رازهایی اززندگی آیت الله بهجت

ماجرای نامه علمای نجف به فومن-پدرآیت الله بهجت(کربلایی محمود) چه بود

خاطرات جالب وعجیب فرزند ودیگران از سیروسلوک آقای بهجت

آیت الله محمد تقی بهجت ،فرزندکربلایی محمود،متولدجمعه ۲ شهریور ۱۲۹۵( ۲۵ شوال ۱۳۳۴ قمری)،شهرفومن(گیلان)

پدر آیت الله بهجت ازموثقین ومداحان شهرفومن بوده وی در سن  ۱۷ سالگى بر اثر بیمارى وبا در بستر بیمارى تاحال احتضارپیش می رود،حتی مرگ را حس می کند وتقدیر«حیات»است،ندایی بگوشش میخورد «با ایشان کارى نداشته باشید، زیرا ایشان پدر محمّد تقى است»وشفای کامل می یابد

کربلایی محمود زندگی معمولی خودرا ازسرمی گیرد وبعدازچندسال ازدواج می کند وصاحب اولادمی شود

 نام اوّلین فرزند خود را بیادو نام پدر« مهدى» مى نهد،فرزندبعدی دختر بود ،سوّمین فرزندش را غافل از اتفاقات زمان احتضارمی  «محمّد حسین »نامگذاری مى کند.

۲محمدتقی

 هنگام تولدچهارمین فرزندش ،حوادث دوران احتضار(ایشان پدرمحمدتقی است،امربرزنده ماندن و حیات..)رابخاطرمی آورد واسمش را «محمّد تقى » می گذارد،واما محمدتقی درآب حوض خانه اش فوت می کند، وکربلایی محمودهمچنان یاد الطاف الهی ،اسم فرزندبعدی( پنجمین فرزند)رامجدداً« محمّد تقى »  مى گذارد.

مادر«محمدتقی»  بعدازیک سال واندی اززایمان، فوت می کند.

محمدتقی تحصیل را ازمکتب خانه های زادگاهش« شهرفومن» شروع می کند

 ١٤سالکی به کربلا می رود یعنی درسال۱۳۰۹شمسی(۱۳۴۸قمری)۴سال اقامت درکربلا

آیت الله بهجت:بیش از یک سال از اقامتم در کربلا گذشته بود که مکلف شدم!

در سال ۱۳۵۲ق(۱۳۱۲شمسی). برای ادامه تحصیل به نجف اشرف رفتم.

مراجعت به ایران بعداز۱۵سال

آیت الله بهجت در سال ۱۳۶۳ ه‍ .ق(۱۳۲۴شمسی)  قصدوطن می کند، به ایران مراجعت کرده و چند ماهى در زادگاهش« فومن»می ماند ومجددآماده کوچیدن می شود ،ولی قبل از عزیمت نجف به قم می رود که عرض ادبی به  حضرت معصومه سّلام الله علیهاکرده باشد ونیزدوستان طلبه خودراببیند ،وی چندماهی در قم اقامت می کندواین اقامت کوتاه منجربه اقامت دائمی میشود،اوخبر فوت  اساتیدحوزه نجف رامی شنود،وپیشنهاددوستان را مبنی براقامت درنجف را می پذیرد وماندگارمی شود.

علت برگشت آیت الله بهجت ازنجف به ایران

علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی (تولدمرداد۱۳۰۵وفات تیر ۱۳۷۴) فرزند سید محمد صادق طهرانی می نویسد:طلاب بظاهردوست آقای بهجت  به پدر شیخ نوشتند که پسرت تحصیل را رها  کرده وبه بعضی مجالس دراویش وصوفیه پیوسته است وماندن او در نجف صلاح نیست!..

کربلایی محمودهم ناراحت می شود ونامه پراز غلاظ وشداد-تهدیدآمیز-به محمدتقی می نویست که سریعا برگردد  یعنی احضارش می کند به فومن 

آقای بهجت  نامه پدررا خدمت اقای قاضی می برد ومی گوید پدرم چنین نوشته است در این حال تکلیف من چیست؟

اقای قاضی می گوید مقلد چه کسی هستی می گوید ایت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرحوم قاضی به ایشان می گوید بروید از مرجع تقلیدتان سوال کنید ایشان نیز به محضر اقاسید ابوالحسن اصفهانی می رود وکسب تکلیف می کند آسید حسن اصفهانی می گوید اطاعت پدر واجب است  وبه فومن برمی گردد.

اساتیدآیت الله بهجت

 

آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی-معروف به«کمپانی»

 

آیت الله بهجت پس از اتمام دوره سطح، و درک محضر استادان بزرگی چون آیات عظام: آقا سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، و میرزای نائینی، میرزاعلی آقا قاضی،آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی( کمپانی) استفاده کردو به یاری استعداد درخشان و تأییدات الهی از تفکرات عمیق و ظریف و دقیق مرحوم علامه کمپانی، که دارای فکری سریع و جوّال و متحرک و همراه با تیز بینی بوده، بهره ها برد.
خاطره‌ آیت‌‌الله مصباح از درسی که آیت‌‌الله بهجت از یک کودک گرفت
آیت الله محمد تقی مصباح :در فقه بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد کاظم شیرازی- که شاگردان مرحوم میرزا محمد تقی شیرازی و از استادان بسیار برجسته نجف اشرف بود- استفاده کرده، و در اصول از مرحوم آقای نائینی، و سپس بیشتر از مرحوم آقا شیخ محمد حسین کمپانی اصفهانی فایده برده بودند، هم مدّت استفاده شان از مرحوم اصفهانی بیشتر بود و هم استفاده های جنبی دیگر. 

ازنظر رفتار هم خیلی تحت تأثیر مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی بودند، چون گاهی مطالبی را از ایشان با اعجابی خاص نقل می کردند، و بعد نمونه هایش را ما در رفتار خود ایشان می دیدیم. پیدا بود که این استاد در شکل گرفتن شخصیت معنوی ایشان تأثیر بسزایی داشته است.


همچنین در درسهای اخلاقی آقا سید عبدالغفار در نجف اشرف شرکت جسته و از آن استفاده می نموده،و در سن ۱۸ سالگی به محضر پر فیض عارف کامل حضرت آیت الله سید علی آقای قاضی بار می یابد، و مورد ملاطفت و عنایات ویژه آن استاد معظّم قرار می گیرد و در عنفوان جوانی چندان مراحل عرفان را سپری می کند که غبطه دیگران را بر می انگیزد، آیت الله قاضی از کسانی بودند که مُمَحَّضِ در تربیت افراد از جهات معنوی و عرفانی بودند، مرحوم علامه طباطبایی و مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد تقی آملی و مرحوم آقا شیخ علی محمد بروجردی و عده زیادی از بزرگان و حتی مراجع در جنبه های اخلاقی و عرفانی از وجود آقای قاضی بهره برده بودند. آیت الله بهجت از اشخاص دیگری نیز گهگاه نکاتی نقل می کردند مثل مرحوم آیت الله آقا شیخ مرتضی طالقانی 

 

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:روحیه کنجکاوی همراباجسارت آیت الله بهجت فومنی که لازمه اش صبوری وصرف وقت است از خصوصیات بارز ایشان است که درادامه داستانی اززبان آیت الله مصباح یزدروایت می شود: 

خود آقای بهجت نقل می کردندکه شخصی -در آن زمان -در صدد بر آمده بود که ببیند چه کسانی سحر ماه مبارک رمضان در حرم حضرت امیر علیه السلام در قنوت نماز وترشان دعای ابو حمزه ثمالی می خوانند، تعدادکسانی را که مقید بودند این عمل را هر شب در حرم حضرت امیر( ع) انجام بدهند شمرده بود و بیش از هفتاد نفر شده بودند.

