نگاهی کوتاه به زندگی تحصیلی علامه حسن زاده آملی

حضرت آیت الله علامه «حسن بن عبدالله طبری آملی» مشهور به «حسن زاده آملی» در اواخر سال۱۳۰۷ شمسی در «ایرا» از توابع لاریجان آمل متولدشد.

ایشان برای فراگیری علوم وادبیات به مکتبخانه رفت. پس از آن تحصیلات خود را تا کلاس ششم ابتدایی ادامه داد. سپس تحصیلات کتب ابتدایی حوزه از نصاب الصبیان،جامع المقدمات، شرح الفیه، سیوطی،حاشیه ملا عبدالله بر تهذیب منطق،شرح جامی بر کافیه نحو، شمسیه درمنطق، شرح نظام در صدف، مطول،بیان، بدیع، معالم در اصول، تبصره درفقه، مغنی اللبیب در نحو، شرایع محقق در فقه و چندین کتب شرح لمعه در فقه و قوانین در اصول تا مبحث عام و خاص را در آمل فرا گرفت .

انگیزه های ادامه تحصیل

جانم به لب رسید،تا«جام» به لب رسید:علامه حسن زاده آملی

«علامه حسن زاده آملی»در ابتدا پس ازچند ماه که از مدرسه ابتدایی درآمده بود با بارقه ای الهی در مسیر انبیا وسفرای الهی و طریق ارباب علم ومعرفت قرار گرفت.

در این باره می گوید: یک بنده خدایی بود که خدارحمتش کند قرائت قرآنش خوب بودو یک روز در صحرا زمین شخم می زد.

آن زمان هنوز آگاهی نداشتم ودر قرآن می دیدم که نوشته «ولم یکن له کفوا احد» در حالی که ما در نمازمی خواندیم «ولم یکله کفوا احد» به این آقای کشاورز گفتم قرآن دارد«ولم یکن» چرا در نماز می خوانیم«ولم یُکل» ؟

ایشان گفتند: حروف «یرملون»است.

گفتم: «یرملون» یعنی چه؟

پس قدری از آن فن صحبت کرد وگفت الان که وقتش است چرا شمامعطلید؟ برو دنبال تحصیل علوم ومعارف! آن وقت به نجف اشاره کرد.

حرف او(کشاورز یرملونی) بر دلم نشست و همین وضعیت مرا دگرگون کرد.

نصف شب برخاستم و وضو گرفتم، همه اهل خانه در خواب بودند. نخواستم اظهار کنم که آنها بدانند.

در خانه ما یک «دیوان حافظ »بود. گفتم: آقای حافظ! من که نمی دانم آنهایی که با کتاب تو فال می گیرند چه می کنند و چه می گویند-من-یک فاتحه برای شما می خوانم شماهم بگویید من چه کنم دنبال درس بروم یا نه؟

علامه حسن زاده آملی نوشت: فاتحه را خواندم و دیوان راباز کردم. همه اشعارش را که نمی فهمیدم چون خردسال بودم و قوه تحصیلاتم تا ششم ابتدایی بود، «غزلی» بود که کلمه« مدرسه» داشت و «همین کلمه مدرسه در من خیلی اثر گذاشت» و بی تاب شدم که آن شب را به روزبیاورم و صبح بروم سراغ مدرسه.

استاد(علامه حسن زاده املی) مقدمات علوم حوزوی رادر مسجد جامع آمل آموخت وتحصیل معارف را در حالی آغاز کردکه مردم از یادشان رفته بود مبدا ومعادی در پیش دارند و بدون استثناءمساجد شهر آمل را انبار پنبه و غلات و ... کرده بودند.

خاطره‌ای آموزنده از عطوفت علامه حسن‌زاده آملی نسبت به حیوانات/ بچه‌گربه‌ای که از در وارد خانه می‌شد نه دیوار!

در آن زمان بزرگانی چون آیت الله میرزا ابوالقاسم فرسیو، آیت الله غروی ، آقا شیخ احمد اعتمادی، شیخ ابوالقاسم رجایی لیتکوهی، شیخ عزیزالله طبرسی و مرحوم عبدالله اشراقی در تعلیم و تربیت و شکوفایی اندیشه های ایشان نقش مهمی را ایفانمودند . خط را نیز نزد مرحوم طبرسی - استاد ادبیات - آموخت. آن زمان با تحریض و تشویق اساتید،شاگردان با وضو و طهارت بودند و براثر تاثیرات معنوی و رفتارهای پسندیده معلمان، دانش آموزان به تهذیب و تزکیه نفس توجه داشتند.علامه می فرماید:" در همان اوایل جوانی نماز شب من ترک نمی شد.اساتید به ما مرتب تاکید می کردند:شما باید در رفتار و کردارتان مواظب باشید و مراعات بکنید! اساتید ماخیلی مواظب اخلاقمان بودند.خودشان هم مردان وارسته ای بودند."

در اواخر آموزش دروس مقدماتی حوزوی ، استاد به دستور آیت الله غروی ملبس به لباس مقدس روحانیت گردید. پس از خوشه چینی از محضر فرزانگان آمل، در سن ۲۲سالگی و در شهریور ۱۳۲۹ وطن مالوف را به قصد زیمت به تهران واستفاضه از محضر اندیشمندان این بلد ترک نمود و در تهران ازچشمه جوشان حکمت و اندیشه این بزرگان، آیات عظام میرزا ابوالحسن شعرانی، استاد حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای، حاج شیخ محمد تقی آملی،میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی، شیخ محمد حسین فاضل تونی ، آقا میرزااحمد آشتیانی و سید احمد لواسانی سیراب گردید.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:«آیت الله غروی»کیست؟ ،«آیت الله کمپانی» کیست؟

«آیت‌الله شیخ محمدحسین غروی اصفهانی»،معروف به کمپانی فرزند شیخ محمدحسن(معین‌التجار) ، متولد ۲ محرم ۱۲۹۶ (۰۶ دی ۱۲۵۷) کاظمین می باشد. وی اصالتاًاز«نخجوان»آذربایجان می باشد،محمدحسین، حکیم وشاعربودکه بعلت تنوع دراشعار(غزل، قصیده، مرثیه و ارجوزه-رجز)به وی لقب«کمپانی»داده اند.

وفاتش ذیحجه ۱۳۶۱(۲۳ آذر ۱۳۲۱) بر اثر سکته قلبی در ۶۵ سالگی درگذشت،فرزندامام خمینی«سیدمصطفی خمینی» بعداز ۳۶ سال ازفوت «کُمپانی» درکنارقبرآن مرحوم آرام گرفت(نجف حرم علی ابن ابی‌طالب)کنار مقبره علامه حلی.

