سدره المنتهی چیست؟
تفسیر المیزان، ج19.
کلمه سدر به معنای جنس درخت سدر و کلمه سدرة به معنای یک درخت سدر است و کلمه منتهی –گویا- نام مکانی است و شاید مراد از آن منتهای آسمانها باشد به دلیل اینکه می فرماید:
جنة المأوی پهلوی آن است و ما می دانیم که جنت مأوی در آسمانها است چون در آیه ای فرموده است: "و فی السماء رزقکم و ما توعدون"(ذاریات، 22) (هم رزق شما در آسمان است و هم آن بهشتی که وعده داده شده اید.). اما اینکه این درخت سدره چه درختی است؟ در کلام خدای تعالی چیزی که تفسیرش کرده باشد نیافتیم. و مثل اینکه بنای خدای تعالی در اینجا بر آن است که به طور مبهم و با اشاره سخن بگوید؛ مؤید این معنا، جمله "اذ یغشی السدرة ما یغشی" است که در آن سخن از مستوری رفته است؛ در روایات هم تفسیر شده به درختی که فوق آسمان هفتم قرار دارد و اعمال بندگان خدا تا آنجا بالا می رود.
تفسیر هدایت، ج 14، ص 150.
«در کنار درخت سدر (کنار) پایانی،» و آن درختی در آسمان هفتم است (از علیّ بن ابراهیم) «و قطر درخت به اندازه پیمودن صد سال از سال های دنیا برای عبور کردن از کنار آن است» از امام باقر (ع)، و شاید از آن روی به این نام خوانده شده که رساندن اعمال بندگان به آسمان در این جا به منتهی و پایان خود می رسد، و پایان محلّی است که یک آفریده خدا می تواند تا آن اندازه به خدا نزدیک شود.
نیز گفته اند که: آن درخت طوبی است، و علی بن ابراهیم (رض) گفت: آن درختی است که «شیعیان در بهشت در سایه آن به گفتگوی با یکدیگر می نشینند»، و شاید برزخی میان عالم دنیا و عالم آخرت بوده باشد.
ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 23، ص 389.
یعنی حضرت محمد (ص) جبرئیل (ع) را دید در حالتی که جبرئیل کنار سدرة المنتهی بود، و سدره درختی است بالای آسمان هفتم در طرف راست عرش که دانش هر فرشته ای به آن منتهی می شود و این از کلبی و مقاتل روایت شده است.
و از ابن عباس و ضحاک نقل شده است که سدرة المنتهی چیزی است که آنچه از زمین به آسمان می رود منتهای معراجش آنجاست و آنچه از آسمان از فرمان الهی میآید به آنجا منتهی می گردد.
بعضی هم گفته اند: ارواح شهدا تا آنجا بالا می روند.
بعضی گفته اند: آنچه از بالای سدرة المنتهی نازل می گردد در سدرة قرار می گیرد و سپس از آنجا تحویل گرفته میشود، و نیز آنچه که از ارواح بمعراج می رود سدره نهایت معراج آنان است و از آنجا تحویل گرفته می شود.
و منتهی بمعنی محل پایان یافتن است، و این درخت چون پایان عروج- فرشتگان است سدره به آن اضافه شده است.
و از مقاتل نقل شده است که سدرة المنتهی همان درخت معروف (طوبی) است.
و نیز گفته شده است که (سدره) درخت نبوّت است.
ترجمه بیان السعادة، ج 13، ص 444.
و آن نزد سدرهی که در آخر مقامات امکان واقع شده است بود و نامیدن درخت نور که در آخر مقامات قرار گرفته به «سدره» بدان جهت است که در آن مقام جز حیرت، ترس و دهشت چیزی نیست، و «سادر» کسی است که متحیّر باشد و آن درختی است در طرف راست عرش بالای آسمان هفتم، که علم هر ملایکه به آن منتهی میشود، اعمال خلایق از اولین و آخرین به آنجا منتهی میشود و ارواحی که بالا میروند به آنجا منتهی میشوند و کسی که مقیّد به قیود حدود باشد از آنجا فراتر نمیرود.
و لذا جبرئیل در آن مقام گفت: اگر یک سر انگشت نزدیکتر میرفتم میسوختم و آن درخت طوبی است و آن درخت نبوّت است، چنانچه بالای آن درخت ولایت است.
