نقش مردم درانقلاب ازنگاه امام خمینی
اعتراف کنم؛ اول کسی که این نقش را فهمید...نقش مردم ونقش زن درجامعه

آیت الله خامنه ای:خیلی چیزهای دیگری که اول او فهمید، در حالی که هیچکدام از ماها نمیفهمیدیم - همچنان که امام نقش مردم را فهمید. امام تأثیر حضور مردم را درک کرد، آن وقتی که هیچ کس درک نمیکرد. بزرگانی با یک تعبیرات زشتی به ما میگفتند که شما فکر میکنید با همین مردم میشود کار بزرگی انجام داد؟! آنچنان با تحقیر حرف میزدند، کأنه اصلاً انسان نیست آن کسی که به او اشاره میکنند! امام نه؛ امام قدر مردم را دانست، مردم را شناخت، توانائی‌های آنها را درک کرد، کشف کرد، فراخوان داد. امام چون صادق بود، چون سخن از آن دل پاکِ بزرگِ نورانی بیرون می‌آمد، اثر گذاشت؛ لذا همه آمدند توی میدان. آن روزی که روز تشکیل کمیته بود، از همه‌ی قشرها آمدند توی کمیته؛ دانشجو آمد، استاد آمد، طلبه آمد، عالم طراز بالا آمد، مردم کوچه و بازار آمدند؛ آمدند عضو کمیته شدند. آن روزی که نوبت جنگ شد، همه به دستور امام رفتند داخل میدان جنگ شدند.

آن روزی که امام در اواخر عمرش فرمود باید بروید، بسازید، درست کنید - استغناء - آمدند وارد میدان سازندگی شدند. آن راهگشائی‌ها تا امروز هم ادامه دارد. به نظر من الان هم هرچه ما داریم پیش میرویم، ضرب دست امام است. ایشان آنچنان این گوی را محکم پرتاب کرده، که حالا حالاها امثال بنده باید دنبالش بدویم. این مردم حرکت کردند. نسل به نسل هم دارد دست به دست میشود.

امام در زمینه‌ی زن هم همین جور بود. امام نقش زنان را فهمید؛ والّا بودند بزرگانی از علما که ما با اینها بگومگو داشتیم، که اصلاً زنها در تظاهرات شرکت بکنند یا نکنند! آنها میگفتند زنها در تظاهرات شرکت نکنند. آن حصار محکمی که انسان به او تکیه میداد، خاطرجمع میشد، تا بتواند در مقابل اینجور نظراتی که از مراکز مهمی هم ارائه میشد، بایستد، حصار رأی امام و فکر امام و عزم امام بود. رحمت خدای متعال تا ابدالآبدین بر این مرد بزرگ باد./افکارنیوز۱۳۹۵/۰۲/۲۳بنقل ازkhamenei.ir

حضرت امام خمینی: «میزان رای ملت است

بی احترامی به رهبران الهی نشانه کم خردی است
آیت‌الله جوادی آملی بااشاره  به نامه‌ای از حضرت علی(ع) به مالک اشتر «انّ عمادالدین با الجماع المسلمین»یعنی

مردم حرف اول را می‌زنند، اگر مردم نباشند و رهبر، ولو حضرت علی(ع) باشد، حکومت اسلامی شکست می‌خورد/۰۸ شهريور ۱۳۹۵انتخاب دیدارباهاشمی.

farsi.khamenei.ir۱۳۸۹/۰۳/۱۶سایت آیت الله خامنه ای… توجه دارند آقایان که تا ملت در کار نباشد، نه از دولت و نه از استانداران کاری نمی‌آید. یعنی، همه دستگاههای دولتی به استثنای ملت کاری از او نمی‌آید. از این جهت همه‌مان و شما آقایان همه و آنهایی که در اختیار شما هستند، همه باید کوشش بکنید که رضایت مردم را جلب بکنید در همه امور./صحیفه مام، ج‌۱۸، ص: ۳۷۸

                                 

امام خمینی:ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم، ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هرطور رأی داد ما هم از آنها تبعیت می کنیم. ما حق نداریم. خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم.(صحیفه امام، ج ۱۱، ص ۳۵)

