ارتش هنگام آغاز حمله نظامی عراق به ایران در 31 شهریور سال 59 کجا بود؟

چراارتش اماده نبود..چراعملیاتهای ارتش ناموفق بود!؟

سرتیپ دوم خلبان اسماعیل موسوی:من زمان پیروزی انقلاب مشهد بودم، از روز 23 بهمن 57 بر اثر بلاتکلیفی پادگان ها، در بعضی نقاط کشور مثل قوچان فرمانده نمی دانست باید چه کار کند. چون ارتش اعلام بی طرفی کرده بود. در تهران از نیروی هوایی می خواستند اقدامی انجام دهد و وقتی ما با هواپیما از روی پادگان رد می شدیم، آنها می فهمیدند نیروی هوایی با انقلاب است و آنها نیز به ملت می پیوستند. 

در 20 ماه بعد از انقلاب، کشور با مسائلی مواجه بود. گروهک ها مثل کومله و دموکرات در غرب و شمال غرب همچون قارچ می روییدند و ارتش مجبور بود با آنها درگیر شود. سپاه تازه پا گرفته بود بنابراین ارتش بدنه اصلی مقابله با درگیری و مسائل را تشکیل می داد. نیروی هوایی نیز به تبع مأموریتی که داشت کم و بیش درگیر مسائل اینچنینی می شد.

تا اینکه در 31 شهریور سال 59 عراق به طور رسمی به خاک ایران حمله کرد. البته دشمن آماده بود اما در ایران آشفتگی های طبیعی بعد از هر انقلابی وجود داشت. صدام تصور می کرد در بهترین موقعیت است و یک هفته بعد در تهران با خبرنگاران مصاحبه می کند. بلافاصله همان روز 31 شهریور 59 یگان های اف4 نیروی هوایی در همدان و بوشهر اولین پاسخ را دادند. حال آنکه برای یک پرواز معمولی از زمان ابلاغ فرمانده، تعیین خلبان و در جریان قرار دادن او حداقل دو سه ساعت مقدمه لازم است، چه رسد به پرواز جنگی که باید مهمات جنگی روی هواپیما سوار شود و این مسئله حساسیت و استرس خود را دارد. ضمن آنکه مقامات از قبل آگاهی نداده بودند، به این معنا که وقتی اتفاقی افتاد و دشمن مانوری کرد، ما نیز مثل شطرنج در مقابل او کاری انجام دهیم. 
متأسفانه در آن 20 ماه بعد از پیروزی انقلاب چنین دستوری برای ارتش صادر نشد. حتی بنی صدر زمانی که رئیس جمهور شد هیچ اقدامی نکرد؛ به این معنا که وقتی دید عراق لشکرش را به مرز آورد، به ارتش نگفت که فلان لشکر را به مرز ببرد و مانور نظامی کند چون ارتش بعد از کودتای نقاب سرخود نمی توانست کاری انجام دهد، حتی یک گروهان نمی توانست جا به جا کند."اجازه نداشت"

همه اش می گفتند ارتشی ها می خواهند کودتا کنند. در این وضعیت دشمن به ما حمله کرد.

«اتخاذ پاره ای تصمیمات نادرست دولت موقت همچون کاهش دوره سربازی به یک سال و صدور مجوز انتقالی برای پرسنل نظامی»، «بی توجهی دولت بنی صدر به هشدارهای ارتش درباره تحرکات نظامی رژیم بعث عراق» و «به وجود آمدن نگاه منفی نسبت به ارتش بعد از کودتای نقاب» سه عامل عمده ای است که ارتشی‎ها در پاسخ به چنین سوالاتی عنوان می‎کنند.

همان طور که گفتم جابه جایی یک لشکر کار آسانی نبود که به محض صدور فرمان کار انتقال نیرو انجام شود. یک لشکر وقتی می خواست از خراسان به خوزستان برود، بدون مزاحمت نبود. کمیته ها و عناصر مختلفی جلوی لشکر را می گرفتند، متوقف می کردند و می پرسیدند «کجا داری می روی؟» تا توجیه شوند که جنگ شده و باید از کشور دفاع کرد، زمان می برد.

