تدبیرامام خمینی درملاقات با سفیرشوری

ماجرای نامه به گورباچف وپاسخ گورباچف پس از2ماه

در روز یازدهم دی ماه  1367 /مصادف با اول ژانویه ۱۹۸۹ میلادی، خبرگزاری‌های دنیا خبر مهم و شگفت‌آوری را برای مخاطبان خود مخابره کردند: امام خمینی رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، پیام مهمی را خطاب به میخائیل گورباچف، صدر هیات رئیسه اتحاد شوروی و کمونیسم بین‌المللی صادر کرد. این نامه آغازگر یک ماجرای تاریخی مابین جمهوری اسلامی و یک قدرت بین‌المللی آن روزهای دنیا بود. از رهگذر این ماجرا بود که پای «ادوارد شواردنادزه» وزیر خارجه آن روزهای شوروی و رئیس جمهور بعدهای جمهوری مستقل گرجستان به تاریخ سیاست خارجی ایران وارد شد. به‌تازگی خبر درگذشت شواردنادزه منتشر شده و این فرصت خوبی است تا سرگذشت این ماجرای تاریخ را نیز دوباره مرور کنیم./بنابه نقل خانم دباغ ملاقات روز14دیماه(4ژانویه89)بوده

سفیران امام به کرملین
هیئت ایرانی به کرملین:محمدجوادلاریجانی -آیت‌الله جوادی آملی-مرضیه دباغ/در حال مذاکره با گورباچف
 نامه‌ای سرشار از روح انقلابی و ایمانی رهبری بزرگ که بی‌محابا و با اعتقاد راسخ، سران یک کشور مدعی و مقتدر جهانی را «انذار» می‌داد. تغییر رویه میخائیل گورباچف در سیاست‌های رایج اتحاد شوروی، امام را امیدوار کرد که از این رهگذر، وظیفه الهی خود را به انجام رساند. پیام امام، به گفته گورباچف، پیامی به «به همه اعصار در طول تاریخ» بود: 
« جناب آقای گورباچف باید به حقیقت رو آورد. مشكل اصلی كشور شما مسئله مالكیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشكلی كه غرب را هم به ابتذال و بن‌بست كشیده و یا خواهند كشید.» امام که به‌خوبی دریافته بود پروسترویکای گورباچفی چیزی جز سر برآوردن از چاه کمونیسم و فروافتادن در چاله لیبرالیسم و غرب سیاسی نیست، شوروی را به کشتی نجات حقیق دعوت کرد: «اولین مسأله‌ای كه مطمئناً باعث موفقیت شما خواهد شد این است كه در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دین‌زدایی» از جامعه، كه تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیكر مردم كشور شوروی وارد كرده است، تجدیدنظر نمایید.» البته امام عظیم‌الشان انقلاب، در نظر داشت که سیر طبیعی تاریخ قطعا کار خود را خواهد کرد و شکی نداشت که « از این پس كمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو كرد؛ چرا كه ماركسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا كه مكتبی است مادی.»
میخائیل گورباچف در همان دیدار و با شنیدن متن پیام امام گفت: « این پیام سرشار از مطالب مهم و سطح بالاست و طبیعی است که نباید انتظار داشته باشید که من همین الان بتوانم جواب امام را بدهم. باید وقت بگذارم و مطالعه کنم.» اما سران اتحاد شوروی چندان بهره‌ای از این نامه هدایت‌بخش نبردند. ابعاد معنوی این پیام که قصد داشت « یك فضای بزرگتر»ی را پیش روی همسایه‌های ماتریالیست‌-سوسیالیست کشور بگذارد کاملا مغفول ماند.

