همسرپادشاه عربستان هم ازشرطه ها کنک خورد
یکی ازمحورهای مذاکرات آقای هاشمی باملک عبدالله(پادشاه عربستان) مسائل زائرانایرانی بهویژه مشکلات خانمها برای رفتن به زیارت و بقیع بود .
به ملک عبدالله گفتند اسلام دراین مسائل فرقی بین زن و مرد قائل نیست همانطورکه در ایران زنها مانند مردها به زیارتگاهها و مساجد و قبرستانها میروند، چرا شما این محدودیتهایی که در اسلام نیست را اعلام میکنید؟
ملک عبدالله گفت: نظر شما را قبول دارم ولی مشکل ما علمای ما هستند که حاضر نیستند زیر بار این نظر بروند.

پادشاه عربستان ازکتک خوردن یکی اززنانش گفت!
ملک عبدالله گفت:اتفاقاً ام فیصل (حصة بنت طراد الشعلان) هم اخیراً بصورت ناشناس به زیارت رفت و از دست همین مأموران(شرطه ها) کتک خورد.
آقای هاشمی گفتند: نتیجه این میشود که در هر سال چند صدهزار زن ایرانیکه به مکه و مدینه میآیند و با این محدودیتها مواجه میشوند با ناراحتی به ایران بر میگردند و از شما عصبانی هستند. شما نباید اجازه بدهید علمای شما بر این نظر ناحق پافشاری کنند و شما را زیر سئوال ببرند. ملک عبدالله گفت: شما به من فرصتی بدهید تا با علما صحبتی داشته باشم و مشکل را حل کنم.
یک نمونه ازکتک خوردن یک زائرزن ایرانی:
يك زایر خانه خدا هنگام زيارت قبور متبركه ائمه (ع) از پشت ميلههاي بيرون قبرستان بقيع، توسط پليس مدينه (شرطههاي سعودي) مورد تعرض قرار گرفت و زماني كه از سوي او و همراهان اعتراض شد، به شدت برخورد فيزيكي صورت گرفت و به حال اغما رفت.
زهرا بيات سرمدي، زایر هفتاد ساله عمره مفرده، وقتي از بيرون قبرستان بقيع در حال دعا كردن و زيارت بود، ناگهان از سوي شرطههاي مستقر در بقيع مورد اهانت قرار گرفت و با زور، چادر او را كشيدند و از پشت هل دادند كه او از ناحيه پشت سر به زمين خورد و به حال اغما رفت،وی ابتدا دربيماستان انصار مدينه و سپس در بيمارستان ملك فهد منتقل وموردمداوا قرارگذفت و اكنون حال عمومي او رو به بهبود است.
با پيگيريهاي ستاد حج مستقر در مدينه و هيأت پزشكي حج، جراحتها از ناحيه پشت سر، بازوي دست راست و قسمت پهلوي اين زایر در حال بهبود است و موضوع از طريق مسئولان ستاد حج درحال پيگيري حقوقي و قضايي است./ ۲۰ تير ۱۳۸۸ایسنا
فیصل کیست؟

ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی در ظاهر این تغییرات نوع تعامل اینده عربستان با دولت جدید آمریکا را مد نظر دارد اما در پنهان قصد دارد خواهر زاده اصلی خود را به ولیعهدی و سپس پادشاهی عربستان منصوب نماید.
این پایگاه خبری که معمولا اخبار پشت پرده امنیتی را منتشر می کند، نوشت: انتصاب امیر فیصل بن عبدالله در پست وزیر آموزش و پرورش اقدامی از سوی ملک عبدالله برای بالا بردن سابقه حکومت داری و مدیریت اوست خصوصا که وی پیش از این عهده دار پست بلندپایه ای در گارد ملی عربستان (نیروهای ویژه) و معاونت رییس کل استخبارات عربستان بوده است. او همچنین معروف است که از اندیشه های روشنفکری بیشتری به نسبت سایر شاهزاده های سعودی برخوردار است.
