دو میلیون وپانصد چهل هشت هزار  زن   سرپرست خانوار  در کشور

محمد‌ اسماعیل سعیدی گفت: دستگاه‌های حمایتی باید خلا قوانین و موانع موجود را پس از کار کارشناسی بررسی و نتایج آن را به مجلس منعکس کنند.
بیش از دو میلیون و 500 هزار زن سرپرست خانوار در حالی با مشکلات فراوان دست و پنجه نرم می‌کنند که رفع بخشی از سختیها نیازمند تصویب مجلس و اجرای قوانین حمایتی از سوی دولت است.

 براساس آخرین آمارهای موجود در حال حاضر 2 میلیون و 548 هزار زن سرپرست خانوار در کل کشور وجود دارد که 40 درصد این زنان تحت پوشش نهاد حمایتی کمیته امداد هستند و حدود 100 هزار زن سرپرست خانوار نیز از خدمات سازمان بهزیستی بهره مند می شوند.

آمارها نشان می دهد بیش از یک میلیون زن سرپرست خانوار در حال حاضر در کشور بی پشتوانه اند و از هیچ حمایت و خدماتی برخوردار نیستند که این موضوع نشاندهنده ضعف قوانین و مشکلات اعتباری نهادهای حمایتی است. به گفته حسین انواری سرپرست کمیته امداد سالانه 60 هزار زن سرپرست خانوار به آمار کشور اضافه می شود که با این حساب هر سال به مشکلات این زنان نیز افزوده خواهد شد.28بهمن1391/سایت عصرایران

********************************************************************

وجود بیش از یک میلیون 

و 40 هزار زن سرپرست خانوار در کشور 
سرپرست کمیته امداد کشور گفت: تعداد یک میلیون و 40 هزار زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارد که خانواده و ایجاد مشاغل خانگی را با هم مدیریت می‌کنند. حسين انواري گفت: تعداد 100 هزار دانشجو تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) در سراسر کشور از خدمات و حمایت‌های این نهاد بهره‌مند می‌شوند و از این تعداد بیش از هزار نفر نخبه هستند که در بخش‌های مختلف در جامعه ارائه خدمت می‌کنند. وي توانمند کردن زنان سرپرست خانوار و ایجاد اشتغال پایدار را مهم‌ترین سیاست کمیته امداد امام خمینی(ره) عنوان و اظهار کرد: یک میلیون و 40 هزاز زن سرپرست خانوار در کشور وجود دارند که خانواده و ایجاد مشاغل خانگی را با هم مدیریت می‌کنند. 

روزنامه ایران30دیماه1391

ادامه نوشته

افرادشاد کمتر بیمار می شوند

افرادی که از سلامت جسمی و روانی برخوردارند ، شادمانی بیشتری احساس می کنند و آنهایی که نسبت به افراد افسرده، شادمان ترند کمتر با بیماری و مرگ ناشی از آن روبرو می شوند.
افراد شادمان احساس می کنند که بر زندگی تسلط بیشتری دارند در حالی که افراد افسرده خود را بازیچۀ دست سرنوشت می پندارند همچنین افراد شاد در مقابل مشکلات، قدرت ایستادگی و ابراز وجود بیشتری داشته و آمادگی بهتری برای تجربه کردن امور زندگی از خود نشان می دهند.
 
انسان برای داشتن زندگی شاد و پربار به چشم اندازهای وسیعی برای آینده نیاز دارد و فقدان چنین اهدافی می تواند موجب گرایش به سبک زندگی ملالت بار و بروز عادات رفتاری ناسالم مانند  افراط در تفریح، پرخوری و استفاده از مواد مخدر و الکل شود.
 
افرادی که به پیوندهای شخصی، خانوادگی و اجتماعی پایبندتر هستند، بانشاط تر از آنهایی هستند که خود را در این دنیا تنها می بینند همچنین در موقعیت های شغلی هرچه جایگاه افراد در سلسله مراتب قدرت بالاتر می رود و احساس تسلط بر افراد و مشارکت آنها در تصمیم گیری های سازمانی افزایش می یابد، احساس شادی نیز بیشتر می شود.
 
نحوة برخورد با رخدادهای روزمرة زندگی، از وقایع خوشایند زندگی چون ترفیع شغلی و ازدواج موفق گرفته تا وقوع حوادث ناگوار نظیر تعارضات واختلافات بین فردی، ارتباط کاملاً آشکاری با احساس شادمانی دارد.

شادی، هیجان ناشی از انبساط با تظاهرات بیرونی و زودگذر است  اما نشاط، احساس انبساط و شادمانی درونی بصورت پایدار است همچنین شادی همیشه با هیجان ها، لبخند ، خنده و حرکت بروز می کند اما نشاط هرچند احساسی لذت بخش محسوب می شود، اما این احساس لزوما با خنده همراه نیست.

شادی می تواند هیجانی کاذب و زودگذر باشد در حالی که ماهیت نشاط، مثبت و بادوام است و تجربه نشان داده که شادی های کاذب ناشی از محرک های متفاوت نظیر داروهای روان گردان، مواد مخدر و الکل و نظایر آن، کوتاه و گذرا بوده و علائم اندوه و افسردگی را به دنبال دارد.

اطلاعات اینترنتی

نردبان - طی هر سال در دنیا و همچنین اینترنت آن قدر اتفاقات ریز و درشت مهم به وقوع می پیوندد که جمع آوری همه آنها در یک مطلب کاری ناممکن است. در اینجا تنها قصد داریم نگاهی مختصر به اینترنت سال ۲۰۱۲ از نگاه موسسه مانیتور اینترنت pingdom داشته باشیم. 

پینگدام می گوید برای جمع آوری چنین اطلاعاتی تا انتهای اینترنت رفته اند و از آنجا برگشته اند (کدام یک از شما کتاب "سفر به آنجا و بازگشت دوباره" را می شناسد؟) و سپس به بررسی و مقایسه یک لیست بسیار جذاب پرداخته اند. برخی از این اعداد و ارقام به بازه زمانی خاصی تعلق داشته و برخی مربوط به کل سال هستند. 

اما هر چه هست، نگاهی جذاب و آموزنده به داستان اینترنت در سال ۲۰۱۲ دارد. در سال ۲۰۱۲ چند ایمیل ارسال شده؟ چند دامنه ثبت شده؟ محبوب ترین مرورگرهای اینترنت کدام بوده اند؟ چند نفر کاربر اینترنت هستند؟ در ادامه مطلب با نردبان همراه باشید تا پاسخ های pingdom برای سوالات این چنینی را ببینیم.


ایمیل

• 2.2 میلیارد - تعداد کاربران ایمیل در سراسر دنیا. 
• 144 میلیارد - تعداد ایمیل های ارسال شده روزانه در سراسر دنیا. 
• 61 درصد - سهم ایمیل های غیر ضروری از کل ایمیل های ارسال شده! 
• 425 میلیون - تعداد کاربران فعال جیمیل در دنیا. که این سرویس دهنده ایمیل را به شماره یک دنیا تبدیل کرده اند. 
• 68.8 درصد - سهم اسپم ها از کل ترافیک ایمیل دنیا. 
• 50.76 درصد - سهم گروه داروها و مشتقات دارویی از کل اسپم های دنیا در ۲۰۱۲. 
• 0.22 درصد - میزان اکانت های ایمیلی که توسط فیشینگ آسیب دیده یا سرقت شدند. نسبت به کل کاربران ایمیل دنیا. 


وب سایت ها، صفحات وب و سرویس دهندگان هاست

• 43 درصد - از یک میلیون سایت برتر دنیا، توسط هاست های آمریکایی میزبانی می شوند. 
• 48 درصد - از ۱۰۰ وبلاگ برتر دنیا با وردپرس مدیریت می شوند. 
• 75 درصد - از ۱۰ هزار وب سایت برتر دنیا با نرم افزارهای بازمتن مدیریت می شوند. 
• 54.9 میلیون - از سایت های دنیا از وردپرس قدرت گرفته اند. 
• 3.5 میلیون - صفحات وب قدرت گرفته از وردپرس که در هر ماه به نمایش درآمده اند. 
• 35 درصد - صفحات وب طی ۲۰۱۲ چاق تر و حجیم تر شده اند. 
• 4 درصد - صفحات وب طی ۲۰۱۲ کندتر شده اند. 
• 191 میلیون - تعداد بازدیدگنندگان سایت های گوگل در آمریکا طی ماه نوامبر. 


وب سرورها

• 6.7 درصد - میزان کاهش وب سایت های قدرت گرفته از آپاچی در ۲۰۱۲. 
• 32.4 درصد - میزان افزایش سهم IIS از وب سایت ها در ۲۰۱۲. 
• 36.4 درصد - میزان افزایش سهم NGINX از وب سایت ها در ۲۰۱۲. 
• 15.9 درصد - میزان افزایش سهم Google از وب سایت ها در ۲۰۱۲.


نام های دامنه

• 246 میلیون - تعداد دامنه های ثبت شده در تمام دامنه های سطح بالا 
• 329 - تعداد دامنه های سطح بالا. 
• 100 میلیون - تعداد دامنه های تحت دات com در پایان ۲۰۱۲. 
• 14.1 میلیون - تعداد دامنه های تحت دات net در پایان ۲۰۱۲ 
• 9.7 میلیون - تعداد دامنه های تحت دات org در پایان ۲۰۱۲. 
• 6.7 میلیون - تعداد دامنه های تحت دات info در پایان ۲۰۱۲. 
• 2.2 میلیون - تعداد دامنه های تحت دات biz در پایان ۲۰۱۲. 
• 32.44 درصد - سهم سایت GoDaddy.com از تمام دامنه های ثبت شده دنیا در ۲۰۱۲. 
• 2.45 میلیون دلار - قیمت دامنه Investing.com، گرانترین دامنه فروخته شده در ۲۰۱۲.


کاربران اینترنت

• 2.4 میلیارد - تعداد کاربران اینترنت در سراسر جهان. 
• 1.1 میلیارد - تعداد کاربران اینترنت در قاره آسیا. 
• 519 میلیون - تعداد کاربران اینترنت در قاره اروپا. 
• 274 میلیون - تعداد کاربران اینترنت در آمریکای شمالی. 
• 255 میلیون - تعداد کاربران اینترنت در آمریکای لاتین و کشورهای حوزه کارائیب. 
• 167 میلیون - تعداد کاربران اینترنت در قاره آفریقا. 
• 90 میلیون - تعداد کاربران اینترنت در خاورمیانه. 
• 24.3 میلیون - تعداد کاربران اینترنت در اقیانوسیه و استرالیا. 
• 565 میلیون - تعداد کاربران اینترنت در چین. این کشور رتبه اول کاربران اینترنت دنیا را در اختیار دارد.


رسانه های اجتماعی

• 85962 - تعداد پست های ماهیانه منتشر شده در هر Page فیسبوک در برزیل. فعال ترین کشور دنیا در فیسبوک. 
• 1 میلیارد - تعداد کاربران فعال ماهیانه فیسبوک. 
• 47 درصد - سهم خانم ها از فیسبوک. 
• 40.5 سال - میانگین سن کاربران فیسبوک. 
• 2.7 میلیارد - تعداد لایک های روزانه فیسبوک. 
• 200 میلیون - تعداد کاربران فعال ماهیانه تویتر. 
• 9.66 میلیون - تعداد توییت های ارسال شده طی مراسم افتتاحیه المپیک لندن ۲۰۱۲. 
• 175 میلیون - میانگین تعداد توییت های روزانه ارسال شده در ۲۰۱۲. 
• 37.3 سال - میانگین سن کاربران تویتر. 
• 307 - میانگین توییت های سالانه ارسال شده توسط هر کاربر. 
• 51 - میانگین تعداد دنبال کنندگان (فالوورهای) هر کاربر. 
• 163 میلیارد - توییت های ارسال شده از زمان راه اندازی تویتر تا ژولای ۲۰۱۲. 
• 187 میلیون - تعداد کاربران LinkedIn. 
• 135 میلیون - تعداد کاربران فعال ماهیانه گوگل پلاس. 
• 5 میلیارد - دفعات فشرده شدن دکمه +1 گوگل پلاس در هر روز.


مرورگرهای وب

جستجو

• 1.2 تریلیون - تعداد جستجوهای انجام شده در گوگل طی ۲۰۱۲. 
• 67 درصد - سهم گوگل از بازار جستجوی آمریکا.


موبایل

• 1.3 میلیارد - تعداد تلفن های هوشمند مورد استفاده در دنیا. 
• 5.3 میلیارد - تعداد موبایل های مورد استفاده در دنیا. 
• 5 میلیارد - تعداد کاربران موبایل در دنیا. 
• 465 میلیون - تعداد اسمارت فون های اندرویدی فروخته شده در بازار طی ۲۰۱۲. سهم ۶۶ درصدی بازار. 
• 31 درصد - کاربران اینترنتی آمریکا از تبلت و کتابخوان الکترونیک استفاده می کنند. 
• 13 درصد - ترافیک اینترنت دنیا روی موبایل ها است. 
• 1.3 اگزابایت - میزان ترافیک دیتای ماهیانه مصرف شده روی موبایل ها در دنیا. 
• 59 درصد - از ترافیک موبایل دنیا صرف تماشای ویدیو شده است. 
• 500 مگابایت - میانگین ترافیک دیتای ماهیانه مصرف شده توسط هر اسمارت فون. 
• 504 کیلوبیت بر ثانیه - میانگین سرعت شبکه دیتای موبایل جهانی.


ویدیو

• 14 میلیون - تعداد کاربران Vimeo 
• 200 پتابایت - حجم تقریبی کل ویدیوهای تماشا شده در Vimeo طی سال ۲۰۱۲. 
• 1 میلیارد - Gangnam Style، اولین ویدیویی بود که به یک میلیارد بازدید در اینترنت دست یافت. آن هم طی ۵ ماه. این ویدیو تا کنون 1.1 میلیارد بازدید داشته است. 
• 2.5 میلیون - ساعت ویدیوی خبری در یوتوب تماشا شده است. 
• 8 میلیون - تعداد بینندگان پخش مستقیم پرش Felix Baumgartner از لبه فضا در یوتوب. پربیننده ترین پخش مستقیم تاریخ یوتوب. 
• 4 میلیارد - ساعت ویدیو در هر ماه از یوتوب تماشا شده است.


عکس ها

• 7 پتابایت - حجم عکس های اضافه شده به فیسبوک در هر ماه. 
• 300 میلیون - تعداد عکس های جدید اضافه شده به فیسبوک در هر روز. 
• 5 میلیارد - تعداد عکس های آپلود شده در اینستاگرام از ابتدای کار تا سپتامبر ۲۰۱۲ 
• 58 - تعداد عکس های اضافه شده به اینستاگرام در هر ثانیه. 
• 1 - آیفون 4S اپل، محبوب ترین دوربین کاربران فلیکر بوده است.

و اینترنت در ۲۰۱۳؟

از آنجایی که تنها ۲ هفته از سال جدید میلادی گذشته، هنوز نمی دانیم که دنیای اینترنت چه خواب هایی برای مان دیده است. به هر حال، شاید بتوانیم کمی پیش بینی کنیم: 

میزان دسترسی به اینترنت از طریق ابزارهای موبایل افزایش خواهد یافت. رسانه های اجتماعی هم نقش مهم تر و رو به رشدی را در زندگی مان بازی خواهند کرد. کاربران اینترنت بیش از گذشته حریم خصوصی امنی خواهند داشت و حرفه ای تر هم می شوند.

رشته های پولساز  دانشگاهی

پولسازترین رشته های دانشگاهی

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : 
ایسنا - نشریه نیوجاب نیویو برای کسانی که قصد تحصیل در دانشگاه را دارند، رشته‌هایی را پیشنهاد کرده که می تواند در بازار کار پولساز باشد. قبولی در این رشته‌ها چندان سخت نیست و آینده شغلی خوبی هم در انتظار دانشجویان آن وجود دارد. 
 
انتشار این فهرست در شرایطی صورت می‌گیرد که بحران بیکاری بر اقتصاد بسیاری از کشورهای جهان سایه افکنده است. 
 
فهرست رشته‌های مذکور به این شرح است: 
 
حسابداری 
 
بنابر اعلام اداره کار ایالات متحده فارغ‌التحصیلان مقطع کارشناسی در رشته حسابداری، بسیار مورد توجه هستند. 
 
مدیریت 
 
کارخانجات و شرکت‌ها همیشه به دنبال کشف و استخدام استعدادهای متخصص در امر مدیریت هستند، چراکه بسیاری از شرکت‌ها به دنبال راهکارهایی جهت کنترل هزینه‌های خود در نتیجه افزایش بازدهی هستند. 
 
علوم ارتباطات 
 
این رشته در راستای رشد روزافزون شبکه‌های تلویزیونی و اینترنتی بسیار مورد تقاضا است. در حقیقت مادامی که ارتباطات در دنیا ادامه دارد تقاضا در این رشته نیز ادامه خواهد یافت. 
 
علوم کامپیوتر 
 
رشته‌های مرتبط با کامپیوتر نیز در 2013 بازار بسیار خوبی دارند و به دلیل ارتباط با حرفه‌های خاص و نیاز به مهارت‌های منحصر به فرد همیشه مورد توجه هستند. 
 
طراحی گرافیک 
 
انتخاب این رشته در سال جدید تحصیلی از این لحاظ ارزشمند است که مسایل بسیاری در اینترنت وجود دارند که باید به آنها رنگ و لعاب بخشید تا سبب گرایش بصری افراد شوند. پیش‌بینی می‌شود تقاضا برای این رشته حد فاصل سال‌های 2010 تا 2020 با رشد 61 درصدی مواجه شود؛ این مشاغل شامل طراحی‌ سیستم‌های کامپیوتری و سایر رشته‌های مرتبط با آن می‌شود. 
 
مهندسی نفت 
 
از آنجایی که در حال حاضر جهان با کمبود سوخت مواجه‌ است، دانشگاه‌ها در تربیت آنی و کافی فارغ‌التحصیلان این رشته با محدودیت زمانی مواجه هستند. در همین رابطه اداره کار ایالات متحده اعلام داشته است که برای هر یک از پروژه‌های حفاری نیاز به مهندسان بیشتری دارند چرا که فرآیند حفاری نفت بسیار پیچیده‌تر شده است. 
 
مهندسی مکانیک 
 
مهم‌ترین دلیل مورد اقبال بودن این رشته، توجه شرکت‌ها و کارخانجات و به بهبود کیفیت تولیداتشان است. دلیل عمده دیگر نیز رشد و توسعه در زمینه انرژی خورشیدی است و مشاغل در این رابطه نیز همیشه به دنبال تامین نیازها و خواسته‌های مردم هستند. بدیهی است افرادی که اطلاعات به روز در زمینه فن‌آوری‌های روز را دارند با چشم‌انداز بهتر شغلی روبرو خواهند بود.

نحوه فعال سازی اینترنت گوشی همراه

باشگاه خبرنگاران: اگر گوشی هوشمند اندرویدی شما به اینترنت GPRS متصل نیست این مطلب را بخوانید.

در بیشتر گوشی ها و پلتفرم ها 
GPRS پس از ارسال یک اس ام اس به اپراتور (همراه اول؛ ایرانسل و..) متصل می شود. چرا که تنظیمات ارسال شده توسط اپراتور گوشی شما را تنظیم کرده و دیگر مشکلی نیست. اما در گوشی های اندروید ماجرا متفاوت است. باید بعد از خرید گوشی اندروید فعال سازی اینترنت GPRS به صورت دستی انجام شود.


برای فعال کردن GPRS مراحل زیر را در گوشی خود دنبال کنید: 


Settings > Wireless & networks > Mobile networks >Access Point Names


سپس کلید menu رو بزنید؛ new APN رو انتخاب کنید و عبارات زیر را به طور دقیق وارد کنید.


 برای اپراتور ایرانسل:

name : Irancell_GPRS

APN : mtnirancell


برای اپراتور همراه اول:

name:mci-gprs

apn:mcinet


اکنون گوشی شما برای اتصال به اینترنت آماده است. کافی است ترافیک داده ها را به روش زیر فعال کنید.


برای خاموش و روشن کردن اینترنت گوشی های اندروید دستور العمل زیر را طی کنید:


setting -> wireless&network -> mobilenetworks -> data enable

در این قسمت کنار گزینه دیتا تیک را خاموش یا روشن کنید. البته می توانید ویجت این تنظیمات را بر روی صفحه گوشی بیاورید تا به راحتی اینکار انجام شود

دوركاري  در دولت احمدي نژاد شامل امام جماعت هم مي شود.

در سال 89 اعلام کردند که دور کار شده ام ولی هنوز بعد از دو سال متوجه نشدم که دورکاری امام جماعت چه معنایی می دهد؟ این سوال را از مسئول دفتر وقت آقای رئیس هم پرسیدم و گفت که همیشه آخوندها دور کار بوده اند! از سال 84 تا 89 در سازمان میراث فرهنگی به صورت قراردادی به عنوان دبیر ستاد اقامه نماز سازمان میراث فرهنگی کل کشور و...
شفاف- فاطیما کریمی: امام جماعت سازمان میراث فرهنگی در ارگ آزادی پس از اجرای حکم دورکاری توسط مدیران پیشین سازمان، اکنون مسافر کشی می کند.

حجت الاسلام یاسر ولایی به خبرنگار ما گفت: از سال 84 تا 89 در سازمان میراث فرهنگی به صورت قراردادی به عنوان دبیر ستاد اقامه نماز سازمان میراث فرهنگی کل کشور و دبیر شورای پشتیبانی فرهنگی این سازمان و امام جماعت ارگ آزادی هر روز از ساعت 8 صبح تا 4 بعد از ظهر در این سازمان به عنوان کارمند مشغول بودم.


وی گفت: در سال 89 اعلام کردند که دور کار شده ام ولی هنوز بعد از دو سال متوجه نشدم که دورکاری امام جماعت چه معنایی می دهد؟ این سوال را از مسئول دفتر وقت آقای رئیس هم پرسیدم و گفت که همیشه ... دور کار بوده اند!

وی ادامه داد: در همان سال از ستاد اقامه نماز با آقای بقایی رئیس وقت سازمان تماس گرفته شده و اعلام کردند که دورکاری امام جماعت یعنی چه؟ همان زمان درحالی که برایم 6 ماه دور کاری تا خرداد 90 نوشته بودند، در دی ماه 89 از سازمان میراث فرهنگی اخراج شدم.

دبیر ستاد اقامه نماز سازمان میراث فرهنگی کل کشور تصریح کرد: به بخش های مختلف سازمان از جمله مشاور فرهنگی در اداره کارکنان مراجعه کردم اما پاسخ شنیدم که کاری از دست ما بر نمی آید.


وی با اشاره به اینکه بالغ بر ده نامه به احمدزاده و موسوی روسای پیشین سازمان میراث فرهنگی نوشته ولی پاسخی دریافت نکرده است گفت: سال 90 به صورت موقت خواستم در صندوق بازنشستگی صنایع مس کار کنم اما نپذیرفتند به هر سازمان و اداره دیگری هم که مراجعه کردم همین جمله را شنیدم گه در رزومه کاری شما، فعالیت در سازمان میراث فرهنگی و ارتباط با جریان انحرافی دیده می شود و به همین دلیل از پذیرفتن شما معذوریم.

ولایی گفت: حتی اجازه نمی دهند که امام جماعت یک مسجد باشم و می گویند چرا در لباس روحانیت با جریان انحرافی کار کرده اید درحالی اگر قرار بود با این جریان کار کنم دیگر چه نیازی داشتم رو در روی آنها بنشینم من نیز مانند بسیاری دیگر اکنون باید پست و مقامی در این دولت می گرفتم!



وی گفت: سال 90 از این سازمان نزد دیوان عدالت اداری شکایت کردم اما پاسخ این بود که سازمان چون بودجه نداشته مجبور به اخراج بوده است چطور این سازمان بودجه ندارد اما به یک کارمند پست مدیریتی می دهند و نیرو جذب می کنند. این موضوع را با دفتر مراجع نیز در میان گذاشتم و تنها پاسخی که شنیدم این بود که کاری از دست ما بر نمی آید. به همین دلیل اکنون مسافر کشی را به هر کاری ترجیح داده ام.

كنكور حذف نمي شود! لغوحذف كنكور

قانون حذف کنکور لغو شد

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
رئیس کمیته آموزش عالی مجلس از تصویب لغو قانون حذف کنکور سال 93 خبر داد و جزئیات تازه ترین تصمیم گیریهای پذیرش دانشجو در سال 93 را تشریح کرد.

به گزارش مهر، رضا صابری با اشاره به تازه ترین تصمیم گیریهای صورت گرفته درباره نحوه پذیرش دانشجو در سال 93، از تصویب لغو قانون حذف کنکور که پیش از این در سال 86 مصوب شده بود، خبر داد.

تصویب قانون حذف کنکور

وی بار دیگر با تاکید بر تاثیر سوابق تحصیلی در پذیرش سال 93، ادامه داد: در کنار سوابق تحصیلی، برگزاری آزمونهای عمومی و تخصصی اجتناب ناپذیر است به همین خاطر، وزارتخانه های آموزش پرورش، علوم و بهداشت موظف می شوند بسترهای لازم را برای اجرای پذیرش طبق سوابق تحصیلی فراهم کنند.

به گفته صابری، برای رشته های رقابتی پذیرش دانشجو طبق سابقه تحصیلی و آزمونهای سراسری صورت خواهد گرفت و طبق در بحث کارشناسی، قانون حذف کنکور حذف شد اما سازمان سنجش مکلف به برگزاری آزمونهای عمومی و اختصاصی خواهد بود.

تفکیک آزمونهای سال 93

رئیس کمیته آموزش عالی با بیان اینکه در طرح پیشنهادی کمیته آموزش عالی، کنکورهایی که قرار است از سوی سازمان سنجش برای سال 93 برگزار شود، تفکیک شده است، ادامه داد: تنها برای یک درصد از دانشجویان، الزام آزمون تخصصی وجود دارد و بخش عمده ای از پذیرش دانشجو نیازی به شرکت در آزمون تخصصی ندارند و در واقع به دنبال عملی کردن آزمون آسان هستیم.

برگزاری کنکور تخصصی آسان در سال 93

این مقام مسئول، در ادامه اعلام کرد: تنها برای 10 درصد پذیرشها رقابت از طریق آزمون تخصصی صورت خواهد گرفت اما برای این آزمون هم چارچوبی تعریف خواهد شد که به سختی کنکور فعلی نباشد و تغییرات در این آزمون بسیار جدی است.

تشکیل شورای سنجش و پذیرش دانشجو

صابری هر گونه تصمیم گیری در خصوص رشته ها محلهای مورد پذیرش را منوط به تشکیل شورای سنجش و پذیرش دانشجو دانست و گفت: این شورا موظف است هر ساله اعلام کند کدام رشته ها بدون آزمون و کدام رشته دارای آزمون تخصصی است و این روند هر ساله تغییر می کند.

حذف کلی کنکور طی 5 سال آینده

وی تاکید کرد: هر ساله 10 درصد از رشته محلهای آزمون تخصصی باید به سمت حذف آزمون پیش رود و 5 سال طول می کشد که همین آزمون تخصصی هم حذف شود.

سخنان مهم وجالب  عسگراولادي درمورد  معترضان انتخابات 88

اظهارات مهم عسگراولادی: به عنوان عضو هیات منصفه می‌گویم

موسوی و کروبی مجرم نیستند/ آفتاب عمرم لب بام است، منتقدانم در آن دنیا نمی‌توانند جوابم را بدهند/ خیال می‌کنند کروبی و هاشمی مفت به دست آمده اند، در موردشان بی ربط می گویند/ اگر بگوییم همه منفی بوده اند، از انقلاب چه می‌ماند؟

با برادرم موسوی و برادرم کروبی سال‌ها کار کرده‌ام / احمدی نژاد با سه نامزد در رقابت بود اما وسط مناظره به هاشمی و ناطق نوری تاخت، در حالی که اصلا این دو شخصیت رقیب او نبودند اما ایشان در مناظره جدی‌ترین مبارزه‌اش با هاشمی بود.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در نشستی با حضور جمعی از طرفداران حزب موتلفه اسلامی، با بیان تفسیری از سوره «توبه» از «لب بام بودن آفتاب عمرش»، خدمات بنی‌صدر، احساس تکلیفش برای بیان تاریخ به همان صورت که بوده است و اینکه موسوی و کروبی را برادر خود می‌داند و معتقد است آیت الله هاشمی‌رفسنجانی به راحتی برای انقلاب به دست نیامده است، سخن گفت و انتقادات به مواضع اخیر خود را از وجود آزادی بیان در کشور دانست.

در انگلیس و فرانسه، مسیحیت به اقلیت مذهبی تبدیل خواهد شد

وی با اشاره به آیاتی از سوره توبه گفت: خداوند در یکی از این آیات خطاب به پیامبر می‌فرماید "اگر یکی از مشرکین از تو پناه بخواهد، بپذیر تا کلام خدا را بشنود و هرگاه آماده رفتن شد، او را در حفاظت کامل به مأمنش برسان". امروز اسلامی که به ما رسیده است، حتی در کشورهای غربی نیز رسوخ کرده و مسیحیت در غرب در حال تبدیل شدن به اقلیت مذهبی است و اسلام‌گرایی برای غربی‌ها یک خطر جدی محسوب می‌شود.

عسگراولادی افزود: امروز اسلام به جایی رسیده است که در انگلستان شاید تا یک سال دیگر و در فرانسه تا چند سال دیگر مسیحیت به اقلیت مذهبی تبدیل خواهد شد، بنابراین اسلام‌ستیزی غرب نیز که وجهه همت آن قرار گرفته است، به خاطر ترس از جهانی شدن اسلام است. آنها نمی‌توانند جلوی گرایش نسل جوان به اسلام را بگیرند.

آیا درست است که افراد را گروه گروه از جامعه و اسلام برانیم؟

وی با بیان اینکه اسلام از روز غربت موظف بوده که دوستان و هوادارانش را نگه دارد، افزود: خداوند به پیامبر می‌گوید "حتی اگر یک مشرک به تو پناه آورد، به او پناه بده". حال اگر ما اینجا بی‌توجه به این مساله افراد را گروه گروه را از جامعه خود و از اسلام جهانی عقب بزنیم و دور نگه داریم، آیا این درست است؟ گاه شعارهایی که داده می‌شود در چارچوب تعصبات گیر افتاده است اما اگر می‌خواهیم اساس را بر این بگذاریم که اسلام همانگونه که امام (ره) می‌خواست جهانی شود، باید به گونه دیگری عمل کنیم.

همه دوره های انتخابات را آزاد می‌دانم

این فعال سیاسی با انتقاد از برخی رسانه‌ها به دلیل انعکاس ندادن صحیح و کامل سخنانش، اظهار کرد: من همه دوره های انتخابات را آزاد می‌دانم؛ حتی آنجا که خودم نامزد بودم و رای نیاوردم، به کسانی که در انتخابات پیروز شده بودند تبریک گفتم. انتخابات را آزاد می‌دانم و البته هیچ کار بشر بی‌اجبار نیست. در یکی از دوره‌های مجلس که من شرکت کرده بودم و رونوشت آرا را داشتم، شورای نگهبان به من گفت که من رای نیاورده‌ام اما من با اینکه مدارکی داشتم ولی زمانی که شورای نگهبان گفت که رای نیاورده‌ام، قبول کردم چراکه معتقدم شورای نگهبان باید حرف آخر را بزند.

وی اضافه کرد: من حتی در انتخابات که رای نیاوردم، نگفتم که آزاد نبوده. ما انتخابات آزاد داشته‌ایم و داریم. عمده انتخابات به این صورت بوده است که یک سلیقه دیگر کشور را اداره می‌کرد اما رای اکثریت را سلیقه دیگر به دست آورده است.

برخی گفتند مواضع من برای بیرون آوردن موسوی و کروبی از حصر خانگی است

دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با اشاره به انتقاداتی که درباره مواضع اخیر وی بویژه در مورد میرحسین موسوی و مهدی کروبی شده بود، گفت: در مجلس، سید بزرگواری که فامیلی‌اش هم بزرگواری است، شدیدا به من تاخته بود بدون آنکه اسمی از من ببرد. او گفته بود که کسی نمی‌خواهد من (عسگراولادی) را از اصولگرایی کنار بزند ولی با این کارها من خودم را کنار خواهم زد. او گفته بود که من می‌خواهم کف روی آب باشم و می‌گفت که اصلا ذهنیتم عوض شده است.

