برکناری رضاشاه از سلطنت در ۲۴ شهریور ۱۳۲۰ توسط انگلیسی‌ها.

۲۸ مرداد ۱۴۰۴ استعفای رضاپهلوی:بعلت دلخوری از همرزمانش درکنفرانس مونیخ(آلمان) :رضاپهلوی گفت:من شاه ایران نمی شوم!

«یاسمین پهلوی»(همسر رضا پهلوی) در صفحه اینستاگرام خود نوشت: رضا پهلوی ۶۴ ساله است و زندگی اش را وقف ایران کرده است. بعضی ها ممکن است فکر کنند شخص بهتری وجود دارد.

اسعفای رضاپهلوی

The shah of Iran (left) with his wife and sons Crown Prince Reza on right) and daughter shown during their stay in the Bahamas in April 1979.

بترتیب ازراست:رضاپهلوی،فرح پهلوی،محمدرضاپهلوی

«یاسمین پهلوی» در ادامه با کنایه به سایر گروهک‌های ضد انقلاب نوشته است که «امیدوارم آن فرد را که قدرت و صداقت بیشتری دارد پیدا کنید»، چون او به زودی از این چرخه بی پایان کنار خواهد رفت. به نظرم وقتی او از این مبارزه بیرون برود، «ساعت درحال تیک تاک است

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رضاپهلوی استعفاداد(شاه ایران نمی شوم)یاسمن پهلوی نوشت:«بعضی ها ممکن است فکر کنند شخص بهتری(اززضاپهلوی)وجود دارد،شوهرم نفوذی نیست

1

پیش از این برخی عناصر سلطنت‌طلب بعد از «اجلاس مونیخ» رضا پهلوی را متهم به نفوذی بودن کرده و گفته بودند که او برای یک نهاد امنیتی در داخل ایران کار می‌کند، این موضوع باعث شد تا «رضا پهلوی استعفایش را از تاج وتخت اعلام کند!».

در روز ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه، بنیانگذار سلسله پهلوی کمتر از یک ماه پس از اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس، از پادشاهی ایران استعفا داد و سلطنت را به پسرش محمدرضا واگذار کرد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:کنفرانس تهران از ۶ تا ۹ آذرماه ۱۳۲۲ (۲۸ نوامبر تا ۱ دسامبر ۱۹۴۳) درسفارت شوروی برگزارشد.
از چپ به راست: ژوزف استالین(رهبر شوروی)، فرانکلین روزولت(رئیس‌جمهور آمریکا)، وینستون چرچیل(نخست‌وزیر انگلیس) در ایوان (سفارت شوروی) در تهران

روزی که فروغی متن استعفای رضاشاه از سلطنت را در مجلس قرائت کرد / رضاشاه: امور سلطنت را به ولیعهد و جانشین خود تفویض کردم/ ماجرای نگرانی نمایندگان از جواهرات سلطنتی و کسالت فروغی

محسن فروغی، پسر ذکاءالملک فروغی(نخست وزیر): «پدرم کاغذی را که چند دقیقه قبل در منزل تحریر کرده و در جیب خود قرار داده بود، بیرون می‌آورد و شروع به خواندن آن می‌کند. رضاشاه با تعجب می‌گوید: معلوم می‌شود قبلا استعفای مرا تنظیم نموده‌اند».

«محمد علی فروغی:(ذکاءالملک فروغی) در آخرین روزهای سلطنت رضا شاه و همزمان با ورود متفقین به ایران از سوی او به نخست وزیری انتخاب شد و اداره امور ایران و مذاکرات با کشورهای خارجی را برعهده گرفت.سرانجام در آذر ۱۳۲۱ در ۶۷ سالگی در اثر سکته قلبی درگذشت.

برکناری رضاخان از سلطنت در سال ۱۳۲۰ توسط انگلیسی‌ها، ادامه تحقیر پهلوی اول در مواجهه با قدرت‌های استعماری بود. اما استعفای از پیش تعیین‌شده و آماده‌شده رضاخان در ۲۴ شهریور ۱۳۲۰(۲۳ شعبان ۱۳۶۰) داستان جالبی دارد.

محسن فروغی، فرزند ذکاءالملک فروغی - که نقش اصلی و واسطه‌ای در استعفای رضاخان داشت - در کتاب «داستان دیکتاتور» که توسط مؤسسه فرهنگی و هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است، می‌گوید:صبح روز ۲۴ شهریور ۱۳۲۰، تلفن خانه ما زنگ خورد. خواهرم گوشی را برداشت. اولین چیزی که تماس‌گیرنده گفت این بود: «منزل آقای فروغی؟ من رضا پهلوی هستم. فوراً با من صحبت کنید

خواهرم نمی‌فهمید رضا پهلوی کیست، زیرا هرگز تصور نمی‌کرد که پادشاه قدرتمند ایران، که نامش همیشه با عبارات پرطمطراق استفاده می‌شد، خود را با نام ساده‌اش معرفی کند؛ بنابراین با خونسردی گوشی را گذاشت و به پدرم گفت: «شخصی به نام رضا پهلوی می‌خواهد صحبت کند.»

پدرم فوراً متوجه شد و به محض اینکه گوشی را برداشت، احترام کامل گذاشت. رضاشاه گفت: «من به سمت کاخ مرمر می‌روم، شما هم به آنجا بیایید تا مذاکره کنیم.»

پدرم فوراً لباس پوشید، تکه کاغذی از روی میزش برداشت و شروع به نوشتن کرد. چند سطر نوشت و یکی دو جا خط زد و یک کلمه دیگر اضافه کرد. نوشته را در جیبش گذاشت و به سمت کاخ مرمر رفت.

وقتی پدرم به کاخ مرمر رسید، رضاشاه در باغ قدم می‌زد. به محض اینکه نخست‌وزیر را دید، او را به دفترش در طبقه دوم برد و گفت: «استعفای من را بنویس، من همین الان عازم اصفهان هستم.» پدرم کاغذی را که چند دقیقه قبل در خانه نوشته بود، بیرون آورد و در جیبش گذاشت و شروع به خواندن آن کرد. رضاشاه با تعجب گفت: «معلوم شد که استعفای من را از قبل آماده کرده‌اند.» وقتی متن استعفانامه خوانده می‌شود، شاه می‌پرسد: «کافی است؟ چیزی اضافه نمی‌کنید؟» پدرم می‌گوید: «نیازی به اضافه کردن چیزی نیست.»

سپس دستش را دراز می‌کند تا متن استعفانامه را بگیرد و امضا کند. پدرم می‌گوید: «آقا، اجازه دهید آن را روی یک کاغذ مخصوص بنویسم.» رضاشاه می‌گوید: «عجله کنید، عجله کنید.» پدرم با دستان لرزان استعفانامه را می‌نویسد و جلوی شاه می‌گذارد، شاه بدون خواندن آن را امضا می‌کند و به نخست‌وزیر می‌دهد. در این لحظه، ولیعهد به آنها می‌پیوندد و با رنگ‌پریده و پریشان، با دقت حرکات پدرش را زیر نظر دارد.