. کمیته و گروه کارشناسی مورد نظر آمریکا همان هایی است که قبل از انعقاد برجام و تصویب قطعنامه ۲۲۳۱شورای امنیت وجود داشتند و الان دیگر وجود خارجی ندارند.

در ادامه، در مورد پیشنهادات آمریکا رأی گیری شد که با مخالفت ۱۱۰ کشور، رد شدند و تنها ۱۰ کشور از پیشنهادات آمریکا حمایت کردند و ۳۲ کشور نیز به آنها رأی ممتنع دادند.

روسیه به نیابت از خود و چین در مخالفت با این درخواست اصلاحی آمریکا گفت: پیشنهاد آمریکا برای دربرگرفتن بودجه ۲۲۳۱، شامل ایجاد کمیته تحریم علیه ایران و مشروعیت بخشی به مکانیسم ماشه علیه ایران است.

رایزن روسیه افزود: هیچ مکانیسم ماشه‌ای اعمال نشده است و ۱۳ عضو شورای امنیت تاکید کردند که آمریکا حقی برای اعمال چنین مکانیسمی ندارد. آمریکا در جایگاهی نیست که بخواهد اقدامی در این زمینه انجام دهد.

وی ادامه داد: روسیه در ماه اکتبر به عنوان رئیس دوره‌ای شورای امنیت به صراحت اعلام کرد که مکانیسم ماشه، محقق نشده است. از این رو، این موضوع خاتمه یافته و قطعنامه ۲۲۳۱ بر اساس جدول زمان بندی شده خود مطابق با برجام در حال اجراست.

این دیپلمات روسی خواستار مخالفت اعضای سازمان ملل متحد با این پیشنهاد آمریکا شد.

چین

رایزن نمایندگی چین در سازمان ملل متحد هم خواستار مخالفت با این پیشنهاد آمریکا شد و گفت: آمریکا هیچ حقی برای اعمال تحریم‌های لغو شده پیشین شورای امنیت ندارد.

وی تاکید کرد: هرگونه حرکت در زمینه پیشنهاد آمریکا، مخالفت صریح با اصول سازمان ملل متحد است.

آلمان

رایزن نمایندگی آلمان در سازمان ملل متحد به نیابت از اتحادیه اروپا و چندین کشور دیگر اظهار داشت: قطعنامه ۲۲۳۱ از همه اعضا می‌خواهد برای اجرای برجام حمایت کنند.

وی با یادآوری نامه سپتامبر رئیس شورای امنیت به مجمع عمومی مبنی بر اینکه این شورا اقدامی در زمینه ادعای آمریکا انجام نمی‌دهد، خواستار اجرای کامل قطعنامه شورای امنیت شد.

سوریه

رایزن نمایندگی سوریه در سازمان ملل متحد هم دیگر سخنران پیش از رای گیری بود که با پیشنهاد آمریکا، مخالفت کرد و گفت: این پیشنهاد آمریکا، نادیده گرفتن قوانین بین‌المللی است و باید نادیده گرفته شود.

ونزوئلا

رایزن نمایندگی ونزوئلا در سازمان ملل متحد هم با پیشنهاد آمریکا مخالفت کرد و گفت: پیشنهاد آمریکا، نقض قطعنامه ۲۲۳۱ و خلاف اصول منشور ملل متحد است.

وی اقدام آمریکا را اقداماتی خودسرانه توصیف کرد.

نیکاراگوئه

رایزن نمایندگی نیکاراگوئه با حمایت از برجام و قطعنامه ۲۲۳۱، تاکید کرد که باید اجرای برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت ادامه یابد.

وی از همه اعضا خواست تا از این پیشنهاد ضد ایرانی آمریکا، مخالفت کنند.

کوبا

رایزن نمایندگی کوبا در سازمان ملل متحد هم با این پیشنهاد آمریکا مخالفت کرد و گفت: اکثریت شورای امنیت با ادعای آمریکا در اعمال مکانیسم ماشه مخالفت کرد. مجمع عمومی نمی‌تواند اقدامی را تصویب کند که با تصمیم نهاد دیگر سازمان ملل در تضاد باشد.

ابراز تاسف آمریکا از شکست خود

به نوشته پایگاه اینترنتی نمایندگی آمریکا در سازمان ملل، «ریچارد میلز» معاون نماینده آمریکا در سازمان ملل درخصوص عدم تصویب بند‌های پیشنهادی آمریکا در بودجه سال ۲۰۲۱ این نهاد بین المللی ابزار تأسف کرد.

میلز در خاتمه جلسه کمیته پنجم سازمان ملل گفت: «ایالات متحده متأسف است که اعضای این کمیته با رد تأمین بودجه احیای کمیته تحریم‌های ایران تصمیمی گرفتند که مغایر با اصول سازمان ملل و ضد درخواست‌های روشن سخاوتمندترین عضو سازمان ملل بود».

این دیپلمات آمریکایی افزود: «علاوه بر این، در قبال درخواست ما برای استقرار مجدد کمیته تحریم‌های ایران در سازمان ملل و هیأت کارشناسان که هر دو در نقض تحریم‌ها از سوی ایران و متحدانش در منطقه اهمیت دارند، پاسخی دریافت کردیم که ما را نا امید کرد».

میلز در ادامه گفت: «خطاب به آن‌هایی که به چالش کشیدن توان ایالات متحده در بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران را تداوم می‌بخشند، می‌گویم که تأکید داریم، صادقانه از فرایند تعریف شده در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل پیروی کرده ایم».

نماینده واشنگتن در سازمان ملل روز چهارشنبه در جلسه تنظیم برنامه بودجه سال ۲۰۲۱ این نهاد بین المللی، افزودن بند‌هایی برای میسر شدن بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را پیشنهاد کرد.

میلز در توجیه این طرح گفته بود، واشنگتن نمی‌تواند از بودجه‌ای حمایت کند که تداوم «یهود ستیزی و تعصبات ضد اسرائیلی» را موجب شده و حق بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران را به رسمیت نمی‌شناسد.

وی افزود، آمریکا به تصویب بودجه سال آینده سازمان ملل رأی منفی نمی‌دهد، اما درخصوص کوتاهی این نهاد در مأموریتی که دارد نیز ساکت نخواهد ماند و به همین دلیل، خواستار رأی گیری برای افزودن این بند‌هاست.

شکست سنگین آمریکا در احیای کمیته تحریم‌ های سازمان ملل علیه ایران/ 110 رای منفی در برابر 10 رای مثبت!

سفیر ایران در سازمان ملل:آمریکا شکست سنگینی در احیای تحریم‌ها خورد

اسحاق آل حبیب معاون نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد هم این اقدام آمریکا را اقدامی سیاسی خواند و خواستار رای‌گیری درباره این پیشنهاد شد.

آمریکا شکست سنگینی در احیای تحریم‌ها خورد

سفیر ایران در سازمان ملل متحد «برجام »را یک دستاورد دیپلماسی چندجانبه درباره بحران ساختگی طولانی مدت علیه ایران دانست و یادآور شد: قطعنامه ۲۲۳۱ به اتفاق آرا تصویب شد و برنامه جامع اقدام مشترک را تایید کرد.(۱۱ دی ۱۳۹۹)

معاون نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل متحد تاکید کرد به موجب این قطعنامه، تمام سازوکار‌های تحریم‌های پیشین شورای امنیت علیه ایران برچیده شد.

آل حبیب، تلاش آمریکا را از بین بردن برجام توصیف کرد و گفت: حرکت آمریکا برای اعمال مکانیسم ماشه توسط ۱۳ عضو شورای امنیت رد شد و تاکید کردند که تنها اعضای مشارکت کننده در برجام حق استفاده از سازوکار‌های در نظر گرفته شده را دارند.

وی با تاکید بر اینکه اقدام آمریکا از هیچ مبنای قانونی برخوردار نیست، افزود: آیا مجمع عمومی مجاز است، برای آنچه که شورای امنیت با آن مخالفت کرده است، بودجه تامین کند؟

معاون نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد بار دیگر از اعضای سازمان ملل متحد خواست تا علیه پیشنهاد آمریکا در این باره مخالفت کنند تا از منشور ملل متحد محافظت شود./۱۱ دی ۱۳۹۹خبرگزاری مهر

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«اسحاق آل حبیب» مدیرکل دفتر وزیر امور خارجه در هفته آخردیماه ۱۳۹۵ جانشین «غلامحسین دهقانی» سفیر و معاون نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل شد.



آل حبیب از سال ۱۳۹۲ با آغاز مذاکرات هسته‌ای در دولت یازدهم وزیر امور خارجه کشورمان را در اغلب سفرهای مربوط به مذاکرات همراهی کرده است.

وی پیش از این نیز در سال‌های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۱ سفیر و معاون نمایندگی ایران در سازمان ملل بوده است و اکنون بعد از یک دوره چهار ساله به جایگاه قبلی‌اش بازمی‌گردد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«کیهان» اینگونه نوشت:

قطعنامه آمریکا علیه ایران در سازمان ملل باز هم شکست خورد

دولت آمریکا بامداد جمعه با طرح ادعاهایی علیه ایران به طرح تأمین بودجه سازمان ملل متحد برای سال ۲۰۲۱ رأی مخالف داد. نماینده آمریکا در سازمان ملل مدعی شد که طرح بودجه سازمان ملل ضد اسرائیلی است و اقدامات کافی برای نظارت بر تسلیحات ایران انجام نمی‌دهد.
دولت آمریکا چند ماه پیش مدعی شد روند بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را کلید زده است. این تصمیم با مخالفت اعضای سازمان ملل روبه‌رو شد اما واشنگتن اصرار داشت که تحریم‌ها را احیا کرده است. آمریکا خواستار اضافه‌شدن بندی به بودجه سازمان ملل برای تشکیل کمیته نظارت بر تحریم‌ها علیه ایران بود که این موضوع محقق نشد.  کیلی کرافت گفت: «همان‌طور که در ماه سپتامبر گفتم دولت ترامپ احیای تحریم‌ها علیه ایران را اعلام کرد. آمریکا برای اعتبار بخشیدن به قطب‌نمای اخلاقی خود به گروهی که برایش سوت و کف بزنند نیاز ندارد.»
نماینده سازمان ملل گفت: «اینکه چه تعداد کشور همراه ما رأی می‌دهند به ما آرامش نمی‌دهد، به خصوص آنکه اکثر کشورها خودشان را در وضع نابسامانی قرار داده‌اند که تروریسم، هرج و مرج و درگیری را مجاز می‌کنند. ما نمی‌خواهیم عضو آن باشگاه باشیم.»
شکست آمریکا
در جلب نظر اعضای سازمان ملل
با این وجود اضافه کردن دو بند جدید در بودجه ۲۰۲۱ سازمان ملل متحد برای احیای کمیته تحریم‌ها علیه ایران آخرین تلاش آمریکا بود که با ۱۱۰ رای منفی و تنها ۱۰ رای مثبت اعضای مجمع عمومی سازمان، شکست خورد. استدلال آمریکا این بود که کمیته تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران باید کار خود را از سر گیرد چون آمریکا از برجام خارج شده و دیگر برجام وجود ندارد.
واکنش کشورها به قطعنامه آمریکا
علیه ایران چه بود؟
اما در این میان  آرای ۱۵ کشور همسایه زمینی و دریایی ایران در نوع خود حائز اهمیت است: روسیه، ترکیه، پاکستان، قزاقستان، آذربایجان، ارمنستان (مخالف)، عربستان و بحرین (موافق)، عراق، عمان، قطر، امارات، کویت (ممتنع)، افغانستان و ترکمنستان (غایب)، که در این میان رای ممتنع عراق شگفتی فراوانی آفرید زیرا میزان روابط دو ملت و دولت ایران و عراق فراتر از آن است که در چنین موضوعی که کشورهایی نظیر ارمنستان و آذربایجان و پاکستان و ترکیه و روسیه رای مخالف داده‌اند، کشوری مثل عراق رای ممتنع دهد. تنها بحرین، جیبوتی، السالوادور، هاییتی، میکرونزیا، مراکش، سعودی، دولت در تبعید یمن و رژیم صهیونیستی با آمریکا همراهی کردند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اما«کیهان» ننوشت که ایران«برجام»بودکه حتی همپیمانان امریکااوراهمراهی نکردند،تاقبل از«برجام»خیلی ازاین کشورهاهماهنگ وهم آوازباامریکادرتخطئه ایران بودند.

حیدرالعبادی کیست؟

 مهندس حیدرالعبادی (مدرک دکترا دانشگاه منچستر انگلیس )بعدازسقوط صدام دردولت غازی مشعل به سمت وزیر ارتباطات دولت عراق انتخاب شد و پس از آن در سال ۱۳۸۴  مشاور نخست‌وزیر عراق بود و برای پاکسازی شهر تلعفر از لوث القاعده و تروریست‌های تکفیری مسئولیت هماهنگ کننده کل این شهر را به عهده گرفت.
آقای عبادی(رهبرحزب الدعوه) در سال ۲۰۰۳ به سمت وزیر ارتباطات دولت عراق انتخاب شد و از سال ۱۳۸۵ نماینده پارلمان عراق بوده است(اولین دوره مجلس).
رهبرحزب الدعوه
«العبادی» جانشینی -موقت-نوری المالکی و ابراهیم جعفری راهم درپرونده دارد.

حیدرالعبادی(مرداد ۱۳۹۳ تاشهریور ۱۳۹۷)نخست وزیرعراق بودکه بعدازآن «عادل عبدالمهدی» آمدتادر۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۹«مصطفی الکاظمی» سکان دولت عراق رابعهده گرفت.

تحلیلگران سیاسی عراق:رأی(ممتنع) عراق برخلاف انتظاربود.

هاشم الکندی» رییس اندیشکده مطالعات «النبأ» عراق، «مختار الموسوی» عضو کمیسیون روابط خارجی مجلس عراق و «کاظم الحاج» از تحلیلگران سیاسی این کشور با اشاره به قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در کنار دولت و ملت عراق در دشوارترین شرایط این کشور، رای ممتنع دولت عراق به درخواست آمریکا را رفتاری خلاف انتظار توصیف کردند و یادآور شدند که تحریم های آمریکا علیه ایران ظالمانه و شانه خالی کردن این کشور از تعهدات بین المللی است و بغداد نباید در چنین موضوعاتی رفتاری از خود نشان دهد که نوعی همراهی با واشنگتن تعبیر شود.

در همین حال، «نصیرعبدالمحسن عبدالله» سفیر جمهوری عراق در تهران نیز تاکید کرد که «بغداد از هیچ تصمیمی علیه جمهوری اسلامی ایران ابدا و مطلقا حمایت نمی‌کند».

وی در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: مصطفی الکاظمی، نخست‌وزیر عراق در این رابطه پیامی را برای جمهوری اسلامی ایران فرستاده است که بر اساس آن کمیسیونی برای بررسی این موضوع تشکیل می‌شود.

سفیر عراق یادآور شد: «ایران کشور دوست، همسایه و برادر ماست و ما با جمهوری اسلامی رابطه بسیار نزدیکی داریم هر چند قبول دارم که رای داده شده، یک رای محافظه‌کارانه بوده است».

کمیته پنجم مجمع عمومی سازمان ملل متحد دو روز پیش با پیشنهاد ضدبرجامی آمریکا مخالفت کرد تا دولت ترامپ آخرین ضربه را از این توافق بین المللی در روز آخر سال ۲۰۲۰ میلادی دریافت کند.

نمایندگی آمریکا در سازمان ملل متحد پس از آنکه در مرداد ماه ۱۳۹۹، شکست سختی را در شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تمدید محدودیت تسلیحاتی ایران متحمل شد، به طور خودخوانده مدعی شد که مکانیسم ماشه علیه تهران اعمال شده است.

این موضوع در هیچ نهادی از بدنه سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته نشد و در شورای امنیت هم به طور قاطع با نظر ۱۳ عضو آن، ادعای آمریکا باطل دانسته شد.

اما تندروهای ضدایرانی کاخ سفید دست برنداشتند و بر آن شدند تا در کمیته پنجم مجمع عمومی سازمان ملل متحد که وظیفه تصویب بودجه سازمان ملل را بر عهده دارد، یک متمم جدید دوبندی به قطعنامه بودجه این سازمان وارد سازند تا کمیته تحریم ها احیا شود.

این پیشنهاد آمریکا با واکنش گسترده‌ای روبرو شد که به دلیل کمبود وقت، همه مخالفان نتوانستند صحبت کنند، اما در رای‌گیری انجام شده، تنها ۱۰ عضو سازمان ملل با نظر آمریکا موافقت کردند، ۱۱۰ عضو با آن به طور قاطع مخالفت و ۳۲ عضو از جمله عراق هم رای ممتنع به آن دادند.

این رای اگر چه در محافل رسانه ای و سیاسی عراق تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته است، اما برخی تحلیلگران و سیاستمداران عراقی در گفت وگو با ایرنا، با این اقدام دولت عراق مخالفت و آن را محکوم کردند.

انتقاد از رای ممتنع

رییس اندیشکده مطالعات «النبأ» عراق با انتقاد از رای ممتنع دولت عراق به پیشنهاد ضدبرجامی آمریکا علیه ایران گفت: تحریم های آمریکا علیه ایران ظالمانه و شانه خالی کردن این کشور از تعهدات بین المللی است.

دکتر «هاشم الکندی» افزود: این تحریم ها یکجانبه است که کشورهای جهان از جمله چین و روسیه و شمار زیادی از کشورهای همسایه آن را واضح و آشکار رد کرده اند.

وی خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران همسایه عراق است و چه بسا نزدیکترین همسایه و نزدیکترین دوست عراق به شمار می رود و مواضع ایران در حمایت از مردم عراق همواره مشهود بوده است.

رییس اندیشکده النبا تصریح کرد که دولت عراق باید درخواست آمریکا را رد می کرد، زیرا تحریم های اعمال شده علیه ایران غیرقانونی و غیرانسانی است و نیازهای ضروری و انسانی شهروندان ایرانی را با مشکل مواجه کرده است.

الکندی با بیان اینکه خود عراق نیز در دهه ۹۰ قرن گذشته با مشکلات تحریم روبه رو بوده است، گفت که دولت و وزارت خارجه و تصمیم گیران سیاسی عراق نباید به فشارها و باج خواهی آمریکا تن دهند، زیرا شایسته حاکمیت، کرامت و وجهه عراق و عراقی ها نیست.

وی تاکید کرد که دولت عراق نباید دوستانش را که در دوره محاصره و اشغالگری و جنگ علیه داعش کنار مردم عراق ایستاد، فراموش کند، در نبرد علیه داعش، خون عراقی ها با ایرانی ها پیوند خورد، ایرانی ها جانفشانی زیادی کردند و به عراق کمک تسلیحاتی و مساعدت زیادی کردند.

انتظار از دولت عراق مخالفت بود نه رای ممتنع

«کاظم الحاج» تحلیلگر سیاسی عراقی نیز به نوبه خود با اشاره به مخالفت بسیاری از کشورها از جمله تعداد زیادی از کشورهای همسایه با درخواست آمریکا علیه ایران در سازمان ملل متحد گفت که انتظار می رفت عراق با این درخواست مخالفت و آن را رد کند.

وی با انتقاد شدید از ادامه تحریم های یکجانبه آمریکا علیه ایران افزود: جمهوری اسلامی ایران درقبال نظام سیاسی عراق و مقابله با حملات تروریستی و بویژه توطئه داعش موضع روشن و صریحی گرفت و از عراق حمایت کرد.

الحاج اظهار داشت: در این روزها که در اولین سالگرد ترور فرماندهان شهید سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس هستیم، لازم بود دولت عراق در مسیر منافع آمریکا حرکت نکرده و رای ممتنع نمی داد، بلکه باید از منظر اخلاقی، دینی و شرعی رای آشکاری در رد آن می داد.

واکنش نماینده پارلمان عراق

«مختار الموسوی» عضو کمیسیون روابط خارجی پارلمان عراق هم با اشاره به قرار گرفتن جمهوری اسلامی ایران در کنار دولت و ملت عراق در دشوارترین شرایط گفت: ایران در مصیبت ها و مشکلات جنگ علیه داعش در کنار ما ایستاد و اولین کشوری بود که به یاری عراق شفافت و از این رو عراق هم باید اولین کشوری می بود که علیه درخواست ضدایرانی آمریکا رای می داد.

الموسوی رای ممتنع دولت عراق علیه ایران را بی سابقه و غیرقابل قبول خواند و گفت که موضع ما در پارلمان با موضع دولت و وزارت خارجه عراق در این گونه رای دادن یکی نیست و موضوع را در کمیسیون روابط خارجی پارلمان عراق پیگیری و نتیجه را اعلام می کنم./۱۳ دی ۱۳۹۹ایرنا.

«هشام داوود»مشاور مصطفی الکاظمی اخیرا در گفتوگویی با شبکه بی بی سی مدعی شده بود که سردار سلیمانی احساس میکرد که هر وقت می خواهد می تواند وارد و یا خارج کشور شود و قوانین و اصول کلی عراق جزو اولویتهای او نبود.

عراق بعدازسقوط صدام

بغداد(پایتخت) در ۲۰ فروردین ۱۳۸۲ (۹ آوریل ۲۰۰۳) اشغال شد که سقوط بغداد مساوی با پایان حاکمیت ۲۴ ساله حکومت صدام حسین بود.

اعضای شورای حکومتی عراق

ردیف اول از پایین (از چپ براست): ۱- سمیر محمود ۲- احمد چلبی ۳- نصیر کامل چادرچی ۴- عدنان پاچه چی  ۵- محمد بحر العلوم  ۶- مسعود بارزانی  ۷- جلال طالبانی -۸ سید عبد العزیز حکیم  ۹- ابراهیم جعفری

ردیف دوم (از چپ براست): ۱- خانم شنکول چابک  ۲- خانم عقیله هاشمی  ۳- یونادم کنو  ۴- صلاح الدین محمد بهاء الدین  ۵- محمود علی عثمان  ۶- حمید مجید موسی  ۷- غازی عجیل یاور  ۸- احمد براک ابو سلطان(نفر خم شده پشت سر عبد العزیز حکیم)  ۹- محسن عبد الحمید

ردیف اول از بالا (از چپ براست): ۱- خانم رجاء حبیب خزاعی ۲- ایاد علاوی ۳- وائل عبد الطیف  ۴- موفق ربیعی  ۵- دارا نورالدین  ۶- عبد الکریم محمداوی ملقب به ابو حاتم  ۷- عز الدین سلیم.

در پی سقوط حکومت صدام حسین،  غازی مشعل عجیل الیاور،متولد۱۱مارس۱۹۵۸(۲۰ اسفند۱۳۳۶)، رئیس جمهورعراق شد

بعدازحکومت ۱۰ماهه الیاور

دومین رئیس جمهورعراق-بعدازسقوط صدام حسین: جلال طالبانی(مام جلال)

ماجرای فیلم"بانوی بهشت"یاسر الحبیب

ماجرای فیلم «بانوی بهشت» THE LADY OF HEAVEN(سیدة الجنة) یاسر الحبیب چیست؟

موضوع فیلم( بانوی بهشت) برروی   ماجرای« غدیر خُم »وهجوم به   خانه حضرت زهرا(بیعت اجباری حضرت علی )وآتش زدن خانه فاطمه، البته به موضوع جنایات داعش نیزپرداخته است.اگرچه بظاهر-این فیلم-دردفاع ازحضرت فاطمه  ساخته شده واما این تفکر«شیعه انگلیسی»محصولش، جزاختلاف وتفرقه بین امت اسلام(شیعه-سُنی)نخواهدبودوبه فرموده رهبرانقلاب«اینگونه تحریک احساسات،نتیجه اش،بروزوظهورجنایتکاران تکفیری(داعش)است»بیانات رهبری رادرادامه خواهیددید.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:امام جمعه رشت(آیت الله فلاحتی )امروزجمعه، ۱۲ دی ۱۳۹۹درخطبه دوم به ساخت فیلم «بانوی بهشت»  اشاره ای داشت،گفت: این فیلم ۲ساعته تا چند روز آینده به اکران درمی آید. این فیلم به اتفاقات صدراسلام می پردازد، واقعه غدیر و شهادت حضرت زهرا(س) به نویسندگی الحبیب روحانی مقیم لندن است،امام جمعه رشت،حتی نام کارگردان آن را«الی کینگ»(Eli King) به زیبایی !بیان کرد،البته آیت الله فلاحتی گفت که انگلیس با ساخت  این فیلم می‌خواد بین مسلمانان(شیعه وسنی) اختلاف بیندازند. واین انگیزه ای شدکه بدانیم-تحقیق کنیم ماجراچیست؟

آیا فیلم «بانوی بهشت» در ادعای خود صادق است؟

«بانوی بهشت» عنوان فیلمی است که تا چند روز آینده به نمایش درمی آید. این فیلم به واقعه غدیر و شهادت حضرت زهرا(س) به نویسندگی الحبیب روحانی ساکن لندن می پردازد.

نام انگلیسی وعربی این فیلم «THE LADY OF HEAVEN»(سیدة الجنة) است.

«یاسر الحبیب» مدتی از دید رسانه‌ها پنهان بود که سر انجام در سوم نوامبر ۲۰۲۰(۱۳ آبان ۱۳۹۹) با قرار گرفتن کلیپی از وی در سایت یوتویوپ علت عدم حضورش رامشغول بودن در نوشتن یک فیلم به ظاهر مذهبی و تاریخی اعلام کرد.

این فیلم یک درام اکشن و تاریخی انگلیسی ـ آمریکایی است و در معرفی آن آمده است: دو داستان مشابه اما با هزار و چهارصد سال فاصله. یک کودک عراقی پس از اینکه مادرش را در یک کشور جنگ‌زده از دست داد، با شنیدن داستان حضرت فاطمه (س)، اهمیت و قدرت صبر را درک کرد. 

این کودک پس از از دست دادن مادر ، کودک خود را در خانه جدیدی پیدا می کند ، جایی که مادربزرگ دوست داشتنی داستان تاریخی بانوی را روایت می کند و می گوید که چگونه رنج او به عنوان اولین قربانی تروریسم از قرن بیست و یکم خارج از کنترل شد.

این فیلم که ظاهرا در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۰(۱۰ دی ماه ۱۳۹۹)۱۵ جمادی‌الاول ۱۴۴۲  همزمان با آغاز ایام سوگواری شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها توسط شرکت «Enlightened Kingdom»اکران می‌گردد توجهات بسیاری را به سوی خود جلب نموده است.

 داستان این فیلم روایت زندگی کودکی عراقی است که مورد تهاجم داعش قرار گرفته است که قدرت و اهمیت صبر کردن را پس از گذشت ۱۴۰۰ سال با تأسی از زندگی حضرت زهرا می‌آموزد.

این کودک پس از دست دادن مادرش، به خانه جدیدی می‌رود، جایی که مادربزرگ مهربانش داستان زندگانی حضرت فاطمه(س) را برای او تعریف می‌کند.

کارگردان+بازیگران  فیلم

نویسنده فیلمنامه «شیخ الحبیب» و مدیر اجرایی فیلم را حسین اشمره(Husaain Ashmere ) است.

تهیه کننده «متیو کوایپرز»(Matthew Kuipers) امریکایی ، سارا ترویس (Sarah Trevis ) نظارت بر انتخاب بازیگران  فیلم رابر عهده دارد که شامل ری فرون ( Ray Fearon) ، مارک آنتونی برایتون (Mark Anthony Brighton) ، دنیس بلک (Denise Black) ، اسکار گارلند(Oscar Garland) ، کریس جارمن(Chris Jarman) ، الکس لانیپکون(Alex Lanipekun) ، آرمان مانتلا(Arman Mantella) ، هانا رز کاتون(Hannah Rose Caton) و اندرو هریسون( and Andrew Harrison). در این فیلم ایفای نقش می‌کنند.

فیلمبرداری این فیلم توسط «مایک بروستر» انجام شده است.

کارگردان این فیلم « الی کینگ» است. 

سازنده فیلم«Enlightened Kingdom »یک شرکت تولید فیلم در انگلستان است. 

 

این فیلم که کارشناسان هزینه تولید آن را حدود ۱۵ میلیون دلار تخمین زده‌اند در بخش مسائل مالی نیز سعی بر اقدامات بی نام و نشان دارد. سازندگان در شبکه‌های اجتماعی مختص این فیلم آن را محصولی مردمی و مستقل معرفی کرده اند.

 سازنده فیلم که ید طولایی در تفرقه افکنی بین مذاهب اسلامی دارد،دانسته ویانادانسته آتش تفرقه رادربین امت اسلامی(مذاهب) دامن می زند.

ژانر این فیلم در سه سبک درام، اکشن و تاریخی می‌باشد.

«حسین اشمیری» درباره اهمیت این فیلم گفته است که تا کنون ۲۵۰ فیلم در مورد حضرت عیسی، ۱۲۰ فیلم در مورد حضرت موسی، ۸۰ فیلم در مورد پیامبران دیگر، ۴۰ فیلم در مورد بودا و ۹ فیلم در مورد حضرت مریم ساخته شده است، اما هیچ فیلمی در مورد زندگی حضرت فاطمه دختر پیامبر اکرم (ص)ساخته نشده است.

«یاسر الحبیب»در ویدئویی که در تاریخ ۱۷دسامبر ۲۰۲۰(۲۷ آذر ۱۳۹۹) در سایت یوتویوپ منتشر ساخت از ابعاد دیگر این فیلم پرده برداری نمود. وی در بخشی از این کلیپ چنین گفته است: امروز حالم انقدر خوب است که توانایی وصفش را ندارم. بنظرم کار بسیار مؤثری انجام شده است. برای این فیلم به قدری تلاش شده است که هر بیننده‌ای با دیدن آن واقعیت ماجرا را حس می‌کند. در این فیلم از جلوه‌های ویژه و موسیقی حرفه‌ای استفاده گردیده است.

در این فیلم تلاش شده تا چهره حضرت بسیار به آنچه در کتب تاریخی درباره ایشان ذکر گردیده مطابقت داشته باشد.

 در این فیلم تلاش شده تمام خصوصیات پیامبر اسلام(ص) نیز از قبیل شمایل جسمانی، خصوصیات رفتاری و سیره شخصی حیات ایشان همچون نحوه خوابیدن، غذا خوردن، نحوه نشست و برخاست، راه رفتن را  به صحنه کشیده شود. در به صحنه کشیدن این اوصاف به قدری دقت گردیده است که هر مدققی را متحیر می‌سازد. برای مثال یکی از اوصافی که برای پیامبر(ص) ذکر گردیده این است ایشان ۱۷ تار ریش سفید بر روی صورت شریف خویش داشتند. تمام این موارد در ساخت فیلم رعایت گردیده و این تفاوت میان فیلم ما و سایر فیلم‌های ساخته شده تا کنون است.

