شفابا"خاک پا"ی زائرامام .شفای دردچشم آیت الله حائری یزدی وآیت الله بروجردی
شفاباخاک پای زائرامام رضا علیه السلام
شفایافتن آیت الله بروجردی بامالیدن گِل عزاداران امام حسین
آخوند ملاعلی همدانی درباره استاد بزرگوارش مرحوم حاج شيخ عبد الكريم حائری یزدی نقل مى نمودند:آیت الله شیخ عبد الکریم حائرى یزدی(مؤسس حوزه علمیه قم)می گفتند:
چشم درد شدیدى به من عارض شد،به حدى که توان مطالعه و نوشتن را ازمن سلب نمود. مطالعه و نگارش را کنار گذاشتم و به معالجه و درمان پرداختم،ولى این ناراحتى همچنان ادامه داشت،تا آنکه فصل تعطیلى رسید و با قطار عازم زیارت امام رضا(ع)شدم و در نیتم بود که از خداوند متعال توسط آن بزرگوار شفاى درد چشمم را بخواهم.

بمن الهام شد که خاک پای زائران را بچشمم بمالم
اتفاقا با جمعى از زائرین دهات آذربایجان که با شور و شوق فراوانى عازم زیارت بودند،همکوپه شدم.بى آنکه زبان همدیگر را بدانیم،در بین راه یک مرتبه بمن الهام شد(مُلهم شدم) رسید که خوش قلب تر و پاکتر وخالص تر از این زائران کسى را پیدا نخواهم کرد که عازم زیارت آقا باشند.
اینها یکسال باتمام زحمات طاقت فرسا کار مىکنند و بیل مىزنند و شخم مىکنند و اندک درآمدى راکه پیدا مىکنند،گرانبهاتر و ماندنى تر از زیارت آقا ثامن الحجج(ع)چیزى براى خودنمى دانند و دسترنج حلال خود را صرف زیارت مى نمایند.چه بهتر از غبار خاک پاهایشان استشفاء نمایم.
به همان نیت ذرهاى از زیر کفش یکى از این زائرین را به چشم کشیدم،بى آنکه او خود توجه داشته باشد.خداوند متعال از عنایت امام رضا(ع) ازهمان لحظه درد چشم را از من برطرف نمود و تا آخر عمر هم نیاز به عینک پیداننمودم.
آقاى آخوند مىفرمودند:مرحوم حاج شیخ تا اواخر عمر مى توانستند براحتی به مطالعه کتاب بپردازند،بدون نیاز به عینک.

آخوند ملاعلی همدانی
منبع:سایت آیت الله مکارم شیرازی باکمی اصلاحات

شفایافتن آیت الله بروجردی بامالیدن گِل عزاداران امام حسین
آیت الله سید حسین طباطبایی بروجردی (تولد۱۲۵۴ وفات۱۳۴۰شمسی )مرجع بزرگ عالم تشیع،پرچمدارحوزه های علمیه قم
![]()
من در زمانی که در بروجرد بودم، به چشم درد سختی مبتلا شدم و هر چه معالجه نمودم، درد چشمم ساکت نم یشد و حتی اطبای آنجا، مرا از معالجه شدن مایوس نمودند.
روزی در ایام عاشورا که معمولا دستجات عزاداری برای تسلیت به منزل ما می آمدند،من درایوان نشسته بودم. مرسوم عزاداری بروجرد در عاشورا چنین بود که خود را به گل آلوده میکردند و این مسئله، خودش موجب تاثر و ابکاء میشد.

من همانطور که نشسته بودم و به هیئت عزاداران نگاه میکردم، اشک میریختم از جهت درد چشم هم ناراحت بودم، گویا ملهم شدم(بمن الهام شد) که قدری از آن گِلهایی را که به سر و صورت اهل عزا مالیده شده است، به چشم خود بکشم!
لذا مقداری از گِل های سر شانه یک نفر از اهل عزا را به گونه ای که کسی متوجه نشد، برداشتم و به چشم مالیدم و فورا در چشم خود، احساس کردم که درد آن سبک شد. و این گونه چشم من رو به بهبودی گذاشت.
تا اینکه به کلی کسالت آن رفع شد و بعدا هم در چشم خود نور و جلایی دیدم که خط بسیار ریز را نیز میخواندم و ابدا محتاج به عینک نگشتم.
می گویند پزشکان متخصص چشم، اظهار تعجب نمودند که ممکن نیست چشم شخصی که مادام العمر از چشم خود به این اندازه استفاده خواندن و نوشتن برده باشد، باز در سن نود سالگی محتاج به عینک نباشد.
منبع: کتاب آثار و برکات حضرت امام حسین (ع) / محمد رضا باقی اصفهانی