 گورباچف در واکنش به این پیام تاریخی، پاسخی مکتوب فراهم کرد و نیز وزیر خارجه خود را به ایران فرستاد. «ادوارد شواردنادزه» قصد داشت که افزون بر تشریح پاسخ‌های دیپلماتیک گورباچف مراتب ابراز محبت اتحاد شوروی را نیز برای صورت‌بندی «مرحله جدیدی» از روابط فی مابین دو کشور ابلاغ کند. در این دیدار محمدجواد لاریجانی، علیرضا نوبری –سفیر وقت ایران در مسکو- و نیز علی اکبر ولایتی، حضور داشتند. روایت‌هایی که هر کدام از این افراد از ماجراهای سفر شواردنادزه به ایران و رفت و آمدها و ملاقات‌ها دارند درخور توجه است. و شاید در این میان جالب‌ترین این روایت‌ها، نوع واکنش و عملکرد امام است. محمدجواد لاریجانی در توضیح آماده‌سازی شرایط دیدار امام با شواردنادزه می‌گوید:
شب قبل از آمدن «شواردنادزه» خدمت حاج احمد آقا رفتم تا درباره جلسه فردا حرفها و كارهایمان را هماهنگ كنیم. سر یک مسئله خیلی بحث كردیم. امام می‌گفتند: «به پای شواردنادزه بلند نمی‌شوم»
اصرار داشتم همان‌طور كه آن‎ها به ما احترام گذاشتند و «فول پروتكل» برخورد كردند، همانطور با آن‎ها برخورد كنیم. این كار در دیپلماسی جهانی هم یک عرف بود. اگر ما آن‎ها را تحویل نمی گرفتیم، تبعات این كارمان را در سفرهای بعد می دیدیم. هر كار كردیم، امام راضی نشد به پای شواردنادزه بلند شود. آخر قرار شد شواردنادزه با آیت الله جوادی آملی وارد جلسه شوند كه بهانه بلند شدن و احترام گذاشتن آیت الله جوادی آملی باشد، نه شواردنادزه. باز هم دیدیم این كار ممكن است در آن جلسه عملی نباشد. درنهایت به این نتیجه رسیدیم كه در اتاقی از میهمانان پذیرایی كنیم و بعد امام داخل شوند. با این كار همه به احترام ایشان بلند می‌شدند و قضیه حل می‌شد.
جلسه قرائت پیام گورباچف در پاسخ به امام، جلسه سختی بود و فضای سنگینی داشت، كه امام با یك عرقچین و شمد وارد جلسه شدند و همه متعجب شدیم. لباس رسمی هم نپوشیده بودند. امام چند دقیقه بیشتر در جلسه نماند و به نشانه اعتراض وسط حرف های شواردنادزه كه پیام گورباچف را می‌خواند، بلند شد.» 
شواردنادزه و امام
اما آن سوی ماجرا را بهتر است از زبان نوبری، سفیر وقت ایران در مسکو بشنویم. او در توضیح احوالات شواردنادزه در گفتگویی می‌گوید: « ساعت هشت صبح در دفتر امام در جماران وقت ملاقات بود. ‌شواردنادزه به من گفت: «لطفاً در صورت امکان نیم ساعت زود‌تر بیایید» که بفهمیم چه کار باید بکنیم. خیلی دلهره داشت. می‌گفت: «من به عنوان وزیر امور خارجه ملاقات‌های زیادی با سران کشور‌ها داشته‌ام، ولی در مورد هیچ‌کدام این قدر دلهره نداشته‌ام و نمی‌دانم چه می‌شودهمه دلهره‌اش این بود که کار به بگومگو نکشد و امام چیزی بگوید و او نتواند درست جواب دهد.»... شواردنادزه از من پرسید: «چه کنم؟ بروم جلو و با امام دست بدهم؟» گفتم: «اگر می‌خواهی اشتباه نکنی، هیچ حرکتی زود‌تر از امام نکن و هر کاری امام کرد، از او تبعیت کن، بایست ببین چه کار می‌کند.» همین‌طور هم شد. امام آمدند و یکراست رفتند و روی کاناپه نشستند و شواردنادزه هم رفت و روی صندلی نشست.» 
به این ترتیب، دیدار انجام شد. علی اکبر ولایتی در توضیح روح حاکم بر فضای آن روز گفتگوها می‌گوید: «هم به نظر من امام خمینی خیلی حساب شده این برخورد را کردند. به هیچ عنوان به آقای شواردنادزه نگاه نکردند، هیچ اعتنایی نکردند. سر به پایین آمدند و رفتند. آقای ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه یکی از ابرقدرت های آن روز جهان بود. اما امام خمینی جوری برخورد کرد که گویی ما ابرقدرت هستیم و آنها یک کشور جهان سومی هستند. این تحلیل برخورد امام از نظر من بود. آن متانت و سناریوی برخورد با آقای شواردنادزه که خیلی حساب شده و دقیق و ظریف بود».
با این همه، ادواردشواردنادزه چیزی جز یک گفتگوی سرد دیپلماتیک و آرروهای بلند سیاسی با خود نیاورده بود. او در تشریح پیام گورباچف به امام، از  تلاش برای گسترش آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، حل مساله افغانستان و مسبقه تسلیحاتی، افزایش روابط اقتصادی و سیاسی با جمهوری اسلامی و ایجاد دور جدیدی از روابط دو کشور گفت و آماده سخنان امام شد. 
شواردنادزه و امام