عسگراولادی با بیان اینکه "این نماینده محترم از سرزمینی است که مردم بزرگواری دارد"، اظهار کرد: اما ایشان خیلی ساده نگاه کرده است و خیال کرده تاریخ اسلام جهانی به یک سلیقه محدود می‌شود، در حالی که گستره اسلام‌خواهی و امامت و ولایت به پهنای زندگی مسلمانان ایرانی است.

وی با بیان اینکه "من می‌خواهم جواب «کف روی آب» را با نقل سخنی از امام (ره) بدهم"، افزود: امام (ره) فرمودند اگر شما را از در بیرون کردند، از پنجره وارد شوید، اگر از پنجره بیرون کردند، زاویه‌ای پیدا کنید و از آن وارد شوید. شما مثل ریگ ته جوی بمانید. شما برای تصفیه آب هستید. اینکه شما را کجا راه می‌دهند یا نه، به فکر آن نباشید. شما باید بمانید و آب را تصفیه کنید.

دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه "برخی گفتند که سخنان من برای تبرئه اهل فتنه و بیرون آوردن موسوی و کروبی از حصر خانگی و تطهیر این دو است"، گفت: من چنین منظوری ندارم و چنین حرفی نزده‌ام. اینها وظایف دستگاه‌های امنیتی و قضایی است. البته من به عنوان خادم کوچکی در هیات منصفه و خادم 21 نفر عضو هیات منصفه هستم.

موسوی و کروبی را در فتنه 88 مجرم نمی‌شناسم

وی تاکید کرد: من باید منصفانه به مسائل بپردازم و از مرده باد و زنده باد اثر نپذیرم. نباید زنده‌باد به من سرعت ببخشد یا مرده‌باد کُند کنَد. من به عنوان یک شهروند ایرانی حق دارم نظر حقیقی خودم را بگویم. فتنه اتفاق افتاد و موسس فتنه، آمریکا، اسرائیل و انگلیس بودند. ما چهار نامزد داشتیم که تبلیغات زهرآگین دشمن دو نفر از اینها را مفتون کرد، یعنی فتنه‌زده شدند نه فتنه‌گر.

عسگراولادی تاکید کرد: من به عنوان یک شهروند اظهارنظر کردم و به عنوان یک عضو هیات منصفه می‌گویم که من موسوی و کروبی را در فتنه 88 مجرم نمی‌شناسم. آیا نباید این را بگویم، چون به من انتقاد می‌کنند؟

آفتاب لب بامم / آقایانی که بر مرکب احساسات سوارند در آن دنیا نمی‌توانند جواب مرا بدهند

این فعال سیاسی در ادامه صحبتهای خود گفت: من رفتنی‌ام و آفتاب عمرم لب بام است. دیری نخواهد پایید که دیگر نیستم. من برای قبر، برزخ و قیامت جواب می‌خواهم و این آقایانی که بر مرکب احساسات سوارند در آن دنیا نمی‌توانند جواب مرا بدهند.

مواضعم را با «آرم حبیب‌الله عسگراولادی» مطرح کرده‌ام

وی افزود: من برای بیان نظراتم از حزب موتلفه یا کمیته امداد یا جبهه پیروان یا حتی اصولگرایان خرج نکرده‌ام. من با «آرم حبیب‌الله عسگراولادی» این حرف‌ها را زده‌ام.

اگر بگوییم همه منفی بوده اند، از انقلاب چه می‌ماند؟

عسگراولادی ادامه داد: می‌خواهم حرفهایم را در چهار پایه بگویم؛ اولین پایه اینکه تاریخ ایران باید قابل نگارش باشد. اگر از دو رهبر، شش رییس جمهور و چند نخست‌وزیر بگویید که همه به غیر از احمدی‌نژاد منفی هستند چه می‌شود؟ وقتی در صحنه تاریخی کشور حضور دارم، بسیاری از مسائل را دیده‌ام. کسی در دوره‌ای جرات نمی‌کرد اسم بنی‌صدر را ببرد. او با بالاترین رای در کشور سوار بود و در دفاع مقدس کارهای مثبتی داشت اما کارهای منفی هم داشت. باید تاریخ را آنگونه که هست گفت. بنی‌صدر یکی از توفیقاتش این بود که برای اولین بار رای بالای 10 میلیون مردم را به دست بیاورد و این مثبت است اما در تمسک به ولایت، شکست جدی و قطعی خورد.

وی درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی نیز گفت: هاشمی در مسیر زیرساخت‌های کشور وجهه همت داشت و موفق بود. آقای خاتمی توانست بحث‌های سیاسی را به جانب شفافیت ببرد. آقای احمدی‌نژاد هم کارهای مثبتی داشته است اما اگر بگوییم از شش رییس جمهور پنج تای آنها منفی است، اگر بگوییم از شش رییس مجلس پنج تای آنها منفی است، اگر بگوییم همه نخست‌وزیرها منفی بوده‌اند، برای انقلاب چه می‌ماند؟ برخی احساساتی‌ها متوجه نیستند که بی‌تاریخ بودن، چقدر مضر است.

نمی‌خواهم جوری حرف بزنم که برایم زنده باد بگویند

دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری گفت: پایه دوم اینکه انتخابات بی‌اشکال نیست و دشمن کارش را شروع می‌کند. چه در اینجا، چه مصر و چه هرجای دیگر، دشمن گام‌هایی را قبل از رای‌گیری برمی‌دارد و حرف از تقلب و دروغ می‌زند. در دوره دهم انتخابات نیز از چهار، پنج ماه قبل دشمن اعلام کرد که در انتخابات تقلب می‌شود. دشمن عوامل خود را در کنار نامزدها می‌گمارد و آنها با «چاکرم، مخلصم» عقبل منفصل نامزدهای انتخابات می‌شوند.

وی با بیان اینکه "من در شرایط بحران به همراه چهار نفر دیگر با موسوی ملاقات داشتم"، افزود: من با کروبی هم تنها دیدار کردم. از جلسه‌ای که با این افراد بیرون آمدم تشخیصم این بود که فتنه‌گر بودن به اینها نمی‌چسبد اما اطراف اینها را فتنه گرفته است.

عسگراولادی با بیان اینکه "من نمی‌خواهم جوری حرف بزنم که برایم زنده باد بگویند"، ادامه داد: باید این واقعیت‌ها را بگویم که پیش خدا جوابی داشته باشم. گردانندگان اصلی فتنه همه در کشورهای غربی پناهنده شده‌اند و حقوق می‌گیرند. این دو نامزد ما فتنه‌گر و فتنه‌ساز نبودند و گرفتار فتنه شدند.

دشمن می‌خواهد انتخابات را به میدان جنگ تبدیل کند

این فعال سیاسی اضافه کرد: پایه سوم سخنانم این است که دشمن می‌خواهد انتخابات را به میدان جنگ تبدیل کند و ما نباید بگذاریم جشن ملی‌مان به میدان جنگ تبدیل شود. کسانی که مخلصانه به بنده انتقاد دارند توجه ندارند که اگر انتخابات شروع و مقابله‌ها ادامه پیدا کند، نمی‌شود انتخابات را جشن ملی دانست، بلکه جنگ داخلی خواهد بود.

سه قطب در انتخابات آینده شرکت می‌کنند

وی افزود: پایه چهارم حرف‌هایم این است که قبول کنیم سه مجموعه و سه قطب در انتخابات آینده شرکت می‌کنند. این سه قطب نباید همدیگر را تضعیف کنند بلکه باید زمینه برای رقابت فراهم شود. نباید بگذاریم دشمن رقابت را به تنازع تبدیل کند. براندازی نامزد قطب دیگر و تخریب او با رقابت سالم اسلامی مغایرت دارد.

برخی خیال می‌کنند آیت الله هاشمی مفت به دست آمده و حرف‌های بی‌ربطی در مورد وی می‌زنند

عسگراولادی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینکه "اگر آقای احمدی‌نژاد اینجا بود سخنانم را صریح‌تر می‌گفتم"، اظهار کرد: صحبت من این است که در انتخابات ریاست جمهوری دهم باب تنازع را باز کردند و باب رقابت و تنازع را با یکدیگر مخلوط ساختند. به این صورت که ایشان با سه نامزد در رقابت بود اما وسط مناظره به هاشمی و ناطق نوری تاخت، در حالی که اصلا این دو شخصیت رقیب او نبودند اما ایشان در مناظره جدی‌ترین مبارزه‌اش با هاشمی بود.

دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری تصریح کرد: دشمن بیکار نیست و می‌خواهد کوشش ملی در سایه رهبری که برای رقابت ملی و اسلامی است، به تنازع تبدیل کند. نگذارید کار به نزاع بکشد.

وی با بیان خاطره‌ای از آیت الله هاشمی رفسنجانی اظهار کرد: برخی خیال می‌کنند که ایشان مفت به دست آمده و حرف‌های بی‌ربطی در مورد ایشان می‌زنند. البته من همه مواضع ایشان را قبول ندارم و انتقاداتم را در مجمع به ایشان می‌گویم. یکی از انتقادات من این است که ایشان نباید در ذهن مردم زاویه‌ای با رهبری داشته باشند، نباید درباره آنچه که رهبری تنفیذ کرده و کسی که رییس جمهور همه ما شده، بگوید که انتخابات آزاد نبوده و نباید بگوید که تقلب شده است.

عسگراولادی تصریح کرد: البته آنچه ایشان یقین کند حکم حکومتی است، اطاعت می‌کند ولی خودشان هم صاحب نظر و مجتهدند. نباید تصور کنیم که در جامعه تک‌صدایی است. باید صداها باشد اما همین که ولی امر حکم حکومتی داد، اطاعت کنیم.

وی ادامه داد: مهدی کروبی نیز تنها کسی است که در ریاست مجلس حکم حکومتی در رابطه با لایحه مطبوعات را اجرا کرد. ایشان تریبون مجلس را گرفت و گفت که فرمایش رهبری درباره لایحه مطبوعات را حکم حکومتی در نظر می‌گیرم و این لایحه را از دستور خارج کرده‌ام. برخی فکر می‌کنند که ایشان مفت به دست آمده.

با برادرم موسوی و برادرم کروبی سال‌ها کار کرده‌ام

این فعال سیاسی ادامه داد: من با برادرم موسوی و برادرم کروبی سال‌ها کار کرده‌ام ولی در سال‌های فتنه برخی مسائل را نپذیرفتند. موسوی رییس ما در دولت بود. ایشان فتنه‌ساز نیست، اما راهی باز شده، باید از فتنه تبری بجویند. من باز می‌گویم که فتنه‌گر آمریکا، اسرائیل و انگلیس‌اند و باید از اینها تبری بجویند. درباره حصر خانگی این دو عزیز نیز جدا از اینکه مقامات امنیتی و قضایی چه تصمیمی بگیرند، من به عنوان عضو هیات منصفه می‌گویم که این دو را مجرم نمی‌شناسم.

دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در بخش دیگری از اظهارات خود گفت: وقتی فتنه گسل‌هایی در داخل ایجاد می‌کند و تلاش می‌کند میان مردم و رهبری و نظام فاصله بیندازد، اما موفق نمی‌شود، با فلش‌های دیگری این کار را می‌کند و به جای مکتب اسلامی، مکتب ایرانی را نشان می‌دهد. اگر ایرانیت و تعصب ایرانی را مطرح کنیم، مطمئن باشید که تازه اول کار خواهد بود.

به کسانی که حرف از انتخابات آزاد زده‌اند تذکر بدهیم نه اینکه حذف کنیم

عسگراولادی در ادامه در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه "هاشمی رفسنجانی و برخی دیگر از افراد که حرف از انتخابات آزاد زده‌اند، پس از سخنان مقام معظم رهبری باید چگونه عمل کنند؟" گفت: باید تذکر داد. اینکه کسی بخواهد حذفی عمل کند، این کار با اسلام جهانی مغایرت دارد. دنیای اسلام چراغ برداشته و دنبال اینگونه افراد است. طبیعی است که پس از تذکرات رهبری برخی موضع خود را تصحیح کنند.

حتی جواب 10 درصد انتقادها را هم نداده ام

وی در واکنش به پرسشی درباره انتقادات مطرح شده درباره خود نیز گفت: در کشور ما آزادی است و هرکس آزادانه نظر خود را بیان می‌کند. من حتی ده درصد از جواب انتقادها و اعتراضات را ندادم. باید اجازه بدهیم که هرکس دریافت خود را بگوید.

خوابی درباره کروبی ندیده ام

عسگراولادی همچنین درباره انتشار خبری مبنی بر اینکه وی خوابی در مورد کروبی دیده است گفت: این خبر که من خوابی در مورد آقای کروبی دیده‌ام و آن را با مقام معظم رهبری در میان گذاشتم از اساس دروغ است.

دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری در پاسخ به اینکه آیا شما نسبت به حوادث سال 88 و موسوی و کروبی دیر اظهارنظر نکرده‌اید؟ گفت: انگیزه من این است که تاریخ آنگونه که هست بیان شود تا در مورد انقلاب جفا صورت نگیرد. من به اینکه سه سال یا پنج سال این مسائل دیر مطرح شد یا نه، کاری ندارم. با توجه به در پیش بودن انتخابات موضع گیری های افراد، بنده برای اینکه این مواضع روی روال باشد، از اول محرم امسال سخنان خود را شروع کردم.

غیبت مسؤلین مجاز می باشد.


استاد قرائتی:

برای مسئولین باید غیبت کرد!

استاد قرائتی:غیبت برای مسئولین طوری نیست؛ حضرت امیر(ع) می فرماید: پول بده غیبت بشنو../حضرت امیر(ع)‌آبروریزی کرد عثمان بن...

به گزارش قدس انلاین به نقل از حزب الله کرمانشاه، بحمدالله پس از پیروزی انقلاب تا کنون استاد حجه الاسلام و المسلمین قرائتی به عنوان مدرس برجسته معارف قرآنی در سراسر کشور شناخته شده و شبکه های مختلف صداوسیمای جمهوری اسلامی به انعکاس دیدگاه های وی مفتخرند.

این بزرگوار همچنین بارها مورد عنایت ویژه حضرت امام(ره) و مقام عظماء ولایت قرار گرفته اند به طوری که مقام معظم رهبری بر خلوص و صفای ایشان تأکید فموده و تلاشهای ایشان را الگویی برای طلبه ها معرفی فرموده اند.

سخنان دقیق ذیل از این عالم بزرگوار که عمرش را در راه تحقیق معارف دینی و قرآنی سپری نموده و یکی از کارشناسان معارف دینی محسوب می شود؛ استدلال محکمی بر رد ادعاهای جاهلان به معارف قرآن است که همواره درصددند به بهانه حفظ اخلاق رسانه ای و... مانع رسوایی نااهلان و نامحرمان توسط دلسوزان نظام بشوند و انتقادات صریح آنها از مسئولین را گناه غیبت و... معرفی می کنند!!

غیبت برای مسئولین طوری نیست باید خیلی رک انتقاد را بیان کرد/ کشتی آهن را در دریا می دزدند بعد می گویند غیبت نکنی ها!!

حجه الاسلام و المسلمین قرائتی  با رد اینگونه مغالطه ها تصریح می فرماید:

غیبت برای مسئولین طوری نیست؛ حضرت امیر(ع) می فرماید: پول بده غیبت بشنو: و ابعث العیون. به مالک اشتر می فرماید: پول بده به افرادی بروند بازرسی کنند بیایند عیبها را به شما بگویند. غیبت نکن یعنی چه؟ (مثلا) رک بگو آقا قرائتی نهضت سوادآموزی رو خراب کرد. غیبت نشود یعنی چه؟

گاهی آنقدر در درس اخلاق معطل می شویم که شتر را بارش می برند و کشتی آهن را در دریا می دزدند بعد می گویند غیبت نکنی ها!! یعنی چه غیبت نکن؟

نمونه ای از سیره امیرالمؤمینن(ع) در برملاساختن علنی تخلفات مسئولین
حضرت امیر(ع)‌آبروریزی کرد عثمان بن حنیف سر سفره ای رفت که اشراف بودند فقرا نبودند؛ حضرت امیر نامه ای نوشت و این کبابی که خورد کوفتش شد؛ هزار و چهارصدسال است که به خاطر آن سیخ کباب؛ عثمان آبرو ندارد.

گاهی باید داد کشید؛ ما اخلاقمان اینهاست آقا نه اینکه فقط بگی یواش بیا یواش برو! و نافله بخوان؛ نافله یکی از مستحبات است.

حضرت امام(ره) در جوانی با شخصی برخورد فیزیکی نمود و سیلی محکمی به صورتش زد

مرحوم آیة‌الله بهاءالدینی(ره)‌ نقل می کرد که حضرت امام(ره) در جوانی آنچنان به گوش کسی سیلی زد که عینکش پرت و چهل تکه شد. طلبه باید اینگونه باشد لذا آن کسی که در پیری می فرماید من تو دهن این دولت می زنم باید جوانی زده باشد. این درس اخلاق است.

بازخوانی جملاتی از مقام عظماء ولایت در وصف استاد قرائتی:
« بالخصوص از جناب آقاى قرائتى لازم است تشکر کنیم. تشکر که نه؛ چون کار، کار خداست، براى خداست، ان‌شاءاللَّه خداوند باید از ایشان و همکاران‌شان تشکر کند؛ لکن قدردانى باید بکنیم. من این چند جمله را در جمع شما برادران و خواهران بگویم:

آقاى قرائتى یک نمونه‌ى بسیار خوب و درس‌آموزى است خود ایشان. اولاً کارهایى را که ایشان مباشر آنها شد، دنبال آنها رفت، همه‌اش خلأهایى بود که وجود داشت؛ ایشان خلأها را پر کرده؛ خیلى ارزش دارد. بعضى کارها خوبند، اما تکرارى‌اند. اگر کسى توانست نیازها را، خلأها را پیدا کند، بشناسد و همت بگمارد بر اینکه این خلأها را پر کند، این ارزش مضاعفى دارد. ایشان این‌جور عمل کرده است؛ هم در قضیه‌ى نماز - نمازِ با این عظمت، با این اهمیت، رکن دین، مایه‌ى قبول همه‌ى اعمال انسان، این مورد بى‌اعتنایى قرار بگیرد در جامعه، توجه لازم به آن نشود. این، خیلى خلأ بزرگى است - ایشان به این خلأ پرداخت، هم مسئله‌ى زکات، که واقعاً در جامعه‌ى ما مطرح نبود و خود این مطرح نبودن یک نقطه‌ى ضعف بود، یک نقیصه بود، ایشان همت کرد، وارد شد؛ همه جا برو، همه جا بگو، به همه اصرار کن، خسته نشو، تا این به جریان بیفتد. قضیه‌ى تفسیر همین جور است، قضیه‌ى مهدویت و بقیه‌ى قضایایى که حالا ایشان دنبال می‌کنند؛ این یک نکته است در کار آقاى قرائتى عزیز و محترم‌مان.

نکته‌ى دوم که اهمیت آن از نکته‌ى اول بیشتر هم هست، صفا و خلوص ایشان است. خود این صفا هم موجب شده است که ایشان بتواند کارها را پیش ببرد. خداى متعال با نیت‌هاى خالص همراه است؛ خلوص نیت تأثیر عجیبى دارد در پیشرفت کارهایى که با این نیت انجام می‌گیرد. این هم یک نکته است؛ خیلى مهم است.
من اینها را عرض کردم نه براى خاطر اینکه حالا بخواهیم از یکى تجلیل کنیم یا یکى را بزرگ کنیم. اینها که نه مورد احتیاج و انتظار آقاى قرائتى است، نه ما دنبال این چیزها هستیم؛ می‌خواهیم این‌جور کار کردن براى ما - براى همه‌مان، به‌خصوص ما طلبه‌ها - الگو بشود؛ یعنى این‌جور حرکت کنیم؛ نه اینکه حالا همین کارها را بکنیم؛ بلکه به این معنا که بگردیم دنبال خلأها، دنبال آنچه که نیاز به آن هست، اینها را پیدا کنیم. هر کسى ذوقى دارد، استعدادى دارد، توانایى‌هایى دارد، ظرفیتى دارد، از این ظرفیت استفاده بشود براى اینکه کار انجام بگیرد».

کرامات ومکاشفات شیطانی/نمونه های شیطانی

کرامات «مکاشفات» شیطانی چیست؟

تفاوتش با مکاشفات وکرامات رحمانی؟

کرامت یعنی« کارهای خارق العاده ای»یک نفر انجام بدهد ،قدرتی روحی داشته باشد که بتواند تصرفاتی در عالم طبیعت یا در اشخاص، انجام دهد.

مکاشفه عبارت است ازاین که:انسانی در حال هوشیاری و بیداری، یا در حالت بین خواب و بیداری، که از آن، به «خلسه » تعبیر می شود، چیزهایی را ببیند یا درک کند که دیگران درک نمی کنند.گاهی گفته می شود: فلان شخص،در عالم مکاشفه، فلان مطلب را دیده است; منظور، همین حالت کشف است.حالتی برای انسان پیش می آید،گاهی شبیه خواب است. ولی خواب نیست; ممکن است حتی چشم انسان هم باز باشد و چیزهایی را ببیند، شبیه این که شخص خواب می بیند. مثلا شخصی را در حالی یا در کاری می بیند، حادثه یااتفاقی را می بیند، صدایی را می شنود. این حال را، حال مکاشفه می گویند

منظور از کرامت این است که از شخص، کارهای خارق العاده ای سربزند، دارای قدرتی روحی باشد که بتواند تصرفاتی در عالم طبیعت یا در اشخاص، انجام دهد; مثلا، مریضی را شفا بخشد، یاطی الارض کند،یابدون اسباب ظاهری، چیزی را از مکانی به مکان دیگر منتقل کند. به هرحال، کارهای خارق العاده ای انجام دهد که اگر مستند به اذن الهی و نشانه ارتباط باخدا باشد، کرامت نامیده می شود.

مرتبه والای آن، که به وسیله اولیاء و انبیاء و ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین برای اثبات نبوت و امامتشان انجام می گیرد، معجزه نام دارد. اما ممکن است بندگان صالح خدا هم کارهای خارق العاده ای انجام دهند، بدون این که برای اثبات ادعایی باشد; این، موهبتی است خدایی که «کرامت » نام دارد. یکی ازمسائلی که مدعیان عرفان و مقامات عالی انسانی علم اخلاق می کنند وآن را دست آویزی برای تبلیغ مسلک و مکتبشان قرار می دهند، همین ادعاست که، فلان شخص، صاحب کشف و کرامت است; لذا برحق است و فرقه و مسلکش، مسلک صحیحی است.

آیا واقعا کشف و کرامت در مورد او واقعیت دارد؟ واگر واقعیت دارد، دلیل بر این است که او از اولیاء خداوند است و خدای متعال نظر خاصی نسبت به او دارد؟ و اگر کسی واقعا کرامت الهی داشت، این دلیل می شود که همه مطالبی که او ادعا می کند، درست است؟

بعضی از افراد، در حالاتی، چیزهایی را می توانندببینید یا بشنوند که دیگران از دیدن یا شنیدن آنها عاجزند، چنین حالاتی برای بسیاری از انسانها پیش می آید و درک فوق العاده ای برایشان حاصل می شود. اما این ادراکات، دارای انواعی هستند، دسته ای از آنها شناخته شده اند و در روان شناسی، به نام «تله پاتی » نامیده می شوند.

مثلاً شخصی نشسته است و ناگهان به ذهنش خطور می کند: فلان شخص در فلان جا کاری انجام داده، یا مریض شده یا تصادف کرده و یا از دنیا رفته است و بعدا معلوم می شود که واقعا هم صحیح بوده است یا به ذهنش می آید که، مثلا، کسی در شهر دیگری دارد با او سخنی می گوید و او نیز می شنود، بعد معلوم می شود که آن شخص، در آن حال، به او توجه داشته است و دلش می خواسته چنین مطلبی را به او بگوید، ولی به او دسترسی نداشته است و فقط ازذهنش خطورکرده است این، نوعی ارتباط روحی است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این حالا درمادران هم دیده می شود،وقتی برای فرزند درشهرهای دیگراتفاق ناگواری می افتند،دردل مادرآشوبی بپامی شود،حس می کندیک اتفافقی افتادکه گاهی متوجه کلیات حادثه برای فرزندش بشود وصداهایی ازاورابشنود،که این حالات درزمان جنگ خیلی گزارش شده است،آن زمانیکه برای رزمنده درجبهه اتفاقی می افتاد(جراحت وشهادت)،مادردرهمان لحظه پالس هایی دریافت می کرد.پایان توضیح.

هیچ یک از اینها دلیل براین نیست که این اشخاص، از اولیای خدا یا از دشمنان خدا هستند. زیرا هر دو صورتش ممکن است. حتی ممکن است چنین روابطی میان اشخاصی که منکر خدا هستند پیدا شود. این، حالتی خارق العاده است; یعنی دیگران نمی توانند و در اختیارشان نیست، ولی واقعیت است. حال چه اسراری در کار است و این کار، چه فرمولی دارد، هنوز علم، آن را کشف نکرده است و به هیچ وسیله، فرمول این ارتباط به دست نیامده است که چه کار باید کرد تا این رابطه برقرار شود. این امری اتفاقی است.

پیداست، چنین رابطه و درکی، هرگز نشانه این که شخصی، مقام و منزلتی نزد خدای متعال دارد، نیست. چنان که بعضی از افراد، به وسیله چشم ظاهری، چیزهایی را می بینند که دیگران نمی توانند ببینند و یا به وسیله گوش ظاهری، صداهایی را می شنوند که دیگران نمی توانند بشنوند. اینها، تاحدودی، از نظر فیزیولوژیکی نیز قابل توجیه اند; یعنی، یک ویژگی در اندام چشم یا اندام گوش و مغز و اعصابشان هست که در سایرین نیست; مثلا صداهایی که معمولا باید فرکانس معینی داشته باشد تا ما بشنویم، آنها با فرکانس کمتری می شنوند. یامثلا، ما نورهایی را که تواتر خاصی دارند می بینیم اما آنها می توانند انوار ماوراءبنفش را هم ببینند. این یک خاصیت فیزیولوژیکی است که در بدنشان وجود دارد.

زنی که درون بدن آدمهارا می دید-مثل «اسکن»عمل می کند

در کتاب « فوق طبیعت»تألیف «لیال واتسن» آمده است که: خانمی روسی که ظاهرا مارکسیست و کمونیست است، چشمانش ویژگی خاصی دارد که درون بدن اشخاص را می بیند; به شخص که نگاه می کند، اندامهای داخلی بدنش را می بیند و گاهی به جای این که مریض را به آزمایشگاه و رادیولوژی ببرند و ببینند که چه آفتی در بدنش هست، این شخص، به بدن او نگاه می کند ومی گوید که در کجای بدنش اختلالی وجود دارد وبه این وسیله مرض او کشف می شود. گاهی دید او به حدی دقیق است که از دستگاههای عکس برداری هم دقیق تر می بیند، مثلاممکن است دستگاه تشخیص ندهد که فلان غده درکجای روده شخص است، اما او با یک نگاه می گوید: غده، در فلان جای روده مریض است.

این زن، هیچ ادعایی ندارد و هیچ ارتباطی هم با عالم غیب ندارد، فقط خاصیتی در اندام چشم او یا در سیستم عصبی اش هست که چیزهایی را درک می کند که دیگران درک نمی کنند.

بعضی از دانستنیهای غیر متعارف، باابزارها و مقدماتی حاصل می شوند;یعنی اشخاصی زحمت ها و ریاضت هایی می کشند و تمرین هایی را انجام می دهند تا چنین قدرتی رابه دست می آورند.این هم امری مشترک بین حق و باطل است.

در مناطقی از هند مثل تبت و کوههای هیمالایا، فرقه هایی از مرتاضان زندگی می کنند، که اعتقادی به خدا و دین و روز قیامت ندارند - البته به بقاء روح، معتقدند - آنها ریاضت ها و گاه، اعمال سخت و خرد کننده ای را انجام می دهند که در نتیجه آن، قدرتی روحی پیدا می کنند که می توانند مسائلی را بفهمند و ببینند که دیگران از درک آن عاجزند و حتی می توانند از حوادث گذشته خبر دهند. عده ای از آنان پیشرفتهای خاصی دارند و می توانند از آینده خبر دهند. نمونه های زیادی از این پیشگویی ها، سراغ داریم. افرادی هستند که بدون واسطه با آنان ملاقات و سؤال و جوابهایی داشته اند;مثلا،شخصی راکه هرگز ندیده و نمی شناخته است با اسم صدا زده و گفته است که شما اهل فلان جا هستی، فلان نیت را داری،به فلان منظوربه این جا آمده ای، تا فلان وقت، در فلان جا اقامت خواهی کرد وبه فلان منطقه، خواهی رفت.

درویشی که ازغیب خبرداشت

سفرچهارشنبه ات اتفاق نمی افتد!

شخصی تعریف می کردکه به یکی از مرتاضین برخورد کردیم، او گفت: شما روز پنج شنبه از این شهر خواهید رفت. من که برای روز چهارشنبه بلیط گرفته بودم، باخود گفتم: خوب، این یک اشتباه است، ولی به رویش نیاوردم روز چهارشنبه که می خواستیم با هواپیما حرکت کنیم، اعلام کردند که پرواز هواپیما به روز پنج شنبه موکول شده است.پیشگویی آن مرتاض درست ازآب در آمد بااین که هیچ اطلاعی از زمان پرواز هواپیما نداشت.

افرادی از راه ریاضت، می توانند چنین توانایی هایی پیدا کنند و یا ارتباطات روحی با افراد برقرار کنند که انواع و اقسام مختلفی دارد. نظیر اینها، مساله احضار ارواح و ارتباط با آنها و احضار جن و استفاده از اطلاعات او و از این قبیل چیزها است.

آگاهیهای خارق العاده ای از راههای غیر متعارف داشته یعنی  آگاهی هایی که از راه چشم و گوش و تعلیم و تعلم عادی میسر نیست.برای کسب آن اطلاعات، تمرین و ریاضتهای خاصی لازم است و کسانی که آن ریاضتها را بکشند به چنین قدرتی دست می یابند.

تسخیرجن

اشخاصی هستند که جن تسخیرمی کنند،مقدمات و کارهایی انجام می دهند که یک یا چند جن در اختیار آنها قرار می گیرد. و اطلاعاتی در اختیارشان قرار می دهند. کسب اطلاعات برای جن بسیار آسانتر از انسان است زیرا جن، سریع از مکانی به مکان دیگر منتقل می شود و اطلاعات را کسب می کند و می تواند در فاصله کوتاهی اطلاعات را در اختیار کسی قرار دهد که با او ارتباط دارد.

اما این بدان معنا نیست که اینچنین شخصی از اولیاء خداست، بلکه گاه، کارهایی که برای احضار ارواح و تسخیر جن و یا سایر ریاضت ها، لازم است که آنهارارعایت کند« خلاف شرع» است; حتی لازمه ارتباط بابعضی از اجنه ، توهین کردن شخص احضار کننده به دین حق(اعتقادات دینی) است. یعنی او باید کارهای توهین آمیزی نسبت به مقدسات انجام دهد تا بتواند با آن جن ارتباط برقرار کند.

افراد موثق نقل کرده اند، که آنهابرای این که رابطه شان را با یک جن ، حفظ کنند ،دستوراین بوده نمازشان را ترک کنند، و یاکارهای توهین آمیزی نسبت به مقدسات دینی، انجام می دادند تا به این وسیله، رضایت آن جن را جلب کرده و اطلاعاتی کسب کنند.

ازدیگراعمال «خارق العاده»  تله پاتی، احضار روح، ریاضت های مرتاضان، که  مقوله مکاشفه »هستند

مکاشفه چیست؟

مکاشفه حالتی روحی است، بین خواب و بیداری (خلسه) که برای شخص پیش می آید، و در چنین حالتی چیزهایی را مشاهده می کند.

این حالت، نوعی لطافت روحی لازم دارد، روح باید نوعی وارستگی داشته باشد تا این حالت برای شخص پیدا شود.

انواع مکاشفه

۱-مکاشفات ربانی( رحمانی)

۲-مکاشفات شیطانی.

گاهی چیزهایی را که آدمی در حالتی خلسه گونه می بیند یا می شنود و درک می کند، القائاتی از سوی شیطان است. آدم صدایی می شنود که دیگران نمی شنوند. گاهی هم این صدا، یک خبری است و واقعیت هم پیدا می کند اما اینها مقدمه ای برای فریفتن شخص است، تا وادارش کند که به آن راهی که می خواهد برود.

***

«جنیان» نیز همانند انسان ها مسلمان و کافر دارد و نیز شیعه و غیر شیعه دارد

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:برای مفهوم بهترمکاشفه خوب است که اشاره ای به خلقت وزندگی «جن»داشته باشیم.

کلمه «جن» در اصل به معنی چیزی است که از حسّ انسان پوشیده باشد.