چهره پیامبر را بدون هاله‌ای از نور و یا مستتر نشان داده نشده،

ولی چهره حضرت زهرا سلام الله علی‌ها در آن دیده نمی‌شود. حتی چهره امام علی علیه السلام نیز به شکل ناملموسی نشان داده شده و به نمایش گذاشتن چهره برخی از صحابه و چهره خلفا و نیز عایشه همسر پیامبر در صورت اشخاصی که شرارت از چهره شان می‌بارد نیز در تریلر فیلم مشهود است.

این فیلم اگرچه مبتنی بر واقعیات تاریخی ساخته شده است و القا کننده این تحلیل است که داعش از فکر سنی و وهابی نشأت گرفته است، اما از ذکر این نکته بسیار مهم عامدانه چشم پوشی می‌کند و هیچ اشاره‌ای نمی‌کند که عقبه و حامی بزرگ گروهک‌های تکفیری و داعش، کشور‌های استکباری مانند آمریکا و رژیم صهیونسیتی بوده اند که اگر حمایت آن‌ها نبود این گروه‌های تروریستی مانند داعش قدرت بروز و ظهور نداشتند.

«یاسر الحبیب» در پُست اینستاگرامی خودمی نویسد: «به اذن خدا هنگامی که فیلم مبارک ما منتشر شود. این فیلم عظیم و جهانی درباره زندگانی و رنج‌ها و سیره صدیقه کبری حضرت زهرا است.

گویی چیزی مماثل اشعار عبدی است. آن زمان فیلم نبود اشعار بود اینها بودند که منتشر، حفظ و در اذهان حک می‌شدند و انسان آن را می‌چشید. کار هنری آن زمان این بود. بنابراین امام صادق (ع) می‌فرماید: به کودکانتان شعر عبدی را بیاموزید که او بر دین خداست چرا این را می‌گوید؟ چون‌که هنر آسان چشیده و حفظ می‌شود و در نفس و قلب و روح تأثیر می‌گذارد. این طبیعی است این فیلم بهترین اثر هنری معاصر است… مردم جهان برای نخستین بار در این فیلم خواهند دید که چگونه خلیفه اول و همراهانش به منزل آن حضرت حمله می‌برند و حرمت ایشان را می‌شکنند. این فیلم باعث تخریب شخصیت اسطوره‌ای خلفا (شیخین) خواهد شد…این فیلم فرق بین اسلام واقعی و اسلام انحرافی را نشان خواهد داد…ما قسم خورده‌ایم که انتقام حضرت زهرا (س) را خواهیم گرفت».

وی که سابقه‌ای طولانی در اهانت به مقدسات اهل سنت و حتی علما و مراجع تقلید شیعه دارد هدف از ساخت این فیلم را در برنامه‌ای در شبکه تلویزیونی اش این گونه بیان کرد: «این فیلم که توسط برجسته‌ترین کارگردان‌ها و هنرمندان غربی تهیه خواهد شد، به تبیین زندگی حضرت زهرا (س) به ویژه دوران پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) خواهد پرداخت.

مردم جهان برای نخستین بار در این فیلم خواهند دید که چگونه خلیفه اول و همراهانش به منزل آن حضرت حمله می‌برند و حرمت ایشان را می‌شکنند.

این فیلم باعث تخریب شخصیت اسطوره‌ای خلفا (شیخین) خواهد شد…این فیلم فرق بین اسلام واقعی و اسلام انحرافی (سقیفه) را نشان خواهد دادما قسم خورده‌ایم که انتقام حضرت زهرا (س) را خواهیم گرفت».

فدک صغری مکانی برای تربیت نیروهای افراطی(عربستان-فدک)

در این میان نیروهای تحت تربیت یاسر الحبیب در منطقه‌ای در لندن آموزش می‌بینند که وی آنجا را به نام ارض فدک الصغری نامگذاری کرده است. تعدد فعالیت‌های یاسر الحبیب خبر از طرح‌هایی می‌دهد که او برای اختلاف افکنی بین شیعه و اهل سنت در سراسر کشورهای اسلامی در سر دارد.

در وب‌سایت عربی یاسر الحبیب نامه‌ای با این مضمون منتشر شده است که فیلم THE LADY OF HEAVEN (بانوی بهشت) همان فیلم «یوم العذاب» است که تغییر نام داده است. نکته جالب آنکه در وب سایت فارسی او اثری از این نامه نیست. شاید این به خاطر آن باشد که ۴ سال پیش از اینکه اخباری مبتنی بر ساخت فیلم یوم العذاب منتشر شده بود، مراجع تقلید شیعه علیه آن موضع گرفته بودند.

«یاسر الحبیب »کیست؟

یاسرمتولد ۱۹۷۷ میلادی، اهل کویت و رئیس سازمان موسوم به «خدام‌المهدی» است. وی «هیئت خدام‌المهدی» را در سال ۲۰۰۱ در کویت تأسیس کرد، اما در سال ۲۰۰۴ به دلیل بروز برخی مشکلات میان او و دولت کویت، این هیأت پلمب و الحبیب بازداشت شد و مسأله بازداشت وی به سرعت به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد.

 پشت پرده فیلم «بانوی بهشت» و انتقاد شمخانی/ تکمیل می شود

هواداران حبیب در سال ۲۰۱۸ به سفارت جمهوری اسلامی ایران در لندن یورش بردند و پرچم ایران را پایین کشیدند و در مقابل دیدگان پلیس، پرچم‌های خود را بالا بردند.

یاسر حبیب سپس با رایزنی انگلیسی‌ها به لندن رفت جایی که سید مجتبی حسینی شیرازی یکی از خاندان شیرازی‌ها و برادر کوچکتر صادق شیرازی در آنجا سکونت دارد.
 او در دهکده ثروتمند فولمر در اطراف باکینگهام‌شر جنوبی یک کلیسای متروکه را به قیمت ۲ میلیون پوند خریداری کرده و آن را به مرکز فعالیت‌های خود از جمله شبکه تلویزیونی اش (تلویزیون فدک) تبدیل کرده‌است.

حبیب در سال ۱۳۸۹ شبکه ماهواره‌ای فدک را به راه انداخت او در افتتاحیه شبکه اش انتقادات تندی از عایشه همسر حضرت محمد (ص) و چهره مورد احترام اهل تسنن مطرح کرد.

در رمضان ۱۴۳۱ قمری «یاسر الحبیب» در سالروز وفات جناب عایشه، مجلسی تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌های بدی متوجه او کرد.‌ سخنرانی او در مورد جناب عایشه که فوراً در یوتیوب قرار گرفت، موجب خشم شدید اهل سنت شد و همین مسأله بهانه‌ای برای حمله به شیعیان و تعمیق اختلافات مذهبی شد.

«سخنان  یاسرالحبیب» مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه این دو کشور از جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیدهاشم السلمان» مواضع سختی در برابر وی گرفتند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:نتیجه توهین به بزرگان اهل سنت،تحریک احساسات وظهورداعش است

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید مکرر بر اهمیت وحدت در دنیای اسلام و با اشاره به اینکه هرگونه ناسزاگویی به بزرگان اهل سنت، در واقع مانع از شنیده شدن مبانی منطقی و مستدلِ اعتقاد به امامت می‌شود، تحریک احساسات دیگر فرق اسلامی به اسم شیعه، در واقع «شیعه انگلیسی» است و نتیجه آن، ظهور گروه‌های خبیث و مزدور وابسته به امریکا و سرویس جاسوسی انگلیس همچون داعش و النصره است که جنایات و ویرانی‌های زیادی را در منطقه به راه انداخته اند./رهبر انقلاب اسلامی  دیدار  عید سعید غدیر خم(۱۸ ذیحجه ۱۴۳۷)۳۰ شهریور ۱۳۹۵

آیت الله خامنه‌ای: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنّت از جمله اتّهام زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیا پیامبر اعظم حضرت محمّد صلّی الله علیه و آله می‌شود.»‌

علمای دیگرکشورهای اسلامی چنین فتواهایی دادند،درایران هم مراجع تقلیدازایشان اعلام برائت کردند،ازجمله فتوای «حرمت سب و لعن علنی مقدسات اهل سنت» آیت‌الله شیخ وحید خراسانی.

آیت الله سید مهدی بن میرزا حبیب‌الله بن سید آقابزرگ شیرازی ( برادر میرزای شیرازی-صاحب تحریم فتوای تنباکواست) 

امایاسرالحبیب ، فتوای رهبرانقلاب ایران را بی‌ارزش خواند و درباره فتوای آیت‌الله وحید خراسانی گفت: «سخن شیخ وحید بر ما حجت نیست و ما در زمینه شرع مقلد سیدصادق شیرازی هستیم»وحتی جسارت به علماراتاحدی رساند که گفت: این سخن چون از طرف دروغگویان نظام منتشر شده است، سندیت و حجیت ندارد و حتی اگر صدق داشته باشد ما پیرو مرجع دینی شیرازی هستیم و نه وحید خراسانی!.

یاسرالحبیب همچنین ضمن فاسق قلمداد کردن سیدحسن نصرالله ، گفت :گر بن لادن و یوسف قرضاوی مجاهد هستند، سیدحسن نصرالله نیز مجاهد است و او را به دلیل تبعیت از علمای شیعه گمراه خواندند. یاسر الحبیب حتی ازجسارت به  آیت‌الله سیستانی دریغ نکرد!.

اگرچه « آیت‌الله سید صادق شیرازی»مدعی عدم حمایت ازاین فردگستاخ ومنحرف است واماسایت و شبکه مرجعیت وابسته به آیت‌الله سید صادق شیرازی در تاریخ  ۹ آبان  ۱۳۹۲ بیانیه‌ای از فعالین  شیعه در عرصه رسانه از شبکه فدک نیز تقدیر کرد.

نسبت  خانوادگی(سببی)یاسرالحبیب باآقایان شیرازی:دامادسیدمجتبی

برادر آیت الله سیدصادق شیرازی(سیدمجتبی) و پسر ایشان(سیداحمد) که هر دو ساکن انگلستان هستند رابطه تنگاتنگی با یاسر الحبیب داشته و هر دو بارها از یاسرالحبیب حمایت کرده‌اند.

ارتباط یاسر با سیدمجتبی شیرازی پس از موضع‌گیری‌های علمای اهل سنت و شیعیان در حرام اعلام کردن اهانت به نمادهای اهل سنت تقویت شد. برخی نشریات عربی از جمله الوطن و عکاظ اعلام کرده‌اند که یاسر الحبیب پس از آن که سال‌ها شاگردی شیرازی را در لندن انجام داده با دختر وی ازدواج و ارتباط سببی میان ایشان برقرار شده است.

بترتیب:آیت الله دکترصادقی،آیت‌الله سید محمد شیرازی ، امام خمینی ، سید مصطفی خمینی ،سید محمود مرعشی نجفی.

بعد از حضور امام در نجف اشراف در دوران تبعید و ورود به  شهر کربلا، «سید محمد شیرازی» استقبال خوبی از امام به‌عمل آورد،اولین عالم عراق بودکه به دیدارامام خمینی آمد و حتی محل نماز خویش را در کربلا به امام  سپرد،مجتبی شیرازی هم درمدح امام خمینی سرودخواند/سید محمد شیرازی در سال ۱۳۸۱ درگذشت.

سازمان تنظیم مقررات رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر در فضاى مجازى (ساترا)اعلام کرده است، «این فیلم به دلیل داشتن محتوایی با موضوعات نفرت‌ پراکنی، تفرقه افکنی، تهییج تعصبات نژادی و به منظور توهین به مذاهب اسلامی، وحدت جهان اسلام را مورد حمله قرار می‌ دهد و کاملا ناقض دستورالعمل‌ های محتوایی ساتراست، به همین علت انتشار آن در همه رسانه‌ های صوت و تصویر فراگیر ممنوع است.»

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یکی ازمنابع مورداستفاده دراین مقاله«خبرگزاری مهر(۷ دی ۱۳۹۹)است وجالب اینکه درمنابع خارجی هم دنبال تحقیق بودم دریک گزارش انگلیسی همین خبررا بنقل ازهمین خبرگزاری آورده بودند.

واما حقیقت مطلب این است که آنچه مادرایام فاطمیه میشویم،تقریباًهمانهایی است که دراین فیلم آمده است!برای نمونه نگارنده-پیراسته فر-درسه شنبه، ۲۳ دی ۱۳۹۹(فاطمیه دوم)٢٨ جمادي الاولي ١٤٤٢وقتی ازنمازجماعت برمی گشتم،دررادیومعارف یک عالم بزرگواری داشت سخنرانی می کرد،محتوی سخنانش،بامحتوی فیلم تفاوتی نداشت،تاحدی من مشکوک شدم که سحنران فیلم بانوی بهشت راتماشاکرده ویانویسنده فیلم،براساس سخنرانی این بزرگوار«فیلمنامه»رانوشته است ویامنابع موداستفاده(نویسنده وسخنران) مشترک بود!حالا چرااکران این فیلم ممنوع است اَللَّهُ أَعْلَم

«شیخ نمر»کیست؟
«شیخ نمر باقر النمر»روحانی مبارزشهر«القطیف» عربستان، به همراه ۴۶ متهم دیگر به جرم اعمال تروریستی اعدام شدند(۱۲ دی ۱۳۹۴).


دولت سعودی ها نام این عالم برجسته دینی را در کنار تروریست ها قرار داد.
در ۴ مارس ۲۰۱۵ (۱۳ اسفند ۱۳۹۳)دادگاه تجدید نظر وی را به اتهام حمل سلاح، تحریک به اختلافات طایفه‌ای و« اطاعت نکردن از ولی امرمسلمین»به اعدام محکوم کرد.
اعتراضات ودرخواستهای شیخ نمر:او در سخن‌رانی‌های خود همواره از اعمال تبعیض شدید در مورد شیعیان در این کشور انتقاد ‌می کرد و خواهان برابری حقوق میان شیعیان و سنی‌ها است.
اعتراض«شیخ نمر»به این بود که می گفت:چراشیعان در عربستان سعودی، از دست‌یافتن به مقامات ارشد دولتی، سیاسی و امنیتی محرومند!؟.
شیخ نمرچندباردستگیر وزندان وتبعیدشده بود:
نخستین بازداشت شیخ نمر درماه می ۲۰۰۶(اردیبهشت ۱۳۸۵ ) رخ داد. وی در بازگشت از بحرین و به دلیل مشارکت در همایشی بین‌المللی دربارهٔ قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد
بازداشت دوم، در ۲۳ اوت ۲۰۰۸(۲ شهریور ۱۳۸۷) رخ داد.
* در ۱۱ ژوئیه ۲۰۱۳ (۲۰ تیر ۱۳۹۲ )در اثر حملهٔ مسلحانهٔ نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شد.
*در نوامبر ۲۰۱۴(۲۰ آبان ۱۳۹۳ )حکم اعدام نمر از جانب دادگاه ویژهٔ جزایی عربستان سعودی اعلام شد و وی، محکوم به مرگ از طریق گردن زدن با شمشیر شد!که عفوخورده بود.

داروی"جوش صورت"موجب مرگ آینازامید

قرص جوش صورت «موجب مرگ»مجری رادیو«آینازامید»شد. 

مادر (آیناز۱۵ ساله) : دکتر برای دخترم قرص «پردنیزولون» و «آکوتان»را تجویز کرد که هر دو «کورتون»دار بود، کبد آیناز ضعیف بود، این قرص‌ها «سم» بود.

«آیناز امید» که گوینده برنامه کودک رادیو زاهدان بود چند هفته قبل برای درمان «جوش‌های صورتش» به یک پزشک متخصص پوست مراجعه کرد اما  مصرف داروها ی تجویزی به«کبد»ش آسیب واردکرده بودکه منجربه جان باختتنش شد.

 مادر این دختر با بیان اینکه از پزشک معالج وی شکایت کرده‌اند، گفت: دخترم از ۴ پنج سالگی در برنامه کودک همراه با خودم در رادیو اجرا برنامه می‌کرد و صدای وی برای کودکان استان «سیستان و بلوچستان» بسیار آشنا بود، دخترم در سنین بالاتر نیز برنامه نوجوان را به مدت چهار سال اجرا می‌کرد.

«اشتباه دکتر»مارا«عزادار»کرد.
مادرآینازگفت:  دخترم هیچ بیماری‌ای نداشت و فقط  مدتی بودکه پوستش جوش می‌زد.

 

 دخترم را نزد دکتر پوست بردیم، آیناز با خواهرش نزد دکتر رفته بود، خواهر آیناز از دکتر خواسته بود که برای خواهرش آزمایش کبد بنویسد اما دکتر گفته بود :شما دکتر هستید یا من

دکتر،معترضانه به دختربزرگم گفته بود:من خودم  بهتر می‌دانم و این دو مقوله با هم فرق می‌کند.


مادر آیناز توضیح داد: دکتر برای دخترم قرص «پردنیزولون» و «آکوتان» تجویز کرده بود و هر دو قرص دارای «کورتون» بود، ما نمی‌دانستیم «کبد آیناز ضعیف بوده» وآنطورکه پزشکان متخصص گفتند: برای کسی که کبدش ضعیف است، این قرص‌ها «سم» محسوب می‌شود.


مادر این دختر می‌گوید: دخترم حدود دو هفته قرص‌ها را مصرف کرد، اوایل دیماه بود که من اداره بود،دختربزرگم گفت:یک روز صبح هنگام بیدارشدن از خواب‌، قدری خون داخل دهانش بود،خون بالا آورده، بعدازظهر آن روز آنقدر دخترم خون بالا آورده بود که به کما رفت، ضریب هوشیاری او پایین آمد و دیگر به هوش نیامد.


مادرِ مجری برنامه کودک رادیوزاهدان گفت: به همین راحتی  بخاطر یک اشتباه یک پزشک،فرزندم را از دست دادم !و دیگر صدای نازنین او را نمی‌شنوم، خیلی سخت است که قبول کنم دیگر او را نمی‌بینم. 

مادراینازگفت: همسرم از آن دکتر شکایت کرد و معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی در اینجا نیز گفتند که در حال پیگیری پرونده هستیم.

در بیمارستان اصلاً باورشان نمی‌شد که کبد دخترم(بخاطرمصرف این قرصهای کورتوندار) آنقدر آسیب دیده و به گفته خودشان متلاشی شده است.

دکترهای بیمارستان ازمامی پرسیدندکه آیا این دختر چه چیزی مصرف کرده؟

آنها گمان می‌کردند که آیناز-سرخود- داروهای دیگر هم مصرف کرده است، که به آنها توضیح دادم که به غیر از آن دو قرص هیچ دارویی مصرف نکرده و وقتی آن قرص‌ها را به دکترها نشان دادم، چند دکتر تأیید کردند که این قرص‌ها به کبد دخترم صدمه زده است،

مادرآینازگفت:دکترها گفتند باید حتماً چند آزمایش دقیق از کبد دخترم گرفته و سپس این قرص‌ها تجویز می‌شد.‌

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع این خبر«روزنامه ایران»پنج شنبه، ۱۱ دی ۱۳۹۹بوده،البته باویرایش وافزودن تصاویر.

ضمناًمراسم تشیع جنازه درروزچهارشنبه۱۰دی ۱۳۹۹برگزارشد.

این قرصهایی بودکه دکترمعالج آیناز برای اوتجویزکرده بود.

 

قرص پردنیزولون

قرص پردنیزولون(Prednisolone) جزو دسته ای از داروها است که به آنها استروئید(Steroid) یا کورتیکواستروئید(Corticosteroid) میگویند.

«آکوتان»

این دارو با نام‌های تجاری آکوتان (Accutane)، آمنستین (Amnesteen)، کلاراویس (Claravis) ، سوترت (Sotret) ، ایزوترتینوئین(isotretinoin) عرضه می‌شود که معروف‌ترین آنها آکوتان است.

آکوتان دارویی است از مشتقات ویتامین A، بنابراین بدن با آن شبیه رفتاری که با ویتامین A دارد، رفتار می‌کند. به همین دلیل زمان مصرف این دارو نباید مکمل‌های ویتامین A مصرف شود.

شادی دختران وزنان آرژانتنی"سقط جنین"قانونی شدن

خوشحالی دختران وزنان آرژانتنی ها بخاطرقانونی شدن سقط جنین .

 لایحه «مجازبودن سقط جنین »که ماه گذشته توسط رئیس جمهور چپگرا ، آلبرتو فرناندز ارائه شد ، صبح روزجمعه، ۵ دی ۱۳۹۹ با اختلاف ۱۳۱ رأی موافق به ۱۱۷ رأی به تصویب مجلس نمایندگان(عوام) رسید.

در نهایت درروزچهارشنبه، ۱۰ دی ۱۳۹۹ با ۳۸ رأی موافق و۳۱ رأی در مجلس سنا هم به تصویب رسید.

براساس این قانون «سقط جنین »تا هفته چهاردهم بارداری، مجاز شد.ودرلیست خدمات بیمه ای-رایگان-قرارمی گیرد.

«پاپ‌ فرانسیس» رهبر کاتولیک‌های جهان که خود آرژانتینی است مخالفت کلیسا را در روز سه شنبه و قبل از بحث‌های مجلس سنا در توییت شخصی خود منعکس کرد.

مجلس سنای آرژانتین به قانونی شدن سقط جنین در این کشور رای داد.

رویترز نوشت: آرژانتين با تصویب این قانون به اولین کشور بزرگ آمریکای لاتین تبدیل می‌شود که در آن کمپین‌های مبارزاتی فعالان حقوق زنان بر ملاحظات کلیسای کاتولیک پیروز شده‌ است.

رویترزدرادامه نوشت: پیش ازاین، سقط جنین در کوبا،اروگوئه و مناطقی از مکزیک مجاز بود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:سقط جنین  در استرالیا وبعضی ازمناطق بریتانیاازجمله ایرلندشمالی،هم قانونی بوده است،(۲۲ هفتگی بارداری قانونی است و بعد از ۲۲ هفتگی تنها با تایید دو پزشک از نظر قانونی امکان‌پذیر می‌شود)

 طرفداران قانونی شدن سقط جنین در آرژانتین پس از خواندن نتیجه پارلمان و تبدیل لایحه به قانون در برابر مجلس سنا در «بوئنوس آیرس» شادی کردند.

قانونی شدن سقط جنین در آرژانتین زمینه‌ساز در تغییر آمریکای لاتین

رای‌گیری جنجالی و پر بحث مجلس سنای آرژانتین در ساعت ۴ بعدازظهر روز سه‌شنبه به وقت محلی آغاز شد و روند ماراتن‌وار آن تا نیمه‌های شب روز بعد ادامه یافت.

این رای‌گیری با ۳۲ رای موافق، ۲۹ رای مخالف و یک رای ممتنع به نفع موافقان سقط جنین تا هفته چهاردهم بارداری، تمام شد.

مجلس نمایندگان آرژانتین حدود دو هفته قبل این پیشنهاد دولت را تصویب کرده بود. کنگره ملی آرژانتین شامل دو بخش سنا و مجلس نمایندگان است.

پس از خواندن نتیجه و تبدیل لایحه به قانون، هزاران نفر از طرفدران قانون در خارج از ساختمان سنا در «بوئنوس آیرس» با تکان دادن پرچم‌های سبز خود به تشویق قانون‌گذاران و شادی پرداختند. پرچم سبز نماد مبارزات فعالان حقوق زنان در این کشور محسوب می‌شود. در اوایل صبح چهارشنبه دود سبز بر بالای سر موافقان قانون در مقابل مجلس سنا به آسمان رفت.

 خوشحلی از قانون سقط جدید در آرژانتین

 طرفداران قانونی شدن سقط جنین در آرژانتین در خارج از ساختمان "سنا" بحث نمایندگان و قانون‌گذاران را دنبال می‌کنند.

«ویلما ایبارا» نویسنده پیش‌نویس  قانون  مجازبودن سقط جنین و دبیر فنی و حقوقی ریاست‌جمهوری آرژانتین  که پس از اعلام نتیجه در مصاحبه با خبرنگاران اشک می‌ر‌یخت؛ گفت: این نتیجه سال‌ها مبارزه بود. بسیاری از زنان (از سقط جنین) جان خود را از دست داده‌اند. دیگر هرگز زنی در یک سقط جنین مخفیانه کشته نخواهد شد.  

«مونیکا ماچا» یکی از نمایندگان پارلمان آرزانتین که با حزب چپ و تحت کنترل «آلبرتو فرناندز» رئیس جمهور آرژانتین در ائتلاف است، در حساب کاربری توییتر خود نوشت: خواهران، ما این کار را انجام دادیم. ما تاریخ ساختیم. ما این کار را با هم انجام دادیم. هیچ کلمه‌ای برای این لحظه وجود دارد. ما از جسم  و روح عبور کردیم.

واکنش طرفداران سقط جنین در آرژانتین پس از تصویب قانون در مقابل ساختمان«مجلس سنا» در «بوئنوس آیرس»

قانونی شدن سقط جنین در آرژانتین زمینه‌ساز در تغییر آمریکای لاتین

دقایقی بعد «فرناندز» رئیس‌جمهور آرژانتین شخصا به این موضوع واکنش نشان داد و نوشت:

سقط جنین بی‌خطر، قانونی و رایگان اینک قانون است. امروز ما جامعه بهتری هستیم که حقوق زنان را گسترش داده و سلامت عمومی را تضمین می‌کند.

اما «پاپ‌ فرانسیس» رهبر کاتولیک‌های جهان که خود آرژانتینی است مخالفت کلیسا را در روز سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹ و قبل از بحث‌های مجلس سنا در توییت شخصی خود منعکس کرد.

پس از رای‌گیری هزاران نفر از مخالفان لایحه، متفرق شدند و اشک‌های خود را پاک کردند. این سخنران مخالفان از روی سکوی موقت سخنرانی به طرفدران خود گفت: ما شاهد شکست زندگی هستیم. اما باورهای ما تغییر نمی‌کند. ما قصد داریم عقایدمان را به گوش دیگران برسانیم.

قانونی شدن سقط جنین در آرژانتین زمینه‌ساز در تغییر آمریکای لاتین

«سارا دو اولاندا» یکی از مخالفان قانون سقط جنین در مصاحبه با روزنامه «کلارین»گفت: من به اینجا آمدم چون باید در اینجا قرار می‌گرفتم. ما (مخالفان) نامرئی نیستیم. همه‌چیز، این جریان سبز نیست. این قانون خلاف قانون اساسی است و اجرای آن به راحتی انجام نخواهد شد.

این قانون می‌تواند زمینه‌ساز تغییر گسترده در امریکای لاتین محافظه‌کاری باشد که خواستار بیشترین میزان تولید مثل برای زنان است.

«خوان پاپیر» محقق ارشد آمریکایی و دیده‌بان حقوق بشر در این باره گفت: تصویب قانون سقط جنین در یک کشور کاتولیک به بزرگی آرژانتین، مبارزه برای تامین حقوق زنان در آمریکای لاتین را تقویت می‌کند.

وی افزود: اگرچه مقاومت‌هایی در این مسیر وجود دارد اما پیش‌بینی می‌کنم قانون جدید می‌تواند اثرات دومینویی خود را در منطقه آمریکای لاتین بگذارد.

خوشحالی طرفداران سقط جنین در آرژانتین پس از تصویب قانون در مقابل ساختمان«مجلس سنا» بوئنوس آیرس.

قانونی شدن سقط جنین در آرژانتین زمینه‌ساز در تغییر آمریکای لاتین

پیش از این قوانین آرژانتین سقط جنین را فقط در صورت خطر جدی برای سلامتی مادر یا بارداری ناشی از تجاوز جنسی مجاز می‌دانتت. گروه‌های طرفدار این قانون در استدلال‌های خود مطرح کردند که جرم دانستن این عمل به آسیب‌پذیرترین زنان جامعه آسیب می‌زند. وزارت بهداشت آرژانتین اعلام کرد که بین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۲۰۱۸ بیش از ۳۰ هزار زن به دلیل سقط جنین غیرقانونی جان خود را از دست داده‌اند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:مطلب فوق  راازسایت عصرایران۱۰ دی ۱۳۹۹اخذکردم  +اضافات وافزودن تصاویر

واما رسانه های آرژانتنی اینگونه نوشتند:چهارشنبه آرژانتین ، پس از ساعت ها بحث و گفتگو در سنا ، یکی از انگشت شمار ملت های آمریکای جنوبی بود که سقط جنین را قانونی اعلام کرد،هر ساله صدها هزار سقط جنین غیرقانونی در کشور ۴۴ میلیون نفری (مساحت۲.۷۸۰.۴۰۰ کیلومترمربع)انجام می شود و مبارزان طرفدار انتخاب از مدت ها پیش از مقامات خواسته بودند که با قانونی کردن این درموضوع ،به  روند تظاهرات تقاضای سقط جنین خیابانی خاتمه دهند.

«کریستینا کرچنر» رئیس سنا ، پس از بیش از دوازده ساعت بحث گفت: «این قانون می شود.» پس از تصویب این لایحه با نتیجه ۳۸ و ۲۹ با یک رای ممتنع ، هزاران فعال طرفدار انتخاب در خیابان های پایتخت به تشویق پرداختند.

پیش از رای گیری ، معترضان طرفدار انتخاب و ضد سقط جنین علی رغم ترس ویروس کرونا در خارج از پارلمان تجمع کرده بودند.

این درخواست بصورت تظاهرات خیابانی به نمایش درآمد.

«سیلویا ساراویا» یک فعال طرفدار انتخاب ، به خبرگزاری فرانسه گفت. این رأی گیری یک رأی مشابه را در سال ٢۰۱٨ لغو می کند که اگرچه از مجلس عوام نیز عبور کرد ، اما در نهایت با ۳۸ رأی موافق و۳۱ رأی در مجلس سنا مستقر شد. آمریکای جنوبی محدودترین قوانین سقط جنین را در جهان دارد. در آرژانتین ، فسخ فقط در دو مورد مجاز بود: تجاوز جنسی ، و خطر برای زندگی مادر.

این لایحه علی رغم مخالفت شدید کلیسای کاتولیک و مسیحیان انجیلی ، در ۱۱ دسامبر٢۰٢۰ (۲۱ آذر ۱۳۹۹)توسط رئیس جمهور( آلبرتو فرناندز) ارائه شد و در مجلس نمایندگان تصویب شد.

رئیس جمهور گفت: من خودم کاتولیک هستم اما باید برای همه قانون وضع کنم. هر ساله حدود ۳۸۰۰۰ زن به دلیل سقط جنین (مخفی) به بیمارستان منتقل می شوند و از زمان برقراری مجدد دموکراسی در سال ۱۹۸۳میلادی(۱۳۶۲شمسی) بیش از ۳۰۰۰ نفر درگذشته اند.