«آقا سیدمهدی قاضی طباطبایی»کیست؟

مهدی قاضی.jpg
علامه«سید مهدی قاضی طباطبایی»، فرزندِآیةالله سیدعلی قاضی طباطبایی(استادعلامه طباطبایی وآیت الله بهجت) است.متوفی صفر۱۴۰۱
آیةالله جوادی آملی: سیدنا الاستاد علامه طباطبایی نقل می كرد:در تبریز كسی بود كه با همین علوم عدد می توانست شخصی را كه مورد حاجت آدم است، نه تنها او را بشناسد، بلكه بداند خانه اش كجاست، شماره تلفن منزلش را می توانست استخراج كند... مرحوم «آقا سید مهدی قاضی»، از اهل علم حروف بود و من می دانستم كه مطّلع است. می فرمود: بارها پدرم می گفت: راه بهتری هم داریم. و این تذكر نه برای آن بود كه علم مذكور بی معنا است. ( اسوه عارفان، ص ۴۰)


آیةالله حسن زاده آملی: «چندین نفر را كه در اوفاق و اعداد خبره بوده اند، دیده ام و از آنها استفاده كرده ام؛ اما هیچ یک در این علوم، به قدرت و قوّت و استیلای مرحوم آقای سید مهدی قاضی نبودند. در این رشته ها كاركرده و خیلی قوی و عجیب بود.»(كیهان فرهنگی،مصاحبه با علامه حسن حسن زاده آملی، مرداد۱۳۶۳)....«علوم غریبه را نزد اساتیدم آموخته ام و تنی چند را در این علوم بر این كمترین، حقّ تعلیم و تدریس است و لكن هیچ یك را در این رشته ها عدیل آن جناب نیافته ام و به حق مجتهد مستنبط در این علوم بوده است.»(گنج نهان، ص ۱۵)/پایان توضیحات مدیریت سایت.

زندگینامه علامه حسن‌زاده آملی از کودکی تا کهنسالی

علامه حسن زاده آملی پس از حدود چهارده سال اقامت در تهران و بهره مندی از محضر این کوکب های منیر به سال ۱۳۴۲ هجری شمسی تهران را ترک نمود و به شهرمقدس قم روانه شد تا در جوار بارگاه حضرت فاطمه معصومه «علیها السلام » به خوشه چینی از خرمن معرفت نامداران حوزه این شهر بپردازد.

«علامه سید محمد حسین طباطبایی» و برادر ایشان «سید محمدحسن طباطبایی»معروف به( آیت الله الهی)، همچنین «آقا سیدمهدی قاضی طباطبایی» در این بهشت کویر و مکتب اهل بیت «علیهم السلام »جرعه هایی از حکمت ناب را به کام استاد سرازیر نمودند.

روان استاد از اوان جوانی باحکمت و عرفان آشنایی یافت و ازچشمه "یؤتی الحکمة من یشاء" کامرواو سیراب گردید; آفتاب حکمت برذهنش تابیدن گرفت و از آموختن وتفکر و تعمق در شاخه های دیگرعلمی آنی نیاسود و به تفحص در آثاردانشمندان در رشته های گوناگون علمی پرداخت.

قدرت کم نظیر استاد در مباحثه ومناظره و تسلط عالی بر آثار فلسفی وعرفانی و احاطه بر اندیشه های سلف به همراه فروتنی و مهربانی، جلسه درسش را در حوزه علمیه قم پرهیجان و پر ازدحام نمود و از سال 1342ه.ش که به قم عزیمت کرد تا کنون به درس و بحث و تحقیق و پژوهش اشتغال دارد و صدها شاگرد ازمحضرش کسب فیض نموده اند که برخی از آنان خود هم اکنون از اساتیدحوزه و یا نامداران عرصه اندیشه اسلامی هستند.

اقتدای علامه حسن‌زاده و آیت‌الله جوادی آملی به رهبر انقلاب در نماز.

حضرت آیت الله حسن زاده آملی از تبار حکمایی است که در حد بسیاروسیع و عمیق و به صورت صاحب نظری ژرف اندیش در فنون مختلف مهارت دارد و در دانش های گوناگون غور کرده و تدریس و تحقیق داشته است. ابعاد گوناگون اندیشه های علمی ایشان شخصیت هایی چون خواجه نصیر طوسی و شیخ بهایی و ابو نصرفارابی را برای انسان تداعی می کند.

ایشان فقیهی مسلم، فیلسوفی صاحب نظر، عارفی متشرع و حکیمی ریاضیدان و ادیبی تواناست. از جمله خصوصیاتشان آن است که جامع حکمت نظری و عملی بوده و در عمل و سیر و سلوک ترجمان عرفان نظری می باشد. ادب زاید الوصف و ساده زیستی این فرزانه اندیشمند که حاکی از رفعت مقام و علو روح ایشان است،توجه هر انسان شیفته فضیلت را به سوی خود جلب می کند. نگریستن به سیمای نورانی اش انسان را به یاد خدامی اندازد و سیره صالحش تشنگان حکمت را از کرامت و معنویت سیراب می کند. در گفتار نیز غالباسکوت را برگزیده و کم گوی وگزیده گوی می باشد و این خود تجلی خردمندی ایشان است. یکی ازجنبه های مهارت استاد تسلط برادبیات فارسی به عنوان صاحب نظری مسلم است . ایشان نزدیک به چهل سال قبل نه تنها به تصحیح و توضیح کلیله و دمنه اقدام نمود بلکه دو باب آن را که تا آن زمان به زبان فارسی ترجمه نشده بود، با ذوقی شگرف وقلمی شیوا و توانا به همان سیاق متن اصلی و حفظ امانت با توضیحات وپانوشت های عمیق و دقیق به فارسی برگرداند. از نوع نگارش و شیوه های ایشان در تدوین و تالیف آثار استنباطمی گردد که بر متون ادبی اعم از منثورو منظوم در قلمرو فارسی احاطه کامل و نیز با مشاهیر آشنایی کامل دارند.

پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت آیت‌الله حسن‌زاده آملی

در خصوص علوم ریاضی نیزاستاد حسن زاده تحقیقات عمیق و آثارنفیسی دارد. همچنین معظم له به دلیل تسلط بر زبان فرانسه در تحقیقات وپژوهش های خویش منابع غربی رامورد مطالعه و بررسی قرار داده است.

مهم تر از همه، انس بسیار زیاد ایشان باقرآن و فرهنگ اهل بیت «علیهم السلام »می باشد که از دوران کودکی با این اقیانوس بیکران معنویت ارتباط داشته و خو گرفته است. در واقع قرآن سرچشمه مهم پژوهش های علمی این عالم وارسته می باشد.

«علامه حسن زاده آملی»در تهران کل تفسیر مجمع البیان رادر محضر علامه شعرانی از نظرگذرانید و از حوزه پر فیض علامه طباطبایی معارفی را در خصوص تفسیر قرآن کسب کرد. از کارهای تفسیری ایشان که بطور مستقل انجام داده، تصحیح شرح خلاصه المنهج مرحوم «ملا فتح الله کاشانی» می باشد که به زیور طبع آراسته شده است.

