کاپیتولاسیون (مصونیت سیاسی و کنسولی اتباع امریکایی در ایران) در دستور کار قرار گرفت. تصویب لایحه کاپیتولاسیون ب‏وسیله مجلسین فرمایشی سنا و شورا تیر خلاصی بر استقلال  ایران بود. سرکوبی شدید مبارزین و حبس و تبعید آنان و حکومت پلیسی شاه نفس را در سینه ‏ها حبس کرده و کسی یارای مخالفت نداشت. در این ماجرا نیز امام خمینی بر انجام رسالت تاریخی خویش مصمم شد و به قیامی دوباره برخاست. روز چهارم آبان که روز تولد شاه بود و با هزینه ‏های گزافی همه ساله جشنهای فرمایشی برگزار می‏شد، ب‏عنوان روز افشاگری از سوی امام خمینی انتخاب و خبر آن بوسیله نامه و ارسال پیک هایی از سوی آن حضرت به علمای شهرهای مختلف، منتشر گردید. شاه برای تهدید امام خمینی و بازداشتن ایشان از تصمیم به ایراد سخنرانی در این روز، نماینده‏ای به قم اعزام نمود. حضرت امام نماینده شاه را نپذیرفت. پیغام شاه به آیت‏ اللّه‏ حاج آقا مصطفی (فرزند ارشد امام) ابلاغ گردید.

امام خمینی بی‏ اعتنا به تهدیدها، در روز موعود یکی از ماندگارترین سخنرانی های خویش را در جمع کثیری از روحانیون و مردم قم و دیگر شهرها ایراد کرد. این نطق تاریخی در حقیقت محاکمۀ دخالتهای غیرقانونی هیأت حاکمه امریکا در کشور اسلامی ایران و افشای خیانتهای شاه بود. سخنرانی امام با صلابتی وصف ‏ناپذیر با این جملات آغاز شد:

عزت ما پایکوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.

قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانونْ اولاً ما را ملحق کردند به پیمان وین؛... تمام مستشاران نظامی امریکا با خانواده‏هایشان، با کارمندهای فنی ‏شان، با کارمندان اداری‏شان، با خدمه‏ شان... ازهر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند...

آقا، من اعلام خطر می‏کنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر می‏کنم! ای سیاسیون ایران، من اعلام خطر می‏کنم... واللّه‏، گناهکار است کسی که داد نزند؛ واللّه‏، مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند.[گریۀ شدید حضار]

ای سران اسلام، به داد اسلام برسید.[گریه حضار]ای علمای نجف، به داد اسلام برسید.[گریه حضار]ای علمای قم، به داد اسلام برسید.

در همین سخنرانی بود که امام خمینی جمله معروف خود را به این شرح بیان داشت:

امریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از امریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر. همه از هم بدتر؛ همه از هم پلیدتر. اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست! با امریکاست. رئیس جمهور امریکا بداند ـ بداند این معنا را ـ که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما... تمام گرفتاری ما از این امریکاست! تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است! اسرائیل هم از امریکاست.

امام خمینی در همین روز (۴ آبان ۱۳۴۳) بیانیه‏ ای انقلابی صادر کرد و در آن نوشت:

دنیا بداند که هر گرفتاری‏ ای که ملت ایران و ملل مسلمین دارند، از اجانب است؛ از امریکاست. ملل اسلام از اجانب عموماً و از امریکا خصوصاً متنفر است... امریکاست که از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی می‏کند. امریکاست که به اسرائیل قدرت می‏دهد که اعراب مسْلم را آواره کند.

افشاگری امام علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون، ایران را در آبان سال ۱۳۴۳ در آستانه قیامی دوباره قرار داد؛ اما رژیم شاه با بهره ‏گیری از تجربه سرکوبی قیام ۱۵ خرداد۱۳۴۲ سال قبل به سرعت دست به کار شد. 

سحرگاه ۱۳ آبان ۱۳۴۳ دوباره کماندوهای مسلح اعزامی از تهران،منزل امام خمینی در قم را محاصره کردند.  زمان بازداشت، همانند سال قبل(نیمه ۱۳۴۲)سحرگاه بود . حضرت امام بازداشت و به همراه نیروهای امنیتی مستقیماً به فرودگاه مهرآباد تهران اعزام و با یک فروند هواپیمای نظامی که از قبل آماده شده بود، تحت الحفظ مأمورین امنیتی و نظامی به آنکارا پرواز کرد. عصر آن روز ساواک خبر تبعید امام را به اتهام اقدام علیه امنیت کشور! در روزنامه ‏ها منتشر ساخت. علی‏رغم فضای خفقان، موجی از اعتراضها به صورت تظاهرات در بازار تهران، تعطیلی طولانی مدت دروس حوزه ‏ها و ارسال تومارها و نامه ‏ها به سازمانهای بین‏ المللی و مراجع تقلید جلوه ‏گر شد.

آیت ‏اللّه‏ حاج آقا مصطفی خمینی نیز در روز تبعید امام بازداشت و زندانی شد و در ۱۳ دی ۱۳۴۳ به ترکیه نزد پدر تبعید گردید. 

%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d9%87%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%b1%d8%b3%d8%a7-%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c %d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d8%ae%d9%85%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%aa%d8%b1%da%a9%db%8c%d9%87

سید فضل ‏اللّه‏ خوانساری کیست؟علت ملاقات درترکیه باامام خمینی

محل اقامت اوّلیه امام، هتل «بولوار پالاس» آنکارا (اتاق ۵۱۴ نماینده اعزامی علمای ایران امام خمینی در تبعیدگاه ترکیه ـ سید فضل ‏اللّه‏ خوانساری طبقۀ ۴) بود.

فردای آن روز برای مخفی نگاه داشتن محل اقامت، امام را به محلی واقع در خیابان آتاتورک منتقل کردند. چند روز بعد (۲۱ آبان ۱۳۴۳) برای منزوی‏ تر ساختن ایشان و قطع هرگونه ارتباطی، محل تبعید را به شهر بورسا واقع در ۴۶۰ کیلومتری غرب آنکارا نقل مکان دادند. در این مدت امکان هرگونه اقدام سیاسی از امام خمینی سلب شده و ایشان تحت مراقبت مستقیم مأمورین اعزامی ایران و نیروهای امنیتی دولت ترکیه قرار داشت.

اقامت امام در ترکیه یازده ماه به درازا کشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بی‏ سابقه‏ای بقایای مقاومت را در ایران در هم شکست و در غیاب امام خمینی به سرعت دست به اصلاحات امریکاپسند زد. رژیم در چند مورد بر اثر فشار مردم و علما ناگزیر شد با اعزام نمایندگانی از سوی آنان برای کسب خبر از حال امام و اطمینان از سلامت وی موافقت نماید. در این مدت امام خمینی طی چند نامه به منسوبین خویش و علمای حوزه به صورت رمز و اشاره و در قالب دعا، استواری خود در مبارزه را یادآور شده و همچنین خواستار ارسال کتابهای دعا و کتب فقهی شدند. اقامت اجباری در ترکیه فرصتی مغتنم برای امام بود تا تدوین کتاب « تحریرالوسیله»را آغاز کند. در این کتاب که حاوی فتاوای فقهی امام خمینی است، برای نخستین بار در آن روزها، احکام مربوط به جهاد و دفاع و امر به معروف و نهی از منکر و مسائل روزبعنوان تکالیف شرعیِ فراموش شده مطرح گردیده است