جنگ جهانی اول (از ماه اوت ۱۹۱۴ تا نوامبر ۱۹۱۸) هم‌زمان با حکومت احمد شاه قاجار بود 

جنگ جهانی اول در اروپا به بهانه کشته شدن ولیعهد اتریش در سال 1914م شروع شد . آغاز این نبرد با حضور کشورهای روس، فرانسه و انگلیس به نام « دول متفقن» و کشورهای اتریش و آلمان به عنوان «دول متحدین» و پیوستن عثمانی، ایتالیا و جاپان به گروههای متخاصم، جهان را درگیر نبرد بزرگ و خانمانسوز کرد و میدان جنگ گسترش یافته و به آسیا هم رسید.  به لحاظ موقعیت استراتژیکی ایران و اهمیت آن برای متحدین و متفقین، هر کدام از نقطه‌ای وارد سرزمین ایران شدند.*

 جنگي كه از مرداد سال 1293 / ژوئيه 1914 به بهانه ترور وليعهد اتريش در سارايو مركز بوسني آغاز شد و تا آبان 1297 به مدت 51 ماه ادامه يافت.
جنگ جهاني اول هشت روز پس از تاجگذاري احمد‌شاه آخرين پادشاه سلسله قاجار آغاز شد.

جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ و در شرایطی آغاز شد که از  تاجگذاري احمد‌شاه ۱۸ ساله یک هفته گذشته بود مجلس سوم با مخالفت روسیه و بریتانیا به تعویق افتاده‌بود. پس از شروع جنگ، در ایران نظرات متفاوتی پیرامون موضع‌گیری که باید کشور اتخاذ کند وجود داشت. احمدشاه ۳۳ روز پس از آغاز جنگ یعنی در ۱۲ ذی‌حجه ۱۳۳۲ ق./۱ نوامبر ۱۹۱۴ م- مستوفي‌الممالك نخست‌وزير وقت ايران بلافاصله پس از آغاز جنگ، بيطرفي كامل خود را اعلام كرد اما دولتهاي درگير در جنگ، اين بيطرفي را ناديده گرفتند و نيروهاي خود را از هر سو وارد ايران كردند. روسهاي تزاري به فرماندهي ژنرال «باراتف» از بندر انزلي تا اصفهان را ميدان تاخت و تاز خود قرار دادند.

عثماني‌ها با حمايت آلمان از مرزهاي غرب كشور تا مركز همدان پيش آمدند

روسها ازبندرانزلی واردایران شدند وتااصفهان پیشروی کردند،در مرداد 1294 تا پشت دروازه‌هاي تهران جلو آمدند. پيشروي روسها به سمت پايتخت موجب مهاجرت عده‌اي از نمايندگان مجلس از تهران و تعطيل مجلس شد. احمد شاه درصدد انتقال پايتخت از تهران به اصفهان برآمد، وزيران مختار روس و انگليس او را از اجراي اين تصميم بازداشتند. روسها به قزوين عقب‌نشيني كردند. در اين مدت رؤساي دولت در تهران تحت فشار بيگانگان مرتباً تغيير مي‌كردند. به طوري كه در عرض يك سال، بعد از استعفاي مستوفي‌الممالك به ترتيب مشيرالدوله، سعدالدوله، عين‌الدوله، مستوفي‌الممالك، و عبدالحسين ميرزا فرمانفرما به رياست دولت منصوب شدند و سرانجام با استعفاي فرمانفرما در دي 1294 (ژانويه 1916) احمدشاه، محمد‌ولي خان سپهدار تنكابني را با لقب سپهسالار به رئيس‌الوزرائي برگزيد.
 در نيمه‌ي اول سال 1916 ايران عملاً کشورایران عملاًدر اشغال قواي سه ‌كشور بيگانه قرار گرفت: روس‌ها قسمت شرقي آذربايجان و گيلان و مناطق وسيعي را كه شامل قسمت اعظم استان مركزي كنوني وقم و كاشان و نطنز و بخشي از استان اصفهان مي‌شد اشغال كرده بودند.

عثماني‌ها(باحمایت آلمان) از مرزهاي غرب كشور واردایران شدند، آذربايجان غربي و كردستان و كرمانشاه و همدان و بروجرد را تحت سلطه‌ي خود گرفته بودند.

  انگليسي‌هاجنوب کشوررادراشغال خودداشتند.

حكومت مركزي  ایران عملاً تنها کنترل بخش‌هایی از مرکز ایران"تهران" را تحت اختیار داشت، عملاً تابع و مجري سياست روس و انگليس" متفقين بود

۷ سال پیش از شروع جنگ یعنی در سال ۱۹۰۷، دولت‌های بریتانیا و روسیه تزاری طی قرارداد سن پترزبورگ بر سر تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بی‌طرف به توافق رسیده بودند که در پی آن نیروهای خود را در خاک ایران مستقر کرده‌بودند.

نیروهای روس در قسمت‌های شمالی ایران حضور داشتند و نیروهای بریتانیا در جنوب کشور کنترل اوضاع را در اختیار داشتند. 