یکی از تلاش های محققانه ایشان شناسایی اسناد و مدارک نهج البلاغه است.

این پژوهش از آن جهت صورت گرفت که استاد در کتاب «تاریخ تمدن اسلام» نوشته «جرجی زیدان» خوانده بود که وی مدعی بوده خطبه های نهج البلاغه ازامیرالمؤمنین(ع ) نیست و اینها را«سید رضی» خودش انشا کرده و به ایشان نسبت داده است!

این سخنِ سخیف جرجی زیدان موجب آن گردید که ایشان ماخذ خطبه های نهج البلاغه را که قبل از سید رضی تالیف شده یافته و استخراج نماید که از جوامع روایی گوناگون تاکنون بیش از دو سوم مدارک نهج البلاغه را جمع آوری نموده است.

کار ارزشمند دیگراستاد در خصوص نهج البلاغه آن است که این کتاب شریف را از اول تا آخر ازروی نسخه هایی که در اختیار داشته در مقایسه با نسخه ای که به یک واسطه از خط سید رضی نوشته شده،تصحیح نموده است.

«علامه حسن زاده آملی» تالیفات بسیاری دارد و دراین باره می فرماید: برای اینکه نفس رامشغول باید داشت که حکمافرموده اند نفس را مشغول بدار وگرنه او تو را مشغول می کند، حواشی وتعلیقاتی بر کتب درسی از معقول ومنقول و رسائل و جزوات درموضوعات و فنون گوناگون نوشته ام:

1- شرح نهج البلاغه به نام تکملة منهاج البراعه به عربی در پنج جلد

2- رساله ای در ولایت و امامت

3- رساله ای در رؤیت و عدم آن برمشرب حکمت و کلام

4- رساله ای در لقاءالله بر منهل عرفان

5- رساله فصل الخطاب فی عدم تحریف کتاب رب الارباب

6- رساله ای در صبح و شفق وتحقیق در صبح صادق و کاذب و بیان دسته ای از آیات و روایات در این موضوع

7- تصحیح و اعراب اصول کافی ثقة الاسلام کلینی

8- رساله اضبط المقال فی ضبط اسماء الرجال در ضبط اسم راویان احادیث

9- تصحیح خلاصه منهج الصادقین در تفسیر قرآن

10- تصحیح خزائن مرحوم نراقی با مقدمه و حواشی و تعلیقات استاد به عربی و فارسی

11- تصحیح کلیله و دمنه فارسی

12- انسان کامل ازدیدگاه نهج البلاغه

13- تصحیح نصاب الصبیان بامقدمه و تحشیه آن

14- کتاب معرفة الوقت و القبله به عربی

15- شرح زیج بهادری به فارسی

16- تعلیقات بر اسفارصدرالمتالهین

17- تعلیقات بر شرح خواجه طوسی بر حکمت اشارات ابن سینا

18- تعلیقات بر دوره منطق منظومه متاله سبزواری

19- دروس معرفت نفس درسه جلد

20- هزار و یک نکته

21- الهی نامه

22- هزار و یک کلمه

23- دروس اتحاد عاقل به معقول

24- نهج الولایة

25- وحدت از دیدگاه عارف وحکیم

26- قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند

27- تعلیقات بر هشت باب معانی شرح مطول تفتازانی

28- شرح فصوص فارابی (یک دوره کامل آن به فارسی )

29- رساله ای در تجرد نفس ناطقه

30- رساله ای در توقیفیت اسماء

31- رساله ای در رد جبر و تفویض و اثبات امر بین الامرین بر مبنای حکمت متعالیه

32- رساله ای در مراتب و درجات قرآن مجید

33- دیوان اشعار که ابتدای آن مزین به تقریظ استاد حکیم میرزامهدی الهی قمشه ای به خط خود آن جناب است.

34- تعلیقات و حواشی بر دوره اصول اقلیدس و شرح صدور آن به تحریر خواجه نصیر طوسی

35- تعلیقات و حواشی براکرمانا لاؤوس به تحریر خواجه طوسی. (این کتاب در مثلثات کروی وبخصوص در شکل قطاع کری شکل مانالاوس بحث کرده است.)

36- تعلیقات بر اکرثاوذوسیوس

37- تعلیقات بر مساکن

38- رساله ای در مثل کلی و مسائل متعدد هندسی و نجومی که در اقبال وادبار معدل النهار و منطقه البروج دربیان بعضی از آیات قرآنی بحث کرده ام.

39- رساله ای در علم اوفاق

40- رساله ای در ظل (تانژانت)

41- رساله ای در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم

42- رساله ای در سیر و سلوک

43- رساله ای در تکسیر دایره وبیان نسبت محیط به قطر دایره یعنی بحث از پی( )

44- رساله ای در تحصیل بعد بین المرکزین که شرح مقاله ای از مجسطی بطلمیوس است.

45- رساله ای در مثل افلاطونی وعالم مثال و مثل معلقه

46- وجیزه ای در تجدد امثال عارف و حرکت جوهری حکیم

47- تعلیقات بر آغاز تا انجام تحفة الاجلة فی معرفة القبله مرحوم سردار کابلی

48- رساله ای در تضاد

49- رساله ای در علم

50- رساله ای در جعل

51- تعلیقات بر شرح قیصری برفصوص محی الدین عربی

52- تعلیقات بر قبله ملا مظفر

53- ماخذ و مصادر نهج البلاغه واستدراکات بر آن

54- تعلیقات بر شرح علامه حلی بر تجرید خواجه طوسی

55- رساله مفاتیح المخازن

56- رساله انه الحق

57- نهج الولایه

58- سی فصل در معرفت وقت وقبله

59- شرح باب توحید حدیقه سنایی غزنوی

60- نامه ها بر نامه ها

منبع:کیهان فرهنگی

​مصاحبه با«سعیده حسن زاده»
«سعیده حسن زاده آملی»دختر آیت الله حسن زاده آملی، از زندگی شخصی و دغدغه های امروز استاد برایمان می گوید.

نشریه پنجره:خانم حسن زاده! گویا شما دروس حوزوی را در محضر پدر تلمذ کرده اید. موافقید گفت و گو را با همین موضوع آغاز کنیم؟

سعیده حسن زاده آملی:بله، من از دوران راهنمایی در محضر پدر تحصیل حوزوی را آغاز کردم و به علت علاقه شدیدم به دروس الهیات و عرفان، تعدادی از کتابهای استاد را به صورت خاص در محضر ایشان درس گرفتم؛ کتابهایی مانند« معرفت نفس»،«الهی نامه» و «دفتر دل». به لطف خدا و با راهنماییهای حضرت علامه هم اکنون در حال نوشتن رساله دکتری خود در موضوع عرفان اسلامی هستم.

نشریه پنجره:حضرت استاد به همه فرزندان خود تدریس می کردند یا شما استثنا بودید؟سوال دیگر این که روش ایشان در آموزش های خانوادگی چه بود؟

سعیده حسن زاده آملی:ایشان(پدر) برای تمام فرزندانشان از سوم راهنمایی تدریس جامع المقدمات را آغاز کردند.