جلب نظر مردم از اموري است كه لازم است ،پيغمبر اكرم(ص) جلب نظر مردم را مي‌كرد، دنبال اين بود كه مردم را جلب كند دنبال اين بود كه مردم را توجه بدهد به حق /صحيفه امام  ج ۱۷،ص ۲۵۱

و بالاخره ما مردم را لازم داريم، يعني، جمهوري اسلامي تا آخر مردم را مي‌خواهد. اين مردمند كه اين جمهوري را به اين‌جا رساندند و اين مردمند كه بايد اين جمهوري را راه ببرند تا آخر /صحيفه امام  ج۱۹،ص ۳۶

درباره امام خمینی(ره) | نظریه‌پرداز و معمار بزرگ نهضت اسلامی

ما بايد اين قدر سخت نگيريم و به فكر مردم باشيم. مردم ما خيلي زحمت كشيده‌اند. مردم عادي غير از طبقه مرفه هستند. مردم عادي ما، اسلام را پياده كرده‌اند و تمام زحمات حكومت را متحمل مي‌شوند. پس ما بايد بسيار به فكر مردم باشيم و بر آنان سخت نگيريم كه از صحنه خارج شوند /صحيفه امام ج۱۹،ص۴۴

سخنان امام خمینی درجمع فقها وحقوقدانان شورای نگهبان:من با نهاد شورای نگهبان صددرصد موافقم و عقیده ام هست که باید‏‎ ‎‏قوی و همیشگی باشد، ولی حفظ شورا مقداری به دست خود شماست ،رفتار شما باید به صورتی باشد که انتزاع نشود که شما در مقابل مجلس و‏‎ ‎‏دولت ایستاده اید. اینکه شما یکی و مجلس یکی، شما یکی و دولت یکی، ضرر می زند.‏‎ ‎‏شما روی مواضع اسلام قاطع بایستید، ولی به صورتی نباشد که انتزاع شود شما در همه جا‏‎ ‎‏دخالت می کنید. صحبتهای شما باید به صورتی باشد که همه فکر کنند در محدوده قانونی‏‎ ‎‏خودتان عمل می کنید، نه یک قدم زیاد و نه یک قدم کم. در همان محل قانونی وقوف‏‎ ‎‏کنید، نه یک کلمه این طرف و نه یک کلمه آن طرف. گاهی ملاحظه می کنید که مصالح‏
اسلامی اقتضا می‌کند که به عناوین ثانوی عمل کنید
. به آن عمل کنید گاهی می‌بینید که باید نخست وزیر در کاری دخالت کند که اگر دخالت نکند به ضرر اسلام است، به او اجازه دهید عمل کند. ضرورت اقتضا می‌کند که نخست وزیر فلان کار را انجام دهد که از کس دیگری بر نمی‌آید. شما باید سعی کنید که نگویند می‌خواهید در تمام کارها دخالت کنید، حتی در مسائل اجرایی. البته خود این مسائل را می‌دانید و عمل می‌کنید، ولی من تذکر می‌دهم. شما باید توجه داشته باشید که اگر مباحثات به مناقشات تبدیل شود و جلوی یکدیگر بایستید، اسباب این می‌شود که شورای نگهبان تضعیف شود و در آتیه از بین برود. و آن کسانی که علمایی را که قبلاً کار شورای نگهبان را می‌کردند، کنار گذاشتند، به این خاطر بود، که کم کم آنها را مخالف خود احساس کردند و کنار گذاشتند و بتدریج این شیطنت صورت گرفت. پس همه ما باید بیدار باشیم.
به فکر مردم بودن و سخت گیری نکردن
مسئله دیگر رفتار نهادها با مردم است. باید حرکت ما به صورتی باشد که مردم بفهمند که اسلام برای درست کردن زندگانی دنیا و آخرت ما آمده  است تا ملت احساس آرامش کند. اینکه آمده است: «الاسْلامُ یَجُبُّ ماقَبْلَهُ» (اسلام ماقبل رانادیده می‌گیرد) این یک امر سیاسی است.

