اولین فرمانده سپاه پاسداران کیست؟چگونگی شکل گیری سپاه
اولین فرمانده سپاه پاسداران که ازامام خمینی حکم گرفت"مرحوم لاهوتی "بود
اولین حکم سپاه پاسداران که ازسوی شورای انقلاب صادرشد(۱۳۵۸/۲/۲) باامضای شهیدبهشتی،رئیس شورای انقلاب-برای آقای جوادمنصوری بود
توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:
اولین فرمانده سپاه پاسداران که ازامام خمینی حکم گرفت"مرحوم لاهوتی "بود:
با پیشنهاد مرحوم مهدی بازرگان رئیس دولت موقت، مرحوم حجتالاسلام حسن لاهوتی حکمی از امام برای تأسیس این نیرو دریافت میکند و ابراهیم یزدی هم از سوی دولت موقت مأمور همکاری با حجتالاسلام لاهوتی شد.
محسن رفیق دوست در خاطرات خود درباره تشکیل سپاه میگوید: اوایل اسفند - احتمالاً ۹ اسفند - آیتالله بهشتی که برای دیدار حضرت امام به مدرسه علوی آمده بود مرا صدا زد و گفت: حاج محسن، حضرت امام الان حکم تشکیل سپاه پاسداران را زیر نظر دولت موقت به آقای لاهوتی دادند، بهتر است شما هم در این سپاه باشی
منبع:تسنیم ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶
ادامه خاطرات محسن رفیقدوست:بلافاصله به محل جلسه در پادگان عباسآباد رفتم. وارد اتاق شدم. دیدم عدهای از آقایان ازجمله دانش منفرد آشتیانی، غلامعلی افروز، ابراهیم سنجقی، علیمحمد بشارتی، مرتضی الویری و چند نفر دیگر حضور دارند. آقای تهرانچی و آقای هاشم صباغیان هم از طرف دولت موقت آمده بودند. کاغذی برداشتم و روی آن نوشتم بسم الله الرحمن الرحیم - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد: ۱. محسن رفیقدوست. بقیه هماسمهایشان را نوشتند و سپاه پاسداران تشکیل شد. هفت نفر بهعنوان شورای فرماندهی انتخاب شدند. آقای دانش آشتیانی شد فرمانده سپاه، آقای غلامعلی افروز مسئول امور پرسنلی، آقای محمدعلی بشارتی مسئول اطلاعات، آقای مرتضی الویری مسئول روابط عمومی و من هم مسئول تدارکات شدم.

دکترمحمدابراهیم سنجقی درکنار فرمانده سپاه (محسن رضایی)۲۲بهمن۱۳۶۹ نمازوحدت بافرماندهان ارتشی-جبهه
منبع:باشگاه خبرنگاران : ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶
آقای رفیقدوست:در همان جلسه، آقای دانش منفرد فرمانده سپاه شد، غلامعلی افروز مسئول پرسنلی، من مسئول تدارکات، آقای ضرامی مسئول آموزش و محمودزاده مسئول بخشی دیگر.
..... در ابتدای تأسیس سپاه همة نیروهای انقلابی در آن متمرکز نشد. یک تشکل نظامی را شهید محمد منتظری ایجاد کرده بود با نام «پاسا» که محلش، گارد دانشگاه بود و برای خودش دفتر، نیرو، اسلحه و مهر و اینها درست کرده بود و به صورت نیروی نظامی انقلابی عمل میکرد.
... تشکیلات نظامی دیگری را عباس آقازمانی تأسیس کرده بود که وی هم در پادگان جمشیدیه برای خودش مقری درست کرده بود. وی اسمی برای تشکیلات خود نگذاشته بود، ولی برای خودشان آموزش و گشت و بگیر و ببند راه انداخته بودند.
یک نیروی تشکیلاتی دیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود که از اتحاد گروههای مختلف چون صف، منصورون، موحدین، فلق، فلاح، امت واحده و بدر ایجاد گردیده بود.
منبع: ۷ شهریور ۱۳۹۴مشرق




اولین سپاه رسمی کشور چگونه تشکیل شد؟اولین فرمانده
تسنیم: این سپاه قبل از همان سپاه رسمی بود که 2 اردیبهشت 58 شکل گرفت؟

علی دانشمنفرد: در واقع در امتداد همان سپاه بود. ما در آنجا کارها را تقسیم کردیم و
از ساختمان رفاه آمدیم به یک ساختمان که در سلطنتآباد بود و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب را دادیم. من، آقای مهندس غرضی، صباغیان، رفیقدوست و چند نفر دیگر. این تیم یک نیروی انقلابی بهعنوان سپاه تشکیل داد و بنده هم بهعنوان اولین فرمانده سپاه منصوب شدم و آنها هم شورای فرماندهی سپاه بودند. ما بهعنوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باید زیر نظر دولت میبودیم. دولت یک معاونت امور انقلاب داشت که دست مرحوم ابراهیم یزدی بود. ما هم باید با آقای دکتر یزدی کار میکردیم.