نهایتا حضرت امام به رسانه های گروهی اعلام کردند «جلوی ارتش را نگیرید، بگذارید بروند به کارشان برسند».

بعضی دوستان استنباط می کنند این حمله ها را ارتش کرد و موفق نشد، خیر این طور نیست. یک اتفاق بزرگی رخ داد و آن اینکه یک منطقه خوزستان با 4 لشکر مورد تهاجم قرار گرفته بود. اولین سوال این بود که ارتش چه کار می کند؟ حرفی برای گفتن دارد یا خیر؟ ارتشی که مدت خدمت سربازانش یک سال شده بود. به پرسنلش گفته بودند به هر شهری می خواهند می توانند انتقالی بگیرند. مثلا راننده تانک ارتش زرهی خوزستان در توچخانه تبریز چه کار می توانست انجام دهد. یعنی یک به هم ریختگی اتفاق افتاد. از طرفی کودتای نقاب، اتفاق افتاد و در لشکر 92 زرهی که باید حافظ خوزستان باشد فرمانده لشکر، فرمانده تیپ و معاون عملیاتی‌اش را به علت مظنون بودن به کودتا، دستگیر کردند.

 کودتای نقاب. نوژه خدا رحمتش کند، یکی از شهدای ارتش بود و پایگاهی را به نام او کردند. این کودتا از اولش معلوم بود که محکوم به شکست است. ضمن آنکه در خود نیروی هوایی ارتش کشف و خنثی شد.

 

درکودتای نوژه "خلبانان کودتاچی" به بهانه حمله به عراق ،قراربودبیایند"تهران"بیت امام ومراکزمهم رابمباران کنند

 

طراحی کودتا به این صورت بود که عراقی ها حمله ای به ایران انجام دهند، در جواب هواپیماهایی از پایگاه همدان بلند شوند ولی به جای رفتن به سمت عراق بروند به تهران و بمباران کنند. این طراحی در حساب دو دوتا چهارتا هم هر طور حساب کنیم محکوم به شکست است.

دانشجویان پیروخط امام چگونه شهیدشدند؟

وقتی سئوال می شود ارتش موقع تهاجم عراق به ایران کجا بود؟ همه اینها را باید درنظر گرفت. اما با این وضعیت ارتش وارد صحنه شد و علی الحساب اقداماتی کرد. لشکر 21 حمزه در خوزستان و اهواز و اطراف دزفول مستقر شد. حمله تدارک، برنامه قبلی و حساب کتاب می خواهد. یگانی در هویزه امکان تَک داشت و این کار را انجام داد و موفقیتی هم به دست آورد. دانشجویان پیرو خط امام موقعی که خط شکسته شد، بدون هماهنگی 20 کیلومتر جلو رفتند، حال آنکه در فرهنگ نظامی وقتی می خواهیم از نقطه ای به نقطه ای دیگر برویم، باید از قبل به فکر رساندن تدارکات و پشتیبانی اعم از آذوقه، مهمات، سوخت و نیرو بود و طراحی های آن را انجام داد، یعنی نمی توان همین طور جلو رفت. مثلا باید فقط سه کیلومتر جلوتر رفت تا پشتیبانی برسد. خط مقاومت وقتی در سه کیلومتری است، نمی توان به شش کیلومتری رفت؛ چون در شش کیلومتری امکان رساندن بنزین، آذوقه و نیرو میسّر نیست.

 
دانشجویان پیرو خط امام وقتی خط را شکافتند 20 کیلومتر جلو رفتند، در آن طرف هویزه با ضدحمله عراقی ها مواجه شدند. عراقی ها این دانشجویان را دور زدند و با تانک آنها را له کردند، بعد به پشتیبانی تیپی که درگیر شده بود، رفتند. در این اوضاع یگان لشکر 16 قزوین فقط توانست به جای قدیم خودش برگردد، یعنی خالی نکرد و همان مقدار که جلو رفته بود به عقب برگشت. اما الان بعضا مطرح می شود که ارتش در آنجا خیانت کرد و دانشجویان پیرو خط امام شهید شدند! در حالی که اصل ماجرا از این قرار بود که عرض کردم خدمتتان. امروز هم در هویزه یادمانی برای دانشجویان شهید پیرو خط امام وجود دارد.

