رؤسای انرژی اتمی ایران بترتیب:اکبراعتماد (ازسال۱۳۵۳ تا سال ۱۳۵۷)،فریدون سحابی(۱۶ اسفند ۱۳۵۷تا۱۳۶۰)،رضا امراللهی(۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶)،غلامرضا آقازاده(۱۳۷۶ تا ۱۳۸۸)،علی‌اکبر صالحی(۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹)،فریدون عباسی دوانی(۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲)،علی اکبر صالحی(از ۱۳۹۲ تا ۷ شهریور ۱۴۰۰)

تاریخچه انرژی اتمی ایران

اولین رئیس انرژی اتمی ایرانمحمدرضاشاه» تصمیم می گیرد یک «نیروگاه اتمی» در کشور ایجاد کند تا کمکی باشد برای تولید برق یا کشاورزی و چه هزینه های سرسام آوری هم صرف شده است.

اکبراعتماد:بعدازانتخابم بعنوان رئیس سازمان انرژی اتمی،هفته ای یک روزمی رفتم به کاخ سلطنتی ، کارهاراانجام می دادم، بعدازشش ماه کارکردن باشاه،زبان مشترکی پیداکردیم،یک روزبه شاه گفتم: تولید برق یک تکنولوژی می خواهد و تولید سلاح هسته ای یک تکنولوژی دیگری می خواهد. والبته، بعضی چیزهای شان مشترک است و الآن شما همه این ها را می‌دانید، بفرماییدتوقع شما از من چیست؟

تقریباً سه ساعت در آن روز در زمینه های مسائل منطقه و غیره صحبت شد. در پایان صحبت آن روز، از اعلیحضرت پرسیدم:

پیش فرض اینکه ما برویم به طرف استفاده نظامی از انرژی هسته ای هست یا نه؟

«شاه» قدری به فکر فرورفت و به انگلیسی گفت:Why not(چرا نه؟) یعنی این استراتژی پشت فکر شاه بود و هیچوقت آن را رد نکرد که ایران انرژی هسته ای نمی‌خواهد ...

شاه عقیده داشت که به اندازه کافی در منطقه قدرتمند است و می تواند از منافع ما در منطقه دفاع کند، بنابراین نیازی به بمب اتمی ندارد. اما به من گفت که اگر این وضعیت تغییر کند، مجبور خواهیم بود برای ساخت بمب اتمی اقدام کنیم. بله! این نظر را داشت. در آن زمان مأموریت من این بود که همه تکنولوژی های ممکن در زمینه اتمی را به دست بیاورم. می گفتیم شاید در آینده لازم شود.

آنها(آمریکا) اول حمایت می کردند... اما کمی بعد خواستند نظرات خودشان را به ایران تحمیل کنند و من زیر بار نرفتم. ما چهار سال برای رسیدن به توافقی دوجانبه مذاکره کردیم و هرگز به نتیجه نرسیدیم.

امریکامی گفت که اگر به ما رآکتور یا سوخت بدهند، هر کاری که خواستیم با باقی مانده سوخت مصرف شده بکنیم باید با اجازه ماباشد.

دکتراعتماد:دیگر این موضوع برای من روشن شد و یک کلمه دیگر با شاه صحبت نکردم. بعد از این مذاکره با شاه، من به خودم گفتم که حالا وظیفه من در این سازمان چیه. یعنی هر روزی که شاه مراصدا کرد و گفت، بمب اتم می خواهیم، من باید آماده باشم که مثلاً ظرف شش ماه و در نهایت تا یک سال بعد، آن را تحویل بدهم.

برنامه انرژی اتمی که شاه مورد نظرش بود، چه هدفی را در ذهن خودش برای استفاده از انرژی اتمی داشت؟ کشوری که در آن زمان می‌توانست با تولید فرآورده‌های نفتی در بخش‌های متعددی بهره‌مند شود.

دکتر اکبر اعتماد که به «پدر فن‌آوری هسته‌ای ایران» شهرت یافته است، در سال ۱۳۱۰ شمسی در همدان به دنیا آمد. برای ادامۀ تحصیل به سوئیس رفت و در سال ۱۹۶۳ از دانشگاه لوزان سوئیس فارغ‌التحصیل شد. در سال ۱۳۴۴ شمسی به ایران بازگشت و توسط «صفی اصفیا» رئیس وقت سازمان برنامه‌وبودجه، به‌عنوان مشاور فنی طرح پژوهش‌های رآکتور اتمی استخدام شد.

سال بعد(۱۳۴۵)،« دفتر انرژی اتمی سازمان برنامه‌وبودجه» را بنا گذاشت و خود به مدیریت آن منصوب شد و تا سال ۱۳۴۶ در این مسئولیت باقی ماند. در سال ۱۳۴۷ به سمَت اولین رئیس مؤسسۀ تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی منصوب شد. سپس به‌عنوان رئیس دانشگاه بوعلی سینا همدان (۱۳۵۲-۱۳۵۱) منصوب گردید. در سال ۱۳۵۳ سازمان انرژی اتمی ایران را بنیان نهاد و ریاستش را بر عهده گرفت. اعتماد تا سال ۱۳۵۷ ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را به دست داشت.

با این همه وقتی در سال ۱۳۵۳ به او پیشنهاد شد كه طرحی نو برای دستیابی به انرژی اتمی درایران دراندازد، از یك سو عظمت مطلب و از سوی دیگر چالش ایده نو، او را به راهی دیگر كشاند.

«اكبر اعتماد» درسال ۱۳۵۳ به ریاست سازمان انرژی اتمی ایران منصوب شد.

تا آن زمان چنین سازمانی وجود نداشت، اعتماد آن را ایجاد كرد و تا چند ماه پیش از انقلا‌ب ۱۳۵۷ ریاست آن را به عهده داشت. اهدافی كه اعتماد برای دستیابی ایران به فناوری اتمی بر شمرده بود؛ تامین انرژی، كمك به تحقیقات اتمی و كاربردهای هسته‌ای در كشاورزی، طب، بیولوژی و صنعت را در بر می‌گرفت. در گزارشی كه اعتماد طی یك ماه برای مسوولان ارشد وقت تهیه كرد هدف‌های انرژی اتمی در ایران تشریح شده بود؛ كادر قانونی و حقوقی این كار روشن شد و كادر تشكیلا‌تی و حدود اعتبارات مورد نیاز آن پیشنهاد گردید.اعتماد معمار سازمان انرژی اتمی در ایران شد و فناوری اتمی بر گرده‌های او و همكارانش استوار شد.