ما اساسنامه سپاه را نوشتیم. با مرحوم شهید کلاهدوز ارتباط داشتیم و از یکسری تجارب ایشان برای اساسنامه سپاه استفاده کردیم. یک رسالت ما این بود که اگر جایی شلوغ میشود ما کنترل کنیم. یکسری هم افرادی انقلابی در گوشههای مختلف تهران یک چنین چیزی تشکیل داده بودند
مثلاً مرحوم شهید منتظری، آقای الویری، ابوشریف در غرب تهران یک نیروی نظامی تشکیل داده بودند و غرب تهران را کنترل میکردند.
هدف ما این بود که اینها را جمع کنیم و یک سپاه بیشتر نباشد که ما صحبت کردیم و آنها به این سپاه اصلی پیوستند.
به هر صورت حرکتهای متفرقی که وجود داشت جمعوجور شد و ما کار را ادامه دادیم.
آقای لاهوتی بهعنوان نماینده امام در سپاه معرفی شدند و ایشان در پادگان عباسآباد مستقر شدند.
بعد از چند ماه تصمیم بر این شد که سپاه زیر نظر شورای انقلاب کار کند و شورای انقلاب آقای منصوری را بهعنوان فرمانده سپاه انتخاب کرد.
از طرفی به من پیشنهاد کردند که استاندار فارس شوم
مرحوم هاشمی به من گفتند "شما در سپاه بمان و معاونت آموزش سپاه را داشته باش"، اما بیشتر اصرار بر این بود که استاندار فارس شوم و حکم آن هم برای من زده شد.
سپاه با فرماندهی آقای منصوری جلو آمد

مرتضی رضایی
بعد از آقای منصوری بهنظرم مرتضی رضایی فرمانده سپاه شد
بعد هم آقای محسن رضایی شد.
شورای فرماندهی سپاه با مسوولیت این جانب و عضویت آقایان حاج محسن رفیق دوست، محمد غرضی، حاج جواد رفیق دوست و اصغر صباغیان، تشکیل و فعالیت خود را آغاز نمود.
در تقسیم بندی اولیه سپاه پاسداران
آقای حاج محسن رفیق دوست به عنوان مسوول مالی و تدارکات
آقای محمد غرضی به عنوان مسوول عملیات
این جانب(دانش منفرد) به عنوان فرمانده سپاه، انجام وظیفه کردیم
دو نفر از اعضای شورای فرمان دهی(جواد منصوری ورفیق دوست )در قسمت تدارکات و احکام مصادره ای
آقای اصغر صباغیان در قسمت عملیات با آقای مهندس غرضی همکاری داشتند.
علی دانش منفرد۱۳۸۹/۰۲/۰۲ مصاحبه با سایت جماران
سه روایت از تشکیل سپاه پاسداران
گفتوگو با سه تن از بنیانگذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره نحوه شکلگیری و مسائل و مشکلات آن
این گفتوگوها توسط آقای محمدقاسم فروغی - پژوهشگر - انجام شده و در اختیار «ایران» قرار گرفته است که با تلخیص منتشر میشود.
محسن رفیقدوست متولد سال 1319 در تهران / از عنفوان جوانی در جلسات مذهبی با گرایش سیاسی حضور فعال داشت، سپس با جمعیت فدائیان اسلام آشنا شد / در سال 41 به عضویت هیأتهای مؤتلفه درآمد و با شروع نهضت امام خمینی در سال 42 به آن پیوست / در سال 1354 دستگیر و زندانی شد و در مهرماه سال 1357 براثر مبارزات ملت ایران آزاد شد / بعد از آزادی در کمیته استقبال از امام فعال شد و مسئولیت حفاظت و انتقال امام خمینی(ره) از فرودگاه به بهشت زهرا را برعهده گرفت / با تأسیس سپاه پاسداران، به عضویت آن درآمده و به عنوان مسئول تدارکات سپاه تعیین و منصوب شد.
ایده تأسیس سپاه به چه مقطعی از انقلاب بازمیگردد؟
هنوز شاه از کشور فرار نکرده بود، یکی از روزهای دی ماه بود، من به عنوان عضوی از کمیته استقبال از امام در مدرسه رفاه حضور داشتم، شهید محمد منتظری به آنجا آمد و گفت میخواهم کمی با هم صحبت کنیم.
