آژانس اتمی با شهیدفخری زاده مصاحبه کرده بود؟
رئیس کمیسیون انرژی مجلس با اشاره به مصاحبه آژانس با شهید فخری زاده، گفت: ممکن است که مصاحبهای از سوی آژانس با این شهید والامقام انجام شده باشدیعنی در برههای کشوراین اجازه را داده باشدتا آقای آمانو یک دیداری با شهید فخری زاده انجام دهد، اما این مصاحبه در زمان من صورت نگرفت و بنده این اجازه را به بازرسان آژانس ندادم.

فریدون عباسی در پاسخ به این سوال که آیا درز اطلاعاتی آژانس باعث شده است که سازمانهای جاسوسی به اطلاعات هستهای ایران دست پیدا کنند؟ گفت: دادههایی که بازرسان آژانس جمع آوری میکنند این دادهها در یک سرور مرکزی ذخیره میشود و این سرورهای آژانس در اختیار آمریکا و رژیم صهیونیستی است و به آن دسترسی دارند و از آن دادههای لازم میتوانند برنامهریزی در جهت اقدامات خصمانه خود انجام دهند.
عباسی گفت: اگر از بنده در آن برهه زمانی هم میپرسیدند که اجازه مصاحبه با دانشمندان هستهای هست یا خیر، قطعاً این اجازه را نمیدادم و حتی قبلاً هم اعلام کرده بودم که اجازه ورود آمانو به پارچین را ندهید، زیرا دلیلی ندارد وقتی پارچین سایت هستهای نیست و مواد هستهای در آن جا وجود ندارد آژانس هستهای از این مکان بازدید کند.
عباسی گفت:یکی از اقدامات ایران غنی سازی ۲۰ درصد در سایت فوردو است که باید راه اندازی شود و همچنین باید از ماشینهای قدیمی مانند IR۲M استفاده شود، زیرا سطح دانش و تکنولوژی ما در آن بالاست و باید تمام مواردی که در برجام نوشته شده است به بعد از آن موکول شود یعنی نسل جدید سانترفیوژها را بعد از این که ایران به TRL۸ و ۹ رسیدیم آنها را بعدا تولید خواهیم کرد./۱۰ آذر ۱۳۹۹خبرگزاری دانشجو.

انتشار توییتی ازسوی «کریمیقدوسی» نماینده تندرو مجلس و ادعای او مبنیبر اینکه «با اصرار دشمن و تأکید حسن روحانی، محسن فخریزاده با آمانو، مدیرکل پیشین آژانس بینالمللی انرژی اتمی ملاقات کرده است

*ادعای کریمیقدوسی مبنیبر ملاقات شهید فخریزاده و یوکیا آمانو در حالی صورت گرفته که مدیرکل پیشین آژانس بینالمللی انرژی اتمی در آخرین روز تیر سال پیش درگذشته است. آمانو که از سال ۲۰۰۹ (حدود ۱۱ سال پیش) پس از محمد البرادعی عهدهدار این سمت شده بود، در دوران ریاستجمهوری حسن روحانی فقط دو بار به ایران سفر کرد. او تیر سال ۱۳۹۴، درست یک هفته قبل از بهسرانجامرسیدن برجام اولین سفر خود به تهران را انجام داد و با حسن روحانی و علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، دیدار و گفتوگو کرده بود. دو سال بعد، آمانو در آبان سال ۱۳۹۶ در یک سفر یکروزه بار دیگر به تهران آمد و با رئیسجمهور دیدار داشت. دو هفته بعد از این سفر، آژانس اعلام کرد که ایران به توافق هستهای پایبند بوده است.