برگزیده تفسیر نمونه، ج 4، ص 580.
در باره «سدرة المنتهی» هر چند در قرآن مجید توضیحی نیامده، ولی در اخبار و روایات اسلامی توصیفهای گوناگونی پیرامون آن آمده است این تعبیرات نشان میدهد که هرگز منظور درختی شبیه آنچه در زمین میبینیم نبود، بلکه اشاره به سایبان عظیمی است در جوار قرب رحمت حق که فرشتگان بر برگهای آن تسبیح میکنند و امتهائی از نیکان و پاکان در سایه آن قرار دارند.
انوار درخشان، ج 16، ص 14.
گفته شده مفاد آیه آنستکه جبرئیل نزد (سدرة المنتهی) بود و آن شجرهای از سمت راست عرش الهی است و بالاتر از آسمان هفتم است که علم و احاطه هر فرشتهای به آن منتهی میشود و نیز منتهای عروج بسوی آسمان است و آنچه نازل میشود از مقام فوق آن و بمنظور تشریف سدره آنرا نزد بهشت محل سکونت نموده و ظاهر بهشت عالم قیامت است نه برزخ و بهشت مثالی در برزخ.
خلاصة المنهج، ج 6، ص 47.
عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهی نزدیک شجره سدرة المنتهی و آن درختی است بر بالای آسمان هفتم در اصل عرش و شاخ و برک آن بر سر همه عالمیان است و علم ملائکه و سایر مخلوقات بدان منتهی می شود و از آن در نمی گذرد و آنچه ورای آنست جز خدا نداند و لهذا حضرت امیر المؤمنین علی فرمود که سلونی مادون العرش مرا از مادون عرش پرسید در معالم تنزیل آورده که آن حضرت را در آن شب عروجات روی نمود و ترقیات دست داد و در آن عروجات این رؤیة ثانیه او را حاصل شده نزدیک سدرة المنتهی در کشاف مذکور است که سدرة المنتهی درخت سدر است که آنرا نبق نیز گویند و آن در آسمان هفتم است از جانب راست که میوه آن مانند قله های کوه است و ورق آن بطریق گوشهای فیل و جمیع انهار بهشت از زیر آن تابعاند و عظمة آن بر وجهی است که سوار سریع السیر در عرض هفتاد سال
قطع مسافة آن نتواند کرد و انتهای آن باعتبار آنست که آن منتهای جنت است یا منتهای ارواح شهدا از رسول «ص» مرویست که چون شب معراج بسدره رسیدم جبرئیل مرا گفت این سدرة المنتهی است هر کس از امة که بر نهج و طریقه تو مرده باشد به این جا خواهد رسید پس حضرت فرمود که من نگاه کردم دیدم که چهار جوی از زیر آن بیرون میآید فذلک قوله و انهار من عسل مصفی یکی از آب و یکی از شیر و یکی از می و یکی از عسل و عظمة آن درخت بر وجهی بود که اگر سوار تندرو در سایه آن برفتی آخر نشدی و از مقاتل مرویست که یک برک آن همه دنیا را سایه کند و ثمره آن انواع حلی و حلل است و همه الوان میوه بر آن باشد و سوار سریع السیر صد سال از گرد ساق آن بیرون نرود و نزد مقاتل سدره و طوبی هر دو یکیست.
سرانجام به هفتمین آسمان رسید، و در آنجا حجابهایی از نور مشاهده کرد، همانجا که «سدره المنتهی» وجنه المأوی» قرار داشت و پیامبر (ص) در آن جهان سراسر نور و روشنایی به اوج شهود باطنی و قرب الی الله و مقام «قاب قوسین اوادنی» رسید، وخداوند در این سفر او را مخاطب ساخته، و دستورات بسیار مهم و سخنان فراوانی به او فرمود و برخی احادیث قدسی در این سفر بر آن حضرت وارد شده است. (9) همچنین نمازهای پنجگانه بر پیامبر (ص) واجب شد و جبرئیل آمد و همراه پیامبر نمازهای پنجگانه را انجام داد.(10) و رهبری و ولایت علی (ع) مطرح شد.
