"راعنا"چیست؟... لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا-۱۰۴بقره
حجت الاسلام قرائتی:«راعِنا» از مادهى «رعى» به معنى مهلت دادن است اما يهود كلمهى«راعِنا» را از مادهى «الرعونة» كه به معنى «كودنى و حماقت» است، مىگرفتند.
آیت الله جوادی آملی:«راعِنا» در لغت «عبری» یک نوع «سبّ و شتم» است. آنها «راع» را بر «انسان شَرور» حمل میکردند، «انسان خبیث و پلید» را میگفتند «راع»، آن متکلّم مع الغیر هم که کنارش اضافه بشود یعنی تو در بین ما (معاذالله) خبیث و شریری. به کسی که میخواستند« اهانت» کنند میگفتند: «راعِنا» یعنی تو شریر مایی.
«راعنا»چیست
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انظُرْنَا وَاسْمَعُوا(۱۰۴بقره)؛
«ای کسانی که ایمان آورده اید! "راعنا" نگویید، بلکه بگویید: "انظرنا"

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» یعنی: ای مؤمنین.
«لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا» یعنی: راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید.
چرامؤمنان راعنا نگویند؟
روزی پیغمبر اکرم (ص) در حال سخنرانی بود، یک نفر از پای سخنرانی گفت:راعنا
یعنی مراعات ما را هم بکن.یعنی آرامتر صحبت کن یا به این طرف و آن طرف نگاه کن.
این کلمه راعنا مثل کوکو است که هم می شود آن را با سیب زمینی درست کرد و هم با سبزی.
«راعنا» را هم می شود از ریشه «رعی» گرفت و هم از ریشه «رعن».
اگر از «رعی» گرفته شود به معنای «مراعات ما را بکن» است.
ولی اگر از ریشه «رعن» گرفته شود، رعونت به معنای خر کردن است!
«راعنا» یعنی «خرمان کن»
وقتی که مسلمانان می گفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معنای «مراعاتمان کن» را اراده می کردند
ولی یهودیها از این کلمه استفاده کرده و گفتند: مسلمانها به پیغمبرشان میگویند خرمان کن.در اینجا آیه نازل شد که: «یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»؛ «ای کسانی که ایمان آورده اید، "راعنا" نگویید بلکه "انظرنا" بگویید.»
یعنی کلمهای را که دشمن از آن سوء استفاده می کند به کار نبرید.
منبع: حجت الاسلام محسن قرائتی -سایت الف بنقل مجله مبلغان، شماره ۳۹
***
آیت الله جوادی آملی:چون ﴿راعنا﴾ در لغت عبری به اصطلاح اهل کتاب و عبری زبانها یک سبّ و شتم است. آنها «راع» را بر انسان شَرور حمل میکردند، انسان خبیث و پلید را میگفتند «راع»، آن متکلّم مع الغیر هم که کنارش اضافه بشود یعنی تو در بین ما (معاذالله) خبیث و شریری. به کسی که میخواستند اهانت کنند میگفتند: راعنا یعنی تو شریر مایی.
خدای سبحان میفرماید: اینها اهل تحریفتد، دهن کجی دارند، دهن پیچی دارند، بد دهناند؛ شما مسلمانها بهانه به دست اینها ندهید. شما که میگویید: ﴿سمعنا و اطعنا﴾، آنها میگویند: ﴿سمعنا و عصینا﴾ شما میگویید: ﴿واسمع﴾ آنها میگویند: ﴿واسمع و غیر مسمع﴾ اینها قابل جبران است؛ اما شما میگویید: ﴿راعنا﴾ این ﴿راعنا﴾ در عبری فحش است، نگویید این را، آنها از این ﴿راعنا﴾ سوء استفاده میکنند، شما به جای ﴿راعنا﴾ بگویید: ﴿انظرنا﴾، ﴿و لو أنّهم قالوا سمعنا و أطعنا﴾.
یعنی اگر یهود به جای ﴿سمعنا و عصینا﴾ میگفت: ﴿سمعنا و أطعنا﴾ و به جای ﴿واسمع غیر مسمع﴾ میگفت: ﴿واسمع﴾، دیگر غیر مسمع را نمیگفت و به جای ﴿راعنا﴾ میگفت: ﴿و انظرنا﴾، ﴿لکان خیراً لهم و أقوم﴾ ؛ برای اینها خیر بود و باعث قیام و قوام اینها بود، هم لیّ به السنه نداشتند، هم طعن در دین نداشتند. ﴿لکان خیراً لهم و أقوم و لکن لعنهم الله بکفرهم فلا یؤمنون إلاّ قلیلا﴾ ، این ﴿لا یؤمنون إلاّ قلیلاً﴾ مشابهش قبلاً گذشت یعنی قلیلی از اینها ایمان میآورند، نه اینکه اینها کم ایمان میآورند؛ چون ایمان کم و زیاد ندارد، درجات ایمان محفوظ است، اما اصل ایمان یک امر حقیقی است که آن نصابش باید محقق بشود این ﴿فلا یؤمنون إلّا قلیلا﴾ مشابهش قبلاً گذشت یعنی «فلا یؤمنون منهم إلا قلیلاً منهم»
منبع:۲۴ بهمن ۱۳۹۱ خبرگزاری مهر.