چرا می گویند ارتش در هویزه خیانت کرد؟

معتقدند ارتش از دانشجویان پیرو خط امام پشتیبانی نکرد. کرخه‎کور نزدیک هویزه است، طراحی آن عملیات این طور بود که نیروهای ایرانی اعم از ارتش و دانشجویان پیرو خط امام از یک طرف کرخه‎کور آمدند، دشمن را دور زدند و تلفات هم گرفتند. بعد قرار بود حملات احاطه ای انجام دهند و یک نقطه مشخص را بگیرند. اما قرار به پیشروی و رفتن به جلو نداشتند. وقتی یگان در عملیات موفق شد، دانشجویان پیرو خط امام از آن منطقه جلوتر رفتند و بعد درخواست پشتیبانی دادند. یگان نمی توانست آنها را پشتیبانی کند چون خودش در آن منطقه درگیر بود.

آقای خامنه ای، فلاحی، فکوری و بنی صدر هم آنجا بودند. منتها نیرو نمی توانست به دانشجویان پشتیبانی دهد. بزرگترین درگیری جنگ تانک ها در همین عملیات 17 دی سال 59 در هویزه انجام شد. تمام تانک هایی که در اختیار آن تیپ بود، از بین رفت. عملیات های سال 59 این طوری بود. چون ما هنوز دشمن را در حالت حمله می دیدیم. ماشین جنگی عراق در شهرهایی مثل سوسنگرد درگیر می شد و نمی توانست آزاد حرکت کند. اما در دشت اهواز مشغول پیش‌روی بود. در خوزستان، بعد از خرمشهر داشت به طرف اهواز می آمد و باید متوقف می شد.

سان 2 برای چه کشوری است؟

برای روسیه است. سیستم های پدافندی عراق همه روسی بود.

برخی معتقدند ارتش خیانت کرد چون در هویزه از دانشجویان پیرو خط امام پشتیبانی نکرد.

طراحی آن عملیات این طور بود که نیروهای ایرانی اعم از ارتش و دانشجویان پیرو خط امام از یک طرف کرخه کور آمدند، دشمن را دور زدند و تلفات هم گرفتند. بعد قرار بود حملات احاطه ای انجام دهند و یک نقطه مشخص را بگیرند اما قرار به پیشروی و رفتن به جلو نداشتند. دانشجویان پیرو خط امام بدون هماهنگی از آن منطقه جلوتر رفتند و بعد درخواست پشتیبانی دادند. یگان نمی توانست آنها را پشتیبانی کند چون خودش در آن منطقه درگیر بود.

شوروی سیستم پدافندی سان 2 را قبل جنگ به عراق داده بود؟

بله، قبل از جنگ داشتند. وقتی جنگ شروع شد و ما حمله کردیم، اینها تقریبا ناکارآمد از آب درآمد، روس ها بلافاصله آمدند که این آبروریزی را جبران کنند که کردند. روز سوم جنگ، سان 3 بالای کرکوک روی هواپیمای ما منفجر شد و هوایپمای ما با بیش از 80-90 سوراخ آمد در تبریز نشست. این اولین مورد عمل کردن موشک بود.

یعنی در زمان شروع جنگ روس ها به عراق سان 3 را دادند؟

عراقی ها سان 3 داشتند اما یا نمی توانستند از آن استفاده کنند یا آنکه ناکارآمد بود. خود روس‎ها برای آنکه آبروریزی از بین برود وارد کار شدند.