بعدازپیروزی انقلاب اسلامی ایران«فریدون سحابی» ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را به دست گرفت.

«اکبر اعتماد» دریک نگاه:مسئولیتها

تولد: ۱۳۱۰ همدان*تحصیلات: دکتر فیزیک هسته ای از دانشگاه لوزان، سوئیس (۱۳۴۲)

ریاست سازمان دانش آموزان حزب توده ایران (۱۳۳۱-۱۳۲۹)
*رئیس بخش حفاظت راکتورها در انستیتو فدرال تحقیقات راکتور در «وورنلینگن» سوئیس (۱۳۴۲)
*مشاور طرح ساختمان راکتور اتمی در دانشگاه تهران (۱۳۴۵-۱۳۴۴)
*معاون علمی و تحقیقاتی وزارت علوم و آموزش عالی (۱۳۴۸-۱۳۴۷)
*رئیس دانشگاه بوعلی سینا (همدان)، (۱۳۵۳-۱۳۵۱)
*رئیس سازمان انرژی اتمی ایران (۱۳۵۷-۱۳۵۳)
*کارشناس و مدیر مؤسسه ""Energium لوکزامبورگ و پاریس (۱۳۶۸-۱۳۶۲)
*مهاجرت : از سال ۱۳۵۸ در فرانسه

کشوری که شش میلون بشکه نفت در روز تولید می کرد، توان تولید بنزین را نداشت. دنبال کردن برنامه انرژی اتمی چه مایه فکری در ذهن شاه بود؟ آیا او واقعاً به دنبال انرژی اتمی برای کارهای تسلیحات نظامی اتمی بود؟ من از شما خواهش می کنم به عنوان کسی که اولین مسئول سازمان انرژی اتمی ایران بودید، به طور مشخص در همین رابطه توضیح بدهید تا بیننده ی خاطرات شما بتواند تصویری از واقعیت مسایل آن دوران داشته باشد.

گفتگوی دکتر خشایار شجاعتی با دکتر اکبر اعتماد شخصیت علمی ایرانی، بنیانگذار و نخستین رییس سازمان انرژی اتمی ایران است که به «پدر فناوری هسته‌ای ایران/۱۲ خرداد ۱۳۹۴

پاسخ اکبر اعتماد : روزی از من می خواهند که بیایم رئیس سازمان انرژی اتمی ایران بشوم. پیش از تأسیس سازمان انرژی اتمی ایران، وزارت نیرو در زمینه انرژی اتمی با یک شرکت آمریکایی قرارداد بسته بود و با ایجاد سازمان انرژی اتمی، آن قرارداد را فسخ کردیم.

این سئوالی که شما الآن مطرح می کنید،که پشت فکر شاه چه بود؟ در آن روزها در ذهن من هم بوجود آمد و دفعه اول با هویدا نخست وزیرصحبت کردم و از او پرسیدم آیا شما اطلاع دارید که اعلیحضرت چه خواستی از برنامه اتمی دارند؟ او جواب داد من اصلاً نمی دانم. در رابطه بامسئولیت و وظایف سازمان انرژی اتمی ایران متنی را تنظیم و در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۵۲ به امضاء شاه رسید. متن فرمان دوم مربوط به ۲۹ مرداد۱۳۵۳ است. این دو متن را دارم.

صحبت کردن با شاه کار آسانی نیست و نمی دانید، آن جوابی را که به شما می دهد واقعیت دارد یا نه؟! من فکر کردم که باید یک زبان مشترک بین شاه و خودم ایجاد کنم. برای ایجاد زبان مشترک لازمه اش این بود که شاه درباره دانش مربوط به مسایل انرژی اتمی اطلاعاتی به دست بیاورد.

در برابر پیشنهاد من، شاه موافقت کرد و بعد از آن، بعد از ظهر یک روز در هفته به مدت شش ماه می رفتم به کاخ سلطنتی و این کارانجام می گرفت. بعد از شش ماه، گفتم: اعلیحضرت الآن ما زبان مشترک درباره این تکنولوژی پیدا کردیم. از شما یک سئوال اساسی دارم و اینسئوال را برای من روشن بفرمایید، برای اینکه، تولید برق یک تکنولوژی می خواهد و تولید سلاح هسته ای یک تکنولوژی دیگری می خواهد. والبته، بعضی چیزهای شان مشترک است و در بعضی چیزهای دیگر مشترک نیستند و الآن شما همه این ها را می‌دانید، حالا روشن بفرماییدکه توقع شما از من چیست؟

تقریباً سه ساعت در آن روز در زمینه های مسائل منطقه و غیره صحبت شد. در پایان صحبت آن روز، از اعلیحضرت پرسیدم: پیش فرض اینکه ما برویم به طرف استفاده نظامی از انرژی هسته ای هست یا نه؟ شاه قدری فکر کرد و به انگلیسی گفت:(چرا نه؟) یعنی این استراتژی پشت فکر شاه بود و هیچوقت آن را رد نکرد که ایران نمی‌خواهد ...

دیگر این موضوع برای من روشن شد و یک کلمه دیگر با شاه صحبت نکردم. بعد از این مذاکره با شاه، من به خودم گفتم که حالا وظیفه من در این سازمان چیه. یعنی هر روزی که شاه مراصدا کرد و گفت، بمب اتم می خواهیم، من باید آماده باشم که مثلاً ظرف شش ماه و در نهایت تا یک سال بعد، آن را تحویل بدهم.