ادامه توضیحات مدیریت سایت:پسرش -علی آقا-نقل می کند ماوقتی درخاطراتش دقت می کنیم،خوبیهایی را که از قول یک مفعول نقل می کند،درواقع فاعلش خودش است.یعنی این خودآقای بهجت است که این تحقیقات وقتگیر وادامه داررا انجام داده،یعنی ایشان بایدچندین شب ازشبهای ماه رمضان به حرم حضرت علی (ع)می آمده وهمه علمایی که درسحرگاهان برای زیارت وعبادت  می آمدند را زیرنظرمی داشتند وهم باید متهجدین را رصدمی کرده وهم ازبین این نمازشب خوانها چندنفرشان درقنوتشان«دعای اوحمزه ثمالی»رامیخواندند را شمارش می کرده وجالب اینکه خودش هم مقیدبه تهجدبوده وقرائت دعای ثمالی درقنوت وتر!/پایان


در قم از محضر آيت الله العضمي حجت كوه كمره اي استفاده كرده و در بين شاگردان آن فقيد سعيد درخشيد. چند ماهي از اقامت حضرت آيه الله العظمي بروجردي در قم نگذشته بود كه آيت الله بهجت وارد قم شد، و همچون حضرات آيات عظام امام خميني، گلپايگاني و ... به درس فقيد سعيد مرحوم بروجردي حاضر شد.

خمینی کرمانشاه چه کسی بود/ عارفی که مبارز شد

خاطره آیت الله سیدابراهیم خسروشاهی(متولد۱۳۰۳) ازبستری شدن آقای بهجت دربغداد

 حضرت آیت‌الله بهجت که در حوزه علمیه نجف مشغول فراگیری علوم حوزوی بود بیمار می‌شود و برای مداوا به بیمارستانی در بغداد منتقل و بستری می‌شود.

پرستار آیت‌الله بهجت یک زن مسیحی بود و دید ایشان هیچ توجه‌ای به او ندارد. پرستار می پرسد؛ چرا به من توجه نداری، مگر من زیبا نیستم؟!

آقای بهجت در پاسخ گفت: من «زیبایی دارم»، می‌ترسم اگر به تو توجه کنم، او (جمیل) به من توجه نکند!  

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این داستان راآیت الله حسین جواهری قمی بنقل ازآیت الله خسروشاهی نقل می کند واضافه کنم که آقای بهجت مردزیبارویی بود،مخصوصا درآن زمان بستری شدن که جوان خوش اندامی بوده

سبک تدریس وجسارت آیت الله بهجت درارائه نظرات
آيت الله مصباح یزدی :آيت الله بهجت از همان زماني كه آيت الله بروجردي در قم درس شروع كرده بودند از شاگردان برجسته واز مُستَشكِلين معروف و مبرّز درس ايشان بودند. معمولاً استاداني كه درس خارج مي گويند، در ميان شاگردانشان يكي دو سه نفر هستند كه ضمن اينكه بيش از همه مطالب را ضبط مي كنند احياناً اشكالاتي به نظرشان مي رسد كه مطرح و پي گيري مي كنند تا مسائل كاملاً حل شود، اينان از ديگران دقيق ترند، و اشكالاتشان علمي تر و نياز به غور و بررسي بيشتري دارد، و ايشان در آن زمان چنين موقعيتي را در درس مرحوم آيت الله بروجردي داشتند. 
 ايشان در بيان مطالب سعي مي كردند ابتدا مسأله را از روي كتاب شيخ انصاري قدس سره مطرح كنند، و بعد هر كجا مطلب قابل توجهي از ديگران مخصوصاً از صاحب جواهر قدس سره در طهارت، و از مرحوم حاج آقا رضا همداني و ديگران مطالب برجسته اي داشتند آن را نقل مي كردند، و بعد هر جا خود ايشان نظر خاصي داشتند آن را بيان مي كردند. اين شيوه از يك طرف باعث اين مي شد كه انسان از نظر استادان بزرگ در يك موضوع آگاه بشود و در عين حال صرفه جويي در وقت مي شد. استادان ديگر هم براي تدريس شيوه هاي جالبي داشتند كه شايد براي مبتدي مفيدتر بود كه هر مطلب را از هر استاد جداگانه طرح مي كردند، ولي خوب اين باعث مي شد كه وقت بيشتري گرفته بشود و احياناً مطالبي تكرار بشود.
در ضمن تدريس، در ميان نكته هايي كه از خود ايشان ما استفاده مي كرديم و طبعاً بعضي از اين نكته ها چيزهايي بود كه ايشان از استادانشان شفاهاً دريافت كرده بودند، به مطالب بسيار ارزنده و عميق و داراي دقتهاي كم نظيري بر مي خورديم.

واکنش آیت الله مسعودی خمینی به اظهارات صدیقی: اگر میت چشمانش را باز کرده، پس زنده بوده؛ چرا گذاشته اند او دوباره تلف شود؟/ ممکن است برخی با شنیدن این مباحث از اسلام خارج شوند/ آقایان به دنبال چه هستند؟

آيت الله علی اکبرمسعودي خمینی(۱۳۱۰)که ازشاگردان آيت الله  بهجت بودند می گوید :
 سبك درس ايشان سبك خاصي است. معمولاً آقايان مراجع و بزرگان در درس خارج يك مسأله اي را مطرح مي كنند و اقوال ديگران را يكي يكي ذكر مي كنند، سپس يكي را نقد مي كنند و ديگري را تأييد، و سرانجام يكي از آن نظرات را مي پذيرند، يا نظريه ديگري را انتخاب مي كنند. ولي ايشان بر خلاف همه، نقل اقوال نمي كنند بلكه ابتدا مسأله را مطرح مي كنند و بعد روند استدلالش را بيان مي كنند. اگر شاگرد آراء علماء را ديده و مطالعه كرده باشد، مي فهمد كه دليلي را كه استاد ذكر مي كند چه كسي گفته است، و اشكال يا تأييدي را كه مي كند مي فهمد به سخن چه كسي اشكال يا قول چه كسي را تأييد مي كند. لذا هر كس بخواهد در درس ايشان شركت كند بايد مباني و نظرات آقايان ديگر را ديده باشد. 

آیت الله مصباح یزدی:امام خمینی درپاره ای ازمشکلات به آیت الله بهجت رجوع می کرد

آقای مصباح بنقل از آیه الله مشکینی(رئیس مجلس خبرگان) نقل می کند : ما خدمت حضرت امام خمینی بودیم بحث  مسائل اخلاقی پیش می آمد،می گفتیم به کی مراجعه کنیم در این گونه مسائل؟

امام خمینی میفرمودند:به آقای بهجت مراجعه کنید.

عرض می کردیم ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و مطرح بشوند و اینها، امام می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه کنید اصرار کنید. مرحوم امام کس دیگری را به این عنوان معرفی نکردند.