بعد از آن هم به تدریس ادبیات فارسی می پرداختند، تاکید ویژه ای داشتند که تحصیل ادبیات فارسی برای طلبه دینی ضروری است، به همین دلیل کتاب های کهن فارسی مانند کلیله و دمنه، بوستان و گلستان سعدی، بخشی از مثنوی معنوی و دیوان حافظ را به طور ویژه به فرزندان خود می آموختند و بعد سراغ دروس تکمیلی در سطح بالاتر می رفتند. نکته ای که در این میان حائز اهمیت است، تاکید پدر بر علایق فرزندان بود. ایشان از همه ما می پرسیدند که دوست داری در کنار دروس حوزوی، چه کتابی را بخوانی و در این زمینه بسیار راهنمای ما بودند. مثلا یکی از برادرانم به ادبیات فارسی علاقمند بود و پدر بسیار به او کمک کرد، بحمدالله ایشان علاوه بر تحصیل علوم حوزوی در سطوح بالاتر و ملبس شدن به لباس روحانیت، در زمینه هنر و ادبیات نیز صاحب نظر بوده و هم اکنون سردبیر چند مجله تخصصی است. یکی دیگر از برادرانم در حوزه علم اعداد از خود علاقه نشان داد و با آموزش علامه توانست در این زمینه تبحر خاصی پیدا کند. دو برادر دیگرم نیز استعداد هنری در عرصه خوشنویسی و خطاطی داشتند که پدر فوت و فن های خوشنویسی را به آنها آموخت و حالا هر کدامشان استاد خط هستند. من و خواهرم نیز به اندازه ظرفمان از برکت های وجودی پدر بهره بردیم. به این موارد اشاره کردم برای آن که بگویم ایشان همیشه علایق فرزندان خود را در نظر می گرفتند و سعی می کردند با آموزش و پرورش، استعدادها را در آن زمینه باور سازند.نشریه پنجره:سعیده حسن زاده آملی:

نشریه پنجره:یعنی هیچ اجباری در تربیت علمی و دینی فرزندان به خرج نمی دانند؟

سعیده حسن زاده آملی:به هیچ وجه اهل اجبار نبودند؛ نه در تحصیل علوم و نه حتی در مسائل سلوکی؛ فقط از ما می خواستند که واجبات را ترک نکنیم، تنها براین مسئله تاکید شدید داشتند. خانواده پدری علامه نیز تقریبا همین وضع را داشت. پدربزرگ ما روحانی نبود، ولی حضرت علامه بارها فرموده اند که پدرشان انسانی الهی و فردی بسیار مذهبی بود و به هیچ وجه فرزندانشان را مجبور به انجام کاری نمی کرد که برایشان مشکل باشد و در تعلیم و تربیت فرزندانشان بسیار کوشا بود و همین احساس مسئولیت و ظرافت ایشان باعث شد که پدر از پنج سالگی به مکتب بروند و قرآن و احکام بیاموزند. ایشان از همان کودکی عطشی وصف ناپذیر نسبت به فراگیری علوم دینی داشتند. حالا بر بسیاری از رشته ها تسلط دارند و به همین دلیل لقب «ذوالفنون» گرفته اند.
نشریه پنجره:اتفاقا سوال بعدی من در همین خصوص بود، حضرت استاد(پدر) بین علوم مختلف تاکید ویژه ای بر یک رشته خاص دارند یا نه؟
سعیده حسن زاده آملی:حتما می دانید که پدر در چندین رشته دانشگاهی و حوزوی مجتهد هستند، از ادبیات، عرفان و فلسفه گرفته تا نجوم و ریاضیات و طب. برخلاف تصور برخی، من هرگز ندیدم که ایشان یکی از علوم را بر دیگری ترجیح دهند. معتقدند که همه علوم برای ارتقای نفس ناطقه انسانی و تکامل نفوس بشری به کار می آیند به شرط ان که صحیح استفاده بشوند و مکمل باشند. با این حال، باید بگویم که پدر تاکید فراوانی بر یادگیری زبان های خارجی دارند و می فرمایند برای دستیابی به نظرات و عقاید دیگران، و نقد و بررسی آنها و جواب گویی به شبهاتی که از سوی آن ها مطرح می شود باید به زبان های خارجی تسلط داشت. به هر حال برای نقد آرای دیگران،نخست باید منابعشان را مطالعه کرد و بعد به مباحثه به عالمانشان پرداخت، اگر به زبان آنها مسلط نباشیم این هدف محقق نخواهد شد.

علامه جسن زاده آملی بازبان فرانسوی آشنایی داشت.

استاد پس از ان که به زبان عربی مسلط شدند به یادگیری زبان فرانسه پرداختند. امروز کتابهای بسیاری از فیلسوفان غربی به زبان فرانسه در کتابخانه پدر موجود است که همه انها را مطالعه کرده اند و اشراف کامل بر عقاید این افراد دارند. بارها به ما فرموده اند که من مسلمان تقلیدی نیستم، بیشتر مکاتب مادی و غربی را بررسی کرده ام و فهمیده ام که انها ردبرابر سوالات فیزیک و متافیزیک به طور جامع پاسخی ندارند، از همین طریق به پوشالی بودن آنها پی بردم. بعد از آن هم به سراغ ادیان مختلف رفتم و پس از تحقیقات کامل، فهمیدم که هیچ کدامشان کلام و حرفی را به اتقات قرآن و کلام ائمه اطهار ندارند، لذا دین اسلام را پذیرفتم و بحمدالله شیعه دوازده امامی هستم.
نشریه پنجره:خانم حسن زاده!می خواهیم بدانیم این روزها استاد مشغول چه کارهایی هستند و اصلی ترین دغدغه شان چیست؟
سعیده حسن زاده آملی:این روزها، حضرت علامه مانند گذشته با کتابهایشان زندگی می کنند و مشغول تنظیم آثار و نکمیل آثار ناتمام گذشته هستند،گرچه بسیار کندتر از گذشته فعالیت می کنند. حتما می دانید که ایشان حدود ۱۸۰عنوان تالیفی دارند که تاکنون۹۰مورد ا نها به چاپ رسیده است. دغدغه فعلی ایشان چیزی نیست جز تکمیل و نشر همین آثار ناتمام.از این گذشته، ایشان به موضوع سلامت جسم و تندرستی بدن اهمیت بسیاری می دهند. زمانی که در قم زندگی می کردیم، هر روز صبح، قبل از تشریف فرمایی به مدرسه معصومیه و تدریس، در حیاط منزل قدم می زدند. الان نیز در دو وقت صبح و عصذ، پیاده روی می کنند؛ بخش ثابت برنامه روزانه ایشان، قرائت قرآن است.
نشریه پنجره:شما سال ها در محضراین عالم بزرگ زندگی کردید، می خواهم کمی از خاطرات تلخ و شیرین این سال ها برایمان بگویید.

