یوم الله “ایام الله”چیست؟فرارشاه ازایران۲۶شهریور۱۳۵۷
یوم الله ….ایام الله چیست؟ چه روزهایی«یوم الله» است؟
چراقرآن تأکیدمی کندکه «ایام الله»را متذکربشوید؟
۱۸ سال حکومت رضاشاه : ازسال ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ پادشاه بود+۲سال نخست وزیر.
۳۷سال محمدرضاشاه : از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ الی ۲۶ دی ۱۳۵۷ شاهی کرد.
فرارشاه یوم الله است

البته رضاشاه بمدت ۲سال -قبل ازشاهی-صدراعظم«احمدشاه قاجار» بود که درمجموع ۱۸سال حکومت کرد(۱۶سال شاهی+۲سال نخست وزیری)درپی اشغال ایران به دست متفقین درسا سال ۱۳۲۰،اربابش(انگلیس)اورا ازایران اخراج کرد وپسرش (محمدرضا) رابرتخت پادشاهی نشاند.

پدروپسر مجموعاً ۵۵ سال درایران حکمرانی داشتند.

شاه (سه شنبه، ۲۶ دی ۱۳۵۷) ساعت ۱۳:۰۸، محمدرضا پهلوی بههمراه همسرش فرح،

خاک ایران را به مقصد مصر ترک کرد.

یوم الله…ایام الله
شاه ایران (محمدرضاپهلوی)- زمانی درمکزیک -دروران آوارگیش را گذراند۱۳۵۷

یکی ازپیامهای امام خمینی:
بسم الله الرحمن الرحیم
و ذکّر هم بایّام الله (قرآن کریم).
تذکر به «ایام الله» که خداوند متعال به آن امر فرموده است، انسان ساز است. قضایایی که در ایام الله رخ داده است، برای تاریخ و انسانها در طول تاریخ آموزنده و بیدار کننده است. حوادث بزرگ تاریخ که قرآن مجید هم از بعض از آنها یاد کرده است، سرمشقی پر برکت برای ساختن جامعهها و اشخاص و جامعه عصر ما که عصر انقلاب است.
امام خمینی دراین پیام حادثه کشتار ۱۷ شهریور۱۳۵۷»را «یوم الله »نامیده است:

۱۷ شهریور از ایام الهی است که باید ذکر آن را زنده نگه داریم و به نسلهای آینده تسلیم کنیم.
«سقوط رژیم پهلوی و پیروزی انقلاب» ،«یوم الله» است.
فداکاریهای ملت سلحشور در راه اسلام و دیوسیرتی دژخیمان رژیم شاهنشاهی در این روز، و ایامی نظیر آن، درس بسیار ارزندهای از فداکاری است که ملت مظلوم سلحشور را و رژیم جنایتکار پهلوی را در طول تاریخ معرفی نموده است تا نسلهای آینده ببینند این جمهوری اسلامی با چه جان نثاریها و از خودگذشتگیها به دست آمده است تا ان شاء الله آنان نیز با شهامت و شجاعت و ایثار و فدای عزیزان خویش، این هدیه بزرگ الهی را حفظ نمایند.
فاجعه ۱۷ شهریور
یادی از «۱۵خرداد۱۳۴۲»
سلام و درود بر شهیدان و آسیب دیدگان هفدهم شهریور و نظایر آن. سلام و درود بر بازماندگان شهدا از پانزدهم خرداد تا هفدهم شهریور ۵۷
قسمتی ازپیام امام بمناسبت فاجعه ۱۷ شهریور(صحیفه امام، ج۱۶، ۴۸۷-۴۸۵)
امام خمینی دراین پیام «۱۵خرداد ۱۳۴۲»را هم «یوم الله»دانسته وذکرآن رالازم دانسته است.

سخنرانی امام خمینی درفیضیه ۱۳ خرداد ۱۳۴۲(١٠ محرم ١٣٨٣)
ودرمناسبتهای دیگری هم به این مسئله اشاره داشته است.