«اینس بلاس» سناتور ائتلاف حاکم گفت: «قطع بارداری یک فاجعه است. این زندگی ناگهانی به زندگی در حال رشد دیگر خاتمه می دهد.» با این حال ،

سناتور «سیلوینا گارسیا لارابورو»دوباره از ائتلاف حاکم ، گفت که این بار علیرغم رأی مخالف در سال ٢۰۱٨ ، به این لایحه رأی می دهد.

نمادموافقان سقط جنین: پارچه سبز را به عنوان نماد خود برگزیدند.

نمادفعالان ضد سقط جنین : پارچه های به رنگ آبی روشن به به دست داشتند.

صدها زن در آرژانتین پس از اطلاع از قانون سقط جنین قانونی ، درکمال شادی، در حال جشن گرفتن بودند

آرژانتین آماده است پس از چراغ سبز مجلس نمایندگان ، اولین کشور مهم آمریکای لاتین را که سقط جنین را قانونی می کند ، بدل کند. این لایحه که ماه گذشته توسط رئیس جمهور چپگرا ، آلبرتو فرناندز ارائه شد ، صبح جمعه با اختلاف ۱۳۱ رأی موافق به ۱۱۷ رأی پس از ۲۰ ساعت بحث و بررسی به تصویب رسید. در پایان ماه جاری توسط سنا به رای گذاشته خواهد شد. اعلامیه تلویزیونی (resulta afirmativo) صحنه های شادی کارناوال مانند خارج از کنگره ملی آرژانتین را آغاز کرد ، جایی که هزاران فعال با نگرانی جلسه ماراتن را در صفحه های بزرگ دنبال می کردند.

یک وب سایت خبری محلی «Infobae » آن را یک «سونامی شادی» خواند. سقط جنین در واقع در همه شرایط در وطن(زادگاه) پاپ فرانسیس یک جرم است.

«ماریلا بلسکی» مدیر سازمان عفو ​​بین الملل در آرژانتین ، که یکی از کسانی بود که شب را در خارج از کنگره در بوینس آیرس به انتظار برای انتشار خبر اردو زده بود ، گفت: «من واقعاً بسیار هیجان زده و خوشحالم ،شب هیجان انگیزی بود.

بلسکی افزود: وقتی این لایحه تصویب شد ، همه فریاد می زدند ، جشن می گرفتند ، گریه می کردند .

«اینگرید »بک ، روزنامه نگار و مبارز ، با تأکید بر اهمیت تلاش برای ایجاد اجماع توسط مبارزان طرفدار انتخاب و دولت فعلی فرناندز ، گفت: این یک پیروزی برای جنبش زنان است که برای سالهای زیادی برای این کار مبارزه می کردند.این واقعیت که این لایحه توسط دولت حمایت می شود ، تفاوت ایجاد می کند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رئیس مجلس سنا(کریستینا کرشنر فرناندز) دربین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ میلادی(۱۳۸۵تا۱۳۹۳شمسی)رئیس‌جمهوری آرژانتین بود.

کادوی"خنده دار"امام خمینی به حاج عیسی

عشق به «خرمالو»موجب سقوط «حاج عیسی» شد.

​«حاج عیسی جعفری» درعصرروز پنجشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۰ درگذشت

چگونگی ورود(گزینش)حاج عیسی به بیت امام خمینی وخاطرات حاج عیسی راازامام خمینی وحاج احمدآقا +ماجرای یک خادم دیگر(سید)متقلب ومتخلف بود که امام  دستوراخراجش راداد رادرادامه خواهیدخواند.

«حاج عیسی جعفری»‎‏حاج عیسی یک روز پای درخت خرمالو ایستاده و برای چیدن چند عدد ‏‎ ‎‏خرمالو که بر روی شاخه‌ها باقی مانده بودند نردبانی را که در آنجا بود ‏‎ ‎‏به درخت تکیه ‌داد و با بسم‌الله از درخت بالا رفت .

اما وقتی دید قدش به ‏‎ ‎‏خرمالوها نمی‌رسد از نردبان پایین آمد و نردبان دومی را آورد و با یک ‏‎ ‎‏تکه طناب این دو نردبان را به هم وصل نمود و به درخت تکیه داد و با ‏‎ ‎‏خوشحالی تمام از آن بالا رفت.

خرمالوی اول، دوم را که چید،تعادلش راازدست دادکه خودش ‎‏همانند خرمالو از نردبان به زمین افتاد!.

مراسم تجلیل از ۴٠ سال خدمت صادقانه رضا فراهانی

حاج عیسی  را فوراً به بیمارستان ‏‎ ‎‏خاتم‌الانبیاء(ص) برده و بستری نمودند. به دلیل شکسته شدن گردن و ‏‎ ‎کوبیدگی بدن چند روز در بیمارستان بستری بود.

به «حاج عیسی» اطلاع دادند ‏‎ ‎‏حضرت امام چون نمی‌توانند به ملاقات شما بیایند می‌خواهد توسط ‏‎ ‎‏«حاج رضا فراهانی» کادویی را که فقط خودش می‌داند در داخل آن چه ‏‎ ‎‏هست برایت بفرستد. ‏

برگزاری مراسم تجلیل از حاج عیسی جعفری خادم حضرت امام خمینی (ره)

‏‏ملاقاتی‌های« حاج عیسی» از فامیل گرفته تا غیر‌فامیل، از دوستان ‏‎ ‎‏و اعضای دفتر امام همه با تعجب به یکدیگر می‌گفتند: امام که از ‏‎ ‎‏این کارها نمی‌کرد حالا چه شده که برای حاج عیسی کادو فرستاده؟ ‏‎ 

‎‏لابد «کادوی امام دیدن دارد» پس بهتر است بمانیم تا «آقای فراهانی »بیاید ببینیم کادوی امام به حاج عیسی چیه.

بعد از مدتی انتظار، ‏‎« ‎‏حاج رضا» سر رسید و «کادوی امام  را روی میز سیار جلوی تخت حاج ‏‎ ‎‏عیسی ‌گذاشت».

حاج عیسی گفت:: حاج رضا !دست شما درد نکند. ‏‎ ‎‏امام چیزی نگفتند؟

حاج رضا گفت: چرا. امام گفت: اول کادو را فقط ‏‎ ‎‏خود حاج عیسی باز کند بعد از آن تو پیغام مرا به او بده.

«حاج عیسی» ‏‎ ‎‏شروع کرد با عجله کادو را باز کردن.

 داخل پاکت «کادوی امام»چی ‏‎ ‎‏بود؟

داخل پاکت ۳ عدد خرمالو بود.

با دیدن این خرمالوها همه زدند زیر خنده.

حاج ‏‎ ‎‏عیسی گفت: حاج رضا پیغام امام را بگو.

آقای فراهانی گفت: امام ‏‎ ‎‏فرمودند: حیف تن سالم شما نبود که برای سه عدد خرمالو گردنت را ‏‎ ‎‏بشکنی!؟

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:چگونگی ورودحاج عیسی به بیت امام خمینی:

« حاج عیسی»یکی از خدمتگزاران بیت حضرت امام بود. خواهر ‏‎ ‎‏وی که سال‌ها خدمتکار منزل امام بود، باعث شد تا پای حاج عیسی هم ‏‎ ‎‏که در جنوب شهر(شوش) به شغل «جگرفروشی »مشغول بود به بیت امام باز شود. ‏‎ 

« حاج عیسی»می گوید:امام کار آنچنانی با من نداشتند. صبحانه ایشان همان چیزی را می‌خوردند که ما می‌خوردیم. همان شیر یا چایی. ظهر هم مقداری گوشت بار می‌کردند و آبش را می‌خوردند.

شب‌ها هم غذای حاضری می‌خورد مثل نون پنیر و انگور یا نون و پنیر و خربزه. امام تجملاتی نبودند که در خانه‌شان بریز و بپاش باشد.

امام هیچ‌گاه من را دعوا نکردند. امام می گفت خدایا من را با حاج عیسی محشور کن. چنین آدمی باتواضعی چطور ممکن بود من را دعوا کند. حتی امام چایی خودش را خودش درست می‌کرد اما وقتی میهمان برای ایشان می‌آمد؛ من برای آنها چایی می بردم.

«حاج عیسی» درعصرروزپنجشنبه۱۶ دی ۱۴۰۰فوت کرد.

« حاج عیسی»می گوید:سال ۱۳۶۰ من مشغول کاسبی بودم(جگرکی) که حاج احمد آقا به خواهرم که از زمان نجف و قبل از انقلاب خدمتکار امام بودند، می ‏گوید که به یک نفر خدمتکار نیاز دارند که شب و روز در خدمتشان باشند.

خواهرم(اقلیما) مرا پیشنهاد می ‏کند.

حاج عیسی می گوید:«حاج احمد آقا» از کار و شغل من می ‏پرسد که خواهر می ‏گوید کاسب است.

«حاج احمد آقا»پس از پرسش پیرامون کسب و کار من در گذشته و حال، آن وقت زنگ زدند که به من احتیاج دارند و گفتند «بیاید جماران»

« حاج عیسی»می گوید:حاج احمد آقا جوری با من رفتار می ‏کرد که فراموش نشدنی است.

اگر یک ساعت نبودم، بلافاصله سراغم را می ‏گرفت که حاج عیسی کجاست؟

حاج عیسی می گوید: روزهایی که برف می ‏آمد، من سحر پا می ‏شدم، راه را باز می ‏کردم، برای اینکه حضرت امام تشریف بیاورند داخل دفتر کارشان و تا صبح که برادران می ‏آمدند من راه را باز کرده بودم.

یک روز برف را روفته بودم، حاج احمد آقا آمد و عبایی گران قیمت را روی دوش من انداخت و گفت، مواظب خودت باش که سرما نخوری.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خاطره حاج عیسی ازشیطنت علی

یک شب «علی» پیش من آمد و بنا کرد به گریه کردن که« امام با من قهر ‏‎ ‎‏کرده »است. گفتم آقا با کسی قهر نمی ‌کنند چرا با تو قهر کرده. بیا برویم ‏‎ ‎‏پیش آقا و علت را بپرسیم. علی را‏‎ ‎‏بغل کردم و خدمت حضرت امام ‏‎ ‎‏رسیدم. موقع نماز بود.

به آقا گفتم علی می ‌گوید که آقا با من قهر کرده ‏‎ ‎‏است آیا شما با علی قهر هستید؟

آقا فرمودند نه حاج عیسی، من با‏‎ ‎‏هیچ‌ کس قهر نمی ‌کنم. آقا سپس آهسته به من فرمودند که موضوع ‏‎ ‎‏این ‌گونه بود که علی مدام در را باز و بسته می ‌کرد و من می‌ ترسیدم ‏‎ ‎‏دستش لای در بماند به او گفتم این کار را نکن و چون حساس است به ‏‎ ‎‏او برخورد و فکر کرد من با او قهر هستم.‏

‏‏حضرت امام چون علی را هنگام نماز پیش خودشان می ‌آوردند و ‏‎ ‎‏علی در کنار ایشان به نماز می ‌ایستاد لذا آن شب هم من علی را بردم و ‏‎ ‎‏دست و صورتش را شستم و او خدمت امام رفت و امام را بغل کرد و ‏‎ ‎‏بوسید و در کنار امام به نماز ایستاد.‏

‏‏شب‌ ها‏‎ ‎‏ساعت ده که حضرت امام می ‌خواستند بخوابند علی ‏‏مزاحمشان ‏‎ ‎‏می ‌شد با ایشان بازی می ‌کرد و نمی‌ گذاشت امام استراحت کنند.

یکبار امام به ‏‎ ‎‏من زنگ زدند، من خدمتشان رفتم. ایشان فرمودند علی را ببر سرش را‏‎ ‎‏گرم کن تا من بخوابم.

ساعت ۱۱ونیم هم اگر بیدار نشدم بیدارم کن. گفتم ‏‎ ‎‏چشم. علی را آوردم و همینکه روی سینه ‌ام خواباندم، علی یک گاز از ‏‎ ‎‏سینه ‌ام گرفت که سینه ‌ام زخم شد. ساعت ۳۰ : ۱۱ به سراغ امام رفتم و ‏‎ ‎دیدم که ایشان در را از داخل قفل کرده ‌اند. ایشان فکر می ‌کردند من ‏‎ ‎‏نمی ‌توانم از عهده نگهداشتن علی بر بیایم و علی دوباره به سراغشان ‏‎ ‎‏خواهد رفت لذا در را از داخل قفل کرده بود که علی نتواند وارد اتاق ‏‎ ‎‏شود. از داخل آشپزخانه به داخل اتاق رفتم و بالای سر امام رسیدم. «علی» ‏‎ ‎‏تا امام را دید خودش را از بغل من به بغل امام انداخت. امام از خواب ‏‎ ‎‏بیدار شدند و علی را در بغل گرفتند و بوسیدند.‏

« حاج عیسی»بعدازرحلت امام خمینی.

اما بعد از رحلت حضرت امام، حاج احمد آقا به من تکلیف کردند که حاجی! اختیار دست خودت است، چنانچه دلت می ‏خواهد برو، و اگر مایلی بمان و من عرض کردم، ای آقا، کجا بروم. شما باید مرا بدست خود به خاک بسپارید. از آن به بعد حاج احمد آقا سفارش کردند به تمام بچه ‏ها که هوای حاج عیسی را داشته باشید و نگذارید کار زیاد انجام دهد. ایشان مرا آزاد گذاردند، اما من نمی ‏توانستم قرار بگیرم. هر کاری که پیش می ‏آمد انجام می ‏دادم تا حدود بیست روز قبل در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۷۳ ایشان به قم رفت.

مراسم بزرگداشت حاج عیسی جعفری در بیت حضرت امام(س) در قم

تقدیرازحاج عیسی ۲۵مرداد۱۳۹۶

سه چهار روز در قم ماندند، وقتی که برگشتند، به ایشان گفتم، آقا جان، چرا اینقدر در آنجا ماندی، ما که دلمان تنگ می ‏شود و او گفت که دل ایشان هم تنگ می ‏شود و اضافه کرد که در قم کار واجبی داشته است. وقتی رفتم جلو تا چایی جلوی ایشان بگذارم، به دست من چسبید و من علت این کار را از ایشان پرسیدم، حاج احمد آقا گفت، می ‏خواهد دست مرا ببوسد. گفتم آقا جان! این چه کاری است گفتم من سمت غلامی شما را دارم، من نوکر شما هستم، من باید پاهای شما را ببوسم .

مراسم بزرگداشت حاج عیسی جعفری در بیت حضرت امام(س) در قم

بارها می ‏شد که خبر مرگ خودش را به من می ‏داد و می ‏گفت، «حاج عیسی من می ‏میرم، مواظب خانواده ما باش، گفتم آقا جان! خدا نکند، من شاهد فوت شما بشوم، دو سه روز دیگر گذشت و دوباره حاج احمد آقا به من گفت که شوخی نمی ‏کند و خبر از مرگ خود داد. باز چند روز گذشت فرمود: «حاج عیسی! من می ‏میرم مواظب علی باش ... .

علی کوچولوی امام خمینی«سیدعلی خمینی»۲۸سال بعدازرحلت امام خمینی

حاج عیسی می گوید:اینجا دیگر،بااین جمله امام«من می روم،مواظب علی باش»، من خیلی ناراحت شدم و گفتم آقا جان! همه ما می ‏میریم و آنکه نمیرد خداست، آنکه تغییر نپذیرد خداست. و به آرامی از خدمتشان مرخص شدم.

«امام»این اواخر در را می ‏بست و کسی را اجازه نمی ‏داد خدمتشان برسد ولی من چون کلید داشتم در را باز می ‏کردم و مزاحمش می ‏شدم و او می ‏فرمود: «ما حریف همه شدیم که وارد اتاق نشوند ولی حریف حاج عیسی نشدیم». تا روزی که این دنیا را وداع کردند، من روز قبل از آن، ناهار برایشان بردم ولی پس از آن دیگر ایشان را ندیدم، این همان شبی بود که رئیس جمهور فیلیپین آمده بود و من از آن شب به بعد دیگر ایشان را ندیدم تا صبح که در حال بیماری ایشان را دیدم که به بیمارستان می ‏برند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منابع مورداستفاده مختلف است واما بیشترمنابع اخذشده ازسایت جماران است ،البته ویرایش انجام دادم،که بعضاً تلفیقی بود+افزودن تصاویر.

نکته:رحلت امام خمینی:شامگاه ۱۳خرداد۱۳۶۸/بزرگداشت خادم بیت امام خمینی ۲۵مرداد۱۳۹۶

وفات «حاج احمدآقاخمینی»:  ۲۵ اسفند ۱۳۷۳ درسن ۴۹ سالکی

«محبوبی» که ممنوع الورودشد!

دربیت امام یک خادم متقلب هم بود !خیلی هم بروبیاداشت تاحدی که محافظان بیت ازدستش شاکی بودند واماحریفش نبودند! که بعدهاکه امام عذرش راخواست«ممنوع الورودشد.

گوشت قربانی(رایگان)دفترامام را قائمکی می گرفت وامادرمحاسبات مالی بیت ثبت می کرد(پولش راازامام می گرفت)

مؤلف کتاب«تشنه و دریا»می نویسد:یکی از خدمتگزاران منزل امام که به غیر از ایران چهارده سال هم در ‏‎ ‎‏نجف در خدمت امام بود. یک بار که می‌خواست پول خرید نان را بگیرد ‏‎ ‎‏به امام گفت: ده تومان نان خریده‌ام. امام از او ‌پرسید: ما یک روز این ‏‎ ‎‏همه نان خورده‌ایم؟ پاسخ داد: خیر آقا دیروز از شما پول نان نگرفته‌ام، ‏‎ ‎‏امام فرمودند: چطور شما بعد از این همه سال نمی‌دانی که پول نان ‏‎ ‎‏دیروز را باید در همان روز از من می‌گرفتی؟ و افزوده بودند: دیروز به ‏‎ ‎‏امروز ربطی ندارد. دیگر تکرار نشود.‏

‏‏یک روز شنیدیم همکاری این خدمتگزار با دفتر امام قطع شده ‏‎ ‎‏است. وقتی به فرزند امام مرحوم حاج احمدآقا اصرار کردیم که ‏‎ ‎‏ماجرای آن خدمتکار را برایمان تعریف کند و پرسیدیم «چطور شد ‏‎ ‎‏امام بعد از این همه سال، عذر سید را خواستند» و دستور دادند مبلغی ‏‎ ‎‏اضافه برحقوق به ایشان بدهند و گفتیم اگر امکان دارد کل این ماجرا را ‏‎ ‎‏تعریف کنید گفتند: بله سید مرد بسیار خوبی بود و امام هم ایشان را ‏‎ ‎‏دوست داشت. مدتی پیش سید به امام گفته بود: چون صف خرید ‏‎ ‎‏گوشت مورد نیاز منزل‌تان از قصابی جماران شلوغ است و از طرفی ‏‎مقدار گوشتی را هم که هر روز از او می‌خرم کم است لذا قصاب به ‏‎ ‎‏من گوشت خوب نمی‌دهد. اگر اجازه بدهید از گوشتی که دفتر هر ‏‎ ‎‏روز با کشتن گوسفند از مردم جهت پذیرایی در اختیار دارد برای ‏‎ ‎‏منزلتان بیاورم. امام در جواب او فرمودند: طبق روال گذشته کارتان ‏‎ ‎‏را انجام دهید و از دفتر برای منزل من چیزی نیاورید. مدتی که از ‏‎ ‎‏این ماجرا گذشت، سید تصمیم ‌گرفت بدون اینکه از امام اجازه بگیرد ‏‎ ‎‏از دفتر گوشت بیاورد و پولش را هم از امام بگیرد. یک روز که سید ‏‎ ‎‏به مرخصی می‌رود ـ او ماهی دو روز به قم نزد خانواده‌اش ‏‎ ‎‏می‌رفت ـ حضرت امام به حاج احمدآقا فرمودند: عذر او را ‏‎ ‎‏بخواهید و پانزده هزار و سیصد تومان هم بدهید برایش ببرند و از ‏‎ ‎‏او تشکر کنید و بگویید ما دیگر نیازی به شما نداریم. این ‏‎ ‎‏تصمیم ناگهانی امام برای همه جای سوال بود که:

«چه شده که مردی با ‏‎ ‎‏آن همه اعتبار و سابقه که واسطه بین امام و بیرون منزل ایشان بود و ‏‎ ‎‏گاهی نامه‌ها و پیغام‌ها و مشکلات مردم را به امام می‌رساند حالا نباید به ‏‎ ‎‏جماران بیاید!

«غلامعلی رجائی» نوشته:یک، سه۴ روز بعد که «سید» از مرخصی آمد و ‏‎ ‎‏پاسداران سه‌راه بیت ایشان را به دفتر راه ندادند،

او(خادم مُتقلب) با عصبانیت به ‏‎ ‎‏آنها گفت: این دستور امام نیست.

خدمت سید عرض شد حفاظت سپاه ‏‎ ‎‏این تصمیم را بنا به دستور حضرت امام گرفته است.

هنگامی که(این خادم) به نزد ‏‎ ‎‏دختران امام رفت، دریافت این دستور مستقیم امام بوده است(کاری هم نمی شو کرد).

مؤلف کتاب(تشنه و دریا)درپایان می نویسد:حضرت امام نسبت به نزدیکان و اطرافیان خود بسیار حساس بودند و ‏‎ ‎‏با ملاحظه همه جوانب در اینگونه موارد قاطعانه تصمیم می‌گرفتند.  

«حاج عیسی» قبل از پیروزی انقلاب در تهران شغل آزاد داشت و پس از انتقال امام به جماران به دفتر امام آمد. خواهر او با نام حاجیه «اقیما جعفری» سالها در نجف خدمتکار همسر امام بود و همین قرابت سبب انتخاب حاج عیسی برای خدمت در دفتر امام شد.

ماجرای «کودتا»درمنزل امام خمینی چه بود؟

«کودتاچی» بیت امام خمینی.کودتاآبگوشتی!

«نامه عاشقانه امام خمینی به همسرش» درراه سفرحج.+سیدحسین خمینی(فرزندحاج مصطفی خمینی)کجاست؟همچنین دیگرفرزندان شهیدمصطفی خمینی.

سیده زهرا مصطفوی خمینی در پاسخ به این سوال رادیو گفتگو :چراحضرت امام به شما «کودتاچی» می گفتند؟

زهرا مصطفوی: علتش این بود که  امام آبگوشت دوست داشتند و بیشتر ناهارها غذا آبگوشت بود و امامن آبگوشت دوست نداشتم و چند وقتی که گذشت یک روزی گوشت کوبیده در دست من بود و امام هم وضو گرفته بودند و می آمدند بالا در منزل قم.

من ناراحت بودم از اینکه باید آبگوشت بخورم و گوشت کوبیده را پرت کردم گوشت کوبیده به دیوار چسبید و بشقاب پرت شد!.

ماجرای خواندنی ازدواج امام(س) با قدس ایران

سیده زهرا مصطفوی می گوید:به امام گفتم چه دلیلی دارد شما که بزرگتر هستید -غذابایدبه میل شمادرست شود-و ما همیشه باید آبگوشت بخوریم !؟

دخترامام  می گوید:درادامه گفتم:ما چند نفریم در منزل خب همه نظر بدهند که هر روز ناهار چی بخوریم.

سیده زهرا مصطفوی می گوید:ایشان(امام) هیچ چیزی به من نگفتند و بعد به مادرم گفته بودند که هر روز بچه ها را جمع کن و هر روز غذا را به سلیقه یک نفر انتخاب کن.

سیده زهرا مصطفوی می گوید: بعدازاین ماجرابودکه امام به من گفتند که« تو کودتا کردی» و مادرم به من گفتند که حاج آقا به شما می گویند «کودتاچی».

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:سیده زهرا مصطفوی درپایان این مصاحبه می گوید:خب این عدالت بود و من از بچگی منطقی بودم!.

خاطره دیگرازسیده زهرا مصطفوی

« برادرم(مصطفی) چون ۱۰سال از من بزرگتر بودند، مایل بودند به ما دستور دهند و من هم بین بچه ها شیطنت خاصی داشتم و به همین دلیل ابا داشتم از اینکه دستوراتش را اجرا کنم.

دختران و نوه‌های امام این روزها چه می‌کنند؟

سیده زهرا مصطفوی می گوید:یک روزمصطفی به من گفت «یک لیوان آب برایم بیاور» ،امام هم نشسته بودند.

 گفتم: نمی خواهم.

«آقا مصطفی»،ناراحت شد، بلندشدکه مرا بزند که با حمایت امام ، فرار کردم.

وقتی فرار کردم برادرم (مصطفی)رو کرد به امام  و گفت «شما اینقدر به ایشان رو می دهید که به من اینطور بگوید

امام درجواب آقا مصطفی فرمودند: امروز به خواهرت می گویی یک لیوان آب بده و فردا هم لابد می گویی کفشهای من را هم جفت کن.

«سیده زهرا مصطفوی»سال ها به عنوان رئیس جمعیت ایرانی دفاع از فلسطین همچنین دبیر کل ا تحادیه بین المللی سازمان های غیر دولتی حامی فلسطین، ضمن بازخوانی موضوع فلسطین در آراء و اندیشه های امام   به ضرورت حمایت از سنگرهای مقاومت در منطقه بپردازد و عمده توان خود را در این مسیر بگذارد.

از راست: زهرا مصطفوی زهرا اشراقی(نوه امام و همسر محمدرضا خاتمی)، فاطمه طباطبایی(همسر مرحوم سید احمد خمینی)

«دکتر زهرا مصطفوی» دبیر کل تشکل جمعیت زنان جمهوری اسلامی، دبیرکل جمعیت دفاع از ملت فلسطین و دکترای الهیات و عضو هیات علمی دانشکده الهیات (گروه کلام و فلسفه اسلامی) دانشگاه تهران است.

زهرا مصطفوی که با مرحوم دکتر بروجردی ازدواج کرده دو فرزند به نام های حجت الاسلام حاج آقا مسیح بروجردی است که ازمدرسان خوشنام حوزه به شمار می رود و دیگری دکتر لیلی بروجردی است.

لیلی با یکی ازفرزندان آیت الله طباطبایی ازدواج کرده و دو دختر دارد که یکی از آنها با پسر محسن رضایی ازدواج کرده است.  نیز هم اکنون درقم ساکن است.

این تصویر حضرات آیات شهاب الدین اشراقی، محمد رضا توسلی، حجت الاسلام سید حسن خمینی، حجت الاسلام مسیح بروجردی، علی اشراقی و شیخ حسن صانعی را بر روی پشت بام منزل قم، بعد از بازگشت حضرت امام در اسفند۱۳۵۷نشان می دهد.

«دکتر محمود بروجردی»در پی یک بیماری طولانی به دلیل سرطان غدد لنفاوی، در بیمارستان لاله تهران  در ۰۷ اسفند ۱۳۸۹درگذشت.

«دکتر محمود بروجردی»فرزند حجت الاسلام حاج شیخ محمد حسین بروجردی و نواده مرحوم آیت الله حاج میرزا مهدی بروجردی در سال ۱۳۱۲ در شهر مقدس قم به دنیا آمد.

تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرستان قم و مقاطع لیسانس، فوق لیسانس و دکترا را در دانشگاه تهران پایان رسانید و با تدریس در مقاطع گوناگون تحصیلی از دبیرستان تا دانشگاه به تربیت دانش آموزان و دانشجویان پرداخت.

از جمله مسوولیت های بروجردی: حضور در وزارت آموزش و پرورش و وزارت امورخارجه در کابینه شهید رجایی – به عنوان قائم مقام وزیر – و قائم مقام وزارت ارشاد، ریاست پژوهشگاه علوم انسانی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در فنلاندمی باشد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اندکی ویرایش انجام داده ام وافزودن تصاویر.

همسر حضرت امام خمینی، بانو خدیجه ثقفی، حدود شصت سال با حضرت امام زندگی کردند و خاطرات جالب زیادی از زندگی با ایشان دارند. در بخشی از خاطرات خانم ثقفی از سال‌های دستگیری امام در سال ۴۲ آمده است:

همسرامام می گوید:در مواقعی که شایعه دستگیری آقا بالا می‌گرفت، شب آقا به من می‌گفت: اگر مرا گرفتند، دست‌پاچه نشو، طوری نیست.

من به شوخی به او می‌گفتم: خوبست،مایک نفسی می‌کشیم!

«خدیجه ثقفی»:اول مبارزات من و پسر عزیزم مصطفی کربلا بودیم و احمد نقل می‌کرد و خود آقا می‌گفت که هر شب آقا به احمد می‌گفته است: «احمد امشب مرا دستگیر می‌کنند، نترسی. اگر آمدند و مرا گرفتند تو کاری نداشته باش، به کسی متوسل نشو، از این و آن مخواه که برای رهایی من کاری کنند حتی برای مخارج زندگی پولی از هیچ آقایی قبول نکن!!»

آقا(امام خمینی) نقل می‌کرد: « سر صبحانه، هر روز« احمد» به من می‌گفت: شما را نگرفتند؟، خبری نشد!؟

و من به او می‌گفتم: «امشب! » و این وضع تا آمدن ما به قم طول کشیده بود. احمد در آن موقع ۱۵-۱۶ ساله بود. 

منبع: بانوی انقلاب خدیجه‌ای دیگر (زندگی‌نامه سرکار خانم خدیجه ثقفی همسر امام خمینی )، علی ثقفی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ، ۱۳۹۳، صص ۲۰۳-۲۰۴.

مصاحبه با همسرامام خمینی:

زهرامصطفویآبان۱۳۷۶:مادر!  اوّل آبان، بیستمین سالگرد شهادت داداش(حاج مصطفی متوفی۱ آبان۱۳۵۶) است، و اگر اجازه می‌فرمایید چند سؤال کوتاه درباره ایشان از شما می‌کنیم و امسال به همین مناسبت مؤسسه نشر آثار امام سمیناری در قم برگزار می‌کند. لطفاً ابتدا درباره تولد ایشان و خوابی که دیده‌ای توضیح بفرمایید.
خدیجه ثقفی:چند ماهی از ازدواجمان گذشته بود و من مطلع بودم که باردارم، شبی خوابی دیدم که دیگران تعبیر کردند که بچه پسر است.
همسرامام می گوید:در خواب پیرزنی را دیدم که قبلاً هم دیده بودم و می‌شناختم بعد از سلام و تعارفات به او گفتم: کجا می‌روی؟ گفت: پیش حضرت زهرا(س) می‌روم. گفتم من هم می‌آیم، و با هم رفتیم تا به یک در بزرگ باغ رسیدیم شبیه دری که «باغ قلعه» در قم داشت. وارد باغی شدیم که درخت تبریزی در آن زیاد بود. توی باغ یک قطعه فرش افتاده بود که روی آن یک ملحفه مثل پتو چهارلا شده بود و خانمی با لباس اطلس آبی با گلهای بزرگ مخملی (مثل یک کف دست) نشسته بود، کت تنشان بود و مثل آن کت را مادربزرگم داشت. خانم گیس داشتند و موهایشان تا پایین صورتشان بود، با صورتی کشیده و سبزه. من سلام کردم و خیلی مؤدبانه با آن پیرزن کنار فرش نشستیم، بعد از مدتّی خانم بلند شد و رفت. چند دقیقه‌ای طول کشید، بچه‌ای که در کنار فرش توی گهواره پارچه‌ای (مانند قدیم) بود به گریه افتاد. من بلند شدم و رفتم پیش بچه و عقیده‌ام شد که آن بچه، امام حسین(ع) است. بچه را بلند کردم، یعنی زیر بازوهایش را گرفتم و با احترام بلند کردم. بچه حدود هشت ماهه بود و بچة چاقی بود.
همین موقع خانم آمد و یک کاسه بلور و بشقاب هم زیر آن بود و آبی هم توی کاسه بود که به نظرم آمد که شربت است و برای پذیرایی از ما آورده بودند، کاسه و بشقاب را به دست من دادند و بچه را از من گرفتند و نشستند. من هم کاسه را آوردم و گذاشتم جلوی پیرزن تا احترام کرده باشم و او هم با دست کاسه را به طرف من داد. دقیقه‌ای گذشت و بیدار شدم و همه گفتند که فرزندم پسر است و نام آن را هم «حسین» بگذاریم.