انگلیسی ها یک اصطلاحی دارند که می گویند: I had to deliver (باید تحویل می گرفتم) یعنی این وظیفه من بود. برای اینکه این کار را بکنم از روز اول فشار راگذاشتم روی کار تحقیقات و تکنولوژی های مختلف. در آن زمان، در سازمان انرژی اتمی معاونت تحقیقاتی وجود نداشت و آن را زیر نظر خودم بوجود آوردیم. هر نوع تحقیق که پیشنهاد می کردند، قبول می کردم، مثلاً جدا کردن ایزوتوپها که به غنی سازی مربوط می شود و در این زمینه دو سه تا طرح داشتیم. در آن زمان رفته بودیم در پی غنی کردن اورانیوم با جدیدترین تکنولوژی یعنی غنی سازی اورانیوم بوسیله لیزر پرقدرت. در آن زمان حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر محقق در داخل کشور داشتیم و حدود یک هزار نفر را برای تحصیل در زمینه‌هایی که مربوط به نیازهای ما بود به خارج کشور فرستادیم. بنابراین، حدود ۱۰ سال بعد یعنی مثلاً سال ۱۳۶۷ و حداکثر تا سال ۱۳۷۰ ، هر سلاحی از ما می خواستند می توانستیم بدهیم.

«سازمان انرژی اتمی» یک سازمان پرقدرتی شده بود که می توانست تمامی برنامه های اتمی را به هر نحوی که هست، انجام بدهد. ضمناً،سازمان انرژی اتمی مشمول محاسبات عمومی کشور نمی شد و در سال های آخر قبل از انقلاب، سالانه سه میلیارد دلار هزینه سازمان انرژیاتمی کشور بود ،یعنی حدود ۱۵ درصد درآمد نفت آن ایام حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال بود.

*پس از خاتمه جنگ ایران و عراق و در زمان رئیس جمهوری رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ بود که تصمیم می‌گیرند که برنامه انرژی اتمی-قبل ازانقلاب-را ادامه بدهند. چندین جلسه با من(دکتر اعتماد)در خارج کشور(سوئیس ) نمایندگان جمهوری اسلامی ملاقات می‌کنند تا مرا راضی کنند که برای این کار به ایران برگردم و این برنامه را دنبال کنم.

در سازمان انرژی اتمی، سه نسل کارشناس می شود تشخیص داد. آن متخصصین و کارشناسانی که در آن چند سال قبل از انقلاب در سازمانکار می کردند یعنی نسل اول. و نسل دوم یعنی آن حدود هزار نفری که برای تحصیل در رشته های مختلف به خارج کشور فرستاده بودیم وبورس های وحشتناک می دادیم. بعد از انقلاب، تعدادی از این هزار نفر به ایران برگشته بودند و گویا انقلابی شده بودند و این ها نسل دوم راتشکیل می دادند و آدم های واردی بودند. نسل سوم آنانی هستند که در دانشگاه مهندسی شریف یا دانشکده پلی تکنیک تهران یا از دانشگاه فنی تهران فارغ‌التحصیل شدند و اینان جوانان بسیار درخشان و بسیار هم خوب تحصیل کرده اند. تعدادی از آن افراد نسل دوم در واقع توانستند نسل سوم را وارد کار کنند. اینان جوانان ۳۰ تا ۴۰ساله می توانند باشند.

طرح مسئله دیگری که از سوی دکتر اعتماد مطرح شده درباره کسانی است که برای سوء استفاده های مالی از سازمان انرژی اتمی ایران به طور غیر مستقیم به او مراجعه می کردند صحبت می کند. مانند ارتشبد خاتم فرمانده وقت نیروی هوایی ایران و شوهر خواهر شاه و یا ارتشبد فردوست رئیس بازرسی ویژه کشور و دوست نزدیک شاه به عنوان نمونه اشاره شده است.

بعدها«شاه» تصمیم می گیرد یک نیروگاه اتمی در کشور ایجاد کند تا کمکی باشد برای تولید برق یا کشاورزی و چه هزینه های سرسام آوری هم صرف شده است.

حمیداحمدی(مورخ):بعد از گذشت ۳۵ سال از آن تاریخ که قرار بود سازمان انرژی اتمی مثلاً در زمینه تولید برق حتی برای ۵ روستا هم نتوانست برق تولید نماید. من به عنوان یک تاریخ نگار می‌خواهم به این مسائل نگاه کنم و بپرسم چه پاسخی برای تاریخ دارید؟

آقای دکتر اعتماد:توضیحاتی درباره قرارداد ساختن نیروگاه بوشهر توسط آلمانی ها و چگونه در دوره حرکت جنبش انقلابی در ایران در پاییز سال ۱۳۵۷ یعنی زمانیکه کشتی ها دستگاه ها و ابزارهای مربوط به این نیروگاه بوشهر را تا خلیج فارس آورده بودند، از ورود به اسکله خودداری نمودند و بعد از مدتی ماندن در دریا، به آن ها دستور داده شد که برگردند. بدین ترتیب دولت آلمان بعد از انقلاب از دادن این تجهیزات که دولت ایران هم قبلاً پول کلیه آنها را پرداخته بود، عملاً تحویل داده نشد. شرح مفصل آن در این بخش آمده است.

جمهوری اسلامی بعد از جنگ که امکان ادامه مجدد فعالیت برنامه اتمی با دولت آلمان را از دست داده بود، اول به سراغ آرژانتین رفت و موفقیتی به دست نیامد. و بعد از آن، به سراغ روس ها رفتند. نقش روس ها و بازی های آن ها برای اتمام نیروگاه بوشهر که تا کنون حدود ۲۰ سال طول کشیده است./پایان

عباس ميلانی، استاد دانشگاه استفورد در مطلبی در نشریه «فارن پاليسی» به موضوع برنامه اتمی ايران پرداخته و نوشته است، حتی بيش از سه دهه پيش و پيش از اين که نظامی به نام جمهوری اسلامی در ايران باشد، غرب در تلاش بود جلوی ساخت و گسترش بمب اتمی در ایران را بگيرد.

آقای ميلانی در اين نوشته می گويد: «در مورد مذاکرات اتمی با ايران خيلی حرف ها مطرح می شود که البته دقيق هم نيست. مثل اين که می گويند غرب در مورد سياست های اتمی ايران، استاندارد دوگانه استفاده می کند. اما آمريکا و غرب به همان محمد رضا پهلوی که می گويند دوست و متحد شاه بود هم حاضر نبودند بمب اتمی بدهند ولی رآکتور مشکلی نبود، حاضر بودند شمار زيادی رآکتور به او بدهند. اما جمهوری اسلامی اين مسئله را وارونه کرده و محمود احمدی نژاد در گفت وگويی با هفته نامه اشپيگل گفت: همين آمريکا و اروپا حاضر بودند ايران اتمی بشود ولی حالا که ماهستيم، با آن مخالفت می کنند.»

