دبیرکل سابق حزب الله لبنان «سید عباس موسوی»کیست؟

شهید سید عباس موسوی یکی از بنیانگذاران حزب‌الله لبنان و دبیرکل سابق این جریان سیاسی است که در ۴ آبان ۱۳۳۱ در منطقه «الشیاح» در ضاحیه جنوبی بیروت ،در شهرک نبی شیث از توابع بعلبک لبنان به دنیا آمد.

 

وی در ۱۳۴۶شمسی برای پیگیری تحصیلات علوم دینی به حوزه علمیه نجف رفت و نزد اساتید بزرگ آن حوزه از جمله آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله سید محمدباقر صدر به تحصیل در رشته‌های علوم اسلامی پرداخت. 

سید موسی صدر | امام موسی صدر , لبنان , کشور لیبی ,

موسوی در ۱۳۴۷ خورشیدی در شهر صور با امام موسی صدر آشنا شد که سرآغاز تحولات مهمی در زندگی علمی و عملی وی شد.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با همفکری جمعی از علما و روحانیان شیعه و تعدادی از شاگردان خود، اقدام به تشکیل حزب‌الله لبنان کرد و در ۱۳۷۰ خورشیدی به عنوان دبیرکلی این حزب منصوب شد. 

 

شکل گیری حزب الله لبنان

به دنبال اشغال لبنان به وسیله رژیم صیهونیستی در ۱۳۵۹ خورشیدی و عملیات شهادت طلبانه شیعیان علیه متجاوزان اسراییلی، سازمانی به نام «بسیج عمومی مستضعفین» شکل گرفت که بعدها به «مقاومت اسلامی» معروف شد.

این شهید بزرگوار در اوج نوجوانی فعالیت جهادی خود را آغاز کرده دوره‌های مختلف آموزش نظامی را پشت سر گذاشت و تصمیم گرفت تحصیلات خود را در حوزه ادامه دهد، بنابراین به حوزه امام سید موسی صدر در شهر «صور» در جنوب لبنان پیوست و 16ساله بود که لباس روحانیت به تن کرد و سپس لبنان را به‌مقصد عراق ترک کرد تا در آنجا در محضر شهید محمدباقر صدر حضور پیدا کند.

وی پس از ۹ سال اقامت در عراق تصمیم گرفت به لبنان بازگردد، زیرا معتقد بود می‌تواند در لبنان به خانواده و جامعه خود خدمت کند.

شهید موسوی پس از بازگشت به لبنان اولین کاری که انجام داد، این بود که طلاب علوم دینی را که در آغاز حکومت رژیم بعثی در عراق از حوزه نجف بیرون رانده شده بودند، گرد هم آورد و حوزه امام قائم(عج) را در «بعلبک» در «بقاع» تأسیس کرد و پس از آن جمعیت علمای مسلمان را در سال ۱۹۷۹ راه‌اندازی کرد که این نخستین گام عملی لبنان در راستای وحدت مسلمانان بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ این شهید لبنانی با  امام خمینی ارتباط داشت و در آغاز حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ عباس به‌برکت رهنمودهای امام خمینی و با شعار ایشان به گروهی از فرماندهان مقاومت مبنی بر اینکه «مرحله شما کربلائی است»، فعالیت نظامی مقاومت در لبنان را آغاز کرد.

نخستین ظهور علنی حزب الله در ۱۳۶۱ خورشیدی بود که با انتشار و توزیع اعلامیه ای خطاب به محرومان جهان به مناسبت« کشتار صبرا و شتیلا »و نیز یک سال بعد به مناسبت شهادت« شیخ راغب حرب »با اعلام موجودیت، اهداف و طرح های خود را برای مسایل گوناگون لبنان اعلام کرد و تغییر نظام سیاسی لبنان که بر اساس نقشه های سیاسی استعمار تنظیم شده بود، خواستار شدند.