شهید محمد منتظری آمد و خواست تا کمی با هم حرف بزنیم. در یکی از اتاقهای مدرسه نشستیم و ایشان شروع به صحبت کرد و گفت: اگر مایل باشید، نیرویی به وجود بیاوریم مخصوص حفاظت از انقلاب و نام آن را هم «گارد انقلاب» پیشنهاد کرد. من گفتم فکر خوبی است من هم حاضرم با شما همکاری کنم. خانهای رادر خیابان ایران که متعلق به آقای اخوان بود، تعیین کردیم و قرار گذاشتیم از ساعت 9 الی 10 شب بنشینیم و در مورد گارد انقلاب صحبت کنیم. بعد از اینکه روز ورود امام تعیین شد و قرار شد خود من مسئولیت رانندگی اتومبیل حامل امام را برعهده بگیرم، دیگر نتوانستم در جلسات آنان شرکت کنم، تا آنکه امام آمد و انقلاب پیروز شد. البته اخبار آن جلسات را از خود ایشان پیگیری میکردم و اجمالاً میدانستم که مشغول جذب نیرو هستند و خبر گارد انقلاب به خیلیها رسیده بود.
نقش شما"رفیقدوست" در شکلگیری سپاه چه بود؟
چند روزی بود که حکم اولیه تشکیل سپاه خطاب به آقای لاهوتی زیر نظر دولت موقت توسط امام صادر شده بود.
من تقریباً فرمانده همه عملیاتهای مدرسه علوی بودم، مثل فرفره میچرخیدم و به این طرف و آن طرف میرفتم. روزی "آقای بهشتی"من را صدا زدند و گفتند چند نفر از بزرگان با شما کار دارند. آمدم دیدم کنار پلکانی که به داخل ساختمان مدرسه میرفت، آقایان بهشتی، موسوی اردبیلی، خامنهای و هاشمی رفسنجانی ایستادهاند.
شهید بهشتی من را صدا زد و گفت حاج محسن آقا! شما کارهایتان را در اینجا رها کنید و بروید به این آدرس،
الان آنجا افرادی در ارتباط با حکم امام به آقای لاهوتی دور هم جمع شدهاند و در حال تشکیل سپاه هستند. شما هم بروید و در آن سپاه مشغول شوید و کارهایتان را در اینجا تعطیل کنید.
پرسیدم آقایان کجا هستند! گفتند؛ پادگان لجستیک ارتش در عباس آباد. من هم پریدم پشت فرمان و به سرعت خودم را رساندم به آنجا و دیدم که بله جمعی در اتاقی نشستهاند و مشغول صحبتند.
اسم برخی یادم مانده بقیه را فراموش کردهام. آقایان؛ صباغیان، تهرانچی (که از سیاسیون بودند)، دانش منفرد، سازگارا، سنجقی، جعفری و یک عده دیگر.
رفتم داخل و نشستم و گفتم؛ سلام علیکم! بسم الله الرحمن الرحیم! بعد یک کاغذ برداشتم و روی آن نوشتم سپاه پاسداران تأسیس شد
1- محسن رفیقدوست..
کاغذ را گذاشتم جلوی نفر بغل دستی و گفتم شما هم اسمتان را بنویسید بدهید به نفر بعدی... در همان جلسه یک شورای فرماندهی هم انتخاب شد.
علی دانش منفرد فرمانده
من مسئول تدارکات
آقای بشارتی مسئول اطلاعات
آقای جعفری مسئول پرسنلی
دکتر افروز مسئول روابط عمومی
غرضی هم مسئول عملیات
اولین مقرسپاه پاسداران کجابود؟
با خودم فکر کردم با توجه به اینکه ساواک منحل شده، بهترین جا برای تمرکز این مجموعه اداره مرکزی ساواک است. رفتم آنجا در زدم، یک آقایی آمد جلو در به اسم شادنوش گفتم؛ اینجا چکار میکنید؟ گفت: آقای دکتر یزدی معاون نخست وزیر در امور انقلاب به من حکم داده است و اینجا در اختیار معاون نخست وزیر است. گفتم ما برای مقر اصلی سپاه جای مناسبی میخواهیم. بعد با آقای یزدی هماهنگ کردیم و ایشان اداره چهارم ساواک در نگارستان هشتم را در اختیار ما گذاشت.
اتاقها را تقسیم کردیم، یک اتاق هم به آقای لاهوتی به عنوان نماینده امام در سپاه دادیم.
من فضای آن سپاه را فضایی که بتواند از انقلاب حراست کند تشخیص ندادم و این مجموعه را جلوی گلوله برو ندیدم.
سپاهی بافرماندهی محمدمنتظری
همزمان با ما محمد منتظری که دولت موقت را قبول نداشت، به همراه شهید کلاهدوز رفته بود و ساختمان گارد دانشگاه در شهرآرا را گرفته بودند و یک سپاهی درست کرده بودند با عنوان «پاسا»
سپاهی بافرماندهی ابوشریف