در ادامه نوشته میلانی آمده است: «حتی شماری از روشنفکران غربی هم در اين دام افتاده اند و منتقد سياست های دوگانه دولت آمريکا در برابر شاه و احمدی نژاد هستند. دولت آمريکا هم به رغم اين که هزاران مدرک در اختيار دارد، نتوانسته ديپلماسی عمومی خوبی بازی کند.»

در واقع، آمريکا پشت درهای بسته و از راه های ديپلماتيک درباره هدف اتمی شدن ايران، با شاه گفت وگوهای جدی داشت.

مدارکی که امروز از مرکز کتابخانه نيکسون کارتر، شورای امنيت ملی (کاخ سفيد)، وزارت انرژی و پنتاگون آزاد شده که نشان می دهد دقيقا همين مسائلی که الان در مورد برنامه اتمی جمهوری اسلامی مطرح است، آن زمان با شاه ايران مطرح بوده است.

آن زمان هم شاه اصرار داشته که تحت NPT(ان پی تی) چرخه سوخت داشته باشد و آمريکا می خواسته تامين سوخت را تضمين کند و يا حتی با چرخه سوخت ايران خارج از مرز موافقت کند و آمريکا قول داده بوده ايران را در يک کنسرسيوم سوخت بين المللی وارد کند. شاه با اين که گفته بود دنبال بمب اتمی نيست، اما حاضر نبود با ايران مانند يک کشور جهان سومی رفتار شود.

عباس ميلانی در ادامه نوشته است: برنامه اتمی ايران در سال ۱۹۵۹میلادی(۱۳۳۷شمسی) شروع شد و آغاز آن توسط رآکتور کوچکی که آمريکا به دانشگاه تهران و در قالب برنامه «اتم برای صلح» آيزنهاور، رييس جمهوری وقت آمريکا هديه کرد، شکل گرفت. ولی آن رآکتور کوچک به نماد قدرت برای شاه پهلوی تبديل شد. با درآمد بالای نفت و برنامه برای قدرت برتر منطقه، برنامه اتمی بهترين قطعه اين پازل بود. شاه در ۱۹۷۳میلادی(۱۳۵۱شمسی) «علی اکبر اعتماد» کارشناس و استاد فيزيک اتمی را به دربار خواند و به او گفت که خواهان برنامه اتمی است و خواستار يک طرح کامل برای اين مسير شد.

عباس میلانی می گوید:دو هفته بعد، شاه دوباره با اعتماد ديدار کرد. شاه به سرعت مدرک ۱۳ صفحه ای که آماده شده بود را خواند و رو به نخست وزير کرد و از او خواست گران ترين و پرهزينه ترين برنامه ای که در تاريخ دولت شاهنشاهی ايران تعريف شده بود را، تامين مالی کند. در هيچ جا، نه در مجلس شورای ملی و نه هيات دولت و نه در هيچ جا اين پروژه مطرح نشد و حرفی هم از آن به ميان نيامد. مانند خيلی سياست های بزرگ آن زمان، يک نفر بود که تصميم می گرفت و برنامه اتمی ايران از همان زمان آغاز شد.

نقشه شاه اين بود که يک برنامه کامل اتمی راه بيافتد که بتواند ۲۳ هزار مگاوات برق توليد کند. در سال ۱۹۷۷میلادی(۱۳۵۵شمسی) سازمان انرژی اتمی ايران بيش از يک هزار و ۵۰۰ نفر را در استخدام داشت و همه تحت نظر شاه بودند و بالاترين حقوق دولتی را می گرفتند. شاه پهلوی هزينه و زمان صرف کرد تا کارشناسان اتمی را در ديگر کشورهای جهان تربيت کند و ۲۰ ميليون دلار صرف اين برنامه در دانشگاه ام آی تی کرد.

میلانی می گوید:ايران در جست وجوی منابع اورانيوم در ايران و ديگر نقاط جهان بود و چند مرکز تحقيقات اتمی در چند نقطه از ايران راه انداخت. سازمان انرژی اتمی آن زمان يکی از سازمان هايی بود که بيشترين بودجه را در اختيار داشت. در سال ۱۹۷۶میلادی(۱۳۵۴شمسی) بودجه اين سازمان بالغ بر ۱.۳ ميليارد دلار بود و پس از صنايع نفت ايران، دومين سازمان بزرگ اقتصادی در اين شد.

در اين نوشته آمده است: در حالی که آلمان و فرانسه مشتاق بودند که رآکتورهای خود را به ايران بفروشند اما آمريکا خيلی راغب نبود. طبق اسناد دولتی «آمريکا بدون ترسيم محدوديت هايی برای شاه، حاضر به معامله هسته ای با ايران نبود.» شرکت «کرافت ورک» آلمان قرار داد ساخت و راه اندازی نيروگاه بوشهر را امضا کرد تا با مبلغ سه ميليارد دلار، در سال ۱۹۸۱ آن را تحويل دهد.

از آن جايی که بوشهر روی خط زلزله بود، بودجه بيشتری تخصيص داده شد تا حفاظت نيروگاه در برابر زمين لرزه، تضمين شود.

گفته شده که دولت آلمان در تلاش بود تا اين سرمايه گذاری در ايران را در برابر هرگونه اتفاقی، تضمين کند تا به باد نرود. شرکت های آمريکايی از هرگونه معامله اتمی با ايران تا زمانی که نگرانی های واشينگتن برطرف نشده، ممنوع شده بودند.

شاه خواهان حقوق کامل ايران تحت NPT(ان پی تی) بود. پيمانی که اجازه می داد کشورها در برابر خودداری از ساخت بمب اتمی، از فعاليت غير نظامی اتمی استفاده کنند.