مثلاً «جنین» به طفلی که در رحم مادر پوشانده شده و «جنّت» به باغی که زمینش را درختان پوشانده اند، و «جنان» به قلب که در درون سینه پوشانده شده و «جنه» به معنی سپر که انسان را از ضربات دشمن می پوشاند آمده است و«مجنون» به کسی که عقلش پوشیده باشد.[۱]

از آیات قرآن استفاده می شود که «جن» یک نوع موجود عاقلی است که از حس انسان پوشیده شده، و آفرینش آن در اصل از آتش یا شعله های صاف آتش است، و ابلیس نیز از همین گروه است. در این جا به اوصاف جن از نظر قرآن می پردازیم:

ویژگی های «جن» از دیدگاه قرآن:

۱ ـ جن موجودی است که از شعله های آتش آفریده شده، برخلاف انسان که از خاک آفریده شده است.[۲]

۲ ـ دارای عقل، علم، درک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است.[۳]

۳ ـ دارای تکلیف و مسئولیت هستند.[۴]

۴ ـ طایفه جن نیز مرد و زن دارند.[۵]

۵ ـ گروهی از آن ها مؤمن صالح و گروهی کافرند.[۶]

۶ ـ دارای حشر و نشر و معادند.[۷]

۷ ـ آن ها در آسمان ها بوده و خبرگیری و استراق سمع داشتند و بعداً ممنوع شدند.[۸]

۸ ـ در میان آن ها افرادی یافت می شوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همان گونه که در میان انسان ها نیز چنین است: مثلاً یکی از آن ها به سلیمان گفت: «من تخت ملکه سبا را پیش از آن که از جای برخیزی از سرزمین او به این جا می آورم»[۹]

۹ ـ آن ها قدرت بر انجام بعضی کارهای مورد نیاز انسان دارند: «گروهی از جن پیش روی سلیمان به اذن پروردگار کار می کردند، و برای او معبدها، تمثال ها و ظروف بزرگِ غذا تهیه می کردند.»[۱۰]

۱۰ ـ خلقت آن ها در روی زمین قبل از خلقت انسان ها بوده است.[۱۱]

زادو ولددارند ومرگ ومیر

از پیامبر(ص) نقل شده است که فرمود: «خداوند جن را پنج صنف آفریده است:

گروهی مانند باد در هوا (ناپیدا هستند).

گروهی به صورت مارها.

گروهی به صورت عقرب ها.

گروهی بصورت حشرات زمینند .

گروهی از آن ها مانند «انسان» هستند که بر آن ها حساب و عقاب است.»[۱۲]

جن نیز مانند انسان موجودی است مادّی و همانند انسان دارای روح است.[۱۳]

* حیات هدفدار و معنادار می باشد که دارای ویژگی هایی است که حشر و نشر (معاد) را برای او لازم می گرداند.[۱۴]

علت خلقت جن (چرا خداوند جن را آفرید؟)

فلسفه و راز آفرینش جن، بنابرآنچه در قرآن کریم آمده، همان است که درباره انسان وارد شده است، یعنی عبادت و پرستش خداوند سبحان، چنانکه فرموده است: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنْسَ إِلا لِیعْبُدُونِ » جن و انسان را نیافریدم مگر برای عبادت و پرستش نمودن[۱۵] آیه فوق بیان می کند که چون هدف خلقت این دو (انسان و جن) عبادت الهی است پس هر کدام دارای تکلیف در برابر خداست.

جن نیز دارای حساب و کتاب -درقیامت- مانند انسان است.

قرآن می فرماید: ای گروه جن و انس آیا رسولانی از خودتان  به سوی شما نیامدند و آیات مرا برای شما نخواندند و شما را از ملاقات روز قیامت نترساندند گفتند ما بر خودتان شهادت می دهیم که چنین بوده است.[۱۶]

جن نیز مانند انسان، مسلمان و کافر دارد:

نکته ای که از آیات و روایات استفاده می شود این است که جنیان نیز همانند انسان ها مسلمان و کافر داردو نیز شیعه و غیر شیعه دارد.[۱۷]

در سوره احقاف بحث فشرده ای پیرامون ایمان آوردن گروهی از جنیان به پیامبر اسلام و کتاب آسمانی او آمده است.[۱۸]

جای تردید نیست که جنیان نیز مانند ما انسان ها دارای عقاید مختلف بوده و عده ای از آنها فاسق، فاجر، ظالم و کافرند و عده ای از آنها صالح، مومن و مسلمان می باشند و در مورد شیعه بودن بعضی از جنیان نیز شواهدی وجود دارد که صحت این مطلب نیز محرز شده است. زیرا در روایات بسیاری از لسان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ عده ای از جنیان به عنوان شیعه معرفی شده اند. از آن جمله روایتی که ابوحمزه ثمالی نقل کرده است. که حکایت از شرفیابی عده ای از جنیان به حضور امام باقر ـ علیه السلام ـ دارد.[۱۹]

یکی بودن پیامبر جن و انس:

از آیات ۲۹ تا ۳۱ سوره احقاف استفاده می شود که گروهی از جنیان به پیامبر اسلام (ص)ایمان آوردند. از این آیه نه تنها استفاده می شود که رسول گرامی اسلام پیامبر جنیان نیز هست بلکه بر این مطلب دلالت می کند که سایر پیامبران مرسل نیز بر جن و انس مبعوث شده اند چنانکه بعضی از آنها قبل از اسلام به دین حضرت موسی(ع)ایمان آوردند.

پاورقی:

[۱] ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه  ج ۱۱، ص ۷۹.

[۲] سوره‌ الرحمن، آيه‌ ۱۵.

[۳] آيات مختلف سوره‌ جن.

[۴] آيات سوره‌ جن و الرحمن.

[۵] سوره‌ جن، آيه‌ ۶.

[۶] سوره‌ جن، آيه‌ ۱۱.

[۷] سوره‌ جن، آيه‌ ۱۵.

[۸] سوره‌ جن ،‌آيه‌ ۹.

[۹] سوره‌ نمل، آيه‌ ۳۹.

[۱۰] سوره‌ سبا، آيات ۱۲ ـ ۱۳.

[۱۱] سوره‌ حجر، آيه‌ ۲۷.

[۱۲] سفينه البحار، ج ۱، ص ۱۸۶،  ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه ج ۲۵، ص ۱۵۴ ـ ۱۵۷.

[۱۳] معارف قرآن، استاد مصباح يزدي،  ص ۳۱۰،

[۱۴] تفسير الميزان، علامه طباطبايي، ج ۱۲، ص ۲۲۵،

[۱۵] سوره ذاريات، آيه ۵۶.

[۱۶] سوره  انعام، آيه ۱۳۰.

[۱۷] سوره جن، آيات ۱۴ و ۱۵.

[۱۸] سوره احقاف، آيه ۳۰.

[۱۹] ميزان الحكمه، محمد، محمدي ري شهري، ج ۲، ص ۱۱۸،

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بااستفاده از«حوزه.نت»بااصلاحات.

حدیث به اینصورت هم آمده:پیامبر  اسلام (ص): جن سه نوع می باشند؛

یک نوع دارای پر و بال هستند که همواره مانند ابر و باد در هوا پرواز می کنند و انقباض و انبساط ندارند.

نوع دوم به صورت حیوانات در می آیند؛ مانند مار، عقرب، سگ، گربه.

نوع سوم دارای تکلیفند؛ یا رستگارند و یا گنهکار، برای اینها از طرف خداوند وعده وعید آمده مثل انسانها این نوع جنها بیشتر در مکانهای خلوت زندگی می کنند واز محلی به محل دیگر منتقل می شوند و در مجالس شرکت می کنند.

الجن جسم ناری سفلی «یتشکل باشکال المختلفه »حتی الکلب و الخنزیر
جن، جسم و موجودی است آتشی و از موجودات عالم پایین که به شکلهای مختلف جلوه می کند حتی به شکل سگ و خوک در می آید.
گاهی به صورت موجودات کوچک و گاهی به صورت موجودات بزرگ با بدنهای عجیب و چشمهای هولناک متمثل می شوند.

شیطان نیز گاهی به صورت یک پیرمرد، گاهی به صورت جوان، و... ظاهر شده است. مثلاً نقل شده است که ابلیس در مسجدالحرام به صورت یک فیل متمثل شد، و در نزد پیامبر - به صورت پیرمردی که ابروانش بر چشمانش افتاده بود - ظاهر شد واز حضرت خواست تا بری آمرزش و مغفرتش دعا کند و در منی به شکل یک مرد رکوع و سجده کننده گریان دیده شده است./سایت غدیر

***

قرآن کریم از زبان ابلیس، می فرماید: «فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک المخلصین »(سوره ص:۸۲) به عزت خدا قسم خورده است که تا می تواند بنی آدم را فریب دهد و فقط طمعی در فریب دسته ای از بندگان خدا که از مخلصین و معصومین هستند ندارد; اما قسم خورده است که سایرین را تا جایی که می تواند گمراه کند و یکی از راه های گمراه کردن، این است که اولاًکارهایی را انجام می دهد که شخص خیال کند اعمال صحیحی است; مثلا، هاتفی غیبی که به بنده بگوید: امشب از خواب برخیز و نماز شب بخوان! پیش خود می گوید: این صدای ملک است، زیرا شیطان، به کسی نمی گوید نماز شب بخوان. نیمه شب برمی خیزد و می گوید: الحمدلله خداوند توفیق داد که بیدار شوم و نماز شب بخوانم. شب دوم، سوم، چند شب می گذرد، بعد می گوید: این را کنار بگذار و برو قرآن بخوان. کسی که مدتی دستورات عبادی را شنیده که نماز شب بخوان و قرآن بخوان و دعا کن و به اینها عادت کرده است، با خود می گوید که ثواب آن قرائت قرآن بیشتر از آن درسی است که من می گویم. غافل از این که دستورات مستحب به او داده و فریبش می دهد، تا این که تکلیف واجب را ترک کند. خوب، بسیاری از افراد ممکن است فریب بخورند و بگویند: همان گونه که آن دستورات و سفارشاتش درباره عبادت خدا صحیح بود، او که نمی گوید: برو العیاذبالله فلان معصیت را انجام بده، این هم که می گوید: درس نرو، و بنشین قرآن قرائت کن، معلوم می شود که این هاتف غیبی، صلاح ما را بهتر از ما می داند.

این یک نوع مکاشفه است. گاهی نیز در حالت خلسه و حالتی بین خواب و بیداری یادر حالتی که انسان مشغول ذکر است، چنین چیزهایی رامی بیند.گاهی نوری، انواری رنگارنگ و گاهی شخصی را می بیند یاصدایی رامی شنود. اینها همه واقعیت دارد، اما اهل فن می گویند: این مکاشفات، گرچه در حال ذکر، دعا، سجده و یا در حال نماز باشند به دو دسته تقسیم می شوند:

۱-مکاشفات شیطانی

۲- مکاشفات رحمانی(ربانی)

عامل مکاشفه گاه شیطان است و گاه ملک. تشخیص این که کدام یک شیطانی و کدام یک رحمانی است، کار هر کسی نیست. محققین از عرفا گفته اند که برای تشخیص مکاشفه صحیح از ناصحیح، باید مضمون مکاشفه را بر کتاب و سنت عرضه کرد; اگر موافق قرآن و حدیث باشد، صحیح است و اگر مخالف کتاب و سنت باشد، شیطانی وناصحیح است. پس ملاک برای شناختن مکاشفه صحیح از ناصحیح، قرآن و سنت است، این را نیز محققین از عرفا گفته اند که

صرف حصول مکاشفه برای کسی، دلیل براین نیست که او از اولیا خداوند است.

حال اگر شخصی اهل ریاضت های باطل نیست، اعتقاداتش صحیح است و دین و مذهب درستی دارد، عباداتش، نماز و روزه اش، صحیح است، در حال عبادت، نماز شب، سجده و یا در حال ذکر، مکاشفه ای رحمانی برایش واقع شدکه مضمونش صحیح و مطابق کتاب و سنت است، آیا این شخص به مقام قطبی و مرشدی رسیده است؟ آیا حرفهایش در مورد سایر مطالب حجت است؟ آیا صلاحیت تربیت دیگران را دارد؟

به هیچ وجه چنین نیست، گاهی برای بعضی از کودکان، قبل از رسیدن به سن تکلیف، مکاشفاتی پیش می آید، گاهی افراد عامی، بی ریا و صاف و ساده، از بازاریها، کشاورزان، در نمازشان انواری را مشاهده می کنند، وقوع مکاشفه در این افراد، صرفا دلیل براین است که در آن حالت،لطافتی روحی وجود داشته است. نه این که، این شخص، تبدیل به یک قطب یا مرشد یا مربی کامل شده، و سخن او در همه مسائل حجت باشد. حتی اگر ثابت شود که مکاشفه اش رحمانی و ربانی بوده است; مثل این است که خواب صادقی دیده باشد، حالت مکاشفه، حالتی شبیه حالت خواب است.

حال اگر کسی رویای صادقه ای دید، خواب صحیحی دید، آیا دلیل براین است که او از اولیاء است؟

خیر. افراد معصیت کار بسیاری نیز هستند که خواب صادقه می بینند. بله، نوعی لطافت روحی باید داشته باشد. همه این گونه نیستند، ولی داشتن چنین لطافتی که اسمش را صفای روحی می گذارند،معنایش این نیست که او از اولیاء است و درک و فهمش در مورد همه مسائل صحیح است; قدرت تربیت دارد و همه باید از او اطاعت کنند. خیر، این گونه نیست.

 بعضی از مکاشفات ربطی به اعمال شخص و حالات انسان ندارد و بر اثر ریاضت هایی باطل حاصل می شود. مثل، حالات و اطلاعاتی که مرتاضین دارند.

بعضی دیگر، با ریاضتهای شرعی و صحیح حاصل می شود که اینها هم دو دسته اند، حتی آدمی که شخصی صالح است، عبادات شرعی و ریاضتی صحیح دارد.

گاهی ممکن است ریاضتهای شیطانی داشته باشد، شیطان او را رها نمی کند و برای تشخیص آن باید به کتاب وسنت مراجعه کرد.

حتی اگر ثابت شود که مکاشفه رحمانی بوده است و مطابق کتاب و سنت است، دلیل براین نیست که او به مقام عظیمی رسیده است.

همان طور که اطلاعات خارق العاده از راههای مختلف به دست می آید، کارهای خارق العاده نیز چنین است. بعضی هستند که به طور طبیعی، افرادی استثنایی هستند، کارها و تصرفاتی انجام می دهند که دیگران نمی توانند انجام دهند این گونه افراد البته خیلی نادرند. از اینها که بگذریم، کارهای خارق العاده ای هست که معمولا در اثر ریاضت ها حاصل می شود و انواع مختلفی دارد، از قبیل «سحر» و «تسخیر جن » که در اثر انجام عملیاتی از قبیل ریاضت هایی که جوکی های هند می کشند، و بالاخره بخشی نیز از اینها، کراماتی است که براثر عبادات صحیح و ریاضت های شرعی حاصل می شود. جای هیچ انکاری نیست که بشرکارهای خارق العاده را با تمرین ها و ریاضت ها انجام می دهد. بارها تیم های پزشکی و دانشمندان علوم مختلف اسلامی و علوم طبیعی و تجربی از کشورهای مختلف به خصوص از آمریکا و آلمان رفته اند و مدتها در میان مرتاضان زندگی کرده اند، وضع آنها را بررسی کرده و نهایتا تصدیق کرده اند که کارهایی که مرتاضان انجام می دهند مطابق با هیچ قانون علمی نیست; یعنی چنین کارهایی بدون علل و عوامل طبیعی و اقتصادی ایجاد می شوند و هیچ دلیلی بر این که این اعمال را با استفاده از قانون طبیعی انجام می دهند وجود ندارد.

دانشمندان گفته اند: کارهایی که مرتاضان انجام می دهند غیر عادی است و با قوانین طبیعی، فیزیکی و فیزیولوژی و روان شناسی مطابقت ندارد

لبته ممکن است بعضی انواع آن، با این علوم ارتباط داشته باشد; یک جوکی جلوی قطاری که در حال حرکت است می ایستد، قطاری که با سرعت صد یا صدوبیست کیلومتر در حال حرکت است، کنار ریل قطار می ایستد و با حرکت دستش ناگهان قطار را سر جایش میخ کوب می کند، و تادستش را برندارد با هیچ وسیله ای قطار حرکت نمی کند. یا مثلا هواپیمایی آماده حرکت است، موتور آن کاملا آزمایش شده و آماده حرکت است، یک جوکی می آید و دست می گذارد، مهندسین هرکاری می کنند، نمی توانند آن را راه بیندازند. تا این که او دستش را بر می دارد و اجازه حرکت می دهد، آن وقت راه می افتد. اینها مسائلی واقعی است، و نشانه آن است که خدای متعال به روح انسان آن چنان قدرتی داده که اگر تقویت شود، برقوای طبیعت غالب می شود این عظمت روحی انسان است. خوب، آیا اینها دلیل براین می شود که آن جوکی با آن آلودگی روحی اش از اولیاء الله است و باید از او اطاعت کرد؟ آیا باید آب دهانش را برای تبرک برد؟ این جوکی مثل پهلوانی است که تمرین کرده و بازوانش قوی شده است. چیزی را بر می دارد که شما نمی توانید بردارید، این یکی تمرین بدنی است و آن دیگری تمرین روحی است، که با کم خوردن، نفس را در سینه حبس کردن و با تمرینهای دیگر، با فشارهایی که به خودشان وارد می کنند، روحشان راتقویت می کنند.

با رابطه ای که از این راه یا به صورت هایی دیگر کشف کرده اند توانسته اند اراده را تقویت کرده تا بر قوای طبیعت غالب شود که بستگی به این دارد تا چه اندازه، قدرت اراده و قدرت نفس در شخص حاصل شده باشد.

پس هرکار خارق العاده ای که کرامت الهی نباشد،دروغ نیست; اینها واقعیت دارد و یک قسم آن هم سحر است.

حال این که ماهیت سحر چیست وچگونه برای اشخاص حاصل می شود وچند نوع است خود بحثهای زیادی دارد. ما واقعیت سحر را نمی دانیم، اما گاهی ممکن است آموختن سحر برای ابطال سحر، واجب باشد. البته سحر وجود دارد و در قرآن هم داریم: «لسحرواعین الناس » سحره فرعون سحر می کردند. اینها درقرآن هست و سحر فی الجمله واقعیت دارد، اما آیا کسی که کار خارق العاده ای انجام می دهد که دیگران نمی توانند انجام دهند، تصرف در قوانین طبیعت می کند، طبیعت را مقهور می کند، حتی در دلهای مردم نیز اثر می گذارد، بین دو دوست، زن و شوهر کدورت یا محبت ایجاد می کند; ساحر شد واز اولیاءالله است؟ خیر چنین نیست. فی الجمله در قرآن کریم داریم که جن وجود دارد و سحر هم واقعیت دارد و از نظر علمی، سحر و تاثیر آن هم واقعیت دارد./منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه بااصلاحات.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:

این مرتاض  -آماتور-به قصدمتوقف کردن «قطار»روی ریل ایستاده

واما نه اینکه نتوانست متوقف کند،بلکه نزدیک بودخودش رابه کشتن بدهد-درحال فرارازمسیرحرکت است،قطارباسرعت ازکنارش ردمی شود..

و

مرتاض ۹۰ ساله هندی  هستند که ۷۰سال بدون آب و غذا زندگی می کند.

«پراهلاد جانی» مرتاض هندی که ادعا می‌کرد هفتاد سال است نه چیزی خورده و نه چیزی آشامیده است مورد آزمایش متخصصان هندی قرار گرفت و ثابت شد ادعایش صادقانه است. جانی ۸۲ ساله اکنون یک پدیده منحصربفرد شناخته می‌شود که ادعا می‌کند از شهد آسمانی تغذیه می‌کند.

مرتاض هندی که فقط هوا می‌خورد+تصاویر

او اولین بار در سال ۲۰۰۳ توسط متخصصان آزمایش شد و اکنون به همان بیمارستان بازگشته تا سری جدید آزمایشات روی او انجام شود. از ۲۸ آوریل۲۰۱۰ تا ۹ ماه مه۲۰۱۰، این مرد باورنکردنی توسط ۳۰ دوربین فیلمبرداری و تیمی از متخصصان هندی تحت نظر بود.

در این مدت او هیچ چیزی نخورد و از آب فقط برای حمام و تمیز کردن دهانش استفاده می‌کرد. هم چنین در این مدت هیچ ادرار یا مدفوعی نداشت. بعد از آزمایش‌های قانونی جانی که مثل قبل سرزنده بود به روستایش بازگشت.

از زمان آغاز این آزمایشات در ۲۲ آوریل امسال(۲۰۱۰) نه تنها این مرتاض هندی آب و غذا نخورده، بلکه به دستشویی هم نرفته است.

اکنون دانشمندان امیدوارند داده‌های جمع آوری شده به آن‌ها بگوید که راز این مرد چیست و بنابراین روش معجزه آسایی پیدا کنند که هرکسی بتواند در شرایط سخت بدون آب و غذا دوام بیاورد. آن‌ها معتقدند که اگر جانی انرژی خود را از آب و غذا تامین نمی‌کند پس حتما باید منبع دیگری در محیط باشد مثل نور.

در گذشته مردمی بودند که ۱۶ تا ۳۰ روز روزه می‌گرفتند، اما همه آن‌ها هر هشت روز آب می‌نوشیدند و ادرار می‌کردند.

مرتاض هندی که فقط هوا می‌خورد+تصاویر

اما مورد جانی واقعا منحصربفرد و در دنیای پزشکی غیرقابل توضیح است؛

طبق نتایج آزمایش‌ها بدن و مغز جانی از نظر بیولوژیکی به اندازه یک فرد ۲۵ ساله است.

جانی می گوید:که در سن ۸ سالگی توسط یک الهه تقدیس شده است و این موضوع او را قادر کرده که بدون نیاز به تغذیه زندگی کند.

پراهلاد جانی اکنون در یک بیمارستان در احمدآباد گرجارات نگهداری شده و توسط سازمان تحقیقات دفاعی هندوستان به شدت تحت نظر است.

وی که  لباسی قرمز رنگ به تن می کند و حلقه ای در بینی دارد،اکنون ۶ روز است که در این مرکز و تحت نظارت شدید نگهداری می‌شود و پزشکان اعلام کردند بعد از این مدت بدن او هیچ نشانه ای از گرسنگی یا نیاز به آب نشان نداده است.

پزشکان تصمیم دارند نظارت خود را تا ۱۵ روز دیگر ادامه دهند که در طی این مدت باید علائمی مانند از دست دادن ماهیچه‌ها ، کم‌‌آبی شدید ، کاهش وزن و از کار افتادن اندام های حیاتی بدن ظهور پیدا کند.

البته در هندوستان افرادی هستند که برای مدت‌های طولانی و تا ۸ روز آب و غذا نمی‌خوردند و به اعمال مذهبی خود می‌پردازند.اکثر‌ انسان‌ها نمی‌توانند بدون غذا تا ۵۰ روز دوام بیاورند . بیش‌ترین رکورد گرسنگی در جهان ۷۴ روز بوده است./۱۲اردیبهشت ۱۳۸۹رسانه های ایران+BBC

این مرتاض هم روی عصا-درهواست.

مرتاض اسپانیایی-درهوا-فقط تکیه برعصا

این مرتاض هم روی درخت -وارونه-آویزان است. وعده ای هم آمده اند-پای درخت- تا ازازاوتبرک بجویند!

 خاطره یک کرامات شیطانی اززبان آیت الله 

زندگي‌نامه آيت‌الله العظمي محمد‌تقي بهجت فومني(ره)       

رئیس فرقه«علی اللهی» موصل ،ازافراد مشهور عراق بوده ،مرجع بزرگ عالم تشیع،برای نهی ازمنکر وترس ازفریب  مردم  وگرایش  به اینگونه اعمال شیطانی ،نماینده ای را به نزد این "«شیخ موصل»فرستاد که به اوبگوید:

ما آقا امیرالمؤمنین را صاحب مقامات می دانیم ......اما او خدانیست ومردم راگمراه نکن،دست از این اعمال شیطانی بردار.

نماینده مذگورمی گوید :وقتی به  محل زندگیش درموصل رسیدم، ازمردم سراغ شیخ راگرفتم گفتند درقله  فلان کوه  است.

برای دیدارش به بالای کوه رفتم،ازدور قیافه شیخ رادیدم با ریشی بلند.

 قبل ازاینکه من  بتوانم چیزی بگویم ،ازهمان دور،،صدازد«آقا چه فرموده»!؟

من هم پیغام مرجع بزرگ را رساندم.

شیخ موصل گقت:نخیر!علی خداست ومن برای ادعایم دلیل دارم

وسپس یکی ازبچه هایی که درآن اطراف بود راصدازد وآن پسربچه جلوآمدو

شیخ  بچه راگرفت وبلندکردوباگفتن«یاعلی»اورا به پایین کوه پرتاب کرد!

بچه سالم به پایین فرود آمد وبلافاصله مشغول بازی شد!

شیخ موصل روبمن کرد وگفت:

حالاتو یکی ازبچه ها را بگیر وبگو«یاالله»اوراپرتاب کن تاببینم می توانی اوراسالم به زمین بیندازی

ماجرای آیت الله بهجت رحمه الله و چشم برزخی ایشان

اگرچه  اینگونه اعمال درواقع «صرفات شیطانی»ونیرنگ است وناشی از انحرافت اعتقادی می باشد ولی  درنظر مردم بعنوان «کرامات»محسوب می شود وزمینه های گمراهیشان را فراهم میکند.

معمولا دستیابی به چنین «قدرت فارغ العاده»است نتیجه ریاضت های غیرشرعی است ،همانطورکه «مرتاضان هند»دست به یک سری کارهای محیرالقولی می زنند که ازعهده دیکران خارج است.

راوی ،آیت الله بهجت فومنی، بنقل ازکتاب (زمزم عرفان)آیت الله محمدی ری شهری

*****

ریاضت ۷۵روزه‌ای که به «چشم برزخی »حاصل شدولی به «شرک»منجرشد

فرزند شیخ رجبعلی خیاط نقل میکند:یک خیاطی به اسم «آقا صمد» در بازار کار می‌کرد که یک چرخ خیاطی داشت و آن چرخ، همه زندگی‌اش بود. او از شاگردهای پدرم بود، با همان کسب ضعیف و درآمد کم همیشه بازارچه را ایام محرم خرج می‌داد.

۷۵ روزخودسازی شرک آلود

همین آقا صمد می‌گفت: یکی از دوستانم حدود ۷۵ روز برای خودسازی جایی برای ریاضت و این نوع کارها رفته بود و بعد که برگشت به من گفت: صمد! برو ببین جناب شیخ درباره من چه می‌گوید؟

دوست(صمد)می‌گفت: وقتی که من وارد کارگاه جناب شیخ شدم، گفت: برو بیرون!

گفتم: جناب شیخ، من آمده‌ام فیضی ببرم!

گفت: به دوستت(صمد) بگو بدبخت، تو مشرک شده‌ای! در آن مدت تو خودت را گذاشته بودی جلو که «من چشم برزخی‌ام باز شود!» «من!» ببینم، پس خدا کو؟! برای خدا چه کرده‌ای؟

بعد جناب شیخ گفت: به او بگو برو نمازت را بخوان! زنت هم از تو ناراضی است، برو دو حلقه النگو بگیر و او را راضی کن!

«تبدیل تکه‌سنگ به گلابی»  + واکنش شیخ رجبعلی خیاط

جناب شیخ معتقد بود کسانی که در سیر سلوک از طریقه اهل بیت(علیهم السلام) فاصله دارند، هر چند بر اثر ریاضت از نظر قدرت روحی به مقاماتی دست یابند، درهای معارف حقیقی بر آنان بسته است.

یک بار ایشان با شخصی از اهل ریاضت برخورد داشت.به او گفت: حاصل ریاضت‌های تو بالاخره چیست؟

آن شخص خم شد، قطعه سنگی برداشت و آن را به گلابی تبدیل و به شیخ تعارف کرد(بخورد).

شیخ رجبعلی فرمود: این کار را برای من کردی، بگو ببینم برای خدا چه داری ؟! مرتاض با شنیدن این سخن به گریه افتاد.

صاحب کراماتی که متأسف بود!

يكی از شاگردان شيخ كه نزديك به سی سال با ايشان بوده نقل می‌كرد كه شيخ به من می‌فرمود: روح شخصی از علمای اهل معنا - ‌كه ساكن يكی از شهرهای بزرگ ايران بود - را در برزح ديدم كه تأسف می‌خورد و مرتب بر زانوی خود می‌زد و می‌گفت: وای بر من، آمدم، و عملی خالص برای خدا ندارم!

 پرسيدم كه چرا چنين مي كند؟

پاسخ داد: در ايام حيات، روزی با يكی از اهل معنا كه كاسب بود برخورد كردم، او مرا به برخی از خصوصيات باطنی خود متذكر ساخت، پس از جدا شدن از او تصميم به رياضت گرفتم، تا مانند آن شخص ديده برزخی پيدا كنم و به مكاشفات و مشاهدات غيبی دست يابم.مدت ۳۰ سال رياضت كشيدم تا موفق شدم، در اين هنگام مرگم فرا رسيد،

اكنون به من می‌گويند: تا آن هنگام كه آن شخص اهل معنا تو را متذكر ساخت گرفتار هوای نفس بودی، و پس از آن تقريباً سی سال از عمر خود را صرف رسيدن به مكاشفات و رؤيت حالات برزخی كردی، اينك بگو: عملی كه خالص برای ما انجام داده‌ای كدام است؟!

چشم برزخی شیخ رجبعلی خیاط
از جناب شیخ نقل شده‌است :

 روزی از چهارراه «مولوی» و از مسیر خیابان «سیروس» به چهار راه «گلوبندک» رفتم و برگشتم، فقط یک چهره آدم دیدم!( غرض شمایل برزخی افراد است).

***

مکاشفه‌ای دردسرساز یک عالم دینی

آیت‌الله زرآبادی می‌گوید: زمانی در قزوین امام جماعت بودم مدتی به سیر و سلوک پرداختم، به من گفته شد: حال که به این مقام رسیدی اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، فقط یک راه دارد، و آن ترک اعمال ظاهری است!

خبرگزاری فارس: مکاشفه‌ای که گریبان آیت‌الله زرآبادی را گرفت
مادر آیت‌الله زرآبادی، بانویی صالحه و دختر یکی از علمای قزوین بود  و پدرش حجت‌الاسلام سید علی زرآبادی قزوینی متوفای سال ۱۳۱۸ قمری از عالمان وارسته و فاضل و اهل معانی و حقایق بی‌شمار بود.دوم ربیع‌الثانی مصادف است با رحلت عالم ربانی و متأله قرآنی، آیت‌الله سید موسی زرآبادی. وی در سال ۱۲۹۴ هجری قمری در قزوین دیده به جهان گشود.

سید خیلی مراقبت در کردار و گفتار داشتند، حتی بنا به نقل مرحوم حاج شیخ مجتبی قزوینی در جلسه درس، «مرحوم سید گاهی فرزند خردسال ایشان فضولی می‌کرد، ایشان با اشاره به قلمتراشی که در پیش رو داشت، می‌گفتند: آقا... بنشین این قلمتراش گوش را می‌برد. یعنی حاضر نبودند برای آرام کردن و ساکت نمودن فرزند مثل بقیه مردم بگویند: بنشین، گوشت را می‌برم».

 آیت الله زرآبادی در علوم غریبه یکی از استادان مسلم و متبحر بود

آیت ‏الله سیدموسی زرآبادی یکی از بنیانگذاران مکتب تفکیک به شمار می‌رود. زرآبادی در این شهر و تهران از محضر حضرات آیات: میرزا ابوالحسن جلوه، میرزا حسن کرمانشاهی، شیخ فضل‏الله نوری و ... استفاده کرد و در علوم عقلی و نقلی به استادی رسید.

سید موسی در علوم غریبه یکی از استادان مسلم و متبحر بود و در مراحل تقوی و تهذیب نفس و سلوک شرعی نیز از نخبگان عصر خود به شمار می‌رفت، لیکن استادان و مربیان او در این زمینه‏ ها شناخته شده نیستند.(تولد۱۲۹۴-وفات۱۳۵۳ه)مدت عمر۵۹ سال

مکاشفه شیطانی

علی اکبر مهدی‌پور در کتاب «اجساد جاویدان» به نقل از آیت‌الله زرآبادی می‌نویسد: در روزهایی که در قزوین امام جماعت بودم مدتی به سیر و سلوک پرداختم، و به قدری پیش رفتم که پرده‌ها از جلو چشمم برداشته شد، دیوارها در برابر من حائل نبود، وقتی که در خانه نشسته بودم، رهگذرها را در کوچه و خیابان می‌دیدم.