آقای عباس آقا زمانی (ابوشریف) هم با حمایت آقای موسوی اردبیلی در محل پادگان جمشیدیه تشکیل سپاه داده بود. اینها هم عدهای از جمله آقایان جواد منصوری، محمدزاده، میرسلیم و... بودند که دور هم جمع شده بودند و تشکیل سپاه داده بودند.
سپاهی توسط اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم جریان دیگری بود که میخواست کارهایی در همین رابطه انجام دهد.
سپاه قانونی؟
یک روز صبح از محمد منتظری، ابوشریف و محمد بروجردی دعوت کردم بیایند به سلطنت آباد که بعدها شد پاسداران، آمدند، رفتیم داخل اتاقی در را قفل کردم چهار نفری نشستیم بعد رو به آقایان گفتم آن سپاهی که قانونی است ما هستیم چون حکم امام را داریم، شماها هم آدمهای خوب و به درد بخوری هستید، اما هیچ کدام برای تشکیل سپاه یا کارهای مسلحانه در مقابل ضد انقلاب حکم از امام ندارید.
اگر به توافق نرسیدیم!؟
من از شما دعوت میکنم بیایید و در این سپاه اصلی ادغام شوید چون به نظر من کسانی که اینجا هستند و من با آنها کار میکنم، به درد سپاه نمیخورند.
پس بیایید در هم ادغام شویم و سپاه را همه با هم تشکیل دهیم. حاضرم تا هر وقت طول بکشد، صبر کنم تا به نتیجه برسید.
اگر به نتیجه نرسیدیم، اول شما سه نفر را میکشم بعد هم خودم را راحت میکنم.
جلسه با اسلحه زودنتیجه داد!
بعد کلتم را درآوردم و گذاشتم روی میز
جلسه خیلی زود توافق کردند،
پایه توافق هم این شد که از هر گروه سه نفر تعیین شوند، چون پادگان جمشیدیه از همه جا خلوتتر است آنجا جمع شویم، جلسه بگذاریم و ادغام شویم.
مرتضی الویری، فروتن و محمد بروجردی از مجاهدین انقلاب آمدند.
ابوشریف، جواد منصوری و محمدزاده از پادگان جمشیدیه آمدند.
محمد منتظری، شهید کلاهدوز و یک نفر دیگر از گارد دانشگاه آمدند.
فردای آن روز رفتم و موضوع را به اطلاع آقایان شورای انقلاب رساندم، آنان خیلی استقبال کردند.
چند روزی صبح و عصر جلسه داشتیم، یکی دو بار هم آقای هاشمی شرکت کردند تا آنکه ادغام انجام پذیرفت. تقریباً همه افراد پادگان جمشیدیه آمدند، آن عده از اعضای سازمان مجاهدین که میخواستند کار نظامی کنند، افرادی مثل محسن رضایی، فروتن و شهید بروجردی آمدند.
اما شهید منتظری نیامد و محل گارد دانشگاه را نگه داشت.
به هر حال ما دیدیم
سپاه ادغام شد ولی هنوز یک عیب بزرگی دارد و آن اینکه زیر نظر دولت موقت است.
بعدازادغام رفتیم"قم"نزدامام خمینی
لذا یک روز به اتفاق آقای دوزدوزانی و یکی دو نفر دیگر رفتیم قم، خدمت حضرت امام،
من از طرف جمع صحبت کردم و گفتم مطابق فرمان شما سپاه زیر نظر دولت موقت است ولی اولین مشکل ما خود دولت موقت است و یکسری مشکلات را هم مطرح کردم.
امام فرمودند پیشنهاد شما چیست؟
عرض کردم سپاه زیر نظر شورای انقلاب باشد.
امام فرمودند؛ بله زیر نظر شورای انقلاب باشد.
امام خمینی موافقت کردند ولی نامه ندادند!
من عرض کردم؛ مرقوم میفرمایید.
گفتند: بروید به آقایان از قول من بگویید.
دفترچه یادداشتم را باز کردم و نوشتم حضرت امام فرمودند، امر سپاه با شورای انقلاب باشد.
بلاخره..جوادمنصوری فرمانده سپاه شد
خلاصه بلند شدیم آمدیم تهران و یکراست رفتیم خدمت آقایان اعضای شورای انقلاب، و آن نوشته خودم را نشان ایشان دادم.
سرانجام در جلسات ادغام شورای فرماندهی سپاه جدید انتخاب شد.
جواد منصوری فرمانده
ابوشریف فرمانده عملیات
علی محمدبشارتی مسئول اطلاعات
فروتن مسئول روابط عمومی
محمدزاده مسئول هماهنگی استانها
شهید کلاهدوز مسئول آموزش
من"رفیقدوست" هم مسئول تدارکات
شورای جدید انتخاب شد فهرست اسامی را خدمت شورای انقلاب دادیم و احکام اولیه اعضای شورای فرماندهی صادر شد. این احکام در روز 58.2.2 صادر شدند و شهید بهشتی بعد از اقامه نماز جماعت حکمها را توزیع کردند.
رفیقدوست:دوم اسفندماه 58 زمانی که بنیصدر فرمانده کل قوا میشود، روز بعدش منصوری از فرماندهی سپاه استعفا میدهد.
معاونت فرهنگی و کنسولی وزارت امور خارجه، سفارت ایران در پاکستان، ریاست مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه و سفارت ایران در چین از جمله مسئولیتهای منصوری بعد از فرماندهی سپاه است و هم اکنون نیز به عنوان پژوهشگر تاریخ معاصر فعالیت میکند.