یکی دیگر از اهداف امیر عبدالله از انتصاب امیر فیصل تمایل وی به تحمیل ضوابط و نظم بیشتری بر نظام آموزشی عربستان بوده است. منابع امنیتی سوریه همچنین اعلام کردند که امیر عبدالله قصد دارد با این جابجایی توانایی های امیرفیصل را تا حد یک ولیعهد افزایش داده و چه بسا در اینده مسئولیت های دیگری نیز برعهده وی گذارد. به نقل از این منابع سناریوی پایانی این تغییرات با توجه به کهولت سن سلطان بن عبدالعزیز ولیعهد کنونی (85 سال) ولیعهدی امیر فیصل و سپس جانشینی امیر عبدالله است. /خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از یک پایگاه خبری سوری٢٤ صفر ١٤٣٠(۲ اسفند ۱۳۸۷)
عبدالله بن عبدالعزیز :متولد اول اوت ۱۹۲۴ (۱۰ مرداد ۱۳۰۳) /فوت ۳ بهمن ۱۳۹۳ خورشیدی در سن ۹۰ سالگی
پادشاهان عربستان سعودی فرزندان «عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل» هستند. او اولین پادشاه عربستان سعودی نوین محسوب می شود. او قدرت را از سال ۱۹۳۲میلادی در دست گرفت، به مدت ۲۷ سال حکومت کرد و در سال ۱۹۵۳میلادی وفات یافت. در دوره حکمرانی او عربستان سعودی به دلیل منابع عظیم نفتی، اهمیت ژئوپولتیک قابل توجهی یافت و روابط نزدیکی با کشورهای غربی برقرار کرد.
به این ترتیب آل سعود از سال ۱۹۳۲میلادی قدرت را در عربستان سعودی در دست دارند و طی شصت سال اخیر شش نفر از فرزندان «عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل» به مقام پادشاهی این کشور رسیدند. گفته می شود شمار اعضای خاندان آل سعود به پانزده هزار نفر می رسد اما ثروت و قدرت این کشور در دستان نزدیک به دو هزار نفر از آنها متمرکز شده است.
عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل ۲۲ همسر قانونی داشت و شمار فرزندان او دقیقا مشخص نیست و آمار منتشر شده بین ۹۰ تا ۳۰۰ فرزند متغیر است. ملک سلمان بیست و پنجمین پسر عبدالعزیز است. او در سال ۱۹۳۵میلادی متولد شده و از بیست سالگی به فعالیتهای سیاسی متعددی گمارده شده است.او تا سال ۲۰۱۱ میلادی فرماندار ریاض، پایتخت عربستان سعودی بود و به توسعه این شهر که در میان صحرا بنا شده پرداخت.
در سال ۲۰۱۱ میلادی ملک سلمان به سمت وزیر دفاع عربستان سعودی منصوب شد و یکسال بعد از آن پس از مرگ برادرش نایف بن عبدالعزیز که ولیعهد کشور بود، به ولیعهدی ملک عبدالله انتخاب شد و به این ترتیب نقشی کلیدی در حیات سیاسی عربستان سعودی پیدا کرد. کهولت سن و بیماری ملک عبدالله و غیبت او در فعالیتهای سیاسی باعث شد نقش ملک سلمان بیش از پیش اهمیت یابد. او بطور منظم در جلسات شورای وزیران و همچنین دیدارهای بین المللی شرکت می کرد و به این ترتیب جایگاه او در عرصه بین الملل نیز تقویت شد.
با درگذشت ملک عبدالله در سوم بهمن سال ۱۳۹۳شمسی، او بطور رسمی به پادشاهی این کشور رسید. ملک سلمان هم اکنون ۷۰ سال سن دارد./یورونیوز
ملک عبدالله ۹ سال و ۶ ماه پادشاهی کرد
رادیوفردا آبان1390:
طبق این قاعده، پس از درگذشت ملک عبدالعزیز، تاکنون پنج تن از فرزندان وی به ترتیب به پادشاهی رسیدهاند. سعود، فیصل، خالد، فهد و عبدالله. هم اکنون پادشاه عربستان ملک عبدالله بن عبدالعزیز است، اما پس از او میتوان از ده شاهزاده سعودی نام برد که هر یک مراتبی از قدرت را در این کشور به خود اختصاص دادهاند، شاهزادههایی که خود آل سعود آنان را «امیر» مینامند و نه شاهزاده.