ماباید این قدر سخت نگیریم و به فکر مردم باشیم. مردم ما خیلی زحمت کشیده‌اند. مردم عادی غیر از طبقه مرفه هستند. مردم عادی ما اسلام را پیاده کرده‌اند و تمام زحمات حکومت را متحمل می‌شوند. پس ما باید بسیار به فکر مردم باشیم و بر آنان سخت نگیریم که از صحنه خارج شوند. البته فاسدین را رها نکنیم، اما اینکه این فرد با کی عکس انداخته‌ است یا اسمش در کجاست و یا به استقبال چه کسی رفته است، نباید به این سببها برای مردم ناراحتی درست کرد(به این دلائل نبایدردصلاحیت کرد)۱۱شهریور۱۳۶۳(صحیفه امام ج۱۹صفحات۴۵و۴۴).

 مجلس خبرگان قانون اساسی در پی انتخابات تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۵۸، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ با ۷۵ نماینده و با ریاست آیت الله منتظری و نیابت آیت الله بهشتی و با پیام امام راحل (ره) تشکیل شد.که یکی ازآنهاخانم گرجی بود

پس از سه ماه ، کار تدوین آن قانون اساسی در ۲۴ آبان ۱۳۵۸ به پایان رسید. این قانون اساسی شامل ۱۲ فصل و ۱۷۵ اصل و یک مقدمه و موخره بود که در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۵۸ به تصویب نهایی ملت ایران رسید.

 در تهران چهره‌هایی چون آیت‌الله محمود طالقانی، ابوالحسن بنی‌صدر، آیت‌الله حسینعلی منتظری، حجت‌الاسلام گلزاده غفوری، آیت‌الله محمد حسینی بهشتی، مهندس عزت‌الله سحابی، دکتر عباس شیبانی، حجت‌الاسلام موسوی اردبیلی، خانم دکتر منیره گرجی و علی‌محمد عرب مرحله نخست حائز اکثریت آرا شدند.

منیره علی معروف به منیره گرجی فرد، تنها زن نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی در سال 1358 شناخته می‌شود. وی فعالیت‌های اجتماعی خود را با 15 خرداد سال 1342 آغاز کرد. او پس از پایان دوره مجلس خبرگان قانون اساسی به تدریس در حوزه علمیه خدیجه کبری (س) و مرکز تربیت معلم شهید رجایی مشغول شد.

خاطراتی از مجلس خبرگان قانون اساسی دارید؟

منیره گرجی‌فرد:در جلسه اول مجلس خبرگان یکی از نمایندگان که اهل شیراز بود، بلند شد و گفت: «این مجلس، مجلس گناه است. یک زن و ٧٠ مرد؟!» شما نمی‌توانید معنی این حرف را بفهمید! من پشت بلندگو رفتم و گفتم که من مطمئن هستم گناه نمی‌کنم هر کس فکر می‌کند گناه می‌کند و مجلس، مجلس گناه است، تشریف ببرد بیرون. مجلس، مجلس شناخت انسان است. آن شخص رفت. شما می‌توانید تصور کنید که با چه اشخاصی طرف بودیم؟ یک مردی که روحانی است چطور فکر کرده که منِ زن، باعث گناه می‌شوم؟ اصلا نمی‌توانید تصورش را بکنید در آن زمان در مقابل چه کسانی باید می‌ایستادیم و حرف می‌زدیم. اصلا می‌شد تصورش را کرد؟ من بین آن همه مرد بلند شدم رفتم بالا ایستادم و گفتم: «من که مطمئن هستم که گناهی در اینجا نمی‌کنم و شما به آقایان هم توهین کردید که جای خود دارد ولی من نزدیک دو‌ میلیون رأی آورده‌ام در حالی‌ که شما ٤٠٠‌ هزار رأی دارید من که نمی‌توانم جواب مردم را بدهم شما می‌توانید جواب ٤٠٠‌هزار نفر را بدهید؟ اگر گناه می‌کنید پس تشریف ببرید به‌ سلامت.»بعد از این جواب من حرفی از این موضوع دیگر هیچ‌جا زده نشد. واقعا برایشان غیرقابل تصور بود. من، نه دختر کسی بودم و نه همسر شخصیتی. بلکه یک آدم معمولی بودم. دوره مجلس خبرگان قانون اساسی خیلی کوتاه بود"3ماه" اما من به‌ اندازه ٥٠٠ سال در این مجلس رنج کشیدم. کار خیلی سختی بود؛ با این که چهره‌های خیلی خوبی در آن مجلس بودند. همیشه فکر می‌کنم صحنه‌ای که آیت‌الله طالقانی بر روی زمین نشسته بودند هیچ‌وقت در تاریخ فراموش نمی‌شود بالاخره این افراد الگوهای ما بودند.