امام خمینی ۷سال بعدازفاجعه(اول شهریور۱۳۴۹) : ۱۵ خرداد از خاطرهها محو نخواهد شد و باید در سالروز آن، هر چه بیشتر آن را زنده نگه داشت، پانزده خرداد که مصادف با دوازدهم محرم بود(١٢ محرم ١٣٨٣) سند زنده مخالفت شجاعانۀ ملت ایران در مقابل استبداد عمال اجانب و استعمار چپ و راست بود./پایان سخن امام.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُم بِأَیَّامِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ ﴿۵ابراهیم﴾
«أَیَّامِ اللَّـهِ» روزعبرت است،روزی که حادثه بزرگی رخ داده،حالا این حادثه بزرگ هم میتواندپیروزی مؤمنان باشد ویا شکست هیمنه ابرقدرتان-طاغوت زمان- ..وعده خداتحقق یافته ،سُنت خدا درخشیده..حالا یکبار این «حادثه عظیم»فرعون زمان حضرت موسی است ویک بار«شاه»زمان امام خمینی.
امام خمینی
* امام خمینی:تذکر به ایام الله که خداوند متعال به آن امر فرموده است، انسانساز است. قضایایی که در ایام الله رخ داده است، برای تاریخ و انسانها در طول تاریخ آموزنده و بیدارکننده است. حوادث بزرگ تاریخ که قرآن مجید هم از بعضی از آنها یاد کرده است، سرمشقی پربرکت برای ساختن جامعهها و اشخاص و «جامعه عصر ما است که عصر انقلاب است» .. بسیاری از حوادث بزرگ، که باید آنها را« ایام الله »محسوب کنیم و به ذکر آنها و تذکر آن ایام بپردازیم./صحیفه نورج۱۷.
* ایام الله اشاره به روزهایی است که خداوند بر اقوام سرکش مانند قوم عاد و ثمود عذاب نازل کرده است/طبرسی، مجمعالبیان(طبرسی)ج۵
* «ایام اللّه»، تمام روزهای دارای عظمت در تاریخ زندگی بشر است؛ هر روزی که یکی از فرمانهای خدا در آن چنان درخشیده که بقیه امور را تحتالشعاع خود قرار داده است/علامه طباطبایی(المیزان)ج۱۲
* هر روز که در آن فصل تازهای در زندگی انسانها گشوده و درس عبرتی به آنها داده شده است، مانند ظهور یک پیامبر یا نابودی یک پادشاه ظالم، جزء «ایام الله »است./تفسیرنمونه(آیت الله مکارم شیرازی) جلد۱۰
همه تبعید”اخراج“های امام خمینی
چهارده۱۴سال ۳ماه دوری ازوطن/۲+ماه زندان۸ماه حصر
یازده ماه ترکیه+۱۳سال عراق+۴ماه فرانسه

۱۳آبان۱۳۴۳–تیعیدامام خمینی به ترکیه

۱۳سال اقامت درنجف
۱۳مهر۱۳۴۴تبعیدازترکیه به عراق”نجف”
۱۲مهر۱۳۵۷تبعید-اخراج-ازنجف به کویت
کویت اجازه حضوربه خاکش رانداد،بناچارامام چندساعت بعدبه عراق(بصره)برگشت وروزبعد۱۳مهر۵۷ازطریق فرودگاه بغدادبه «فرانسه»منتقل شد.
۱۴مهر۱۳۵۷وارد«پاریس»شد.

۲روزبعد(۱۶مهر)به حومه پاریس(نوفل لوشاتو)منتقل شد.