« آيه ۱۰۴ سوره بقره» را خوانده ايد كه مي فرمايد:
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ »
اي كسانيكه ايمان آورده ايد نگوييد «رَاعِنَا» بلكه بگوييد «انْظُرْنَا» و آنچه به شما دستور داده شده بشنويد و براي كافران عذاب دردناكي ست
شان نزول:«لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا»
ابن عباس نقل مي كند: مسلمانان صدر اسلام هنگاميكه پيامبر صلي الله عليه و آله مشغول سخن گفتن و بيان آيات و احكام الهي بود، از او مي خواستند ، كمي با تاني سخن بگويد و ّه آنان مهلت دهد، تا بتوانند مطالب را خوب درك كنند و همچنين خواسته هاي خود را به وي برسانند، براي اين درخواست كلمه « راعنا» كه از ماده «الرعي» گرفته شده و معني « مهلت دادن» را مي دهد ، به كار مي بردند.ولي يهود همين كلمه «راعنا» را از ماده ي ديگري يعني«الرعونه» به كار مي بردند كه به معني كودني و حماقت است. براي يهود در اينجا دستاويزي بود تا اين كلمه را كه مسلمانان به معني صحيحي بكار مي بردند ، هنگام سخن گفتن پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله بكار برند و معني دوم را قصد نمايند.
آيه براي جلوگيري ازين سوء استفاده نازل شد و به مومنان دستور داد: كلمه«انْظُرْنَا» كه همان «مهلت» را معني ميدهند و مرادف كلمه «رَاعِنَا» است به كار برند.
تفسير:همانطور كه در شان نزول آمدكلمه«رَاعِنَا» را مي توان از دو ماده گرفت يكي از« الرعي» كه به معني مهلت دادن و رعايت كردن است و فعل امر آن به اضافه ي ضمير «نا» معني« ما را رعايت كن، به ما مهلت بده» را دارد و از ماده ي دوم( الرعونه) « ما را تحميق كن» معنا مي دهد.
ضمن اينكه آنطور كه در پاره اي از روايات وارد شده جمله راعنا در لغت «عبري» بمعني« بشنو كه هرگز نشنوي» بوده است .
در هر حال آنها مي خواستند با تكرار جمله «راعنا» پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله را استهزا كنند و به اصطلاح دست بيندازند
ازين آيه بدست مي آيد كه مسلمانان مي بايست از دادن هرگونه سوژه و وسيله اي كه ممكن است باعث سوء استفاده دشمن گردد احتراز و دوري كنند گرچه يك لغت باشد
دراينجا مي بينيم قرآن براي جلوگيري از سوء استفاده ي مخالفان ، مومنان را از گفتن يك كلمه برحذر مي دارد در صورتيكه آنان معني صحيح آن را در نظر داشتندچه رسد به اينكه مسلمانان عملي انجام دهند كه دستاويز دشمنان گردد و ضربه اي براي تبليغات آنها بر ضد اسلام شود./منبع: تفسير نمونه، ج۱
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:درالمیزان اینچنین آمده:معنى كلمه "راعنا" نزد يهود
«لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا»يعنى بجاى«رَاعِنَا» بگوئيد:«انْظُرْنَا» كه اگر چنين نكنيد همين خود كفرى است از شما، و كافران عذابى دردناك دارند، پس در اين آيه نهى شديدى شده از گفتن كلمه -راعنا- و اين كلمه را آيه اى ديگر تا حدى معنا كرده ، مى فرمايد: «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ» كه از آن بدست مى آيد: اين كلمه در بين يهوديان يك قسم نفرين و فحش بوده ، و معنايش (بشنو خدا تو را كر كند) بوده است ،
واما مسلمانان وقتى كلام رسول خدا را درست ملتفت نميشدند،بخاطر اينكه ايشان گاهى بسرعت صحبت مى كرد، از ايشان خواهش مى كردند: كمى شمرده تر صحبت كنند، كه ايشان متوجه بشوند، و اين خواهش خود را با كلمه-راعنا-كه عبارتى كوتاه است اداء مى كردند، چون معناى اين كلمه (مراعات حال ما بكن ) است،ولى اين كلمه در بين يهود يك رقم ناسزا تلقی می شد.
و يهوديان از اين فرصت كه مسلمانان هم ميگفتند: راعنا - راعنا- استفاده كرده ، وقتى برسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى رسيدند، مى گفتند: راعنا، بظاهر وانمود مى كردند كه منظورشان رعايت ادب است ، ولى منظور واقعيشان ناسزا بود، و لذا خدايتعالى براى بيان منظور واقعى آنان ، اين آيه را فرستاد:«مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا»آیه ۴۶ نساء
و چون منظور واقعى يهود روشن شد، در آيه مورد بحث مسلمانان را نهى كرد از اينكه ديگر كلمه «رَاعِنَا»را بكار نبرند، و بلكه بجاى آن چيز ديگر بگويند، مثلا بگويند:«انْظُرْنَا» يعنى كمى ما را مهلت بده .