زنان ملک عبدالله(پادشاه عربستان)
1- حصة بنت عبدالله ال سعود
2- منيرة بنت محمد بن عبدالعزيز آل الشيخ
3- منيرة بنت محمد بن عبدالله العطيشان من بني تميم
4- نورة بنت عجمي المنيخر
5- سلطانة بنت عبدالعزيز بن الأحمد السديري
6- عايدة فستق
7- حصة بنت طراد الشعلان
8- مشاعل بنت بندر بن فيصل الدويش
9- تاضي بنت مشعان الفيصل الجربا
10- ملكه بنت سعود بن زيد الجربا الشمري
11- طريفة الفيصل الحمود آل رشيد
12- هيفاء بنت مهنا بن عبدالرحمن آل مهنا
13- حصة بنت مانع بن جمعة
14- العنود دحام البخيت الفايز بني صخر
15- بينة بنت محمد بن نايف الحثلين
16- عمشاء بنت خليل بن قرمله
17- نورة بنت لافي الشريم
18- موضي بنت محمد بن فلاح آل مجفل
19- شيخة بنت فهد العبود
مادرفیصل:حصه بنت طراد الشعلان است
فرزندان دیگر «حصه بنت طرادالشعلان»: امیر منصور، امیره هیفاء ، امیره ریما، امیره صیته، امیره ساره ، امیره نایفه، وامیره عبیر
ملک عبدالله بن عبدالعزیز" ششمین پادشاه عربستان سعودی و دهمین فرزندِ عبدالعزیز آل سعود، بنیانگذار عربستان سعودی است. ملک عبدالله پس از مرگ برادرش فهد بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان شد. ملک عبدالله 89 ساله تا کنون 19 همسر و 36 فرزند داشته است.
فرزندان ملک عبدالله هنگام مرگ
سنن الکبری بیهقی، ج ۴:رُوي عن عبدِ اللهِ بن أبی مَلیکةَ إنَّ عا ئشةَ أقبَلَت ذاتَ یومٍ مِن المَقابرِ، فَقُلتُ: یا أمَّ المؤمنین مِن أینَ أقبلتِ؟، قالت: مِن قَبرِ أخي عبدِ الرَّحمن، فقلتُ لَها: ألیسَ کانَ نهی رسولُ اللهِ عَن زیارةِ القُبورِ؟ قالت: نعم، کان قَد نَهی عَن زیارةِ القُبورِ، ثُمَّ أمَرَ بِزیارتِها.
عبد الله بن ابی ملیکه روایت می کند: روزی عایشه رادیدم از طرف برمی گشت. گفتم یا امّ المؤمنین از کجا میآیی؟
جواب داد: از سر قبر برادرم عبد الرحمان.
گفتم: آیا رسول خدا از زیارت قبور نهی نکرده بود؟
گفت: آری، هنگام زیارت مردان نهی کرد ولی بعدازرفتن مردان به زیارت قبور امر کرد.
از این روایت تاریخی بر میآید که عایشه از این امر رسول خدا، عمومیت برای زنان و مردان را استنباط کرده است. بنا بر این نهی وهابیان از ورود زنان به قبرستان بدون دلیل است و حتی ادلهای بر خلاف آن وجود دارد
در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ هجري قمري قبرستان بقيع به عنوان مهمترين قبرستان اسلام به دست وهابيون تخريب شد.
***
«بقیع الغرقد»
نام قبرستانی که امروز در سمت شرقی مسجدالنبی(ص) قرار گرفته است؛ در اصل «بقیع الغرقد» و «بقیع» بوده است که وبعدها «جنّة البقیع» نیز گفته می شد.

ابن اثیرویاقوت حموی می گویند:«غرقد» درختی است وحشی و خاردار و دارای میوه مخصوص
«محل وسیعی است که دارای درخت و یا ریشه درخت باشد و چون بقیع قبلا دارای درخت «غرقد» و ریشههای آن بود پس از قطع این اشجار نیز با همان اسم معروف شد.
قدمت قبرستان بقیع
قبرستان بقیع ،صرفاً یک مدفن شیعیان نیست.بلکه قبل از ورود اسلام به مدینه، مردگان در دو قبرستان «بنی سلمه» و «بنی حرام» دفن میشدند.