کلمه «سدرة المنتهي» در آیه 14 سوره نجم مورد اشاره واقع شده است ؛ و مفسرین بر این اعتقادند که سدرةالمنتهی یکی از منازلی است که حضرت خاتم الانبیاء (ص) در معراج ، از آن گذر کرده است ؛ از آیات سوره نجم استفاده می شود که جنةالمأوی (بهشت ابدی اخروی ) نیز در کنار سدرةالمنتهی است ؛ و نیز استفاده می شود که بالاتر از سدرةالمنتهی نیز حقیقتی وجود دارد که آن را احاطه کرده است ؛ ولی در قرآن کریم به حقیقت این امر محیط بر سدرةالمنتهی اشاره نشده است. همچنین از آیات سوره نجم استفاده می شود که پيامبر(ص) در سدرةالمنتهی کسی را دیده است ؛ « وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى - عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى - و بار ديگر نيز او را مشاهده كرد ؛ نزد سدرة المنتهى» ؛ برخی مفسرین گفته اند آن کس ،جبرئيل (ع) بود که پیامبر (ص) در سدرةالمنتهی ، صورت واقعي و حقيقي او را مشاهد نمود ؛ امّا برخی دیگر و از جمله علامه طباطبایی ، در المیزان ، گفته اند: آن حضرت در سدرةالمنتهی ، خدا را با چشم قلب مشاهد نمود ؛ و آنگاه روایاتی را ناظر بر این مطلب آورده اند.
از برخي روايات ائمه معصومين(ع) استفاده می شود که سدرة المنتهي در انتهای آسمان هفتم است و همه امور و از جمله اعمال و عقائد و دین بني آدم تا سدرة المنتهي بالا مي رود و منتهاي صعود امور و اعمال و دین و اعتقاد افراد ، آنجا مي باشد ؛ و به همين جهت به آن سدرة المنتهي گفته شده است . انتهای صعود جناب جبرئیل(ع) به همراهی نبی اکرم (ص) نیز تا سدرةالمنتهی بوده است ؛ و سیر معراجی آن حضرت بعد از سدرةالمنتهی بدون همراهی جبرئیل (ع) بوده است. همچنین از روایات اهل بیت (ع) به دست می آید که نبی اکرم (ص) بعد از گذر از سدرةالمنتهی به عرش الهی رسیده است . باز در روایات آمده است که آن حضرت ، بعد از گذر از سدرةالمنتهی به حجب نور رسیده اند ؛ و در برخی روایات حضرت فرمودند: از هفتاد حجاب نور گذشتم تا به عرش رسیدم. و در روایتی بهشت را بین عرش و سدرة المنتهی قرار داده اند ؛ لذا ممکن است مراد از حجب نور همان مراتب بهشت باشد ؛ و شاید از این قرائن بتوان نتیجه گرفت که آنچه سدرةالمنتهی را احاطه کرده است ، همین حجب نورند. در برخی روایات اسامی این حجب نیز ذکر شده است ؛ واز جمله آنها یکی هم کرسی است ؛ و مافوق کرسی عرش است.
امّا حقیقت سدرةالمنتهی چیست؟
سدر نام درختی است که در فارسی آن را کُنار گویند و آن غیر از چنار است ؛ میوه و برگ آن داروی طبّی است ؛ و پودر برگ آن برای شستن بدن به کار می رود ؛ گفته اند این درخت تا چهل متر بلند می شود و بیش از دوهزار سال عمر می کند. و المنتهی صفت یا مکان آن را مشخص می کند ؛ بنا بر این سدرةالمنتهی یعنی درختی که در انتهای هفت آسمان قرار دارد ؛ یا درختی که انتهای سیر همه امور به اوست .