وللكافرين عذاب اليم .. الخ ، منظور از كافرين در اينجا كسانى است كه از اين دستور سرپيچى كنند، و اين يكى از مواردى استكه در قرآن كريم كلمه كفر، در ترك وظيفه فرعى استعمال شده است.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:این کلمه (رَاعِنَا)در آیه ٤٦ سوره نساء-نیزتکرارشده است
مِّنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَـٰكِن لَّعَنَهُمُ اللَّـهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا-٤٦نساء
بعضى از يهوديان ،كلمات را _ در سخنان خود _ با جابجا كردن تحريف مى كنند،
مثلا _ به جاى اين كه بگويند: سمعنا و اطعنا _ مى گويند: سمعنا و عصينا _
شنيديم و نافرمانى كرديم، و به جاى اين كه بگويند: _ اسمع اسمعك اللّه _ مى گويند _
راعنا _ يعنى اسمع غير مسمع _ بشنو كه خدا شنوايت نكند، و اين باطل را با لحن حقگويى ادا مى كنند _ چون كلمه _
راعنا _ در اصطلاح مسلمانان ادب و احترام را مى رسانيد و در اصطلاح يهوديان فحشى بود
تا در دين خدا طعنه بزنند و اگر مى گفتند: سمعنا و اطعنا و اسمع و انظرنا _ شنيديم و اطاعت كرديم، تو نيز به سخن ما گوش بده، و مهلت بده تا سخن خود بگوييم، _ برايشان بهتر و استوارتر بود، و ليكن خدابه خاطر كفرشان لعنتشان كرده بود، ديگر ايمان نمى آورند مگر اندكى
كلمه :«مِّنَ» در جمله «مِّنَ الَّذِينَ» بيانيه است، مى خواهد جمله : الّذين اوتوا نصيبا من الكتاب- را كه در آيه قبلى بود، و يا كلمه : (باعدائكم ) را بيان كند، البته بسا باشد كه گفته باشند جمله : من الّذين هادوا - بر سر هم خبرى است براى مبتدايى كه حذف شده، و جمله : يحرفون الكلم- همان محذوف را توصيف مى كند، و تقدير آيه چنين است : من الّذين هادوا قوم يحرفون... (يعنى بعضى از يهوديان قومى هستند كه چنين و چنان مى كنند). و گفتار خود را تاءييد كرده باشند، به اين كه حذف موصوف در كلام عرب شايع است، مانند شعر ذوالرمه كه گفته است : كارشان به جايى رسيد كه بعضى از شدت اندوه جلو اشك خود را نتوانستند بگيرند... كه گفته اند كه در اين شعر موصوف حذف شده، تقدير كلام _ در صورتى كه شعر حكايت حال جمعيتى باشد _ و منهم قوم دمعه سابق له...است، - و در صورتى كه حكايت حال فردى بوده باشد _ و منهم من دمعه سابق له... است.
معناى (يحرفون الكم عن مواضعه)
خداى تعالى اين طايفه از يهود را اينطور توصيف نموده، كه كلمات كتاب خداى را تحريف مى كنند حال يا به اين كه جاى آنها را تغيير مى دهند، و پس و پيش مى كنند، و يا آنكه بعضى از كلمات را به كلى مى اندازند، و يا به اين كه كلماتى از خود به كتاب خدا اضافه مى كنند، همچنان كه تورات موجود دچار چنين سرنوشتى شده، يعنى بسيارى از مطالبش آسمانى نيست، و يا به اين است كه آن چه از موسى و از ساير انبيا (عليهم السلام ) در تورات آمده تفسيرش كرده اند به غير آن چه مقصود بوده، معناى حقيقى آن را رها كرده معنايى تاويلى براى آن كرده اند هم چنان كه بشارتهايى كه در تورات درباره آمدن رسول اللّه (ص) آمده بود و قبل از بعثت رسول خدا آن چه درباره عيسى (ع) به عنوان بشارت وجود داشت همه را تاءويل كردند، و گفتند نه عيسايى آمده و نه محمدى ! و ما هم اكنون منتظر آمدنشان هستيم.
ممكن هم هست مراد از تحريف كلمات از مواضعش -آن مطلبى باشد كه بعد از اين جمله آمده، كه گفتند: سمعنا و عصينا...، در نتيجه اين جملات عطف خواهد بود بر جمله يحرفون... و در اين صورت مراد از تحريف كلمات از مواضعش - اين خواهد بود كه كلمه اى را در غير آنجايى كه بايد به كار رود استعمال كنند، مثلا وقتى كسانى مى گويند: سمعنا-كه بخواهند اعلام اطاعت كنند، و در اين صورت جا دارد دنبالش بگويند:و اطعنا - نه اين كه بگويند: سمعنا و عصينا، و يا با اين كه نمى خواهند اعلام اطاعت كنند، به عنوان استهزا: سمعنا- و همچنين وقتى به يك فردى گفته مى شود، (اسمع - گوش بده ) جا دارد دنبال آن اضافه كند: (اسمعك اللّه خدا شنوايت كند) نه اين كه بگويد-اسمع غير مسمع- يعنى بشنو كه خدا شنوائيت ندهد، چون كلمه -راعنا- در لغت يهود معناى -اءسمع غير مسمع - را مى دهد.