تدفین قبورمسلمین ازچه زمانی؟
پس از دفن شدن ابراهیم – فرزند رسول الله (ص)- در بقیع، مردم مدینه علاقهمند شدند پیکر اقوام و عشیره خود را در آنجا دفن کنند و هر یک از قبایل مدینه، درختان و ریشههای بخشی از بقیع را قطع و زمین آن را برای همین منظور آماده کردند و تدریجاً آن دو مدفن قدیمی مدینه متروک شد.
اولین کسی از انصار – یعنی یاران پیامبر (ص) در مدینه- که در بقیع دفن شده است اسعد بن زراره و از مهاجرین – مهاجران از مکه به مدینه- عثمان بن مظعون بوده است.

قدیمی ترین عکس موجود«بقیع»-قبل ازتخریب
از امام مالک – یکی از ائمه اهل سنت- نقل میکنند که ده هزار نفر از صحابه رسول خدا(ص) در مدینه از دنیا رفتهاند و طبیعی است که همه یا اکثر آنان در بقیع به خاک سپرده شدهاند.

ساختاراولیه قبور
مورخین نوشته اند که تا پيش از تخريب ، بر روي قبور پيشوايان و ساير بزرگان اسلام که در مدينه مدفون بودند گنبدها و بناهايي قرار داشت. ائمه بقيع در بقعه بزرگي که به طور هشت ضلعي ساخته شده بود و اندرون و گنبد آن سفيدکاري شده بود مدفون بودند.

نخستین تخریب
نخستين تخريب قبور مطهر ائمه بقيع به دست وهابيون سعودي در سال ۱۲۲۰قمری(۱۱۸۴شمسی) يعني زمان سقوط دولت اول سعوديها توسط حكومت عثماني روي داد،
دومين تخريب بقيع
دومين تخریب در هشتم شوال سال ۱۳۴۴(۳۱فروردین۱۳۰۵) و پس از روي كار آمدن مجدد(سومین دوره)حكومت وهابي عربستان ، مراقد مطهر ائمه و اهلبيت پيامبر(ص) را مورد دومين هجوم وحشيانه خود قراردادند وهمه قبور موجودموردتعرض قرارگرفت.
تخریب قبور وبارگاه مکه
وهابيون در سال ۱۳۴۳ هجري قمري در مكه گنبدهاي قبر حضرت عبدالمطلب (ع)، ابيطالب (ع)، خديجه (ع) و زادگاه پيامبر (ع) و فاطمه زهرا (ع) و "خيزران" عبادتگاه سري پيامبر (ع) را با خاك يكسان كردند و در جده نيز قبر "حوا" و ديگر قبور را تخريب كردند. در مدينه نيز گنبد منور نبوي را به توپ بستند، تنها قبری راکه جرئت جسارت نداشتند«قبررسول الله» بود .
آنها همچنين در شوال ۱۳۴۳ با تخريب قبور مطهر ائمه بقيع (ع) اشياء نفيس و با ارزش آن قبور مطهر را به يغما بردند و قبر حضرت حمزه (ع) و شهداي احد را با خاك يكسان و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پيامبر (ع) و ديگر قبور را هم خراب كردند.
تخریب قبورکربلا
وهابيون در سال شوال ۱۳۴۳ به كربلاي معلي حمله كردند و ضريح مطهرحضرت امام حسين(ع) را كندند و جواهرات و اشياء نفيس حرم مطهر را كه اكثرا از هداياي سلاطين و بسيار ارزشمند و گرانبها بود، غارت كردند و قريب به ۷۰۰۰ نفر از علما، فضلا و سادات و مردم را كشتند. سپس به سمت نجف رفتند كه درآنجاناموفق بودند.
سنن الکبری بیهقی، ج ۴:رُوي عن عبدِ اللهِ بن أبی مَلیکةَ إنَّ عائشةَ أقبَلَت ذاتَ یومٍ مِن المَقابرِ، فَقُلتُ: یا أمَّ المؤمنین مِن أینَ أقبلتِ؟، قالت: مِن قَبرِ أخي عبدِ الرَّحمن، فقلتُ لَها: ألیسَ کانَ نهی رسولُ اللهِ عَن زیارةِ القُبورِ؟ قالت: نعم، کان قَد نَهی عَن زیارةِ القُبورِ، ثُمَّ أمَرَ بِزیارتِها.