آقای"سهید"آیت مخالف خیلی مسائل بود..مخالف فعالیت زنان درجامعه

امام چه گفتند؟

 گفتند شما خودتان زن هستید و فکر کنید چه باید بگویید. درعین‌حال گفتند چرا زودتر اصل ولایت فقیه را تصویب نمی‌کنید؟ من پنجشنبه بود رفتم و شنبه صبح ولایت فقیه تصویب شد

من در قم پیش امام رفتم برای اصل رئیس‌جمهوری. قرار بود بحث زن و مرد نباشد و هر کسی می‌تواند این کار را انجام دهد. آن وقت کلمه رجال را نوشتند. این کلمه مرد چرا باید باشد هرکسی توانایی انجام این مسئولیت را داشته باشد، می‌تواند رئیس‌جمهور شود بین زن و مرد فرقی نیست. وقتی پیامبر می‌گوید انا بشر مثلکم نمی‌گوید انا رجل کرجالکم. بلکه می‌گوید من یک بشر مانند شما هستم و خیلی سعی کردم کلمه رجل را بردارند حتی نزد امام رحمت‌الله علیه رفتم. امام گفت شما خودتان نماینده هستید بگویید چه باید کرد؟ شنبه صبح رجل در مجلس بحث شد پنجشنبه قبلش من خدمت امام رفتم و گفتم این درست نیست نباید این‌طور باشد و تذکری بدهید، زیرا منظور همه افراد است و زن و مرد ندارد. ولی متأسفانه شنبه این بحث رأی آورد./ایسنا۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ بنقل ازروزنامه شرق

                                                             ***
اما نخستين حضور زنان در مجلس خبرگان به حضور منيره گرجي در مجلس خبرگان جهت بررسي نهايي قانون اساسي بازمي گردد. منيره گرجي فرد متولد ١٣٠٨ در حوزه انتخابيه تهران توانسته بود ٥١ درصد آرا را به دست بياورد، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و برگزاري نخستين انتخابات كه منجر به تعيين نوع حكومت و تشكيل جمهوري اسلامي شد و بحث راجع به قانون اساسي نظام گسترش يافت با تاكيد حضرت امام خميني (ره) بر تشكيل مجلس خبرگان جهت بررسي نهايي قانون اساسي، قانون انتخابات اين مجلس تصويب شد و اين انتخابات در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ برگزار شد و ۷۵ نفر نماينده اين مجلس انتخاب شدند. منيره گرجي فرد بعد از فعاليت هاي سياسي كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي داشت در نخستين دوره مجلس خبرگان به عنوان تنها زن عضو اين مجلس انتخاب و با ديگر اعضاي اين مجلس قانون اساسي جمهوري اسلامي را تدوين كرد. انتخاب خانم گرجي به عنوان تنها زن مجلس خبرگان قانون اساسي، اعتراض برخي منتخبان اين مجلس را برانگيخت. آنان تهديد كردند: «اين بايد برود وگرنه ما مجلس را ترك مي كنيم.» او در آن زمان پاسخ داد: «من بر مسووليتي كه مردم به من واگذار كرده اند، استوارم: هر كس نمي تواند حضور يك زن را تحمل كند، برود.» منيره گرجي كه با اصرار شهيد بهشتي وارد عرصه انتخابات شده بود در مورد عضويتش در مجلس خبرگان گفت: «در مورد راه يافتن به مجلس، من هيچ وقت براي خودم قدمي برنداشتم. الان هم نه باكسي آشنا هستم و نه در خانه اي رفت وآمد دارم، بلكه سعي دارم بنده خدا باشم و اگر مسووليتي احساس كنم حاضرم انجام وظيفه نمايم. وقتي جريان مجلس خبرگان مطرح شد، چند نفر از آقايان مرتب تلفن مي زدند و اصرار داشتند كه من در انتخابات شركت كنم. من هم خودم تعجب مي كردم، چون نه همسرم در اين جريانات حضور داشت و نه پسر يا دامادي داشتم و نه خودم اهل اين بودم و هستم كه بخواهم خودم را مطرح كنم. اگر كار براي خدا باشد، خداوند خودش وسايل را جور مي كند «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح» درباره من قضيه اين طور پيش آمد. من اول نمي پذيرفتم، چون مريض بودم. يك روز از راديو يا تلويزيون شنيدم كه خانم هايي از مجاهدين (منافقين) و فداييان آن زمان مصاحبه مي كردند و مي خواستند با آن نظرات غيراسلامي به مجلس بروند. من با خودم گفتم اگر بناست مجلس تشكيل شود و اينها بخواهند كانديدا شوند، من بايد بروم و لااقل جلوي يكي از اينها را بگيرم.» خانم گرجي فرد پس از اتمام دوره مجلس خبرگان قانون اساسي و سپس كناره گيري از مشاغل دولتي، در حوزه علميه خديجه كبري (س) در تهران به تدريس فقه، تفسير، احكام و اخلاق مشغول است و در مركز تربيت معلم شهيد رجايي، مدرس درس عرفان امام (ره) است.