مذمت يهود به جهت عمل ناپسندى كه مرتكب مى شدند
ليا بالسنتهم و طعنا فى الدين
اصل (ل _ ى _ ى ) به معناى تاب دادن و پيچاندن است، پس معناى جمله مورد بحث اين مى شود كه يهوديان مورد بحث
زبان خود را مى پيچند، تا به اين وسيله سخن باطل خود را به صورت حق جلوه داده، اهانتى كه مى خواهند بكنند به صورت ادب و احترام بكنند،
چون مؤمنين رسم داشتند هرگاه مى خواستند با رسول خدا (ص) سخن بگويند، (همانطور كه ما فارسى زبانان تكيه سخنمان در گفتگوى با مخاطب اين است كه مى گوييم (اجازه بفرماييد) و منظورمان اين است كه مهلت بده من همه حرفهايم را بزنم، عرض مى كردند: (راعنا) يعنى اجازه بده، ما مطلب خود را تا به آخر بگوييم، و اين كلمه در زبان يهود معناى زشتى داشت، معنايى كه لايق به ساحت مقدس رسول خدا (ص) نبود، به همين جهت فرصت را غنيمت شمردند، هرگاه مى خواستند با آن جناب سخن بگويند به قصد مذمت و بى احترامى اين كلمه را استعمال مى كردند، و خداى تعالى در اين آيه شريفه ايشان را مذمت كرد، و نخست به طور اجمال فرمود: يحرفون الكلم عن مواضعه- و سپس آن را تفسير كرد به اين كه :
و يقولون سمعنا و عصينا و اسمع غير مسمع ،
آنگاه مثل اين كه خواسته باشد اين را نيز تفسير كند، عطف كرد بر آن جمله : و راعنا - را، آنگاه فرمود:
مجذوبش شود، يهوديان در حالى انجام مى شود كه زبان خود را تاب مى دهند، و به دين خدا طعنه مى زنند: ليا بالسنتهم و طعنا فى الدين-، و اين دو مصدر يعنى مصدر (لى ) و (طعن ) در موضع حال قرار دارند.
ولو انهم قالوا سمعنا و اطعنا و اسمع و انظرنا لكان خيرا لهم و اقوم
اينكه فرموده : اگر اين طور بگويند كه مشتمل است بر ادب دين و خضوع در برابر حق، بهتر و باقوام تر است از آنچه مى گفتند يعنى از-سمعنا و عصينا... با اين كه اين سخن نه خير است و نه باقوام تا آن از اين بهتر و باقوام تر باشد، در حقيقت از باب مقايسه اثر حقى است كه در اين كلام حق است، و اثرى كه يهود براى كلام خود قائل بود، هر چند كه كلام يهود در واقع هيچ خوبى و قوام نداشت، پس مقايسه بين اثر حق است با اثرى كه يهود حقش مى پنداشت، و معناى جمله اين است : اگر يهود مى گفتند: سمعنا و اطعنا... خير و قوام در آن بيشتر بود، از خير و قوامى كه در دل خود براى لى و طعن فرض كرده اند، پس گفتار در اين آيه نظير گفتار در آيه شريفه زير است كه مى فرمايد: و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا اليها، و تركوك قائما قل ما عنداللّه خير من اللّهو و من التجارة و اللّه خير الرازقين .
ولكن لعنهم اللّه بكفرهم فلا يؤمنون الّا قليلا
اين جمله خطاب به مسلمين است، و براى هميشه نوميدشان مى كند از اين كه يهود بگويند:سمعنا و اطعنا -هرگز نخواهند گفت، زيرا اين كلمه، كلمه ايمان است، و اين يهوديان ملعون خدايند، و در نتيجه موفق به ايمان نخواهند شد، و لذا در جمله قبل اين طور تعبير كرد: و لو انهم قالوا- چون تعبير به كلمه (لو) دلالت بر آرزو مى كند و آرزو اشعار بر محال بودن تحقق آن آرزو دارد.
و ظاهرا حرف (با) در جمله-بكفرهم- براى سببيت است، نه براى آلت، براى اين كه كفر صفتى است كه ممكن است به وسيله ايمان زايل گردد، و بنابراين كفر بدان جهت كه كفر است مستوجب لعنتى كه ايمان را محال سازد نيست، و چنان نيست كه بطور قاطع از ايمان جلوگيرى كند.