نجف

عراق-نجف

بعد از حضور امام در نجف اشراف در دوران تبعید و ورود به  شهر کربلا، سید محمد شیرازی استقبال خوبی از رهبر کبیر انقلاب به‌عمل آورد و حتی محل نماز خویش را در کربلا به امام راحل سپرد.سید محمد شیرازی در سال ۱۳۸۱ درگذشت.

 چطور اسم مصطفی را انتخاب کردید؟
من خیلی دوست داشتم که نامش «مصطفی» باشد و نمی‌دانم آقا چه دوست داشتند، ولی من ایشان را راضی کردم و گفتم که چون نام پدرتان مصطفی بوده است بسیار مناسب است و آقا(امام) هم راضی شدند و اسمش را «محمّد» گذاشتیم، لقبش را «مصطفی» و کنیه‌اش را «ابوالحسن» گذاشتیم، ابوالقاسم نگذاشتیم که هر سه مشابه حضرت رسول(ص) نشود.
تولد او در چه تاریخی و در کجا بود؟
۲۱ آذر ۱۳۰۹ شمسی،مصادف با(۲۱ رجب ۱۳۴۹) در قم در محلّه‌ای نزدیک «عشق علی» که حالا خراب شده است و به آن «الوندیه» می‌گفتند. دومین خانه‌ای که اجاره کردیم همین خانه بود. اولین خانه را آقای حاج سید احمد زنجانی پیدا کرده بودند که شش ماه در آن بودیم، ولی به جهاتی که نمی‌دانم، صاحبخانه نمی‌خواست یا کرایه‌اش سنگین بود، بیرون آمدیم.
درباره تحصیل مصطفی و مدرسه رفتن او توضیح دهید.
مصطفی خیلی دیر زبان باز کرد و تا چهارسالگی فقط چند کلمه می‌گفت. وقتی شش ساله شد او را به یک مکتب در نزدیکی منزل گذاشتیم که خیلی در حرف زدنش تأثیر داشت. هفت سالگی به مدرسه موحّدی رفت. کسی هم به درس خواندن او توجّهی نداشت. اوایل، یعنی تا کلاس سوم، گاهی من او را نگه می‌داشتم تا درس بخواند ولی بعد که بزرگتر شد، اصلاً نمی‌آمد تا درس بخواند فقط به دنبال بازی بود و شبها می‌آمد و مقداری نان و پنیر و چای می‌خورد و می‌خوابید.
شما همیشه شب‌ها نان و چای می‌خوردید؟
نه، او کوچکتر که بود زودتر می‌خوابید و چیزی می‌خورد (هرچه حاضر بود). گاهی آبگوشت، یا تاس‌کباب بود و گاهی هم من برایش کته و تخم‌مرغ درست می‌کردم. بعدها که 12 ـ 10 ساله شد، بیدار می‌ماند تا با ما شام بخورد.
از شروع دوران طلبگی بفرمایید.
بعد از آن که شش کلاس درس خواند، دیگر به مدرسه نرفت، زیرا در آن زمان مرسوم اهل علم نبود که بچه‌ها را به دبیرستان بفرستند. به همین دلیل مشغول تحصیل علوم طلبگی شد.
در هفده سالگی، آقا پیشنهاد کرد که عمّامه بر سر بگذارد و لباس روحانی بپوشد. البته، او در اول خیلی رضایت نداشت، ولی آقا چند نفر از دوستان خود را دعوت کرد و در مراسمی او را برای این کار آماده کرد. ظاهراً بعد از آن وقتی از منزل خارج شده بود و دوستانش او را دیده بودند، به او تبریک گفته بودند و تشویق کرده بودند.
به این ترتیب او هم بسیار به تحصیل علاقمند شد و در طلبگی به سرعت رشد کرد، به طوری که معروف بود که خوب درس می‌خواند و طلبه فاضلی شده است، تا کمکم که بیشتر رشد کرد و خودش به مقامات علمی رسید، حوزه درس تشکیل داد و مدرّس شد.
 درباره ازدواج مصطفی بفرمایید.


ازدواج مصطفی در ۲۲سالگی بود. یک وقت شایع شد که ما با آقا مرتضی حائری وصلت کرده‌ایم، به طوری که مصطفی می‌گفت: «وقتی آقای حائری از صحن حرم بیرون می‌آْید، رفقا می‌گویند که پدرزنت آمد.»
این شایعه به گوش آقا رسیده بود و یک شب آقا از من پرسید که دختر آقای حائری را دیده‌ای؟ من هم کمی توضیح دادم. آقا گفت: «چطور است این دروغ را راست کنیم؟» گفتم که هرطوری صلاح می‌دانید. فردا صبح هم آقا پیغام فرستاده بود و ظهر آنها جواب داده بودند و باز آقا پیغام داده بود که همان شب بروند برای صحبت. بعد به ما خبر دادند که مردها رفته‌اند و ما زنها هم بعداً رفتیم و قرار عقد گذاشته شد.

566
امّا در مورد فرزندان؛ اولین فرزند آنها «محبوبه» بود که مننژیت گرفت و مرحوم شد. دومین فرزند «حسین» است که معمّم و جوان خوبی است، و سومین فرزند «مریم» است که دکتر شده است. چهارمین فرزند در جریان حمله کماندوهای رژیم و دستگیری‌های دوران نهضت سقط و شهید شد.


درباره فعالیت‌های داداش در دوران انقلاب و دستگیری و تبعید او و آنچه خودشان برای شما تعریف کرده‌اند بفرمایید.
بعد از تبعید آقا به ترکیه، مصطفی جوابگوی مردم و اجتماعات بود و به فعالیت ادامه داد. به همین جهت او را هم گرفتند و به زندان بردند. دو ماه در زندان بود و بعد از دو ماه او را آزاد کردند، چون عقیده ساواک این بود که دیگر مردم متفرق شده‌اند و حوادث را از یاد برده‌اند. مصطفی هم تا آزاد شد به قم آمد و به صحن رفت، و آنجا جمعیت جمع شد و با سلام و صلوات او را به خانه آوردند. دو یا سه روز هم در منزل بود ولی وقتی دیدند که مردم قم هنوز آرام نشده‌اند ریختند و او را هم گرفتند و به ترکیه تبعید کردند.
مصطفی می‌گفت: «چه خوب شد که مرا بردند، چون آن شب را در منزل خیلی شیکی گذراندم و جاهای شیک را هم دیدم.»
این خواست خدا بود که مصطفی را به نزد آقا ببرند، زیرا آقا خیلی تنها بود و مصطفی مونس خوبی برای او بود.

فعالیت‌های آنها در ترکیه چه بوده است؟
در این یک سال که آنها در ترکیه بوده‌اند، همه فعالیت آنها کار علمی بوده است. بعداً شنیدم که مصطفی در ترکیه دو کتاب نوشته است. و آن طوری که خودشان می‌گفتند، داداش از آقا مراقبت می‌کرده و حتی غذا درست می‌کرده است. در ترکیه گاهی هم مصطفی با علی بیک (نگهبان آنها) به تماشای اطراف می‌رفته است.

ورود آقا و داداش به عراق به چه صورتی بوده است؟ آیا شما از آن وقایع اطلاع دارید یا خیر؟
دولت ایران با ترکیه توافق کرده بود که آقا یک سال در ترکیه بماند، ولی دولتهای خارجی به دولت ترکیه اعتراض کرده بودند که مگر ترکیه زندان ایران است که زندانیان سیاسی را به آنجا تبعید می‌کنند؟ به همین جهت دولت ترکیه بعداز یک سال از نگه‌داشتن آقا امتناع کرد و با آقا مشورت می‌کنند که دوست دارند به ایران برگردند یه این که به عراق بروند. آقا در جواب گفته بودند: «من باید فکر کنم». روز بعد می‌روند خدمت آقا و قبل ‌از این که آقا نظر خود را بگوید، اعلام می‌کنند که تصمیم بر این شده است که آقا به عراق بروند.
دولت ایران می‌خواست آقا به عراق برود تا با وجود علما و مراجع تقلید آنجا مثل آقای حکیم و آقای شاهرودی و آقای خویی، آقا فراموش شود.
داداش می‌گفت: «ما را آوردند به فرودگاه ترکیه و سوار هواپیمای عراق شدیم و من دقت کردم و دیدم که هیچ‌کس از مأموران ترکیه به هواپیما نیامدند. در فرودگاه بغداد مقداری پول ایرانی را تبدیل کردم و با آقا بیرون آمدیم و رفتیم کاظمین.»
سال قبل من و داداش به عراق رفته بودیم و در کاظمین مهمانخانه‌ای بود بهنام «اخوان» که اصلاً ایرانی بود و با داداش دوست شده بود. آن‌ها به همان مهمانخانه می‌روند و آقا برای زیارت به حرم می‌روند و مصطفی هم مشغول تلفن می‌شود. به آقا شیخ نصرالله خلخالی که از دوستان آنها بود تلفن می‌کند و وقایع را توضیح می‌دهد. آقا شیخ نصرالله هم طلاب و فضلای عراق را جمع می‌کند جهت استقبال از آقا.
آن‌ها دو روز در کاظمین می‌مانند و بعد به سامراء می‌روند و یک شب هم در آنجا می‌مانند (آقا دیگر در تمام مدتی که در عراق بودیم به سامراء نرفت). از آنجا به سمت کربلا حرکت می‌کنند. در کربلا مورد استقبال قرار می‌گیرند و آقای شیرازی منزل خودشان را به امام می‌دهند و آقا تا آخر همان منزل را در کربلا داشتند.
آقای خلخالی در نجف منزلی را اجاره می‌کند و به طلبه‌ها پول می‌دهد که زندگی تهیه کنند و به سرعت برای آقا در نجف یک منزل با اثاثیه تهیه می‌شود و وقتی آقا به نجف می‌آیند، آقایان نجف همه به احترام آقا در منزل آقا جمع می‌شوند و استقبال می‌کنند.
مختصری هم درباره دستگیری آقا در قم بگویید.


یک شب من دیدم صدای همهمه از کوچه می‌آید، از اتاق بیرون آمدم و بدون چادر بودم، دیدم که یک نفر از پایین پرید بر سر دیوار خانه، من جا خوردم و در همان تاریکی ایستادم. هیچ‌کس توی حیاط نبود، من تا خواستم آقا را صدا بزنم دیدیم یکی دیگر هم آمد روی دیوار و نفر سوم، تا خواستم بگویم آقا، دیدم از اتاق بیرون آمدند و من با دست اشاره به دیوار کردم، آقا گفتند: آمدم.
به سمت من آمدند و کلید قفسه و مهر خودشان را به من دادند و گفتند: «این پیش شما باشد تا خبر ثانوی من به شما برسد.» من هم گفتم: «به خدا سپردمت» آقا رفت به طرف مأمورین و با آنها رفت بیرون و احمد هم که حدود 18 ساله بود به دنبال آنها دوید. ظاهراً توی کوچه یک اسلحه به طرف او گرفته بودند و او را به منزل برگرداندند. بعدها که آقا به نجف رفتند توسط آقا شیخ عبدالعلی‌قرهی نامه‌ای دادند که من مهر را توسط آقای اشراقی به او دادم.
رابطه داداش(مصطفی) با شما و آقا چطور بود؟
همسرامام خمینی:داداش خیلی هم مرا دوست داشت و هم آقا را. و خیلی مطیع بود و خیلی احترام می‌کرد. و دوست داشت محبتش را اظهار کند. مثلاً خودش به بازار می‌رفت و یک لباس برای من تهیه می‌کرد و می‌آورد. و آقا هم خیلی به مصطفی احترام می‌گذاشت. مثلاً به ما می‌گفت: ناهار نخورید تا مصطفی بیاید. حتی پایش را جلوی مصطفی دراز نمی‌کرد (البته هیچ‌وقت آقا پایش را دراز نمی‌کرد) ولی به مصطفی احترام خاصی می‌گذاشت.

وقتی امام در ۳۰ سالگی فهمید که مصطفی مجتهد است به او اجازه اجتهاد داد.
مصطفی مورد احترام دیگران هم بود. در مسجد شیخ انصاری درس داشت و می‌گفتند درس او شلوغ‌تر از درس آقا می‌شد. در ضمن خودش هم کتاب می‌نوشت و به همین دلیل که موقعیت علمی و اجتماعی داشت مورد توجه بود. و همیشه از ایران نیز عده‌ای مهمان داشت.
شب آخر نیز عده‌ای مهمان داشت که سحر صغری فهمیده بود فوت کرده؛ تسبیح در دست و درحال خواندن زیارت عاشورا.
او نه فقط خیلی احترام به آقا می‌گذاشت، خیلی هم مراقبت می‌کرد، در غذا و در بقیه مسائل خیلی رعایت می‌کرد حتی این که آقا تنها نماند. و در کارهای آقا نظارت می‌کرد. وقتی کسالتی پیدا می‌شد، فوراً دکتر می‌آورد و سؤال می‌کرد که غذا چیست. مقید بود که یا هر روز یا یک روز در میان بیاید و با آقا بنشیند و صحبت کند.
همسرامام می گوید:«حاج مصطفی»از سیاست خیلی حرف می‌زدند. اخبار و مسائل جامعه را به آقا منتقل می‌کرد، چرا که هم بیشتر در اجتماع بود و هم با ایرانی‌ها در ارتباط بود.
به طور کلی این پدر و پسر با هم رفیق بودند و به هم خیلی علاقه داشتند.

خدیجه ثقفی:مرگ داداش هم آقا را خیلی ناراحت کرد. من زن بودم و داد می‌زدم و گریه می‌کردم، ولی او مرد بود و نمی‌توانست گریه کند.

همسرامام می گوید:امام به مردم می‌گفت من مصطفی را برای آینده اسلام می‌خواستم، ولی در شب من می‌دیدم که گریه می‌کرد. مگر می‌شود پدر گریه نکند!

همسرامام:آقا(امام) روز، خودش را نگه می‌داشت ولی من شبها بیدار بودم و می‌دیدم که واقعاً گریه می‌کرد. برای مصطفی به طور خاصّی گریه می‌کرد.
همین علاقه بود که برایش چهل نفر را برای نماز وحشت گرفت. و شب هفت شام داد به طوری که هر که می‌خواهد بیاید بخورد.
از شما شنیده‌ام که او را در مستحبات شریک کرده بود.
یک روز داشت نماز مستحبی می‌خواند (قبل‌از ظهر). گفتم: آقا بدهید مقداری برای مصطفی نماز بخوانند چرا که شاید در بچگی نمازش را با اشکال خوانده باشد (البته نمازش را از ۱۲سالگی به طور مرتب می‌خواند). آقا گفتند: «من او را با تمام مستحبات خودم شریک کرده‌ام» و آقا خیلی مستحبات داشت.


آخرین سؤال که دیگر شما هم خسته شده‌اید، این که آقا مقید بودند که داداش با شخصیتی ممتاز از سایر شهداء معرفی نشود. مثل فوت آقای اشراقی که نگذاشتند به عنوان داماد ایشان برنامه خاصی باشد. آیا شما در این زمینه مطلب خاصی دارید؟
یک روز گفتم: امسال برای داداش سالگرد نگرفتید. گفت: «آن هم مثل سایر شهداء» یعنی نظرش این بود که برای مصطفی به این عنوان که پسر اوست برنامه‌ای نباشد و امتیازی نداشته باشد./پایان

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:فرزندان شهیدحاج مصطفی خمینی حالا کجاهستند؟شغلشان؟

همسرامام خمینی(خدیجه ثقفی) در۱ فروردین ۱۳۸۸ درگذشت.
اولین فرزند -حاصل وصلت «معصومه حائری یزدی» + مصطفی خمینی :دختری به نام محبوبه بود كه به جهت ابتلا به مننژیت درگذشت.

« حسین خمینی» مدتی ازمریدان بنی صدربود،مشکلاتی هم پیش آوردکه باواکنش  امام خمینی مواجهه شد ،امام نامه ای برایش نوشت: «من میل دارم كسانى كه به من مربوط هستند در این كوران‌هاى سیاسى وارد نشوند. من امید دارم كه شما مجاهدت در تحصیل علوم اسلامى، با تعهد به اخلاق اسلامى و مهار كردن نفس امارة بالسوء، براى آتیه مورد استفاده واقع شوى. من علاوه بر نصیحت پدرى پیر به شما امر شرعى مى‌ كنم كه در این بازی‌هاى سیاسى وارد نشوى و واجب شرعى است كه از این برخوردها احتراز كنى. من به شما امر مى‏كنم كه به حوزه علمیه قم برگرد و با كوشش به تحصیل علوم اسلامى- انسانى بپرداز. از خداوند تعالى توفیق شما و همه محصلین را خواستارم».


« سیدحسین» در سال ۱۳۸۳ به  آمریكارفت و بعدعراق سفر كرد و دیدارهایی هم بابعضی ازضدانقلاب در آن كشور داشت اما از سال ۱۳۸۴ به كشور برگشته است و اكنون در قم زندگی می‌كند.

«دکترمریم خمینی» دومین دختر حاج مصطفی خمینی است. تحصیلات دكترا دارد و مدتی در دوبی و اكنون در سوئیس به شغل پزشكی مشغول است.

«شهیدحاج سیدمصطفی خمینی» فرزند دیگری هم داشت كه یورش ناگهانی مأموران ساواک در روز ۱۳ دی ۱۳۴۳ به منزل امام برای دستگیری حاج آقا مصطفی سبب ترس و وحشت همسر او شد كه با سقط جنین و از بین رفتن فرزند چهارم ایشان همراه بود.

«حسین سلیمانی»  از محافظان امام خمینی  که از ۱۳۶۱ در بیت ایشان حضور داشته در مصاحبه ای به بیان خاطراتی از زندگی و سیره امام خمینی پرداخته است.


«سلیمانی »محافظ امام خمینی در پاسخ به این سوال که «امام خمینی در مقطعی به نوه‌شان سید حسین خمینی تذکری جدی می‌دهند شما از این ماجرا اطلاع دارید؟»

سلیمانی: «سید حسین خمینی »مخالفت‌هایی را نسبت به مسیر انقلاب داشتند. امام به ایشان اعلام کرد که اگر شما بخواهید از مسیر اسلام خارج شوید اولین کسی که حکم ارتداد شما را امضا می‌کند من هستم.
حتی ایشان را در مشهد دستگیر کرده بودند و به اطلاع امام رسانده بودند و امام هیچگونه مخالفتی نکرده بودند.
اطراف سید حسین را بعضی افراد نامناسب گرفته بودند که متأسفانه منتج به زاویه‌گیری ایشان با انقلاب گردیده بود. سیدحسین در مدتی که امام در جماران بودند از قم به تهران و به دیدار امام می‌آمدند و ساعاتی هم در کنار امام حضور داشتند.
«سید حسین خمینی »در برخی از سفرهایی که مرحوم حاج احمدآقا به نمایندگی از امام به شهرهای مختلف داشتند آقا سید حسین هم در کنار ما حضور داشت،اما امام سید حسین را از دخالت در امور دفتر و کشور منع کرده بودند. سید حسین تقریبا ماهی یکبار می‌آمدند به پدربزرگ و مادر بزرگ سر می‌زدند./پایان توضیحات محافظ امام ورهبری.

بیوگرافی همسرامام خمینی

بانو «خدیجه ثقفی» ملقب«قدس ایران» متولد سال ۱۳۳۷  قمری(۱۲۹۲ شمسی) از نوادگان فقیه نامدار آیت الله حاج میرزا ابولقاسم کلانتر تهرانی از شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف اشرف بود. پدر همسر مکرمه حضرت امام راحل، آیت الله حاج میرزا محمد ثقفی تهرانی از شاگردان موسس حوزه علمیه قم و از مجتهدان و مدرسان به نام فقه و اصول و معارف عقلی در تهران و صاحب کتاب شریف تفسیر روان جاوید است.

آیت الله سید محمد صادق لواسانی در کنار امام خمینی در سالیان جوانی

خانم ثقفی در بیان ویژگی های پدر می گوید: هم عالم بود، هم دانشمند و هم اهل علم اما اهل تجمل نبود. بانو قدس ایران ۹ ساله بود که پدر گرامیشان برای ادامه تحصیل به قم سفر کرد، اما وی نزد مادر بزرک خویش در تهران ماند و برای دیدار با پدر و مادر به قم رفت و آمد داشت.

«آیت الله حاج میرزا محمد ثقفی» در مدت هفت سالی که در قم اقامت داشت، با شخصیت های برجسته ای مانوس گردید. یکی از این افراد حضرت امام خمینی بود که آیت الله ثقفی در مجالس و محافل عمومی و خصوصی در آن ایام از امام خمینی که در آن زمان به حاج آقا روح الله معروف بود به عنوان انسانی با نجابت، متدین و باسواد یاد می کرد و با وجود آنکه امام هفت سال از آیت الله ثقفی کوچکتر بود، ضمن معاشرت با وی، ایشان را همواره تکریم و احترام می کرد.

با وساطت «ایت الله سید محمد صادق لواسانی» (متولد۱۲۸۵-متوفی مهر ۱۳۶۹) از دوستان مشترک امام خمینی  و آیت الله ثقفی مقدمات وصلت امام با خانم ثقفی فراهم گردید.

امام خمینی  در سال ۱۳۰۸ شمسی(رمضان۱۳۴۸) با خانم خدیجه ثقفی ازدواج کردند که ثمره این ازدواج هشت فرزند بود که سه تن از آنان در اوان کودکی از دنیا رفتند. سه دختر مکرمه حضرت امام  خانم ها صدیقه مصطفوی همسر مرحوم اشراقی، خانم فریده مصطفوی همسر آقای حسن اعرابی و خانم دکتر زهرا مصطفوی، همسر دکتر محمود بروجردی می باشند و دو فرزند پسر، آیت الله حاج اقا مصطفی خمینی و حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی بودند. همسر امام خمینی  به قلم خویش خاطرات زندگی خود را نوشته است اما روح بلند و مناعت طبع آن بزرگوار مانع از اجازه انتشار آن در دوران حیات گردید.

مصاحبه دامادامام خمینی

خاطرات آشنایی باسید احمد خمینی؟

تحرک و ناآرام بودنش. من حدود ۱۲ سال با او تفاوت سنی داشتم و در دبستان و  بعد هم در دبیرستان معلمش بودم. آرام و قرار نداشت. بزرگ هم که شد، با آنکه چاق شده بود، باز هم آرام نمی‌گرفت. من ایشان را از طفولیت می‌شناختم. هنوز انتسابی هم پیدا نکرده بودیم. من در سال ۴۰ با این خانواده وصلت کردم. از وقتی بچه بود او را می‌شناختم. همیشه توی مدرسه چند جای دستش یا زخم بود یا شکسته! البته کسی را اذیت نمی‌کرد، اما از بازی لذت می‌برد. عاشق ورزش، به‌خصوص فوتبال و جزو معدود بازیکنهای فوتبال قم بود که به تیمهای درجه یک فوتبال تهران راه پیدا کرد.

از نظر تحصیلی چطور؟  

 هوش زیادی داشت. قبل از ملبّس شدن به لباس روحانیت و رفتن به نجف،  در دروس طلبگی خیلی استعداد از خودش نشان داد. بیشتر از بقیه طلاب درس می‌خواند و اگر دیگران دو تا درس می‌گرفتند، او چهار درس می‌گرفت. دائماً تلاش می‌کرد به مراتب بالاتر برسد. در نجف هم با اینکه در کوران مبارزات قرار گرفت، اما درس و بحث را رها ‌نکرد. هم امام‌ و هم مرحوم حاج آقا مصطفی از درس حاج احمدآقا تعریف می‌کردند. حاج آقا مصطفی می‌گفت: «خیلی خوش استعداد است» کسانی که در نجف با او هم مباحثه بودند ــ آقای سجّادی، آقای بجنوردی و... ــ از استعداد و گیرایی او در مباحث فقهی تعریف می‌کنند.

«فرزند امام بودن» در رفتار او تغییری ایجاد نکرد؟ چون معمولا آقازادگی بر بسیاری تاثیر می‌گذارد؟

آیت‌الله+شهاب+الدین+اشراقی(ره)+به+روایت+تصاویر

به هیچ‌وجه. برای حاج احمدآقا فقط مبارزه و رسیدگی به کسانی که مبارزه می‌کردند موضوعیت داشت. با فوت حاج آقا مصطفی ناچار شد آن خط را دنبال کند و گاهی از درس منفک می‌شد، اما نمی‌گذاشت به درسش لطمه‌ای وارد شود. تازه دیپلم گرفته و ملبّس به لباس روحانی شده بود که وظیفه رسیدگی به خانواده زندانیها، تبعیدیها و مبارزین به عهده‌اش قرار گرفت.

84739

 چه شد که به سلک روحانیت در آمد؟ آیا اصرار امام در این موضوع موثر بود

حضرت امام اصراری به این موضوع نداشتند. بعد از دیپلم در خانه بود و کار هم نمی‌کرد. امام در نامه‌ای به آیت‌الله اشراقی که نماینده امام بود، نوشتند که اگر احمد خواست درس طلبگی بخواند،‌ شهریه‌اش مثل بقیه طلاب ۱۵۰ تومان باشد، نه بیشتر نه کمتر.» احمدآقا می‌دانست اوضاع کشور طوری است که او هنگام ورود به دانشگاه با موانعی روبه رو خواهد شد. در موسسه عالی حسابداری هم که دکتر نبوی رئیسش بود قبول شد، ولی به دلیل انتساب به امام، او را نپذیرفتند، بنابراین متوجه شد که اگر بخواهد کاری بکند، باید وارد سلک روحانیت شود؛ لذا به عتبات که مشرف شد، ملبّس شد. موقع برگشتن به ایران هم ساواک دستگیرش کرد و او را به زندان قزل قلعه برد و مدتی زندانی بود.

محمود بروجردی

ایشان در جریان پانزده خرداد ۴۲ که شرکت نداشت؟ چون ظاهراً سنشان در آن دوره کم بود؟

چرا، من خودم شاهد بودم. آقا مصطفی به صحن بزرگ «آیینه» رفت و من دقیقاً یادم هست که احمدآقا کنار ستونی با  دوستش حبیب حبیبی که همسایه و همکلاسی‌اش بود، ایستاده بود و در آن جریان حضور داشت. البته آن طور که باید و شاید شناخته شده نبود. سالها تکلیف سنگین رسیدگی به خانواده مبارزان را به عهده داشت، ولی چون خودنمایی نمی‌کرد، فعالیتهایش به چشم نمی‌آمد.

 نحوه این رسیدگی به چه شکل بود؟

غیرمستقیم و به وسیله دیگران. البته گاهی هم مستقیم می‌رفت. کارهای عجیب و غریبی هم می‌کرد. مثلاً یک بار قرار بود با وانت از قم به تهران بیاید و خیلی دیر آمد و گفت وسط راه یک نفر جلوی ماشین را گرفت و گفت سبزیهایش را برسانم. من هم رساندم. از این جور اخلاقها زیاد داشت. عاشق خدمت  بی‌چشمداشت بود.

گفته می‌شود که با لباس مبدل به میان مردم می‌رفت و به شکل دست اول کسب خبر می‌کرد. در این باره چه خاطراتی دارید؟

بله. سال شاید ۶۵ بود که کلاهی را که فقط چشمهایش پیدا بودند گذاشت و ‌رفت استادیوم آزادی فوتبال تماشا کند!

یک شب هم همراه با احمدآقا و آقای سراج و آقای امام‌  جمارانی و آقای آشتیان رفتیم چراغانیهای نیمه شعبان را تماشا کنیم که راننده تاکسی احمدآقا را شناخت. من با اشاره حالی او کردم که حرفی نزند. او هم دستی تکان داد و رفت، اما احمدآقا عین خیالش نبود. او با حضور ناشناس در بین مردم اطلاعات دست اولی را به دست می‌آورد و به امام منتقل می‌کرد. امام‌ دائماً از این جور سئوالات می‌پرسیدند که فلان کس چطور شد؟ وضع این یکی چطور است؟ خلاصه متوجه همه کس بودند. همین دقت هم به احمدآقا به ارث رسیده بود.

هر کسی با توجه به شخصیت و تفکرش اخبار را به‌نحوی نقل می‌‌کند. احمدآقا در شنیدن و جمع‌بندی اخباری که از اطرافیان می‌رسید، دقت بسیار بالایی داشت و همیشه تلاش می‌کرد  اخبار را بدون دخل و تصرف و با دقت نظر و امانتداری برای امام‌ نقل ‌کند.

برخی تلاش‌کرده‌اند در قالب پاره ای خاطره نگاریها، این نکته را جا بیندازند که حاج احمدآقا حضرت امام را از جنبه ارایه اطلاعات  کانالیزه می‌کرد. دیدگاه شما در این باره چیست؟

اخبار از کانالهای مختلفی به امام می‌رسید، بنابراین کسی نمی‌توانست ایشان را کانالیزه کند. غیرممکن بود. هر روز اول صبح آقایان صانعی، رسولی و رحیمیان خدمت امام می‌رفتند و ضمن کار، خیلی از حرفها را هم می‌زدند. دیگران هم در ملاقاتها اخبار را به امام می‌رساندند.

احمدآقا نهایت تلاشش را کرد که کسانی که بعدها رودروی انقلاب قرار گرفتند، از خط انقلاب جدا نشوند. تحلیل شما از این رویکرد چیست؟

حاج احمدآقا تلاش می‌کرد اختلافات حاد نشوند. اواخر سال ۵۹ مسئولین نظام خدمت امام‌ آمدند. یادم هست وقتی از دالان کوچک خانه بیرون می‌رفتند، احمدآقا به بنی‌صدر گفت: «ببین! تا حالا دستم پشتت بود. مراقب باش.» او هم با همان لحن عجیب و غریب و با تبختر آشکاری گفت، «بردار ببینم چه می‌کنی!»