شاه خواهان اين بود که نه تنها ايران چرخه کامل سوخت داشته باشد، که چرخه «پلوتونيوم» هم داشته باشد که نسبت به اورانيوم، سريع تر می توان با آن بمب اتمی توليد کرد.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:« شاه»درواکنش به نخستين آزمايش بمب اتمی در هند، پس از امضای قرارداد همکاری ايران و فرانسه برای غنی سازی اورانيوم در فوريه ۱۹۷۴(بهمن ۱۳۵۲) به روزنامه لوموندگفت: «خيلی زودتر از آن که فکر می کنيد ايران بمب اتمی را در اختيار خواهد داشت.»

امااین مصاحبه بدون عوارض نبود ،این طرح به مذاق امریکاناخوشایندبود،دستورمحرمانه آمدکه بطریقی اصلاح شود شاه هم، به سفارت ايران در فرانسه دستور داد بيانيه ای صادر کرده و تمامی تمايل ايران به دستيابی به بمب اتمی را بدون پايه و اساس اعلام کند. سفارت آمريکا در آن زمان در تهران به واشينگتن اطمينان داد که هنوز شاه تصميمی برای ترک ان پی تی و ساخت بمب اتمی نگرفته است.

عباس میلانی می گوید:اما در همان زمان که تلاش می کرد به واشينگتن اطمينان دهد نقشه ای ندارد، شاه تاکيد کرده بود «اگر کشور ديگری در منطقه به بمب اتمی دست يابد، آن زمان ديگر ما هم همان مسير را خواهيم رفت.» طبق اسناد و دست نوشته های اسدالله علم، سفير شاه در آمريکا، شاه در تمامی دهه ۱۹۷۰ تا زمان مرگ، به فکر دستيابی به بمب اتمی بود.

با توجه به اسناد وزارت دفاع و وزارت انرژی آمريکا در آن زمان، آمريکا نگران بود که برنامه «پلوتونيوم» ايران برای توليد ۲۳ هزار مگاوات برق، می تواند ۶۰۰ تا ۷۰۰ کلاهک اتمی توليد کند.

اما در ژوئن سال ۱۹۷۴ بالاخره آمريکا تصميم گرفت وارد معامله اتمی با ايران شده و به ايران رآکتور بفروشد آن هم آن طور که اسناد ديپلماتيک آمريکا می گويد، به شرط اين که اقدامات حفاظتی و کنترل بيشتر اجرا شود. نگرانی آمريکا از بروز هرگونه ناآرامی و يا حمله تروريستی بود که ممکن بود اين صنايع را به دست ديگران بدهد.

پس از اين که شاه حاضر شد برخی از اين اقدامات کنترلی بيشتر را در نظر بگيرد، تاکيد کرد که حاضر نيست ايران متفاوت از ديگر کشورها فرض شود. در آن زمان ايران قرارداد ساخت چهار نيروگاه اتمی را با فرانسه و آلمان امضا کرده بود. شاه هم اين طور نشان داده بود که قرارداد هشت نيروگاه اتمی را هم می خواهد با آمريکا امضا کند.

وزارت خارجه آمريکا نه تنها از اين قراردادها استقبال کرد که از شاه خواست مبلغ ۳۰۰ ميليون دلار در صنايع غنی سازی اورانيوم شرکت «بک تل» در آمريکا سرمايه گذاری کند. آمريکا نگران بخش صنايع پلوتونيوم ايران بود و در حالی که تمامی تضمين ها داده شده بود، شاه پيشنهاد آمريکا را که به عنوان تنها منبع تهيه اورانيوم غنی شده برای ايران معرفی شده بود، رد کرد.

میلانی می گوید:مذاکرات به درازا کشيد و حتی به بن بست خورد.

شاه خواهان لغو هرگونه «حق وتو»ی آمريکا در کل اين همکاری بود و حتی وزارت دفاع آمريکا پيشنهاد کرد که دولت آمريکا اين قدر به شاه سخت نگيرد و درخواست های او را قبول کند.

«پنتاگون» به «کاخ سفيد» نوشت که تنش در اين حوزه، ممکن است به ديگر ابعاد روابط ايران و آمريکا لطمه بزند.

با توجه به اين حقيقت که فرانسه و آلمان حاضر بودند جای خالی آمريکا را در اين همکاری اتمی پر کنند، و اين حقيقت که ايران گفته بود حاضر به همکاری های اتمی با هند است باعث شد آمريکا در موضع خود تجديد نظر کند.

جرالد فورد

رئیس جمهورامریکا«جرالد فورد» و پس از او «جيمی کارتر» حاضر به پذیرش شرط های شاه شدند و ضمن حفظ شرايط امنيتی و کنترلی «برای جلوگيری از هرگونه توليد بمب» با ايران همکاری اتمی داشته باشند.

بالاخره در سال ۱۹۷۸میلادی(۱۳۵۶شمسی) رئیس جمهور-وقت-امریکا«جیمی کارتر» موافقت نامه را صادر کرد تا شرکت های اتمی آمريکا با ايران به ويژه در حوزه «تولیدپلوتونيوم» همکاری کنند.

ميلانیمی نویسد: «اما در اين زمان، ديگر نگرانی های بين المللی از وضعيت در ايران، در افق ديده می شد. پس از چند ماه از امضای اين توافقنامه، شاه درگير مسائل داخلی شد و ديگر نتوانست روی مذاکرات اتمی تمرکز کند. سرطان شاه و داروهايی که قدرت تمرکز و تصميم گيری را از او می گرفتند به همراه ناتوانی سياست خارجی دولت کارتر در شکل دهی به يک سياست جامع خارجی در مورد ايران،که به پیروزی انقلاب اسلامی منجرشد.»

عباس ميلانی در پايان نوشته است: «متاسفانه! آمريکا اجازه داد که ايران می تواند فعاليت های اتمی داشته باشد و می تواند تحت NPT(ان پی تی) غنی سازی هم داشته باشد.»/۱۱/دی/۱۳۸۹ رادیوفردا.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:اندکی ویرایش درمصاحبه آقای دکترمیلانی انجام داده ام.

«عباس میلانی» کیست؟

میلانی که دوران دبیرستان و دانشجویی خود تا کسب مدرک دکترا را در خارج از کشور گذرانده است، به یک گروه استالینیستِ ضد رژِم شاه ملحق می شود که کل جهان بینی آن بر قرائت نیایش گونه آثار صدر مائو و پکینک ریویو استوار بود. در سال ۱۳۵۴ به ایران باز می گردد و به عنوان استاد در دانشگاه ملی (شهید بهشتی) به تدریس مشغول می شود.