آیت الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی اینگونه می گوید :
هیئتی بود در بروجرد که افراد این هیئت سر تا پای خود را گِلآلود میکردند و با این شکل و شمایل به عزاداری در مصیبت حضرت سید الشهدا علیه السلام میپرداختند.
آیت الله بروجردی در یکی از سالها که اتفاقاً چشمشان اذیت میکرد و در این مراسم شرکت کرده بودند، در حالی که مراسم به قوت خود برقرار بود، مقداری از گِل خشک شدهی عزاداران را به چشم خویش مالیدند.به برکت عزاداری بر امام حسین (ع) این گِل، چشم مبارکشان را شفا داد
به طوری که تا آخر عمر کتابهایی نظیر جواهر را به راحتی میخواندند.
آیت الله صافی(متولد۱۳۳۷ قمری) می گوید:این معجزه را چندین بار از زبان آیت الله بروجردی شنیدهام

آیت الله سید حسین طباطبایی بروجردی متولد۱۲۹۲ قمری(۱۲۵۴شمسی)ودر شوال ۱۳۸۰(فروردین ۱۳۴۰) بر اثر عارضه قلبی دار فانی را وداع کرد و در کنار مسجد اعظم به خاک سپرده شد.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:در نگارش مطالب اصلاحات واضافاتی انجام گرفته است.

آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی (تولد۱۲۷۶ـ وفات۱۳۵۵ق) معروف به آیت الله مؤسس
در سال ۱۲۷۶ هجری قمری(۱۲۳۷) در روستای مهرجرد
شب ۱۷ ذیالقعده ۱۳۱۷ قمری مطابق با دهم بهمن ماه ۱۳۱۵ هـ ش و در سن ۷۹ سالگی دارفانی را وداع گفت
نظر امام خمینی درباره مؤسس حوزه علمیه قم
جناب استاد معظم و فقیه مکرم، حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى، که از ۱۳۴۰تا۱۳۵۵ریاست تامه و مرجعیت کامله قطر شیعه را داشت،با نوکر و خادم خود همسفره و غذا بود، روى زمین مینشست، با اصغر(کوچکترین) طلاب مزاحهاى عجیب و غریب مىفرمود.
شبها بدون« ردا »یک رشته مختصرى دور سرش پیچیده بود و گیوه به پا کرده در کوچه قدم مىزد. وقعش در قلوب بیشتر مىشد و به مقام او از این کارها لطمه اى وارد نمى آمد،خود بضاعت(مایحتاج) خود را از بازار مىخرید، براى منزل خود آب از آبانبارها مى آورد، تواضعشان به طورى بود که مایه تعجب انسان مى شد/شرح چهل حدیث، امام خمینی
امام رضا به زیارت زائرش رفت.بعدازمرگ

از حضرت آیت الله شهاب الدین مرعشی نجفی نقل است که چون مرحوم آقای حائری از دنیا رفتند؛ شب اول قبرش نماز لیلة الدّفن خواندم و یک سوره ی یاسین هم قرائت نمودم. بعد از چند روز به خوابم آمد. پرسیدم: آقای حائری اوضاع چطور است؟
گفت: وقتی از بدنم را وارد قبر کردند، روح من مثل اینکه لباس را از تن درآوری از بدنم جدا شد. به طوری که بدنم را می دیدم. در حالت بهت و حیرت نشسته بودم. ناگهان متوجه شدم از طرف پایین پایم صدایی بلند شد، نگاه کردم دیدم دو نفر که همه ی وجودشان آتش است به سمت من می آیند. چشم هایشان تشخیص داده نمی شد. ولی فهمیدم که دو نفر هستند. ترسی وجودم را فرا گرفت. در همان جا در حالت بی کسی و غربت به خدا توجه کردم. در این هنگام متوجّه صدایی از بالای سرم شدم. دیدم نوری به طرف من می آید، هر چه این نور بیشتر به به طرفم می آمد آن دو نفر آتشین به عقب می رفتند. این کار ادامه داشت تا حدّی که از آن دونفر اثری نماند. بالای سرم آقایی نوارنی را دیدم که تبسّمی به لب داشت، گفتند: آقای حائری ترسیدی؟
گفتم: آقا بله، چه ترسی؟ شما چه کسی هستید؟ آقا فرمودند: من علی بن موسی الرضا هستم، آقای حائری شما ۳۸ مرتبه به زیارت من آمدید، ۳۸ مرتبه به بازدیدت می آیم. این اولینش است. ۳۷ مرتبه دیگر نیز می آیم./کتاب شمس ولایت(زندگینامه امام رضا علیه السلام)
ساختمان را برای بیمه کردن با تربت امام حسین(ع)متبرک کردند
حجتالاسلام سید محمود مرعشی پسر ارشد آیت الله العظمی مرعشی نجفی می گویند:
وقتی که این کتابخانه(آیت الله مرعشی)- بنا میشد-پدرم به معمار گفتند: وقتی که پی را کندید و خواستید بتن بریزید، مرا خبر کنید. پدرم روزموعودآمدند و چهار گوشه این زمین را تربت سیدالشهدا(ع) ریختند. یکی از آقایان از حکمت این کار سوال کرد. فرمودند: من با این کار افرادی که به این کتابخانه میآیند را بیمه میکنم، تا از طریق خواندن کتابهای این کتابخانه انحرافی حاصل نکنند.
در چهار مدرسهای که برای طلاب ساختند نیز همین کار را انجام میدادند و میگفتند؛ طلبههایی که در این مدارس درس میخوانند، بیمه میکنم تا از مسیر ائمهاطهار(ع) راهشان را جدا نکنند.۱۳۸۹