۱۲بهمن۱۳۵۷واردکشورایران شد.
۱۰روز(دهه فجر)هنوزتفاله های شاه «بختیار»حکومت متزلزلی داشتند.
۲۲بهمن ۱۳۵۷حکومت شاه به زانودرآمد وحکومت بدست عاشقان خمینی درآمد.پیروزی انقلاب
ساعت۲۲:۲۳ شنبه ۱۳خرداد۱۳۶۸(٢٨ شوال ١۴٠٩)روح خدا به خدا پیوست
***
نمازجمعه ۲۷ دی ۱۳۹۸رهبرانقلاب: بحث من پیرامون آیهای است از قرآن که توصیه میکند حضرت موسی را ایام الله را به یاد بنیاسرائیل بیاورد؛ یک احتمال این است که به وسیله ایام الله خدا را قیامت را به یاد آنها بیاورد.
اهمیت ایام الله در اینجا معلوم میشود که موسی پیامبر عظیم الشان مامور است ایام الله را به یاد مردم بیاورد. ایام الله آیه هستند. نشانه راهند برای کسانی که دو صفت را دارند. صبّار یعنی کسی که سر تا پا استقامت و صبر است. اهل صبر و استقامت است و شکور یعنی کسی که نعمت را میشناسد و شکرگذاری میکند که عرایضی دارم در این مورد.
ـ آیه بعد میفرماید حضرت موسی این دستور را عملی میکند. به یاد آنها آورد نجاتشان از دست فرعونیان را. از دست قدرت ستمگر را، که چطور شما را نجات داد. این از ایام الله است. یکی از نمونههای ایام الله این است. وقتی که جوامع و انسانها از دست ستمگر نجات پیدا میکند، بعد دنباله این ندای عمومی پروردگار است، یعنی با صدای بلند، خدای متعال به همه اعلام میکند که اگر شکرگذاری کردید ما آن نعمتی که به شما دادیم روز به روز افزایش خواهیم داد، زیاد خواهیم کرد اما اگر کفران نعمت کردید. شکر را به جا نیاوردید مشکلات فراوانی است که برای شما پیش خواهد آمد.
ـ بعد در آیه بعد نتیجه کلی از این مطالب را میفرماید؛ این که ما میگوییم شکرگذار باشیم نعمت خدا را از یاد نبریم، این خود شماست و الّا خدای متعال بینیاز است. ایام الله مهم است. میخواهم در مورد ایام الله صحبت کنم. برای مردمی که صبارند و شکورند. اهل استقامت و صبرند. از میدان به اندک چیزی خارج نمیشوند و ایستادگی میکنند، شکورند یعنی اولا نعمت را میشناسند. تبعات پنهان و آشکار نعمت را میدانند. ثانیا قدرشناس نعمتند یعنی ارزش این نعمت و وزن این نعمت را میدانند. ثالثا بر اساس آن احساس مسئولیت میکنند. بر اساس این نعمتی که خدا داده احساس مسئولیت میکنند، بنابراین ملت و قومی بیصبر نیستند. این آیات سوره ابراهیم است که مکّی است، یعنی وقتی مسلمانان در اوج مبارزات و ایستادگی و مقامت در برابر جریان کفر قرار داشتند این آیات نازل شد بدانید خدای متعال ایام الهی دارد که شما باید شکرگذار باشید اگر شما از آنچه خدای متعال به شما داده به شما پیروزی خواهد داد.
ـ این دو هفتهای که بر ما گذشت هفته پر ماجرا و استثنایی است ماجراهای تلخ، شیرین، حوادث درسآموز برای ملت ایران پیش آمد در این دو هفته. یوم الله یعنی روزی که دست قدرت خدا را انسان در حوادث مشاهده میکند. آن روزی که دهها میلیون در ایران و صدها هزار نفر در بعضی کشورها به پاس خون فرمانده سپاه قدس به خیابانها آمدند و بزرگترین بدرقه جهان را شکل دادند این یکی از ایام الله است.
ـ آنچه اتفاق افتاد کار هیچ عاملی بهجز دست خدا نمیتواند داشته باشد. آن روزی هم که موشکهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پایگاه آمریکایی را در هم کوبید آن روز هم یکی از ایام الله است.
ـ ما این دو روز را جزء ایام الله در این چند روز گذشته دو هفته گذشته در مقابل چشم خودمان ما ملت مشاهده کردیم؛ اینها روزهای نقطه عطف تاریخند. روزهای تاریخسازند. روزهای عادی نیستند. دیدید که یک نیرویی یک ملتی این قدرت و توان روحی را دارد که به یک قدرت متکبر زورگوی عالم این جور سیلی بزند این نشاندهنده دست قدرت الهی است و آن روز جزء ایام الله است.
ـ روزها تمام میشوند لکن تاثیرات این روزها در زندگی ملتها باقی میمانند و روحیه ملتها در منش و مسیر ملتها آثاری که میگذارند آثار ماندگار و بعضا جاودانه است.
ـ خب حالا جامعه ایرانی به نظر ما یک جامعه صبّار و شکور است. در طول این سالهای متمادی ملت ایران همواره سپاسگذار الطاف الهی در طول این سالها بوده است. ما باید از این آیات درس بگیریم.
ـ من عرض میکنم پس از 41 سال پیروزی انقلاب اسلامی این جمعیت بینظیر را کدام دست قدرتی به میدان آورد؟ این اشک و عشق و شور را چه کسی پدید آورد؟ کدام عاملی میتوانست یک چنین معجزهای نشان دهد جز دست قدرت الهی؟
ـ کسانی که قدرت دست خدا را نمیتوانند در این حوادث ببینند و تحلیل مادی میکنند عقب میمانند. بُعد معنوی و بسیار مهم این حوادث همین است که خدای متعال این کار را میکند. وقتی خدای متعال یک چنین حرکتی را به وجود میآورد انسان باید احساس کند اراده الهی در پیروزی است. اراده الهی بر این است که این ملت در این راه و در این خط حرکت کند و پیروز شود.
ـ این عشق و وفا و این ایستادگی و این بیعت بزرگ با خط امام نشاندهنده معنویات و باطن این ملت هم هست. مردم با این حضورشان در میدان با خط امام بیعت کردیم. ملتی با این عظمت آن هم بعد از گذشت بیش از 30 سال از رحلت امام اینگونه با امام مردم بیعت میکنند. چه شد که در چند روز قبل از این حادثه و بعد از این حادثه امپراتوری خبری صهیونیسم در همه دنیا سعی کردند نام سردار بزرگوار عزیزمان را متهم کنند به تروریسم.