هرچند دفتر محمود احمدینژاد گفتههای ظریف درباره مصاحبه مأموران آژانس بینالمللی انرژی اتمی با دانشمندان هستهای ایران را تکذیب کرد،
اما همان روز «رسول سناییراد» مسئول اداره سیاسی سپاه، در گفتوگو با «شبکه اطلاعرسانی راه دانا» درباره مصاحبه با دانشمندان هستهای، گفته بود: «شهادت دانشمندان هستهای ما ناشی از همین مصاحبههایی بود که در قالب پادمانها گرفته شد و بعدها اطلاعات این دانشمندان در اختیار گروههای تروریستی قرار گرفت و به شهادت تعدادی از دانشمندان هستهای ما منتهی شد». مسعود علیمحمدی، مجید شهریاری، مصطفی احمدیروشن و داریوش رضایینژاد جزء دانشمندان هستهای ایران بودند که در فاصله سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ ترور شدند./اقتصادآنلاین۱۳۹۹/۰۹/۱۳
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:«برخط نیوز»هم این خبررابنقل ازشرق درهمان روز(۱۳ آذر ۱۳۹۹) بازنشرداد.رئیس آژانس هسته ای ایران:
رئیس آژانس هسته ای ایران:ادعای مصاحبه بازرسان آژانس با شهید فخری زاده کذب است؛ صالحی خطاب به مدعیان مصاحبه:اگر سند دارید منتشر کنید.(دوشنبه، ۱ دی ۱۳۹۹انتخاب)
*سخنگوی سازمان انرژی اتمی هرگونه مصاحبه با دانشمندان هستهای کشورمان را تکذیب کرد.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی درباره خبر برخی رسانهها مبنی بر پخش نخستین مستند مصاحبه با دانشمندان هستهای کشورمان گفت: هرمصاحبه ای بادانشمندان هسته ای، در دفتر کارم و کنار رآکتور انجام میشود و این کار خلاف اصول نیست.
حتی اگر این مصاحبه در رسانه بینالمللی یا رسانه انگلیسی باشد خلاف نیست اما چنین کاری را به طور گسترده نداریم.
سخنگوی سازمان انرژی اتمی با بیان اینکه این اقدام به طور محدود برای مخاطبان بینالمللی بوده است تا پیامی را در سطح جهانی بفرستیم، تصریح کرد: عمدتا با رسانههای عربی و بعضا با رسانههای انگلیسی مصاحبه شده است و این را نباید مصاحبه با دانشمندان هستهای تلقی کرد.
برخی رسانهها با استناد به آنونس شبکه HBO آمریکا با مضمون مستند برنامه هستهای ایران از مصاحبه با دانشمندان هستهای کشورمان خبر داده و در این باره اظهار نگرانی کرده بودند.۱۵اردیبهشت۱۳۹۵فارس،ایساناو...
«یوکیا آمانو» مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی(شهروندژاپنی) روز دوشنبه، ۳۱ تیر۱۳۹۹ درسن۷۲ سالگی فوت کرد.


درروزسه شنبه۲۹اکتبر۲۰۱۹(۷ آبان ۱۳۹۸)«رافائل ماریانو گروسی» (دیپلماتی آرژانتینی)با کسب ۲۴ رای مثبت از مجموع ۳۵ کشور عضو شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ریاست این آژانس(IAEA) وابسته به سازمان ملل متحد انتخاب شد.
تحریمها در وزارت خزانهداری آمریکا مدیریت شده است و مردم را هدف گرفته است. مثلا در مورد واکسن آنفلوآنزا این هدفگیری انسانی را دیدیم که در حالی که «خرید واکسن صورت گرفت و وجه آن پرداخت شد، اما مانع رسیدن آن به مردم شدند»./دبیر کمیته علمی ستاد ملی مقابله کرونا،دکتر مصطفی قانعی
توضیح مدیریت سایت-تاریخچه انرژی اتمی ایران
اولین پرسش من [حمید احمدی] از شما [ اکبر اعتماد] این است: برنامه انرژی اتمی که شاه مورد نظرش بود، چه هدفی را در ذهن خودش برای استفاده از انرژی اتمی داشت؟ کشوری که در آن زمان میتوانست با تولید فرآوردههای نفتی در بخشهای متعددی بهرهمند شود.