آیت الله شهاب الدین مرعشی نجفی درهفتم صفر ۱۴۱۱ قمری مصادف با هشتم شهریور سال ۱۳۶۹
شمسی،در سن ۹۷ سالگی بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت
مهارآب سرکش-طغیان-باتربت امام حسین
آیتالله محمدتقی بهجت می گوید:

از کرامات حاج عبدالکریم حائری این بود که زمانی که رودخانه قم در اثر سیل طغیان کرده بود و آب تا لبه پل علی خانی رسیده بود، به گونهای که عدهای از روی پل با آب رودخانه وضو میگرفتند و به خاطر آن نیز برای جلوگیری از نفوذ آب تمام فرش های مسجد امام را جمع کرده بودند، مرحوم حاج شیخ روی پل رفت و مقداری تربت سیدالشهدارا در دست گرفت و چیزی بر آن خواند و در آب انداخت، پس از این کار مرحوم حائری، به تدریج آب پایین آمد و بعد از چند ساعت چندین متر آب پایینتر رفت و به برکت این کار وی از طغیان بیش از حد رودخانه جلوگیری به عمل آمد. /منبع:در محضر آیتالله بهجت، محمد حسین رخشاد، جلد ۱
حجت الاسلام مسعود عالی می گوید:

آشیخ مرتضی حائری یزدی(فرزند موسس حوزه علمیه قم) عاشق امام رضا بود آشیخ مرتضی ،استاد مقام معظم رهبری از مراجع فوق العادهی ما بود بیست و دو سه سال پیش مرحوم شد ایشان دو سه روز اگر حوزه علمیه قم تعطیل بود میرفت مشهد اگر بلیط اتوبوس گیرش نمیآمد روی پیت حلبی ته اتوبوس مینشست تا مشهد این قدر مقیّد بود وقتی هم که میآمد با یک شور و شوقی میآمد بعضیها دیده بودند ایشان را که بی تکلّف صاف میرفت در حرم یک جاهایی را با عبایش جارو میکرد که جارو کش حرم امام رضا محسوب شود ایشان میگفت ما چهارده معصوم را خلاصه کردیم در امام رضا(ع) هر موقع از کسی میپرسید مال کجایی میگفت مشهد گریه میافتاد.
![]()
حدود شاید هفتاد بار در کل عمرش مشرّف شد آخرین باری که از حرم آمد بیرون به یکی از شاگردانش گفت با گریه گفت این دفعهی آخر من است پابوس امام رضا آمدم شاگردش گفت از کجا میگویی؟
امام رضا به آیت الله حائری یزدی گفت:شمادیگه نیا،خودم می آیم دیدنت!
گفت چون خود امام رضا(ع) فرمود شما دیگر نیا! ما میآییم به دیدنت! معلوم است که عمرم دیگر کفاف نمیدهد به زیارت امام رضا بیایم.
قرار۲آیت الله برای خبردادن از آخرت،هرکدام زودترفوت کرد /حائری،مرعشی
آیت الله آقای مرعشی نجفی با ایشان یک قراری گذاشتند. آقازادهی آقای مرعشی میفرمودند یک قرار گذاشتند هر کدام زودتر از دنیا رفت به دیگری خبر بدهد پس از مرگ چه شد!؟
آیت الله حائری زودتر از دنیا رفت آیت الله مرعشی ایشان را دید حال یا در خواب یا در چیز دیگری پرسید از آن طرف چه خبر؟ آقای آشیخ مرتضی حائری گفت: من وقتی از دنیا رفتم دو ملک آمدند برای سؤال از من خیلی ترسیدم!
میگوید یک مرتبه صدای دلنوازی از پشت سر که نمیدیدم کیست، صدا را میشنیدم. گفت نترس !نترس! میگفت من خیلی آرام شدم این صدا نزدیک میشد نترس! این دو ملک دور میشدند تا این که صاحب صدا آمد و دو تا ملک کاملا رفتند ترس من هم به کلی برطرف شد.
آرام گرفته بودم چهره زیبای منوّر به من گفتش ترسیدی؟ گفتم در عمرم این قدر نترسیده بودم! بعد فرمود دیگر ترسی بر تو نیست راحت باش.
گفتم آقا شما؟ گفت هفتاد بار زیارت من آمدی این دفعهی اول بازدید من است، ۶۹ بار دیگر طلب داری!
آقای بهجت هم هفتاد سال زیارتش را ترک نشد هر موقع مشهد بود هر روز حرم امام رضا بود هر روز صبح حرم امام رضا علیه السلام بود./منبع:سمت خدا ۱۲۹۵
***
زائران امام ،میهمانان امام هستند وامامان هم به دیدار(زائران)میهمانان خودمی روند
امام رضا به دیدار شیخ مرتضی حائری آمدند
ايشان هر ساله به مشهد مشرف ميشد حتي در پنج شش ماه آخر عمر با همه كسالتي كه داشت به مشهد مشرف شد.
فرزند ايشان نقل ميكردند: در سال آخر حياتشان به دليل كسالتي كه داشتند و بنا به تأكيد و توصيه پزشكِ مخصوص نميخواستيم كه ايشان به مشهد مقدس بروند. ولي ايشان اصرار داشتند و رفتند؛ يكي از بستگان نزديك ايشان ميگفت: با آغوش باز با آن كهولت سن و كسالت، جمعيت را ميشكافت و با علاقه ضريح را ميبوسيد و توسل ميجست كه گاهي به زحمت او را از ضريح جدا ميكرديم».