                                  خانم دباغ

عکس:«مرضیه دباغ»زن محافظ شخصی امام بستری شد

 خانم مرضیه حدیده چی (دباغ)
او در سال 1318 در همدان و در خانواده ای مذهبی و فرهنگی متولد شد . تحصیلات خود را از مکتب خانه آغاز کرد و از معلومات پدر در یادگیری قرآن و نهج البلاغه بهره فراوان برد . 

زمانی که در سال 1333 با محمد حسین دباغ ازدواج کرد سرفصلی جدید در زندگی او آغاز گردید . 

دباغ پس از هجرت امام (ره) به پاریس در سال 1357 به خیل یاران او می پیوندد و وظابف اندرونی بیت امام (ره) را برعهده می گیرد.
پس از انقلاب اسلامی یکی از موسسین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و به عنوان اولین فرمانده سپاه منطقه غرب کشور مسوولیت سپاه همدان را برعهده می گیرد

سه دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی بوده(دوم وسوم وچهارم)

خانم دباغ در دی ماه سال 1367 به عنوان عضوی از نمایندگان اعزامی امام خمینی ( ره ) برای ابلاغ پیام حضرت امام (ره) به گورباچف انتخاب شد . 

در کمیته مشترک به همراه دختر نوجوانش (رضوانه) شدیدترین شکنجه ها را متحمل می شود و زمانی که امیدی به زنده ماندنش نیست از زندان آزاد می گردد ، در حالیکه دخترش همچنان در زندان می ماند . 
در زندان نیز به مبارزات خود ادامه می دهد و به تقابل نظریه های ایدئولوژیکی اسلام با گروههای مارکسیستی بر می خیزد . 
پس از آزادی از زندان با کمک شهید منتظری از کشور خارج و فعالیت های مبارزاتی خود را در سوریه و لبنان تحت نظر شهید چمران ادامه می دهد . 
در پایگاههای نظامی واقع در لبنان و سوریه آموزش های رزمی و چریکی را طی کرد . 
دباغ در خصوص انتساب دو اسم فاميل به ايشان مي‌گويد: فاميلي شوهر من«دباغ» است و فاميلي خودم «حديده‌چي.» چون پدر و پدر بزرگ و جدمان آهنگر بود . من به دليل (آزادمردي و توجه به خواسته‌هاي همسر) ، كه شوهرم از اين دو نكته كاملاً برخوردار بود ، يعني هم به خواسته‌هايم بسيار توجه داشت و هم مرا براي انجام كارهاي مختلف آزاد گذاشته بود ، احساس مي‌كردم كه ايشان دين بزرگي به گردنم دارد و اگر قرار است در تاريخ اسمي باقي بماند بايد با نام ايشان باشد نه با نام خودم. به همين دليل هم خودم را به اسم خواهر دباغ معرفي مي‌كردم ،وی با عناوین خواهر دباغ ، خواهر زینت احمدی نیلی و خواهر طاهره نیزشناخته می شد . 