با کنار هم گذاشتن آیات و روایاتِ مربوط به سدرةالمنتهی و برخی آموزه های برهانی فلسفه اسلامی می توان گفت که سدرةالمنتهی حقیقتی مجرّد(غیرمادّی ) بوده و از موجودات عالم ملائک است و مثل ملائکی چون جبرئیل (ع) از مادیّت و زمان ومکان و شکل و رنگ و امثال آنها منزّه است. یکی از اصحاب امام صادق (ع) به نام سلیمان می گوید از امام (ع) در باره حقیقت سدرةالمنتهی سوال کردم ، حضرت فرموده اند: « أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ ؛ فَقَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (ص) جَذْرُهَا وَ عَلِيٌّ (ع) ذِرْوُهَا وَ فَاطِمَةُ فَرْعُهَا وَ الْأَئِمَّةُ أَغْصَانُهَا وَ شِيعَتُهُمْ أَوْرَاقُهَا قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا مَعْنَى الْمُنْتَهَى قَالَ إِلَيْهَا وَ اللَّهِ انْتَهَى الدِّينُ مَنْ لَمْ يَكُنْ مِنَ الشَّجَرَةِ فَلَيْسَ بِمُؤْمِنٍ وَ لَيْسَ لَنَا شِيعَةً »(بحار الأنوار ؛ ج24 ؛ص140 ) ( سليمان گفت از حضرت صادق عليه السّلام راجع به «سِدْرَةِ الْمُنْتَهى» پرسيدم؛ فرمودند: اصل آن ثابت و فرعش در آسمان است ؛ــ اشاره است به آیه 24ابراهیم ــ فرمودند: پيامبر اكرم (ص) اصل و تنه آن درخت است ؛ و علي عليه السّلام قسمت بالاى درخت و فاطمه(س) تنه های فرعی آن و ائمه عليهم السّلام شاخههاى درخت و شيعيان برگ درختند ؛ عرض كردم فدايت شوم پس معنى (المنتهى) چيست فرمود بخدا قسم دين به آن منتهى مي گردد هر كه از آن شجره نباشد نه مؤمن است و نه شيعه ما. »
از این روایت استفاده می شود که سدرةالمنتهی ؛ از مراتب حقیقت نوری چهارده معصوم است که جامع امور و حقایق بوده و همه امور و اعمال و اعتقاد و دین مردم به آنها ختم می شود ؛و کسی در سیر کمالی از آنها فراتر نمی رود.
بیت المعمور.
معنی لغوی بیت المعمور ، خانه ی آباد است ؛ در روایات اهل بیت (ع) آمده است که بیت المعمور خانه است در آسمان چهارم که محل زیارت و عبادت فرشتگان است ؛ و به سبب عبادت فرشتگان آباد است ؛ و آن محازی خانه کعبه و عرش است.« عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ سُئِلَ لِمَ سُمِّيَ الْكَعْبَةُ كَعْبَةً قَالَ لِأَنَّهَا مُرَبَّعَةٌ فَقِيلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَتْ مُرَبَّعَةً قَالَ لِأَنَّهَا بِحِذَاءِ بَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِيلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْبَيْتُ الْمَعْمُورُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّهُ بِحِذَاءِ الْعَرْشِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِيلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْعَرْشُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّ الْكَلِمَاتِ الَّتِي بُنِيَ عَلَيْهَا الْإِسْلَامُ أَرْبَعٌ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ »(بحار الأنوار؛ ج55 ؛ص5 )( از امام صادق عليه السّلام پرسيدند : چرا كعبه ، كعبه نامیده شد ؟ فرمودند: چون چهار گوش است، گفته شد چرا چهار گوش شده؟ فرمودند: چون برابر بيت المعمور است كه چهار گوش است ؛ گفته شد: چرا بيت المعمور چهار گوش است؟ فرمودند: چون برابر عرش است كه چهار گوش است ، گفته شد : چرا عرش چهار گوش شده؟ فرمودند: چون اساس اسلام بر چهار كلمه است ، سبحان، و الحمد للَّه، و لا إله إلّا اللَّه، و اللَّه أكبر. »
« وَ رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ لَوْ أُلْقِيَ حَجَرٌ مِنَ الْعَرْشِ لَوَقَعَ عَلَى ظَهْرِ بَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ لَوْ أُلْقِيَ مِنَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ لَسَقَطَ عَلَى ظَهْرِ الْبَيْتِ الْحَرَام ...» (بحار الأنوا ؛ج55 ؛ص8 ) ( امام صادق (ع) فرمودند: اگر سنگی از عرش فرو افتد در پشت بام بیت المعمور قرار می گیرد ؛ و اگر از بیت المعمور فرو افتد در پشت بام کعبه قرار می گیرد . ... )
مشاوره-روانشناسی