آقای مصبح می گوید:بنده هم از مرحوم آقا مصطفی شنیدم که می گفتند که حضرت امام خمینی نظر خاصی به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلاتشان به ایشان ارجاع می دادند،

 جناب آقای مسعودی (علی اکبر)که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را داشتند ایشان بخاطر اینکه اهل خمین بودند و به منزل امام، زیاد رفت و آمد داشتند نقل می کردند که بارها اتفاق افتاد مشکلی برای امام پیش آمد یا بیماری سختی مثلاً بستگانشان داشتند، ایشان مرا می فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می گویند و مکرّر اتفاق افتاد که ایشان می فرمودند بروید قربانی کنید گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند قربانی کنید 

آیت الله مسعودی درمصاحبه باجهان نیوز می گوید: گویا بر سر ساخت گنبد مطلای حضرت معصومه سلام الله علیها، هم آیت‌الله بهجت تاکیدی داشتند. درست است؟

جواب آقای مسعودی:بله. هنگام ساخت گنبد من خدمت مقام معظم رهبری رفتم و گفتم که نظر آقای بهجت است که این گنبد ساخته شود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند هر چه آقای بهجت گفته باشند من چشم بسته قبول می کنم. بعد من گفتم که من از شما حمایت معنوی می‌خواهم تا بتوانم این کار را انجام بدهم.

رابطه صمیمانه آیت الله خامنه ای با آیت الله بهجت

يکي از افرادي که از نزديک در جريان اين ملاقات قرار داشته است در گفت وگو با خبرنگار مشرق(مرداد ۱۳۸۹ ) با بيان اين خاطره، گفت: مقام معظم رهبري همواره با هدف زيارت حرم مظهر حضرت معصومه سلام الله عليها و خواندن نماز و مناجات در مسجد جمکران، در ساعات خلوت يا اواسط شب، به همراه تعداد محدودي از محافظان خود عازم شهر قم مي‌شوند که اين ديدارها معمولا به دور از انظار عمومي انجام مي‌شود.
وي با اشاره به رابطه صميمي و عاطفي قوي بين رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام تقليد، افزود: ايشان اصرار فراواني داشتند که هر بار که به شهر قم مشرف مي‌شدند ديداري نيز با حضرت آيت الله شيخ محمدتقي بهجت داشته باشند.
وي در ادامه با نقل خاطره‌اي از يکي از آخرين ديدارهاي اين دو بزرگوار، گفت: «مقام معظم رهبري نيمه شبي خطاب به محافظان خود فرمودند بايد عازم قم شويم که ظاهراً هدف‌شان عيادت از اين مرجع معظم تقليد بود زيرا خبر رسيده بود که ايشان بيمار شده‌اند. ايشان پس از ورود به قم، طبق سنت هميشگي به سوي منزل آيت‌الله بهجت ـ قدس الله نفسه الزکيه ـ رفتند و آن مرجع فقيد(آقای بهجت) نيز به گونه اي به استقبال ايشان آمدند که به نظر مي‌رسيد به طريقي از حضور سرزده مقام معظم رهبري مطلع شده باشند.
وي ادامه داد: حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مانند هميشه ساعتي به گفت و شنود خصوصي با ايشان پرداختند و آيت‌الله بهجت نيز پس از اتمام ملاقات ايشان را تا داخل کوچه بدرقه کردند.

آيت الله محمد حسين احمدی فقيه يزدی(متولد ۱۳۲۸ شمسی):

آیت الله احمدی فقیه یزدی
 نوعاً ايشان چند مسئله اصلي يا فرعي را كه عنوان مي فرمودند بعد از توجه به ظرافت هاي حديث و روايت و يا آيه شريفه اي كه دلالت بر موضوع بحث داشت، مقايسه اي بين موضوع بحث و ساير بحثهاي مشابه مي نمودند و دقت عقلي و فكري خاصي در تعادل آن دو انجام مي دادند، آنگاه نتيجه مي گرفتند كه انصافاً نتيجه علمي و جديد بود. و حقيقتاً مطلبي را كه ذكر مي كردند ناشي از اوج و عظمت ديد و فكرشان بود كه از ائمه عليهم السلام و اسلام گرفته بود و اجتهاد صحيح نيز هم اين گونه بحث و تجزيه و تحليل كردن است. 

حجت السلام  قدس( امام جمعه سابق كلاچای )كه افتخارشاگردی ایشان را داشته مي گويد:
روال آيت الله العظمي بهجت اين بود كه پيش از شروعِ درس، حدود ده دقيقه موعظه مي كرد، ولي نه به عنوان موعظه بلكه به عنوان حكايت حال بزرگان نقل می کرد.

روحانی جوان درجمع بزرگان حوزه نجف عرض اندام می کند
آیت الله مصباح :روزي آقای بهجت در درس كفايه يكي از شاگردانِ مرحوم آخوند خراساني به نحوه تقرير مطالب آخوند خراساني توسط استاد اعتراض مي كند، ولي با توجه به اينكه از همه طلاب شركت كننده در درس كم سنّ و سال تر بوده در جلسه بعدي پيش از حضور استاد مورد اعتراض و انتقاد شديد شاگردان ديگر قرار مي گيرد، ولي در آن هنگام ناگهان استاد وارد مي شود و متوجه اعتراض شاگردان به ايشان مي گردد. سپس خطاب به آنان مي فرمايد: « با آقاي بهجت كاري نداشته باشيد» همه ساكت مي شوند آنگاه استاد ادامه مي دهد: « ديشب كه تقريرات درس مرحوم آخوند را مطالعه مي كردم متوجه شدم كه حقّ با ايشان است » و پس از اين سخن، از جديت و نبوغ آيت الله بهجت تمجيد مي نمايد.
يكي از علمای نجف مي گويد:
« ايشان در درس، به مرحوم آيت الله غروي امان نمي داد، و پيوسته بحثها را مورد نقد قرار مي داد »

مرحوم آيت الله حاج شيخ مرتضي حائري:
آقای بهجت با اظهار نظرهاي دقيق و اشكالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب كرده بود كه چند روزي مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ايرادها براي ما هم مفيد بود؛ ولي آقاي بهجت براي گريز از شهرت ديگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه مي دادند معلوم مي شد اگر بالاتر از ديگران نباشند بي شك كمتر از آنان نيستند. »


علامه محمد تقي جعفري :« آن هنگام كه در خدمت آقا شيخ كاظم شيرازي مكاسب مي خوانديم، آيت الله بهجت نيزدر درس ايشان شركت مي نمودند، خوب يادم هست كه وقتي ايشان اشكال مي كردند آقا شيخ كاظم با تمام قوا متوجه مي شد، يعني استادخيلي دقيق و عميق به اشكالات آقاي بهجت توجه مي كرد، و همان موقع ايشان در نجف به فضل و عرفان شناخته شده بود. »

آيت الله سيد محمد حسين طهراني در كتاب انوارالملكوت مي نويسد:آيت الله حاج شيخ عباس قوچاني، وصيّ سيد علي آقاي قاضي مي فرمودند: آيت الله العظمي حاج شيخ محمد تقي بهجت در فقه و اصول به درس مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني حاضر مي شدند و چون به حجره خود در مدرسه مرحوم سيّد باز مي گشتند بعضي از طلابي كه در درس براي آنها اشكالاتي باقي مانده بود به حجره ايشان مي رفتند و اشكالشان را رفع مي نمودند. و چه بسا ايشان در حجره خواب بودند و در حال خواب از ايشان مي پرسيدند و ايشان هم مانند بيداري جواب مي دادند جواب كافي وشافي، و چون از خواب بر مي خاستند و از قضايا و پرسشهاي در حال خواب با ايشان سخن به ميان مي آمد ابداً اطلاع نداشتند و مي گفتند: هيچ به نظرم نمي رسد و از آنچه مي گوييد در خاطرم چيزي نيست.