سعیده حسن زاده آملی:یکی از خاطرات تلخ من از زمان کودکی،مربوط به روزهایی می شود که ایشان برای تبلیغ از خانواده دور می شدند، ماه های محرم و صفر و رمضان برای ما، مدام با جدایی از پدر همراه بود. وابستگی ما به استاد بسیار زیاد است و واقعا نمی توانیم دوری ایشان را تحمل کنیم.اما آخرین خاطره تلخ زندگی ما، مربوط به روزهایی می شود که مادرم از دنیا رفت، این داغ بزرگ ضربه سنگینی به خانواده به خصوص پدر بزرگوارم وارد کرد. ایشان مدتی را در غم مادرم به سوگ نشستند. بارها پس از وفات مادرم فرمودند:« تاکنون فکر می کردم دست من بوده که این آثار را به رشته تحریر می آورده، ولی حالا فهمیده ام که همدلی مادرتان بوده که باعث شده من این آثار را بنویسم، او برای من محیطی آرام فراهم آورد که توانستم « زکات العلم نشره» را محقق سازم» پس از وفات مادرم با توجه به کهولت سن استاد، امکان تنها زندگی کردن برایشان فراهم نبود. شاید برایتان جالب باشد بدانید، تهیه ما یحتاج روزانه منزل از قبیل نان و لبنیات و... بعهده حضرت علامه بود و اجازه نمی دادند زحمت این کار بر دوش فرد دیگری بیفتد. پس از رحلت مادرم، ایشان به هیچ وجه راضی نشدند که شخص دیگری بخواهد کاهای منزل را انجام دهد. به هر حال با اصرار های ما پذیرفتند به تهران بیایند و ما خدار ا شاکریم که می توانیم اینجا خدمتگذار ایشان باشیم. البته ناگفته نماند که استاد هر ماه چند روز به قم تشریف برده و عمده کارهایی که انجام می دهند، تشرّف به حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) و همچنین سر زدن به کتاب فروشی های خاصی است که در قم می شناسند تا برخی آثار مورد نظرشان را خریداری نمایند. علاقه ایشان به خرید کتاب بسیار محسوس است، آنقدر که هر سال در نمایشگاه بین المللی کتاب حاضر می شوند و آثار مورد نیازشان را تهیه می کنند.
شیرین ترین خاطره ای که از پدر دارم نیز مربوط به روزهایی می شود که در حضور ایشان درس می خواندم و یاد می گرفتم، به ویژه در حوزه عرفان نظری.
نشریه پنجره:حالا که به عرفان نظری اشاره کردید، بد نیست نگاهی به دیدگاه های عرفانی حضرت علامه، داشته باشیمو متاسفانه عرفان در دنیای امروز مثل کالایی شده که بیشترین تقلبی اش یافت می شود، اصلی تریت ویژگی عرفان مورد تایید استاد چیست؟
سعیده حسن زاده آملی:در دنیای امروز، بسیاری از مکاتب عرفانی کاذب، سعی در ترویج افکار غیر معتبر خود دارند، از عرفان های یهودی و سرخپوستی گرفته تا عرفان هندی و مکاتب کاذب دیگر. هر کدام هم روشی را برای ترویج جهان بینی خود دارند؛ یکی روزه سکوت برگزار می مند و دیگری کلاس های مراقبه و قس علی هذا.
غالبا در این کلاس ها فردی به نام «مرشد» وجود دارد که با رفتارهای خارق العاده سعی می کند خود را ثابت کند و محبوبیتش را افزایش دهد. درسی که در حوزه عرفان از پدر آموختم، چارغ راهی شد تا راه درست را در این میانه تشخیص دهم.. علامه به ما آموخت که نفس ناطقه انسانی، دارای خاصیتی بسیار بالا و پر رازش است، اگر نفس را از کثرات دنیوی و قیل و قال ها نجات دهیم و به وحدت برسانیم، طوری که تجمّع حاصل کند، به کمالات ویژه نایل می شویم و برخی از امور ماورایی را درک می کنیم. علامه بارها در حوزه عرفان فرموده اند که این مراتب باید پایدار و الهی باشد نه شیطانی. اگر در مسیر رضای پروردگار حرکت کنیم به آن سعادت عرفانی دست خواهیم یافت؛ در غیر این صورت بسیاری از مرتاضان هندی هم بر اثر ریاضت های طولانی و اسیر کردن نفس، می توانند قدرت های چشمگیر به دست آورند. گاهی که به پدر خبر می دهند که فلان مرتاض، چهل روز خود را از درختی سر و ته آویزان کرده و قوت شبانه روزش یک دانه خرماست! استاد هم با صراحت، مهر بطلان بر عمل این افراد می زنند، چرا که با اسلام مخالفتی روشن دارد.
نشریه پنجره:می خواهم بدانم که حضرت استاد، چه ویژگی هایی را برای شناخت عرفان مورد تایید دین اسلام معرفی کرده اند؟

فرزندان آیت الله میرزاهاشم آملی درکنارپدر(دکترمحمدباقرلاریجانی وآیت الله صادق لاریجانی)

سعیده حسن زاده آملی:علامه بارها فرموده اند که خط کش درستی و نادرستی اعمال انسان ها، قرآن وسیره اهل بیت است؛ هر رفتاری که ذره ای از این خط کش فاصله داشته باشد، قال قبول نیست. ایشان، هم در کتاب های عرفنیشان و هم در تذکره های شفاهی شان، براین نکته تاکید بسیار دارند که معیار، قرآن و اهل بیت است و هر چه خارج از این معیار باشد مردود شمرده می شود.
منبع: هفته نامه خبری تحلیلی پنجره شماره۸۳
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:زندگینامه «علامه حسن حسن زاده آملی» اززبان خودش

پاشایی: حجاب معاصرت نگذاشت علامه حسن‌زاده را آن‌طور که باید بشناسیم

در پایان سال ۱۳۰۷ هجری شمسی در خانه ایمان و تقوی از پدری الهی، بزرگوار و اهل یقین و مادری جدّاً با ایمان، پاک و راستگو متولّد شده ام...