نفر وسط عباس دوزدوزانی درکنارشهیدرجایی
پس از طی دوره 10 ماهه فرماندهی منصوری، عباس دوزدوزانی فرماندهی سپاه را به مدت 3 ماه بر عهده میگیرد، اما او هم به دلیل مخالفتهای رئیس جمهور وقت، استعفا میدهد و از این مسئولیت کنار میرود.
دوزدوزانی بعدها در کابینه شهد رجایی به عنوان وزیر ارشاد منصوب میشود و پس از آن به عنوان نماینده مردم تبریز و تهران در مجلس انتخاب میشود و در دوران اصلاحات به ریاست شورای شهر تهران و معاونت وزیر علوم میرسد./منبع:۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۶تسنیم
***

علیمحمد بشارتی جهرمی - متولد 1323 جهرم / پس از گذراندن دوران متوسطه در رشته حقوق ادامه تحصیل داده و آثار متعددی در زمینههای مختلف تألیف نموده است / سال 1351 برای بار اول به جرم فعالیت سیاسی دستگیر و زندانی شد، پس از آن سه بار دیگر دستگیر و روانه زندان شد، سرانجام در پی پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران از زندان رهایی یافت / با تشکیل کمیته استقبال از امام خمینی(ره) به این کمیته پیوست / پس از پیروزی انقلاب بازجویی از سران رژیم سابق را بر عهده گرفت / عضو اولین شورای فرماندهی سپاه پاسداران و مسئول وقت اطلاعات سپاه.
سپاه چگونه شکل گرفت؟
فکر تأسیس سپاه از خودحضرت امام بود، امام از همان ابتدا درکنار ارتش بازسازی شده در فکر ایجاد یک نیروی نظامی مردمی بود تا ارزشهای انقلاب را صیانت کند.در اینجا قصد ارزیابی عملکرد ارتش و مقایسه آن با سپاه را ندارم، بلکه میخواهم شرایط روزهای اول انقلاب را ترسیم کنم. والا در اینکه برادران ارتشی در هشت سال جنگ تحمیلی زحمت کشیدند و شجاعت به خرج دادند کسی تردید ندارد.
به هر حال وجود یک نیروی انقلابی مسلح که متشکل از جوانان متعهد، پارسا و علاقهمند به ارزشهای نظام باشد برای امام آرامش بخش و موجب جمعیت خاطر ایشان بود. این را به قرینه سخنان امام در دیدار با پاسداران میگویم. امام در اینگونه ملاقاتها جملاتی بر زبان میآورد که از عمق علاقه و اعتماد ایشان به فرزندانش در سپاه حکایت داشت.
من از آغازین روزهایی که حکم امام برای تأسیس سپاه آمد به این نهاد نظامی پیوستم.ما قبل از اینکه انقلاب به پیروزی برسد با افرادی از ردههای پایین ارتش در ارتباط بودیم. آنها ضمن فرار از پادگانهای خود سلاح را در اختیار ما میگذاشتند. ما آنها را در قم پنهان میکردیم، یک کلت کمری هم به دست آورده بودم که در روزهای نزدیک به انقلاب همراهم بود.
من در یکی از فرعیهای خیابان ایران به کار بازجویی از عوامل رژیم شاه مشغول بودم که حکم تأسیس سپاه را آقای دکتر یزدی از امام گرفت.
آقای لاهوتی هم به عنوان نماینده امام انتخاب شده بود.
آقای دانشمنفرد هم به فرماندهی برگزیده شده بود.
من هم بعد از پیوستن به این جمع به عنوان مسئول اطلاعات انتخاب و مشغول شدم.
در همین دوره
آقای محمد غرضی مسئول عملیات
![]()
آقای دکترغلامعلی افروز مسئول روابط عمومی سپاه تعیین شدند.
دهم یا دوازدهم اسفند بود که ما به نگارستان هشتم واقع در خیابان پاسداران رفتیم.
بعد از آن سایر تشکیلات مثل تشکیلات آقایان جواد منصوری، شهید محمد منتظری و... به ما پیوستند.
البته ما از تشکیلات آقای جوادمنصوری اطلاعی نداشتیم اما به دلیل ارتباطی که با شهید محمد منتظری داشتیم از تشکیلات آنان با خبر بودیم.
به هر حال پیوستن سایر تشکیلات به تشکیلات ما نشان میدهد این تشکیلات اصل بوده است.
سرانجام با صدور احکام هر یک از ما در دوم اردیبهشت 58 از سوی شهید بهشتی سپاه اولیه شکل گرفت.
در این دوره آقایان ناصر آلادپوش، مهندس محمدغرضی و صباغیان از دور خارج شدند و آقای مرتضی الویری مسئول روابط عمومی شد که به دلیل عدم حضور عملاً آقای فروتن مسئولیت روابط عمومی را عهدهدار شد.
کمی بعد هم آقای لاهوتی از مسئولیت نمایندگی امام کنار رفت و آقای هاشمی رفسنجانی جایگزین ایشان شد.
دکتر جواد منصوری، متولد سال 1324 شهرستان کاشان / دکترای اقتصاد / عضویت درحزب ملل اسلامی در سال 1343 / دستگیری در مهر 1344 توسط ساواک و محکومیت به 6سال زندان / آزادی از زندان پس از 4 سال / دستگیری مجدد و محکومیت به 11سال زندان / آزادی از زندان در نتیجه مبارزات مردم / عضو مؤسس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
شاید بتوان گفت تاریخ تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یکی از مراحل مهم از تاریخ انقلاب اسلامی ایران است. ایده تشکیل سپاه به قبل از انقلاب برمی گردد؛ یعنی زمانی که ما در زندان بودیم.
خاطرم هست یکی از بحثهایی که در آن مقطع با دوستان مان داشتیم این بود که نهضتهایی که در طول 200 سال گذشته در ایران به وجود آمدهاند هیچ نیرویی نداشتهاند تا بعد از پیروزی بتوانند دستاوردهای آن جنبش و انقلاب را حفظ کنند.