روزی به من گفته شد: حال که به این مقام رسیده‌ای، اگر بخواهی به مدارج بالاتر و مقامات والاتر برسی، فقط یک راه دارد، و آن ترک اعمال ظاهری است.

آیت‌الله زرآبادی گفت: این اعمال ظاهری با دلایل قطعی و براهین مسلّم شرعی به ما ثابت شده است، من هرگز تا زنده‌ام آنها را ترک نخواهم کرد.

گفته شد: در این صورت همه آنچه به شما داده شده، از شما سلب خواهد شد.

پاسخ داده شد: به جهنّم!

آیت ‏الله زرآبادی می‌گوید: از همان لحظه آن حالت از من سلب شد و یک فرد عادی شدم، دیگر از آن کشف و شهود خبری نبود. در آن هنگام متوجه شدم که شیطان از این اعمال ظاهری ما با آن همه نقصی که دارد، شدیداً در رنج و عذاب است. بنابراین تصمیم گرفتم که با تمام قدرت به اعمال مستحبی روی بیاورم و در حدّ توان چیزی از مستحبات را ترک نکنم. از فضل پروردگار در پرتو التزام به شرع مبین حالاتی به من دست داد، که حالات پیشین در برابر آن ناچیز بود./منبع:خبرگزاری فارس۱۳ بهمن ۱۳۹۲

***

صرف حصول مکاشفه برای کسی، دلیل براین نیست که او از اولیا خداوند است.

حال اگر شخصی اهل ریاضتهای باطل نیست، اعتقاداتش صحیح است و دین و مذهب درستی دارد، عباداتش، نماز و روزه اش، صحیح است، در حال عبادت، نماز شب، سجده و یا در حال ذکر، مکاشفه ای رحمانی برایش واقع شد که مضمونش صحیح و مطابق کتاب و سنت است،

آیا این شخص به مقام قطبی و مرشدی رسیده است؟ آیا حرفهایش در مورد سایر مطالب حجت است؟ آیا صلاحیت تربیت دیگران را دارد؟

به هیچ وجه چنین نیست، گاهی برای بعضی از کودکان، قبل از رسیدن به سن تکلیف، مکاشفاتی پیش می آید، گاهی افراد عامی، بی ریا و صاف و ساده، از بازاریها، کشاورزان، در نمازشان انواری را مشاهده می کنند، (نمونه هایش را سراغ داریم). وقوع مکاشفه در این افراد، صرفا دلیل براین است که در آن حالت،لطافتی روحی وجود داشته است. نه این که، این شخص، تبدیل به یک قطب یا مرشد یا مربی کامل شده، و سخن او در همه مسائل حجت باشد. حتی اگر ثابت شود که مکاشفه اش رحمانی و ربانی بوده است; مثل این است که خواب صادقی دیده باشد، حالت مکاشفه، حالتی شبیه حالت خواب است.

حال اگر کسی رویای صادقه ای دید، خواب صحیحی دید، آیا دلیل براین است که او از اولیاء است؟ خیر. افراد معصیت کار بسیاری نیز هستند که خواب صادقه می بینند. بله، نوعی لطافت روحی باید داشته باشد. همه این گونه نیستند، ولی داشتن چنین لطافتی که اسمش را صفای روحی می گذارند،معنایش این نیست که او از اولیاء است و درک و فهمش در مورد همه مسائل صحیح است; قدرت تربیت دارد و همه باید از او اطاعت کنند. خیر، این گونه نیست.

کرامت

همان طور که اطلاعات خارق العاده از راههای مختلف به دست می آید، کارهای خارق العاده نیز چنین است. بعضی هستند که به طور طبیعی، افرادی استثنایی هستند، کارها و تصرفاتی انجام می دهند که دیگران نمی توانند انجام دهند این گونه افراد البته خیلی نادرند. از اینها که بگذریم، کارهای خارق العاده ای هست که معمولا در اثر ریاضت ها حاصل می شود و انواع مختلفی دارد، از قبیل «سحر» و «تسخیر جن » که در اثر انجام عملیاتی از قبیل ریاضت هایی که جوکی های هند می کشند، و بالاخره بخشی نیز از اینها، کراماتی است که براثر عبادات صحیح و ریاضت های شرعی حاصل می شود. جای هیچ انکاری نیست که بشرکارهای خارق العاده را با تمرین ها و ریاضت ها انجام می دهد. بارها تیم های پزشکی و دانشمندان علوم مختلف اسلامی و علوم طبیعی و تجربی از کشورهای مختلف به خصوص از آمریکا و آلمان رفته اند و مدتها در میان مرتاضان زندگی کرده اند، وضع آنها را بررسی کرده و نهایتا تصدیق کرده اند که کارهایی که مرتاضان انجام می دهند مطابق با هیچ قانون علمی نیست; یعنی چنین کارهایی بدون علل و عوامل طبیعی و اقتصادی ایجاد می شوند و هیچ دلیلی بر این که این اعمال را با استفاده از قانون طبیعی انجام می دهند وجود ندارد.

دانشمندان بعد از تجربیات زیاد، حاصل تحقیقاتشان را منتشر کرده اند مبنی بر این که کارهایی که مرتاضان انجام می دهند غیر عادی است و با قوانین طبیعی، فیزیکی و فیزیولوژی و روان شناسی مطابقت ندارد.البته ممکن است بعضی انواع آن، با این علوم ارتباط داشته باشد.

متوقف کردن «قطار»بااشاره دست

یک جوکی جلوی قطاری که در حال حرکت است می ایستد، قطاری که با سرعت صد یا صدوبیست کیلومتر در حال حرکت است، کنار ریل قطار می ایستد و با حرکت دستش ناگهان قطار را سر جایش میخ کوب می کند، و تادستش را برندارد با هیچ وسیله ای قطار حرکت نمی کند.

اختلال درپروازهواپیما

یا مثلا هواپیمایی آماده حرکت است، موتور آن کاملا آزمایش شده و آماده حرکت است، یک جوکی می آید و دست می گذارد، مهندسین هرکاری می کنند، نمی توانند آن را راه بیندازند. تا این که او دستش را بر می دارد و اجازه حرکت می دهد، آن وقت راه می افتد. اینها مسائلی واقعی است، و نشانه آن است که خدای متعال به روح انسان آن چنان قدرتی داده که اگر تقویت شود، برقوای طبیعت غالب می شود این عظمت روحی انسان است.

آیا اینها دلیل براین می شود که آن جوکی با آن آلودگی روحی اش از اولیاء الله است و باید از او اطاعت کرد؟ آیا باید آب دهانش را برای تبرک برد؟ این جوکی مثل پهلوانی است که تمرین کرده و بازوانش قوی شده است. چیزی را بر می دارد که شما نمی توانید بردارید، این یکی تمرین بدنی است و آن دیگری تمرین روحی است، که با کم خوردن، نفس را در سینه حبس کردن و با تمرینهای دیگر، با فشارهایی که به خودشان وارد می کنند، روحشان راتقویت می کنند.

با رابطه ای که از این راه یا به صورت هایی دیگر کشف کرده اند توانسته اند اراده را تقویت کرده تا بر قوای طبیعت غالب شود که بستگی به این دارد تا چه اندازه، قدرت اراده و قدرت نفس در شخص حاصل شده باشد.

پس هرکار خارق العاده ای که کرامت الهی نباشد،دروغ نیست; اینها واقعیت دارد و یک قسم آن هم سحر است.

حال این که ماهیت سحر چیست وچگونه برای اشخاص حاصل می شود وچند نوع است خود بحثهای زیادی دارد. ما واقعیت سحر را نمی دانیم، اما گاهی ممکن است آموختن سحر برای ابطال سحر، واجب باشد. البته سحر وجود دارد و در قرآن هم داریم: «لسحرواعین الناس » سحره فرعون سحر می کردند. اینها درقرآن هست و سحر فی الجمله واقعیت دارد،

ما آیا کسی که کار خارق العاده ای انجام می دهد که دیگران نمی توانند انجام دهند، تصرف در قوانین طبیعت می کند، طبیعت را مقهور می کند، حتی در دلهای مردم نیز اثر می گذارد، بین دو دوست، زن و شوهر کدورت یا محبت ایجاد می کند; ساحر شد واز اولیاءالله است؟

خیر چنین نیست. فی الجمله در قرآن کریم داریم که جن وجود دارد و سحر هم واقعیت دارد و از نظر علمی، سحر و تاثیر آن هم واقعیت دارد.

داستان مردی که ازغیب خبرداشت ولی موحدنبود

نقل می کنند که در زمان امام صادق علیه السلام شخصی ادعا می کرد که هرکس چیزی را در دست خود پنهان کند من می گویم که آن چیست! مردم هم جمع شدند، برای تفریح و سرگرمی و هرکس چیزی را در دستش پنهان می کرد و می گفت که این چیست؟ اونیز جواب درست می داد.

امام صادق(ع) ومرتاض(ساحر)

حضرت،وارد مسجد شدند و دیدند که مسجد شلوغ است. فرمودند: چه خبر است؟ جریان را برای ایشان شرح دادند.

حضرت  امام صادق علیه السلام جلو رفتند و دستشان را مشت کردند و پرسیدند:

در دستم چیست؟

آن شخص فکری کرد و حالت تحیر و تعجب به او دست داد.

امام: چرا جواب نمی دهید، مگر نمی دانید چیست؟

- می دانم چیست. ولی تعجب می کنم که شما آن را از کجا به دست آورده اید.

امام : آن چیست؟

- در تمام روی زمین هرچیزی سرجای خودش هست، ولی دریک جزیره ای، مرغی دوتا تخم گذاشته بود، یکی از آنهانیست، تنها چیزی که روی زمین تغییر کرد، همین است و این باید همان تخم باشد.

حضرت دستشان را باز کردند و تخم آن پرنده را نشان دادند.

امام : تو چگونه این علم را پیدا کرده ای؟

- با مخالفت با هوای نفس، هرچه دلم می خواست، خلافش را انجام می دادم.

حضرت(امام صادق): دلت می خواهد مسلمان شوی؟

- نه.

امام: شما گفتید که هرچه دلم نمی خواهد انجام می دهم، طبق قول خودت باید مسلمان شوی! او محکوم شد و گفت:

- قول داده ام و انجام می دهم.

البته از این که دید حضرت توانستند تخم مرغی را از جزیره ای دور در اقیانوس، بیاورند ودر دست بگیرند، فهمیدکه ایشان شخصی عادی نیستند.

مردساحراز حضرت پرسید: آقا چه شد که تا حالا که دینم باطل بود و راهم غلط بود، چنین قدرتی را داشتم، اما حالا که مسلمان شده ام و دین حق را پذیرفته ام، پرده ای جلوی چشمم افتاده است و دیگر واقعیت را نمی بینم. این چه دینی است؟

امام :تاکنون زحمتی کشیده بودی وخداوندمزدت را در همین عالم به تو می داد، از حالا به بعد هم اگر زحمتی را متحمل شوی خداوند متعال اینها را برای آخرتت ذخیره می کند که درعالم ابدی سعادتمند باشی.

بنابراین، قدرت بر تصرف در طبیعت و انجام کارهای خارق العاده، دلیل مقام و منزلتی نزد خدا نیست. همان طوری که دلیل برعدمش هم نیست.

ممکن است شخصی،باتمرینهایی که انجام می دهد و قدرت اراده ای که پیدا می کند، این گونه قدرتهایی را پیدا کند و گاهی ممکن است که این، یک موهبت الهی باشد. اگر بخواهیم تشخیص دهیم که موهبت الهی هست،یانه، ممکن نیست مگرآن که آن شخص را بشناسیم و ببینیم که اعتقاداتش درست بوده است. رفتارش چگونه بوده است، آیا طبق دستور خدا و پیغمبر “صلوات الله علیه” رفتار کرده است که خدا این موهبت رابه او عطا کند یا اهل ریاضتهای باطل بوده است؟ آن گاه می توان فهمید که این کارها شیطانی است یا الهی.

حاصل این که، مقوله کشف و مکاشفه و نیز مقوله تصرفات و انجام کارهای خارق العاده که مجموعا در اصطلاح عرفی به آنها، «کشف و کرامت » می گویند، هم حق دارد و هم باطل. گاهی شیطان، اطلاعات صحیح را نیز در اختیار انسان قرار می دهد که بعدا او را فریب دهد و وادار به انجام گناهی یا ترک واجبی کند.

همچنین ممکن است تصرفات خارق العاده ای باشد که خداوند به عنوان کرامت الهی، به بنده ای از بندگان شایسته خود، طبق مصالحی که می داند عطا فرماید و ممکن است در اثر ریاضت هایی باشد که شخصی کشیده است و خدا مزدش را در همین عالم به او داده است و او این قدرت روحی را پیدا کرده که می تواند تصرفاتی را انجام دهد. در حالی که از اخوان شیطان است،

بنابراین، شناختن اشخاص از راه داشتن قدرت برتصرفات غیرعادی، یااز راه داشتن اطلاعات غیر عادی، شناخت صحیحی نیست،

زیرا خداوند چنین قدرتی را هم به شیطان و هم به ملائکه داده است. دراین عالم تعادل، محفوظ است. راه حق و راه باطل را خداوند جلوی پای انسان می گذارد، «فالهمها فجورها و تقویها» تا ما گزینش کنیم.اگر خداوند آن قدرتها رابه شیطان داده است، ملائکه را هم موکل فرموده تا اولیای خدا را یاری کنند. همه عرشیان، کارشان استغفار برای مؤمنین است. در آیات قرآن، تصریح شده است که ملائکه مقرب الهی که حامل عرش الهی هستند، کارشان استغفار برای مؤمنین است، «ولیستغفرن للذین آمنو»(اعراف،آیه ۷)

آنها، مؤمنین را تایید، حمایت وکمک می کنند.ازطرف دیگر، شیطان هم به اهل باطل کمک می کند. پس دو راه وجود دارد. مجری، یک مجری است، چه آب شیرین در آن جاری باشد، چه آب شور، جلوی فریب های شیطانی را نمی گیرند، زیرا خداوند حق را بیان کرده و دلائل روشن به انبیاء داده است. اگر کسی طالب حق باشد می تواند تشخیص دهد. البته شیطانها هم فریب هایی دارند. بسیاری از مردم را نیز گول می زنند، اما تقصیر خود مردم است، زیرا باید بروند از اهلش سؤال کنند. پس هم عرفان صحیح داریم و هم عرفان دروغین.

 

تست

درآمد حج چقدر است، هرسال چندحاجی به عربستان می روند؟

کميسيون گردشگري عربستان اعلام کرد درآمد اين کشور از محل مناسک حج عمره در سال ۲۰۱۲ با افزايش ۱۰ درصدي نسبت به سال ۲۰۱۱ به ۱۶.۵ ميليارد دلار رسيد.
کميسيون گردشگري عربستان اعلام کرد درآمد اين کشور از محل مناسک حج عمره در سال ۲۰۱۲ با افزايش ۱۰ درصدي نسبت به سال ۲۰۱۱ به ۱۶.۵ ميليارد دلار رسيد. 
 
بر اساس اين گزارش، درآمد پادشاهي عربستان از حج عمره در سال ۲۰۱۲ به ۱۶.۵ ميليارد دلار رسيده است.  
 
بيش از ۷ ميليون زائر از کشورهاي مختلف هر سال به شهرهاي مقدس حجاز سفر مي کنند. هر زائر حدود ۱۰ هزار دلار بابت انجام سفر حج به عربستان هزينه مي کند.  
 
بر اساس گزارش کميسيون گردشگري عربستان، گردشگري، دومين صنعت پردرآمد عربستان است که ۸ درصد از کل مشاغل موجود در اين کشور را به خود اختصاص داده است.  
 
بر اساس گزارش ديگري که موسسه بين المللي بيزنس مانيتور منتشر کرده، تعداد اتاق هاي هتل هاي عربستان از ۲۵۰ هزار اتاق در سال ۲۰۱۱ به ۳۴۳ هزار اتاق تا سال ۲۰۱۵ افزايش خواهد يافت. 
********************************************
آمار عمره گزاران 
بنابر اعلام پایگاه اطلاع‌رسانی حج، پیش‌بینی می‌شود 800 هزار زائر ایرانی در علمیات عمره سال جاری(90ـ91) عازم سرزمین وحی شوند.
حج گزاران تمتع :75000نفر

نمایش(اکروباتیک)پرندگان وسوختگیری درآسمان

حرکات نمایشی(اکروباتیک)پرندگان

نوشیدن شهد(سوختگیری)پرنده درآسمان

بدون شرح

حرکات اکروباتیک پرندگان

ونوشیدن شهد درفضا(سوختگیری درآسمان)

حرکات نمایشی اکروباتیک پرندگان

گناهان  ناخشودنی  خواص بی بصیرت



معلوم نیست این خواص چه کسانی هستند!

عده ای  به اصحاب فتنه سال 88(بعدازماجرای انتخابات)خواص بی بصیرت میگویند

عده ای به کسانی که درماجرای فتنه مذکور ،موضعگیری نکردند ویا موضعگیری شفاف نکردند"خواص بی بصیرت می گویند.

جمعی به شخصیتهایی که موضغگیری درست کردند واما دیر موضع گرفتند نیز "بی بصیرت"می گویند.

عده ای چنان دامنه فتنه را گسترده گرفته اند وآن اینکه  هر شخصیتی که چندتا قحش آبدار به فتنه گران نداده "بی بصیرت وبلکه  "عقبه فتنه"می نامند!

گروهی به کسانی که به هردلیل ارتباطاتی (خانوادگی، عاطفی،دوستانه و...)با 2 چهره شناخته شده ،فتنه دارند را فتنه گرویا باکمی ارفاق ،اصحاب فتنه "بی بصیرت میدانند.

عده ای (اکثریت) اهل البیت امام خمینی ویاران نزدیک اورا "بی بصیرت "می نامند وحتی به فرزندان حاج سیداحمدآقا نیز رحم نکردند وآنهارا حامیان فتنه میدانند.

گروهی  مشایی ودست اندرکاران دفتر رئیس جمهوررا جریان انحرافی می دانند وحامیان آنهارا "بی بصیرت "می شمارند.

جمعی به کسانی که درمقابل جریان انحرافی مذکور موضعگیری (ساکتین جریان انحرافی)را "بی بصیرت"می نامند.

واما کشف جدید در وادی "بی بصیرت ها"

کسانی که زیرپای قالیباف را خالی کردند وموجبات رشدوپیروزی  احمدی نژاد رافراهم کردند را خواص بی بصیرت می دانند.

پس با این وجود "بابصیرتی باقی نمی ماند  و خواص  ها همه یک جورایی "بی بصیرتند،فقط شدت وضعف دارد.

****************************************************

خواص به خاطر عدم حمایت از قالیباف باید پاسخگو باشند! 

خبر ديگر اين كه سايت بی‌باک مشروح ديدار اخير دبیرکل و جمعی از اعضای شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب با آيت‌الله مصباح یزدی را روي خروجي خود قرار داده است حسين فدايي، دبيركل جمعيت ايثارگران در

 اين ديدار با بيان اين كه ما در همان روزهای اول با آقای احمدی‌نژاد مشکل پیدا کردیم، مدعي شده در سال 84 احمدي‌نژاد قرار بوده رئيس ستاد انتخاباتي قاليباف شود! اما نظرش عوض شده و در جلسه‌ای که در منزل ما بود و در واقع چهار نفر بودیم، گفت: من تکلیف دارم که به میدان بیایم. ما خیلی صریح و روشن گفتیم که این تکلیفی که شما می‌گویید یعنی چه و از کجا این تکلیف را به دست آوردید؟ در آن جلسات چهار نفره‌ای که بودیم، پیمانی بسته شد اما احمدي‌نژاد به آن عمل نکرد و مشکلاتی را برای جامعه به وجود آورد! فدايي همچنين در ادامه گفته: البته در این میان نیروهای متدین و خواص سیاسی ما بی نقش نبودند، مخصوصاً خواص باید پاسخگو باشند که چرا چنین فرصت‌هایی را به وجود می‌آورند که یک عده از افراد بتوانند از این فرصت‌ها سوءاستفاده کنند. وی در انتقاد از لیست جداگانه جبهه پایداری در مجلس نهم که منجر به عدم راهیابی افرادی چون فدایی و نمایندگان قالیباف به مجلس نيز گفته: در انتخابات مجلس نهم، دوستان جبهه پایداری که خود را به شما منسوب می‌کنند، وقتی که وارد صحنه شدند، گفتند ما نمی‌خواهیم این وحدت به هم بخورد و می‌خواهیم با وحدت کار کنیم و بعد هم گفتند که می‌خواهیم لیستی بدهیم که حداکثر توافق را داشته باشیم و به نظر من اینها آسیب به اردوگاه متدینین زد! 

21دیماه1391روزنامه ایران

خلاصه زندگي شاهان صفوي

پادشاهان وسلاطين صفوي بمدت 113سال حكومت كردند

    پادشاهان صفوي و مدفن آنها
    1- شاه اسماعيل اول: شاه اسماعيل اول كه در واقع موسس سلسله صفويه است، در روز سه شنبه 25 ماه رجب از سال 892 متولد شد و در محرم 905 ادعاي پادشاهي كرد و در سال 906 بر تخت نشست. او طي سفري كه در سال 930 به منطقه «شكي» كرده بود، در مراجعت در سراب مريض شد و طبيبان مرض او را حصبه تشخيص دادند و به همان بيماري در روز دوشنبه 19 ماه رجب 930 در همان جا فوت كرد و نعش او را به اردبيل آوردند و در جوار جدش شيخ صفي الدين به خاك سپردند و قبر او فعلاً در آنجاست. مدت عمر اين فرمانروا 38 سال (شش روز كم) و مدت پادشاهي اش 24 سال بود.
    2- شاه طهماسب اول صفوي: شاه طهماسب كه پسر بزرگ شاه اسماعيل است، در صبح چهارشنبه 24 رجب 919 متولد شد و در صبح روز دوشنبه 19 رجب 930 به جاي پدر به سلطنت رسيد و بعد از 53 سال و شش ماه و 26 روز سلطنت در سه شنبه 15 صفر سال 984 در قزوين پس از مدتي بيماري درگذشت. سن او در زمان مرگ 64 سال و يك ماه و بيست و پنج روز بود. جنازه پادشاه را در مزار شاهزاده حسين قزويني به امانت گذاشتند و طبق نوشته تاريخ عالم آراي عباسي، سپس نعش را در ضريح حضرت رضا(ع) به خاك سپردند تا آنكه در سال 1005 هجري قمري يعني سال دهم سلطنت شاه عباس اول، عبدالمومن ازبك بر مشهد استيلايافت و قبرهاي كليه شاهزادگان صفوي را كه در آنجا بود، شكافته و استخوان هاي آنها را بيرون آورد و مي خواست به بخارا ببرد. ولي انباردار ويژه شاه عباس كه در مشهد بود، خان ازبك را فريب داد و گفت اگر استخوان هاي شاه طهماسب را به عوامل شاه عباس در طبس ببري انعام زيادي خواهي گرفت و او نيز چنين كرد و استخوان هاي شاه طهماسب را به اصفهان حمل كردند و پس از آنكه در امامزاده اي به امانت گذاشتند، به عتبات عاليات فرستادند و در محلي نهاني به خاك سپردند.

    3- شاه اسماعيل دوم: اين پادشاه كه 43 سال بيشتر عمر نكرد، يك سال و سه ماه و نوزده روز سلطنت كرد و در شب يكشنبه 13 رمضان 985 در منزل يكي از نزديكانش مسموم شد و جان به جان آفرين تسليم كرد و او را در محلي غيرمشخص دفن كردند.
    4- سلطان محمد خدابنده: اين پادشاه كه در شب سه شنبه 29 جمادي الاول از سال 938 تولد يافته بود، بزرگ ترين فرزند شاه طهماسب اول بود و در 15 رمضان 985 در شيراز به سلطنت رسيد و در دوم شوال به قزوين رسيد و لقب خدابنده را براي خود انتخاب كرد.
    سلطان محمد خدابنده را در ذي حجه 996، پسرش عباس ميرزا (شاه عباس اول) از سلطنت خلع كرد و خود به نام شاه عباس، پادشاه شد و سلطان محمد خدابنده در قصر سلطنتي قزوين تحت نظر بود تا آنكه در سال 1004 در همان جا به مرض اسهال مرد و او را در مزار امامزاده شاهزاده حسين قزويني به خاك سپردند. صاحب تاريخ عالم آرا مي نويسد كه بعد از مدتي نعش او را به عتبات عاليات بردند اما ظاهراً امروز در عتبات از اين قبر اثري نيست.
    5- شاه عباس اول: شاه عباس اول پسر سلطان محمد خدابنده در شب شنبه اول رمضان سال 978 در هرات متولد شد و در ذي حجه 996 به جاي پدر نشست و در صبح پنجشنبه 24 جمادي الاول 1038 در اشرف مازندران (بهشهر امروزي) جان سپرد در حالي كه 59 سال و هشت ماه و 22 روز عمر داشت و 42 سال سلطنت كرده بود. نعش شاه عباس را از اشرف به كاشان آوردند و در محله پشت مشهد كاشان بيرون اين شهر در امامزاده اي به نام حبيب بن موسي به امانت گذاشتند تا بعد به يكي از اماكن متبركه منتقل كنند. اما واقعاً نعش شاه عباس به يكي از اين مكان ها منتقل شده يا در همان محله پشت مشهد كاشان باقي است، كسي درست نمي داند. به روايتي او را محرمانه به قصد بردن به عتبات به قم آوردند و در آنجا موقتاً به امانت گذاشتند و در همان جا ماند. روايتي ديگر حاكي است كه طبق وصيت خود شاه كه مي خواست قبرش مخفي باشد، پس از فوتش سه تابوت ساختند؛ يكي را به اردبيل، يكي را به مشهد و سومي را به نجف فرستادند و تنها در اين سومي نعش شاه قرار داشت. امروز هيچ كس نمي داند نعش بزرگ ترين پادشاهان صفوي چه شده و در كجا قرار دارد.
    6- شاه صفي: شاه صفي كه پسر صفي ميرزا و نوه شاه عباس اول است، در شب چهارشنبه دهم محرم 1021 در نزديكي نور مازندران متولد شده و در شب دوشنبه 29 جمادي الثاني 1038 به جاي جد خود در اصفهان به تخت نشسته و پس از 31 سال و يك ماه و دو روز عمر و 13 سال و هشت ماه و دو روز سلطنت سفاكانه در تاريخ دوشنبه 12 صفر 1052 در كاشان مرد و نعش او را از آنجا به قم آورده و در آنجا دفن كردند.
    7- شاه عباس دوم: اين پادشاه پسر شاه صفي است و در 9سالگي در 15 صفر 1052 به جاي پدر نشست و پس از 34 سال و 9 ماه و 15 روز عمر و 25 سال و 15 روز سلطنت در شب 23 ربيع الاول سال 1077 در حوالي دامغان درگذشت و نعش او را به قم بردند و در جنب پدرش شاه صفي به خاك سپردند. بقعه او در شاه سليمان است و در سال 1078 به اتمام رسيده است
    8- شاه سليمان: او پسر شاه عباس دوم است كه در 20سالگي در ششم شعبان 1077 جلوس و 28 سال و كسري سلطنت كرده و در سال 1106 فوت كرد و نعش او را نيز به مقبره سلاطين صفويه به قم بردند و در آنجا است.
    9- شاه سلطان حسين: او در سال 1106 به جاي پدرش نشست و در روز جمعه 12 محرم 1135 در فرح آباد تاج پادشاهي را به دست خود بر سر محمود افغان گذاشته و از سلطنت 29ساله به اجبار دست كشيد. شاه سلطان حسين در 1139 به دست اشرف افغان كشته شد و جسد او را به قم بردند و در مقبره شاه سليمان دفن كردند.

    10- شاه طهماسب دوم: او پسر بزرگ شاه سلطان حسين است كه سمت وليعهدي پدر را داشت و هنگام محاصره اصفهان به دست افغان ها خود را به قزوين رساند و چون خبر كشته شدن پدرش را به دست اشرف افغان شنيد، در اين شهر جلوس كرد و او از تاريخ اول ماه ربيع الاول 1145 عنوان پادشاهي يافت. در اين تاريخ نادر او را معزول كرد

11-شاه عباس سوم:بعد از عزل شاه عباس دوم،نادرشاه،  عباس ميرزا(فرزندشاه طهماسب دوم) را به نام و عنوان «شاه عباس سوم» پادشاه خواند و شاه طهماسب را به حبس انداخت و محل زندان او شهر مشهد بود. در اوايل سال 1152 چون خبر كشته شدن نادر در هند به غلط در ايران شايع شد، رضا قلي ميرزا از بيم آنكه مبادا مردم به طرفداري از صفويه قيام كنند، به قتل شاه طهماسب دوم كه در آن روزها در سبزوار اقامت داشت، امر داد و او و دو پسرش شاه عباس سوم و سليمان ميرزا به اين ترتيب به قتل رسيدند. جسد شاه طهماسب دوم را در مشهد مدفون ساختند و پس از مدتي نعش او را از مشهد به قم برده و در جنب قبر پدر و جدش به خاك سپردند.

منبع:17مرداد1389روزنامه شرق

    

قبور پادشاهان ورجال وشخصيت هاي ايراني ،مدفون در كربلا

پادشاهان و رجال سياسي مدفون در كربلا

پادشاهان آل بويه
پادشاهان آل بويه قديمي ترين پادشاهان دفن شده در حائر حسين هستند. بسياري از اين اميران شيعه در توسعه، بازسازي و تزيين حرم امام حسين(عليه السلام) و ديگر امامان شيعه نقش مؤثري داشتند. چند تن از آنان در داخل بقعه اي در صحن كوچك خاك شده اند. در زمان هاي پيشين، بقعه اي بر فراز قبر آنان وجود داشت كه در ميان مردم به بقعه آل بويه شهرت داشت. در 1268 ق عبدالرسول خالصي به دستور رييس اوقاف وقت عراق اين بقعه و آثار تاريخي آن را تخريب كرد.

پادشاهان و رجال قاجار
مظفرالدين شاه قاجار
وي از پادشاهان قاجار است كه فرمان مشروطيت را در 1324 ق صادر كرد و در همان سال از دنيا رفت. بر اساس وصيت اش او را در كربلا به خاك سپردند. قبر مظفرالدين شاه داخل رواق فقيهان يا رواق پادشاهان است و روي آن با موزائيك فرش شده است.

محمد علي شاه
محمد علي شاه فرزند مظفرالدين شاه از پادشاهان دوره قاجار و از مخالفان مشروطه است كه به سبب به توپ بستن مجلس شوراي ملي شهرت دارد. وي در 1341 ق از دنيا رفت و در كنار قبر پدرش دفن شد. اين قبر نيز با موزائيك فرش شده و اثري از خود قبر نيست.

احمد شاه
احمد شاه فرزند محمد علي شاه و آخرين پادشاه سلسله قاجار است كه در دوران وي كودتاي 1299 رضا خان به وقوع پيوست. او در 1348 ق از دنيا رفت و در كنار قبر پدرش به خاك سپرده شد. روي قبر وي را با موزائيك فرش كرده اند.

امير كبير
ميرزا تقي خان هزاوه اي مشهور به امير كبير، صدر اعظم معروف و شهير عصر ناصرالدين شاه است كه به دستور وي در 1298 ق در حمام فين كاشان به قتل رسيد و در رواق پادشاهان به خاك سپرده شد. در كنار قبر وي فرزندش ساعد الملك و برادرش ميزا حسين خان دفن شده اند.

سلطان حمزه ميرزا صفوي
حمزه ميرزا فرزند شاه اسماعيل صفوي از شاعران و اديبان عصر صفوي بود. وي در 997 ق در اردبيل از دنيا رفت و در داخل حرم امام و در رواق پادشاهان به خاك سپرده شد. حمزه ميرزا ديوان شعر و كتابي در سلسله انساب و شرح حال شاعران و عالمان از خود به يادگار گذاشت.

ميرزا شفيع خان مازندراني صدر اعظم
وي از نخست وزيران يا صدر اعظم هاي عصر قاجار است كه در 1224 ق درگذشت و در رواق پادشاهان دفن شد.

ميرزا موسي وزير
ميرزا موسي خان وزير طهران از حكم رانان عصر ناصري در ايواني در سمت جنوبي صحن به خاك سپرده شده است.

معير الممالك
دوستعلي خان معير الممالك، رييس ضراب خانه و امور دارايي عصر ناصري، در داخل رواق دفن است. قبر او در اتاقي كوچك و آينه كاري شده قرار دارد.

