ماجرای"صبرا و شتیلا "قتل عام ۴۰۰۰ فلسطینی و لبنانی
قتل عام ۴۰۰۰ فلسطینی و لبنانی
اردوگاه صبرا و شتیلا ۲ اردوگاه از مجموع ۱۲ اردوگاه آوارگان فلسطینی در جنوب لبنان بودندکه در آغازتشکیل کشوراسرائیل(غاصب)۱۴ مه ۱۹۴۸( ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷) ازمنازل خوداخراج( آواره) شده بودندودراین اردوگاه ها اسکان داده شده بودند و اغلب آنها از ساکنان منطقه «الجلیل»بودن،جمعیت آوارگانِ اردوگاهها در زمان حادثه،۱۶سپتامبر ۱۹۸۲(۲۵ شهریور ۱۳۶۱) حدود ۹۰ هزار نفربود.

اردوگاه صبروشتیلا

بر اساس روایت «رالف شونمان» نویسنده آمریکایی در مقابل کمیسیون «اسلو »در دسامبر ۱۹۸۲ ، حدود ۴۰۰۰ نفر از ۱۲ تابعیت مختلف از جمله فلسطینی، لبنانی، پاکستانی، بنگلادشی، اردنی، ترک و سودانی در این جنایت کشته شدند.
چند روز پیش از قتل عام «صبرا و شتیلا» بر اساس قرارداد منعقده بین« فیلیپ حبیب» سفیر آمریکا و سازمان آزادیبخش فلسطین، نیروهای چندملیتی مرکب از۸۰۰ نفر نیروی دریایی آمریکا همراه با تعدادی فرانسوی و ایتالیایی به بیروت وارد شدند تا بر خروج نظامیان سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف)از اردوگاه ها نظارت کنند. در مقابل، قرار بود ارتش اسرائیل نیز همزمان خاک لبنان را ترک گوید، «ساف» به عهد خود وفا کرد؛ اما اسرائیل با فریب در لبنان باقی ماند. دولت آمریکا نیز قبل از پایان مهلت و تنها ۲ روز پیش از کشتار صبرا و شتیلا، به سرعت سربازان خود را از خاک لبنان خارج کرد تا همه چیز برای انجام کشتار فراهم شود.

این عملیات ظاهرا با هدف انتقام ترور بشیر جمیل رئیس جمهوری وقت لبنان که آوارگان فلسطینی هیچگونه نقشی در این ترور نداشتند، صورت گرفت .
در فاصله روزهای ۱۶ تا ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲(۲۵ تا۲۷شهریور ۱۳۶۱) اردوگاه های فلسطینی صبرا و شتیلا در جنوب بیروت شاهد به خاک و خون کشیده شدن هزاران زن و کودک و پیر و جوان آواره فلسطینی توسط صهیونیست ها به فرماندهی آریل شارون وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی و مزدوران وی یعنی نیروهای فالانژ لبنانی به رهبری سمیر جعجع و ایلی حبیقه بودند.

نظامیان صهیونیست و نیروهای فالانژ لبنان از عصر روز پنج شنبه پنج شنبه، ۲۵ شهریور۱۳۶۱ با محاصره کامل اردوگاه صبرا و شتیلا به آن یورش برده تا صبح روز شنبه ۲۷شهریور ۱۳۶۱ به فجیع ترین شکل به جنایات خود در این اردوگاه ادامه دادند. در این قتل عام ۳ هزار و۳۰۰ فلسطینی و لبنانی شهید شدند.

اولین واحد شامل ۱۵۰ فالانژیست پس از عبور از موانع اسرائیلیها از در اردوگاه شتیلا وارد شدند که گروهی از آنها علاوه بر سلاح، چاقو نیز به همراه داشتند. قتل عام فلسطینی ها به این ترتیب شروع شد و حتی در شب نیز با روشن کردن محوطه اردوگاه توسط اسرائیلی ها ادامه داشت. آنها به زور وارد خانه های مردم شده و فلسطینی های در خواب را به رگبار مسلسل بستند.

صحنه های فجیع و غیر قابل توصیف در ماجرای کشتار صبرا و شتیلا کم نبود، عوامل حاضر در این کشتار تنها به کشتن هزار نفر از مردم بسنده نکردند و آنها را قبل و بعد از مرگ نیز به فجیع ترین وضع در آوردند، بیشتر جنازه های بر جای مانده از این کشتار قطع عضو شده بودند.