به این دلیل معمولاً بعد از مدتی قدرت به دست غیرانقلابیها و مخالفین انقلاب میافتاد و دستاوردها و اهداف آن از بین میرفت. لذا در بهمن ماه 1357 که تازه از زندان بیرون آمده بودم در صحبتهایم با دوستان، دو مسأله و هدف عمده را دنبال میکردیم، (اگرچه با روند سریع انقلاب امکان اجرای آن را پیدا نکردیم). یکی تأسیس یک روزنامه بود و دیگری تشکیل یک نهاد نظامی توسط انقلابیون. میگفتیم ما باید یک روزنامه مستقل برای خودمان داشته باشیم که حرف و صدای ما را به گوش مردم برساند.
برای این کار به اتفاق عدهای از دوستان از جمله آقای دینپرور، نشستیم و با نظر موافق شهید بهشتی مقدمات تأسیس یک روزنامه را فراهم کردیم که درجریان پر شتاب انقلاب اوضاع به کلی به هم خورد. مسأله دیگر تأسیس یک گروه مسلح بود که قبل از سقوط رژیم بحثهایی در این مورد داشتیم تا این که 22 بهمن اتفاق افتاد.
لذا بلافاصله بعد از سقوط رژیم اولین بحثی که مطرح شد این بود که چه کسی و با چه نیرویی و حول محور کدام مرکزیت و امکانات مملکت را حفظ کند؟ ما در مدرسه رفاه خیلی نگران این مسأله بودیم و راجع به آن بحث میکردیم اما یک اتفاق عجیبی افتاد و باز هم با عنایت خداوند و خودجوشی مردم و نیروهای انقلابی، کمیته انقلاب اسلامی در مساجد و شهرهای مختلف کشور شکل گرفت و امام هم در 22 بهمن فرمودند که کمیتهها به این کارها برسند و بعدها هم برای این کمیتهها مسئولیت تعیین شد که جناب آقای مهدوی کنی را به مسئولیت کمیته منصوب کردند.
آرام آرام کمیتهها یک شکل شخصی به خود گرفت. اما چون خودجوش بودند و یک مدیریت مشخص نداشتند و مبنای تشکیلاتی منسجم و معینی هم نداشتند آنطور که باید و شاید دوام نیاوردند.
به هر حال صبح 22 بهمن مواجه شدیم با این سؤال که چه کسی مملکت را نگه دارد؟
که به هر حال کمیتهها آرام آرام شکل گرفتند ولی میدانستیم که این چیزی نیست که مدنظر ما بود. ما یک تشکیلات میخواستیم که در واقع هم جنبه نظامی و هم جنبه سیاسی و هم جنبه فرهنگی داشته باشد و در واقع بتواند انقلاب را حفظ کند.
من به اتفاق یک عده از دوستانمان مثل آقای عباس آقازمانی معروف به ابوشریف، آقای محمدزاده، آقای دوزدوزانی و تعدادی دیگر در حاشیه پادگان جمشیدیه تشکیلاتی را درست کردیم و در خانه فرمانده پادگان جمشیدیه، فرمانده دژبان دوره شاه مستقر شدیم.
از آن سو شهید محمد منتظری هم دنبال این کار بود و در محل گارد شهربانی در شهرآرا تشکیلاتی را با حضور افرادی از جمله شهید کلاهدوز، مهدی هاشمی و حتی خود من و فؤاد کریمی تحت عنوان «پاسا» تأسیس کرد.
بعد هم دولت، تشکیلاتی را راهاندازی کرد که ابتدا اسمش «گارد ملی» بود. بعدها دیدند که اسم مناسبی نیست و اعتراضاتی هم شد لذا به «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» تغییر نام داد و محل اداره چهارم ساواک در خیابان سلطنت آباد سابق به عنوان مرکز این تشکیلات انتخاب شد. بنابراین چهار تشکیلات به علاوه کمیته همزمان شروع به فعالیت کردند.
شهید منتظری باشهید بهشتی صحبت کرد که این تعدد تشکیلات خوب نیست و نگرانکننده است. آقای محسن رفیقدوست هم با بعضی از افراد صحبت کرد. یکی دیگر از برادران با شهیدمطهری صحبت کرد و خلاصه جلساتی گذاشته شد و همه اینها به این نتیجه رسیدند که باید موضوع را در شورای انقلاب مطرح کنند.
آقای محسن رفیقدوست با آقای هاشمی رفسنجانی این موضوع را مطرح کرد که باید این چهار تشکیلات مسلح، یک تشکیلات شود. بیایید فکری بکنیم که یک تشکیلات متمرکز واحد به وجود بیاید. برای این منظور روشهای مختلفی پیشنهاد شد، از جمله روشی که عنوان شد این بود که هرکدام از این تشکیلات سه نفر را انتخاب کنند و این 12 نفر بنشینند و با هم بنای تأسیس یک تشکیلات جدید را بریزند که به نظر من پیشنهاد خیلی عاقلانهای بود. پس از آن جلساتی برای تصمیمگیری در رابطه با این که سپاه زیرنظر دولت باشد یا شورای انقلاب تشکیل شد، چون با عوض شدن دولتها رویکردها هم عوض میشد. حال آنکه سپاه برای حفظ کل نظام به وجود آمده بود.
سرانجام به این جمعبندی رسیدیم که زیر نظر شورای انقلاب باشد. پس از آن جلساتی گذاشتیم که گاهی تا 1 و 2 نیمه شب طول میکشید و بالاخره اساسنامه سپاه هم تنظیم و تدوین نهایی شد و به تأیید شورای انقلاب رسید و چارت تشکیلاتی سپاه مشخص شد. بدین ترتیب اولین کاری که باید انجام میگرفت انتخاب شورای فرماندهی بود. براساس پیشنهاد من فرماندهی را بایستی امام تعیین میکرد.
موضوع با امام مطرح شد و ایشان فرموده بودند؛ خودشان بنشینند و یک نفر را به توافق برسند، من هم قبول دارم. بعد از آن موضوع در شورای انقلاب مطرح شد. آنجا هم گفتند شورای 12 نفره از بین خود یک فرمانده انتخاب کنند. این 12 نفر 7 نفر را با رأی مخفی به سمتهایی انتخاب کردند که من برای فرماندهی اکثریت رأی را آوردم. آیتالله طالقانی نیز تمایل داشتند که من فرمانده باشم، جمع هم با این ملاحظه به من رأی دادند.البته من خودم مایل نبودم و تقاضا کردم حکم مرا 6 ماهه بنویسند تا یک فرد مناسب دیگری پیدا شود. ما شروع به کار کردیم و حین کار با چندین مسأله مواجه شدیم، اولین مسأله این بودکه دولت موقت با این ترکیب، با برنامهها و سبک کار ما موافق نبود لذا خیلی همکاری نمیکرد. مسأله دوم این بود که روز به روز فعالیتها و مسئولیتهایی که نظام از سپاه می خواست بیشتر میشد. مثلاً 15 روز بعد از تأسیس سپاه، استاندار خوزستان تماس گرفت که آقا سریع نیرو بفرستید، دارند بعضی اماکن مهم را آتش میزنند، انبارهای گمرک را میگیرند،خلق عرب دارد اینجا چه میکند و به کلانتری حمله کردهاند و ...