سپس در دامن او(مادر) که دامن ولایت و درایت و طهارت بود پرورش یافتم و از پستان او که پستان معرفت و اخلاص و صداقت بود شیر نوشیدم و همانا یقین دارم هر برکتی که از پروردگارم – سبحانه- به من افاضه شده است، از اینجا ناشی شده که خدای تعالی مرا در چنان دامن عفیفی پرورش داده و از چنان پستان شریفی روزی ام فرمود.
... در حالی که شش ساله بودم به مکتب خانه خدمت یک معلّم روحانی شرفیاب شدم و پیش او خواندن و نوشتن یاد گرفتم و تعدادی از جزوات متداول در مکتبخانه های آن زمان را خواندم تا این که در خردسالی تمام قرآن را به خوبی فرا گرفتم.
پس از آن وارد دوره ابتدایی مدارس جدید شدم. بیش از دو سال از ورودم به مدرسه نگذشته بود که مادرم (علیها الرضوان) در سنّ جوانی، مخاطب به خطاب «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربّک راضیه مرضیه» گشته، وفات نمود...
.و در سنّ چهارده سالگی به فضل پروردگارم بارقه مشرقیه الهیه و شهاب قبسی به من رسید که به اقتضای عین ثابته ام مطلوب من بود...
...پس، سرّ من به آنچه که زبان وحی به آن ناطق است مترنّم شد که «انّی انست ناراً لعلّی اتیکم منها بقبس أو أجد علی النّار هدی» و این بارقه همانند نوری در پیش رویم شتافته، مرا در کسب معارف الهی راهنمایی کرده و کرّهً بعد کرّهً به تخلّق به اخلاق ربوبی ترغیب و مرّهً بعد مرّهً به تأدّب به آداب انسانی تحریص می کرد و برهه بعد برهه مرا به فرار و انزجار از مردم آن زمان و آیین های تباه و پستشان تحریص می نمود.
و قد اضرمت نار الصّبابه فی الصّبی هدایا الجنون قوی و صبّتی
و به تحقیق، آتش عشق در کودکی، ارمغان های دیوانگی را در میان قومم شعله ور نمود.
فقد قادنی لطف الاله الی الحمی علی صغری حمداً له من عطیّه
پس همانا لطف خدا مرا در کودکی ام به قرقگاه، راهبری کرد- سپاس بر عطایایش.
و قد نوّر الروح أنین لیالیاً و قد طهّر السّرّ دموعُ کریمتی
به درستی که ناله شبهایم، روحم را منوّر و اشک های چشمانم، باطنم را مطهر نموده است.
ورود به حوزه علمیه


باری، آن بارقه مرا از تاریکی به روشنی در آورد به این جهت که محبت تحصیل معارف قرآنی را در قلبم برافروخت. پس، از پدرم رضوان الله تعالی علیه برای ورود به مدرسه دینیّه (حوزه علمیه) اجازه خواستم و او بی درنگ همراه با شعفی شدید و گریه ای بلند که از سر شوق و خوشحالی و سرور بود اجازه داد.

پس از برهه ای شروع کرد به نصیحت کردن و پند دادنم در مورد کاری که در پیش گرفته ام و مرا به صبر و استقامت و اتکال بر خدای متعال و کوشش در تحصیل کمال وصیت نمود.

تفأل به دیوان حافظ
چون شب روی آورد هنگام سحر برخاستم به گونه ای که احدی از افراد خانه متوجه حال من نبود. دیوان خواجه حافظ شیرازی را برداشته از باطن خویش ندایش کردم و گفتم تفأل به دیوان تو در اصقاع مشتهر شده، به اسماع رسیده است و من قرائت فاتحه به روح تو نثار می کنم به این امید که حُسن خاتمه کارم را به من بنمایانی. پس از قرائت فاتحه دیوان را گشودم، غزلی به این مطلع آمد:

ماجرای تفألی که مسیر زندگی علامه حسن‌زاده را عوض کرد/ حکیمی که مُهر مِهر حافظ را بر لوح دل زده‌ بود
کنون که در کف گل، جام باده ی صافست/به صد هزار زبان بلبلش در اوصافست
بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر چه وقت مدرسه و بحث کشف کشافست
به دُرد صاف تو را حکم نیست، دم در کش که هر چه ساقی ما ریخت عین الطافست
ببر زخلق و زعنقا قیاس کار بگیر که صِیت گوشه نشینان زقاف تا قافست
این ابیات بر شوق وافرم افزود و مرا به شتاب در طلب مراد تهییج نمود.

«آیت الله ابوالقاسم فرسیو»کیست؟

علامه حسن زاده آملی درادامه نوشتند:آن بارقه ار دوحه شجره طیبه و نفَسِ نفسی زکیه و اشاره عالمی ربانی دارای محاسنی فراوان تابیدن گرفت و او میرزا ابوالقاسم مشهوربه«فرسیو »،پسر «مُلا باشی ابراهیم» (رحمه الله علیهما) بود که اعلم و اتقی و ازکای علمای شهرمان آمل و حقّاً از اعلام علمای دین و از افاخم مجتهدین بوده است.

او(آیت الله فرسیو) اساتید تهران و عالمان اصفهان روزگار خویش را ادراک نموده، سپس به حوزه نجف کوچ کرده از مشایخ و اعلام آن حوزه؛ سید ابوالحسن اصفهانی، آخوند خراسانی، میرزا حسین نائینی و غیرهم حظّی وافر بلکه أوفر برده بود.

خلاصه، فضایل آن روحانی بطل و محاسنش در علم و عمل و سیره اش در تقوی و کمالش در حسن خطّ و آنچه از سختی های روزگار و دهر خیانتکار از سوی طاغوت پهلوی خیانتکار بر او گذشت، بسیار گسترده است.
علامه حسن زاده آملی:من پیش او شاگردی نکردم چون ایشان در ابتدای اشتغالم به دروس روحانی به جوار رحمت الهی پیوست ولی در ایماض آن بارقه، او را بر من حقی عظیم است.
شهرمان آمل در آن وقت حافل عده ای از علماء بود که نمونه های فضل و تقوی بودند همانگونه که از دیرباز جایگاه علم بود و بر این مطلب تاریخ و آملی های مذکور در کتب تراجم و نیز مصنفات علمی و مدرسه ها و مکتب های دینی شان گواهی می دهند.
نخستین اساتید علامه حسن زاده آملی
و این حُججِ باهره جهت جلوگیری از اندراس اعلام هدایت در لُجَجِ غامره در تأدیب و تعلیم ما کوششی تامّ نمودند. شایسته است به ذکر نامهای نامی شان تبرّک بجویم؛ آیات و حجج: محمد غروی، عزیزالله طبرسی، ابوالقاسم رجایی، حاج شیخ احمد اعتمادی و عبدالله اشراقی رضی الله تعالی عنهم و رضوا عنّا.
اوّلین کتاب هایی که به ما تعلیم دادند اینهایند:

۱- رساله منظومی در لغت به نام «نصاب الصبیان» تصنیف ابو نصر فراهی ۲- رساله امثله از کتاب «جامع المقدمات» در طیّ چند هفته نصاب را یاد گرفتیم و کاملاً حفظ کردیم و درس جامع المقدمات هم به «عوامل ملا محسن» رسیدیم.
در حالی تحصیلات کتب ابتدائیه را که در میان طلّاب علوم دینیّه معمول و متداول است از نصاب الصبیان و رساله عملیه فارسی آیه الله سید ابوالحسن اصفهانی (چون ایشان مرجع علی الاطلاق در آن زمان بودند) و کلیات سعدی، گلستان سعدی و جامع المقدمات و شرح الفیه سیوطی و حاشیه ملا عبدالله بر تهذیب منطق و شرح جامی بر کافیه نحو و شمسیه در منطق و شرح نظام در صرف، مطوّل در معانی و بیان و بدیع و معالم در اصول، تبصره در فقه و قوانین در اصول تا مبحث عام و خاص را در آمل که همواره از قدیم الدهر واجد رجال علم بوده،

از محضر مبارک روحانیین آن شهر آیات عظام و حجج اسلام: محمد آقا غروی و آقا عزیزالله طبرسی و آقا شیخ احمد اعتمادی و آقا عبدالله اشراقی و آقا ابوالقاسم رجائی و غیرهم که همگی از این نشأه رخت بربسته اند و به ریاض قدس در جوار رحمت ربّ العالمین آرمیده اند، فرا گرفتند و نیز از حضرت آیه الله عزیزالله طبرسی تعلیم خط می گرفتند تا اینکه خود حضرتش در آمل چند کتاب مقدماتی را تدریس می کردند.