ـ آیا دست خدا را به وضوح نمیتوان دید؟ خدا دستهای قدرت ما را در این کشور در این جامعه فعال کرده است.
ـ خود این شهادت بزرگ که مربوط به تشییع بود، یکی از آیات قدرت الهی است، رسوایی دولت بیآبروی آمریکا را رقم زد. اینها کسی را که سرشناسترین و قویترین فرمانده مبارزه با تروریسم بود، شهید کردند.
***
در ملاقاتهایی که نمایندگان شاه با آمریکاییها داشتند، درخواست او را برای اقامت در آنجا به اطلاع آنها رساندند؛ ولی این درخواستها هنگامی به واشنگتن رسید که به دنبال اشغال سفارت آمریکا در تهران، تردیدهایی درباره پذیرفتن وی در آنجا به وجود آمده بود.
در این میان، اردشیر زاهدی، سفیر سابق ایالات متحده در ایران با ملاقاتهایی با مشاور امنیت ملی آمریکا از او خواست، سفر محمدرضا به آن کشور را بپذیرد. کارتر با عصبانیت گفته بود که او نمیتواند ببیند شاه در آمریکا مشغول بازی تنیس است؛ در حالی که جان اتباع آمریکایی به خاطر او به خطر افتاده است!
۶۷ روزمراکش ماند… صبح روز ۱۰ فروردین ۱۳۵۸فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد
شاه ۷۰ روز در این جزیره به سر برد
شاه بعلت رفاقت باشاه مکزیک به آنجارفت ولی بعلت بیماری صعب العلاج پزشکان مکزیک گفتند مانمی توانیم،بایدبرودامریکا که کارتربناچارپذیرفت .
روز ۲۰ خرداد ۱۳۵۸ با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلایی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود
ولی بعلت بیماری صعب العلاج پزشکان مکزیک گفتند مانمی توانیم،بایدبرودامریکا که کارتربناچارپذیرفت .
شاه ۵۴ روز در بیمارستان نیویورک بستری شد. در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، لانه جاسوسی سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام درآمد و این امر کارتر را نسبت به عدم حضور شاه در آمریکا متقاعد کرد. مکزیک نیز شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نیست.
بدترین لحظه برای شاه و همسرش زمانی بود که در ۱۱ آذر ۱۳۵۸ از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند.
قراربود بعدازمعالجه به مکزیک برگردد .که رفقیقش (پادشاه مکزیک )عذرش راخواست!
در نتیجه با یک هواپیمای نیروی هوایی آمریکا به مقصد« تگزاس» پرواز کردند تا ۲ هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند اما در حین راه به همراهان آمریکایی خبر رسید که آن آپارتمان هنوز آماده نیست. شاه و همسرش را به مکانی که بعداً معلوم شد، مرکزی برای نگهداری بیماران روانی است، بردند. فرح برای نخستین بار با فریاد به همراهان آمریکایی خود اعتراض کرد و گفت
«آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم …»
مقامات آمریکایی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران، امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جایی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در ۲۴ آذر ۱۳۵۸ با هواپیمای نیروی هوایی آمریکا از فرودگاه تگزاس به« پاناما »در آمریکای مرکزی -یک پایگاه در جزیرهای « “کونتا دورا»متعلق به پاناما انتقال داده شدند
براساس کتاب «دخترم فرح» نوشته فریده دیبا مادر فرح پهلوی، عمر توریخوس انسان بسیار بیادبی بوده و به هیچوجه آداب گفتوگوی دیپلماتیک را رعایت نمیکرد. توریخوس شاه را «چوپن» مینامید یعنی تفاله! با همه این مشکلات، شاه و همسرش ۱۰۰ روز در پاناما ماندند.
ورئیسجمهور مصر (انورسادات) زنش که رفیق فرح بود آنهاراپذیرفتند.
با اصرار همسر رئیسجمهور مصر، روز سوم فروردین ۱۳۵٩ با یک هواپیمای پانامایی رهسپار قاهره شدند.
البته محمدرضا پهلوی همسری مصری(فوزیه دختر ملک فواد) داشت که در انتخاب این مقصد بیتأثیر نبود.
محمدرضا پهلوی از زمان ترک ایران ۱۰ هفته در مراکش، ۱۱ هفته در باهاماس، ۱۷ هفته در مکزیک، ۱هفته در آمریکا برای معالجه و مدت کوتاهی هم در پاناما بود و سرانجام به مصر رفت. همچنین در این مدت، انگلیس، سوئیس، اردن و فرانسه از پذیرش وی خودداری کردند.
فرح پهلوی :هر بار که صبح ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ را به یاد میآورم اندوهی عمیق و بیپایان قلبم را میفشارد.
مرگ شاه :۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره(مصر)
شادی مردم درپی خروج شاه ازایران
روزنامه کیهان :در تهران چهار میلیون نفر رفتن شاه را جشن گرفتند. دانشجویان در دانشگاه ملی و صنعتی مجسمههای شاه را ساقط کردند و مردم در سطح خیابانها، شادی خود را با هم تقسیم نمودند.اتومبیلها با بوقهای ممتد، چراغهای روشن و حرکت برف پاکنها شادی خود را ابراز کردند. شیرینی و شربت در تهران پخش شد. فرار شاه مسرت بخشترین خبری بود که طی آن سالها مردم شنیدند و عمیقا از آن استقبال کردند.