شهید کلاهدوز 40 نفر پاسدار را فرستاد که توانستند اوضاع را کنترل و جو را آرام کنند. بعد بحث کردستان پیش آمد، یکی یکی مسائل و مشکلات، خود را نشان میداد و ما را بشدت درگیر کرده بودند، در عین حال پشتیبانی ما خیلی ضعیف بود. نکتهای که حائز اهمیت است اینکه ما در عرض 10 ماه توانستیم در 90 درصد مناطق کشور شعبههای سپاه را تأسیس کنیم. با تأسیس دفتر هماهنگی امور استانها این کار سرعت و نظم بهتری گرفت.
منبع:
با پیروزی انقلاب اسلامی در جای جای کشور افراد مختلف هر کدام برای حفظ انقلاب، گروههای مسلحی را تشکیل دادند. از طرفی
شهید محمد منتظری با تشکیل گارد دانشگاه با عنوان پاسداران انقلاب اسلامی (پاسا) از سویی دیگر عده ای به سرکردگی ابوشریف (عباس آقازمانی) در پادگان جمشیدیه گارد انقلاب را تشکیل داده بودند
. شهید بروجردی و یارانش نیز سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را که از هفت گروه چریکی تشکیل میشد به وجود آوردند.
در این میان در ۹ اسفند ۱۳۵۷ امام خمینی در حکمی به حسن لاهوتی، فرمان تشکیل سپاه پاسداران را زیر نظر دولت موقت داد. پس از این فرمان، لاهوتی در پادگان عباسآباد عدهای از جمله دانش منفرد آشتیانی، علیمحمد بشارتی، مرتضی الویری، غلامعلی افروز و چند تن دیگر را برای تشکیل سپاه پاسداران دور هم جمع کرد. با اضافه شدن محسن رفیق دوست به این جمع، هسته اولیه سپاه شکل گرفت و دانش منفرد آشتیانی به فرماندهی آن رسید. اما حضور نیروهای مسلح مختلف باعث ایجاد موازی کاری در کشور میشد.
به همین دلیل پس از مشورتهای صورت گرفته میان سران گروه های مختلف قرار شد از میان چهار گروه اصلی مسلح سه نفر در یک شورای مرکزی برای ادغام گروهها تصمیمگیری کنند. در18 فروردین 1358 با به نتیجه رسیدن این جلسات تمامی گروه ها تحت عنوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در یکدیگر ادغام شدند و با توافق طرفین در اواخر فروردین 58 محسن رضایی، محسن رفیق دوست و عباس دوزدوزانی نزد امام (ره) رفتند و از ایشان خواستند تا سپاه تشکیل شده به جای آنکه زیر نظر دولت موقت باشد تحت نظر شورای انقلاب به فعالیت بپردازد. امام (ره) نیز با این درخواست موافقت کردند و در 2 اردیبهشت 58 بیانیه تشکیل سپاه منتشر شد و این نهاد نظامی با هدف حفاظت از انقلاب و دستاوردهای آن زیر نظر شورای انقلاب آغاز به کار کرد.
از ابتدای تشکیل سپاه تا خلع بنی صدر، فرماندهان سپاه توسط شورای فرماندهی انتخاب میشدند. در اردیبهشت 58 جواد منصوری به عنوان اولین فرمانده سپاه برگزیده شد. اما او پس از انتخاب بنیصدر به ریاست جمهوری، استعفا داد و عباس دوزدوزانی جای او را گرفت. فرماندهی دوزدوزانی هم بیش از چند ماه طول نکشید و به دلیل اختلاف نظر با بنیصدر استعفا داد. پس از او عباس آقازمانی (ابوشریف) به فرماندهی رسید اما او هم کنار رفت و مرتضی رضایی با حکم بنی صدر فرمانده سپاه پاسداران شد.
با خلع بنیصدر از ریاست جمهوری، امام با واسطه سید احمد خمینی، از شورای فرماندهی سپاه خواست تا فرمانده خود را انتخاب کنند. محسن رفیق دوست که رابط بیت امام و شورای فرماندهی بود شهید بروجردی، شهید کلاهدوز و محسن رضایی را برای فرماندهی پیشنهاد داد. شهید بروجردی پیشنهاد فرماندهی را رد کرد و شورای فرماندهی به شهید کلاهدوز رأی داد. اما او هم فردای این انتخاب از پذیرش سمت فرماندهی امتناع کرد و به رفیق دوست گفت که بهتر است «آقا محسن» به فرماندهی برسد. به این ترتیب جوان 28 سالهای که مسئول اطلاعات عملیات سپاه پاسداران بود در همان سال اول دفاع مقدس به فرماندهی این نهاد نظامی رسید.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بدو تأسیس و در پی مأموریت اصلی خود که همان حفاظت از انقلاب و دستاوردهای آن بود در آرام کردن شورشهای ترکمن صحرا، کردستان و بلوچستان نقش مهمی ایفا کرد و با آغاز ترورهای دشمنان انقلاب، حفاظت از شخصیتهای نظام را به عهده گرفت و از همه مهمتر در جنگ تحمیلی به دفاع از مرزهای جمهوری اسلامی ایران پرداخت.
در 26 شهریور 1364 با فرمان امام نیروهای سهگانه زمینی، دریایی و هوایی سپاه تشکیل شد. یحیی رحیم صفوی به فرماندهی نیروی زمینی رسید، حسین علایی فرمانده نیروی دریایی شد و موسی رفان سمت فرماندهی نیروی هوایی سپاه را بر عهده گرفت. پس از پایان جنگ تحمیلی، سپاه پاسداران علاوه بر مأموریتهای پیشین وارد فاز سازندگی کشور جنگ زده شد و با تشکیل قرارگاه سازندگی خاتمالأنبیاء در پروژههای عمرانی کلان کشور مشارکت کرد.