فالانژها بعضاً قبل از کشتن آنان را شکنجه می دادند، زنده زنده پوستشان را می کندند، شکم ها را می دریدند، به زنان و دختران تجاوز میکردند و در آخر به ضرب گلوله آنها را از پا درمی آوردند.در حمله به بیمارستان عکا تمام بیماران را بر روی تخت کشتند. دست بعضی را به ماشین می بستند و در خیابان ها می کشیدند، دست های فراوانی برای بیرون آوردن دستبند و انگشتر قطع شد.

این جنایت را که ۳۹ سال از آن میگذرد، نظامیان صهیونیست به فرماندهی «آرییل شارون» وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی و نیروهای «فالانژ» لبنان انجام دادند و بیشتر کشتهها از زنان و کودکان و سالمندان بودند.

«محمد عفیفی» که متولد اردوگاه شتیلا و یکی از شاهدان عینی جنایت یاد شده است، درباره این کشتار گفت اسرائیلی ها پیشروی به سمت اردوگاه را از منطقه «خلده» آغاز کردند و پس از کشته شدن «بشیر الجمیل» (رهبر وقت حزب فالانژ لبنان معروف به کتائب) ترس، اردوگاه را برداشت (این ترور بهانهای برای انجام جنایت بود). اسرائیلیها به ورزشگاه بیروت رسیدند و پس از استقرار در آن مکان شروع به بمباران کورکورانه اردوگاه کردند، آنها میدانستند کسی در اردوگاه قدرت دفاع از خودش را ندارد. بزرگان اردوگاه نشستی تشکیل دادند و هیأتی از شش نفر برای مذاکره با اسرائیلیها با هدف توقف بمباران اردوگاه تشکیل شد اما آنها هیچ وقت بازنگشتند و تا به امروز از سرنوشت آنها خبری نیست.

بر اساس گزارش «العربی الجدید»، محمدعفیفی ادامه داد: خانوادهام را به منطقهای به نام «صخور التل» در نزدیکی اردوگاه فرستادم و با شش جوان دیگر در منزل باقی ماندیم تا با سلاحهایی که داشیم، دفاع کنیم، بمباران شدیدتر شد، هنگامی که مطمئن شدیم نمیتوانیم مقاومت کنیم از اهالی خواستیم خانههای خود را تخلیه و فرار کنند. در همین حین اخباری به گوش ما درباره کشتارها در منطقههای مختلف اردوگاه میرسید، ناگهان متوجه یک انبار سلاح در اردوگاه شدیم، یک خمپارهانداز آوردیم اما نحوه کار با آن را نمیدانستیم، با این حال آن را به کار گرفتیم اما خمپارهها در اردگاه به زمین میافتاد، در نهایت زمانی که فهمیدیم نمیتوانیم از این سلاحها استفاده کنیم انبار سلاح را آتش زدیم و این آتش گسترده تا حدی مانع پیشروی حملهکنندگان شد.

این شاهد عینی جنایت در ادامه گفت: مردم فرار میکردند در صبح روز جمعه از اردوگاه خارج شدیم، جسد یک مرد و زن باردارش که شکمش را شکافته بودند، دیدم. هر کسی را میدیدند بدون آنکه هویتش را بدانند، میکشتند. اجساد بر روی هم افتاده بود حتی چارپایان و سگها نیز از تیراندازی آنها در امان نمانده بودند. برای کشتار فقط از سلاح استفاده نمیکردند بلکه چاقو و غیره نیز به دست داشتند. آنها از کشتار ما لذت میبردند و برخی زنان را قبل از کشتن مورد هتک حرمت قرار میدادند.

خانم «کفاح عفیفی» دیگر شاهد این جنایت است، وی درباره روز حادثه گفت: در زمان کشتار کوچک بودم و سنم از 11 سال نمیگذشت، پس از خروج سازمان آزادیبخش فلسطین و گروههای فلسطینی از بیروت، اسرائیلیها به بیروت رسیدند. ما در منطقه غربی اردوگاه شتیلا زندگی میکردیم. خبر ترور بشیر الجمیل را شنیدیم و همین خبر برای ایجاد رعب میان مردم کافی بود و آنها میدانستند حتما شاهد عکسالعملی در پاسخ به این ترور علیه اردوگاه خواهند بود.