میلانی دو سال بعد از بازگشت به ایران به علت ارتباط با گروههای چپ به زندان می افتدوامامبارزاتش دررژیم شاه (زندانی شدنش) ، به کمکش آمد تا از حجم انتقادات به کتاب وی مبنی بر عدم رعایت بی طرفی کاسته شودوموجب خلاصی از زندان شد.

مصاحبه با «اولین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران »بعدازپیروزی انقلاب.

«دکتر فریدون سحابی» روز ۲۴ بهمن یعنی دقیقا روزی که «دکتر فریدون عباسی» به عنوان رئیس جدید سازمان انرژی اتمی کشورمان از سوی رئیس جمهور معرفی شد.

فریدون سحابی(متولد ١٣١٦)برادریدالله سحابی.تحصیلات من در دو مقطع انجام شد. یعنی یکبار برای گرفتن فوق لیسانس به لندن رفته و سپس به ایران برگشتم. حدود ده سال بعد دوباره برای طی دوره دکترا به لندن رفتم/لیسانس زمین شناسی، فوق لیسانس زمین شناسی نفت و دکترا هم اکتشاف نفت./من ٣٧ سال در دانشگاه تهران کار کردم. تا اینکه خوردیم به دوره اصلاحات. تازه آقای خاتمی رئیس جمهور شده بود در همان زمان ها حدود صد نفر از استادان دانشگاه تهران مشمول جابجایی شدند. در این زمان من دو راه بیشتر نداشتم. یا باید بازنشسته می‌شدم و یا اینکه از دانشگاه تهران منتقل می‌شدم. خودم تمایل نداشتم بازنشسته شوم. برای همین به پژوهشکده علوم زمین در سازمان زمین شناسی منتقل شدم/سال ٨٢ بازنشسته شدم

چگونه مسئولیت انرژی اتمی به شماپیشنهادشد؟
قبل از انقلاب «سازمان انرژی اتمی» از نظر موقعیت سازمانی زیر مجموعه وزارت نیرو قرار داشت و جز یکی از معاونت های آن وزارت خانه یعنی معاونت انرژی بود.

لذا «معاون وزارت نیرو در امور انرژی» عملا سرپرست سازمان انرژی اتمی هم بود. در حکمی که به نام اینجانب صادر شد، آمده بود که" معاون وزیر نیرو در امور انرژی و سرپرست سازمان انرژی اتمی ایران".

این وضع تا زمانی که من در آنجا بودم به همین ترتیب بود.

بعدها این سازمان از وزارت نیرو منتزع شد و به عنوان یک سازمان مستقل زیر نظر نخست وزیر و بعد از آن هم زیر نظر رئیس جمهور قرار گرفت. به این معنا که رئیس سازمان سمت معاون رئیس جمهوری را پیدا کرد.

بعد از پیروزی انقلاب و تشکیل دولت موقت ما با اکثر اعضای دولت مناسبات دوستی و اشتراکات سیاسی و اعتقادی داشتیم و سوابق سیاسی، تحصیلی، تخصصی من برای رئیس و اکثر اعضای دولت شناخته شده بود.

در آغاز کار دولت موقت و در زمان وزارت مرحوم مهندس عباس تاج در وزارت نیرو مانند سایر وزارت خانه ها و سازمان های مملکت، مسئولیت های بدون مسئول زیاد بود و سازمان انرژی اتمی هم واحدی بود از این دست.

سازمانی بود بسیار عریض و طویل با ریخت و پاش های فراوان، اعضا و کارکنان آن در۲۳ ساختمان مجزا در تهران اسکان داده شده بودند که اکثرا بلاتکلیف و سرگردان بودند. تشکیلاتی هم در اصفهان تحت عنوان مرکز تکنولوژی هسته ای وجود داشت که در آن هم شرایط مشابهی حاکم بود.

تعهدات زیاد در ارتباط با قراردادهای متعدد و فراوان با مشاورین و پیمانکاران داخلی و خارجی وجود داشت که همچنان بلاتکلیف رها شده بود.

درست است که بخشی از این وضعیت فرع وضعیت کلی ممکلکت در شرایط تغییر و تحولات انقلاب بود اما بخش مهم آن مربوط به غیبت و عدم حضور رئیس وقت سازمان انرژی اتمی در محل کارش بود. رئیسی که بیش از یک ماه بود که مسئولیت را رها کرده و به خارج از کشور رفته بود.

معاونین او هم یا اعتقاد به کار و همراهی نداشتند یا برخی از آنها هم به تبعیت از رئیس به خارج از کشور رفته بودند. خلاصه وضع نا به سامانی بود که در آن فریاد اعتراض از پیر و جوان بلند بود و برای حل مشکلات خود به مقامات مختلف مراجعه و طرح شکایت کرده بودند.

سامان دادن به این وضع برای وزارت نیرو از فوریت های مهم در آغاز کار دولت موقت بود و به این ترتیب بود که مسئولیت سرپرسی سازمان در لوای معاونت انرژی وزارت نیرو به من سپرده شد.

سرپرستی سازمان انرژی اتمی را چه کسی با شما در میان گذاشت؟
فریدون سحابی:همان طور که گفته شد آقای مهندس «عباس تاج »وزیر نیرو در دولت موقت من را می شناختند. من هم ایشان را از جهات مختلف از جمله به عنوان معلم و حافظ قرآن می شناختم.

طی یک تماس تلفنی از من خواستند که به دفترشان در وزارت نیرو بروم. در موقع ورود آقای مهندس عرب زاده و ریاضی معاونین آب و برق هم حضور داشتند. مهندس تاج و سایرین هریک مختصری در مورد سازمان انرژی اتمی گفتند و مشکلات آنجا را از زوایای مختلف مطرح کردند. این مطالب از جهت خط مشی مشترک در سطح مدیریت وزارت نیرو نسب به انرژی اتمی لازم و برای من رهنودهای مفیدی بود.

در نهایت مهندس «عباس تاج » پیشنهاد سرپرسی سازمان را به من مطرح کردند و من هم در پاسخ خواستم فرصتی برای مطالعه به من داده شود. در فاصله دو روز با دوستان و آشنایان در داخل سازمان و دانشگاه می شناختم مشورت کردم. تقریبا نظر همه ضمن تاکید بر مشکلی کار، مثبت بود.