کشوری که شش میلون بشکه نفت در روز تولید می کرد، توان تولید بنزین را نداشت. دنبال کردن برنامه انرژی اتمی چه مایه فکری در ذهن شاه بود؟ آیا او واقعاً به دنبال انرژی اتمی برای کارهای تسلیحات نظامی اتمی بود؟ من از شما خواهش می کنم به عنوان کسی که اولین مسئول سازمان انرژی اتمی ایران بودید، به طور مشخص در همین رابطه توضیح بدهید تا بیننده ی خاطرات شما بتواند تصویری از واقعیت مسایل آن دوران داشته باشد.
گفتگوی دکتر خشایار شجاعتی با دکتر اکبر اعتماد شخصیت علمی ایرانی، بنیانگذار و نخستین رییس سازمان انرژی اتمی ایران است که به «پدر فناوری هستهای ایران/۱۲ خرداد ۱۳۹۴
پاسخ اکبر اعتماد در این رابطه: روزی از من می خواهند که بیایم رئیس سازمان انرژی اتمی ایران بشوم. پیش از تأسیس سازمان انرژی اتمی ایران، وزارت نیرو در زمینه انرژی اتمی با یک شرکت آمریکایی قرارداد بسته بود و با ایجاد سازمان انرژی اتمی، آن قرارداد را فسخ کردیم.
این سئوالی که شما الآن مطرح می کنید، [که پشت فکر شاه چه بود؟] در آن روزها در ذهن من هم بوجود آمد و دفعه اول با هویدا نخست وزیرصحبت کردم و از او پرسیدم آیا شما اطلاع دارید که اعلیحضرت چه خواستی از برنامه اتمی دارند؟ او جواب داد من اصلاً نمی دانم. در رابطه بامسئولیت و وظایف سازمان انرژی اتمی ایران متنی را تنظیم و در تاریخ 17 اسفند 1352 به امضاء شاه رسید. متن فرمان دوم مربوط به 29 مرداد1353 است. این دو متن را دارم. این دو متن در فیلم گفتگو نشان داده شده است.
*صحبت کردن با شاه کار آسانی نیست و نمی دانید، آن جوابی را که به شما می دهد واقعیت دارد یا نه؟! من فکر کردم که باید یک زبان مشترک بین شاه و خودم ایجاد کنم. برای ایجاد زبان مشترک لازمه اش این بود که شاه درباره دانش مربوط به مسایل انرژی اتمی اطلاعاتی به دست بیاورد.
در برابر پیشنهاد من، شاه موافقت کرد و بعد از آن، بعد از ظهر یک روز در هفته به مدت شش ماه می رفتم به کاخ سلطنتی و این کارانجام می گرفت. بعد از شش ماه، گفتم: اعلیحضرت الآن ما زبان مشترک درباره این تکنولوژی پیدا کردیم. از شما یک سئوال اساسی دارم و اینسئوال را برای من روشن بفرمایید، برای اینکه، تولید برق یک تکنولوژی می خواهد و تولید سلاح هسته ای یک تکنولوژی دیگری می خواهد. والبته، بعضی چیزهای شان مشترک است و در بعضی چیزهای دیگر مشترک نیستند و الآن شما همه این ها را میدانید، حالا روشن بفرماییدکه توقع شما از من چیست؟
تقریباً سه ساعت در آن روز در زمینه های مسائل منطقه و غیره صحبت شد. در پایان صحبت آن روز، از اعلیحضرت پرسیدم: پیش فرض اینکه ما برویم به طرف استفاده نظامی از انرژی هسته ای هست یا نه؟ شاه قدری فکر کرد و به انگلیسی گفت:(چرا نه؟) یعنی این استراتژی پشت فکر شاه بود و هیچوقت آن را رد نکرد که ایران نمیخواهد ...
دیگر این موضوع برای من روشن شد و یککلمه دیگر با شاه صحبت نکردم. بعد از این مذاکره با شاه، من به خودم گفتم که حالا وظیفه من در این سازمان چیه. یعنی هر روزی که شاه مراصدا کرد و گفت، بمب اتم می خواهیم، من باید آماده باشم که مثلاً ظرف شش ماه و در نهایت تا یک سال بعد، آن را تحویل بدهم.