***

در جمهوري اسلامي ايران کمونيستها نيز در بيان عقايد خود آزاد هستند.»صحيفه نور، ج3ص 48

«در حکومت اسلامي همه افراد داراي آزادي در هر گونه عقيده اي هستند.» صحيفه نورج3ص 101-100

«در جمهوري اسلامي ايران هر فردي از حق آزادي عقيده و بيان برخوردار خواهد بود.»صحيفه نورج3ص 178

«در جامعه اي که ما به فکر استقرار آن هستيم، مارکسيستها در بيان مطالب خود آزاد خواهند بود زيرا ما اطمينان داريم که اسلام در بردارنده پاسخ به نيازهاي مردم است. ايمان و اعتقاد ما قادر است که با ايدئولوژي آنها مقابله کند. در فلسفه اسلامي از همان ابتدا مسأله کساني مطرح شده است که وجود خدا را انکار مي کرده اند، ما هيچگاه آزادي آنها را سلب نکرده و بدان لطمه وارد نياورده ايم.» صحيفه نورج2، ص 46-45

«انحطاط و سقوط بشر به علت سلب آزادي او و تسليم در برابر ساير انسانها است.» جلد ۵ صحیفه امام خمینی  از صفحه ۳۸۷ تا صفحه ۳۹۳

آزادي بيان براي گفتن، براي نوشتن مي دهيم، ليکن براي توطئه اجازه نخواهيم داد.»صحيفه نور، ج6، ص 121

و «همه مردم آزادند مگر برخي که مخالف با مصلحت مملکت باشد.» صحیفه امامج4، ص 259

«شما الآن مي بينيد که بعضي احزابي که انحرافي هستند و ما آنها را جزء مسلمين هم حساب نمي کنيم معذالک چون بناي قيام مسلحانه ندارند و فقط صحبتهاي سياسي دارند، هم آزادند و هم نشريه دارند به طور آزاد.» صحیفه امامج4، ص 234

«در اسلام دموکراسي مندرج است و مردم آزادند در اسلام. هم در بيان عقايد و هم در اعمال، مادامي که توطئه در کار نباشد.»صحیفه ج4، ص 234 «اسلام يک دين مترقي و دموکراسي به معناي واقعي است.»  «دموکراسي اسلام کاملتر از دموکراسي غرب است.»«قانون اسلام سبب آزاديها و دموکراسي حقيقي است.» صحیفه امام،ج 6،ص 457 تا 465

می گویندکه اسلام دموکراتیک نیست و حال آنکه از همة دموکراسیها بالاتراست/صحیفة امام ج 11: 459

«هيچ قدرتي در مقابل قدرت لايزال ملت نمي تواند پابرجا بماند. وقتي ملتي چيزي را خواست، کسي نمي تواند مخالفت کند و ما بايد بدانيم که اگر ملتها چيزي را خواستند، تحقق پيدا مي کند.» کلمات قصارامام خمینی،ص 120
«با اراده ملتها، اراده اي که تبع اراده ي خداست، اراده اي که براي خداست، غير ممکن ها، ممکن مي شود و محال ها واقع.» کلمات قصارامام خمینی، ص 120
«هيچ اسلحه اي با قيام ملت نمي تواند مقابله کند و قدرتها هرچه هم بزرگ باشند وقتي مقابل با ملت مي شوند نمي توانند کاري بکنند.» کلمات قصارامام خمینی، ص 121