امام خمینی  که دریافته بود بیشتر اهداف او در این گفتگوی دوجانبه مغفول مانده یا با تجاهل سران شوروی کنار گذاشته شده است تنها به یک پاسخ کوتاه اکتفا کرد: « به ایشان (گورباچف) بگویید که من مى‏خواستم جلوى شما یک فضاى بزرگتر باز کنم ... من مى‏خواستم دریچه‏اى به دنیاى بزرگ، یعنى دنیاى بعد از مرگ که دنیاى جاوید است را براى آقاى گورباچف باز نمایم و محور اصلى پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند ....»
ادوارد شواردنادزه، از سال ۱۹۸۵ تا زمان فروپاشی شوروی وزیر امور خارجه بود و نقشی مهم در پایان دادن به دوره جنگ سرد و فروریختن دیوار برلین ایفا کرد. او در ۲۶ نوامبر ۱۹۹۵ به عنوان اولین رئیس‌جمهور کشور تازه‌استقلال‌یافته گرجستان انتخاب شد، اما دولتش در ۲۳ نوامبر ۲۰۰۳ در قیامی که «انقلاب گل سرخ» نام گرفت سرنگون شد. او در خرداد 89، در ديدار با سفير ایران در گرجستان با يادآوری ديدار تاريخی خود با حضرت امام خمينی (رحمة‌الله‌علیه) تاکيد کرد که همواره به خود می‌بالد که تنها مقام عالی‌رتبه خارجی بود که افتخار ملاقات با امام راحل (رحمة‌الله‌علیه) را داشته است
                                                         ***

خاطره یه عضورتیم پرستاری امام: نامه امام خمینی به گورباچف که یک نامه تاریخی بود، آقایان محمدجواد لاریجانی، آیت‌الله جوادی آملی و سرکار خانم دباغ قرار شد از طرف امام (ره) ببرند. آن‌ها نامه را بردند و برگشتند ولی خیلی طول کشید تا جواب نامه را تحویل دهند؛ حدود 6 تا 9 ماه. روزی که وزیر امور خارجه شوروی قرار شد جواب نامه را بیاورند من کشیک و پای مانیتور بودم و برای یک لحظه ضربان قلب امام به 100 رسید. این مسئله تاکنون رخ نداده بود.