حاجي ميرزا آغاسي
از وزيران عصر محمد شاه قاجار است. او را در رواق پادشاهان به خاك سپردند.

ظل السلطان
ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه و حاكم اصفهان در عصر ناصري و مظفري است. قبر وي در رواق پادشاهان قرار دارد.

زاهدالدين شاه
شاهزاده هندي، برادر محمد نجف ميرزا، به همراه چند تن از شاهزاده هاي هندي معاصر هند در رواق جنوبي دفن شده و مقبره كوچك آنان با آينه تذهيب شده است. معروف ترين آن شاهزاده ها، غير از زاهدالدين شاه، سلطان برهان نظام شاه پسر سلطان احمد هندي است كه در 961 ق در هند از دنيا رفت.

منبع: عتبات عاليات عراق؛ دكتر اصغر قائدان

************************************

آرامگاه ناصرالدين شاه در شاه عبدالعظيم  است

نرخ مكالمه  موبايل ،تلفن همراه،ايرانسل،تاليا

 

ساعات اوج مصرف

ساعت ۸ صبح الی ۲۱

ساعت ۲۱ الی ۸ صبح

جمعه . روزهای تعطیل

تعرفه مکالمه در هر دقیقه

۴۴۷

۳۵۸

سیم کارت دائمی در محدوده تماس شهری

۷۶۰

۵۳۶

سیم کارت دائمی در محدوده تماس بین شهری

۶۲۵

۶۲۵

سیم کارت دائمی همراه اول با ایرانسل

۴۴۷

۳۵۸

سیم کارت دائمی همراه اول با تالیا

۶۷۱

۵۳۷

سیم کارت اعتباری همراه اول . تماس استانی

۱۱۴۰

۸۰۴

سیم کارت اعتباری همراه اول . تماس بین استانی

۹۳۵

۹۳۵

سیم کارت اعتباری همراه اول با ایرانسل

۶۷۱

۵۳۷

سیم کارت اعتباری همراه اول با تالیا

۴۹۹

۴۹۹

سیم کارت دائمی ایرانسل به ایرانسل

۶۲۵

۶۲۵

سیم کارت دائمی ایرانسل به سایر خطوط

۶۲۰

۶۲۰

سیم کارت اعتباری ایرانسل به ایرانسل

۸۲۵

۸۲۵

سیم کارت اعتباری ایرانسل به سایر خطوط

۶۲۵

۶۲۵

سیم کارت دائمی رایتل با سایر خطوط و بالعکس

۱۵۹۹

۱۵۹۹

مکالمه تصویری سیم کارت دائمی رایتل با رایتل

۶۷۰

۵۳۶

تماس تالیا با درون شهری

۱۱۳۹

۸۰۴

تماس تالیا با بین شهری

نرخ مكالمه  موبايل ،تلفن همراه،ايرانسل

 

ساعات اوج مصرف

ساعت ۸ صبح الی ۲۱

ساعت ۲۱ الی ۸ صبح

جمعه . روزهای تعطیل

تعرفه مکالمه در هر دقیقه

۴۴۷

۳۵۸

سیم کارت دائمی در محدوده تماس شهری

۷۶۰

۵۳۶

سیم کارت دائمی در محدوده تماس بین شهری

۶۲۵

۶۲۵

سیم کارت دائمی همراه اول با ایرانسل

۴۴۷

۳۵۸

سیم کارت دائمی همراه اول با تالیا

۶۷۱

۵۳۷

سیم کارت اعتباری همراه اول . تماس استانی

۱۱۴۰

۸۰۴

سیم کارت اعتباری همراه اول . تماس بین استانی

۹۳۵

۹۳۵

سیم کارت اعتباری همراه اول با ایرانسل

۶۷۱

۵۳۷

سیم کارت اعتباری همراه اول با تالیا

۴۹۹

۴۹۹

سیم کارت دائمی ایرانسل به ایرانسل

۶۲۵

۶۲۵

سیم کارت دائمی ایرانسل به سایر خطوط

۶۲۰

۶۲۰

سیم کارت اعتباری ایرانسل به ایرانسل

۸۲۵

۸۲۵

سیم کارت اعتباری ایرانسل به سایر خطوط

۶۲۵

۶۲۵

سیم کارت دائمی رایتل با سایر خطوط و بالعکس

۱۵۹۹

۱۵۹۹

مکالمه تصویری سیم کارت دائمی رایتل با رایتل

۶۷۰

۵۳۶

تماس تالیا با درون شهری

۱۱۳۹

۸۰۴

تماس تالیا با بین شهری

تغییر رشته استخاره ای

پاسخ امام به درخواست استخاره آیت‌الله امامی‌كاشانی درباره تغییر رشته فرزندش
 
Share/Save/Bookmark
  
مشرق
آیت‌الله امامی‌كاشانی در 14 اسفند سال 1367 با ارسال نامه‌ای خطاب به حضرت امام خمینی(ره) درخواست استخاره برای تغییر رشته تحصیلی فرزندش از پزشكی به حوزه علمیه قم می‌نماید.
آفتاب: آیت‌الله امامی‌كاشانی در 14 اسفند سال 1367 با ارسال نامه‌ای خطاب به حضرت امام خمینی(ره) درخواست استخاره برای تغییر رشته تحصیلی فرزندش از پزشكی به حوزه علمیه قم می‌نماید. 

امام در پاسخ به نامه آیت‌الله امامى‌كاشانى، (عضو فقهاى شوراى نگهبان) چنین مرقوم فرموده‌اند: 

" بسمه تعالى 

فرزند خود را آزاد گذارید تا هر راهى را مى‌خواهد انتخاب كند. شما و مادرش هم دعا كنید تا در آن راه موفق گردد.‌"
کد مطلب : 132370

تست زنبوری

1. یک ملکه .

2. چندصد تا حدود یک هزار عدد زنبورنر .

3. چندهزار تا چند ده هزار زنبور کارگر .

ملکه عسل وهمه زنبورهای کارگر ماده‌اند و فرق بین این دو در این است که دستگاه تناسلی کارگران ناقص بوده وجفتگیری برایشان ممکن نیست. وحال آنکه دستگاه تناسلی ملکه کامل است، امکان جفت گیری برایش وجود دارد وجفت گیری هم می‌کند.

 

جمعیت زنبورعسل

مجموعهٔ زنبورهای نر و کارگر و ملکه هر کندوه را «یک جمعیت زنبورعسل» می‌نامند.

 

کندو

 

محلی که یک جمعیت زنبورعسل در داخل آن زندگی، تولید ورشد می‌کند یک «کندو» نامیده می‌شود. کندو خانهٔ زنبورعسل است.

فرق ظاهری بین ملکه وکارگر در طویلتر بودن شکم واندام است. شناختن ملکه در داخل جمعیت وبین دهها هزار زنبور عسل کار ساده‌ای نیست، ولی زنبوردارهای با سابقه وکار کشته ومجرب با کمی زحمت ودقت ملکه را از بین آنهمه از زنبورها پیدا می‌کنند. فرق ظاهری بین زنبورهای «نر» با «کارگران» و «ملکه» در این است که:

  • اولاً: چشمهای مرکب زنبور نر از پشت سر به یگدیگر می‌رسند وحال آنکه چشمهای کارگران وملکه مثل هم بوده وبه همدیگر نمی‌رسند.
  • دوم: زنبورهای نر چاقند وکلفتر از کارگران وملکه‌اند.
  • سوم: انتهای شکم زنبور نر گرد است ولی ملکه وکارگران دارای انتهای نوک تیز می‌باشند.

 

ملکه زنبورعسل/نحوه تولیدمثل

ملکه تنها موجود مادهٔ کامل وتنها تخمگذار جمعیت است که مثل زنبور کارگر از تخم بارور شده به وجود می‌آید. «ملکه» مادر تمام زنبورهایی است که باوی در یک کندو زندگی می‌کنند. مدت رشدش از تخم تا موجود کامل ۱۷ تا ۱۸ روز بوده وپس از رسیدن به سِّن بلوغ (۴ تا ۵ روز بعد از تولد) در یک یا چند روز آفتابی قبل از ظهرها از کندو به خارج پرواز نموده وبا چند یا چندین زنبور نر جفتگیری می‌کند. بنا براین خیلی از زنبورهای یک جمعیت باوجودی که از یک ملکه به وجود می‌آیند باز هم نسبت نا خواهری دارند، چون دارای پدرهای متفاوتی می‌باشند. به همین دلیل هم خیلی از اوقات زنبورهایی که از ملکه تولید شده‌اند رنگهای مختلفی دارند. پس از شروع تخمگذاری ملکه معمولاً تا آخر عمر دیگر کندویش را ترک نمی‌ کند مگر هنگام بچه زادن. ملکه معمولاً ۵ سال وبه طور استثنایی ۶ سال هم ممکن است عمر کند، ولی اگر بخواهیم جمعیت پر محصول باشد باید وی را حد اکثر در سِّن سه سالگی حذف نموده ویک ملکه جوان وفعال به جای آن به جمعیت داد، به زبان زنبورداران (ملکه را جانشین نمود)، چون با بالا رفتن سِّن وپیری، قدرت تخم گذاری ملکه نیز کمتر می‌شود، در نتیجه جمعیت پس از مدتی ضعیف وضعیفتر می‌گردد، از یک جمعیت ضعیف هم هرگز نباید انتظار محصول عسل فراوان را داشت.

توضیح:ملکه جوان 6 روز بعد از بیرون آمدن، با یک زنبور نر جفت گیری می کند، اندام های جفت گیری نر پاره شده و در کیسه تناسلی ماده باقی می ماند و تا اینکه بعد از بازگشتن به کندو، کارگرها آن را از بین می برند. اسپرماتورزوئیدهایی که بدین صورت در کیسه ذخیره اسپرم، جای می گیرد، به کار همه تخم های لقاح یافته ای که ملکه خواهد گذاشت، بکار می رود. تخمدان های ملکه پر شده و شکم را پر می کند و ظرف دو روز، شروع به تخم گذاری می کند.

 

زنبور نر

زنبورهای نر از تخمهای بارور نشده بوجود می‌آیند، یعنی پدر نداشته وتنها دارای مادرند، ولی از جانب مادری دارای پدر بزرگ هم می‌باشند. مدت رشدشان «از تخم تا زنبور کامل» ۲۴ روز است. زنبور نر ۱۲ روز پس از تولد به سِّن بلوغ رسیده وقادر به جفتگیری می‌باشد. زنبورهای نر از اواسط فروردین تا نیمه دوم تابستان در کندوها وهمراه کارگران وملکه زندگی می‌کنند. جمعیتهایی که دارای ملکه‌اند از نیمهٔ دوم تابستان نرها را به زور از داخل کندو بیرون می‌رانند ویا مانع ورودشان به کندو می‌شوند تا از گرسنگی بمیرند. این پدیده به نام «نرکشی» معروف است. بنا براین در حالت طبیعی در فصول پائیز وزمستان در کندوها از زنبور نر خبری نیست. وجود زنبورهای نر تنها برای جفتگیری با ملکه‌هایی است که معمولاً در جمعیت تولید می‌ گردند واین کار همیشه در خارج از کندو ودر هوای آزاد وآفتابی انجام می‌گیرد. هر زنبور نر تنها یکبار در زندگی می‌تواند جفت گیری کند چون هنگام جفت گیری دستگاه تناسلی وقسمتی از بدنش پاره شده ودر داخل بدن ملکه باقی می‌ماند. وی در اثر این زخم می‌میرد وزندگیش پایان می‌پذیرد. بدین طریق زنبور نر هرگز فرزندش را نمی‌بیند.

 

 

 

 

زنبور کارگر

زنبور کارگر مانند ملکه همیشه از تخم بارور شده بوجود می‌آید وباز مانند ملکه از جنس ماده‌است. دوران رشدش «از تخم تا زنبور کامل» ۲۱ روز است. تمام کارهای داخلی وخارجی کندو وجمعیت را کارگران انجام می‌دهند که مهمترینشان عبار تند از:

·        زنبور عسلتمیز کردن داخل سلولهای مومی.

·        تغذیه ملکه.

·        تغذیه لاروها.

·        گرم کردن لاروها.

·        تنظیم گرمای داخلی کندو.

·        تولید موم.

·        ساختن سلولهای مومی.

·        دفاع.

·        تعویض هوای داخلی کندو.

·        جمع آوری شهد وگرده گل.

·        تهیه بره موم.

·        آوردن آب به داخل کندو ... وغیره.

·  دونوع زنبور کارگر وجود دارد که از لحاظ شکل ظاهری کوچکترین فرقی بین آنها دیده نمی‌شود:

·  کارگران بهاری که از اوائل بهار تا نیمهٔ تابستان متولد می‌گردند وحد اکثر سنشان «از تولد تا مرگ» از شش هفته تجاوز نمی‌کند.

·  کارگران پُائیزی که از نیمهٔ دوم تابستان به بعد تولد می‌یابند وحد اکثر سِّن آنها اغلب از هفت ماه بیشتر است.

تعداد زنبورهای کارگر یک جمعیت نسبتاً خوب در حد اکثر قدرتش درسال «حدود خرداد ماه» به ۶۰۰۰۰ عدد یا بیشتر هم می‌رسد. در صورتیکه که در زمستان تعدادشان از ۸۰۰۰ الی ۱۲۰۰۰ تجاوز نمی‌کند.

زنبورها از گلهای خوشبو ومعطر بهاری تغذیه می‌کنند. در فصل بهار و پائیز کندوها پر می‌گردد و هرکندو در حدود یک تا دو کیلو واحیاناً ۴ کیلو در فصلهای پُربار عسل بدست می‌آید. با مهارت خیلی بسیار کسانی که شغل جمع آوری عسل پیشه گرفته‌اند عسل از این کندوها خارج و در ظرف خالی می‌نمایند و کندو را بیرون نمی‌آورند، چون زنبور عسل طبق عادت همیشه یک جاه سکن می‌نماید بشرطی که کسی اذیت وآزار بر او ننماید.

 توضیح:نرها،کارشان فقط بارور کردن ملکه های جدید است./کارگرها،ماده عقیم هستند.

 

زیبایی کندو

هنگامیکه در یک جای خانه (کندو) می‌سازند خانه‌های آنها به شکل «مسدس متساوی الاضلاع» است در حالیکه مسطر وبیکار وسایر آلات ندارند، ساختن همه آشیانه‌ها به یک شکل منتظم موجب حیرت است. حکماء می‌گویند که اگر از مسدس کدام شکل دیگر اختیار می‌شد در بین خواه نا خواه یک مقداری جای خالی می‌ماند. سردار این زنبورها «یعسوب» نام دارد که با آن جماعت زنبورها می‌رود. خداوند آنهارا فطرتاً به‌طرف شکلی راهنمائی فرموده که یک فرجه جزئی هم بیکار نماند. همه اوامر تکوینیه‌است، خداوند به او هدایت داده که فطرتا مطابق خواست و استعداد مزاج خود غذای خودرا از اقسام میوه‌ها و گلها بدست آورد، چنانکه زنبورها از آشیانه خود بیرون آمده ومیوه و گلهای مختلف و رنگارنگ را که از آنها شهد و موم وغیره بدست می‌آید می‌مکند. وچون برای بدست آوردن غذا بهر طرف پرواز می‌کنند در حین مراجعت راه را کم نکرده ومستقیما به آشیانه خود بر می‌گردند. وبدین مطلب گرفته‌اند که به آن راههای فطری که قدرت برای عمل وتصرف تو مقرر کرده‌است مطیع ومنقاد بوده روان باش مثلاً گل و میوه را می‌مکد و بنا به سرشت خود شهد (عسل) را فراهم می‌کند. شعد دارای رنگهای مختلف است، سفید، سرخ، و زرد وسیاه، می‌گویند رنگها در اثر اختلاف موسم، غذا وعمر زنبور و غیره تفاوت می‌کند.

چرا کندوی زنبور 6 ضلعی است؟

چرا کندوی زنبور 6 ضلعی است؟

حجره های زنبور عسل همیشه شش گوشه اند و دانشمندان می گویندکه چنین حجره هایی با کمترین مواد ساختمانی ، بیشتری جا را فراهم می کنند. اگر حجره ها به شکل مربع ساخته می شد، زوایای داخل لانه ها خالی و بی مصرف می ماند چون حجم بدن زنبور تقریباً استوانه ای است و اگر حجره ها کاملاً استوانه ای ساخته می شد، در بین آن ها فضاهای خالی و فاصله هایی به وجود می آمد که بیهوده و بی مصرف می ماند.

خلاصه این که ، هر چه دانشمندان به ساختمان لانه ی زنبور عسل بیشتر دقت می کنند ، بیشتر غرق اعجاب و حیرت می شوند

در آزمایشی ثابت شد که در یک محیط مشخص سلول هایی با اشکال مثلث ، مربع ، دایره ، پنج ضلعی ، شش ضلعی و هشت ضلعی ، بیشترین حجره ها و ایجاد کمترین فضای خالی متعلق به محیط با حجره های 6 ضلعی می باشند .

معمولاً زنبوران طوری می سازند که:

- تهویه به آسانی صورت بپذیرد .

- حرارت ایجاد شده به آسانی از لانه خارج نشود .

- جهت ساخت لانه با جهت تابش طلوع خورشید یکی باشد .

- محل هایی برای ساخت لانه انتخاب می گردد که کم رفت و آمد باشند .

زنبور عسل یک معمارقهار است . زیرا از 6 ضلعی در ساخت خانه اش استفاده کرده . 6 ضلعی منتظم یک شکل استوار و پایدار است چون از 6 مثلث متساوی الاضلاع برای کشیدنش استفاده شده . و همه ضلعها و زاویه ها برابر است.

 

ملکه زنبورعسل

ملکه تنها موجود مادهٔ کامل وتنها تخمگذار جمعیت است که مثل زنبور کارگر از تخم بارور شده به وجود می‌آید.«ملکه» مادر تمام زنبورهایی است که باوی در یک کندو زندگی می‌کنند.مدت رشدش از تخم تا موجود کامل ۱۷ تا ۱۸ روز بوده وپس از رسیدن به سِّن بلوغ (۴ تا ۵ روز بعد از تولد) در یک یا چند روز آفتابی قبل از ظهرها از کندو به خارج پرواز نموده وبا چند یا چندین زنبور نر جفتگیری می‌کند.بنا براین خیلی از زنبورهای یک جمعیت باوجودی که از یک ملکه به وجود می‌آیند باز هم نسبت نا خواهری دارند، چون دارای پدرهای متفاوتی می‌باشند. به همین دلیل هم خیلی از اوقات زنبورهایی که از ملکه تولید شده‌اند رنگهای مختلفی دارند. پس از شروع تخمگذاری ملکه معمولاً تا آخر عمر دیگر کندویش را ترک نمی‌ کند مگر هنگام بچه زادن. ملکه معمولاً ۵ سال وبه طور استثنایی ۶ سال هم ممکن است عمر کند، ولی اگر بخواهیم جمعیت پر محصول باشد باید وی را حد اکثر در سِّن سه سالگی حذف نموده ویک ملکه جوان وفعال به جای آن به جمعیت داد، به زبان زنبورداران (ملکه را جانشین نمود)، چون با بالا رفتن سِّن وپیری، قدرت تخم گذاری ملکه نیز کمتر می‌شود، در نتیجه جمعیت پس از مدتی ضعیف وضعیفتر می‌گردد، از یک جمعیت ضعیف هم هرگز نباید انتظار محصول عسل فراوان را داشت.

 توضیح: وقتی که ملکه زنبور عسل به رشد کافی رسید، با آرواره هایش درپوش سلول خود را  می برد و از آن خارج می گردد. ملکه پس از خروج از سلول، ابتدا مقداری عسل می خورد،پس از آن شروع به گردش در کلنی می کند. در فاصله کوتاهی به جستجوی رقبای بالقوه خود می پردازد و آنها را می کشد. در این هنگام اگر ملکه به ملکه دیگر (خواهران خود) برخورد کند با آنها می جنگد تا یکی از آنها فاتح شود، پس از آن در جستجوی سلولهای بسته ملکه برمی آید و نوزاد ملکه داخل آنها را می کشد

جفت گیری ملکه در فاصله 6 تا 10 روز پس از خروج ملکه از سلول صورت می گیرد. قبل از پرواز جفتگیری، ملکه چندین پرواز آشنایی انجام می دهدکه 2 تا 30 دقیقه ممکن است طول بکشد پرواز یا پروازهای جفتگیری ممکن است 5 تا 20 دققیقه طول بکشد. بیشتر، پروازهای جفتگیری درروزهایی که درجه حرارت بیشتر از 20 درجه سانتیگراد باشد در ساعات بین 2 تا 4 بعدازظهر صورت می گیرد.

در خلال جفتگیری ملکه به اندازه تمام عمرش اسپرم دریافت داشته و آن را در کیسه اسپرم جای می دهد . تخمگذاری ملکه معمولا 2 تا 3 روز پس از بازگشت به کندو شروع می شود و تا آخر عمر، مگر در اواخر پاییز در هنگام نبودن گرده ادامه دارد.

شخصا به تجربه دیده ام که ملکه اولین تخمهای خویش را در همان کادری می گذارد که در آن متولد شده است .

ملکه از خود موادی را ترشح می کند که باعث می گردد کلنی به صورت یک واحد متشکل در آید و همچنین باعث می شود که کارگران نتوانند ملکه جدیدی تولید کنند و نیز مانع رشد تخمدان کارگران کلنی میگردد.

 

زنبور نر

زنبورهای نر از تخمهای بارور نشده بوجود می‌آیند، یعنی پدر نداشته وتنها دارای مادرند، ولی از جانب مادری دارای پدر بزرگ هم می‌باشند. مدت رشدشان «از تخم تا زنبور کامل» ۲۴ روز است. زنبور نر ۱۲ روز پس از تولد به سِّن بلوغ رسیده وقادر به جفتگیری می‌باشد. زنبورهای نر از اواسط فروردین تا نیمه دوم تابستان در کندوها وهمراه کارگران وملکه زندگی می‌کنند. جمعیتهایی که دارای ملکه‌اند از نیمهٔ دوم تابستان نرها را به زور از داخل کندو بیرون می‌رانند ویا مانع ورودشان به کندو می‌شوند تا از گرسنگی بمیرند. این پدیده به نام «نرکشی» معروف است. بنا براین در حالت طبیعی در فصول پائیز وزمستان در کندوها از زنبور نر خبری نیست. وجود زنبورهای نر تنها برای جفتگیری با ملکه‌هایی است که معمولاً در جمعیت تولید می‌ گردند واین کار همیشه در خارج از کندو ودر هوای آزاد وآفتابی انجام می‌گیرد. هر زنبور نر تنها یکبار در زندگی می‌تواند جفت گیری کند چون هنگام جفت گیری دستگاه تناسلی وقسمتی از بدنش پاره شده ودر داخل بدن ملکه باقی می‌ماند. وی در اثر این زخم می‌میرد وزندگیش پایان می‌پذیرد. بدین طریق زنبور نر هرگز فرزندش را نمی‌بیند.

 

زنبور کارگر

زنبور کارگر مانند ملکه همیشه از تخم بارور شده بوجود می‌آید وباز مانند ملکه از جنس ماده‌است. دوران رشدش «از تخم تا زنبور ماکل» ۲۱ روز است.تمام کارهای داخلی وخارجی کندو وجمعیت را کارگران انجام می‌دهند که مهمترینشان عبار تند از:

•زنبور عسل تمیز کردن داخل سلولهای مومی.  •تغذیه ملکه.  •تغذیه لاروها. •گرم کردن لاروها. •تنظیم گرمای داخلی کندو. •تولید موم. •ساختن سلولهای مومی. •دفاع. •تعویض هوای داخلی کندو. •جمع آوری شهد وگرده گل. •تهیه بره موم. •آوردن آب به داخل کندو... وغیره. •دونوع زنبور کارگر وجود دارد که از لحاظ شکل ظاهری کوچکترین فرقی بین آنها دیده نمی‌شود:

•کارگران بهاری که از اوائل بهار تا نیمهٔ تابستان متولد می‌گردند وحد اکثر سنشان «از تولد تا مرگ» از شش هفته تجاوز نمی‌کند.

•کارگران پُائیزی که از نیمهٔ دوم تابستان به بعد تولد می‌یابند وحد اکثر سِّن آنها اغلب از هفت ماه بیشتر است.

تعداد زنبورهای کارگر یک جمعیت نسبتاً خوب در حد اکثر قدرتش درسال «حدود خرداد ماه» به ۶۰۰۰۰ عدد یا بیشتر هم می‌رسد. در صورتیکه که در زمستان تعدادشان از ۸۰۰۰ الی ۱۲۰۰۰ تجاوز نمی‌کند.

زنبورها از گلهای خوشبو ومعطر بهاری تغذیه می‌کنند. در فصل بهار و پائیز کندوها پر می‌گردد و هرکندو در حدود یک تا دو کیلو واحیاناً ۴ کیلو در فصلهای پُربار عسل بدست می‌آید. با مهارت خیلی بسیار کسانی که شغل جمع آوری عسل پیشه گرفته‌اند عسل از این کندوها خارج و در ظرف خالی می‌نمایند و کندو را بیرون نمی‌آورند، چون زنبور عسل طبق عادت همیشه یک جا مسکن می‌نماید بشرطی که کسی اذیت وآزار بر او ننماید. 

 
 

زنبورهای عسل تقسیم کاری جالب و بسیار دقیق و منظم درمیان خود دارند؛

کار ملکه زنبور عسل تخم ریزی است ملکه از لحاظ جثه از زنبوران دیگر درشت تر است و دارای موقعیت مخصوص است برخی از زنبورها مامورند تا درجه حرارت داخل کندو را درحال تعادل نگه دارند برخی از آنها مامور ساخت و مرمت کندو هستند کارگرانی نیز که مسئول نوشیدن شهد گلها هستند از کندو بیرون می روند و هرکدام از نوع مخصوصی از گلها استفاده می کنند.

براستی این همه کارهای حیرت انگیز با این نظام دقیق ازکجا سرچشمه گرفته است ؟ زنبورها برای رسیدن به منطقه گلها گاهی راه خود را نشانه گذاری می کنند و ازطریق پراکندن بوهای مختلف در مسیر راه را چنان مشخص می کنند که کمتر امکان دارد زنبوری سرگردان شود زنبورها شیره گلها را به بعضی از حفره های داخل بدن خود می فرستند و درآنجا که حکم یک کارخانه کوچک مواد شیمیایی دارد شهد گل تغییر و طی تحولات مختلف به عسل تبدیل می شود زنبورها مجددا عسل ساخته شده را از بدن خود بیرون می فرستند رنک عسل برحسب آنکه زنبور بر روی کدام گل یا میوه نشسته و از آن بهره گیری کرده متفاوت است..

خدمتی که زنبور عسل برای محیط زیست و انسان انجام می دهد به همین ختم نمی شود زیرا نقش این موجود کوچک در دستگاه عظیم آفرینش بیش از اینها است چنانچه یکی از خدمات این حشره گرده افشانی و تکثیر گیاهان است زنبور عسل بیش از حشرات دیگر عامل نقل و انتقال گرده گلهاست کشاورزان و باغداران با تجربه همیشه در گوشه و کنار کشتزار و باغ خود چند کندو از زنبور عسل دارند تا آنان را در کار گرده افشانی گلها و گیاهان یاری دهند تحقیقات زیست شناسان بیانگر آن است که اگر زنبور عسل از بین برود هزاران نوع از گیاهان و گلها و میوه ها از بین خواهند رفت.

موضوع جالب دیگر در زندگی زنبوران عسل این است که آنها نسبت به نظافت و پاکیزگی بسیار حساس هستند بطوریکه هیچگاه روی نقاط آلوده و کثیف نمی نشینند اگر یکی از آنها روی نقطه آلوده ای نشسته باشد وقتی که بخواهد وارد کندو شود زنبورهای محافظ از ورود آن جلوگیری می کنند و در مواردی زنبور آلوده را با خشونت می کشند به همین جهت دسته ای از زنبورهای کارگر ماموریت پاکیزگی کندو را برعهده دارند.

با سختی از امام صادق (ع) درمورد زندگی اسرارآمیز زنبور عسل گفتار خود را به پایان می بریم :

در زنبور عسل دقت کنید و در زندگی اجتماعی آن فکر کنید اگر در بدست آوردن ذخایر غذایی و ساختن خانه شش گوشه منظم و اعمال حیرت انگیز این حیوان درست دقت کنید موضوع بسیار جالبی خواهید دید نتایج فعالیت این حشره بسیار گرانبها حیرت انگیز است و عجیب تر اینکه موجودی که این همه عجائب را انجام می دهد حیوانی است که حتی نمی تواند به وجود و موقعیت خود پی ببرد تا چه رسد به نتایج این اعمال شگفت انگیز این خود دلیلی است روشن که اینها همه به الهام خداوند دانا و تواناست و این حشره فعال مسخر قدرت لایزال الهی است

***************************************************************************.

     
   
 

 تشخیص 'عسل طبیعی' با روش های بسیار ساده

شناسایی عسل طبیعی از نوع تقلبی آن بسیار ساده بوده و بهتر است هر مصرف كننده ای از آن آگاه شود.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران مرکز زنجان مدیر عامل تعاونی زنبور داران استان زنجان با اشاره به روش های شناسایی عسل طبیعی از نوع غیر طبیعی گفت: اگر عسل در آب با دمای معمولی به آسانی حل شود می توان نسبت به طبیعی بودن آن اطمینان كرد.

خجسته به روش دیگر شناسایی عسل با كیفیت اشاره کرد وافزود: عسل طبیعی بوی خاصی مشابه بوی گل داشته و اگر مدتی در ظرف در بسته باقی بماند این بو نباید تغییر كند.

وی'رس بستن' یا 'شكرك' را یكی از مهمترین خصوصیات عسل طبیعی عنوان كرد و یادآور شد: برخلاف تصور عامه 'شكرك' در عسل های طبیعی و در دمای زیر 14 درجه سانتی گراد اتفاق می افتد،لذا برای جلوگیری از این مشكل بهتر است عسل در دمای معمولی نگهداری شود.

این مقام مسئول به روش دیگر شناسایی عسل طبیعی از نوعی غیر طبیعی اشاره و تصریح كرد: اگر با قاشق عسل از ظرفی برداشته شود به علت خاصیت چسبندگی و سیال بودن آن،ریزش عسل طبیعی از قاشق بلا انقطاع و بدون وقفه می باشد.

خجسته به خصوصیات برخی از عسل های طبیعی اشاره و خاطر نشان كرد: عسل كوهستان معمولا كمی تیره و خوشبو بوده و می توان اذعان كرد بهترین عسل،عسل كوهستان است.

 كشف دانشگاه كوئينزلند درباره زنبور عسل

محققان دانشگاه كوئينزلند به وسيله ميكروسكوپ قوي الكتروني توانسته‌اند مكانيسم انتقال زهر و عسل را در بدن زنبور كشف كنند. تصاوير و توضيحات آن گوياي جزئيات اين كشف است كه به قلم همايون خيري زيست شناس دانشگاه ايالتي كوئينزلند نوشته شده است. 
زنبورهاي كارگر يك كندو همگي ماده هستند و عمرشان بين سه تا چهار هفته است. زنبورهاي نر هميشه در خارج از كندو هستند و پس از تلاقي با زنبور ملكه از بين مي‌روند. زنبورهاي ماده نيش مي‌زنند و نرها نيش ندارند. بعد از نيش زدن، نيش از بدن زنبور جدا مي‌شود و زنبور هم چند ساعتي بعد از بين مي‌رود. 
مجموعه غده سمي زنبور عسل كه به نيش متصل است، از يك لوله بلند (غده اصلي) كه در انتها به دو شاخه تقسيم شده و يك كيسه براي جمع‌آوري سم تشكيل شده است. 

دو شاخه غده كه به آنها دسته‌هاي غده مي‌گويند يك اندازه نيستند، اما هنوز نمي‌دانيم چرا اين تفاوت وجود دارد. 

انتهاي هر شاخه به شكل كروي است. سلول‌هاي غده سمي هر كدام با يك لوله كوتاه مواد سمي را به لوله مركزي غده منتقل مي‌كنند. 

شاخه‌هاي غده در اينجا از هم جدا مي‌شوند. اين نقطه از غده سمي زنبور عسل به نام پايه واي (
Y Base) شناخته مي‌شود. 