بله كفر آنان بطورى كه در آخر سوره آن را شرح داده سبب لعنت هست، اما لعنتى كه ايمان را محال نمى سازد، ممكن است افراد انگشت شمارى ايمان بياورند (دقت بفرمائيد)./منبع تفسیرالمیزان
***
ابن عباس نقل مي كند: يهود همين كلمه «راعنا» را از ماده ي ديگري يعني«الرعونه» به كار مي بردند ،اگر
از ماده ي ( الرعونه) بگیریم،« ما را تحميق كن» معنا مي دهدكه به معني كودني و حماقت است. ایم موردبراي يهود دستاويزي بود تا اين كلمه را كه مسلمانان به معني صحيحي بكار مي بردند ،یهودیان سوءاستفاده نمايندوبه تمسخرمسلمان برخیزند.
ولي يهود همين كلمه «راعنا» را از ماده «الرعونه» كه به معناي كودني و حماقت است استعمال ميكردندیعنی اين است كه «ما را أحمق و نادان بدان»
در اينجا براي يهود دستاويزي پيدا شده بود كه با استفاده از همان جمله اي كه مسلمانان ميگفتند، پيامبر يا مسلمانان را استهزاء كنند.
البته بعضي ديگر از مفسران گفته اند كه جمله «راعنا» در لغت يهود يك نوع دشنام بود و مفهومش اين بود «بشنو كه هرگز نشنوي» اين جمله را تكرار ميكردند و ميخنديدند!
بعضي از مفسران نيز نقل كرده اند كه يهود به جاي «راعنا»، «راعينا» ميگفتند كه معنايش «چوپان ما» است، و پيامبر اسلام (ص) را مخاطب قرار ميدادند و از اين راه استهزا ميكردند.
آيه فوق نازل شد و براي جلوگيري از اين سوء استفاده به مؤمنان دستور داد به جاي جمله «راعنا»، جمله «انظرنا» را به كار برند كه همان مفهوم را ميرساند، و دستاويزي براي دشمن لجوج نيست.
***
آیت الله جوادی آملی در تفسیر آیه ۱۰۴ سوره بقره
این «انظُرْنَا» همان معنای «رَاعِنَا» را میفهماند، شما میخواهید بگویید که مراعات حال ما را بکنید، یعنی آهسته تر بگویید که ما بفهمیم، یا با تأنّی سخن بگویید که کلمات شما را ما یادداشت کنیم یا بفهمیم، در تفهیم و تعلیم حال ما را مراعات بفرمایید. منظور شما این است این منظور را به لفظ ﴿راعنا﴾ نگویید، به لفظ ﴿انظرنا﴾ بگویید. ﴿انظرنا﴾؛ یعنی منتظر ما باشید که ما هم به دنبال بیان شما بفهمیم. فهم ما، لنگان لنگان به دنبال بیان شما بیاید شما بیانتان تند باشد ما هم فهممان کند، به هم نمیرسیم. منتظر ما باشید: ﴿انظرنا﴾ یعنی «وانتظرنا» منتظر باش تا ما برسیم یا ﴿انظرنا﴾ یعنی نظر لطف و محبّت نسبت به ما روا بدار که ما بهتر بفهمیم؛ علی ایّ حال شما که میخواهید با پیغمبر این سخن را در میان بگذارید که حضرتش مراعات حال شما را بکند بگویید: ﴿انظرنا﴾، نگویید ﴿راعنا﴾ چرا؟
معنای ﴿راعنا﴾ در لغت عبری و سوء استفاده بنیاسرائیل
چون ﴿راعنا﴾ در لغت عبری به اصطلاح اهل کتاب و عبری زبانها یک سبّ و شتم است. آنها «راع» را بر انسان شَرور حمل میکردند، انسان خبیث و پلید را میگفتند «راع»، آن متکلّم مع الغیر هم که کنارش اضافه بشود یعنی تو در بین ما (معاذالله) خبیث و شریری. به کسی که میخواستند اهانت کنند میگفتند: راعنا یعنی تو شریر مایی.
قبلاً اهل کتاب این بنیاسرائیل و این یهود آن خبث دورنیشان را اعمال میکردند، مخفیانه به حضرت این سبّ را روا میداشتند بعد وقتی مسلمین به پیغمبر عرض میکردند: ﴿راعنا﴾ یهودیها بهانه خوبی به دست آوردند، گفتند: ما همان فحش را به زبان خود مسلمانها به پیغمبر میگوییم، ما که میخواهیم بگوییم: تو شریری (معاذالله)، الآن به زبان خود مسلمانها میگوییم. میگوییم: راعنا، در این زمینه بود که خدای سبحان به مسلمین فرمود: شما نگویید ﴿راعنا﴾، بگویید: ﴿انظرنا﴾ که بیگانه بهانهای نداشته باشد. گرچه شما قصد هتک ندارید، ولی بیگانه از این تعبیر شما سوء استفاده میکند، گرچه راعنایی که شما میگویید همان انظرنایی است که باید بگویید، ولی از ﴿انظرنا﴾ بیگانه سوء استفاده نمیکند از ﴿راعنا﴾ سوء استفاده میکند.