ارتش ایران در زمان آغاز جنگ جهانی اول فاقد نیروی هوایی و نیروی دریایی بود و شمار تخمینی نیروهای زمینی ایران  حدود ۷٬۰۰۰ نفر بود. علاوه بر این، نیروهای ایران ملی و تماماً تحت امر دولت نبودند. بریگاد قزاق توسط روس‌ها تشکیل شده‌بود اداره می شد.

 ژاندارمری فرماندهان نیروهای ژاندارمری، سوئدی هابودند.

 عشایر  مسلح که از دولت دستور نمی‌گرفتند

نیروهای شهربانی کم‌تعداد و کم‌تجهیزات بودند.

در حالی که نیروهای روس در خاک ایران حدود ۱۰٬۰۰۰ نفر بود که نیمی از آن‌ها در شهرهای تبریز، ارومیه و اردبیل مستقر بودند. بدین ترتیب ایران در این زمان هم از لحاظ سیاسی در وضعیت نامناسبی بود و هم توان نظامی دفاع از خاک خود در برابر نیروهای خارجی را نداشت.

در مرداد ماه ۱۲۹۵ (اوت ۱۹۱۶) به دنبال پیشروی نیروهای عثمانی به طرف قزوین، سپهسالار تنکابنی از ریاست وزرا برکنار شد و میرزا حسن خان وثوق‌الدوله به جانشینی وی انتخاب گردید. در این  هنگام چون پایتخت در خطر اشغال قوای عثمانی قرار داشت وزیران مختار روس و انگلیس در تهران به احمد شاه تکلیف کردند از تهران خارج شود، ولی شورای مشورتی که به درخواست احمد شاه از علما و شاهزادگان و اعیان تشکیل شده بود به احمد شاه توصیه کرد پایتخت را ترک نکند. از سوی دیگر هیئتی از طرف شورای مشورتی عازم همدان مرکز فرماندهی قوای عثمانی در ایران شد تا ضمن مذاکره با علی احسان پاشا فرمانده نیروهای عثمانی از وی تقاضا کنند از حرکت قوای عثمانی به طرف پایتخت جلوگیری نماید. این هیئت که احمد قوام‌السلطنه و حسن محتشم‌السلطنه و علیقلی مشاورالممالک در آن عضویت داشتند موفق شد موافقت ژنرال علی احسان پاشا را به خودداری از اشغال تهران از طرف قوای عثمانی جلب نماید.

*در سال‌های جنگ اول جهانی موجی از قحطی، فقر، گرسنگی، قتل و غارت دامنگیر جامعهٔ ایران شده بود. بیماری‌های واگیردار به ویژه تیفوس در مناطقی که بیشتر در معرض تاخت و تاز نیروهای بیگانه بود، بیداد می‌کرد.

*در جریان ۴ سال جنگ اول جهانی، ایران دست کم ۱۵ بار شاهد ظهور و سقوط کابینه‌های مختلف کم‌دوام بود و عمر متوسط هر دولت تحت تأثیر هرج و مرج سیاسی ناشی از جنگ، از ۱۰۰ روز تجاوز نمی‌کرد.
*در هنگامهٔ جنگ جهانی اول لشکر عثمانی قسمت‌هایی از آذربایجان را به تصرف خود در می‌آورد. در جریان این حملات لشکر عثمانی بسیاری از دهکده‌های آشوری‌نشین ایران را غارت و ویران می‌کند و  به کشتار غیرنظامیان ایرانی و کسانی که به دفاع از سرزمین خود پرداخته بودند می‌پردازد. آمارها از کشته شدن هزاران غیرنظامی توسط عثمانی‌ها سخن می‌گوید. این تجاوز به رویارویی ارتش ایران و روسیه با عثمانی‌ها منجر شد
قحطی
محمدقلی مجد در کتاب قحطی بزرگ و نسل‌کشی در ایران ۱۹۱۷–۱۹۱۹ بر مبنای مدارک موجود در مرکز اسناد ملّی ایالات متحدهٔ آمریکا نارا به این نتیجه رسیده است که قحطی بزرگ در ایران در سدهٔ بیستم میلادی، در زمان جنگ جهانی اول رخ داده‌است. محمدقلی مجد برآورد کرده است که در طول سال‌های ۱۹۱۷–۱۹۱۹ بین هشت تا ده میلیون نفر از جمعیت بیست میلیونی ایران یعنی ۴۰۰ درصد در اثر قحطی یا بیماری‌های ناشی از سوء تغذیه از بین رفتند. مجد دولت بریتانیا را عامل و مسبب این نسل‌کشی مهیب می‌داند و عنوان می‌دارد که استعمار بریتانیا از سیاست نسل‌کشی و کشتار  جمعی به عنوان ابزاری برای سلطه بر ایران بهره برد. او اظهار می‌دارد که در آن زمان بخش مهمی از محصولات کشاورزی ایران صرف تأمین سورسات ارتش بریتانیا می‌شد که در نتیجه به کاهش شدید مواد غذایی در داخل ایران انجامید
 
خروج نیروهای خارجی ازایران چه موقع بود؟
درفوریه سال  ۱۹۱۷باوقوع انقلاب در روسیه  وتحولاتی که درکشوررخ داد " شوروی" نیروهایش را  تا تابستان1297 ۱۹۱۸ ایران را ترک کرد. بریتانیا نیروهایش را تا ۳ سال بعد و کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ (۱۹۲۱) در ایران نگهداشت