نضج گرفتن انقلاب مشروط به وحدت است. امام‌ چندین سال زحمت کشیدند تا انقلاب به بار نشست. احمدآقا در کوران قضایا بود و می‌دانست چه خون دلهایی خورده شده است، به همین دلیل نهایت سعی‌اش را می‌کرد که این وحدت از بین نرود. عقلا همیشه دنبال نقاط مشترک می‌گردند و آنها را تقویت می‌کنند تا به وحدت نظر برسند. مشکل این بود که طرفهای مقابل زیر بار نمی‌رفتند. خود امام‌ هم همین اهتمام را داشتند. عیال من می‌گوید وقتی امام می‌خواستند بنی‌صدر را عزل کنند، فرمودند‌ والله نمی‌خواستم این طور بشود.

امام‌ سخت به کسی اعتماد می‌کردند و اگر به حاج احمدآقا اعتماد نداشتند، او را نماینده خود در قضایای مهمی مثل حل مسائل کشور یا شورای مصلحت نظام نمی‌کردند. احمدآقا انصافاً خیلی دقیق بود و در گزارش مطالب خدمت آقا، واو را هم جا نمی‌انداخت. ممکن بود صحبتها گاهی به زیان خودش هم تمام شود، ولی می‌گفت. معتقد بود امام‌ باید بدانند در مملکت چه می‌گذرد. البته مردم ما خیلی فهیم هستند و این تهمتها را باور نمی‌کنند، به همین دلیل هم امام‌ اصرار داشتند که مردم در جریان تمام امور باشند.

در قضیه پذیرش قطعنامه، رویکرد حاج احمدآقا چه بود؟

ایشان عصبانی بود که چرا نکات را  به‌مرور زمان به امام گزارش نکرده بودند که حالا یکمرتبه یک نفر بیاید گزارش بدهد. فوق‌العاده ناراحت بود، چون قبول آن قطعنامه  شکست ظاهری ایجاد کرد و امام‌ به حقیقت، پیر شدند! صحبت در این باره برایم مشکل است.

از مردمداری حاج احمد آقا بسیار گفته‌اند. در این باره چه نکات قابل اشاره و ذکری دارید؟

همین طور است. بسیار مردمدار بود هیچ محبتی را فراموش نمی‌کرد. در تمام سالهای زندگی و آشنایی با ایشان،‌ به یاد ندارم که هرگز از کسی گله کرده باشد. همواره در پی جلب و جذب افراد بود. با خیلیها مخالف بود، اما حرفی نمی‌زد که مشکلی پیش نیاید.

آخرین بار کی ایشان را دیدید؟ 

 یک روز قبل از بستری شدن. مشکل خاصی وجود نداشت. در حسینیه جماران برای شاگردان یک مدرسه سخنرانی کرد و گفت: «معلوم نیست تا کی زنده‌ایم.» بعد هم رفته بود خانه آقای رحمانی و منزل برادر خانمش، آقای جواد طباطبایی و شام آنجا بود و بعد هم برگشته بود منزل این اواخر رفته بود به کوشک نصرت و همان‌ جا وزن کم کرده بود. آقای حاج محمد سجادی و دائی‌ ایشان حاج فتح‌الله،‌ همراهش بودند. موقعی که برگشت و به منزل ما آمد، دیدیم که خیلی لاغر شده.

 و سخن آخر؟

احمدآقا خیلی به گردن انقلاب حق دارد. واقعاً به او بی‌مهری شد، ولی مردم آن قدر خاطره خوش از او دارند که این بی‌مهری‌ها اثر نکردند. بعد از رحلت امام‌ انصافاً برای حفظ ثبات و پیشگیری از آشفتگی در امور تلاش زیادی کرد. شخصیت بسیار مؤثری بود. به جایگاه احمد آقا بزرگان و آدمهای منصف، معترفند. برای این انقلاب و نظام خیلی زحمت کشیده شده است./۱۶ مهر ۱۳۹۹عصرایران.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:نامه عاشقانه امام خمینی به همسرش.

فروردین ۱۳۱۲مصادف با(ذی قعده۱۳۵۱)بیروت-درهنگام سفرحج

امام خمینی

خطاب به همسر:تصدُّقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوّت قلبم گردیدم متذکر(یاد) شما هستم و صورت زیبایت در آئینه قلبم منقوش است.

عزیزم! امیدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حالِ‏] من با هر شدتی باشد می‏ گذرد ولی بحمد اللَّه تا کنون هر چه پیش آمد خوش بوده و الآن در شهر زیبای بیروت (درانتظارکشتی برای عزیمت به عربستان)هستم؛ حقیقتاً جای شما خالی است فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبد.

در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم، از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت می ‏کند ولی ماها که قدری دیر رسیدیم، باید منتظر کشتی دیگر باشیم. عجالتاً تکلیف معلوم نیست امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم که همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل، از این حیث قدری نگران هستیم ولی از حیث مزاج بحمد اللَّه به سلامت، بلکه مزاجم بحمد اللَّه مستقیم تر و بهتر است. خیلی سفر خوبی است جای شما خیلی خیلی خالیست. دلم برای پسرت (مصطفی ۳ساله) قدری تنگ شده است. امید است هر دو (مصطفی+علی راحامله بود که بعدازتولددرگذشت) به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند اگر به آقا (پدرخانم) و خانم‏ها (مادرومادرخانم) کاغذی نوشتید سلام مرا برسانید. من از قِبَل همه نایب الزیارة هستم‏.

به خانم شمس آفاق (حواهرزن) سلام برسانید و به توسط ایشان به آقای دکتر (علوی) سلام برسانید. به خاور سلطان و ربابه سلطان سلام برسانید.

صفحه مقابل را به آقای شیخ عبد الحسین بگویید برسانند.

ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت، قربانت؛ روح اللَّه‏

عکس جوف در حال دلتنگی از حرکت نکردن(کشتی جهت عزیمت به جدّه)

فروردین ۱۳۱۲مصادف با(ذی قعده۱۳۵۱)بیروت-درهنگام سفرحج(صحیفه امام، ج‏۱، ص: ۲ و۳)

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یک کودتای واقعی دربیت امام درحال اجرابود که کشف شد رادرلیتک زیربخوانید:

ماجرای کشف" بمب زیرخانه امام خمینی" توسط یک سگ «سگ مأمورخداست»

مرتفع ترین"آنجل"آبشارجهان

آبشارهای مرتفع جهان (بلندترازنیاگارا)

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:شایدبعضی هابمحض شنیدن بزرگترین آبشارجهان«نیاگارا»درذهنشان خطورکندوامابایدبدانیدکه حدود۵۰ آبشاربلندتراز«نیاگارا»وجوددارد.درعین حال«آبشارنیاگارا»ازنظرعرض(پهنا)ی ابشاروحجم آبی که سرریزمی کند،عظیم ترین آبشارمحسوب می شود.

با ۱۵آبشارمرتفع جهان(بلندترازنیاگارا) آشناخواهیدشد.

۱- آبشار آنجل(فرشته) در ونزوئلا ۹۷۹ متر.

آبشارهای آنجل ،  Angel اسپانیایی ، نیز نامیده می شود ، آبشار در ارتفاعات گویانا در ایالت بولیوار ، جنوب شرقی ونزوئلا ، در کنار رودخانه Churún(چورون) ، شاخه کارونی ، ۲۶۰ کیلومتری جنوب شرقی ایالت بولیوار. این آبشار ٩٧٩ متر ارتفاع و  ۱۵۰ متر عرض دارد.

جوشش آب آنجل،  از یک فلات با صاف ، Auyán-Tepuí (کوه شیاطین)آویان-تپوی- جهش می کند. این آبشارها در پارک ملی کانایما واقع شده اند و به دلیل جنگل انبوهی که این آبشارها را احاطه کرده است ، از هوا بهتر دیده می شوند.

علت نامکذاری مرتفع ترین آبشار«آنجل»

در سال ۱۹۳۰میلادی(۱۳۰۸شمسی) یک خلبان آمریکایی به نام «جیمی آنجل» در جستجوی طلا با هواپیمای خود مشغول پرواز در این منطقه بود. هنگامی که او جریان آبی را که از آبشار پایین می ریخت مشاهده کرد، متوجه این آبشار شد وفهمیدکه مرتفع ترین ابشاردنیاراکشف کرده است.

۱۴ سال بعد، ازکشف این آبشار(۱۹۴۴)،آن را،به نام کاشفش« آنجل» ثبت کردند.

جیمی آنجل»۲۶سال بعدازکشف آبشار-درسال۱۹۵۶میلادی(۱۳۳۴شمسی)دریک سانحه هوایی کشته شد.

هواپیمایی را که «کاپیتان آنجل» با آن آبشار را کشف کرد در موزه ونزوئلا نگهداری می کنند.

آبشارهای آنجل در پارک ملی کانایما ، در ایالت بولیوار در جنوب شرقی ونزوئلا واقع شده است.

«آبشارآنجل»در فصل باران، آبش به حداکثر مقدار خود می رسد و جریان آب با شدت فرومی ریزد. اغلب اوقات قله آبشار در زیر ابرها و قطرات ریز باران که در هوا پخش شده اند، از دید پنهان است.

۲-آبشارهای اولوپنا (هاوایی ، ایالات متحده آمریکا)۹۰۰ متر

۳-آبشارهای کالاندولا(آنگولا) ۴۱۰متر.

۴-آبشارجگ فالز(هندوستان) ۲۵۳متر.

۵-آبشار کیتور(واقع در گویان و روی رودخانه پوتارو) ۲۲۶متر.

۶-آبشارهای سوتوی جنوبی(افریقا) ۱۹۲ متر.

۷-آبشارهای بویوما (استنلی فالز)  ۱۶۵ متر.

۸-«آبشار ویکتوریا» افریقای جنوبی  ۱۰۸ متر

۹-آبشار لاتون( استان گیلان) با ۱۰۵ متر ارتفاع در ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان مرزی بندر آستارا ( شهر لوندویل) قرار دارد.

۱۰- آبشار«سان رافائل»اکوادور ۱۰۰متر.

۱۱-آبشارهای شیواناسامودرا(امریکای جنوبی) ۹۸متر.

۱۲-آبشارهای ویرجینیا (کانادا)۹۰متر.

۱۳-آبشار ایگواسو (آرژانتین و برزیل ، آمریکای جنوبی) ۸۲ متر.

۱۴-آبشار سلیلو(رودخانه کلمبیا) ۶۱متر.

۱۵-آبشار پل آفونسو(برزیل) ۶۰متر.

آبشارآنجل

آبشارنیاگارا

این مجموعه آبشار در فاصله ۲۷ کیلومتری  شمال و شمال غرب بوفالو و ۱۲۱ کیلومتری  جنوب و جنوب شرق تورنتو، میان دو شهر دوقلوی نیاگارا فالز (انتاریو) و نیاگارا فالز (نیویورک) قرار دارد.

نیاگارا

 «آبشارنیاگارا» ازمجموع «۳ آبشار»  تشکیل شده است.

۱-آبشارآمریکایی

۲-آبشارتور(نقاب) عروس 

آبشار «نقاب عروس» در گذشته با نام‌های «لونا» و «آیریس» نامیده می شد. این آبشار کوچک‌ترین بخش نیاگارا است که در نیویورک آمریکا قرار دارد، عرض این آبشار ۲۴ متر است.

۳-آبشار کانادایی (نعل اسبی)

نکته:عرض دهانه  آبشار (Horseshoe) نعل اسبی  ۷۹۲ متر وعرض دهانه  آبشار آمریکایی و تور عروس برابر با ۲۳۳ متر و ارتفاع آن‌ها ۵۰ متر است. البته به خاطر صخره‌هایی که در پایین  این۲ آبشار قرار گرفته‌اند، ارتفاع قابل مشاهده  این دو آبشار ۲۰ متر است. حجم آبی که از این دو آبشار(آمریکایی و تور عروس) فرومی‌ریزد، ۵۶۸,۰۰۰ لیتر در هر ثانیه است،حجم آبی که از آبشارنعل اسبی فرومی‌ریزد، برابر با ۲,۲۷۱,۲۴۷ لیتر در هر ثانیه برآورد می‌شود.

قاصله دورترین بخش آمریکایی آبشار تا دورترین بخش کانادایی  ۱۰۳۹ متر است.

درکنار این آبشار دارا غار «ویندوز» است که گردشگران زیادی رابخودجلب می کند.

حجم آب سرازیر شده در فصل‌های پرآب می‌تواند تا ۵۷۰۰ مترمکعب در ثانیه هم برسد. شدت جریان آب با تراز آب در دریاچه ایری نسبت مستقیم دارد و این مقدار معمولاً در پایان بهار و آغاز تابستان در اوج خود قرار دارد. 

در طول تابستان ۲۸۰۰ مترمکعب در ثانیه، آب از آبشار سرازیر می‌شود که نزدیک به ۹۰ درصد آن از آبشار نعل اسبی می‌گذرد که آب این آبشار با کمک یک سرریز قابل جابجایی به سوی دستگاه‌های تولید برق هدایت می‌شود.

رنگین کمان نیاگارا: اگر در طرفِ کانادایی آبشار بایستید  از حدود ظهر تا غروب آفتاب،«رنگین کمان» قابل مشاهده است.

رنگین کمان

رنگین کمان

انعکاس رنگین کمان در معروف‌ترین آبشار دنیا

قدمت رودخانه نیاگارا به  ۱۲۵۰۰ سال می رسد، این طول عمر در مقیاس زمانی زمین‌شناسی برابر با یک میلیونیم ثانیه است.

آبشار نیاگارا

آب در کف آبشار با گذشتن از مسیری ۲۴ کیلومتری از میان گردنه‌ها و دره‌ها سفر می‌کند تا به «انتاریو» پنجمین دریاچه‌ی «گریت لیکس» برسد.

آبشار نیاگارا

زمین میان دریاچه‌ها شیب تندی دارد. این شیب تند، پرتگاهی باشکوه و تماشایی را به ارتفاع یک ساختمان ۲۰ طبقه پدید آورده که به پرتگاه نیاگارا شهرت یافته است. پرتگاه نیاگارا طی فرایند فرسایش پدید آمده و از آبشار نیاگارا کهن‌سال‌تر است. این پرتگاه دو میلیون سال پیش در زیر لایه‌ای از یخ مدفون شده بود.

آبشار"نیاگارا"آمریکایی،کانادایی ،نقاب عروس

«آبشارنیاگارا »کجاست؟

​پل رنگین کمان،غار«ویندوز»،جزیره(بُز) گوت..آبهای آبشارنیاگارا.یخاب‌های حاصل از آب شدن یخ «کوه‌های یخی»به کجامی ریزند؟...شهر۲قلو«فالز» :نیاگارا فالز (انتاریو) و نیاگارا فالز (نیویورک)..

درادامه به«آبشار ویکتوریا» که با ۱۷۰۰ متر عرض، ۱۰۸ متر ارتفاع ،عظیم‌ترین آبشارهای دنیا است نیزخواهیم پرداخت+اسامی ۱۵آبشاری که ارتفاع(بلندایشان)ازآبشارنیارگارابیشتراست راخواهیدخواند.

آبشار نیاگارا(Niagara Falls) در مرز  کانادا و آمریکا و در میان دو شهر «انتاریو» و «نیویورک» قراردارد و بعد از آبشار «ویکتوریا» در آفریقای جنوبی، دومین آبشار بزرگ دنیا است.

این آبشارها از بزرگ به کوچک به ترتیب عبارتند از: آبشار نعل اسبی، آبشار آمریکایی و آبشار نقاب عروس.

آبشار نعل اسب در بخش کانادایی و آبشار آمریکایی در بخش آمریکایی قرار دارند که بوسیلهٔ «جزیرهٔ بز» یا «گوت آیلند» از هم جدا شده‌اند.

آبشار کوچکتر(نقاب عروس) هم در سوی آمریکایی این مجموعه آبشار است که از دیگر آبشارها بوسیلهٔ «جزیرهٔ لونا »جدا شده‌است.

در بخش شرقی جزیره، «آبشار آمریکایی» و در بخش غربی، جایی که رودخانه زاویه ۹۰ درجه پیدا می‌کند، «آبشار نعل اسبی» به وجود آمد. جریان آب در بخش آمریکایی آبشار به خاطر وجود جزیره‌ی «گوت» از شدت کمتری برخوردار است درحالی‌که در آبشار نعل اسبی هیچ مانعی برای منحرف کردن جریان آب وجود ندارد. 

مرز بین‌المللی دو کشور در اصل از سال ۱۸۱۹ از میان آبشار نعل اسبی می‌گذرد اما این مرز به دلیل فرسایش زمین و ساخت و سازها مورد مناقشه است.

این آبشار بر روی «رود نیاگارا» جای دارد و آب «دریاچهٔ ایری» را زهکشی می‌کند و به «دریاچهٔ انتاریو »می‌ریزد. این آبشارها روی هم رفته بالاترین سرعت جریان در میان تمام آبشارهای جهان را دارند. بلندی این آبشار بیش از ۵۰ متر  است.

آبشار «نعل اسبی» با توجه به ارتفاع سقوط آب و شدت جریان، قوی‌ترین آبشار در آمریکای شمالی است.

در زمان «پُرآبی» بیش از ۱۶۸ هزار مترمکعب و در حالت عادی نزدیک به ۱۱۰ هزار مترمکعب آب در دقیقه از این آبشار سرازیر می‌شود.

این مجموعه آبشار در فاصله ۲۷ کیلومتری  شمال و شمال غرب «بوفالو» و ۱۲۱ کیلومتری  جنوب و جنوب شرق تورنتو، میان دو شهر دوقلوی نیاگارا فالز (انتاریو) و نیاگارا فالز (نیویورک) قرار دارد.

شهرهای مرزی امریکا-کانادا

این «آبشارنیاگارا» ازمجموع «سه آبشار»  تشکیل شده است.

نیاگارا

۱-آبشارآمریکایی

۲-آبشارتور(نقاب) عروس 

آبشار «نقاب عروس» در گذشته با نام‌های «لونا» و «آیریس» نامیده می شد. این آبشار کوچک‌ترین بخش نیاگارا است که در نیویورک آمریکا قرار دارد، طول این آبشار ۲۴ متر است.

۳-آبشار کانادایی (نعل اسبی)

نکته:دهانه‌ آبشار نعل اسبی (Horseshoe) برابر با  ۷۹۲ متر وعرض دهانه  آبشار آمریکایی و تور عروس برابر با ۲۳۳ متر و ارتفاع آن‌ها ۵۰ متر است. البته به خاطر صخره‌هایی که در پایین آبشار قرار گرفته‌اند، ارتفاع قابل مشاهده  این دو آبشار ۲۰ متر است. حجم آبی که از این دو آبشار(آمریکایی و تور عروس) فرومی‌ریزد، ۵۶۸,۰۰۰ لیتر در هر ثانیه است،حجم آبی که از آبشارنعل اسبی فرومی‌ریزد، برابر با ۲,۲۷۱,۲۴۷ لیتر در هر ثانیه برآورد می‌شود.

قاصله دورترین بخش آمریکایی آبشار تا دورترین بخش کانادایی  ۱۰۳۹ متر است.

درکنار این آبشار دارا غار «ویندوز» است که گردشگران زیادی رابخودجلب می کند.

حجم آب سرازیر شده در فصل‌های پرآب می‌تواند تا ۵۷۰۰ مترمکعب در ثانیه هم برسد. شدت جریان آب با تراز آب در دریاچه ایری نسبت مستقیم دارد و این مقدار معمولاً در پایان بهار و آغاز تابستان در اوج خود قرار دارد.

در طول تابستان ۲۸۰۰ مترمکعب در ثانیه، آب از آبشار سرازیر می‌شود که نزدیک به ۹۰ درصد آن از آبشار نعل اسبی می‌گذرد که آب این آبشار با کمک یک سرریز قابل جابجایی به سوی دستگاه‌های تولید برق هدایت می‌شود.

رنگین کمان نیاگارا: اگر در طرفِ کانادایی آبشار بایستید از حدود ظهر تا غروب آفتاب،«رنگین کمان» قابل مشاهده است.

رنگین کمان

رنگین کمان

انعکاس رنگین کمان در معروف‌ترین آبشار دنیا

قدمت رودخانه نیاگارا به  ۱۲۵۰۰ سال می رسد، این طول عمر در مقیاس زمانی زمین‌شناسی برابر با یک میلیونیم ثانیه است.

آبشار نیاگارا

آب در کف آبشار با گذشتن از مسیری ۲۴ کیلومتری از میان گردنه‌ها و دره‌ها سفر می‌کند تا به «انتاریو» پنجمین دریاچه‌ی «گریت لیکس» برسد.

آبشار نیاگارا

زمین میان دریاچه‌ها شیب تندی دارد. این شیب تند، پرتگاهی باشکوه و تماشایی را به ارتفاع یک ساختمان ۲۰ طبقه پدید آورده که به پرتگاه نیاگارا شهرت یافته است. پرتگاه نیاگارا طی فرایند فرسایش پدید آمده و از آبشار نیاگارا کهن‌سال‌تر است. این پرتگاه دو میلیون سال پیش در زیر لایه‌ای از یخ مدفون شده بود.

نزدیک به ۵۰۰ سال پیش رودخانه نیاگارا به مانعی برخورد که آن را به دو آبراه تقسیم کرد.

درنتیجه برخورد ۲آبراه،جزیره‌ی «گوت» یا بز (Goat) به وجود آمد.

 نام این جزیره از گله‌ی بزهای جان استدمن گرفته شده است. این گله در زمستان سال ۱۷۸۰ براثر سرما تلف شد. جزیره‌ی گوت درواقع مواد رسوبی یک دریاچه‌ی ناپدیدشده به نام توناواندا (Tonawanda) است.

«آبشار نیاگارا»در اطراف ناحیه‌ی «پل ویرپول رپیدز» (Whirlpool Rapids) در بالای رودخانه مجدداً سرازیر شد و به شکافتن صخره‌های سخت برای یافتن مسیر خود ادامه داد تا به مکان امروزی خود در میان دو شهر انتاریو و نیویورک رسید.

رودخانه‌ پرتلاطم نیاگارا از فراز صخره‌ای از جنس« سنگ دولومیت» و «سنگ‌ رُس» سرازیر می‌شود. یک‌پنجم آب‌های شیرین دنیا در چهار دریاچه‌ی بزرگ میشیگان، هورون (Huron)، سوپریور (Superior) و ایری قرار دارد که به رودخانه‌ نیاگارا سرازیر شده و سرانجام از آبشار نیاگارا فرو می‌ریزد.

آبشار نیاگارا

وجود مه و آب در حال ریزش، اشکال یخی را در سواحل رودخانه و کناره‌های آبشار پدید می‌آورند. این توده‌های یخی می‌توانند به ضخامت ۱۵ متر برسند.

آبشار نیاگارا

 چنانچه زمستان به‌اندازه‌ی کافی سرد باشد، یخ به‌طور کامل در سرتاسر رودخانه گسترده می‌شود و سطحی را به وجود می‌آورد که موجب بوجودآمدن «پل یخی» می شوند.

آبشار نیاگارا

یخاب‌های حاصل از آب شدن یخ «کوه‌های یخی»از «دریاچه‌ ایری» (Lake Erie)، «رودخانه‌ نیاگارا» و  «دریاچه‌ انتاریو» به رودخانه‌« سنت لارنس »و ازآنجا به دریا سرازیر شدند.

آبشار نیاگارا

در سال‌های اخیر این جریان با نصب سد یخی (ice-boom) در دریاچه‌ی ایری به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای کاهش یافته است. سدیخی، زنجیره‌ی بلند شناوری از جنس استیل و به طول ۲/ ۳ کیلومتر است که از «شهر بوفالو» در ایالت نیویورک تا «شهر فورت ایری» در انتاریو و در عرض رودخانه‌ی نیاگارا قرار می‌گیرد. این زنجیره در طول ماه دسامبر نصب و در ماه مارس یا آوریل برداشته می‌شود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:

مردی که ازروی«آبشارنیاگارا»عبورکردواماازروی«پوست پرتقال» سقوط کرد.

عجیب‌ترین مرگ‌های جهان

حدودیکصدسال پیش« بابی لیچ»(Bobby Leach)انگلیسی، موفق شد قایقی شبیه به «بُشکه »ساخته و به وسیله آن به سلامت از آبشار نیاگارا عبور کند. او دومین نفر در دنیا بود که توانست به سلامت از نیاگارا بگذرد و به همین خاطر بود که در دنیا به شهرت رسید.(اولی یک «زن» بود)

بابی زمانی دست به این اقدام وحشتناک زدکه مدعیانی دست به این کارزده بودندکه هرگزبرمگشته بودند! به همین خاطر به او لقب «بابی جسور» داده شد.

پیروزی برنیاگارا-شکست ازپوست پرتقال

اما همین بابی جسور که کاری غیرممکن انجام داده و از خطرناک‌ترین آبشار دنیا به سلامت گذشته بود، بر اثر اتفاقی بسیار کوچک و پیش پا افتاده جان خود را از دست داد.

اوکه بعدازپیروزی شگفت انگیزبه کشورهای مختلف سفرمی کرد،یک روز او در حال عبور از یک خیابان در کشور «نیوزیلند» بود. پایش را روی یک «پوست پرتقال» گذاشت و لیز خورد.

بابی آنقدر به شدت زمین خورد که استخوان‌های پایش از چند ناحیه مختلف شکست. شکستگی پایش آنقدر بد بود که پزشکان مجبور به قطع کردن پای او شدند. همین قطع کردن پا باعث شد تا زخم پای بابی عفونی شده و بالاخره چند روز بعد در اثر «قانقاریا»(عفونت باکتریایی و کمبود جریان خون) فوت کرد.

​توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«بابی لیچ» (۱۸۵۸ - ۲۶ آوریل ۱۹۲۶) متولد کورن وال سهری درناحیه جنوب غربی انگلستان،دومین شخصی بود که پس از آنی تیلور در بشکه ای از آبشارهای نیاگارا عبور کرد و اولین فردی بود که این کار را انجام داد ، این موفقیت را در ۲۵ ژوئیه ۱۹۱۱(۰۹ تیر ۱۲۹۰)،یعنی ۵۳ سالگی انجام داد.

اولین کسی که ازآبشارنیاگاراعبورکرد؟۱۰سال قبل از«بابی لیچ»

خانم «آنی ادیسون  تیلور»(Annie Edison Taylor) متولدشهر«بوفالو»نیویورک،در ۲۴اکتبر ۱۹۰۱(۲آبان ۱۲۸۰) ، معلم ۶۳ ساله مدرسه این کار را انجام داد و اولین کسی بود که با بشکه از آبشار عبور کرد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آشنایی با«آبشار ویکتوریا»

«دریاچه ویکتوریا» در فلات بلندی قرار دارد که غرب آن را نشست بزرگی از زمین فراگرفته است و در محدوده سه کشور آفریقایی تانزانیا، اوگاندا و کنیا قرار دارد و جزیی از دریاچه‌های بزرگ آفریقا به ‌شمار می‌آید.
«آبشار ویکتوریا» یکی از عظیم‌ترین آبشارهای دنیا است. این آبشار، ۱۷۰۰ متر عرض دارد و ارتفاع آن بین ۱۰۸ متر می باشد.

علت نامگذاریویکتوریا »

در سال ۱۸۵۵میلادی، «دیوید لیوینگ‌استون» پزشک بریتانیایی، این آبشار را کشف کرد و به افتخار «ملکه ویکتوریا »نام آن را ویکتوریا نهاد.

محلی‌ها، اما، به این پدیده‌ «Mosi-oa-Tunya» (مه‌ای که می‌غرد) می‌گفتند و از نزدیک شدن به آن وحشت داشتند.

اما«لیوینگ‌استون» اولین اروپایی بود که موفق به عبور از جنوب تا شمال قاره‌ی سیاه (قاره‌ی آفریقا) شد.

جریان و شدت آب آبشار ویکتوریا در حدی است که قطرات آب حاصل از ریزش آب این آبشار به دره،  تا ارتفاع ۴۰۰ متری به سمت بالا پرتاب می شوند.

«رنگین کمان» های فوق العاده زیبایی که بر روی این آبشار تشکیل می شود، حاصل همین قطرات آب است. جالب است بدانید در این مکان می توانید رنگین کمان های شبانه را در زمانی که ماه در پرنور ترین حالت قرار دارد شاهد باشید.


آبشار ویکتوریا در زبان بومیان منطقه «موسی اوآ تونیا» خوانده می‌شود که به معنی «مه خروشان» است.

جریان آب«آبشار ویکتوریا»در فصول کم آب (از سپتامبر تا دسامبر) آذرتانیمه شهریور-سطح آب «رودخانه زامبزی» به حدی کاهش می‌یابد که می‌توان بیشتر نقاط آن‌ را با پای پیاده طی کرد.

اما، در فصول دیگر این آبشار همچنان خروشان است.

«رودخانه زامبزی» از نظر طول چهارمین رودخانه آفریقا به حساب می‌آید و بزرگترین رودخانه‌ای است که از آفریقا به اقیانوس هند می‌ریزد. مساحت آب‌خیز این رودخانه ۱.۳۹۰.۰۰۰ کیلومترمربع می‌باشد،این رودخانه از زامبیا سرچشمه می گیرد و در مسیر خود از آنگولا، از مرزهای نامیبیا، بوتسوانا، زیمبابوه و موزامبیک می‌گذرد. زامبزی در مرز زامبیا و زیمبابوه آبشار ویکتوریا را پدید می آورد که بلندترین آبشار جهان از نظر ارتفاع به شمار می رود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آبشارهای مرتفع جهان (بلندترازنیاگارا)

۱- آبشار آنجل(فرشته) در ونزوئلا ۹۷۹ متر

۲-آبشارهای اولوپنا (هاوایی ، ایالات متحده آمریکا)۹۰۰ متر

۳-آبشارهای کالاندولا(آنگولا) ۴۱۰متر.

۴-آبشارجگ فالز(هندوستان) ۲۵۳متر.

۵-آبشار کیتور(واقع در گویان و روی رودخانه پوتارو) ۲۲۶متر.

۶-آبشارهای سوتوی جنوبی(افریقا) ۱۹۲ متر.

۷-آبشارهای بویوما (استنلی فالز)  ۱۶۵ متر.

۸-«آبشار ویکتوریا» افریقای جنوبی  ۱۰۸ متر

۹-آبشار لاتون( استان گیلان) با ۱۰۵ متر ارتفاع در ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان مرزی بندر آستارا ( شهر لوندویل) قرار دارد.

۱۰- آبشار«سان رافائل»اکوادور ۱۰۰متر.

۱۱-آبشارهای شیواناسامودرا(امریکای جنوبی) ۹۸متر.

