مکاشفات علامه حسن زاده آملی
مکاشفات علامه حسن زاده آملی
استاد صمدی آملی، شاگرد و شارح آثار علامه حسن زاده آملی، در مقدمه شرحی که بر مجموعه اشعار علامه، "دفتر دل"، نگاشته است، اشاره ای گذرا دارد به اینکه حضرت علامه ذوالفنون جناب حسن زاده آملى حقیقت علم را از كوثر ولایت عظماى الهى ، یعنى از دهان مطهر و منبع آب حیات انسانى، ثامن الحجج حضرت ولى الله الاعظم على بن موسى الرضا علیهماالسلام چشیده است.
از روی علاقه و کنجکاوی، پاره ای از آثار علامه را کاویدم تا جزئیات بیشتری از چند و چون ماجرا بدانم، عاقبت، بخت و اقبال بلند، در کنار اندکی مطالعه و پیگیری، نتیجه داد.

خوشبختانه استاد، در خلال یکی از کتابهای گران سنگشان، جلد دوم عیون مسائل نفس، تفصیل ماجرا را بازگفته بودند.
اصل ماجرا از زبان علامه حسن زاده آملی:
"در عنفوان جوانى و آغاز درس زندگانى كه در مسجد جامع آمل سرگرم به صرف و تهجد عزمى راسخ و ارادتى ثابت داشتم ؛ در رؤیاى مبارك سحرى به ارض اقدس رضوى تشرف حاصل كردم و به زیادت جمال دل آراى ولى الله اعظم ، ثامن الحجج ، على بن موسى الرضا - علیه و على آبائه و ابنائه آلاف التحیه و الثناء - نائل شدم .
در آن لیله مباركه قبل از آن كه به حضور باهر النور امام (علیه السلام ) مشرف شوم ، مرا به مسجدى بردند كه در آن مزار حبیبى از احباء الله بود و من فرمودند: در كنار این تربت دو ركعت نماز حاجت بخوان و حاجت بخواه كه بر آورده است ، من از روى عشق و علاقه مفرطى كه به علم داشتم نماز خواندم و از خداوند سبحان علم خواستم .
سپس به پیشگاه والاى امام هشتم ، سلطان دین رضا - روحى لتربه الفداء، و خاك درش تاج سرم - رسیدم و عرض ادب نمودم ، بدون اینکه سخنى بگویم ، امام كه آگاه به سر من بود و اشتیاق و التهاب و تشنگى مرا براى تحصیل آب حیات علم مى دانست فرمود: نزدیك بیا!
نزدیك رفتم و چشم به روى امام گشودم ، دیدم آب دهانش را جمع كرد و بر لب آورد و به من اشارت فرمود كه : بنوش ، امام خم شد و من زیانم را در آوردم و با تمام حرص و ولع از كوثر دهانش آن آب حیات را بوسیدم و در همان حال به قلبم خطور كرد كه امیرالمؤمنین على (علیه السلام ) فرمود: پیغمبر اكرم (صلى الله علیه وآله ) آب دهانش را به لبش آورد و من آن را بخوردم كه هزار در علم و از هر درس هزار در دیگرى به دوى من گشوده شد.
پس از آن امام (علیه السلام ) طى الارض را عملا به من بنمود، كه از آن خواب نوشین شیرین كه از هزاران سال بیدارى من بهتر بود به در آمدم ، به آن نوید سحرگاهى امیدوارم كه روزى به گفتار حافظ شیرین سخن به ترنم آیم كه :
دوش وقـت سحـــر از غصه نجــــاتم دادند وندر آن ظلمـــت شـــب آب حیــــاتم دادند
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى آن شب قـــــدر كه این تازه بـــــراتم دادند
شنیدن اذان پیامبر
شرح ماجرا از قلم خودشان:
«دربعد از ظهر جمعه هشتم ذی الحجه۱۳۸۷ه.ق که روز ترویه بود در حالتی بودم که دیدم صدای اذان به گوشم می آید و تنم می لرزد و موذن در پهلوی راست من ایستاده است ولکن من به کلی چشم به سوی او نگشودم و جمال مبارکش را به نحو کامل زیارت نکردم فقط شَبَح حضرتش گاه گاهی جلوه می کرد و پنهان می شد از یکی دیگر که شخص او را دیدم ولی نشناختم پرسیدم این موذن کیست که بدین شیوایی و دلربایی اذان می گوید؟گفت:این جناب پیغمبر خاتم محمد بن عبدالله(ص)است از شنیدن این بشارت چنان گریه بر من مستولی شده است که آن حال باز آمده ام.»
