زندگینامه علامه حلی،حسن بن یوسف بن على

شیخ جمال الدین، ابو منصور، حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى ملقب به علامه حلّى در ماه رمضان سال 648ق در شهر حلّه‌ عراق به دنیا آمد و در ماه محرم سال 726ق در همان شهر از دنیا رفت و در یکى از صحن‌هاى روضه امیر المؤمنین على(ع) در نجف اشرف دفن گردید. او از علمای برجسته و نامدار جهان اسلام و مذهب شیعه است.عمر74سال
پدر او شیخ سدید الدین یوسف بن على بن مطهر حلّى از علماى برجسته و نامدار و داراى مقام علمى و اجتماعى بود.
تحصیلات و شخصیت علمی‌
علامه حلى ادبیات عرب، علم فقه، اصول، حدیث و کلام را نزد اساتید بزرگ و نامداری آموخت تا این‌که در زُمره دانشمندان قرار گرفت. او هیچ فرصتى را براى تحصیل علم از دست نمی‌داد و بیشتر وقت خود را صرف تدریس و تألیف می‌کرد و حتى زمانى که حوادث روزگار او را در کنار سلطان محمد خدابنده قرار داد، تدریس و تألیف او متوقف نکرد
شرح‌هاى او بر سه کتاب «منطق تجرید»، «حکمت تجرید» و «شرح اشارات» خواجه نصیر الدین طوسى و نیز دیگر تألیفاتش نشانگر برجستگی علمی او می‌باشد.
علامه حلی از نگاه علمای اسلام

خواجه نصیر الدین طوسى 
1. وقتى از خواجه نصیر الدین طوسى(متوفای 672ق) هنگام بازگشت از حلّه درباره مشاهداتش سؤال کردند در جواب گفت: رأیت خرّیتاً ماهراً و عالماً إذا جاهد فاق-که مقصودش از راهنمای زبردست، «محقق حلّى» و از دانشمند پیروز، «علامه حلّى» بود.
2. ابن حجر عسقلانی(متوفای 852ق): ابن یوسف بن مطهر حلّی، عالم شیعه و پیشوا و مؤلف آنان است. او نشانه خدا در تیزهوشی بود. کتاب المختصر ابن حاجب را شرح زیبایی نمود… او بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بود.
3. سید مصطفی تفرشی(متوفای 1044ق)علامه حلی آن قدر فضیلت و شأن و اعتبار دارد که بهتر آن است که توصیف نشود، چون توصیف‌ها و تعریف‌های من چیزی بر شأن او نمی‌افزاید! او بیش از 70 جلد کتاب دارد که هر کدام نشانگر نوعی از فضیلت و نبوغ و علم و دانش اوست.
4. صاحب روضات الجنات (متوفای 1313ق) می‌گوید: چشم زمان به مثل و مانند او مزیّن نگشته است و بال‌هاى امکان به سطح بیان فضائل بسیارش نمی‌رسد. از اندیشمندان قبل و بعد او، هیچ کس شبیه او نبوده است و تاکنون کسى ثناى لایق به حال او را نگفته است اگر چه همه ثناهایى که براى دیگران گفته شده از لقب‌هاى زیبا و علوم شریف همه را براى او نیز گفته‌اند پس سزاوار است که از توصیف او چشم بپوشیم.
5. محدّث نوری(متوفای 1320ق): علامه حلی شیخ بزرگوار و جلیل القدر، اقیانوس علوم، غواص فضائل و حکمت‌ها، حافظ ناموس هدایت و ارشاد، شکننده ناقوس ضلالت، پاسدار حریم دین، زائل کننده آثار فسادگران. او در جمع علما و دانشمندان اسلام، همانند بدر (ماه شب چهارده) در میان ستارگان می‌درخشد و نسبت به دشمنان و بدخواهان سیاه‌دل، شدیدتر از عذاب زهرناک و برنده‌تر از شمشیر مسموم است. او دارنده مقامات فاخره و کرامات درخشان و سعادت‌های ظاهری است. او زبان گویای فقها و متکلمین، محدّثین، مفسرین و ترجمان حکما و عرفای سالکین متبحر است. او فردی است که لقب آیت الله تام و کامل، شایسته اوست. رحمت‌ها و عنایات خاص خدا شامل حال او باد.
6. سید محسن امین عاملی(متوفی1377ق‏): علامه حلّى، ملقب به -علاّمه على الإطلاق- گشته است و هیچ‌کس در هیچ زمانى چنین لقبى را که مورد اتفاق جمیع علما باشد به‌دست نیاورده است. لقب -آیة اللّه- را نیز علما به او داده‌اند.
اساتید‌ علامه حلی
1. شیخ سدید الدین حلّى(پدر علامه)
2. محقق حلّى(دایى علامه)
3. خواجه نصیر الدین طوسى‌
4. ابن میثم بحرانى (شارح نهج البلاغة)
5. على بن موسی بن طاوس
6. احمد بن موسی بن طاوس
7. نجم الدین جعفر بن محمد بن جعفر، معروف به ابن نماى حلّى.
شاگردان‌ علامه حلی
1. فخر المحققین( فرزند علامه)

2. قطب الدین رازى(شارح شمسیه)

3. تاج الدین محمد بن قاسم بن معیۀ حسنى حلّى‌

4. محمد بن على جرجانى‌

5. تقى الدین ابراهیم بن حسین بن على عاملى‌

6. جمال الدین حسینى مرعشى.

علامه حلی دردربارسلطان محمد خدابنده

سلطان خدابنده برای علم ارزش قائل بود وبه  علما احترام  می‌ گذاشت. علامه حلّى فرصت خوبى براى نشر معارف اهل بیت پیدا کردند؛ از این‌رو در زمان این سلطان، علم و دانش رونق تام و رواج بسیارى یافت.
علامه حلی وقتی از حلّه به بغداد می‌آید، سلطان محمد به دنبال ملاقاتی که با او داشته و پس از گفت‌وگوهای علمی، شیعه می‌شود. از آن به بعد سلطان شیفته او می‌گردد. در این مدت ظاهراً به خواهش و ابتکار علامه دو مدرسه به دستور سلطان ساخته شد؛ یکى در شهر سلطانیه در کنار قبه عظیم مشهور به قبه سلطانى که هنوز باقى است و دیگرى مدرسه سیّار که در ایام مسافرت سلطان همراه او حمل می‌شد و علامه و سایر اساتید نیز همراه او در تمام مسافرت‌هایش حضور داشتند و در این مدرسه به تدریس و تألیف اشتغال داشتند.(تاریخ مغول از حمله چنگیز تا تشکیل دولت تیموری- عباس اقبال آشتیانی)
در اثر تلاش‌هاى علامه حلی، حلّه در این زمان مرکز تشیع شد و علم آن‌قدر شکوفا گردید که گفته‌اند در آن زمان، در این شهر چهارصد مجتهد وجود داشته است.
پس از مرگ سلطان محمد خدابنده، علامه به حلّه بازگشت و مشغول تألیف و تدریس و تربیت علما و تقویت مذهب و ارشاد مردم شد.
تألیفات‌
تألیفات علامه حلی
1.إرشاد الأذهان إلى أحکام الإیمان
2. تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین
3. تحریر الأحکام الشرعیة على مذهب الإمامیة
4. تذکرة الفقهاء - درباره فقه مقارن -تحلیلی درباره علماى اهل تسنن است. 
5.أجوبة المسائل المهنائیة- 
6. الألفین
7. منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة-  اثبات حقانیت مذهب شیعه