حلال مشکلات اختلافی سپاه وارتش صیادشیرازی بود

 آقای صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش شدند. صیاد شیرازی با دید و تجربیاتی که داشت، توانست بین ارتش و سپاه انسجام به وجود آورد و با سپاه کار کند، بر همین اساس امکاناتی را که سپاه نیاز داشت در اختیارش گذاشت. بعد از عملیات حصر آبادان، عملیات طریق القدس در آذرماه سال 60 انجام و بستان آزاد شد. سپس عملیات فتح المبین در فروردین سال 61 به اجرا درآمد که منجر به بیرون راندن نیروهای عراقی از بخش بزرگی از خاک خوزستان شد. پشت سر آن با اجرای عملیات بیت المقدس خرمشهر آزاد شد اما بعد مقداری انشقاق بوجود آمد و عملیات هایی مثل محرم و رمضان موفق نبودند.

کل نیروی هوایی ارتش آن زمان چند هواپیما داشت؟

حدود 400 فروند هواپیمای شکاری داشتیم.

در همین دو سه ماه اول جنگ بیش از 90 فروند هواپیما از دست دادیم. از دست دادن هر هواپیما یعنی نقصی غیرقابل جبران چون هر ادوات نظامی را می توان جایگزین کرد غیر از هواپیما. هیچ کشوری هواپیما و خلبان به کشور دیگر نمی دهد. برای همین نیروی هوایی به صورت مقطعی و فقط در برهه ای وارد کار می شود. در واقع هر جایی گره ای به وجود می آمد نیروی هوایی می رفت و آن گره را باز می کرد.

درمأموریت های پروازی هم ارتش مشکلانی وجودداشت،اولاً نمی رفتند و..تدبیرفرمانده برای  پناهنده نشدن خلبانان پروازی

اولین بار از طریق یک عنصری به فرمانده تیپ پیرانشهر کردستان خبر رسید که تعداد زیادی هواپیمای عراقی در منطقه الولید تحرک دارند. این جناب سرهنگ خبر را به پایگاه تبریز و همدان فرستاد و از آنجا خبر به شهید فکوری رئیس ستاد نیروی هوایی انتقال یافت. وقتی خبر بررسی و تأیید شد، شهید فکوری تیم طراح عملیات را خواست و آنها روش اجرای عملیات را طراحی کردند. سه مرتبه تمرین کردند. مرتبه اول 12 فروند روی دریاچه ارومیه سوختگیری کردند. در این تمرین متوجه شدند تا زمانی که کار سوخت گیری فروند دوازدهم به پایان برسد، سوخت فروند اول تمام می شود. بنابراین یک دور تسلسل باطل اتفاق می افتد. در نتیجه تعداد هواپیماها را به 8 فروند کاهش دادند تا با یک بار سوختگیری در هوا، هواپیماها آماده رزم باشند. مرتبه دوم هواپیمای 747 مسافری که قرار بود در مرحله دوم سوخت رسانی هوایی را انجام دهد خبر داد که هوا خراب است. مرتبه سوم یک آقایی به دو خبرنگار گفته بود «خبر ندارید یک کار بزرگی قرار است انجام شود» یا دو خلبان از بوشهر به همدان آمده بودند. این خودش نشان می داد می خواهد اتفاقی بیفتد.

در نهایت آقای فکوری، آقای برات پور را خواست و گفت «خودت عملیات را انجام بده». برات پور دستور نداد که یک مرتبه 8 فروند هواپیما زیر لود بروند، بلکه طوری عمل کرد که تیم نگهداری نیز متوجه زمان آغاز عملیات نشد. مثلا وقتی دو فروند هواپیما از پایگاهی برای انجام مأموریت رفتند و برگشتند گفت «مهمات روی هواپیما پر کنید و بگذارید آماده باشد». همین طور در پایگاه های دیگر نیز به همین ترتیب عمل کرد. صبح زود یک روز از فروردین ماه سال 60، 16 خلبان آمدند دستورالعمل را گرفتند و به سمت هدف پرواز کردند. در واقع 8 فروند هواپیما رفت و یکی دو ساعت شد نیامد. به تدریج سر و صدا شد که نکند اینها جایی رفتند و نیامدند، منتها آقای برات پور تدبیر کرد و از قبل به دستور او تلفن ها قطع شد تا هیچ کس به بیرون تماس نداشته باشد.

/منبع:مصاحبه باخبرآنلاین/11 آذر 1396