تأثیر خواندن سوره(ص)(صاد) در نماز
از قلم خودشان:

شب جمعه هفتم ماه شعبان۱۳۸۷ه.ق در محضر مبارک جناب استاد علامه طباطبایی صاحب المیزان تشرف حاصل کرده ام عرض نمودم حضرت آقا امشب جمعه و شب عید است لطفی بفرمایید.فرمودند:«سوره مبارکه «(ص) وَ القُرآن ذِی الذِّکر » را درنماز های وُتیره بعد از حمد بخوانید که در حدیث است سوره(ص) از ساق عرش نازل شده است.»سپس فرمود:من در مسجد سهله در مقام ادریس نماز می خواندم در نماز وتیره سوره مبارکه (ص) را قرائت می کردم که ناگهان دیدم از جای خود حرکت کردم ولی بدنم در زمین است به قدری با بدنم فاصله گرفتم که او را از دورترین نقطه مشاهده می کردم تا پس از چندی به حال اول خود برگشتم و وقت دیگر نهر آب دیدم که در روایت آمده است (ص نَهرٌفیِ الجَنَةِ).حقیر می گوید که چون در مقام ادریس نبی(ع) نماز می خواندند و خدای متعال درشأن وی فرمود:وَرَفَعناهُ مَکاناً عَلِیّاً-آن رفعت و صعود روی آورده است و مناسبات زمان و مکانی برای حالات و واردات انسان عجیب است.
واقعه بعد از نماز صبح
در صبح دوشنبه۲۱ع۲سنه۱۳۸۹ه.ق بعد از نماز صبح در حال توجه نشسته بودم، در این بار واقعه ای بسیار شیرین و شگفت روی آورده است که به کلّی از بدن طبیعی بی خبر بودم و می بینم که خود را مانند پرنده ای در هوا پرواز می کند به فرمان و ارداه و همت خودم به هر جا که می خواهم می پرم . تقرباً بر هیأت انسان نشسته قرار گرفته بودم و رویم به سوی آسمان بود و به این طرف و آن طرف نگاه می کردم گاهی هم به سوی زمین نظر می کردم. در اثنای سِیر می بینم که درختی در مسیر پیش روی من است، خودم را بالا می کشیدم یا از کنار آن عبور کردم. اعنی خودم را فرمان می دادم که این طرف برو یا کمی بالاتر یا پایین تر بدون اینکه با پایم حرکت کنم بلکه تا اراده من تعلق به طرفی می گرفت بدنم در اختیار اراده ام به همان سمت می رفت . وقتی به سوی مشرق نگاه کردم دیدم آفتاب است که از دور از لای درختان پیدا است و فضا هم بسیار صاف بود تا از آن حالت به در آمده ام و خیلی از توجه این بار لذت برده ام.در اوایل که به توجه می نشستم خیلی دیر حالت انتقال دست می داد و چه بسیار که در حدود یک ساعت و بیشتر به توجه می نشستم ولکن ارتباط و انتقال و خلع حاصل نمی شد و در این اوان به فضل الهی که به توجه می نشینم زود منتقل می شوم. پوشیده نماند که هر چه مراقبت قوی تر باشد اثر حال توجه بیشتر و لذیذتر و اوضاع و احوالی که پیش می آید صافتر است.محقق گوید: ای مخاطب، مبادا که فریب ذکاوت اولیاء را بخوری که نقل این مکاشفات ساده از زبان ایشان برای گُم کردن ردّشان از مقامات والا و رفیع عرفانی است ، تا آنها را بیش از این مپنداری و مزاحم حالاتشان نشوی.چرا که ایشان هنوز در قید حیاتند، ولی در اوج ناشناختگی به سر می برند.از طرفی نیز این مکاشفات در سنین جوانی ایشان بوده و جزو اسرار «بگویشان» است، اسرار «مگو» را که اینان هیچ گاه بدین سادگی ها فاش نمی کنند.به درد عشق بساز و خموش کن حافظ رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول
منزل حسن زاده اینجاست!