آیت‌الله علی‌اکبر فیض، معروف به مشکینی: ايشان از جهت علمي در يک مرتبه خيلي بالايي در ميان فقهاي شيعه قرار دارند

حجت السلام محمود امجد: آیت الله بهجت در علميت در افق اعلي است. فقيهي است بسيار بزرگ، و معتقدم كه بايد مجتهدين پاي درسشان باشند تا نكته بگيرند و بفهمند، و حق اين است كه درس خارج را بايد امثال آيت الله بهجت بگويند نه آنهايي كه به نقل اقوال بسنده مي كنند. 
آيت الله محمدتقی  مصباح یزدی: اولين چيزي كه ما را جذب كرد آن جاذبه معنوي و روحاني ايشان بود. ولي تدريجاً متوجه شديم كه ايشان از لحاظ مقامات علمي و فقاهت هم در درجه بسيار عالي قرار دارد. اين بود كه سعي كرديم خدمت ايشان درسي داشته باشيم تا وسيله اي باشد هم از معلومات ايشان بهره اي ببريم، و هم بهانه اي باشد كه هر روز خدمت ايشان برسيم و از كمالات روحي و معنوي آقا بهره مند شويم. كتاب طهارت را در خدمت ايشان شروع كرديم، ابتدا در يكي از حجرات مدرسه فيضيه چند نفر از دوستان شركت مي كردند، و بعد از گذشت يك سال، يكي دو سالي هم در حجره اي در مدرسه خان (مدرسه مرحوم آيت الله بروجردي) خدمت ايشان درس داشتيم، و بعدها كه ضعف مزاج ايشان بيشتر شد از آن به بعد در منزل، خدمتشان مي رفتيم كه يک دوره طهارت را خدمت ايشان خوانديم
تشویق  استادشهیدمرتضی مطهري به طلاب برای شرکت در درس آیت الله بهجت

آيت الله محمد حسين احمدي يزدي : آيت الله شهيد مطهري درباره درس آيت الله بهجت به ما خيلي سفارش مي كرد و مي فرمود: حتماً در درس ايشان شركت كنيد مخصوصاً در اصول، چون آقاي بهجت درس آقا شيخ محمد حسين اصفهاني را ديده حتماً در درس ايشان شركت كنيد.

رهنمودآیتشيخ مرتضي حائري یزدی برای شناسایی اساتیدتوانمند ومفید
آیت الله سیدابراهیم خسرو شاهي ،فرزندسیدهاشم(متولد۱۳۰۳):بنده در درس فقه خارج خيارات آيت الله العظمي شيخ مرتضي حائري شركت مي كردم. ايشان اواخر عمر مريض بودند و درسشان تعطيل شد. ک روز وقتي كه آيت الله حايري از حرم بيرون مي آمدند، به خدمتشان رفتم و پس از سلام عرض كردم: ان شاء الله درس را شروع مي فرماييد؟
فرمودند: نه،بعد فرمودند: شما كه جوان هستيد من يک ضابطه اي را در اختيار شما قرار بدهم، و آن اينكه

درس كساني شركت بكنيد كه فقط نقل اقوال نكنند، بلكه اقوال را بررسي كرده و نكاتي را در درس بيان كنند كه در فعليت رساندن ملكه اجتهاد خيلي سودمند باشد.

چون درسي براي شما مفيد است كه اين ملكه اجتهاد را از قوه به فعليت برساند، و تنها به نقل اقوال كفايت نكند. 
من همان جا به ايشان عرض كردم: جناب عالي كسي را با اسم براي ما معرفي بفرماييد. فرمودند: « من از اسم بردن معذورم » عرض كردم: من در درس آيت الله العظمي بهجت شركت مي كنم.

ايشان اظهار رضايت نمود و تبسم كردند و فرمودند:  درس ايشان(آقای بهجت) از نظر دقت و محتوا همين قاعده و ضابطه اي را كه به شما گفتم دارد، خوب است كه در درس ايشان شركت مي كنيد. درس ايشان از هر جهت سازنده است هم از جهت علمي هم از جهت اخلاقي، اين درس را ادامه بدهيد. 

 آیت الله سیدمرتضی یزدی  فرزند حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی -متولد ۱۲۹۵ش.وفات ۱۵ اسفندماه ۱۳۶۴

وفات آیت الله بهجت:۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸  عمر۸۰سال

درروزگاری که تدریس ویادگیری فلسفه برابرباکفروالحادبود

مرحوم آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی در مجالس روضه هفتگی آقای قاضی شرکت می کرد، ولی در آن عصر هنوز معروف نشده و به عنوان مرجع مطرح نبودند. این دو بزرگوار با هم خیلی دوست و رفیق بودند، و در فقه هم مباحثه بودند.

آیت الله قاضی بامکاشفه سالهاپیشترمرجعیت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی پیش بینی کرده بود
در آن موقع آقای قاضی در خواب یا مکاشفه می بیند که بعد از اسم مرحوم آیت الله سید محمد کاظم یزدی نام آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی نوشته شده و متوجه مرجعیتشان شده و این مطلب را به ایشان می گویند. بعد هاایشان هروقت از زمان این مرجعیت می پرسید آقای قاضی می گفتند:هنوز وقتش نرسیده.
تا آن که بعد از وفات مراجع عصر ( آیت الله سید محمد کاظم یزدی)به مرجعیت می رسند وکم کم مرجعیتشان گسترده و تام می گردد.

در زمان مرجعیت آیت الله آسیدابوالحسن اصفهانی به خاطر جو عمومی حوزه که آن زمان مخالف عرفا بود و نیز سعایت هایی که از روش آقای قاضی و شاگردان نزد ایشان می شود، شهریه شاگردان آقای قاضی قطع می شود و بعضی از آن ها تبعید می شوند.
آقای سید محمد حسن قاضی در این باره می فرماید:
« بله، شهریه علامه طباطبایی و بقیه شاگردان را قطع کردند. علاوه بر این، کارهای دیگری هم کردند.

ماجرای مسجدطریحی

یک مسجدی در نجف بود به نام مسجد طریحی که یک اتاق هم داشت. یک عده آمدند خدمت آقا- علامه طباطبایی با چند نفر دیگر- که ما وقتی می آییم منزل شما چون آن جا یک اتاق هست بچه ها باید بیرون روند و این باعث اذیت است شما بیایید این مسجد نماز بخوانید و بعد از آن هم می توانیم در اتاق بنشینم و جلسات و صحبت هایمان را داشته باشیم. ایشان قبول کردند و آقای قاضی می رفتند آن جا، بعد از مدتی عده ای از همسایه ها جمع شدند که آقای قاضی این جا می آید یک چراغی برای مسجد بگذاریم و یک مقداری رسیدگی کنیم. آن عده ای هم که می آمدند مسجد پیش آقا ۱۲-۱۰ نفر بیشتر نبودند.

سنگباران محل تدریس آیت الله قاضی بخاطرفلسفه
اما عده ای از طلبه های آن زمان خبردار شدند و ریختند آن جا و چراغهایش را شکستند، سجاده زیر پای آقا را کشیدند و سنگ باران کردند، بله همان طلبه های آن زمان.


قطع شهریه طلاب نجف بخاطرشرکت دردرس فلسفه

 آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی (متولد۱۲۹۶شمسی متوفی ۱۳۶۸)از نظر اقتصادی بسیار در تنگنا بود زیرا در نجف اشرف شهریه ایشان به خاطر شرکت در درس آقای قاضی قطع شده بود.