فرار شاه از ایران-شادی مردم
روزنامه اطلاعات: مردم تهران بعد از شنیدن عزیمت شاه، به سربازان آویختند و آنها را بوسه باران کردند. همه اتومبیلها بدون استثناء حتی کامیونهای ارتشی و پلیس، چراغهای خود را روشن کردند و کاروانهای شادی در خیابانهای پایتخت به حرکت درآمد… مردم در بسیاری از میادین مجسمههای شاه را پایین کشیدند، ازجمله در میدان راهآهن، توپخانه، ۲۴اسفند، فلکه اول تهرانپارس، طی عظیم ترین تظاهرات مجسمههای شاه پایین کشیده شد و در میدان مخبرالدوله نیز مردم مجسمهای را که به خاطر کودتای ۲۸ مرداد نصب شده بود پائین کشیدند.
خاطره ای از آیت الله موسوی تبریزی(متولد ۱۳۲۶)دادستان کل،اوائل انقلاب:من موقع فرار شاه از ایران در قم بودم و این سر و صدای مردم و بوق ماشینها بود که ما را متوجه این قضیه کرد.

ما هم سوار ماشین شدیم و به خیابان آمدیم و از نزدیک شاهد شور و شوق زایدالوصف انبوه مردمی که به خیابانها آمده بودند شدیم. پخش نقل و شیرینی صدای سوت و کف زدن مردم، بوق ماشینها و پلاکاردهایی که خبر فرار شاه را به مردم می داد، چراغهای روشن و رقص برف پاکن ماشینها، همه و همه با بخشیدن جلوه دیگری به شهر روزی به یادماندنی را در خاطر ثبت می نمود.

محمدرضاشاه-دیداربارکارتر(رئیس جمهورامریکا)،سمت راست،نفرسوم(سولیوان)است.
در اواخر دسامبر۱۹۷۸(هفته اول دی۱۳۵۷) سولیوان برای انجام ماموریتی به کاخ رفت که به قول خودش برای یک سفیر غیر عادی بود. میبایست به رئیس کشوری که نزد او اعزام شده بود بگوید که باید کشورش را ترک نماید.

شاه ایران(محمدرضا)-رئیس جمهورامریکا(کارتر)
پس از اینکه سولیوان کاخ را ترک کرد شاه با ایرانیانی که به دیدارش آمده بودند به گفتگو پرداخت. با حیرت به آنان اظهار داشت«آیا میدانید سولیوان به من چه گفت؟ میگفت باید کشور را ترک کنم.»