انگلیسی ها یک اصطلاحی دارند که می گویند: I had to deliver (باید تحویل بدهم) یعنی این وظیفه من بود. برای اینکه این کار را بکنم از روز اول فشار راگذاشتم روی کار تحقیقات و تکنولوژی های مختلف. در آن زمان، در سازمان انرژی اتمی معاونت تحقیقاتی وجود نداشت و آن را زیر نظر خودم بوجود آوردیم. هر نوع تحقیق که پیشنهاد می کردند، قبول می کردم، مثلاً جدا کردن ایزوتوپها که به غنی سازی مربوط می شود و در این زمینه دو سه تا طرح داشتیم. در آن زمان رفته بودیم در پی غنی کردن اورانیوم با جدیدترین تکنولوژی یعنی غنی سازی اورانیوم بوسیله لیزر پرقدرت. در آن زمان حدود 300 تا 400 نفر محقق در داخل کشور داشتیم و حدود یک هزار نفر را برای تحصیل در زمینههایی که مربوط به نیازهای ما بود به خارج کشور فرستادیم. بنابراین، حدود 10 سال بعد یعنی مثلاً سال 1367 خورشیدی و حداکثر تا سال 1370 خورشیدی، هر سلاحی از ما می خواستند می توانستیم بدهیم.
سازمان انرژی اتمی، یک سازمان پرقدرتی شده بود که می توانست تمامی برنامه های اتمی را به هر نحوی که هست، انجام بدهد. ضمناً،سازمان انرژی اتمی مشمول محاسبات عمومی کشور نمی شد و در سال های آخر قبل از انقلاب، سالانه سه میلیارد دلار هزینه سازمان انرژیاتمی کشور بود ،یعنی حدود 15 درصد درآمد نفت آن ایام حدود 20 میلیارد دلار در سال بود.
*پس از خاتمه جنگ ایران و عراق و در زمان رئیس جمهوری رفسنجانی در سال 1368 بود که تصمیم میگیرند که برنامه انرژی اتمی-قبل ازانقلاب-را ادامه بدهند. چندین جلسه با من(دکتر اعتماد)در خارج کشور نمایندگان جمهوری اسلامی ملاقات میکنند تا مرا راضی کنند که برای
این کار به ایران برگردم و این برنامه را دنبال کنم. توضیحات دکتر اعتماد درباره عدم پذیرش پیشنهاد نمایندگان جمهوری اسلامی که چندین بار با اودر سوئیس ملاقات و مذاکره می نمایند.
در سازمان انرژی اتمی، سه نسل کارشناس می شود تشخیص داد. آن متخصصین و کارشناسانی که در آن چند سال قبل از انقلاب در سازمانکار می کردند یعنی نسل اول. و نسل دوم یعنی آن حدود هزار نفری که برای تحصیل در رشته های مختلف به خارج کشور فرستاده بودیم وبورس های وحشتناک می دادیم. بعد از انقلاب، تعدادی از این هزار نفر به ایران برگشته بودند و گویا انقلابی شده بودند و این ها نسل دوم راتشکیل می دادند و آدم های واردی بودند. نسل سوم آنانی هستند که در دانشگاه مهندسی شریف یا دانشکده پلی تکنیک تهران یا از دانشگاه فنی تهران فارغالتحصیل شدند و اینان جوانان بسیار درخشان و بسیار هم خوب تحصیل کرده اند. تعدادی از آن افراد نسل دوم در واقع توانستند نسل سوم را وارد کار کنند. اینان جوانان 30 تا 40 ساله می توانند باشند.
طرح مسئله دیگری که از سوی دکتر اعتماد مطرح شده درباره کسانی است که برای سوء استفاده های مالی از سازمان انرژی اتمی ایران به طور غیر مستقیم به او مراجعه می کردند صحبت می کند. مانند ارتشبد خاتم فرمانده وقت نیروی هوایی ایران و شوهر خواهر شاه و یا ارتشبد فردوست رئیس بازرسی ویژه کشور و دوست نزدیک شاه به عنوان نمونه اشاره شده است.