تحریف کلمات مسلمانها
سرّ این جریان در سوره مبارکه نساء آیه ۴۶ آمده است، فرمود: ﴿من الذین هادوا یحرّفون الکلم عن مواضعه﴾ ؛ بعضی از یهودیها کارشان تحریف کلمات الهی است حرف را از جای خود عوض میکنند، یا نه، نه تنها تورات و انجیل را تحریف میکنند بلکه کلمات مسلمانها را هم تحریف میکنند، مسلمین اگر به پیغمبرشان میگویند: ﴿راعنا﴾؛ یعنی مراعات حال ما را بکن، آنها همین ﴿راعنا﴾ را که عربی است، به عبری بیان میکنند و از او شتم و سبّ اراده میکنند، این تحریف کلم مسلمانهاست، نه تحریف کلم کتاب آسمانیشان: «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ»
دهن کجی و طعن در دین
این «لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ» بود، خواستند آن بیادبی را دهن پیچی کنند، دهن کجی کنند؛ یک پارچه پیچیده را میگویند «لو» است و ملْویّ، «لیّاً بألسنتهم» میخواهند دهن کجی و دهن پیچی کنند به پیغمبر، میگویند: ﴿راعنا﴾ آن تعبیرات را هم دارند «لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ» همان «يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ» ایست که در آیه ۷۸ آل عمران آمده «وَطَعْنًا فِي الدِّينِ»پس یهود از گفتن «رَاعِنَا»مثل آن گفتن «سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا» مثل گفتن «وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ» نظری جز لیّ به لسان و طعن در دین نداشت.
این چنین نبود که واقعاً یهودیها به پیغمبر بگویند:«رَاعِنَا» یعنی مراعات حال ما را بکن، همانطوری که آن دو جمله تحقیر بود. این کلمهٴ سوّم هم تحقیر است، آن جمله اوّل که «سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا» این توهین بود، «وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ» این تحقیر بود، «رَاعِنَا» هم بشرح ایضاً، این تحقیر و توهین است. هر سه به عنوان «لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ» بود.
خدای سبحان میفرماید: اینها اهل تحریفتد، دهن کجی دارند، دهن پیچی دارند، بد دهناند؛ شما مسلمانها بهانه به دست اینها ندهید. شما که میگویید: ﴿سمعنا و اطعنا﴾، آنها میگویند: ﴿سمعنا و عصینا﴾ شما میگویید: ﴿واسمع﴾ آنها میگویند: ﴿واسمع و غیر مسمع﴾ اینها قابل جبران است؛ اما شما میگویید: ﴿راعنا﴾ این ﴿راعنا﴾ در عبری فحش است، نگویید این را، آنها از این ﴿راعنا﴾ سوء استفاده میکنند، شما به جای ﴿راعنا﴾ بگویید: ﴿انظرنا﴾، ﴿و لو أنّهم قالوا سمعنا و أطعنا﴾.
یعنی اگر یهود به جای ﴿سمعنا و عصینا﴾ میگفت: ﴿سمعنا و أطعنا﴾ و به جای ﴿واسمع غیر مسمع﴾ میگفت: ﴿واسمع﴾، دیگر غیر مسمع را نمیگفت و به جای ﴿راعنا﴾ میگفت: ﴿و انظرنا﴾، ﴿لکان خیراً لهم و أقوم﴾ ؛ برای اینها خیر بود و باعث قیام و قوام اینها بود، هم لیّ به السنه نداشتند، هم طعن در دین نداشتند. ﴿لکان خیراً لهم و أقوم و لکن لعنهم الله بکفرهم فلا یؤمنون إلاّ قلیلا﴾ ، این ﴿لا یؤمنون إلاّ قلیلاً﴾ مشابهش قبلاً گذشت یعنی قلیلی از اینها ایمان میآورند، نه اینکه اینها کم ایمان میآورند؛ چون ایمان کم و زیاد ندارد، درجات ایمان محفوظ است، اما اصل ایمان یک امر حقیقی است که آن نصابش باید محقق بشود این ﴿فلا یؤمنون إلّا قلیلا﴾ مشابهش قبلاً گذشت یعنی «فلا یؤمنون منهم إلا قلیلاً منهم»
معنی ومفهوم استعمار
استعمار از ريشه «عَمَّرَ» به معنای (طلب آبادانی كردن ، آبادانی خواستن) می باشد در اصطلاح سياسی نيز تسلط مملكتی قوی بر مملكتی ضعيف بقصد استفاده از منابع طبيعی و ثروت كشور به بهانه ايجاد آبادی می باشد.
معنی استعمار در قرآن هم به معنی آباد کردن به کار رفته است، خداوند در این آیه می فرماید: ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها- که شما را جز او خدایی نیست، اوست که شما را از این زمین آفریده و شما را در آن زندگانی داده و آباد کردن آن را از شما خواسته»
استعماردرکلام امام خمینی
* «از توطئه هاى بزرگ آنان، چنانچه اشاره شد و کراراً تذکر داده ام، به دست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت خصوصاً دانشگاه ها است که مقدرات کشورها در دست محصولات آنها است...... و اما در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاى خودى منحرف کنند و به سوى شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هر چه مى خواهند انجام دهند.»