۱۲-آبشارهای ویرجینیا (کانادا)۹۰متر.

۱۳-آبشار ایگواسو (آرژانتین و برزیل ، آمریکای جنوبی) ۸۲ متر.

۱۴-آبشار سلیلو(رودخانه کلمبیا) ۶۱متر.

۱۵-آبشار پل آفونسو(برزیل) ۶۰متر.

هواپیمای شاه"شاهین"فراربنی صدر"خلبان معزی

هواپیمای شاهین«سرهنگ بهزاد معزی»خلبان شاه وکسی که «بنی صدر»رازایران فراری داد.

ساعت ۱۰ صبح چهارشنه، هفتم مرداد ۱۳۶۰،خبرگزاری فرانسه نوشت: «یک هواپیمای ایرانی که حامل ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهور سابق ایران، بود در پایگاه نظامی« اورلی »در حومه «پاریس »به زمین نشست.» بنی‌صدر از فرانسه «تقاضای پناهندگی سیاسی» کرده و دولت فرانسه این درخواست را پذیرفته است به شرط این‌که در خاک آن کشور دست به هیچ‌گونه فعالیت سیاسی نزند.

بنی‌صدر در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری که در (۵ بهمن ۱۳۵۸) و به فاصله کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب(۲۲بهمن ۱۳۵۸) برگزار شد، توانست با حدود ۱۱ میلیون رأی به عنوان« اولین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران» انتخاب شود.

«سرهنگ قاضی عسگر» و «سرهنگ دهقان» ۲خدمه(گروگان)هواپیمای نظامی ۷۰۷ (هواپیمایی که بنی‌صدر با آن از کشور خارج شد) نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، که خود شاهدان عینی این ماجرا بودند در بازگشت از فرانسه جزئیات ماجرا را این‌طور شرح داده‌اند:

سرهنگ-همافر- دهقان: در ساعت ۹ شب سرگرم بازرسی قسمت‌های مختلف به جهت آماده کردن هواپیما جهت سوخت‌گیری بودیم، هنگام بازرسی هواپیما متوجه شدم که درب یکی از دو توالت هواپیما قفل است و خواستم این مسئله را به اطلاع مسئولان برسانم که مردی مسلح مرا دستگیر کرد و مدعی شد که در هواپیما بمب‌گذاری شده و کوچک‌ترین حرکت باعث انفجار آن خواهد شد. پس از چند لحظه دیدم که سرهنگ قاضی عسگر را که در آن زمان همافر بود دستگیر کرده به نزد من آوردند.

۲نفری که درتوالت هواپیمابودند

«سرهنگ قاضی عسگر»: آن شب پس از این‌که هواپیما را بازرسی کردیم، سرهنگ خلبان معزی درب هواپیما را بست و در پاسخ به سوالات من که پرسیدم «همافر دهقان» مسئول سوخت هواپیما کجاست؟ گفت: انتهای هواپیما است. من کنجکاوتر شده بودم، خواستم جهت جست‌وجو به قسمت عقب هواپیما بروم که شخصی فریاد زد: ایست! از جایت تکان نخور وگرنه شلیک می‌کنم.

در همان لحظه درب «توالت» باز شد و دو نفر از داخل آن بیرون آمدند. یکی از آن‌ها مردی بود که ریش داشت و خود را «رجوی» معرفی کرد و نفر دوم هم شخص لاغراندامی بود. در همان زمان «همافر وکیلی »و مهندس پرواز هواپیما از پلکان هواپیما بالا آمدند تا دلیل عدم پرواز و تاخیر ما را بپرسند که به محض ورود آن‌ها را نیز دستگیر کردند. پس از این‌که درها بسته شد، هواپیما به راه افتاد و در حال صعود بود که درب توالت مجددا باز شد و شخص دیگری با چهره عرق‌کرده و با لباس پرواز بیرون آمد که رجوی او را دکتر بنی‌صدر رئیس‌جمهور ایران معرفی کرد. ما از این لحظه متوجه شدیم که «بنی‌صدر »نیز در هواپیما است.

در تمام مدت پرواز رجوی و یک نفر دیگر با اسلحه ما را زیر نظر داشتند و شخص دیگری نیز در داخل کابین مرتبا در تماس با فرانسه بود و ما در عبور از مرزهای هوایی کشورهای مختلف با هیچ مشکلی مواجه نشدیم.

«سرهنگ دهقان»: به نظر می‌آمد که قبلا فرود این هواپیما به اطلاع دولت فرانسه رسیده بود و پس از صحبت بنی‌صدر با نخست‌وزیر فرانسه که در هواپیما انجام شد، ما در فرودگاه فرانسه به زمین نشستیم.
 

ساعت ۱۹:۳۵ «بنی صدر و رجوی با لباس پرواز» بدون اینکه شناخته شوند وارد رمپ پرواز می‌شوند...از پست فرماندهی اعلام می کنند که پرواز یک ساعت جلو افتاده است... بنی صدر و رجوی به همراه محافظان مسلح‌شان در محوطه اتاقک سوختگیری پنهان می شوند...همافر «دهقان» و سرهنگ « قاضی عسگر» که به اوضاع مشکوک شده بودند، دستگیر می‌شوند... چند دقیقه بعد هواپیما موتور های خود را روشن کرد... هیچ کس در برج مراقبت یا بیرون هواپیما خبر نداشت چه اتفاقی در حال شکل گرفتن است... «معزی» بعد از دور شدن از تهران به برج مراقبت اعلام می کند که یکی از موتورها آتش گرفته...به سمت ورامین بر می‌گردم... روی ایستگاه ورامین هم اعلام می‌کند: موتور دیگر هم آتش گرفت...بعد هم برای پنهان ماندن از دید رادار به سمت شمال، یعنی کوه های البرز می‌رود... در حالی که برج مرتب فریاد می زند به کوه می‌خوری برگرد، هواپیما در ارتفاع ۱۸ هزار پایی به مسیرش ادامه می دهد... معزی می دانست در این مسیر ایستگاه‌های رادار کرج، بابلسر و تبریز قبلاً توسط عوامل سازمان از کار افتاده‌اند... تا ماجرا مشخص شود و هواپیمای اف ۱۴ بیفتد دنبال بوئینگ، فراری‌ها به نزدیکی‌های آسمان ترکیه رسیده‌اند... اف ۱۴ مجبور می‌شود برگردد...ترکیه اجازه فرود نمی‌دهد... یکی دو نفر مسلح مراقب همافر دهقانی و سرهنگ قاضی عسگر هستند... دیگران سعی می‌کنند با فرانسه تماس بگیرند... هواپیما به سمت یونان و قبرس می‌رود... رادار سوریه برای لحظه‌ای هواپیما را رصد می‌کند و با خلبان تماس می‌گیرد... جوابی نمی‌شنود... وقتی از آسمان پاریس سردر می‌آورد فرانسوی‌ها اول روی خوش نشان نمی‌دهند... در پاسخ اخطارشان «معزی» اعلام می‌کند بنزین تمام کرده و ممکن است روی شهر سقوط کند... بوئینگ ۷۰۷ سرانجام در فرودگاه نظامی «اورلی»حومه پاریس به زمین می‌نشیند....

 

در حالی که تعداد مخالفانش هر روز بیشتر می‌شدند، روزهای مخفی شدنش هم داشت طولانی‌تر می‌شد. دوم مرداد ماه، انتخابات ریاست جمهوری برگزار و شهید «رجایی» با ۱۲ میلیون رأی به ریاست جمهوری برگزیده شد. از « بنی صدر» هنوز خبر چندانی در دست نبود. اینکه رئیس جمهور برکنار شده، در فاصله برکناری تا فرار کجا و چگونه پنهان شد را از زبان « ناصر تکمیل همایون» بخوانید که بعدها معلوم شد مدتی « بنی صدر» را مخفی کرده است. هر چند خودش این را قبول ندارد: «... تا زمانی که بنی‌صدر در کرمانشاه بود، اصلاً فکر نمی‌کردیم که قرار باشد در روزهای بعد مسئله اختفای او به میان بیاید... یک روز آقای «حسین اخوان طباطبایی» از من پرسید از بنی‌صدر خبری داری؟ گفتم خیر. به خانه خواهر بنی صدر که رفتیم، متوجه شدیم قرار است به تهران بیاید و احتمال دارد در تهران ماجراهای جدیدی پیش بیاید. خواهر دیگر بنی‌صدر به من گفت شما باید ابوالحسن را نجات دهید... من هم گفتم، فردا به خانه «بهجت‌ خانم»، خواهر دیگر بنی‌صدر می‌روم و همدیگر را می‌بینیم... روز فهمیدیم خانه در حالت محاصره قرار دارد. آن موقع بنی‌صدر هنوز رئیس‌جمهور بود اما فقط به دنبال تصمیماتی از فرماندهی کل قوا برکنار شده بود... ما سراغ «حاجی لطفی» رفتیم که به رئیس سیاه‌جامگان معروف بود... به خانه بنی‌صدر که می‌رفتیم دیدیم سر کوچه چند پاسدار مراقب کوچه‌اند... در یکی از رفت‌وآمدهای او به حاجی لطفی گفتم برو بالا و بنی‌صدر را بیاور..
خلاصه حاجی لطفی بنی‌صدر را به این صورت آورد و سوار ماشینش کردند... مستقیماً به خانه اخوان رفتیم...». 

«حاجی لطفی »کیست؟
محسن شجاعی(محافظ شهیدقرنی)می گوید:بنده در کمیته «ضربت» که جزو کمیته استقبال از حضرت امام بود بودم رئیس ما حاجی لطفی بود،حکمم را ایشان برایم صادرکرده بود.

حاجی لطفی-محسن شجاعی-داریوش فروهر

درستاد استقبال در «کمیته سیاه جامگان» با مدیریت «حاج آقا مصطفی لطفی» بودیم و نیروهای گشت خیابانی را تشکیل می دادیم. بعد هم که امام به مدرسه رفاه تشریف آوردند و چند روزی برای حفاظت در آنجا بودیم تا زمانی که انقلاب پیروز شد و حاج آقا لطفی برای پیدا کردن ساواکی ها به بنده حکم دادند. موقعی هم که امام به قم تشریف بردند، به عنوان محافظ همراهشان رفتم.
در خدمت حضرت امام دیدم، در ۱۲ بهمن ۵۷ وقتی امام به قم تشریف بردند، شهید قرنی را در آنجا دیدم ایشان ازمن خواستندبه ستادمشترک بیایم، ایشان از دفتر حضرت امام اجازه گرفتند و مرا به ستاد مشترک بردند.

سرلشکرمحمد ولی قرنی، نخستین رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران

«محسن شجاعی»:من به عنوان راننده و محافظ سپهبدقرنی  در خدمت ایشان بودم،بعدهاتعمیرگاه موتور و ماشین های ستاد مشترک را من اداره می کردم، پس از ۳۷ سال خدمت(۱۳۸۴) بازنشسته شدم.

شهادت سپهبدقرنی در۳اردیبهشت۱۳۵۸بدست فرقان.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:خاطره محافظ شهیدقرنی را ازمصاحبه شجاعی با روزنامه جام جم(اردیبهشت ۱۳۹۸)اخذکرده کرده ام بااصلاحات.

ادامه مصاحبه« ناصرتکمیل همایون»: «... اصلاً خانه ما برای مخفی شدن بنی‌صدر خطرناک‌تر از خانه خودش بود... یک روز صاحبخانه گفت یک ماشین که آنتنش بالاست اطراف این خانه در رفت‌وآمد است. او گفت می‌ترسم بنی‌صدر را بگیرند و به اسم من تمام شود. من ماجرا را به یکی از دوستان‌مان به نام «اصغر لقایی» گفتم که او گفت بیایید خانه من... ما خانه لقایی بودیم که ماجرای عدم کفایت بنی‌صدر اتفاق افتاد...». «ناصر تکمیل همایون» که بعدها بابت ماجرای پنهان شدن « بنی صدر» تا پای اعدام هم پیش رفت، اگرچه پناه دادن در خانه‌اش را تکذیب می‌کند اما اظهاراتش نشان می‌دهد در بیشتر مدت مخفی کردن «بنی‌صدر» در کنار او حضور داشته و از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است. او جامعه‌شناس و تاریخ‌نگار و استاد پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بود که پس از دستگیری به نظر می‌رسید با حکم اعدام رو به رو شود اما در نهایت به حبس ابد محکوم شد تا دو سال بعد با عفو رهبری حکمش به ۱۰ سال کاهش پیدا کند و سال ۶۴ نیز با تعلیق شدن بقیه مدت محکومیتش از زندان آزاد شود

معلوم بود نقشه فرار خیلی دقیق و از مدت‌ها قبل با هماهنگی سازمان منافقین کشیده شده است. البته نه برای ۶ مرداد سال ۶۰، بلکه یک هفته بعد از آن. اما خبر انتقال خلبان « بهزاد معزی» به «شیراز» سبب شد کار جلو بیفتد. بنی صدر و رجوی داخل مینی بوسی که کادر پرواز را از خانه‌های سازمانی به رمپ پرواز می برد پنهان شدند. دژبانی و پلیس هوایی تنها مانع مهم سر راه بودند. شهرت و معروفیت « بهزاد معزی» اما مشکل را حل کرد.
او خلبان سابق شاه بود و بعد از بردن محمد رضا پهلوی به خارج کشور، مثلاً گریخته بود و قهرمانانه هواپیمای سلطنتی را به کشور برگردانده و شده بود قهرمان ملی! دژبان‌ها وقتی «معزی» معروف را دیدند، فقط به کنترل چند کارت شناسایی بسنده کردند، پاشنه بالا انداختند و بدون بازرسی اجازه دادند مینی بوس عبور کند!

«بهزادمعزی» نیز در گفت‌وگو با خبرنگاران ادعا کرد: « من یکی از طرفداران سازمان مجاهدین خلق هستم!... برنامه فرار چندی قبل با دقت از سوی طرفداران بنی صدر در نیروهای مسلح و اعضای گارد سابق ریاست جمهوری سازمان داده شده بود... صبح روز سه شنبه ۶ مرداد ۱۳۶۰ یک نقشه پرواز آموزشی سوخت‌گیری شبانه را طراحی کردم و چهار تن دیگر از خدمه هواپیما را نیز در جریان گذاشتم... ساعت ۲۰:۳۰ موفق شدیم بنی‌صدر را به طور پنهانی وارد هواپیما کنیم... سرانجام ساعت ۲۲:۳۰ از باند فرودگاه برخاستیم... با پرواز در ارتفاع کم -ازطریق آسمان رشت،به تبریزرفتیم وازآنجاموفق شدیم از حریم ایران بگذریم...»

نحوه آشنایی « ناصرتکمیل همایون»بارئیس جمهور

من مشاوربنی صدرنبودم،اصلا سمتی نداشتم. دیناری هم از دولت و جمهوریت بنی‌صدر استفاده نکردم یا سفر نرفتم. فقط برای یکی از دوستانم که عضو حزب جمهوری اسلامی بود و مادرش فوت کرده بود، از آقای بنی‌صدر یک امضا گرفتم. مادرش وصیت کرده بود او را در کربلا دفن کنند. آن موقع پاسپورت‌ها امضا می‌خواست. از بنی‌صدر امضا گرفتم که جنازه مادر این دوستمان به کربلا برود. یک بار دیگر هم آقای دکتر «محمد مّکری» که سفیر ایران در مسکو بود، به روانشاد داریوش فروهر تلفن زد و گفت اطلاعاتی درباره جنگ دارم که می‌خواهم به بنی‌صدر انتقال دهم. آقای فروهر ماجرا را به من گفت. من گفتم اطلاعات را به من بدهد تا من به بنی‌صدر منتقل کنم، مکری قبول نکرد. به این ترتیب من به بنی‌صدر زنگ زدم که او گفت سوار یکی از طیاره‌های جنگی که به دزفول می‌آید شوید. با مُکری قرار گذاشتم اما مکری نیامد. بعد‌ها فهمیدم مکری اطلاعاتش را به آقای رجایی گفته. این دو مورد، پاسپورت برای انتقال یک جنازه و سفر به جبهه برای دیدن آقای بنی صدر تنها استفاده من از ریاست‌جمهوری ایشان بود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:نالوطی(همایون)می گویدکه من مشاوربنی صدرنبوده ام وامااز سفرایران درشوروی میخواهدکه اطلاعات محرمانه رابدهدبمن تا من به رئیس جمهوربرسانم!..رئیس جمهورمخلوع راازخانه« اصغر لقایی»درحالیکه یک چادرزنانه به سرکرده بود،درکناریک پیرزن چادری نشاندند،بایک یک پیکان قراضه فراری دادند،البته دراین فاصله منافقین خیلی تلاش کردندکه بنی صدررا به خانه تیمی ببرند.،ضمناًصاحبخانه ( اصغر لقایی)اعدام شد وپدرش هم بعدازاعدام پسرش، خودکشی کرد.

نحوه دستگیری 

« ناصرتکمیل همایون»:من ساعت یک که رفته بودم خانه ملکیان فهمیدم مصطفی انتظاریون صبح دستگیر شده است. ۱۳۶۰

۱۷ تیر۱۳۶۰ بود ومن به خانه ملکیان رفته بودم  که دررا که زدم، در باز شد و یک پاسدار آمد گفت: به‌ به ناصرخان! بفرمایید! من هم به قول پرویز پرستویی در مارمولک آنجا گفتم «انا لله و انا الیه راجعون.» بعد رو به من گفت اسلحه‌ات را تحویل بده. من دست کردم داخل جیبم و «خودنویسم »را دادم.

ناصر تکمیل همایون «حیات سیاسی و اجتماعی مصدق» را منتشر می‌کند

« ناصرتکمیل همایون»تاریخ‌پژوه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

می گوید»بعد از دو سال که در قزل‌حصار بودم، مرا دوباره خواستند. به اوین رفتم. گفتند حکم شما ۱۰ سال شده. دوباره بعد از دو، سه ماه مرا خواستند. گفتند قرار است شما ۴ نفر یعنی من، «محمد ملکی»، «علینقی منزوی »و «مسعود حجازی» آزاد شویم. آقای گیلانی می‌خواست برای ما صحبت کند. اول آقای «منزوی »رفت به داخل اتاق. آقای گیلانی(حاکم شرع) به او گفت:

:شما فرزند حاج‌آقا بزرگ تهرانی هستید. ایشان مجتهد جامع‌الشرایط بودند. شما هم فاضلید. مورد عفو قرار گرفتید. منزوی یک دفعه گفت ما گناهی نکرده‌ایم که مورد عفو قرار بگیریم. گیلانی گفت پس طلبکار هم شدی. بروید و به آن سه نفر هم بگویید که نیایند. در راه به او گفتم خب چیزی نمی‌گفتی. مدتی ماندیم. من بعد‌ها در کتاب آقای منتظری خواندم که کسانی که یک‌سوم زندان خود را تحمل می‌کنند، اگر دست به اسلحه نبرند می‌توانند بقیه سال‌های زندان را تعلیقی بیرون باشند. دوره حبس من از یک‌سوم هم گذشته بود؛ بنابراین به صورت تعلیقی آزاد شدم.

سید رضا نیری دار فانی را وداع گفت

یک روز آقای« سیدرضانیری »مرا خواست و گفت این نامه‌ها را بخوان و برو. نامه‌هایی از اساتید دانشگاه مثل خدابیامرز باستانی پاریزی و مرحوم «مفتی‌زاده »عالم اهل تسنن در تمجید از من نوشته بودند. بیرون که آمدم دیدم علی اردلان وزیر دارایی بازرگان هم به این صورت بیرون آمد. بعد فهمیدم که مرحوم «آیت الله موسوی اردبیلی» آن روز«اسدالله لاجوردی» را آن‌قدر نگه داشته که ما بتوانیم مرخص شویم.

ریاست‌جمهوری بنی‌صدر تنها ۱۷ ماه به طول انجامید. وی در این مدت به تدریج با تمامی نهادهای انقلابی وارد فاز مقابله شد و در کنار عدم توجه به مصوبات قانونی مجلس، با حمایت از گروه‌هایی چون مجاهدین خلق و میدان دادن به آنها در عرصه سیاسی، اعتماد مسئولان نظام از جمله نمایندگان را به این که می‌تواند فردی مناسب برای اداره کشور باشد، سلب کرد.

مصاحبه تکمیل‌ همایون ۸۱ ساله، بانشریه «همدلی»تیر۱۳۹۶ +اصلاحات.

بنی صدردر ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ با حکم امام از فرماندهی کل قوا برکنار شد. ۱۱ روز پس از صدور حکم امام‌، هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس گزارش آراء نمایندگان مجلس را در مورد عزل بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری به اطلاع امام رساند.

در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ لایحه عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر برای ادامه ریاست‌جمهوری در مجلس به تصویب رسید. اینچنین بود که سرانجام در اول تیرماه ۱۳۶۰ متعاقب تصویب لایحه، امام در پاسخ به نامه رئیس مجلس‌، بنی‌صدر را از ریاست‌جمهوری عزل کرد.

محضر شریف حضرت آیت الله العظمی امام خمینی ـ ادام الله ظله‏

‏‏محترماً به عرض می رساند، رأی مجلس شورای اسلامی در جلسۀ مورخ ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ پس از بحث و‏‎ ‎‏بررسی با حضور ۱۹۰ نفر به شرح زیر:‏

آرای موافق: ۱۷۷نفر‏،رأی مخالف: یک نفر‏، آرای ممتنع: دوازده نفر‏

در مورد آقای سید ابوالحسن بنی صدر بر این قرار گرفت که «آقای ابوالحسن بنی صدر برای‏‎ ‎‏ریاست جمهوری اسلامی ایران کفایت سیاسی ندارد» به موجب اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری‏‎ ‎‏اسلامی ایران مراتب برای اتخاذ تصمیم به خدمت امام عظیم الشأن گزارش می گردد.‏/‏‏رئیس مجلس شورای اسلامی‏ ـ اکبر هاشمی رفسنجانی۳۱ خرداد ۱۳۶۰

بسم الله الرحمن الرحیم‏

پس از رأی اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه‏‎ ‎‏آقای ابوالحسن بنی صدر برای ریاست جمهوری اسلامی ایران کفایت سیاسی ندارد،‏‎ ‎‏ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم./روح الله الموسوی الخمینی‏۱تیر ۱۳۶۰

«عزل بنی‌صدر» آغاز زندگی مخفی وی به مدت ۵ هفته بود. در این دوره هیچ‌کس از محل اختفای وی مطلع نبود. رجوی بعدها گفت که مجاهدین خلق، بنی‌صدر را پس از برکناری از ریاست‌جمهوری در خانه‌ای واقع در مرکز تهران پنهان کرده بودند. هر روز سندی تازه برای اثبات عدم کفایت وی در مطبوعات منتشر می‌شد اما بنی‌صدر که تا پیش از آن کمتر اتهامی را بی‌پاسخ می‌گذاشت، در آن شرایط ترجیح داده بود، سکوت کند. وقایع ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ فضایی به وجود آورده بود که خشم مردم از بنی‌صدر و مجاهدین روز به روز افزوده می‌شد و برخی شعار اعدام بنی‌صدر را سر می‌دادند.

در چنین فضایی بود که حدود یک هفته پس از انتخاب محمدعلی رجایی به سمت ریاست‌جمهوری، بنی‌صدر از کشور خارج شد. وی و مسعود رجوی رییس سازمان مجاهدین خلق در روز چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۶۰ با یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۰۷ به خلبانی سرهنگ معزی، خلبان ویژه شاه، برای همیشه از ایران رفتند‌.

معزی در دی‌ ماه ۱۳۵۷ پس از آن که شاه را به مصر و سپس به مراکش برد، در بازگشت از مراکش با تظاهر به جانبداری از انقلاب اسلامی وارد کشور شد اما در مرداد ۶۰ در عملیات خارج کردن بنی‌صدر و رجوی از کشور نقش محوری را ایفا کرد.

بنی‌صدر پس از فرود هواپیما در فرانسه به خانه‌اش در کشن واقع در ۳ کیلومتری جنوب پاریس وارد شد. رئیس‌جمهوری معزول ایران در ساعت ۱۰:۱۵ به وقت محلی با یک اتومبیل دولتی و به همراه تعدادی پلیس که اتومبیل او را محافظت می‌کردند، وارد آپارتمان سه خوابه‌اش در طبقه اول یک ساختمان متوسط در خیابان دوپون رویال شد که ۴۰ پلیس فرانسه از آن حفاظت می‌کردند.

عمه، خواهر و دو دختر بنی‌صدر در «پاریس» زندگی می‌کردند و از ۲۰ ژوئیه دو روز پس از آن که دادستان تهران گفت بنی‌صدر ناپدید شده است، پلیس با جلیقه ضدگلوله به حراست از این خانه پرداخته بود.

دکترفیروزه بنی صدرکه مطلقه رجوی است درپاریس طبابت دارد.

 فردای آن روز کانال دو تلویزیون فرانسه بنی‌صدر را نشان داد در حالی که سبیلش را تراشیده و در کنار مسعود رجوی، سلامتیان و سرهنگ معزی ایستاده بود. وی در پاسخ به سوالات خبرنگاران گفت: یک روز قبل ساعت ۶ بعدازظهر به وقت تهران به من خبر دادند، از این رو من در ساعت ۲۰:۳۰ سوار هواپیما شدم و در ساعت ۲۲:۳۰ به سوی فرانسه پرواز کردیم.
 
روایت خلبان معزی از فرار بنی‌صدر و رجوی

سرهنگ بهزاد معزی، خلبان هواپیمای نظامی که بنی‌صدر را به پاریس برد، قبل از این که در فرانسه فرود آید با رادیو به مقام‌های فرانسوی اطلاع داده بود که حامل رئیس‌جمهور سابق است که خواستار پناهندگی سیاسی است.

وی پس از فرود آمدن در خاک فرانسه در گفت‌وگو با خبرنگاران به تشریح طرح فرار پرداخت.

معزی که خود را یکی از طرفداران مجاهدین خلق معرفی می‌کرد با بیان این که برنامه فرار از چندی قبل با دقت از سوی طرفداران بنی‌صدر در نیروهای مسلح و اعضای گارد سابق رئیس‌جمهوری سازمان داده شده بود، گفت: «صبح روز سه‌شنبه ۶ مرداد ۱۳۶۰ یک نقشه پرواز آموزشی سوخت‌گیری شبانه را طراحی کردم و ۴ تن دیگر از خدمه هواپیما را نیز در جریان گذاشتم. عصر روز موعود مطابق معمول به پایگاه هوایی رفتیم تا خود را برای یک پرواز عادی آماده کنیم. مخازن سوخت را پر و همه چیز را مرتب کردیم. ساعت ۲۰:۳۰ دقیقه بامداد موفق شدیم بنی‌صدر را به طور پنهانی وارد هواپیما کرده و آنجا پنهان کنیم و سرانجام ساعت ۲۲:۳۰ از باند فرودگاه برخاستیم و نخستین مرحله ماموریت خود را‌‌ همان طور که طرح‌ریزی کرده بودیم، با موفقیت به انجام رساندیم.»
معزی گفت: «با پرواز در ارتفاع کم موفق شدیم از حریم ایران بگذریم؛ بدون آن که هواپیما به وسیله رادار‌ها ردیابی شود. بعد از گذشتن از فراز ترکیه، شرق مدیترانه، قبرس و بالاخره یونان پرواز کردیم و در یونان رادارهای این کشور برای نخستین بار هواپیما را مشاهده کردند.»
 
بنی‌صدر با لباس زنانه رفت؟

آن زمان روایت‌های بسیاری از چگونگی فرار بنی‌صدر منتشر شد، از جمله این که وی هنگام فرار از کشور، سوار بر اتومبیل وانت و ملبس به لباس زنانه بوده است اما ابوالحسن بنی‌صدر این موضوع را رد می‌کند. بنی‌صدر در مورد خروج‌اش از ایران با لباس زنانه به «صدای آمریکا» گفته است: «من با لباس نظامی از ایران خارج شدم.» وی دلایل خود را برای رد این ادعا اینچنین برشمرد: «یک، ممکن نبود بشود با لباس زنانه وارد پایگاه هوایی تهران شد. دو، ما چهار نفر در خودرو بودیم و اگر همه لباس زنانه داشتند، خیلی جلب توجه می‌کرد. حتی اگر یکی از آنها هم لباس زنانه می‌داشت جلب توجه می‌کرد و کسی که دم درب ایستاده بود، حساس می‌شد بفهمد او کیست.

سه، ورود به آن پایگاه با کارت مخصوص ممکن بود. یعنی با لباس نظامی هم می‌خواستید وارد بشوید، اگر کارت نداشتید، شما را راه نمی‌دادند. یکی از افراد فداکار آن پایگاه کارتش را در اختیار من قرار داده بود. چهار، ساعت ۱۰ شب آن هواپیما پرواز کرد. ما ساعت هشت وارد پایگاه شدیم و مدتی هم در محوطه فرودگاه چهار نفری و یکی دو نفر از افراد پایگاه که اطلاع داشتند، یک حلقه‌ای ایجاد شد و آنجا بودیم. تصور کنید اگر با لباس زنانه بودیم، جلب توجه می‌کرد.»

«محمدرضا پهلوی» بهمراه همسرش(فرح) در ۲۶ دی ۱۳۵۷ با این هواپیما از کشور خارج شدند

۳۴روزبعدازفرارشاه

روزسه شنبه ، ۰۱ اسفند ۱۳۵۷خلبان شاه (سرهنگ بهزادمعزی) به همراه بخشی از کارکنان و خدمه شخصی شاه با همین هواپیما به کشور بازگشتند.

ساعت ده صبح روز سه‌شنبه یکم اسفند ۵۷(۲۰فوریه۱۹۷۹) هواپیمای جت اختصاصی شاه به نام شاهین در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست و «سرهنگ معزی»، خلبان آن، خود و تعدادی از افراد گارد را که با این هواپیما به تهران آورده بود، در اختیار اعضای کمیته انقلاب فرودگاه قرار داد. این هواپیما از «مراکش» به سوی تهران پرواز کرده بود.

در موقع فرود هواپیمای جت ۷۰۷ شاهین (هواپیمای اختصاصی شاه سابق) که شاه با آن به مراکش رفته بود، افراد گارد انقلاب و ماموران فرودگاه مهرآباد اقدامات امنیتی لازم را به عمل آوردند. خلبان هواپیما در موقع نزدیک شدن به فرودگاه مهرآباد موقعیت خود و تعداد و افرادی را که در هواپیما بودند به برج مراقبت اطلاع داد. با فرود هواپیما در فرودگاه مهرآباد افراد گارد انقلاب و ماموران افراد گارد انقلاب و ماموران فرودگاه به هواپیما نزدیک شدند و خلبان و سایر مسافران را از پای پله‌های هواپیما سوار اتومبیل کرده و به کمیته انقلاب بردند.