عبد الله بن ابی ملیکه روایت می کند: روزی عایشه رادیدم از طرف برمی گشت. گفتم یا امّ المؤمنین از کجا میآیی؟
جواب داد: از سر قبر برادرم عبد الرحمان.
گفتم: آیا رسول خدا از زیارت قبور نهی نکرده بود؟
گفت: آری، هنگام زیارت مردان نهی کرد ولی بعدازرفتن مردان به زیارت قبور امر کرد.
سنن الکبری بیهقی، ج ۴:رُوي عن عبدِ اللهِ بن أبی مَلیکةَ إنَّ عائشةَ أقبَلَت ذاتَ یومٍ مِن المَقابرِ، فَقُلتُ: یا أمَّ المؤمنین مِن أینَ أقبلتِ؟، قالت: مِن قَبرِ أخي عبدِ الرَّحمن، فقلتُ لَها: ألیسَ کانَ نهی رسولُ اللهِ عَن زیارةِ القُبورِ؟ قالت: نعم، کان قَد نَهی عَن زیارةِ القُبورِ، ثُمَّ أمَرَ بِزیارتِها.
عبد الله بن ابی ملیکه روایت می کند: روزی عایشه را دیدم از سمت گورستان برمی گشت.
گفتم یا امّ المؤمنین از کجا میآیی؟
جواب داد: از سر قبر برادرم عبد الرحمان.
گفتم: آیا رسول خدا از زیارت قبور نهی نکرده بود؟
گفت: آری، قبلاً زیارت قبور رانهی کرده بود ولی بعدها به آن امر کرد.
✳️ ترجمه دقیق تر؛✳️
از عبدالله بن ابی ملیکه روایت شده است:
روزی عایشه را دیدم از سمت گورستان برمی گشت.
گفتم :ای امّ المؤمنین از کجا میآیی؟
پاسخ داد: از سر قبر برادرم عبد الرحمان.
گفتم: مگر رسول خدا از زیارت قبور نهی نکرده بود؟
گفت: آری، پیش تر از زیارت قبور نهی کرده بود ولی بعدها به آن امر کرد.
***
پاسخ به شبهات«زیارت قبور»زنان
در فقه شیعه ثابت و محرز است که زیارت اهل قبور براى مرد و زن مستحب است و فرقى بین زن و مرد نیست – البته مشروط بر اینکه بی صبرى و جزع نکنند – چون غرض از زیارت اهل قبور، عبرت گرفتن و تذکّر و توجه به امر آخرت و طلب آمرزش براى اموات است و در این امر فرقى بین زن و مرد نیست ولى بین اهل تسنّن اختلاف وجود دارد.
حنبلی ها و شافعی ها گفته اند:
زیارت اهل قبور براى زنها مکروه است مطلقاً – چه سالمند باشند و چه جوان – مگر اینکه رفتن آنها به زیارت مفسده داشته باشد که در این صورت حرام است.
حنفی ها و مالکی ها گفته اند:
براى زنان سالمند که خروجشان از منزل مفسده ندارد، زیارت مستحب است و براى زنهاى جوان که خروجشان از منزل مفسده دارد حرام است.(۱)
از این اختلاف که بین چهار مذهب اصلى اهل تسنّن وجود دارد معلوم میشود آنها دلیل قابل ذکرى براى عدم جواز ندارند.
حدیثی که مفتی های عربستان به آن استنادمی کنند:
ولى بن باز مفتى پیشین عربستان و به تبع او پیروان وى گفته اند: زیارت اهل قبور براى زنها جایز نیست و حرام است.(۲)
دلیل بن باز بر عدم جواز، روایتى است که در کتابهاى غیر معروف آنها نقل شده، به این مضمون که :
رسول اللَّه(ص) لعن کرد زنهایى را که قبرها را زیارت کنند.(۳)
اما این روایت از چند جهت مردود و غیر قابل عمل است:
الف – چهار مذهب اصلى اهل تسنّن به این روایت عمل نکرده و طبق آن فتوا نداده اند و از آن اعراض کرده اند و این امر نشان میدهد که روایت از جهت سند و دلالت تمام نبوده است.
ب – «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» که به گفته آنها صحیح ترین کتابها، بعد از قرآن عزیز و از کتب دست اوّل اهل تسنّن است این روایت را نقل نکرده اند.