سیدعباس موسوی که در صف مقدم ستیز با رژیم اشغالگر قدس قرار داشت، با هم فکری جمعی از علما و گروهی از شاگردان خود، جنبش انقلابی حزب الله لبنان را در ۱۳۷۰ خورشیدی بنیان نهاد و به عنوان دبیر کل این حرکت شیعی، با ایمان و شجاعت خود، اقشار گوناگون و به خصوص نسل جوان را شیفته خود ساخت.

 حضور سید عباس موسوی در جمع مجاهدان افغانی در افغانستان

موسوی با تلاش بسیار اختلاف ایجادشده میان شیعیان جنوب لبنان و مردم فلسطین را برطرف ساخت و نقشه های رژیم صهیونیستی را برای این کار افشا کرد. حضور حزب الله در صحنه های سیاسی لبنان همراه با عملیات شهادت طلبانه علیه متجاوزان صهیونیستی و پیروزی های حماسه آفرین و شکوهمند آنان، موجب شد که شیعیان جنوب و دیگر نواحی لبنان به طرف این تشکیلات گرایش یابند. این تشکل از نیرومندترین جریان های سیاسی و نظامی در لبنان به شمار می رود که نقش مؤثر و تعیین کننده ای در مسایل کلان لبنان دارد. کمک به ایجاد امنیت در نواحی جنوب لبنان، تقویت روحیه مقاومت مسلمانان صرف نظر از وابستگی های قومی و فرقه ای و جلوگیری از عادی سازی روابط رژیم اشغالگر قدس با دولت لبنان از جمله برنامه های حزب الله است.

سید عباس موسوی و تأسیس مدرسه علوم دینی

سید عباس موسوی در بعلبک لبنان به همراه امام موسی صدر، علامه سید محمدحسین فضل الله و شهید سیدمحمد باقر صدر، مرکزی را برای فراگیری علوم دینی برای طلابی که امکان عزیمت به نجف را نداشتند، بنیان نهاد. او برای شروع مبارزه در لبنان نیاز به پرورش نیروهای با ایمان و متخصص داشت و این کار بهترین روش برای تربیت این گونه نیروهای مخلص بود. پس از تأسیس این مدرسه، مردم آواره لبنان را که در کشورهای دیگر مثل عراق بودند، جمع کرد. نخستین طلبه هایی که به روستاها و مناطق مختلف لبنان برای تبلیغ علوم دینی رفتند از این حوزه علمیه بودند.

سیدیاسرموسوی(پسرمدیرکل سابق حزب الله لبنان)می گوید:شهید صدر قبل از سال ۱۹۸۰ شهید شدند که فکر می کنم دقیقاً سال ۱۹۷۲ بود. من نمونه ‏هایی از نامه نگاریهای شهید صدر و سید عباس را دارم، در یکی از آنها شهید صدر خطاب به سید عباس گفته است: فرزند عزیز و فاضلم سید عباس موسوی السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. نامه شما را که احساسات فرزندی نیکوکار، وسختی‏ های انسانی سخت کوش و آرزوهای انسانی آگاه و ثابت قدم را به تصویر می‏کشد دریافت نمودم. مدت زیادی است که خبرهایی از مدرسه‏ای که افتخار تأسیس آن را داشتید به من می رسد، از خداوند بزرگوار می خواهم که این مدرسه را بر راه راست حفظ نماید و رشد علمی و معنوی و بیدارگرانه آن را محفوظ نماید و انسانی وارسته را که نمونه ای برای پیشبرد این هدف مبارک است در آن بپروراند. در مورد تقاضای شما برای حضور یک مدرس بزرگ در این مدرسه نیز به اطلاع می رسانم که بنده سعی می کنم برای تدریس در این مدرسه حضور یابم.

« بتول سادات موسوی» دختر شهید حجت‌الاسلام سیدعباس موسوی دبیر کل سابق حزب الله لبنان عنوان کرد: شهادت حاج قاسم سلیمانی و همرزمانش دل‌های همه مسلمانان و امت اسلامی را زنده کرد.

