«آیت الله جلال گنجه ای»(متولد۱۳۲۲)از شاگردان درس خارج فقه، امام‌خمینی درنجف بودند که بعدها به سازمان مجاهدین خلق پیوست، «ولی فقیه منافقین» بود وهم اکنون هم هست.
آیت الله شبیری زنجانی:حجت الاسلام جلال گنجه‌ای بارها نزد من می‌آمد، ازمن میخواست وساطتت کنم برای «دیدار مسعود رجوی با امام خمینی» ویا آیت الله خامنه ای .

من موضوع را با آیت الله سید علی خامنه ای که(رئیس جمهوربود)درمیان گذاشتم و ایشان گفتند: «خودت با آن‌ها جلسه بگذار و کار را تمام کن».

«آیت الله سیدجعفر شبیری زنجانی» روایت می کند:«جلال گنجه‌ای» ازمن میخواست که واسطه شوم که مسعود رجوی با برخی از مسئولان نظام جلسه‌ای داشته باشد و مذاکراتی صورت بگیرد،من به او گفتم که اگر منظور دیدار با امام باشد، اصلاً چنین چیزی قابل طرح نیست. اما درباره سایر موارد، گفتم باید بررسی کنیم.

آیت الله سید جعفر شبیری زنجانی، دوست قدیمی رهبر شهید گفت: جلال گنجه‌ای بارها نزد من می‌آمد. به من پیشنهاد کرد که اگر امکان داشته باشد، مسعود رجوی با برخی از مسئولان نظام جلسه‌ای داشته باشد و گفت‌وگویی صورت بگیرد.

شبیری زنجانی ادامه داد: آن زمان رهبر شهید رئیس‌جمهور بودند. من بلافاصله پیغام دادم و خدمت ایشان رسیدم. موضوع را مطرح و عرض کردم که اگر قرار باشد رجوی جلسه‌ای با شما داشته باشد، نظر شما چیست؟ ایشان بی‌درنگ فرمودند: «خودت با آن‌ها جلسه بگذار و کار را تمام کن.»

آیت الله سید جعفر شبیری زنجانی کیست و چرا مورد احترام رهبر انقلاب قرار گرفتند؟

آیت الله شبیری زنجانی تاکید کرد:امام شهید، از همان زمان شناخت دقیقی نسبت به ماهیت این جریان(سازمان مجاهدین خلق) داشتند و ضرورتی برای چنین دیدارهایی نمی‌دیدند.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«خاطره آیت الله شبیری زنجانی از آیت الله جلال گنجه ای».

آیت الله شبیری زنجانی درادامه گفت:حجت اسلام جلال گنجه‌ای بارها نزد من می‌آمد، ازمن میخواست وساطتت کنم برای دیدار مسعود رجوی با امام خمینی ویا آیت الله خامنه ای .

من موضوع را با آیت الله خامنه ای که(رئیس جمهوربود)درمیان گذاشت و ایشان گفتند: «خودت با آن‌ها جلسه بگذار و کار را تمام کن».

شبیری

روایت آیت‌الله شبیری زنجانی از پاسخ رهبر شهید به درخواست دیدار مسعود رجوی
آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی با روایت خاطره‌ای از سال‌های ابتدایی پس از انقلاب، گفت که پس از طرح درخواست مسعود رجوی برای دیدار با رئیس‌جمهور وقت، موضوع را با رهبر شهید در میان گذاشته و ایشان در پاسخ گفته‌اند: «خودت با آن‌ها جلسه بگذار و کار را تمام کن».

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اما «رهبران سازمان مجاهدین»(مسعود رجوی و موسی خیابانی)در ششم اردیبهشت ۱۳۵۸ با امام خمینی دیدار کردند.

از همان زمان شناخت دقیقی نسبت به ماهیت این جریان داشتند و ضرورتی برای چنین دیدارهایی نمی‌دیدند.

بعد از آن به ذهنم رسید که مرحوم «آیت‌الله سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی»(رئیس قوه قضائیه) فرد مناسبی برای ملاقات با رجوی باشد، آن روزها هنوز منافقین موضع آشکاری علیه ایشان نگرفته بودند و تصور می‌کردم شاید گفت‌وگو با ایشان مؤثر باشد.

خدمت آیت‌الله موسوی اردبیلی رسیدم و موضوع را مطرح کردم. ایشان فرمودند که من از جهت اصل جلسه مخالفتی ندارم، اما این افراد قابل اعتماد نیستند.

آقای موسوی اردبیلی گفتند ما با آن‌ها می‌نشینیم و صحبت می‌کنیم، آن‌ها(مجاهدین خلق) هم در جلسه حرف‌ها را می‌پذیرند، اما بعد که بیرون می‌روند، مطالب را به گونه‌ای دیگر نقل می‌کنند، هم آبروی طرف مقابل را می‌برند و هم راه خودشان را ادامه می‌دهند.