فلسفه دانها وفلسفه خوانهااز فقه جعفری خارجند!
 آسید ابوالحسن، فقیه و مرجع تقلید بودند و بعد هم این نظر را داشتند که کسانی که در غیر از فقه جعفری(ع) فعالیت داشته باشند، این شهریه برایشان جایز نیست و وقتی این نظر اعلام شد شاگردان آقای قاضی متفرق شدند. »

صبوری ومظلومیت آیت الله قاضی غیرقابل تحمل بود
آقای سید محمد حسن قاضی بنقل ازشیخ حسین محدث خراسانی می گوید:من از نجف بیرون آمدم به علت ناراحتی از وضع زندگی استادم مرحوم قاضی، که خود در برابر افرادی که با روش عرفانی او مخالفت می ورزیدند، سکوت می کرد و رفقای خود را هم امر به آرامش می نمود و این عمل برای من غیر قابل تحمل بود.
و ( پدرم) مکرر می گفت:نمی خواهم در تاریخ نوشته شود که قاضی به علت مخالفت با فقهای روزگار خود به قتل رسید. 
من به پدرم گفتم: مهاجرت کن« الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا فیها»آیا زمین خدا پهناور نبود تا در آن هجرت کنید؟ سوره نسا آیه۹۷
گفتند:من با زحمت فراوان خودم را به این شهر مقدس رساندم و هیچ حاضر نیستم که از آن دست بکشم و عمرم هم به سر آمده است و خیلی راضی هستم. ولی شما باید مهیا باشید چه این که اگر به اختیار هم بیرون نروید شما را به زور و اکراه بیرون می کنند و شما باید هر جا که باشید مرا از یاد نبرید و از برای من طلب مغفرت کنید.

 سنگباران خانه آیت الله قاضی
 آیت الله سیدعبدالکریم کشمیری : حتی بعضی از اهل دانش، سنگ جمع کرده بودند و به در خانه آقای قاضی می زدند! در مدرسه جدّ ما هم یک نفر از اهل دانش با صدای بلند گفت: بعضی ها پیش صوفی می روند ( و منظورش من بودم )شکم قاضی را می درم.

نامه علمای مخالف فلسفه  به فومن- کربلایی محمود 
در کتاب فریادگر توحید آمده :چون حضرت آیت الله محمدتقی بهجت به خدمت آقای علی آقاقاضی می رسد، 

فریادگر توحید: نگاهی به زندگی عارف کامل حضرت آیت‌الله العظمی بهجت

عده ای از فضلای نجف به پدر آیت الله بهجت نامه می نویسدند که پسرت دارد گمراه می شود و نزد فلان شخص (قاضی) می رود.
پدر ایشان نیز برایش نامه ای می نویسد که راضی نیستم بجز واجبات عمل دیگری انجام دهی و راضی نیستم درس فلانی بروی، ایشان نامه پدرش را خدمت آقای قاضی می آورد و می گوید پدرم چنین نوشته است و در این حال تکلیف من چیست؟ آقای قاضی می گوید: مقلد چه کسی هستی؟
می گوید: آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم قاضی به ایشان می گوید: بروید و از مرجع تقلیدتان سؤال کنید.
ایشان نیز به محضر آسید ابوالحسن اصفهانی می رود و کسب تکلیف می کند، سید می گوید اطاعت پدر واجب است.
از آن پس آیت الله بهجت سکوت اختیار می کند و دیگر هیچ نمی گوید و این رویه ایشان امتداد پیدا می کند و در همان ایام درهایی از ملکوت به روی ایشان باز می شود. 

واما روحیه کنجکاوی وتحقیق آقای بهجت  موجب شد بعدها-درقم- بدنبال علوم عقلی برود، اشارات ابن سینا و اسفار ملا صدرا را نزد مرحوم آیت الله سید حسن بادکوبه ای فرا گرفت.

 حجت الاسلام «علی بهجت »فرزند آیت ‌الله بهجت درمصاحبه با شبکه قرآن و معارف تلویزیون(تیر ۱۳۹۳) می گوید: علامه طباطبایی  می‌گفتند که ما بعد از ۵، ۶ سال ماندن در نجف توانستیم به محضر آقای قاضی برسیم اما آیت‌الله بهجت از همان ابتدا به محضر آقای قاضی رسیدند.

نحوه آشنایی آیت الله بهجت با میرزاعلی آقاقاضی طباطبایی

علی بهجت ازقول پدرمی گوید:  اولین باری که نام ایشان را شنیدم اینطوربود که من در کربلا بودم که یک آقایی شب‌های پنجشنبه برای زیارت از نجف به کربلا می‌آمد و در مدرسه ما وضو می‌گرفت من تعارفش می‌کردم که به حجره ما بیاید و او نیز دعوت مرا می‌پذیرفت از طریق این فرد که بعدشناختم  (محمدحسن الهی)برادر علامه طباطبایی بود نام آقای قاضی را شنیدم.

فاضل گیلانی کیست؟

آقای قاضی وقتی  استعداد وتوانمندی  آقای بهجت را متوجه می شود،مراتب علمی اوراتأییدمی کند خطاب به وی می گوید: «أشهد أنّک فاضل» و از آن ببعدآقای بهجت به«فاضل گیلانی» شهرت یافت.

آقای قاضی ازنیت ها وتصمیم هاخبرداشت
پدرم می گفت: من در تمام مدتی که درنزدآقای قاضی بودم  سؤالی از او نکردم ولی  سوالی نبود که در ذهن من باشد الا این که استاد جواب مرا متوجه می شد وپاسخ می داد،بون اینکه کلمه ای برزبان بیاورم!

پدر بعد از این که این موضوع را بیان کردند لبخندی زدند و گفتند ۲، ۳ بار حتی استاد نام مرا بردند و گفتند در پاسخ به سؤال آقای بهجت!. به طوری که یک بار کنار دستی من به من نگاه کرد و گفت تو که سؤالی نپرسیده‌ای چرا استاد می گویند در پاسخ به سؤال تو؟

مدیرت سایت-پیراسته فر:اصلاحات-درمصاحبه علی آقا- ویرایشی انجام گرفته،حتی دربیان خاطرات دیگرانی که ازآیت الله بهجت گفته اند اصلاحاتی انجام دادم+تصاویر

علی آقا درمصاحبه دیگری باخبرگزاری فارس(اردیبهشت۱۳۹۱) می گوید:

یکی از آقایان که الآن از مقامات است، سال‌ها قبل به من گفت روزی وقتی آقای بهجت از حرم آمد، به من گفت ما وقتی کودک بودیم و سالها قبل از بلوغ، هنگام خواندن نماز چیزهایی را می‌دیدیم که فکر می‌کردیم همه دارند می‌بینند. یعنی در نماز ایشان آن پرده‌های باطنی کنار می‌رفته است.

نمازجماعت آیت الله بهجت درنوجوانی درکربلا-درچهارپایه

توضیحان مدیرسایت:«آخوندوانشا»بزبان رشتی - آخوند=روحانی/وانشا=محصولی که هنوز جوانه است -یعنی نوجوانی که تازه درس طلبگی راشروع کرده ویا به کسی می گویند که بتازگی مبلس به لباس روحانیت شده

پدرم در خاطراتش می‌گوید :اولین  روزی که به کربلا رسیدم، دیدم آقایی نماز فوق‌العاده‌ای می‌خواند. در یک رواق کوچک که شاید دو تا فرش جا می‌گرفت عده‌ای نیز با ایشان نماز می‌خواندند. تصمیم گرفتم  فردا صبح به اینجا بیایم. فردا صبح که آمدم، آنقدر کوچک بودم(داخل چهارپایه جایم می شد) که کنار چهار پایه‌ای که درکنار صف اول بود،شمع‌های حرم را رویش روشن می‌کردند، ایستادم، فکر کردم که اگر بروم در چهار پایه جایم می‌شود. چون اگر درصف بایستم، مردم بخاطرتنگی جامرا بیرون می‌کنند و می‌گویند جا کم است،سرانجام به این نتیجه رسیدم که کنار چهار پایه بایستم که بمحض قصد بیرون کردنم راداشتند،بروم داخل چهار پایه نمازم رابخوانم ! اتفاقا کسی بیرونم نکرد. همان آقا برای نماز آمد و روز جمعه بود و ایشان سوره جمعه را خواند. خدا می‌داند در نمازش چه احوالاتی را سیر می‌کرد؛ نگفتنی است.