ج – در «صحیح بخارى و «صحیح مسلم» که اصحّ کتب آنهاست روایاتى وجود دارد دالّ بر اینکه در زمان رسول خدا(ص) زنها به زیارت اهل قبور میرفته اند.
در یکى از آن روایات است که عایشه میگوید:
شبى رسول اللَّه(ص) به گمان اینکه من خواب رفته ام از منزل خارج شد، من همراه او رفتم، آن حضرت به قبرستان بقیع رفت و مقدارى ایستاد و دعا کرد و برگشت من با عجله برگشتم منزل [تا آنکه گوید] به رسول اللَّه(ص) گفتم: من چگونه اهل بقیع را زیارت کنم؟ فرمود: بگو.
«السلام على أهل الدیار من المؤمنین و المسلمین و یرحم اللَّه المستقدمین منّا و المستأخرین و انّا ان شاء اللَّه بکم لَلاحقون(۴)».
در روایت دیگر است که:
رسول اللَّه(ص) عبور میکرد، زنى را دید که نزد قبرى گریه میکند. حضرت به آن زن فرمود: «از خدا بترس و صابر باش» زن گفت: از نزد من دور شو، مصیبتى که به من رسیده است به تو نرسیده است و آن زن رسول اللَّه(ص) را نمیشناخت وقتى رسول اللَّه(ص) رفت به زن گفتند این شخص رسول اللَّه(ص) بود، زن به خانه آن حضرت آمد و گفت: یا رسول اللَّه شما را نشناختم، حضرت فرمود: صبر نزد صدمه، أولى است «انّما الصبّر عند الصّدمه الأولی»(۵) [روایت را تلخیص کردم.]
در صحیح مسلم نیز به این روایت اشاره شده است.(۶)
از این رویات نیز معلوم میشود که زمان رسول اللَّه(ص) زنها، کنار قبر میرفته و گریه می کرده اند و حضرت به آن زن نفرمود چرا کنار قبر آمدى و او را نهى نکرد بلکه او را امر به صبر و تقوى نمود.
همچنین در کتابهاى اهل تسنّن است که:
فاطمه زهرا علیها الصلاه و السّلام در زمان پدرش رسول اللَّه(ص) و بعد از آن حضرت به زیارت قبر حمزه و شهداى احد میرفت و نماز و دعا میخواند و گریه میکرد.(۷)
در وسایل الشیعه، کتاب الحج، ابواب المزار، باب ۱۲، ضمن روایتى است که:
فاطمه زهرا (س) بعد از رسول اللَّه(ص) هر هفته دو مرتبه به زیارت شهداى احد میرفت، دوشنبه و پنجشنبه.
نیز اهل تسنّن نقل کرده اند که:
فاطمه (س) پس از دفن رسول اللَّه(ص) مقدارى از خاک قبر رسول اللَّه(ص) را برداشت و بویید و این اشعار را قرائت فرمود.
ماذا على من شمّ تربه احمد أن لا یشمّ مدى الزّمان غوالیاً
صبّت علیّ مصائب لو اَنّها صبّت على الأیّام صِرْنَ لیالیاً(۸)
نیز نقل کرده اند که:
عایشه در مکّه مکرّمه قبر برادرش را زیارت میکرد.(۹)
همچنین نقل کرده اند که عایشه در حجره اى که رسول اللَّه(ص) و ابوبکر مدفون بودند به سر میبره [و قهراً کنار قبرها نماز و دعا میخوانده] تا اینکه عمر را در آنجا دفن کردند پس از دفن عمر، عایشه بین قبرها و خودش دیوارى بنا کرد(۱۰) و از عایشه نقل کرده اند که گفت:
همیشه در حجره مقنعه و پوشیه ام را برمیداشتم «صورتم را باز میگذاشتم» و به لباس کم اکتفا میکردم تا اینکه عمر را دفن کردند، پس از دفن عمر دائماً خودم را به لباس محفوظ میداشتم [روسرى و پوشیه و لباسم را به طور کامل میپوشیدم] تا وقتى که بین خودم و بین قبور دیوارى بنا کردم.(۱۱)
همچنین احمد حنبل نقل کرده که عایشه گفت:
هنگامى که داخل حجره ام که رسول اللَّه و پدرم در آن دفن شده بود، میشدم، لباسم را در میآوردم و میگفتم اینها شوهرم و پدرم میباشند ولى آنگاه که عمر با آنها دفن شد، پس به خدا قسم داخل حجره ام نشدم مگر این که لباسم رإ؛ّّت به خودم میپیچیدم به خاطر حیا از عمر.(۱۲)
از این قضیه که خود اهل تسنّن نقل کرده اند معلوم میشود عایشه زائر تمام وقت قبور بوده است، چون زیارت حضور عند المزور یعنى حضور در کنار قبر است پس معلوم میشود نماز و عبادت نزد قبر شرکت و نامشروع نیست و اینکه عایشه دیوار کشیده به خاطر این بوده که عمر نامحرم بود و عایشه نمیتوانست آزادانه و بدون حجاب زندگى کند.