جناب «حجت الاسلام شیخ مجید جعفر تبار» حکایت نمودند که:پس از ارتحال« آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی» مجلس ختمی در دانشگاه قم منعقد گشت و اینجاب به اتفاق یکی از بدوستان دیگر، مأمور شدیم تا نامه دعوت از علمای بر جسته قم برای شرکت در این مجلس ختم را به حضورشان تقدیم نماییم.پس از رساندن چند نامه، خود را به کوچه ای که منزل حضرت استاد علامه حسن زاده آملی در آن قرار دارد، رساندیم.

بنده از اتومبیل پیاده شدم ولی دقیقاً نمی دانستم کدام منزل متعلق به حضرت علامه می باشد.
لذا متحیر شده و در حال تردید قرار گرفتم که زنگ کدام یک از منازل را بزنم.کوچه هم خلوت و امکان پرسیدن از کسی نبود.در همین حین که مردّد بودم، ناگهان دیدم درِ یکی از منازل باز شد و علامه حسن زاده در حالی که لباس منزل بر تن داشتند، بیرون آمدند و خطاب به بنده فرمودند:آقا، منزل حسن زاده را می خواهید؟اینجاست!من که از دیدن این صحنه مات و مهبوت شده بودم حرکت کرده و به حضور مبارکش رسیدم و نامه را تقدیم نمودم و ضمن ادای احترام، خداحافظی کردم و برگشتم.
علم رضوی
در اوان جوانی علاقه بسیاری به علم و دانش داشتم.شبی در عالمی(کشف یا منام) مرا سیر دادند و طی الارض نمودم و زمین از زیر پایم می گذشت تا به ارض مقدس مشهد رضوی رسیدم و در حرم مطهرشان به محضرشان شرفیاب شدم.حضرت به بنده فرمودند:(چه می خواهی تا به تو بدهیم؟)بنده چون علاقه ی زیادی به علم داشتم از ایشان تقاضای علم نمودم.حضرت فرمودند:(پیش بیا) و زبان مبارکشان را در کام من نهادند و بنده از آن آبحیات ولایت، مکیدم.وقتی این تشرف از من رفع شد و به حالت عادی برگشتم دیدم سینه ام مالامال از علوم نورانیّهاست.
نگیرید، می سوزد!
حضرت علامه همواره از شهرت گریزان هستند.لذا اکثر اوقات از گرفتن عکس از ایشان جلوگیری می کنند.یک مرتبه گویا در جلسه ای شخصی چند عکس ناگهانی و بدون اطلاع قبلی از ایشان گرفتند.حضرت علامه رو به عکاس کردند و فرمودند:نگیرید عزیز جان، می سوزد!گویا آن فرد زیاد توجه نمی کند و یکی دوعکس دیگر هم می گیرد.وقتی عکس ها را برای ظاهر شدن می برد تمام آنها می سوزد!
نظر علامه حسن زاده آملی درباره مقام معظم رهبری

حضرت آیتا… حسنزاده آملی، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب میکنند. آقا ناراحت شده و به علامه میفرمایند این کار را نکنید. علامه حسنزاده میفرمایند: اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمیکردم. -ایشان در جای دیگر فرمودهاند: گوشتان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجتبنالحسن(عج) است. این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا میکند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیتا… طباطبایی درباره شاگردش علامه حسنزاده فرمودهاند: حسنزاده را کسی نشناخت جز امام زمان(عج). راهی که حسنزاده در پیش دارد، خاک آن توتیای چشم طباطبایی. -آیتا… حسنزاده آملی میفرمایند: رهبر عظیمالشأنتان را دوست بدارید، عالمی، رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده، قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را، مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند. خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگمرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیتا… معظم خامنهای عزیز را مستدام بدار -با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت ا… معظم،جناب خامنهای کبیر (متع ا… الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف)، این اثر نمونه دوران را اعنی، رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلدطیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم میدارم و عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسألت دارم.
توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:منبع اخذشده::بصیرت شیعه باافزودن تصاویر
مشاوره-روانشناسی