روز سوم مجددا به دفتر وزارت نیرو احضار شدم تا در جلسه ای که از معاونین و مدیران سازمان انرژی اتمی حاضر بودند، شرکت کنم. در این جلسه شرکت کنندگان نظرات مختلفی ابراز کردند از جمله اینکه چرا در سازمان به معاونت نیروگاه‌ها بیش از سایر بخش ها اهمیت داده می شود و مسائل مالی و اداری و ضرورت تعیین رئیس سازمان مطرح شد.

بعد از جلسه با مهندس تاج به مذاکره نشستم و مشکلاتی را که به طور شفاهی با آنها آشنا شده بودم، مطرح کردم. ایشان هم گفتند که از قبل موضوع را با نخست زیر مطرح کرده و نظر موافق را مهندس بازرگان را گرفته اند. من هم با تاکید بر ضرورت و شرط هماهنگی و حمایت وزیر نیرو آمادگی خود را اعلام کردم.

دو روز بعد در یک مراسم رسمی در یکی از ساختمان های سازمان، مراسم معرفی من به عنوان سرپرست جدید سازمان برگزار شد. حکم من در ۱۶ اسفند ۱۳۵۷ صادر شد.

چگونه آغاز به کار کردید. در واقع دستور عمل‌های کاری شما چه بود؟
روز بعد از معارفه اول وقت و طبق قرار قبلی به یکی از ساختمان هایی که از قرار تخلیه شده بود رفتم. سرایدار در را باز کرد و کمی هم با اکراه من را به داخل راه داد به اتاقی راهنمایی کرد. اما خیلی زود چای آورد و عذر خواست. طولی نکشید که مدیران اداری و مالی آمدند و ترتیب کارها داده شد و منشی هم اطلاع داد که چند نفر برای ملاقات آمده اند و بزودی متوجه شدم که پشت در انبوهی از جمعیت جمع شده اند.

نمایندگان شورای انرژی اتمی، نمایندگان گروه های سیاسی، مدیران و چند نفر از اعضای معاونت اکتشاف که برخی از آنها از دانشجویان سابق دانشگاه و همکاران سابق در وزارت نفت بودند برای خوش آمدگویی آمدند و طرح مشکلات کردند. بعد از آنها نمایندگان دو شرکت کرت ورک یونیون و شرکت فرانسوی فراماتوم آمدند و قرار ملاقات برای یک جلسه مفصل گذاشتند.

یک باره در مجموعه ای از مشکلات و برنامه های پیچیده وارد شدم و به زودی احساس کردم که مثل شناوری در دریای مواج و خروشانی هستم. چند روز طول کشید تا با مسائل و مشکلات و ابعاد کمی و کیفی آنها و اولویت های کاری آشنا شدم و برای ارائه گزارش نزد وزیر نیرو رفتم.

مهندس تاج سایر معاونین را هم خبر کرده بود و با هم به تبادل نظر در مورد سازمان پرداختیم و حاصل و نتیجه

در مورد شرکت« اوریدیف» که تقریبا ماهیت بین المللی داشت و مخالفت سرسختانه ای هم با عضویت ایران داشتند، قرارداد فسخ گردید. در واقع ایران از طریق شرکت« سوفیدیف»، در اورودیف عضو بود. با فسخ قرارداد اول، دومی هم فسخ می شد. لازم به ذکر است که طرف ایرانی این دو قرارداد با فرانسوی ها، وزارت دارایی ایران بود و طرف مذاکرات، آنها بودند. سازمان انرژی اتمی مصرف کننده و سفارش دهنده محصولات اورودیف بود. اما شرکت های «کرت ورک یونینون» و «فراماتوم» هر یک جداگانه طبق قراردادهایشان به دادگاه داوری بین المللی شکایت کردند.

بعد هم به مجرد اینکه جهت وزش باد عوض شد، آقای رئیس مسئولیت و تمام قراردادهایی را که امضایش پایشان بود، رها کرد و ناگاه ناپدید شد و ماه ها قبل از انقلاب سر از اروپا درآورد و خیلی زودتر از شاه، به خارج پناهنده شد./۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ خبرآنلاین.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:رؤسای سازمان انرزی اتمی ،ازپیروزی انقلاب تا کنون:

با وقوع انقلاب اسلامی ایران فریدون سحابی، ریاست سازمان انرژی اتمی ایران را به دست گرفت. او استاد دانشگاه، نویسنده، مترجم، فعال سیاسی اصلاح طلب و اولین رئیس سازمان انرژی اتمی بعد از انقلاب بود. او سومین فرزند یدالله سحابی از بنیانگذاران نهضت آزادی است. سحابی دارای مدرک دکترا در رشته زمین‌شناسی و اکتشاف نفت از دانشگاه لندن بود. او بعد از پایان تحصیلات به ایران آمد و به عضویت هیات علمی دانشگاه تهران انتخاب شد.

«فریدون سحابی» پس از انقلاب به سمت معاون وزیر نیرو در امور انرژی و سرپرستی سازمان انرژی اتمی ایران در دولت موقت انتخاب شد. ریاست او بر سازمان انرژی اتمی تا سال ۱۳۶۱ ادامه داشت اما تا سال ۶۵ در سمت معاون وزیر نیرو حضور داشت.

«رضا امرالهی» از ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ رییس سازمان انرژی اتمی ایران و معاون رئیس‌جمهور ایران بود. او از ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴، قائم مقام وزیر نیرو بود.

سند منتشرنشده‌ای از نظرات آیت‌الله هاشمی درباره توان هسته‌ای ایران

«رضا‌ امر‌اللهی» از‌ زمان نخست‌وزیری ‏‎ میرحسین موسوی تا پایان ریاست جمهوری آقای هاشمی ‏‎ ‎‏رفسنجانی،ریاست سازمان انرژی هسته ای رابعهده داشت.