دکترزرگر

شنیدم که مرحوم حاج احمد آقا به امام (ره) گفتند شما اجازه می‌دهید ما در جماران به استقبال وزیر امور خارجه شوروی برویم؟ ایشان گفتند بفرمایید ولی داخل اتاق می‌شوند و می‌بینند که امام (ره) نیستند. در همین دفتر معروف که مردم به دیدار امام (ره) می‌رفتند، قرار بود که آن دیدار صورت بگیرد. ولی هرچه می‌گردند می‌بینند خبری از امام (ره) نیست. حالا ضمن نگرانی از مهمانان دعوت می‌کنند که بنشینند و پس از آن امام  از درب اتاق وارد می‌شوند. همه به احترام امام (ره) از جا برمی‌خیزند و امام می‌نشینند، پای خود را روی کاناپه کوچک چند ضلعی می‌گذارند و یک شمد روی آن می‌کشند.

صحبت‌ها شروع شد و امام (ره) خطاب به نماینده شوروی گفتند دلم می‌خواست چشم آقای گورباچف را به دنیای دیگری باز کنم ولی این اتفاق نیفتاد. حاج احمد آقا گفت ما نگران شما شدیم کجا رفته بودید؟! امام فرمودند برای یک لحظه فکر کردم من نماینده اسلام هستم و کسی که اینجا از شوروی آمده نماینده کفر است. گفتم اگر بنشینم و ایشان بیاید ما به احترام آن باید بلند شویم، اما این‌طوری نماینده کفر برای نماینده اسلام بپا خواست.

اخیرا هم آقا گفته‌اند هرجا هستید به‌عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان نماینده اسلام رفتار کنید. با این حال امروزه برخی جایگاه خود را نمی‌شناسند و نمی‌دانند با دوست و دشمن خود چگونه رفتار کنند. این موضوعی بود که امام با رفتار خود نشان داد.

 دکتر احمدرضا زرگر، مدت ۲۱ ماه در تیم پزشکی حضرت امام خمینی به‌عنوان پرستار /۱۷ خرداد ۱۳۹۵مشرق

مدیریت سایت-پیراسته فر:خدمت جناب آقای دکترزرگرعرض کنم که گورباچف نامه راکمتراز2ماه پاسخ دادند(53روز)/یعنی نامه امام به گورباچف روزچهاردهم دی ماه  1367 /مصادف با چهارم ژانویه ۱۹۸۹ میلادی وپاسخش که آقای شواردنادزه آورده بوده درتاریخ7اسفند1376/26فوریه1989 بوده است. *پایان

                                                           خاطرات  شواردنادزه ازملاقات باامام خمینی

شوارد نادزه که بعد از دیدار با امام با صدام در بصره دیدار کرده بود، رفتار و منش امام را با صدام مقایسه کرده که جای تأمل دارد.
شوارد نادزه زمانی که به دیدار امام(ره) آمد، بسیار ساده و بدون انجام مراسم خاصی با وی برخورد شد اما شواردنادزه می‌گوید وقتی من در بصره به ملاقات صدام رفتم آنجا از من تجلیل کردند و احترام گذاشتند ولی با این وجود او از امام به عظمت یاد می‌کند و صدام را فردی لجوج معرفی می‌کند.
وی همچنین در خاطرات خود از این ملاقات به عنوان یکی از دیدارهای عجیب در طول حیات سیاسی خود یاد می‌کند.
شواردنادزه می‌گوید: برای من تعجب‌آور بود چرا که من از طرف گورباچف و شوروی آمده بودم نه از طرف گرجستان. جلسه هم کاملاً ساکت بود، من بودم و چند نفر از همراهان (وزیر خارجه ایران، مترجم و یک چند نفر دیگر).
تصورات و جریان‌های تاریخی همین طور از ذهن من می‌گذشت تا اینکه بعد از یک ربع ساعت دیدم فرزند امام آمدند و با ادب و متانت و خوشرویی گفتند: امام دارند می‌آیند.
وی ادامه داد: ورود امام را به من خبر دادند و من منتظر شدم. تا اینکه دیدم یک شخصیت بسیار ساده و روحانی وارد جلسه ما شدند و من را به ایشان معرفی کردند.
(به خاطر کسالت امام پزشکان گفته بودند امام ربع ساعت بیشتر نباید صحبت کنند یا دیدار داشته باشند). وزیر امور خارجه ایران به من یادآوری کردند که شما باید طی یک ربع ساعت یا حداکثر 20 دقیقه تمام محتوای نامه گورباچف را برای امام نقل کنید.

