ماجرای «خُدعه»درکلام امام خمینی چیست؟
آیا امام خمینی گفته بود:خُدعه کردم ؟ درپاریس بودم به آمریکاوانگلیس خدعه کردم(فریبشان دادم؟
ماجرای «خُدعه»درکلام امام خمینی
حسن یوسفی اشکوری(خرداد ۱۴۰۱) نوشت:اخیرا مستندی به وسیله صدای آمریکا تهیه و منتشر شده است با عنوان «خدعه» که در آن شماری از افراد با سابقه در روند انقلاب ایران حضور دارند و حول شخصیت آیت الله خمینی و کارنامه او سخن گفته اند. عنوان فیلم برگرفته از جمله.ای منسوب به اوست. ادعا شده وقتی به(امام) خمینی گفته شد چرا در پاریس چیزهایی گفته.اید و اکنون خلاف آن میکنید؟ او پاسخ داده است که: «خدعه کردم».
این دعوی سالهاست که مطرح است و چنین مینماید که عموما آن را پذیرفته و از این رو قاطع از آن در گفتارها و نوشتارهای خود استفاده میکنند. اما من که از همان آغاز به دلایلی در آن تردید داشته و دارم، بارها تلاش کردم منبعی معتبر برای این انتساب پیدا کنم، موفق نشدم. اخیرا نیز پس از دیدن و شنیدن برنامه خدعه بار دیگر از دوستان کمک خواستم که اگر منبعی برای آن میشناسند معرفی کنند. اما شنیدههای پیشین و اخیر نشان میدهد که این انتساب فقط یک منبع دارد و آن هم روایت مرحوم ابوالحسن بنی صدر نخستین رئیس جمهور ایران است. به تجربه میدانم که اخبار و نقل قولهای آن مرحوم غالبا معتبر نبوده و میبایست از طرق دیگر راستی آزمایی شود. حال باید منتظر بود تا سندی معتبر برای این انتساب پیدا شود.
اما داستان خدعه در تاریخ اسلام نیز بی.سابقه نیست. شاید نخستین سند مربوط می شود به اوایل خلافت امام علی بن ابی طالب. منابع مختلف (از جمله ابن سعد در الطبقات، جلد ۶، ص ۳۳۴ و سیر اعلام النبلاء ذهبی، جلد ۳، ص ۳۵۴) آورده.اند، وقتی که علی تصمیم گرفت معاویه را از امارت شام برکنار کند، عبدالله بن عباس از جمله یارانش بود که با آن مخالفت کرد. وقتی علی این پیشنهاد را نپذیرفت، ابن عباس با استناد به جمله «الحرب خدعه» منسوب به نبی اسلام به علی گفت خدعه کند یعنی حق با شماست ولی معاویه را فریب بده. امام علی برآشفت و با لحن گزندهای پاسخ داد: «این کار تو و معاویه است، از آن به دورم .»
این جمله علی کاملا با سخن دیگر وی در نهج البلاغه (خطبه ۴۱) هماهنگ است که در آنجا آشکارا از هر نوع نیرنگ و حیله و خدعهای نهی میکند. در «وسائل الشیعه» (جلد ۱۱، ص ۵۱) چند روایت از امام علی و امام صادق در نهی از غدر و فریب نقل شده است. از علی روایت شده که گفت اگر بیزاریام از فریبکاری نبود، من هوشمندترین عرب بودم. در ادامه همان روایت علی اهل غدر را فاجر و فاجر را کافر دانسته است. در روایتی از امام صادق آمده است «بر مسلمانان روا نیست که فریب دهد و یا به فریبکاری فرمان دهد». اما در همانجا (ص ۹۶) جمله «الحرب خدعه» از قول علی به پیامبر نسبت داده شده که در جنگ خندق گفت. و شگفت این که در ادامه به طور متناقض ادعا شده که علی در صفین، ضمن نقل جمله پیامبر، خود نیز نوعی خدعه به کار برده است. در مورد اسشتهاد علی به روایت الحرب خدعه در صفین از نبی اسلام، نیز بنگرید به: طوسی، تهذیب الاحکام، جلد ۶، ص ۱۴۲.