البته عمر تا زنده بود نامحرم بود و بر عایشه لازم بود خود را از او بپوشاند نه بعد از مردن و دفن شدن او، و این کار عایشه مبناى شرعى نداشته و ندارد و زن باید از مرد نامحرم زنده شرم و حیا کند و خود را بپوشاند ولى طبق این روایت، عایشه میخواهد بگوید من آنقدر مقدّس و پرهیزکار هستم که حتى از مرده نیز حیا میکنم و سر و صورتم را میپوشانم.
امّا از عایشه سؤال نشد که چرا از مرده آن هم دفن شده حیا میکنى و خود را میپوشانى ولى برخلاف صریح آیه مبارکه (وَ قَرْنَ فِى بُیُوتِکُنَّ) از خانه خارج و سوار بر شتر و همراه مردان نامحرم تا بصره میروى آن هم به منظور جنگ با خلیفه رسول اللَّه(ص) و در جنگ پرهیز نمیکنى و چنین منکرى بیّن را مرتکب میشوی؟ (فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِى الأَبْصَارِ).(۱۳)
همچنین در صحیح بخارى(۱۴) است که:
حسن بن حسن بن على علیهما السلام، از دنیا رفت، زن او خیمه اى روى قبر او زد و تا یکسال آن خیمه سر پا بود، پس از یک سال خیمه برچیده شد پس شنیدند، ندا دهنده اى ندا داد که آیا گمشده شان را یافتند؟ ندا دهنده دیگرى پاسخ داد، بلکه ناامید شدند، پس بازگشتند.
از این روایت معلوم میشود که در صدر اسلام حتى یک زن، آن هم از نزدیکان رسول اللَّه(ص) به مدت یک سال شبانه روز در کنار قبر و روى قبرستان به سر برده و آن را حرام نمیدانسته و صحابه و خلفا نیز او را نهى نکرده اند.
در هر حال راجع به جواز زیارت اهل قبور براى زنها، گذشته از آنچه بیان شد، و اکثر اهل تسنّن خود نوشته و پذیرفته اند، هم اکنون همه مسلمانان شاهد هستند که زنان مانند مردان به زیارت قبر رسول اللَّه(ص) مشرّف میشوند.
به زیارت قبر حضرت زهرا (س) در مسجد النبى(ص) در کنار حجره آن حضرت و در روضه مبارکه میروند و در زمان فعلى (سال ۱۳۸۲ هـ ش) شبانه روز دو نوبت مسجد و قسمتى از روضه مبارکه را براى زیارت زنها اختصاص میدهند و حتى زنان غیر شیعه ظاهراً دو خلیفه را نیز زیارت میکنند و براى آنها زیارت نامه میخوانند، همچنین زنان شیعه و سنّى به طور مرسوم و متعارف و بدون هیچ شک و شبهه اى براى زیارت قبور ائمه بقیع(علیهم السلام) و سایر مدفونین در قبرستان بقیع پشت بقیع حاضر و مانند مردها زیارت میخوانند. همچنین به زیارت شهداى احد میروند.