من در حالی که خیلی هم سردم شده بود، شروع کردم به بیان محتوای این نامه و دیدم که امام چند مرتبه در برخی نقاط سر تکان دادند و بعد فرمودند که این نامه پاسخ نامه من نبود. من هدف اصلی‌ام این بود که آقای گورباچف را ببرم به یک دنیای جاوید، دنیای پس از مرگ و با یک عالم دیگر آشنا کنم و این جواب من نبود.
خلاصه با یک حالتی ایشان از این جلسه بلند شدند و پس از آن من یک احساس نارضایتی کردم. احساس کردم که خیلی تحویل گرفته نشدم.
شواردنادزه در جای دیگر می‌گوید: بر خلاف انتظارم که تصور می‌کردم می‌خواهند من را در جماران به سبک پادشاهان تحقیر کنند، دیدم نه آن روحیه اصلاً در امام نیست. امام چنین روحیه‌ای ندارد، من آن روحیه استکباری را در صدام دیدم و دیدم یک آدم بسیار لجوجی است./۱۹ تير ۱۳۹۳ مشرق

***

ملاقات شواردنادزه  با امام خمینی در هفتم اسفند 67 /26فوریه۱۹۸۹ میلادی

دکتر علی ‏اکبر ولایتی وزیر خارجه وقت، جریان دیدار شواردنادزه وزیر خارجه شوروی با امام خمینی را چنین شرح می‌دهد:

امام خمینی قبل ازنوشتن نامه به گورباچف مشورت گرفته بود

«امام خمینی(ره) قبل از این که نامه تاریخی خود را به آقای گورباچف بنویسند، مشورت‌هایی با وزارت امور خارجه انجام دادند. امام خمینی در مسائل کلان و مهم کشور اهل مشورت بودند. تصمیم اولیه کار از جانب خود امام خمینی بود اما مشورت‌هایی هم انجام شد و من در جریان مشورت‌ها بودم. بالاخره امام به این تصمیم رسیدند و نامه‌ای خطاب به آقای گورباچف نوشتند. آقای گورباچف به نامه امام خمینی پاسخ دادند. پاسخ آقای گورباچف را آقای ادوارد شواردنادزه به تهران آورد. به ما خبر دادند و ما خدمت امام منتقل کردیم، قول و قرارها گذاشته شد و به اتفاق آقای شواردنادزه رفتیم منزل امام.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:یك روز بعدازظهر، مرحوم حاج احمد آقا به من زنگ زد و گفت امام چنین تصمیمی دارد و فعلا محرمانه است. امام پیشنویسی تهیه كرده بودند و گفتند: «آن را بگیر و بدون اینكه با كسی در میان بگذاری، بخوان و نظرت را به ما بگو كه اگر لازم شد، تصحیح كنیم.» پرسیدم حضرت آیتالله خامنه ای - رییس جمهور - در جریان هستند؟امام گفتند: بله. گفتم پیام را میخوانم و درنهایت با آیت الله خامنه ای مشورت میكنم. .فرازی ازمصاحبه محمدجوادلاریجانی یکی ازسفیران به کرملین*پایان