در این بخش یک بحث و گفتگوی انتقادی در خصوص نادرست بودن سیاست برنامه انرژی اتمی در ایران از آغاز تا کنون از جانب حمید احمدی به میان کشیده می شود:
شاه تصمیم می گیرد یک نیروگاه اتمی در کشور ایجاد کند تا کمکی باشد برای تولید برق یا کشاورزی و چه هزینه های سرسام آوری هم صرف شده است. آقای دکتر اعتماد حاصل آن تا امروز چه بود؟
بعد از گذشت 35 سال از آن تاریخ که قرار بود سازمان انرژی اتمی مثلاً در زمینه تولید برق حتی برای 5 روستا هم نتوانست برق تولید نماید. منبه عنوان یک تاریخ نگار میخواهم به این مسائل نگاه کنم و بپرسم چه پاسخی برای تاریخ دارید؟
*توضیحاتی درباره قرارداد ساختن نیروگاه بوشهر توسط آلمانی ها و چگونه در دوره حرکت جنبش انقلابی در ایران در پاییز سال 1357 یعنی زمانیکه کشتی ها دستگاه ها و ابزارهای مربوط به این نیروگاه بوشهر را تا خلیج فارس آورده بودند، از ورود به اسکله خودداری نمودند و بعد از مدتی ماندن در دریا، به آن ها دستور داده شد که برگردند. بدین ترتیب دولت آلمان بعد از انقلاب از دادن این تجهیزات که دولت ایران هم قبلاً پول کلیه آنها را پرداخته بود، عملاً تحویل داده نشد. شرح مفصل آن در این بخش آمده است.
جمهوری اسلامی بعد از جنگ که امکان ادامه مجدد فعالیت برنامه اتمی با دولت آلمان را از دست داده بود، اول به سراغ آرژانتین رفت و موفقیتیبه دست نیامد. و بعد از آن، به سراغ روس ها رفتند. نقش روس ها و بازی های آن ها برای اتمام نیروگاه بوشهر که تا کنون حدود 20 سال طولکشیده است، به تفصیل توضیح داده می شود./پایان
***
عباس ميلانی، استاد دانشگاه استفورد در مطلبی در نشریه «فارن پاليسی» به موضوع برنامه اتمی ايران پرداخته و نوشته است، حتی بيش از سه دهه پيش و پيش از اين که نظامی به نام جمهوری اسلامی در ايران باشد، غرب در تلاش بود جلوی ساخت و گسترش بمب اتمی در ایران را بگيرد.
آقای ميلانی در اين نوشته می گويد: «در مورد مذاکرات اتمی با ايران خيلی حرف ها مطرح می شود که البته دقيق هم نيست. مثل اين که می گويند غرب در مورد سياست های اتمی ايران، استاندارد دوگانه استفاده می کند. اما آمريکا و غرب به همان محمد رضا پهلوی که می گويند دوست و متحد شاه بود هم حاضر نبودند بمب اتمی بدهند ولی رآکتور مشکلی نبود، حاضر بودند شمار زيادی رآکتور به او بدهند. اما جمهوری اسلامی اين مسئله را وارونه کرده و محمود احمدی نژاد در گفت وگويی با هفته نامه اشپيگل گفت: همين آمريکا و اروپا حاضر بودند ايران اتمی بشود ولی حالا که ماهستيم، با آن مخالفت می کنند.»
در ادامه آمده است: «حتی شماری از روشنفکران غربی هم در اين دام افتاده اند و منتقد سياست های دوگانه دولت آمريکا در برابر شاه و احمدی نژاد هستند. دولت آمريکا هم به رغم اين که هزاران مدرک در اختيار دارد، نتوانسته ديپلماسی عمومی خوبی بازی کند.»