مگس ومورچه هم درپناه آیت الله بهجت آزادی عمل داشتند

همه موجودات و جنبنده‌هایی که در خانه بودند در پناه ایشان آزادی داشتند. اصلا اجازه سم پاشی و کشتن موجودات را نمی داد و بارها بنده را توبیخ می‌کرد که مگر نگفتم مگس را نکش! در فصل بهار معمولا مگس به اتاق ایشان می‌آمد. صبحها هنگام کارها و مطالعاتشان بوسیله بادبزن و یا عصا مگس‌ها را این طرف و آن طرف می‌کردند.

حجت الاسلام علی بهجت: گاهی بنده زودتر از ایشان می‌رفتم و حساب همه مگس‌ها رامی‌رسیدم

(می کشتم) تا ایشان اذیت نشوند. یک بار به من توبیخ کردند که مگر نگفتم اینها نکش و فقط بیرونشان کن. من به شوخی گفتم نمی‌شود دانه دانه آنها را بگیری و بیرون کنی، باید چند نفر را بیاوریم که فقط اینها را بیرون کنند تازه دوباره از یک سوراخ دیگری به داخل می‌آیند. خوب من هم آنها را بیرون کردم فقط از هستی بیرونشان کردم. پدرم گفت پناه بر خدا.

کرامات آیت الله میرزاعلی آقاقاضی


 آیت الله شیخ حسنعلی نجابت شیرازی : کسی چندین نوبت قصد سوء قصد به جان آقای قاضی کرد اما موفق نشد. یک وقت پیغام فرستاد که دیگر امشب حتماً تو را خواهم کشت.

آقای قاضی درانتظارقاتل!

آقای قاضی آن شب تنها در اتاق خوابیدند وگفتند:درب خانه را هم باز بگذارید تا راحت و بدون مانع وارد شود.
پس نیمه های شب آن بدبخت نادان بی هیچ مانعی وارد منزل آقای قاضی شد!-از این که در را برایش باز گذاشته بودند متعجب شده بود!، فوراً به طرف اتاق آقای قاضی حرکت می کند

«دود»مأمورحفاظت ازآیت الله قاضی

اما در آن جا با صحنه غیر منتظره ای روبرو می شود و می بیند از اتاق آقای قاضی دود بیرون می آید.

اندکی درب اتاق را باز می کند و مشاهده می کند که اتاق آتش گرفته و دود همه جا را فراگرفته!آقای قاضی هم در گوشه اتاق افتاده اند

به هر حال پیش خودش فکر می کند که این طور بهتر شد، چون ایشان در این سانحه آتش سوزی وفات می کند و مسئولیتی هم متوجه ام نخواهد شد،پس به سرعت منزل ایشان را ترک می کند.

 آقای قاضی درموردشب حادثه می گوید

نیمه های شب دیدم احساس خفگی می کنم، بیدار شدم دیدم بخاری به روی زمین افتاده و فرش آتش گرفته و دود همه جا را فرا گرفته، فوراً آتش را خاموش کردم، درها و پنجره ها را باز نمودم و دوباره خوابیدم
.. با تمام این ها ببینیم آقای قاضی در برابر تمام این سعایت ها، بدگویی ها، مخالفت ها، بی احترامی ها چگونه برخورد می کند. او عظیم است، دریا دل است، خم به ابرو نمی آورد و نه تنها تکفیر و تفسیق نمی کند بلکه هم چنان به ادب در برابر مرجع تقلید می نشیند و به شاگرد عزیزش(بهجت) می گوید:به حرف سیّد(ابوالحسن اصفهانی) گوش کن و از شهر خارج شو.
و با تمام این مشکلات حتی کسانی را که خدمت ایشان می رسند، برای تقلید خدمت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی می فرستد و می فرماید:بروید و از ایشان تقلید کنید
آیت الله سید عبدالکریم کشمیری (متولد۱۳۴۳قمری-وفات ۱۸  فروردين ۱۳۷۸  (ه .ش) مطابق با ۲۰ ذى الحجّه ۱۴۱۹ در سن ۷۶ سالگى )قبرش حرم حضرت معصومه-قم- كنار قبر علامه طباطبايى به خاطر جو حوزه نجف، آن روزها به اهل عرفان و به ایشان به دیده بی احترامی نگاه می کردند و ایشان هیچ ناراحت نمی شد و توجه نداشت، فرزندش - سید محمد علی قاضی نیا- می گوید:پدربه آقای بهجت گفتند: شما بروید فعلاً صلاح نیست این جا بمانید.شدند.

باهمه حتی مخالفین برخوردمسالمت امیزداشت.و این ویژگی روح های بزرگ است که چون دریا همه چیز را در خود حل می کنند و دم برنمی آورند.
آقای کشمیری میگوید: زیبایی عرفان قاضی به همین اثباتی بودن آن است. یعنی به راحتی دیگران را انکار نمی کرد و با همه، مثبت برخورد می کردند در حالی که بسیاری از بزرگان و فقهای عصر با ایشان مخالف بودند، شهریه او و شاگردانشان را قطع کرده و اتهامات درویشی گری و صوفی گری به او می زدند، اما آقای قاضی با آن ها دریا دلانه روبرو می شدند.
مثلاً در عین اینکه آقا میرزا عبدالغفاراصفهانی معروف به نجم الدوله (تولد۱۲۵۹-وفات۱۳۲۶ق.)جواب سلام آقای قاضی را نمی دادند به شاگردان شان توصیه می کردند که: بروید پشت سر آمیرزا عبدالغفار نماز بخوانید، ایشان نمازهای خوبی دارند. 

حاج میرزا عبدالغفار خان «نجم‌الدوله» اصفهانی(تولد۱۲۵۹-وفات۱۳۲۶قمری) لقب پدر تقویم هجری شمسی از آن اوست؛ منجم سلطنتی دربار قاجار و کسی که تمام زندگی‌اش را با ریاضیات و هندسه و نجوم گذراند.
و اینک کرامت و عظمت آقای قاضی را در این ماجرا ببینید:
آقای قاضی احترام آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و اطاعت از ایشان را واجب می دانستند و می فرمودند:
 علم و پرچم اسلام اکنون بدست ایشان است و همه وظیفه دارند که ایشان را به هر نحو ممکن یاری کنند.
همیشه با احترام و تجلیل از ایشان نام می بردند اما از تلاقی با ایشان پرهیز داشتند و علت آن هم این بود که خیلی مراقب نفس بودند که مبادا کاری کنند که از هواپرستی ناشی بشود.
چون ریاست و مرجعیت بدست آیت الله اصفهانی بود. ایشان می ترسید که مبادا با آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مثلاً یک دفعه تواضعی بکند که شبهه نفسانی داشته باشد

بیوگرافی میرزاعلی آقاقاضی طباطبایی

سید علی قاضی طباطبایی،متولد در ۱۳ ذی الحجة سال ۱۲۸۵درتبریز-پدر ایشان، سیّد حسین قاضی ازعلمای مجتهد - از شاگردان بنام و برجسته آیة اللّه العظمی میرزا محمّد حسن شیرازی(صاحب فتوی تحریم تنباکو) -درسامرا- بود.