درس «کانَ»وفات پدر
روزی که درس در مورد «کانَ» از حروف مشبهه بالافعال و الغاء آن از عمل و شاهد بر الغاء، قول شاعر «کان ثدیاه حُقّان» بود، مُخبر مرگ به مدرسه آمد و خبر وفات پدرم آورد رحمه الله علیه.
پس از آن خاله ام رحمه الله علیها سرپرستی مرا به عهده گرفت و نسبت به من از والدینم نیکوکارتر و مهربان تر بود.
اول شهریور ماه ۱۳۲۹مهاجرت به تهران
پس از گذشت شش سال از اشتغالم به تحصیل در شهر آمل در روز چهارشنبه اوّل شهریور ماه ۱۳۲۹ هجری شمسی مطابق با نهم ذی القعده الحرام ۱۳۶۹ از هجرت نبوی(علی مهاجرها آلاف التحیه و الصلاه و السلام) به تهرا ن مهاجرت کردم.
پس از سختی های زیاد پروردگارم مرا در «مدرسه حاج ابوالفتح» (علیه الرحمه) واقع در آخر خیابان ریِ تهران مأوی داد...


...به اسم فتح تفأل به خیر زدم. گویا به اسم آرزوی فتوحات ربّ فاتحم (عزّ اسمه) داشتم./پایان
علامه حسن زاده چند سال به مدرسه مروی رفتندوازمحضر«علامه حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی» و« آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی» بهرمندشدند.

از راست: عبدالله جوادی آملی. جلال الدین غروی. جونی برهانی. حسن حسن‌زاده آملی/سال ۱۳۲۷

علامه حسن زاده آملی:به دلم گذشت به کسی مراجعه کنم که به علماء بینا و داناست. به محضر آیت الله حاج شیخ محمد تقی آملی که از بزرگان علماء در تهران بود مشرّف شده، جریان شرکتم در بعضی از محافل درسی و ناخشنودیم را از درس های رایج معمولی برایش حکایت کردم...


...ایشان مرا به طور جدی به ادراک محضر علامه ذوفنون «آیت الله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی» و «حکیم میرزا مهدی الهی قمشه ای» تشویق کرد.

علامه حسن‌زاده آملی بالای مزار استاد

علامه حسن‌زاده آملی ببر مزار استاد خود( علامه شعرانی)حرم حضرت عبدالعظیم(شهرری)
در اثنای تتلمذمان پیش استاد الهی، خداوند سبحان به فضل و کرمش دری دیگر از رحمتش به روی ما گشود و شرکت در محضر معلّم العصر، فخر العلم، مفخر الاسلام، آیت الله العلیم العلام، العلامه ذی الفنون الاستاذ الاعظم حاج میرزا ابوالحسن شعرانی (افاض الله علینا من برکات انفاسه القدسیه النفسیه) را آسان و ممکن ساخت که به مدت ۱۳ سال در محضر او(علامه شعرانی) شاگردی نمودم.
این قهرمان علمی(علامه شعرانی) در گردآوری علوم منحصر بفرد بود. احدی از علمای معاصرمان را ندیدیم که در جمع علوم و احاطه بر آنها همتای او باشد.

استخراج تقویم

خداوند سبحانه ما را به اخذ و تعلّم کتاب «زیج بهادری» از محضر استاد در طیّ چهار سال موفق نمود در حالی که بر همه مسایل آن از بدو تا ختم برهان اقامه می کردیم.
من به غوص در مسایل آن تا آنجا متبحّر شدم که بر استخراج آن متمهّر گشتم و آن را به طور کامل شرح کردم که هنوز چاپ نشده است. از این زیج نُه سال استخراج تقویم کردم که چاپ و منتشر شد.
بعد از تسلّط بر زیج بهادری دستور دادند به تعلّم کتاب کبیر مجسطی بطلیموس قلوذی به تحریر خواجه طوسی.
این مجسطی دستوری بزرگ در علم هیئت و شریف ترین مصنّف در این علم است و نیز مقصد اسنی و مطالب اعلی و نهایه النهایات در درس هیئت استدلالی می باشد.

آیه الله حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی

در آن سنوات استاد «آیت الله حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی» (قدس سره) از قزوین به تهران تشریف فرما شدند و اقامت فرمودند که به هدایت جناب استاد شعرانی به حضور شریفش تشرّف یافتند و چند سالی (5 سال) در محضر مبارکش نیز به تحصیل علوم عقلی و نقلی و عرفانی از اسفار صدر اعظم فلاسفه و شرح علامه محمد بن حمزه مشهور به ابن فناری بر مصباح الانس صدر الدین قونوی و خارج فقه (طهارت و صلوه و اجاره از روی متن عروه الوثقی فقیه آقا سید محمد کاظم یزدی) و خارج اصول (از متن کفایه الاصول آخوند خراسانی) مشتغل بودند و به «فاضل آملی» از زبان مبارک ایشان وصف می شدند.

محضرالهی قمشه ای

تمام حکمت منظومه متأله سبزواری و مبحث نفس اسفار و حدود نصف شرح خواجه بر اشارات شیخ رئیس را تلمذ نمودند. و نیز در مجلس تفسیر قرآن آن جناب خوشه چین بودند که همه درسها بیش از ده سال در بیت شریف حکیم متأله الهی قمشه ای (رضوان الله تعالی علیه) بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می شد.


و نیز مدتی مدید در تهران در درس خارج فروع فقهیه و اصول علامه جناب «آیه الله آشیخ محمد تقی آملی» شرکت فرمودند.
و همچنین از اعاظمی که در تهران به ادراک محضرشان بهره مند بودند، جناب حکیم الهی و عارف صمدانی استاد محمد حسین فاضل تونی (رحمه الله تعالی علیه) است که قسمتی از طبیعیات شفا و شرح علامه قیصری بر فصوص شیخ اکبر محی الدین عربی را نزد ایشان تلمذ نمودند.