* *«مع الأسف تاکنون دست خیانت استعمار، به وسایل مختلفه، فاصله عمیق بین طبقه جوان و مسائل ارجمند دین و قواعد سودمند اسلام ایجاد نموده، طبقه جوان را به روحانیون و اینها را به آنها بد معرفى نموده و در نتیجه وحدت فکرى و عملى از بین رفته و راه را براى مقاصد شوم اجانب باز نموده است.»
از مقدّسترين واژه ها" استعمار" است
كاروتلاش را قرآن از ما خواست؛ فرمود: جهانبين باش: اَوَ لَمْ يَنظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الاَرض (۱). جهان بان باش كه مبادا چيزي را فاسد كني؛ نظير ديگران باشي: اِذَا دَخَلُوا قَريَهً اَفسَدُوهَا وَ جَعَلُوا اَعِزَّهَ اَهلِهَا (۲)، يا يُهلِكَ الحَرثَ وَ النَّسل(۳). جهان آرا باش، براي اينكه در سوره مباركه هود فرمود: هُوَ الَّذِي اَنشَأكُمْ مِنَ الاَرضِ وَ اسْتَعمَرَكُمْ فِيهَا (۴). فرمود: بي عُرضه نباش، من همه امكانات را براي شما خلق كردم، هوش هم به تو دادم، مجاري ادراكي و تحريكي هم دادم، جهان آرا باش! اين ( الف ) و ( سين ) و ( تاء ) براي مبالغه است، نظير استكبار؛ حتماً حتماً از ما خواست كه جهان را آباد كنيم.
درباره مسجد فرمود: اِنَّمَا يَعمُرُمَساجِدَ اللهِ مَنْ آمَنَ بِالله(۵). درباره زمين فرمود: اِنَّمَا يَعمُرُ الاَرضَ اَلاِنسان. حالا كافر هستي، باش؛ ولي زمين را بايد آباد كني. الآن شما ميبينيد بخش وسيعي از بودجه زمين صرف آدم كشي است، بودجه هاي نظامي كشورها هم مشخص است! چگونه اسلحه بسازند و يكديگر را بكشند،اين ديگر اُومانسيم نشد! اين كَالاَنعامِ بَلْ هُمْ اَضَلّ است، يا شَياطينُ الاِنس است. شما كلّ اين خاورميانه را ميبينيد، ميبينيد آن مقداربودجهای كه صرف آدم كشي ميشود بيشتر است يا بودجهای که صرف نان و پنير مردم میشود ؟!
از مقدّسترين واژه ها، استعمار است. بعد به صورتي درآمد كه از منحوسترين و پليدترين تعبيرات شده! واژه «استعمار »در قرآن كريم به اين معناست: خداي سبحان آسمان با همه نظام كيهاني، زمين با همه معادن را آفريد، اين سفره خداست؛ بعد مهمان دعوت كرد به نام انسان. فرمود: همه اين نعمتها را براي تو خلق كردم، هوش و امكانات هم به تو دادم؛ از اين سفره استفاده بكن و آقاي خود باش! اين معناي استعمار قرآني است. بيگانه آمده، ميگويد: در كشور خود معدن داري، هر چه داري از نيروي خودت، از معدن خودت، از توان خودت كمك بگير، كار بكن براي من و برده من باش. اين واژه آسماني را اينها پليد كردند و زميني كردند.
عموميت رحمت الهي براي بشر
فرمود: خدا مُستعمِر است، شما مُستعمَرخدائيد؛ از شما با ( الف) و (سين) و (تاء) به جِدّ خواست زمين را آباد كنيد. اگر اين امكانات و اين هوش در بشر نبود كه امر نميکرد. فرمود: از شما خواست كه زمين را آباد كنيد. حالا كافر هستي، باش؛ من نخواستم مسجد بسازي كه: اِنَّمَا يَعمُرُ مَساجِدَاللهِ مَنْ آمَنَبِالله. اگرمرا قبول نداري، نداشته باش؛ ولي خودت را قبول داشته باش! هُوَ اَنشَأكُمْ مِنَالاَرضِ، خطاب به انسان است! اين بيان نوراني سيّدالشهداء از جامعترين بيانات حضرت است. فرمود: بالأخره اسلام آمده براي زندگي مردم و ميداند كه خيليها كافرند. قرآن كه آمده براي رفاه مردم، يعني آیا شما مسلمان بشويد و راحت زندگي كنيد! با اينكه ميداند: اِنْ تُطِعْ اَكثَرَ مَنْ فِيالاَرضِ يُضِلُّوك(۶)، وَ مَا اَكثَرُ النّاسْ وَ لُو حَرَصتَ بِمُؤمِنين(۷)؛ يا نه، براي مردم با شرط كفرشان هم برنامه دارد؟!