در واقع، آمريکا پشت درهای بسته و از راه های ديپلماتيک درباره هدف اتمی شدن ايران، با شاه گفت وگوهای جدی داشت. مدارکی که امروز از مرکز کتابخانه نيکسون کارتر، شورای امنيت ملی (کاخ سفيد)، وزارت انرژی و پنتاگون آزاد شده که نشان می دهد دقيقا همين مسائلی که الان در مورد برنامه اتمی جمهوری اسلامی مطرح است، آن زمان با شاه ايران مطرح بوده است. آن زمان هم شاه اصرار داشته که تحت ان پی تی، چرخه سوخت داشته باشد و آمريکا می خواسته تامين سوخت را تضمين کند و يا حتی با چرخه سوخت ايران خارج از مرز موافقت کند ( که در قالب پيشنهاد روسيه هم اين اواخر مطرح شد) و آمريکا قول داده بوده ايران را در يک کنسرسيوم سوخت بين المللی وارد کند. شاه با اين که گفته بود دنبال بمب اتمی نيست، اما حاضر نبود با ايران مانند يک کشور جهان سومی رفتار شود. مدارکی که تازه آزاد شده، بسيار موثر و دقيق است تا دروغ پراکنی های نظام جمهوری اسلامی در مورد استاندارد دوگانه را برملا کند و همچنين راهنمای خوبی برای غرب در مذاکرات است که بتواند از سد ملی گرايی ايرانی ها چه به شکل عمل گرايانه و چه به شکل شعاری، استفاده کند.
عباس ميلانی در ادامه نوشته است: برنامه اتمی ايران در سال ۱۹۵۹ شروع شد و آغاز آن توسط رآکتور کوچکی که آمريکا به دانشگاه تهران و در قالب برنامه «اتم برای صلح» آيزنهاور، رييس جمهوری وقت آمريکا هديه کرد، شکل گرفت. ولی آن رآکتور کوچک به نماد قدرت برای شاه پهلوی تبديل شد. با درآمد بالای نفت و برنامه برای قدرت برتر منطقه، برنامه اتمی بهترين قطعه اين پازل بود. شاه در ۱۹۷۳ علی اکبر اعتماد، کارشناس و استاد فيزيک اتمی را به دربار خواند و به او گفت که خواهان برنامه اتمی است و خواستار يک طرح کامل برای اين مسير شد.
دو هفته بعد، شاه دوباره با اعتماد ديدار کرد. شاه به سرعت مدرک ۱۳ صفحه ای که آماده شده بود را خواند و رو به نخست وزير کرد و از او خواست گران ترين و پرهزينه ترين برنامه ای که در تاريخ دولت شاهنشاهی ايران تعريف شده بود را، تامين مالی کند. در هيچ جا، نه در مجلس شورای ملی و نه هيات دولت و نه در هيچ جا اين پروژه مطرح نشد و حرفی هم از آن به ميان نيامد. مانند خيلی سياست های بزرگ آن زمان، يک نفر بود که تصميم می گرفت و برنامه اتمی ايران از همان زمان آغاز شد.
نقشه شاه اين بود که يک برنامه کامل اتمی راه بيافتد که بتواند ۲۳ هزار مگاوات برق توليد کند. در سال ۱۹۷۷ سازمان انرژی اتمی ايران بيش از يک هزار و ۵۰۰ نفر را در استخدام داشت و همه تحت نظر شاه بودند و بالاترين حقوق دولتی را می گرفتند. شاه پهلوی هزينه و زمان صرف کرد تا کارشناسان اتمی را در ديگر کشورهای جهان تربيت کند و ۲۰ ميليون دلار صرف اين برنامه در دانشگاه ام آی تی کرد. ايران در جست وجوی منابع اورانيوم در ايران و ديگر نقاط جهان بود و چند مرکز تحقيقات اتمی در چند نقطه از ايران راه انداخت. سازمان انرژی اتمی آن زمان يکی از سازمان هايی بود که بيشترين بودجه را در اختيار داشت. در سال ۱۹۷۶ بودجه اين سازمان بالغ بر ۱.۳ ميليارد دلار بود و پس از صنايع نفت ايران، دومين سازمان بزرگ اقتصادی در اين شد.