نظارت همگانی/وجوب امر به معروف و نهی از منکر

«همه و همه ي ملت موظفند نظارت کنند بر اين امور.» صحيفه امام؛ج8،ص5
 احضار حضرت علي (عليه السلام) به محکمه به خاطر شکايت فرد يمني و پذيرش رأي حکومت دادگاه از سوي حضرت  واقعه ي فوق در زمان حکومت حضرت اتفاق افتاده است و قاضي از جانب ايشان منصوب شده است، بر مساوي بودن افراد در برابر قانون- در هر سطح و مقامي

در حکومت اسلامي- چنانچه در صدر اسلام حکمفرما بود- اگر شخصي از پايين ترين افراد ملت، نسبت به شخص اول مملکت ادعايي داشته باشد و شکايت کند قاضي بايد شخص اول مملکت را احضار و به شکايت رسيدگي کند. کلمات قصارامام خمینی، ص 132
امام در مثال ديگري به دوران حکومت خليفه دوم اشاره مي کنند و با بيان اينکه خليفه دوم در مسجد به مردم گفت اگر من خلافي کردم بگوييد، عکس العمل اعرابي را يادآوري مي کنند که در جواب خليفه شمشير کشيد و گفت اگر خلافي کني با اين شمشير راستش مي کنيم، 
«بايد اينطور باشد، بايد مسلمان اينطور باشد که اگر هر که مي خواهد باشد"حتی" خليفه ي مسلمين اگر دید پایش را کنار گذاشت، شمشیرش را بکشد که پایت را راست بگذار..» «نظارت کنند اگر من يک پايم را کنار گذاشتم، کج گذاشتن ملت موظف است که بگويند پايت را کج گذاشتي خودت را حفظ کن.»صحيفه نور، ج18، ص 233-232.
 «خدا مي داند که شخصاً براي خود ذره اي مصونيت و حق و امتيازات قائل نيستم، اگر تخلفي از من هم سر زد، مهياي مؤاخذه ام.»صحيفه نور، ج8، ص 49.

«در اسلام اختناق نيست در اسلام آزادي است براي همه طبقات... ديگر قضيه سازمان امنيت در کار نيست... ديگر دولت نمي تواند به ملت زور بگويد... و ملت اگر چنانچه نخست وزير وقت هم يک وقت ظلم کرد به دادگاه شکايت مي کند و دادگاهها او را به دادگاه مي برند.» / صحیفه امام،ج 6،ص 457 تا 465

***

نظارتي که امام براي مردم قائلند، نظارتي است همه جانبه و فراگير و شامل عالي ترين سطوح حکومتي مي شود.  به مساوي بودن ولي امر مسلمين با اتباع تحت حکومت در برابر قانون، تأکيد مي ورزند و به احضار حضرت علي (عليه السلام) به محکمه به خاطر شکايت فرد يمني و پذيرش رأي حکومت دادگاه از سوي حضرت اشاره مي کنند و با بيان اينکه واقعه ي فوق در زمان حکومت حضرت اتفاق افتاده است و قاضي از جانب ايشان منصوب شده است، بر مساوي بودن افراد در برابر قانون- در هر سطح و مقامي که باشند- صحه مي گذارند/ در حکومت اسلامي- چنانچه در صدر اسلام حکمفرما بود- اگر شخصي از پايين ترين افراد ملت، نسبت به شخص اول مملکت ادعايي داشته باشد و شکايت کند قاضي بايد شخص اول مملکت را احضار و به شکايت رسيدگي کند. /صحيفه نور، ج3،ص 101-100
 «خدا مي داند که شخصاً براي خود ذره اي مصونيت و حق و امتيازات قائل نيستم، اگر تخلفي از من هم سر زد، مهياي مؤاخذه ام.»3 اسفند 67 روح الله موسوی الخمینی

 «هر فردي از افراد ملت حق دارد که مستقيماً در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح کند و او بايد جواب قانع کننده اي دهد و در غير اين صورت اگر برخلاف وظايف اسلامي خود عمل کرده باشد، خود به خود از مقام زمامداري معزول است.» صحیفه امام، ج‏5، ص: 410

«در اسلام اختناق نيست در اسلام آزادي است براي همه طبقات... ديگر قضيه سازمان امنيت در کار نيست... ديگر دولت نمي تواند به ملت زور بگويد... و ملت اگر چنانچه نخست وزير وقت هم يک وقت ظلم کرد به دادگاه شکايت مي کند و دادگاهها او را به دادگاه مي برند.»  صحیفه امام،ج 6،ص 457 تا 465

«اگر ديديد که يک کميته اي خداي نخواسته بر خلاف مقررات اسلام دارد عمل مي کند، بازاري بايد اعتراض کند، کشاورز بايد اعتراض کند، معممين و علما بايد اعتراض کنند، اعتراض کنند تا اين کج را راست کنند.» 