«امیر اصلان افشار» رئیس کل تشریفات بعدها گفت« او نمیخواست برود. من این را میدانم. من نزدیکترین شخص به او بودم. بیست و چهار ساعت شبانه روز را با او میگذراندم و هر لحظه مرا احضار می کرد. در اوایل ژانویه تصمیم گرفت برای دو ماه به امریکا برود و سپس به ایران برگردد.
شاه گفت:به من گفت « خودت را برای یک سفر دو ماهه آماده کن» من جامهدانهایم را به کاخ فرستادم از اداره کل تشریفات چند هدیه کوچک و قالی و اشیایی از این قبیل برداشتم. یک هواپیمای پر از اثاث را پیشاپیش خود به امریکا فرستادیم». افشار میگوید «شاه میخواست به امریکا برود زیرا نمیدانست سولیوان چه گزارشهایی میفرستد و نمیدانست در ایالات متحده چه میگذرد. میخواست با کارتر و اعضای مجلس سنا و سیا گفتگو کند. میگفت: میخواهم اهمیت ایران را برای امریکا و خطر افتادن آن را به دست افراطیون برایشان تشریح کنم.»
در عرض بیست و چهار ساعت واشنگتن به سولیوان جواب داد که ورود شاه به ایالات متحده را با خوشوقتی میپذیرد و شاه میتواند در پالم اسپرینگز کالیفرنیا در خانه متعلق به والتر آننبرگ ناشر روزنامه، میلیونر، دوست ریچارد نیکسون، دوست شاه، سفیر سابق امریکا در انگلستان اقامت کند.
«سولیوان» دستور داشت شاه را از طرف رئیس جمهوری امریکا دعوت کند و در ضمن تعداد همراهان او را جویا شود و به واشنگتن اطلاع بدهد. در این هنگام آیت الله خمینی اعلام کرد هر کشوری که شاه را از ایران خارج کند به انقلاب کمک خواهد کرد. بنابراین سولیوان گمان میکرد با اعزام شاه به امریکا خواهد توانست نزد مخالفان که اکنون در آستانه پیروزی بودند برای کشور متبوعش امتیازی هم به دست آورد.
در ۱۲ ژانویه۱۹۷۹(۲۲دی۱۳۵۷) سولیوان مجددا به دیدار شاه رفت. به روایت بعدی شاه، «فضای گرفتهای بود. سولیوان گفت دیگر عزیمت من مساله چند روز نیست بلکه چند ساعت است» شاه می گوید سولیوان نگاههای معنیداری به ساعتش میکرد. سولیوان این ملاقاتها را به نحوی متفاوتی به یاد میآورد.
در واقع در سرتاسر ماجرای سال آخر شاه خاطرات با هم فرق میکنند. هیچ روایتی، هیچ مقصدی، هیچ وحدت نظر یا هدفی نیست که همه درمورد آن توافق داشته باشند.
نمیتوانست همچنین باشد زیرا انقلابی که در آن وفاداریها دائما در نوسان بود عقاید تغییر میکرد، آینده نا معلوم ناگهان به حساب میآمد و مجازاتهای پیش بینی نشدنی نیز مبدل به تهدیدهای وحشتناک میشد. محاسبهها به ناچار عوض. تا جایی که سولیوان به یاد دارد شاه از دعوت به امریکا آسوده خاطر شد و پیشنهاد کرد که باید وارد پایگاه هوایی آندروز در حومه واشنگتن بشود.
معمولا مهمانان رسمی در این محل فرود میآیند و سولیوان گمان میکرد که شاه امیدوار است در این صورت مورد استقبال رسمی پرزیدنت کارتر یا دیگر مقامات بلند پایه امریکایی قرار بگیرد.
سوابق زیادی در این خصوص وجود داشت. شاه طی سی سال اخیر سلطنت خود چند بار به امریکا سفر کرده و هر بار با احترامات کامل نه تنها به عنوان رئیس کشور بلکه یک متحد حیاتی مورد استقبال کلیه روسای جمهوری از پرزیدنت ترومن به بعد قرار گرفته بود.
اما سولیوان تصور نمیکرد در حال حاضر چنین مراسم استقبال مفصلی مناسب باشد. فراهم کردن وسایل خروج شاه از ایران یک مطلب بود و استقبال رسمی در بدو ورودش به واشنگتن مطلبی دیگر. واشنگتن خواستار روابط حسنه با زمامداران جدید ایران بود؛ زیرا ایران از نظر استراتژیکی برای امریکا حیاتی به شمار میرفت. بنابراین رئیس جمهوری میبایست از شاه فاصله بگیرد نه اینکه او را تشویق کند. این بود که سولیوان پیشنهاد کرد شاه از طریق یک پایگاه هوایی گمنام در ایالت مین یا کارولینای جنوبی وارد امریکا شود و بهتر آن است که ورود او شبانه صورت بگیرد. از آنج میتواند به پایگاه هوایی تراویس در کالیفرنیا پرواز کند و سپس با هلیکوپتر به ملک آننبرگ برود.
به عبارت دیگر او میبایست از در عقبی به درون کشور بلغزد بی آنکه کسی او را ببیند یا سخنی دربارهاش بشنود یا مورد ستایش قرارش دهد. سولیوان چنین استنباط کرد که شاه با پیشنهادش موافق است. اما شاه خرسند نبود. بعدها در خاطراتش، گفته یکی از ژنرالهای شاه را نقل کرد که در برابر دادگاه انقلاب و جوخه اعدام گفته بود: «امریکاییها شاه را مثل یک موش مرده از کشور بیرون انداختند»
منبع: ویلیام شوکراس ، آخرین سفر شاه ، ترجمه : عبدالرضا هوشنگ مهدوی.
ویلیام سولیوان(William Sulivan) ،سفیر امریکادرایران،از۱۳۵۳الی۱۸ فروردین ۱۳۵۸درایران بود): جریان عزیمت شاه بعد از ظهر همان روز از رادیو و تلویزیون ایران پخش شد و ساعتی بعد شهر تهران را غوغا و هیجان بیسابقهای فراگرفت. کامیون ها مردان جوان را سوار کرده و در خیابان تخت جمشید پیاده میکردند. جشن رفتن شاه با حرکت دستههای تظاهر کننده در خیابانها و صدای بوق خودروها و روشن کردن چراغها سه یا چهار ساعت ادامه یافت.
آنتونی پارسونز، سفیر انگلیس در تهران نیز، درباره اوضاع کشور بعد از فرار شاه میگوید:
کابینه بختیار و برنامه دولت او در روز ۱۶ ژانویه۱۹۷۹(۲۶ دی۱۳۵۷) مورد تأیید مجلس قرار گرفت و شاه و همسرش(فرح) در همان روز تهران را به مقصد مصر ترک گفتند.