در پايه
Y سلول‌هاي بيشتري قرار دارد و در نتيجه لوله‌هاي بيشتري در اين نقطه ديده 
مي‌شود. 
كيسه سمي نيش با فيلتر قرمز. در نيمه راست كيسه سلول‌هاي ترشحي وجود دارد اما نيمه سمت چپ بدون سلول‌هاي ترشحي و ضخيم‌تر است. نيش زنبور به انتهاي نيمه چپ متصل مي‌شود. 
اين عضله دورتادور كيسه سمي نيش قرار گرفته است. يك مجموعه عصبي كوچك در كنار اين عضله قرار دارد. پيام الكتريكي مجموعه عصبي منجر به انقباض اين عضله و تزريق مواد سمي از نيش به بدن قرباني مي‌شود. 
اين غده كه به نام «فوق حلقي» شناخته مي‌شود در سر زنبور عسل قرار دارد. سلول‌هاي اين غده ماده‌اي به نام «شيره پرورده يا
Royal Jelly» يا به زبان ساده «شير زنبور» توليد مي‌كنند. شكل اين غده شبيه به خوشه انگور است. 
سلول‌هاي غده فوق حلقي به صورت دسته‌هاي
۱۵-۲۰تايي در كنار هم شكلي شبيه حبه‌هاي انگور را تشكيل مي‌دهند. 
از بيرون هر سلول يك لوله بلند، شيره پرورده را به لوله اصلي منتقل مي‌كند. لوله اصلي به خرطوم زنبور متصل مي‌شود و زنبورهاي كارگر از طريق خرطوم به لاروها و زنبور ملكه غذا مي‌دهند. 
تصوير ميكروسكوپ الكتروني، دسته‌هاي لوله‌هاي سلولي و لوله اصلي در غده فوق حلقي را نشان 
مي‌دهد. 

در درون هر سلول يك لوله كوچك وجود دارد كه شيره را به لوله بيروني و سپس به لوله اصلي منتقل مي‌كند. كشف جديد دانشگاه كوئينزلند عبارت است از حلقه‌هاي عضلاني در درون لوله‌هاي داخل سلولي كه به رنگ قرمز ديده مي‌شوند.

داروهايي كه زنبور مي‌سازد

براساس تحقيقات اخير زنبور حشره‌اي بسيار سختكوش است كه از موم و حتي زهر آن مي‌توان به عنوان داروهايي مفيد و طبيعي استفاده كرد. 
عسل خام نه تنها طعم خوبي دارد و سرشار از ويتامين
B است، بلكه به علت داشتن خاصيت ضدباكتريايي براي درمان سوختگي و زخم‌ها نيز مفيد است. بررسي‌هاي اخيرمحققان كانادايي نشان مي‌دهد مخلوطي از موم عسل و روغن زيتون ناراحتي‌هاي پوستي و التهاب پوست را برطرف مي‌كند و خوردن گرده زنبور باعث افزايش انرژي مي‌شود. براي تسكين كمردرد و درمان آلرژي‌هاي فصلي نيز استفاده مي‌شود. 
زهر زنبور نيز داراي خاصيت ضد التهابي است و براي درمان آرتريت و ناراحتي مفصل مورد استفاده قرار مي‌گيرد. 
درمان با زهر زنبور به طور موفقيت آميزي علايم ام اس مانند خستگي مفرط، مشكل ديد و بي حسي را برطرف مي‌كند. 
ژل ملكه اين ماده در غدد بزاق زنبور توليد مي‌شود، ماده سفيد و شيري رنگ است كه براي برطرف كردن ناراحتي، خستگي مزمن و افزايش اشتها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين ژل كاهش دهنده كلسترول، تقويت كننده سيستم ايمني، افزايش دهنده ميزان انرژي، كاهش دهنده سردرد بر اثر يائسگي است و مانع بروز پوكي استخوان و بهبود پوست مي‌شود. 
پروپوليس نوعي چسب تهيه شده از موم و شيره درخت است كه براي به هم چسباندن و تعمير لانه استفاده مي‌شود. اين ماده خاصيت آنتي اكسيدان دارد به عنوان مرهم نيز استفاده مي‌شود و مي‌تواند علايم اسپاسم در بيماران ام اس را تسكين بخشد.

 

روزنامه ایران14مرداد91

شخصیتهای سیگاری/علمای ومراجع ای که قلیان،سیگارمی کشیدند

شخصیت هایی که"سیگار" وعلمایی که قلیان می کشیدند،حتی بعضی مراجع بزرگ سیگاری بودند.

مدیریت سایت-پیراسته فر:درادامه صمیمیت ورفاقت آیت الله کاشانی با دکترمصدق،سیگارکشیدنهای ۲نفره شان راخواهیددید وداستان سیگارکشیدن امام خمینی ،آیت الله حائری یزدی،علامه بحرالعلوم،آسیدابوالحسن اصفهانی،آیت الله حجت،شهیدمحلاتی،آیت الله شیخ عبدالحسین تهرانی،آیت الله طالقانی،دکترولایتی،آیت الله بهاءالدینی وآمام موسی صدر،علامه شعرانی(استادعلامه حسن زاده آملی) ،چاق بودن بساط قلیان آیت الله شهیدمدرس وسیگارکشیدن آیت الله خامنه ای دراتاق رئیس ساواک مشهد و...چندنفردیگر

ایران ۱۲ میلیون سیگاری دارد که در سال بیش از ۶۲ میلیارد نخ سیگار دود می کنند و البته هر روز ۲۰۰نفر از آنها به خاطر مصرف سیگار جانشان را از دست می دهند. سیگاری هایی که خیلی از آنها برای ترک دست به دامن موسسات ترک سیگار می شوند و دست آخر باز هم رفیق روز و شب شان فندک است و پاکت سیگار. اما در این میان، چهره های شناخته شده ای هم هستند که فاصله اراده تا عملشان یک لحظه بوده و با یک تصمیم زندگی شان را از هر نوع وابستگی به سیگار پاک کرده اند.آخرین سیگاری که امام کشید.


شاید جالب ترین ماجرای ترک سیگار، مربوط به امام خمینی باشد که خاطره آن را فاطمه طباطبایی، عروس امام در کتاب «اقلیم خاطرات» نقل کرده است. او می گوید:

«یک شب امام گفتند:در جوانی سیگار می‌کشیدم. تا این که یک شب سرد زمستان که پشت کرسی مشغول مطالعه بودم، به مطلب مهمی رسیدم و فکرم بشدت در گیر فهم آن شد. در همین حال برای آوردن سیگار از اتاق بیرون رفتم. پس از بازگشت همین که نگاهم به کتاب افتاد که آن را بر زمین گذاشته و به دنبال سیگار رفته ‌بودم، احساس شرمندگی کردم و باخود عهد کردم که دیگر سیگار نکشم. آن را خاموش کردم و دیگر سیگار نکشیدم.»
یا مهریه یا ترک سیگار
درباره سیگاری شدن و ترک سیگار شهید مهدی شاه آبادی هم برادر ایشان، آیت الله نصرالله شاه آبادی خاطره ای را نقل می کنند و می گویند: «۸-۷ ساله که بودیم فکر می‌کردیم هر کسی سیگار بکشد مرد است. گاهی یواشکی سیگار از وسایل مرحوم پدرم برمی‌داشتیم و می‌رفتیم می‌کشیدیم. روزی عیدی‌‌هایمان را برداشتیم و دو تایی با هم رفتیم و یکی یک پاکت سیگار ۱۰ تایی که ۱۰ شاهی قیمتش بود گرفتیم. یک شاهی هم دادیم و ۲ تا کبریت خریدیم. نزدیک منزل‌مان خرابه‌ای بود به نام قهوه خانه. آن جا رفتیم و دوتایی روبروی هم نشستیم و هر کسی با کبریت خودش سیگارها را آتش زد و کشید. ۱۰ سیگار من و ۱۰ سیگار آقا مهدی کشید. تمام که شد، آمدیم بلند شویم سرمان گیج رفت. افتادیم و به حالت اغما فرو رفتیم.خانواده از این‌طرف و آن‌طرف گشتند و ما را پیدا کردند. دیدند دور وبر ما ته سیگار ریخته است. دهن‌مان را بو کردند و دیدند بله، سیگار کشیدیم. آبلیمو خوراندند و به هوش آمدیم.وقتی به هوش شدیم نگفتیم سیگار بد است؛ گفتیم ما بد کشیدیم! باید درست کشید! خلاصه هر دومان سیگاری شدیم تا وقتی که هر دو ازدواج کردیم؛ اما خانم اخوی، مخالف با سیگار بود.از خود اخوی شنیدم که با خانمش قرار گذاشتند خانم از مهریه صرف‌نظر کند ایشان هم از سیگار و همین کار را هم کردند و ایشان دیگر سیگار نکشیدند. ولی چون خانم من از این حرف‌ها نزد، من الان سیگاری هستم!»
اگر سیگار نباشد سینه را می خواهم چه کنم؟

ترک سیگار آیت الله حـجـت شاید یکی از غیرمنتظره ترین ترک هایی باشد که روایت می شود. استاد مطهری در این باره می نویسند: «آیت الله حجت یک سیگاری ای بود که تا کنون نظیر او را ندیده بودم.گاهی سیگار او از سیگار دیگر بریده نمی شد. بعضی اوقات هم که می برید بسیار مدتش کوتاه بود. طولی نمی کشید که مجددا سیگاری را آتش می زد. در اوقات بیماری اکثر وقتشان صرف کشیدن سیگار می گشت. وقـتی مریض شدند و او را برای معالجه به تهران بردند، در تهران اطبا گفتند چون بیماری ریوی دارید باید سیگار را ترک کنید و به سینه تان ضرر دارد. ایشان ابتدا به شوخی فرموده بودند: من این سینه را برای کشیدن سیگار می خواهم. اگر سیگار نباشد سینه را می خواهم چه کنم؟ عرض کردند: به هر حال سیگار برایتان ضرر دارد و واقعا مضر است، ایشان فرموده بودند: واقعا مضر است؟ گفته بودند: بله واقعا همینطور است. فرموده بودند: دیگر نمی کشم... یک کلمه نمی کشم کار را یکسره کرد. یک حرف و یک تصمیم، این مرد را به صورت یک مهاجر از عادت قرار داد.»
بگو همسایه سیگار بکشد
شهید همت هم یکی از کسانی بوده که در جوانی سیگار می کشید اما به خاطر یک جمله، تصمیم می گیرد برای همیشه سیگار را کنار بگذارد. یکی از نزدیکان او در کتاب «به مجنون گفتم زنده بمان» ماجرای ترک سیگار شهید همت را ابنطور تعریف می کند: «روز خواستگاری یا زمان خواندن خطبه عقد بود که مادرم گفت: قول می دهد سیگار هم نکشد. خانمش هم گفت مجاهد فی سبیل الله که نباید سیگار بکشد. سیگار کشیدن دور از شان شماست! وقتی برگشتیم خانه رفت جیب هایش را گشت: سیگارهایش را درآورد له کرد و برد ریخت توی سطل آشغال. گفت تمام شد. دیگر هیچ کس دست من سیگار نمی بیند. همین هم شد. خانمش می گفت: دو سال از ازدواجمان می گذشت. رفتم پیشش گفتم: این بچه گوشش درد می کند: این سیگار را بگیر یک پک بزن دودش را فوت کن توی گوشش. گفت: «نمی توانم قول دادم دیگر سیگار نکشم. گفتم: بچه دارد درد می کشد! گفت: ببر بده همسایه بکشد و توی گوشش فوت کند. دیگر هم به من نگو.»
شیخ فضل الله دهانت بوی سیگار می دهد!
اما به جز شهید همت، شهید محلاتی هم جزو ترک سیگار کرده ها به حساب می آید که به خاطر خوابی که دید، سیگار را برای همیشه ترک کرد. عده ای از دوستان او درباره این اتفاق می گویند که ایشان تا حدود دو سال قبل از شهادت، گاه و بیگاه سیگار می کشید. بارها نذر کرده بود که سیگار نکشد و سیگار را ترک می کرد، اما همیشه در نذرهایش یک استثنا وجود داشت که اگر به زندان رفت، حق کشیدن سیگار را داشته باشد. در زندان های رژیم شاه، شکنجه های روحی و جسمی آن قدر سخت و طاقت فرسا بود که خیلی ها این فشارها را بدون سیگار نمی توانستند تحمل کنند.
این موضوع سبب شده بود که سیگار هرچند گاه در زندگی او خودنمایی کند. اما مدتی قبل از شهادت خوابی دید که برای همیشه سیگار را کنار گذاشت. پایگاه اطلاع رسانی ایثار و شهادت در این باره می نویسد: «یک روز وقتی از خواب برخاست، گفت: من هرگز سیگار نمی کشم. وقتی علت را پرسیدند، گفت: خواب دیدم که با حضرت امام خویشاوند شده ام و امام به منزل ما آمده اند. گروهی از مردم هم در محضر ایشان حضور داشتند من جلو رفتم تا در گوش امام چیزی بگویم اما امام فرمود: شیخ فضل الله دهانت بوی سیگار می دهد! من در خواب خیلی ناراحت شدم و بدون بیان مطلبی به امام، عذر خواستم و به عقب برگشتم و یک پاکت سیگاری هم که در جیب داشتم، به درویشی که در گوشه ای نشسته بود دادم.» شهید محلاتی بعد از دیدن این خواب سیگار را برای همیشه ترک کرد.»مجله مهر

ماجرای ترک سیگار میرحسین موسوی

یکی از نزدیکان میرحسین موسوی در گفت‌وگو با خبرنگار «آینده» به عنوان نمونه‌ای از عمق ارادت نخست‌وزیر دفاع مقدس به امام خمینی ، ماجرای ترک سیگار مهندس موسوی را تشریح کرد.
وی گفت: مهندس موسوی در دوره اول نخست‌وزیری، به مصرف سیگار عادت داشت و روزانه تعداد زیادی سیگار می‌کشید و حتی به خاطر دارم در برخی مواقع که ایشان فرصت خرید سیگار را نداشت، از غلامرضا آقازاده که در آن دوره در نخست‌وزیری کار می‌کرد، می‌خواست که برایش سیگار تهیه کند.
وی ادامه داد: یک روز که برای ديدار مهندس موسوی به نخست‌وزیری رفته بودم،‌ دیدم مهندس موسوی در مدت زمان طولانی جلسه، سیگاری روشن نکرد و ظاهراً سیگار را کنار گذاشته است. از او علت این ترک ناگهانی سیگار را سوال کردم که مهندس موسوی در پاسخ حکایت جالبی از امام خمینی را نقل کرد
مهندس موسوی گفت: چند روز پیش قرار بود برای ملاقات خدمت حضرت امام شرفیاب شوم. یکی از پاسداران که عضو کمیته‌های انقلاب بود، از من خواست تا یک مسأله شرعی را از امام خمینی استفتا کنم.
مسأله بدین صورت بود که این پاسدار و بعضی از همکارانش در زمانی که به عنوان مأمور بازرسی فعالیت می‌کردند، برخی از مواقع كه محموله‌های سیگار خارجی قاچاق را کشف می‌کردند و چون این سیگارها بعداً سوزانده می‌شده، هنگام تحویل، تعدادی سیگار را جهت مصرف شخصی برمی‌دارند. سوال این پاسدار این بود که آیا مصرف این سیگارها که قرار است بعداً سوزانده شود، اشکال شرعی دارد یا خیر؟
مهندس موسوی ادامه داده بود: وقتی خدمت امام رسیدم،‌ موضوعات کشوری را مطرح کردم. زمان پایان ملاقات این سوال شرعی را هم از امام طرح کردم که ایشان پس از شنیدن این سوال لحظه‌ای مکث کرد و سپس از من پرسید: مگر پاسدار انقلاب هم سیگار می‌کشد؟
مهندس موسوی افزود: از لحن پاسخ امام متوجه شدم وقتی که ایشان برای یک پاسدار سیگار کشیدن را شایسته نمی‌دانند، قطعاً در مورد نخست‌وزیر کشور نیز روا نمی‌دانند و احتمالاً حضرت امام مدتی منتظر فرصتی بوده‌اند تا این مورد را به صورت غیرمستقیم به من تذکر دهند./تابناک ۲۳فروردين ۱۳۸۸

جایی که چای و سیگار نباشد آنجا ادبیات پا نمی‌گیرد

آقای احمد‌عزیزی حضور و همکاری بسیار پررنگ و خوبی با کیهان فرهنگی داشت و شعار ایشان این بود«جایی که چای و سیگار نباشد آنجا ادبیات پا نمی‌گیرد» و در کیهان فرهنگی فضا، فضای بازی بود و همیشه سماور و قوری چای به راه و فضای اداری خشک، رسمی و آزار دهنده‌ای نداشت و تا دیر وقت شاهد حضور دوستان بودیم و بحث‌های فراوانی در خصوص مسائل ادبی، شخصیت‌های ادبی گذشته و امروز می‌شد و لحظات واقعا لحظات دلنشینی بود. احمد عزیزی در این نشست‌ها شعرهای جدیدش را می‌خواند و گاهی اتفاقات منقلب کننده‌اش را برای جمع تعریف می‌کرد.خبرگزاری فارس۸ تیر ۱۳۹۱

ماجرای سیگار کشیدن ولایتی در سازمان ملل

علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه سابق کشورمان پس از ۲۴ سال ماجرای سیگار کشیدن خود در سازمان ملل را در زمان مذاکرات قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۷ بیان کرد.

تصویری از هیات ایرانی مذاکره کننده درباره قطعنامه ۵۹۸

ردیف جلو از سمت چپ،بترتیب: عباس ملکی (دبیر هیأت)، حسن روحانی (رئیس وقت کمیسیون دفاع مجلس و عضو شورایعالی دفاع)، سیروس ناصری (نماینده وقت ایران در دفتر سازمان ملل متحد در ژنو)، علی‌اکبر ولایتی (وزیر وقت امور خارجه و رئیس هیأت)، محمدجواد ظریف (دیپلمات ارشد وزارت امور خارجه)، مرحوم حسن حبیبی (وزیر وقت دادگستری)، سید محمدحسین لواسانی (معاون وقت بین‌الملل وزارت امور خارجه)، علی شمس اردکانی (دیپلمات ارشد وزارت امور خارجه و نماینده سابق ایران در سازمان ملل متحد)،البته پس از مدتی آقای دکتر جواد لاریجانی مسئولیت مذاکرات را بر عهده گرفتند.

علی‌اکبر ولایتی از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ وزیر امور خارجه ایران بوده است.
وی همچنین دوره تخصص اطفال را در مرکز طبى کودکان دانشگاه تهران و دوره فوق تخصص بیمارى‌هاى عفونى را در دانشگاه جان هاپکینز آمریکا گذرانده است.
حالا و پس از ۲۴ سال از تصویب قطعنامه ۵۹۸ که وی رئیس مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی مسیح دانشوری، یکی از مهمترین مراکز پیوند ریه در خاورمیانه است. از وی درباره ماجرای سیگار کشیدنش در سازمان ملل در سال ۱۳۶۷ پرسیدیم.
ولایتی می‌گوید: من آن زمان سیگاری نبودم ولی یک خبر سختی در شرایط بسیار سخت به من داده شد.
وی می‌افزاید: بنده در مرداد سال ۱۳۶۷ به نیویورک رفته بودم تا برای نخستین‌بار مذاکراتی را درباره قطعنامه که حضرت امام آن را پذیرفته بودندبا آقای خاویر پرزدکوئیار دبیرکل سازمان ملل انجام دهم که تلکسی را به دست بنده دادند که قید شده بود منافقین به ایران حمله کردند.
ولایتی ادامه می‌دهد: عراقی‌ها یک سال بود شعار آتش بس و صلح می‌دادند ولی در آن موقع منافقین با پشتیبانی همین عراقی‌ها به خاک ایران حمله و به سمت اسلام‌آباد غرب حرکت کرده بودند.
وی می‌گوید: این ناجوانمردی و نفاق از یک طرف و از سوی دیگر مسئولیتی که بر دوش من گذاشته بود جهت مذاکره برای برقراری آتش‌بس، تبادل اسرا، عقب‌نشینی نیروها به مرزهای بین‌المللی بسیار مسئولیت سنگینی بود و وقتی یکباره با چنین عهد‌شکنی و نفاق مواجه شدم دیگر تحمل نیاوردم و از کسی که در کنارم بود سیگاری گرفته و روشن کردم.
وی ادامه می‌دهد: به هر حال خود این مسائل در آن شرایط برای من بسیار سخت بود و با اینکه سیگاری نبودم. مجبور شدم سیگاری روشن کنم که نشان از فشار همه جانبه بود.
ولایتی خاطرنشان می‌کند: به هر حال سیگار بسیار مضر است سرطان‌زا است و عوارض زیادی دارد و بنده هم پزشک هستم و از این مسائل اطلاع دارم ولی آن زمان تصورم بر این بود که حداقل با کشیدن سیگار تمرکزم در این زمینه بیشتر می‌شود که البته بعدها نیز بسیاری از افراد در مورد کشیدن این سیگار در سازمان ملل از بنده بسیار پرسش کردند/خبرگزاری فارس۸ تیر ۱۳۹۱فارس

نظر امام خمینی در مورد گران کردن سیگار
زماني نه‌چندان دور در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري كه هنوز كاربرد خيلي از اسامي مخاطره‌آميز نبود، يكي از كانديدا‌ها خاطره‌يي از امام نقل كردند با اين مضمون كه: «زماني در تدوين يكي از بودجه‌هاي دوران جنگ، دوستان مجلس براي اينكه درآمد دولت را افزايش دهند قيمت سيگار را بالا بردند. انحصار سيگار دست دولت بود، قاچاق هم كم بود. ما زماني خدمت امام رسيديم و گزارش‌هاي آن دوران و كارهاي انجام‌گرفته را ارائه كرديم. امام فرمودند: شنيدم مي‌خواهيد سيگار را گران كنيد. گفتم: من دوست ندارم چيزي كه براي مردم هست را گران كنم. فرمودند: اما من شنيدم مي‌خواهيد گران كنيد. شما برويد بگوييد تعيين قيمت در اين شرايط مربوط به رهبري است و من مخالف هستم. بعد از اينكه از دفتر امام خارج شدم، به دوستان مجلس تلفن زدم، نمي‌دانم كدام يك از دوستان بودند، به ايشان گفتم كه من موضوع را با امام مطرح نكردم؛ خودشان مي‌دانستند كه چنين بحثي در مجلس وجود دارد. چند نفر از دوستان مجلس وقت ملاقات گرفتند و سريع خدمت امام(ره) رفتند تا مساله را برطرف كنند. حضرت امام (ره) در ‌‌نهايت راضي نشدند و فرمودند: سيگارهايي كه گران‌قيمت است و مرفهين مي‌كشند (سيگارهاي لوكس) را گران كنيد و سيگارهاي ارزان‌قيمت را گران نكنيد /سایت انتخاب۱۲ شهریور ۱۳۹۱

نظر امام عصر(عج) در خصوص کشیدن سیگار

نظر امام خمینی در مورد گران کردن سیگارزمانی نه‌چندان دور در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری که هنوز کاربرد خیلی از اسامی مخاطره‌آمیز نبود، یکی از کاندیدا‌ها خاطره‌یی از امام نقل کردند با این مضمون که: «زمانی در تدوین یکی از بودجه‌های دوران جنگ، دوستان مجلس برای اینکه درآمد دولت را افزایش دهند قیمت سیگار را بالا بردند. انحصار سیگار دست دولت بود، قاچاق هم کم بود. ما زمانی خدمت امام(ره) رسیدیم و گزارش‌های آن دوران و کارهای انجام‌گرفته را ارائه کردیم. امام فرمودند: شنیدم می‌خواهید سیگار را گران کنید. گفتم: من دوست ندارم چیزی که برای مردم هست را گران کنم. فرمودند: اما من شنیدم می‌خواهید گران کنید. شما بروید بگویید تعیین قیمت در این شرایط مربوط به رهبری است و من مخالف هستم. بعد از اینکه از دفتر امام خارج شدم، به دوستان مجلس تلفن زدم، نمی‌دانم کدام یک از دوستان بودند، به ایشان گفتم که من موضوع را با امام مطرح نکردم؛ خودشان می‌دانستند که چنین بحثی در مجلس وجود دارد. چند نفر از دوستان مجلس وقت ملاقات گرفتند و سریع خدمت امام(ره) رفتند تا مساله را برطرف کنند. حضرت امام خمینی در ‌‌نهایت راضی نشدند و فرمودند: سیگارهایی که گران‌قیمت است و مرفهین می‌کشند (سیگارهای لوکس) را گران کنید و سیگارهای ارزان‌قیمت را گران نکنید /سایت انتخاب۱۲شهریور ۱۳۹۱

مرجع بزرگوار تقلید شیعیان حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی که از بزرگان حوزه علمیه قم بود و کتابخانه عظیم وی در حال حاضر یکی از بزرگترین مرجع های استفاده طلاب و عموم مردم در خصوص کتاب های دینی است.این زعیم بزرگوار شیعه در تعریف سرگذشت زندگی خود به نحوه تشرف خود به محضر حضرت ولی عصر ارواحنا فداه اشاره می کند که در پی می آید :

نظر امام خمینی در مورد گران کردن سیگارزمانی نه‌چندان دور در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری که هنوز کاربرد خیلی از اسامی مخاطره‌آمیز نبود، یکی از کاندیدا‌ها خاطره‌یی از امام نقل کردند با این مضمون که: «زمانی در تدوین یکی از بودجه‌های دوران جنگ، دوستان مجلس برای اینکه درآمد دولت را افزایش دهند قیمت سیگار را بالا بردند. انحصار سیگار دست دولت بود، قاچاق هم کم بود. ما زمانی خدمت امام رسیدیم و گزارش‌های آن دوران و کارهای انجام‌گرفته را ارائه کردیم. امام فرمودند: شنیدم می‌خواهید سیگار را گران کنید. گفتم: من دوست ندارم چیزی که برای مردم هست را گران کنم. فرمودند: اما من شنیدم می‌خواهید گران کنید. شما بروید بگویید تعیین قیمت در این شرایط مربوط به رهبری است و من مخالف هستم. بعد از اینکه از دفتر امام خارج شدم، به دوستان مجلس تلفن زدم، نمی‌دانم کدام یک از دوستان بودند، به ایشان گفتم که من موضوع را با امام مطرح نکردم؛ خودشان می‌دانستند که چنین بحثی در مجلس وجود دارد. چند نفر از دوستان مجلس وقت ملاقات گرفتند و سریع خدمت امام رفتند تا مساله را برطرف کنند. حضرت امام در ‌‌نهایت راضی نشدند و فرمودند: سیگارهایی که گران‌قیمت است و مرفهین می‌کشند (سیگارهای لوکس) را گران کنید و سیگارهای ارزان‌قیمت را گران نکنید /سایت انتخاب۱۲شهریور ۱۳۹۱شهریور

آیت الله مدرس ،آیت الله بحرالعلوم"قلیان"می کشیدند/آیت الله حائری یزدی اهلچپق بود

مرحوم مدرس هم اين عادت را داشت توي حياطش يك فرشي انداخته بود و آنجا مي‌نشست، قليان هم وقتي مي‌خواست پا مي‌شد خودش شروع مي‌كرد درست‌كردن، در اين خلال فرمانفرما وارد مي‌شد. ايشان مي‌گفت كه قليان را دستش مي‌داد مي‌گفت كه شما آبش را بريز تا من آتشش را درست كنم. فرمانفرما شكست مي‌خورد، تحت تاثير همچو واقع مي‌شد كه مدرس به او گفت تو آب قليان را بريز. وادارش مي‌كرد كه آب قليان را بريزد و من خودم آتش را درست مي‌كنم تا قليان درست بشود/۱۶ آذر ۱۳۹۲ روزنامه جمهوری اسلامی

سیگارکشیدن آیت الله حائری یزدی(مؤسس حوزه علمیه قم)

یک روز در محضر آیت الله حائری من و ایشان نشسته بودیم، آن موقع همه کارهای حوزه علمیه از کارهای اجرایی تا پرداخت شهریه و ...توسط یک پیشکار انجام می‌شد، حاج آقا روح الله آمدند و به آیت الله حائری انتقاد می‌کنند و می‌گویند چرا عنان حوزه علمیه را به دست یک نفر داده‌اید؟

آیت الله حائری یک سیگار آتش زد و تا انتهای سیگار را کشید، سپس رو به امام کرد و گفت چه کنم آسیدروح الله؟

حجت الاسلام محمدحسین تهرانی از هم دوره‌های امام -امام جماعت مسجد قائم تهران/۲۱ بهمن ۱۳۹۴-ابوالفضل توکلی بینا

عبدالله مستوفی كه از نزدیك با مدرس آشنا بوده و در خانه وی رفت و آمد می‌نموده است، زندگی مدرس را اینگونه توصیف می‌كند:
«خانه مدرس در آخر كوچه‌ای بن بست بود كه دارای یك اطاق جهت بیرونی (برای ملاقات) و یك اطاق دیگر برای سكونت زن و فرزندش بود.
اطاق بیرونی، همیشه كاهگلی و فرش آن یك دست نمد نازك و میان فرش، گلیم راه راه فرسوده‌ای بود.
یك منقل گلی با دو قوری و یكی دو استكان كوچك با قاشق برنجی پوست پیازی و نعلبكی چینی و كاسه تنباكو و قلیان و دو سه ظرف خاكستر سیگار حلبی برای واردین، اثاثیه اطاق را تكمیل می‌كرد. بله در دسترس سید بزرگوار، یك كوزه بزرگ برای عوض كردن آب قلیان و یك تنگ سفالی برای آب خوردن و یك كاسه بدل چینی هم بود.

آیت الله بحرالعلوم هم اهل قلیان بود
آخوند ملا زین العابدین سلماسی از شاگردان و یاران نزدیک سید بحرالعلوم می گوید: ایامی که در جوار خانه خدا نزد سید به خدمت مشغول بودم روزی اتفاق افتاد که در خانه چیزی نداشتیم مطلب را به سید عرض کردم چیزی نفرمود.

از عادات جناب بحرالعلوم این بود که صبح اول وقت طوافی دور کعبه می کرد و به خانه می آمد و به اتاقی که مخصوص خودش بود می رفما قلیان تنباکویی برای او میبردیم آن را می کشید و برای هر صنفی بر طریق مذهبش درس می گفت.

در آن روزی که ازتنگدستی شکایت کردم چون از طواف برگشت به حسب عادت قلیان را حاضر کردم که ناگهان کسی در را کوبید سید بحرالعلوم بشدت مضطرب شد و به من گفت : قلیان را بگیرد و از اینجا بیرون ببر. آنگاه خود با شتاب به طرف در رفت و آن را باز کرد شخص ‍ بزرگواری در لباس عربی داخل شد و در اتاق سید نشست و سید در نهایت فروتنی و ادب دم در نشست.ساعتی نشستند و با یکدیگر سخن گفتند. آنگاه برخاست و در خانه را باز کرد و دست مهمان را بوسید او را بر ناقه ای که دم در خانه خوابانده بود سوار کرد. مهمان رفت و سید بحرالعلوم با رنگ دگرگون بازگشت و حواله ای به دست من داد و گفت : این حواله ای است برای مرد صرافی که در بازار صفاست نزد او برو و هر چه بر او حواله شده بگیر.
آن حواله را گرفتم و آن را نزد همان مرد که سید سفارش کرد بردم. مرد چون حواله را گرفت به آن نظر نمود و آن را بوسید و گفت : برو چند باربر و کارگر بیاور پس رفتم و چهار باربر آوردم به قدری که آن چهار نفر قدرت حمل داشتند پول آن زمان را برداشتند و به منزل آوردند من فوری برگشتم نزد آن صراف که از حال او و نویسنده حواله جویا شوم که او چه کسی بود وقتی رفتم نه صرافی را دیدم و نه مغازه ای را که دیده بودم. از مغازه صراف پرس و جو کردم گفتند ما اصلا در اینجا دکان صرافی ندیده ایم(1).
پی نوشت:
(1). منتهی الامال ، شیخ عباس قمی ، ج ۲، ص ۵۴۷

آیت الله حائری یزدی اهل دخانیات بود

حاج شيخ عبدالكريم حائري در اراك بيمار شد و من كه از شاگردان او بودم ، به محضر او حاضر بودم . نشستم و پس از چند دقيقه ، دكتر فضل الله خان ( طبيب معروف شهر ) آمد و پس از معاينه ي فقيه بيمار به او گفت : حال شما خوب است ، اگر چايي و چُپق ، كمتر استفاده كنيد ( و حاج شيخ عبدالكريم ، هم چايي وهم چپق ، بسيار استفاده مي كرد ) .
حاج شيخ از دكتر فضل الله خان پرسيد : چايي و چپق ، چه عيبي دارد ؟
طبيب ، پاسخ گفت : از عمر مي كاهد .
حاج شيخ گفت : شما به اروپا رفته ايد . آن قوم ، حسابگرند . چايي و چپق ، چه قدر از عمرآدمي مي كاهد ؟
طبيب پاسخ داد : مي گويند صدي سي ( 30% ) .
حاج شيخ گفت : پس اگر قرار باشد من صد سال كه حداكثر عمر آدمي است زندگي كنم ، همين اكنون دو ثلث آن را گذرانده ام و هنگام رحيل و مردن من است . باكي نيست . يك چايي غليظ و چپق تميز ، حاضر كنيد .
چايي و چپق آوردند و حاج شيخ ، استفاده فرمود . طبيب رفت . آن گاه ، دو تن از عالمان محترم اراك ، به عيادت حاج شيخ ، وارد شدند . حاج شيخ كه مشغول كشيدن چپق بود ، سرحال آمد ./سیدحسن امین سبزواری درمقدمه کتاب "شواهدالنبوه جامی"

منبع:کتاب زمزم عرفان "آیت الله بهجت/نوشته آیت الله ری شهری/ص۱۵۷ و۱۵۸

انرژی گرفتن علامه شعرانی بافلیان/سیگارآیت الله بهاالدینی

ما نماز صبح را در مدرسه‏ مروی می‏خواندیم،بین الطلوعین "علامه شعرانی"کفایه می‏فرمود منزلشان،کفایه که تمام‏ می‏شد،بعضی‏ها می ‏رفتند.آقایانی می‏آمدند برای درس‏ مکاسب،مامی‏ ماندیم برای درس دوم مکاسب.