اکنون از اهل تسنّنى که معتقدند رفتن زنها به زیارت اهل قبور جایز نیست و اجازه ورود آنها را به قبرستان بقیع و ابوطالب نمیدهند و میگویند رسول اللَّه(ص) زنانى را که به زیارت قبور بروند لعن کرده است سؤال میکنیم آیا رسول اللَّه(ص) این حکم را به دختر و همسرش نفرموده بود؟ آیا آنها حکم را میدانستند و مخالفت میکردند؟ آیا العیاذ باللَّه رسول اللَّه(ص) دختر و همسر و تمام زنهایى را که به زیارت او یا به زیارت مدفونین در بقیع و شهداى احد رفته و می روند مورد لعن قرار داده است؟ هرگز.
خداوند همه مسلمانان را از سخت گیری هاى افراد کوته بین و بداندیش و بی توجّه به تمام آنچه در تاریخ اسلام رخ داده است نجات دهد ./بنقل ازسایت«شیعه»
پی نوشتها
[۱].الفقه علی المذاهب الاربعه،ج ۱،کتاب الصلاه-خاتمه فی زیاره القبور
[۲]. مجموع فتاوى بن باز، ج ۱۳، ص ۳۲۴٫
[۳]. ترمذى در کتاب الجنائز، ح ۱۰۵۶ و ابن ماجه نیز در کتاب الجنائز، ح ۱۵۷۶ از ابى هریره و غیره نقل کرده اند که: لعن رسول اللَّه (ص) زوّارات القبور.
ضمناً کیفیت استدلال بن باز به این روایت، در کتاب وى «مجموع فتاوى بن باز، ج ۱۳، ص ۳۲۴» و در کتاب «صلاه المؤمن القحطانى، ص ۱۳۸۵» آمده است.
[۴]. صحیح مسلم: کتاب الجنائز، ص ۴۱۲، باب ۳۵، ح ۹۷۴٫
[۵]. صحیح بخارى: کتاب الجنائز، ص ۲۰۵، باب زیاره القبور، ح ۱۲۸۳٫
[۶]. کتاب الجنائز، باب ۸، ذیل ح ۹۲۶٫ روایت طبق نقل صحیح بخارى چنین است: مرّالنبى(ص) بامرأه عند قبر و هى تبکى، فقال: اتقى اللَّه و اصبرى [إلى ان قال الراوی] فقال النّبى(ص) انّما الصبر عند الصّدمه الأولی» (صحیح بخارى، کتاب الجنائز، باب زیاره القبور، ح ۱۲۸۳).
[۷]. السنن الکبرى: تألیف: عبدالرازق، ج ۳، ص ۵۷۲ و ج ۴، ص ۱۳۱ و مستدرک الحاکم، ج ۱، ص ۵۳۳٫
[۸]. التاریخ القویم، تألیف: محمد طاهر الکردى المکّى، ج ۱، ص ۱۹۶٫
[۹]. مستدرک الحاکم، ج ۱، ص ۳۷۶٫
[۱۰]. التاریخ القویم، ج ۱، ص ۱۹۳٫
[۱۱]. قالت «عائشه» ما زلت اضع خمارى و اتفضّل فى ثیابى حتّى دفن عمر، فلم ازل متحفظه فى ثیابى حتّى بنیت بینى و بین القبور جداراً. (التاریخ القویم، ج ۱، ص ۱۹۳).
و الخمار بالکسر: غطائ الوجه. و معنى اتفضّل فى ثیابى اى اقتصر فى لباسی… (پایان عبارت التاریخ القویم، ج ۱، ص ۱۹۳).
[۱۲]. عن عائشه قالت: کنت ادخل بیتى الذى فیه رسول اللَّه(ص) و أبى و انى واضعه ثوبى و اقول انما هو زوجى و ابى فلما دفن عمر معهما فواللَّه ما دخلته الا و انا مشدوده علیّ ثیابى حیاءَ من عمر. (همان ص ۲۰۸).
[۱۳]. ضمنا از این روایت معلوم میشود که عایشه قبول داشته که انسان بعد از مرگ و دفن شدن – هر چند سال هم بگذرد – از وضع و حال زنده ها آگاه است و بر رفتار و کردار زنده ها نظارت دارد، یعنى عایشه معتقد بوده که پدرش و عمر به او توجه دارند – هر چند مرده و در زیر خاک مدفونند – لذا از عمر حیا میکرده و لباسش را در نمیآورده است.
[۱۴]. کتاب الجنائز: ص ۲۱۲ ذیل ح ۳۲۹٫

مشاوره-روانشناسی