آقای قاضی در سنّ 27 سالگی به اجتهادرسید

زندگی فقیرانه آیت الله قاضی طباطیایی

آیة اللّه قاضی رحمه الله در نهایت فقر به سر می برد؛ به طوری که توان پرداخت اجاره خانه را نداشت. روزی در نجف اشرف صاحب خانه وسایل و اثاث ایشان را بیرون ریخته بود. آقای قاضی مجبور شد با خانواده اش به کوفه برود. در مسجد کوفه، یک بالاخانه ای بود که برای افراد غریب ساخته بودند. ایشان در آنجا سکونت گزیدند.

علاّمه طباطبایی: «به مسجد کوفه رفتم. دیدم مرحوم قاضی و همه خانواده اش تب کرده اند و مریض هستند. هنگام نماز شد. علی آقا قاضی طبق معمول در اوّل وقت به نماز ایستاد و بعد از نماز عشاء آن چنان با توجّه کامل آیه شریفه «آمَنَ الرَّسُولُ» را تلاوت می فرمود که مثل آنکه اصلاً هیچ مشکلی پیش نیامده است. با آرامش وصف ناپذیر و شگفت انگیز به ذکر دعا مشغول بود.

عالمی که بادیدن«آب»بیادامام حسین می افتاد واشک می ریخت!

آیة اللّه سیّد عبد الکریم رضوی کشمیری: آقای قاضی تمام مکاشفه بود و در اواخر عمرش، بسیار لطیف و رقیق شده بود و با دیدن آب به یاد امام حسین علیه السلام افتاده، می گریست.

کرامات آیت الله قاضی

آیت اللّه سیّد عبّاس حسینی کاشانی :روزی در محضر مرحوم آقای قاضی نشسته بودیم که ناگهان شخصی با عجله و ناراحتی بسیار، خود را به مجلس ایشان رسانید و با نگرانی بسیار گفت: همسرم در حال احتضار است و نزدیک است بمیرد. اگر او بمیرد، من هیچ کس را ندارم. خواهش می کنم دعایی بفرمایید حالش خوب شود و از مرگ نجات یابد.

چراباحالت«جُنب»آمده ای

آقای قاضی پس از گوش دادن به حرفهای آن شخص، به آرامی و نزدیک گوش او فرمود: چرا با حالت جنب به اینجا آمده ای؟ برو اوّل غسل کن! دوباره به اینجا بیا تا دعا کنم.

مرد عرب در حالی که از تعجّب حیرت زده شده بود، با عجله بلند شد و به منزلش رفت و پس از مدّتی باز گشت و در مقابل آقای قاضی مؤدّبانه نشست.

دعای آیت الله قاضی«مُحتضر» رازنده کرد

مرحوم قاضی دو انگشت سبّابه اش را به دو شقیقه پیشانی آن مرد گذاشت و به قرائت دعا مشغول شد و در این مدّت مدام اشک چشمانش بر محاسن سفیدش می ریخت. طولی نکشید که دعا تمام شد و مرد عرب به منزلش رفت. من دیگر او را ظاهری بسیار مرتّب و تمیز داشتند؛ موها و دستهایشان را حنا می زدند، به تمیزی کفش خیلی اهمیّت می دادند و عطر و بوی خوش استعمال می نمودند

چند روز بعد در صحن آن مرد عرب رادرحرم م دیدم و از نتیجه دعا پرسیدم. او گفت: وقتی به منزل رسیدم، دیدم همسرم سالم و تندرست بیدار شده و از خطر مرگ رهایی یافته و مشغول امورات منزل است.

آیة اللّه سیّد عبّاس حسینی کاشانی متولد(۱۳۰۹ شمسی) کربلا-فرزندآيت الله سيد علی اکبر.وی در ۱۳ سالگی به "سامرا"برای تحصیل می رود.وی از شاگردان آيت‌ الله  میرزای شیرازی وسيد علی آقا قاضی بود که در  ۲۷ تیر ۱۳۸۹در تهران درگذشت

طی الارض آیت الله قاضی

علامه سید محمدحسین طباطبایی -صاحب المیزان-:مرحوم قاضی همیشه در ایام زیارتی، از نجف اشرف به کربلا مشرف می شدند. هیچ گاه کسی ندید که او سوار ماشین شود و از این سرّ احدی مطلع نشد، جز یک نفر از کسبه بازار ساعت  که به مشهد مقدس مشرف شده بود و مرحوم قاضی را در آنجا دیده بود و از ایشان اصلاح امر در گذرنامه خود را خواسته بود و ایشان هم اصلاح کرده بودند. آن مرد به نجف آمد، افشا کرد که من آقای قاضی را در مشهد دیدم. مرحوم قاضی خیلی عصبانی شدند و گفتند: همه می دانند که من در نجف بوده ام و مسافرتی نکرده ام.

مدیریت سایت-پیراسته فر:ودراینجا یک فاکتورمهم موفقیت زندگی آقای بهجت وهمه علما وحتی آدمهای معمولی ولی موفق را اشاره خواهم کرد"نمازاول وقت" 

هرکس نمازهایش  را اوّل وقت بخواند،به همه مقامات معنوی خواهد رسید

آیت الله میرزا علی آقای قاضی طباطبایی ، خیلی به نماز اول وقت سفارش می کرد.

آیت الله بهجت  نقل می کنند که آقای قاضی می فرمودند:

« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند »

از آیت الله بهجت سوال كردند كه منظور  میرزا علی آقای قاضی طباطبایی نمازاول وقت با حضور قلب است؟
آیت الله بهجت فرمودند: نه منظور نماز معمولی است و نماز اول وقت تكویناً موجبرسیدن به مقامات عالیه است .

یعنی ما اگر همین نماز معمولی را که می خوانیم اول وقت بخوانیم به درجات عالیه خواهیم رسید.

 می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح فاطمه زهرا(س) که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.

همچنین از آیت الله قاضی  نقل شده است که زمانی که علامه طباطبایی جوان بوده اند به ایشان فرموده اند:

" دنیا می خواهی نماز شب بخوان ، آخرت می خواهی نماز شب بخوان ، هم دنیا می خواهی و هم آخرت نماز شب بخوان"

وفات آقامیرزاعلی آقاقاضی: چهارم ماه ربیع الاول سال ۱۳۶۶قمری( ۷ بهمن۱۳۲۴ )در نجف اشرف - سن ۸۳  سالگی

 آیت الله بهجت  از قبل محل دفن خودشان را مشخص 

حاج شیخ علی نیکان قمی(متوفی۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۲)، فرماندار قم، در ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۸گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا(بنقل ازعصرایران) - در خصوص انتخاب محل دفن حضرت آیت الله بهجت در مکانی جدای از مراجع تقلید مرحوم، ‌اظهار داشت: آقازاده ایشان زمانی که برای شناسایی محل دفن آمدند، گفت که پدر چندین بار این مکان را نشان دادند و می‌خواستند که در این محل دفن شوند و محل دفن به انتخاب خود ایشان بوده است.