دختر شهیدسیدعباس موسوی در مراسم بزرگداشت سردار شهید قاسم سلیمانی و همرزمانش روز سه شنبه(۲۴ دی ۱۳۹۸ ) به همت اداره کل امور فرهنگی جامعه الزهرا علیهاالسلام در جامعه الزهرا علیهاالسلام برگزار شد.: امام حسن عسکری علیه‌السلام می‌فرمایند: «نحن حجج اللّه علی خلقه و جدّتنا فاطمة حجّة علینا: ما حجت‌های خدا بر مخلوقین هستیم و جد ما حضرت فاطمه حجت بر ماست»؛ حاج قاسم سلیمانی، سید عباس موسوی و همه شهدا از مادر ما حضرت زهرا علیهاالسلام الگو گرفتند.

موسم حج،مهر ۱۳۵۹(ذی الحجه ١٤٠٠)

سردار شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس، امت اسلامی و ایران و عراق را با هم متحد کرد، خون ایشان برکت بسیاری دارد که در آینده هم شاهد برکات بیشتر آن خواهیم بود.

‌

شهید سردار سلیمانی، مکان‌های مقدس را حفظ و داعش را از سوریه و عراق بیرون کرد، ایشان رابطه عمیقی با ائمه اطهار علیهم‌السلام و حضرت زینب علیهاالسلام داشتند.

 سردار سلیمانی هنگامی که به لبنان می‌آمدند اصرار داشتند همه ما در خانه ای جمع شویم و می‌خواستند همه ما را ببینند.

سردار سلیمانی از نگاه سید حسن نصرالله

بتول موسوی گفت:هنگامی که مادر سردار شهید سلیمانی از دنیا رفت، به ایشان تسلیت گفتم، سردار سلیمانی گفت: من شهید موسوی را از نزدیک ندیدم، اما از طریق آشنایی با سید حسن نصرالله، این شهید را شناختم، زیرا هر وقت سیدحسن نصر الله از سیدعباس موسوی تعریف می‌کند، اشک هایش جاری می‌شود و من از ارادت ایشان به شهید موسوی، ارادتمند سیدعباس شدم.

فرزند دبیر کل سابق حزب الله لبنان اضافه کرد: پدرم شاگرد شهید و مفکر بزرگ اسلام، «سید محمدباقر صدر» بود و مادرم برخی دروس را در محضر «بنت الهدی صدر» فرا گرفت، پدر و مادرم از این دو شخصیت بزرگ اسلام متأثر بودند و وقتی صدام آنان را از عراق بیرون کرد، وارد لبنان شدند و حوزه علمیه امام منتظر ویژه آقایان و حوزه علمیه حضرت زهرا علیهاالسلام ویژه بانوان را در بعلبک تأسیس کردند.

فرزند دبیر کل سابق حزب الله لبنان گفت: در دیداری که با سردار سلیمانی داشتم، تسبیحی به من هدیه داد به شرط این که هر روز هزار صلوات با این تسبیح انجام دهم و اگر ایشان شهید شد، این تسبیح به همراه ایشان دفن شود.

شهید سردار سلیمانی طالب شهادت بود و همواره منتظر بود که خداوند عنایت کند و ایشان به فیض شهادت نائل شود.

دخترمدیرکل سابق گفت:: سردار سلیمانی به شهدا و به خانواده شهدا ارادت ویژه داشت، با وجود اینکه وقت نداشت و همواره در میدان‌های جهاد بود، چند بار به دیدار خانواده ما آمد، ما هم وقتی از شهادت ایشان مطلع شدیم، همانند امت اسلامی گریه کردیم و جای خالی ایشان را در جبهه مقاومت حس می‌کنیم، زیرا اسلام به چنین شخصیت‌هایی نیاز دارد.

سیدعباس موسوی با سازندگی فکری و سیاسی و همچنین با تهذیب نفس و خودسازی، انسان های آزادیخواه را به راه مبارزه گسیل کرد و باعث بیداری در سراسر جهان شد.