کفاح افزود: طولی نکشید که بمباران اردوگاه آغاز شد، مادرم ما را به پناهگاهی برد که بسیاری از اهالی در آنجا بودند. اما پس از مدتی کوتاه برادرن «عثمان» پس ما آمد و فریاد زد هر کسی می تواند فرار کند این کار را انجام دهد. در آن زمان هیأتی از ریشسفیدان برای مذاکره با اسرائیلیها رفتند اما بیشتر آنها کشته شدند. هیچ زمانی نمیتوانم آن کشتارها را فراموش کنم ، همه در حال دویدن بودیم من یک کیف حصیری داشتم ، مادرم احساس کرد این کیف مانع من برای تندتر دویدن است و فریاد میزد آن را بینداز، جوانی به نام منصور مرتب از ما میخواست که تندتر بدویم.
وی در ادامه گفت: مردم به مسجد پناه بردند و میگفتند خانه خدا از ما محافظت می کند من نیز به همراه مادر و خانوادهام در مسجد بودیم اما مهاجمان حرمت مسجد را شکستند و به آن نیز حمله کردند، ما دوباره فرار و شروع به دویدن کردیم.
مردم دچار ترس و تنش شده بودند و منصور مرتب فریاد میزد: بدوید. به ما در رد شدن از برخی موانع کمک میکرد مسافت زیادی را طی کردیم تا به خیابان اصلی رسیدم اما در این خیابان شاهد فجیعترین جنایت بودیم. اجساد زیادی روی زمین افتاده بود و بسیاری از مجروحان ناله سر میدادند. پدری را دیدم که برای حفاظت از فرزندانش آنها را در آغوش خود گرفته بود اما گلوله جسد او و فرزندانش را دریده بود و همگی کشته شده بودند. تعدادی از اهالی اردوگاه برای در امان ماندن لباس پزشکان و پرستاران را پوشیده بودند اما باز هم آنها را کشته بودند. در این کشتار تعداد بسیاری از نزدیکان خود را از دست دادند و فقط تعداد کمی از آنها زنده ماندند.

«محمد قداح» هم که از شاهدان جنایت مذکور است، گفت: نیروهای اسرائیلی به فرماندهی شارون به اردوگاه یورش آوردند، من اخبارهایی درباره کشتارها شنیده بودم به همین خاطر از همسر و فرزندانم خواستم خانه را ترک کنند و به محل امنی بروند. شلیک منورها، اردوگاه را روشن کرد و پس از آن نظامیان اسرائیلی و مزدوران آنها در لبنان وارد اردوگاه شدند، آنها به صغیر و کبیر رحم نمیکردند، از ترس فرار کردم، خانوادهام نزد یکی از بستگان در جای امنی بودند، من که دچار شکستگی پا بودم با دو عصا راه میرفتم، بعد از دو روز به اردوگاه بازگشتم، اجساد روی زمین افتاده بود، صحنههای بسیار فاجعهباری بود، آنها بین لبنانی و فلسطینی، طفل و بزرگسال یا زن و مرد تفاوتی قائل نشده بودند و همه را کشته بودند.

این جنایت سر و صدای بسیاری در جهان برپا کرد به نحوی که رژیم صهیونیستی مجبور شد به صورت نمایشی هم که شده کمیتهای در این مورد تشکیل دهد، بنابراین «مناخیم بگین» نخستوزیر وقت دستور تشکیل کمیته تحقیقاتی «کاهان» به ریاست «اسحاق کاهان» رئیس وقت دادگاه عالی را در فوریهٔ ۱۹۸۲( بهمن ۱۳۶۰) صادر کرد. این کمیته به ظاهر مستقل، در نتایج تحقیقاتش «آرییل شارون» را که فرمانده محلی نیروهای ارتش صهیونیستی در منطقه بود، به دلیل سهلانگاری و دست کم گرفتن واکنش فالانژهای لبنان، مقصر اعلام کرد.