رادیو ایران ساعت دو بعد از ظهر، خبر عزیمت شاه را اعلام کرد. من و همسرم و سایر اعضای سفارت و خانوادههایشان همه در محوطه سفارت بودیم. ناگهان تمام شهر از شادی و حس رهایی منفجر شد. اتومبیلها با صدای بوق و چراغهای روشن حرکت میکردند؛ مردم فریادزنان و پایکوبان در خیابانها بودند و سربازان را میبوسیدند. روزنامهها در تیراژ بالا با تیتر «شاه رفت» توزیع میشدند و مجسمههای شاه و پدرش را از میادین شهر پایین کشیدند. اینها وقایعی بود که من از آن بعد از ظهر طولانی و هلهله و شادمانی تمام نشدنی مردم در آن روز به یاد دارم.

« سولیوان» در سن ۹۰ سالگی و در ۱۱ اکتبر۲۰۱۳(۱۹ مهر ۱۳۹۲) در یک مرکز توانبخشی در واشنگتن درگذشت.
آنتونی پارسونز(سفیر انگلیس):من هرگز چنین صحنه هایی ندیده بودم!.
ما جلوی درب سفارت برای تماشای شادی مردم ایستاده بودیم و مردم برای ما دست تکان میدادند و روزنامههایی را که عنوان «شاه رفت» بر روی آنها نقش بسته بود به ما میدادند.
سربازان محافظ سفارت باکمال میل وشوف وبا تبسم تسلیم مردم شده بودند و اجازه میدادند آنها برای شعار دادن بالای اتومبیلهای زرهپوششان بروند، در حالی که دردهانه لولههای تفنگ آنان گُل گذاشته بودند؛ من هرگز چنین منظرهای را به چشم خود ندیده بودم.

آنتونی پارسونز، آخرین سفیر انگلیس در ایران (ازسال۱۳۵۵تاآخرعمررژیم درایران بود): هرگز چنین منظره ای(کارناولهای شادی) را به چشم خود ندیده بود.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:همین اوضاع جشن وشادی درسائرشهرهای ایران هم بود،من درشهرخودم شاهداین شعف ،همراه باهمدلی بودم،درهمین روز،هنگامیکه رانندگان باچراغ روش وبوق زنان حرکت می کردند،۲تاماشین باهم برخوردکردند(تصادف)،راننده صدمه دیده،درحالی که همچنان خنده برلبانش بود،بدون اینکه پایین بیاد،گرفت:فدای سرخمینی!
مدت حکومت پهلوی
۱۸ سال حکومت رضاشاه : ازسال ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰ پادشاه بود+۲سال نخست وزیر.
۳۷سال محمدرضاشاه : از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ الی ۲۶ دی۱۳۵۷ شاهی کرد.
البته رضاشاه بمدت ۲سال -قبل ازشاهی-صدراعظم«احمدشاه قاجار» بود که درمجموع ۱۸سال حکومت کرد(۱۶سال شاهی+۲سال نخست وزیری)
درپی اشغال ایران به دست متفقین درسا سال ۱۳۲۰،اربابش(انگلیس)اورا ازایران اخراج کرد وپسرش (محمدرضا) رابرتخت پادشاهی نشاند.
پدروپسر(رضاومحمدرضا) ۵۵ سال حکومت کردند.
رضاشاه بعداز ۳ سال تبعید در شهر ژوهانسبورگ(آفریقای جنوبی) مُرد(۴مرداد ۱۳۲۳)
ازماجرای انتقال جنازه مومیایش درمصر وایران ..تاتخریب ناموفق قبرش توسط خلخالی(۴ تیر ۵۹) وکشف (علنی کردن ماجرای جنازه) درجریان حفاری وتوسعه درشاه عبدالعظیم(هفته اول۱۳۹۷)توسط حسن خلیلآبادی، عضو شورای شهرتهران،بعلت عدم ضرورت،صرفنظرمیکنم،بگذاریم وبگذریم.
باورودمتفقین وروابط خوب مهاجمین با نخست وزیرمعزولش( محمدعلی فروغی) ،شاه سعی کردازاین طریق رفع مشکل کند که نتوانست،فروغی تنهاکاری که برای شاه کرد،این بود متن استعفای شاه رانوشت ورضاخان رامجبوربه امضاء کرد!