آیت الله سید جعفر شبیری زنجانی گفت:بعدها دیدم که هم رهبر شهید و هم آیت‌الله اردبیلی تشخیص درستی داده بودند. حتی خود من هم این موضوع را در رفتار «جلال گنجه‌ای» تجربه کردم. بارها نزد من می‌آمد، در ظاهر سخنان را می‌پذیرفت و پاسخ قانع‌کننده‌ای نداشت، اما در عمل همان مسیر خود را دنبال می‌کرد و از آن دست برنمی‌داشت.

سازمان مجاهدین خلق، «همه پرسی قانون اساسی» را تحریم کردند.
آیت الله شبیری زنجانی درادامه گفت:مثلاً یک نمونه از این ماجراها را عرض کنم. نخستین باری که منافقین مخالفت علنی خود را با نظام اعلام کردند، «ماجرای همه‌پرسی قانون اساسی» بود.

آن‌ها اعلام کردند که این همه‌پرسی را تحریم می‌کنند.

«دو شب پیش از برگزاری رأی‌گیری، جلال گنجه‌ای نزد من آمد.» طبق معمول، می‌خواست مجموعه‌ای از اخبار و تحلیل‌های منفی را مطرح کند. من پیش از آنکه چیزی بگوید، همان مطالب را بیان کردم. آن‌ها همیشه فقط نقاط ضعف و مشکلات را می‌دیدند؛ اگر تخلفی از سوی برخی نهادها یا کمیته‌ها در اوایل انقلاب رخ می‌داد، همان را برجسته می‌کردند و هیچ جنبه مثبتی را نمی‌دیدند.

آیت الله شبیری زنجانی: «حجت الاسلام جلال گنجه ای از من پرسید که آینده انقلاب را چگونه می‌بینم؟

گفتم این انقلاب را مردم به وجود آورده‌اند و خود مردم هم اگر مشکلی باشد، آن را اصلاح خواهند کرد. سپس بحث به قانون اساسی کشیده شد. از من پرسید نظر شما درباره قانون اساسی چیست؟

گفتم به نظر من، کار بسیار بزرگی انجام شده است. در برخی کشورها، سال‌ها از تغییر نظام سیاسی گذشته، اما هنوز قانون اساسی مدونی ندارند، در حالی که در جمهوری اسلامی در چنین مدت کوتاهی، قانون اساسی تدوین و برای رأی مردم آماده شده است.

جلال گنجه ای بعد پرسید اصل ولایت فقیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

گفتم به نظر من، این اصل یا بهترین اصل قانون اساسی است یا دست‌کم از بهترین اصول آن به شمار می‌رود. آن زمان هنوز منافقین به صورت آشکار در برابر امام قرار نگرفته بودند.

بعد گفت حالا امام را قبول داریم، اما «اگر خدای نکرده ایشان از دنیا بروند و آقای شریعتمداری رهبر شوند، چه خواهد شد؟»

من به جلال گفتم ایشان (آیت الله سید کاظم شریعتمداری)رهبر نخواهند شد.

آن روزها بسیاری چنین تصوری داشتند، اما من اعتقاد داشتم که این اتفاق نخواهد افتاد. البته مرحوم آقای شریعتمداری خدمات فراوانی داشتند، اما نقاط ضعفی نیز وجود داشت که بعدها برای خود ایشان هم مشکلاتی ایجاد کرد. به او گفتم که شایسته‌ترین فرد برای رهبری انتخاب خواهد شد و برای تأیید این مطلب اضافه کردم که اگر تاریخ تشیع را نگاه کنید، در ادوار مختلف، معمولاً شایسته‌ترین فرد در رأس جامعه شیعه قرار گرفته است.
آن جلسه هم مانند جلسات دیگر به پایان رسید. در ظاهر، سخنان مرا می‌پذیرفت و مخالفتی نداشت، اما در عمل هیچ‌گاه بر اساس آن رفتار نمی‌کرد.

فرار آیت الله جلال گنجه ای ازایران

بعدها که از ایران فرار کرده بود، از خارج کشور با من تماس گرفت و درباره اوضاع ایران پرسید. توضیحاتی دادم. در پایان گفت هر وقت از اوضاع کشور ناامید می‌شویم، حرف‌های شما به ما امید می‌دهد.

اما من در تمام آن سال‌ها دیدم که هرچند سخنان مرا قبول می‌کرد، هیچ‌گاه به آن‌ها عمل نمی‌کرد. همین رفتارها بود که به تدریج برای من روشن‌تر کرد که این جریان، حقیقتاً راه نفاق را در پیش گرفته است.

منبع این گزارش،سایت جماران و خبرآنلاین است، با اصلاحات.

«جلال گنجه ای»کیست؟

«آیت الله جلال گنجه ای»(متولد۱۳۲۲ گنجه، مقیم رشت)از شاگردان درس خارج فقه امام‌خمینی بودند که با سازمان مجاهدین خلق بود، ولی فقیه منافقین بود وهم اکنون هم هست.