«مهندس رضاامراللهی» هم‌اکنون رئیس دانشکده مهندسی فیزیک و انرژی دانشگاه امیرکبیر است و عضو هیات تحریریه نشریه علمی و پژوهشی دانشگاه صنعتی امیرکبیر است. امراللهی کارشناسی فیزیک را از دانشگاه ملی ایران، کارشناسی ارشد مهندسی برق را از دانشگاه لامار آمریکا، مدرک دوره مهندسی هسته‌ای از مرکز تحقیقات هسته‌ای مل در بلژیک و دکترای فیزیک پلاسما را از دانشگاه پاریس دریافت کرد.

«غلامرضا آقازاده» از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۸ رییس سازمان انرژی اتمی و معاون رییس جمهور وقت بود.

«غلامرضاآقازاده» وزیر نفت ایران از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۷۶ بود. آقازاده در سال ۱۳۴۹ لیسانس ریاضی و در سال ۱۳۵۴ لیسانس مهندسی کامپیوتر از دانشگاه تهران اخذ کردوبرای تحصیلات تکمیلی به آمریکا رفت، اما در سال ۱۳۵۷ همزمان با وقایع انقلاب اسلامی، به کشور بازگشت.

«علی‌اکبر صالحی»در سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹ به عنوان رییس سازمان انرژی اتمی و معاون وقت رییس‌جمهور منصوب شد. او از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود و بین سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸، معاونت دبیرکل سازمان همکاری اسلامی را بر عهده داشت.

«علی‌اکبر صالحی» تحصیلات خود را در دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB) و مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در رشته‌های فیزیک هسته‌ای و مهندسی هسته‌ای انجام داده‌ است. او استاد مهندسی انرژی دانشگاه صنعتی شریف است و دو دوره رئیس این دانشگاه بوده‌ است. صالحی همچنین ریاست دانشگاه بین‌المللی امام خمینی قزوین را بر عهده داشته‌ است. صالحی از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ وزیر امور خارجه ایران بود.

«فریدون عباسی دوانی» از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ رییس سازمان انرژی اتمی بود. او دانش‌آموخته دکتری فیزیک هسته‌ای از دانشگاه شهید بهشتی و رئیس گروه فیزیک دانشگاه امام حسین و عضو شورای مرکزی انجمن هسته‌ای ایران است. او که از سال ۱۳۸۶ از سوی شورای امنیت تحریم شد، در سال ۱۳۸۹ همزمان با مجید شهریاری دیگر دانشمند هسته‌ای ایران، هدف ترور نافرجام قرار گرفت.

«فریدون عباسی دوانی»هم اکنون نماینده حوزه انتخابیه کازرون و کوه‌چنار در مجلس یازدهم است.

«علی اکبر صالحی» از ۱۳۹۲ تا ۷ شهریور ۱۴۰۰ به عنوان رییس سازمان انرژی اتمی و معاون رییس‌جمهور فعالیت کرد. در این دوره از حضورش در جریان مذاکرات هسته ای که به تفاهم هسته‌ای لوزان و برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) منجر شد، حضور داشت،وی ازسال ۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹ ریاست سازمان انرژی اتمی رابعهده داشت.

«رئیس سازمان انرژی اتمی» دولت «آیت الله سیدابراهیم رئیسی»

اسلامی و گروسی با یکدیگر دیدار و گفتگو کردند

«محمد اسلامی»روزیک‌شنبه(۷شهریور۱۴۰۰) با حکم سید ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور به عنوان «رئیس جدید سازمان انرژی اتمی» معرفی شد.

«مهندس محمد اسلامی»متولد اول مهرماه ۱۳۳۵ در اصفهان است. او دانش‌آموخته مهندسی راه و ساختمان از «دانشگاه دیترویت میشیگان آمریکا» در سال ۱۳۵۸ در مقطع کارشناسی و همچنین کارشناسی ارشد مهندسی راه و ساختمان از دانشگاه اوهایو آمریکا در سال ۱۳۶۰ و ام‌بی‌ای مدیریت جهانی هوانوردی مشترک دانشگاه رویال رودز کانادا و دانشگاه شریف در سال ۱۳۸۳ است.
وی در ۲۸ مهر ۱۳۹۷ به دنبال استعفای عباس آخوندی، از طرف حسن روحانی به عنوان سرپرست وزارت راه و شهرسازی معرفی و در تاریخ ۵ آبان ۱۳۹۷ پس از معرفی رئیس‌جمهور به مجلس و رای اعتماد توسط نمایندگان، به عنوان وزیر راه و شهرسازی انتخاب شد و تا پایان دولت دوازدهم در این سمت فعالیت کرد.

سوابق اجرایی :

معاون مهندسی و طرح‌های توسعه سازمان صنایع دفاع بزرگ از ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۴

مدیرعامل شرکت هواپیماسازی ایران از ۱۳۸۲ تا ۱۳۷۴

قائم‌مقام سازمان صنایع هوافضا از ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۴

رئیس مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی از ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۶

معاون امور صنعتی و تحقیقاتی وزارت دفاع از ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۶

معاون مهندسی پدافند غیرعامل وزارت دفاع و هم‌زمان دبیر ستاد توسعه سواحل مکران از سال ۱۳۹۳ تاکنون

عضو شورای برنامه‌ریزی بنیاد مستضعفان به مدت ۳ سال

عضو ستاد مرزهای کشور (وزارت کشور) به مدت ۴ سال

عضو ستاد بحران کشور و کمیته دائمی سازمان پدافند غیرعامل از سال ۹۳ تاکنون

عضو شورای عالی هواپیمایی کشور از سال ۸۸ تاکنون

عضو شورای عالی معماری و شهرسازی ایران از سال ۹۳ تاکنون

عضو کمیته ملی مقابله با ریزگردها از سال ۹۳ تاکنون

عضو هیئت امنای دانشگاه صنعتی اصفهان و شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۵

عضو گروه‌های مطالعاتی پژوهش محور دوره‌های دکتری به‌عنوان استاد راهنما در دانشگاه عالی دفاع ملی از سال ۹۳ تاکنون

مدرس دانشگاه صنعتی مالک اشتر از سال ۹۵ تاکنون

رئیس هیئت مدیره شرکت ملی ساختمان وابسته به بنیاد مستضعفان از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۱

رئیس هیئت مدیره شرکت عمران و مسکن ایران از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵

عضو انجمن هوافضا ایران

استاندار استان مازندران از ۹۶ تا ۹۷