شيخ مرتضي حائري در طول عمر مباركشان ۶۹مرتبه به مشهد مشرف شدند، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي می گوید: چون آقاي حاج شيخ مرتضي حائري از دنيا رفتند خيلي متأثر گشتم و به جهت علاقهاي كه به ايشان داشتم شب كه شد نماز و حشت خوانده و سوره يس قرائت نمودم.
همان شب در عالم خواب ديدم باغ با عظمت بزرگي است كه نميتوان ن را وصف نمود تعجب كردم، استخر بزرگي در وسط آن بود و كنار ن تختي از سنگ مرمر. ديدم آقاي حائري روي نشستهاند، پرسيدم: اين از كجاست؟
جواب دادند: وادي السلام و قطعهاي از بهشت كه مرحمتي امام رضا(ع) است -بعد از مرگم- تا مرا در قبر گذاشتند امام به ديدنم آمدند و بعد از تفقد بسيار فرمودند:
شيخ مرتضي ۶۹ بار به زيارت ما آمده اي ۶۹ بازديد طلب داري، اين اولي آن است باز خواهم آمد، در برزخ اينجا را از خدا براي شما گرفتهام و در قيامت نيز شما را تنها نمي گذارم./منبع: حج
آیت الله شیخ مرتضی حائری: تولد چهاردهم ذی حجه سال ۱۳۳۴قمری(۱۲۹۳شمسی)
وفات شب ۲۴ جمادی الثانی ۱۴۰۶ برابر با ۱۵ اسفند ۱۳۶۴ درگذشت
آیاقبل ازایت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی «حوزه علمیه قم»نبود؟
روز ۳ فروردین ۱۳۰۱ شمسی حوزه علمیه قم توسط آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی تاسیس شد.
تأسیس حوزههای علمیه شیعی به شیوه سنتی به سال ۴۴۷ هجری باز میگردد.
مدرسه علمیه قم، از دوران حیات امام صادق (ع) ـ اواسط قرن دوم هجری ـ فعالیت داشته و از همان زمان مرکز تجمع علما و محدثان بزرگ بوده است.
این حوزه فراز درطول تاریخ دستخوش حوادث شد، تا زمانی که آیتالله میرزای قمی مسئولیت حوزه را برعهده داشت، حوزه رونق گرفت، اما پس از وفات میرزای قمی در ۱۲۳۱ هـ. ق، حوزه قم به ضعف و رکود میگراید و کم فروغ میشود و این رکود چند دهه ادامه مییابد تا اینکه با هجرت آیتالله شیخ عبدالکریم حائری احیاشد.
مشاوره-روانشناسی