ایشان یک نفسی تازه می‏کرد،انرژی‏ می‏گرفت،قلیان می‏کشید.ما نمی‏کشیدیم،می‏رفت اتاق دیگر قلیان می‏کشید،سپس‏ می‏آمد برای درس مکاسب.درس مکاسب گفته می‏شد،مکاسبی‏ ها می‏رفتند و بعضی‏ها می ‏نشستند که بنده هم باز از آن نشستگان بودم اسفار می‏فرمود یا شفا می‏فرمود یا اشارات می‏فرمود.این درسهای فلسفی بود. آقایان می‏رفتند،باز بنده(برای درس بعدی) می‏ نشستم.

کُفریات

به تعبیر شریف ایشان، می‏فرمود که حالا نوبت این کفریات شده.ریاضیات و هیئت و اینها را به مطایبه‏ می‏گفت،کفریات است.چه بسا روزها-خدای علیم لطیف خبیر گواه-که ما در بین الطلوعین می‏آمدیم برای درس کفایه و سر درس آخری مثلا مجسطی،زیج‏ بهادری و کفریات به تعبیر ایشان،اذان ظهر می‏گفتند و ایشان از صبح تا ظهر به‏ ترتیب،کفایه بود،اسفار بود به ترتیب تا اذان ظهر.

ایشان حقیقت امر استاد است،ما مدح می‏کنیم خداییش واقع عرض کنیم‏ متن واقع را دارم عرض می‏کنم.آن واقعیت عشق به درس و بحث و به مطالعه و تحقیق،واقعیت عشق را داشت.این آثار علمی ایشان چه جور به عمرش وفق داده؟اصلا سر تا پا عشق بود.

مصاحبه باعلامه حسن حسن‏ زادهء آملی/جلوه هایی از حیات علمی علامه شعرانی

در آخر کتاب سیری در آفاق (شرح زندگانی آیت الله بهاء الدینی) عکسی از ایشان است که در دست ایشان سیگار است

مسئله سیگاراززبان خودآیت الله بهاالدینی
« در جوانی به سیگار مبتلا شدم، گرچه حضرت رضا علیه السلام ضررش را از من برداشتند و بدنم با آن گرم می شد، اما اصل کار اشتباه بود. »
یکی از دوستان صمیمی و ارادتمندان قدیمی آقا می گفت: یک بار که ایشان خدمت حضرت رضا علیه السلام مشرف می شوند، عرض می کنند:
« ما درباره سیگار نگران هستیم یا این سیگار را از ما بگیرید، یا ضررهایش را بردارید. »
مدتی نگذشت که مکرر می فرمودند:
« سیگار برای ما ضرر ندارد، ضررش را از ما برداشتند! »
تا این که در سال ۱۳۷۰ که بیماری آقا شدت یافت به دستور رهبرانقلاب ، در یکی از بیمارستانهای تهران، بستری شدند. هنگامی که از ریه آقا عکس برداری شد مجاری تنفسی سالم، طبیعی و بدون هیچ عارضه ای مشاهده گردید!/خاطرات

مرجع بزرگ تشیع(آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی)سیگاری بود

مرحوم آقاسیدابوالحسن صاحب وسیله النجاه،که فتاوای اصحاب ومشهوررادرتمامی مسائل فقهی حفظ بود،حتی بدون مطالعه هم می توانست درس رابه آخربرساند.

حافظه قوی وی طوری بودکه درجواب مسائل مستحضراست،برای اومعطلی ندارد،به یاددارم دریک مسئله ای باایشان بحث داشتم،ایشان فرمود:شیخ علی روایتی دراین باره درحاشیه شرح لمعه درفلان کتاب دارد.

مرحوم آقاسیدابوالحسن،ازلحاظ قوه حافظه درمیان علماومعاصرین خودیگانه بود.

یک روزی خودم دیدم ایشان دردرمسجدشیخ طوسی بدون اینکه پیش ازدرس،کتابی مطالعه کرده باشدوبداندکه جای شروع درس کجاست،پس ازتعطیلی طولانی،کتابی که گویاکتاب حج بودراشروع کرد"درحالی که بالای منبربود"گفت برویدکتاب جواهری،شرایعی بیاورید،آقایی ازپایین منبربه سیگاری دادودامادش (سیدحسن بجنوردی)ازمدرسه "قوام "جواهری راآورد،آماجای شروع درس نشد،تااینکه ایشان فرمودند:

ازاینجاشروع می کنیم،اگرمعلوم شدقبل ازآن را نگفته بودم،برمیگردیم به صفحات قبل.

بدین ترتیب،مسئله ای راکه مطرح نشده بودومطالعه نکرده بودواصلاًنمی دانست شروع درس ازکجاست،شروع کردوتابه آخررساندولی آنچنان مسلط ومستدل درپیرامون آن صحبت کردکه گویاازقبل مطالعه داشته است./منبع:درمحضراستادآیت الله بهجت-کتاب اول صص۴۲ و۴۳

آیت الله شیخ عبدالحسین تهرانی(صاحب کتاب مصباح النجاه)سیگاری بود

«آیت‌‌الله حاج شیخ عبدالحسین تهرانی» معروف به «شیخ العراقین»(متوفی ۱۲۸۶ق) باعده ای

برای زیارت قبر«عبدالقادرگیلانی» رفته بود که خبرآوردند۲نفرازشیعیان بجرم سب(توهین) شیخین دستگیرشده اند که آقاتهرانی نامه ای به مقام مسئول(رشیدعالی) رادرجای فیلترسیگار نوشت که فوراًان۲آزادشدند./منبع:درمحضراستادآیت الله بهجت-کتاب اول صص۲۹۴ و۲۹۵

امام موسی صدرهم باسیگاربیگانه نبوددر لبنان رسم است وقتی که میهمان می‌آید علاوه بر میوه و شیرینی ظرفی پر از سیگارهای مختلف روی میز می‌گذارند. یادم هست وقتی نوجوان بودم، روزی پنهانی سیگاری را برداشتم و در ایوان شروع به کشیدن کردم. اتفاقا بابا از راه رسیدند و من را دیدند. فردای آن روز یک جعبه سیگار و کبریت به من دادبه قدری خجالت کشیدم که حد نداشت. پس از آن بود که من به فردی صد در صد مخالف با سیگار تبدیل شدم.

مصاحبه سید صدرالدین صدر با اعضای مؤسسه امام موسی صدر

آیت الله محقق داماد هم سیگاری بود

آیت‏ الله سید مصطفی محقق دامادخاطره ای نقل می کند ازمیهمانی که علمای طراز اول مثل امام خمینی وعلامه طباطبایی و..اینجانب که آنروز طلبه جوانی بودم ومقطع تحصیلی سطوح عالیه در حوزه علمیه را طی می‌کردم یکی از جوانان حاضر بودم-بودندبحث علمی پیش آمد که پدرم آیت الله مقق داماد درآن جلسه قبل ازپاسخ دادن سیگاری کشیدبعدنظرداد

(در حدود سالهای 1341). کبار میهمانان جلسه عبارت بودند از: امام خمینی (س) پدر داماد بزرگ/ علامه سید محمد حسین طباطبائی(صاحب المیزان) پدر داماد جدید/ آیت‌الله سید محمد محقق داماد (داماد حاج شیخ عبدالکریم وشوهر خواهر آیت‌الله حاج آقا مرتضی) والد اینجانب./ آیت‌الله حاج شیخ احمد غروی سبط مرحوم شیخ مؤسس (پسر خاله اینجانب)/ آیت‌الله حاج آقا مصطفی داماد بزرگ/ آقا سید عبدالباقی(مهندس فنی) داماد جدید/ حاج میرزا عباس هدایتی همسایه دیوار بدیوار منزل میزبان بود

مرحوم محقق داماد که در حال سیگار کشیدن وسکوت کرده بود وگویا برای پاسخ فکر می‌کرد. امام خمینی(س) سکوت را شکستند و پاسخی فرمودند. و در توضیح نظرشان بیاناتی ابراز داشتند. مرحوم محقق داماد در این لحظه آخرین پک را به سیگار زدند وپس از خاموش کردن آن، نظر مخالف خود را ابراز داشتند

بیست وهفت27مشخصه متهم درساواک(آیت الله خامنه ای):یکی سیگاری بودن

سرهنگ شیدفر، بازرس لشکر 122 خراسان که دستور تحویل گرفتن آقای خامنه‌ای را به دژبان پادگان مشهد داده بود، به اطلاع ساواک رساند که این زندانی ممنوع‌الملاقات آماده بازجویی است. شاید دو روز بعد او را به مقر ساواک بردند. ابتدا انگشت‌نگاری کردند. قبل از آن، عکسی از او گرفتند که شماره 731 را روی سینه خود داشت. سپس 27 مشخصه مندرج در برگه انگشت‌نگاری، از مشخصات شناسنامه‌ای گرفته تا نشانی سکونت قم و مشهد، رنگ چهره (گندم‌گون)، مو (مشکی)، ریش و سبیل (دارد) و ... عادت ویژه (سیگار) را پر کردند.
ساعت 9:30 صبح 222 خرداد، ساواک بازجویی مکتوب خود را از سیدعلی خامنه‌ای آغاز کرد؛ و این نخستین بازخواست سیاسی دستگاه امنیتی از او بود:
س: مشخصات کامل خود را بیان نمایید.
ج: نام: علی. شهرت: خامنه‌ای. فرزند: حاج‌سیدجواد. متولد: 13188، مشهد. شناسنامه: 217، مشهد. شغل: محصل علوم دینی. آدرس: مشهد، کوچه ارگ، منزل آیت‌الله خامنه‌ای. مجرد. باسواد.

سیگارکشیدن آیت الله خامنه ای دراتاق رئیس ساواک
او را در مقر ساواک به اتاق رئیس سازمان امنیت مشهد بردند. اتاق بزرگ و مجللی بود؛ با اسباب اداری چشم‌نواز و گرانبها. در انتهای اتاق، شیخان پشت میز بزرگی نشسته بود. ظاهری خسته و کوفته داشت. وانمود می‌کرد سرگرم مطالعه پرونده روی میزش است. آقای خامنه‌ای بدون اجازه، مبل نرمی را انتخاب کرد، چهار زانو روی آن نشست، پاکت سیگار را درآورد، یک نخ آن را بیرون کشید و گیراند. شیخان که متوجه این رفتار شده بود، سرش را بلند کرد و پرسید: کی هستی؟ او را خوب می‌شناخت. آقای خامنه‌ای یکی از سوژه‌های اصلی ساواک مشهد بود. خودش را معرفی کرد. گفت: عجب! آقای خامنه‌ای! تا حالا کجا بودی؟

تسنیم۱۶ بهمن ۱۳۹۲بنقل ازکتاب شرح کتاب اسم/ نویسنده هدایت الله بهبودی

پیپ کشیدن آلبرت انیشتین

اما انیشتین پیپ می‌کشید و در دانشگاه به ابر دودی مشهور بود که هر جا می‌رفت از خود برجای می‌گذاشت. او عاشق پیپ کشیدن بود و می‌گفت: «به آرامش و قضاوت هدفمند انسان‌ها کمک می‌کند.»/ایسنا

دیدگاه آیت الله خامنه ای درباره سیگاروقلیان

تا زماني که سيگار و قليان ضرر قابل توجهي بر بدن نداشته باشد، استعمال آن ها جايز است. برخي از علما نيز استفاده مي کرده اند. در ضمن دخانيات با مواد مخدر متفاوت است . نظر مقام معظم رهبري نيز بر حرام بودن مواد مخدر است.
آيت الله خامنه اي،استفتاآت،س ۱۴۰۸

عاقبت قاتلان وحمله کنندگان به امام حسین واصحاب حسین(ع)

عاقبت سرنوشت قاتلان وحمله کنندگان به امام حسین واصحابش 

دهم محرم سال ۶۱ هجری، حادثه‌ عظیم عاشورا، شهادت امام حسین علیه‌ السلام و 72 تن از یاران از جان گذشته ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله حسین (ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌ تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کردند.

صحنه ای رقم خورد"جانگداز"ولی آن خونها،احیاگردین مبین اسلام شدورسواگرظالمان درهمه زمانها واعصارها

وامابعدازچندسال مردی ازتبارحسین(ع)انتقام عاشورای61راازقاتلان گرفت

 مختار با توجه به اینکه مردی کاردان و سرد و گرم چشیده بود، سعی داشت هدف خود یعنی انتقام شهدای کربلا را به نحو احسن و کامل پیاده کند.

بنابراین، برخی افراد که در لشکر عمر بن سعد مرتکب جنایات علیه خاندان عصمت و طهارت در روز عاشورا شدند، در لیست سیاه مختار قرار گرفتند.

این لیست سیاه توسط حجت‌الاسلام سید ابوفاضل رضوی اردکانی مؤلف کتاب «ماهیت قیام مختار» از سه کتاب تاریخ طبری، تاریخ کامل ابن‌اثیر و بحارالانوار علامه مجلسی استخراج شده است:

نام و نام پدر جرم مجازات نحوه مجازات
1-عمر بن سعد بن وقاص فرماندهی کل لشکر کوفه و شام در کربلا و جنایات متعدد اعدام با ضربات شمشیر و جدا کردن سر از بدن در خانه‌اش
2-حفص بن عمر بن سعد همکاری با پدر در جنایات کربلا اعدام جدا کردن سر او در محضر مختار
3-شمر بن ذی‌الجوشن فرماندهی پیاده نظام در کربلا و جنایات مکرر اعدام کشته شدن در درگیری و سپس سر او از بدنش جدا کردند
4-سنان بن انس کسی که سر امام حسین(ع) را از بدنش جدا کرد و جنایات دیگر اعدام قطع انگشتان و بریدن دست و پایش، در حالی‌که هنوز جان داشت، در دیگ روغن جوشیده زیتون انداختند
5-خولی بن یزید اصبحی حامل سر بریده امام و جنایات مکرر در کربلا و قاتل عثمان بن علی و جعفر بن علی در روز عاشورا اعدام با شمشیر کشته شد و بدن او را آتش زدند
6-بجدل بن سلیم کلبی بریدن انگشت امام حسین اعدام قطع انگشتان و قطع دست و پا تا به هلاکت رسید
7-حرمله بن کاهل اسدی تک تیرانداز کربلا و قاتل علی اصغر و عبدالله فرزند امام حسن و جنایات مکرر در کربلا اعدام قطع دست و پا و سپس بدن او را آتش زدند
8-حکیم بن طفیل سندسی لباس ابوالفضل را غارت کرد و به سوی امام حسین تیراندازی کرد و قاتل ابوالفضل بود اعدام تیرباران تا مردن و به روایتی دست و پای او را به زمین میخ کردند و با 9 نفر دیگر(که روز عاشورا اسب بر بدن امام حسین تاختند) اسب بر بدنشان تاختند تا به هلاکت رسیدند
9-مرة بن منقذ عبدی قاتل علی اکبر و جنایات دیگر اعدام یک دستش هنگام دستگیری به شدت مجروح شد، فلج شد و فرار کرد
10-زید(یزید) بن رقاد جهنی تک تیرانداز در کربلا، قاتل عبدالله فرزند مسلم بن عقیل و شرکت در قتل ابوالفضل عباس اعدام سنگسار و سپس تیرباران شد
11-عمرو بن صبیح از عوامل مهم کربلا و قاتل عبدالله فرزند مسلم بن عقیل با ضربات نیز به هلاکت رسید و به روایتی جزو آن 10 نفری بود که دست  و پایشان را بر زمین میخ کردند و اسب بر آنان تاختند تا کشته شدند
12-مالک به هشیم بدائی کلاهخود امام حسین را به غارت برده بود اعدام قطع دست و پا به هلاکت رسید
13-عبدالله بن اسید جُهنی شرکت فعال در حادثه عاشورا اعدام گردن او را زدند
14-حمل بن مالک محاربی شرکت فعال در جنایات کربلا اعدام گردن او را زدند
15-رقاد بن مالک بجلی شرکت در جنگ روز عاشورا و غارت اموال امام حسین(ع) اعدام جلو بازار در ملأ عام گردن او را زدند
16-عمرو بن خالد بجلی شرکت فعال در جنگ روز عاشورا و غارت اموال امام حسین(ع) اعدام جلو بازار در ملأ عام گردن او را زدند
17-عبدالرحمان بن بجلی شرکت در جنگ روز عاشورا و غارت خیمه و لباس امام(ع) اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
18-عبدالله بن قیس خولانی شرکت در جنگ روز عاشورا و غارت اموال امام حسین(ع) اعدام جلو بازار گردن او را زدند
19-مالک بن بشیر بُدی شرکت فعال در ماجرای کربلا اعدام دو دست و پایش را قطع کردند تا جان داد
20-عثمان بن خالد جهنی قاتل عبدالرحمان بن عقیل پسر عموی امام حسین و به غارت بردن لباسش اعدام دو دست و پایش را قطع کردند تا جان داد
21-زیاد بن مالک شرکت فعال در فاجعه کربلا و غارت لباس شخصی امام حسین(ع) اعدام جلو بازار در ملأعام گردن او را زدند
22-عبدالرحمان بن ابی‌خشکاره شرکت فعال در فاجعه کربلا و غارت لباس شخصی امام حسین(ع) اعدام در ملأعام گردن او را زدند
23-اسحاق بن حوبه جزو گروه 10 نفره تاختن اسب بر بدن امام حسین(ع) اعدام دست و پای او را به زمین میخ کردند، اسب‌ها بر بدن او تاختند تا به هلاکت رسید
24-اخنس بن مرشد جزو گروه 10 نفره تاختن اسب بر بدن امام حسین(ع) اعدام دست و پای او را به زمین میخ کردند، اسب‌ها بر بدن او تاختند تا به هلاکت رسید
25-عبدالله بن صلخب قیسی شرکت فعال در ماجرای عاشورا اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
26-عبدالرحمان بن صلخب شرکت فعال در ماجرای عاشورا اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
27-عبدالله بن وهب همدانی شرکت فعال در ماجرای عاشورا اعدام در ملأ عام گردن او را زدند
28-عثمان بن خالد دهمانی قاتل یکی از جوانان بنی‌هاشم در روز عاشورا اعدام جلو منزل کنار چاهی گردن او را زدند
29-هبیاط و عبدالرحمان بن زرعه از عوامل فاجعه کربلا کشته شدن در درگیری در منزل خود و در درگیری کشته شدند
30-رجاء بن منقذ عبدی اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
31-سالم بن خثیمه اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
32-واحظ بن ناعم اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
33-صالح بن وهب اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
34-هانی بن ثبیت اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند
35-اسید بن مالک اسب بر بدن امام حسین(ع) تاخت، جزو گروه 10 نفره اعدام دست و پای او را با زنجیر بستند  یا با میخ بر زمین کوبیدند و اسب‌ها بر بدنش تاختند

 ***

                                       *****

1- نام ظالم : حصين بن تميم

نقش او در حادثه عاشورا : يكي از فرماندهان سواران عمر سعد در كربلا بود. او فرمانده كمانداران بود و در روز عاشورا هنگامي كه علي اصغر در آغوش امام حسين (عليه السلام) پرپر مي زد حصين تيري به سوي امام پرتاب كرد كه به لب هاي مبارك امام اصابت کرد.

 لشکریان به عزم شکار رهسپار خارج از شهر شد . آهویی را دید ، به تعقیب آهو پرداخت . از سپاه خود خواست کسی از شما پشت سر من نیاید . آهو او را آنقدر به دنبال خود کشید تا تشنه و بی رمق گشت . عربی بیابانی او را دید ، به او آب چشانید . یزید گفت اگر مرا می شناختی ؛ بیشتر احترام می کردی . اعرابی گفت : تو کیستی ؟ گفت : من یزدیم . اعرابی گفت خوش نیامدی ! چقدر منظره دیار تو زشت و صدای تو بد است ! آیا تو همان قاتل حسین نیستی ؟ اکنون همنگونه که حسین را کشتی ، تو را خواهم کشت . آنگاه شمشیر کشید تا او را بکشد آنگاه اسب رم کرد پای یزید در رکاب گیر کرد و اسب به سرعت پا به دویدن نهاد و سر و صورت یزید بر اثر کوبیدن و ساییده شدن ، خون آلود گشت و روده هایش پاره شد و سپاه او را در حالی که روح پلیدش به سوی آتش الهی رهسپار گریده بود، یافتند .بعضی گویند در حال مستی ، مسابقه اسب دوانی با میمون خود گذاشته بود و هنگام دویدن اسب ، به زمین خورد و مرد .

2- نام ظالم : عبید اله ابن زیاد

نقش او در حادثه عاشورا : چهره سفاک و حاکم کوفه و مسئول همه جنایاتی که در کربلا که نسبت به امام حسین (علیه السلام) و یاران و اهل بیت او روا داشتند .

سرنوشت او : زیدابن ارقم گوید وقتی سر امام حسین (علیه السلام) را در دست داشت ، دستش لرزید سر برزانوی او افتاد . یک قطره خون تازه از آن چکید آن قطره رانش را سوراخ کرد و هرگز بهبود نیافت و همواره محل آن عفونی و بد بو بود . از همین رو عبیداله بهمراه خود عطر داشت تا کسی بوی گند تعفن بوی زخم پایش پی نبرد . ابراهیم ؛ فرمانده دلیر و شجاع سپاه مختار ، وی را به همراه بسیاری از سپاه اش اسیر کرد و خود دستور داد پاهای ابن زیاد را با آتش بسوزاند . سپس خنجر خود را برداشت و از گوشت های ابن زیاد می برید و بصورت نیمه پخته بخورد ابن زیاد می داد و هرگاه امتنا از خوردن می کرد ، خنجر بر بدنش فرو می برد . در پایان ، سر او را گوش تا گوش برید . و جسدش را آتش زد و سر او را نزذ مختار فرستاد . مختار سر ابن زیاد و دیگر قاتلان را به مدینه نزد محمد ابن حنفیه و امام سجاد (علیه السلام) فرستاد .

ملاحظات : وقتی سرابن زیاد را برای امام سجاد (علیه السلام) آوردند ، حضرت در حال غذا خوردن بود . فرمود : سپاس خدا را که وقتی مرا نزد این ملعون بردند ، سر پدرم نزد او بود و او غذا می خورد . گفتم : پروردگارا ، مرا نمیران تا سر این ملعون را ببینم در حالی که غذا می خورم . خدا را سپاس می گذارم که دعایم مستجاب شد .

3- نام ظالم : عمر ابن سعد وقاص

نقش او در حادثه عاشورا : فرمانده سپاه عبیداله ابن زیاد

سرنوشت او : ابوعمره ، فرمانده سپاه مختار به دستور مختار وارد خانه عمرسعد شد و او را میان رختخواب یافت عمرسعد چون قیافه خشمگین فرمانده سپاه مختار را دید به قصد او پی برد خواست از جایش بگریزد که لحاف به پایش پیچید و روی رختخواب افتاد . فرمانده به او مجالی نداد و سر از تنش جدا کرد و سر بریده را نزد مختار برد . جسد عمرسعد بعد از قتل ، بزودی دچار کرم و تعفن گردید و مردم می آمدند و او می دیدند .

ملاحظات : در گفتگو بین امام حسین (علیه السلام) و عمرسعد قبل از نبرد در کربلا پیش آمد امام سعد را بسیار نصیحت کرد اما عمر سعد در دام شیطان و هوس دنیا طلبی گرفتار آمده بود لذا امام فرمود : چرا اینقدر در اطاعت شیطان پافشاری می کنی ؟ خدایت هر چه زودتر در میان رختخواب بکشد و در قیامت از گناهت در نگذرد . به خدا قسم ، امیدوارم از گندم عراق بخوری مگر اندکی . عمرسعد از روی استهزا گفت : جوی عراق برای من بهتر است .

4-نام ظالم : شمربن ذی الجوش ضبابی

نقش او در حادثه عاشورا : پس از جنایت های بسیار در عاشورا او همان کسی بود که سرامام (علیه السلام) را از قفا برید . او با گستاخی تمام بر سینه مبارک حضرت نشست و محاسن آن حضرت را به دست گرفت و با دوازده ضربه شمشیر سر از بدن آن حضرت جدا کرد .

سرنوشت او : ابو عمره ، از فرماندهان سپاه مختار به تعقیب شمر رفت و طی یک روز درگیری مسلحانه او را زخمی و اسیر کرده و به نزد مختار آورد مختار دستور داد او را گردن زدند و جسد او در یک دیگ روغن جوشیده افکندند و یکی از اطرافیان مختار شمر را با پای خود لگد کوب کرد . سپس مختار دستور داد سرشمر و یارانش را در میدان مقابل مسجد کوفه بر نیزه نصب کنند تا موجب عبرت دیگران شود .

ملاحظات : برخی او را از خوارج دانسته اند . بعضی نیز گفته اند از یاران علی (علیه السلام) بوده و بعد ها به صف حامیان حکومت اموی پیوسته است. او ابن زیاد و عمر سعد را تشویق و تحریک به جنگ با امام حسین (علیه السلام) نمود. وقتی شمر داخل در مجلس یزید شد گفت: ای یزید رکاب مرا از طلا و نقره پر کن چون من آقای وارسته ای را کشته ام که پدر و مادرش بهترین مردم بودند. یزید به شمر گفت : اگر می دانستی که او بهترین مردم است چرا او را به قتل رساندی؟ شمر گفت: من از تو جایزه می خواهم . یزید با پشت شمشیرش به سینه شمر زد و به او گفت: تو در پیشگاه من جایزه نداری با شنیدن این کلام شمر نا امیدانه برگشت.

5- نام ظالم : اسحق ابن اشعت

نقش او در حادثه کربلا : او در کربلا بر امام حسین (علیه السلام) شمشیر زد و حرمت او را پاس نداشت.

سرنوشت او : با حیله مختار به طرف دارا لعماره رفت و به امید پناهندگی و امان گرفتن از مختار نا گهان بر سرش ریخته او گفت به امیر بگویید اگر مرا امان دهد سی هزار درهم بیست مرد با سلاح و دویست شتر هزار گوسفند و هزار دینار میدهم. گفتند : کشندگان حسین را امان نیست.

6- نام ظالم : ابحر ابن کعب

نقش او در حادثه کربلا : از جنایت کاران ضحه کربلا پس از کشته شدن امام (علیه السلام) ابحربن کعب لباس امام را از بدنش بیرون آورد و حسین (علیه السلام) را برهنه بر روی زمین گذاشت.

سرنوشت او : پس از دستگیری وی توسط ابراهیم فرمانده دلیر سپاه مختار وی را نزد مختار برده مختار دست و پاهایش را قطع کرد و چمشاهایش را از حدقه درآورد و او را شکنجه های گونگون کرد و او را در آتش سوزاند .

ملاحظات : ابراهیم از کعب پرسید در روز عاشورا چه کردی او گفت مقنعه را از سر زینب کشیدم و گوشوارهایش را از گوشش گرفته و کشیدم تا آنکه گوشش پاره شد . ابراهیم گفت وای بر تو زینب بر تو چه فرمود گفت : خدا دست و پاهایت را قطع کند و خدا تو را قبل از آخرت تو را به آتش دنیا بسوزاند . مختار که قصد کشتن او را کرد او دو دست خود را از دست داده بود .

7- نام ظالم : ابوزرعه

نقش او در حادثه عاشورا : او با توصیه شمر در محاصره امام حسین (علیه السلام) به سوی حضرت حملهه برد و شمشیر به کف دست امام زد امام نیز ضربه ای به او زد .

سرنوشت او : هنگام عبور یاران مختار از در خانه ابوزرعه از خانه او به یاران مختار تیراندازی شد آنان نیز به خانه حمله ور شدن . در این میان ابوزرعه مورد تیرباران یاران مختار قرار گرفت . آنقدر بر او تیر انداختند تا نقش زمین شد سپس جسداش را به کنار رودخانه آوردند و جسد نیمه جان او را سوزانند .

8- نام ظالم : اخش بن مرثد

نقش او در حادثه عاشورا : از سربازان بی رحم عمر سعد بود وی پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) عمامه حضرت را ربود و بر سر نهاد او از افرادی بود که پیکر امام را زیر سم اسب خود لگد کرد .

سرنوشت او : مختار پس از دستگیری اخش دستور داد دست و پای او را بسته و با اسب بر او تاختند تا به درک واصل شد .

9- نام ظالم : اسحاق بن حوبه حضری

نقش او در حادثه عاشورا : او پس از جنایات در کربلا پس از شهادت امام اقدام به برهنه کردن امام حسین (علیه السلام) نمود او تنها پیراهن امام را سرقت کرد سپس به همراه نه سوار دیگر بر بدن شریف امام تاخت .

سرنوشت او : مختار دست و پای او را با میخ های آهنی به زمین کوبید و دستور داد با اسب بر او بتازند تا هلاک شود .

ملاحظات : او پس از پوشیدن پیراهن امام مبتلا به برمس شد و موهای بدنش ریخت .

10- نام ظالم : اسیدبن مالک

نقش او در حادثه عاشورا : او از ده نفری است که با اسبان خود بر بدن امام حسین (علیه السلام) تاخت بگونه ای که استخوان های سینه و پشت امام درهم شکست .

سرنوشت او : مختار دست و پای او را با میخ های آهنی به زمین کوبید و دستور داد با اسب بر او بتازند تا هلاک شود .

ملاحظات : ابوعرزاهدی گوید : ما حال ده نفری که بر بدن امام تاختند بررسی کردیم همگی زنا زاده بودند .

11- نام ظالم : بشر بن حوط

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا جعفر بن عقيل را به شهادت رساند و دل امام حسين (عليه السلام) را به درد آورد.

سرنوشت او : عبدالله بن كامل از فرماندهان مختار او را در حال فرار دستگير و سرش را از تنش جدا كرد و به دستور مختار بدنش را سوزاند.

12- نام ظالم : جبيره بحلي

نقش او در حادثه عاشورا : يكي از ياران عمر سعد بود. او پس از شروع جنگ در مقابل خندق هايي كه امام حسين (عليه السلام) براي حفاظت اهل بيت دور خيمه ها كنده بود و پر از آتش كرده بود ايستاد و صدا زد : اي حسين آيا عجله كردي به آتش دنيا قبل از آتش آخرت؟ امام حسين (عليه السلام) به اصحاب فرمود اين مرد كيست ؟ عرض كردند : جبيره حبلي.

سرنوشت او : دعاي امام حسين (عليه السلام) در حق او تمام نشده بود كه اسب او خيز برداشت و او را با سر در خندق پرتاب كرد و سوخت.

ملاحظات : امام حسين (عليه السلام) فرمود : خداوندا او را در دنيا و قبل از آخرت بسوزان.

13- نام ظالم : حارث بن نوقل

نقش او در حادثه عاشورا : بر بدن زينب تازيانه زد و مانع رسيدن آب به خيمه گاه امام حسين (عليه السلام) شد.

سرنوشت او : مختار پس از دستگيري او را شديداً مجازات كرد و فرمان داد او را بر عقابين (دو چوب كه مقصر را بر آنان به دار مي كشيدند) كشيدند و هزار تازيانه به او زدند و هنگامي كه آب طلبيد مختار گفت: اي ملعون تو فرزند رسول خدا را تهديد كردي و آب ندادي من نيز تو را آب ندهم سپس فرمان داد تا هزار تازيانه ديگر بر او زنند و بمرد.