اما در ارتباط با جمله مشهور «الحرب خدعه»، با چشم پوشی از این که آن را چه کسی گفته، می.توان گفت که صرفا در ارتباط با جنگ یعنی اقدامات نظامی خدعه میتواند معنایی مشخص و معقول و مقبولی داشته باشد و گرنه حیله گری و فریب دادن دیگران به عنوان یک اصل اخلاقی هرگز قابل قبول نیست. در جنگها فریب و خدعه بدان معناست که به گونهای رفتار کنید که دشمن نتواند از استراتژی شما آگاه شود و حتی در صورت لزوم در محاسبات خود دچار اشتباه شود. کاری که در فعالیت.های نظامی تمام ارتشها رایج است و مثلا برخی تسلیحات و یا ابزارها و آلات جنگی را استتار میکنند و یا لباس نظامیان را در جنگلها به رنگ درختان و در صحرا به شکل خاک صحرا در میآورند. به هرحال علی در رفتار فردی و سیاسیاش اهل خدعه و فریب نبود. چنان که نیکلسن میگوید علی: «. . .در کار سیاست ورزیده نبود و برای پیشبردن مقصود خویش به هر وسیلهای چنگ نمیزد و رقبای او، که میدانستند جنگ یعنی حیله و از ارتکاب هیچ جنایتی در راه پیشرفت مقصود دریغ نداشتند، بر او غالب شدند». حسن ابراهیم، ص ۳۲۸
حسن یوسفی اشکوری (متولد ۱۳۲۸ رودسر)نماینده اولین دوره مجلس شورای اسلامی از شهرستان رامسر (روحانی مخلوع ساکن آلمان).
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:آیا امام خمینی گفته بود:خُدعه کردم ؟
دررسانه های فارسی زبان خارج این سئوال را مطرح کرده اند که ازامام خمینی پرسیدند:چرا در پاریس چیزهایی گفته.اید و اکنون خلاف آن میکنید؟ امام چواب داده بود: «خدعه کردم».
چنین القا میکند که امام خمینی در هنگام حضور در پاریس با شعارهای سکولار و لیبرالیزه شده جریانهای ملی ـ مذهبی را به خود جذب کرده و راه را برای حضور خود در ایران باز میکند؛ اما پس از پیروزی انقلاب در یک حرکت زیرکانه طیفهای ملی و لیبرال را کنار گذاشت و حکومت ولایت مطلقهفقیه را اعمال کرد
«یک سوال اساسی وجود دارد و آن اینکه آیا جواز خدعه در جنگ به معنای جواز آن در هر گونه جنگی است؟ یعنی میتوان در جنگ سیاسی یا جنگ نرم و رسانهای هم از آن بهره برد؟
این سخنان امام خمینی را درباره خدعه در سیاست ملاحظه کنید: « یک نفر از اشخاصی که میل ندارم اسمش را ببرم آمد اینجا گفت: آقا سیاست عبارت است از دروغ گفتن، خدعه و نیرنگ و خلاصه پدر سوختگی است و آن را شما برای ما بگذارید چون موقع مقتضی نبود و نخواستم با او بحثی بکنم گفتم از اول وارد این سیاست که شما می گویید نبوده ایم.(صحیفه نور، ج ۱، ص ۹۹) امروز چون مقتضی است می گویم اسلام این نیست، والله اسلام تمامش سیاست است، اسلام را بد معرفی کرده اند، سیاست مدن از اسلام سرچشمه می گیرد. سیاست خدعه نیست؛ سیاست یک حقیقتی است، سیاست یک چیزی است که مملکت را اداره می کند، خدعه و فریب و اینها نیست، اینها همه اش خطاست، اسلام سیاست است، طبیعتِ سیاست است، خدعه و فریب نیست».
چه کسی گفته بود:سیاست خدعه وفریب است؟
شیخ علی تهرانی در مصاحبه باروزنامه اطلاعات گفت:«آقای خمینی در منزل آقای روغنی در قیطریه، مستقر شد، و ابتدا مردم و علما به دیدارشان می رفتند؛ ولی با ازدحام بیش از حد مردم، ملاقات با ایشان ممنوع شد.
همین زمان بود که رئیس وقت ساواک(حسن پاکروان)پیش آقای خمینی آمدند و گفتند این سیاست را که چیزی جز دروغ و حیله و خلف وعده و .... نیست، به ما واگذار کنید و بروید سر درس و بحث خودتان! ایشان هم گفته بود ما با این نوع حکومت و سیاست، کاری نداریم.
دیدار پاکروان(رئیس ساواک) با امام خمینی ، در منزل روغنی زنجانی در قیطریه در روز ۱۱ مرداد ۱۳۴۲ است.
دراین ملاقات،«سرهنگ مولوى»(معاون ساواک تهران) نیزحسن پاکروان را همراهی می کرده.

سرهنگ علی اکبرمولوی(+(معاون ساواک تهران)
امام خمینی تا فروردین ۱۳۴۲ یعنی حدود ۷ ماه بعد از این دیدار، در همین منزل در حصر به سر می برد.
مشاوره-روانشناسی