در سال 1377 محسن رضایی پس از 17 سال فرماندهی سپاه از سمت خود استعفا کرد و با حکم رهبر معظم انقلاب، سردار یحیی رحیم صفوی قائم مقام او به فرماندهی سپاه رسید. پس از پایان دوران ده ساله رحیم صفوی در 10 شهریور 1386 با حکم فرمانده معظم کل قوا، سردار محمدعلی جعفری، فرماندهی سابق نیروی زمینی به فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب شد.

با حضور سردار جعفری(1336) تغییرات ساختاری جدیدی در سپاه به وجود آمد و علاوه بر سه نیروی زمینی، دریایی و هوافضا، سازمان بسیج مستضعفین و سپاه قدس به زیرمجموعههای سپاه پاسداران اضافه شدند. همچنین 31 سپاه استانی در کشور تشکیل شد.
امیر سرتیپ کیومرث حیدری فرمانده نیروی زمینی ارتش+سردار محمد پاکپورفرمانده نیروی زمینی سپاه

فرماندهان نیروی زمینی ارتش و سپاه
سردار محمد پاکپور(متولد 1340) فرمانده نیروی زمینی

سردار علی فدوی(متولد 1340) فرمانده نیروی دریایی

سردار امیرعلی حاجیزاده(متولد 1340) فرمانده نیروی هوافضا

سردار قاسم سلیمانی (متولد1335)فرمانده سپاه قدس
هستند. منبع: ایسنا
طی این حکم رهبر معظم انقلاب، سردار غلامحسین غیبپرور جایگزین سردار محمدرضا نقدی در سازمان بسیج مستضعفین شد.۱۷آذر۱۳۹۵
سردار غیبپرور(متولد 1341) حدود ۱۱ سال فرماندهی سپاه فجر استان فارس و قبل از آن معاونت آموزش نیروی زمینی سپاه را به عهده داشت،آخرین مسئولیتش، فرماندهی قرارگاه امام حسین(ع) بود که در آذر سال 94 به او واگذار شده بود.
عباس دوزدوزانی درگذشت ۷ مرداد ۱۳۹۷

عباس دوزدوزانی، اولین فرماندهکل سپاه پاسداران و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت شهید محمدعلی رجایی در دهه شصت به دیار حق شتافت.یکشنبه، ۷ مرداد ۱۳۹۷
عباس دوزدوزانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت شهید رجایی (از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۰) درگذشت. او در فاصله سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۵۹ به عنوان اولین فرمانده سپاه پاسداران فعالیت میکرد.
دوزدوزانی در دوره نخست مجلس شورای اسلامی ، نماینده مردم تبریز بود و در دورههای دوم و سوم مجلس شورای اسلامی نیز بهعنوان نماینده تهران در مجلس حضور داشت.
او همچنین در دورههایی معاون دکتر معین (وزیر علوم)، مشاور محمد خاتمی (رئیس جمهور)، عضو و رئیس شورای شهر تهران در دوره اول شوراها و رئیس کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب بود.



مشاوره-روانشناسی