این جنایت به فرماندهی «شارون» وزیر جنگ وقت اسرائیل و مشارکت فالانژهای لبنان صورت گرفت.
توضیح نگارنده-پیراسته فر:مروری اجمالی به اتفاقاتی که درحادثه صبراوشتیلا،مدخلیت داشتند،که برای اهل تحقیق منابع معتبری می باشد،به فرازهایی ازاین جنایتکاران اشاره می کنم،بصورت مصور.که ازرسانه های عبری وعربی وانگلیسی آخذکرده ام.
آریل شارون کیست؟ فیلیپ حبیب کیست؟
« آریل ساموئل مردخای شاینرمن»، معروف به« آریل شارون» در سال ۱۹۲۸ در خانواده ای یهودی و لهستانی الاصل بدنیا آمد. پس از مهاجرت از لیتوانی به فلسطین، در همان سنین نوجوانی روحیه قساوت و جنایت به خوبی در شارون به چشم آمد. در سن ۱۳ سالگی وی به گروهی موسوم به هاگانا پیوست. وظیفه این گروه از سال ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۸ در منطقه تحت تسلط انگلستان، بیرون کردن فلسطینیان از خانه ها و زمین هایشان با هدف تصرف مناطق فلسطینی نشین بود. شارون در این گروه و از همان سنین ۱۳ سالگی، با آدمکشی آشنا شد. در روند غصب زمین های فلسطینیان، شارون فلسطینی هایی که مقاومت می کردند را به قتل می رساند.
«فلیپ حبیب »در بروکلین ، نیویورک متولد شد و در یک محله یهودی نشین در بخش بنسونورست خود توسط پدر و مادر کاتولیک مارونی لبنانی بزرگ شد.
وی از سال ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۹ سمت وزارت خارجه را به عنوان معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای شرقی و اقیانوس آرام بر عهده داشت و از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۱ رئیس ستاد نمایندگیامریکا در مذاکرات صلح پاریس بود. به کره جنوبی (۱۹۷۱–۱۹۷۴) ، دستیار وزیر امور خارجه در امور آسیای شرقی و اقیانوس آرام (۱۹۷۴–۱۹۶۷) و معاون وزیر امور خارجه در امور سیاسی (۱۹۷۶–۱۹۷۸). هنگامی که رهبر مخالفان کره جنوبی کیم دا جونگ در سال ۱۹۷۳ در حالی که حبیب سفیر امریکا در کره جنوبی بود ربوده شد ، مداخله این سفیرامریکا ،رؤسای ۲کره رامجبوربه آشتی کردکه بخاطراین امرونهی های زورگویانه در سال ۲۰۰۰ برنده جایزه نوبل صلح شد!
در اوایل سال ۱۹۸۶ ،رئیس جمهور امریکا( ریگان )،حبیب را به فیلیپین فرستاد تا رئیس جمهور ، فردیناند مارکوس را مجبور به کناره گیری کند. در مارس ۱۹۸۶ ، ریگان وی را به عنوان نماینده ویژه ای در آمریکای مرکزی منصوب کرد.
در سال ۱۹۷۸ ،بعلت بیماری قلبی شدید مجبور به استعفا از سمت معاون وزیرشد ،
بزرگترین خیانت به ملتهای مظلوم ازجمله درفلسطین که ازنظرامریکا«عالی ترین خدمت محسوب می شدرا«فلیپ حبیب»در سال ۱۹۸۱ کردوآن مهیاکردن اسرائیل برای یک جنایت قانونی(قتل عام آوارگان فلسطینی،لبنانی)بود وبخاط این خدمت مدال افتخارازرئیس جمهورامریکاگرفت.
فلیپ حبیب بودکه درقالب« مذاکره صلح»با سازمان آزادیبخش فلسطین «مجوزتخلیه»اردوگاهها با توسل به بدترین جنایت صادرکرد،همچنین در بیروت نیزبه فالانژهاکمک کردتا آن مناطق رامتصرف شوند،در سال۱۹۸۲ ، به خاطر این تلاش هایش(جنایاتش) ، مدال آزادی ریاست جمهوری را به خود اختصاص داد - بالاترین افتخاری رسمی که دولت آمریکا به یک شهروند آمریکایی اعطا کرد. وی همچنین توسط سناتور چارلز اچ پرسی ، رئیس کمیته روابط خارجی ، نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شد.
مرگ سفیرجنایتکارامریکا
حبیب هنگام تعطیلات در فرانسه در ۲۵مه ۱۹۹۲(۴ خرداد ۱۳۷۱) ، درسن ۷۲دراثربیماری قلبی مُرد..
وزیر خارجه پیشین جورج شولتز در مراسم خاکسپاری وی در بلمونت ، کالیفرنیا صحبت کرد و حبیب را "... مردی که واقعاً تغییر ایجاد کرد" توصیف کرد. وی در همین نزدیکی در گورستان ملی گلدن گیت در سن برونو ، درست در جنوب سانفرانسیسکو به خاک سپرده شد. سخنرانان مراسم یادبود وی در واشنگتن در کلیسای جامع ملی هفته بعد شامل دو وزیر امور خارجه سابق ، هنری کیسینجر و سیروس ونس و یکی دیگر از همکاران سابق ، لارنس ایگلبرگر بودند.
در سال ۲۰۰۶ ، حبیب روی تمبر پستی ایالات متحده ، یکی از بلوک شش تایی دیپلمات های برجسته ، نشان داده شد. در سال ۲۰۱۳ ، شهر جونیه ، لبنان ، مجسمه(سردیس) حبیب در میان دیگر «قهرمانان ملی» در میدان دوستی رونمایی کرد.
وارن زون آهنگ (The Envoy) را از آلبوم۱۹۸۲ به همین نام به احترام «حبیب» سرود.
در جریان سفر وزیر خارجه آمریکا سیروس ونس به مصر ، اعضای هیئت مصری ، از سمت چپ ، وزیر امور خارجه اسماعیل فهمی (۱۹۲۲ - ۱۹۹۷) ، معاون رئیس جمهور حسنی مبارک ، رئیس جمهور انور السادات (۱۹۱۸ - ۱۹۸۱) و دو دیپلمات ناشناس ، در آن سوی میز نمایندگی ایالات متحده به رهبری سیروس ونس ، وزیر امور خارجه ، سوم از راست ، نشسته باشید (۱۹۱۷ - ۲۰۰۲). در سمت چپ ونس ، معاون وزیر امور خارجه در امور سیاسی فیلیپ حبیب (۱۹۲۰ - ۱۹۹۲) ، قاهره ۱۹۷۷.
رئیس جمهور نیکسون در ایرلند. کنفرانس صلح ویتنام.