سید عباس موسوی و امام خمینی

با تشکیل حکومت اسلامی در ایران، سیدعباس که در صف مقدم جهاد علیه رژیم صهیونیستی قرار داشت در  ۱۳۵۸ خورشیدی به ایران سفر کرد تا از نزدیک با افکار امام خمینی   آشنا شود. سیدعباس موسوی با تاسی از روش و سیره امام خمینی  در مبارزه علیه ظلم و ستمگر، خود را برای انجام وظیفه شرعی و ملی در مبارزه با صهیونیسم آماده کرد.

وی با تأثیرپذیری  از اندیشه امام خمینی، نهضتی مبارز را بنیانگذاری کرد، این تشکّل مقاوم در فعالیت های خود به مبارزه با رژیم صهیونیستی بسنده نکرد و در عرصه های سیاسی و اجتماعی لبنان حضور گسترده یافت و متولی بسیاری از امور محرومان، کارگران و مردمان ساکن در نواحی عقب افتاده شد.

او در لبنان از انقلاب اسلامی و بنیانگذار آن سخت دفاع کرد و در این راه سخن شهید محمدباقر صدر را عملی کرد، آنگاه که به مردم توصیه کرد: در امام خمینی   ذوب شوید، همانگونه که در اسلام ذوب شده اید.

روابط صمیمی شهیدباشخصیتهای اهل سنت

یاسر فرزند شهید موسوی در این باره یادآور شد: بین پدرم و بسیاری از شخصیت‌های مسلمان اهل تسنن مانند شیخ فتحی یکن، شیخ ماهر حمود و نیز شیخ سعید شعبان و بسیاری از رهبرانی که حتی امروز دیگر با حزب‌الله موافق نیستند، روابط خانوادگی و شخصی شکل گرفت.

فرزند شهید سید عباس موسوی نقل می‌کند که وی تأکید داشت با رهبران اهل تسنن رابطه برقرار کند، زیرا شعار او این بود: «مقاومت برای همه شرافتمندان است»  و تلاش داشت برخی گروه‌ها در عملیات مقاومت و در قالب مقاومت مسلحانه شرکت داشته باشند، از جمله این گروه‌ها نیروهای فجر بودند که در عملیات مقاومت که غنیمت گرفتن چند خودروی زرهی دشمن را به‌دنبال داشت، حضور پیدا کردند.

«سید یاسر موسوی» فرزند دبیرکل سابق حزب الله لبنان می گوید: پدرم اولین کسی بود که در لبنان «آیت‌الله خامنه‌ای» را « امام »خطاب کرد.

« سید یاسر »می گوید: از خصوصیات بارز پدررامنادی وحدت بین مسلمین بود،وی در سخنرانی های متعدد با اشاره به وحدت شیعه و سنت برای مقابله با اسرائیل به عنوان فتنه بزرگ تاکید داشت: باید همه مسلمانان چه شیعه و چه سنی نوک پیکان اسلحه شان به سمت دشمن بزرگ یعنی اسرائیل باشد زیرا که اگر اسرائیل به حال خود رها شود با فتنه انگیزی همه مسلمان را نابود خواهد کرد.

 شهید سیدعباس موسوی،در آن روز شهید موسوی در مسجد الزعتری در صیدا سخنرانی و بر لزوم وحدت مسلمانان برای مقابله با دشمن اسرائیلی تأکید کرد.

آیت الله خامنه ای و سید عباس موسوی

آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره ویژگی های اخلاقی شهید سید عباس موسوی با بیان خاطراتی از سخت‌کوشی و فداکاری ایشان در دیدار اعضای کادر مرکزی حزب الله لبنان می فرماید:

 

 مرحوم شهید سیدعباس موسوی شخص برجسته‌ای بود؛ در او خصوصیات بسیار خوبی با هم جمع شده بود؛ دین، تقوا و متانت را با هوش و شجاعت همراه کرده بود. ما فداکاری او را در صحنه‌ لبنان تجربه کرده بودیم. ما در این‌جا خودمان از نزدیک جوش، خروش و همّ و غم او را برای مسأله‌ لبنان لمس کرده بودیم. من آن روزهای سخت و محنت‌بار درگیری های داخلی لبنان را فراموش نمی کنم که ایشان این‌جا پیش ما آمد و تقریباً هفت ساعت با ما در یک جلسه نشست، برای این‌که به نتیجه‌ای برسیم و من می دیدم که چه‌قدر ایشان پُرخروش و مهتم به مسایل مردم و مجاهدان بود.