در اين نوشته آمده است: در حالی که آلمان و فرانسه مشتاق بودند که رآکتورهای خود را به ايران بفروشند اما آمريکا خيلی راغب نبود. طبق اسناد دولتی «آمريکا بدون ترسيم محدوديت هايی برای شاه، حاضر به معامله هسته ای با ايران نبود.» شرکت «کرافت ورک» آلمان قرار داد ساخت و راه اندازی نيروگاه بوشهر را امضا کرد تا با مبلغ سه ميليارد دلار، در سال ۱۹۸۱ آن را تحويل دهد. از آن جايی که بوشهر روی خط زلزله بود، بودجه بيشتری تخصيص داده شد تا حفاظت نيروگاه در برابر زمين لرزه، تضمين شود. گفته شده که دولت آلمان در تلاش بود تا اين سرمايه گذاری در ايران را در برابر هرگونه اتفاقی، تضمين کند تا به باد نرود. شرکت های آمريکايی از هرگونه معامله اتمی با ايران تا زمانی که نگرانی های واشينگتن برطرف نشده، ممنوع شده بودند.
شاه خواهان حقوق کامل ايران تحت ان پی تی بود. پيمانی که اجازه می داد کشورها در برابر خودداری از ساخت بمب اتمی، از فعاليت غير نظامی اتمی استفاده کنند. شاه خواهان اين بود که نه تنها ايران چرخه کامل سوخت داشته باشد، که چرخه پلوتونيوم هم داشته باشد که نسبت به اورانيوم، سريع تر می توان با آن بمب اتمی توليد کرد.
عباس ميلانی می نويسد: «صحبت های تحريک کننده امروز احمدی نژاد، يادآور مصاحبه شاه با روزنامه لوموند پس از امضای قرارداد همکاری ايران و فرانسه برای غنی سازی اورانيوم در فوريه ۱۹۷۴ است و وقتی که گفت: «خيلی زودتر از آن که فکر می کنيد ايران بمب اتمی را در اختيار خواهد داشت.» اين نظر غافلگيرانه از سوی شاه، به شکلی واکنش به نخستين آزمايش بمب اتمی در هند در سال ۱۹۷۴ بود.»
زمانی که شاه به حساسيت حرفی که زده بود پی برد، به سفارت ايران در فرانسه دستور داد بيانيه ای صادر کرده و تمامی تمايل ايران به دستيابی به بمب اتمی را بدون پايه و اساس اعلام کند. سفارت آمريکا در آن زمان در تهران به واشينگتن اطمينان داد که هنوز شاه تصميمی برای ترک ان پی تی و ساخت بمب اتمی نگرفته است.
اما در همان زمان که تلاش می کرد به واشينگتن اطمينان دهد نقشه ای ندارد، شاه تاکيد کرده بود «اگر کشور ديگری در منطقه به بمب اتمی دست يابد، آن زمان ديگر ما هم همان مسير را خواهيم رفت.» طبق اسناد و دست نوشته های اسدالله علم، سفير شاه در آمريکا، شاه در تمامی دهه ۱۹۷۰ تا زمان مرگ، به فکر دستيابی به بمب اتمی بود.
با توجه به اسناد وزارت دفاع و وزارت انرژی آمريکا در آن زمان، آمريکا نگران بود که برنامه پلوتونيوم ايران برای توليد ۲۳ هزار مگاوات برق، می تواند ۶۰۰ تا ۷۰۰ کلاهک اتمی توليد کند. اما در ژوئن سال ۱۹۷۴ بالاخره آمريکا تصميم گرفت وارد معامله اتمی با ايران شده و به ايران رآکتور بفروشد آن هم آن طور که اسناد ديپلماتيک آمريکا می گويد، به شرط اين که اقدامات حفاظتی و کنترل بيشتر اجرا شود. نگرانی آمريکا از بروز هرگونه ناآرامی و يا حمله تروريستی بود که ممکن بود اين صنايع را به دست ديگران بدهد.