جلال گنجه‌ای در مرداد ۱۳۲۲ در رشت به دنیا آمد. خانواده او از مهاجرانی بودند که از شهر گنجه به ایران آمده و در شهر رشت مقیم شده و به همین علت نیز به گنجه‌ای شهرت یافته بودند.
جلال گنجه‌ای دوران ابتدایی را در شهر رشت به پایان رساند. سپس بخشی از جمله صرف و نحو و ادبیات عربی، منطق را در سه سال در مدارس علمیه رشت و نزد استادان آنجا ازجمله آقایان سیدحسن بحرالعلوم رشتی، سیدمحمود ضیابری و شفیعی خواند.

سپس راهی قم شد و در حوزه علمیه آن شهر دروس سطح را به پایان رساند، سپس به تحصیل دروس خارج فقه و اصول پرداخت و ازجمله مدتی در درس‌های خارج فقه و اصول امام‌خمینی در مسجد اعظم شرکت کرد. علاوه بر آن، از درس‌های خارج فقه و اصول آیت‌الله سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی بهره برد.
گنجه‌ای پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ رهسپار عراق شد و در حوزه علمیه نجف اشرف به تحصیل ادامه داد، پس از عزیمت امام‌خمینی به عراق در مهر ۱۳۴۴ و تشکیل درس خارج فقه (مکاسب) در مسجد شیخ انصاری ( مسجد ترک‌ها) در نجف اشرف، در آن درس حضور یافت و از بحث‌های امام‌خمینی سود برد.

ویکی پدیا نوشت:ساواک در گزارشی از او به‌عنوان «یکی از شاگردان ورزیده و صمیمی» امام‌خمینی نام برده است که تا سال ۱۳۵۰ به مدت شش سال از درس‌های امام‌خمینی در نجف استفاده می‌کرده. همچنین از درس‌های دیگر استادان دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه نجف ،از جمله آیات سیدمحمود حسینی شاهرودی و سیدحسن موسوی بجنوردی.
جلال گنجه‌ای پس از بازگشت به ایران در شهر قم مقیم شد و به تدریس در حوزه علمیه قم پرداخت. پس از یک سال حضور در قم، راهی تهران شد و با تشویق آیت الله سیدمحمود طالقانی، به تبلیغ دین پرداخت و سفرهایی هم به شهرهای مختلف انجام داد.

«حجت الاسلام جلال گنجه‌ای» در ضمن سخنرانی‌هایش به طرح مسائل و مباحث سیاسی می‌پرداخت و از رژیم پهلوی انتقاد می‌کرد. به همین علت در سال ۱۳۵۱ توسط ساواک دستگیر و به زندان قزل‌قلعه منتقل شد. فعالیت‌های او باعث شد تا مدت‌ها در سلول انفرادی در زندان قزل‌قلعه و همچنین اوین زندانی شود و تحت شکنجه قرار گیرد. پس از مدتی حبس در نهایت محاکمه و به ۱۶ ماه حبس محکوم شد. او در دوران حبس در زندان قزل‌قلعه با سازمان مجاهدین خلق آشنا شد و تحت تأثیر آن سازمان قرار گرفت.
گنجه‌ای در سال ۱۳۵۲ش از زندان آزاد شد و پس از آن هم به سخنرانی‌های انتقادی در تهران و دیگر شهرها ادامه داد،که ساواک او رادرسال ۱۳۵۳ به اتهام تبلیغ برای سازمان مجاهدین خلق دستگیر شده بود، دوران حبس را در زندان‌های قزل‌قلعه و اوین گذراند و در نهایت در تابستان ۱۳۵۶ از زندان آزاد شد.

جلال گنجه ای در توزیع اعلامیه‌ها و کتاب‌های امام‌خمینی نقش داشت و ازجمله کتاب ولایت‌فقیه امام‌خمینی را برای مطالعه به برخی از افراد می‌داد. بر اساس گزارش‌های ساواک، وی این کتاب‌ها در سفر حج تهیه و به کشور انتقال می‌داد وی پس از آزادی به رشت رفت و با برخی از روحانیان مبارز دیدار کرد. در این دیدار، اتهام دستگیری خود را نگهداری سلاح بیان کرد.

ساواک در گزارشی از فعالیت گنجه‌ای، از وی به‌عنوان یکی از طرفداران امام‌خمینی نام برد. ساواک در سال ۱۳۵۳ در گزارشی درباره فعالیت‌های گنجه‌ای تأکید کرد که «زندان باعث متنبه شدن وی نگردیده، بلکه "جری‌تر" نیز شده و در رشت ضمن ملاقات با یک عده از روحانیون مخالف و طرف اطمینان خود شروع به سمپاشی نموده و با بیان مطالب خلاف و طرفداری از روحانیون و افراد مخالف رژیم شاه، مانند خمینی و شریعتی، قصد مشوب نمودن اذهان» را دارد.
او که به سخنرانی‌های انتقادی علیه حکومت پهلوی ادامه داد، در فروردین ۱۳۵۷ با سفر به شهر یزد، به سخنرانی در مسجد روضه محمدیه آن شهر به مناسبت چهلمین روز شهدای ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز پرداخت. که مجددا توسط ساواک دستگیرشد