محضرحاج میرزا احمد آشتیانی



و قسمتی از طبیعیات شفا را در محضر مبارک جناب آیه الله حاج میرزا احمد آشتیانی (قدس سره) خوانده اند. و یکی از آن بزرگواران شیخ جلیل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقلیه و نقلیه حاج شیخ علی محمد جولستانی (رحمه الله تعالی علیه) بود که در فراگیری لئالی منتظمه در منطق تصنیف متأله سبزواری پیش ایشان شاگردی نمودند.
تدریس همراه تحصیل
در مدت اقامت حضرتش در تهران در طی سیزده سال یا بیشتر همراه با اشتغال به تحصیل علوم از آن محاضر عالیه طبق روش معهود و سیره جاریه بین علمای روحانی به تعلیم و تدریس در مدارس (حوزه علمیه) روحانی نیز اشتغال داشتند و کتابهای ذیل را تدریس فرمودند:معالم الاصول، مطوّل تفتازانی, « حضرت مولی شش دوره به تدریس مطوّل توفیق داشت » و معانی مطوّل از اول تا آخر و قسمت زیادی از بیان بدیع آنرا تحشیه فرمودند که بسیار گرانقدر و شریف است.
کتاب «کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد» در علم کلام که اینک با تصحیح و تعلیقات حضرتش به طبع رسید.
کتابهای قوانین در اصول،شرح محقق طوسی بر اشارات شیخ رئیس در حکمت مشائیّه، شرح لمعه در فقه، ارث جواهر در فقه، لئالی.

این چهار کتاب اخیر در علم منطق است:منتظمه،جوهر نضید، حاشیه ملاعبدالله،وشرح شمسیه،
این پنج کتاب در ریاضیات: هیئت و حساب و هندسه است و همچنین موفق به یادگیری زبان فرانسه گردیدند.:
هیئت فارسی در قوشچی،شرح چغمینی،تشریح الافلاک شیخ بهایی،اصول اقلیدس و زیج بهادری.

بهره جستن ازعلمای فاضل دیگر
از جمله کسانی که خداوند سبحان در تهران... از سفره های علمی آنها روزی ام داد، عارف بالله و حکیم متأله جامع و ادیب متضلّع بارع مولایم علامه شیخ محمد حسین فاضل تونی، شیخ جلیل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقلیه و نقلیّه حاج شیخ علی محمد جولستانی، حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی، حاج میرزا احمد آشتیانی و حاج شیخ محمد تقی آملی (رفع الله درجاتهم) بودند.
خدای دانا را گواه می گیرم بر این که این بزرگان برای خدا علم آموختند و برای خدا عمل کردند و برای خدا تعلیم دادند علیهم صلوات الله و سلامه.

از جمله کسانی که خداوند سبحان در تهران... از سفره های علمی آنها روزی ام داد، عارف بالله و حکیم متأله جامع و ادیب متضلّع بارع مولایم علامه شیخ محمد حسین فاضل تونی، شیخ جلیل مفضال و خدوم علم و کمال و بارع در علوم عقلیه و نقلیّه حاج شیخ علی محمد جولستانی، حاج میرزا ابوالحسن رفیعی قزوینی، حاج میرزا احمد آشتیانی و حاج شیخ محمد تقی آملی (رفع الله درجاتهم) بودند.
خدای دانا را گواه می گیرم بر این که این بزرگان برای خدا علم آموختند و برای خدا عمل کردند و برای خدا تعلیم دادند علیهم صلوات الله و سلامه.

مهاجرت به قم

علامه حسن حسن زاده آملی درادامه نوشت: سپس خداوند سبحان به قضاء محتوم و قدر مبرمش مهاجرت از دارالعلم تهران را به شهر مقدس قم در روز دوشنبه ۲۲ مهر ماه سال ۱۳۴۲ هجری شمسی مطابق با ۲۵ جمادی الاولی سال۱۳۸۳هجری قمری برای ما مقدر فرمود.

به محض ورود به قم محضر مبارک راقی به قله های معارف قرآنی و سامی به اسنمه سرشت های انسانی و نائل به ذروه علیای اجتهاد در علوم عقلی و نقلی، عَلَمِ علم و عمل، طود تحقیق و تفکیر، فخر اسلام، صاحب تفسیر قویم عظیم المیزان، عارف مکاشف ربانی، فقیه صمدانی، عالم به ریاضیات عالی «حساب و هندسه»، استاد اکبر، معلم اخلاق، مکمّل نفوس شیقه به کمال، آیت الله العظمی سیّد محمّد حسین طباطبایی (قدس الله نفسه القدسیه) را ادراک نمودم...
...خداوند منّان از فضل جسیم خود ما را به استفاده از محضر قدسی او به مدّت هفده سال تأیید فرمود.

محضرعلامه طباطبایی وبرادرش

از جمله کسانی که در عتبه علیای او اعتکاف داشتم- عتبه ای که در آن، جان من از نسیم روح زندگی برخوردار بود و نفسی را که در زمره اموات شمرده می شد احیاء کرد و او را از ظلمات به نور درآورد- زبده علمای عامل و عمده عرفای شامخ، عروج کرده به مطالع یقین، حکیم متفقه، فقیه متأله، استاد علامه مکاشف و بحر معارف، مولایم حاج سیّد محمد حسن الهی طباطبایی تبریزی – برادر علامه استاد حاج سید محمد حسین طباطبایی تبریزی- بود.

این دو برادر (رضوان الله تعالی علیهما) در اکتساب جمیع فنون علمی و آداب سلوک عرفانی قرآنی یار و همسفر یکدیگر بودند و حقّ این دو بزرگ بر من عظیم است. (جزاهم الله خیر جزاء المحسنین)

محضر آیت الله قاضی

حضرت آقا به مدت چهار سال یا بیشتر جهت تعلم علوم ارثماطیقی در محضر گرانقدر عالم وفیّ زکیّ تقیّ، صاحب خط ممتاز، دوحه شجره قرآن و عرفان و برهان، فرزند صاحب کمالات و خوارق عادات، عالم کامل، مکمّل مکاشف، حضرت آیه الله العظمی حاج سید علی قاضی تبریزی مصداق « اَلوَلَدُ سِرُّ اَبیه» اعنی الحجه سید مهدی قاضی مشرف بوده اند. به فرمایش حضرت آقا: «ایشان در تعلیم من بذل جهد فرمود و او را بر من حقی است عظیم.»

به خداوند سوگند قلم و زبان به ادای شکر محشار نیکی هایی که این مشایخ عظام در حقّ ما نموده اند وافی نیست؛ اگر چه عله العلل و مفیض علی الاطلاق، الله ربّ العالمین است.

توضیح مدیریت سایت،اندکی ویرایش انجام داده ام(انتخاب تیتر+تصاویر)

برای آشنایی با کرامات علما به این لینک مراجعه کنید:

علمای" صاحب کرامات"میرزاجوادملکی