کیهان، مورخ یکم اسفند ۵۷، در این باره چنین گزارش داد: «هواپیمای آبی‌رنگ شاهین ساعت ۶ صبح از فرودگاه رباط به قصد آزمایش به پرواز درآمد و ناگهان با تغییر مسیر به سوی تهران روانه شد. یک ساعت قبل از نشستن هواپیما در فرودگاه تهران سرهنگ معزی و سروان اسکندریان خلبان و کمک‌خلبان هواپیما با برج مراقبت تماس گرفتند و اجازه فرود خواستند، از طرف کمیته انقلاب اسلامی، به محض با خبر شدن از ماجرا، «آیت الله عبد الحسین معزی» به فرودگاه رفت. گفته می‌شود علاوه بر خلبان و کمک‌خلبان حدود ۳۰ نفر از اعضای گارد محافظ و خدمه هواپیما نیز جزو سرنشینان هواپیما هستند.»

آیت الله عبد الحسین معزی به همراه حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر ناطق نوری رئیس دفتر بازرسی مقام معظم رهبری-عیادت از رئیس دانشگاه امام صادق( آیت الله  محمدرضامهدوی کنی) رئیس کمیته های  انقلاب-سابق-در بیمارستان بهمن تهران ۱۴ خرداد ۱۳۹۳

«آیت الله عبد الحسین معزی»متولد۱۳۲۴ ،از سال ۱۳۴۴ و پس از تبعید امام خمینی به نجف اشرف، از جمله  نخستین طلابی بود که به عراق سفر نموده و  تا ۱۳۴۸ درحوزه علمیه نجف مشغول تحصیل بودوبعدبه قم مراجعت کرد.

عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و شورای سیاستگذاری ائمه جمعه در سال ۱۳۷۹ به عنوان نماینده مقام معظم رهبری به مدت ۴ سال عازم اطریش شد و با تاسیس مرکز اسلامی امام علی(ع) وین به فعالیت های دینی و تبلیغی در ان کشور ادامه داد.

«آیت الله عبد الحسین معزی» در سال ۱۳۸۲عازم انگلستان شد و به مدت ۱۰ سال فعالیت های گوناگون خود را در مرکز اسلامی انگلیس ادامه داد  و در سال ۱۳۹۳ به ایران بازگشت و به عنوان مشاور فرهنگی دفتر مقام معظم رهبری  مشغول فعالیت شد و با حکم معظم له به عنوان نماینده ولی فقیه در جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران منصوب گردید.


هواپیمای شهباز

آشنایی با هواپيمای شاهين

هواپیمای شاهین(EP-HIM) ایران ،بعد از فرار شاه به مصر توسط «کاپیتان معزی» به تهران بازگشت در بازگشت این پرنده به ایران اخبار متفاوتی وجود دارد؛ "معزی" و خدمه ادعا می‌کردند به تصمیم خود و با نارضایتی شاه ایران این هواپیما را بر گردانده‌اند، اما این مسئله با توجه به قرابت و دوستی "انورسادات" با شاه و بدون اجازه فرودگاه قاهره بسیار بعید به نظر می‌رسد و همچنین این پرنده رسما متعلق به نیروی هوایی ارتش بود و شاه ایران بعد از برکنار شدن مطابق قوانین بین المللی حق استفاده از آن را نداشت و نگهداری آن کمکی به وی نمی‌کرد.....با ورود به ایران به پارکینگ برده شد و بعد از تخلیه لوازم گران‌قیمت آن مدت‌ها در گوشه‌ای از مهرآباد زمین‌گیر بود؛ طبق گزارشات در طول جنگ هم چند ماموریت نظامی توسط آن انجام شده بود.

 درحال حاضر دولت ایران برای سفرهای خود از این هواپیما استفاده می کند .

«محمدرضا پهلوی» که سراسر عمرش را در تجملات حرام و نامشروع گذرانده بود، گویا در آخرین حضورش در ایران نیز باید این عمل را به اثبات همگان می‌رساند. این هواپیما که «شاهین» نام داشت، یکی از گران‌ترین هواپیمای جهان بود که در آن زمان حدود ۸۰۰ میلیون تومان قیمت داشت.
چون دارای ۳۰۰ میلیون تومان تجهیزات اضافه و دارای ۱۵ میلیون تومان اشیا زینتی طلایی و مجهز به سیستم ارتباطی تلفن و تلکس به ارزش ۴۰ میلیون تومان بود؛ به طوری که شاه از داخل هواپیما می‌توانست با هر منطقه از جهان تماس تلفنی برقرار نماید. همچنین مشروبات الکلی داخل آن از گران‌ترین مشروبات جهان بود.

علاوه بر این، شاه دو هواپیمای دیگر «مشابه شاهین» به نام «میترا» و «شهباز» به اضافه ۲ هواپیمای «جت دستار» داشت و کلاً ارزش هواپیماهای خصوصی شاه در آن موقع بیش از ۳ میلیارد تومان بود.

اين هواپيما ۶ توالت دارد که ۵ توالت در قسمت عقب متعلق به همراهان و يکی به شاه و همسرش تعلق داشت. در سالن ناهارخوری هواپيما يک ميز ۴۰ تکه وجود دارد که ۶ هزار ساعت منبت‌کاری شده، روی آن تعبیه شده و ارزش آن ميليون‌ها تومان است.

اتاق خواب آن رويايی و ديدنی است و می‌توان آن را يک موزه کوچک دانست. قصری که در داخل بويينگ بنا شده قيمت هواپيما را تا ۸۰۰ميليون تومان بالا برده بود.


از اين قصر طلايی پرنده ، همواره ۲۰دژبان نگهداری می‌کردند و ورود به آن مستلزم داشتن کارت مخصوص بود. در ضمن معرف پروازی اين هواپيما " BLUE FLIGHT 1" بوده است.
در اواخر رژیم پهلوی و همزمان با افزایش روز بروز قیمت نفت و درست در زمانی که روابط دولت ایران با شرکت‌های آمریکایی بسیار بهتر از رابطه با دولت آن کشور بود دولت ایران که همواره برای سفرهای برد بلند خود دچار مشکل بود و سفر با ۷۲۷های ۱۰۰ برای مسیرهای بلند را در شان خود نمی‌دید و همچنین به رقابت با ریاست جمهوری آمریکا و ۷۰۷ تشریفاتی معروف آن اقدام به سفارش یک جت۷۰۷ پیشرفته و مجلل نمود.

«رجیستر EP-HIM» در گذشته معانی زیادی داشت وقتی پرنده‌ای این نام را می‌گرفت به معنی اختصاص قطعی یک پرنده به یک شخص خاص یعنی شاه ایران را داشت و از آنجا که قبل از سفارش دادن این پرنده این نام بر روی آن گذاشته‌شده‌ بود، شرکت بوئینگ این پرنده را کاملا سفارشی و متفاوت ساخت و علاوه بر امکانات مدرنتر ناوبری و تجهیزاتی به مبلمان و تزئینات مدرن و زیبا با طراحی فوق مدرن هم مجهز شد؛ همچنین بوئینگ هزینه و وقت زیادی را برای رنگ‌آمیزی خارق‌العاده آن کرد.

این پرنده بر خلاف تمامی هواپیماهای ایرانی به رنگ آبی تیره بسیار مرغوب و همچنین سیلور بسیار درخشان در زیر بدنه رنگ‌آمیزی شد که البته بعدها کلیه این رنگ‌آمیزی‌ها پاک شد.

نام یک بوئینگ ۷۰۷ متعلق به نیروی هوایی شاهنشاهی ایران بود که محمدرضا شاه پهلوی و شهبانو فرح پهلوی از آن برای سفرهای داخلی و خارجی استفاده می‌کردند.

رنگ این هواپیما آبی و داخل آن به شکل مجللی تزئین شده ‌بود. این هواپیما در زمان خود به واسطه تزئینات داخلی به کار رفته، یکی از گران‌ قیمت‌ ترین پرنده های ساخت بشر محسوب ‌می‌شد.

این هواپیما ۳۰۰ میلیون تومان تجهیزات اضافه و دارای ۱۵ میلیون تومان اشیا زینتی طلایی و مجهز به سیستم ارتباطی تلفن و تلکس به ارزش ۴۰ میلیون تومان بود؛ به طوری که شاه از داخل هواپیما می‌توانست با هر منطقه از جهان تماس تلفنی برقرار نماید.

این پرنده بر خلاف تمامی هواپیماهای ایرانی به رنگ آبی تیره بسیار مرغوب و همچنین سیلور بسیار درخشان در زیر بدنه رنگ‌آمیزی شد، که البته بعدها کلیه این رنگ‌آمیزی‌ها پاک شد. همچنین خلبان اصلی آن در سالهای اولیه فردی آمریکایی به نام «بلو منستین» و سپس سرهنگ بهزاد معزی بود.

محمدرضا شاه پهلوی در ۲۶ دی ۱۳۵۷ با این هواپیما از کشور خارج شد. بعد از خروج شاه از ایران و ورود او به مصر در اسفند ماه، به فرمان شاه هواپیمای شاهین به ایران بازگردانده شد

هواپیمای شاهین(EP-HIM) در سال 1986 نام آن به «EP-NHY» تعییر کرد و رنگ‌آمیزی اولیه آن هم عوض شد و کلیه مسئولیت آن به «ایران ایر» واگذار شد تا در سال ۱۹۹۹ در پی بازنشستگی ناوگان ۷۰۷ (ایران ایر) ،این شرکت این پرنده را به نیروی هوایی بازگرداند و مجدد با نام ۱۰۰۱ روی آن نقش بست.

شروع پروازهای این پرنده را باید از ابتدای هزاره سوم یعنی سال ۲۰۰۲ دانست که این پرنده به طور گسترده به آسمان کشورهای دنیا بال گشود و در چند سال اخیر به پرکارترین پرنده دولت تبدیل شد؛ این پرنده در بین علاقمندان ۷۰۷ در جهان بسیار شناخته شده می‌باشد و در هر سفر ریاست جمهوری عکاسان علاقه زیادی به تصویربرداری از این جت تاریخی دارند.

در جهان فقط ۲ فروند ۷۰۷ موجود است که نقشه طراحی آن کپی‌برداری شده از شاهین است ؛ اولی ۱۰۰۲ پرنده‌ای سوخت رسان که توسط مهندسین داخلی سعی شده از طرحی مشابه شاهین در آن استفاده شود و دومی پرنده‌ای به نام N88ZL که از نوع 707-330B است و در سال ۱۹۸۴ از روی طراحی شاهین مبلمان شد این پرنده در حال حاضر مطابق تمامی قوانین جهانی استانداردسازی شده و برای پروازهای تشریفاتی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 «خانواده شاه» علاوه هواپیماس«شاهین» و هواپيماي ۷۲۷ (شهباز ) از چندين فروند هواپيماهاي ديگري هم از جت استار گرفته تا جت فالکون و بوئينگ با کال ساين (بلو فلايت)پرواز مي کردند.

 اما شاه و فرح اعلب با «شاهین» مسافرت مي رفتند،«شاه» قبل ازآن با هواپيماي C-۱۳۰ پرواز مي کرد،يک اتاقک مجهز لوکس و سلطنتي برایش خريداري شده بود که کاملآ اندازه قارقارک هاي ما بود .. و حتي پنجره هاي آن دقيقآ جلوي شيشه هاي هواپيما قرار مي گرفت.

درون ان (هواپيماي C-۱۳۰) دست کمي از تجهيزات هواپيماي شاهين رو نداشت،از دفتر کار گرفته ، اتاق خواب ، دستشويي ، بار مشروب و ساير تجهيزات پروازي که در طول پرواز اعليحضرت مي توانست به راحتي از ارتفاع ، سرعت ؛ هدينگ و ساير اطلاعات لازم آگاه شود . اين اتاقک هميشه در پشت دفتر خط پرواز درون آشيانه بزرگ سي - ۱۳۰ جاي گرفته بودو در ورودي اش با قفل رمز داري بسته بود . تمام دستگيره ها و شير هاي آب و حتي سيفون از طلا بود.

تا اين که از زبان يکي از دوستان صميمي ام شنيدم که اين اتاقک رو در يکي از کوچه هاي خيابان پيروزي ، پشت بيمارستان سابق نيروي هوايي ديده است که ظاهرآ براي اهداي خون در نظر گرفته شده است.

مدرسی:تقريبآ بهار سال ۵۸ بود (اول اسفند ۱۳۵۷) چون تازه« هواپیمای شاهين» به کشور برگرداننده شده بود، هنوز هم حال و هواي روزهاي نخست پيروزي انقلاب جاري بود.

خلبان مدرسی می نویسد:در يکي از همين روزها خبر رسيد «آيت الله سیدمحمود طالقانی» براي بازديد وارد پايگاه شده است .. خيلي از بچه ها از جمله خود من ، خيلي او رو دوست داشتيم . حضرت آيت الله هر جا قدم مي گذاشت بچه ها با عشق و علاقه دورش جمع مي شدندو صادقانه به او توضيح مي دادند،بازديد او از خط پرواز و «رمپ هواپيماهاي هرکولس» پايان يافته بود .. اون موقع  فیروز زبِل( فيروز مومني ) عضو گروه ضربت پايگاه بود و مثل مرحوم «بيک ايمانوردي» با ژست خاصي اسلحه و خشاب فشنگ به خودش بسته بود .. و در پشت سر مرحوم طالقاني حرکت مي کرد و در زمان حضور در خط پرواز طفلک «فيروز مؤمنی»کلي به من ايماء و اشاره مي کرد که يه وقت شيطنت ام گل نکند!(آخه سابقه اين نوع شيرين کاري را داشتم) قيافه اش در اون حالت خيلي جالب شده بود،به هر حال وقتي بازديد از خط پرواز پايان يافت،جناب طالقاني به قصد مشاهده رمپ پرواز بوئينگ ها راه افتاد،در همين هنگام از بي سيم فيروز رو احضار کردند، و او کسي رو معتمد تر از من پيدا نکرد ! به همين دليل نزدم اومده و خيلي دوستانه به من گفت «مرگ من سه نکني»من بايد برم . تو آيت الله رو ببر جامبو جت ها رو نشون بده.

«فیروزمؤمنی»، آقای طالقانی رابمن سپرد وخودش رفت،من با تعدادي از پرسنل مشتاق و دوستدار آيت الله به سمت رمپ بوئينگ ها راه افتاديم،هنوز دقايقي از بازديد نگذشته بود که ناگهان آقاي طالقاني اظهار علاقه کرد تا از هواپيماي شاهين بازديد نمايد.

يکي از همافران خط پرواز ۷۰۷ گفت حاج آقا قدغنه،ما اجازه نداريم وارد اين هواپيما شويم، آقاي طالقاني ديگه پي گير نشد.

من و يکي دو تا از دوستانم از پاسخ منفي اون همافره واقعآ ناراحت شديم،به همين دليل به يکي از بچه ها گفتم،سريع به گروه ضربت زنگ بزن و بگو جناب مومني سريع بيايد رمپ پرواز بوئينگ.

 طولي نکشيد که سر و کله «فيروز زبل» با ماشين گشت پيدا شد.

عين خودش که همه رو«جمال عشقی»مي ناميد ، در گوش او يواشکي گفتم:جمال عشقي جون! حاج آقا دوست داشت  داخل شاهين رو ببينه، اما اون طرف ( در حالي که همافره رو نشون مي دادم ) اجازه نداد.

بعد براي اين که فيروز رو مصمم تر کنم ، چند تا دروغ شاخدار هم راجع به اون همافره تحويل فيروز دادم!يک لحظه حس کردم رگ هاي گردن فيروز زده بيرون،با عصبانيت بي سيم ماشين رو به دست گرفته و خطاب به مرکز گفت:دستور دهيد يک استند(پله) جلوي هواپيماي شاهين قرار دهند.

 سپس«جلدي» از ماشين پياده شد و با گام هاي سريع به سمت آيت الله رفت ،دقايقي بعد يک پوشکار وسايل زميني در حالي که استند زرد رنگي رو به سمت هواپيماي شاهين مي برد،از دور مشاهده شد.

فيروز در حالي که اخم کرده بود،خطاب به همافر گفت:«سريع برو در هواپيما رو باز کن »طرف اومد تا حرفي بزنه،فيروز گفت:«مي گم سريع بدو برو بازش کن»،طفلک که مي دونست نمي تونه حريف بچه هاي گروه ضربت بشه ،بدون هيچ مکثي راه افتاد.انجام وظیف کرد.

آقاي «طالقاني »چون حس کرد محدوديت هايي براي ورود به داخل هواپيما وجود داره ، با متاعت خاصي گفت:«نياز نيست به زحمت بيفتيد،از همين بيرون نگاهش مي کنم».

اما«فيروززبل» انگاري از قبل پاسخ اش  آماده بود گفت:حاج آقا شما با بقيه فرق مي کنيد .. ممنوعيت شامل شما نمي شه».

بهروزمدرسی می گوید:راستش رو بخواهيد نخستين باري بود که من هم داخل هواپيماي شاهين رو مي ديدم،براي لحظاتي بغض ام گرفت،اما از ترس فيروز که با کلت تو مغزم شليک نکنه! جلوي احساس ام رو گرفتم.

آيت الله(طالقانی) با دقت از همه بخش هاي هواپيما بازديد کرد،در پايان من از جناب طالقاني خداحافظي کرده و به خط پرواز برگشتم،شايد باروتون نشه،روزي(۱۹شهریور۱۳۵۸) که خبر فوت آقاي طالقانيرو شنيدم ،‌از پايگاه تا بهشت زهرا پياده رفتم و تا اون جا گريستم،در طول راه چهره مهربان او جلوي چشمانم بود.روحش شاد.

قهرمانِ منافق(خلبان معزی) که به منافقین پیوست!

مدتي از حضور قهرمانانه سرهنگ معزي به ايران گذشته بود، همه بچه ها از حزب الهي و مومن گرفته تا آدم هاي خنثي به او احترام مي گذاشتند،شاه دوست ها از اين که او ايام زيادي رو با اعليحضرت گذرونده بود ، براش احترام قائل بودند ! حزب الهي ها هم به خاطر عمل قهرمانانه اش که همانا برگردوندن هواپيماي مجلل شاهين به کشور بود ، او را دوست داشتند،اما از همه مهم تر اعتماد مسئولان ارتش به او بود،به طوري که پست هاي حساسي به او واگذار شد.

خلبان مدرسی می نویسد:باور کنيد خيلي دلم مي خواد يکي از آقايون محترم(مسئولین ارتش) جواب این سئوالم من را بدهد «آخه چگونه است وقتي ادم دون پايه و بي مسئوليتي مثل من را به خاطر يک لحظه خنديدن يا شوخي با همکاران در زمان جنگ بار ها به نهاد هاي عقيدتي و سياسي يا حفاظت اطلاعات احضار و سين جيم مي کردند!

مدرسی معترضانه می نویسد:چرا شخصي چون «خلبان معزی» رو بعد از باز گردوندن «هواپيماي شاهين» خيلي راحت به حال خودش رها مي کنند تا آزادنه با سران جنايت کار گروهک منافقين در باره فرار خفت بارشون چانه زني و برنامه ريزي نمايد!آنچه مسلم است او را از مدت ها  پيش براي اين ماموريت نهايي آماده کرده بودند.

دروغگویی وافسانه سرایی(خلبان معزی)

«خلبان بهروزمدرسی»می نویسد:يادمه يک روز در ساختمان عمليات پايگاه يکم ترابري شاهد صحبت هاي سرهنگ معزي با چند نفر از دوستان قديمي اش بودم،با همين گوش هاي خودم شنيدم که مي گفت:شاه حواس اش نبود که هواپيماي شاهين متعلق به خودشه و با هزينه شخصي اش خريداري شده بود و همش فکر مي کرد ريجسترش به نام نيروي هوايي است،من هم اصلآ به رويش نياوردم تا اين که هواپيما رو برداشته و به ايران برگشتيم.

مدرسی می گوید:در حالي که بعد ها ديديم و شنيديم که اين هواپيما به نام نيروي هوايي بوده است،حال اين که با چه هدف يا اهدافي دروغ هايي از اين نوع رو ترويج مي کرد پرسشي است که بايد روي ان مطالعه شود.

خلبان مدرسی ازدروغ دیگرخلبان معزی پرده برداری می کند:دروغ ديگر او در باره خروج بدون اجازه شاه .. ! که دوست عزيزمون آقاي «امیرصباغ»در مطلب خود به آن اشاره کرده است.

مدرسی می نویسد:البته همان طور که در بالا گفتم او (بهزادمعزی)افسر درستکاري بودواماآيا امکان دارد درستکاري او هم از روي برنامه و نقشه اي بيش نبوده باشد!اين ها مسايلي است که بايد روي آن مطالعه و تحقيق شود تا ديگر شاهد رو دست خوردن از خودي ها نباشيم.

خاطره ای ازخلبان معزی

خلبان مدرسی می گوید:در يک روز تعطيل جمعه درست در همون ايامي که هنوز دفتر ما در طبقه دوم ستاد پايگاه يکم ترابري بود .. من با سرهنگ معزي در عمليات شيفت بوديم . در روزهاي تعطيل افسر ارشد عمليات در مقام جانشين عمليات تصميم گيري مي کنه .. اون روز يکي از افسران خلبان باحال  سي - ۱۳۰( سروان وشگينی) آماده پرواز تعين شده بود . او وقتي مي بينه خبري از پرواز ها نيست با هماهنگي بچه هاي ديسپچ به خونه شون مي ره وامااز شانس بدش سرهنگ معزي افسر عمليات بود ! معزي نزديک ظهر سري به گردان يازده ترابري که دقيقا پشت ستاد قرار داشت مي زنه .. وقتي سراغ خلبان اماده رو مي گيره،بچه ها به تته پته افتاده و پاسخ درستي به او نمي دهند،سرهنگ معزی حدس مي زنه که او به خونه اش رفته است،سريع از من خواست راننده رو به در خونه خلبان اماده بفرستم تا او را با خود به پايگاه اورد.

من ادرس خونه سازماني او را به دست سرباز راننده دادم،ظاهرآ دوست عزيز ما ( سروان وشگينی)هم مهمون داشته و هم کله اش گرم بوده .. ! وقتي سرباز راننده(که اورابخوبی نمیشناخته؟) پيغام معزي رو  به یکی ازاعضای خانه معزی مي رسونه،گیرنده پیام(وشگيني)بود،«وشگيني» خطاب به سرباز مي گويد:برو بگو خونه نبود!

سرباز مي پرسه شما ؟‌ «وشگيني»بهش مي گه : من بردار جناب سروان«وشگيني» هستم.

سرباز هم برگشته و به سرهنگ معزي مي گويد که جناب سروان وشگيني خونه نبود .. ! معزي با خشم و عصبانيت مي گويد:چطور ممکنه !؟ او اماده پرواز(STANDBY)استندبای- است.

سرباز ساده دل وقتي عصبانيت فرمانده اش رو مي بيند ، مي گوید: قربان!والله خودِبردارش به من گفت ! اما جناب سرهنگ! راستش رو بخواهيد خيلي شبيه جناب سروان خودمون بود!.

سرهنگ سريع دوزاري اش مي افتد که سروان خلبان او رو سر کار گذاشته است،سريع پشت فرمان نشسته و راهي خونه خلبان خاطي مي رود.

«وشگيني» بعد ها تعريف کرد .. معزي در حالي که سبيل هايش رو مي جويد .. به من گفت .. بگو برادرت هم بيايد!

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این مطلب رااز«سایت خلبان بهروز مدرسی»(خلبان نیروی هوایی ارتش)اخذکرده ام واماویرایش هم انجام داده ام.

هواپیمای «شاهین»فرار-محترمانه-شاه ازایران۲۶ دی ۱۳۵۷

هواپیمای شاهین:سفرآیت الله خامنه ای(رئیس جمهورایران)به سوریه۱۵شهریور۱۳۶۳

«خلبان بهروز مدرسی»کیست؟

بهروز مدرسی هستم، سوم دی ماه ۱۳۳۱ در تهران متولد شدم. پس از اتمام دوران دبیرستان به خاطر علاقه‌ای که به پرواز داشتم به نیروی هوایی پیوستم. در ادامه به آمریکا اعزام شدم. در بازگشت به ایران اولین پروازم را در تاریخ ۱۸خرداد۱۳۵۳ انجام دادم و با آغاز جنگ تحمیلی، به صورت شبانه روزي در مناطق جنگی پرواز داشتم و افتخار «كسب مدال طلای بالا ترين ساعات پرواز» را به دست آوردم. به دليل سكته قلبی و عمل جراحی باز كه در سوئيس انجام دادم، در سال ۱۳۷۱ بازنشسته‌ام كردند. دست تقدير و نوستالژی به كتاب و امور فرهنگي ، مرا به انتشارات سروش كشاند. در ادامه به دليل علاقه به روزنامه نگاری، تا مقام دبيري سرويس پيش رفتم  و در نهايت در ساير نشريات به عنوان جانشين سردبير و سر دبير فعاليت نمودم.
در همين ايام به تلويزيون دعوت شدم و در مشاغلی چون عضو شورای بررسی برنامه های تركيبی(شبكه اول وسوم سيما )، مسئول بازبينی فيلم و سريال‌های خارجی، روابط عمومی ( شبكه تهران )، آناليزور نظرات مخاطبان خارج از كشور ( شبكه جهاني جام جم ) ، مدير مسئول يكي از دفاتر نيازمندي هاي روز نامه جام جم و ...... به فعاليت پرداختم.
علاوه بر اين ، مدت ها به صورت افتخاری با نهاد هاي خيريه چون كانون هموفيليای ايران، بنياد محراب كوثر، خيريه بانو فاطمه ساعی و.. همكاری و مسئوليت داشتم وعضو رسمي انجمن روزنامه نگاران ايران شدم و در تعدادي از نشريات، در مقام مشاور سردبير فعاليت می‌كنم. بنده هم اکنون در ماهنامه سینمایی مکث (به عنوان جانشین سردبیر و دبیر تحریریه) مشغول به فعالیت می‌باشم.

فوت خلبان مدرسی:مدرسی در ۵فروردین ۱۳۹۴(۶۳سالگی) در تهران درگذشتو پیکرش در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

خشونت های جنسی درکشورها

خشونتخشونت فیزیکی وجنسی درغرب واروپا

سال گذشته میلادی، لیستی در رسانه‌ها منتشر شد، آنچه در این لیست قابل توجه است، وجود کشورهای توسعه‌یافته در رده‌های بالای این جدول است. آمریکا، سوئد، فرانسه، کانادا، انگلستان و آلمان از جمله کشورهایی هستند که جزو ١٠ کشور پرتجاوز شناخته شده‌اند!

 «خشونت علیه زنان!»؛ این واژه‌ها را در کنار هم به کرات از رسانه‌ها شنیده‌اید. درباره خشونت علیه زنان، بارها در رسانه‌ها مطالبی منتشر شده و خبرهای متفاوت از این حوزه، روی خروجی خبرگزاری‌ها و دیگر منابع خبری قرار گرفته است. بیشتر مردم گمان دارند خشونت علیه زنان، صرفا به مواردی مانند برخورد فیزیکی(کتک‌زدن) یا شبیه آن محدود می‌شود اما دامنه خشونت علیه زنان را بیش از این می‌دانند. خشونت علیه زنان در چهار گونه خشونت فیزیکی، روانی، اقتصادی و جنسی، قابل تفکیک است.

این تفکیک از آن روی ایجاد شده که هر یک از خشونت‌های اعمال‌شده علیه زنان را می‌توان زیر یکی از این عنوان‌ها، نام برد. خشونت فیزیکی شامل انواع و اقسام برخورد فیزیکی با زنان است. خشونت روانی به آن نوع خشونت گفته می‌شود که با استفاده از ابزار کلام، روحیه زنان را نشانه گرفته و آنها را با عوارض گوناگون دچار می‌کند. خشونت اقتصادی هم با ابزار قدرت مالی و بیشتر در کشورهایی اعمال می‌شود که شیوه خاصی از زندگی سنتی رواج دارد. در میان تمام خشونت‌های اعمال‌شده علیه زنان، خشونت جنسی اهمیت ویژه‌ای دارد. این نوع خشونت، بیشتر به استفاده قهرآمیز و بدون رضایت زنان در ایجاد ارتباط جنسی گفته می‌شود. آسیب‌های ناشی از این نوع خشونت به‌ویژه اگر در سنین پایین صورت گیرد، حتی تا پایان عمر هم قابل مشاهده است!

سال گذشته میلادی، لیستی در رسانه‌ها منتشر شد که ١٠ کشور رکورددار در تجاوز جنسی را در خود جای داده بود، آنچه در این فهرست قابل توجه است، وجود کشورهای توسعه‌یافته در رده‌های بالای این جدول است. آمریکا، سوئد، فرانسه، کانادا، انگلستان و آلمان ازجمله کشورهایی هستند که جزو ١٠ کشور پرتجاوز شناخته شده‌اند!

آمریکا

آمریکا مقام نخست همه گیری تجاوز را در جهان دارد. برابر گزارش دفتر آمارهای قضائی آمریکا، ۹۹‌ درصد متجاوزان را مردها تشکیل می‌ دهند و از میان قربانیان، ۹۱‌ درصد زنان و ۹‌ درصد مرد هستند.

طبق بررسی مرکز ملی خشونت علیه زنان، یک نفر از ۶ زن و یک نفر از ۳۳ مرد آمریکایی، یک مورد اقدام به تجاوز یا تجاوز کامل را در زندگی‌ شان تجربه کرده‌ اند. بیش از یک چهارم زنان در سن نوجوانی و اوائل جوانی اعلام کرده‌اند که بعد از ۱۴‌سالگی، مورد حمله به نیت تجاوز یا تجاوز کامل قرار گرفته‌اند. از این همه، فقط ۱۶‌درصد آنها گزارش شده‌اند. تجاوزهای علنی در آمریکا رایج نیست و بیشتر موارد تجاوز به صورت پنهانی انجام می‌شود.

آفریقای جنوبی

این کشور یکی از بیشترین آمارهای وقوع تجاوز را در دنیا دارد. در ‌سال ۲۰۱۲ حدود ۶۵۰۰۰ مورد تجاوز و سایر خشونت‌های جنسی در این کشور گزارش شده است. شیوع این جرم، آفریقای جنوبی را به «پایتخت تجاوز جهان» معروف کرده است. طبق نظرسنجی انجام شده توسط یک موسسه تحقیقاتی، یک نفر از ۳ زن در جامعه آماری ۳۰۰۰ نفری اعلام کرده بودند که در‌ سال گذشته مورد تجاوز قرار گرفتند. بیش از ۲۵‌درصد مردان آفریقای جنوبی در پاسخ به سوال نظرسنجی منتشر شده توسط شورای تحقیقات پزشکی، انجام تجاوز را تأیید کردند که نیمی از آنها گفته‌اند که به بیش از یک زن تجاوز کرده‌اند. سه نفر از چهار نفر آنها تأیید کردند که در دوران نوجوانی‌شان قبلاً مورد حمله قرار گرفته‌اند.