فرمود: بسيار خوب؛ نپذيرفتيد، نپذيرفتيد. ولي در دنيا براي اينكه راحت زندگي كنيد، آزاده باشيد؛ كشتيد، كشتيد! ديگر براي چه به زن و بچه من حمله ميكنيد؟!! اين بيان نوراني حضرت است. نفرمود حتماً مسلمان بشويد! يعني دين براي كافر بِمَا اَنَّهُ كافِر هم برنامه بهزيستي دارد. فرمود: اِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينْ وَ لا تَخافُونَ المَعادْ فَكُونُوا اَحراراً فِي دُنياكُم(۸)؛ اين دستور ديني است. دستور اسْتَعمَرَكُم هم از همين قبيل است. نه يعني يا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا، شما جهان آراء باشيد! فرمود: مسلمان هستي، باش؛ يهودي هستي، باش؛ مسيحي هستي، باش؛ زرتشتي هستي، باش؛ لائيك هستي، باش؛ لا مَذهب هستي، باش؛ اين زمين را آباد كن. خراب نكن: اِذَا دَخَلُوا قَريَهُ اَفسَدُوهَا وَ جَعَلُوا اَعِزَّهَ اَهلِهَا؛ ببين تفاوت رَه از كجاست تا به كجا! اين انساني كه قرآن معرفي ميكند، با انساني كه كَالاَنعام دارند راه ميروند، چقدر تفاوت دارد. انبياي قبلي را هم مسخره ميكردند.
منبع:۲۰ تير ۱۳۹۳کیهان:بيانات آيتالله جوادي آملي در جلسه درس تفسير سوره انبياء در جمع طلاب و فضلاي حوزه علميه قم ـ ۸آبان۱۳۸۹
پاورقی:(۱) اعراف/ ۱۸۵،(۲) نمل/ ۲۴،(۳) بقره/ ۲۰۵،(۴) هود/ ۶۱،(۵) توبه/ ۱۸، (۶) انعام/ ۱۱۶،(۷) يوسف/ ۱۰۳ ،(۸) بحار الأنوار.جلد ۵۱ و۵۴
کلمات دیگری نیز به این سرنوشت شوم گرفتار شده اند!:
این کلمه «استعمار» با آن زیبائى خاص و کشندگى مفهوم، که هم عمران و آبادى را در بر دارد، هم تفویض اختیارات و هم تهیه وسائل و ابزار، آن چنان مفهومش در عصر ما مسخ شده، که درست در نقطه مقابل مفهوم قرآنى قرار گرفته.
تنها واژه «استعمار» نیست که به این سرنوشت شوم گرفتار شده است،
کلمات زیادى چه در فارسى، چه در عربى، و چه در لغات دیگر مى یابیم که
گرفتار همین مسخ، تحریف و واژگونگى شده است،
مانند «حضارت»، «ثقافت» و «حریت» در «عربى»،
و درفارسی نیز کلماتى مانند تمدن(توسعه)، روشن فکرى، آزادى و آزادگى، هنر و هنرمندى(موسیقی،ترانه،آهنگ)- و در سایه این تحریف ها هر گونه از خود بیگانگى و ماده پرستى و اسارت انسان ها، و انکار هر گونه واقعیت و توسعه هر گونه فساد و انجام هر کار شتاب زده و بى مطالعه انجام مى گردد.
به هر حال، مفهوم واقعى «استعمار» در عصر ما، استیلاى قدرت هاى بزرگ سیاسى و صنعتى بر ملت هاى مستضعف و کم قدرت است، که محصول آن غارت و چپاولگرى و مکیدن خون آنها، و به یغما بردن منابع حیاتى آنان است.
این استعمار، که چهره هاى شوم گوناگونى دارد، گاهى در شکل فرهنگى، گاهى فکرى، گاه اقتصادى و گاه سیاسى و نظامى مجسم مى شود، همان است که چهره دنیاى امروز ما را تاریک و سیاه کرده، اقلیتى در این جهان داراى همه چیز و اکثریت عظیمى فاقد همه چیزند، این استعمار سرچشمه جنگ ها، ویرانى ها و تبهکارى ها و مسابقه کمرشکن تسلیحاتى است.
واژه اى را که قرآن براى این مفهوم به کار برده واژه «استضعاف» است که درست قالب این معنى است، یعنى ضعیف ساختن به مفهوم وسیع کلمه، ضعیف ساختن فکر، سیاست، اقتصاد و هر چیز دیگر.
دامنه استعمار در عصر ما آن چنان گسترده است که خود واژه استعمار نیز استعمارى شده است; چرا که مفهوم لغوى آن کاملاً واژگونه است.
به هر حال، استعمار داستان غم انگیز طولانى دارد، که مى توان گفت: سراسر تاریخ بشر را در بر مى گیرد گر چه دائماً تغییر چهره مى دهد، ولى به درستى معلوم نیست، چه زمانى از جوامع انسانى، ریشه کن خواهد شد، و زندگى بشر بر پایه تعاون و احترام متقابل انسان ها و کمک به پیشرفت یکدیگر در تمام زمینه ها خواهد انجامید. /منبع:سایت آیت الله مکارم شیرازی +تفسیر نمونه جلد ۹ صفحه ۱۵۳
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:بعضی ازکلمات داخل (پرانتز)ازاینجانب است.
مشاوره-روانشناسی