 از حیاط پشت حسینیه جماران که وارد اتاق امام شدیم، آقای شواردنادزه ننشست .اصولاً پروتکل روس‌ها و اروپای شرقی این بود که اگر وارد می‌شدند در اتاقی یا سالنی و اگر کسی قرار بود از آنها استقبال کند، این‏ها نمی‌نشستند تا میزبان وارد شود. معمول این است که می‌نشینند تا میزبان وارد شود، اما پروتکل روس‌ها و اروپای شرقی خلاف این آداب بود. آقای شواردنادزه و همراهان وقتی وارد اتاق امام شدند، ننشستند و ایستادند تا امام بیاید. در این فاصله امام وارد شدند. امام لباس رسمی روحانیت به تنشان نبود. رسم امام این بود که در اتاق خودشان بدون عبا وارد می‌شدند. آن روز هم بدون عبا و عمامه وارد شدند و یک سره رفتند روی کاناپه نشستند. به هیچ وجه هم به آقای شواردنادزه و دیگران نگاه نکردند. این کار امام برای آقای شواردنادزه خیلی جدید و بدیع بود. امام نشستند. مرحوم حاج احمد آقا به من اشاره کردند که بگویید بنشینند و مطلبشان را بگویند یا بخوانند.

هنوز نامه آقای گورباچف به امام خمینی(ره) به پایان نرسیده بود که امام فرمودند: «ایشان (آقای گورباچف) جواب من را ندادند». قریب به این مضمون؛ خیلی کوتاه. بعد هم تشریف بردند. آقای شواردنادزه همه آن صحنه (هم کلیتش و هم اجزایش) برایش جدید و غریب بود. با هیچ پروتکل مرسوم امروز دیپلمات‌ها سنخیت نداشت. به نظر من امام خمینی(ره) خیلی حساب شده این برخورد را کردند. به هیچ عنوان به آقای شواردنادزه نگاه نکردند، هیچ اعتنایی نکردند. سر به پایین آمدند و رفتند. آقای ادوارد شواردنادزه وزیرخارجه یکی از ابرقدرت‌های آن روز جهان بود. اما امام خمینی(ره) جوری برخورد کرد که گویی ما ابرقدرت هستیم و آنها یک کشور جهان سومی هستند. آن متانت و سناریوی برخورد با آقای شواردنادزه خیلی حساب شده و دقیق و ظریف بود. من این توضیحات را می‌دهم تا خواننده تصور نکند که امام با تکبر برخورد کرد. برخورد امام طوری بود که آقای شواردنادزه را به تکریم و احترام و کرنش و تواضع وادار کرد. آقای ادوارد شواردنادزه بعد از رفتن امام واقعاً مدت طولانی بهت زده بود و نمی‌دانست چه کار بکند و انسجام رفتاری خودش را از دست داده بود. چون رفتار امام را پیش‌بینی نکرده بود، بنابراین تا مدتی واکنش او، واکنش وزیرخارجه ابرقدرت اتحاد جماهیر شوروی نبود.

اصل سخنان امام خمینی(ره) در پاسخ به سخنان وزیر خارجه شوروی و پیام گورباچف، چنین است: «به ایشان (گورباچف) بگویید که من می‌خواستم جلوی شما یک فضای بزرگ تری باز کنم من می‏خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محوراصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند

حجت‏الاسلام والمسلمین عبدالکریم بی‌آزار شیرازی یکی از شاگردان امام خمینی(ره) که برای شرکت در سمیناری با علمای مسیحی در گرجستان حضور یافته و ملاقاتی با ‏ادوارد شوارد نادزه در گرجستان داشته است خاطره خود از این دیدار را چنین توضیح می‌دهد: «در این دیدار، خاطرات دیدارش با امام را برای ما تعریف کرد. ایشان بیان می‌کند که من بعد از اینکه امام نامه‌ای نوشتند به «گورباچف» و آن نامه 6-7 صفحه بود که امام مطالب فلسفی خیلی جالبی را در آن بیان کرده بودند و از سویی به شجاعت «گورباچف» اشاره کرده بودند و راجع به این که چگونه ناتوانی کمونیست دارد آشکار می‌شود. من عین عبارت ایشان و در واقع برداشت ایشان را عرض می‌کنم، می‌گفت: وقتی که نامه آمد من و آقای گورباچف متحیر شدیم که حالا چه جوابی بدهیم، می‌گفت ما به این نتیجه رسیدیم که جوابی که می‌دهیم ارتباط بدهیم به روابط بین ایران و شوروی و در آن باره فقط بحث بکنیم، می‌گفت: وقتی پاسخ را تهیه کردیم. از سوی گورباچف این نامه به من داده شد که من حامل این نامه به امام باشم.