فرماندار قم حضور مردم در این مراسم را غیرقابل تصور خواند و افزود: این حضور و شکوه تاکنون در این شهر سابقه چندانی نداشت و برای همگان غیرقابل تصور بود؛ البته حضور گسترده مردم نشان از عشق و ارادات به مرجعیت و روحانیت می‌دهد، خوشبختانه هیچ گونه تلفاتی در این روز نداشتیم؛ اما براثر گرما و ازدحام جمعیت، برخی دچار گرمازدگی شدند، که توسط نیروهای امدادی مورد مداوا قرار گرفتند.

نیکان ادامه داد: در روز مراسم تشییع شاهد حضور زائران و مسافران بسیاری از شهرهای یزد،‌ فومن، مازندران و مناطق مختلف کشور بودیم که در مکان‌های مختلف اسکان داده و پذیرایی شدند./پایان مصاحبه

پارچه هاسیاه روی جنازه«آمبولانس» رامردم بردند

فرماندارقم درباره خودروی حمل پیکر حضرت آیت الله بهجت گفت: براساس برنامه‌ریزهای قبلی خودور برای حمل پیکر حضرت آیت الله بهجت کاملا سیاه پوش بود ،مردم به دلیل ارادتی که به مرجعیت و روحانیت داشتند پارچه‌های مشکی را به عنوان تبرک برداشتند و ماشین بدون پوشش ماند. 

سه‌شنبه۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ مراسم تغسیل و تدفین

نماز ميت بر پيکر مطهر مرحوم آيت الله بهجت را آيت الله عبدالله جوادي آملي خواندند ودر مسجد بالاسر در حرمت مطهر دفن شد.


مسجد بالاسر محل دفن پيکر اکثر مراجع بزرگ و عالمان رباني شيعه از جمله آيات عظام گلپايگاني، اراکي، مرعشي نجفي، فاضل لنکراني و آيت الله شهيد مرتضي مطهري است.
محل دقيق دفن آيت الله بهجت نزديک قبر شهيد محمد منتظري در ضلع جنوب غربي مسجد بالاسر حرم مطهر است.   

وگزارش کیهان ازمراسم تدفین

پیکر عالم ربانی مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد تقی بهجت در میان حزن و اندوه هزاران تن از شیفتگان مقام مرجعیت، علم و عرفان در جوار حرم کریمه اهل بیت«س» در قم به خاک سپرده شد.
مردم متدین و شیفته علم و تقوا از سراسر کشور از جمله از استان های گیلان و مازندران به قم آمده بودند تا آخرین وداع خود را با پیکر مرحوم آیت الله محمد تقی بهجت بکنند. انبوه جمعیت به گونه ای بود که تمام خیابان های منتهی به مسیر تشییع پیکر آن عالم ربانی مسدود شده بود و به گفته ناظران و آگاهان، شهر قم در تاریخ خود چنین تشییع جنازه باشکوهی ندیده بود. مردم عزادار بر سر و سینه خود می زدند و اشک فراق می ریختند.
در این مراسم دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور، دکتر علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه، حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر رهبر معظم انقلاب، جمعی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری و شورای اسلامی و دیگر مقامات کشوری و لشکری حضور داشتند.
همچنین چند تن از مراجع تقلید از جمله آیات عظام مکارم شیرازی، یوسف صانعی، صافی گلپایگانی و نمایندگانی از بیوت آیات عظام در مراسم تشییع پیکر آن فقید سعید شرکت داشتند.
براساس این گزارش پس از خواندن نماز بر پیکر آن اسوه تقوی توسط آیت الله عبدالله جوادی آملی پیکر آن عالم وارسته در ضلع جنوب غربی مسجد بالاسر حرم فاطمه معصومه(س) به خاک سپرده شد.
از سوی دیگر خبرگزاری فارس از قم گزارش داد: دکتر محمود احمدی نژاد در حاشیه مراسم تشییع و خاکسپاری آیت الله بهجت در گفت وگو با خبرنگاران اظهار داشت: آیت الله بهجت سمبل عشق الهی و پیوستن به خدا بود و ایشان زندگی سراسر نور و روشنی داشتند.


رئیس جمهور با اشاره به حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع و خاکسپاری آیت الله العظمی بهجت گفت: این مراسم با شکوه نشان دهنده عشق و ارادت میلیون ها نفر از مردم به این مرجع تقلید بود.
در همین حال ایرنا، به نقل از مدیر حوزه علمیه قم گزارش داد: مباحث اخلاقی مرحوم آیت الله بهجت جمع آوری و طبقه بندی شده و برای تدریس در حوزه های علمیه به کتاب درسی تبدیل می شود.
به گزارش خبرنگار کیهان شب گذشته (سه شنبه شب) مراسم بزرگداشتی از سوی رهبر معظم انقلاب و با حضور خیل عظیم مشتاقان مقام مرجعیت در مسجد اعظم قم برگزار شد و امشب (چهارشنبه) نیز مراسم بزرگداشتی از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، مرکز مدیریت حوزه علمیه و شورای عالی حوزه علمیه قم در مسجد اعظم قم برگزار می شود.


پیام تسلیت علما و روحانیان شیعه و سنی کردستان به مناسبت ارتحال آیت الله بهجت
در پی در گذشت عالم ربانی و مرجع تقلید جهان تشیع حضرت آیت الله بهجت، علما و روحانیان استان کردستان با انتشار بیانیه ای این مصیبت را به رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت شریف ایران تسلیت گفتند.
به گزارش خبرنگار کیهان از سنندج در این بیانیه آمده است: درگذشت عالم ربانی حضرت آیت الله محمدتقی بهجت آن عالم وارسته که دارای خصوصیات اخلاقی و عرفانی زیادی بود، موجب تالم و تاثر علما، روحانیان و طلاب در سراسر کشور شد که ما این ضایعه تاسف بار را به ساحت امام زمان (عج) و مقام عظمای ولایت و ولی امر مسلمین جهان تسلیت می گوییم و برای آن مرحوم علو درجات را خواهانیم.
در بیانیه علما و روحانیان کردستان با اشاره به ضایعه جانسوز و جانگداز درگذشت آیت الله بهجت که موجب تالم خاطر علما، فقهای دینی و روحانیان، حوزه های علمیه و محبان عصمت و طهارت در سراسر کشور شده، آمده است: این ضایعه را به ملت شریف ایران تسلیت می گوییم و برای آن عزیز از دست رفته علو درجات مسئلت می نماییم و از خدای متعال و منان طول عمر با برکت و با عزت حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) ، علما، فقها و مراجع عظام برای ترویج و حفظ و پاسداری اسلام ناب محمدی (ص) مسئلت می کنیم.
این بیانیه از طرف حجت الاسلام و المسلمین سید موسی موسوی نماینده رهبر انقلاب در منطقه کردستان ، ماموستا محمد شیخ الاسلام و ماموستا عبدالرحمان خدایی نمایندگان مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری و ماموستا حسام الدین مجتهدی امام جمعه سنندج و امامان جمعه و جماعت استان کردستان صادر شده است.

پیکر همسر مرحوم آیت الله بهجت در قم به خاک سپرده شد

حاجیه خانم اخوان فومنی- همسر مرحوم آیت‌‌الله‌ العظمی محمد تقی بهجت ، دعوت حق را لبیک گفت۱۴ شهريور ۱۳۹۵-آیت الله سیدعباس محفوظی برپیکراین بانوی محترمه نماز"میت"خواند.عکس بالا

توضیح نگارند-پیراسته فر:برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه کنید:

زندگینامه"آیت الله بهجت"خاطرات شاگردان ورفقای بهجت