پس از اين که شاه حاضر شد برخی از اين اقدامات کنترلی بيشتر را در نظر بگيرد، تاکيد کرد که حاضر نيست ايران متفاوت از ديگر کشورها فرض شود. در آن زمان ايران قرارداد ساخت چهار نيروگاه اتمی را با فرانسه و آلمان امضا کرده بود. شاه هم اين طور نشان داده بود که قرارداد هشت نيروگاه اتمی را هم می خواهد با آمريکا امضا کند. وزارت خارجه آمريکا نه تنها از اين قراردادها استقبال کرد که از شاه خواست مبلغ ۳۰۰ ميليون دلار در صنايع غنی سازی اورانيوم شرکت «بک تل» در آمريکا سرمايه گذاری کند. آمريکا نگران بخش صنايع پلوتونيوم ايران بود و در حالی که تمامی تضمين ها داده شده بود، شاه پيشنهاد آمريکا را که به عنوان تنها منبع تهيه اورانيوم غنی شده برای ايران معرفی شده بود، رد کرد.
مذاکرات به درازا کشيد و حتی به بن بست خورد. شاه خواهان لغو هرگونه وتوی آمريکا در کل اين همکاری بود و حتی وزارت دفاع آمريکا پيشنهاد کرد که دولت آمريکا اين قدر به شاه سخت نگيرد و درخواست های او را قبول کند. پنتاگون به کاخ سفيد نوشت که تنش در اين حوزه، ممکن است به ديگر ابعاد روابط ايران و آمريکا لطمه بزند. با توجه به اين حقيقت که فرانسه و آلمان حاضر بودند جای خالی آمريکا را در اين همکاری اتمی پر کنند، و اين حقيقت که ايران گفته بود حاضر به همکاری های اتمی با هند است باعث شد آمريکا در موضع خود تجديد نظر کند. جرالد فورد و پس از او جيمی کارتر، حاضر شدند به شرط های شاه برسند و ضمن حفظ شرايط امنيتی و کنترلی برای جلوگيری از هرگونه توليد بمب، با ايران همکاری اتمی داشته باشند. بالاخره در سال ۱۹۷۸ کارتر موافقت نامه را صادر کرد تا شرکت های اتمی آمريکا با ايران به ويژه در حوزه توليد پلوتونيوم همکاری کنند.
در ادامه مطلب آقای ميلانی آمده است: «اما در اين زمان، ديگر نگرانی های بين المللی از وضعيت در ايران، در افق ديده می شد. پس از چند ماه از امضای اين توافقنامه، شاه درگير مسائل داخلی شد و ديگر نتوانست روی مذاکرات اتمی تمرکز کند. سرطان شاه و داروهايی که قدرت تمرکز و تصميم گيری را از او می گرفتند به همراه ناتوانی سياست خارجی دولت کارتر در شکل دهی به يک سياست جامع خارجی در مورد ايران، باعث شد آيت الله ها سوار انقلاب شده و جمهوری اسلامی را آغاز کنند.»
به محض اين که آيت الله روح الله خمينی روی کار آمد، ضمن انتقاد از سياست های اتمی شاه، دستور داد تمامی برنامه های اتمی متوقف شود. پس از چند سال نظر خمينی عوض شد اما ديگر غرب به نيات اتمی ايران اعتماد نداشت. ترس غرب زمانی به بالاترين حد رسيد که در سال ۲۰۰۲ اعلام شد تاسيسات غنی سازی در نطنز با گنجايش ۵۰ هزار چرخه سانتريفوژ راه اندازی شده و سپاه پاسداران در حال کنترل تمامی صنايع اتمی و حتی در دست گرفتن تمامی اقتصاد در ايران است.
عباس ميلانی در پايان نوشته است: «متاسفانه آمريکا اجازه داد اين گونه رفتار هراس برانگيزانه در مقابلش از سوی ايران شکل بگيرد و هيچ گاه در يک پيام قاطع نگفت که ايران دموکراتيک و قانون مدار می تواند فعاليت های اتمی ارزان تر و بهتر داشته باشد و می تواند تحت ان پی تی غنی سازی هم داشته باشد و به جای تشويق ايرانيان دموکراتی که با بمب اتمی مخالف هستند، مدام اولتيماتوم داد و هی مسير و راهش را عوض کرد و تغيير داد و تغيير داد تا اين که نظام جمهوری اسلامی داستان غيرواقعی خود در مورد واقعيت های اتمی را شکل داد و عرضه کرد.»/۱۱/دی/۱۳۸۹ رادیوفردا
مشاوره-روانشناسی