از چپ به راست: هنری کیسینجر ، وزیر امور خارجه امریکا( ویلیام پی راجرز) ، رئیس جمهور آمریکا( ریچارد نیکسون) ، دیوید بروس و فیلیپ حبیب(سفیرامریکا).
سفیر فیلیپ حبیب ، وزیر امور خارجه جورج شولتز ، رئیس جمهور ریگان و وزیر دفاع کاسپار وینبرگر.
یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین ..رئیس جمهور مصر ، انور السادات
مناخم بگین ، جیمی کارتر و انور سادات در مراسم امضای توافقنامه صلح ۱۹۷۹

مناخم بگین ، جیمی کارتر و انور سادات در کمپ دیوید دریکشنبه ۱۷سپتامبر ۱۹۷۸(۲۶ شهریور ۱۳۵۷)
توافقنامه کمپ دیوید در سال ۱۹۷۸ توسط جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا ، انور سادات رئیس جمهور مصر و مناخیم بگین نخست وزیر اسرائیل امضا شد و زمینه را برای امضای توافقنامه صلح اسرائیل و مصر در ماه مارس فراهم کرد. ۱۹۷۹. پس از سفر رئیس جمهور مصر سادات به اسرائیل ، در نوامبر ۱۹۷۷ ، مذاکرات صلح مستقیم بین اسرائیل و مصر آغاز شد.
موافقتنامه کرانه باختری و نواز غزه(اسلو۲)

بترتیب ازراست:حسین حسین( پادشاه اردن) ،ییتزاک رابین(نخست وزیراسرائیل) ،بیل کلینتون( رئیس جمهور امریکا)، یاسر عرفات(رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین) و حسنی مبارک(رئیس جمهور مصر )سال۱۹۹۵
مراسم امضای توافقنامه اسلو۱ ، بین اسرائیل و فلسطینی ها ، در کاخ سفید در واشنگتن. وزیر امور خارجه شیمون پرز توافق نامه را امضا می کند.

از چپ به راست: وزیر امور خارجه روسیه ، آندره كوزیری ، نخست وزیر ییتزاک رابین ، رئیس جمهور آمریكا ، بیل كلینتون ، رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین ، یاسر عرفات ، وزیر امور خارجه آمریكا (وارن كریستوفر) و ابومازن۱۳سپتامبر۱۹۹۳(۲۲ شهریور ۱۳۷۲)
**
نخست وزیر اسرائیل ، ییتزاک رابین ،امضای توافق نامه ای بین اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین یاسرعرفات، ۱۹۹۳.کاخ سفید

انور سادات رئیس جمهور مصر به همراه وزیر جنگ اسرائیل، آریل شارون درمصر۱۹۸۱

نخست وزیر مناخم بگین و وزرا یوسف بور، آریل شارون و ییتزاک شامیر .. انور سادات ، رئیس جمهور مصر در قاهره. ۱۹۸۱

آریل شارون ، وزیر دفاع درحال خروج ، در مراسم خداحافظی خود از وزارت در سال ۱۹۸۳استعفاازوزارات
بترتیب.ییتزاک شامیر(ییتزاک شامیر)،مناخم بگین(نخست وزیر)،آریک شارون،وزیرجنگ اسرائیل
نخست وزیر مناخم بگین (وسط) ، وزیر امور خارجه ییتزاک شامیر (سمت راست) و وزیر دفاع آریک شارون(سمت چپ)
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:برای اطلاع ازتشکیل(تأسیس)کشوراسرائیل به این لینک مراجعه کنید:
مشاوره-روانشناسی