صحیفه امام،ج 6،ص 457 تا 465

***

اعتراض کنیددرمقابل خلافها 
«اگر ديديد که يک کميته اي خداي نخواسته بر خلاف مقررات اسلام دارد عمل مي کند، بازاري بايد اعتراض کند، کشاورز بايد اعتراض کند، معممين و علما بايد اعتراض کنند، اعتراض کنند تا اين کج را راست کنند.»صحيفه امام؛ج8

«اگر ديديد يک معمم برخلاف موازين اسلام، خداي نخواسته مي خواهد عمل بکند، همه موظفند که جلويش را بگيرند که امروز غيرروزهاي ديگر است.» صحيفه امام؛ج8،ص487
تفاوت حکومت اسلامی باحکومت طاغوت
«در رژيم سابق کسي قدرت حرف زدن نداشت، کسي قدرت انتقاد نداشت... حالا راه انتقاد باز است، همه مي آيند انتقاد مي کنند.» 

الآن مکلفیم ما،مسئولیم همه مان،همه مان مسئولیم،نه مسئول برای کار خودمان؛مسئول کارهای دیگران هستیم«کلّکم راع و کلّکم مسول عن رعیته» همه باید نسبت به هم رعایت بکنند.همه باید نسبت به دیگران.مسئولیت من هم نسبت به دیگران.مسئولیت من هم گردن شماست؛شما هم گردن من است.اگر من پایم را کج گذاشتم ،شما مسئولید اگرنگویید چرا پایت را کج گذاشتی؟باید هجوم کنید،نهی کنید که چرا؟اگر خدای نخواسته یک معمّم در یک جا پایش را کج گذاشت،همه روحانیون باید به او هجوم کنند که چرا بر خلاف موازین؟سایر مردم هم باید بکنند.نهی از منکر اختصاص به روحانی ندارد؛مال همه است.امت باید نهی از منکر بکند؛امر به معروف بکند.
صحیفه امام؛ج8،ص487

در رژیم سابق کسی قدرت حرف زدن نداشت، کسی قدرت انتقاد نداشت، یک کلمه انتقاد با نابودی او تمام می شد، یک قلم که یک نصف سطر در انتقاد نوشت نابودش می کردند. حالا راه انتقاد باز است، همه می آیند انتقاد می کنند، همه از دولت انتقاد می کنند همه از هر چیزی که صحیح نیست انتقاد می کنند، ارشاد می کنندصحیفه نور جلد 10 صفحه 161

 

این جملات بخشی از سخنان امام خمینی  است که روز۲۷مرداد۳۵۸  در جمع نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی در قم بیان داشتند

«همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست.
شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح بکنند که این طرح بر خلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، و لو عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد. ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع است.
در همه دنیا رأی اکثریت، آن هم یک همچو اکثریتی، آن هم یک فریاد چند ماهه و چند ساله ملت، آن هم این مصیبتهایی که ملت ما در راه این مقصد کشیده اند، انصاف نیست که حالا شما بیایید یک مطلبی بگویید که بر خلاف مسیر است. یعنی انصاف نیست، که نمی شود هم، پیش نمی رود. اگر چنانچه یک چیزی هم گفته بشود، پیش نمی رود؛ برای اینکه اولًا مخالف با وضع وکالت شما هست و شما وکیل نیستید از طرف ملت برای هر چیزی. و ثانیاً بر خلاف مصلحت مملکت است، بر خلاف مصلحت ملت است؛ بر خلاف مصلحت خود آقایان است.»/صحیفه امام؛ ج ۹، ص ۲۹۶ - ۳۰۵