ملاحظات : او در خانه پيرزني پناه گرفته بود و پيرزن محل اختفا او را به مختار اطلاع داد.

14- نام ظالم : حرمله بن بحاهل اسدي

نقش او در حادثه عاشورا : يكي از بي رحم ترين و سفاك ترين افراد سپاه كوفه بود.

سرنوشت او : مختار پس از دستگيري حصين گفت: حمد خداي را كه تو را به من رسانيد. بعد گوشتش را با قيچي مي بريد تا مرد.

ملاحظات : وقتي تير به لب مبارك امام اصابت نمود امام عرضه داشت بار الها من از آنچه دشمن بر من و برادرانم و فرزندانم و بستگانم وارد ساختند به پيشگاه تو شكايت مي كنم.

16- نام ظالم : حصين بن نُمَيز

نقش او در حادثه عاشورا : او فرمانده نيروهاي نظامي عبيداله بن زياد در كوفه بود. هنگاميكه در ظهر عاشورا امام حسين (عليه السلام) به نماز ايستاد حصين فرياد زد اي حسين هر قدر كه مي خواهي نماز بگزار خدا نماز تو را قبول نمي كند. او كشنده حبيب بن مظاهر است.

سرنوشت او : در نبرد سپاه شام با سپاه مختار به هلاكت رسيد.

17- نام ظالم : حكيم بن طفيبل

نقش او در حادثه عاشورا : او اولين كسي بود كه به سوي امام حسين (عليه السلام) تير اندازي كرد. او قاتل حضرت ابوالفضل العباس (عليه السلام) بود و لباس و اسلحه ي حضرت را به غارت برد . ديگر جنايت او تازيدن اسب بر پيكر مطهر امام حسين (عليه السلام) مي باشد.

سرنوشت او : عبيد الله بن كامل از فرماندهان سپاه مختار او را دستگير كرده او را برهنه كردند و دست بسته در كنار ديوار نگاه داشتند و آنقدر تير بر او زدند تا بمرد سپس سر او را به نزد مختار بردند.

18- نام ظالم : خولي بن يزيد اصبحي

نقش او در حادثه عاشورا : از چهره هاي بسيار كثيف و از عمال سر سپرده حكومت بني اميه و از فرماندهان سپاه يزيد در كربلا بود. او كشنده عبدالله بن علي و عثمان بن علي مي باشد و در غروب عاشورا با تمام افتخار سر مبارك امام حسين (عليه السلام) را به كوفه برد.او پس از شهادت امام حسين (عليه السلام) به غارت خيمه ها پرداخت.خولي پس از غارت خيمه ها به همراه شمر و سنان و ده نفر ديگر اسب بر بدن مطهر شهدا و امام حسين (عليه السلام) تازاندند.

سرنوشت او : ابوعمره فرمانده مختار خانه خولي را محاصره كرد. او خود را در چاه مستراح مخفي كرده بود. زن او كه كينه بسياري از او داشت ، محل اختفاي او را نشان داد.مختار دستور داد دست و پاهايش را بريدند و جسدش را نيز سوزاندند تا اينكه به خاكستر تبديل شد.

ملاحظات : حضرت زينب (سلام الله عليها) مي فرمايد: او به غارت خيمه اي مشغول بود به سوي من آمد و مقنعه ام را كشيد و گوشواره ام را از گوشم بيرون آورد در عين حال گريه مي كرد ، گفتم: تو غارت مي كني و در عين حال گريه مي كني ؟ گفت: براي مصائب شما اهل بيت پيامبر گريه مي كنم. گفتم: خداوند دست و پاهايت را قطع كند و در آتش دنيا قبل از آخرت بسوزاند.

19- نام ظالم : زرعة بن ايان

نقش او در حادثه عاشورا : نگهبان عمر سعد در شريعه فرات بود و مانع رسيدن آب به خيمه گاه امام حسين (عليه السلام) شد. در روز عاشورا چون تشنگي بر امام حسين (عليه السلام) چيره شد خود آنحضرت به سمت فرات رفت. زرعه فرياد زد تا ميان آب و امام فاصله بياندازد. زرعه تيري بسوي امام پرتاب كرد ، امام نيز تير را از بدن مباركش كند و خون جاري شد.

سرنوشت او : زرعه پس از عاشورا دچار تشنگي دائمي شد و همواره فرياد مي زد مرا سيراب كنيد. هرچه آب مي آشاميد شكمش بالا مي آمد و سيراب نمي شد و با همان فلاكت مرد.

ملاحظات : امام او را در روز عاشورا نفرين كرد و فرمود: خداوندا او را با تشنگي بكش و هرگز او را نبخش.

20- نام ظالم : سنان بن انس نخعي

نقش او در حادثه عاشورا : از كساني بود كه به همراه شمر هنگاميكه امام حسين (عليه السلام) پس از جنگ بسيار و زخم هاي فراواني كه بر بدن مباركش وارد شده بود و يكه و تنها مانده بود به خيمه اهل بيت هجوم بردند. امام با دست مباركش اشاره فرمود اگر دين نداريد لا اقل آزاده باشيد ، با خانواده من چه كار داريد . پس از آنكه امام بر اثر ضربات نيزه ها و شمشير ها ديگر توان ايستادن نداشت ، سنان بن انس نيزه اي بر گودي گلوي امام حسين (عليه السلام) فرو برد و باز بيرون آورد و در قفسه سينه ايشان فرو برد سپس تيري به سوي امام انداخت آن تير بر گلوي امام وارد شد و در اثر آن تير ، امام بر زمين افتاد.

سرنوشت او : او را در بين را قادسيه دستگير و نزد مختار آوردند. مختار دستور داد ابتدا انگشتان آن خبيث را قلم كردند سپس دو دستش و بعد پاهايش را. ديگي بزرگ كه در آن روغن زيتون جوشيده آماده كردند و سنان نيز هنوز زنده بود وي را به درون ديگ جوشان انداختند تا بمرد.روايت ديگري مي گويد : ابراهيم فرمانده سپاه مختار گوشت ران او را قطعه قطعه كرد و آن را نيم پخت مي كرد و به خوردش مي داد و هرگاه امتناع مي كرد او را با خنجر زخمي كرده و زجر مي داد. در آخر سر او را گوش تا گوش بريد و جسد پليدش را سوزانيد.

ملاحظات : سنان پس از شهادت امام حسين (عليه السلام) به تحريك اطرافيان به خيمه عمر سعد رفت تا جايزه بگيرد و با نعره اي گفت: من آقاي بزرگوار را كشتم كه از نظر پدر و مادر بهترين مردم بود ، مرا غزق در طلا و نقره كن. عمر سعد با ناراحتي به او گفت واقعاً تو ديوانه اي ، و با چوب به سرش زد و او را از خو دور كرد.

21- نام ظالم : شيث بن ربعي

نقش او در حادثه عاشورا : او طرح اسب تاختن بر اجساد شهيدان را پيشنهاد كرد و خود نيز بر جسد مطهر امام اسب دوانيد.

سرنوشت او : شيث در جنگ ميان سپاه مختار و مصعب اسير شد و او را نزد فرزند مختار آوردند. دستور داد ران هايش را بريدند تا مرد و بعد سرش را جدا كرد و جسدش را سوزانيد.روايت ديگر مي گويد: مختار امر كرد دست و پاهايش را قطع كردند و در ميان شهر گذاشتند تا مانند سگ زوزه كنان جان داد.

22- نام ظالم : عبد الرحمن بن حصين

نقش او در حادثه عاشورا : از محافظين شريعه فرات بود. او پس از بستن آب فرات بانگ زد اي پسر فاطمه از اين آن يك قطره نچشي تا آن وقت كه طعم مرگ بچشي يا به حكم ابن زياد گردن دهي.

سرنوشت او : او پس از واقعه كربلا بيمار شد و تشنگي بر او غالب گشت. هر قدر آب مي خورد تشنگي او فرو نمي نشست و از تشنگي فرياد مي كرد تا به درك واصل شد.

ملاحظات : امام حسين (عليه السلام) پس از آنكه حصين بانگ زد و آن مطالب را گفت امام فرمود: كيستي؟ او خود را معرفي كرد سپس حضرت فرمود: خدايا او را از تشنگي بكش و هيچوقت او را ميامرز.

23- نام ظالم : عبد اله بن حوزه

نقش او در حادثه عاشورا : پس از حمله نخست در روز عاشورا در جلوي امام ايستاد و بي ادبانه امام را بانگ زد. امام فرمود: چه مي خواهي؟ گفت تئ را به آتش مژده مي دهم.

سرنوشت او : در حاليكه امام او را نفرين مي كرد ابن حوزه در ميان چاله مضطرب شد و او در ميان چاله افتاد و پايش به ركاب گير كرد و سرش روي زمين قرار گرفت. اسب رم كرد ، تاخت و او را با خود برد و سرش را به سنگ و خاشاك كوبيد تا مرد.

ملاحظات : پس از بانگ حوزه امام رو به ياران كرد و فرمود او كيست ؟ گفتند او ابن حوزه است . امام فرمود: بار اله ! او را از ما بسوي آتش جدا كن.

24- نام ظالم : عثمان بن خالد

نقش او در حادثه عاشورا : او كشنده عبدالرحمن پسر مسلم بن عقيل در كربلا است. او را به شهادت رساند و لباس او را ربود و در قتل امام حسين نيز حضور داشت.

سرنوشت او : عبدالله بن كامل از فرماندهان مختار پس از دستگيري ، او را گردن زد. وقتي خبر قتل او به مختار رسيد گفت: او نبايد دفن شود بايد سوزانده شود سپس جسد او را سوزاندند.

25- نام ظالم : عمرو بن حجاج

نقش او در حادثه عاشورا : با پانصد سوار مامور بستن آب به روي اهل بيت پيامبر شد و در اين كار بسيار بر حسين و اهل بيت او سختگيري كرد و اولين كسي بود كه بر بدن امام حسين (عليه السلام) شمشير زد يا تير انداخت.

سرنوشت او : آورده اند او از كوفه به بصره گريخت و راه را گم كرد و در راه به عطش مبتلا شد در اين حال ماموران مختار او را يافتند و نزد مختار آوردند و مختار سرش را از بدن جدا كرد.

ملاحظات : و از جمله كساني بود كه به امام حسين (عليه السلام) نامه نوشت و وي را به عراق دعوت كرد.

26- نام ظالم : عمرو بن صبيح

نقش او در حادثه عاشورا : بعضي مي گويند از: جمله كساني است كه بر بدن امام حسين (عليه السلام) اسب دوانده است اما خود او منكر شده است ولي قاتل عبد الله بن مسلم بن عقيل مي باشد.

سرنوشت او : مختار دستور داد نيزه داران آمدند و گفت آنقدر بر او نيزه بزنيد تا بميرد. بدن او با نيزه پاره پاره شد تا به درك واصل شد.

ملاحظات : عبد الله بن كامل به مختار مي گويد اي امير اين مرد مدعي است در كربلا كسي را نكشته است و فقط با نيزه بعضي از ياران امام حسين(عليه السلام) را زخمي كرده است ، دستور شما چيست؟

27- نام ظالم : قيس بن قطيفه

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا پس از جنايات بسيار و پس از شهادت امام حسين (عليه السلام) ، قطيفه پيراهن امام را ربود و به قيس قطيفه شهرت يافت.عمر سعد سر امام و يارانش را به همراه قيس به كوفه فرستاد.

سرنوشت او : وي به وسيله ماموران مختار دستگير شد و آن ها در مكاني سر قيس را از تنش جدا كردند.

28- نام ظالم : عمرو بن سعد بن نقيل

نقش او در حادثه عاشورا : او به قاسم بن حسن حمله ور شد و با شمشير سرش را زخمي كرد و چند ضربه به قاسم وارد ساخت تا خون قاسم بر زمين افتاد. در اين هنگام عمويش امام حسين (عليه السلام) را به ياري طلبيد.

سرنوشت او : امام حسين (عليه السلام) صفوف دشمن را شكافت و به سوي عمرو شتافت او را با شمشير زد عمرو براي جلوگيري از ضربه ساعدش را جلو آورد و شمشير دستش را از آرنج بريد و در همان جا اسب ها جولان داده ، او را لگد مال كردند تا به درك واصل شد.

29- نام ظالم : مالك بن نسر

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا در حاليكه امام حسين (عليه السلام) غرق در خون بود و تير سه شعبه به جسم مباركش وارد شده بود ، مالك بن نسر نزد امام آمد و زبان به دشنام او گشود و با شمشير بر سر آن حضرت زد كه عمامه را شكافت و بر سرش نيز شكافي وارد آورد و عمامه اش پر از خون شد.

سرنوشت او : پس از دستگيري مختار دستور داد دو دست و پايش را قطع كنند و او را رها كنند تا آن قدر بغلتد تا بميرد. دست و پاهاي او را قطع كردند و او در خون خود دست و پا زد تا مرد.ژ

30- نام ظالم : اشعث بن قيس

نقش او در حادثه عاشورا : در روز عاشورا بي شرمانه بر امام حسين (عليه السلام) جسارت كرد و گفت: اي حسين چه قرابت تو را با محمد مصطفي (صلي الله)امام حسين (عليه السلام) دست به دعا برداشت و فرمود: خدايا! همين امروز او را خوار گردان و سزاي اين گفتار را هر چه زودتر بدو برسان.

سرنوشت او : اشعث بن قيس پس از دعاي امام نياز به دستشويي پيدا كرد از لشكر بيرون رفت بر دهانه سوراخي نشست كژدمي سياه از آن سوراخ بيرون آمد و او را بزد. او در نجاست خود افتاد و به جهنم پيوست.

ویروسی که با پیام " من ازتو عکس دارم " وارد می شود

«من از تو عکس دارم» شگرد جدید سودجویان و تبهکاران فضای سایبری است.
فارس: «من از تو عکس دارم» شگرد جدید سودجویان و تبهکاران فضای سایبری است.

همه کاربران اینترنتی در صورتی که از فرد ناشناسی با متن انگلیسی با عنوان «من از تو عکس دارم، عکس ضمیمه را چک کن خودت هستی یا نه به همراه فایل ضمیمه imag9807.zip» دریافت کردند، به هیچ عنوان فایل ضمیمه آن را باز نکنند.

گفتنی است، این فایل حاوی بدافزاری از نوع wiper بوده که نسبت به انهدام کامل اطلاعات روی کامپیوتر کاربران اقدام می‌کند.

در صورت انهدام اطلاعات کامپیوتر، این اطلاعات قابل بازگشت نیست.

وفاداری حیوانات به صاحبش

گربه اي كه سرخاك صاحبش مي‌رود
جام جم آنلاين: درباره وفاي سگ ها و گربه ها نسبت به صاحبان متوفي خود داستان هاي زيادي نقل شده است اما شايد اين يكي باور نكردني باشد.

به گزارش روز جمعه جام جم آنلاين به نقل از لومتن، برخي حيوانات خانگي در پي درگذشت صاحبشان به اندازه اي گرسنگي مي كشند تا بميرند. برخي مانند "هاتچي" سگ مشهور ژاپني هر روز در آستانه در خانه در انتظار بازگشت صاحب متوفي اش مي نشيند. اما روايت "تولدو" گربه ايتاليايي  اگر شاهدان بي شماري در مورد آن گواهي نمي دادند شايد باورنكردني به نظر مي رسيد.

"تولدو" از سال پيش كه صاحبش درگذشت هر روز سر خاك صاحبش رفته و هديه اي را روز مزار وي مي گذارد.

"تولدو" گربه خياباني و سه ماهه بود كه سه سال پيش صاحب سالمندش او را در كنار خياباني يافت. مرد سالمند و مونس كوچكش در طول اين سه سال حتي براي لحظه اي يكديگر را ترك كردند.

سال پيش، رنزو اوزيئلي در گذشت. در روز تدفين او  "تولدو"  در كنار همسر ، دختر و دامادش در روستاي مونتانيا پيكر رنزو را تا گورستان مشايعت كرد.

روز بعد از تدفين، آدا همسر رنزو بر سر خاك وي يك شاخه كوچك اقاقيا مشاهده كرد. از آن زمان تا كنون آدا ساكن روستاي مونتانيا  استان توسكانيا ايتاليا  هر روز كه براي گذاشتن گل به سر خاك همسرش مي رود هداياي كوچكي را كه گربه آورده است، مشاهده مي كند. گاهي يك دستمال كاغذي ، گاهي يك ليوان پلاستيكي بك بار مصرف، گاهي هم گربه مقداري برگ يا خار و خاشاك را روي گور صاحبش جمع مي كند.

آدا مي گويد: همسرم حيوانات را خيلي دوست داشت و و پيوند ميان او و "تولدو" عميق بود. در تمام روستا همه از ماجراي "تولدو" صحبت مي كنند و اغلب اهالي گربه را صبح ها كه به گورستان و به سر خاك صاحبش مي رود، مي بينند. مترجم: بهرام افتخاري.

هیچ منعی در استفاده از فیس بوک نیست

دبیر شورای عالی فضای مجازی

هیچ منعی برای استفاده از فیس‌بوک وجود ندارد

شخصا از این فیلترینگ جیمیل ناراحت بودم، چون مردم از یک سرویس‌ عمومی محروم شده بودند و خیلی‌ها کار و بارشان با این ابزار بود. 

به گزارش قدس انلاین به نقل از جام جم ،دبیر شورای عالی فضای مجازی از تغییر سازماندهی دستگاه‌های مسئول در دفاع سایبری کشور و تمرکز و واگذار شدن مسئولیت دفاع سایبری به این شورا خبر داد.

مهدی اخوان‌بهابادی افزود: قبلا دفاع سایبری کشور به‌طور پراکنده توسط دستگاه‌ها یا سازمان‌های جداگانه‌ای انجام می‌شد و هر سازمان برای خود روش و تشکیلات خاص خود را داشت. به عبارت دیگر، حلقه مفقوده در این مسئله فرماندهی یکپارچه و هماهنگ بود.

وی اظهار کرد: اما اکنون با تغییر سازماندهی که صورت گرفته است از این پس مسئول و متولی دفاع سایبری کشور، شورای عالی فضای مجازی به عنوان یک نهاد فراقوه‌ای است. به این ترتیب این شورا در زیرمجموعه خود با تشکیل مرکز ملی فضای مجازی و سه کمیسیون عالی آن، تمامی فعالیت‌های دستگاه‌های مسئول در امر دفاع سایبری را زیرنظر داشته و هماهنگ می‌کند. به عنوان مثال سازمان پدافند غیرعامل اکنون به فعالیت خود در زیرمجموعه کمیسیون عالی امنیت مرکز ملی فضای مجازی کشور ادامه خواهد داد.

وی تصریح کرد:سایر سازمان‌ها یا نهادهای درگیر در این موضوع مانند ناجا، سپاه، وزارت اطلاعات، وزارت ارشاد، وزارت ارتباطات و... که قبلا به طور مستقل در زمینه دفاع سایبری فعال بودند، اکنون تحت پوشش شورای عالی و مرکز ملی فضای مجازی کشور فعالیت خواهند کرد.

اخوان‌بهابادی گفت: به این ترتیب موضوع دفاع و امنیت سایبری کشور دارای یک مدیریت یکپارچه و هماهنگ‌ شده که قطعا توان مقابله با حمله‌های سایبری را دوچندان خواهد کرد.

دبیر شورای عالی فضای مجازی با اشاره به حیطه پوشش و فعالیت این شورا در فضای مجازی گفت: این شورا از این پس متولی تمامی فعالیت‌هایی است که در فضای مجازی انجام می‌شود. یکی از این فعالیت‌ها اینترنت و محتوای آن است. مباحث فنی، زیرساختی و امنیتی اینترنت نیز در این حیطه قرار می‌گیرد. سایر شبکه‌هایی که در فضای مجازی فعالیت می‌کنند مانند شبکه تلفن‌همراه و سرویس‌های آن مانند پیامک، بازی‌های رایانه‌ای و سرانجام امنیت سایبری توسط این شورا مدیریت می‌شود.

سیاستگذاری‌های جدید درباره فیلترینگ

این مقام مسئول یکی از مهم‌ترین سرفصل‌های شورای عالی فضای مجازی را سیاستگذاری جدید درباره فیلترینگ در اینترنت عنوان کرد و افزود: از این پس سیاستگذاری‌های جدید برای فیلترینگ در این شورا انجام و متمرکز می‌شود. با این حال کمیته تعیین مصادیق جرایم رایانه‌ای همچنان به کار خود ادامه می‌دهد و مصادیق را مشخص می‌کند؛ اما سیاستگذاری‌ها در شورای جدید انجام می‌شود.

وی اظهار کرد: شورای عالی فضای مجازی درباره بررسی روش‌ها و سیاست‌های قبلی درباره فیلترینگ است و هنوز تصمیم نهایی برای گردش کار این موضوع گرفته نشده است، اما آنچه روشن است این‌که سیاست‌های جدید در این باره ابلاغ خواهد شد و دیگر این‌که کمیته تعیین مصادیق از این پس باید دقیقا مصادیق فیلترینگ را مشخص کرده و مثلا دقیقا بگویند فلان آدرس تخلف کرده است و به چه دلیل موجه. سپس موضوع باید به وزارت ارتباطات اعلام شود.

اخوان بهابادی با اشاره به ماجرای فیلترینگ جی‌میل و علت آن اظهار کرد: در واقع هیچ برنامه و تصمیم کلانی درباره فیلترینگ جی‌میل وجود نداشت.

موضوع از این قرار است که دادستانی تصمیم گرفت از انتشار فیلم موهن بر علیه رسول خدا(ص) بر بستر یوتیوب جلوگیری کند و این را به وزارت ارتباطات اعلام کرد؛ اما وزارت ارتباطات به دلیل ناتوانی فنی اعلام کرد قدرت تفکیک جی‌میل و یوتیوب را ندارد، لذا هر دو آنها را با هم فیلتر کرد.

دبیر شورای عالی فضای مجازی افزود: شخصا از این موضوع ناراحت بودم، چون مردم از یک سرویس‌ عمومی محروم شده بودند و خیلی‌ها کار و بارشان با این ابزار بود. لذا همان موقع با وزارت ارتباطات و دادستان کل برای حل موضوع تماس گرفتم.

نباید مانع استفاده از شبکه‌های اجتماعی شویم

وی درخصوص شبکه اجتماعی فیسبوک نیز گفت: فیسبوک در اصل یک شبکه اجتماعی است. اگر کار اشتباهی بود که الان این همه طرفدار نداشت. اصل موضوع قطعا به یک نیاز بشر پاسخ می‌دهد، لذا ما نمی‌توانیم مانع استفاده از این شبکه‌ها شویم. برعکس حمایت و تشویق هم می‌کنیم.

اخوان بهابادی افزود:‌ البته روشن است ما انتقاداتی به برخی شبکه‌های اجتماعی خارجی داریم، بدون این‌که عضویت در‌ آنها را جرم بدانیم. مردم مجازند از این شبکه‌ها استفاده کنند. درست است که الان مسیر دسترسی مسدود است اما از نظر قانونی منعی برای استفاده از این شبکه‌ها نمی‌بینیم. 
مرجع : روزنامه جام جم


زندگی مشترک بدون ازدواج در محلات شمال تهران

زندگی مشترک بدون ازدواج در محلات شمال تهران!

مرتضی طلایی با بیان این مطلب افزود: ‌متاسفانه‌ گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل زندگی‌های مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی می‌کنند.

به گزارش جهان به نقل از ایلنا، رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران از افزایش زندگی مجردی دانشجویی در شهر تهران در محلات شمال شهر خبر داد و گفت: ‌این پدیده جدیدی از نوع آسیب‌های اجتماعی است که پیامدهای خطرناکی دارد. 
 
مرتضی طلایی با بیان این مطلب افزود: ‌متاسفانه‌ گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل زندگی‌های مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی می‌کنند. 
 
وی ادامه داد: ‌هنوز آمار رسمی در ابن بخش اعلام نشده است اما این معضل و پدیده جدید قطعا آسیب‌های جدیدی را به همراه خواهد داشت. 
 
رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران درباره زنان ویژه در شهر تهران، با بیان اینکه این افراد در جامعه حضور دارند، افزود: برخی از زنان از این محل ارتزاق می‌کنند البته افراد دو جنسه نیز در این گروه هستند. 
 

شگفتی های بدن

امروزه با افزایش درک انسان از بدن خود، حقایق عجیب و و ریز و درشت زیادی کشف شده‌اند. برای مثال انسان در طول عمر خود چهل پوند از پوست بدنش را از دست می‌دهد.
می‌دانستید سختی استخوانهای بدنتان چهار برابر بتون است؟ این حقیقت در برابر دیگر حقایق شگفت انگیزی که درباره بدن خاق‌العاده انسان وجود دارد،‌ ناچیز به نظر می‌آید.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از دیلی‌اینفوگراف، شگفتی درباره توانایی خودترمیمی بدن انسان همواره وجود دارد. جراحت‌های بزرگ، شکستگی استخوان‌ها و عفونت‌های ویروسی همیشه برای انسان رخ می‌دهند و انسان نیز معمولا بهبود یافته و از این اختلالات نجات پیدا می‌کند.

شاید در گذشته با وجود دانش محدودی که وجود داشت، ترمیم یافتن جراحت‌های بدن انسان به معجزه یا جادو شباهت داشت. امروزه با افزایش درک انسان از بدن خود، حقایق عجیب و و ریز و درشت زیادی کشف شده‌اند. برای مثال انسان در طول عمر خود چهل پوند از پوست بدنش را از دست می‌دهد.

در این اینفوگراف می‌توانید حقایق جالب‌تر و شگفت‌انگیزتری درباره ویژگی‌های باورنکردنی اعضای بدن انسان پیدا کنید:

تقویت مهارتهای اجتماعی وهوش قبل ازتولد فرزند چگونه است؟

 

 

 

مهارت های زبان و حتی هوش به تعداد كلماتی كه نوزاد هر روز می شنود ارتباط پیدا می كند. همچنین صحبت كردن با نوزاد به او كمك می كند تا سریعتر كلمات را یاد گرفته و مفهوم آنها را درك كند.
به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران؛ برای اینکه فرزندانی باهوش داشته باشید ، از نوزادی دست به کار شوید .یک روز را هم از دست ندهید ما در این مقاله دو راه را به شما پیشنهاد می کنیم. 
 
برای نوزادان خود از ۶ ماهگی زمانی كه نوزاد همراه با مادر از نگاه كردن به عكس های كتاب لذت می برد، كتاب بخوانند. 
 
مادران و پدران می توانند برای نوزادان تازه متولد شده نیز كتاب بخوانند. در حقیقت مهم نیست كه نوزاد چند ساله باشد .خواندن فرصت بزرگی است برای در آغوش گرفتن نوزاد و برقراری ارتباط با او. 
 
كتاب خواندن برای نوزادان به ساختن كلمات نوزادان و تحریك تصورات انها كمك كرده و مهارت های برقراری ارتباط را در نوزاد تقویت می كند. در حقیقت هر چه قدر بیشتر با نوزاد خود از ابتدا صحبت كنید، در پرورش و رشد بهتر نوزاد مفید است. 
 
مهارت های زبان و حتی هوش به تعداد كلماتی كه نوزاد هر روز می شنود ارتباط پیدا می كند. همچنین صحبت كردن با نوزاد به او كمك می كند تا سریعتر كلمات را یاد گرفته و مفهوم آنها را درك كند. 
 
در ماه های اول، همانطور كه نوزاد صحبت های شما را می شنود به ریتم زبان بیشتر از محتوا توجه دارد. بنابراین زمانی كه می خواهید مطلبی را بخوانید هر چیزی را می توانید امتحان كنید، كتابهای كودك، یك مجله و یا حتی یك رمان. 
نوزاد شما ممكن است مجذوب عكس های روشن و درخشان داخل كتاب شود. بنابراین تا آنجائیكه می توانید از كتابهای مقوایی عكس برجسته و یا كتابهایی كه دارای تصاویر زیادی هستند استفاده كنید. تصاویر رنگارنگ ذهن نوزاد را تحریك كرده و به بیان احساسات او كمك می كند. 
 
نوزادان در این شرایط احساسات خود را با فریاد كشیدن، نزدیك بردن كتاب به سمت دهان و یا پاره كردن صفحات كتاب ابراز می كنند. به همین منظور به والدین پیشنهاد می شود از كتاب هایی كه دارای صفحات مقوایی و سنگین هستند استفاده شود. این كار به دوام كتاب كمك بیشتری می كند. 
 
ورزش  نوزادان چگونه است؟
 
ورزش برای نوزادان باید به گونه‌ای باشد كه به آنها بیاموزد چگونه به تدریج از حواس پنج‌گانه خود برای شناسایی محیط اطرافشان استفاده كنند.طبیعی است كه هر نوزاد به سمت رنگ‌های شاد و براق جذب شود.باید فعالیت‌های ورزشی را كه برای آنها انتخاب می‌كنید به گونه‌ای باشند كه نوزاد هر چه بهتر محیط نزدیك خود را بشناسد و سپس به تدریج موفق به كشف دنیاهای دورتر شود.كنجكاوی نوزاد در این سن بسیار طبیعی است و مادامی كه والدین در حین انجام هر نوع فعالیت در كنار او باشند،خطری متوجه او نخواهد بود.فعالیت‌های بسیاری وجود دارد كه در كنار بازی یك جلسه آموزشی هم محسوب می‌شود. 
ورزش صدا: 
بسیاری از والدین هنگام عوض كردن پوشك،حمام یا بازی با كودك خود حرف می‌زنند.این كار به كودك كمك می‌كند تا بفهمد این صدا از دهان فردی - پدر یا مادر- خارج می‌شود علاوه بر این می‌توانید پیوسته اسم او را صدا كنید،در ابتدا او به صدای شما پاسخی نمی‌دهد اما رفته رفته هر گاه او را صدا كنید عكس‌العملی از او خواهید دید. 
ورزش بینایی
چند اسباب بازی با رنگ‌های جذاب برای بازی كودكتهی کنید ،هر گاه، كودك با این اسباب بازی‌های رنگارنگ بازی می‌كند لبخند می‌زند یا به نوعی احساس رضایت خود را نشان می‌دهد.برای تقویت حس بینایی،كتاب‌های مخصوص نوزادان، با رنگ‌های شاد بخرید. 
ورزش لمسی
این فعالیت شامل لمس انواع مختلف اسباب بازی‌ها توسط كودك است.كودك با این روش تفاوت بین سطوح سخت، نرم و پنبه‌ای را در می‌یابد. در این مرحله برای تقویت عضلات پا و گردن نوزاد می‌توانید به نرمی پاهای كودك را خم و راست كنید یا به آرامی اسباب بازی محبوبش را جلوی چشمانش تكان دهید به نحوی كه كودك گردنش را به آرامی با تكان دست شما حركت دهد.
ادامه نوشته

پیامبران مدفون در ایران  چه کسانی هستند؟

 پیامبران مدفون در ایران 

به گزارش خبرنگار جامعه فارس، طبق اطلاعاتی که هنوز مستند نیست از مجموع 124 هزار پیامبر حدود 31 پیامبر در ایران دفن شده‌اند که تعدادی از آن‌ها شامل "سیم و لام" در سمنان، "خالد بن سنان عبسی" در گلستان، "یوشع" در اصفهان، "حیقوق" در تویسرکان، "قیدار" در زنجان، "اشموئیل" در ساوه، "دانیال نبی" در خوزستان، "شعیب نبی" در خوزستان، "باحزقیل" در دزفول، "روبین" در میامی، "جرجیس" در شوشتر، "یونس" در گناباد، "یعقوب" در گرگان، "ابراهیم خلیل" در سوسنگرد، "اسحاق و اسماعیل" در جاده دزفول، "صالح پیامبر" در شوشتر، "ایوب" در بجنورد و... است.

مستندنگاری این پیامبران طی سال‌های گذشته توسط ستاد بقاع متبرکه و گردشگری مذهبی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری آغاز شد اما تاکنون این مستندنگاری‌ها هیچ خروجی نداشته است.

حجت‌الاسلام فخر‌الدین صابری، دبیر ستاد بقاع متبرکه و گردشگری مذهبی پیش از این اعلام کرده بود که تا پایان تابستان امسال، مستندات جمع‌آوری شده درباره پیامبران مدفون در ایران به صورت کتاب منتشر خواهد شد.

اما با گذشت 3 ماه از موعد این وعده حجت‌الاسلام صابری در گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره سرنوشت مستندنگاری پیامبران در ایران می‌گوید: مستندات جمع‌آوری شده است اما هر بار با 

اسامی شرکتهای بیمه