تیمورتاش-رضاخان-فروغی
و امضای شاه را گرفت. برای شاهی با اقتدار درهمشکسته و در آستانه اسارت به دست روسها، پس از استعفا دیگر جایی در ایران متصور نبود و بدین ترتیب طرح خروجش به همراه خانواده سلطنتی در دستور کار قرار گرفت.
خاطرهای که محمود فروغی(پسر محمدعلی فروغی،آخرین نخست وزیررضاشاه):
[پیشخدمت] گفتش که قربان سرلشکر بوذرجمهری عرض میکند که والاحضرت شاهپور علیرضا میفرمایند که من نمیروم. هرجا برادرم[محمدرضا] هستند من هم آنجا میمانم. یکی از نادر وقتهایی بود که دیدم مرحوم فروغی عصبانی شدند، گفتند برو بهش بگو یا برو یا میآیم مثل موش دمت را میگیرم از مملکت میاندازمت بیرون.
رضاشاه به همراه ۱۲ عضو خانواده سلطنتی از راه اصفهان و کرمان به بندرعباس رسیده و آنجا جملگی سوار بر کشتی شدند با این تصور که به سوی هند خواهند رفت. در بمبئی اما مقامات انگلیس به دلیل بیم از درگرفتن ناآرامی اجازه خروج به سرنشینان ندادند و مستقیم آنان را به مقصدی دیگر فرستادند.
واکنش فریدون جم(داماد رضا شاه) روی عرشه کشتی در ساحل بمبئی خطاب به «سرکلارمونت اسکرین» دیپلمات انگلیسی هراسی را منعکس میکند زمانی که خانواده سلطنتی پی برد مقصد نهایی آنان جزیره موریس واقع در جنوب شرق قاره آفریقا خواهد بود. برای خود رضاشاه شوک دریافت خبر چنان بود که خیال میکرد چون فرستاده بریتانیا به زبان فارسی تسلط کامل ندارد در بیان اشتباه میکند و از جم خواست که به زبان فرانسه مقصد حقیقی را مجدد بپرسد. بار روانی این خبر برای از پا انداختن رضاشاه کفایت میکرد، با این حال پس از رسیدن به مقصد مشخص شد که آبوهوای گرم و مرطوب و بادهای شرجی ماداگاسکار نیز شاه را در جزیره گرفتار تنگی نفس میکند.

سپهبدفریدون جم، ریاست ستاد بزرگ ارتشتارانبود وبعدازاستعفاء، سفیر ایران در اسپانیا وانگلیس بود.-عکس(کنارهمسرش-شهنازپهلوی-ازهمراهان پدرزن درجزیره موریس است)
رضاشاه، که تا امضای پیمان ایران و دولت های متفق از ارسال و دریافت تلگراف محروم بود، کلافه و افسرده دچار اختلال خواب شده بود. دستور دادند تا قورباغهها را از باغ محل اقامت او بیرون بریزند بلکه شاه بتواند چند ساعتی در شب بخوابد. به گونهای ایزوله خود را در باغ محصور کرده بود و از محوطه بیرون نمیرفت. دعوتهای ضیافت و شام مقامات محلی را رد میکرد، به جز معدود دفعاتی که با غرولند کت و شلوار رسمی پوشید و ساعتی در آن مجالس شرکت کرد. با آنکه معمولا رضاشاه به عنوان شخصیتی خوددار و درونگرا شناخته شده بود، در نامههای عمومی و خصوصی که از او برجا مانده است، از تبعید به سختی شکایت میکند. به فرماندار موریس نوشت:وضع ما به صورت بدترین عذابی درآمده که ممکن است برای یک خانواده پیش آید.

زندگی ذلتبار«رضاشاه»درجزیره موریس
در نامهای به تاجالملوک گفت که زندگیاش حکم« جان کندن» پیدا کرده است و پس از رفتن به ژوهانسبورگ در جواب به عصمت پهلوی می نویسد: بگذارید ما با بدبختیهای خود بسوزیم.
در سومین سال زندگی در تبعید در حالیکه همچنان دلدردهای مزمن خود را به گردن آشپزها میانداخت و از دکتر رفتن ابا میکرد، در مرداد ۱۳۲۳ در ژوهانسبورگ گذشت.
جزیره موریس در شرق قاره آفریقا
جمهوری موریس کشوری جزیرهای است در جنوب غربی اقیانوس هند ، در حدود ۹۰۰ کیلومتر در شرق ماداگاسکار.

این جمهوری بجز جزیره موریس شامل جزیرههای سنت برندون و رودریگوئس و جزائر آگالگا نیز میشود . موریس بخشی از جزایر ماسکارین بشمار میرود و جزیره فرانسوی رئونیون در ۱۶۰ کیلومتری جنوب غربی آن قرار دارد پایتخت موریس شهر پورت لوئیس است

رضاشاه فقط ۵ماه دراین ویلا-جزیره موریس،زندگی کرد،این ملک متعلق به کشورایران است
مشاوره-روانشناسی