آخرین سفر قبل ازشهادت

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:سیدعباس موسوی دبیرکل وقت حزب الله لبنان در یکشنبه، ۲۷بهمن ۱۳۷۰ شمسی

پس از سخنرانی در مراسم هشتمین سالگرد شهادت شیخ راغب حرب، به همراه همسرش ام یاسر و فرزند خردسالش حسین، با شلیک مستقیم موشک بالگردهای اسراییلی به خودروی حامل آنان در ۴۰ سالگی به شهادت رسید. پیکر وی و به همراه خانواده اش در نبی شیث به خاک سپرده شد. 

 عباس موسوی بهمراه همسروفرزندکوچکش و۳نفرازهمراهان  در ۲۷ بهمن ۱۳۷۰ (١٢ شعبان ١٤١٢) در حمله موشکی هلی کوپترهای اسرائیلی به شهادت رسید.

لحظه سوارشدن برماشین

حرکت ماشین سیدعباس موسوی-دقایقی قبل ازشهادت

ماشین حامل سیدعباس موسوی درحال سوختن

ماشین حامل سیدعباس موسوی درحال سوختن 

ماشین حامل سیدعباس موسوی درحال سوختن

شیخ عباس حرب در سال 1984 توسط   اسرائیل  دستگیر شد وشیخ پس از دستگیری در مارس 1983

ازدیگرشهدای مقاومت ،شیخ راغب حرب، جهاد مغنیه، هادی نصرالله فرزند حسن نصرالله دبیر کل حزب‌الله و عماد مغنیه کنار حسان اللقیس

 

و بسیاری دیگر از جمله نیروهای مقاومت هستند که به فیض شهادت نائل آمدند.

 سید عباس موسوی در جمع خانواده اش.

بعد از شهادت سیدعباس موسوی، شورای مرکزی حزب الله، سیدحسن نصرالله را به دبیرکلی این سازمان انتخاب کرد. 
شهید سیدعباس موسوی دبیرکل سابق حزب الله لبنان اولین کسی بود که مقام معظم رهبری را با عنوان امام خطاب کرد و مقام معظم رهبری نیز در سخنرانی فرمودند بعد از شهادت سیدعباس موسوی کمرم شکست.
سید عباس موسوی که در ۴ آبان ۱۳۳۱ برای شرکت و سخنرانی در مراسم سالگرد راغب حرب به روستای جبشیت رفته بود، در راه بازگشت خودروی حامل او مورد حمله هلی‌کوپترهای ارتش اسرائیل قرار گرفت که در نتیجه آن او و فرزند و همسرش به شهادت رسیدند.

وقال السيد نصرالله في كلمته: سماحة سيد الشهيد يعرف لكنه يسمعنا ويشهد على ما نقول ونقول لكم جميعاً، عهد عاهده الشهداء والمجاهدون منذ انطلاقة الاولى الذي كان مع الله ومع الإمام ومع القائد ومع كل شهداء حزب الله، هذا الطريق سنكمله، لو قتلونا جميعا، لو استشهدنا جميعا، لو دمرت بيوتنا على رؤوسنا لن نتخلى عن خيار المقاومة الإسلامية".