«می‌گفت ما را بردند در یک منطقه کوهستانی در حالیکه برف می‌بارید و سرمای شدیدی بود جایی که هم سرد بود و هم بسیار ساده. خانه بسیار زاهدانه بود. می‌گفت: من خودم را خیلی آراسته کرده بودم، لباس آنچنانی، جوراب نازک، کفش بسیار فانتزی و با این حالت وارد شدیم. اصلاً هیچ فکر نمی‌کردیم که حالا آنجا وارد شدیم باید کفشمان را در بیاوریم. خلاصه ما مثل دیگران کفشمان را درآوردیم و وارد شدیم و نشستیم. دیدم در این سرمای سخت پای من دارد توی آن جوراب نازک هی سرد می‌شود تا جایی که کرخ شد. می‌گفت ما درست ربع ساعت آنجا منتظر آمدن امام شدیم، برای من تعجب‌آور بود. چرا که من از طرف گورباچف و ‏شوروی آمده بودم، از طرف گرجستان که نیامده بودم. جلسه هم کاملاً ساکت بود، من بودم و چند نفر از همراهان تصوراتی همین طوری در ذهن من می‌گذشت از تاریخ. تا این که بعد از ربع ساعت دیدم فرزند امام آمدند و با ادب و متانت و خوشرویی گفتند: امام دارند می‌آیند. ورود امام را به من خبر دادند و من منتظر شدم. تا اینکه دیدم یک شخصیتی بسیار ساده روحانی و لاغر اندام با یک کلاهی که بر سر داشتند وارد جلسه ما شدند و من را معرفی کردند به ایشان. وزیر امور خارجه ایران به من یادآوری کردند که شما باید در طی ربع ساعت یا حداکثر 20 دقیقه تمام محتوای نامه گورباچف را برای امام نقل کنید. من در حالی که خیلی هم سردم شده بود، شروع کردم به بیان محتوای این نامه و دیدم که امام چند مرتبه در برخی نقاط سر تکان دادند و بعد فرمودند که این نامه پاسخ نامه من نبود. من هدف اصلی‌ام این بود که آقای گورباچف را ببرم به یک دنیای جاوید، دنیای پس از مرگ و با یک عالم دیگر آشنا کنم و این جواب من نبود و خلاصه با یک حالتی ایشان از این جلسه بلند شدند. می‌گفت من یک احساس نارضایتی کردم. احساس کردم که خیلی تحویل گرفته نشدم و مثل این بود که یک توهینی به من شده باشد.

«بیرون آمدم و حتی به ذهنم رسید که سایر ملاقات‌هایم را هم لغو کنم و برگردم. آقای دکتر ولایتی بعداً به من در هتل تلفن کردند و گفتند: امام از آن صحبت‌ها ناراضی نبودند فقط آن مسأله‌ای را که می‌خواستند بیان بدارند از این که جوابی دریافت نکرده بودند از آن بابت فقط، والا ایشان ناراحت نشدند و خلاصه این ملاقات به صورت خوبی تلقی شده در روزنامه‌ها و در تلویزیون و شما می‌توانید این‏ها را ملاحظه بکنید و ایشان گفتند همین الآن شما تلویزیون را بگیرید و من گرفتم و مترجم هم برای من ترجمه کردند دیدم نه خلاصه به صورت مثبتی این دیدار تلقی شده و من یکی دو روز ماندم و دیدارهای بعدی‌ام را با مسئولان ایران انجام دادم.»