سوئد

سوئد بیشترین میزان وقوع تجاوز گزارش شده در اروپا و یکی از بالاترین آمارها در جهان را به خود اختصاص داده است. یک نفر از چهار زن در سوئد قربانی تجاوز می‌شود. تا ‌سال ۲۰۱۰، پلیس سوئد بیشترین تعداد خشونت‌ها را به ثبت رسانده بود؛ ۶۳ مورد در ۱۰۰‌هزار ساکن. این کشور سومین رتبه میزان تجاوز در دنیا را داراست. در ‌سال ۲۰۰۹، ۱۵۷۰۰ مورد خشونت جنسی در سوئد گزارش شد که افزایشی ۸‌درصدی را در مقایسه با‌ سال ۲۰۰۸ نشان می‌دهد و ۵۹۴۰ مورد آنها تجاوز جنسی بوده (شامل تجاوزهای در ملأ عام) که عامل ۷۵۹۰ مورد از گزارشات بوده است. در آوریل ۲۰۰۹، گزارش شد که جرائم جنسی در ١٠‌سال منتهی به آن ۵۸درصد رشد داشته است.

هند

هند کشوری است که با آمار رو به رشد تجاوز جنسی روبه‌روست. تجاوز جنسی در هند یکی از رایج‌ترین جرائم علیه زنان محسوب می‌شود. طبق دفتر سوابق جرائم ملی در‌ سال ۲۰۱۲، ۲۴۹۲۳ مورد تجاوز جنسی در هند گزارش شد اما کارشناسان بر این باورند که تعداد موارد گزارش نشده خشونت‌های جنسی بسیار بیش از این حرف‌هاست. از این تعداد، ۲۴۴۷۰ مورد از سوی خانواده، والدین، بستگان، همسایه‌ها و سایر افراد آشنا رخ داده که بیانگر این است که ۹۸‌درصد موارد تجاوزهای گزارش شده توسط مردان آشنا انجام شده است. آخرین برآورد نشان می‌دهد که در هر ۲۲ دقیقه یک مورد تجاوز جدید در هند گزارش می‌شود.

انگلستان

انگلستان یکی از کشورهای توسعه‌یافته است، با این حال خشونت‌های جنسی و تجاوز در آن رو به رشد است. در ژانویه ۲۰۱۳، وزارت دادگستری، دفتر آمار ملی و اداره داخلی این کشور، نخستین بولتن آماری مشترک و رسمی درباره خشونت‌های جنسی را با نام «نگاهی به خشونت جنسی در انگلستان و ولز» منتشر کردند. براساس این گزارش، حدود ۸۵‌هزار زن سالانه به‌طور متوسط مورد تجاوز قرار می‌گیرند. بیش از ۴۰۰‌هزار زن نیز سالانه با خشونت‌های جنسی مواجه می‌شوند. ۱ نفر از هر ۵ زن ۱۶ تا ۵۹ ساله چند نوع از خشونت‌های جنسی را تجربه کرده است.

آلمان

آلمان به‌عنوان یکی از کشورهای توسعه‌یافته و اروپایی با تعداد کل تجاوزهای گزارش شده، ۶۵۰۷۳۹۴ مورد، رتبه ششم تجاوز جنسی را داراست. کاتولیک‌های آلمانی به قربانیان اجازه داده‌اند قرص‌های ضدبارداری مصرف کنند.

فرانسه

بررسی های دولت فرانسه نشان می‌دهد که سالانه ۷۵‌هزار تجاوز در این کشور رخ می‌دهد که فقط ۱۰‌درصد قربانیان آن را اطلاع‌رسانی و از آن شکایت می‌کنند. فرانسه با تعداد کل تجاوزهای گزارش شده ۳۷۷۱۸۵۰ مورد در مکان هفتم جهان قرار دارد.

کانادا

۲۵۱۶۹۱۸ مورد تجاوز در این کشور پهناور گزارش شده است که فقط ۶‌ درصد کل موارد تجاوز محسوب می‌شود. طبق گزارش‌ها، بیش از یک زن از هر سه زن تجربه حمله جنسی داشته و فقط ۶‌درصد خشونت‌های جنسی به پلیس گزارش شده‌اند. طبق اطلاع موسسه عدالت بریتیش کلمبیا، یک زن از هر ۱۷ زن در این کشور، مورد تجاوز قرار می‌گیرند، ۶۲‌درصد قربانیان تجاوز به صورت فیزیکی آسیب می‌بینند، ۹‌درصد مورد ضرب و شتم و آسیب جدی قرار می‌گیرند.

سریلانکا

گزارش سازمان ملل متحد درباره خشونت نشان می‌دهد که ۵/۱۴‌ درصد از مردان سریلانکایی در طول زندگی‌شان مرتکب عمل تجاوز می‌ شوند. در ‌سال گذشته ۹/۴‌ درصد مرتکب تجاوز شدند. از این میان، ۷/۲‌ درصد به یک مرد دیگر و باقی به زنان تجاوز کرده‌اند. ۶/۱‌درصد آنها نیز در تجاوز گروهی شرکت داشته‌اند. از تعداد تجاوزکنندگان، ۵/۹۶ آنها بعد از ارتکاب جرم نگران یا پشیمان نمی‌شوند. ۹/۶۴‌درصد متجاوزان بیش از یک بار مرتکب این عمل شده‌ اند و ۱/۱۱‌ درصد آنها به بیش از ۴ دختر یا زن تجاوز کرده‌اند.

اتیوپی

برآوردها حاکی است اتیوپی یکی از بالاترین نرخ‌های خشونت علیه زنان را در جهان داراست. طبق یک گزارش سازمان ملل، حدود ۶۰‌درصد زنان اتوپیایی در معرض خشونت جنسی قرار گرفته‌اند. تجاوز مشکلی جدی در اتیوپی است. این کشور به واسطه ازدواج با زنان از طریق ربایش بدنام شده است. در بسیاری از مناطق اتیوپی، این امری رایج است که یک مرد، همراه با دوستانش دختر یا زنی را بعضاً با استفاده از اسب می‌دزدند. فرد رباینده عروس مدنظر را پنهان کرده تا زمانی که او باردار شود. برابر گزارش‌ ها، دخترانی حتی با سن ۱۱‌سال با هدف ازدواج ربوده شده‌اند. همچنین، نیروهای نظامی این کشور، متهم به تجاوزهای نظام مند و برنامه ریزی شده به شهروندان هستند./جمعه ۸ اسفند ۱۳۹۳شبکه خبر
 ***

گزارش گاردین از خشونت جنسی در دانشگاه‌های انگلیس

بیش از 100 فارغ‌التحصیل زن دانشگاههای انگلیس در گفتگو با گاردین از خشونت‌های جنسیتی و آزارجنسی در زمان تحصیل خود گفته و آن را به رسوایی‌های جیمی ساویل، مجری بدنام انگلیسی و کلیسای کاتولیک‌ها تشبیه کرده‌اند.

به گزارش ایسنا۱۸ مهر ۱۳۹۵  به نقل از گاردین، داستان این زنان که شامل زورگویی کلامی، آزار و اذیت‌های ادامه‌دار، تعرض، حمله و تجاوز جنسی است، به افشای الگوی نگران‌کننده سوء‌استفاده و آزار و اذیت در دانشگاههای بریتانیا پرداخته که تا حد زیادی پنهان باقی مانده است.

برخی از این گزارش‌ها، این آزارها را مشابه رسوایی جیمی ساویل، مجری انگلیسی که به صدها کودک تجاوز کرده بود و کلیسای کاتولیک که افتضاح مشابهی داشت، دانسته‌اند.

بسیاری از زنان اظهار کرده‌اند که از ترس به مخاطره افتادن مشاغل دانشگاهی خود از این مساله شکایت نکرده‌اند. آن دسته از زنانی که شکایت کرده بودند، از احساس انزوا و بی‌محافظ بودن خود سخن گفتند و اینکه مردان قدرتمندتری که متهم شده بودند، اکنون بدون مشکل به زندگی خود ادامه می‌دهند.

داستان‌های این زنان در پی گزارش انحصاری نشریه گاردین در خصوص استفاده از "توافقنامه عدم افشای موارد آزار و اذیت جنسی دانشگاهی" منتشر شده است.

راشل کریس، از مدیران کمپین "به خشونت عیله زنان پایان دهید"، خواستار تغییر سریع در دانشگاهها به منظور جلوگیری از سوءاستفاده دانشگاهیان ارشد مرد از قدرتشان و ایجاد فرآیندهای بهتر برای گزارش گرفتن از آن‌ها شد.

بخش اعظمی از گزارش‌های ارسالی آزارها به گاردین، شامل دانشگاهیان ارشد مرد و اغلب استادان بوده که دانشجویان دکترای زن تحت نظارت خود را مورد آزار و سوءاستفاده قرار می‌دادند.

بسیاری از گزارش‌ها نشانگر عدم موفقیت دانشگاههای انگلیس در وظیفه ایجاد امنیت برای دانشجویان و اساتید در برابر آزار و اذیت است. یکی از دانشگاهیان زن که به جرم آزار جنسی از یکی از دانشگاهیان ارشد مرد شکایت کرده بود، از ساختمان دانشگاه اخراج شده و سه ماه تعلیق شده بود زیرا مرد مورد اتهام از وی برای ادعای دروغین شکایت کرده بود.

***

چند درصد از زنان غربی تجربه تجاوز جنسی را دارند؟

طبق آمار سازمان ملل قاچاق دختران و زنان رابطه مستقیم با تجاوز جنسی در ایالت متحده دارد، به طوری که همین دختران در اختیار ثروتمندان و قدرتمندان غربی قرار می‌گیرند.

به گزارش مشرق، در پی یک نظر سنجی که در واشنگتن به نام «پیو» صورت گرفت،  مشخص شد که اکثریت مردم تجاوز به عنف به ویژه دانشجویان را یک معضل بزرگ اجتماعی می‌دادند و آزادی عدالت کیفری دولت را  در گسترش آن اساسی تلقی می‌کنند. 
 
در این بررسی های ملی که توسط مرکز تحقیقات «پیو» صورت گرفت مشخص شد که خشم بیشتر مردم مربوط به  تجاوز جنسی و قتل هولناک دانشجو 23 ساله به نام «رایان» در دسامبر 2012 است . 
 
در این تجاوز که به صورت گروهی صورت گرفته بود دانشجوی 23 ساله زمانی که قصد بازگشت به منزلش را داشت  بر روی پل هوایی توسط چند جوان مورد حمله قرار می‌گیرد و پس از دقایقی تجاوز بی رحمانه با ضربات شیشه شکسته مشروبات به قتل می‌رسد و جسد عریان و خونینش از بالای پل بر روی خودرو‌های عبوری افتاده و تکه تکه می‌شود. 
 
پس از این تجاوز بی‌ر‌حمانه موجی از خشم در بین مردم به راه افتاد و بیشتر خانواده‌های آمریکایی به طور علنی خواستار مقابله با جرم تجاوز شدند و آن را به عنوان «مشکل بسیار بزرگ»  مطرح کردند. 
 
در این نظر سنجی که بین 4 میلیون 624 هزار نفر در ایالت متحده آمریکا صورت گرفت،  80 درصد معتقد بودند که آمار جرم و جنایت در ضمینه تجاوز به دانش آموزان و دانشجویان بیشتر شده است و والدین برای فرستادن فرزندان به مدرسه و دانشگاه‌ها دلهره دارند. 
 
ناگفته نماند در این جامعه آماری مردم بعد از تجاوز های وحشیانه که منجر به مرگ می شود، خشونت‌ خود را نسبت به اسید پاشی های وحشیانه بر روی دانشجویان زیبارو که مورد علاقه و مرکز توجه هستند اعلام کردند و زیبایی را نوعی خطر برای دختران و پسران بر شمردند. 
 
همچنین در برخی از مناطق نیوجرسی مردم اعلام کرده اند که مجازات ها در خصوص چنین جرائمی پیگیرانه نبوده و مردان و زنان شرور به راحتی اعمال مفسدانه خود را انجام می‌دهند  بی‌آنکه از تبعات قانونی هراسی داشته باشند.
 
در مرکز آمار دانشگاهی میشیگان نخبگان و جامعه شناسان به اتفاق نظر رسیده اند که باید یک سازمان و یا نهاد به نام ضد تجاوز برای مقابله و مبارزه با چنین مشکل بزرگی راه اندازی شود و اوضاع نابسمان در دانشگاه‌ها، مدارس و برخی محله‌های ایلات متحده را سامان بخشد. 
 
بر اساس گزارش «خبرگزاری دانشجو» ،‌ بر اساس گزارش آمار سازمان بین المللی که در سال گذشته اعلام شد ،‌مشخص شد از میان هر 100 زن جوان حدود 60 درصد تجریه حداقل یکبار تجاوز را دارند. که این آمار واقعا زنگ خطری برای جوامع غربی و به اصطلاح آزادیخواه است. 
 
گفتنی است مورد تجاوز جنسی در بعضی از مواقع یک مورد کاملا سازمان یافته است که با قاچاق دختران و زنان از کشور های ترکیه،‌ فرانسه ،‌اقیانوسیه، هلند، دانمارک ،‌تایلند و ایتالیا ارتباط دارد. به طوری این قاچاقچیان با ربودن زنان و دختران آنان را به بردگان جنیس تبدیل کرده و در مهمانی های شبانه و مراکز فساد که اغلب در آلمان، شبه جزیره و واشنگتن و ماساچوست وجود دارد به سرمایه داران و قدرتمندان می‌فروشند و یا اجاره می‌دهند. 
 
همچنین در این زمینه می‌توان به اعدام چندین متجاوز و قاچاقچی زنان و دختران در هند و دهلی اشاره کرد که با ربودن دختر عکاسی او را ماه‌ها پس از تجاوز به یکی از کشور های غربی به فروش رسانده بودند. 
 
به طور جد موضوع تجاوز جنسی و رابطه نامشروع  موجی از نا امنی را در دانشگاه‌ها و دانشجویان به وجود آورده است که به تبع آن علم و دانش نیز به تباهی خواهد کشیده شد.

 

منبع:مشرق۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۳ بنقل از باشگاه خبرنگاران

***

افزايش سوء استفاده جنسي کشيشان آمریکا

سوء استفاده جنسي در ميان کشيشان آمريکايي افزايش يافته است.

 آخرين تحقيقات انجام شده در خصوص سوء استفاده جنسي توسط کشيشان کاتوليک حاکي از آن است که ميزان اين اقدام قبيح طي سال گذشته در ميان کشيشان آمريکايي 15 درصد افزايش يافته است.

بر اساس اين گزارش، 489 نفر در سال 2011 اعلام کرده اند که قرباني سوء استفاده جنسي کشيشان کاتوليک آمريکايي شده اند. سن 25 درصد از افرادي که توسط کشيشان کاتوليک آمريکايي مورد آذار جنسي قرار گرفته اند، زير 19 سال بوده است.

کليساي کاتوليک تاکنون 144 ميليون دلار در رابطه با اين رسوايي هزينه کرده است.گزارش هاي سوء استفاده جنسي کشيشان کاتوليک حدود ٩ سال پيش در آمريکا و سپس در اروپا شروع شد.

قربانيان مي گويند کليسا نه تنها توجه چنداني به چند دهه سوء استفاده جنسي نشان نداده است بلکه برعکس، از مجرمان حفاظت کرده بود.

انتقاد قربانيان سوءاستفاده هاي جنسي کشيش ها از پاپ

اين گزارش در حالي است چند روز پيش نيز قربانيان سوء‌ استفاده هاي جنسي کشيش ها در مکزيک در بيانيه اي " پاپ بنديکت شانزدهم " را به تأخير در تحقيق کليسا درباره اين پرونده متهم کردند.

" خوزه باربا "‌ يکي از قربانيان در اين بيانيه خطاب به پاپ اعلام کرد : " با وجود آزار و اذيتي که از جانب برخي کشيش ها به وجود آمد کسي به حرف ما گوش نکرد و ما سالها ناديده گرفته شديم."

سال گذشته يک شهروند مکزيکي کاردينال‌هاي کاتوليک در اين شهر را به پنهان کردن سابقه يک کشيش مکزيکي که از کودکان سوء استفاده جنسي کرده ،‌ متهم کرد.
بر اساس اين شکايت ، کاردينال راجر ماهوني و کاردينال نوربرتو ريورا از روي عمد موضوع سوء استفاده جنسي نيکلاس آگيلار يک کشيش همکار خود را پنهان کردند.
 
کليساي کاتوليک در چند سال گذشته مواجه با افشاي تجاوزات جنسي به کودکان در مدارس و محل نگهداري کودکان تحت پوشش و مديريت کليسا در اروپا و آمريکا است. در اين افشاگريها اعلام شده است که صدها کشيش هزاران کودک را مورد ازار و اذيت جنسي قرار داده اند.

چندي پيش يک کميسيون تحقيق در هلند از ابعاد گسترده بهره کشي جنسي از کودکان در کليساي کاتوليک پرده برداشت. بر اساس اين گزارش ، بين سالهاي 1945تا 1981حدود 10تا20هزار کودک درنهادهاي کليساي کاتوليک مورد آزار قرارگرفته اند و شمار اين کودکان زيرسن قانوني تا سال 2010 به چند ده هزار نفر رسيده است. اين گزارش نتيجه مصاحبه با بيش از 34000 نفر است. تخمين زده شده که از هر پنج کودک و نوجواني که در موسسات وابسته به کليساي کاتوليک حضور داشته اند، يک نفر مورد تجاوز قرار گرفته است.

در گزارش کميسيون تحقيق هلند درباره تجاوز به کودکان در کليساي کاتوليک هلند آمده است: "بر اساس 1795 گزارش، کميسيون مي‌تواند نام 800 سوءاستفاده کننده را که براي اسقف‌ها کار مي‌کنند يا کرده‌اند، پيدا کند. در ميان 800 مباشر، 105 نفر هنوز زنده هستند."

اين گزارش مي افزايد که مقامات کليساي کاتوليک در برخورد و مقابله با سوء رفتاري که در مدارس و يتيم خانه هاي وابسته به کليسا رايج بوده،کوتاهي کرده اند. اين تحقيقات در پي طرح اتهاماتي مبني بر تجاوز به کودکان در مدرسه اي در شرق هلند انجام شده است.
افشاي رسوائيهاي اخلاقي کشيشان و کارکنان کليساي کاتوليک در چند سال اخير به يک معضل بزرک براي واتيکان به خصوص پاپ رهبر کاتوليکهاي جهان تبديل شده است.

بر اساس مدارک موجود ، قربانيان سوء استفاده هاي جنسي در مکزيک در سال 1998 ميلادي ، شکوائيه خود را تنظيم کردند، اما تحقيقات درباره آن در سال 2004 ميلادي آغاز شد.
درسال گذشته نيز يک شهروند مکزيکي کاردينال‌هاي کاتوليک در اين شهر را به پنهان کردن سابقه يک کشيش مکزيکي که از کودکان سوء استفاده جنسي کرده ،‌ متهم کرد.

بر اساس اين شکايت ، کاردينال راجر ماهوني و کاردينال نوربرتو ريورا ، آگاهانه موضوع سوء استفاده جنسي نيکلاس آگيلار يک کشيش همکار خود را پنهان کردند.

پاپ بنديکت شانزدهم به هر کشوري که سفر مي کند موضوع رسوائيهاي اخلاقي کشيشان همراه او است. رهبر کاتوليکهاي جهان براي کاهش انتقادات در سفرهاي خود با تعدادي از قربانيان تجاوزهاي کشيشان ديدار و از انها دلجويي مي کند. واتيکان همچنين با پرداخت غرامت به قربانيان رسوائيهاي اخلاقي کشيشان مي کوشد به نوعي صداي اعتراضات وانتقادات به کليساي واتيکان را خاموش و يا ان را کم نور کند. اين اقدامات واتيکان تاثير بسيار کمي در کاهش انتقادات به کليساي واتيکان داشته است.

با وجود اين ، چندي پيش پاپ در سفر به مکزيک حتي حاضر نشد با قربانيان خشونت جنسي در اين کشور ديدار کند.  در کوبا ، نيز مردم چندان از حضور پاپ رهبر معنوي کاتوليکها ، استقبال نکردند.

افشاي يک رسوايي اخلاقي در يک کليسا موجب طرح دهها رسوايي ديگر کشيشان در سالها و دهه هاي گذشته مي شود. افشاي رسوائيهاي اخلاقي کشيشان کلسياي کاتوليک ضربه سنگيني به اعتبار و مشروعيت اين کليسا نزد پيروان کليساي کاتوليک وارد کرده است.

 کشيشان که به عنوان پدران معنوي پيروان مسيحيت شناخته مي شود ،به منبع ناامني و تهديد براي کودکان تبديل شده اند. ترديدي نيست که اين به معني نبود کشيشان پاک طينت در کليسا نيست ولي ضربه اي که کشيشان فاسد به اعتبار و مشروعيت کليسا وارد کرده اند به راحتي قابل پاک شدن نيست. اگر در دوره قرون وسطي جمود فکري و استبداد کليسا موجب دين گريزي و ظهور مکتبهاي اومانيسم و لائيسم شد. اکنون افشاي فساد اخلاقي کشيشان موجب رويگراني بسياري از پيروان کليساي کاتوليک از اين کليسا شده است. تنها در آلمان حدود 180 هزار نفر، در پي افشاگري‌هايي در مورد رسوايي‌هاي اخلاقي کشيش‌ها، کليساي کاتوليک را ترک کرده‌اند. چندي پيش افزايش رويگرادني از کليساي کاتوليک مقامات واتيکان و در راس انها پاپ بنديکت شانزدهم را بر ان داشت تا با گردهم اوردن مقامات کليساي واتيکان از سرتاسر جهان به چاره انديشي براي اعاده حيثيت از دست رفته کليساي واتيکان بپردازند. واتيکان عنوان اجلاس چهار روزه مقامات کليساي کاتوليک را «به طرف شفا و تجديد» نام نهاد.

 رهبر کاتوليکهاي جهان در پيامي به مناسبت آغاز سال جديد ميلادي با انتقاد از بي توجهي نسل جوان در اروپا به اعتقادات مذهبي ، مردم اروپا را به بازگشت به ايمان فراخواند. پاپ همچنين از بنياد هاي مذهبي کشورهاي اروپايي خواست به موضوع " غيرت" ، در سال جديد ميلادي توجه بيشتري نشان دهند. رهبر مسيحيان کاتوليک با اشاره به بحران اقتصادي در کشورهاي اروپايي، تاکيد کرد ، نقش کلسيا در بازگرداندن ايمان جواناني که وضعيت وخيم مالي در کشورهايشان باعث سست شدن اعتقادات آنها شده ، بسيار مهم است.

جوامع غربي علاوه بر بحران اقتصادي ، با بحران اخلاقي نيز مواجه هستند. بروز بحران اقتصادي ، ناهنجاريهاي اخلاقي و بي توجهي به ارزشهاي انساني را تشديد کرده است. بي توجهي به ارزشهاي انساني و مذهبي ، حتي سياستمداران اروپايي را به واکنش برانگيخته است. ديويد کامرون نخست وزير انگليس چندي پيش به مناسبت چهارصدمين سالگرد انتشار ترجمه انگليسي انجيل موسوم به "انجيل پادشاه جيمز" در اين کشور ، گفت اصل " زندگي کن و بگذار ديگران زندگي کنند "، در انگليس تبديل شده به "هر کاري دوست داري انجام بده . " نخست‌وزير انگليس در اظهاراتي کم‌سابقه، با حمايت از مسيحيت و نيز اشاره به سقوط اخلاقي در اين کشور گفت: انگليس، کشوري مسيحي است و ما نبايد بابت حمايت از ارزش‌هاي مسيحي در مقابله با اين سقوط، ، نگراني داشته باشيم.

در نگاه ريشه اي به علل بروز بحرانهاي اجتماعي و اقتصادي در غرب ، دوري جوامع غربي از ارزشهاي اخلاقي و ديني ، يکي از علل بروز اين بحرانها است. ارزشهاي ديني و انساني در حوامع غربي هر روز در حال کمرنگ تر شدن است و در مقابل ما شاهد گسترش ناهنجاريهاي اخلاقي و سقوط ارزشهاي بنيادين خانواده هستيم. بحران اخلاقي ، اجتماعي و اخيرآ اقتصادي که جوامع اروپايي و ايالات متحده امريکا با آن مواجه اند ، يکباره به وجود نيامده است.

تاکيد نظريه پردازان سياسي در غرب بر نسبي بودن ارزشهاي اخلاقي و ديني و قانوني کردن بسياري از ناهنجاريهاي اخلاقي مانند همجنس گرايي ، از دلايل بروز بحران اخلاقي در جوامع غربي است.

 آمار خودکشي ، تجاوز ، تولد فرزندان نامشروع، خشونتهاي نژادي و رويگرداني مردم از مذهب ، نشانه هاي از هم گسيختگي جوامع غربي است. البته در اين زمينه مقامات کليسا نيز بسيار نقش داشته اند. نقش موعظه گرانه کليسا نه تنها باعث توجه پيروان مسيحيت به ارزشهاي معنوي و اخلاقي نشده است.

برعکس بي توجهي، مقامات کليسا به خصوص کشيشان به همان ارزشهايي که مردم را به آن دعوت مي کنند باعث رويگرداني بيشتر مسيحيان به کليسا شده است. افشاي رسوائيهاي اخلاقي گسترده کشيشان که در چند سال گذشته دامنگير کليساي واتيکان شده است يکي از دلايل عمده افزايش رويگرداني از کليساي کاتوليک در بسياري از کشورهاي اروپاي و امريکا شده است./۲۳ فروردين ۱۳۹۱شفاف

ایران می‌تواند"زیردریایی"اتمی امریکا را با "تور ماهیگیری" شکار کند!

همانطور که در سال گذشته توانستیم پهپاد آمریکایی را ساقط کنیم اکنون نیز می‌توانیم به آسانی در عمق خلیج فارس، نهنگ‌های آمریکایی (زیردریایی اتمی USSA Georgia) را با «تور ماهیگیری» شکار کنیم، بنابراین در این خصوص هرگز نگران نخواهیم بود:نائب رئیس مجلس به(روسیا الیوم) گفت

نائب رئیس مجلس شورای اسلامی ایران در مصاحبه با شبکه‌ای روسی گفت: ایران با توجه به قابلیت‌های خود از تحرکات نظامی اخیر آمریکا در آب‌های خلیج فارس و ورود زیردریایی اتمی «USSA Georgia» نگران نیست.

به گزارش فارس، آمریکا در دوشنبه، ۲۱ دسامبر ۲۰۲۰(۱ دی ۱۳۹۹) از ورود زیردریایی اتمی خود به نام «یواس‌اس جورجیا» به خلیج فارس خبر داد.

 سید امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی نائب رئیس مجلس شورای اسلامی ایران در واکنش به این موضوع به «روسیا الیوم» گفت، نیروهای ایرانی قادر به شکار زیردریایی اتمی آمریکا هستند و تهران از تحرکات نظامی اخیر آمریکا در آبهای خلیج فارس نگران نیست.

وی افزود: اولین بار نیست که این تحرکات رُخ می‌دهد، زمانی نبوده که خلیج فارس خالی از حضور بیگانه باشد. آمریکا و انگلیس پایگاه‌هایی را در [حاشیه] خلیج فارس ایجاد کرده‌اند و هر جا این دو کشور حضور دارند به معنای آن است که اسرائیل نفوذ کرده است.

نائب رئیس مجلس سپس تصریح کرد: این پایگاه‌ها به نام انگلیس و آمریکاست اما رسما به دست اسرائیل است و طبیعتا ما اسرائیل را به عنوان یک دولت نمی‌شناسیم بلکه بخشی از هویت آمریکا در غرب آسیاست، لذا این جدید نیست و از نظر ما جدی نیست.

«قاضی زاده هاشمی» گفت: زمانی که ابزار و تکنولوژی و نیز قدرت مقابله نداشتیم آمریکا و اسرائیل نتوانستند هیچ کاری انجام دهند اما اکنون دست ما پر است؛ همانطور که در سال گذشته(۳۰ خرداد ۱۳۹۸) توانستیم پهپاد«گلوبال هاوک»(MQ-۴C)آمریکایی را ساقط کنیم اکنون نیز می‌توانیم به آسانی در عمق خلیج فارس، نهنگ‌های آمریکایی (زیردریایی اتمییواس‌اس جورجیا» را با «تور ماهیگیری» شکار کنیم، بنابراین در این خصوص هرگز نگران نخواهیم بود.

قاضی‌زاده هاشمی افزود، سوای اینکه زیردریایی مذکور اتمی باشد یا نباشد این موضوع باعث نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است که به شیرین کردن آب خلیج فارس و دریای عمان می‌پردازند و در صورت وقوع انفجار اتمی، آب به مواد رادیواکتیو آلوده و ایستگاه‌های آب شیرین کن در کشورهای عربی مذکور نابود می‎‌شود و شرایط برای آنها پیچیده خواهد شد.

وی در پایان گفت: زمانی که دشمن به ما نزدیک می‌شود بر اعتماد به نفس ما افزوده می‌شود زیرا در تیررس ما قرار دارد اما زمانی که دور می‌‎شود بر نگرانی ما افزوده می‎شود؛ مدار امنیتی ایران از خلیج فارس تا دریای عمان و تا مدار ۳۰ درجه شمالی تا اقیانوس هند ادامه دارد؛ هر چیزی وارد این مدار شود خواه زیردریایی یا ناو هواپیمابر باشد، در تیررس ماست و قطعا هدفی برای زدن نخواهد بود بلکه آن را در اختیار می‌گیریم و از آنِ ما خواهد بود./۰۳ دی ۱۳۹۹انتخاب+اصلاحات مدیریت سایت.

مشخصات زیردریایی اتمی (USSA Georgia»(SSGN 729»

وزن : ۱۷۰۰۰کیلو(۱۷تن)

درازا : ۱۷۰ متر

پهنا : ۱۳ متر 

آبخور : ۱۲متر

حرکت درعمق دریا :۲۴۰متری

سرعت : ۴۶ کیلومتر بر ساعت.

زیردریایی اتمی استراتژیکی جورجیا قادر است ۱۵۴ راکت بالدار هدایت شده «توماگاوک» را جابه جا کند.وقابلیت حمل ۶۶نفرانسان رادارد.

کشتی های Port Royal و Philippine Sea، زیر دریایی جورجیا را همراهی می کنند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:ماازتهدیدات امریکانمی ترسیم،مخصوصاً دراین اوج اختلافات وفجایع کرونادرامریکا واما ساده اندیشی وناسنجیده حرف زدن را هم نمی پسندیم که مارا مضحکه عام وخاص کنند.