سيد حسن نصرالله دبیرکل حزب الله در سخنرانی خود در مراسم تشییع سید عباس موسوی گفت:

سید شهید ما می داند و ما را می شوند و بر گفته ما شهادت می دهد که به شما می گوییم، به همان عهدی که شهدا و مجاهدان از اولین نبرد با خدا و امام و رهبری و کل شهدای حزب الله بستند پیمان می بندیم که این راه را تا آخر ادامه می دهیم، حتی اگر ما را بکشند، حتی اگر همه ما به شهادت برسیم، حتی اگر خانه هایمان را بر سرمان ویران کنند، از تفکر مقاومت اسلامی دست نخواهیم کشید.

 

مشرق( ۲ مرداد ۱۳۸۹) نوشت:در اوايل رهبري آيت الله خامنه اي، شهيد سيد عباس موسوي (دبيرکل سابق حزب الله لبنان) براي ديدار با رهبري و عرض تسليت به پسر امام، مرحوم حجت الاسلام احمدآقا خميني به ايران مي آيد و با سيد احمد آقا ملاقات مي کند و به ايشان تسليت مي گويد.


«شهيد سیدعباس موسوي» در اين ديدار مي گويد: «يک روايت هست که مضمونش اين است که پيغمبر اسلام(س) به علي(ع) مي فرمايند که« در آخرالزمان يکي از فرزندان من که همنام پيامبر بنی اسرائيل است به حق قيام مي کند و ظالم را از کشورش بيرون می کند و حکومت تشکيل مي دهد و بعد از او فرزند ديگر من از اهل خراسان که همنام علی است صاحب حکومت مي شود و در دست راستش خللی وارد مي شود و پرچم را به صاحب امر مي دهد


تا سيد عباس اين روايت را به سيد احمد آقا گفت، سيد احمد آقا جواب داد: «حالا شما اين را گفتيد من هم يک چيز به شما بگويم؛ وقتي روز ششم تير، آقاي خامنه اي ترور شد به من گفتند که اين خبر را به امام بدهيد؛ من ترسيدم که خبر را بگويم براي قلب امام مشکلي پيش بيايد لذا نگفتم. باز بعد از مدتي با ترس رفتم خدمت امام. تا امام مرا ديد فرمود: فکر مي کنيد که من خبر ندارم چه اتفاقي افتاده است. بعد امام به من فرمود:«دست راست آقاي خامنه اي چي شد؟» من هم گفتم که دست راست ايشان ديگر کار نمي کند و عصب دست شان از کار افتاده است
حاج احمد آقا افزود: «پس از اينکه اين حرف را زدم ناگهان ديدم امام رو به قبله ايستاد و ۳ بار گفت«اَلْحَمْدُ لله» من تعجب کردم که چرا امام اين را گفتند! اما اظهار ناراحتي نکردند و چيزي نگفتند. من اين ماجرا را نمي دانستم تا موقعي که حديثي که شما (شهيد موسوي) گفتيد خواندم و فهميدم که منظور امام چه بود.

سرانجام شیخ راغب حرب 
نیروهای اسرائیلی شب جمعه ۲۸ اسفند سال ۱۳۶۱ منزل شیخ راغب حرب امام جمعه جبشیت را با زره پوش محاصره و او را دستگیر کردند.
اما پس از انتشار خبر دستگیری امام جمعه جبشیت، اهالی جبشیت پس از اعتصاب و تظاهرات در مسجد شهر تحصن کردند،دامنه اعتراضات به بعلبک ونبطیه کشیده شدومتفقاًخواستار آزادی امام جمعه جبشیت شدندکه صهیونیستهاناچارشدند«شیخ راغب حرب» پس از ۱۷ روز اسارت در ۱۴ فروردین ۱۳۶۲ آزاد کنند.
واما این نیروی مقاومت امنیت اسرائیل رابخطرانداخته بودکه درنیمه شب جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۶۲ در حالی که شیخ راغب حرب بهمراه ۲نفرازنمازگزاران بعدازنمازعشای مسجد «جبشیت» عازم منزلش بود،باکمین درمسیرحرکتش وی رابه رگبار بستنندکه این مبارزبه شهادت رسیدوآن ۲نفر مجروح شدند.